عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 10 خرداد 1396
بازدید : 212
نویسنده : sina95

 

بسم الله الرحمن الرحیم

طسم

تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ نَتْلُوا عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ

وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ

وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ

  طا سين ميم (۱)

اين است آيات كتاب روشنگر (۲)

[بخشى] از گزارش [حال] موسى و فرعون را براى [آگاهى] مردمى كه ايمان مى‏آورند به درستى بر تو مى‏خوانيم (۳)

فرعون در سرزمين [مصر] سر برافراشت و مردم آن را طبقه طبقه ساخت طبقه‏اى از آنان را زبون مى‏داشت پسرانشان را سر مى‏بريد و زنانشان را [براى بهره‏كشى] زنده بر جاى مى‏گذاشت كه وى از فسادكاران بود (۴)

و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست‏شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] كنيم (۵)

و در زمين قدرتشان دهيم و [از طرفى] به فرعون و هامان و لشكريانشان آنچه را كه از جانب آنان بيمناك بودند بنمايانيم (۶) 

——————————————————–
مقدمه

در مطالب قبلی کمی در رابطه با مبحث کنترل ذهن و کمی هم در رابطه با برخی تکنولوژی ها و علوم بکار رفته در این پروژه ،صحبت کردیم.در این قسمت هم می خواهم شما را با برخی دیگر از روشها و تکنولوژی های موجود در این زمینه آشنا کنم.تکنولوژی هایی که در اختیار ابرقدرتهای توطئه کننده و پشت پرده سیاست جهان قرار گرفته است.یقینا در پشت تمام این فعالیتهای اهریمی و کثیف دست شیطان نهفته است.سیاستمداران صهیونیست و قدرت طلب آمریکا را به جرات می توان مصداق همان اولیاء شیطان نامید که در قرآن از آنها نام برده شده است.آنها در آرزوی به قدرت رسانیدن مجدد فرعون(دجال) در عصر حاضر هستند.آنها اشتهای سیری نا پذیری برای نفوذ و اعمال قدرت خود بر تمام سیاره زمین و به بردگی کشانیدن همه انسانهای آزاد را دارند.ولی از این غافل هستندکه الله(جل جلاله) همانگونه که فرعون و یارانش به هلاکت رسانید و غرق کرد ،آنها را نیز به سرنوشت فرعون و فرعونیان دچار خواهد کرد.این سنت الهی است که خداوند ستمکاران و قدرت طلبان ظالم را به سزای اعمال ننگینشان برساند و وعده پیروزی از طرف او به بندگان درست کردارش داده شده است.در متن جاهایی با قرار دادن شماره ای درون [] به منبع اشاره شده است .لیست منابع در انتهای مطلب ذکر می گردد.

از دوستانی که تمایل دارند تا این مطلب و سایر مطالب منتشر شده در سایت (حقیقت خاموش) را در وبلاگ یا سایت خود قرار دهند،خواهش می کنم که نام منبع را نیز ذکر کنند.

———————————————————————–

کنترل از راه دور مغز با استفاده از تکنولوژی های کنترل ذهن الکترونیک

چند سال پیش یک فیلم مستند ساخت شبکه بی بی سی را دیدم به نام (Tomorrow`s World) که در آن مردی را نشان می داد که دچار بیماری پارکینسون شده بود.پارکینسون یک بیماری است که سیستم عصبی بدن را نشانه گرفته و از بین می برد.این بیماری همان لرزش در وضعیت استراحت است که شیوع آن بیشتر در سنین پیری است اما در جوانان هم دیده می‌شود . بطور کلی این بیماری بر اثر از بین رفتن سلول‌های ترشح کننده ماده‌ای به نام دوپامین (که یک انتقال دهنده عصبی) است رخ می‌دهد.

در این برنامه مستند نشان می داد که چگونه برای لرزشهای غیر ارادی بدن و دست و پای این بیمار درمانی انجام گرفته است.درمان این بیمار به این صورت بود که یک وسیله و الکترود کوچک در مغز این بیمار کار گذاشته شده بود و بیمار یک دستگاه کنترل دستی در اختیار داشت که می توانست با کمک این کنترل دستی، این وسیله درون مغز خویش را کنترل کرده و با کمک تحریکهایی که در مغزش ایجاد می شد ،نشانه های بیماری خود را کنترل کند.

خبر شنیدن چنین پیشرفتی در علم و پزشکی قطعا شما را شوکه نکرده و ناراحت نمی سازد.این وجه و جنبه استفاده از این تکنولوژی،وجه مثبت آن است که برای استفاده از یک بیماری لاعلاج استفاده شده است.ولی در کنار آن جنبه منفی نیز می تواند وجود داشته باشد.محققان بسیاری بر این باورند که نیروهای اهریمنی و سیاه دلی نیز وجود دارند که آرزوی دست یابی و استفاده از چنین تکنولوژی ها و توانایی ها را دارند.چه چیز اغوا کننده تر از این می تواند باشد که آنها بتوانند با جاسازی و کاشتن یک وسیله کوچک در بدن قربانیان خویش،آنها را برای همیشه زیر سلطه خود گرفته و تحت نفوذ و کنترل قرار دهند؟؟چه چیز برای اربابان ایلومیناتی و نظم نوین جهانی اغواکننده تر و وسوسه انگیز تر از اینکه بتوانند سربازان آینده را با استفاده از چنین تکنولوژی هایی بسازند؟؟

بدتر از آن،حالتی است که حتی نیازی هم به کاشتن و قرار دادن الکترود و وسیله ای در مغز یا بدن قربانی نباشد.حالتی که تنها با نشانه گیری و ارسال سیگنالها و امواج قوی الکترومغناطیسی به سوی قربانی،بتوان کنترل مغز و ذهن او را در اختیار گرفت.راهی که با استفاده از آن ،این نیروهای شیطانی و اهریمنی می توانند بر افکار و احساسات انسانهای بیگناه بسیاری تاثیر بگذارند. این نیروهای مخفی و فعال در پشت پرده،می توانند به شکلهای مختلفی باشند.برخی می گویند که این سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی مثل CIA، MI6، موساد و غیره… هستند که از این تکنولوژی ها برای کنترل ذهن افراد استفاده می کنند.برخی دیگر بر این باورند که این انجمن های مخفی و سری مثل ایلومیناتی،فراماسونری،انجمن استخوان و جمجمه،بیلدربرگ و غیره… هستند که در حال طراحی و اجرای  توطئه های عظیم جهانی هستند و با استفاده از چنین تکنولوژی هایی قصد دارند تا کنترل توده های انسانی را در اختیار بگیرند.این اعمال نفوذ بخصوص در زمینه رسانه های جمعی،فیلم سینما و صنعت موسیقی و تفریحات برای تغییر سبک زندگی و باورهای توده های مردم نیز نمایان است.

برخی از افراد نیز بر این باورند که این موجودات بیگانه فرازمینی  بد اندیش و شیطانی (Aliens) چون خاکستری ها Greys یا reptilians ها هستند که از ایمپلنت هایی که در مغز و بدن قربانیان خود می کارند برای ردیابی و کنترل آنها در هر زمان و هر مکان،استفاده می کنند. ولی همه این انواع گوناگون روشهای کنترل ذهن ،یاوه سرایی و خیالبافی نیست که به قول عده ای از ذهن عده ای که دچار توهم توطئه شده اند ،تراوش کرده باشد.مثلا مجله علمی معتبر Nature  در یکی از شماره های خود[۱] به پیشرفتهای عظیمی که در رابطه با علوم عصب شناسی Neurosciencee اشاره کرده و آنها را  تهدیدی بالقوه برای حقوق بشر قلمداد می کند.

در این مقاله به عصب شناسی فرانسوی به نام Jean-Pierre Changeux که در انیستیتو پاستور پاریس مشغول به کار است،اشاره می شود.ایشان در همایشی که کمیته اخلاق-پزشکی ملی فرانسه  (French National Bioethics Committee) برگزار کرده بود، به این موضوع اشاره می کنند که مثلا پیشرفتهای بدست آمده در تکنولوژی های عکس برداری مغزی Cerebral Imaging ،به شکل وحشتناکی حریم خصوصی افراد را نقض کرده است.ایشان اشاره می کنند که اگرچه که تجهیزاتی که برای انجام این امور مورد نیاز است در حال حاضر بسیار تخصصی و پیشرفته هستند ولی به زودی این تجهیزات پیش پا افتاده شده و این توانایی بدست می آید که از آنها حتی در فاصله های دور نیز استفاده کرد.

این به نوبه خود باعث می شود تا راهی بوجود آید که از طریق آن سوء استفاده و حمله به آزادی های فردی امکان پذیر گردد.می توان از چنین ابزار و وسایلی به راحتی برای کنترل رفتاری و حتی شستشوی مغزی افراد استفاده کرد.محقق دیگری به نام Denis LeBihan از کمیسیون انرژی اتمی فرانسه (French Atomic Energy Commission) در این همایش به این نکته اشاره می کند که در حال حاضر پیشرفتهای بدست آمده در زمینه تکنولوژی های تصویر برداری مغزی،به نقطه و مرحله ای رسیده است که ما می توانیم با استفاده از آنها تقریبا فکر و ذهن تمام مردم را بخوانیم.

کنترل رفتار Behavioural Control

آمریکایی ها استفاده از تکنیک هیپنوتیزم با امواج الکترومغناطیسHypnosis-EMR را از سال ۱۹۷۴ شروع کردند و آن را بروی سوژه های داوطلب مختلفی مورد آزمایش قرار دادند.یکی از آزمایش کنندگان این تکنیک به نام J.F.Schapitz اینگونه عنوان می کند: “تحقیقات و بررسی های ما نشان داده است که کلمات گفته شده توسط هیپنوتیزم کننده را می توان با استفاده از انرژی الکترومغناطیس مدوله شده modulated electromagnetic energy ،مستقیما به لایه های ناخودآگاه ذهن و مغز یک انسان منتقل کرد.به عنوان مثال،بدون استفاده از هیچ وسیله تکنیکی برای دریافت و کدگذاری و ارسال پیام می توان چنین کاری را انجام داد.در چنین روشهایی فردی که تحت تاثیر این القائات الکترومغناطیس هیپنوتیزم کننده قرار می گیرد،شانس اینکه بتواند اطلاعات ورودی به ذهن خود را آگاهانه کنترل کند،نخواهد داشت.”[۲]

نکته جالبی در این میان وجود دارد که توجه به آن خالی از لطف نیست.علارغم اینکه علم مدرن الکترونیک ، فقط از ابتدای قرن بیستم بوجود آمده و پا به عرصه وجود گذاشته است،ولی از لا اقل دو قرن گذشته، افراد بسیاری مشاهده شده اند که اینگونه ادعا کرده اند که ذهن آنها از راه دور تحت تاثیر و کنترل ماشینهای خاصی قرار گرفته است.به عنوان مثال می توان به مورد فردی به نام James Tilly Matthews  اشاره کرد.او یک واسطه و دلال در معملات چای بود که در حدود سالهای  ۱۸۱۰ در لندن زندگی می کرده است.این فرد ادعا می کرد که ذهن و مغز او توسط یک گروه و دسته جنایتکاری کنترل می شود.او می گفت که این گروه از ماشین عجیبی برای اینکار استفاده می کنند که او آن را (Air Loom) می نامید.

او می گفت که این ماشین عجیب امواج مغناطیسی نا مرئی را از درون یک سرداب زیرزمینی در لندن به بیرون ارسال کرده و می فرستند. این فرد بر این باور بود که ماشین هایی مشابه Air Loom وجود دارند که از طریق آنها ذهن و فکر نمایندگان پارلمان انگلستان کنترل می شود.

او نامه هایی را برای نمایندگان پارلمان ارسال کرد و به آنها در رابطه با وجود چنین ماشین هایی و توطئه موجود در پشت آنها،هشدار داد.نتیجه این شد که این فرد را نهایتا به عنوان یک بیمار روانی دیوانه به بیمارستان Bethelm معرفی کردند.[۳]خوب خیلی راحت است که همه ادعاهایی که  James Tilly Matthews  کرده است را رد کرده و انکار کنیم و بگوئیم که او دیوانه بوده و سیمهای مخش قاطی کرده بوده است.اصلا مگر در آن زمان امکان وجود چنین تکنولوژی امکان پذیر بوده است؟ البته باید ذکر کنیم که مورد او تنها مورد از این دست نیست

در سال ۱۹۹۴، دکتر Ronald K.Siegel یک پرفسور دپارتمان روانپزشکی و علوم رفتاری دانشگاه UCLA ،کتابی را تجت عنوان (Whispers:The Voice of Paranoia) منتشر کرد.[۴]     دکتر سیگل یک متخصص در زمینه توهم های ذهنی است.او کتاب مهم دیگری را نیز در سال ۱۹۷۵ با همکاری یک روانشناس دیگر به نام دکترلوئیس وست و با عنوان (Hallucinations:Behavior,Experience,and Theory) منتشر ساخت.

او در این کتاب ناخواسته رازهای بسیاری را در رابطه با پروژه کنترل ذهن MKULTRA افشا کرده است.[۵] پروژه MKULTRA را باید در کنار پروژه های دیگری از قبیل BLUEBIRD,ARTI-CHOKE,CHATTER,CASTI-GATE,MKDELTA,MKNOAMI,THIRD CHANCE,MKSEARCH,MKOFTEN و سایر پروژه ها در نظر گرفت.

این پروژه یکی از پروژه های مخفیانه سازمان جاسوسی CIA بوده است که در آن دانشمندان رده بالا و موسسات پزشکی و علمی مختلفی نیز درگیر بوده و شرکت داشته اند.هدف این پروژه استفاده از تکنیک ها و تکنولوژی هایی بود که با آنها بتوان در افراد مختلف تغییرات رفتاری ایجاد کرده و ذهن و فکر آنها را کنترل کرد.در اغلب این موارد سوژه ها و قربانی های این آزمایشات از اتفاقی که برایشان روی می داده آگاه نبوده اند.در این پروژه ها از اواخر دهه ۱۹۴۰ تا اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی،عملا در زمینه ها مختلفی بروی افراد زیادی آزمایش انجام شد از استفاده از دارو ها و مواد مخدر و توهم زای قوی گرفته تا استفاده از تکنیک های هیپنوتیزم و نهایتا استفاده از تکنولوژی های جدید الکترونیکی.[۶]

کتاب Whispers کلکسیونی از کیس ها و مورد های تاریخی کنترل ذهن است.(البته دکتر سیگل در کتاب خود برای رد گم کردن از واژه paranoia استفاده می کند) که توسط دکتر سیگل مورد مطالعه قرار گرفته اند.در یکی از این موردها به مردی به نام Tolman اشاره شده است که ادعا می کرد که ذهن او توسط کامپیوترهایی از طریق یک سیستم ماهواره ای به نام POSSE مخفف (Personal Orbiting Satellite for Surveillance and Enforcment) کنترل می شود.

             

خیلی خیلی جالب است،چون نویسنده زن دیگری به نام Dorothy Burdick در کتاب خود به نام Such things Are Known که در سال ۱۹۸۲ چاپ شده نیز ادعا می کند که ذهن او توسط کامپیوترهایی و از طریق ماهواره کنترل می شده است. این زن از دکتر سیگل را به عنوان مخترع وسیله ای به نام FOCUS نام می برد.FOCUS مخفف (Flexible Optical Control Unit Simulator) است.کار این وسیله این است که که می تواند توهمات تصویری را مستقیما بروی شبکیه چشم قربانی انداخته و پروژکت کند،به صورتیکه سوژه مورد نظر تصویرهایی توهمی می بیند و ابدا نیز قادر نیست که تفاوت تصاویر توهمی را از واقعیت تشخیص دهد.[۷] 

در کتابی که خود دکتر سیگل نوشته است،Tolman ادعا می کند که تصاویر و توهمات تصویری مستقیما به دورن مغزش ارسال می شوند.دکتر سیگل در این کتاب خطاب به این بیمار اینگونه می گوید: “آیا منظور تو این است و تو می خواهی به من بگویی که ماشین هایی وجود دارند که قادرند تصاویر بصری را مستقیما به درون مغز تو ارسال کنند؟”[۸]در سال ۱۹۶۸ دکتر سیگل یک مقاله حرفه ای را تحت عنوان “A Device for Chronically Controlled visual Input” منتشر می کند.

این مقاله توصیف وسیله ای است که او شخصا اختراع کرده و ساخته است و از طریق آن می توان تصاویر را مستقیما به درون مغز سوژه های حیوانات آزمایشگاهی منتقل کرد.این انتقال تصاویر با استفاده و از طریق اعصاب اپتیکی سوژه ها انجام می گیرد. او پیشنهاد می دهد که آزمایشات بعدی بروی نوزادان و بچه های حیوانات انجام گیرد به صورتی که تمام تحریکات بصری آنها ،از لحظه ای که چشم خود را باز می کنند ،تحت کنترل قرار بگیرد.[۹] 

سی سال بعد دانشمندان آمریکایی کابلهایی را به مغز یک گربه متصل کردند و موفق شدند تا تصاویری ویدوئی را از آنچه که آن گربه در مغز خود می بیند،تهیه کنند.جالب است ،نه؟ یاد فیلم ماتریکس نیفتادید؟                

یکی از دانشمندانی که بروی این پروژه کار می کرد،فردی بود به نام Garret Stanley از دانشگاه هاوارد. او پیش بینی کرد که ماشینهایی ساخته شود که اینترفیس و میانجی مغز باشند.ما فقط می توانیم گوشه ای از پیشرفتهایی که به صورت مخفیانه در آزمایشگاهای زیرزمینی و مخفی دولت و ارتش آمریکا بدست آمده است را ،تصور کنیم. پروژه هایی که با هدایت و ساپورت مالی مجتمع های نظامی /صنعتی ایالات متحده آمریکا به اجرا در آمده است.همان مجتمع های نظامی/صنعتی که آیزنهاور Dwight D.Eisenhower رئیس جمهور سابق آمریکا در رابطه با آنها به مردم آمریکا، تحت عنوان Military Industrial Complexes هشدار داده بود.برای آشنایی بیشتر این لینک را مطالعه کنید:

 

Military Industrial Complexes


 

البته امروز بر خلاف زمان Matthews قربانیانی که در این زمینه وجود دارند،می توانند به خروارها اسناد و مدارکی که در این رابطه وجود دارد اشاره کنند و نشان دهند که چگونه سازمانهای اطلاعاتی دولتی و مراکز تحقیقاتی این دست از تکنولوژی ها را ایجاد کرده و توسعه داده اند.اینها همه همان مدارکی هستند که نشان می دهد چگونه مردم عادی ،به مدت بیش از دو قرن قربانی چنین پروژه های شیطانی شده اند. این تکنولوژی ها دارای عناصر مختلف روانشناسی،هیپنوتیزم،تئوری های توطئه سیاسی،و تجهیزات پیشرفته الکترونیکی هستند که امواج و اشعه هایی را صادر کرده و رفتار و ذهن دیگران را بدون آنکه خودشان از آنها آگاه باشند،کنترل می کند.

کنترل پردازش بیولوژیکی Biological Process Control

 

در سال ۱۹۹۶،هیات مشاوره علمی نیروی هوایی آمریکا (US Air Force Scientific Advisory Board) ،مطالعاتی را در قالب ۱۴ جلد منتشر کرد . این گزارشات  به پیشرفتهای آینده در زمینه ساخت سلاحهایی پرداخته بود ، که به آنها نام “دورنماهای عصر جدید ” New World Vistas  اطلاق شده بود. در صفحه ۸۹ از جلد فرعی ۱۵ این گزارش برخی نکات ذکر شده است که مو را به تن انسان سیخ می کند. در این گزارش از جفت سازی و کوپل کردن انسان ها و ماشین ها در آینده نزدیک صحبت به میان آمده است.این بخش از گزارش تحت عنوان Biological Process Control قرار گرفته است.

 

نویسنده این مطلب به انفجاری که در دانش و علوم مربوط به مغز و اعصاب رخ داده است اشاره می کند و اضافه می کند:

“می توان پیشرفتهای آتی که در زمینه تولید منابع انرژی الکترومغناطیسی بدست خواهد آمد را در نظر آورده و تصور نمود.امواج خروجی این دستگاهها را می توان به صورتی به تپیدن واداشت و آنها را به فرمی شکل داده و متمرکز کرد که به راحتی با اندام و بدن انسانی کوپل شده و جفت شود.در این صورت می توان از حرکت های ارادی ماهیچه ها جلوگیری کرده و حرکات بدنی فرد را به طور کامل در اختیار خود گرفت.می توان به راحتی احساسات و اعمال و رفتار فرد را کنترل کرد.خواب ایجاد کرد،پیشنهادهای ذهنی به مغز او ارسال کرد،به حافظه دراز مدت و کوتاه مدت او دسترسی پیدا کرد.حتی می توان به راحتی چیدمان تجربه ای Experience Set  خاصی را برای فرد ایجاد کرده و یا چیدمان تجربه ای دیگری را در مغز و روان او دیلیت کرده و پاک کرد. ”

اگر بخواهیم عبارت چیدمان تجربه ای Experience set  را از یک اطلاح فنی نظامی به زبان فارسی ترجمه کنیم باید اینگونه بگوئیم که منظور از چیدمان تجربه ای یا چیدمان تجربه ها یا همان Experience Set ،این است که آنها قادر خواهند بود تمام خاطرات شما و تجربه های شما را که در زندگی خود داشته اید ،پاک کرده و آنها را با تجربیات و خاطرات جدید که برای شما برنامه نویسی کرده اند جایگزین کنند.

یعنی کلا ذهن شما را فرمت کرده و آنطور که می خواهند برنامه ریزی می کنند. قربانی فکر می کند ،که شخصیت او همان است که به آن آگاه هست ولی حقیقت چیز دیگری است.دقیقا مشابه آنچه که در فیلم ماتریکس مشاهده می کنید. البته مهم است که به این نکته توجه داشته باشید،در حقیقت نویسندگان این گزارش New World Vistas ،با اشاره به پیشرفتهایی که در آینده نزدیک روی می دهد ،در حقیقت می خواهند توانایی ها و قابلیتهای تکنولوژیک فعلی خود را استتتار کنند.سناریوی مربوط به آینده مشابه دیگری که در آن نیز منابع زیادی در رابطه با دستکاری های ذهنی وجود دارد، در گزارش دیگری تحت عنوان The Revolution in military Affairs and Conflict Short of War  توضیح داده شده و ذکر شده است.

این گزارش را کالج جنگ های ارتش آمریکا US Army War College در سال ۱۹۹۴ منتشر کرده است.نویسندگان این مطلب Steven Metz و James Kievit هستند .

آنها در این مطلب اذعان می کنند که:
“استفاده از تکنیکهای اصلاح و تغییرات رفتاری ،کلید اصلی در دست یابی به صلح جهانی هستند.”.
آنها در این گزارش به صراحت عنوان می کنند که :
“مهمترین حسن و فایده استفاده از چنین تکنیکهایی امکان انکار کردن آنها به طور کلی است.”
نویسندگان این مطلب این سئوال را مطرح می کنند که :” خوب،این قابلیت انکار کردن بر علیه چه کسانی به کار می آید؟؟”.. پاسخ آن به صراحت مشخص است:”علیه مردم ایالات متحده آمریکا”

این نویسندگان(Metzو Kievit) در سال ۲۰۱۰ از “قالب سازی آگاهی Perception Moulding” و “تکنولوژی های پیشرفته روانی” سخن می گویند که از آنها برای جلوگیری از شورش و تظاهرات مردم آمریکا بر ضد جنگ استفاده می شود.

البته این فقط شروع این داستان است. آنها بر این باورند که مانع اصلی و سد راه رسیدن به نظم نوین جهانی نظام اخلاقی سنتی مردم آمریکا ست.این نظام اخلاقی سنتی مردم آمریکا گیر و مانعی آزار دهنده برای اجرا کردن برنامه های شوم اربابان نظم نوین جهانی است. مردم ایالات متحده آمریکا از نظر اخلاقی به طور سنتی برای دو چیز فوق العاده اهمیت قائل هستند:

۱-آزادی و حریم خصوصی شخصی Personal Privacy

۲- حکومت و سلطه ملی National Sovereignty

لذا برای رسیدن به هدف بزرگ لازم و ضروری است تا این دو ذهنیت و ارزش از مد افتاده از ذهن مردم آمریکا پاک شود.

این عکس خیلی جالبه جای عبارت به خدا اعتماد می کنیم نوشته شده به بانکداران صهیونیست اعتماد می کنیم.

آینده ای که در خلال نوشته های این دو نویسنده به ذهن انسان متبادر می شود،بسیار زیاد شبیه همان آینده ای است که در کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول   به تصویر کشیده شده است.

این آینده دقیقا مشابه همان آینده ای هست که در فیلم Matrixبه تصویر کشیده شده است. در این میانه تک و توک افرادی که چموشی کرده و حاضر نشوند تا با این موج و تغییرات انقلابی (نظم نوین جهانی) همراه شوند،به راحتی با استفاده از پایگاه داده های سازمان اطلاعاتی جامع و متمرکز (Comprehensive inter-agency integrated database) شناسایی می شوند.

این عبارات که ذکر کردم دقیقا همان عباراتی است که در این گزارش ذکر شده است.آنها به سرعت شناسایی شده و دسته بندی می شوند و آنگاه تحت عمل شبیه سازی کامپیوتری شخصیتی سطح بالا (Sophisticated Computerized Personality Simulation) قرار می گیرند.(باز هم یاد فیلم ماتریکس افتادم).برای هر فرد به طور جداگانه برنامه ریزی شخصیتی مناسب او صورت می پذیرد. به موازات و در کنار این دسته از تسلیحات نظامی کنترل ذهن،تکنیکهای دیگری نیز مورد استفاده قرار می گیرد.مثلا می توان از تکنیک Morphing  نام برد.این تکنولوژی همین الان حاضر بوده و از آن برای کنترل اعوجاجات تصویری در تلویزیون استفاده می شود.خوب نگران نباشید،اگر شما هنوز شانس این را نداشته اید که حافظه خود را به صورت الکترونیکی از دست بدهید و مغزتان املت شود،رسانه های خبری الکترونیکی به طور اختصاصی برای شما دستکاری می شوند،تلوزیونهای نسل جدید اینترنتی تصاویر بصری نزدیک به واقعیتی را برای شما به نمایش خواهند آورد و شخصیت جدید شما را شکل خواهند داد.

صداهای ساکت

طیف وسیع صداهای ساکت یا همان Silent Sound Spread spectrum که به طور اختصار آن را (SSSS) نمایش می دهند ،تکنولوژی است که توسط دکتر اولیور لوری Oliver Lowery از ایالت جورجیای آمریکا ابداع و کشف شد.این تکنولوژی را (S-quad) نیز می نامند.

این اختراع با شماره #۵,۱۵۹,۷۰۳ در اداره ثبت اختراعات آمریکا تحت عنوان “Silent Subliminal Presentation System” ثبت شده است.در قسمت چکیده ذکر شده برای این اختراع اینگونه می خوانیم:

“این سیستم یک سیستم ارتباطات ساکت Silent Communications system است،که در آن موجهای حامل تک صدایی Monaural carriers،در بازه های فرکانسی بسیار پائین یا بسیار بالا یا فرکانس های نزدیک به فرکانسهای فراصوتی Ultrasound تقویت شده اند و یا اینکه فرکانس آنها مدوله شده است به صورتیکه برای مقاصد جاسوسی بصورت شنیداری وارد مغز شوند.

معمولا اینکار با استفاده از بلندگو یا هدفون یا ترانسدیوسرهای پیزوالکتریک انجام می گیرد.ممکن است این موجهای حامل مدوله شده بطور مستقیم و به صورت زنده پخش شده و به درون مغز راه یابند و یا اینکه بطور متعارف آنها را در نوارهای کاست مغناطیسی یا دیسکهای نوری ضبط کرده و بعدا با پخش  و تکرار آنها برای شنونده عمل کنند.

” برای آشنایی با موج حامل و مدولاسیون امواج این لینک را مطالعه کنید:

موج حامل

مدولاسیون


 

مقالاتی که در این زمینه توسط موسسه Silent Sound Inc.  منتشر شده است نشان می دهد که در حال حاضر و با استفاده از سوپرکامپیوترها می توان الگوهای احساسی مختلف را از امواج مغزی EEG استخراج کرده و آنها را مجددا بازتکرار کرد.همانگونه که در قسمت قبلی نیز به آن اشاره کردیم هر احساسی که ما داشته باشیم اعم از خوشحالی،ناراحتی،خشم،شادی،هیجان،عشق،نفرت و … خود را در امواج مغزی ما به صورت یک الگوی خاص و منحصر به فرد به نمایش در می آورد.این الگوهای خاص که از امواج مختلف مغزی تشکیل شده اند همانند یک امضاء منحصر به فرد می ماند.مثلا با آنالیز دقیق امواج ثبت شده در نوار مغزی EEG  یک فرد می توانیم به احساسی که فرد در آن لحظه داشته است پی ببریم.به این الگوها یا امضاءهای احساسیEmotion Signature Clusters می گویند.

لذا می توان این امضاءهای احساسی را در یک کامپیوتر دیگر ذخیره کرده و در زمان دلخواه دیگری آنها را به آرامی درون ذهن سوژه مورد نظر خود القاء نمود.همان بحث Entrainment که مطالب قبلی هم به آن اشاره کردیم.با این روش می توان به آرامی حالت روانی و احساسی فرد و سوژه مورد نظر را تغییر داده و به سمتی که مطلوب و مورد نظر آزمایشگر است ،برسانیم.

جودی وال Judy Wall محققی است که در مجله NEXUS(مربوط به ماه های اکتبر و نوامبر ۱۹۹۸) مطلبی را منتشر کرده است.او می گوید:” موسسه Silent Sound Inc. عنوان می کند که این موسسه در رابطه با این تکنولوژی و استفاده از آن برای مقاصد و اهداف بشر دوستانه  مثبت علاقه مندی دارد،ولی حقیقت این است که ارتش و نظامیان خود را در استفاده از تکنولوژی به چیزی محدود نمی کنند.به همین دلیل است که این تکنولوژی و استفاده از آن برای مقاصد نظامی یکی از پروژه های وزارت دفاع آمریکاست.”

ادوین تیلتون Edwin Tilton مدیر عامل موسسه Silent Sound Inc. در رابطه با تکنولوژی S-quad در نامه ای به تاریخ ۱۳ دسامبر ۱۹۹۶ اینگونه عنوان می کند که:

“تمامی الگوها و طرح کلی این پروژه توسط دولت ایالات متحده آمریکا طبقه بندی شده است و ما این اجازه را نداریم که جزئیات دقیقی را در این رابطه برای عموم منتشر کرده و آشکار کنیم……ما نوار و سی دی  برای دولت آلمان نیز می سازیم.حتی اینکار را برای برخی از کشورهای استقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی نیز انجام می دهیم!البته تمام فعالیتهای موسسه ما با اجازه رسمی دولت ایالات متحده آمریکا صورت می گیرد……از این تکنولوژی و سیستم ها در طی جنگ اول خلیج فارس(طوفان صحرا) در عراق استفاده شد و نتایج ان نیز کاملا موفقیت آمیز و خرسندکننده بود.”

دانشمندان می توانند با استفاده از سوپرکامپیوترهای الگوهای بسیار ظریف و پیچیده احساسی را از درون امواج درهم و برهم EEG استخراج کنند و سپس آنها را بزرگ کرده و تقویت کنند و از دل آنها امضاءهای احساسی Emotion Signature Cluster ها را استخراج کنند.آنها سپس تجزیه و تحلیل کرده و بروی نوار یا سی دی ضبط می کنند. به عبارت دیگر وقتیکه سوژه ای تجربه احساسی خاصی را از سر می گذراند،دانشمندان می توانند از میان امواج مغزی او و در کمال دقت و ظرافت،الگوی موجی همراه با این احساس را استخراج کنند و سپس یک نسخه المثنی از آن را تولید کرده و آن را در یک کامپیوتر بایگانی کرده و ذخیره کنند.مرحله بعدی کار این است که این بسته ها و خوشه های احساسی را مدوله کرده و بر موج حاملی سوار کنند .آنگاه امواج حامل مدوله شده را از طریق دستگاه Silent Sound و به آرامی برای سوژه و قربانی مورد نظر پخش می کنند.او نمی داند که اتفاقی برای او در حال رخ دادن است.آنها به آرامی و با این روش می توانند  احساسی را که از یک فرد خاص ضبط کرده اند در ذهن و روان فرد دیگری شبیه سازی کنند!!!!”

 

تله پاتی مصنوعی Synthetic telepathy

تله پاتی مصنوعی یا Synthetic telepathy واژه ای است که برای توصیف پرتو افکنی و ارسال کلمات،افکار و یا ایده ها به درون ذهن یک فرد با استفاده از ابزار و وسایل مکانیکی،استفاده می شود.برای اینکار به طور خاص از انواع خاصی از فرستنده های الکترومغناطیس مشابه فرستنده های رادیویی یا تلوزیونی که در محدوده و بازه فرکانسی میکرو ویو کار می کنند،استفاده می کنند.در سالهای اخیر افراد بسیار زیادی از مردم عادی پیدا شده اند که ادعا کرده اند قربانی این نوع خاص از کنترل ذهن بوده اند.اسناد و مدارک رسمی که گزارش دهنده آزمایشات علمی در این زمینه هستند را نمی توانید در لابلای مقالات و اسناد آکادمیک پیدا کنید.دلیل آن هم کاملا روشن بوده و به طبیعت فوق العاده سری و طبقه بندی شده این دست اطلاعات مربوط می شود.در سال ۱۹۶۱ یک متخصص و پژوهشگر مستقل در زمینه بیوفیزیک Biophysics و مهندسی روانشناسی Engineering Psychology به نام آلن فری Allen Frey گزارشی را منتشر کرد که در آن نشان می داد،انسان می تواند امواج مایکروویو را بشنود.[۱۰]

البته این اکتشاف توسط غالب دانشمندان ایالات متحده آمریکا رد شد و نتایج آن را مصنوعی عنوان کردند. توصیف تکنیکی دقیقتری از این آزمایش توسط James C.Linn  ارائه شده است.[۱۱]او می نویسد: “آلن فری کشف کرد که سوژه های انسانی که در معرض امواج میکرو ویو با فرکانس های ۱۳۱۰ MHZ و ۲۹۸۲ MHZ و با چگالی قدرت متوسط ۰٫۴  تا ۲ mW/cm2 قرار گرفته اند نوعی احساس شنوایی را درک کرده اند.آنها این احساس شنیدن را همانند صداهای وزوز و یا کوبیدن تجربه می کردند.(همچنین نوعی صدای کلیک یا جیرجیر را می شنیدند) حداکثر چگالی قدرتی در رتبه ۲۰۰  تا ۳۰۰ mW/cm2 بوده و فرکانسهای تکرار پالسها از ۲۰۰  تا ۴۰۰ HZ  متغیر بود…آلن فری به این پدیده شنوایی به عنوان امواج رادیویی RF  اشاره می کند.احساس آن به طور آنی در بازه های قدرت میانگین روی می داد،بمحدوده ای که فقط کمی کمتر از میزانی است که به سلامتی بیولوژیک فرد صدمه می زند.

چیزی که مشاهده شد این بود که سرچشمه و منبع این احساس از اطراف یا درون کمر و سر افراد می باشد…”

تحقیقات و مطالعات بعدی نشان دادند که برای آنکه سوژه ای بتواند صداهای القاء شده میکرو ویو را بشنود،دو شرط لازم است: یکی رسانایی خوب و بالای استخوان های جمجه و دیگری اینکه فرد توانایی شنیدن صداهای بالاتر از ۵HZ را داشته باشد..در سال ۱۹۷۵ مقاله ای توسط A.W.Guy منتشر شد.در مقدمه این مقاله اینگونه ذکر شده بود که: “یکی از عوارض جانبی بیولوژیک انرژی الکترومغناطیس با قدرت میانگین پائین که تا به حال مشاهده شده و مورد تائید قرار گرفته است،این است که افرادی که در معرض این انرژی قرار می گیرند نوعی احساس شنوایی را تجربه می کنند…”[۱۲]

در شماره منتشر شده در ماه اکتبر-نوامبر سال ۱۹۹۴   مجله NEXUS در رابطه با استفاده دولت آمریکا ،در زمان حال، از تله پاتی مصنوعی اینگونه ذکر شده است که:

“سلاحهای هدایت کننده انرژی که در حال حاضر از آنها استفاده می شود،شامل مثلا یک سلاح میکروویو است که توسط کمپانی Lockheed-Sanders ساخته شده است و از آن برای پروسه ای استفاده می شود که تحت عنوان (صدای مصنوعی) طبقه بندی شده است.کار این سلاح انتقال از راه دور و هدایت از راه دور صداست.(صوت یا هر نوع سیگنال شنوایی).این سلاح اصوات را مستقیما به درون مغز هر هدف انسانی که مورد نظر باشد، هدایت می کند.این پروسه توسط دولت آمریکا با نام (تله پاتی مصنوعی Synthetic Telepathy) شناخته می شود.

 

اسلحه های میکرو ویو  Microwave zapping

جنگ مغزها

برای آشنایی بیشتر با امواج میکروویو(ریز موج ها) می توانید لینک زیر را مطالعه کنید:

 

ریز موج ها


 

بیشتر کارهایی که در رابطه با سلاحهای امواج میکروویو(ریز موج ها) صورت گرفته است در قالب پروژه ای به نام Pandora Project صورت گرفته است.

این پروژه در انیستیتوی تحقیقاتی ارتش آمریکا در Walter Reed و توسط مرکز پروژه ها و پژوهشهای پیشرفته ARPA (Advanced Research Projects Agency) صورت گرفته است.هدف اولیه و ابتدایی این پروژه مطالعه و بررسی آثار جانبی بود که در نتیجه نشانه گیری امواج میکروویو به سمت سفارت آمریکا در مسکو توسط روسها ایجاد شده بود.آمریکایی ها متوجه شده بودند که سفارتشان در مسکو هدف امواج میکرو ویوی قرار گرفته است.نتایجی که در این آزمایشات بدست آمد،بسیار مضطرب کننده بود.

دکتر جوزف سی شارپ Dr.Joseph C.Sharp و مهندسی به نام Mark Grove  در طی پروژه Pandora متوجه شدند که می توانند کلمات یک سیلابی را بشنوند که بروی پالس های امواج میکرو ویو مدوله شده اند.[۱۳]امواج میکرو ویو می توانند بر خاصیت تراوایی و نفوذ پذیری سد خونی مغزی Blood-Brain Barriers تاثیر بگذارند.[۱۴]

                         

امواج موبایل نیز بر سد خونی مغزی اثر بدی می گذارند:

برای آنکه متوجه شوید منظور از سد خونی مغزی چیست؟ لینک زیر را مطالعه کنید:

 

سد خونی مغزی


 

تاثیر این امواج بر سد خونی مغزی و تغییر در خاصیت تراوایی سد خونی مغز باعث می شود تا تاثیر داروها و مخدرها را شدیدا افزایش  دهد.این خاصیت برای مصارف نظامیان فوق العاده جالب و مهم است.”مثلا با استفاده سطح پائینی از تشعشات فرکانسی رادیویی Low Level RFR  می توان گروهای بزرگی از نظامیان را نسبت به مواد شیمیایی و بیولوژیکی که در سطح وسیعی پراکنده شده است حساس کرد.در این صورت تمام این نظامیان که در معرض تشعشع رادیویی قرار گرفته اند به خاطر تغییری که در خاصیت تراوایی سد خونی مغزشان روی داده است،این مواد شیمیایی و بیولوژیکی را جذب می کنند و سم یا دارو بر آنها اثر می کند.در صورتیکه همین مواد شیمیایی که در محیط پخش شده اند بروی افراد عادی که در معرض تشعشع قرار نگرفته اند،اثری نمی گذارد”[۱۵] 

خوب خودتان تصور کنید،از چنین توانای خارق العاده ای چه استفاده های نظامی بیشماری که نمی توان کرد؟؟!یکی از موارد استفاده از این تکنولوژی ها برای مقاصد جاسوسی است. مثلا می خواهند پیام یا صدایی را برای فرد یا جاسوسی ارسال کنند و مطمئن شوند که به جز او هیچ کس دیگر این صدا را نمی شنود.برای انتقال صوت و صدا حتی راههای آسانتری نیز وجود دارد.یکی از این راهها استفاده از ایمپلنتهای کاشتنی Implants  هست.مثلا حلزونهای گوشی که به صورت ایمپلنت در گوش فرد کاشته می شوند.به آنها Cochlear implants می گویند.

این ایمپلنت ها سیگنالهایی را به مایع درون گوش داخلی می فرستند.یا ایمپلنتهایی وجود دارند که ارتعاشات صوت و صدا را از طریق رسانایی که استخوانها دارند منتقل می کنند.مثلا با استفاده از مواد خاصی برای پر کردن دندان به این هدف دست می یابند.این مواد توانایی خاصی دارند که می توانند سیگنالهای رادیویی شنوایی را جمع آوری کرده و آنها را از طریق استخوان فک و جمجمه به گوش داخلی منتقل کنند و نهایتا سوژه قادر می شود تا صدایی که بقیه نمی شنوند را بشنود.

در این رابطه یک دستگاه دیگر نیز وجود دارد که توسط دکتر جوزف دلگادو Dr.Joseph Delgado اختراع شده است. این دستگاه از سیمهایی تشکیل شده است که از نقاط خاص و استراتژیکی در مغز عبور می کنند و نهایتا به یک گیرنده/فرستنده رادیویی متصل هستند که در زیر پوست فرد کاشته شده است.

با استفاده از این دستگاه دکتر الگادو موفق شده است تا احساسات خاصی را در افراد دیگری تحریک کرده و شبیه سازی کند.او با استفاده از این دستگاه و فقط با فشار دادن یک دکمه می توانست احساساتی از قبیل تحریک جنسی،اضطراب یا دلواپسی،خشونت و پرخاشگری را در سوژه مورد آزمایش خود بوجود آورد.[۱۶] در ابتدا این تجهیزات بروی حیوانات خصوصا شامپانره ها آزمایش شده و سپس بروی انسانها آزمایش شد.

البته تمام مطالعات و تحقیقات دولت آمریکا در زمینه امواج میکرو ویو و تله پاتی مصنوعی پس از پایان یافتن جنگ سرد ادامه یافته و حتی رشد و پیشرفتهای بسیار بیشتری نیز کرده است.

تیموتی مک وی یا کاندیدای منچوری؟ 

در میان تجهیزات و ابزارآلات تله متری(سنجش از راه دور) که در حال حاضر از آنها استفاده می شود ،نوعی از فرستنده های مینیاتوری وجود دارد که می توان آنها را بلعیده و قورت داد.این نوع از فرستنده های را نیز می توان در بدن فردی بصورت ایمپلنت کاست.این نوع از فرستنده های این امکان را می دهد که خصوصیات رفتاری و روانی فردی را بصورت لحظه ای و از فاصله بسیار زیادی نیز مورد بررسی و مطالعه قرار داد.اینها گفته دکتر استوارت مک کی Dr.Stuart Mackay در کتاب مرجع Bio-Medical Telemetry هست که در سال ۱۹۶۸ به چاپ رسیده است.

نمی دانم شما آیا فیلم “کاندیدای منچوری” را دیده اید یا نه؟

داستان این فیلم اقتباسی است از یک رمان سیاسی –تخیلی با همین عنوان The Manchurian Candidate . از این داستان تا به حال دو نسخه سینمایی ساخته شده است.البته نسخه قدیمی تر  ساخته فرانک سیناترا زیبا تر و دیدنی تر است. مضمون اصلی هر دو فیلم درباره کنترل ذهن است.فقط در نسخه ۲۰۰۴ آن داستان به جای جنگ کرده در جنگ خلیج فارس اتفاق می افتد.

در نسخه اصلی و قدیمی ،داستان درباره یک قهرمان جنگ کره است که به خاطر رشادتهای خود به دریافت مدال افتخار نیز نائل آمده است. او پس از پایان اسارتش از کره به آمریکا باز می گردد و پس از مدتی از طرف مادرش که یک فعال سیاسی است برای دریافت پستی به عنوان مشاور رئیس جمهور آمریکا معرفی و کاندیدا می شود. اما غافل از اینکه شخصیت اصلی فیلم در زمان اقامت در کره توسط کمونیستهای چینی در منچوری شستشوی مغزی شده و برنامه ریزی شده است. او با روش هیپنوتیزم تحت کنترل کمونیستها قرار گرفته است.خلاصه داستان ادامه دارد تا بر طبق روال بقیه فیلمهای هالیوودی قهرمان دیگر فیلم که از دوستان او است به مسائل پشت پرده پی می برد و این توطئه را خنثی کرده و مانع از این می شود که آمریکا به دست کمونیستها بیافتد.
حال اجازه دهید تا شما را با شخصی دیگر نیز آشنا کنم.شخصی که به فیلمهای هالیوودی ربطی ندارد و در دنیای واقعی وجود داشت.نام او تیموتی مک وی Timothy McVeigh هست.

 

این کهنه سرباز ارتش آمریکا همان کسی است که در سال ۱۹۹۵ ساختمان فدرال را در شهر اوکلاهما سیتی آمریکا منفجر کرد.

این لینک را مطالعه کنید:

تیموتی مک


تیموتی مک وی وقتیکه دوستانش را در Deckerایالت میشیگان ملاقات کرده بود،به آنها گفته بود و از این شکایت کرده بود که ارتش آمریکا یک نوع میکروچیپ (یک نوع دستگاه گیرنده مینیاتوری زیر پوستی) را در بدن او کاشته است،برای اینکه او همیشه قابل رد یابی باشد.


او از این نکته احساس ناراحتی می کرد که نوعی زخم غیر قابل توضیح در کفل او وجود دارد و نشستن را برای او بسیار سخت و آزاردهنده کرده است.
او نهایتا در سال ۱۹۹۵ ساختمان فدرال را در اوکلاهاما سیتی منفجر کرد.ساخت و استفاده از تجهیزات تله متریک(سنجش از راه دور) مینیاتوری جزئی از یک پروژه نظامی اطلاعاتی است که توسط ارتش آمریکا و تعدادی از سازمانهای جاسوسی ،پیگیری می شود.یکی از اهداف این پروژه تست کردن موثر بودن یک سرباز و رد یابی او در میدان جنگ است.این ابزارآلات از مدتها پیش طبقه بندی شده و تمام پروژه فوق سری است.
دکتر Carl Sanders مخترع بیو چیپهای جاسوسی اینگونه عنوان می کند:  “ما از این تکنولوزی در جنگ عراق استفاده کردیم و بوسیله آن سربازان را میدان نبرد ردیابی می کردیم.”

مرکزی که در مهندسی و ساخت این تجهیزات تله متریک میکروسکوپیک فعالیت می کند،مرکزی به نام Calspan  در بوفالوی ایالت نیویورک است.

نکته جالبی که در این میان وجود دارد این است که تیموتی مک وی (تروریست معروف) در همین مرکز مشغول به کار بوده است.این مرکز در سال ۱۹۴۶ به عنوان یک آزمایشگاه تحقیقاتی علوم هوایی تاسیس شده و کار خود را آغاز کرد.این مرکز دارای بودجه ویژه ای برای انجام تحقیقات در زمینه اکولوژی انسانی بوده است که از کانال خاصی توسط CIA  تامین می شده است.CIA پروژه های کنترل ذهن خود را که توسط دانشمندان نازی مهاجرت کرده از آلمان نازی انجام می شد از طریق این مرکز پیگیری می کرده و آنها را تامین مالی می کرد. یکی از محققان و پژوهشگرانی که در زمینه پروژه های کنترل ذهن تحقیقات جالبی کرده است،فردی است به نام آلکس کنستانتین Alex Constantine  ،او کتابهای خواندنی ارائه کرده است

او در رابطه با مرکز تحقیقاتی Calspan اینگونه عنوان می کند:
“مرکز Calspen بیشتر تمرکز و انرژی خود را در زمینه تحقیقات در موضوع مهندسی زیستی Bioengineering و هوش مصنوعی Artificial Intelligence گذاشته است و از سال ۱۹۵۰ به بعد در این زمینه پیشگام بوده است.

او مقاله ای به نام “The Good Soldier”  اینگونه می نویسد:
“یکی از زمینه های تحقیقاتی موسسه Calspan ،تکنولوژی ردیابی و مانیتورینگ انسانی است.این موسسه و فعالیتهای تحقیقاتی آن یکی از مهره های کلیدی وزارت دفاع آمریکا در زمینه جنگ الکترونیک و پروژه REDCAP می باشد.

در یکی از گزارش های منتشر شده در بولتن خبری پنتاگون در رابطه با REDCAP اینگونه عنوان شده است که از این سیستم برای ارزیابی موثر بودن سخت افزارها،تکنیکها ،تاکتیک ها و ایده های جنگ الکترونیک استفاده می شود.این سیستم از حلقه های بسته راداری و زیرساخت ها و شبکه های اطلاعات و دیتا تشکیل شده است.
کنستانین در مقاله خود اینگونه اضافه می کند که در هفته ای که انفجار تروریستی ساختمان فدرال در اوکلاهاما روی داد،یک سایت کامپیوتری نظامی گزارش داده بوده که در سراسر آمریکا اغتشاشات صوتی Hum فرکانس پائینی بصورت شنیده شده است. Hum  شنیده شده در مناطقی از قبیل Taos,New Mexico,Eugene,Medford,Oregon,Timmons,Ontario,Bristol و England بطور قطع بروی درگاه های شنوایی مغز کوک شده بودند. یکی از کاربران و مشتریان پروپاقرص موسسه Calspan نیروی هوایی آمریکا است و پایگاه هوایی Eglin در این میان نقش کلیدی و اصلی را عهده دار است.

به یاد دارید که گفتیم تیموتی مک وی از این قضیه پیش دوستان خود شکایت کرده بود که نوعی چیپ الکترونیک در بدن او بصورت ایمپلنت جاسازی شده است.

نکته جالب و شک بر انگیز ماجرا در این است که واحد تجهیزات تکنولوژیک همین پایگاه هوایی Eglin    بصورت یک پروژه فوق برنامه و غیر نظامی سرگرم ساخت تجهیزات الکترونیک تله متریک برای ردیابی جانوران است.بر طبق گزارشی که نشریه داخلی نیروی هوایی منتشر کرده است این تجهیزات تله متریک بصورت چیپ های بیوتله متری هستند که در محدوده فرکانسی S-band ، ۲۳۱۸  تا ۲۳۹۸ MHZ تنظیم شده اند و تا ۱۲۰ کانال دیجیتال را ساپورت می کنند. نکته جالب در اینجاست که در رابطه با این دست چیپ های بیوتله متریک که برای ردیابی حیوانات اهلی یا وحشی استفاده می شود، هیچ چیز سری و طبقه بندی شده نیز وجود ندارد.

حتی تبلیغات بازرگانی آنها نیز در نشریات و کانالهای تلوزیونی پخش می شود.  به عنوان مثال مجله معتبر TIME Magazine در شماره ۲۶ ژوئن ۱۹۹۶ خود،آگهای فروش چیپ های فرستنده بیوتاه متریک را منتشر کرده بود که برای ردیابی سگها و گربه ها و سایر حیوانات خانگی استفاده شده و در زیر پوست آنها کاشته می شود.  خنده دار اینجاست که دقیقا در همین شماره و در صفحه مقابل این آگهای مطلبی چاپ شده است که از قول رهبر یک گروه شبه نظامی به مردم جهان درباره رسیدن عصر جدید و نظم نوین جهانی هشدار داده شده است. با وجود اینکه تکنولوژی ساخت این تجهیزات برای مصارف حیوانات ده ها سال است که علنی بوده و از طبقه بندی خارج شده است،بر خلاف آن سیستمهای ردیابی و مانیتورینگ انسانی بصورت فوق محرمانه،جزئی از زرادخانه پنتاگون را تشکیل می دهند.

کنستانین در ادامه مقاله خود اشاره می کند که این پروژه کاشتن و جاسازی میکرو چیپهای بیو تله متریک به عنوان یک طرح برای ساختن جامعه ای جدید و پادآرمانی ،حتی در یکی از شماره های نشریه معتبر  Defense News در ۲۰ مارس ۱۹۹۵ تشریح شده است. در این شماره به نقل از Lawrence Korb یکی از اعضائ رده بالا و ارشد موسسه Brookings Institution  اینگونه می خوانیم:

“آزمایشگاهای نظامی ایالات متحده آمریکا در حال ترکیب و پیوند زدن سلولهای عصبی نورون با چیپهای کامپیوتری هستند که نتیجه این تحقیقات احتمالا ایجاد ارتش جدید از زامبی هاست.


Zombies Army

(در پرانتز:زامبی در اصطلاح به جسد های متحرکی گفته می شود که فاقد روح و احساس هستند.همانهایی که غالبا در فیلمهای ترسناک هالیوودی مشاهده می کنید. ) 
جنگ های آینده را موجودات و سربازانی انجام خواهند داد که با استفاده از تکنولوژی مهندسی ژنتیک ساخته شده اند.مثلا همین الان موشهایی در ارتش تولید شده اند که ذهن و فکر آنها توسط چیپهای کامپیوتری کنترل می شود.این چیپهای کامپیوتری با تکنیک های پیچیده و پیشرفته ای با سلولهای عصبی نورون مغز این موجودات پیوند خورده است. دقیقا همین تکنولوژی که برای موشها اجرا شده است را می توان در رابطه با انسانها نیز پیاده کرده و ارتشی از زامبی ها گوش به فرمان و فاقد اراده را تشکیل داد.”
کنستانتین اینگونه نتیجه گیری می کند که اصلا تعجب انگیز نخواهد بود که متوجه شویم،تیموتی مک وی نیز یکی از قربانیان این پروژه شوم و مخفیانه بوده است.او یک بمب متحرک و فاقد اراده بوده که در زمانی که اپراتورهای او خواسته اند این عملیات تروریستی را اجرا کرده است.او یک موش آزمایشگاهی بوده که با بودجه و طرح سازمان CIA و ارتش در بدن او چیپ بیو تله متریک جاسازی شده بوده است و ذهنش کاملا تحت کنترل بوده است. او همان کاندیدای منچوری Manchurian Candidate است. از این دست عملیاتهای تروریستی که توسط سربازان شستشوی مغزی داده شده انجام شده و هر کدام نقطه تجول در تاریخ سیاسی جهان بوده اند ،نمونه های زیادی را می توان نام برد.

ان شا الله ادامه مطلب در قسمت بعدی…

نویسنده : امین روستاپور


 

منابع:

۱٫ Nature, Vol. 391, 22 January 1998

۲٫ Becker, Robert O., Selden, Gary, The Body Electric, New York: William Morrow, 1985, p. 321. 3. Haslam, John, Illustrations of Madness, London: G. Hayden, 1810.

۴٫ Siegel, Ronald K., Whispers: The Voices of Paranoia, New York: Crown Publishers, 1994.

۵٫ Siegel, R.K., West, L.J., Hallucinations: Behavior, Experience, and Theory, New York: Wiley, 1975.

۶٫ Marks, John, The Search for the Manchurian Candidate, New York: Times Books, 1979. 

۷٫ Burdick, Dorothy, Such Things Are Known, New York: Vantage Press, 1982, pp. 150-151.

۸٫ Siegel, Ronald K., Whispers: The Voices of Paranoia, New York: Crown Publishers, 1994, p. 65. 9. Siegel, R.K., “A Device for Chronically Controlled Visual Input,” Journal of the Experimental Analysis of Behavior, 1968 Sept., 11(5), pp. 559-560.

۱۰٫ Frey, A.H. “Auditory System Response to Radio Frequency Energy”, Aerospace Med. 32:1140-1142, 1961. 

۱۱٫ Lin, James C., Microwave Auditory Effects and Applications, Springfield, IL, USA: Charles C. Thomas Publishers, 1978. 

۱۲٫ Guy, Arthur W., Chou, C.K., Lin, James C., and Christensen, D., “Microwaved-Induced Acoustic Effects in Mammalian Auditory Systems and Physical Materials”, Ann. NY Acad. Sci., 247:194-218, 1975. 

۱۳٫ Justensen, Don R., “Microwaves and Behavior”, American Psychologist, 3/75, p. 396 

۱۴٫ Lin, James C PhD., Microwave Auditory Effects and Applications, Thomas Books, 1978, p. 190; Brodeur, Paul, The Zapping of America, WW Norton & company, 1977, p. 85 

۱۵٫ Tyler, Capt Paul E, MC, USN, “The Electromagnetic Spectrum in Low-Intensity Conflict” in Low Intensity Conflict and Modern Technology, edited by Lt Col David Dean, USAF 

۱۶٫ Delgado, Jose, Physical Control of the Mind: Toward a Psychocivilized Society, New York: Harpers, 


تاریخ : چهارشنبه 10 خرداد 1396
بازدید : 415
نویسنده : sina95

 بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي

 

منم من خدايى كه جز من خدايى نيست پس مرا پرستش كن و به ياد من نماز برپا دار

 

إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى

 

در حقيقت قيامت فرارسنده است مى‏خواهم آن را پوشيده دارم تا هر كسى به [موجب] آنچه مى‏كوشد جزا يابد

 

فَلاَ يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لاَ يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى

 

پس هرگز نبايد كسى كه به آن ايمان ندارد و از هوس خويش پيروى كرده است تو را از [ايمان به] آن باز دارد كه هلاك خواهى شد


هیچکس در فدراسیون المپیک جمهوری اسلامی ایران نمادهای شیطانی موجود در المپیک ۲۰۱۲ لندن را جدی نگرفت.وقتی که خواب غفلت تمام مسلمانان جهان را فرا گرفته است.وقتیکه برادران مسلمان ما را در سکوت رسانه ای و خاموشی تمام در میانمار زنده زنده کباب می کنند.نباید انتظار داشت که کسی نسبت به نمادهای مخفی و رازورزانه که شناختشان مستلزم تفکری عمیقتر است،حساسیتی نشان دهند.

 به هر حال ما هم به همراه سایر کشورهای مسلمان جهان،کورکورانه ورزشکاران خود را به این بزرگترین تجمع بشری که مالامال از نمادها،مراسم ها و نشانه های شیطان پرستی است روانه می کنیم تا نشان دهیم که ما نیز با وجود آنکه می دانیم ولی تسلیم شده ایم.می دانیم کجا می رویم ولی باز می رویم.چون ما مسخ شده ایم.
 در این مطلب می خواهیم تا کمی در رابطه با نمادهای موجود در بازیهای المپیک بحث کنیم.

آیین حمل مشعل المپیک با مکاتب سری

 
 

از آنجایی که در آموزه های سری لوسیفر(شیطان) به عنوان ” آورنده روشنی ستاره صبح” شناخته می شود، حضور آن به طور آشکار در مراسم افتتاحیه عظیم ترین رویداد ورزشی جهان از ابتدا مورد توجه مکاتب مخفی بوده است.

لندن خود را برای المپیک تابستان ۲۰۱۲ آماده می کند. جایگذاری مشعل المپیک در هجدهم می ۲۰۱۲ آغاز خواهد شد.این رویداد تشریفاتی که درآن مردم از طبقات مختلف اجتماعی مشعل المپیک را در سراسر کشور میزبان می گردانند مخصوصاً برای کسانی که این سنت را ابداع نمودند حرکتی نمادین محسوب می شود. در اسطوره شناسی یونان، مشعل دار اصلی پرومتیوس” بود، خدايگاني که آتش را از ديگر خدایان ربود وبه بشریت داد. مردم باستان آتش را بارقه ی کوچکی از خورشید می دانستند که به نوعی مظهر مادی خدا بود. بنابراین پرومتیوس با آوردن آتش برای بشریت، انسانها را در تمام ويژگيهاي «الهی» سهیم نمود و حتی به انسانها اجازه داد آرزوی خدا بودن را در سر بپرورانند.به همین دلیل پرومیتوس از احترام ویژه ای در “جوامع مخفی” برخوردار است، چرا که افسانه ی او نشان دهنده افق نهائی فلسفه و اهداف مکاتب سری است: “عروج به الوهیت و ابدیت از طريق راه های غیر الهی”

رومتیوس در حال حمل مشعل

در آموزه های سري، عمل”حمل مشعل” نماد آگاهی انسان از وجود بارقه ی الهی در خود و نمایانگر اشتیاق او برای نايل شدن به مقام خدائي است. به طور خلاصه این همان هسته مرکزی فلسفه ی نخبگان جهان است که به شدت تحت تاثیر آموزه های هرمسی فراماسونری و تصوف گرايان است. ازاین رو مشعل روشنگر پرومیتوس اغلب در نمادگرایی مخفی نخبگان استفاده می شود.

فوارۀ پرومتیوس در مرکز راکفلر در پشت این فواره نوشته شده است “پرومتئوس٬ آموزگار همه ي فنون٬ آتش را که براي انسان به معناي راهي بسوي آرمانهاي بزرگ است٬ به او اعطا نمود

 
احتمالا مشهورترین مشعل دار جهان يعني مجسمۀ آزادی را “فراماسونهای معبد گراند اورینت در فرانسه” به ایالات متحده اهدا کردند.

مجسمه ي يک دست که مشعل را نگه داشته بر روی هرم و برفراز ” کتابخانه ی مرکزی لس آنجلس” نصب شده است

افسانۀ پرومیتوس از بسیاری جهات به افسانه ی لوسیفر(شیطان)شباهت داردنامی که در لاتین به معنای “مشعل دار” یا “روشنی بخش” است. زيرا او با نزول خود از بهشت به زمین٬ نور آگاهي و دانش را نيز به همراه آورد و به همين جهت در آموزه هاي سری از او بعنوان ” آورنده ي روشنی ستاره صبح ” که همان عقل گرایی و روشنگریست٬ شناخته می شود.
به همین دلیل حضور آن به طور آشکار در مراسم افتتاحیه عظیم ترین رویداد ورزشی جهان نمی تواند چیز عجیبی باشد 

اولین جایگذاری مشعل المپیک

اولین جایگذاری مشعل المپیک در سال ۱۹۳۶ در برلین ودر زمان رژیم نازی برگزار شد. علیرغم این حقیقت که هیتلر سازمان های فراماسونری را از آلمان اخراج نمود(در ظاهر او آنها را خدمتگزار یهودیان می دانست) اما رژیم او از این جوامع مخفی الهام میگرفت و به سمت عقايد آنان گرایش داشت! او برای نمادگرایی وتاسیس جوامع مخفی ارزش بسیاری قائل بود. هرمن روشنینگ در کتاب از زبان هیتلر” آورده است:

“همۀ آن به اصطلاح پلیدی ها، اسکلت ها وسرهای مردگان، تابوت ها و اسرار، همه فقط بدرد ترساندن کودکان مي خورند. اما تنها یک موضوع خطرناک وجود دارد که من ازآنهاالگو برداري مي کنم. آنها در خود نوعی اصالت و نجابت مقدس دارند.آنها یک خط مشی سری را برای خود ایجاد کرده اند که نه تنها بخوبي اجرا شده، بلکه اين رويکرد از طريق نمادها واسرار به مرحله ي ظهور درامده است.سلسله مراتب سازماني و آئينهاي نمادين ورود به تشکيلات که می توان گفت بدون تکیه بر نیروی فکر وتنها از طریق کار بر روی تصور وجادوگری ونمادهای یک آیین عمل می کنند. همه اين موضوعات داراي عنصري خطرناک مي باشند٬ عنصري که من به آن غلبه کرده ام. آیا شما نمیدانید که حزب ما باید آن ویژگی را داشته باشد…؟نظم، که باید وجودداشته باشد – نظم و سلسله مراتب روحانيت سکولار وضددینی … ما یا فراماسون ها یا کلیسا، تنها یک نفر پیروز این میدان است ونه بیشتر، ما قویترین هستیم و دو گروه دیگر را شکست خواهیم داد. حزب نازی به شدت تحت تاثیر عرفان وتصوف آلمانی قرار داشت. چند عضو این حزب بخشی از جامعه نروژ بودند. یک جامعه ی مخفی که در مونیخ تاسیس شده بود. برخلاف تفاوت های ظاهری با دیگر جوامع مخفی مانند فراماسونری، در نهایت تمامی آموزه های درونی این جوامع یکسان هستند.”

اما چه شد که بازیهای المپیک این مراسم تقریبا آیینی حمل مشعل را در خود جای داد؟

تلقی و درک از جایگذاری مشعل این است که می توان آن را نوعی باز آفرینی رسم یونانيان باستان دانست. در واقع این یک رسم در المپیک مدرن است که از بازیهای تابستان ۱۹۳۶ در برلین وبازیهای زمستان ۱۹۵۲ در اسلو آغاز شد اما ایده آن از افسانه ها دلربای یونانی درحدود قرون پنجم و ششم پیش از میلاد نشات می گیرد. بر اساس افسانه ها، پرومیتوس یک خدای دوستدار بشر بود که آتش، عنصر مقدس را ربود و آن را به دور از دید زئوس، پدر خدایان، به انسان بخشید.شعله از نور خورشید مشتعل می شود، با مشعلهای اضافی که از چند روز قبل برای جلوگیری از خاموش شدن مشعل در هوای ابری وبارانی روشن شده اند.یونانیان باستان مسابقات دو مشعل(lampadedromia) را برگزار می کردند که درآن تیم برنده یک شعله مقدس را شاید به عنوان بخشی از آیین پرستش پرومیتوس ومخالفت او با خدایان برای بخشش دانش به فانیان روشن می نموداین جایگذاری مدرن توافقی است با راهبان روشن کنندۀ مشعل و تمدن رقیب روماین مراسم همچنین روح صلح مقدس را سوگند می دهد. صلحی که در سراسر یونان باستان پیش از مسابقات المپیک ایجاد شد و به واسطه ی دوندگان به تمام کشور رسانده شد.

بنابه گفتۀ کرسیدا رایان (Cressida Ryan) دانشمند ادبیات کهن از دانشگاه آکسفورد، “این مراسم ملغمه اي از خرده اسطوره ها است. توافق برسر حقایق اهميت ندارد، زیرا این حقایق زمان زیادی را تا رسیدن به امروز پشت سر گذاشته اند.در سال ۱۹۲۸ در بازیهای المپیک آمستردام این مشعل روشن شد. اما از سال۱۹۳۶ بود که مراسم با مشعل به دستور رژیم نازی و موسس ورزشی کارل دیم شکل تازه ای به خود گرفت. در المپیا مشعلی با استفاده از نور خورشید و یک آینه ای خاص روشن شد و توسط دوندگان از بلغارستان، یوگوسلاوی، مجارستان، اطریش، چک اوسلواکی، کشورهایی که بعدا در قلمرو نازی قرار گرفتند، به برلین برده شد. آتش نماد رژیم هیتلر و مشخصه آن حرکت دسته جمعی برای مشعل بود.هدف رهبری ایجاد ارتباطی مستقیم با تمدن باستان بود. همانطوری که رایان توضیح می دهد آنها خواستار پلی نمادین میان یونان باستان و آلمان کنونی بودند. نور نماد پاکی است. نور خیره کننده، پاک، سفید و درخشنده یونان باستان بود که به افسانۀ آریایی راه یافت.آدلف هیتلر، لنی رویفنشتال فیلمساز را برای به تصویر کشیدن این افسانه و ساخت مستندی درباره ی این رویداد در فیلم المپیا در سال ۱۹۳۸ برگزید. پس از جنگ برای مسابقات لندن در سال ۱۹۴۸ برگزار کنندگان مسابقه ایده حمل مشعل را پذیرفتند. جدا از دوره های سخت و تلخ، مشعل در طول مسیر مورد استقبال انبوه مردم قرار می گرفت.از آن زمان به بعد، هر چهار سال یکبار طرح آن توسط کشور میزبان وبر طبق رسوم آن دهه تغییر می کنند

المپیک لندن ۲۰۱۲

به تصویر زیر دقت کنید.

دور تا دور استادیوم المپیک لندن با هرمهایی که رئوس آن نورانی خواهند شد احاطه شده است.

لوگوی المپیک لندن

آیا تا به حال لوگوی المپلک ۲۰۱۲ که قراره تو شهر لندن برگزار بشه رو دیدید؟

به گفته طراحانش عدد ۲۰۱۲ رو نشون میده ، ضمن این که در داخل عدد ۲ نام شهر لندن و در داخل عدد ۰ نشان المپیک جا داده شده . اما در رابطه با اون قسمت مرکزی که به شکل مربع طراحی شده چیزی نخوندم . البته در یکی از وبلاگها خوندم که احتمالاً طراح خواسته شکل “چشم” رو ترسیم بکنه .به تازگی هم در چند وبلاگ داخلی و خارجی مطلبی جالب در مورد این لوگو دیدم ، اون هم این که هر قطعه از این نشان به ضمن این که یک عدد رو نشون میده ، نشانگر یکی از حروف الفبای انگلیسی هم هست .درواقع اولین عدد ۲ حرف Z ، عدد ۰ حرف O ، عدد ۱ حرف i و در نهایت دومین عدد ۲ حرف N رو نشون میده . همونطوری هم که در تصویر مشخصه ، اولین ۲ و آخرین  ۲  (عدد دوی یکان و هزارگان) که دو حرف متفاوت رو نشون میدن به شکلی متفاوت باهم طراحی شدن .

با در کنار هم گذاشتن این حروف کلمه ZION به وجود میاد .با این فرض که این نشان کلمه ZION رو نشون میده ، وجود اون قطعه مرکزی هم معنی پیدا میکنه .اما ZION یعنی چه؟این کلمه بیش از همه برای یهودیان معنی و مفهوم داره . و معادل اون در زبان ما میشه “صهیون” .

نکته خیلی جالب دیگه ای هم در این میان وجود دارد.

و آن شباهت بسیار زیاد این لوگو با نقشه و نمای ساختمان موزه هلوکاست است.

نماد المپيک ۲۰۱۲ به شکل موجودات تک چشم

ونلاک و مندویل، Wenlock و Mandeville نام عروسک‌های المپیک لندن هستند؛ اما چرا یک چشم دارند؟ آیا نمی‌توان گمانه‌زنی کرد که در پس طراحی این عروسک‌ها، اندیشه‌ای نهان شده است؟

در واقع این دو نماد دو نظر بند و دو طلسم هستند.

این عروسک ها تنها با داشتن یک چشم، ناخودآگاه توجه ما را معطوف به علامت تک چشم دجال می کنند. تک چشم یکی از نمادهای اصلی دجال است و استفاده صریح از این نماد به عنوان یکی از نمادهای المپیک ۲۰۱۲ با توجه به اینکه لوگوی این دوره هم در ارتباط با فراماسونری بوده، می تواند در بردارنده این پیام باشد که می بایست منتظر اتفاقات جدیدی از این دست در برنامه های افتتاحیه و اختتامیه باشیم. برگزاری المپیک در انگستان و شهر لندن (مرکز و مهد فراماسونری در جهان) و آن هم در سال ۲۰۱۲، سالی که صهیونیست ها نگاه ویژه ای به آن دارند، خود نیز بسیار قابل تامل است.

جالبه یکی از آنها دست بند پاور بالانس نیز به دست دارد.دست بندی که هموطنان و هنرمندان و ورزشکاران خرافاتی ما نیز بدون آنکه بداننند چیست به دست دارند.کمی به سایتهای فروش دست بند پاور بالانس سر بزنید و ببینید که چه بازاری به راه انداخته اند.در پس پرده در رابطه با این دو طلسم می توان نشانه های بسیاری را یافت.نشانه هایی که از برنامه های ایلومیناتی برای المپیک ۲۰۱۲ به عنوان بزرگتریم مناسک و مراسم شیطانی در قرن جدید ،خبر می دهد.در انیمیشنی عجیب نشان می دهند که این دو نشان عجیب و غریب تک چشم به مشابه دو قطره مذاب از یک مخزن پر از آهن ذوب شده به زمین می افتند.؟؟؟؟!!!کمیته بین المللی المپیک در راستای اوامر و دستورات اربابان ایلومیناتی خود در تاریخ ۱۹ مه سال ۲۰۱۱ این نمادها را رسما به عنوان نمادهای المپیک ۲۰۱۲ لندن معرفی کرد.

با نگاه کردن به آنها اولین چیزی که توجه شما را جلب می کند همان “چشم جهان بین” “چشم حوروس” است.به هرمی که در بالای سر عروسک سمت چپی قرار دارد توجه کنید.مثل اینکه امسال قرار است هرم ناتمام فراماسونری به قرار گرفتن سنگ نهایی به اتمام رسیده و تکمیل شود.شاید علامت “W” در بالای سر این عروسک و درون هرم به نشانWORLD باشد.

برخی از رموز عدید نهفته در این نمادها:

تاریخی که این نشان معرفی شد ۵/۱۹/۲۰۱۰ بود.

۵/۱۹/۲۰۱۰ = ۱۸ reduces as 666 = 33:33:33

بر سر این عروسکها حروف Wو M هک شده است که قرینه و عکس یکدیگرند.همانند دو مثلثی که  ستاره شوم صهیونیست ها را می سازند.

جمع ارزش عددی این دو حرف در علم حروف می شود ۳۳

W & M = 33

بر سر یکی از این دو عروسک هرمی قرار دارد که با سه خط مزین شده است.نشانه ای از سه نقطه و سه خط است.سه ۱ و سه ۱۰٫ ۳۳

عروسک دیگر نیز تاجی بر سر دارد که نشان دهنده دو عدد ۳ است که از یکدیگر جدا شده اند.۳۳

شکل بدن عروسک سمت چپی شبیه یک قلب است.قلب و یک هرم در کنار یکدیگر در کابالا و تاروت نشان دهنده روشن بینی و دانشی است که از طرف لوسیفر اهدا می شود.

عروسک سمت راستی بدنی به شکل یک پنتاگرام و ۵ ضلعی است.که نشانه ای از جنگ است.

ساختمان پنتاگون نیز به همین دلیل ۵ ضلعی است.زیرا مرکز فرماندهی سپاه شیطان برای جنگ افروزی در جهان است.

این دو نماددر کنار یکدیگر می خواهند نشان دهند که جنگی در راه است که در خلال آن عده ای به روشنفکری شیطانی نائل خواهند شد.

ریشه این دو نام در کجاست؟

Wenlock یک اسم ایرلندی است.در ایرلندی به معنی “پسر بچه ای از صومعه مقدس “است.

Mandeville اسمی پسرانه است که ریشه ای فرانسوی دارد و معنی آن “شهر بزرگ “است.Graet town

وقتیکه این دو نام را با هم دیگر بخوانیم بصورت تحت الفظی این جمله خوانده می شود:

WE UNLOCK MAN DEVIL

 

آنها می خواهند یک دیو را از بند رها کنند

ایلومیناتی برنامه ای دارد تا ابلیس ،پادشاه تاریکی را آزاد کند.شاید این المپیک پیش پرده اتفاقاتی باشد که در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ قرار است روی دهد.کسی چه می داند؟شاید در سال اینده همه زمین را در برابر موجودات بیگانه و فضایی که به زمین حمله می کنند،متحد کنند.پسر بچه ای که از صومعه مقدس می آید و شهر بزرگ.عیسی (ع) و مهدی(عج) پادشاهان عالم نور هستند.

ولی در آن سوی ماجرا پادشاه سیاهی و تاریکی برای جلب توجه و ظاهر شدن و اجرای طرح بزرگ نظم نوین جهانی به خون و خونریزی احتیاج دارد.او تشنه یک مناسک و مراسم بزرگ و پر خون است که در آن انسانها قربانی شوند.او از خون های ریخته شده بر زمین انرژی می گیرد.ممکن است که قتل عام بزرگ و خونین در المپیک لندن و یا در زمان برگزاری این مناسک شیطانی به را افتد.احتمال دارد پروژه ای مشابه ولی بزرگتر از پروژه ۱۱ سپتامبر نیویورک تکرار شود.دروغی بزرگ که عملیات پرچم دروغین دیگری را آغاز دهد.بعید نیست که در این میان ایران را متهم کنند تا کار خود را با ایران یکسره کنند.

 

سایتهای زیادی در این تلاشند که احتمال یک حمله تروریستی هسته ای را در زمان برگزاری بازی های المپیک قوی نشان دهند.اولین متهم چنین سناریوی دروغین و شیطانی ،ایران خواهد بود.یا اینکه حادثه ای برای تیم ورزشی رژیم صهیونیستی روی دهد.ویدیو هایی در اینترنت گسترش یافته و پخش شده است که در آن ادعا شده که در زیر مکانی که اکنون پارک المپیکOlympic Park بنا شده است،قبلا یک پایگاه نگهداری مواد هسته ای بوده است.شایعاتی در اینترنت مطرح شده مبنی بر اینکه بیش از ۲۰۰٫۰۰۰ کیسه حمل جسد که هر کدام قابلیت نگهداری ۴ تا ۵ بدن را دارند از آمریکا به لندن ارسال شده است.من منبعی که بتواند با دقت چنین اخباری را تائید کند پیدا نکردم ولی چیزی که مسلم است جو روانی شدید در این زمینه ایجاد شده است.در حال حاضر لندن به یک پادگان نظامی بزرگ تبدیل شده است.

اگر می توانید سایت یوتیوب را باز کنید

این فیلم را نگاه کنید:

کلیک کنید

 


 

ILLUMINATI GAME CARDS

در بررسی های خود در این رابطه به یک مورد عجیب و جالب نیز برخورد کردم.در سال ۱۹۸۰ فردی به نام استیو جکسون کمپانی بازی خودبه نام استیو جکسون گیمز را راه اندازی کرد.این کمپانی کارتهای بازی ،تخته های بازی و مجله های بازی تولید می کند.یکی از بازی های ساخته شده توسط این کمپانی ،یک سری کارتهای بازی است به نام Illuminati card Game

این لینک را چک کنید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Illuminati_%28game%29


 

ایده طراحی چنین بازی از روی کتابهای رمان سه گانه The Illuminatus! Trilogy نوشته Robert Shea وRobert Anton Wilson گرفته شده است.این کتابها در سال ۱۹۷۵ نوشته شدند.

این رمان سه گانه خود می تواند موضوع مطلبی جداگانه و مفصل باشد که مجال پرداختن به آن در این مطلب نیست. این لینک را می توانید برای آشنایی با این داستانها بررسی کنید:

http://en.wikipedia.org/wiki/The_Illuminatus!_Trilogy


 

نکته عجیبی که می خواهم به آن اشاره کنم این است:

در سال ۱۹۹۰ مخترع این کارت بازی ها Steve Jackson سری جدید از این کارتهای بازی را طراحی کرد و آن را INWO نام نهاد.INWO مخفف “Illuminati New Word Order” است.

حقیقت این است که جکسون بازی طراحی کرده است که بسیار بسیار زیاد نزدیک با طراحی و برنامه ای است که خود ایلومیناتی برای جهان ریخته است.همان نظم نوین جهانی و یا پادشاهی دجال.اینکه او چگونه از چنین اطلاعاتی آگاهی داشته است و به آنها دست یافته خود جای سئوال است.در این سری کارتهای طراحی شده ،بسیاری از حوادثی که بعدا قرار بوده روی دهد در دهه ۱۹۹۰ پیشگویی شده است.مثلا به نمونه های زیر توجه کنید:

 

حادثه ۱۱ سپتامبر و حمله تروریستی به برجهای دوقلو

حادثه ۱۱ سپتامبر و حمله تروریستی به پنتاگون

نشت نفت در خلیج مکزیک

آنفولانزای مرغی

البته در رابطه با این کارتها و روش بازی با آنها و رازهای عجیبی که در آن وجود دارد مطالب زیادی می توان نوشت.

اما یکی از بحث بر انگیزترین این کارتها کارت زیر است که برخی آن را به حادثه زلرله سال ۲۰۱۱ ژاپن مربوط می دانند و البته برخی نیز آن را نشان دهنده فاجعه ای می دانند که قرار است در المپیک لندن روی دهد. به هر حال هر چه که باشد موضوع قابل توجه و جالبی هست . عده ای از سایتهای اینترنتی مدعی شده اند که این حادثه به زلزله و سونامی سال ۲۰۱۱ ژاپن و توکیو مربوط است.

در پایین تصویر برج ساعت WAKO در توکیو را مشاهده می کنید:

عده ای به این کارت استناد می کنند و ادعا دارند که زلزله و سونامی سال ۲۰۱۱ با دخالت بشر و زیر نظر ایلومیناتی روی داده است تا سلطه و تسلط خود بر اقتصاد ژاپن و نیروگاه های هسته ای این کشور را محکم کنند. ولی عده ای دیگر برج ساعت نشان داده شده در کارت را منطبق بر برج ساعت معروف شهر لندن یا همان BIG BEN می دانند.

اگر فرض کنیم که در این کارت خراب شدن ساعت بیگ بن نمایش داده شده است به نکته عجیب و جالبی نیز می رسیم. به رنگ لباسهای افرادی که در این کارت وجود دارند دقت کنید.شباهت عجیبی بین رنگ این لباسها با رنگ حلقه های المپیک وجود دارد. اخیرا شبکه صهیونیستی BBC سریالی را پخش کرد که در آن نشان می داد که انفجاری هسته ای در لندن در زمان بازی های المپیک روی داده است.

المپیک لندن در روز جمعه ۲۷ جولای آغاز می شود.جالب اینجاست که المپیک سال ۱۹۹۶ آتلانتا نیز در روز ۲۷ جولای آغاز شد و در همین روز فردی به نام Eric Rudolph تلاش کرد تا یک انفجار تروریستی را در این المپیک ایجاد کند. ارتش بریتانیا لندن را به یک منطقه نظامی تبدیل کرده است. انواع و اقسام سلاحهای سبک و سنگین برای تامین امنیت لندن مورد استفاده قرار گرفته است.از موشکهای زمین به هوا گرفته تا جت های جنگنده ،کشتی های جنگی خاکی دریایی و تانک های سنگین.

اینکه آیا واقعا ایلومیناتی قصد دارد در المپیک لندن یک مراسم و مناسک عظیم قربانی انسانی راه بیاندازد یا نه را نمی دانم ولی شواهد و نشانه هایی جدی در این زمینه وجود دارد. ممکن است که صهیونیست ها و ایلومیناتی قصد داشته باشند که یک کشتار بزرگ را به راه بیاندازند و باز آن را پیراهن عثمان کنند.حادثه ای که پس از آن ایران را متهم کنند.

یک نشانه دیگر

سریالی به نام Spook:Code 9 در سال ۲۰۰۸ توسط شبکه صهیونیستی BBC پخش شد. داستان این سریال از آنجا آغاز می شود که پس از المپیک لندن در سال ۲۰۱۲ شهر لندن بر اثر یک حمله تروریستی هسته ای تخلیه شده است و دولت بریتانیا از لندن به منچستر نقل مکان کرده است. در این سریال اینگونه عنوان می شود:” اکنون سال ۲۰۱۳ میلادی است.یک سال پس از آنکه بمب بر سر لندن فرو افتاد.پس از آن حمله هسته ای لندن تخلیه شده است.دفتر مرکزی سازمان MI6 در لندن به نام Thames House تخریب شده است و سازمان MI6 نابود شده است.مامورانی که جان سالم به در برده اند و باقی مانده اندتیم های جدیدی را در سرتاسر کشور تشکیل می دهند تا از حملات هسته ای بعدی جلوگیری کنند.”

یک نشانه دیگر

در سال ۲۰۰۷ فیلمی ساخته شد و پخش شده به نام FLOOD(سیل).در این فیلم نشان می دهد که در اثر یک توفان و سیل عظیم سدهای رودخانه تیمز Thames Barrier تخریب می شوند.

این فیلم را ببینید:

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=PBWhO5iOq74

دیوید راکفلر یکی از اربابان پشت پرده و اعضاء خاندان معروف ایلومیناتی است.

او جمله مشهوری دارد:

We are on the verge of a global transformation. All we need is the right major crisis and the nations will accept the New World Order.” – David Rockefeller

“ما در لبه یک تحول و تغییر جهانی بزرگ قرار گرفته ایم.تمام آنچه که ما نیاز داریم یک بحران بزرگ و عظیم است که در زمان مناسب روی دهد و پس از آن تمام ملتهای جهان نظم نوین جهانی را پذیرا شوند.”

در این رابطه این فیلم را نیز ببینید:

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=hcFthuwiLaA

اربابان و اعضاء رده بالای ایلومیناتی چون راکفلرها خیلی زیرک و مکار و ناقلا هستند.آنها به خوبی می دانند که چگونه پیامها و پیغامهای مهم خود را در پوشش و لفافه نمادگرای و سمبولیزم مخفی کنند و پخش کنند تا تمام اعضا ایلومیتانی و فراماسونری در جهان آن را درک کنند و دریافت کنند.در صورتیکه ۸۰% مابقی مردم جهان در رابطه با آن در بی خبری کامل بسر ببرند.

آیا این نشانه ها پیامی نیست که از وقوع حادثه ای عظیم در المپیک ۲۰۱۲ قرار است روی دهد؟

– یک مناسک بزرگ فربانی که در خلال آن خون انسانهای بیشماری ریخته شود،زمینه ساز مناسبی برای ظهور دجال آخر الزمان خواهد بود.ظهور پادشاه تاریکی.

– ممکن است چنین کشتاری توسط انفجار یک بمب اتمی انجام پذیرد و پس از آن ایران به اقدام آن متهم شود.

– آنها ممکن است به آرامی آشوب و هرج و مرجی عظیم را در زمین ایجاد کنند و چنین القاء کنند که یک جنگ هسته ای جیات زمین را تهدید می کند. در ادامه این سناریو ، پس از آن سفینه ها و بشقاب پرنده های بیگانه های فضایی ظاهر می شوند. آنها احتمالا در سال ۲۰۱۳ خود را عیان کرده و نمایان می کنند.

– آنها پس از آن نظم نوین جهانی NEW WORLD ORDER را عیان می کنند.احتمالا در همان تاریخی که از قبل برای ان زمینه سازی کرده اند.یعنی ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ .و این نظم نوین جهانی از سوی سایر کشورها و ملتها پذیرفته می شود.

– وقتیکه مردم زمین متوجه می شوند که نمی توانند در جنگی که با موجودات فضایی آغاز شده است برنده شوند پشت سر دجال و پیروان او متحد شده و دجال ادعا می کند که با استفاده از قدرت بشری آنها را شکست خواهد داد.

– پس از پایان یافتن جنگ با بیگانه های فضایی تمام فرزندان نور که مخالف سلطنت دجال و نظم نوین جهانی هستند جمع آوری شده و کشته می شوند.

نشانه ای دیگر  موسیقی رسمی و اوریجنال المپیک ۲۰۱۲ لندن را یک گروه موسیقی راک انگلیسی به نام میوزMuse آماده کرده است.

به متن این آهنگ که آن را “نجات” Survival نام نهاده اند دقت کنید:

Race, life’s a race
And I am gonna win
Yes, I am gonna win

And I’ll light the fuse
And I’ll never lose
And I choose to survive
Whatever it takes

You won’t pull ahead
I’ll keep up the pace
And I’ll reveal my strength
To the whole human race

Yes I am prepared
To stay alive
And I won’t forgive,
Vengeance is mine
And I won’t give in
Because I choose to thrive

Yeah, I’m gonna win!

رقابت،زندگی یک رقابت است

و من پیروز خواهم شد

بله.من پیروز خواهم شد

من چاشتی بمب را روشن خواهم کرد

و من هیچگاه نخواهم باخت

و من اراده کرده ام که باقی بمانم

هر چه می خواهد بشود،بشود

تو نمی توانی از من جلو بزنی

من با همان سرعت ادامه می دهم

و من قدرت خویش را آشکار خواهم کرد

و آن را به تمام نژاد بشر نشان خواهم داد

بله من کاملا آماده شده ام

تا اینکه زنده بمانم

و من نخواهم بخشید

انتقام از آن من است

چون من می خواهم به پیش روم

بله ،من پیروز خواهم شد

این ترانه متن عجیبی دارد نه؟ آیا این همان پادشاه تاریکی نیست که می خواهد قدرت خویش را آشکار کرده و به نژاد بشری نشان دهد؟ او نخواهد بخشید و انتقام از آن اوست.

اگر چنین سناریویی واقعا طراحی شده باشد.. اگر واقعا قرار باشد تا در زمان روی دادن این مناسک در لندن در هر جای جهان کشتاری در مقیاس بزرگ روی دهد و قربانی های انسانی بیشتری به شیاطین تقدیم شود.. احتمالا مقدمات لازم نیز برای آن آغاز شده است. مقدماتی چون کشتار مردم در سینمایی در آمریکا توسط یک دانشجوی علوم عصبی؟؟؟ آن هم در حین نمایش فیلم بت من؟؟؟

آیا واقعا قرار است تا شوالیه تاریکی به پا خیزد؟این نام نام همان فیلمی بت من است که جدیدا بروی پرده ها رفته است و در حین تماشای آن تماشاچیان به رگبار بسته می شوند.DARK KNIGHT RISE و یا کشتار یهودیان صهیونیست در بلغارستان؟

 


 

بسم الله الرحمن الرحیم

وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا

و بنی اسرائيل را خبر داديم که : دوبار در زمين فساد خواهيد کرد و نيز سرکشی خواهيد کرد ، سرکشی کردنی بزرگ

فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً

چون از آن دوبار وعده نخستين در رسيد ، گروهی از بندگان خويش را که ، جنگاورانی زورمند بودند ، بر سر شما فرستاديم آنان حتی در درون خانه ها هم کشتار کردند و اين وعده به انجام رسيد

ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا

بار ديگر شما را بر آنها غلبه داديم و به مال و فرزند مدد کرديم و بر شمارتان افزوديم

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا

 

اگر نيکی کنيد به خود می کنيد ، و اگر بدی کنيد به خود می کنيد و چون وعده دوم فرا رسيد ، کسانی بر سرتان فرستاديم تا شما را غمگين سازند و چون بار اول که به مسجد در آمده بودند به مسجد در آيند و به هر چه دست يابند نابود سازند

 


 

 

 

 

پیشتر از احتمال روی دادن یک عملیات تروریستی در حین بازیهای المپیک لندن و یا ایجاد یک کشتار بزرگ در سطح جهانی و انتساب آن به ایران و ایجاد یک عملیات Operation False Flag دیگر،مشابه حملات یازده سپتامبر بحث کردیم.

 

البته ذکر کردیم که همه اینها یک احتمال است و ما در باره روی دادن صد در صد آن و حتمی بودن آن نمی توانیم با قاطعیت اعلام نظر کنیم ولی چیزی که با قاطعیت می توان در رابطه با این بازی ها اعلام کرد این است که این بازی ها یک مناسک و مراسم شرک آلود و شیطان پرستانه است که در مقیاسی بزرگ برگزار می شود و صدها هزار نفر بطور مستقیم در آن شرکت کرده و میلیاردها نفر از طریق شبکه های تلوزیونی آن را مشاهده خواهند کرد. البته بیش از ۹۰% آنهایی که در آن شرکت می کنند و یا آن را مشاهده می کنند نمی دانند که فلسفه نهفته در این مناسک و مراسم ها در چیست؟ و ریشه آنها از کجا نشات گرفته است؟اکثریت مردم قرار است تا کورکورانه تبعیت کنند و اطاعت کنند.چون ذهن ها اینگونه برنامه ریزی شده است. اطاعت بدون چون و چرا؟

OBEY

عموم مردم با آئین های رازآلود و مناسکها و مراسم های جادوگران کابالیست قرن۲۱ اشنایی کافی ندارند .شناخت سمبلیزم و رازآلودگی که در این مناسک ها وجود دارد مستلزم دقت زیاد و داشتن مطالعات و اطلاعات کافی در این زمینه ها می باشد که غالب مردم فاقد آن هستند.همین است که بسیاری از افرادی که همین الان این مطالب را می خوانند ما را متوهم و روان پریش فرض می کنند و این حرفها را جدی نمی گیرند.البته انتظار بیشتری هم از اینگونه افراد نیست.

در طول قرنهای اخیر مجامع مخفی و ایلومیناتی که تمام کانونهای ثروت و قدرت جهان ما را در اختیار گرفته به خوبی توانسته است که اکثریت تودهای مردم را در خواب غفلت فرو برده و از آنها گوسفندانی مطیع و رام بسازد.بردگانی که به خوبی شستشوی مغزی شده اند و آجر به آجر این هرم ناتمام شیطانی را ساخته اند.اما این خواب غفلت و این راضی شدن به تنعمات دنیوی و دل دادن به این دنیای ظاهر فریب و پر رنگ و لعاب چندان هم به طول نخواهد انجامید.دیر یا زود اربابان پس پرده و شیطان صفت ایلومیناتی برنامه های شوم خود در زمینه کاهش جمعیت جهان را به اجرا خواهند گذاشت و این غافلین شاد و به خواب فرو رفته را به سوی مسلخ ها و قربانگاه های خود هدایت خواهند کرد و سر خواهند برید.

 

در این قسمت می خواهم به نکاتی که در رابطه با مراسم افتتاحیه این بازی ها برخوردم،اشاره کنم و کمی در رابطه با راز و رمزهای نهفته در این مراسم با شما صحبت کنم.اول از همه اگر می توانید سایت یوتیوب را باز کنید، این فیلم را که در رابطه با مراسم افتتاحیه این بازی ها هست ببینید.مسئول برگزاری این مناسک در جمع خبرنگاران در رابطه با مراسمی که قرار است انجام گیرد صحبت می کند.

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=OQm5gtksQds


 

 

برای این مراسم پر هزینه که قرار است در افتتاحیه بازیها اجرا شود نام Green and Pleasant انتخاب شده است.Green and Pleasant به فارسی یعنی “سبز و خرم”.

خوب سبز و خرم مگر چه اشکالی دارد؟ هیچ.

ولی من متوجه شدم که این نام نام یکی از اشعار معروف ویلیام بلیک است.William Blake.

William Blake

William Blake  یکی از معروفترین شاعران و نقاشهای  قرن ۱۸ و۱۹ انگلیسی است.البته او قبل از آنکه به عنوان یک شاعر و نویسنده و هنرمند مطرح شده باشد ،فردی بود که بیشتر به علوم خفیه و انجمن های راز ورزانه انگلستان علاقه داشت.در لیست های منتشر شده برای لژها فراماسونری انگلستان ذکر شده که ویلیام بلیک از سال ۱۷۹۹ تا ۱۸۲۷ استاد اعظم لژهای فراماسونری Druid Order f بوده است.او در آثار و اشعار خود بیشترین حمله را به کلیسا و مذهب می کرد .اشعار او سرشار از نمادگرای و اسطوره شناسی است.او دیدگاه های خود را در غالب نمادگرای فوق العاده پیچیده ای در اشعار و نقاشی های خود نشان می دهد.

به برخی از تابلوهای او نگاه کنید:

برای دیدن بقیه اثار او می توانید از لینک زیر استفاده کنید:

http://www.gailgastfield.com/blake3.html

 


 

این آثار مملو از مفاهیم و سمبل های راز ورزانه و ظریف است و در رابطه با هر کدام از آنها ساعتها می توان بحث کرده و آنها را تفسر کرد.یکی از شرک آلود ترین اشعار او اثری است به نام The Marriage of Heaven and Hell در این اثر او شیطان را یک قهرمان شجاع نشان می دهد که  شجاعانه در برابر خداوند زورگو و قدرت طلب طغیان کرده و برای آزادی قیام می کند.

 

او نه تنها یک شیطان پرست مشرک و ملحد بوده است بلکه از نظر اخلاقی نیز مروج فساد اخلاقی بوده است.او یکی از پیشگامان و طلایه داران جنبش آزادی جنسی Free Love Movement در قرن نوزدهم میلادی بوده است.او مروج این عقیده بود که ازدواج یک نوع بردگی است.جنبشی که او به راه انداخت طرفداری از هم جنس بازی،زنای محصنه،فاحشه گرایی و سقط جنین را تبلیغ می کرد.در اصل فسادی که امروزه جوامع غربی و متاسفانه جوامع شرقی را در نوردیده و تسخیر کرده است مدیون تلاشهای این جنبش است که از اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرا نوزدهم توسط افرادی چون ویلیام بلیک آغاز شد.شرح کفریات و فساد این فرد شیطان پرست اگر نوشته شود،خود مثنوی هفتاد من می شود.همین اندازه در رابطه با اشعار و نقاشی های او کفایت می کند.

 

بحث در باره آثار و اشعار ویلیام بلیک و شرکیات و کفریاتی که او در اشعار خود می گوید،خود نساز به مجالی مفصل و فرصت و حوصله ای دیگر دارد.دوستانی که علاقه دارد بیشتر با این شخصیت آشنا شوند می توانند این لینک را ملاحظه کنند:

http://en.wikipedia.org/wiki/William_Blake


 

اما آنچه که به ما در اینجا مربوط است این است که این نامگذاری Green and Pleasant با الهام گیری از یکی از آثار و اشعار ویلیام بلیک انتخاب شده است.نام این شعر “اورشلیم” “Jerusalem”است.؟؟!! همه به خوبی می دانیم که اورشلیم و هیکل سلیمان قبله آمال تمام این جادوگران کابالسیت و شیطان پرست است و آنها برای بازسازی بت خانه مشرکانه خود در آنجا له له میزنند. آنها تلاش وسیعی را برای تخریب مسجد الاقصی و جایگزینی ان با یک بت کده مشرکانه که در آن شیطان را پرستش کنند،مدتهاست که آغاز کرده اند.

شعری که وقتی آن را می خوانید،بهتر متوجه می شوید که چرا این مراسم و مناسک صهیونیستی ترین ،مناسکی است که تا به حال برای بزرگداشت “صهیون” ZION در جهان و با شرکت میلیاردها نفر ،برگزار شده است. با خواندن این شعر بهتر متوجه می شوید که چرا لوگوی بازی های المپیک لندن باید نوشته ZION صهیون باشد.


این شعر از ویلیام بلیک:

And did those feet in ancient time.
Walk upon Englands mountains green:
And was the holy Lamb of God,
On Englands pleasant pastures seen!

And did the Countenance Divine,
Shine forth upon our clouded hills?
And was Jerusalem builded here,
Among these dark Satanic Mills?

Bring me my Bow of burning gold;
Bring me my Arrows of desire:
Bring me my Spear: O clouds unfold!
Bring me my Chariot of fire!

I will not cease from Mental Fight,
Nor shall my Sword sleep in my hand:
Till we have built Jerusalem,
In England’s green & pleasant Land

این شعر سرشار از معانی سمبلیک و مخفی راز آلود است


ترجمه:
و در آن روزگاران کهن،آن گامها و قدمها در کوستانهای سبز انگلیس قدم زدند.
و بره مقدس خداوند در مراتع خرم انگلستان دیده شد!

آیا آن چهره الهی بر تپه های ابرگرفته ما تجلی کرده و تابیده است؟
آیا “اورشلیم” در میان این آسیابهای تاریک شیطانی ساخته شده است؟

کمان زرین و آتشین مرا بیاورید.
تیرهای هوس مرا بیاورید.
نیزه مرا بیاورید. های ابرها به کناری بروید!
ارابه آتشین مرا بیاورید!

من دست از این جنگ و نبرد ذهنی و مغزی نخواهم کشید.
و شمشیرش در دستانم نخواهد خفت.
تا زمانیکه اورشلیم را بنا سازم
اورشلیم را در انگلستان ” سبز و خرم” بنا سازم

خدای من؟!!
آیا دیگر از این آشکارتر می توان نشان داد که منظور آنها از حک کردن کلمه ZION به عنوان لگوی المپیک ۲۰۱۲ چیست؟
آنها می خواهند اورشلیم را در انگلستان سبز و خرم بنا کنند؟!!

 

حتما تیم ورزشکاران اعزامی ما هم پس از یک دقیقه سکوت برای قربانیان سوخته شده در اتوبوس صهیونیستها در بلغارستان ،برای برپایی اورشلیم کف و سوت هم خواهد زد. ؟؟!!
همانگونه که در فیلم مشاهده کردید.طراح این مناسک یک کارگردان انگلیسی به نام Danny Boyle است.او می گوید که قرار است در این مراسم از حیوانات واقعی که تعداد  آنها ۱۱۹ عدد هست ،استفاده شود. ۱۱۹؟
۹ ۱۱

راز علاقه این جماعت شیطان پرست به ۹ -۱-۱ چیست؟؟؟

 

 

این لینک را مطالعه کنید:

http://www.guardian.co.uk/sport/2012/jun/29/olympics-opening-ceremony-danny-boyle

 


 

او عنوان می کند که در این مراسم ناقوس بزرگی که در استادیوم نصب شده است به صدا در خواهد امد و تمام حضار با صدای آن تحت تاثر قرار خواهند گذفت.  ؟؟؟  ناقوس؟؟؟
این ناقوس و زنگ بزرگ دقیقا روبروی درختی که بر فراز صخره نصب شده است قرار خواهد گرفت.

و یک درخت بلوط.درخت بلوطی که بر بالای صخره ای در استادیوم قرار گرفته است.درخت بلوط؟خوب مفاهیم سمبلیک و اسطوره ای مربوط به ناقوس و درخت بلوطی که قرار است در مراسم رونمایی شوند در چیست؟

 

 آیا این درخت همان درخت زندگی Tree of Life  نیست؟ ایا این درخت به اسطوره اوزیریسس مربوط نیست؟

و از همه عجیب تر مار؟ مار را در تصویر زیر می بینید؟

آیا مار را می بینید که چگونه به سوی درخت می خزد؟ آیا مار و درخت و این باغ شما را به یاد داستانی نمی اندازد؟

با ما باشید.ان شاء الله در قسمت بعدی در رابطه با این ناقوس و این درخت بیشتر خواهید شنید.

نویسنده : امین روستاپور


تاریخ : جمعه 05 خرداد 1396
بازدید : 241
نویسنده : sina95

 



كلو باكستر – متولد 1924 Cleve Backster 




كلو باكستر دانشمند زمینه دروغ سنجی و كار با دستگاههای پلی گراف ، جامعه علمی را با ارائه مشاهداتش در باره حساسیت گیاهان تكان داد.

باوری كه گیاهان احساس دارند و میتوانند با انسانها ارتباط برقرار كنند مربوط به گذشته دور است و این باعث شده عده ای آنرا خرافات و دروغ پنداشته و عده ای را دلگرم به این كند كه دانشی كهن در پشت پرده وجود دارد.

همانطور كه هر از گاهی طبیعت رازهایش را بر عده ای وا میگشاید ، روزی باكستر فرض كرد همانطور كه آب از گیاه بالا میرود و برگها اشباع میشوند باید كاهشی در مقاومت الكتریكی برگ پیدا شود و این اختلاف را باید پلی گراف بتواند ثبت كند. 

او در مورد انسان الكترودها را به انگشتان فرد متصل میكرد و اینك به دو طرف برگ ضخیم و بزرگ گیاه گلدانی دفترش وصل كرد.
باكستر حدود یك ساعت واكنشهای گیاه را ردیابی كرد و امر مهمی رخ نداد جر اینكه از ابتدای آزمایش یك تمایل نزولی از اثر مركب پلی گراف را میدید كه با انتظارش جور در نمی آمد. تنها یك دقیقه منحصر به فرد وجود داشت كه مشابه آزمایش تحرك ملایم تا اندازه احساس در انسان بود. چیزی كه به نظر میرسید گیاه مستعد احساس هیجان بود و یا با نشانه رضایتمندی و شادی حاصل از آبیاری واكنش نشان داده .

قدم بعدی كمی غیر عادی بود ، ولی دانشمند ما میدانست كه هر عملی كه آسایش فكری و جسمی شخص را فراهم آورد ، سبب واكنش حاد و مهیج شده و ترس و اضطراب نیز سبب عكس العمل فوری در افراد متصل به پلی گراف میشود.

بر این اساس باكستر تصمیم گرفت برگی را در فنجان قهوه سوزان بیازارد ولی دور از انتظارش واكنشی از سوی گیاه مشاهده نشد. او انتظار داشت واكنش گیاه شبیه انسان باشد ولی ناموفق بود .
او در فكر كوششی دیگر برای آزمایش بر روی برگی بود كه الكترو بر خود داشت ، او فكركرد كه آن برگ را بسوزاند و چند چوب كبریت برداشت تا فكرش را عملی كند كه درست در این لحظه بود كه رسم پلی گراف در حالتی ناگهانی و حزن انگیز به سوی بالا پرید.
تجربه جدیدیش بسیار غیر باورتر از آزمایش اولش بود چراكه برای لمس گیاه دست دراز نكرده بود و بعد باكستر تهدید جدی خود را به اجرا در آورد و برگ متصل به الكترود را سوزاند در اینحال بود كه رسم پلی گراف نشانیهای اضطراب را نمایان ساخت اما پرش بیمناك پس از اجرای تهدید نخستین ثبت نشد .

باكستر بر این عقیده رسید كه ادراك مافوق احساس در گیاه در یك سطح سلولی جایگزین شده است .و نظریه ای تجربی بنا كرد كه نباتات ادراكی مرموز دارند .

در آزمایشات دیگر باكستر دید همه قسمتهای گیاه به تحریكات خارجی واكنش نشان میدهند و این معلوم كرد كه ادراك در نبات ممكن است در یك سطح سلولی باشد و اكنون به این واقعیت اثر باكستر میگویند.

در آزمایشات دیگر باكستر بر روی بافتهای دیگر نظیر میوه ها ، سبزیجات و حتی تكه های كنده شده از بدن انسان به بررسی پرداخت و كار با پلی گراف نشان داد كه تمام اشكال بافتهای زنده به نظر میرسد استعداد یكسانی در پاسخ دادن به تحریكات خارجی دارند.
 
منبع : سایت راز بقاء

تاریخ : جمعه 05 خرداد 1396
بازدید : 190
نویسنده : sina95

ماهی ها هم احساس دارند!

بسیاری از ما، ماهی​ها را موجوداتی احمق و بی​حس و درد فرض می​کنیم. در حالی که بیش از 500 مقاله تحقیقاتی معتبر در مورد ماهی ثابت کرده است که :ماهی​ها باهوش هستند، آنها می​توانند از ابزارهای مختلف استفاده کنند و حافظه​های بلندمدت و ساختارهای اجتماعی پیچیده​ای دارند، آنها سرشار از هوش اجتماعی هستند، از روش های مختلفی برای تنبیه، رام کردن و آشتی استفاده می​کنند و برای شناسایی شکارچیان و پیدا کردن غذا با هم همکاری می​کنند .

کولوم بران (Culum Brown) یک بیولوژیست که تکامل شناختی ماهی​ها را بررسی می​کند، می​گوید:"ماهی​ها باهوش​تر از چیزی هستند که به نظر می​رسند. در بسیاری از موارد مانند حافظه و قدرت شناختی، آنها مساوی یا فراتر از مهره داران پیشرفته، شامل حیوانات نزدیک به انسان، هستند.

ماهی های رنگارنگ

 

بیشتر ما ممکن است بر این عقیده باشیم که انسان ها دارای سطحی از آگاهی و ادراک هستند که به آن ها توانایی تجربه افکار و احساسات می دهد اما این که آیا دیگر مخلوقات نیز دارای این آگاهی هستند سوالی است که هنوز پاسخی برای آن نیافته ایم. 
بسیاری ممکن است بر این باور باشند که دلفین ها و آهوها می توانند احساس داشته باشند، اما ماهی ها چطور یا یک کنه یا یک گیاه؟ سوال دیگری که پیش روی محققان است این است که چگونه دریابیم گیاهان و حیوانات احساس دارند؟ محققان به تازگی پاسخی برای این سوال یافته و دریافته اند که ماهی ها بیش از آنچه قبلا تصور می کردیم، احساس و ادراک دارند. 

پژوهشگران از معیارهای مختلفی برای نشان دادن توانایی احساس و آگاهی در حیوانات استفاده کرده اند. برخی از محققان بر این باورند که ماهی ها به دلایل  مختلف دارای آگاهی و احساس هستند. به عنوان مثال، مغز ماهی کوچک است و سازمان بندی متفاوتی با پستانداران دارد، اما ساختارهایی دارد که منشا تکاملی مشابه با ساختارهای موجود در مغز پستانداران دارد. این ساختارها شامل آمیگدالاست که می دانیم نقش اساسی در تولید احساسات بازی می کند و همچنین بخش هایی از مغز که مسئول یادگیری است و هیپوکامپوس نامیده می شود. در صورتی که این نواحی آسیب ببینند تاثیرات رفتاری مشابهی را در ماهی ها و پستانداران مشاهده می کنیم و این نشان می دهد که این بخش ها هم در مغز ماهی و هم در مغز پستانداران عملکردهای مشابه دارند. 

همچنین تحقیقات زیادی وجود دارد که نشان می دهد ماهی توانایی زیادی در امر یادگیری دارد و از این توانایی برای انجام رفتارهای سطح بالا استفاده می کند. بسیاری از ماهی ها می توانند با به یادآوری نقشه ها به طور ذهنی، به طور شگفت آوری به مسیریابی بپردازند. برخی دیگر از ماهی ها می توانند برای پیروزی در جنگ ها به مشاهده و یادآوری رقبای گذشته بپردازند و توانایی خود را در جنگ ها ارتقا دهند. حتی برخی ماهی ها از ابزار مثلا از یک استخوان برای ضربه زدن به پوسته دو کفه ای های نرم تن و باز کردن آن ها استفاده می کنند. 

یکی از ویژگی هایی که در آزمایش ها به عنوان شناسه ای از سطح آگاهی و ادارک مد نظر قرار می گیرد و پیش از این تصور می شد که در ماهی وجود ندارد، توانایی هایپرترمیا ناشی از استرس یا تب عاطفی است. این یک پاسخ فیزیکی مشابه با تب است که به جای عفونت از یک شرایط استرس زا نشات می گیرد. در  این شرایط بدن در پاسخ به تنش گرم تر می شود. تا پیش از این تصور بر این بود که در بین حیوانات مهره دار تنها آمنیون داران (یعنی پستانداران، پرندگان و خزندگان) دچار تب عاطفی می شوند و لذا دارای توانایی ادراک و آگاهی هستند، اما مشاهده ماهی های گورخری که در معرض شرایط تنش زا قرار گرفتند ثابت کرد که واقعیت غیر از این است.

از آنجا که ماهی ها حیوانات خونسردی هستند، باید به محیطی بروند که دمای آن با وضعیت فیزیولوژیک درون بدن آن ها هماهنگی داشته باشد. لذا در صورتی که ماهی ها تب عاطفی را تجربه کنند، انتظار داریم که بعد از یک شرایط تنش زا به سمت آب های گرم تر بروند. در این آزمایش بعد از این که ماهی ها 15 دقیقه که در شرایط تنش قرار گرفتند، رها شدند تا آزادانه در درون تانکر آزمایشی شنا کرده و به اتاقک های مختلفی بروند که هر کدام دمای متفاوتی داشتند. ماهی هایی که تحت تنش قرار گرفته بوند زمان بیشتری در آب های گرم تر سپری کردند. این آزمایش نشان داد که دمای بدن این ماهی ها دو تا چهار درجه سانتیگراد افزایش یافته و دلیل آن بروز تب عاطفی بود. 

وجود تب عاطفی در برخی از ماهی ها به این معنا نیست که این موجودات به طور کلی دارای عاطفه و ادراک هستند، اما می توانند در تصور پیشین ما مبنی بر این که ما تنها گونه ای هستیم که از این توانایی برخورداریم، خلل ایجاد کنند و زمینه ساز تحقیقات بیشتر و بیشتر شوند. همچنین می تواند به دانش ما در خصوص نحوه تکامل آگاهی و احساس در بین مهره داران پیشرفته بیفزاید. 

توضحاتی درباره ماهی ها:

ماهی​ها، حیوانات خوش​حافظه و باهوش

قبلاً چنین تصور می​شد که ماهی​ها حافظۀ بسیار کوتاهی دارند و برخی می​گفتند ماهی​های قرمز حافظۀ 3 ثانیه​ای دارند . 
دکتر فیل جی (Phil Gee)، یک روانشناس از دانشگاه Plymouth می​گوید "ماهی​ها قادرند چیزها را به مدت حداقل سه ماه به ذهن بسپارند." 
حافظۀ بلندمدت ماهی​ها به آنها کمک می​کند که روابط اجتماعی پیچیده​ای تشکیل دهند. حافظۀ مکانی (به ذهن سپردن محل قرار گرفتن چیزها) آنها از هر نظر شبیه مهره​ داران است و آنها را قادر می​سازد نقشه​های شناختی ایجاد کنند که در مسیریابی به آنها کمک می​کند. آنها برای این کار از نشانه​هایی مثل نور قطبی، صداها، بوها و علایم مشخصۀ بصری استفاده می​کنند . 
دکتر ترزا بارت (Theresa Burt) از دانشگاه آکسفرد می​گوید:
"ما حالا می​دانیم که ماهی​ها قدرت فراوانی برای یادگیری و به ذهن سپردن دارند و دارای مجموعه​ای از مهارت​های شناختی هستند که می​تواند بسیاری از مردم را شگفت​زده کند."

ماهی​ها می​توانند زمان روز را تشخیص دهند

دکتر فیل جی می​گوید که ماهی​ها می​توانند زمان روز را به ما بگویند. او یک ماهی را آموزش داده بود تا برای دریافت غذا یک اهرم را در ساعات خاص روز فشار دهد .

طول عمر طبیعی ماهی​ها

طول عمر طبیعی ماهی​ها در انواع مختلف بسیار متفاوت است. طول عمر متوسط انواع مختلف ماهی​های آزاد که سهم بزرگی در تغذیۀ مردم دارند در طبیعت بین 2 تا 77 سال است. 


تاریخ : جمعه 05 خرداد 1396
بازدید : 374
نویسنده : sina95

 13

روغن پالم

یک روغن “گیاهی” ست که در اغلب صنایع غذایی و آرایشی و بهداشتی بدلیل قیمت ارزان مورد استفاده قرار میگیرد. در کشور های خارجی اگر در شیر از روغن پالم استفاده شده باشد (چربی شیر را گرفته، به جای آن پالم اضافه می کنند) روی بسته بندی درج، و به “قیمت ارزان تر” فروخته می شود .

آیا پالم اسید چرب اشباع زیادی دارد؟

نسبت این روغن از نظر درصد اسیدهای چرب اشباع به غیر اشباع تقریبا عدد ۱ می باشد. یعنی میزان اسیدهای چرب اشباع تقریبا مساوی با اسیدهای غیر اشباع می باشد . پس اینکه بشدت حاوی اسید چرب اشباع است، درست نیست و از این نظر از چربی طبیعی شیر(حیوانی)هم بهتر است.

آیا پالم همان روغن صنعتی ست؟

میوه پالم از دو قسمت گوشته (قرمز) و هسته (سفید رنگ) تشکیل شده که از هر دو بخش روغن گیری می شود. روغن بخش گوشته در تمام دنیا برای مصارف خوراکی  (روکش بستنی، لبنیات ، شکلات ها ، روغن ها و …) و روغن بخش هسته در صنعت و لوازم آرایشی استفاده می شوند.

روغن پالم بهتر است یا چربی شیر؟

طبیعتا هر روغن گیاهی بهتر از روغن های حیوانی است (از نظر اسیدهای چرب اشباع، میزان کلسترول و اثر آن بر گرفتگی عروق)

آیا پالم برای سرخ کردن مناسب است؟

روغن پالم با توجه به داشتن نقطه دود بالا و میزان متعادلی از اسیدهای چرب اشباع و غیر اشباع بعلاوه داشتن میزان قابل توجهی از اولئیک اسید، یکی از بهترین روغن های سرخ کردنی است.

آیا روغن پالم یک روغن خوب است؟

روغن پالم از چربی های حیوانی بهتر است، اما در قیاس با سایر روغن های گیاهی مثل روغن زیتون، روغن هسته انگور، روغن سبوس برنج و … روغن ضعیف تر و نامناسب تری ست.

در ایران چه اتفاقی افتاده است؟

در ایران استفاده از پالم در لبنیات مثل سایر کشورهای دنیا انجام پذیرفت و روغن های پالم با مجوز وارد کشورها می گردد. اما اتفاقی که افتاد صرفا یک تقلب در بسته بندی و قیمت بود چراکه محصولات لبنی دارای پالم باید نشانه دار باشد و با قیمت کمتری بفروش برسد.

روغن کنجد

به تازگی در بسیاری از فروشگاه های سطح شهر روغن گیری در حضور مشتری انجام می گیرد که اغلب روغن کنجد می باشد. روغن کنجد یکی از روغن های خوب است اما نه در این شرایط …

چرا روغن کنجد دستگاهی نخریم؟

در فروشگاه ها نگهداری کنجد ها به درستی انجام نمی شود و مقداری رطوبت کافیست تا کنجد ها را سم آفلاتوکسین در بر بگیرد. بدلیل همین شرایط نامطلوب و نمونه گیری های انجام شده در سطح شهر ، دفتر بهبود تغذیه کشوری راجع به آلودگی روغن های دستگاهی در فروشگاه ها بیانیه صادر کرده و از مردم درخواست نموده تا از خرید اینگونه روغن ها خودداری کنند. ضمن اینکه این روغن ها در بطری “پلاستیکی” و در معرض نور (شفاف) نگهداری می شود که باعث تجزیه و از بین رفتن خواص روغن می گردد.

چه روغن کنجدی مناسب است؟

روغنی که در بطری های شیشه ای و ترجیحا تیره رنگ باشد، نماد استاندارد و سیب سلامت را داشته باشد و توسط کارخانه های مشخص و مجوز دار توزیع شده باشد.

چه روغنی برای پخت و پز مناسب است؟

 

تاریخ : پنج‌شنبه 04 خرداد 1396
بازدید : 189
نویسنده : sina95

 سلامتی مغز دومین عامل مهمی  است که بر سبک زندگی تاثیر دارد.همانطور که سن افزایش می یابد بدن با طیف وسیعی  از مشکلات رو به رو می شود از مسایل ادراکی  گرفته تا بیماری آلزلیمر.

 
از جمله راهکارهایی که به جوان ماندن مغز کمک می کند استفاده از کاکائو است. این ماده غذایی باعث بهبود گردش خون و عملکرد قلب می شود. مطالعات اولیه نشان می دهد بین بهبود حافظه و کاکایو ارتباط وجود دارد. این مطالعه بیان می کند کاکایو عملکرد بخشی از مغز که به سن مرتبط را افزایش می دهد.
 
ماده دیگر در این مورد، امگا 3 است.اسیدهای چرب  امگا3 در عملکرد مثبت قلب و مسایل ادراکی تاثیر مهمی دارد.غذاهای سرشار از امگا3 شامل ماهی آزاد، روغن تخم کتان است.
 
Phosphatidylserine and Phosphatidic Acid ماده غذایی دیگری هستند که آزمایشات پایلوت روی این مواد نشان می دهند در بهبود حافظه ، خلق و خو و ادراکدر افراد مسن مفید هستند.
گردو نیز ماده غذایی دیگری است که اثرات مثبتی در کاهش خطر،تعویق انداختن و یا کاهش پیشرفت آلزایمر دارد
 
از دیگر مواد غذایی موثر در جوان ماندن مغز سیتوکولین است که  به طور طبیعی در سلول های بدن انسان وجود دارد و به بهتر شدن عملکرد بافت مغز  کمک می کندو ارتباط بین نورون ها را افزایش می دهدو از آسیب ساختار نورون ها در برابر رادیکال های آزاد محافظت می کند.
 
کولین ماده  دیگری است که با سلامت کبد در ارتباط است هم چنین به  سیستم های ارتباطی  سلول های داخل مغز و بقیه بدن کمک می کند.کولین از پیرشدن  و تغییرات شیمیایی مغز در اثر افزایش سن جلوگیری می کند.منبع عمده کولین در رژیم غذایی، تخم مرغ است.
 
ماده دیگر منیزیم است که به عنوان مکمل غذایی اغلب برای کسانی که دچار آسیب مغزی شده اند ، توصیه می شوند. منیزیم در غذاهایی مانند سویا، آووکادو، موز و شکلات تلخ وجود دارد.
 
آخرین ماده غدایی برای جوان ماندن مغز، بلوبری است که دارای خاصیت آنتی اکسیدانی و ضدالتهابی است و حاوی غلظت بالایی از آنتوسیانین ها، فلاونوئید است که به  افزایش کیفیت سلامت مواد غذایی کمک  می کند.مصرف بلوبری  متوسط می تواند سیگنال های  عصبی در مراکز مغزرا افزایش دهد.

تاریخ : پنج‌شنبه 04 خرداد 1396
بازدید : 187
نویسنده : sina95

 

 آزمون طولانی است مانند یک ماراتن روانی است که در آن استقامت بسیار مهم است. متخصصان تغذیه بر اهمیت عادات غذایی  سالم در این زمان پر تنش بسیار. تاکید دارد. آنها بیان می کنند که مواد غذایی و نوشیدنی مناسب ، بدن را پرانرژی می کندو هوشیاری بدن در ساعات طولانی امتحان را حفظ می کند.داشتن عادت غذایی نامناسب فرد را عصبی و وحشت زده می کند.
 
از جمله راهکارهای مناسب در این دوران توجه به وعده های غذایی است. هر زمان که صبحانه نمی خورید ویا گرسنه هستید عصبی می شوید که در این هنگام شما به غذا خوردن نیاز داریدچراکه مغز شما برای فعالیت به انرژی نیاز دارد. در ایام امتحانات نیز شما به تمرکز ذهنی روی دروس نیاز دارید که نیاز به رعایت وعده های غذایی ضرورت پیدا می کند.
 
راهکار بعدی استفاده از غذاهایی است که عملکرد مغز را بهبود می دهد. این غذاها شامل موادغذایی سرشار از پروتئین است که هوشیاری مغز را بالا می برند.غذاهای سالم در ایام امتحانات شامل تخم مرغ، مغزها،ماست، پنیر است. صبحانه مناسب در این دوران ترکیبی از غلات سبوس دار با شیر کم چرب، تخم مرغ و نان تست با مربا، فرنی، بلغور جو دوسر می باشد.
 
سایر موادغذایی مناسب برای مغز؛ ماهی، گردو، بلوبری، تخمه آفتابگردان ، بذر کتان ، میوه خشک، انجیرو آلوسیاه است.شایان ذکر است میوه هایی مانند هایی نظیر پرتقال، توت فرنگی، موز ، طالبی و سبزیجاتی همانند هویج، اسفناج، بروکلی، مارچوبه و فلفل دلمه ای گزینه های مناسبی برای بهبود عملکرد مغز هستند که البته هنوز به طور قطع اثرشان اثبات نشده است.
 
اجتناب از غذاهایی که عملکرد مغز را کم می کنند از دیگر مواردی است که بهتر است به آن توجه شود. در روز امتحان از خوردن غذاهای دارای آرد سفید مانند کلوچه، کیک و مافین ها پرهیز کنیدچراکه به زمان بیشتری برای هضم  و تبدیل به انرژی نیاز دارندهم چنین از غذاهای دارای دارای شکر تصفیه شده همچون شکلات ، دسر و آب نبات اجتناب کنید.
 
از خوردن گوشت در این روز دوری کنید چراکه به خاطر داشتن تریپتوفان احساس خواب آلودگی ایجاد می کنند.کربوهیدراتها به تنهایی قبل از امتحان باعث احساس آرامش می شود اما در حین امتحان کربوهیدرات ها باعث خواب آلودگی می شود.
 
نوشیدنی ها نیز عملکرد مغز را ارتقا می بخشند. نوشیدن آب کافی  قبل و در طی امتحان، نوشیدن چای بدون شکر در بهبود کارای مغز موثر است.کم آبی باعث کاهش تمرکز ، ضعف می شود.
 
راهکار بعدی مصرف غذای سبک است. خوردن غذای زیاد در وعده صبحانه یا ناهار باعث احساس سنگینی و کسلی می شود وبدن بیشترین انرژی را صرف هضم غذا می کند.
 
از خوردن غذاها و مکمل هایی که تا به حال مصرف نکرده اید ، قبل از امتحان اجتناب کنید چرا که شما نمی دانید بدنتان چه واکنشی به این نوع خوراکی ها نشان می دهد.
 
استفاده از مولتی ویتامین ها نیز توصیه می شود. بیشتر دانش آموزان از غذاهای سالم استفاده نمی کنندکه مولتی ویتامین ها در این مواقع موثر است. ویتامین B به تقویت عملکرد مغز کمک می کند . آهن، کلسیم و روی در  ارتقای توانایی بدن و کاهش استرس موثر است.
 
راهکار آخر در این زمینه ، داشتن خواب کافی است.بسیاری از دانش آموزان عادت دارند شب ها تا دیر وقت بیدار می مانند تا در امتحانات موفق باشند در صورتی که نتیجه عکس می گیرند به این خاطر که در زمان امتحان خسته هستند.
 
در شب قبل از امتحان شام بخورید ، لباس های  خود را برای فردا آماده کنید ، دوش بگیریدو ساعت خود را تنظیم کنید تا به موقع از خواب برخیزید.در روز امتحان شما بیشتر به انرژی ناشی ازخواب آرام نیاز دارید .  

تاریخ : پنج‌شنبه 04 خرداد 1396
بازدید : 183
نویسنده : sina95

 متأسفانه دیده شده است که بسیاری از رانندگان به خصوص آن‌‌هایی که در مسافت‌‌های دور به رانندگی می‌‌‌پردازند در زمان احساس خواب ‌آلودگی نه تنها خودرو را متوقف نکرده بلکه با اصرار بر ادامه رانندگی، کار بیشتری از مغز خسته خود کشیده و به این ترتیب احتمال وقوع تصادفات شدید را افزایش می‌‌‌دهند. 
 
تحقیقات نشان داده‌‌اند گوش دادن به موسیقی، پایین کشیدن شیشه، نوشیدن یا کارهایی از این دست اثرات بسیار ناپایدار و گذرایی بر هوشیار ماندن راننده داشته و از این رو می‌‌‌توان آن‌‌ها را بیهوده دانست. پس بهتر است رانندگان با انجام چنین کارهایی خود را فریب ندهند و به جای انجام این کارها حداقل 10 تا 15 دقیقه استراحت مختصری انجام دهند. 
 
وقتی مغز خسته است توان کافی برای کنترل همه کارهای فرد را ندارد. زمانی که راننده پشت فرمان می‌‌‌نشیند باید به امور مختلفی نظارت و کنترل داشته باشد که تمامی آن‌‌ها بر عهده مغز است. تحقیقات علمی فراوان نشان داده‌اند مهم‌ترین تأثیر خواب ‌آلودگی بر رانندگی افت عملکرد مغز در تصمیم ‌گیری‌‌ها است که این خود به بروز تصادفات مختلفی منجر می‌‌‌شود. نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که هیچ کس نمی‌تواند متوجه شودحالت خواب‌آلودگی راننده دقیقاً از چه زمانی آغاز می‌‌‌شود. از این رو این خود راننده است که باید با درک نخستین علائم خواب‌آلودگی خودرو را در مکان امنی متوقف نماید. 
  
رانندگی بعد از غذای سنگین ممنوع 
پزشکان در راهنمایی‌های خود در زمینه ارتقاء آگاهی آحاد جامعه، با اشاره به اینکه یکی از علت‌های تصادفات خواب‌آلودگی است، معتقدند: علت اصلی خواب‌آلودگی رانندگان به دلیل اقدام به رانندگی پس از خوردن غذا ی سنگین است.مشخص شده است که پس از خوردن غذا، خون به سمت سیستم گوارش رفته و کمتر به سمت مغز گردش می‌کند و این مسئله باعث خواب‌آلودگی می‌شود و باید رانندگان توجه کنند که حدود دو ساعت بعد از صرف غذا به رانندگی اقدام کنند. 
 
چه مواد غذایی راننده را خواب آلود می‌كند؟ 
این مواد غذائی ضمن انکه برای ایجاد خواب راحت مناسب هستند، می‌‌توانند در ایجاد خواب الودگی موثر باشند بنابراین توصیه می‌‌شود بعد از مصرف این مواد غذائی مبادرت به رانندگی نگردد. 
  
ماست 
اگر خواب کافی ندارید بهترین گزینه برای افزودن به رژیم غذایی ماست است. ماست حاوی مقداری کربوهیدرات و پروتئین است که در فراهم كردن تریپتوفان برای تولید سروتونین دخالت دارد. بنابر این با مصرف ماست و یا دوغ که فرآورده‌ی لبنی هستند نباید بلافاصله مبادرت به رانندگی نمود. 
شیر 
 
یک لیوان شیر گرم قبل خواب مکمل شام بوده و یک ماده منحصربه فرد محسوب می‌‌شود زیرا حاوی تریپتوفان کافی است که به خواب الودگی کمک می‌‌کند. 
موز 
 
موز نه تنها حاوی تریپتوفان است بلکه حاوی منیزیم، ملاتونین و سروتونین است که همگی در ایجاد خواب موثرند. همه این موادمغذی و مواد معدنی به آرامش عضلات بدن، آرامش شما و در نتیجه خواب خوب کمک می‌‌کنند. لذا با خوردن موز که شرایط خواب الودگی را ایجاد می‌کند باید بلافاصله از رانندگی اجتناب و یا رعایت احتیاط شدید را مد نظر قرار داد. 

سیب زمینی 
سیب زمینی علاوه بر داشتن تریپتوفان، حاوی کربوهیدرات است، بنابراین معمولا به كسانی كه مشکلات بی‌خوابی دارند. توصیه می‌شود مصرف چند عدد سیب‌زمینی می‌‌تواند بدون تاثیرات جانبی، ایجاد خواب‌آلودگی نماید.توصیه اکید به رانندگان این است که با مصرف سیب‌زمینی به مقدار زیاد، بلافاصله اقدام به رانندگی ننمایند. مرغ یا بوقلمون مرغ یا بوقلمون هم گزینه‌‌های خوبی برای ایجاد خواب هستند. این مواد غذائی منبع غنی تریپتوفان هستند. اگر مقداری مرغ یا بوقلمون (یا هر محصولات ماکیان دیگری) مصرف کنید به ایجاد خواب خود کمک کرده‌اید. پس بهتر است بعد از مصرف این دو ماده ی غذایی حداقل مدتی استراحت کرده و سپس مبادرت به رانندگی کنید. 

آرد جو دوسر 
آرد جو دوسر حاوی پروتئین و کربوهیدرات است و در نتیجه به تولید سروتونین که در خواب خوب موثر است کمک می‌‌کند. همچنین آرد جو دوسر حاوی فیبرهای رژیمی است که برای بدن موثر بوده و تولید وزن اضافه نمی‌کند. ولی مانند موارد پیشین توصیه می‌شود با احتیاط و به فاصله زمانی مناسبی اقدام به رانندگی کنید. 


تاریخ : پنج‌شنبه 04 خرداد 1396
بازدید : 158
نویسنده : sina95

 زیاده روی در مصرف نمک، شکر و چربی باعث تجمع آب در بدن شده و در نهایت جذب مرکبات ویتامین B و پروتئین را کاهش می دهد، لذا وعده های غذایی شور و چرب سبب ایجاد ورم شکم می شوند. باید توجه داشت که نگه داری ادرار بیماری های کلیوی، ریه و التهاب مفاصل را به همراه دارد. 
 
دیورتیک (diuretics) یک شبیه ساز دفع آب و سموم از طریق دستگاه تناسلی ادراری است. در واقع برخی غذاها مانند غذاهای حاوی پتاسیم و گیاهان حاوی آب به عنوان دیورتیک طبیعی عمل می کنند. 
 
دیورتیک طبیعی عبارت است از: 

-چای سبز در مقدار فراوان 
-2 قاشق چای خوری سرکه سیب وآب را مخلوط کرده و 2 یا 3 وعده در روز مصرف کنید. 
-چای قاصدک که منبع پتاسیم است. 
-خوراکی های حاوی آب فراوان چون هندوانه و خیار سرشار از سیلیکون و گوگرد بوده و عملکرد کلیه را افزایش می دهند. 
-مارچوبه که سرشار از آلکالوئید بوده و برای کلیه بسیار مناسب است. 
-سالاد متابولیسم بدن را افزایش داده و سموم بدن را از بین می برد. 
-گوجه فرنگی سرشار از ویتامین های A و C می باشد و حجم زیادی سم را از طریق کلیه دفع می کند. 
 
غذاهای غنی از پتاسیم: 
به کمک این مواد غذایی چون موز، گوجه فرنگی، ماست، توت فرنگی و زردآلو می توان آب بدن را دفع کرد، اما نکته قابل توجه این است که در صورت وجود مشکلات کلیوی، مصرف بیش از حد پتاسیم ضربان قلب را نامرتب کرده و ماهیچه ها را دچار درد می کند. 
 
گیاهان ادرار آور: 

این گیاهان چون انگور و چای Uvin خاصیت ضدعفونی کنندگی دارد. 
درخت عرعر و جعفری نیز عملکرد کلیه را افزایش می دهند و سموم را از بین می برد. 
 
نگه داشتن ادرار چه اثراتی دارد؟ 
مصرف نمک، چربی و شکر را کاهش دهید چرا که سدیم باعث ماندگاری آب در بافت های بدن می شوند. همچنین غذاهای کنسروی، فراوری شده و هات داگ نیز از این دست غذاها هستند. 
 
مراقب بدن خود باشید

 لازم است روزانه ورزش، پیاده روی و دیگر فعالیت های بدنی را به برنامه روزمره خود اضافه کنید. همچنین برای جبران ویتامین های حیاتی بدن سبزی و میوه را فراوان مصرف کنید. مصرف روزانه 8 لیوان آب را فراموش نکنید چرا که باعث می شود ارگانیسم هیدراته آب کمتری را در بدن نگه دارد.


تاریخ : پنج‌شنبه 04 خرداد 1396
بازدید : 196
نویسنده : sina95

 موز کاملا رسیده حاوی ماده‌ای به نام TNF می‌باشد که دارای قدرت مبارزه با سلول های غیر طبیعی را دارد.


گفتنی است، که یکی از نشانه‌های موز رسیده وجود لکه‌های سیاه در سراسر آن است موز یکی از میوه‌های معروف در ژاپن می باشد که هر چه میزان لکه‌های سیاه آن بیشتر باشد اثر بهسازی و ایمنی آن بالاتر است.

تحقیقات ژاپینی نشان می‌دهد که وجود ماده TNF در موز یک خاصیت ضد سرطانی محسوب می‌گردد و سیستم ایمنی را افزایش می‌دهد. محققان بر این باورند که مصرف موز یک راه بسیار عالی برای پیشگیری از ابتلا به بیماری های تهدید کننده و سرطان است.

نکته قابل توجه این است که قدرت TNF به میزان رسیدگی میوه بستگی دارد همچنین مواد مغذی موجود در میوه به میزان رسیدگی آن وابسته است. به طور مثال، سطح آنتی اکسیدان موز رسیده به تدریج در حال افزایش است.

حال در یک موز کاملا رسیده با میزان لکه سیاه پوست بالا، نشاسته آن یک قند ساده بوده که برای هضم نیز راحت‌تر است. دانشمندان ژاپنی تحقیقاتی را بر روی خواص چند میوه رسیده نظیر موز، انگور، سیب، هندوانه، آناناس،‌گلابی و خرمالو انجام دادند.

طبق این تحقیق تنها موز رسیده دارای بیشتری خواص بوده این میوه سلولهای سفید خون را تحریک کرده و تولید TNF را افزایش می‌دهد. لذا متخصصین به افراد توصیه می کنند تا روزانه 1 یا 2 عدد موز رسیده مصرف کنند تا به این طریق خود را در برابر آنفولانزا، سرماخوردگی و نظیر آن ایمن کنند.

موز رسیده با لکه‌های سیاه 8 برابر نوع سبز و تازه آن سالم‌تر بوده و حاوی مقدار قابل توجهی TNF می‌باشد.

توجه می‌شود این میوه را به طور رسیده در یخچال خود ذخیره کرده تا مواد مغذی آن از بین نرود.
 
گفتنی است که از مصرف نوع سیاه شده و پوست جدا شده این میوه اجتناب کنید. 

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران