عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
بازدید : 211
نویسنده : sina95

 دنیای تکنولوژی هر لحظه در حال پیشرفت است و با پیدایش یک صنعت یا علم جدید بلافاصله محصولی علیه آن عرضه می‌شود. با پیشرفت دنیای کامپیوترها و آغاز نسل اول ارتباط‌های شبکه‌ای کم‌کم نفوذ و هک شکل گرفت. امروز قصد داریم تا نگاهی به هک و تاریخچه آن بیندازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

قبل از هر چیز بهتر است که معنی اصلی و لغوی کلمه هک را بدانیم، دانشنامه آنلاین ویکی‌پدیا کلمه هک را سود بردن از یک روش هوشمندانه و سریع برای حل یک مشکل کامپیوتری معنی کرده است، البته در گفتگوهای امروزی هک به معنی نفوذ به یک سیستم رایانه‌ای است. این کلمه در لغتنامه ادبیات به معنای سوراخ است. از طرفی دیگر، برخی از افراد عمل هک را یک جادوی بزرگ با ترکیب دانش برنامه‌نویسی و کامپیوتر می‌دانند.

تاریخچه هک: آنچه که در دنیای هک گذشته است


حال هکر کیست؟ به کسی که عمل هک را انجام می‌دهد هکر می‌گویند، هکر با داشتن دانش برنامه نویسی و گاهی اوقات برنامه‌های خاص که اغلب خودشان طراحی می‌کنند به یک سیستم رایانه‌ای نفوذ می‌کنند و از اطلاعات موجود در آن سیستم استفاده می‌کنند. البته هکرها به چند دسته مختلف تقسیم می‌شوند که بعدا با آن‌ها آشنا خواهید شد.

اگر قصد داشته باشیم که به تاریخچه این دانش نگاه کنیم، باید اعلام کنم که هک و نفوذ به سیستم تاریخچه دقیقی ندارند و از همان روز اولی که یک کامپیوتر کار می‌کرد، روز بعد هک شد و کم کم با پیشرفت شبکه‌های کامپیوتری گروه‌های هکر شکل گرفت، همچنین جرائم اینترنتی آغاز شد. چندی پیش در سال نامعلومی که هنوز جزئیاتی درباره آن مشخص نشده شرکت MIT مورد حمله یک گروه هکر قرار گرفت، این گروه جوانانی تحصیل کرده بودند و جرائم زیادی در آن زمان مرتکب شدند، البته هیچ‌وقت مجازات نشدند.

تاریخچه هک: آنچه که در دنیای هک گذشته است


به هر حال این روزها دنیای مجازی بسیار پرخطر شده و هر لحظه امکان دارد که یک هکر قدرتمند به رایانه شما نفوذ کرده و از اطلاعات شما سوءاستفاده کند.



انواع هکرها و نحوه‌ی هک کردن آن‌ها

هکرها به چهار دسته کلی کله سفید، کلاه مشکی، کلاه خاکستری و کلاه صورتی تقسیم می‌شوند که معمولا کارهای متفاوتی نسبت به یکدیگر انجام می‌دهند.

تاریخچه هک: آنچه که در دنیای هک گذشته است

 

  • هکرهای کلاه سفید: به هکرهایی گفته می‌شود که کارهای مفید انجام می‌دهند و اغلب شناخته شده‌اند، به عبارت دیگر این دسته از هکرها مرتکب هیچ خلافی نمی‌شوند و بیشتر وقت‌ها برای دولت کار می‌کنند. برای مثال این هکرها، نقص‌های موجود در سیستم امنیتی را پیدا کرده و از ورود دیگر هکرها به آن جلوگیری می‌کنند.
  • هکرهای کلاه مشکی: این هکرها دقیقا ضد هکرهای کلاه سفید هستند، هکرهای کلاه مشکی خرابکاری را بیشتر از هر چیز دوست دارند و تقریبا همیشه پس از سرقت اطلاعات به رایانه قربانی صدمه می‌زنند. استفاده از آنتی ویروس‌ها بهترین راه برای مقابله با این نوع هکرها است که البته همیشه پاسخگو نیست.
  • هکرهای کلاه خاکستری: به این نوع هکرها اصطلاحا واکر هم گفته می‌شود و هدف اصلی آن‌ها تفریح است، کار این نوع هکرها فقط دزدیدن اطلاعات کاربر روی رایانه بوده و به سیستم قربانی هیچ صدمه‌ای وارد نمی‌کنند. تفاوت عمده ین نوع هکرها با انواع هکر در این است که فقط برای اطلاعات با ارزش عملیات نفوذ را انجام می‌دهند.
  • هکرهای کلاه صورتی: این دسته از هکرها معمولا دانش برنامه نویسی ندارند و اغلب با برنامه‌های خریداری شده و اسکریپت‌ها موجود در اینترنت خودنمایی می‌کنند، از آنجا که این هکرها همیشه به دنبال خودنمایی هستند، خود را در جمع‌های مختلف معرفی می‌کند و گاهی اوقات دیگر هکرها به فکر در دام انداختن هکرهای کلاه صورتی می‌افتند.معروف‌ترین هکرهای دنیا




استیو وزنیاک

تاریخچه هک: آنچه که در دنیای هک گذشته است


استیو وزنیاک یکی از برترین‌های دنیای هک است، استیو یکی از موسسان اصلی شرکت اپل بوده که فعالیت عمده او در اپل 2 انجام می‌شد او در کنار استیو جابز شرکت اپل را تاسیس کردند و پس از تلاش بسیار توانستند اولین رایانه شخصی را تولید کنند. این دو، بخشی از نوجوانی خود را به‌عنوان هکر زندگی کرده‌اند و از فعالیت عمده آن‌ها می‌توان به ساخت جعبه آبی اشاره کرد. این جعبه تماس تلفنی از راه دور را به‌صورت رایگان امکان‌پذیر می‌کرد.



تیم برنزلی

تاریخچه هک: آنچه که در دنیای هک گذشته است


تیم برنزلی مخترع و بنیانگذار دنیای پهناور وب ( World Wide Web ) است. وی دانشمند علوم رایانه بوده و ریاست کنسرسیوم وب جهان‌گستر است و تکامل وب را تحت نظر دارد. این شخص از دانش برنامه نویسی بسیار بلایی برخوردار است و قطعا برای کسی که خالق چیزی باشد نفوذ به آن، کارِ دشواری نیست.



لینوس توروالدز

تاریخچه هک: آنچه که در دنیای هک گذشته است


همان‌طور که می‌دانید بیشتر هکرها از سیستم عامل سورس باز لینوکس استفاده می‌کنند، جالب است بدانید که لینوس توروالدز یک مهندس فنلاندی آمریکایی است و سازنده هسته اصلی این سیستم عامل است. این شخص هم اکنون معمار ارشد پروژه لینکوس است و مدیریت کلی را بر عهده دارد.



ریچارد متیو استالمن

تاریخچه هک: آنچه که در دنیای هک گذشته است


این شخص در دنیای مجازی به‌عنوان یک هکر شناخته نشده است، اما با قدرت و دانش زیادی که در برنامه نویسی دارد، یک هکر ماهر به شمار می‌آید. ریچارد متیو استالمن از دسته هکرهای کلاه سفید بوده و با توجه به توانایی عظیم، تاکنون در دنیای آنلاین هیچ خرابکاری بزرگ یا کوچکی نداشته است و مانند هر هکر دیگری این عقیده را دارد که تمامی اطلاعات دنیا باید به اشتراک گذاشته شود.



دیوید اسمیت

تاریخچه هک: آنچه که در دنیای هک گذشته است


دیوید اسمیت خالق ویروس ملیسا است، البته ممکن است که نام این ویروس را شنیده باشید. ویروس ملیسا به‌گونه‌ای طراحی شده بود که از طریق ایمیل به سیستم هدف ارسال می‌شد و اطلاعات ناخواسته‌ای را به ایمیل فوق ارسال می‌کرد، این ویروس برای مدتی تمام شبکه پست الکترونیکی یا همان ایمیل را بدنام کرد.



رابرت تاپان موریس

تاریخچه هک: آنچه که در دنیای هک گذشته است


رابرت از هکرهای مشهور جهان بوده و هنوز هم درباره خرابکاری‌های قدیمی او در دنیای مجازی صحبت می‌شود. این هکر در سال 1988 میلادی ویروسی را طراحی کرد که نیاز به دانلود نداشت و فقط با باز کردن یک سایت به سیستم منتقل می‌شد و در مدت کوتاهی آن‌قدر تکثیر می‌شد که حافظه رم را آشغال می‌کرد. این شخص برای مدتی کل فضا اینرتنت را آلوده کرده بود و پس از دستگیری اعلام کرد که فقط قصد شوخی با یک فرد را داشته است.



ویلیام نپستر


هویت این هکر هنوز فاش نشده است اما بزرگ‌ترین خرابکاری او از کار انداختن کل شبکه اینترنت بود. چندین ساله پیش شرکت نوترون نسخه جدید آنتی‌ویروس خود را منتشر کرد و مدعی شد که می‌تواند از هر سیسمی محافظت کند، در شب همان روز پیغامی روی تمامی سیستم‌های شرکت نوترون با عنوان «لطفا حرف خود را پس بگیرید» به نمایش در‌آمد. نوترون به این پیغام هیچ توجهی نکرد و پس از چند ساعت به‌صورت کامل اینترنت کل دنیا قطع شد. ویلیام پس از وصل دوباره اینترنت اعلام کرد که هر لحظه بخواهد می‌تواند اینترنت جهان را دوباره قطع کند، لازم به ذکر است که تاکنون تنها 40 درصد از کل این ویروس شناخته شده و هنوز به‌صورت کامل پاکسازی نشده است.



نیکیتا کوزمین

تاریخچه هک: آنچه که در دنیای هک گذشته است


نیکیتا کوزمین یکی دیگر از هکرهای بزرگ جهان است، این شخص یکی از سه خالق ویروس گوزی است و جرائم رایانه‌ای بسیاری را مرتکب شده است. این ویروس از طریق فایل‌های پی دی اف به سیستم کاربران نفوذ می‌کند و اطلاعات آن را به منبع ارسال می‌کند. ویروس گوزی در سال 2007 شناسایی شد اما تا آن زمان میلیون‌ها دلار پول را از حساب‌های بانکی مختلف به سرقت برده شد. این شخص پس از دستگیری 6.9 میلیون دلار جریمه شد و همچنین به 37 ماه حبس محکوم شد. البته وی در شناسایی این ویروس به کارشناسان فدرال کمک بسیاری کرد و همین امر باعث بر تخفیف در زمان محکومیت این هکر بزرگ شد.



آیا هر سیستم قابل نفوذ است؟


هکرهای بزرگ‌تری از لیست بالا در دنیای مجازی وجود دارند که هنوز هیچ اطلاعاتی درباره آن‌ها منتشر نشده است، همچنین لیست منتشر شده تنها چند نفر از هکرهای مشهور جهان هستند و لیست بلندبالایی می‌توان تهیه کرد. معمولا هکرهای بزرگ بر این باورند که هیچ سیستمی امن نیست و هیچ چیز در این دنیا غیرقابل نفوذ نیست. با این حال هکرها توانایی نفوذ به هر سیستمی را دارند و خطر هرلحظه در کمین است. بهترین راه مقابله در برابر آن‌ها هم استفاده از فایروال‌های قوی است، که برای حرفه‌ای‌ها تاثیری ندارد، البته فایروال‌های سخت افزاری امنیت بیشتری دارند و از آن‌ها در مراکز بزرگ استفاده می‌شود. به هر حال همیشه خطر در دنیای دیجیتال وجود دارد و احتمال در دام افتادن هم بسیار زیاد است.


تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
بازدید : 210
نویسنده : sina95

  بیشتر ما دست کم یک دهه اخیر را مشغول استفاده از کامپیوترهای شخصی بوده ایم. این محصولات، دارای ویژگی های خاصی هستند که کمتر می توان آنها را در سایر ابزارهای برتر دنیای تکنولوژی یافت. یکی از همین خصوصیات، ماژول پذیری آنها و انعطاف بالای شان در تعویض قطعات است.

آیا موبایل های ماژولار متحول کننده دنیای اسمارت فون ها خواهند بود؟


چند سال پیش زمانی که این ایده اولین بار تحت عنوان «فون بلاکس» از سوی شخصی به نام «دیو هیکنز» مطرح گشت، بلافاصله پروژه آرا هم خبر ساز شد. اما هنوز هم چنین موبایلی در دسترس نیست. هر چند که ایده اولیه و خام این طرح، می تواند هر گیکی را به شنیدن بقیه ماجرا علاقمند کند.

ایده ماژول بندی موبایل های هوشمند، هنوز هم مفهومی نو به شمار می رود و به صورت کامل عملی نشده. چند سالی است که گوگل آواز «آرا» سر می دهد اما تازه همین چند روز پیش و در رویداد I/O بود که گفته شد محصول نهایی، در نقطه ای نامشخص از سال ۲۰۱۷ عرضه می گردد، در حالی که یک نمونه در پاییز امسال به دست توسعه دهندگان خواهد رسید.

دُوز موبایل های ماژولار را که پایین تر بیاوریم، می رسیم به پرچمدار تازه شرکت ال جی که G5 نام دارد و حالا چند ماهیست که در بازار نیز عرضه شده؛ محصولی که اگرچه وعده ماژولار بودن می دهد، اما این ویژگی را به شکل کاملاً محدود در اختیار کاربرش قرار می دهد.

آیا موبایل های ماژولار متحول کننده دنیای اسمارت فون ها خواهند بود؟


حقیقت این است که ال جی را باید اولین سازنده نام داری دانست که ایده موبایل های ماژولار را جدی گرفته و آن را تا حدی هم عملی کرده است. این شرکت در ماه های گذشته و زمانی که اسمارت فون خود را در MWC و در بارسلون رونمایی کرد، از مجموعه ماژول های «دوستان» نیز پرده برداشت.

ایده ابتدایی ال جی قابل قبول بوده، اما مشکل از جایی شروع می شود که تعداد دوستان کاملاً محدود است و هنوز شرکت های شخص ثالث دست به توسعه دوست جدیدی برای این موبایل کره ای نزده اند. در میان دوستان رسمی G5 هم، شاید بتوان «CAM Plus» را مفیدترین آنها دانست.

این ماژول هم کاربرد بهتری به دستگاه مورد اشاره می دهد و هم وضعیت طراحی آن را به هم نمی ریزد، در حالی که از منظر طراحی، استفاده از دیگر ماژول های G5 و اتصالشان به بدنه موبایل مذکور، موجب می شود که تا حد زیادی شاهد عدم تطابق ظاهری دستگاه و ماژول باشید.

با این حال، ال جی شجاعت لازم را داشت تا به سراغ محصولی نوآورانه رود، محصولی که سخت افزارساز های بزرگ، علاقه ای به توسعه نمونه مشابه اش نشان نداده اند. اما همانطور که پیش از این نیز ذکر شد، هنوز سازنده شخص ثالث دیگری اقدام به توسعه ماژول برای G5 نکرده است.

موضوع دیگر مربوط به ساختار G5 و نحوه قرار گرفتن ماژول ها در آن است. مشکلی که در طراحی ماژولار G5 وجود دارد، این است که شما حتی اگر بخواهید به سراغ دوستان این اسمارت فون رفته و یک ماژول دیگر در آن قرار دهید، باید دستگاه را به شکل کامل خاموش کرده، ماژول را تغییر داده و سپس دوباره آن را روشن کنید. همین مسئله باعث می شود تا استفاده از ماژول های دیگر تا حدی سخت به نظر برسد. از طرفی، پیش از این نیز گفته شده که ال جی می توانست برای حل این مشکل، یک باتری کوچک دیگر در خود موبایل تعبیه کند که برای یک الی دو دقیقه به کاربر فرصت دهد تا ماژول را تغییر داده و باتری اصلی را سر جای خود قرار دهد.

آیا موبایل های ماژولار متحول کننده دنیای اسمارت فون ها خواهند بود؟


G5، اولین تلاش ال جی در زمینه موبایل های ماژولار است و معمولا نخستین تلاش، بدون مشکل هم نیست. برای مثال در بخش پایین دستگاه که از بدنه جدا می شود، شکافی را می توان دید که در سرتاسر عرض دستگاه یکسان نیست. البته تمام G5 ها مشکلی که در تصویر فوق دیده می شود را ندارند.

شاید اصلا نباید مشکل را از LG دانست. شاید چنین رخدادهایی، از مشکلات بدیهی طراحی های ماژولار موبایل ها باشند و شما اگر به عنوان یک کاربر چنین محصولی را طلب می کنید، باید آماده مواجه شدن با ایراداتی که هنوز رفع نشده اند بشوید.

در طراحی کنونی سخت افزار موبایل های هوشمند، قطعات داخلی درون دستگاه جای می گیرند و همانجا نیز باقی می مانند. اما زمانی که بخواهید در این حالت تغییری ایجاد کرده و آنها را قابل گشودن و بستن توسط کاربر نهایی کنید، هر اتفاقی محتمل است.

پس از ال جی، تلاش بعدی در زمینه موبایل های ماژولار از سوی شرکت موتورولا با محصولات جدید سری «Moto Z» صورت خواهد گرفت. چند روز پیش «اوان بلس» در سایت «VentureBeats» نوشت که موتورولا تصمیم دارد این نوع طراحی را به خانواده موبایل های مذکور بیاورد.

آیا موبایل های ماژولار متحول کننده دنیای اسمارت فون ها خواهند بود؟


وی در وب سایت یاد شده نوشت: ]موتورولا دست کم ۶ ماژول در نظر گرفته که نام «Amps» برای شان انتخاب گشته. ماژول ها به شکل جداگانه فروخته خواهند شد. نمونه هایی که از ابتدای کار موجود هستند، مشمول ماژول اسپیکر، باتری بزرگتر، دوربین قوی تر با زوم اوپتیکال و فلاش، پروژکتور و یک قاب محافظ سخت مجهز به لنز واید می شوند.»

باید دید در آینده محصول جدید موتورولا چگونه خواهد بود اما از طرفی و با توجه به شایعاتی که تا کنون منتشر شده، به نظر می رسد که موتورولا با تحقیقات بیشتری دست به توسعه یک تلفن هوشمند ماژولار زده باشد.

پروژه آرا

آیا موبایل های ماژولار متحول کننده دنیای اسمارت فون ها خواهند بود؟


به پروژه ای می رسیم به نام آرا از گوگل که البته پیش از این نیز به اختصار مواردی در موردش ذکر شد. گوگل تا آوردن محصول نهایی در جمع کاربران، راه دراز و پر مانعی در پیش دارد. از یک سو تغییر دیدگاه کاربران که چندین سال است به خرید موبایل های استاندارد مشغول هستند و از طرف دیگر، توسعه و فروش ماژول های جانبی با قیمتی که کاربران را به خود مجذوب کند. در کنار همه این ها، در نظر بگیرید که گوگل هنوز هم نمی داند آیا در نهایت کاربران به این محصول ابراز علاقه خواهند کرد یا خیر.

پروژه آرا تا کنون با تاخیرهای بسیاری مواجه شده اما این بار به نظر می رسد که گوگل تلاش دارد هر طور که شده تا پایان امسال، نسخه ای از این محصول را به دست توسعه دهندگان رسانده و در سال آینده، نمونه پایانی را به کاربران عرضه کند.

آیا موبایل های ماژولار متحول کننده دنیای اسمارت فون ها خواهند بود؟


فراموش نکنید که در سال های گذشته، دقیقاً وعده مشابهی در خصوص «گوگل گلس» نیز داده شده بود. گوگل می گفت که ابتدا نسخه توسعه دهنده را عرضه خواهد کرد و پس از مدتی، نمونه نهایی برای کاربران عادی از راه می رسد. در نهایت ولی چنین شد که دست کم حالا، این پروژه به شکل پیشین دنبال نمی شود و ایده های قبلی، دور ریخته شده اند.

پروژه آرا حالا در موقعیتی قرار گرفته که می توان گفت بیشتر یادآور سرگذشت گوگل گلس است. در این میان برخی مسائل هم به طور کلی مشخص نیست. آیا گوگل تصمیم دارد خودش دست به تولید انبوه این محصول بزند و تبدیل به یک سازنده سخت افزار شود؟ می خواهد با یک شرکت دیگر همکاری کند؟

گوگل برای ساخت چنین موبایلی به همکاری چندین شریک تجاری نیاز دارد و همین مسئله، می تواند تا حدی موجب نگرانی و از دست رفتن یکپارچگی در ساخت این محصول شود.

آیا موبایل های ماژولار متحول کننده دنیای اسمارت فون ها خواهند بود؟


پروژه آرایی که گوگل اکنون از آن می گوید، یک موبایل هوشمند کاملاً ماژولار نیست. پیش از این چنین بیان می شد که کاربر خواهد توانست تمام بخش های دستگاه را جدا کرده و آن را با نمونه ای بهتر جایگزین کند اما حالا مشخص شده که گوگل قرار است محصولی را ارائه دهد که چیپست مجتمع آن، درون بدنه قرار گرفته و توسط کاربر قابل تعویض نیست.

برخی باور دارند که اساساً نمی توان موبایلی را طراحی کرد که کاربر بتواند اجزای حیاتی اش را به راحتی و بدون هیچ ابزاری، از جای خود خارج کرده و نمونه دیگری را جایگزین کند. اینجاست که باید بپرسیم که از پایه تفاوت یک موبایل ماژولار با محصولات استاندارد دیگر چیست؟ مخصوصاً زمانی که قرار باشد پردازنده مرکزی و به طور کلی چیپست مجتمع بدون تغییر باقی بماند.

این مسئله زمانی نگران کننده تر می شود که ندانیم گوگل برای چیپست مجتمع، چه گزینه ای را در نظر دارد. اگر این شرکت از اسنپدراگون ۸۲۰ استفاده کند، دست کم می توان تا دو الی سه سال از بابت قدرت پردازشی مورد نیاز، خاطر جمع بود ولی در صورتی که این شرکت به سراغ چیپست های سری اسنپدراگون ۶۰۰ برود، قدرت پردازشی موبایل مبتنی بر پروژه آرا از همین حالا در بالاترین حد نیست و در آینده هم کاربر نمی تواند پردازنده مرکزی و پردازشگر گرافیکی دستگاه را تغییر دهد.

قیمت دستگاه و ماژول هایش چه می شود؟ همین حالا ال جی مبلغ کمی را برای هر یک از دوستان ال جی طلب نمی کند. آیا قرار است ماژول های پروژه آرا هم به چنین شکلی فروخته شوند؟ آیا قرار است این ماژول ها صرفاً ویژگی های موبایل های ساده را به ارمغان آورده و یا نقاط متمایز کننده ای هم دارند؟ کیفیت ساخت چه می شود و در صورتی که محصول نهایی پروژه آرا متولد شود، باز هم باید منتظر ایرادات مرتبط به کیفیت کنترل بود؟

آرا تا چه حد ضروری است؟

آیا موبایل های ماژولار متحول کننده دنیای اسمارت فون ها خواهند بود؟


جدا از همه این گفته ها، به بحث دیگری می رسیم به نام «ضرورت». ادعای ابتدایی محصولات ماژولار این بوده که کاربر بتواند به راحتی بخش هایی را از آنها جدا کرده و نمونه بهترش را اضافه کند. همانطور که گفتیم، گوگل بیان کرده که چیپست مجتمع دستگاه قرار نیست قابل تعویض باشد.

از طرفی، حالا سازنده هایی در جهان مشغول توسعه موبایل های هوشمند هستند که محصولات خود را با کمترین سود ممکن به فروش می رسانند. حال اگر در چنین شرایطی، هر ماژول برای موبایل گوگل ۵۰ دلار قیمت داشته باشد در حالی که سازنده هایی مانند شیائومی، اوپو و وان پلاس با مبلغی پایین تر از ۱۵۰ دلار، موبایل هایی با کیفیت ارائه می دهد، چرا یک کاربر باید این ضرورت را احساس کند که به سراغ پلتفرم گوگل بیاید؟

موبایل ماژولار ال جی، تنها این امکان را به کاربر می دهد که باتری را به سرعت تعویض نموده و یا دوربین یا اسپیکر بهتری به موبایل خود اضافه کند. آیا این ویژگی ها کاربردی هستند؟ پاسخ به کاربر دستگاه بستگی دارد. از طرفی موتورولا نیز محصول مشابهی در دست توسعه دارد. محصول گوگل هم ویژگی های مشابهی را به ارمغان می آورد مگر اینکه قیمت ماژول های آن، بسیار ارزان تر از محصولات ال جی و موتورولا باشد.

باز هم می رسیم به مبحث ضرورت؛ عامه کاربران خبر از مشخصات سخت افزاری موبایل شان ندارند و تا زمانی که امور آنها به شکل راحت انجام شود، برای شان اهمیتی ندارد که چیپست مجتمع چیست و چه میزان رم در تلفن هوشمندشان به کار رفته. با توجه به کم بودن تعداد افرادی که مشخصات برایشان اهمیت دارد، باز هم این سوال پیش می آید که گوگل چگونه می خواهد از فروش ماژول ها کسب درآمد کند. تنها راه حل منطقی، این است که شرکت مذکور چندین میلیون دلار هزینه تبلیغات کند تا به عامه مردم آموزش دهد که هر کدام از بخش های بکار رفته در موبایلشان چیست و تعویض آنها، می تواند چه مزایایی دربرداشته باشد.

آیا موبایل های ماژولار متحول کننده دنیای اسمارت فون ها خواهند بود؟


در حال حاضر بزرگترین مشکلی که به برنامه های گوگل با پروژه آرا وارد است، قیمت ماژول ها و سپس درآمدی که این شرکت از آنها کسب می کند است. در سال های اخیر قطعات سخت افزاری ارزان و ارزان تر شده اند و در این بین، سود حاصل شده توسط شرکت های سازنده نیز کاهش یافته.

همانگونه که ذکر شد، اگر قرار باشد ماژول ها با قیمت بالایی به فروش برسند، کل ویژگی ماژولار بودن یک دستگاه زیر سوال می رود و شرکت هایی نظیر سامسونگ و ال جی نیز علاقه ای به مشارکت با گوگل در این پروژه پیدا نخواهند کرد.

از زمانی که برای اولین بار حرف از طراحی ماژولار موبایل ها به میان آمد، این ایده علاقمندان به دنیای تکنولوژی را مجذوب خود کرده است. گیک ها عاشق آن هستند که بتوانند سخت افزار خود را طبق نیازشان بهینه کنند. از طرفی، حالا برخی شرکت ها، محصولاتی را ارائه می دهند که برای شرایط غیر عادی توسعه یافته اند. نمونه اش، سری موبایل های اکتیو از شرکت سامسونگ است. محصولات ماژولار می توانند جذابیت این دسته از تلفن های هوشمند را تا حد زیادی کاهش دهند چرا که برای شرایط خاص، قابل بهینه شدن هستند.

باید منتظر ماند و دید که سرنوشت این ایده در نهایت به کجا ختم خواهد شد. G5 همین حالا از نظر عده زیادی از کاربران محصولی نوآور در جهان کنونی و خسته کننده موبایل های هوشمند بوده است. در ماه پیش رو موتورولا حاصل دسترنج خود را به نمایش خواهد گذاشت و بالاخره در پایان سال میلادی جاری، اولین محصول از پروژه آرا بالاخره به واقعیت بدل می شود – دست کم برای توسعه دهندگان.

از مطرح شدن ایده موبایل های ماژولار تا کنون قریب به سه سال سپری می شود و حالا بالاخره اولین نشانه های پیشرفت واقعی را می توان در آنها دید. اما تمام مشکلاتی که به آنها پرداختیم نیز استوار در برابر موفقیت این ایده، قد علم کرده اند و سرنوشت محصولات مورد بحث، هنوز هم پس از سه سال در هاله ای از ابهام است.


تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
بازدید : 192
نویسنده : sina95

  انسان‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای برای مسیریابی به ابزارهای مختلف از جمله قطب‌نما نیاز داشته‌اند. در دوره‌ی فعلی نیز مسیریابی ما به طور چشم‌گیری متکی به سیستم‌های جی پی اس است. اما بسیاری از حیوانات بدون داشتن ابزار خاصی می‌توانند مسیریابی‌های فوق‌العاده‌ای را صورت دهند. در این گزارش به بررسی کلی توانایی برخی سگ‌ها و سایر حیوانات در این زمینه پرداخته‌ شده است. 

توانایی حیوانات برای حرکت در مسافت‌های طولانی به مدت زیادی در هاله‌ای از ابهام بوده است. از مهارت پیمودن کبوترها برای پیدا کردن راه خود به سوی خانه، تا مهاجرت فصلی نهنگ کوهان‌دار برای تولیدمثل، طیف عظیمی از موجودات قادر به مسیریابی به صورت سازگار، دقیق و موثر هستند.

چگونه سگ‌ ها بدون جی پی اس مسیریابی می‌کنند؟


علم در مسیر شناسایی کامل و درک فرآیندها و نشانه های مرتبط با مهاجرت حیوانات تا حدودی کند بوده است. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که در حال حاضر یک آرایه‌ی وسیع از گونه‌ها، از برخی سوسک‌ها تا پرندگان و سگ‌ها، توانایی‌های شگفت‌انگیزی را برای طی مسافت‌های طولانی، بدون استفاده از جی پی اس الکترونیکی از خود نشان داده‌اند. در واقع جی پی اس سیستمی است که بسیاری از انسان‌ها شاید بیش از حد متکی به آن هستند.

در ماه آوریل، داستان پِرو، یک سگ گله پرماجرای چهار ساله خبرساز شده بود. پرو موفق شده بود تا راه خود را از کوکرموث در کامبریا برای بازگشت به خانه قبلی خود، در نزدیکی بنگور، در ساحل میانی ولز پیدا کند. پرو در یک داستان واقعی که به نحوی یادآور فیلم «لسی به خانه بر می‌گردد» نیز شد، حدود ۳۸۰ کیلومتر را در دو هفته طی کرده بود.

چگونه سگ‌ ها بدون جی پی اس مسیریابی می‌کنند؟


ریزتراشه‌ی موجود روی بدن حیوان نیز  به طور قابل توجهی، این موضوع را تایید کرد که پیدا کردن مسیر توسط این سگ یک فرایند شناسایی اشتباه نبوده و این سگ گله‌ی جوان واقعا می‌خواسته که به اولین خانه‌اش برگردد.

داستان‌هایی همانند داستان پرو اغلب توجه رسانه‌ها را به خود جلب می‌کند و خوانندگان را با این سوال روبرو می‌کند که چگونه یک حیوان می‌تواند چنین سفرهای شگفت‌انگیزی را انجام دهد. صرف نظر از اینکه این سگ به سادگی در یک مزرعه توسط کسی که او را می‌شناخته دریافت شده است، این نوع داستان‌ها ظاهرا ماهیت قابل ملاحظه‌ی غرایز حیوانی را نیز اثبات می‌کند.

رابطه‌ی عمیق بین مردم و سگ‌هایشان هم در این میان باعث می‌شود تا به این باور برسیم که امری جادویی در مورد این توانایی وجود دارد. بنابراین، پرسشی که مطرح است این که آیا مهارت مسیریابی به دلیل پیوستگی شخصی بین مالک و سگ وجود دارد؟ یا یک درک علمی مرتبط با زیست شناسی هم در این قضیه مطرح است؟

چگونه سگ‌ ها بدون جی پی اس مسیریابی می‌کنند؟


انواع بسیار متنوعی از حیوانات با استفاده از تعدادی سیستم‌ مختلف حسی می‌توانند مسافت‌های طولانی را بپیمایند. برای مثال، مورچه‌های کویری با استفاده از نشانه‌های زیست محیطی و بویایی و گازهای بویایی  (ابرهای عطر و بوی پراکنده شده توسط باد که باعث حرکت مولکول‌های بو می‌شود) هم برای یافتن منابع غذایی و هم برای برگشت به لانه می‌توانند به خوبی مسیریابی کنند.

به نظر می رسد که زنبورعسل قادر است تا مسیرهای منتهی به منابع غذایی را هنگامی که در معرض عطر و بوی آن مکان قرار می‌گیرند، به یاد بیاورند. گونه‌های دیگر مانند لاک‌پشت‌های دریایی، برخی از دوزیستان، خرچنگ دریایی خاردار و پرندگان قادر به استفاده از اطلاعات موقعیت مغناطیسی به منظور مهاجرت یا جهت‌یابی به سوی مکان‌های هدف خاص خود باشند. این توانایی مورد دوم برای بهره‌برداری از اطلاعات وابسته به جاذبه‌ی زمین قابل توجه است، زیرا احتمال اینکه تحت تاثیر شرایط آب و هوایی، چرخه‌ی نور و تاریکی و موقعیت‌های فصلی یا جهانی قرار گیرد کم است. به همین ترتیب نشانه‌های دیگر نیز کمتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

چگونه سگ‌ ها بدون جی پی اس مسیریابی می‌کنند؟


به نظر می‌رسد که پرندگان علاوه بر یک قطب‌نمای مغناطیسی، از نوعی قطب‌نمای خورشید و ستاره‌ای نیز برای مسیریابی استفاده می‌کنند. کرم‌های نماتود انگل، با پاسخ به ارتعاشات لرزش‌های زمین قادر به حرکت به سمت میزبان جدید هستند و گونه‌های دیگر نیز از ارتعاشات برای گرفتن شکار خود استفاده می‌کنند.

خفاش‌ها، پرندگان و پستانداران دریایی همچنین می‌توانند مکان و مسیر سفر را با کمک سونار و فروصوت شناسایی کنند، این در حالی است که به نظر می‌رسد نشانه‌های دیداری برای گونه‌ها مانند انسان‌ها حیاتی است.

اما حالا باز می‌گردیم به پرسش اولیه؛ پرو چگونه راه خانه خود را پیدا کرده است؟ این احتمال وجود دارد که بسیاری از حیوانات از جمله سگ، با استفاده از ادغام بسیاری از سیستم‌های داخلی و سیگنال‌های خارجی که در بالا ذکر شد می‌توانند مسیریابی کنند. از سویی سگ‌ها حیوانایی هستند که سیستم بسیار پاداش‌پذیری دارند، بنابراین به احتمال زیاد، ارتباط مثبت با مکان‌های خاص یا مردم منجر به تمایل سگ به بازگشت می‌شود. توانایی بویایی قوی سگ نیز به احتمال زیاد به آگاهی حیوان از مکان خود کمک می‌کند. برای مثال سگ‌هایی که در خانه‌های ساحلی نگه‌داری شده‌اند قبل رسیدن به ساحل، بوی آن را حس می‌کنند.

مسیریابی سگ‌ها

جالب توجه است که شواهد اخیر که بر مبنای آن گفته می‌شود سگ‌ها و برخی از پستانداران دارای مولکولی با توانایی تشخیص میدان مغناطیسی هستند، ممکن است در آینده بتوانند علت بازگشت پرو به خانه را بهتر توجیه کنند. کریپتوکروم ۱، مولکولی حساس به نور است که ریتم‌های شبانه‌روزی در گونه‌های مختلف از برخی گیاهان تا ماهی‌ها را تنظیم می‌کنند.

چگونه سگ‌ ها بدون جی پی اس مسیریابی می‌کنند؟


به نظر می‌رسد که این مولکول در حال حاضر در سلول‌های مخروطی شبکیه‌ی طیف وسیعی از گونه‌های دیگر همچون سگ، روباه، گرگ، خرس و گورکن نیز وجود دارد. همچنین در برخی از گونه‌های پستاندار از جمله اورانگوتان بورنئویی نیز مولکول مذکور شناسایی شده است.

دلیل حضور این مولکول هنوز نامشخص است و محققان اذعان کرده‌اند که ممکن است به توانایی تشخیص مغناطیسی نیز مربوط نشود. با این حال، شناسایی کریپتوکروم ۱ در گیرنده‌های نوری چشم این پستانداران، همانند محل قرارگیری همان مولکول در پرندگان است.

این امر ممکن است این پیشنهاد را پیش رویمان بگذارد که توانایی پاسخ به اطلاعات موقعیتی مغناطیسی در پرندگان و بعضی از پستانداران حفظ شده است. در واقع، وجود توانایی تشخیص مغناطیسی در گونه‌های مختلفی از پستانداران ثابت شده است و این موضوع ما را به این فرض می‌رساند که حتی ممکن است سگ‌ها در پاسخ به میدان مغناطیسی زمین اقدام به دفع کنند.

توجه داشته باشید که محققان تا کنون در شناسایی این مولکول در گونه‌هایی همچون خفاش‌ها، شکست خورده‌اند. خفاش هم از حیواناتی است که در حال حاضر به عنوان حیوانی شناخته می‌شود که قادر به مسیریابی با استفاده از میدان مغناطیسی است. شاید برخی از گونه‌های مختلف برای استفاده از میدان‌های مغناطیسی به منظور شناسایی مکان جغرافیایی، به شکل‌های گوناگونی تکامل یافته باشند؛ یا اینکه، ممکن است طیف وسیعی از فرآیندهای بیولوژیکی متقابل در روند آنها نقش داشته باشند.

چگونه سگ‌ ها بدون جی پی اس مسیریابی می‌کنند؟


گفتنی است که، پرو و دیگر حیوانات گزارش شده‌ای که موفق به پیمودن فاصله‌ها‌ی معجزه‌آسا شده‌اند، درواقع استثناهای این عرصه بوده‌اند و نه قاعده‌ی کلی حاکم بر آن حیوانات. به ازای هر داستان شگفت‌انگیز از یک سگ یا گربه‌ی خانگی که مسافت‌های زیادی را پیموده و به خانه‌شان بازگشته‌اند، تعداد بسیار بیشتری هم وجود دارند که به سادگی مسیر خود را گم کرده‌اند. برای آن دسته از حیوانات، حتی مراقبت صاحب حیوان هم برای پیمودن یا شناسایی فواصل طولانی کافی نخواهد بود.

بنابراین به نظر می‌رسد یک سری اصول زیست‌شناسی در این میان وجود داشته باشد؛ یعنی اینکه حتی گونه‌های اهلی حیوانات هم می‌توانند مسافت‌های طولانی را بپیمایند. اما هنوز درباره‌ی اینکه دقیقا چه علمی منجر به توانایی استثنایی پرو در مسیریابی شده است، پرسش‌های زیاد و رازهای فراوانی باقی است.


تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
بازدید : 183
نویسنده : sina95

  حس بسیار بدی است که رمز و یا الگوی گشودن قفل دیوایس تان را یادتان رفته باشد و نتوانید به آن دسترسی پیدا کنید. گاهی به دلیل وارد کردن تعداد زیادی رمز اشتباه و یا شیطنت های کودکان فامیل و یا کنجکاوی های برخی از دوستان، اوضاع به حدی وخیم می شود که اجازه گذشتن از اولین قفل امنیتی گجت کاملا از شما سلب شود! به هر دلیلی اگر قادر نیستید از قفل امنیتی اندروید عبور کنید، به شما این روش ها را پیشنهاد می کنیم.

استفاده از رمز عبور حساب کاربری گوگل

چگونه در صورت فراموش کردن رمز و یا الگوی دیوایس های اندرویدی، قفل آن ها را بگشاییم؟


باز کردن دیوایس قفل شده با این راهکار کمتر از یک دقیقه به طول می انجامد. برای استفاده از این روش حتما باید گجت تان با حساب کاربری گوگل همگام شده و به آن دسترسی کامل داشته باشد. این راهکار از ویژگی بازیابی حساب کاربری گوگل بهره می برد، بنابراین اگر پیش تر هیچ اکانت گوگلی را روی اسمارت فون یا تبلت خود فعال نکرده اید، این روش دردی را از شما دوا نخواهد کرد.

قدم اول:

در صفحه لاک اسکرین برخی از دیوایس ها، کلید ?Forgot Password برای کاربرانی که رمز عبورشان را فراموش کرده اند قرار داده شده. این کلید را بفشارید تا منوی جدیدی نمایش داده شود.

قدم دوم:

روش های مختلفی در این منو برای بازگشایی گجت تعبیه شده اند. یکی از آن ها بهره گیری از حساب کاربری گوگل است. اطلاعات حساب تان از قبیل نام کاربری و رمز عبور را وارد کنید و کلید Sign In را بفشارید.

قدم سوم:

گجت شما بار دیگر بازگشایی خواهد شد و می توانید مجددا به اطلاعات آن دسترسی داشته باشید. فراموش نکنید که این فرآیند رمز عبور پیشین شما را هم به طور کلی پاک می کند، بنابراین اگر می خواهید باید در تنظیمات دیوایس تان رمز عبوری جدید تنظیم کنید، فقط سعی کنید که رمز عبور جدید تان را دیگر فراموش نکنید!



روشی برای گجت های سامسونگ

چگونه در صورت فراموش کردن رمز و یا الگوی دیوایس های اندرویدی، قفل آن ها را بگشاییم؟


مالکان دیوایس های سامسونگ می توانند یک حساب سامسونگ برای خود ایجاد کنند، آن را با گجت شان سینک کرده و با مراجعه به وبسایت سامسونگ موبایل شان را بگشایند. نکته این است که این راهکار گره از مشکل تعداد اندکی از کاربران باز خواهد کرد، چرا که همه دیوایس سامسونگ ندارد و حتی آن هایی که موبایل شان را از این برند خریداری کرده اند، کم پیش می آید که برای ساخت یک حساب کاربری سامسونگ وقت بگذارند. به هر حال همان عده اندکی که واجد این شرایط هستند، می توانند از این راهکار بهره ببرند.

قدم اول:

وارد وبسایت سامسونگ شده و اطلاعات حساب تان را وارد کنید.

قدم دوم:

دیوایسی که در گشودن رمز آن به مشکل خورده اید را از منوی سمت چپ انتخاب کنید

قدم سوم:

حال کافی است روی گزینه Unlock My Screen کلیک کنید تا تا دیوایس تان باز شود.



بازگرداندن دستگاه به تنظیمات کارخانه

چگونه در صورت فراموش کردن رمز و یا الگوی دیوایس های اندرویدی، قفل آن ها را بگشاییم؟


آخرین راهکار ممکن، برگرداندن گجت به تنظیمات کارخانه است. اخطار می دهیم که این راهکار تمامی اطلاعات موجود در دیوایس شما را به طور کامل پاک خواهد کرد، بنابراین تنها در صورتی از این راهکار استفاده کنید که دیگر روش ها جواب گوی شما نباشند. البته لازم نیست بابت اطلاعات موجود در درایو SD خود نگران باشید. Factory Reset این حافظه را پاک نمی کند، می توانید با خیال راحت آن را خارج کرده و پس از اتمام مراحل زیر آن را دوباره در دیوایس تان قرار دهید.

بر اساس تولید کننده گجت شما، مراحل فرایند بازگرداندن به تنظیمات کارخانه ممکن است کمی از مراحل ذکر شده در ادامه مطلب متفاوت باشند، با این حال نتیجه نهایی همواره به یک شکل خواهد بود.

قدم اول:


باید ترکیبی از کلید ها را پیدا کنید که با فشردن آن ها، دیوایس شما وارد Recover Mode شود، با جست و جو در اینترنت به راحتی این کلید ها را خواهید یافت. در بسیاری از اسمارت فون ها این کلید ترکیبی فشردن همزمان دکمه پاور و افزایش حجم صداست.

قدم دوم:

تمامی این کلید ها را برای چند لحظه بفشارید تا وارد Recovery Mode شوید. با کلید های بلندی صدا می توانید بین گزینه های موجود در این منو حرکت کنید.

قدم سوم:

گزینه مربوط به Factory Reset را یافته و آن را برگزینید. حال طی یک فرآیند چند دقیقه ای، تمامی اطلاعات دیوایس شما از جمله رمز عبورتان پاک خواهد شد.



باز هم استفاده از رمز عبور حساب کاربری گوگل!

این روش چندان بی شباهت به روش قبلی نیست. در حقیقت تماما مانند همان متد قبلی است، فقط نحوه دسترسی به کلید ?Forgot Password کمی متفاوت است، در روش قبلی این کلید به صورت عادی در صفحه لاک اسکرین نمایان است، اما در این راهکار باید چندین رمز اشتباه وارد شود تا این کلید در صفحه لاک اسکرین ظاهر شود. اگر فردی بی دلیل پترن های اشتباهی وارد کرده یا خودتان عادتی بد و اشتیاق عجیبی به کشیدن الگو های عجیب و غریب و البته نادرست در صفحه لاک اسکرین داشته باشید (یکی از تفریحات ناسالم نویسنده مقاله)، این روش به شما کمک خواهد کرد.

قدم اول:

در صفحه لاک اسکرین، پس از این که چندین بار یک رمز یا پترن اشتباه وارد کردید، کلید ?Forgot Password به نمایش در خواهد آمد، این کلید را بفشارید تا منوی بازگشایی دیوایس باز شود.

قدم دوم:

اطلاعات حساب تان از قبیل نام کاربری و رمز عبور را وارد کنید و کلید Sign In را بفشارید و دیوایس تان را مجددا بازگشایی کنید. همانند روش قبلی، اینجا هم رمز عبور پیشین شما پاک می شود و باید مجددا آن را تنظیم کنید.


تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
بازدید : 205
نویسنده : sina95

 ما در عصری زندگی می‌کنیم که هر روز نقش نرم‌افزارها در زندگی ما پررنگ‌تر می‌شود و به ما یاد می‌دهند که چه فکری کنیم یا چگونه فکر کنیم. اما در میان، یکی از مهم‌ترین پلتفرم‌های انتشار خبر، به شکلی قدیمی خبرها و اطلاعات گوناگون را در اختیار ما قرار می‌دهد. در فیسبوک گروه خاصی از افرادی که انتخاب شده‌اند، برای ما تعیین می‌کنند که چه چیزی ارزش خبری دارد. این‌طور که پیداست فیس‌بوک از افرادی با عنوان شغلی متصدی خبر استفاده می‌کند تا تعیین کند که کاربرانش چه تاپیک‌های را باید ‌بینند و کدام‌ خبرها و موضوعات را نباید ببینند. شاید این موضوع خیال کسانی را که نگران غلبه‌ی ماشین‌ها بر تمام جنبه‌های زندگی انسان هستند راحت کند، با این حال در فیسبوک ما با مشکل فقدان یک الگوریتم اتوماتیک مواجه هستیم.

فیسبوک چگونه ذهن ما را کنترل می‌کند؟


بحث برانگیزترین انتقادی که تاکنون به فیسبوک وارد شده، این است که بخش تاپیک‌های روز این شبکه‌ی اجتماعی با نوعی تعصب ضدمحافظه‌کاری انتخاب شده‌اند؛ یعنی اخبار مربوط به حزب جمهوری‌خواه انتخابات آمریکا را پوشش داده نشده. در این گزیده‌ها، به صورت نامتناسبی اخبار و دیدگاه‌های محافظه‌کارانه سرکوب می‌شوند. اما این شرکت همواره با قاطعیت چنین ادعایی را رد می‌کند. یکی از وب‌سایت‌های فعال در حوزه‌ی تکنولوژی به نام Gizmodo برای اولین بار در ماه مارس مقاله‌ای درباره‌ی رویکرد فیسبوک به اخبار منتشر کرد. در این مقاله دو دلیل آورده شده بود که چرا کار فیس‌بوک صرفه نظر هر گونه تعصب سیاسی، ایراد دارد. اول این که فیس‌بوک برای انتخاب خبرهای روز از افرادی استفاده می‌کند که متصدی انتخاب خبر هستند. این در حالی است که عموم مردم تصور می‌کنند خبرها کاملا عاری از هر گونه تعصب رتبه‌بندی شده‌اند. انسان هر چقدر هم که روشنفکر باشد و ذهن بازی داشته باشد، اصولا نمی‌تواند عاری از هر گونه‌ جهت‌گیری تصمیم بگیرد و گزینش کند. دوم اینکه این در محیط اداره‌ی فیسبوک با این متصدیان خبر رفتار محترمانه‌ای نمی‌شود و دیگر کارکنان این شرکت ارزشی برای آنها قائل نیستند. این افراد در فرهنگ داخلی شرکت فیسبوک جایی ندارند و به آنها اعتبار یا امکان سرپرستی داده نمی‌شود، بلکه صرفا با دید «اخبار روز» به آنها نگاه می‌شود. در کار این افراد کمیت بیشترین اهمیت را دارد.

فیسبوک چگونه ذهن ما را کنترل می‌کند؟
فناوری می‌تواند بدون اینکه متوجه باشیم در ما نفوذ کند.


اما حضور عاملان انسانی برای انتخاب خبر و جهت‌گیری فکری مسئله‌ی اصلی نیست. بلکه موضوع اصلی این است که قدرتمندترین پلتفرم اشتراک‌گذاری اطلاعات در جهان می‌تواند به شکل مرموزی انتخاب کند که چه خبری دیده می‌شود. پلتفرم‌هایی مثل فیسبوک اخبار و اطلاعات را با عنوان‌هایی مثل «تاپیک‌های روز» (trending topics) یا معیارهایی مثل شباهت و ارتباط، انتخاب کرده و به خورد ما می‌دهند. اما ما نمی‌دانیم که این وب‌سایت دقیقا چگونه و بر چه مبنایی اخبار را فیلتر می‌کند.

این موضوع اهمیت زیادی دارد چون کوچک‌ترین تغییرات در نوع اطلاعاتی که در اختیار ما قرار می‌گیرد، می‌تواند به شکل قابل ملاحظه‌ای بر رفتار ما تاثیر بگذارد.

برای اینکه بفهمیم چرا این موضوع مهم است نکته‌ای را از علم رفتارشناسی به شما توضیح می‌دهیم. اکثر دولت‌ها و مقامات در نقاط مختلف جهان از تاکتیک خاصی برای تغییر نگرش مردم استفاده می‌کنند که به آن «محرک» یا nudge می‌گویند. از این تاکتیک هوشمندانه زمانی استفاده می‌شود که دولت‌ها می‌خواهند مردم را تشویق کنند تا رفتار خاصی را در پیش بگیرند. یک مثال معروف این است که کاری کنیم مردم به جای اینکه تصمیم بگیرند عضوشان را اهدا کنند، تصمیم بگیرند این کار را نکنند. یعنی طبق سیاست دولت حالت پیش‌فرض این است که اعضای بدن افراد پس از مرگ مغزی آنها اهدا شود، اما آنها این حق انتخاب را دارند که عضو بدن‌شان اهدا نشود. به این ترتیب، به جای اینکه از مردم بخواهیم به عنوان اهدا‌کننده‌ی عضو ثبت نام کنند، با سیستم «نمی‌خواهم» به طور اتوماتیک فرض بر این گذاشته می‌شود که اعضای بدن همه اهدا می‌شود مگر اینکه آنها خودشان به طور مشخص قید کنند که نمی‌خواهند چنین اتفاقی بیفتد. به همین راحتی با تغییر پیش‌فرض عده‌ی بیشتری از مردم اعضای بدن‌شان را اهدا می‌کنند.

اما اشکال تاکتیک «محرک» چیست؟ منتقدان این کار با اینکه مردم در انتخاب‌شان نقشی نداشته باشند و بدون آگاهی تصمیم بگیرند مخالف هستند. آن‌طور که «نیک هارکوی» در مقاله‌ای که برای موسسه‌ی هنر و ایده نوشته، توضیح می‌دهد با به کارگیری تکنیک «محرک» به جای اینکه مشکل توضیح داده شده و سیاست مناسب بر اساس خواست مردم انتخاب شود، خواست و اراده‌ی مردم بر اساس سیاست مورد نظر دولت تعیین می‌شود. انتخاب یک مهارت است، یک عادت است. انتخاب می‌تواند در معماری ذهن و سیستم فکری ما یک تاثیر جزئی ایجاد کند. بنابراین باید با تمرین این مهارت را در خودمان پرورش دهیم.
در فیسبوک کسانی استخدام شده‌اند که فیدهای خبری را تنظیم می‌کنند.

فیسبوک چگونه ذهن ما را کنترل می‌کند؟
در فیسبوک کسانی استخدام شده‌اند که فیدهای خبری را تنظیم می‌کنند.


حالا به دنیای دیجیتال بازمی‌گردیم و توضیح می‌دهیم که محرک در این دنیا چگونه تاثیر می‌گذارد. وقتی ما در فضاهای آنلاین گشت و گذار می‌کنیم، به طور مداوم با انتخاب‌های مختلف از اینکه چه بخریم گرفته تا چه چیزی را باور کنیم، رو به رو هستیم. طراحان و مهندسان هم می‌توانند به شکل ظریف و زیرکانه تصمیمات ما را تغییر دهند.

هر چه باشد، فقط فیسبوک نیست که در بازی گزینش اطلاعات نقش دارد. هر روزه سیستم‌های پیشنهادی هوشمند و هوشمندتری در هوش مصنوعی، تکنولوژی گجت‌های پوشیدنی و اینترنت اشیا به کار می‌روند. از گوگل گرفته تا اپل و آمازون، همه‌ی آنها، ما را در معرض اطلاعات شخصی شده‌ی یکپارچه‌ قرار می‌دهند. اما مسئله‌ی اصلی تقابل انسان با ماشین نیست، بلکه تقابل انتخاب آگاهانه با پیروی بی چون چراست.

هر چه اطلاعات در اختیار ما یکپارچه‌تر بوده و به هم بیشتر مرتبط باشند، ما می‌توانیم تصمیمات بهتری بگیریم. این یکی از اصول بنیادی فناوری اطلاعات است.

«لوسیانو فلوریدی»، فیلسوف تکنولوژی و نویسنده‌ی کتاب «انقلاب چهارم» (The Fourth Revolution) از عبارت Pro-ethical Design استفاده می‌کند تا فرایند تصمیم‌گیری را به بهترین شکل توصیف کند. برای تصمیمی‌گیری کاربر، باید اطلاعات به طور واضح و متعادل نمایش داده شود طوری که کاربر مجاب شود کاملا آگاهانه تصمیمش را بررسی کند و مسوولیت آن را بپذیرد. سیستم‌های اطلاعاتی باید به جای اینکه تعهد اخلاقی ما را کمتر کنند، آن را در وجود ما زنده کنند. مثلا اهدای عضو نباید یک انتخاب پیش‌فرض باشد. مردم باید با این سوال مواجه شوند و خودشان آگاهانه تصمیم بگیرند. نباید یک دیدگاه از پیش انتخاب‌شده به ما تحمیل شود، بلکه باید از کاربران خواسته شود که فکر کنند، سوال بپرسند و آگاهی‌شان را بالا ببرند.

در این زمینه بین راحتی و مراعات، بین آنچه کاربران می‌خواهند و آنچه که به نفع آنهاست؛ بین شفافیت و برتری تجاری تقابلات اساسی وجود دارد. اگر بین میزان دانش و اطلاعات در دو طرف صفحه نمایش تقارن کمی وجود داشته باشد، یعنی اگر بین اطلاعاتی که سیستم از ما دارد و چیزهایی که ما درباره‌ی سیستم می‌دانیم، تعادل وجود نداشته باشد، انتخاب‌های ما صرفا به مجموعه‌ای از واکنش‌ها به سیخونک‌ها تبدیل می‌شوند. با این حال، تعادل میان آنچه در جهان واقعی وجود دارد و آنچه که ما می‌توانیم بدانیم هر روز به نفع ناآگاهی و جهالت فردی به هم می‌خورد.

برای این مشکل هیچ راه حل ساده‌ای وجود ندارد و توطئه‌ی بزرگی هم در کار نیست. با این حساب، بدون شک تنها امید ما برای گشت و گذار در حجم عظیمی از داده‌ها که روی هم انباشت می‌شوند، این است که انسان و نرم‌افزار در کنار یکدیگر و به شکلی ماهرانه این داده‌ها را مدیریت کنند. با این حال، باید به خاطر داشته باشیم که طراحان تکنولوژی‌هایی که ما از آنها استفاده می‌کنیم اهداف متفاوتی با ما دارند و اینکه اگر مدیریت اخبار و اطلاعات با موفقیت انجام شود دیگر فرقی نمی‌کند که متصدی آنها یک الگوریتم است یا یک انسان یا ترکیبی از هر دو.


تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
بازدید : 226
نویسنده : sina95

  سیاهچاله ها تنها اشیای موجود در دنیای ما هستند که می‌توانند با نیروی جاذبه‌ی خالص، نور را به درون خود جذب کنند. دانشمندان معتقدند این سیاه‌چاله‌ها زمانی به وجود می‌آیند که بقایای یک ستاره‌ی بزرگ به یکدیگر برخورد کرده و آنقدر چگالی بالا پیدا کنند که بافت فضا-زمان را در برگیرند. 

۱۰ حقیقت علمی عجیب در مورد سیاه چاله ها


سیاهچاله‌ها اجرام عجیبی هستند که حتی می‌توانند نور را نیز درون خود به تله بیاندازند. هر جسمی اگر در افق رویداد یک سیاهچاله گرفتار شود، سرنوشتی نامعلوم و تلخ در انتظار آن خواهد بود. با وجود دهه‌ها تحقیق و تلاش این اجرام همچنان ناشناخته باقی مانده‌اند. 

این اجرام همچنان تعجب دانشمندان را برمی‌انگیزند. در ادامه ۱۰ حقیقت عجیب در مورد این اجرام آسمانی را مرور خواهیم کرد:

سیاهچاله‌ها مکش ندارند


برخی تصور می‌کنند که سیاهچاله‌ها همانند گردبادهای عظیمی هستند که مکش بسیار قدرتمندی دارند اما این اجرام مانند سایر جرم‌های موجود در فضا هستند که البته نیروی جاذبه‌ی بسیار قدرتمندی نیز دارند. برای مثال اگر خورشید را با یک سیاهچاله جایگزین کنید، زمین را نخواهد بلعید بلکه زمین همچنان به چرخش خود دور آن ادامه خواهد داد.

۱۰ حقیقت علمی عجیب در مورد سیاه چاله ها


به نظر می‌رسد که سیاهچاله‌ها اجرام را می‌بلعند اما این گونه نبوده و این مورد یک باور غلط است. ستاره‌های نزدیک سیاهچاله برخی از اجرام موجود در اتمسفر خود را در فضا پخش کرده و سیاهچاله‌های گرسنه‌ی همسایه نیز آن‌ها را با نیروی جاذبه‌ به سمت خود می‌کشند و این گونه نیست که اجرام از اتمسفر یک ستاره با قدرت سیاه‌چاله در فضا پخش شوند.

اینیشتین سیاهچاله‌ها را کشف نکرده است

با وجود این که نظریه‌ی نسبیت اینیشتین وجود سیاهچاله‌ها و تشکیل آن‌ها را پیش‌بینی کرده بود اما این دانشمند آلمانی کاشف اجرام غول پیکر نیست. کارل شوارزچایلد کسی بود که از معادلات اینیشتین بهره برد و تشکیل سیاهچاله‌ها را با استفاده از ‌آن‌ها اثبات کرد.

۱۰ حقیقت علمی عجیب در مورد سیاه چاله ها


او توانست این یافته‌ی خود را همزمان با انتشار نظریه‌ی نسبتیت عام در سال ۱۹۱۵ عمومی کند. از کارهای شوارزچایلد، معیاری برای اندازه‌گیری با نام شعاع شوارزچایلد پدید آمد که برای سنجش میزان تراکم اجرام برای تبدیل به سیاهچاله به کار می‌رود.

به دلیل حرکت سریع این مواد، دمای آن‌ها میلیاردها درجه‌ی فارنهایت بالا می‌رود، این دما می‌تواند با فرمی با نام تابش جسم سیاه، ماده را به انرژی تبدیل کند.

برای مقایسه، واکنش هسته‌ای تنها ۰.۷ درصد از ماده را به انرژی تبدیل می کند. شرایط اطراف یک سیاهچاله ۱۰ درصد جرم را به انرژی تبدیل می‌کند که تفاوتی بسیار زیاد و فاحش است.

حتی قبل از این یافته‌ها نیز جان میشل، سال‌ها قبل وجود ستاره‌های سیاه با قدرت جاذبه‌ی بسیار بالا که حتی می‌تواند نور را در تله بیاندازد را پیش‌بینی کرده بود. نام سیاهچاله در سال ۱۹۶۷ به رسمیت شناخته شده و به ثبت رسید.

سیاهچاله‌ها می‌توانند همه چیز را کش آورده و به اجرام رشته مانند تبدیل کنند

سیاهچاله‌ها قدرت عظیمی دارند که می‌توانند هر جسمی را کش آورده و به رشته‌ای مانند یک اسپاگتی تبدیل کنند. این پدیده «اسپاگتیفیکیشن» یا اسپاگتی کردن نام دارد.

۱۰ حقیقت علمی عجیب در مورد سیاه چاله ها


این پدیده به رفتار جاذبه به نسبت فاصله بستگی دارد. در حال حاضر پای شما به هسته‌ی زمین نزدیک‌تر از سرتان است و سر شما جاذبه‌ی کمتری را تحمل می‌کند. اگر نیروی جاذبه زیاد باشد، این اختلاف در نیروی وارده واضح‌تر خواهد بود.

با کشیده شدن پا توسط سیاهچاله‌ها، بدن شما کش آمده و پا نیز به مرکز جاذبه نزدیک و نزدیک‌تر شده و با گذر زمان اختلاف نیروی وارده به پا و سر بیشتر و بیشتر می‌شود. نتیجه‌ی این کش آمدن پدیده‌ی اسپاگتی شدن است!

سیاهچاله‌ها می‌توانند جهان‌ها جدید به وجود آورند

شاید به نظر عجیب باشد که بگوییم سیاهچاله‌ها می‌توانند جهانی جدید را پدید بیاورند، چرا که حتی از وجود جهان‌های دیگر اطمینان کافی نداریم اما پایه و اساس این نظریه‌ی یکی از زمینه‌های تحقیقاتی پرطرفدار امروزی است.

۱۰ حقیقت علمی عجیب در مورد سیاه چاله ها


مثال ساده‌ای از این نظریه‌ی جهان ما است. اگر نگاه کلی به جهان ما بکنید خواهید دید که مجموعه‌ای پیچیده از اعداد گرد هم آمده و دنیای ما را پدید آورده‌اند، کافی است یکی از این اعداد تغییر کند تا جهان ما به کلی از هم بپاشند.

یگانگی در مرکز سیاهچاله می‌تواند قوانین استاندارد فیزیکی را به هم ریخته و جهانی جدید با شرایط تغییر کرده را به وجود آورد.

سیاهچاله‌ها می‌توانند فضای اطراف خود را بکشند

فرض کنید فضا یک کاغذ بزرگ خط کشی شده با خطوط موازی است که تا سرتاسر جهان کشیده شده است. اگر جرمی را درون این کاغذ قرار دهید، شکل آن تغییر خواهد کرد.

۱۰ حقیقت علمی عجیب در مورد سیاه چاله ها


هر چه این جرم بزرگ‌تر و سنگین‌تر باشد، بیشتر در این برگه فرو خواهد رفت، اگر این برگه کشیده شود، خطوط موازی دیگر شکل خود را از دست داده و موازی نیز نخواهند بود.

هر چقدر چاله‌ی موجود در فضا عمیق‌تر شود، این خطوط بیشتر کش آمده و شکل خود را از دست خواهند داد. سیاهچاله‌ها بزرگ‌ترین چاله‌ها را در فضا درست می‌کنند که حتی نور نیز از فرورفتن درون این چاله در امان نیست.

سیاهچاله‌ها کارخانه‌ای بزرگ از انرژی هستند


سیاهچاله‌ها می‌توانند انرژی را با بهره‌وری بیشتری نسبت به خورشید تولید کنند. دلیل این اتفاق به موادی برمی‌گردد که به دور افق رویداد یک سیاهچاله می‌چرخند. هر چقدر این این مواد به مرکز نزدیک‌تر باشند سرعت بیشتری داشته و هر چه دورتر باشند سرعت چرخش کمتری نیز خواهند داشت.

۱۰ حقیقت علمی عجیب در مورد سیاه چاله ها


به دلیل سرعت بالای چرخش مواد دمای آن‌ها تا میلیون‌ها درجه‌ی فارنهایت بالا می‌رود. این دمای بالا در فرمی با نام تابش جرم‌سیاه می‌تواند ماده را به انرژی تبدیل کند.

برای مقایسه باید گفت که واکنش هسته‌ای تنها ۰.۷ درصد از ماده را به انرژی تبدیل می‌کند و این در حالی است که دمای مذکور می‌تواند ۱۰ درصد از ماده را تبدیل به انرژی کند، این اختلاف بسیار چشمگیر و اعجاب‌آور است.

سیاهچاله‌ای با جرم بسیار زیاد در مرکز کهکشان ما قرار دارد

دانشمندان معقتدند در مرکز هر کهکشانی از جمله کهکشان ما یک سیاهچاله‌ی بزرگ با جرم بسیار زیاد وجود دارد. این سیاهچاله‌ها در واقع دلیل نظم و حفظ شدن اجزای مختلف یک کهکشان در کنار یکدیگر هستند.

۱۰ حقیقت علمی عجیب در مورد سیاه چاله ها


سیاهچاله‌ی موجود در مرکز کهکشان راه شیری جرمی معادل چهار میلیون برابر خورشید داشته و نام آن Sagittarius A است. این سیاهچاله که در فاصله‌ی ۳۰ هزار سال نوری زمین قرار دارد، در حدود دو میلیون سال قبل انفجاری عظیم را تجربه کرده که به گفته‌ی دانشمندان از روی زمین نیز قابل مشاهده بوده است. این سیاهچاله در حال حاضر پایدار و مستحکم است.

سیاهچاله‌ها سرعت حرکت زمان را کاهش می‌دهند

برای درک بهتر این موضوع مثال دوقلوها رو مطرح می‌کنیم. یکی از این دوقلوها در زمین به زندگی خود ادامه می‌دهد و دیگری به فضا رفته و با سرعتی بالا در حال حرکت در آن است. با بازگشت برادری که در فضا بوده متوجه می‌شوید که او جوان‌تر بوده و زمان کمتری از عمرش گذشته چرا که هر چه سرعت چرخش بیشتر باشد زمان با سرعت کمتری به جلو می‌رود.

۱۰ حقیقت علمی عجیب در مورد سیاه چاله ها


با رسیدن به افق رویداد یک سیاهچاله، این بخش سرعت بسیار زیاد و عجیبی دارد و می‌تواند سرعت حرکت کردن زمان رو به جلو را کاهش دهد.

سیاهچاله‌ها با گذر زمان بخار می‌شوند

این کشف در سال ۱۹۷۴ ابتدا توسط استفن هاوکینگ پیش‌بینی شده بود، به این دلیل پدیده‌ی مورد نظر را تابش هاوکینگ می‌نامند.

۱۰ حقیقت علمی عجیب در مورد سیاه چاله ها


تابش هاوکینگ باعث می‌شود که جرم سیاهچاله در فضا-زمان پخش شود. این کار تا زمانی ادامه می‌یابد، که سیاهچاله از بین برود، به این دلیل تابش هاوکینگ با نام تبخیر سیاهچاله نیز شناخته می‌شود.

از لحاظ تئوری هر جرمی می‌تواند تبدیل به سیاهچاله شود

تنها تفاوت یک سیاهچاله‌ با خورشید در این است که هسته‌ی یک سیاهچاله از موادی با چگالی بسیار زیاد تشکیل شده که به آن نیروی جاذبه بسیار قوی می‌بخشد. میدان جاذبه‌ی آن باعث می‌شود تا حتی نور نیز جذب شده و سیاهچاله‌ها از دید محو شوند. 

۱۰ حقیقت علمی عجیب در مورد سیاه چاله ها


اگر خورشید را با جرم کنونی خود فشرده کرده و قطر آن را به ۶ کیلومتر برسانید، جرم آن به قدری افزایش خواهد یافت که بتواند به یک سیاهچاله تبدیل شود. این نظریه را می‌توان حتی روی زمین و حتی بدن انسان نیز پیاده کرد یعنی هر جرمی را فارغ از وزن آن می‌توان به یک سیاهچاله تبدیل کرد.

اما در دنیای واقعی تنها یک انفجار می‌تواند سیاهچاله را پدید آورد و آن انفجار گرانشی ستاره‌ای با جرمی بیش از ۲۰ تا ۳۰ برابر خورشید است.


تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
بازدید : 169
نویسنده : sina95

  گفته می‌شود که بخش زیادی از قسمت مادی و غیر انرژیک جهان هستی از ماده‌ی تاریک ساخته شده است. ماده‌ی تاریک شاید رازآلودترین چالش پیش روی فیزیک‌دانان در ۱۰۰ سال اخیر بوده است. ماده‌ای که هنوز نیز به ماهیت و چیستی وجود آن پی برده نشده است. در این گزارش به بررسی مفصلی از ماده‌ی تاریک و تاریخچه‌ی آن و نیز تلاش‌های دانشمندان برای کشف و شناسایی این ماده می‌پردازیم. 

 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
ما تنها در مورد بخش کوچکی از ماده در جهان می‌دانیم. بقیه‌ی کاینات را تنها یک ماده‌ی مرموز تشکیل داده که با عنوان ماده‌ی تاریک شناخته می‌شود. اگر یک موجود فراجهانی با استفاده از یک واقعیت موازی موفق به دیدار از جهان ما شود، به احتمال زیاد آنها حتی پی نخواهند برد ما در این جهان وجود داریم.
 
به بیانی واضح‌تر، جهان بسیار بزرگ است و سیاره‌ی ما مانند نقطه‌ی آبی کمرنگ بسیار کوچکی به شمار می‌رود. اما نکته‌ی بدتر از این هم وجود دارد؛ اینکه فراجهانی‌ها حتی ممکن است متوجه هیچ یک از ستاره‌ها و سیاراتی که پیرامون آنها در گردش هستند نیز نشوند. آنها حتی احتمال دارد، به وجود ابرهای وسیعی از گرد و غبار که از طریق فضا در کیهان شناور هستند نیز پی نبرند.
 
همه‌ی این پدیده‌های آشنا در واقع تنها کسری از ماده‌ی موجود در جهان ما را شامل می‌شود. بقیه‌ی جهان از چیز دیگری ساخته شده است. ماده‌ای که هیچ کسی روی سیاره‌ی زمین تا به حال آن را ندیده است.
 
اگر بخواهیم از یک نام بهتر استفاده کنیم، باید اشاره کنیم که فیزیکدانان این پدیده را «ماده تاریک» نامیده‌اند. اگر آن ماده در کل کیهان وجود نداشته باشد، در آن صورت کهکشان‌ها از هم گسسته شده و هر کدام به سویی پرتاب خواهند شد. در حال حاضر هیچکس نمی‌داند که ماهیت و چیستی آن به طور دقیق چگونه است، اما فیزیکدانان به شدت به دنبال یافتن آن هستند.
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
هر چیزی در اطراف خود می‌بینید، از بدنتان تا سیاره‌ی زمینی که رویش ایستاده‌اید؛ تا ستارگان آسمان، همه و همه از اتم ساخته شده‌اند. اتم نیز به نوبه‌ی خود از ذرات کوچکتری مانند پروتون و نوترون ساخته شده است که بسیاری از آن ذرات هم می‌توانند به ذرات و اجزای کوچکتر و بیشتری تجزیه شوند.
 
اوایل قرن بیستم، زمانی که فیزیکدانان رفته رفته فرآیند درک و شناخت آرایش اتم‌ها را آغاز کرده بودند، به نظر می‌رسید که ما در آستانه‌ی درک اساس کل مواد موجود در جهان خواهیم بود. اما در سال ۱۹۳۳، یک ستاره‌شناس سوئیسی به نام فریتز زوئیکی (Fritz Zwicky) برای نخستین بار این استدلال را مطرح کرد که بخش زیادی از جهان، از پدیده‌ای به طور کامل متفاوت با آنچه که می‌پنداشته‌ایم ساخته شده است.
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
زوئیکی تمامی موادی را که می‌توانست در خوشه‌های کهکشانی مشاهده کند، مورد محاسبه قرار داد. او متوجه شد که مقدار ماده‌ی کافی برای نیروی گرانش به منظور نگه داشتن آنها کنار هم وجود ندارد.
 
ریچارد مسی (Richard Massey) از دانشگاه دورهام انگلستان معتقد است کهکشان‌هایی که زوئیکی مشاهده کرده بود، خودشان نیز در حال چرخش بودند؛ چنان چرخش سریعی که آنها باید از مکان خودپرتاب شده و به تمام گوشه و کنار جهان پراکنده می‌شدند. هر کهکشان همانند یک چرخ‌وفلک در حال چرخش با سرعت بیش از حد زیاد است. هر موجودی که سوار این چرخ‌وفلک می‌شود به سمت پایین پرتاب خواهد شد.
 
زوئیکی متوجه شد که باید ماده‌ی دیگری نیز وجود داشته باشد؛ ماده‌ای که به طور مستقیم نمی‌توان آن را مشاهده کرد اما یک کشش گرانشی ایجاد می‌کند که برای نگه داشتن همه‌ی کاینات در کنار هم به اندازه‌ی کافی قوی است. وی این فرم ناشناخته از ماده را «تاریک» نامید. در آن زمان اظهارات او غیرعادی به نظر می‌آمدند و تئوری‌های او از سوی دانشمندان جدی گرفته نمی‌شد. مسی در مورد او چنین می‌گوید: «وی یک نظریه پرداز دیوانه بود، کسی که نمی توانست برآیند نیروها را با همدیگر به دست آورد. در نتیجه یک فرم کاملا جدید از ماده را در ذهن خود اختراع کرد.»
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
کار زوئیکی به مقدار زیادی تا دهه‌ی ۱۹۷۰ به فراموشی سپرده شد. در واقع تا زمانی که ورا رابین (Vera Rubin) ستاره‌شناس کشف کرد که کهکشان‌های نزدیک به هم، در روند درستی نمی‌چرخند. در منظومه شمسی، یک قانون ساده اعمال می‌شود. بر پایه‌ی این قانون هر چقدر یک سیاره دورتر از خورشید باشد، گرانش لازم برای نگه داشتن آن نیز کمتر خواهد بود. در نتیجه، این سیاره کندتر حرکت خواهد کرد و به زمان بیشتری برای تکمیل مدار نیاز خواهد داشت.
 
عاملی باید در آن دوردست‌ها برای حفظ ستاره‌ها از پرواز به سوی بیرون مدار وجود داشته باشد
همین منطق را باید به ستاره‌هایی که به دور مرکز کهکشان در گردشند نیز اعمال کنیم. ستاره‌هایی که در دورترین فاصله از مرکز قرار دارند باید با کمترین سرعت حرکت کنند، چون در آن مناطق میزان اثر گرانش تضعیف می‌شود. بر خلاف گفته‌ی اخیر، رابین پی برد که ستارگان دورتر نیز با همان سرعت ستاره‌های نزدیک‌تر حرکت می‌کنند.
 
عاملی باید در آن دوردست‌ها برای حفظ ستاره‌ها از پرواز به سوی بیرون مدار وجود داشته باشد. در واقع پس از مدت‌ها مشخص شد که زوئیکی در مسیر درستی در مورد این پدیده قرار داشته است.
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
اخترشناسان هم اکنون معتقدند که ماده‌ی تاریک به عنوان یک ماده‌ی اساسی در ایجاد جهان هستی با آن ویژگی‌هایی که در حال حاضر از آن سراغ داریم، حضور داشته است. تقریبا ۱۴ میلیارد سال پیش، لحظات پس از انفجار بزرگ، انبساط جهان با سرعت فزاینده‌ای آغاز شد و خوشه‌های کهکشانی نیز شروع به شکل‌گیری کردند.
 
با این حال، گسترش جهان آنچنان هم سریع نبود که در پی این گسترش، تمام کهکشان‌ها به گوشه‌های دوردست پرتاب شوند. دلیل اصلی آن هم این است که ماده‌ی تاریک با وجود نامرئی بودن، باعث نگه داشته شدن همه چیز در کنار هم می‌شود.
 
به عبارتی می‌توان گفت که ماده‌ی تاریک همانند باد است. ما نمی‌توانیم به طور مستقیم آن را ببینیم، اما می‌دانیم که وجود دارد. حالا سوال اینجاست که این ماده چه مقدار از کل کاینات را تشکیل می‌هد؟ باید بگوییم که مقدار زیادی از این ماده در سراسر کاینات وجود دارد و حدود ۲۵ درصد از جهان هستی را در بر گرفته است.
 
به طور گیج‌کننده‌ای گاهی اوقات گفته می‌شود که ماده‌ی تاریک تا حدود ۸۰ درصد از کل مواد موجود در جهان را تشکیل می‌دهد. دلیل این بیان آن است که تنها ۳۰ درصد از جهان هستی از ماده ساخته شده و بیشتر همان قسمت نیز ماده تاریک است. بقیه‌ی جهان انرژی است.
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
در ادامه‌ی پژوهش‌ها و تا دهه‌ی ۱۹۸۰، اولین شواهد محکم برای ماده‌ی تاریک به دست آمده بودند. به عنوان مثال، در سال ۱۹۸۱ یک تیم به سرپرستی مارک دیویس (Marc Davis) از دانشگاه هاروارد، یکی از اولین کندوکاوهای کهکشانی را انجام دادند. آنها متوجه شدند که کهکشان‌ها در الگوهای یکنواختی مرتب نشده‌اند. به باور کارلوس فرنک (Carlos Frenk) از دانشگاه دورهام انگلستان:
 
اینگونه نیست که ماده‌ی تاریک تنها مانند مخلوط خامه‌ای در اطراف یک کیک پاشیده ‌شوند.
بلکه به جای آن حالت، کهکشان‌ها درون خوشه‌های بزرگی جمع می‌شوند که هر یک حاوی صدها هزار کهکشان هستند. این امر باعث می‌شود تا الگوهای پیچیده‌ با عنوان «تارهای کیهانی» شناخته شوند. این تارها به وسیله‌ی ماده‌ی تاریک با هم گره خورده‌اند. به عبارت دیگر، ماده تاریک اسکلتی است که ماده‌ی معمولی روی آن آویخته شده است. کارولین کرافورد (Carolin Crawford) از دانشگاه کمبریج انگلستان می‌گوید: «ما می‌دانیم که در مراحل اولیه‌ی تشکیل جهان، بودن این ماده لازم بوده است. نگه داشتن همه‌ی آن پدیده‌ها به صورت خوشه‌های کهکشانی بسیار حیاتی بوده است. چرا که در ادامه باعث توسعه‌ی ساختارهایی شده که در حال حاضر می‌بینیم.»
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
به گفته‌ی فرنک، کشف این خوشه باعث شکل‌گیری یک انگیزه‌ی جدید شد. دیویس که در آن زمان استاد فرنک بود، او را برای کشف اینکه چرا کهکشان‌ها به این شکل آرایش یافته‌اند به چالش کشید.
 
هنگامی که فرنک جستجوهای خود را آغاز کرد، به این نکته پی برد که یک فرد دیگر نیز ادعا کرده که زودتر از او توانسته این موضوع را کشف کند. در سال ۱۹۸۰، یک تیم روسی توسط وی‌ای لیوبیموف VA Lyubimov توانسته بودند یک توضیح محتمل و ممکن را از ماده‌ی تاریک ارایه کنند. آنها پیشنهاد کردند که ماده‌ی تاریک از نوترینوها ساخته شده‌اند.
 
این پیشنهاد به مقدار تقریبا مطمئنی بامعنی و معقول به نظر می‌رسید. نوترینوها ذرات تاریک و شبح مانندی هستند که به سختی با هر چیز دیگری برهم‌کنش می‌کنند. محققان پیشنهاد کردند که جرم ترکیبی همه‌ی نوترینوها در کل جهان ممکن است با جرم مجهول مورد بحثمان برابری کند و در واقع جای آن را پر کند.
 
اما در این میان یک مسئله وجود داشت. نوترینوها به صورت «ماده‌ی تاریک بسیار گرم» هستند، بدین معنی که آنها سبک بوده و در نتیجه، قادر به حرکت سریع نیز هستند. هنگامی که فرنک شبیه‌سازی یک کیهان پر از ماده‌ی تاریک داغ را به انجام رساند، متوجه شد که این مدل نمی‌تواند کارکرد عملی داشته باشد. وی در این مورد چنین گفته است: «ما با ناامیدی بزرگی روبرو شدیم و دریافتیم که جهان با ماده‌ی تاریک داغ به هیچ روی، شبیه جهان واقعی نخواهد بود. آن ایده با اینکه زیبا و مهیج بود اما برای دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم به هیچ وجه عملی نبود. ابرخوشه‌های عظیم کهکشانی که ما می‌شناسیم در این جهان وجود نداشتند.»
 
در نتیجه، ماده‌ی تاریک باید سرد و به آهستگی در حال حرکت بود. قدم بعدی این بود که مکان این ماده‌ی تاریک سرد یافت شود.
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
اگر چه ما نمی‌توانیم ماده‌ی تاریک را به طور مستقیم مشاهده کنیم، اما ماده‌ی تاریک یک عملکرد بسیار بارز دارد که از طریق آن خود را به ما نشان می‌دهد. ماده‌ی تاریک نور گذرنده از خود را خم می‌کند. این موضوع به مقدار کمی همانند وقتی است که نور از میان یک استخر شنا یا یک پنجره مات حمام عبور کرده و می‌درخشد. این اثر در فیزیک به نام «همگرایی گرانشی» شناخته می‌شود و می‌توان آن را برای تشخیص محل‌هایی که در آن ابرهای ماده‌ی تاریک وجود دارند، استفاده کرد. با استفاده از این روش، دانشمندان در حال ایجاد نقشه‌های از ماده‌ی تاریک موجود در جهان هستی هستند.
 
در حال حاضر آنها تنها بخشی از این طرح را نقشه‌برداری کرده‌اند. اما تیمی که پشت چنین پروژه‌ای است، مسلما اهداف بلندپروازانه‌ای در سر دارند و امیدوارند که بتوانند نقشه‌ی یک هشتم از کل جهان ما شامل میلیون‌ها کهکشان را تهیه کنند. برای اینکه اندکی به عظمت این ارقام پی ببرید باید یادآوری کنیم که کهکشان ما، یعنی کهکشان راه شیری، شامل چندین میلیارد ستاره و احتمالا ۱۰۰ میلیارد سیاره است.
 
در حال حاضر این نقشه‌ها خام‌تر و ناقص‌تر از آن هستند که بتوانند جزییات دقیقی به ما ارایه کنند. گری پرزیو (Gary Prezeau) از آزمایشگاه پیشرانه‌ی جت ناسا در موسسه فناوری کالیفرنیا می‌گوید:
 
همانند این است که شما یک ایده‌ی اولیه از قاره‌های روی زمین داشته باشید. اما آنچه واقعا به دنبالش هستید شامل اشکال کوه‌ها و دریاچه‌های کره‌ی زمین باشد.
 
با این حال، ما حداقل یک ایده‌ی خام از این که ماده‌ی تاریک در چه محل‌هایی وجود دارد به دست آورده‌ایم. اما واقعیت این است که هنوز هم نمی‌دانیم ماهیت دقیق آن چیست؟
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
چند ایده‌ی دیگر نیز مطرح شده است، اما در حال حاضر این پیشنهاد محبوب‌ترین مورد است که بر مبنای آن، ماده‌ی تاریک از نوع جدیدی از ذرات ساخته شده است و این بین نظریه‌هایی وجود دارد اما هرگز در عمل آشکار نشده است. این نوع جدید از ذرات با نام WIMP شناخته می‌شوند که به مفهوم ذرات سنگین با برهم‌کنش ضعیف است. آن گرین (Anne Green) از دانشگاه ناتینگهام در انگلستان در این باره می‌گوید:
 
WIMPها در هر سوی جهان ضعیف هستند. در وهله‌ی اول، آنها به سختی با یکدیگر برهم‌کنش دارند؛ از این رو با مواد طبیعی هم کلا برهم‌کنشی ندارند. هنگامی که شما با دست خود به یک دیوار ضربه وارد می‌کنید، دستتان با دیوار تصادم می‌کند. اما زمانی که یک WIMP با دیوار یا با ذره‌ی هم نوع خودش برخورد کند، معمولا به طور مستقیم از میان آن عبور خواهد کرد.
بخش دوم از این عبارت مخفف به خودی خود بیانگر ویژگی‌های آن است. WIMPها دارای مقدار جرم زیادی هستند، اگرچه آنها لزوما بزرگ نیستند. به گفته‌ی گرین آنها می‌توانند صدها یا هزاران برابر بیشتر از یک پروتون وزن داشته باشند.
 
به گفته‌ی مسی اصطلاحWIMP فقط یک عبارت فریبنده است و می‌تواند بسیاری از انواع مختلف ذرات را شامل شود. نکته‌ی بدتر که وجود دارد این است که چون این ذرات شبح‌مانند هستند، تشخیص آنها بسیار دشوار است. در این مرحله شما ممکن است از ادامه‌ی پژوهش و تحقیق در این حوزه ناامید شوید. باید بگوییم شما نخستین فردی نیستید که چنین احساسی داشته باشد. گرین در این باره چنین می‌گوید:
 
اول آنها به این نتیجه رسیدند که باعث همه‌ی آن پدیده‌ها وجود این ماده‌ی نامرئی است، حالا که آنها نتیجه گرفته‌اند که جهان از نوع جدیدی از مواد ساخته شده است، نمی‌توانند آن ماده را شناسایی کنند! این موضوع تا حدودی مضحک است.
پس می‌توان نتیجه گرفت که این برداشت به ذهن افراد زیادی رسیده باشد.
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
از سال ۱۹۸۳، همواره برخی از فیزیکدانان روی این موضوع اصرار داشته‌اند که ماده تاریک در کل وجود ندارد و به جای آن احتمال می‌دهند که قوانین گرانشی که ما به آن آگاه هستیم، باید نادرست باشند و به همین دلیل کهکشان‌ها از دیدگاه ما رفتار عجیبی دارند. این ایده به نام MOND شناخته می‌شود و کوتاه‌شده‌ی عبارت "دینامیک نیوتونی اصلاح‌شده" یا (Modified Newtonian Dynamics) است. مسی در این مورد گفته است: «ما در حال تفسیر همه‌ی این چرخ و فلک‌ عظیم در پهنه‌ی جهان هستیم. اینکه چگونه آنها همانند فرفره می‌چرخند و توسط گرانش کشیده می‌شوند، البته فرض را بر این می‌گذاریم که طرز کار گرانش را به طور کامل می‌دانیم. شاید ما گرانش را به طور اشتباه درک کرده باشیم و برداشت غلطی از شواهد موجود داشته باشیم.»
 
به باور مسی مشکل این است که هواداران MOND، جایگزین مناسبی برای ایده‌ی ماده‌ی تاریک ندارند. ایده‌های آنها قادر به توضیح و توجیه دیتاهای موجود نیست. وی ادامه می‌دهد: «هر کسی که بخواهد به ابداع یک نظریه‌ی جدید در گرانش بپردازد، باید پا را فراتر از مسیر رفته شده توسط آلبرت اینشیتن بگذارد و هر چیزی را که اینشتین توانسته تشریح کند، به خوبی توضیح داده و همچنین برای رد یا تایید ماده‌ی تاریک نیز توضیح قابل قبولی داشته باشد.»
 
در سال ۲۰۰۶، ناسا یک تصویر دیدنی و جذاب منتشر کرد که برای بسیاری از محققان به منزله‌ی مرگ ایده‌ی MOND بود.
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
تصویر فوق، برخورد دو خوشه‌ی عظیم کهکشانی را نشان می‌دهد. از آنجا که اکثریت مقدار ماده در مرکز به وضوح قابل مشاهده است، بنابراین آنجا همان محلی است که شما انتظار دارید گرانش بیشتری داشته باشد. اما بخش‌های بیرونی نشان می‌دهد که نور توسط گرانش خم می‌شود. این امر ما را به این نتیجه می‌رساند که نوع دیگری از ماده نیز در آن مناطق وجود دارد. تصویر اخیر را به عنوان اثبات مستقیمی برای وجود ماده‌ی تاریک، مورد ستایش قرار داده‌اند.
 
حال اگر همه‌ی گفته‌های فوق درست هم باشند، ما دوباره به جایی بر می‌گردیم که قبلا بودیم. چالش پیش روی ما این است که ماده‌ی تاریک را بیابیم. این در حالی خواهد بود که هنوز نمی‌دانیم باید به طور دقیق چه چیزی را جستجو کنیم. این چالش ممکن است حتی بدتر از تمثیل قدیمی سوزن در یک انبار کاه باشد. اما واقعیت این است که سه راه مختلف برای پیدا کردن ماده‌ی تاریک وجود دارد.
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
راه اول این است که ماده‌ی تاریک را در کنش آن با جهان هستی مورد مشاهده قرار دهیم. ستاره‌شناسان ممکن است با استفاده از نقشه‌های موجود از ماده‌ی تاریک و با نظارت بر چگونگی رفتار این ماده، قادر به آشکارسازی یک کنش ناگهانی یا استثنایی باشند.
 
ذرات ماده‌ی تاریک معمولا از میان مواد طبیعی عبور می‌کنند. اما وقتی گفته می‌شود «معمولا» بدان معنی است که گاهی اوقات بسیار معدود، برخی از آنها با هسته‌ی اتم برخورد خواهند داشت. هنگامی که این اتفاق می‌افتد، ماده‌ی تاریک با اتم برخورد می‌کند و آن را همانند توپی که درون یک استخر می‌افتد، پس می‌زند. این برخورد می‌تواند به ایجاد پرتو گاما بینجامد. پرتو گاما در حقیقت به مفهوم پرتوهای نوری با انرژی است. به گفته‌ی فرنک در این موارد نادر، ماده‌ی تاریک می‌تواند «بدرخشد». از سویی، گرین هم معتقد است: «آزمایش‌هایی برای آشکارسازی مستقیم وجود دارند که به دنبال شناسایی این برخوردهای هسته‌ای هستند.»
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
سال ۲۰۱۴، محققان با استفاده از تلسکوپ قدرتمند فرمی ناسا، ادعا کردند که پرتوهای گامای حاصل از این برخوردها را شناسایی کرده‌اند. آنها منطقه‌ای از کهکشان راه شیری را یافته بودند که به نظر می‌رسید در اثر پرتوهای گاما می‌درخشند و احتمال داده شد که این پرتوهای گاما نیز از ماده‌ی تاریک حاصل شده باشند.
 
الگوهای به دست آمده از این رویداد با مدل‌های نظری سازگاری دارند، اما هیئت‌های بررسی هنوز در مورد اینکه آیا پرتوهای گامای مورد بحث واقعا ناشی از ماده‌ی تاریک باشند یا نه، به اطمینان نرسیده‌اند. آن پرتوها همچنین امکان دارد که از ستاره‌های پرانرژی به نام تپ‌اخترها یا شاید هم از فروپاشی ستاره‌ها به وجود آمده باشند.
 
علاوه بر موارد فوق، همچنین احتمال دارد که این پرتوها واقعا از برخورد ماده‌ی تاریک با ماده‌ی معمولی حاصل شده باشند. گاهی اوقات نیز ممکن است که ماده‌ی تاریک با ذرات خودش برخورد کند و یک راه دیگر برای دیدن آن نیز همین است.
 
تیم مسی به تازگی تصادم‌ها و درهم‌رفتگی‌های کهکشان‌ها را با یکدیگر تحت نظارت قرار داده‌اند. آنها انتظار دارند که تمام ماده‌ی تاریک کهکشان‌ها از این طریق عبور کنند. اما ممکن است حرکت برخی از آن‌ها آهسته‌تر باشد و اصطلاحا از سایر مواد کهکشانی که به آن تعلق داشته‌اند، عقب بمانند. این امر نشان می‌دهد که آن بخش از کهکشان‌ها با ماده‌ی تاریک برهم‌کنش داشته‌اند. مسی در این باره می‌گوید: «اگر این برهم‌کنش واقعا رخ داده باشد، پس می‌توانیم آن را به عنوان اولین شواهد موجود برای توجیه و پژوهش بیشتر در مورد باقی اجزای جهان هستی قلمداد کنیم.»
 
هر دوی این روش‌ها یک اشکال عمده دارند و آن عبارت است از اینکه شما نمی‌توانید یک ابر کهکشانی از ماده‌ی تاریک را به دست آورده و آن را زیر میکروسکوپ مورد پژوهش قرار دهید. واقعیت این است که آنها بیش از حد بزرگ و علاوه بر آن بسیار دور هستند.
 
بنابراین شاید بخواهیم یک روش دوم را برای آشکارسازی ماده‌ی تاریک بیابیم و در این مسیر احتمالا ایده‌ی ایجاد آن ماده در گام اول و سپس انجام پژوهش روی ماده‌ی تاریک ایجاد شده، در دسترس باشد.
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
فیزیک‌دانان امیدوارند با استفاده از برخورد ذرات همانند اتفاقی که در برخورددهنده بزرگ هادرونی (LHC) ژنو، سوئیس انجام می‌شود، بتوانند این کار را انجام دهند. ال اچ سی، پروتون‌ها را در سرعت‌های نزدیک به نور با همدیگر برخورد می‌دهد. این برخوردها به اندازه‌ی کافی برای شکستن پروتون به قطعات تشکیل دهنده‌اش، قدرتمند هستند. پس از آن نیز در این مرکز به مطالعه‌ی این آوار زیراتمی می‌پردازند. در طول این برخوردهای قوی، ذرات جدید مانند WIMP ها به خوبی می‌توانند شناسایی شوند. مالکوم فربرن (Malcolm Fairbairn) از کینگز کالج لندن در انگلستان می‌گوید: «اگر WIMP‌ها ماده تاریک را تشکیل داده باشند و ما بتوانیم آنها را در برخورد دهنده‌ی بزرگ هادرونی کشف کنیم، پس از آن با یک فرصت مناسب برای کار روی این که ماده‌ی تاریک موجود در جهان هستی از چه تشکیل شده است، خواهیم داشت.»
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
با این حال اگر ماده تاریک همانند یک WIMP نباشد، در این صورت ال اچ سیهم برای آشکارسازی آن ناکام خواهد ماند. در این میان یک مشکل دیگر هم وجود دارد. حتی اگر ال اچ سی مقداری ماده‌ی تاریک هم ایجاد کند، این ماده‌ی تشکیل شده در آشکارسازهای موجود در این مرکز ثبت نخواهد شد.
 
در عوض، ممکن است این سیستم یک گروه از ذرات را  در حال حرکت در یک جهت پیدا کند، اما هیچ ذره‌ای را در جهت دیگر پیدا نکند. تنها حالتی که می‌تواند رخ دهد این است که ماده‌ی دیگری در حال حرکت باشد و آشکارسازها نتوانند وجود آن را آشکار کنند و به گفته‌ی فربرن آن ماده ممکن است یک ماده‌ی تاریک باشد. اگر این روش هم به نتیجه نرسد، فیزیکدانان یک گزینه‌ی سوم دارند: سفر در اعماق زمین.
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
دانشمندان در معادن قدیمی و در داخل‌کوه‌ها، همواره به دنبال موقعیت‌های نادری هستند که در آن WIMP ها با ماده‌ی معمولی برخورد می‌کنند. در واقع برخورد از نوع همان برخوردی که تلسکوپ فرمی توانسته در اعماق فضا رویت کند. فرنک عقیده دارد: «میلیاردها تعداد از ذرات ماده‌ی تاریک در هر ثانیه از میان بدن ما منتقل می‌شوند. آنها در دفتر کار، در اتاق و به طور کلی در همه جا هستند. آنها در حال عبور از میان بدن ما با نرخ میلیاردها تعداد در ثانیه هستند و شما هیچ چیزی را از این رویداد احساس نمی‌کنید.»
 
در حالت تئوری، ما باید قادر به تشخیص چشمه‌های کمی از پرتوهای گامای حاصل از این برخوردها باشیم. اما مشکل این است که بسیاری از موارد دیگر نیز به این طریق از بدن ما عبور می‌کنند که از این میان می‌توان به پرتوهایی در قالب پرتوهای کیهانی اشاره کرد که این امر باعث می‌شود تا سیگنال‌های حاصل از ماده‌ی تاریک در میان آنها محو شوند. از این رو بر پایه‌ی آزمایش‌های زیرزمینی گفته می‌شود که صخره‌های بالایی، عمده‌ی تابش را جذب می‌کنند، اما اجازه می‌دهند تا ماده‌ی تاریک از میانشان عبور کنند.
 
البته تا زمان فعلی، بسیاری از فیزیک‌دان‌ها معتقدند که ما هنوز هیچ سیگنال قانع‌کننده از این آشکارسازها مشاهده نکرده‌ایم. بر پایه‌ی مقاله‌ای که در اوت ۲۰۱۵ منتشر شده، می‌توان دریافت که آشکارساز زنون ۱۰۰ (XENON100) در آزمایشگاه ملی ساسو در گران ایتالیا در پیدا کردن هر گونه علایمی ناکام بوده است.
 
برخی آلارم‌های کاذب در طول فرایند وجود داشته است. یکی تیم پژوهشی دیگر از همان آزمایشگاه، با استفاده از آشکارساز متفاوت با مورد نخست، برای سال‌ها مدعی بوده‌اند که آزمایش DAMA منجر به آشکارسازی ماده‌ی تاریک شده است. به نظر می‌رسد که آنها موفق به کشف پدیده‌ی جدیدی شده باشند، اما بسیاری از فیزیکدانان می‌گویند که آن ماده WIMP نیست.
 
پرسش‌های بزرگ: جهان هستی از چه چیزی ساخته شده است؟
 
ممکن است که کار یکی از این آشکارسازها یا ال اچ سی، به شناسایی مقداری ماده‌ی تاریک بیانجامد. اما نکته‌ی مهمی که وجود دارد این است که پیدا کردن آن فقط در یک مکان، کافی نخواهد بود. فربرن می‌گوید: «ما باید در نهایت ماده‌ی تاریک را با بیش از یک روش شناسایی کنیم تا مطمئن شویم آنچه که در آزمایشگاه یافته‌ایم همان چیزی باشد که در دوردست‌های کهکشان نیز وجود دارد.»
 
در حال حاضر بخش عمده‌ی کهکشان ما تیره است، و از سویی، مشخص نیست که چه مدت به این حالت باقی بماند. برخی از کیهان‌شناسان که فرنک هم یکی از آنهاست، امیدوارند که ما در دهه‌ی آینده بتوانیم به پاسخ برخی از پرسش‌های خود پیرامون این موضوع برسیم. برخی دیگر نیز، مانند گرین، در رابطه با این موضوع اعتماد به نفس کمتری دارند. اگر در آینده‌ی نزدیک در ال اچ سی چیزی شناسایی نشود، گرین باور دارد که در آن صورت احتمالا به دنبال پدیده‌ی نادرستی می‌گشته‌ایم.
 
بیش از ۸۰ سال از نخستین باری که زوئیکی، پیشنهاد وجود ماده‌ی تاریک را ارایه داده بود گذشته است. در تمام این مدت، ما هنوز نتوانسته‌ایم یک نمونه از ماده‌ی تاریک به دست آوریم یا اینکه توانسته باشیم به طور دقیق و مطلق به چیستی آن ماده پی ببریم.
 
بیان اخیر در واقع یک یادآوری بی‌آلایش است از اینکه ما هنوز راه بسیار زیادی را برای شناخت و درک حقیقی جهان هستی داریم. ما شاید هر نوع پدیده‌ای را درک کنیم؛ از آغاز جهان تا تکامل حیات روی زمین. اما کهکشان برای ما هنوز هم همچون یک جعبه‌ی سیاه است و اسرار آن هنوز هم به حالت ناگشوده و مسکوت مانده‌اند.

تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
بازدید : 208
نویسنده : sina95

  طبق آمار رسمی انجمن سرطان آمریکا، مردان در طول زندگی به احتمال ۴۲ درصد و زنان به احتمال ۳۸ درصد به سرطان مبتلا می‌شوند. در انگلستان وضعیت از این هم بدتر است، ۵۴ درصد مردان و ۴۸ درصد زنان ممکن است زمانی در طول زندگی خود به سرطان مبتلا شوند. طبق آمار موسسه‌ی حمایت از بیماران سرطانی مک‌ میلان، سال ۲۰۱۵ حدود ۲٫۵ میلیون نفر در انگلستان از سرطان رنج می‌بردند. 

 
بیماری سرطان چگونه بوجود آمد؟
 
این آمارها نشان می‌دهند که سرطان نه تنها کاملا فراگیر است بلکه میزان ابتلا به آن سال به سال افزایش می‌یابد. ولی چرا ما آدم‌ها سرطان مي‌گیریم؟ آیا بقیه‌ی جانوران هم سرطان می‌گیرند؟ پاسخ آن را باید در تکامل جستجو کنیم. سرطان نتیجه‌ی ناخواسته‌ی فرایند تکامل است. انسان و حیوانات بزرگ جثه تریلیون‌ها سلول دارند و خیلی پیچیده هستند. در نتیجه احتمال ابتلا به سرطان در آن‌ها زیاد است.
 
برای درک بهتر اینکه اصلا چرا سرطان وجود دارد و چرا سرطان می‌گیریم، باید به فرایندی بنیادین در بدن خود مراجعه کنیم؛ فرایندی به نام تقسیم سلولی. همه‌ی ما از لقاح یک اسپرم و یک تخمک بوجود آمده‌ایم. چند روز بعد از لقاح و وقتی تخمک بارور می‌شود، بر اثر فرایند تقسیم سلولی توپی متشکل از چند صد سلول بوجود می‌آید. بدن ما از همین تقسیم‌های سلولی ساخته می‌شود. زمانی که به بلوغ کامل می‌رسیم، بدن ما تریلیون‌ها سلول دارد. تقسیم سلولی در بدن ما به صورت کاملا کنترل شده انجام می‌شود. 
 
حتی بعضی از سلول‌ها عامدانه از بین می‌روند تا بدن ما صحیح شکل بگیرد. مثلا زمانی که در دوران جنینی دست‌های ما بوجود می‌آمد، بعضی از سلول‌ها در فرایندی به نام «خزان یاخته‌ای» خودکشی کردند تا فضای بین انگشت‌ها ساخته شود. این تقسیم سلولی برای رشد و نمو ما ضروری است، با این حال اگر تقسیم‌ها از کنترل خارج شوند آن زمان است که مشکل ایجاد می‌شود. سرطان فرایند لجام گسیخته‌ی تقسیم سلولی است. زمانی که سلول‌ها همه‌ی قوانین محدود کننده‌ي تقسیم را می‌شکنند و دیوانه‌وار شروع به تقسیم شدن می‌کنند.
 
بیماری سرطان چگونه بوجود آمد؟
سلول‌های سرطانی از کنترل خارج و شروع به تکثیر شدید می‌کنند.
 
یک زیست‌شناس رشد از دانشگاه کمبریج به نام «تیموتی ویل» می‌گوید: «انگار آن‌ها موجودات زنده‌ی متفاوتی هستند. هرچه سلول بتواند نسبت به همسایگانش سریع‌تر رشد کند و غذای بیشتری ببلعد، سلول سرطانی موفق‌تری خواهد بود. این سلول به احتمال بیشتری زنده می‌ماند و رشد می‌کند.» تقسیم سلولی سالم با محدودیت‌ و کنترل شدید انجام می‌شود ولی تقسیم سلولی سرطانی خارج از کنترل و افسار گسیخته است. ویل ادامه می‌دهد: «سلول‌های بالغ دائما تحت کنترل هستند. سرطان همان از دست رفتن کنترل سلول‌هاست.»
 
اگر بعضی از ژن‌های کنترل کننده‌ی تقسیم سلول‌ها مثل ژن p53 در سلولی دچار جهش شود، آن سلول سرطانی می‌شود و به صورت کنترل نشده شروع به تقسیم شدن می‌کند. البته بدن ما برای یافتن این جهش‌ها ابزارهایی دارد. بعضی مکانیسم‌های بیولوژیکی در بدن ما وجود دارد که می‌تواند بیشتر سلول‌های جهش یافته را قبل از اینکه مشکلی برای ما بوجود آورند، نابود کند. «چارلز سوانتون» از انستیتوی فرانسیس کریک در انگلستان می‌گوید: «در پس این فرایند، میلیون‌ها سال تکامل قرار دارد. این مکانیسم خیلی خوب عمل می‌کند ولی بی نقص هم نیست.»
 
تهدید از جانب تعداد کمی از سلول‌هاست که مکانیسم ترمیمی نمی‌تواند آن‌ها را درست کند. در طول زمان یکی از این سلول‌های افسار گسیخته می‌تواند آن‌قدر تقسیم شود که در نهایت غده‌ای متشکل از هزاران سلول را تشکیل دهد. در آخر وقتی تعداد آن‌ها به میلیاردها رسید با یک تومور مواجه می‌شویم. وقتی انباشت سلول‌ها تبدیل به تومور شد، فرد به طور کامل به سرطان مبتلا شده است. تومور باید خارج و همه‌ی سلول‌های سرطانی در آورده شوند. حتی اگر چند سلول باقی بماند، خیلی سریع ممکن است دوباره تقسیم شوند و تومورهای جدید بوجود آورند.
 
بیماری سرطان چگونه بوجود آمد؟
وقتی سلول‌های سرطانی جهش می‌کنند، تنوع ژنتیکی آن‌ها افزایش می‌یابد.
 
همه‌ی سلول‌های سرطانی شبیه به هم نیستند. وقتی یک سلول سرطانی تقسیم می‌شود، ممکن است دچار جهش‌های ژنتیکی جدید شود که رفتار آن را تغییر می‌دهد. به بیان دیگر، سلول سرطانی تکامل پیدا می‌کند. وقتی که سلول‌های درون یک تومور جهش پیدا می‌کنند، از نظر ژنتیکی بسیار گوناگون می‌شوند.
 
سوانتون می‌گوید: «تنوع ژنتیکی، ادویه‌ی زندگی است و درون مایه‌ی فرایند انتخاب طبیعی را می‌سازد.» منظور او از انتخاب طبیعی، همان نظریه‌ای است که اولین بار چارلز داروین آن را مطرح کرد. سلول‌های سرطانی هم درست مثل انسان‌ها، شیرها، قورباغه‌ها و باکتری‌ها در طول زمان دچار تنوع ژنتیکی می‌شوند. سوانتون می‌گوید که نمی‌توانید در یک تومور، دو سلول شبیه به هم پیدا کنید.
 
در یک تومور سلول‌هایی باقی می‌مانند که سرطانی‌تر هستند. سوانتون می‌گوید ما با شاخه‌هایی از تکامل دست و پنج نرم می‌کنیم که تنوع را می‌سازند و تنوع باعث می‌شود تومور در برابر درمان مقاومت کند. در حقیقت از دلایلی که باعث می‌شود سرطان را بتوان سخت درمان کرد این است که تومورها دائما از نظر ژنتیکی تغییر می‌کنند. به همین دلیل سوانتون و بقیه که در این حوزه کار می‌کنند، می‌خواهند از درب تکامل برای درمان سرطان وارد شوند. تخصص سوانتون در سرطان ریه است و همزمان با ایفای نقش به عنوان پژوهشگر، پزشک هم هست.
 
به تکاملی که در یک تومور سرطانی رخ می‌دهد به شکل درختی با شاخه‌های زیاد نگاه کنید. در پایه‌ی درخت جهش‌های ژنتیکی اولیه‌ای قرار دارند که باعث فعال شدن تومور شده‌اند. جهش‌هایی که بین همه‌ی سلول‌های تومور به اشتراک گذاشته می‌شوند و همه‌ی آن‌ها دارای آن جهش ژنتیکی هستند. به صورت نظری، درمانی که بتواند آن جهش‌های اولیه‌ را هدف بگیرد باید همه‌ی سلول‌های تومور را نابود کند. این روشی است که اکنون در بعضی درمان‌ها استفاده می‌شود. مشکل این‌جاست که این درمان‌ها آن‌قدر که امید داریم خوب کار نمی‌کنند و معمولا تومور در برابر آن‌ها مقاومت می‌کند.
 
بیماری سرطان چگونه بوجود آمد؟
تومور سرطانی مثل درختی با شاخه‌های زیاد است و هر شاخه‌ی جدید یک جهش ژنتیکی است.
 
سوانتون می‌گوید: «این اتفاق رخ می‌دهد چرا که در شاخه‌های تومور یک یا تعداد بیشتری سلول وجود دارد که جهش پیدا کرده‌اند و این جهش‌ها باعث مقاومت تومور در برابر درمان می‌شوند.» به بیان دیگر بعضی از شاخه‌های درخت سرطان به شکلی تکامل یافته‌اند که باعث می‌شود در برابر درمان از طریق حمله به جهش ژنتیکی پایه مقاومت کنند.
 
سوانتون و همکارانش این مشکل را بررسی کردند تا ببینند آیا می‌توانند به درمانی با نتیجه‌ی بهتر برسند یا خیر. یک تومور متوسط ممکن است دارای هزار میلیارد سلول سرطانی باشد. بعضی از این سلول‌ها ممکن است به صورتی تکامل یافته‌ باشند که در برابر درمان از طریق حمله به یک جهش ژنتیکی پایه‌ای خاص مقاومت کنند. ولی چه می‌شود اگر یک روشی درمانی، همزمان دو جهش ژنتیکی پایه را هدف بگیرد؟ به ندرت می‌توان سلول‌هایی پیدا کرد که بتواند نسبت به این نوع درمان مصون باشد.
 
سوانتون و همکارانش خواستند ببینند که با هدف گرفتن چند جهش ژنتیکی پایه در تنه‌ی سرطان می‌توانند مطمئن شوند همه‌ی سلول‌های سرطانی را از بین برده‌اند. آن‌ها به عدد طلایی ۳ رسیدند. یعنی اگر درمانی بتواند همزمان سه جهش ژنتیکی پایه را هدف قرار دهد، احتمالا آن درمان موفق می‌شود. محاسبات آن‌ها نشان داد که هدف قرار دادن سه جهش پایه به صورت همزمان می‌تواند تنه‌ی درخت سرطان را قطع کند و همه‌ی سلول‌های تومور را از بین ببرد. با این حال این راه‌حل اصلا ارزان یا سریع نیست. برای اینکه این راه‌حل کار کند، پژوهشگران باید سرطان مختص یک نفر را مطالعه کنند تا ببینند تومور او کدامیک از جهش‌های پایه را داشته و بنابراین درمان مناسب برای او را انتخاب کنند.
 
یک متخصص سرطان روده‌ی بزرگ به نام «آلبرتو باردلی» در دانشگاه تورین ایتالیا از نظریه‌ی تکاملی به عنوان الهامی جهت چیره شدن بر مقاومت دارویی استفاده کرد. او با بهره‌گیری از واقعیت مقاومت دارویی برای ساخت یک روش درمانی جدید ضد سرطان استفاده می‌کند. باردلی سلول‌های سرطانی مقاوم در برابر درمان را «کلون» نامید. به بیماران نوع خاصی از درمان دارویی داده می‌شود و سپس تحت نظارت قرار می‌گیرند تا زمانی که یک کلون سرطانی خاص در تومور غالب می‌شود. 
 
کلون‌ها به دلیل اینکه مقاومت دارویی پیدا می‌کنند غالب می‌شوند. سپس باردلی درمان دارویی را متوقف می‌کند. در نتیجه آن عاملی که باعث شد کلون در تومور غالب شود از بین برود. بدون این عامل، دیگر انواع سلول‌های سرطانی در تومور شانس شکوفا شدن دارند. آن‌ها در برابر کلون غالب می‌جنگند. در عمل سرطان جنگی بر علیه خودش را شروع می‌کند. وقتی کم کم کلون‌های دیگر شکل گرفتند، زمان آن می‌رسد که داروها دوباره اعمال شوند. کلون‌های جدید نمی‌توانند در برابر دارو مقاوت کنند. باردلی آن را جنگ کلون‌ها می‌نامد.
 
بیماری سرطان چگونه بوجود آمد؟
معمولا نیاز است که به سلول‌های سرطانی بیش از یک بار حمله شود.
 
ما از کلون‌ها بر علیه کلون‌ها استفاده می‌کنیم و منتظر می‌نشینیم تا ببینیم کدام کلون‌ها برنده می‌شوند. سپس دارو را متوقف می‌کنیم. در این هنگام برنده‌ها کم کم شروع به باختن در برابر بعضی دیگر کلون‌ها می‌کنند. اکنون ما نمي‌دانیم که این تاکتیک در عمل تا چه حد موفق می‌شود. در تابستان ۲۰۱۶ آزمایش بالینی شروع می‌شود.
 
این راه‌ حل‌های تکاملی می‌توانند تا حد زیادی به درمان سرطان کمک کنند. ولی مهم‌ است بتوانیم عوامل بوجود آورنده‌ی سرطان را خیلی خوب بشناسیم. در سال ۲۰۱۳ یکی از بزرگترین پژوهش‌های ژنتیکی در این راه قدمی رو به جلو برداشت. پژوهشگران ژنوم بیماران سرطانی را برای یافتن نشانه‌های ۳۰ جهش سرطانی معمول جستجو کردند. این‌ها نشانگر تغییرات شیمیایی کوچک در DNA سرطان‌هایی مثل سرطان ریه، پوست و تخمدان هستند. «اندرو بیانکین» جراحی از دانشگاه گلاسکو در بریتانیا، یکی از پژوهشگران درگیر در این پروژه بود.
 
او می‌گوید: «در سرطان پوست می‌توانیم نشانه‌های قرارگیری در معرض نور فرابنفش را ببینیم. در سرطان ریه می‌توانیم نشانه‌های سیگار کشیدن را ببینیم.» علاوه بر این علت‌های شناخته شده، گروه توانست در جاهایی که علت سرطان نامشخص بود، الگوهای غیرمعمول وجود آورنده‌ی آن را ببیند. چالش اصلی برای پژوهشگرانی مثل بیانکین و پژوهشکده‌ی سرطان در بریتانیا این است که دقیقا بفهمند چه چیزی باعث این تغییرات ژنتیکی می‌شود.
 
درحالی که مهم است بتوانیم علت سرطان را بفهمیم تا درمان‌های جدید پیدا کنیم، بعضی‌ها می‌گویند که تمرکز روی پیشگیری مهم‌تر است. این بدین خاطر است که بعضی کارهای مخاطره آمیز وجود دارد که به جهش‌های ژنتیکی سرطان‌زا منجر می‌شوند. مثل سیگار کشیدن یا حمام آفتاب گرفتن. «اوتیس براولی» از اعضای ارشد انجمن سرطان آمریکا می‌گوید که تمرکز روی بعضی از این ریسک‌ها می‌تواند باعث جلوگیری از بسیاری سرطان‌ها شود.
 
او به دو آمار شگفت انگیز اشاره می‌کند. در سال ۱۹۰۰ از هر ۱۰۰ هزار آمریکایی ۶۵ نفر در سال بر اثر سرطان جانشان را از دست می‌دادند. ولی ارسال ۱۹۹۰ این میزان به ۲۱۰ رسیده بود. براولی می‌گوید: «اگر آماری داشته باشید که توانسته در عرض ۹۰ سال چنین رشد کند، حتما باید علتی داشته باشد. اگر بتوانید علت را از بین ببرید، سرطان را کاهش می‌دهید.»
 
بیماری سرطان چگونه بوجود آمد؟
سیگار یکی از علت‌های اصلی سرطان است.
 
در آمریکا طی دو دهه‌ی گذشته آمار مرگ و میر بر اثر سرطان ۲۵ درصد کاهش یافته است. براولی می‌گوید: «بیش از نصف این کاهش به دلیل کارهای پیشگیرانه بوده است.» این بدین معنیست که بعضی از سرطان‌ها که قبلا مردم را می‌کشتند کنترل شده‌اند. تقریبا یک سوم مرگ و میر ناشی از سرطان آمریکا به سرطان‌های بوجود آمده بر اثر سیگار مربوط است. این باعث شده که تنباکو قابل پیشگیری‌ترین عامل سرطان‌زا در سراسر جهان باشد. هرچند که آمار مرگ و میر پایین می‌آید، ولی آمار ابتلا به سرطان در حال افزایش است.
 
این تا حدی بدین خاطر است که سرطان‌های خاص اکنون بهتر تشخیص داده می‌شوند و آمارگیری از آن‌ها آسان‌تر است؛ مثل سرطان پروستات. ولی یک نکته‌ی دیگر این است که اکنون انسان‌ها به طور متوسط بیشتر عمر می‌کنند. بیانکین می‌گوید: «اگر زیاد عمر کنید، سرطان می‌گیرید.» او ادامه می‌دهد: «اگر تصمیم بگیریم که می‌خواهیم بیشتر از ۷۰ سال عمر کنیم، باید قبول کنیم که زمانی نوعی سرطان می‌گیریم.» این اجتناب ناپذیر است چرا که سلول‌های ما جوری تکامل نیافته‌اند که بتوانند این‌قدر زیاد DNA خود را سالم حفظ کنند.
 
براولی پا را فراتر می‌گذارد و می‌گوید هرکسی که بیشتر از ۴۰ سال عمر می‌کند دچار نوعی جهش می‌شود که می‌تواند به سرطان او در سال‌های آینده بینجامد. این هشدار دهنده است ولی خوشبختانه مکانیسم‌های دفاع طبیعی ما معمولا با از بین بردن سلول جهش یافته نمی‌گذارند تومور تشکیل شود و سرطان را در نطفه خفه می‌کنند. هرچند که به دلیل بالا رفتن امید به زندگی ابتلا به سرطان هم بیشتر شده، ولی همچنان در حال جستجوی درمان‌های بهتر هستیم.

تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
بازدید : 151
نویسنده : sina95

  صدا؛ پدیده‌ای است که با آن از خواب برمی‌خیزیم و یا در حال گوش کردن موسیقی با آن به خواب می‌رویم. اکنون صدا و اصوات ضبط‌ شده در همه‌جا یافت می‌شوند در گوشی‌های همراه ما در اتومبیل‌ها و تقریبا در هر مکانی که می‌روید احتمالاً منبعی در اطراف شما در حال صداسازی است! حال می‌خواهیم درباره این عامل مهم زندگی روزمره‌ی ما بیشتر بدانیم!

 
هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
زمانی که به‌تازگی انقلاب صنعتی در فرانسه در حال پا گرفتن بود مردی به نام لئون اسکوت مارتین ویل در حال کار بر روی دستگاهی با نام آوانگار بود. این دستگاه که هدفش چیزی جز ضبط کردن اصوات محیط اطرافش نبود چندین و چند بار شکست خورد تا در آخر در سال 1860 پس از میلاد مسیح اولین ضبط‌صوت تاریخ شروع به کار کرد و شروع به ضبط صدا کرد. اولین آوایی که توسط اولین ضبط‌صوت جهان به داده تبدیل شد و ذخیره گردید صدایی گنگ و نامفهوم بود اما بطن ماجرا چیز دیگری است. مهم این است که ویل توانسته بود یک صدا را هر قدر هم نامفهوم ضبط کند. اما مرد پر آوازه سده‌ی اخیر جا در پای مارتین ویل گذاشت و دستگاه آوانگار خود را در سال 1877 پس از میلاد ابداع کرد. او کسی نبود جز توماس ادیسون. آوانگاری که توسط ادیسون تهیه‌شده بود می‌توانست صداهایی با کیفیت‌تر به نسبت آوانگار مارتین ویل به ثبت برساند و این‌چنین بود که اغلب مردم فکر می‌کنند که اولین ضبط‌صوت توسط ادیسون ساخته شد!
 
هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
صدا چیست؟
 
"صدا در تعریف فیزیکی به نوعی از انرژی نسبت داده شده که از تحرک و برخورد ذرات به وجود می آید”. این نوع از انرژی میتواند در محیط هایی که "ماده” وجود داردانتقال پیدا کند. حال این ماده میتواند جامد باشد یا گاز فرقی نمی‌کند. برای مثال در خلا هیچ صدایی رد و بدل نمی‌شود. به عبارتی دیگر چون در خلاء ما هیچ نوع از ماده(جامد، مایع، گاز) را نداریم پس هیچ ذره ای هم موجود نیست که بتوانیم با ارتعاشات زنجیر وار آنها صدا را انتقال دهیم.
 
هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
حال کمی از تعریفات پیچیده علمی بگذریم و به زبانی ساده تر صدا را تعریف کنیم.
 
صدا در واقع ارتعاشاتی است که از ذره ای به ذره ی دیگر منتقل میشود. برای مثال شما وقتی دستانتان را به هم می‌کوبید ارتعاشی در دست‌هایتان ایجاد می‌کنید و چون دست شما در تماس مستقیم با یکی از شکل های ماده(در اینجا هوا) قرار دارد پس این انرژی و ارتعاش تولید شده در دست شما به هوا انتقال پیدا کرده و ذره های هوا یکی پس از دیگری این ارتعاشات را به صورت کاتوره ای و بی نظم در همه جا پخش می‌کنند تا جایی که دیگر انرژی‌ای برای مرتعش کردن ذره بعدی وجود نداشته باشد;در این صورت صدا قطع می‌شود.
 
حال که صدا تولید و پخش شد اگر ما در محدوده ای که صدا هنوز وجود دارد باشیم صدا به گوش ما می‌رسد و به وسیله گوش خارجی(شامل لاله گوش و مجرای گوش) به داخل گوش رانده میشود. حال این اصوات که هنوز هم انرژی دارند به پرده ای به نام صماخ برخورد کرده و آن را وادار به ارتعاش می‌کنند. در اینجا چند استخوان کوچک وجود دارد که این ارتعاشات را تقویت کرده و به وسیله عصب شنوایی به مغز فرستاده شده تا ما بتوانیم مفهومی از صدا را در ذهن خود درک کنیم!
 
هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
سیگنال الکترونیکی چیست؟
 
سیگنال های الکترونیکی از پایه ترین مفاهیم کامپیوتر هستند که در اکثر هر کار و عملی در کامپیوتر باید از آنها استفاده کنیم.
 
"سیگنال های الکترونیکی مقادیری متغیر و از توابع زمان هستند که بر اساس مبدا و مقصد اطلاعاتی را حمل می‌کنند”. تغییرات سیگنال ها تابعی مستقیم از اختلاف پتاسیل بر حسب ولتاژ است. یعنی هر چه قدر که ولتاژ مدار تغییر می‌کند جای گیری تابع سیگنال ها نیز تغیر می‌کند. این سیگنال ها بر اساس پیوسته و گسسته بودن به دو دسته آنالوگ و دیجیتال تقسیم می‌شوند.
 
هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
سیگنال آنالوگ چیست؟
 
"سیگنال آنالوگ نوعی  ازتوابع سینوسی است که از توابع زمان و ولتاژ حساب میشود که در مولفه زمان پیوسته از سیگنال های الکترونیکی یا به عبارتی دیگر موجی است و دامنه آن پیوسته است”. پس یک سیگنال آنالوگ در بازه ای معین می‌تواند بی شمار حالت را در خود جای دهد. کمی بالاتر ذکر کردیم که تغییرات سیگنال ها تابعی مستقیم از ولتاژ ورودی است. سیگنال های آنالوگ هم زیر شاخه ای از سیگنال های الکترونیکی هستند پس با تغییر ولتاژ (چه کم شدن و چه زیاد شدن) سیگنال های آنالوگ نیز در جهت تغییر، تغییر پیدا میکند.
 
هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
برای مثال شما یک سوت دارید وقتی در آن می‎دمید(اختلاف پتانسیل بر حسب ولت) بر حسب مقدار هوایی که در آن وارد می‌کنید صدای سوت هم افزایش پیدا میکند. اگر شما بتوانید این سوت را به دستگاهی متصل کنید که بتواند مقدار‌های بسیار کم از هوا را در سوت بدمد و یک دستگاه اندازه گیر دقیق صدا داشته باشید دقیقا میتوانید متوجه شوید که هر چقدر هم مقدار هوای وارد شده به سوت تغییر کند(مثلا یک پیکو سانتی متر مکعب) صدایی که اندازه گیر ثبت میکند متفاوت است. یا به عبارتی دیگر چون سیگنال آنالوگ ممتد است پس میتوان بی نهایت اطلاعات را در آن ذخیره و یا اجرا کرد و این سیگنال میتواند به طور پیوسته تغییر کند.
 
حال سوالی که پیش می آید چرا یک سیگنال آنالوگ بی شمارحالت دارد؟
 
با اینکه پاسخ این سوال را در پاراگراف بالا دادیم اما از نظر ریاضی بار دیگر پاسخ می‌دهیم; فرض کنید شما یک بازه عددی (4,5) دارید، بین این دو عدد بی نهایت عدد وجود دارد و اگر از کره‌ی زمین تا انتهای ماه هم اعداد پشت سر هم بگذاریم و در آخِرِ آن یک ممیز قرار دهید باز هم می‌توانید به سمت راست این ممیز عدد اضافه کنید تا آن عدد کوچکتر شود. پس ما بی نهایت عدد پیوسته در میان 4 و 5 داریم.
 
سیگنال دیجیتال چیست؟
 
"سیگنال های دیجیتال سیگنال هایی هستند که در مولفه زمان پیوسته هستند اما دامنه آنها پیوسته نیست و به طَبَعِ این موضوع دامنه‌ی آنها نیز پیوسته نیست”. چندی بالاتر در بسط سیگنال های الکترونیکی گفتیم که سیگنال ها از اعداد باینری تبعیت میکنند یعنی داده های سیگنال یا صفر منطقی است یا یک و خارج از این دو‌ حالت نیست. باید بگوییم که اکثر کامپیوتر ها برای خود دامنه اطلاعاتی تعیین میکنند یک قسمت از دامنه ولتاژ بالا نام میگیرد و قسمتی دیگر ولتاژ پایین. بنا به تعریفاتی که از قبل برای سیستم کد نویسی شده است بازه ی پایینی نمودار را کد 0 تلقی می‌کند و بازه‌ی بالایی را 1.
 
هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
حال ما صوت را چگونه به اعداد باینری تبدیل میکنیم؟
 
بیاید از ابتدای ضبط صدا شروع کنیم. برای مثال میکروفونی داریم و در نزدیکی آن منبعی در حال تولید ارتعاشات و سیگنال های آنالوگ است و برای پردازش این صدا یک کامپیوتر دارای کارت صدا داریم.  این ارتعاشاتی که در هوا به وجود آمده پیوسته به میکروفون برخورد میکند و میکروفون این ضربات ممتد هوا را به سیگنال الکتریکی مبدل میکند. چون این سیگنال الکتریکی هنوز هم پیوسته در حال تغییر است پس در ماهیت آنالوگ بودن هنوز تفاوتی وجود ندارد.
 
اما وقتی میکروفون این سیگنال رابه کامپیوتر انتقال میدهد بدلیل آنکه این داده ها باید در جایی ذخیره شوند این داده ها باید به اعداد باینری تبدیل شوند. پس این سیگنال ورودی توسط کارت صدا چندین هزار بار اسکن و اندازه گیری میشود و آن را به شکل دو‌دویی یا دسیمال تبدیل میکنند.
 
اکنون سیگنال الکتریکی به اعداد باینری تبدیل شده و این اعداد در حافظه ها ذخیره میشود و در مواقعی که می خواهید آن صدا را گوش دهید دقیقا عکس این عمل اتاق می‌افتد و کارت صدا اعداد باینری را به سیگنال الکتریکی آنالوگ تبدیل میکند.
 
هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
چرا ما باید سیگنال های آنالوگ را به سیگنال های دیجیتال تبدیل کنیم؟
 
جواب این سوال در طبعت این دو سیگنال نهفته است. سیگنال های دیجیتال در یک بازه زمانی بی نهایت ولتاژداشته باشند. ما برای اینکه بتوانیم این سیگنال های آنالوگ را ذخیره کنیم باید کاری کنیم که در یک واحد زمانی یک ولتاژمعین داشته باشیم تا بتوانیم آن را ذخیره کنیم.
 
 هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
در شکل بالا در ردیف اول یک سیگنال الکترونیکی آنالوگ را میبینیم. در شکل دوم همان سیگنال را میبینیم که سیستم سعی به نمونه برداری از آن را دارد. نمونه برداری عملی است که به وسیله آن سیستم میتواند سیگنال آنالوگ را بر حسب برنامه هایی که برایش از پیش تبیین شده به اعداد دسیمال و داده تبدیل کند.
 
در شکل بالا مولفه ای به نام دامنه را میبینیم که این مولفه رابطه مستقیم با کیفیت صدای دیجیتال دارد. یعنی هر چقدر تعداد دامنه در نمونه برداری زیادتر باشد صدای ضبط شده‌ی دیجیتالی شباهت بیشتری به نمونه آنالوگ خواهد داشت و یا به عبارتی دیگر هر چه «تعداد نمونه ها»  و‌ تقسیمات دامنه بیشتر باشد شکل سیگنال به دست آمده به سیگنال آنالوگ شبیه تر است.
 
DAC چیست؟
 
در سطر بالا ذکر کردیم که کارت صدا در رایانه های رومیزی وظیفه تبدیل سیگنال آنالوگ به دیجیتال را دارد اما در گوشی های هوشمند کنونی قسمتی از سیستم بر چیپ را بخشی به نام   Digital To Analog Convertor (یا به سر واژه DAC) تشکیل داده است که میتوان آن را به زیر مجموعه های پردازنده سیگنال دیجیتالی (DSP) تعمیم داد. این مبدل دیجیتال به آنالوگ اعداد باینری که قبلا توسط میکروفون و یا دیگر ورودی ها ذخیره شده را به سیگنال آنالوگ بدل میکند و آن را به بلندگو‌ی گوشی یا به دیگر خروجی ها (مانند HDMI و جک 3.5mm) می‌فرستند.
 
همانطور که گفتیم DAC زیر مجموعه ای از سیستم بر چیپ است. به خاطر توان کم این مبدل برخی از شرکت ها مانند HTC دست به طراحی مبدل دیجیتالی مستقل زده اند و متأسفانه در برخی متون دیده می‌شود که برای تلفن هایی با مبدل مستقل گفته میشود که این گوشی همراه از مبدل دیجیتالی بهره میبرد که کاملا غلط است! زیرا هر گوشی که تولید میشود DAC دارد اما برخی از آنها بصورت مستقل هم از آنها بهره میبرند.
 
هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
Bit Rate یا نرخ بیت چیست؟
 
"به تعداد بیت هایی که در یک واحد زمانی پردازش میشوند نرخ بیت میگویند”. این نرخ چون واحدی بسیار کوچک است معمولا با ضرایبی مثبت از واحد های SI همراه میشوند تا نگارش و درک آن راحت تر باشد. هر چه تعداد بیت در یک فایل( چه صوتی و چه ویدیویی) بیشتر باشد بدین معناست که آن فایل جزئیات بیشتری را در خود دارد یا به عبارتی دیگر وقتی تعداد بیت یک فایل بالا رود مکان هایی که برای پردازش اطلاعات در هر ثانیه بکارمیرود بیشتر میشود پس ما آنچه را بعنوان کیفیت یاد میکنیم رابطه مستقیم با نرخ بیت دارد. همچنین هرچقدر مقدار نرخ بیت در واحد زمان بیشتر باشد سیگنال دیجیتال ذخیره شده شباهت بیشتری به نمونه‌ی آنالوگ دارد.
 
سه فرمت رایج ذخیره صدا و به خصوص موسیقی ها:
 
MP3:
 
این فرمت که از رایج ترین فرمت برای ذخیره و به اشتراک گذاری انواع صدا ها است از فشرده ساز صوتی لایه ی سوم بهره میپرد و با ترکیب با فرمت مشهور MPEG از پر استفاده ترین فرمت ها حتی در فروشگاه هایی مثل آیتونز است. این فرمت چون از فشرده سازی لایه سوم صوتی استفاده میکند برخی از صدا هایی که در محدوده شنوایی انسان قرار ندارد و یا اصلا مورد مهمی نیست را حذف میکند تا حجم به کمترین حد ممکن برسد.
 
هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
 WAV:
 
زمانی که ماکروسافت غول برنامه ساز دنیا بود و همینطور شرکت IBM یکه تاز دنیای سخت افزار بود این دو شرکت با همکاری باهم در ویندوز خاطره سازِ 95 صداهایی را به سیستم اضافه کردند که بیشتر در مواقعی مانند بالا آمدن ویندوز و هشدار های ویندوز استفاده میشد. این صداهای سیستم با فرمت .wav  مشخص میشدند و اکثر برنامه های سوم شخص ویندوز به آن دسترسی دارند و اغلب شکلی هشدار گونه دارند.
 
هر آنچه باید درباره صدا بدانید!
 
(FLAC(Free losseless Audio Codec :
 
از این کدک مخصوص بیشتر به شکل فرما یاد می‌کنند. این فرمت صوتی که از یک نوع فشرده سازی مخصوص با نام Lossless  یا الگوریتم فشرده سازی بی اتلاف داده بهره میبرد. اده هایی که توسط این نوع کدک اینکد میشوند معمولا حجمی تا نصف فایل اولیه را دارا هستند اما در کیفیتشان هیچ تغییری اعمال نشده است.

تاریخ : جمعه 25 تیر 1395
بازدید : 188
نویسنده : sina95

  تا به حال تصاویر زیبایی از کره مریخ را مشاهده کرده ایم؛ شاید هم فیلم فوق العاده "مریخی” با بازی مت دیمون را دیده باشید و از برنامه سفر به مریخ ایلان ماسک خبر داشته باشید. اما حقیقتا اطلاعات ما از همسایه قرمز رنگ سیاره زمین چقدر است؟

 
حقایقی درباره ی کره ی مریخ که از آنها بی خبریم
 
بشر تاکنون توانسته به اطلاعات مهمی درباره کره مریخ دست یابد اما هنوز هم تا کشف رازهای بزرگ آن، راه زیادی باقی مانده است. در ادامه با یازده حقیقت درباره کره مریخ آشنا خواهیم شد.
 
کوه های یخ در قطب های کره مریخ هم وجود دارند. عمق یخ های قطب شمالی مریخ،  ۲ مایل (۳ کیلومتر) بوده و وسعت آن با تگزاس برابری می کند.
 
حقایقی درباره ی کره ی مریخ که از آنها بی خبریم
 
محفظه آتشفشانی المپوس مونز، تقریبا دو برابر ارتفاع کوه مانوآ لوآ در هاوایی است.
 
حقایقی درباره ی کره ی مریخ که از آنها بی خبریم
 
عمق والس مارینریس، ۴ برابر و طول آن ۶ برابر بزرگتر از گرند کنیون محاسبه شده است.
 
حقایقی درباره ی کره ی مریخ که از آنها بی خبریم
 
گرند کنیون در ایالت آریزونای آمریکا واقع شده؛ درازای این دره، ۴۴۶ کیلومتر، پهنای آن ۲۹ کیلومتر و عمق آن، ۱۸۰۰ متر اندازه گیری شده است.
 
سطح سیاره مریخ تقریبا با خشکی های زمین برابر است؛ البته به خاطر داشته باشد که ۷۱ درصد از سیاره زمین را آب تشکیل می دهد و منظور تنها خشکی های سیاره زمین هستند.
 
حقایقی درباره ی کره ی مریخ که از آنها بی خبریم
 
کره مریخ قبلا اقیانوس داشت. اما کل حجم آن در مجموع، به اندازه ۱.۵ درصد تمام آبهای زمین بوده است.
 
حقایقی درباره ی کره ی مریخ که از آنها بی خبریم
 
تسونامی در اقیانوس های مریخ هم رخ می داد. بلندترین آنها با ارتفاع ۴۰۰ پا، تقریبا به بلندی چرخ و فلک چشم لندن بود.
 
حقایقی درباره ی کره ی مریخ که از آنها بی خبریم
 
میانگین دمای هوای روزانه در کره مریخ ، منفی ۸۱ درجه فارنهایت یعنی ۱۳۸ درجه خنک تر از میانگین دمای زمین است.
 
حقایقی درباره ی کره ی مریخ که از آنها بی خبریم
 
اتمسفر مریخ، ۶۱ برابر رقیق تر از اتمسفر زمین بوده و تقریبا تمام حجم آن را گاز دی اکسید کربن تشکیل داده است. این گاز، تنها ۰.۰۴ درصد از اتمسفر زمین را تشکیل می دهد.
 
حقایقی درباره ی کره ی مریخ که از آنها بی خبریم
 
سفر به مریخ کار مشکلی است. تقریبا یک سوم ماموریت های فرود به مریخ موفقیت آمیز نبوده اند. ۲۴ ماموریت با شکست مواجه شدند؛ این در حالیست که ۱۷ ماموریت با موفقیت سپری شده است. ۲ ماموریت مختلط نیز انجام شده که در آن مدارگرد ها با موفقیت و بخش فرود آن با شکست مواجه شده است.
 
حقایقی درباره ی کره ی مریخ که از آنها بی خبریم
 
ماموریت به کره مریخ در دهه های اخیر کمتر انجام می شود. در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، ۲۳ فرود انجام شده؛ این در حالیست که در هزاره جدید، تنها ۱۰ پرتاب به سمت سیاره مریخ صورت گرفته است.
 
حقایقی درباره ی کره ی مریخ که از آنها بی خبریم
 
تقویم ها را علامت گذاری کنید؛ سال نوی مریخی، ۵ ماه می ۲۰۱۷ خواهد بود.
 

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید