عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : سه‌شنبه 07 مهر 1394
بازدید : 177
نویسنده : sina95

 عموماً دو گروه از اشخاص دچار بيماري ام.اس مي‌شوند:
الف - گروه نخست افرادي هستند فوق‌العاده حساس، زودرنج و عصبي و با كمترين ناملايمات از حالت عادي خارج شده و تعادل خود را از دست مي‌دهند. يكي از عمده‌ترين علت‌هاي اين بيماري، عصبي شدن افراد است كه مهم‌ترين دليل آن در واقع كمبود مواد غذايي يا مواد معدني و ويتامين‌ها در بدن و همچنين مواد زائد در سلول‌ها و بافت‌ها است. هرگاه شخص از نظر فيزيولوژي دچال اختلال شود، از نظر سيستم عصبي نيز دچار ناراحتي روحي و رواني خواهد شد و با كمترين برخوردي، عكس‌العمل نشان خواهد داد.‌وقتي كه تعادل املاح معدني در بدن به هم مي‌خورد، انسان با كمترين برخوردي عصبي مي‌شود و همچنين كار غدد درون‌ريز در بدن مختل مي‌شود. همين امر موجب مي‌شود كه ترشحات طبيعي معده مختل و اسيد معده به اندازه دوبرابر حد طبيعي شود.روزانه معده يك انسان بالغ حدود دو ليتر اسيد كلريدريك ترشح مي‌كند كه در هضم غذا نقش اصلي را ايفا مي‌كند. وقتي فردي عصبي مي‌شود، اين مقدار اسيد به دو برابر حجم واقعي و طبيعي خود مي‌رسد كه در واقع روزانه چهار ليتر اسيد معده كه فوق‌العاده قوي است، ترشح مي‌شود. اختلال در غدد درون‌ريز موجب مي‌شود كه سيستم داخلي بدن به هم ريزد و انسان از حالت تعادلي روحي و رواني خارج شود. پس مي‌توان نتيجه گرفت بهترين راهكار درماني كه در زمينه پيشگيري از بيماري ام.اس نيز براي اين گروه مؤثر خواهد بود، پرهيز از بروز تنش در مناسبات بين‌فردي و سعي در كنترل احساسات و عواطف شخصي است افراد زودرنج و حساس بايد تلاش كنند تا تفسير خود را از موقعيت‌هاي اجتماعي به‌گونه‌اي تغيير دهند تا كمترين فشار رواني بر آنان وارد شود.
‌ب - گروه دوم شامل افرادي است كه از نظر ژنتيكي داراي طبع سردي هستند و مدام از غذاهاي سرد (غذاهايي با ‌‌PH اسيدي) به حد وفور استفاده مي‌كنند و علاقه زيادي به خوردن ترشي، سركه، تمر هندي، ماست، قره‌قروت و امثال آن دارند. افرادي كه داراي چنين طبعي هستند، اگر در مورد غذاي مصرفي روزانه خود دقيق نباشند، بيشتر در معرض بيماري ام.اس قرار مي‌گيرند.‌عموماً در بيماران مبتلا به ام.اس، ‌‌PH خون گرايش به حالت اسيدي دارد و اگر اين حالت بر اثر نوع تغذيه تكرار شود، بيمار در معرض حملات مداوم قرار خواهد گرفت و حال بيمار به مرور رو به وخامت خواهد رفت. جالب توجه اينكه اين نوع بيماران علاقه وافري به مصرف غذاهاي داراي حالت اسيدوز نشان مي‌دهند، مانند: ماست، بستني، ترشي، تمر هندي، ماهي و امثال آن. اين‌گونه بيماران بايد از مصرف غذاهاي اسيدي دوري جويند تا بدين وسيله از پيشرفت بيماري جلوگيري به عمل آورند. براي پيشگيري از اين بيماري در ساير افراد نيز مي‌توان مصرف متعادل مواد غذايي به‌ويژه اجتناب از مواد غذايي اسيدي را توصيه كرد.


تاریخ : چهارشنبه 01 مهر 1394
بازدید : 178
نویسنده : sina95

 

نارسایی قلبی زمانی رخ می‌دهد که قلب قادر به پمپاژ خون و انتقال اکسیژن کافی به اندامهای دیگر بدن نیست. اگرچه این به معنای توقف کار قلب نیست، با این وجود وضعیت خطرناکی است.

طبق گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا (CDC) نارسایی قلبی بیش‌ از پنج میلیون نفر را در آمریکا تحت‌ تاثیر قرار داده که به طور تقریبی علت یکی از هر 9 مرگ در آمریکا است و هزینه‌ای در حدود 32 میلیارد دلار در‌سال بر کشور تحمیل می‌کند.
 
پژوهشگران در تحقیق خود به بررسی داده‌های مربوط به 84 هزار و 170 مرد در برنامه‌ یک گروه متنوع از‌ نظر نژادی پرداختند که این افراد در برنامه‌ تحقیق سلامت مردان کالیفرنیا شرکت‌ کرده بودند. شرکت‌کنندگان بین 45 و 69 ساله بوده و در زمان ورود در بررسی هیچ علائمی از نارسایی قلبی نداشتند. در پیگیری هشت سال بعد، به‌ طور متوسط در 3473 نفر از شرکت‌کنندگان نارسایی قلبی تشخیص داده شد.
 
برای ارزیابی میزان فعالیت جسمی، محققان از معادل متابولیک کار (‌MET‌s) (معیاری از مصرف انرژی بدن) استفاده کردند در حالی‌که زمان نشستن (بی‌حرکتی) برحسب ساعت اندازه‌گیری شد.
 
محققان با بررسی داده‌ها دریافتند که مستقل از زمان نشستن، مردان با کمترین میزان فعالیت بدنی در مقایسه با مردان با بالاترین سطح فعالیت بدنی با احتمال 52 درصد بیشتر به نارسایی قلبی دچار شدند.
 
محققان می‌گویند: صرف‌نظر از میزان ورزش، مردانی که به‌ مدت پنج ‌ساعت یا بیشتر در خارج از محل کار، نشسته (بی‌حرکت) بودند، 34‌ درصد بیشتر در‌معرض نارسایی قلبی قرار داشتند. همچنین مردانی که بیش‌ از پنج ‌ساعت در روز را خارج از محل کار، نشسته (بی‌حرکت) بودند و کمترین ورزش را انجام می‌دادند، در مقایسه با همتایان خود که کمتر‌ از دو ساعت در روز می‌نشستند و بیشترین ورزش را انجام می‌دادند، دو برابر بیشتر احتمال داشت که به نارسایی قلبی دچار شوند.
 
با توجه به اینکه محققان داده‌های مربوط به زنان را در نظر نگرفتند، نمی‌توان گفت که آیا این نتایج برای زنان نیز قابل تعمیم است. همچنین، همه‌ این مردان شرکت‌کننده در‌ یک برنامه‌ی سلامت جامع بودند، پس مشخص نیست که آیا این یافته‌ها برای افرادی غیر از آنها نیز قابل اعمال است.
 
محدودیت دیگر این تحقیق آن است که داده‌ها تنها زمان بی‌حرکت بودن خارج از محل کار را پوشش می‌دهد، بنابراین به‌ طور موکد نمی‌توان گفت که این تحقیق می‌تواند بر تمامی فعالیت های نشسته اعمال شود.
 
به گفته محققان، این یافته‌ها توصیه‌های انجمن قلب آمریکا را پشتیبانی می‌کند که برمبنای آن بزرگسالان باید حداقل 150 دقیقه در هفته به ورزش هوازی باشدت متوسط بپردازند تا خطر ابتلا به نارسایی قلبی و سایر بیماری‌های قلبی‌ و‌ عروقی کاهش یابد.

تاریخ : چهارشنبه 01 مهر 1394
بازدید : 171
نویسنده : sina95

 

 یکی از رایج ترین کمبودهای تغذیه ای، کمبود آهن است و زنان بیشتر از مردان در معرض کمبود آهن می باشند. هموگلوبین نوعی پروتئین است که کمک می کند تا گلبول های قرمز خون بتوانند اکسیژن را به سرتاسر بدن برسانند، از طرفی بدن برای ساختن هموگلوبین به آهن نیاز دارد؛ بنابراین بدون آهن کافی، تمام دستگاه های بدن دچار مشکل می شوند. برای افزایش سطح آهن مورد نیاز بدن باید از تغذیه خوب و مناسب برخوردار بود و از مکمل های مناسب استفاده کرد.
 
میزان شیوع کم خونی ناشی از فقر آهن در مردان جوان 2 درصد، و در زنان سفیدپوست 9-12 درصد و در زنان دورگه مکزیکی- آمریکایی و سیاه پوست 20درصد می باشد. 9 درصد از بیماران بالای 65 سال، که مبتلا به کم خونی ناشی از فقر آهن بودند و ارزیابی های صورت گرفته، متوجه شدند که دچار سرطان دستگاه گوارش هستند. توصیه می شود زنان باردار از نظر کم خونی ناشی از فقر آهن مورد بررسی های دوره ای قرار گیرند.
 
استفاده از مکمل های فقر آهن برای نوزادان 6-12 ماه توصیه می شود. یکی از اولین آزمایشات برای تشخیص کم خونی، اندازه گیری «فریتین» خون می باشد. کم خونی علل مختلفی دارد و برای بررسی آن نیاز به انجام آزمایشات متعدد می باشد؛ در برخی مواقع برای تشخیص قطعی کم خونی، نیاز به پیوستن مغز استخوان می باشد. کودکان، نوجوانان و  زنان در سنین باروری باید برای اطمینان از نداشتن کم خوبی ناشی از فقر آهن، آزمایش خون بدهند و میزان هموگلوبین خون آنها بررسی شود. میزان هموگلوبین خون آنها باید 10-20 گرم در لیتر باشد.
 
اگر میزان هموگلوبین خون کم بود ممکن است دچار عدم جذب آهن خوراکی، خونریزی مداوم و یا ضایعه و آسیب ناشناخته باشند. برای سایر افراد که سنین بالای 50 سال هستند، بررسی های آندوسکوپی و کولونوسکوپی توصیه می شود.

کم خونی ناشی از فقر آهن یکی از شایع ترین کمبودهای وابسته به تغذیه، در سرتاسر جهان می باشد. این کمبود می تواند سبب کاهش توان کاری در جوانان شده و برروی رشد ذهنی و حرکتی کودکان و نوجوان تاثیر منفی بگذارد. شواهد حاکی از آن است که کمبود آهن بدون کم خونی، می تواند بر قوه شناختی دختران نوجوان تاثیر بگذارد و همچنین در زنان بزرگسال سبب بروز خستگی شود. کم خونی ناشی از فقر آهن بر عملکرد قوه بینایی و شنوایی تاثیر منفی داشته باشد و همچنین ممکن است سرعت رشد قوه شناختی در کودکان را کند نماید.

اندازه گیری آهن خون
اندازه گیری سطح آهن خون از طریق انجام یک آزمایش ساده خون که به آن آزمایش سرم فریتین می گویند، انجام می شود. در این آزمایش میزان مولکول های آهن، میزان پروتئین موجود در سلول ها به نام فریتین که سبب ذخیره آهن می شود، اندازه گیری می گردد. اگر مقدار فریتین در خون، پایین باشد نشان دهنده پایین بودن سطح آهن خون نیز می باشد.
 
 اگر میزان فریتین خون مابین 20-80 باشد، حاکی از سلامت فرد است، اما اگر پایین تر از 20 باشد، فرد دچار فقر آهن است و اگر بیشتر از 80 باشد، آهن بدن وی بیش از اندازه است. میزان فریتین خون می تواند افزایش یابد و حتی بیش از 1000 برسد اما اگر میزان آهن بالای 80 باشد نشان دهنده وجود مشکل می باشد؛ در حالیکه اگر میزان آهن زیر 20 باشد واقعا نگران کننده بود و نشان دهنده کم خونی است. اگر میزان آهن بین 40-60 باشد نرمال و قابل قبول است. باید توجه داشت که میزان آهن خون نباید از حد معینی بالاتر رود زیرا می تواند سبب افزایش خطر ابتلا به بیماری های قلبی به ویژه در مردان شود.
 
مناسب ترین روش برای افزایش سطح آهن خون
یکی از روش های افزایش میزان آهن، گنجاندن مواد غذایی حاوی آهن در رژیم غذایی و یا استفاده از مکمل های آهن می باشد. بعضی اوقات ممکن است افراد به علل خاصی دچار عدم توانایی در جذب آهن باشند؛ در این صورت استفاده از مکمل ها ضروری تر به نظر می رسد. آهن موجود در مواد غذایی به دو شکل می باشد:آهن هم و آهن غیرهم، 10 تا 20 درصد از آهن هم مورد نیاز بدن از طریق تغذیه تامین می شود.
 
 گیاهان دارای آهن غیرهم می باشد اما مواد غذایی حیوانی هر دو نوع آهن (هم و غیرهم) را دارا هستند. از نظر تغذیه ای، دنبال کردن یک برنامه غذایی مغذی که حاوی محصولات حیوانی سالم و پاک (به ویژه حیوانات علفزار) و سبزیجات برگ پهن و سبز می باشد، نیاز به آهن تا حد زیادی تامین می شود. اگر فردی علی رغم پیروی از یک رژیم غذایی مغذی و حاوی آهن، دچار فقر آهن است باید به دنبال علل دیگری در بدن باشیم. مانند بیماری خودایمن که فرد را دچار فقر آهن کرده است. بسیار مهم است که اگر فردی تحت این شرایط دچار فقر آهن شده باشد باید فرد با استفاده از مکمل های خاص آهن برای یک دوره معینی درمان شود.

مکمل های آهن
مکمل های آهن معمولا به دو شکل وجود دارند، به شکل «فروس» و یا «فریک» از آهن هستند. آهن فروس بهترین شکل آهن برای جذب شدن در بدن می باشد و اکثر قرص های آهن حاوی آهن فروس هستند. مکمل های آهن فروس، معمولا به سه نوع یافت می شوند: فروس سولفات، فروس فیومارات، فروس گلوکانات، هر سه نوع قرص خوب هستند، برخی از ترکیبات مانند ویتامین C و بتائین سبب افزایش جذب آهن در بدن می شوند.

ویتامین C
ویتامین C که نوعی آنتی اکسیدان محسوب می شود از اکسیداسیون ترکیبات فروس در بدن جلوگیری می کند، فروس برای جذب آهن در بدن و همچنین ساخت هموگلوبین ضروری می باشد. بدون وجود ترکیبات آنتی اکسیدان در بدن، آهن موجود در بدن به مقدار زیاد اکسید شده و با تولید مواد زائد سمی سبب بروز بیماری های مزمن می شود.

نقش ویتامین C در جذب آهن
نیاز بدن به آهن، با میزان انرژی مورد نیاز بدن یکسان نیست، یعنی بدن برای هر واحد انرژی به آهن بیشتری نیاز دارد. میزان آهن دریافتی بدن از طریق مواد غذایی را می توان با افزایش مصرف غذاهای سرشار از آهن و همچنین مواد غذایی که به جذب آهن در بدن کمک می کنند مانند اسید اسکوربیک، گوشت و ماهی افزایش داد، همچنین با کاهش دادن مصرف مواد غذایی که در جذب آهن اختلال ایجاد می کنند، (مانند فیتات) می توان به افزایش میزان آهن موجود در بدن کمک کرد. نقش اسید اسکوربیک، در جذب آهن بسیار مهم می باشد زیرا سبب جلوگیری از تشکیل ترکیبات آهن غیرقابل جذب و غیرقابل حل شده و همچنین سبب می شود آهن سریع تر جذب غشاء سلولی شود.

بتائین- Betaine
بسیاری از افرادی که دچار کم خونی ناشی از فقر آهن هستند، تولید اسید هیدرو کلریک در معده آنها کم می باشد، علت این امر ابتلا به نوعی سندرم می باشد. از طرفی کم بودن اسید معده هم یکی دیگر از عوامل مهم در کمبود آهن بدن می باشد، مکمل هایی که دارای بتائین HOL می باشند، جذب آهن را افزایش می دهند.

تاریخ : چهارشنبه 01 مهر 1394
بازدید : 167
نویسنده : sina95

 

 کافئین یک محصول گیاهی و یکی از مهم‌ترین و پر استفاده‌ترین مواد محرک در سرتاسر جهان است. مصرف نوشیدنی حاوی کافئین در کشور آمریکا برای هر نفر ۲ فنجان در روز است اما می‌توان کافئین را در محصولاتی همچون شکلات، چایی، کاکائو، نوشابه‌های انرژی‌زا و سودا پیدا کرد. کافئین غالباً به عنوان یک مواد مغذی انرژی‌زا که باعث ارتقای سطح عملکرد ورزشکار می‌شود قلمداد شده است اما کافئین به خودی خود هیچ ارزش غذایی ندارد.

کافئین چگونه بر بدن تأثیر می‌گذارد؟
بعد از مصرف کافئین، حدود یک الی دو ساعت، از طریق معده جذب می‌شود و غلظت آن در جریان خون به اوج خواهد رسید. از آنجایی که تمامی ارگان‌ها و بافته‌ای بدن کافئین را جذب می‌کنند، بنابراین کافئین بر تمامی بدن اثر می‌گذارد. مقدار کافئینی که در جریان خون باقی می‌ماند به کبد منتقل شده و از طریق ادرار از بدن دفع می‌شود.
 
کافئین چگونه بر فعالیت استقامتی تأثیر می‌گذارد؟
در هنگام فعالیت، بدن از گلیکوژن- قند ذخیره در بدن- برای تولید انرژی استفاده می‌کند. اما زمانی که این منبع انرژی در پایان یک ورزش طولانی خالی می‌شود، شما احساس خستگی و تبلی می‌کنید. کافئین سرعت خالی شدن بدن از گلیکوژن را کند می‌کند. این عمل با تشویق بدن به استفاده از چربی ذخیره در بدن به عنوان منبع سوخت صورت می‌گیرد که باعث می‌شود ورزش برای مدت زمان بیشتری ادامه یابد.

به دلیل کاهش سریع منابع گلیوکوژن بخصوص در ورزش‌های استقامتی، ورزشکاران از مصرف کافئین فواید زیادی کسب می کنند. فعالیت‌هایی مثل دویدن، دوچرخه سواری و اسکی که بیشتر از یک ساعت طول می‌کشند و نیازمند حفظ اوج اجرای ورزشی در طول تمرین هستند، کافئین به ورزشکاران این اجازه را می‌دهد تا استقامت، دقت و سرعت خود را افزایش دهند. بر خلاف ورزش‌های استقامتی، کافئین هیچ اثر محسوسی بر فعالیت‌های قدرتی و توان مثل وزنه برداری نمی‌گذارد.

کافئین چگونه بر فعالیت‌های شناختی تأثیر می‌گذارد؟
به دلیل وارد شدن کافئین به تمامی بافت‌های بدن، سیستم عصبی و مغز هم تحت تأثیر مصرف کافئین قرار می‌گیرند. کافئین به عنوان یک محرک عمل کرده و شما را بیدار می‌کند به این معنی بعد از مصرف کافئین ورزشکار هوشیارتر بوده و سریع عکس العمل نشان می‌دهد.

مصرف کافئین قبل از فعالیت های ورزشی باعث کاهش ادراک درد می شود. در یک تحقیق افرادی که کافئین مصرف کرده بودند عصبانیت کمتری درطول تمرینات شدید کسب کردند. اگر احساس می‌کنید در طول تمرینات شدید عضله های شما دچار درد می‌شوند، مصرف کافئین قبل از شروع تمرین این احساس را فروکش می‌کند.

کافئین چگونه بر کم آبی بدن تأثیر می‌گذارد؟
برای حفظ اوج اجرای ورزشی بخصوص در فعالیت های طولانی مدت، حفظ آب بدن ضروری است. آب دمای بدن را تنظیم، مفاصل را روان و مواد مغذی در کل بدن را حمل می‌کند. آب بدن از طریق عرق ریزی در ورزش از بدن دفع می‌شود. هر چه فعالیت شدیدتر باشد دفع آب از بدن سریع‌تر و بیشتر اتفاق خواهد افتاد.

شاید شما هم شنیده باشید کافئین مدر می‌باشد و باعث دفع آب از بدن می‌شود. نتایج تحقیقات نشان می‌دهند این اثر کافئین در صورتی عملی خواهد شد که ورزشکار مقدار زیادی کافئین در هر روز، دوزی معادل ۵ تا ۷ فنجان در روز مصرف کند. کمتر از این مقدار بدن آب زیاد و قابل توجهی از دست نمی‌دهد.

آیا کافئین باعث چاقی و اضافه وزن می‌شود؟
یک فنجان قهوه تلخ حاوی ۲ کیلوکالری انرژی و فاقد چربی می‌باشد. پس قهوه نمی‌تواند انرژی لازم برای اضافه وزن را وارد بدن کند. بسیاری از افراد شیر، شکر،خامه و مواد طعم دهنده را به قهوه اضافه می‌کنند که باعث بالارفتن کالری ورودی به بدن می‌شود. بطور مثال یک قاشق خامه حدود ۵۰ کیلوکالری و شیر حدود ۵ کیلوکالری به قهوه اضافه می‌کند. قهوه های شیرین حدود ۱۰۰ کیلوکالری انرژی به بدن وارد می‌کنند. بنابراین اگر قصد کاهش یا ثبات وزن دارید بهتر است قهوه را بدون افزودنی مصرف کنید.

آیا کافئین اثرات جانبی دیگری دارد؟
بسیاری از تحقیقاتی که در مورد کافئین انجام شده اند، مصرف ۳ الی ۴ فنجان قهوه در روز را پیشنهاد کرده اند. قهوه را باید متعادل مصرف کرد. افرادی که حداقل ۴ فنجان قهوه تلخ در روز مصرف می‌کنند، اثراتی همچون عصبانیت و وحشت، درد معده و تپش قلب را تجربه کرده اند.

یکی از اثرات غیر قابل انکار کافئین، تأثیر آن بر روی خواب است. تحقیقات نشان داده اند کافئین بر روی خواب افراد سالم تأثیر منفی نمی‌گذارد اما اگر مشکل خواب دارید از مصرف کافئین خودداری کنید. مصرف کافئین در افراد مسن، کودکان و نوجوانان، بانوان باردار، افراد دارای فشار خون بالا، افراد عصبی و دارای بیماری قلبی باید قطع شود.

برای اولین بار تحقیقات در مورد مصرف کافئین در ورزش‌های استقامتی در سال ۱۹۷۸ انجام گرفت. تأثیر تزریق ۳۰۰ میلی گرم کافئین یک ساعت قبل از خستگی در ورزش دوچرخه سواری با ۸۰ درصد حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max) بررسی شد و عملکرد دوچرخه سواران بعد از تزریق کافئین از ۷۵ دقیقه به ۹۶ دقیقه ارتقاع یافت.

نتیجه یک تحقیق دیگر اثبات کرد، مصرف ۲۵۰ میلی گرم کافئین باعث افزایش عملکرد ورزشکار تا حدود ۲۰ درصد در ورزش های استقامتی می‌شود. در یک تحقیق دیگر مححقان به این نتیجه رسیدند مصرف ۵ میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن باعث ذخیره گلیکوژن عضلات و استفاده از تری گلیسرید به عنوان منبع سوخت می‌شود. در نهایت مصرف کافئین در ورزش های استقامتی باعث افزایش غلظت اسیدهای چرب آزاد خون و کاهش نسبت تولید دی اکسید کربن به اکسیژن می‌شود که خود نشان دهنده استفاده از چربی به عنوان سوخت عضلات و ارتقای سطح عملکرد ورزشکار می‌شود.

ورزش‌های استقامتی شدید
تحقیقاتی که اخیراً انجام شده اند اثبات کرده اند مصرف ۶ میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در مسابقات رقابتی که تا حدود ۲۰ دقیقه به طول می‌انجامند و نیازمند اجرای ورزشی بالاتر از ۹۰ درصد VO2max ورزشکار می‌باشند، باعث افزایش عملکرد ورزشکار می‌شود. در شناگران رقابتی که ۱۵۰۰ متر شنا کردند، مصرف کافئین باعث کاهش زمان رقابت از ۲۱:۲۲ به ۲۰:۵۹ دقیقه شد و محقق اعلام کرد سطح پایین غلظت پتاسیم قبل از فعالیت، سطح بالای غلظت گلوکز بعد از فعالیت و تعادل الکترولیت از اثرات مصرف کافئین می‌باشد.
 
ورزش‌های شدید کوتاه مدت
نتایج تحقیقات در مورد مصرف کافئین در ورزش های شدید کوتاه مدت ضد و نقیض است. برخی تحقیقات اثر مثبت معنی دار و برخی دیگر اثرات کم یا هیچ کافئین در این ورزش ها را گزارش کرده اند. در تحقیقی که Collomp و همکارانش انجام دادند مصرف ۲۵۰ میلی گرم کافئین باعث افزایش کم در زمان دوچرخه سواری با شدت ۱۰۰ درصد VO2max شد.

Wiles به این نتیجه رسید مصرف کافئین باعث اجرای عملکرد ورزشکاران در تمرین ۱۵۰۰ متر با تردمیل می‌شود. در نهایت، مکانیزم کامل تأثیر مصرف کافئین بر تمرینات شدید کوتاه مدت هنوز به طور کامل شناخته نشده است اما ممکن است باعث بهتر مهیا شدن انرژی، اثر مستقیم بر حمل یون ها در عضلات، تأثیر بر سیستم عصبی مرکزی و عملکرد بهتر ورزشکار شود.

ورزش‌های سرعتی
تحقیقات متعددی در مورد تأثیر کافئین بر فعالیت‌های شدید سرعتی که نیازمند حداکثر تلاش ورزشکار با شدت ۱۰۰ درصد VO2max و کمتر از ۹۰ ثانیه است، انجام شده اند که نتایج اکثر آن‌ها نشان می‌دهند، مصرف کافئین هیچ گونه تأثیر مثبت یا کمترین تأثیر را بر اجرای ورزشکار می‌گذارند. بنابراین در حال حاضر نمی‌توان نتیجه گرفت مصرف کافئین تأثیر مثبت یا منفی بر عملکرد ورزشکار در رقابت های سرعتی می‌گذارد. در این زمینه تحقیقات بیشتری باید انجام شود.

تاریخ : شنبه 28 شهریور 1394
بازدید : 414
نویسنده : sina95

 

19

باهوش بودن افراد فاکتور های مختلفی دارد ، یکی از مهم ترین این فاکتور های ضریب هوشی مسئله ی وراثت و خزانه ی زنتیکی کشور هاست. اینکه بگوییم کدام کشور از لحاظ هوش از بقیه بالاتر است ، کار بسیار سختی می باشد.

 

 

همه ژاپنی ها را به عنوان باهوش ترین ملت دنیا می شناسند، ملتی با میانگین بهره هوشی ۱۱۵. اما باهوش ترین آدم دنیا چه کسی است؟ راستش، در بحث آی کیو اختلاف نظر از همین جا شروع می شود. عده ای می گویند مارلین واس ساوانت، بانوی روزنامه نگار آمریکایی که در ۱۰ سالگی بهره هوشی اش ۲۲۸ بوده (معادل بهره هوشی ۱۸۵ برای یک بزرگ سال) باهو ش ترین آدم دنیا بوده است. اما بیشتر دانشمندان بر این باورند که بابی فیشر، قهرمان شطرنج جهان، این عدد را رد کرده و به بهره هوشی ۱۸۷ رسیده است. البته حرف و حدیث های دیگری هم در میان است. مثلا بعضی از روان شناسان می گویند که ویلیام جیمز سیدیس، نابغه روسی الاصل آمریکایی، حداکثر بهره هوشی ممکن را پشت سر گذاشته است. می گویند او مطالب درسی کلاس های اول تا سوم دبستان را فقط در یک صبح تا ظهر خوانده و امتحان داده و ۱۱ سال بیشتر نداشته که در آزمون ورودی دانشگاه هاروارد پذیرفته شده است! بعضی ها هم شبیه همین حرف ها را در مورد امانوئل سودنبرگ، فیلسوف سوئدی قرن هجدهم، می زنند. می گویند او آن قدر باهوش بوده که بالاخره کارش به جنون کشیده است. دانشمندانی هم هستند که برای لئوناردو داوینچی، بهره هوشی ۲۲۰ را تخمین زده اند که البته این عدد خیلی اغراق آمیز به نظر می رسد.

ماشاالله به این سه ماهی ها

محققان دانشگاه استنفورد آمریکا در سال ۱۹۲۶ دست به تحقیق جالبی زدند تا بفهمند که کدام ماه های سال، نابغه پرورتر است! مطالعات آماری این محققان نشان داد که نابغه های جهان، عمدتا در ماه های مارس (۱۰ اسفند تا ۱۱ فروردین) و آوریل (۱۱ فروردین تا ۱۰ اردیبهشت) به دنیا آمده اند و (درست در نقطه مقابل این دو ماه) کمتر نابغه ای را می شود پیدا کرد که در ماه های اوت (۱۰ مرداد تا ۹ شهریور) و سپتامبر (۱۰ شهریور تا ۸ مهر) به دنیا آمده باشند. محققان دانشگاه استنفورد، طی همین تحقیق سعی کردند تا بهره هوشی افراد مشهوری را که بین سال های ۱۴۵۰ تا ۱۸۵۰ میلادی می زیسته اند، به روش های آکادمیک تخمین بزنند. این تحقیق هم به نتایجی جالبی منجر شد و هنوز هم هستند محققانی که سعی می کنند بهره هوشی مشاهیری را که از دنیا رفته اند، تخمین بزنند. البته هرچه باشد تخمین، تخمین است و نمی شود با قطعیت درباره اش صحبت کرد.

محاسبه بهره هوشی

سر فرانسیس گالتون دانشمند انگلیسی، یکی از نخستین کسانی بود که سعی کرد توانایی های ذهنی افراد را اندازه بگیرد و با هم مقایسه کند. او از مطالعاتش نتیجه گرفت که هوش آدم ها جنبه توارث دارد. بعدها آلفرد بینه و تئودور سیمون به سفارش آموزش و پرورش فرانسه، آزمون ویژه ای را برای دانش آموزان فرانسوی طراحی کردند. این آزمون، معلوم می کرد کدام یک از دانش آموزان می توانند بی هیچ مشکلی در مدارس معمولی تحصیل کنند و کدام دانش آموزان نیاز به تحصیل در مدارس استثنایی را دارند. همین آزمون بعد از مدتی به زبان انگلیسی ترجمه شد و در آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. لوییس ترمن، روان شناس سرشناس آمریکایی، تغییرات مختصری را در این آزمون وارد کرد تا برای بزرگسالان هم قابل استفاده شود. عبارت IQ (intelligence quotient) یا بهره هوشی نیز ابتکار او است. تا قبل از او، نتیجه تست هوش صرفا به یک شکل ساده (تعیین سن عقلی) بیان می شد، اما او بهره هوشی را از فرمول سن عقلی تقسیم بر سن واقعی ضرب در صد محاسبه کرد. یعنی اگر کودکی، هشت سال سن داشته باشد و تست هوش را با مهارت یک کودک ۱۲ ساله حل کند، بهره هوشی اش می شود ۱۵۰.

۱۵۰ = ۱۰۰ (۸ ۱۲)

و به همین ترتیب، بهره هوشی کودک ۱۲ساله ای که سوالات آزمون هوش را در سطح یک کودک ۸ ساله پاسخ بدهد، می شود ۶۶.

۶۶ = ۱۰۰ (۱۲ ۸)

این فرمول اگرچه برای مقایسه هوش کودکان مناسب است، اما برای بزرگسالان کارایی چندانی ندارد. چراکه هوش افراد در بزرگسالی ثابت باقی می ماند و دیگر کم و زیاد نمی شود. فکرش را بکنید که با استفاده از این فرمول، اگر یک فرد ۳۰ ساله، سوالات آزمون هوش را در سطح یک جوان ۲۰ ساله پاسخ بدهد، بهره هوشی اش می شود ۶۶ و به همین خاطر است که امروزه دیگر از فرمول آی کیو استفاده نمی شود. هرچند که هنوز هم به اشتباه و بر حسب عادت، نتیجه تست های هوش را با همین عنوان که آی کیو فلانی، فلان قدر است بیان می کنیم. امروزه نمره ای که شخص در آزمون استاندارد هوش کسب می کند، با دیگر همسالانش مقایسه می گردد و به طور قراردادی عدد ۱۰۰ به عنوان میانگین در نظر گرفته می شود.

هوش و سازگاری با محیط

ارایه یک تعریف جامع و مانع حتی برای ساده ترین مفاهیم هم کار چندان ساده ای نیست. «هوش» یکی از همان مفاهیم ساده ای است که هیچ تعریف واحدی که مورد قبول همگان باشد، برایش ارایه نشده است. در سال ۱۹۲۱، یک مجله معتبر آمریکایی از ۱۴ روان شناس و استاد دانشگاه درخواست کرد تا هوش را تعریف کنند. پاسخ هایی که به دفتر مجله رسید، ۱۴ پاسخ کاملا متفاوت بود؛ اما در بیشتر آن ها بر «توانایی آموختن از تجربیات و توانایی سازگاری با محیط» به عنوان یکی از شاخص های هوش تاکید شده بود. مجله دیگری نیز همان کار را در سال ۱۹۸۶ تکرار کرد و از ۲۵ کارشناس تقاضا کرد تا تعریف خودشان را از «هوش» ارایه کنند. باز هم، تعریف ها بسیار متفاوت از آب درآمد:

سازگاری با مشکلات و مسایل جدید در زندگی، توانایی تفکر انتزاعی، سازگاری با محیط، ظرفیت کسب اطلاعات جدید و آمیختن آن ها با اطلاعات قبلی، توانایی عمومی برخورداری از استقلال و خلاقیت فکری، توانایی به دست آوردن توانایی، درک روابط موجود بین پدیده های مختلف، توانایی قضاوت کردن، فهمیدن و استدلال کردن، استنتاج روابط، توانایی شناختی عمومی و ذاتی و . . .

اماعامه مردم تصویر و تصور متفاوتی از هوش دارند : عقل سلیم، زرنگی، توانایی حل مشکل، سر و زبان خوبی داشتن ، علاقه به یادگیری و …. به علاوه، خیلی از مردم توانایی های اجتماعی شان را هم به پای هوش می گذارند.اگرچه خیلی از کارشناسان، هوش را به صورت «آن چه با تست هوش مورد ارزیابی قرار می گیرد» تعریف می کنند، اما خیلی ها با این تعریف موافق نیستند و معتقدند که هوش، مجموعه ای از توانایی ها است که در فرهنگ شخص مورد نظر، توانایی محسوب می شود. اگر این تعریف را قبول کنیم، آن وقت تعریف هوش از فرهنگی به فرهنگ دیگر، متفاوت خواهد شد. مثلا در آمریکای شمالی، مهارت های گفتاری و ریاضی را به هوش ربط می دهند، اما در جزایر جنوب اقیانوس آرام، قدرت جهت یابی و مهارت های دریانوردی را به پای هوش می گذارند. بدین ترتیب، این افراد معتقدند که با یک تست هوش واحد نمی توان هوش نسبی افراد را در فرهنگ های مختلف، تعیین کرد و مورد مقایسه قرار داد.در سال های اخیر، این بحث زیاد مطرح شده که تست های استاندارد هوش، تنها بخشی از توانایی های انسان را مورد اندازه گیری قرار می دهند بنابراین فقط ابعاد خاصی از هوش را می سنجند.

بهره هوشی و انحراف معیار

آی کیو یا بهره هوشی، اوایل برای شناسایی افراد کم هوش و به خصوص دانش آموزان کندذهن به کار می رفت تا بشود آن ها را در گروه هایی که نیازبه آموزش های ویژه دارند، قرار داد. تست های آی کیوی امروزی فقط مختص کودکان نیست وشامل بزرگسالان هم می شود. در تست های جدید سعی بر این است که قدرت بالقوه مغز بدون در نظر گرفتن فرهنگ و دیگر عوامل محیطی، اندازه گیری شود.

اما برای تفسیر آی کیو، باید معنای اصطلاح آماری «انحراف معیار» را درک کرد. انحراف معیار، یک جور میانگین گرفتن از یک میانگین است که به آدم اجازه می دهد اطلاعات به دست آمده را تفسیر کند. وقتی می گوییم توزیع نرمال داده ها، یعنی اکثر نمونه هایمان در یک مجموعه نزدیک به اندازه میانگین است، در حالی که چند نمونه افراطی نیز داریم که خیلی از میانگین بالاتر یا پایین تر هستند.

فرض کنید که داریم مطلبی در مورد تغذیه می نویسیم و باید کالری مصرفی روزانه افراد را مورد نظر قرار بدهیم. مانند بسیاری دیگر از داده ها، اعداد مربوط به کالری دریافتی نمونه های تحت مطالعه نیز توزیع نرمال خواهند داشت. یعنی کالری دریافتی اکثر آدم ها نزدیک به هم و نزدیک به میانگین است و افراد اندکی، بسیار بیشتر یا کمتر از میانگین به دست آمده، کالری دریافت می کنند. خب، منطقی هم به نظر می رسد؛ چرا که آدم های کمی هستند که با تکه ای نان یا یکی دو قاشق برنج در روز، شکمشان را سیر می کنند یا برعکس، مثلا هشت وعده در روز غذا می خورند. بیشتر آدم ها در بین این دو گروه قرار می گیرند.

انحراف معیار، یک شاخص آماری است که به ما نشان می دهد نمونه های مختلف مورد مطالعه با چه تراکمی در مجاورت میانگین قرار دارند. وقتی نمونه ها خیلی خیلی به هم نزدیک باشند، می گوییم انحراف معیار کم است. وقتی نمونه ها از هم خیلی فاصله داشته باشند، می گوییم انحراف معیار نسبتا زیاد است.مثلا اگر داریم نتایج امتحانات پایان ترم مدارس مختلف را با هم مقایسه می کنیم، انحراف معیار مشخص می کند که پراکندگی آماری برای هر مدرسه چقدر خواهد بود.

فرض کنید بگوییم میانگین نمرات دانش آموزان مدرسه الف از مدرسه ب بیشتر است. وقتی آدم این را می شنود اولین استنباطی که می کند این است که بچه های مدرسه الف عموما باهوش ترند. اما انحراف معیار بالاتر در یکی از این دو مدرسه، به شما می گوید که تعداد دانش آموزانی که نمرات خیلی بالا یا خیلی پایین گرفته اند بیشتر از دیگری است. با پرسیدن چند پرسش آماری دیگر ممکن است این طور نتیجه بگیرید که میانگین مدرسه الف مخدوش است، زیرا تمام دانش آموزان بااستعداد منطقه در این مدرسه ثبت نام کرده اند. یا این که نمرات مدرسه ب دچار نقصان شده، زیرا تمام دانش آموزان یک مدرسه استثنایی به تازگی در آن ثبت نام کرده اند. بدین ترتیب انحراف معیار به ما کمک می کند تا از زاویه درست تری، اطلاعات به دست آمده را مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهیم. برای همین است که تاکید می شود هنگام تفسیر نتایج آزمون های هوش، باید حتما انحراف معیار آزمون را مورد توجه قرار داد.


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 341
نویسنده : sina95

 

منظور از کبد چرب، رسوب چربی (عمدتاً از چربی‌های خنثی مثل تری‌ گلسیرید در سلول های کبدی است) که پیدایش آن در افراد چاق ، کم تحرک ، مبتلایان بـه دیابت، چربی خـون بـالا شخصیت‌های اضطرابی(افراد پراسترس ) و مصرف کنندگان طولانی مدت غذاهای دارای مواد نگه‌دارنده همچون فست فـودها و نوشابه‌های گازدار بیشتر دیـده می‌شود، تجمع چربی در کبد می‌تواند به مرور زمان ایجاد التهاب و تشکیل باندهای فیبروز نماید، در صورت عدم درمان و بهبودی، کبد چرب می‌تواند به سمت نارسائی کبد و سیروزکبدی(تشکیل بافت فیبروز درکبد) پیشروی نماید.
 
 انواع کبد چرب ( کبد چرب الکلی و کبد چرب غیره الکلی )
 
1-چنانچه عامل اصلی به وجود آورنده این بیماری مصرف الکل باشد به آن بیماری کبد چرب الکلی (alcoholic fatiy liver)گویند.
 
2- و در صورتی که بدون مصرف الکل بوجود آمده باشد به آن بیماری کبد چرب غیره الکلیNon alcoholic fatiy) liver)می‌گویند.
 
همانطور که چربی در کبد رسوب می‌کند می‌تواند در جداره عروق دیگر بدن از جمله عروق قلبی، مغزی و کلیوی هم رسوب کند و باعث آسیب به این اعضاء شود.
 
علائم بیماری کبد چرب :
 
در بیشتر موارد این عارضه بدون علامت است و پزشک در بررسی آزمایشگاهی یا سونوگرافی یا سی-تی ‌اسکن  بطور اتفاقی آن کشف می‌کند. فرد به ندرت از ضعف و بیحالی، خستگی دائمی و احساس فشار و درد مبهم در ناحیه فوقانی و راست شکم شاکی است. بخصوص این علائم در مواردی که کبد چرب سریع ایجاد شده باشد بیشتر بروز می‌کند.
 
اقدامات تشخیص:
اگر چه در خیلی از موارد علائم قابل توجهی در این بیماری وجود ندارد، با مشاهده بالا بودن آنزیم‌های کبدی(ALT) (SGPT) یا گاما گلو تأمین ترانس پیتیداز((GGT))و نیز تصاویر سونوگرافی تشخیص این بیماری ثابت می‌گردد.
 
اختلالات آزمایشی در کبد چرب معمولاً ضعیف است و در اکثر موارد افزایش خفیفی درآمینـو ترانسفـرازهای سـرمـی(AST))((ALT)یـا گاما گولو تأمین ترانسـی پیپتدار(GGT) دیده می‌شود.
 
آمینوترانسفرازهای سرمی(AST)(ALT))معیارهای جهت ارزیابی آسیب سلول‌های کبدی به شمار می‌روند و به علت آنکه میزان آنزیم(ALT))به بالاترین مقدار در کبد وجود دارد اختصاصی‌ترین آزمایش دال بر ضایعه کبدی است.
 
در کبد چرب الکلی به طور اختصاصی میزان افزایش آنزیم(AST)بیش از آنزیم(ALT) است ولی در کبـد چـرب غیـره الکلی میزان افزایش(ALT)  بیش از(AST) است.
 
انفیلتراسیون چربی در کبد با سونوگرافی یا سی‌تی‌اسکن تشخیص داده می‌شود. در سونوگرافی میزان اکو پارانشیم کبد افزایش می‌یابد، میزان حساسیت سونوگرافی حـدود (70) درصد است.
 
لازم به ذکراست طبق تحقیقات انجام شده در 20 درصد افراد مبتلا به کبد چرب آنزیم های کبد ، نرمال بوده، که این امر انجام سونوگرافی از کبد را در مورد مشکوک توصیه می‌نماید.

شیوع بیماری:

کبد چرب با افزایش سن سیرصعودی می‌یابد، شیوع این بیماری در آقایان دو برابر خانم‌ها است که با افزایش سن میزان شیوع در خانم ها به آقایان نزدیک می‌شود ، به ویژه پس از یائسگی ؛ بیماری کبد چرب در خانم ها سیرفزاینده‌ای دارد.
 
در بررسی‌های انجام شده روی بیش از 120 بیمار مبتلا به بیماری کبد چرب غیر الکلی مهمترین عوامل بروز این بیماری به ترتیب عبارتنداز:
 
1-عادات بد غذائی (مصرف غذاهای دارای مواد نگهدارنده و عدم رعایت موازین بهداشتی در غذا خوردن )
 
2- استرس (اضطراب یا افسردگی )
 
3-عدم تحرک کافی(نداشتن فعالیت بدنی مناسب همانند ورزش روزانه )
 
سیر بیماری:

 از آنجایی که این بیماری سیرپیش رونده دارد می‌تواند در مراحله اولیه بدون علامت باشد که با پیشرفت بیماری و درگیری بیشتر کبد تأثیرات منفی برعملکرد کبد بصورت احساس ضعف خستگی و کاهش وزن بروز می‌کند. در 30 درصد موارد افراد مبتلا به کبد چرب  دچار التهاب دربافت کبد(NASH)
(NON ALCOHOLIC Steatohepatits)می‌شوند که 15درصد از این افراد دچار سیروز کبدی(sirros) شده و منجر به از کار افتادن کبد می‌شود.
 
نکته: اگر کبد چرب همراه با افزایش آهن سرم، سن بالای 45، چاقی ، دیابت، فشارخون باشد نشانه شدت بیماری است.
 
افرادی که دارای کبد چرب هستند ممکن است ۱۰ سال قبل از بروز این بیماری دچار عـوارض قلبی عروقی و کلیـوی آن شوند. درصد ابتلا به سکته‌‌های قلبی و مغزی و بیماری‌‌های همچون دیابت قندی، هیپرلیپیدمی(افزایش چربی خون) و... دراین گروه از افراد بیشتر است. 
 
همانطور که چربی در کبد رسوب می‌کند می‌تواند در جداره عروق دیگر بدن از جمله عروق قلبی، مغزی، و کلیوی رسوب کرده و باعث آسیب به این عضو شود. 
 
کبد چرب و بیماری‌های همراه آن: 

الکل و کبد چرب: 
 کبد جرب به طور شایع به دنبال مصرف مقادیر اندک یا زیاد الکل حتی برای مدت زمان کوتاهی دیده می‌شود، انفیلتراسیون (تجمع)) شدید چربی می‌تواند با خستگی، ضعف، بی‌اشتهایی، تهوع، احساس ناخوشی در شکم و هپاتومگالی دردناک همراه باشد. اولین قدم در درمان کبد چرب الکلی حذف کامل مصرف مشروبات الکلی می‌باشد.
 
چاقی و کبد چرب: 
 
کبد چرب در افراد چاق شایع است و به شدت با چاقی ارتباط دارد، بویژه چاقی شکمی نقش مهمی در افزایش خطر ابتلا به کبد چرب دارد. دیابت قندی، هیپرتری گلیسیریدمی (افزایشTGخون) در افراد چاق شایع است. 

دیابت و کبد چرب: 
کبد چرب در نیمی از مبتلایان به دیابت قندی نوع دو دیده می‌شود ممکن است  یکی از علل آن افزایش اسیدهای چرب با منشاء غذائی و متابولیسم کربو هیدرات‌ها و تبدیل آن به اسیدهای چرب باشد. 

نکتـه: 
بیماری استئاتوهپاتیت غیره الکلی (NASH)(تجمع چربی و سلول‌های التهابی در سلول‌های کبد) که نشان دهنده پیشرفت بیماری کبد چرب به سمت سیروز و نارسایی کبدی است؛ بطور شایع با چاقی دیابت قندی و هیپرلیپیدمی همراه است، این مراحله از بیماری در خانم‌ها شایع‌تر و اغلب بدون علامت است

دارو‌ها و کبد: 
 
 آمیودارون، نیفیدیپین، دیلتیازوم، کلوروکین، ترکیبات کورتیکو استروئیدی، تتراساکلین داروهای هستند که مصرف آن می‌توان با ایجاد کبد چرب همراه شود. 
 
راه‌های پیشگیری: 
 برای جلوگیری از بروز بیماری کبد چرب نکات زیر را فراموش نکنید: 
 
۱-رژیم غذائی سـالـم مثـل میوه ‌ها، سبزی‌های خام، غلات سبوس‌دار و چربی‌های مفید (روغن زیتون، کنجد) برای خود انتخاب کنید. 
 
۲-انجام ورزش و فعالیت بدنی منظم (چاقی بویژه چاقی شکمی نقش مهمی در افزایش خطر ابتلاء به کبد چرب دارد) از جمله پیاده روی به میزان حداقل ۳۰ الـی ۶۰ دقیقه در روز توصیه می‌شود. 
 
۳-از مصرف الکل جداً پرهیز نمائید. 
 
۴-ازمنابع غذای دارای پتاسیم بیشتر استفاده کنید مثل موز، کشمش، آلو، بادام، انواع سبزی‌ها

مواد غذایی مفید برای کبد: 

الف –مواد غذایی که فرآیند سم ‌زدایی و تصفیه کبد را افزایش می‌دهند. 
 
ب –مواد غذایی غنی از آنتی اکسیدان که طی فرآیند سم ‌زدایی از کبد محافظت می‌کنند. (در فرآیند سم‌زادیی یا تصفیه کبد تعـداد زیادی رادیکال آزاد تولید می‌شود که برای کبد مضر هستند، آنتی اکسیدان‌‌ها از کبد در برابر رادیکال‌های آزاد محافظت می‌نمایند). 
 
۱-سیر و پیاز خام: حاوی آنتی اکسیدان است و برای سم ‌زادیی بهتر کبد لازم است، همچنین به کبد کمک می‌کند تا بدن را از آلودگی جیوه و بعضی مواد افزودنی موجود در غذا‌ها و هورمون استروژن پاک کند. 
 
۲-کلم (انواع کلم): کلم دارای خاصیت سم ‌زدایی قـوی برای کبد است. 
 
۳-لیموترش: آب لیموترش همراه آب و لرم صبح ناشتا سم ‌زدایی کبد را افزایش می‌دهد. 
 
۴-سیب: دفع فلزات سنگین از بدن را افزایش می‌دهد. 
 
۵-میوه‌‌های غنی از آنتی اکسیدان: آلو، پرتقال، کشمش، طالبی، سیب با پوست، شاتوت، گریب فوروت، زرشک. انار، خرما
 
مواد غذایی که بهتراست کمتر مصرف شود: 
چای، قهوه، نان‌‌های بدون سبوس(نان‌‌های ماشینی، فانتزی و نان لواش)) سرخ کردنی‌‌ها، غذاهای چرب و پرکالری، تنقلات شور، غذاهای دارای مواد نگه‌دارنده، گوشت قرمز، 
 
کبد چرب با طب اسلامی قابل درمان است: 
درمـان: (با تلاش گروهی از پزشکان در مراکز طب اسلامی تعداد زیادی از بیماران مبتلا به کبـد چـرب تحت درمـان قرار گرفته و بهبود یافته‌اند؛ در صورت مبتلا بودن به بیماری کبـد چـرب می‌توانید از طریق طب اسلامی سلامتی خودتان را باز یابید...)
 

تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 207
نویسنده : sina95

 Matt Weinberger خبرنگاری با سابقه است که چند ماهی می شود کار خود را در Business Insider آغاز کرده. وی به شبکه اجتماعی فیسبوک و توئیتر علاقه زیادی داشته اما طی آزمایشی، خود را به چالشی دعوت می کند که برای مدتی، از فیسبوک استفاده نکرده و از آن کناره گیرد. آنچه در ادامه می خوانید، از زبان آقای Weinberger خواهد بود.

در زمستان گذشته، تصمیم گرفتم چند ماهی از فیسبوک استفاده نکنم. در فیسبوک نبودن این روزها سخت است اما اگر بتوانید مدتی دوام بیاورید، سپس چشمتان بر روی برخی حقایق روشن خواهد شد و می بینید که شبکه های اجتماعی، چگونه ذهن شما را درگیر خود کرده و با آن بازی می کنند.

پیشتر از فیسبوک واقعا خوشم می آمد، به آنجا می رفتم تا جک بگویم و بشنوم، لینک های جذاب را یافته و یا آنها را با دوستانم به اشتراک گذارم. در مجموع نیز احساس صمیمیت بسیار بیشتری با آشنایان خود در فیسبوک داشتم تا توئیتر.

چرا نمی توانیم از فیسبوک کناره گرفته و آن را ترک نماییم؟


مدتی به همین منوال گذشت و من نیز اوقات خوشی را سپری می کردم، اما یک مورد همواره باعث رنجشم می شد، در پست هایی که بر روی صفحه شخصی خود قرار می دادم، همواره نظراتی قرار می گرفت و در نهایت نیز بحث در میان دوستان و آشنایانم به بیراهه کشیده می شد. آنها می آمدند و گفتگوهای شخصی خود را در بخش کامنتهای مطالبم پیگیری می نمودند.

تصمیم گرفتم مدتی ساکت شوم، چیزی نگویم، حرفی نزنم. اما باز هم اضطراب دست از سرم بر نمی داشت. مدام پست های اخیرم را چک می کردم، آیا کسی دوباره در بخش کامنت ها حرفی بی مربوط زده؟ آیا در آینده و پس از شکست سکوتم، باز هم این اتفاقات تکرار خواهند شد؟ فیسبوک تبدیل به یکی از بزرگ ترین منابع اضطراب و تشویش در زندگی ام شده بود.

سکوتم، جهت آگاهی دیگران از تاثیر بد فیسبوک بر زندگیمان نبود، به شکل دراماتیک هم به دیگران اعلام نکردم که من قصد ترک فیسبوک را دارم، حتی اپلیکیشن این سرویس را نیز از موبایل حذف نکردم تا برای دیگران خود را فردی خاص جلو دهم که از فیسبوک دوری می کند. من صرفا متوجه این مورد شده بودم که دیگر از «در فیسبوک بودن» لذت نمی برم؛ سکوتم تبدیل به سر زدن های کمتر به آن شد، تا جایی که به طور کلی چک کردن آن را نیز قطع کردم.

زمانی که به خود آمدم و متوجه شدم که دیگر فیسبوک برایم اهمیتی ندارد، تصمیم گرفتم ادامه داده و ببینم تا کجا می توانم به همین شکل پیش روم. این رویه دو ماه طول کشید؛ در این زمان نیز صرفا از توئیتر استفاده نمودم.

اما، در فیسبوک نبودن سخت است.

این موضوع نیز چند دلیل دارد، اول اینکه همه اطرافیانمان از آن بهره می گیرند؛ زندگی اجتماعی من تا حد بسیار زیادی بستگی به دعوتنامه هایی داشت که از طریق این شبکه اجتماعی برایم ارسال می شد. اطمینان دارم که در این مدت دعوت به رویداد های بسیاری را از دست داده ام.

وارد زمانه ای شده ایم که به معنی واقعی کلمه در فیسبوک نبودن سخت است؛ حتی اپلیکیشن های روی اسمارت فون من نیز می خواهند به این سرویس متصل شوند. فروشگاه های مورد علاقه ام تخفیفات مقطعی خود را در فیسبوک اعلام می کنند و…

چالشی که خود را در آن گرفتار کرده بودم، هیچ قانونی نداشت اما گویا تمایلی نداشتم تا خود را مشمول عفو کنم. من علاقه ای نداشتم به سراغش روم، برعکس حتی از آن دوری می کردم اما این فیسبوک بود که هر بار در برابر من ظاهر می شد و از من می خواست «چکش» کنم. ناگهان، متوجه فراگیری ترسناکش شدم.

چرا نمی توانیم از فیسبوک کناره گرفته و آن را ترک نماییم؟


این چالش همچنین در مورد مقایسه فیسبوک و توئیتر درسهایی را به من آموخت؛ در فیسبوک شما در مرکز توجه آشناترین افراد زندگیتان و دوستان خود، دوستان ِدوستان خود و دوستانِ دوستان ِدوستان خود قرار دارید، در حالی که در توئیتر صرفا «یک» کاربرید.

اگرچه سیاست ها و فلسفه ی توئیتر به شکلی بنا شده که احتمال مورد سوءاستفاده قرار گرفتن اطلاعات شخصی که خود در آن قرار می دهید بسیار بیشتر است، اما در هر حال، فیسبوک مکانیست که برای نزدیک ترین افراد زندگیتان، همواره در معرض دید هستید و هر چه بگویید و انجام دهید، دقیقا در برابر چشمانشان قرار خواهد گرفت. از همین رو، من نتیجه گرفتم که با توئیتر راحت تر کنار می آیم.

اوایل مارس به فیسبوک برگشتم تا شروع به کار خود را در Business Insider به اطلاع دوستانم برسانم. هرچند من دو ماه به فیسبوک سر نزده بودم و این مدت، زمان زیادی محسوب نمی گردد، اما در هر حال به نظر می رسید که به طور کلی هیچ کس متوجه غیبت و عدم حضورم نشده بود؛ آنها صرفا پس از این که شنیدند من خود را به این چالش دعوت کرده بودم، از ماجرای عدم حضورم با اطلاع گشتند. هر چند این موضوع باعث دلسردی ام شد اما در نهایت منجر گشت تا درک کنم «من، پروفایل فیسبوکم نیستم.»

این وقفه ی کوتاه از فیسبوک به من این موضوع را یادآور شد که شبکه های اجتماعی، آمده بودند تا ما را به بهترین شکل به هم متصل کرده و کمک کنند تا سهمی در زندگی اطرافیانمان داشته باشیم، آن هم به شکلی ساده تر. اما در عوض صرفا باعث گیج شدن بیشترمان می شوند؛ باعث می شوند حس «از همیشه تنهاتر بودن» به ما دست دهد.

چه بخواهیم چه نخواهیم، فیسبوک بخش بزرگی از دنیای ما را تشکیل داده و قسمت های مختلف دنیای وب را به هم متصل ساخته است. این سرویس انقدر رشد کرده، بزرگ شده و زندگی ما را تحت تاثیر خود قرار داده که با وجود عدم سرگرم کننده بودن برای بسیاری از کاربران، باز هم توسط قشر زیادی از جامعه مورد استفاده قرار می گیرد.


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 247
نویسنده : sina95

 

چطور نه بگوییم و بله بشنویم؟ قدرت نه گفتن را با چه تکنیک هایی می توانیم در خودمان تقویت کنیم؟ یاد بگیرید چطور به راحتی نه بگویید و به راحتی زیر هر کاری نروید.

بازدید : 2,892 نفر

چطور نه بگوییم تا دیگران را ناراحت نکنیم؟ دانستن پاسخ این سوال به جرات مشکلات زیادی را از سر راه شما خواهد برداشت.

گاهی وقت ها خیلی از آدم ها چوب رودر بایستی شان را با دیگران می خورند، در صورتی که اگر از همان اول کار بتوانند« نه » بگویند خودشان و اطرافیانشان را از شر خیلی چیز ها راحت می کنند .این مسئله البته دربین جوان ها بیشتر دیده می شود. خیلی از جوان ها اگر نه گفتن را یاد بگیرند خیلی راحت می توانند به بسیاری از مسائل نه بگویند و خودشان را خلاص کنند .در این مطلب می توانید راه های نه گفتن را یاد بگیرید. 

حتما برای شما هم پیش آمده که کسی از شما درخواستی کند و شما فقط و فقط به دلیل این که نمی توانید نه بگویید به او پاسخ مثبت بدهید. درست است که شما جوان هستید و توانمند، اما گاهی در «نه گفتن» ناتوان عمل می کنید. خوب تقصیری هم ندارید. نه گفتن هم مثل هر کار دیگر، راه و روش خاص خود را دارد.

قدرت نه نگفتن

«نه» قدرتمندترین و یکی از ضروری ترین کلمات در زبان امروز است که البته پتانسیل تخریبی بالایی هم دارد و برای بسیاری از مردم سخت ترین کلمه است. چرا که ما از نتیجه نه گفتن و از دست دادن ارتباط خود درهراسیم، پس دوست نداریم که نه بگوییم. نه گفتن مبارزه ای است بین علایق شخصی ما و تمایل به ادامه ارتباطاتمان.

آیا ما می توانیم نه بگوییم و هنوز ارتباطاتمان سر جای خود باشد؟ بله ما می توانیم نه بگوییم بدون این که احساس گناه کنیم یا نه گفتن ما باعث ایجاد دعوا و مشاجره شود.

اکثر ما یاد نگرفته ایم که «نه» را به صورت مثبت و موثر استفاده کنیم پس ترجیح می دهیم با بله گفتن در تله بیفتیم. همه ما در مواجهه با درخواست های دیگران یا با بی میلی بله می گوییم یا جواب را آماده می کنیم و درخواست کننده را با پاسخی تدافعی مورد حمله قرار می دهیم، به طوری که باعث خشم و عصبانیت می شود یا تلاش می کنیم تا از پاسخ دادن طفره برویم به امید این که قضیه تمام شود.

چگونه نه بگوییم ، چطور به دیگران نه بگوییم ، چطور به خواستگار نه بگوییم ، تقویت قدرت نه گفتن

در واقع وفق دادن، حمله کردن و اجتناب ورزیدن 3 تله ای است که اکثر ما در آن گرفتار می شویم. بدون مهارت در نه گفتن، شما با کوهی از درخواست ها و تکالیف روبه رو خواهید بود و مرتبا سرتان شلوغ است و کیفیت کارتان افت می کند و همواره مشغول انجام کارهایی هستید که از آنها لذتی نمی برید. با نه گفتن ممکن است احساس کنید که دیگران ناراحت می شوند (البته ممکن است این طور شود) ، اما شما این پیغام را به آنها می دهید که وقت شما هم ارزشمند است، شما هم وظایف و اولویت های کاری دارید و در عین حال برای فرد درخواست کننده احترام قائل هستید، چرا که نمی خواهید مسوولیتی را بپذیرید، اما آن کار را نادرست انجام دهید. اما آیا باید به هر درخواستی پاسخ منفی داد؟ البته که نه. گاهی لازم است به درخواست ها پاسخ مثبت بدهیم، اما شما باید بدانید که واقعا قادر به انجام چه کاری هستید و علاقه دارید چه کنید. شما باید این احساس را درخود ایجاد کنید که اگر مایل به انجام کاری نیستید این توانایی را دارید که نه بگویید و خود را گرفتار آن نکنید. البته برای بسیاری از افراد، این کار ساده نیست.

 

چگونه نه بگوییم و بله بشنویم

راه هایی برای نه گفتن وجود دارد که هم مثبت است و هم سازنده و همچنین می تواند روابط شما را بهبود دهد. نه گفتن 3 مرحله دارد و فقط نیازمند قدری تمرین است.

در مرحله اول شما باید نه گفتن را با بله آغاز کنید. این بخش، فکر کردن در مورد دلیل شما برای نه گفتن است. اگر شما «نه» خود را با ارزش بیان کنید یا با «نه گفتن» بخواهید جنبه ای از زندگی خود را حفظ کنید، درخواست کننده احساس نخواهد کرد که «نه» شما عکس العملی در برابر اوست.

احتمالا برای شما هم اتفاق افتاده که درگذشته به خاطر قرضی که به دوستتان داده بودید، ارتباطتان کمتر شده است، به این خاطر که او تمایلی به برگرداندن پول شما نداشته است. پس برای ادامه دوستی های دیگرتان تصمیم می گیرید که همواره به این درخواست پاسخ منفی بدهید. بیان این دلیل در هنگام نه گفتن، اعتماد به نفس و جرات نه گفتن را در شما ایجاد می کند و نشان می دهد که شما هنوز در مورد ادامه دوستی با شخص مورد نظر مصر هستید.

 

قسمت دوم، «نه» مثبت است. در این مورد شما ممکن است بگویید «متاسفم، ولی من با خود قرار گذاشته ام که هرگز پولی به دوستم قرض ندهم، چون برای دوستی ارزش قائلم و نمی خواهم به خاطر قدری پول آن را از دست بدهم.» در این مثال شما «نه» را در مورد خود استفاده کرده اید نه در مورد دوست تان. سیاست شما این است که پول قرض ندهید. شما امید دارید که دوست تان برای این نظر شما احترام قائل شود.

پاسخ شما نکته مهم دیگری را هم در بردارد: احترام. این پاسخ، احترام به دوست تان است، به عنوان کسی که شما تمایل دارید ارتباط تان را با او حفظ کنید.

 

قسمت سوم، پیشنهاد است؛ ارائه پیشنهاد برای چگونگی انجام شدن درخواست طرف مقابل به رغم پاسخ منفی شماست. مثلا در مثال قرض دادن پول، اگرچه پاسخ شما منفی است، اما برای حفظ دوستی، شما ممکن است پاسختان را این گونه کامل کنید: «متاسفم من تصمیم گرفته ام هرگز پولی به دوستم قرض ندهم چون برای دوستی ارزش قائلم و نمی خواهم به خاطر قدری پول آن را از دست بدهم. اما امروز ناهار مهمان منی! چطوره؟»

دعوت از یک دوست برای ناهار، یک کار سخاوتمندانه و دوستانه است. دوست تان حتما از این که دوستی اش با شما آنقدر ارزش دارد که در موردش سخاوت به خرج می دهید، خوشحال می شود و احساس خوبی به او دست خواهد داد. شما هم احساس می کنید که دوستی، ارزشش را دارد.

پس وقتی درخواستی را از کسی شنیدید که تمایل به دادن پاسخ مثبت ندارید، ابتدا فکر کنید که از چه چیزی می خواهید حمایت کنید، سپس «نه» خود را با احترام و ارزشمدارانه بیان کنید و در نهایت یک راه حل جایگزین پیشنهاد دهید.

در اینجا چند روش که برای راحت شدن و نه گفتن وجود دارد، توضیح داده می شود. این روش ها می تواند به شما کمک کند تا زیر بارهر کاری نروید.

 سعی کنید پاسخ مثبت دهید. شاید عجیب به نظر برسد اما برای کسانی که واقعا نمی توانند نه بگویند این بهترین روش است. شما اول پاسخ مثبت می دهید و سپس می توانید به دو صورت عمل کنید. یکی این که بگویید: «بله، البته من الان گرفتارم و سرم شلوغ است، آیا می توانی این کار را یکی دو ماه بعد از من بخواهی؛ چون اگر الان این کار را بپذیرم مطمئنا وقت کافی برای خوب انجام دادنش ندارم!»

 

در هر دو مورد شما درخواست کننده را ناامید نکرده اید اما کار خلاف میلتان را هم قبول نکرده اید!

 تعهدات خود را بدانید. به منظور این که بدانید چه موقع باید نه بگویید ، لازم است که بدانید چه کارهایی دارید. شما باید لیستی از تمام کارهایی را که باید انجام دهید داشته باشید. هر گاه به این لیست نگاه کنید خواهید فهمید که می توانید تعهد جدید را قبول کنید یا نه.

 برای وقت خود ارزش قائل شوید. دلیل این که بسیاری از افراد نمی توانند نه بگویند به این خاطر است که احساس می کنند وقتشان به اندازه وقت دیگران ارزش ندارد. یاد بگیرید که برای وقت خود ارزش قائل باشید و بدانید که شما زمان محدودی در اختیار دارید و در آن زمان محدود می توانید کارهای مفیدی انجام دهید و یاد بگیرید که به دیگران هم نشان دهید که وقتتان ارزشمند است و هر کاری را قبول نمی کنید.

 مودب اما قاطع باشید. اشتباهی که اکثر افراد انجام می دهند این است که قاطع نیستند. آنها ممکن است نه بگویند، اما در عمل نشان می دهند که دودل هستند و تردید دارند. اگر شما این گونه باشید فرد مقابل به قدری اصرار می کند تا پاسخ مثبت از شما بشنود. باید اگر واقعا منظورتان نه است، نشان بدهید که قاطع هستید و نظرتان عوض نمی شود. البته این کار را باید با ادب کامل انجام دهید.

 گاهی اوقات هم که حدس می زنید بزودی شخص مقابل درخواستی را از شما خواهد کرد که وقت انجام آن را ندارید می توانید قبل از درخواست او، اظهار کنید که سرتان شلوغ است . پس شخص مقابل احتمالا به خود اجازه درخواست جدید نمی دهد.

 به طرف مقابل نشان دهید که دوست دارید درخواستش را اجرا کنید اما به دلیل کمبود وقت نمی توانید.

هرگز نگویید که متاسف هستید چرا که اگر عذرخواهی کنید نشان می دهد که نه گفتن شما کار غلطی بوده و شما حق نداشته اید نه بگویید.


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 192
نویسنده : sina95

 30 ویژگی «دوستی» که لازم است بدانید
وب سایت مردمان: پروفسور محمود سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی و نویسنده کتاب "ﻋﻘﻼﻧﯿﺖ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﮕﯽ اﯾﺮان" سی ویژگی یک دوستی مطلوب را اینگونه بیان میکند:

۱-انتظارات خود را به حداقل برساند و اگر می تواند صفر کند.

۲-ضرورتاً هر آنچه را که متوجه می شود به زبان نیاورد.

۳-تا اجازه دوست را نداشته باشد، موردی از او را با کسی در میان نگذارد.

۴-از موفقیت او به طور واقعی خرسند باشد.

۵-فقط "نشنود” بلکه به او گوش کند.

30 ویژگی دوستی که لازم است بدانید

۶-در هیچ شرایطی، پشت سر او صحبت نکند.

۷-با او هم بخندد، هم گریه کند.

۸-مرتب از وجود او و ویژگی‌های مثبت او، قدردانی کند.

۹-اگر گله‌ای از او دارد، مدتها صبر کند تا شرایط مناسب حل و فصل آن فراهم آید.

۱۰-یادداشتی که بر روی هدیه می گذارد، از خود هدیه مهم تر است.

۱۱-تا می تواند احترام او را در جمع حفظ کند.

۱۲-بعضاً با خاموشی و سکوت، با او صحبت کند.

۱۳-از عذر می‌خواهم فراوان استفاده کند.

۱۴-اگر بدی دید، گذشت کند.

۱۵-اگر بدی‌ها ادامه پیدا کرد، آن شخص دیگر دوست نیست.

۱۶-تا می‌تواند زبان خود را کنترل کند: زخم زبان به سختی فراموش می‌شود.

۱۷-از سِرّ دوست مراقبت کند.

۱۸-در رفتار و واکنش، قابل پیش‌بینی باشد.

۱۹-پی‌آمد‌های احتمالی هر سخن و رفتاری را قبلاً مطالعه و محاسبه کند.

۲۰-به دوستی، درازمدت نگاه کند تا همیشه محبت و خویشتنداری کند.

۲۱-برای موفقیت او قدم بردارد.

۲۲-وقتی موردی روشن نیست، اول بپرسد بعد قضاوت کند.

۲۳-در اوج عصبانیت، الفاظ و ادبیات مؤدبانه استفاده کند.

۲۴-از ادب و تربیت دوست سوء استفاده نکند.

۲۵-اگر قراراست داستانی را بگوید، همه را بگوید، ۲۰ درصد آنرا مخفی نکند.

۲۶-تاریخ تولد او را بداند و حداقل یادداشتی ماندنی بفرستد.

۲۷-به خاطر پول بیشتر و موقعیت بهتر، به او خیانت نکند.

۲۸-برای گوشزد کردن موردی، اگر لازم باشد پنج سال صبر کند.

۲۹-هوش و تشخیص او را دستکم نگیرد.

۳۰-دوستی مانند کتاب است: سالها طول میکشد تا نوشته شود ولی در عرض چند ثانیه با یک کبریت می سوزد.


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 168
نویسنده : sina95

 نخنديدن و مقاومت در مقابل خنده برمي‌گردد به تيپ شخصيتي افراد و موقعيت اجتماعي بالايي كه فرد دارد. اين افراد در جلسات اول مقاومت بيشتري دارند. بخشي از اين سختي كار هم برمي‌گردد به باورهايي كه در جامعه هست، مثل اين شعر كه مي‌گويد: «اندر پس هر خنده دو صد گريه مهيا است» و تبديل به يك باور جمعي شده است، اما ما در پي رسيدن به اين مصرع هستيم كه: «از پس هر گريه آخر خنده‌ايست»


در زندگي ما به اندازه كافي مشكل و مساله هست كه بخواهد حال‌مان را بد كند، گاهي كه خودمان را مي‌زنيم به بي‌خيالي و مي‌خواهيم چند دقيقه خوشحال باشيم يك نفر پيدا مي‌شود كه يك جور اين شادي را به كام‌مان تلخ كند، حالا در خيابان يا خانواده، من فكر مي‌كنم اينكه چهره‌هاي ما اينقدر خسته است و خشونت اينقدر زياد شده دليلش همين است كه ما خنده  را  در زندگي‌مان فراموش كرده‌ايم

خنـده آيين خردمنـدان است

از خانمي كه در ايستگاه اتوبوس منتظر است، مي‌پرسم: «چقدر اهل خنديدن هستيد؟» با تعجب نگاهم مي‌كند و سوال را بي‌جواب مي‌گذارد، دوباره تكرار مي‌كنم و جواب مي‌شنوم: «دختر جان مگر ديوانه‌ام كه بخندم؟» وقتي توضيح مي‌دهم كه خنديدن كار عاقلان است نه ديوانه‌ها و منظورم خنده بي‌دليل نبوده مي‌گويد: «با اين‌همه مشكل كسي وقت و حوصله خنديدن ندارد، صبح كه بيدار مي‌شويم فكر اين هستيم كه فلان قسط را بدهيم و فلان گره را باز و مشكل بچه‌ها را حل كنيم، هر روز هم منتظريم تا سر ماه شود و حقوق بازنشستگي به حساب‌مان بيايد، كي وقت مي‌كنيم، بخنديم؟»

آمار‌ها مي‌گويند ايران در ميان ١٥٧ كشور كه ميزان شاد بودن مردمان‌شان مورد بررسي قرار گرفته، در رتبه ١١٥ قرار دارد. طبق آماري كه سازمان ملل متحد در سال ٢٠١٢ منتشر كرد كه در آن به بررسي وضعيت خشنودي و خوشحالي در بين ١٠٠ كشور پرداخته شده بود، ايران رتبه ٨٤ را به خود اختصاص داده بود. اين در حالي است كه احمد جليلي، رييس انجمن علمي روانپزشكان ايران اعلام كرده است: «بر اساس تحقيقات به عمل آمده، بيش از يك‌پنجم مردم ايران درگير مشكلات عصبي و افسردگي هستند و اين رقم در تهران به يك‌سوم جمعيت مي‌رسد.»

اين آمارها مانند آمارهاي رسمي ديگري كه در حوزه‌هاي مختلف منتشر مي‌شوند، چندان غيرقابل باور و دور از ذهن نيستند. تنها كافي است در اماكن عمومي و خيابان و حتي خانه، نگاهي به اطراف‌مان بيندازيم تا متوجه اين شويم كه ما مردم شادي نيستيم. هر روز بيشتر از قبل در خودمان فرو مي‌رويم و آدم‌ها را بيشتر از خود دور مي‌كنيم.
 
براي اين شاد نبودن‌هاي‌مان هم تا جايي كه بتوانيم دليل مي‌تراشيم و بهانه مي‌آوريم. آنقدر بهانه براي نخنديدن و شاد نبودن داريم كه جايي براي بهانه‌هاي شاد بودن‌مان نمي‌ماند.

در تاكسي وقتي مسافري با لبخند وارد مي‌شود و با انرژي سلام مي‌دهد، مسافران ديگر اين جمله در ذهن‌شان مي‌چرخد كه حتما مشكل اقتصادي ندارد و آنقدر خوشبخت هست كه توانسته اينقدر شاد باشد. وقتي فروشنده‌اي با لبخند به مشتري‌ها خدمات ارايه مي‌كند همه تعجب مي‌كنند، ما به عبوس بودن يكديگر بيشتر از خندان بودن عادت داريم. خنديدن براي‌مان يك جور خرق‌عادت است و كار آساني نيست.

كارشناسان مي‌گويند: خنديدن يك نتيجه است و بازتابي است از يك حالت دروني، وقتي كه فرد يك شادي دروني را تجربه نكند، نمي‌تواند نمود بيروني شادي را كه همان لبخند است را از خود نشان دهد. وقتي كه لبخند در يك جامعه كم مي‌شود مي‌توان طبق اين نظر كارشناسان به اين نتيجه رسيد كه مردم شادي دروني كمتري دارند كه نمود بيروني آن را از خود نشان نمي‌دهند.

شهرنشيني

آقاي دستفروش روبه‌روي بساطش به سايه كوچكي پناه برده و منتظر است تا كسي كنار بساط روسري‌فروشي‌اش توقف كند تا شروع به تبليغ اجناس مرغوبش با قيمت مناسب كند. درباره خنده مي‌گويد: «اگر اين گرما اجازه بدهد، ما زياد مي‌خنديم با دوستان و همكاران» و ادامه مي‌دهد: «يك شعري هست شايد شما بهتر بدانيد، كه مي‌گويد خنده ما از گريه بدتر است، حكايت ما است، ما مجبوريم به اين شرايط و روزگار بخنديم ديگر، نخنديم چه كنيم؟!»

طبقه چهارم مجتمع تجاري فرهنگي كوروش از هميشه شلوغ‌تر است، كم پيش مي‌آيد كه در روز وسط هفته اين جمعيت براي تماشاي فيلمي به سينما بيايند. صف عريض و طويل جلوي در ورودي سالن، تداعي‌كننده روزهاي رونق سينماست. اما كمي دقت و پيگيري براي دليل اين شلوغي روشن مي‌كند كه جمعيت براي تماشاي تئاتر كمدي كه در يكي از سالن‌ها روي صحنه است، آمده‌اند.

خنـده آيين خردمنـدان است
 
 آقايي كه در صف ورود به سالن است، مي‌گويد: «ما در طول روز درگير كارهاي پراسترس و فشار هستيم، آنقدر هم در كنار خانواده نيستيم كه بخواهيم خنده و خوشي را تجربه كنيم، اما چنين فضايي فرصتي ايجاد مي‌كند براي خنديدن از ته‌دل، ضمن اينكه تعريف اين نمايش را از دوستانم شنيده‌ام، آمده‌ام تا با خانواده چنددقيقه‌اي فقط بخنديم» غالب كساني كه منتظرند تا ورودي سالن به روي‌شان باز شود، همراه خانواده آمده‌اند تا لحظاتي را با خنده سپري كنند. خانمي كه مدام به سوالات كودك چهارساله‌اش در مورد نمايش جواب‌هاي سربالا مي‌دهد، مي‌گويد: «خنده در زندگي ما گم شده، من به پيشنهاد دوستم آمده‌ام، ولي خيلي تمايلي ندارم به تماشاي اينجور نمايش‌ها؛ به نظرم لودگي و مسخره‌بازي است، ولي خب با دوستان خوش مي‌گذرد.» دوست خانم كه ظاهرا همان كسي است كه ايشان را دعوت به تماشاي تئاتر كرده وارد بحث مي‌شود و ادامه مي‌دهد: «حتي يك ساعت بيرون آمدن از فضاي پراسترس و فشار زندگي براي ما غنيمت است، من فكر مي‌كنم اين فرصت‌ها را نبايد از دست داد.» و شروع مي‌كند به تعريف كردن از نمايش و اينكه اين چهارمين‌بار است كه به تماشايش مي‌نشيند و هر بار هم كه آمده تا يك هفته حالش خوب بوده.

آقاي راننده حتي به صورت مسافرانش نگاه هم نمي‌كند، آنقدر باجديت اخم كرده و روبه‌رويش را نگاه مي‌كند كه كسي جرات نمي‌كند در تاكسي حرف بزند، يك برگه بزرگ هم كنار آيينه ماشين نصب شده كه رويش نوشته: «مسافر محترم با موبايل صحبت نكنيد.» سر حرف را با همراهم باز مي‌كنم و شروع مي‌كنم در مورد برنامه شب گذشته خندوانه و حرف‌هايي كه در مورد خنده زده مي‌شد و بحث‌هاي ديگر، آقاي راننده نيم‌نگاهي از آينه مي‌اندازد و به حرف‌هاي‌مان گوش مي‌كند و بالاخره تاب نمي‌آورد و مي‌گويد: «خانم آنهايي كه مي‌آيند در تلويزيون به مردم مي‌گويند بخنديد، شكم‌شان سير است، مثل ما دنده صد تا يه غاز عوض نمي‌كنند كه بفهمند زندگي چقدر سخت شده!» 

يكي از مسافران هم مي‌گويد: «مشكلات در زندگي همه هست، كسي كه مي‌خندد مشكلش صدبرابر است.» و آقاي راننده با همان اخمي كه انگار به صورتش دوخته شده مي‌گويد: «اينها همه حرف است، شما يك روز بيا جاي من زير آفتاب بنشين پشت فرمان، ببينم مي‌تواني بخندي يا نه؟ ما وقتي كارمان در خيابان تمام مي‌شود تازه بايد جوابگوي زن و بچه باشيم، هركدام يك چيز از ما مي‌خواهند.» آقاي راننده انگار كه سر درد دلش باز شده باشد. مي‌گويد: «همين سر و كله زدن با مسافر مگر كم كاري است، به خاطر ٥٠ تومان و ١٠٠ تومان قشقرق به پا مي‌كنند، اعصابي براي خنديدن نمي‌ماند كه بخواهيم بخنديم.»

كافه در روزهاي آخر هفته پر است از جواناني كه به صورت گروهي يا دونفره و حتي به‌تنهايي در حال گذراندن وقت‌شان هستند. ظاهرا بحث‌هاي جدي بين‌شان در جريان است. يك نگاه كوتاه به چهره‌ها مي‌گويد كه هيچ كدام خنده‌اي به لب ندارد.
 
 با يكي از حاضران كه در مورد خنده صحبت مي‌كنيم، مي‌گويد: «ما هروقت مي‌خنديم بزرگ‌ترها سريع تذكر مي‌دهند، آنقدر هر بار براي خنده‌هاي‌مان با برخورد مواجه شده‌ايم كه خنديدن يادمان رفته، در زندگي ما به اندازه كافي مشكل و مساله هست كه بخواهد حال‌مان را بد كند، گاهي كه خودمان را مي‌زنيم به بي‌خيالي و مي‌خواهيم چند دقيقه خوشحال باشيم يك نفر پيدا مي‌شود كه يك جور اين شادي را به كام‌مان تلخ كند، حالا در خيابان يا خانواده، من فكر مي‌كنم اينكه چهره‌هاي ما اينقدر خسته است و خشونت اينقدر زياد شده دليلش همين است كه ما خنده را در زندگي‌مان فراموش كرده‌ايم.» 

ميان بحث‌مان يكي از گروه‌ها كه ظاهرا به مناسبت تولد يكي از دوستان‌شان دور هم جمع شده‌اند، با صداي بلند شروع به خنديدن مي‌كنند، همه حاضرين به سمت گروه برمي‌گردند و گويي با نگاه‌شان گروه را به سكوت دعوت مي‌كنند، جوانان گروه هم كم‌كم صداي خنده‌شان را پايين مي‌آورند و ريزتر مي‌خندند. اين تصوير يك تصوير تكراري در شهر است كه شايد همه ما از نزديك ديده باشيم.

دكتر حسيني‌زاده استاد دانشگاه است و در جوابم در مورد شادي و خنده در جامعه مي‌گويد: «مردم ما پتانسيل‌هاي شادي را دارند اما فرصتي براي ابراز آن پيدا نمي‌كنند، شما ببينيد وقتي يك تيم فوتبال برنده مي‌شود يا همين پيروزي آقاي روحاني در انتخابات چه حجمي از شادي را در شهرها جاري كرد، اما مساله‌اي كه مهم است اين است كه اين اتفاقات مقطعي و كوتاهند، شادي در زندگي مردم جاري نيست. 

مردم يك روز معمولي را همراه شادي نمي‌گذرانند. شادي يك امري است كه نياز به يك دليل بزرگ مثل پيروزي يك نفر در رقابت انتخاباتي دارد، يا به طور مثال راهيابي تيم ملي به رقابتهاي جام جهاني. اگر اين دلايل نباشند مردم بهانه‌اي براي شاد بودن‌شان پيدا نمي‌كنند. در زندگي روزمره بهانه‌هاي شادي را نمي‌شود پيدا كرد. آنقدر مقدمه‌چيني مي‌كنيم براي شاد بودن كه خود شادي به حاشيه مي‌رود. شادي كه كم شد خنده هم كم مي‌شود. يك موضوع ديگر كه باعث شده خنده و شادي در جامعه كم شود، يك پيش‌فرض ذهني است كه مي‌گويد: بعد از هر خنده گريه است. هر بار كسي مي‌خندد، منتظر است اتفاق ناگواري برايش بيفتد و اين به طور ناخودآگاه باعث مي‌شود از خنديدن و شاد بودن بترسد.»

تكنولوژي و خنده

اگر بخواهيم در ميان روزمرگي‌هاي‌مان بهانه‌اي براي خنديدن پيدا كنيم، بايد در ميان جمله‌ها و لطيفه‌ها و عكس و فيلم‌هايي به دنبالش بگرديم كه هر روز در دنياي مجازي به دست‌مان مي‌رسد و به شكل بي‌اماني تكثير مي‌شود. خنده‌هايي كه لحظه‌اي بر لب‌مان مي‌نشيند و بعد باز هم خودمان را گم مي‌كنيم در ميان تكنولوژي و صفر و يك‌هايي كه تمام زندگي‌مان شده است. خنده‌هايي كه در دنياي يك‌نفره‌مان شروع مي‌شوند و تمام مي‌شوند. ما شادي‌هاي گروهي كمي داريم. بي‌بهانه به هم لبخند نمي‌زنيم.

خندوانه

«نسيم» يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني است كه مديرانش مدعي‌اند برنامه‌هايي با محوريت طنز به مخاطبان ارايه مي‌كنند و يكي از پرطرفدار‌ترين برنامه‌هاي اين شبكه «خندوانه» است كه مضمون اصلي آن خنده است. ٢٠ ثانيه از زمان برنامه اختصاص دارد به خنديدن مجري و شركت‌كنندگان برنامه كه بسياري از مخاطبان در روزهاي ابتدايي پخش برنامه به اين بخش انتقاد داشتند، اما اين روزها تبديل شده به يكي از پرطرفدار‌ترين بخش‌هاي برنامه. اين برنامه با همكاري شركت متروي تهران روزهاي شنبه را به عنوان «شنبه‌هاي خندان» نامگذاري كرده است و با مخاطبان برنامه‌اش قرار گذاشته است تا روزهاي شنبه در مترو به يكديگر لبخند بزنند. خنديدن در متروي تهران براي مردم كار آساني نخواهد بود، اما با يك فرهنگ‌سازي درست مي‌تواند تبديل به يك عادت خوب شود؛ عادتي كه شهري مثل تهران به‌شدت به آن نياز دارد.

خنـده آيين خردمنـدان است

سينماي خنده

استقبالي كه مردم از سريال‌ها و فيلم‌هاي ژانر طنز در ايران دارند، نشان‌دهنده عطش مردم است براي خنديدن به هر بهانه‌اي؛ صفي كه براي خريد بليت فيلم‌هايي كه كارشناسان و منتقدين نمره خوبي به آنها نمي‌دهند، اما استقبال مردم تمام نقدها را بي‌اعتبار مي‌كند، نشان مي‌دهند كه مردم در پي خنديدن هستند، هر چند ممكن است از نگاه كارشناسان راه‌هاي درست خنديدن را بلد نيستند.
 
طنزنويسان و فيلمسازان و بازيگراني كه در اين ژانر كار مي‌كنند بارها در رسانه‌هاي مختلف اعتراف كرده‌اند كه خنداندن مردم ايران كار آساني نيست. هرچند اين جمله چندپهلو است و دلايل مختلفي دارد، اما نشان مي‌دهد مردم با اينكه سخت مي‌خندند، اما به جرعه‌اي شادي هم روي خوش نشان مي‌دهند. آمار فروش سريال‌هايي كه در شبكه نمايش خانگي توزيع مي‌شود هم مويد همين موضوع است. ممكن است منتقدان سينما و تلويزيون اين را بگذارند به حساب سليقه سطحي جامعه، اما جامعه‌شناسان دليل اين امر را نياز مردم به خنده و نشاط مي‌دانند.

باشگاه خنده

پزشك هندي حين تهيه مقاله‌اي براي يك مجله تخصصي اين ايده به ذهنش مي‌رسد كه فضايي براي خنديدن مردم طراحي كند. باشگاهي كه مردم بتوانند با خيال آسوده و بدون گشتن به دنبال دليل در آن بخندند. دكتر «مادان كاتاريا» اين ايده را در جمع دوستانش مطرح مي‌كند و با واكنش عجيب آنها روبه‌رو مي‌شود.
 
 آنها تصور مي‌كنند كه دكتر مي‌خواهد از خنديدن آنها يك فيلم كمدي بسازد يا مورد تمسخر قرارشان دهد. اما طولي نمي‌كشد كه «باشگاه خنده» و «يوگاي خنده» تبديل به مفاهيمي جهاني مي‌شود و زنجيره خنده شكل مي‌گيرد. بهانه خنديدن در اين باشگاه شكلك درآوردن و خواندن شعرهاي كودكانه است. بنيانگذاران اين باشگاه معتقدند خنده مسري است و با خنديدن يك نفر در جمع اين موج مي‌تواند به ديگران منتقل شود و فضا را پر از خنده كند.

در ايران هم چند سالي است باشگاه خنده شكل گرفته و سمينارها و برنامه‌هاي مختلفي براي خنديدن برگزار مي‌شود، مجيد پزشكي پايه‌گذار اين باشگاه در ايران كه در دوره‌هاي آموزشي دكتر «كاتاريا» در هند هم شركت كرده است در رابطه با وضعيت خنده در جامعه مي‌گويد: «همه ما مي‌دانيم كه جامعه ما جامعه شادي نيست و دليل اين مساله عوامل مختلف اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و حتي سياسي است. اين در حالي است كه دست‌اندركاران هم تلاشي در اين زمينه انجام نمي‌دهند. بعضي افراد مثل من كارهايي را انجام مي‌دهند اما اين كارها در سطح وسيع انجام نمي‌شود.»

 مجيد پزشكي يك كتاب در سال ١٣٨٧ تاليف كرده است و در مورد اين كتاب كه اولين كتاب به زبان فارسي است كه به طور مشخص به مقوله خنده مي‌پردازد، مي‌گويد: «فكر كردم شايد با اين كتاب بشود مردم را بيشتر با خنده و خنديدن آشنا كرد، بعد از تاليف اين كتاب با جنبش يوگاي خنده آشنا شدم و بعد به هند سفر كردم تا با يادگيري تكنيك‌هاي آن بتوانم اين باشگاه را در ايران هم راه‌اندازي كنم. در اين باشگاه خنديدن بي‌دليل است، اما كم‌كم كه تكنيك‌ها را آموزش مي‌دهيم، اين خنديدن آگاهانه مي‌شود.»
 
 موسس باشگاه خنده در ايران مي‌گويد: اين جلسات فرصتي است براي مردم تا لحظاتي را در طول روز بتوانند به دور از استرس و فشار بگذرانند. و در مورد استقبال گروه‌هاي سني مي‌گويد: «در تمام دنيا بيشتر كساني كه در جلسات باشگاه خنده شركت مي‌كنند، ميانسال هستند، گويي لازم است به يك پختگي برسند تا ضرورت وجود خنده را احساس كنند.
 
ضمن اينكه جوانان سعي مي‌كنند در فضاهاي ديگر و راه‌هاي ديگري انرژي‌شان را تخليه كنند.» خنداندن مردم ايران كار آساني نيست، اين جمله را مجيد پزشكي هم تاييد مي‌كند و مي‌گويد: «مربيان ما كه در شهرهاي مختلف كارگاه برگزار مي‌كنند، فكر مي‌كنند كارشان از مربيان بقيه شهرها سخت‌تر است. 

خنـده آيين خردمنـدان است

نخنديدن و مقاومت در مقابل خنده برمي‌گردد به تيپ شخصيتي افراد و موقعيت اجتماعي بالايي كه فرد دارد. اين افراد در جلسات اول مقاومت بيشتري دارند. بخشي از اين سختي كار هم برمي‌گردد به باورهايي كه در جامعه هست، مثل اين شعر كه مي‌گويد: «اندر پس هر خنده دو صد گريه مهيا است» و تبديل به يك باور جمعي شده است، اما ما در پي رسيدن به اين مصرع هستيم كه: «از پس هر گريه آخر خنده‌ايست.

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران