عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1396
بازدید : 383
نویسنده : sina95

  یکی از اساسی ترین ترفندهای بازاریابی شبکه ای برای عضو گیری و حفظ مجموعه ها، بازی با احساسات جوانان است. لیدرهای این شرکتها در واقع برای بازی با احساسات افراد به ویژه جوانان، دوره های لازم را هم دیده اند!

 
قدم اول استفاده از اعتمادی است که به کسی که شما را به ای کار دعوت مینماید دارید. معمولا کسی از شما دعوت به کار میکند که مورد اعتماد شماست و شما او را حقیقتا قبول دارید. اما از آن طرف، هر فرد موظف است از کسانی دعوت به کار نماید که بیشترین حرف شنوی را از وی دارند.
 
در این شرکتها لیستهای مخصوصی تهیه شده است تا فرد بتواند از بین تمام کسانی که میشناسد، بهترین طعمه ها را جدا کرده و از آنها برای ورود به این بازی تلخ دعوت نماید. این اولین قدم پشت پرده این شرکتها برای کور کردن چشم انسان بر روی حقایق است. همین سیاست باعث میشود که شما در اثناء کار به شدت از طریق همین فرد و بالادستیها تحت فشار روانی قرار بگیرید و مجبور شوید که به اکراه بسیاری از خواسته های آنها را برآورده نمائید.
 
قدم دوم معرفی کار به شماست. بازاریابی شبکه ای در این مرحله به عنوان یک بهشت معرفی میگردد. بازاریابی را تجارت مدرن معرفی میکنند و چنان وانمود مینمایند که بشر به زودی به سمت این نوع از تجارت خواهد رفت و کسانی که در این زمینه پیشتاز نباشند، به زودی نام و پشیمان خواهند شد. آنان برای این کار از بخشی از تاریخ استفاده مینمایند که وانمود میکنند که تجارت در سطح جهان سیری داشته است و نهایتا به صنعت بازاریابی شبکه ای رسیده است.
 
این در حالی است که هیچ یک از انواع قبلی تجارت منسوخ نشده است و با از بین رفتن هریک، نظام اقتصادی کل دنیا مختل خواهد شد. بعلاوه بازاریابی شبکه ای بیشتر به یک بازی شبیه است تا در پشت آن همان شرکتهای هرمی بتوانند راه خود را ادامه دهند. بازاریابی شبکه ای در سایر کشورها نیز تجربیات تلخی را به بار آورده است و بیشتر شرکتهای بازاریابی شبکه ای در سطح جهان معمولا 5سال بیشتر عمر نمیکنند.
 
بازاریابی شبکه ای به هیچ وجه چنان که گفته میشود در سایر کشورها موفق نبوده است. بصورتی که سیل اعتراضاتی علیه بازاریابی شبکه ای در سایر کشورها(خصوصا امریکا) به راه افتاده است . بنابراین این دعا که بازاریابی شبکه ای یک تجارت مدرن است که در حال گرفتن جهان میباشد نیز، چیری جز توهم و ادعای بی اساس نیست.
 
در واقع در این گام، با استفاده از واژه های پر آب و تاب و استفاده از اصطلاحات به ظاهر علمی و مدرن، تلاش میشود تا از احساسات شما سوء استفاده شود. این قسمت از سناریو خصوصاً قشر دانشجو را بیشتر تهدید میکند.

گاهی بازاریابی شبکه ای را مساوی با تجارت الکترونیک میدانند، در حالی که بازاریابی شبکه ای هیچ تلازمی با تجارت الکترونیک ندارد. 
 
قدم سوم استفاده از عنصر زرق و برق جهت سوء استفاده از احساسات شماست. در این بخش چنان بازاریابی شبکه ای را معرفی میکنند که پر درآمدترین شغل جهان است و شما را به همه خواسته های مادیتان خواهد رساند.
 
وعده درآمدهای چند میلیونی یا حتی چندصد میلیونی، چیزی است که خصوصاً جوانان را به خوبی تحریک میکند تا حداقل چند صباحی در این کار وارد شوند، غافل از آن که خارج شدن از این کار آنقدرها هم که بنظر میرسد ساده نیست. در این بخش معمولا دارایی عده معدودی که توانسته اند به درآمدهای آنچنانی برسند به رخ شما کشیده میشود و نوعی احساس حرص در شما ایجاد میشود تا بتوانند از شما جهت رسیدن به مقاصد خود استفاده نمایند.
 
اما با یک حساب سرانگشتی میتوان محاسبه کرد که با صرف نظر از مشکلات شرعی این کار، احتمال رسیدن شما به چنان درآمدهایی تنها اندکی بیشتر از 0% است. 
 
قدم چهارم، استفاده از گره ها و عقده های درونی شماست. این طبیعی است که هر فرد در زندگی خود دارای کمبودهایی بوده باشد. زندگی اساساً عبارت است از تلخی ها و شیرینی ها. اما این در این شرکتها با ترفند عجیبی، این کمبودهای شما را پیدا میکنند، آنها را تبدیل به عقده کرده و مدام شما را توسط آنها تحقیر میکنند تا بیشتر برای آنان کار کنید.
 
روش کار آن است که به بهانه آموزشها (خصوصا قانون جذب که خرافه ای بیش نیست) از شما خواسته میشود تا لیستس از آرزوهای خود را آماده کرده و آن را تحویل بالادستی خود دهید. (شما هم مثلا در آرزوهای خود مینویسید که میخواهید کاری کنید که مادرتان برای ادامه زندگی هیچ کمبود مادی و مالی نداشته باشد و به آسودگی زندگی کند).
 
وی سپس هرکجا که از شما سستی ببیند، این آرزوها و عقده ها را به رخ شما میکشد و شما را به خاطر آن که نمیتوانید آنها را برآورده نمائید تحقیر میکند. این یکی از ناجوانمردانه ترین اقدامات ایشان جهت سوء استفاده از احساسات جوانان است. و این مسئله زمانی شدت پیدا میکند که فرد در محرومیت و فقر رشد کرده باشد. البته برای تکمیل این نقشه شوم، از طرف دیگر زرق و برق های دنیوی و زندگی مجلل دیگر افراد را به رخ شما میکشند تا آرزوهای شما را به عقده تبدیل نمایند.
 
اینجا دو نکته قابل تأمل است: 1. بر فرض که تهیه لیست آرزوها واقعا ضروری باشد، چه نیازی وجود دارد که شما آن را به کس دیگری تحویل دهید؟ چرا نباید آن را نزد خود نگاه دارید؟ 2. اگر شما در لیست آرزوها خود بنویسید که آرزو دارید مطابق فرامین الهی و در راستای برآورده کردن اوامر او عمل نمائید، آنها به شما چه خواهند گفت؟ اگر بگوئید که پول برای شما اهمیت ندارد، چه عکس العملی از خود نشان خواهند داد؟ قطعا این افراد به ظاهر دلسوز، خیلی سریع دست از سر شما بر خواهند داشت

تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1396
بازدید : 411
نویسنده : sina95

  افسنطین شیرین حاوی ترکیبی به نام آرتمیسینین است که دلیل ناتوانی بقای سلول های سرطانیدر حضور این گیاه محسوب می شود. آرتمیسینین هر چیزی را از انگل تا باکتری، قارچ و سلول سرطانی می کشد، در شرایطی که کاری با سلول های سالم ندارد.

یک گیاه دارویی قدرتمند آسیایی با ویژگی ارتقا سلامت وجود دارد، که در خانواده مشابه با گل مروارید و آفتابگردان قرار دارد، اما استعداد پنهان این گیاه در هیچ یک از بستگانش دیده نمی شود. این گیاه می تواند سلول های سرطانی را تنها در 16 ساعت از بین ببرد.

چینی ها دیر زمانی است که از این گیاه دارویی برای کاهش تب، بهبود سلامت گوارش و دفع انگل ها استفاده می کنند. در حقیقت، به واسطه توانایی بالا در خلاص شدن از شر انگل مالاریا، از این گیاه در سراسر جهان به عنوان درمانی برای بیماری مالاریا استفاده می شود.

اما تاثیرگذارترین توانایی آن تا به امروز نابودی سلول های سرطانی بوده است. و این در شرایطی است که شواهد علمی از قدرت ضد سرطانی شگفت انگیز آن پشتیبانی می کنند.

مطالعات نشان داده اند که هیچ یک از سلول های سرطان پستان، سرطان خون، سرطان کیسه صفرا، سرطان ریه، سرطان مثانه، سرطان مغز، و سرطان پروستات توانایی مقابله با این گیاه دارویی که به نام افسنطین شیرین شناخته می شود را ندارند.

افسنطین شیرین حاوی ترکیبی به نام آرتمیسینین است که دلیل ناتوانی بقای سلول های سرطانی در حضور این گیاه محسوب می شود. آرتمیسینین هر چیزی را از انگل تا باکتری، قارچ و سلول سرطانی می کشد، در شرایطی که کاری با سلول های سالم ندارد.

برای کشتن سلول های سرطانی با کمک آرتمیسینین یک ترفند نیز وجود دارد. آرتمیسینین می تواند سلول های سرطانی را به تنهایی نابود کند (نتایج یک مطالعه نابودی 28 درصد از سلول های سرطان پستان را نشان داد)، اما قدرت واقعی آن در مقابله با سرطان زمانی آزاد می شود که با آهن ترکیب شود.

آهن میل آرتمیسینین را برای جستجو و نابودی سلول های سرطانی فعال می کند. به همین دلیل است که استفاده از افسنطین شیرین برایدرمان مالاریا مفید است. انگل مالاریا دارای آهن است. و سلول های سرطانی نیز به طور معمول سرشار از آهن هستند. آنها برای تکثیر به آهن نیاز دارند و آن را از سلول های دیگر سرقت می کنند، از این رو می توانند روند تکثیر خود را با آهنگی سریع ادامه دهند.

مطالعه ای که در سال 2012 در نشریه Anticancer Drugs منتشر شد، نشان داد که ترکیب آهن و آرتمیسینین برای درمان سلول های سرطان پستان سرعتی خیره کننده مرگ آنها را به همراه داشت - 98 درصد تنها در 16 ساعت.

این چشمگیرترین نمونه از توانایی آرتمیسینین در نابودی سلول های سرطانی است، اما تنها مثال موجود محسوب نمی شود.

مطالعه ای که در سال 2016 در نشریه Nutrition Research and Practice منتشر شد، نشان داد که آرتمیسینین توانایی نابودی سلول های سرطانی گلیوبلاستوم مغزی را نیز دارد. اما بار دیگر کارایی و تاثیرگذاری آن در ترکیب با آهن به بیشترین میزان ممکن می رسید.

مطالعات دیگر که طی سال جاری میلادی منتشر شده اند نیز نشان می دهند که آرتمیسینین توانایی نابودی سلول های سرطانی سر و گردن، مثانه، خون، ریه، پروستات، روده بزرگ و استخوان را دارد.

نیازی به گفتن نیست که پژوهشگران ممکن است یک داروی قدرتمند جدید برای مبارزه با سرطان در اختیار داشته باشند. اما چه کسی می داند چقدر طول خواهد کشید تا این دارو وارد بازار شود. و این که چه زمانی این کار را انجام خواهند و دارویی را از ترکیب آرتمیسینین مصنوعی با آهن مصنوعی تولید خواهند کرد.

اما اگر در پی یک روش درمانی طبیعی هستید، نیازی نیست صبر کنید. افسنطین شیرین به شکل طبیعی خود در دسترس است.

منبع: عصر ایران


تاریخ : جمعه 24 شهریور 1396
بازدید : 224
نویسنده : sina95

 در این مقاله قصد داریم ۸ راز سلامتی را برای شما بیان کنیم.

استفاده از مکمل‌های حاوی ویتامین C:

اگرچه شواهد علمی نشان می‌دهد که ویتامین C می‌تواند سیستم ایمنی بدن را بهبود ببخشد اما بیشتر افراد مصرف این ویتامین را نادیده می گیرند. هر زمان که احساس کردید حال خوبی ندارید ، چند واحد ویتامین C مصرف کنید و از اثرات معجزه آسای آن لذت ببرید.

داشتن خواب کافی:

هر فردی باید در شبانه روز ۸ الی ۱۰ ساعت خواب مفید و با کیفیت داشته باشد تا بتواند سالم بماند. متخصصان خواب معتقدند که خواب مناسب و کافی برای داشتن سیستم ایمنی قوی بسیار موثر است. در حققیت مطالعات و تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد افرادی که ۵ الی ۶ ساعت در شب خوابیده‌اند، زمانی که در معرض ویروس سرماخوردگی قرار می‌گیرند ۳۰ درصد امکان ابتلا به آن را خواهند داشت. این در حالیکه است که افراد با خواب کافی تنها ۱۷ درصد امکان ابتلا به بیماری سرماخوردگی را دارند.

تقویت قدرت ذهنی و روانی:

زمانی که همه افراد اطراف ما در مورد بیماری‌های مختلف صحبت می‌کنند، برخی از افرا حضور دارند که معتقدند هرگز بیمار نمی‌شوند. این افراد دارای باورها و عقاید قوی هستند. بنابراین اگر می‌خواهید سالم بمانید باید قدرت ذهنی و روانی خود را تقویت کنید و مثبت بیندیشید.

کنترل و مدیریت استرس:

استرس یکی از مواردی است که باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن می‌شود اما از آن نمی‌توان اجتناب کرد. بنابراین اهداف خود را به گونه‌ای تنظیم کنید که بتوانید استرس خود را مدیریت نمایید. شما می‌توانید شرایط استرس زا را با مواردی همچون مدیتیشن، ورزش و انجام کارهای مفید کنترل کنید.

تمیز و مرتب بودن:

زمانی که از بیرون به منزل خود بر می‌گردید باید دست‌های خود را با آب و صابون بشویید. همان طور که می دانید محیط بیرون با میکروب‌های بسیاری آلوده است بنابراین پاکیزگی خود را همیشه حفظ کنید.

ورزش کردن:

انجام منظم تمرینات ورزشی می‌تواند سیستم ایمنی را تقویت کند. انجام اینگونه تمرینات می‌تواند از بروز عفونت‌های دستگاه تنفسی جلوگیری کند.سعی کنید هفته‌ای حداقل سه بار ورزش کنید.

ارتباط از راه دور:

زمانی که مجبور می‌شوید برای رفتن به سر کار خود از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید، احتمال قرار گرفتن در معرض میکروب‌های مختلف بیشتر می‌شود. برای اجتناب از این موضوع، شغلی را پیدا کنید که به منزلتان نزدیک‌تر باشد. همچنین اگر می‌توانید بهتر است دورکاری کنید.

داشتن استراحت کافی:

زمانی که احساس می‌کنید حالتان خوب نیست، بهتر است تا دیر وقت کار نکنید. زمانی را برای استراحت خود کنار بگذارید و مطمئن شوید خواب کافی دارید.

منبع:مجله سلامتی


تاریخ : جمعه 24 شهریور 1396
بازدید : 224
نویسنده : sina95

 هدف اولیه‌ی شبکه‌های اجتماعی در زمان به وجود آمدن، کمک به ایجاد روابط در سراسر جهان بوده که نوعی انقلاب به حساب می‌آید. کیفیت بسیار بالا رسانه‌های اجتماعی در به اشتراک‌گذاری سریع و بدون مرز اطلاعات، باعث رشد فعالیت‌های منفی مانند جاسوسی، ایجاد تبعیض، تعصب و نفرت شده است. این بستر به ویژه روی جوامعی که از روی ساده‌لوحی و عدم دانش کافی درباره‌ی خوب و بد بودن یک موضوع یا فرد صحبت می‌کنند، تأثیر می‌گذارد.

در بسیاری از موارد رسانه‌های اجتماعی نقش مهمی را در کشورهای فقیر بازی می‌کنند. شبکه‌های اجتماعی برای برنامه‌ریزی جنبش‌های اعتراضی عظیم علیه بی‌عدالتی، اقدامات دولتی برای مقابله با نگرانی‌ها، افشای موارد تقلب، فساد، ظهور متفکران و استعدادهای جدید مفید واقع شده‌اند؛ با وجود این عده‌ای معتقدند معایب و خطرات این بسترها برای ملت‌های قربانی فراتر از کشورهای پیشرفته خواهد بود.
برای نمونه افغانستان دارای جمعیت بالایی از افرادی با تحصیلات پایین است که به شکل کورکورانه و بدون داشتن آگاهی لازم در دنیای رسانه‌های اجتماعی غرق شده و گرفتار اطلاعات جعلی و جنگ افروزانه می‌شوند. رسانه‌های اجتماعی به شکل خستگی‌ناپذیری به تلاش خود برای شکل دادن به افکار عمومی ادامه می‌دهند. به غیر از مشکلات جهانی مرتبط با این حوزه، ستمگرانی که این ملت را بمباران کرده و بسیاری از مردم آن را قتل‌عام کرده‌اند، در تلاش هستند با سو استفاده از این بستر، اختلالات روحی و روانی به وجود آورده و به اختلافات قومی و مذهبی دامن بزنند.
شبکه‌های اجتماعی با سرعت‌بالای جابه‌جایی داده‌ها در مورد هرگونه جنبش و حتی رویدادهای ظریف در جامعه، توانایی شعله‌ورتر کردن آتش دشمنی‌ها را در مناطق حساس دارند. قدرت نظارت بر داده‌ها می‌تواند صحبت‌های کاربران در پیام‌رسان‌ها را بازیابی کرده، موقعیت جغرافیایی دقیق آن‎ها را شناسایی کند. به علاوه از این قدرت می‌توان برای ایجاد یک طرح کلی از گرایش‌ها، علاقه‌مندی‌ها و رازهای یک جامعه استفاده کرد. گسترش شبکه‌های اجتماعی رایگان یا نسخه‌های جدید تلفن‌های هوشمند در بازار، جاسوسی سایبری را امکان‌پذیر کرده است.
افغانستان درگیر یک جنگ از پیش تعیین شده‌ی کلمات، نظرات، زبان‌ها، فرقه‌ها و مناطق، برای فریب ذهن‌ها شده است. برای نمونه مجرمان اجیر شده، با ساخت حساب‌های کاربری جعلی به اسم افراد مشهور، پست‌های تحریک‌آمیز در زمینه‌های مختلف ارسال می‌کنند تا موجی از تنش‌های زبانی، دینی، قومی و نژادی ایجاد بشود.
مبلغان پنهان جنگ برای ایجاد یک جنگ نرم -به جای یک نبرد مسلحانه که هم‌اکنون شدید هم است- بودجه‌های هنگفتی را در نظر می‌گیرند. این موضوع با توجه به فقدان یک سامانه‌ی پیشرفته‌ی امینت سایبری در کشورهای فقیری مانند افغانستان منطقی به نظر می‌رسد. جرایمی مرتبط با فضای مجازی (رسانه‌های اجتماعی) که با عنوان «جرم سایبری» شناخته می‌شوند، در بسیاری از کشورها مجازات‌های مختلفی برای آن در نظر گرفته شده است؛ اما کمبود قوانین مشابه در افغانستان باعث شده است تا مجرمین سایبری به خود اجازه دهند به راحتی در این فضا فعالیت بکنند.
هم‌اکنون کمپین‌هایی در رسانه‌های اجتماعی موجود در افغانستان ایجاد شده است که با به اشتراک‌گذاری پست‌های ترسناک، مردم آن را مجبور به مهاجرت می‌کنند. با وجود اینکه خشونت احتمالاً در بالاترین حد خود قرار دارد؛ اما مبلغان شرور، تهدید مهاجرت نخبگان را تقویت کرده و با ایجاد تفرقه و ناامیدی، امید به آینده را در دل مردم از بین می‌برند.
بر اساس ادعای مطرح شده از سوی رویترز در سال ۲۰۱۴:

ایران از بستر رسانه‌های اجتماعی برای انجام کارهای اطلاعاتی استفاده می‌کند. هکرهای ایرانی با ساخت حساب‌های کاربری جعلی در این رسانه‌ها، به جاسوسی از ارتش، رهبران سیاسی، سفیران و کارکنان آمریکا، اسرائیل، افغانستان، انگلیس، عراق، عربستان سعودی و سوریه می‌پردازند و در انجام این کار نیز موفق هستند.
با توجه به گزارش بالا هکرهای ایرانی با ساخت حساب‌های کاربری به اسم افراد مشهور یا پیمانکاران دفاعی با دوستان، بستگان و اطرافیان هدف در فیس‌بوک و توییتر ارتباط برقرار می‌کردند.
مداخله‌ی سایبری در افغانستان ناامن برای ایران کار مشکلی نیست. به همین علت است که دولت پاکستان با آمریکا متحد شده است. آن‌ها معتقدند یک ملت هرگز با ویرانی‌ها و بمباران شدن تسلیم نمی‌شود؛ مگر اینکه ذهن مردم آن به سمت یک گرداب روانی فاسد کشیده شود.

دولت آمریکا به دریافت داده‌ها از سراسر رسانه‌های اجتماعی نیاز دارد تا بتواند جنبش‌های انقلابی، طغیان‌های اجتماعی، شورش و تظاهرات را نه تنها در کشور خود بلکه در مناطق اشغال شده‌ای مانند افغانستان کنترل کند. برای نمونه می‌توان به فعالیت‌های فیس‌بوک و توییتر در آمریکا اشاره کرد. بر اساس بعضی از گزارش‌های تحلیلی، احساسات و واکنش‌های ایجاد شده بر اثر ۲۹ میلیون پیام منتشر شده در این دو رسانه در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵، در مورد ۴ رویداد مختلف، باعث به وجود آمدن جنبش «Black Lives Matter» شد. این جنبش یک حس همبستگی را در میان سیاه‌پوستان شکل داده، باعث انجام تظاهرات گسترده در آمریکا شد.
با توجه به گزارش روزنامه‌ی الحیات (Al-Hayat daily)، فیس‌بوک برای اسرائیل، حکم یک سلاح هوشمند اطلاعاتی را دارد. رژیم صهیونیستی از طریق این بستر زندگی مردم فلسطین را زیر نظر گرفته، اقدام به جمع‌آوری اطلاعات مهم در مورد اهداف خود می‌کند.
 بر اساس گزارش یاد شده، سازمان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، تعداد بی‌شماری حساب کاربری در فیس‌بوک ایجاد کرده و هرکدام از کارمندان خود را مسئول مدیریت چند عدد از آن‌ها کرد. این رژیم نسبت به جمع‌آوری اطلاعات در مورد گرایش جنبش‌های مقاومتی، شرایط ذهنی و روحی و واکنش عمومی به وقایع مرگبار کنجکاو است.
مأموران بعد از به دست آوردن آدرس آی.پی هدف لینک‌هایی از موسیقی، ویدئو و تصویر برای وی ارسال می‌کنند. در صورتی که هدف روی این لینک‌ها کلیک کند، آلوده شده و هکرها به اطلاعات شخص مورد نظر خود دسترسی یافته و شروع به نظارت و ثبت فعالیت‌های فرد می‌کنند. برای مصر دولت مصر بعد از اینکه متوجه اهداف جاسوسی رژیم صهیونیستی شد، استفاده از پیام‌رسان وایبر را در ارتش ممنوع کرد.
وایبر توسط فردی آمریکایی-اسرائیلی به نام تالمن مارکو (Talmon Marco)، فارغ‌التحصیل علوم رایانه از دانشگاه تلاویو و یکی از کارآزموده‌های نیروی دفاعی آن، ایجاد شد. این برنامه با هر هدفی که ساخته شده باشد می‌تواند داده‌های صوتی و متنی سراسر جهان را بازیابی بکند.
وبگاه‌های رسانه‌های اجتماعی در جامعه‌ی عرب نیز تأثیر بسزایی گذاشته و به برقراری ارتباط سریع بین مخالفین و شرکت در اعتراض‌های سیاسی کمک کرده است.
تعدادی از دولت‌ها دسترسی به رسانه‌های اجتماعی را محدود کرده‌اند. برای نمونه از هر ۱۰ مصری و تونسی، ۹ نفر برای آگاهی‌رسانی از این بستر استفاده می‌کنند؛ اما این آمار برای مردم سوریه و یمن بسیار پایین‌تر است.
در تنش بین روسیه و اوکراین نیز رییس جمهور اوکراین دسترسی به رسانه‌های اجتماعی روسی را مانند «Vkontakte» و «Odnoklassnik» به نشانه‌ی تحریم روسیه ممنوع کرد.


تاریخ : سه‌شنبه 21 شهریور 1396
بازدید : 409
نویسنده : sina95

 «توماس فرگوسن» مأمور «دفتر امور جمعیتی» آمریکا می‌گوید: باید جمعیت دنیا را کاهش دهیم؛ دولت‌ها یا باید به روش ما این کار را انجام بدهند و یا درگیر کثافت‌کاری‌هایی شوند که نمونه‌اش در ایران اتفاق افتاد.

 

گروه بین‌الملل مشرق- اسناد زیادی که بسیاری از آن‌ها متعلق به سازمان ملل متحد هستند، اثبات می‌کند که از سال‌ها پیش، یک طرح بین‌المللی برای کاهش جمعیت جهان توسط برخی از قدرت های غربی تدوین شده است. اظهارات افراد و سازمان‌های مختلف نشان می‌دهد که این نقشه، هنوز هم در دستور کار غربی‌ها قرار دارد. اساس و مبنای کاهش تعمدی جمعیت یا همان جمعیت‌زدایی، فرمولی است که خواص سیاسی در غرب، علاقه بسیاری به آن دارند. "دیالکتیک هگلی" طرز تفکری است که بر سه مرحله استوار است: مشکل، واکنش، و راه‌حل. مشکل را درست کنید، واکنش را ایجاد نمایید، و راه‌حل را ارائه دهید.

مشرق پیش‌تر گزارشی با همین موضوع با عنوان "پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی" منتشر کرده است که می‌توانید آن را از این‌جا بخوانید.

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
دولت‌های غربی و به ویژه آمریکا، تغییرات جمعیتی دنیا را
یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها علیه منافع خود می‌دانند

 

در این گزارش به وضوح خواهید دید که بالاترین مقامات غربی، چگونه در مسئله جمعیت جهان، مشکل را ایجاد کرده‌اند، واکنش را شکل داده‌اند و راه‌حلی مرگ‌بار را هم ارائه نموده‌اند. نکته این‌جاست که واکنش‌های مردم به این مشکلِ ساختگی، آن‌قدر گسترده بوده که موفقیت مقامات غربی در ایجاد مشکل را به هیچ عنوان نمی‌توان انکار کرد. در ادامه به اظهارنظرهایی می‌پردازیم که توسط مقامات و سازمان‌های غربی و بین‌المللی درباره مشکل جمعیت در دنیا و معضلات پیش روی آن‌ها برای تحقق اهدافشان، مطرح شده است.

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
سازمان ملل یکی از فعال‌ترین نهادهای بین‌المللی
در موضوع کاهش جمعیت جهان بوده است

 

دیوید راکفلر بانک‌دار شناخته‌شده آمریکایی که در مجامع عمومی گفته "یادم نمی‌آید گفته باشم از تشکیل یک دولت جهانی حمایت می‌کنم"، طبق اطلاعات افشا شده، در سخنرانی خود در اجلاس بیلدربرگ سال 1991 ضمن تشکر علنی از واشنگتن‌پست، نیویورک‌تایمز، و مجله تایم به خاطر 40 سال مخفی نگه داشتن برنامه‌های سیاستمداران غربی، اعتراف می‌کند: "اگر برنامه‌های ما برای دنیا، طی این سال‌ها زیر ذره‌بین‌های قدرتمند شهرت قرار می‌گرفت، امکان پیاده کردنشان وجود نداشت. اما دنیا اکنون بسیار رشد کرده و آماده است تا به سوی "دولت جهانی" قدم بردارد.[1]"

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"دیوید راکفلربانکدار شناختهشده آمریکایی:
"دنیا اکنون رشد کرده و آماده است به سوی "دولت جهانیقدم بردارد"

بخشی از سیاست‌های این دولت جهانی را "توماس فرگوسن" مأمور "دفتر امور جمعیتی" آمریکا در آمریکای لاتین توضیح می‌دهد: "همه تلاش‌های ما یک بستر مشترک دارد: باید جمعیت دنیا را کاهش دهیم. دولت‌ها یا باید به روش ما این کار را انجام بدهند، از طریق روش‌های تر و تمیز، و یا درگیر کثافت‌کاری‌هایی خواهند شد مانند آن‌چه در السالوادور یا ایران یا بیروت اتفاق افتاد. جمعیت، یک مشکل سیاسی است. وقتی از کنترل خارج شود، برای کاهش آن به دولت‌های استبدادی و حتی فاشیست نیاز است. متخصصین امر به دلایل بشردوستانه نمی‌خواهند جمعیت را کم کنند، که خیلی هم آرمان قشنگی است. اما ما به منابع و محدودیت‌های محیط زیست نگاه می‌کنیم. به نیازهای استراتژیک خودمان نگاه می‌کنیم، و می‌گوییم فلان کشور باید جمعیتش را کم کند. در غیر این صورت، به مشکل بر می‌خوریم. دولت السالوادور از برنامه‌های ما برای کاهش جمعیت استفاده نکرد. به همین دلیل، حالا یک جنگ داخلی نصیبشان شده است. [2]"

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"السالوادور از برنامههای ما برای کاهش جمعیت تبعیت نکرد
و حالا یک جنگ داخلی نصیبشان شده است"

"تئودور روزولت" رئیس‌جمهور اسبق آمریکا 3 ژانویه 1913 طی نامه‌ای به "چارلز داونپورت" از بیولوژیست‌های برجسته آمریکایی و طرفدار ایدئولوژی اصلاح نژادی انسان‌ها می‌نویسد: "من شدیداً دوست دارم که "انسان‌های نادرست" به طور کامل از زاد و ولد منع شوند. این کار باید هنگامی که ماهیت شیطانی این افراد به اندازه کافی آشکار شد، انجام شود. جنایت‌کاران و افراد کم‌عقل باید عقیم شوند تا نتوانند فرزندی از خود به جای بگذارند. باید روی زاد و ولد افراد مطلوب تمرکز کرد.[3]"

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"تئودور روزولت" رئیسجمهور اسبق آمریکا:
"دوست دارم "انسانهای نادرست" از زاد و ولد منع شوند"

روزولت معتقد بود: "جامعه به هیچ عنوان نباید به افراد فاسد اجازه "تکثیر نوع خود" را بدهد. هر کشاورزی که اجازه زاد و ولد به بهترین دام‌های خود نمی‌دهد و بدترین آن‌ها را تکثیر می‌کند، باید به تیمارستان فرستاده شود. یک روز ما متوجه خواهیم شد که مهم‌ترین وظیفه، و وظیفه غیرقابل‌اجتناب "شهروندان خوب از نوع مناسب" این است که خون خود را بعد از خودشان در جهان باقی بگذارند. و این‌که نباید اجازه تداوم نسل شهروندانی را بدهیم که از نوع نامناسب هستند. مشکل بزرگ تمدن این است که امکان افزایش افراد باارزش را در مقابل عناصر کم‌ارزش یا مضر در جمعیت، تأمین کند.[4]"

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"چارلز داونپورت" بیولوژیست آمریکایی و طرفدار ایدئولوژی اصلاح نژادی

"رابرت واکر" رئیس سابق شرکت "پپسی‌کو" درباره طرح تفکیک افراد باارزش (صاحب سرمایه) از افراد کم‌ارزش مثالی می‌زند: "آب هدیه طبیعت است، اما رساندن آن به مردم این‌گونه نیست. آب‌رسانی باید به گونه‌ای قیمت‌گذاری شود که مطمئن شویم می‌توانیم به این کار ادامه دهیم (یعنی افرادی از آب بهره‌مند شوند که از نظر اقتصادی توانمند هستند).[5]"

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"رابرت واکررئیس سابق شرکت "پپسیکو":
"آب هدیه طبیعت است، اما رساندن آن به مردم اینگونه نیست"

"تد ترنر" مؤسس شبکه سی‌ان‌ان معتقد است: "وضعیت ایده‌آل این است که کل جمعیت دنیا بین 250 تا 300 میلیون نفر باشد، یعنی 95 درصد از جمعیت کنونی کم شود.[6]" یکی از راه‌های افراطی برای این کاهش جمعیت را "مارگارت سانگر" بنیان‌گذار سازمان "فرزندآوری برنامه‌ریزی‌شده" که بودجه‌اش توسط خانواده راکفلر تأمین شده است، پیشنهاد می‌دهد. وی در پروپوزال "قاعده نوزادان آمریکایی" که برای تبدیل شدن به قانون در نظر گرفته شده بود، می‌نویسد: "محبت‌آمیزترین کاری که یک خانواده بزرگ می‌تواند با یکی از نوزادان خود بکند این است که او را بکُشد[7]." و نکته وحشت‌آور این‌که هیلاری کلینتون طی مناظره‌های خود پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2008 می‌گفت الگویش مارگارت سانگر است.

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"تد ترنرمؤسس شبکه سیانان:
"ایدهآل این است که 95 درصد از جمعیت دنیا کم شود"

مفهوم اصلاح نژادی در انسان‌ها رابطه مستقیمی با سیاست‌های کنترل جمعیتی دارد که مقامات غربی برای کشورهای دیگر و قشرهای خاص درون کشورهای خود تجویز می‌کنند. در این‌جا، لیست کوتاهی از مشهورترین طرفداران اصلاح نژادی آورده می‌شود: الکساندر گراهام بل، مخترع تلفن؛ جرج برنارد شاو، نمایش‌نامه‌نویس مشهور انگلیسی؛ اچ جی ولز، رمان‌نویس مشهور انگلیسی و نویسنده رمان "جنگ جهان‌ها"؛ سیدنی وب، جامعه‌شناس و اقتصاددان مشهور انگلیسی؛ مارگارت سانگر، بنیان‌گذار سازمان "فرزندآوری برنامه‌ریزی‌شده"؛ وودرو ویلسون، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا؛ تئودور روزولت رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، امیل زولا، رمان‌نویس و منتقد تأثیرگذار فرانسوی؛ وینستون چرچیل، نخست‌وزیر اسبق انگلیس؛ چارلز داونپورت، بیولوژیست مشهور آمریکایی.

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"مارگارت سانگربنیانگذار سازمان "فرزندآوری برنامهریزیشده":
"محبتآمیزترین کارِ یک خانواده بزرگ با نوزادش، این است که او را بکُشد"

آن‌چه در بالا ذکر شد، نشان می‌دهد که بسیاری از مقامات غربی به طور جدی، قصد کاهش جمعیت زمین را دارند. با این حال، ممکن است برخی بگویند که این‌ها صرفاً نظرات شخصی این افراد است و شاید در عمل، تأثیر زیادی روی دنیا نداشته باشد. در ادامه، به اسناد و مدارکی اشاره می‌شود که نشان می‌دهد، تلاش برای کاهش هدفمند جمعیت، برنامه‌ای است که در سراسر جهان تأثیرگذار بوده و هست. اگر کمی به اطراف خود دقت کنیم، می‌بینیم خیلی از این برنامه‌ها امروز هم (شاید قوی‌تر از زمان پیدایش این برنامه‌ها) پیگیری می‌شود.

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"اچ جی ولز" از مشهورترین رماننویسان دنیا
و از طرفداران نظریه اصلاح نژادی انسانها

"مایکل کافمن" سیاستمدار آمریکایی طی جلسه 9 سپتامبر 1994 سازمان ملل با موضوع ارزیابی تنوع زیستی با نگاه به تثبیت جمعیت بشر می‌گوید: "یک تخمین معقول درباره جمعیت در دنیای صنعتی با سطح رفاهی به اندازه استاندارد زندگی در آمریکای شمالی، یک میلیارد نفر است. جمعیت دنیا باید ظرف 30 تا 50 سال به این میزان برسد. دو سوم از جمعیت جهان باید کم شود.[8]"

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"مایکل کافمنسیاستمدار آمریکایی:
"دو سوم از جمعیت دنیا باید ظرف 30 تا 50 سال کم شود"

هنری کیسینجر سال 1974 برنامه‌ای را در سر داشت که طی آن از غذا به عنوان یک سلاح استفاده می‌شد. این برنامه را در یادداشت شماره 200 در سند تحقیقات امنیت ملی سال 74 می‌توان دید. عنوان این یادداشت "پیامدهای جهانی رشد جمعیت برای امنیت و منافع خارجی آمریکا" بود. این سند، یک سال بعد یعنی در ماه نوامبر سال 1975، به عنوان سیاست رسمی"جرالد فورد" رئیس‌جمهور وقت آمریکا به تصویب رسید. این یادداشت، یک طرح مخفیانه برای کاهش رشد جمعیت در کشورهای کم‌تر توسعه‌یافته با استفاده از کنترل جمعیت و به طور ضمنی، جنگ و قحطی بود. "برنت اسکوکرافت" که تا آن زمان، جایگزین کیسینجر به عنوان مشاور امنیت ملی شده بود، مسئول اجرای این طرح شد. هم‌چنین به جورج اچ دابلیو بوش، رئیس وقت سازمان سیا و وزرای امور خارجه، خزانه‌داری، دفاع و کشاورزی دستور داده شد با اسکوکرافت همکاری کنند.

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"هنری کیسینجر" وزیر خارجه اسبق آمریکا
معتقد بود باید از غذا به عنوان سلاح استفاده کرد

عوامل اصلی در تثبیت این سند از این قرار بودند: "هنری کیسینجر، ریچارد نیکسون، مارگارت سانگر، صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID)، فدراسیون برنامه‌ریزی‌شده آمریکا، فدراسیون بین‌المللی فرزندآوری برنامه‌ریزی‌شده، باشگاه رم، یونیسف، سازمان بهداشت جهانی، بانک جهانی سازمان ملل متحد.

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"ریچارد نیکسون" رئیسجمهور اسبق آمریکا
از عوامل اصلی در برنامه استفاده از غذا به عنوان سلاح علیه مردم بود

باید به این نکته هم اشاره کرد که آدولف هیتلر هم از غذا به عنوان سلاح استفاده می‌کرد. هیتلر غذا را "یک ابزار زیبا برای مانور و تربیت توده مردم" می‌دانست. وقتی هیتلر از این سلاح استفاده می‌کرد، چه جای تعجب است که سیاستمداران غربی امروز از این سلاح فیزیکی و روانی استفاده کنند؟ آن هم زمانی که به صراحت اعلام کرده‌اند در حال جنگ با افزایش جمعیت هستند. همان‌طور که بارها ثابت شده است، "تاریخ تکرار می‌شود."

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
هیتلر هم به استفاده از غذا به عنوان سلاحی علیه مردم معتقد بود

ایران از سال 1966 به کشورهای متعهد به "کتاب غذا" (Codex Alimentarius) پیوست. این پیمان بین‌المللی تقریباً هر چیزی را که شما می‌خورید (به جز دارو) کنترل می‌کند. پیروی از دستورالعمل‌های کتاب غذا درباره ویتامین‌ها و مواد معدنی، تا ابتدای سال 2010، داوطلبانه بود، اما از ابتدای این سال، اجباری شد. سال 1994، کتاب غذا، اعلام کرد مواد مغذی، سَم هستند. با این حال، فلوراید مشکلی ندارد! چرا؟ چون مواد مغذی، زندگی سالمی را برای انسان‌ها به ارمغان می‌آورد و این کاملاً با دستور کار غرب مبنی بر جمعیت‌زدایی در تضاد است.

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"ویتامینهایتان را ببوسید، بگذارید کنار"
سازمان ملل و "کتاب غذا" برای شما برنامهای دارند

در فیلم مستند "دستورکار محرمانه" که توسط "بن استوارت" ساخته شده است، می‌شنویم:"سازمان بهداشت جهانی و سازمان غذا و کشاورزی (فائو) پیش‌بینی کرده بودند که با توجه به دستورالعمل‌های "کتاب غذا" فقط در خصوص ویتامین‌ها و مواد معدنی، وقتی این برنامه به صورت جهانی اجرا شود، منجر به مرگ دست‌کم سه میلیارد نفر خواهد شد: یک میلیارد نفر از گرسنگی و سپس دو میلیارد نفر از بیماری‌های ناشی از سوء‌تغذیه. سازمان ملل در ده‌ها گزارش مختلف، خواستار کاهش 80 درصدی جمعیت جهان شده است. تا جایی که در کنفرانس جهانی زنان (سال 1997) در پکن، رئیس برنامه غذای سازمان ملل متحد گفت: "ما از غذا به عنوان یک سلاح علیه مردم استفاده خواهیم کرد.[9]"

 

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
بخشی از مستند "دستورکار محرمانه"
به پشت پرده تلاش
های برای کاهش جمعیت دنیا میپردازد

طبق دستورالعمل "کتاب غذا"، مواد غذایی محدود می‌شود و مصرف آب کاهش پیدا می‌کند. هم‌چنین، مواد غذایی که در دسترس مردم قرار می‌گیرد، از نوع "اصلاح ژنتیکی" خواهد بود مواد مغذی، نخواهد داشت. به علاوه، هنگامی که یک کشور عضو "کتاب غذا" می‌شود، هرگز نمی‌تواند این پیمان را ترک کند.

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
"کتاب غذا" مرجع "سازمان تجارت جهانیبرای قضاوت
درباره ایمنی مواد غذایی است

 

از سوی دیگر، آن‌چه احتمالاً مبنای کاهش جمعیت قرار می‌گیرد مفهوم "نسبت وابستگی خانوادگی" است که توسط سازمان ملل ارائه شده است. برای تعیین این نسبت، همه خانواده‌ها بررسی می‌شوند تا مشخص شود چه‌قدر تولید داشته و چه اندازه (مثلاً از منابع طبیعی) مصرف کرده است. این محاسبه از طریق قبض‌های آب، برق و غیره انجام می‌شود. باید مشخص شود که آیا شما بیش از آن‌چه تولی می‌کنید، مصرف می‌کنید؟ از این راه تشخیص می‌دهند که شما یک شهروند مولد هستید، و یا به قول هنری کیسینجر یک "خورنده بی‌مصرف."

پشت پرده طرح کاهش جمعیت در جهان از زبان سیاستمداران غربی + عکس و سند
از نظر کیسینجر، شهروندان جامعه به دو دسته
"مولد" و "خورنده بی‌مصرف" تقسیم می‌شوند


[1] "Arm Yourselves with Knowledge! Global Research vs. The New York Times"

[2] "Behold a Pale Horse"

[3] "Ignoring the Apocalypse: Why Planning to Prevent Environmental Catastrophe Goes Astray (Politics and the Environment)"

[4] "T. Roosevelt letter to C. Davenport about "degenerates reproducing"

[5] "Useless Eaters Beware: Agenda to Depopulate Earth"

[6] "The New World Order: Facts & Fiction"

[7] "Margaret Sanger"

[8] "Eugenics - Not Just a Hitler Matter"

[9] "Codex Alimentarius: Population Control Under the Guise of Consumer Protection"

 

تاریخ : سه‌شنبه 21 شهریور 1396
بازدید : 230
نویسنده : sina95

 یکی از مهمترین بخش های دستگاه فراماسونری رتبه بندی است که اربابان فراماسونری تمام مردم دنیا و افراد خودشان را به ترتیب قدرتشان در هرمی طبقه بندی کرده اند که اسم این هرم را هرم قدرت گذاشته اند.

 

اما هرم قدرت:

هرم قدرت((pyramid of power

.1 لوسیفر

.2 شاه جهان

3.شورای سیزده تاجدار

4.انجمن سیصد خاندان

5.خاندان های قدرتمند تابع

6.اتاق های فکر

7.سلطه بر دارایی جهان

8.سلطه بر منابع جهان

9.سلطه بر جمعیت جهان

10.سربازان پیاده نظام

11.بردگان همیشه بدهکار

توضیح هرکدام از پله های هرم:

1.لوسیفر:

همان شیطان است.موجودی تک چشم که در نوک هرم قرار دارد و ان چشم چپش است. و به اعتقاد فراماسون ها شیطان در سیاره زهره قرار دارد تا انها زمین را برای حکومتش اماده کنند و بعد از ان شیطان بر زمین حبوط خواهد کرد

 

به این قضیه اعتقاد کامل دارند ودر مجلاتشان نیز به ان می پردازند.

2.شاه جهان:

کسی که دنیا را می چرخاند.هیچکس نمی داند کیست؟ برخلاف عقیده بسیاری از افراد که میگویند ملکه یا پادشاه یک مقام تشریفاتی است حدس زده میشود که شاه جهان ملکه انگلستان باشد.

 

3.شورای سیزده تاجدار:

سیزده نفر که هنوز ثروتشان مشخص نیست.کسانی که هیچکس نه انها را دیده و نه حتی اسمشان را شنیده است.خاندان مندس.راک فلرها.آباداناها.جریان ثروت و سلطنت درخانواده اینها موروثی است. .

نکته جالب:ای افراد کسانی ماننده بیل گیتس را در طبقات هفتم و هشتم هم راه نمی دهند

 4.انجمن سیصد خاندان:

کمیته سیصد.که کتاب کمیته سیصد توسط یک فراماسون نوشته شده است که 10 درصد مطالب انها حقیقت دارد و بقیه اش دروغ است.

 

استفن نایت در کتاب برادری میگوید تمام کتب و مغاله هایی که تا سال  1980در مورد فراماسونری نوشته شده است که  50.000 جلد است توسط فراماسون ها نوشته شده است.چرا؟

چون اگر به انسان یک معادله سخت داده شود هرجوری که شده ان را حل می کند زیرا بالاخره کسی ان را طرح کرده و صدرصد جوابی دارد.اما اگر مدام داده های مسئله را عوض کنند دیگر قادر به حل آن نخواهد بود.به همین دلیل مدام داده های درست و غلط را در جامعه تزریق می کنند.فیلم 300 را هم این کمیته طراحی و ساخته است.

خودشان می گویند:ما در کمیته سیصد دورهم جمع میشویم وتصمیم میگیریم در دنیا چه اتفاقی بیافتد؟ماننده:جنگ و بحران اقتصادی.چون نخبه هایی از تمام دنیا در لژهای فراماسونری عضوند.

5.خاندانهای قدرتمند تابع:

سرمایه داران جهان که تعدادشان ثابت نیست و میتوانند کم  یا زیاد شوند.

6.اتاقهای فکر(فراماسونری):

مغز هرم است و تمام تصمیمات در اینجا صورت می گیرد.

سرمایه دارهایی ماننده راکفلر نمی دانند که چطور می توانند تفکر مردم را تسخیر کنند این کار را نخبگانی که در اتاق فکر هستند انجام می دهند.این نخبگان همان فراماسون ها هستند.افراد اتاق فکر با وجود تمام امکانات رفاهی که در اختیارشان قرار دارد باید به شدت راز نگه دارباشند.و اگر راز نگه دار نباشند سرانجامشان قطعا مرگ است.در اساسنامه فراماسونری مجازات افرادی که رازی را فاش کرده باشند به اینگونه است:

پایه اول:بریدن زبان

پایه سوم:بیرون کشیدن روده ها

و به همین شکل با بالا رفتن پایه ها مجازات سنگین تر خواهد شد.

فراماسون ها تا پله سوم ادمهایی هستند که شما فکر میکنید فوق العاده خیر و نیکوکارند.در واقع هم همینطور است.بطوریکه در اساسنامه ماسونری کسانی که در این رتبه ها قرار دارند باید به یکی از کتب الهی اعتقاد داشته باشند.اما از پله 3 به بعد تا پله 33 کار اصلی انها شروع میشود و هرکسی نمیتواند از این پله بالاتر برود.فقط افراد موثر و بدردبخور این حق را دارند.خود ماسون ها درمورد رتبه 4 تا 33 شنیده اند اما نمی دانند چه کسانی هستند.

استفن نایت در کتاب برادری خود میگوید:اکثر ماسونرها از طبقه 4 تا 33 خبر ندارند. زمانی که استفن نایت این کتاب را چاپ کرد.انگلیسی ها این کتاب را در قطعات وسیع خریداری کرده و از اتتشار ان جلوگیری کردند.و نایت 18 ماه بعد در سن 33 سالگی به قتل رسید.

نایت کسی است که رازهای ماسونری را در کتاب برادری خود فاش کرد.

در این رتبه و پله امکانات و مکانهای تفریحی زیادی ماننده کلوپ رماری وجود دارد و این کلوپ در جزیره برمودا به وفور یافت میشود.جزیره برمودا برخلاف تمام صحبت هایی که در موردش میشود مکان تفریحی ماسون هاست(جزیره برمودا در مدار عرض 33 و طول 66 درجه قرار دارد).

 

7.سلطه بر دارایی جهان:

انها میگویند تمام ثروت دنیا باید در اختیار ما باشد.

8.سلطه بر منابع جهان:

علت حمله به عراق:طبق امار ذخایر نفت برخی از کشورهای جهان در اینده به این شکل است:

امریکا و نروژ:10سال

کانادا:8سال

ایران:53سال

عربستان:55سال

امارات:75سال

کویت:116سال

عراق:526سال

حالا می فهمید که چرا امریکا به عراق حمله کرد؟

علت مخالفت با هسته ای شدن ایران:

به گفته انها کشورهای نفت خیز خدادادی نفت خیز بوده اند ولی کشورهای نفت خیز اینده را خودمان می سازیم.نفت اینده انرژی اتمی است.اگر ایران هسته ای شود کشورهایی دیگر برای تامین سوخت به ایران وابسته میشوند و ماسونرها  نمیتوانند این را قبول کنند.

9.سلطه بر جمعیت جهان:

بلژینسکی میگوید که باید دو سوم از جمعیت جهان نابود شود.به همین دلیل با استفاده ازراههای مختلف جمعیت جهان را مورد هجوم قرار دادند.اما راههای تسلط بر جمعیت جهان:

1.استفاده از بمب اتم(هیروشیما و ناکازاکی)

2.بیماری های واگیر دار:

انفولانزای نوع a:انفولانزا به هیچ وجه انطور که می گفتند همه گیر و کشنده نبود.دلیل رواج این بیماری این بود که مردم دنیا را برای فرستادن بیماری همه گیر و اصلی که فوق العاده کشنده و هولناک است اماده کنند تا مردم عکس العمل غیرمنتظره نشان ندهند.

نکته:یکی از نشانه های اخرالزمان همه گیرشدن بیماری هاست.

جالب است بدانید که یک شرکت در ایالات متحده برای فروش واکسن ضد انفولانزا 400.000.000.000 دلار درامد کسب کرد.

بیشترین متکلم را در دنیا زبان چینی دارد.طوری که 1.500.000نفر در دنیا به زبان چینی صحبت می کنند و از هر4 نفر در دنیا یک نفر چینی است.در چین یک کارگر در یک شرکت تولید شلوار لی در ازای 12 ساعت کار ماهانه  20دلار(20هزارتومان)دریافت می کند.یعنی دولت مردان در چین ناجوانمردانه مردم خود را له می کنند تا بازارهای جهانی را تصاحب کنند.

به همین دلیل در موسسه cdc امریکا یک بیماری را از نظر زیستی تغییر داده اند که روی یک ژن خاص اثر می گذارد این بیماری فقط چینی می کشد.اسم این طرح را بیولوژی تروریسم گذاشته اند.

10.سربازان پیاده نظام:

از هر حیله ای برای پیش بردن اهدافشان استفاده می کنند.یکی از این حیله ها این است.

توضیح:جمعیت یهودیان دردنیا به علاوه ماسون های مارانوس  30.000.0000 نفر است درحالی که جمعیت مسلمانان 1.200.000.000 است.

 2 درصد جمعیت ایالات متحده صاحب 80 درصد سرمایه امریکا است.

1.استفاده از ادیان(religions):

زمانی که وهابی ها به اعتقاد خودشان اگر 5 نفر شیعه بکشند به بهشت می روند و در کشورهای اسلامی بمب گذاری می کنند در حقیقت دستور فراماسون ها یا یهودیان را انجام داده اند و برای یهودیان حکم سرباز را دارند.

مردم عربستان با وجود یهودیان زیادی که در کشورشان وجو دارد.به محض شنیدن صدای اذان مغازه خود را باز می گذارد و نماز اول وقت به پا میدارد.

 

مفتی وهابی حکم میدهد که:

1.خون سیدحسن نصرالله و هرکسی که در تظاهرات علیه اسرائیل شعار بدهد مباح است.

 

2.خانه کعبه باید خراب شود و مجددا زیباتر ساخته شود.زیرا قرار است در کنار خانه کعبه برجی درست شود به نام قلعه شیطان که 72طبقه(72از اعداد مقدس فراماسون هاست) است و قرار است سایه اش برروی خانه توحید بیافتد.

توضیح:قلعه شیطان در میان غفلت و سرگردانی جهانیان کامل گردیده و سربازانی از طرف دولت عربستان شبانه روز مامو محافضت از ان هستند.

در زیر تصویر ابتدایی این برج را می بینید.

 

اما حالا به تصویر نهایی این برج دقت کنید.

 

3.خراب کردن مناره رمه جمرات:

همان طور که گفته شد مناره رمه جمرات در فراماسونری یک اسم دیگر دارد.در فراماسونری اسمش ابلیسک است و توسط فراماسون ها پرستیده می شود.

2.تحریف ادیان حقیقی:

دستور ایالات متحده به کشورهای اسلامی:

1.حذف جهاد از کتب درسی:

چون اگر جنبه های سلبی ادیان گرفته شود و کسی در مورد جهاد و نتیجه ان اطلاعی نداشته باشد فراماسون ها راحتر به اهدافشان میرسند زیرا جهاد برخلاف ادیان و فرقه های نوظهور دیگرجنبه سلبی دارد.در کویت و عربستان و پاکستان و ...انجام شد.

2.حذف شهادت از کتب درسی. در کشورهای اسلامی انجام شد.

زیرا باوجود این موارد نمیتواند برمردم مسلط باشد.نمیتواند به راحتی منابعی ماننده نفت را خارج کرد.

به نوعی دیگر اگر روحیه شهادت طلبی و ایثار را از ملتی بگیرند دیگر هیچ چیز ندارد.

3.حذف بسم الله الرحمن الرحیم از ابتدای سخنرانی ها:

چون مهمترین ویژگی بسم الله الرحمن الرحیم دورکردن شیطان است.

نکته:در اداره کل موساد مرکز گسترده استفاده از جن قرار دارد.

گبی اشبازی فرمانده ستاد مشترک اسرائیل میگوید:برای اولین بار در جنگ تموز(جنگ 33روزه) نتوانستیم فکر نظامی طرف مقابلمان را بخوانیم.چون خدا در کتاب اسمانی اش(قران) میفرماید:هرکس که به من ایمان داشته باشد از شر شیاطین محفوظ میماند.

مصاحبه گبی اشبازی و تمام اسناد مربوط به جنگ تموز و قدرت حزب الله در روزنامه های غربی از جمله جوز الم پست و هاارس چاپ گردیده است و کسی نمیتواند ان را کتمان کند.

3.استفاده از دولت ها:

1..سرویس های امنیتی:

به دستور انها سرویس های امنیتی  پژوهشگرها را از هر نقطه جهان که بخواهند می دزدند و پس از ازار و اذیت های فراوان و تهمت دیوانگی زدن به آنها به شکل نامشخص و نامعلومی به قتل میرسانند.

2.نیروی نظامی(gavrenments):

1.حمله به کشورها:به هر کشوری که بخواهد در مقابلشان ایستادگی کند دستور حمله میدهند.

2.پلیس.قضات کشور:هرکسی را که بخواهند محکوم می کنند و کسی هم حق اعتراض ندارد.

3.سیستم آموزشی(edo catoin):

سیستم اموزشی که توسط فراماسون ها طراحی گردیده است به گونه ای است که وقتی کسی وارد ان میشود به ناچار اومانیسم خارج میشود.امکان ندارد که اومانیسم بیرون نیاید.

کتاب هایی که در سیستم اموزشی(edo cation) ما تدریس میشود ترجمه شده همان کتب غربی است.

در این سیستم اموزشی که مثلا اسلامی است و بر اساس قوانین اسلامی طراحی شده است کسی که 4 کتاب نهج البلاغه و نصایح حضرت امام و معارف و قران را خوانده باشد و بتواند در امتحان این درسها نمره خوبی کسب کند مسلمان واقعی است وچیزهای دیگر او معیار نیست و فقط قبولی در این درسها مهم است.ایا اسلام واقعی این است؟ایا این همان سیستم اموزشی غربی نیست؟

 برای مثال در کتاب درامدی بر منابع جامعه شناسی علت عدم ازدواج پسر با مادر خود این است:پسر نمیتواند با مادر خود ازدواج کند زیرا بچه انها گیج میشود که چه کسی مادر است و چه کسی دایی است؟

ایا نگاه اسلام به ازدواج درون فامیلی این است؟

در این سیستم به ناچار اومانیسم بیرون می ایی.اختیاری از خود نداری.

در این سیستم اموزشی اهداف فراماسونری دنبال میشود ونه تنها در کشور ما بلکه در تمام دنیا این سیستم اهداف فراماسونری را به مردم دنیا دیکته می کند.

برای مثال:ایا زمانی که در دانشگاه استاد مشغول درس دادن است دانشجو می تواند با شنیدن صدای اذان جلسه را ترک کند؟

4.رسانه(media):چشم.گوش.

هر چیزی که رسانه بگوید را قبول می کنیم.زیرا قدرت تحلیل را از انسان می گیرند انسان دیگر انالیزور نیست.

از رسانه به بهترین وجه ممکن استفاده می کنند.عموم رسانه های دنیا توسط دولت های غربی اداره میشود.

انها می گویند:مردم انچا را فکر میکنند که ما میگوییم.

11بردگان همیشه بدهکار(debt slaves):با عرض معذرت جایگاه مارا در این پله و تحت عنوان   گوسفند و مرید خودشان تعریف کرده اند.

مراتبی که این برده ها باید طی کنند.

1.تولد(birth).

2.مدرسه(school).

3.آرزو و ایده ال(labour).

نکته:نهایتا عضو یک کارخانه بزرگ میشود و به ارزویش میرسد.ولی هم زمان ورود و هم زمان خروج باید کارت بکشد.

یعنی در هر صورت بنده و برده طبقه مرفه یا ممتاز است.

4.پرداخت مالیات(taxes).

5.بدهکار(debts).

6.چرخه بازنشستگی و مرگ(ritirment cycle).

سوال:آیا این نحوه ی زندگی با نحوه ی زندگی گوسفند تفاوتی دارد؟

جایگاه عبادت در این چرخه کجاست؟

عبادتی که اصل است و تمام اینها فرع بودند تبدیل به فرع شده است و اصل از بین رفته است.دیگر جایی برای خدا نیست.

میچل میگوید:150 سال است که خدا در اروپا مرده است.

مراحل فریب انسان و حذف خدا از زندگی وی توسط شیطان:

ان چیزی که ابتدا در اروپا شکل گرفت.حاکمیت خدا بود.

بعد از ان فلسفه دئیسم

(deism)

وارد شد.این فلسفه میگوید که من خدا را قبول دارم زیرا نشانه هایش را میبینم.

نکته:اول حاکمیت مطلق خدا بود.پس از ان پرستش خدا به دلیل نشانه هایش ایجاد شد.

برای دیدن نشانه های خدا احتیاج به لمس کردن بود و اینکار توسط عناصر 5 گانه حسی انجام میشود که این باعث ایجاد فلسفه بعدی با نام امپریالیسم شد.

در این فلسفه گفته میشود که من خدا را تاهرجا ببینم قبول دارم.و زمانی که ان را نمی بینم و نمی شنوم پس وجود ندارد.محوریت از خدا به انسان تغییر کرد که باعث ایجاد اومانیسم شد.

پس از مدتی اومانیسم به اگوئیسم(خودم)تبدیل شد.

اومانیسم ها میگویند انسان نباید دزدی کند زیرا اگر دزدی کند.دزدی باب میشود و پس از رواج ان از خانه خود انسان نیز دزدی میشود.ولی اگر خانه خود انسان کاملا ایمن باشد و کسی نتواند از ان دزدی کند.او میتواند دزدی کند.

چرا امریکا امروزه با خیال راحت و با ارامش خیال به هر کشوری که میخواهد حمله میکند؟زیرا مطمئن است که هیچ کشوری توان حمله به امریکا را ندارد.

بعداز این بحث فلسفه س اگوسنتریسم(فقط خود خودم)مطرح شد.

انتوان لاوی در 13 بند انجیل شسطان خود اورده است که هر وقت کسی وارد خانه تو شد و تو از او خوشت نیامد اورا از خانه بیرون کن زیرا ثانیه های که می گذرد تو باید لذت ببری و نباید زجر بکشی زیرا اخرتی وجود ندارد.

بعد از این بحث سیطنیسم بوجود آمد(شیطان پرستی).از سال 2000 تا 2010 را دهه ی سیطنیسم نامیدند.

زمانی که انسان از کلمه من استفاده کرد(نقطه ضعف انسان) شیطان براو چیره شد.خود شیطان نیز زمانی که از کلمه من استفاده کرد رانده شد.

 


تاریخ : چهارشنبه 01 شهریور 1396
بازدید : 266
نویسنده : sina95

 (بسم الله الرحمن الرحیم)
بسياري از ايده ‏‏هاي صهيونيست‏‏هاي مسيحي ـ که اعتقاد به قدرت ها و نیروهای شگرف شیطان، بخش مشترک این ایده ها با شیطان پرستان است ـ در اشعار سران متال به روشني به چشم مي‏‏ خورد و عقيده در مورد قدرت بي‏‏ نظير شيطان در آخرالزمان درآن موج مي‏‏ زند.

 

رابطه تنگاتنگ برخی موسیقی ها با شیطان پرستی

 

 

تاکنون موسیقی متال و زیر شاخه های این سبک، خدمت شایانی به جریان شیطانی نموده است.

 

سبک متال به علت ظرفیت بالا و همخوانی و سنخیت بالایی که با سنت ها و آداب شیطانی دارد، توانسته است در انتقال مفاهیم شیطانی و رضایت بخش جلوه دادنِ مرام شیطان، چهره موفقی از خود به نمایش گذارد.


 

از نقطه نظر محتوا و مضمون، ابتذال و خشونت جزء لاينفك درون مایه های ترانه‌هاي شیطانی است؛ یعنی مضامینی که حول محورهاي بي‌پروايي جنسي، القاء ترس در ذهن و جان دیگران و ضدیت با آموزه های وحیانی و الهی مي‌چرخد.


پاره ای از گروه های موسیقی مشهور، با شيطان‌پرستی ارتباطي ناگسستني دارند؛ به گونه ای که بعضی از سران این گروه ها به دلايلي، نظير جنون جنسي، تجاوز به عنف، كتك كاري و افراط در مشروب‌خواري چند وقتي را پشت ميله‌هاي زندان گذرانده‌اند.

 

مرلین منسون ـ كه نام حقيقي او ، Brian Hugh Warner است ـ يك موسيقي دان و رهبر گروه Marilyn Manson مي باشد.


وی تاکنون در قالب اشعار شیطانی و خشن و ضد دین در رواج شیطان گرایی نقش موثری داشته است. مضامین ضد مسیح و پاره کردن انجیل در هنگام اجرای کنسرت و خطابش به جمعيت که با صداي سنگين و خشكيده فرياد می زد:‌ «اين است خداي شما» در مورد وی مشهور است. اعتقاد به بي‌اعتقادي و اعتقاد به پوچي و دعوت به پوچ گرایی پیام کلیپ های منسون است.


ترانه های گروه منووار ـ که در زمان اصلاحات در ایران ترجمه، چاپ و منتشر شد ـ چنان به مضامین خشن پرداخته که ترویج و نشر آلبوم های این گروه در بسیاری از کشورها ممنوع گردیده است. درون مایه اشعار این گروه، اباحی گری، هنجار شکنی، قانون گریزی، تعرض به سنت ها، وهن مذهب و مقدسات است. سوغات این گروه ممنوعه كه به صراحت داعيه « شيطان پرستي » دارند؛ آثار مخرب روانی و آسیب های متعدد اجتماعی برای جوانان بوده است.


بسياري از ايده ‏‏هاي صهيونيست‏‏هاي مسيحي ـ که اعتقاد به قدرت ها و نیروهای شگرف شیطان، بخش مشترک این ایده ها با شیطان پرستان است ـ در اشعار سران متال به روشني به چشم مي‏‏ خورد و عقيده در مورد قدرت بي‏‏ نظير شيطان در آخرالزمان درآن موج مي‏‏ زند.


در صحيفه حزقيال نبي در مورد آخرالزمان و آرماگدون آمده است: «باران‏‏هاي سيل آسا و تگرگ‏‏هاي سخت آتش تکان ‏‏هاي سختي در زمين پديد خواهد آورد که کوه ها سرنگون خواهند شد و زمين منهدم مي ‏‏‏‏شود.»


مکان وقوع اين جنگ در صحراي «مگيد» و در شمال اسرائيل و کرانه غربي رود اردن است که به پيش بيني صهيونيست‏‏هاي مسيحي اين جنگ ميان نيروهاي خير(يهوديان) و نيروهاي شهر (مسلمانان) رخ مي‏‏ دهد و به همه دنيا کشيده مي-شود.( ديويد هاوري، مسيحيت، ترجمه عبدالرحيم اردستاني، مرکز مطالعات اديان قم، ص 38 تا 55)

 

شاعر مشهور متال، اريک آدامز در البوم سلاطين فلزي آورده است:
« زمين با آتش در آميخته مي‏‏ شود.
در جنگ آرماگدون ابتدا ترو مپت ها به صدا در مي‏‏آيند.
و سپس تگرگ، آتش و خون بر تخت سلطنت شيطان فرو مي‏‏ ريزد.
موي او همانند جامه‏‏ايی که حقيقت را پنهان مي‏‏ کند سفيد است و چشمانش همانند آذرخش مي‏‏ درخشد.»( سلاطين فلزي، منووار، اريک آدامز، انتشارات دژ، ص 113)


در ترانه‌هاي «بلك سبث»، ایده های انتوان لاوی در باب سیطره شیطان بر جهان و انفعال خدا؛ به صورت واضح و صریح انعکاس یافته است؛ چنان که انکار معاد و رستاخیز و سخره گرفتن جهان پس از مرگ ـ که در نوشته های لاوی به صورت برجسته ای مورد تاکید قرار گرفته است ـ در این شعر منعکس گردیده است:


«....چه معبودي است اين كه مي‌ايستد و گريه‌هاي مردمش را گوش مي‌دهد و كاري نمي‌كند؟
كدام دست به اعتراض بلند خواهد شد، در حالي كه مُردن مردم را مي‌بيند؟
اين چه‌گونه زندگي است؟ چه آينده‌اي در انتظارمان است؟
آه، آه، اين نتيجه اشتباهات‌مان است ».
و
«... دنياي فاني كم‌كم ما را نابود مي‌كند؛
فكر نمي‌كنم هيچ خدايي اكنون بتواند رستگارمان سازد؛
رستاخيز همين‌جاست؛
فردايي وجود نخواهد داشت؛
اي عيسي! پرسش‌هاي ما،
گويي هيچ‌گاه شنيده نشده‌اند.
... آيا به راستي بهشت و دوزخي وجود دارد؟
به من بگو كه آيا آن بالا خدايي وجود ندارد؟!... »( شب را ورق بزن ص 266 ـ 268)

 

یا در مجموعه «قوم محزون» چنین آمده است:
« ... ايستاده‌ام اينجا و تمام ايمانم را از دست داده‌ام؛
زندگي دوباره ممكن است دروغ باشد!
اما زندگي كنوني‌ام نيز ارزش درد كشيدن ندارد ... »( قوم محزون، نشر مس ص 98)

 

عبارات بالا دقیقا مضمون بندهایی از کتاب انجیل شیطانی لاوی است که در قالب موزون ریخته شده است. این در حالی است كه مروجین و مترجمین ترانه‌هاي اين گروه در کشور، سعی می کنند محتوای اشعار اين گروه را «ضدجنگ» معرفي كند که بتوانند آن را با ارزش های دینی و فرهنگ بومی سازگار نشان دهند.


« ديو ماستين »‌ که در اعتراض به انجام حركات وحشيانه متاليكا بر روي سن در هنگام اجراي كنسرت از اعضاي گروه جدا شد و گروه « مگادث » را شكل داد؛ در مصاحبه ای با اظهار تنفر شديد از متاليكا مي‌گويد : « ... من در كثافت غوطه مي‌خوردم . وقتي جيمز هتفيلد سر خفاش زنده را با دندان جدا مي كرد و خونش را مي‌مكيد ، مي‌خواستم همان‌جا روي سن بالا بياورم .... »

 

در جای دیگر آمده است: « .... متولد مي‌شود از دوزخ
قدرت برتر شيطان
تا ويران كنند محراب كليسا را
و كشتار كند آنان را كه مسيحي متولد مي‌شوند
كليساها ويران مي‌شوند
صليب‌ها مي‌شكنند
او مي‌خندد در ميان كفر
گويي كه در سرزمين مرگ است
... و آخرين نبرد آغاز مي‌شود
ضدمسيح و اهريمن
فرشتگان و خدا مي‌جنگند
ضدمسيح! .."( قوم محزون ، نشر مس ص 18 و 20)

 

نتیجه این که نه فقط در متال بلکه در شاخه های دیگر موسیقی، هم از جهت محتوا و مضمون و هم از جهت شکل و قالب، آن چه تبلیغ می شود آیین شیطان پرستی و مرام شیطانی است. اگر هم به شیطان و آیین شیطان پرستی تصریح نگردد، به آموزه های این مرام پرداخته می شود. که البته باید توجه داشت آن چه برای شیطان مهم است نام و رسم و آوازه او نیست، بلکه ایده ها و مرام و منش شیطانی برای شیطان مهم تر است.

 

  • منبع: شهید آوینی

تاریخ : چهارشنبه 01 شهریور 1396
بازدید : 221
نویسنده : sina95

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشه‏اى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت‏ خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مى‏شود نزديك است كه روغنش هر چند بدان آتشى نرسيده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‏ خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مى‏كند و اين مثلها را خدا براى مردم مى‏زند و خدا به هر چيزى داناست

الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ

کسانى كه در باره آيات خدا بدون حجتى كه براى آنان آمده باشد مجادله مى‏كنند [اين ستيزه] در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آورده‏اند [مايه] عداوت بزرگى است اين گونه خدا بر دل هر متكبر و زورگويى مهر مى‏نهد

 


 

این چشم جهان بین همان چشم هوروس  Horus خدای مصری است.

در مطالب قبلی در باره هوروس توضیح دادم. این چشم همان چشمی است که در مجسمه بودا آن را می یابید… چشم سوم علامتی که هندو ها بین دو ابروی خود قرار می دهند ،نمادی از این چشم سوم است . چشم شیوا.

چشم برزخی.

هرم نماد انسانی است که در حال مدیتیشن است و چشم روی هرم به معنی گشوده شدن چشم سوم است.

در اینجا سنگ نهایی هرم که با آن هرم کامل می شود Capstone یا Keystone هرم است.شاه کلید سنگهای هرم و ،نمادی از مغز است. وقتی که هرم کامل شد و سنگ نهایی بر سر جایش قرار گرفت،مغز شما به اوج توانایی خود می رسد.مغز شما با غده صنوبری Pineal Gland به اتحاد می رسد.

خوب بحث طلسم را تا همین جا داشته باشید تا بعد به آن باز گردیم. اینجا لازم می دانم تا کمی درباره غده صنوبری Pineal Gland که در مغز ما انسانها قرار دارد کمی توضیح دهم تا باز به مبحث طلسم بازگردیم.

غدد اصلی که سیستم درون ریز بدن انسان را تشکیل می دهد، غده هیپوتالاموس، هیپوفیز، تیروئید، پاراتیروئید، آدرنال، جسم صنوبری و غدد تناسلی می باشد که شامل تخمدان ها و بیضه هاست. جسم صنوبری که غده صنوبری نیز نامیده می شود، در وسط مغز قرار گرفته است.

(در پرانتز:در تصاویر بالا به آرایش موهای مجسمه و شباهت آن با مجسمه میوه درخت صنوبر(در واتیکان) دقت کنید.در ضمن به آن دو طاووس که از آن میوه محافظت می کنند دقت کنید.کسانی که با اسطوره ها و نمادشناسی آشنا هستند،معنی طاووس و ملک طاووس(دربان بهشت) که ابلیس با فریفتن آن وارد بهشت شد را می فهمند.جالب اینجاست که ابلیس به شکل مار به بهشت وارد شد و آدم و حوا را فریفت.مار را هم خواهید دید.)  این غده ملاتونین ترشح می کند، هورمونی که چرخه خواب-بیداری را تنظیم می کند.    غده صنوبری اخرین غده درون ریز بوده که که نقش و کاربرد ان کشف شده است . ومحل در مغز عمیق است و ظاهرا نشان دهنده اهمیت ان است.عده ای بر این باورند که این غده که دقیقا از نظر جغرافیایی در مرکز مغز انسان قرار دارد ،همان چشم سوم یا چشم برزخی انسان است.

من در اینجا قصد رد کردن و یا تائید کردن این قضیه را ندارم.ولی آنچه برایم مسلم شده این است که در باره این غده حقایقی وجود دارد.حقایقی که از زمان سومریان و مصریان افرادی به آن دست پیدا کرده بوده اند. آنها  اعتفاد دارند که با فعال شدن این غده در مغز دریچه ای جدید بروی شهود انسان از اطرافش گشوده می شود.فعال شدن این غده را برخی به همان چشم سومی تعبیر کرده اند که در مجسمه های بودا مشاهده می کنید.در یوگای هندی به این چشم سوم (اجنا) می گویند.با فعال شدن آن انسان توانایی تله پاتیک عمیقی را پیدا می کند.

رنه دکارت فیلسوف معروف آن را خانه روح نام نهاده است. چیزی که مشخص است این است که گروهی به دانش فعال سازی این غده دست پیدا کرده بوده اند و از زمان باستان از این توانایی جادویی استفاده های فراوان برده اند.و تا جایی پیش رفتند که این نیرو را به جای خداوند فرض کردند و به پرستش او پرداختند.

گمان می کنم تا حدودی با ریشه های مشترک آئین های شرک آلود سومری،مصری،یونانی،هندی،بودایی و …آشنا شده باشید.چیزی که عجیب است این است که تمامی آنها از این غده حرف می زنند. که البته این حقیقت برای عامه مردم مخفی است و تنها کسانی به راز آن پی خواهند برد که به نمادها آشنا باشند و توانایی گشودن رمز و Decode کردن آن را داشته باشند.پس تا زمانی که این قضیه مخفی است ،اگر کسی از این نیروی درونی استفاده کند در نگاه دیگران حکم یک جادوگر و معجزه گر را دارد.

در عرفان های هندی و یوگا از نیرویی و انرژی صحبت می شود به نام کندالینی : از دید آنها ،کندالینی Kundalini (کندالینی نیرویی روحانی و کیهانی است که به صورت حلقه شده در تمام انسانها بصورت وارونه در دهانه سوشومنا نیدی قرار گرفته است. کندالینی آگاهی خالص، رهایی و دانش است.) از دیدگاه آنان وقتی که این انرژی ذخیره شده (که آن را به صورت و نماد دو مار نشان می دهند)،حرکت خود را در بدن به سمت بالا و به تدریج انجام می دهد وفتی که در این مسیر تمام چاکراهای خفته و عیر فعال را بیدار کرده و فعال کرد،نهایتا به چاکرای ششم می رسد. و آن چاکرا همان غده صنوبری یا چشم سوم است.

با فعال شدن این غده رویداد عجیب و منحصر بفردی در بدن اتفاق می افتد.و آن این است که شما ماورای فضا و زمان را در حالیکه هنوز خود در فضا و زمان هستید می بینید.  واین پدیده یک دروازه ستاره ای است.یک StarGate.

آنچه که از طریق آنها ادعا می شود این است که شما با افزایش فرکانس ارتعاشات خود خواهید توانست تا این غده را فعال کنید و برای افزایش ارتعاشات باید مدیتیشن کنید. (خوانندگان ماجراجو لطفا مراقب باشند) بهترین جا برای مدیتیشن از نظر آنان زیر یک هرم است.زیرا هرم به خاطر ساختار خاص هندسی خود بیشترین مقدار از انرژی کیهانی را دربافت کرده و کالبد شما را با آن شارژ می کند.و با این کار شما فرکانس ارتعاشات خود را طی چند مرحله رزونانس آنچنان افزایش می دهید که هم فرکانس با ارتعاشان موجود در غده صنوبری شوید.و دروازه ستاره ای را می گشایید. البته اگر این هرم ها در محل تقاطع خطوط انتقال انرژی زمین قرار گرفته باشند،بیشترین اثر مشاهده می شود.

من تا اینجای قضیه مشکلی ندارم.مسئله اینجاست که شما خواهید توانست دروازه ها را بگشایید.و دید شما ماورای فضا و زمان را خواهد دید.حتما موجودات ماورایی را ملاقات خواهید کرد ولی کدام موجودات را؟؟!! ادعای من این است که شما با شیاطین و اجنه ارتباط برقرار خواهید کرد. آنچه که در طول تاریخ آنها در لژهای مخفی خود آن را بارها و بارها انجام داده اند. حالا شاید متوجه شده باشید که ساختمانهای هرمی چه نقش کلیدی در این پدیده ایفا می کنند. شاید بد نیاشد که بدانید همان گونه که چشم سوم (غده صنوبری)Pineal Gland در مرکز جغرافیای مغز ما قرار دارد .اهرام مصر در مرکز جغرافیای انرژی کیهانی در زمین قرار گرفته است. وتمام شهرهای ساخت فراماسون ها و تمام لژهای آنان روی این خطوط و مخصوصا محل تقاطع این خطوط قرار گرفته اند. ومصریان باستان و فراعنه به دروازه های ستاره ای دست یافته بودند.


 

 

وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ*

أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ*

و فرعون گفت:ای هامان! برای من کاخی بلند بساز تا به آن درها دست یابم*

درهای آسمانها،تا از خدای موسی آگاه شوم.من او را دروغگو می پندارم.

اینچنین عمل زشت فرعون در نظرش آراسته شد و زیبا جلوه نمود و از راه حق بازداشته شد.و مکر و تدبیر فرعون جز به کار هلاکش نیامد.

 


 

برمی گردیم به جناب الیستر کرولی یا همان جادوگر عصر مدرن:

همانطور که در قسمتهای قبل دروازه های ستاره ای توضیح دادم ،به این نکته اشاره شد که او موفق شد تا با انجام مناسک جادویی خویش دروازه های ستاره ای را در هرم گیزا در مصر بگشاید. او موجودی را رویت کرد به نام Aiwas . او از قیافه او تصویری کشید.او برای این شیطان نماد و مهری را کشید .که در تصویر مشاهده می کنید.در این طلسم به خوبی حروف OZ را مشاهده می کنید.

نمی دانم،شاید شما در کودکی فیلم یا کارتون جادوگر شهر OZ را دیده باشید.در این فیلم چهره این جن به خوبی نمایش داده شده است.من توصیه می کنم تا حتما این فیلم را ببینید و آنگاه از آنچه که امروزه در اطرافتان اتفاق می افتد شوکه شوید.(حادثه ۱۱ سپتامبر را ببینید)

یک جن در هرم گیزا توسط کرولی ظاهر شد. این اتفاق در روزهای ۸،۹،۱۰ آوریل سال ۱۹۰۴ میلادی افتاد.این جن به آلیستر کرولی گفت که او کاهن و مشاور خدای مصری  Hoor-pa-Kraat  است.هور پا کارات نمادی و تجسمی از خدای مصر باستان حوروسHorus است .یک شیطان که شباهت فوق العاده عجیبی به آنچه از تصاویر بیگانه های فضایی در ذهن دارید،داشت.

البته آلیستر کرولی برای زیارت این موجود زحمت خیلی زیادی کشید.این اجنه برای نشان دادن خود رونما می خواهند.مثلا آنها خیلی به خون و خون ریختن علاقمندند.اگر این خونریزی همراه با اعمال شنیع (س/ک/س/ی) همراه باشد،صد البته اثری چند برابر خواهد داشت.آلیستر کرولی سالیان زیادی را صرف اینگونه فعالیتها کرد.او شنیع ترین و وحشتناکترین اعمالی را که در تصور من و شما می گنجد انجام داد که البته من شرم دارم و معذورم که آنها را بیان کنم.


 

یا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد پاى از پى گامهاى شيطان منهيد و هر كس پاى بر جاى گامهاى شيطان نهد [بداند كه] او به زشتكارى و ناپسند وامى‏دارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هيچ كس از شما پاك نمى‏شد ولى [اين] خداست كه هر كس را بخواهد پاك مى‏گرداند و خدا[ست كه] شنواى داناست


 

او به آلیستر کرولی گفت که او رسالت دارد تا پیام این خدا را برای انسانها برساند و آغاز عصر جدید بشریت و قرن جدید انسانها را به آنها اعلام کند.(آری آنچه که تا به آن روز مخفی بود،توسط کرولی علنی شد) Aiwas سه بخش از کتابی را که بعدها به کتاب قانون The Book Of Lawمشهور شد،به آلیستر کرولی دیکته کرد.این کتاب نقشه راه رسیدن به این عصر جدید را افشا می کرد.یک سلطنت دو هزار ساله.عصری پر از خون و آتش . مملو ازجنگ و کشت و کشتار.عصری با آزادی ها و ولنگاریهای بی مانند.عصری با هرج و مرج و آشوب لجام گسیخته.عصری دقیقا مشابه آنچه که امروز من و شما در آن زندگی می کنیم. پس از این ملاقات شوم بود که دنیا به آتش کشیده شد تا این شیاطین از خون و خون ریزی سیراب و سرمست شوند..من مدارکی را در اختیار دارد که ارتباط تک تک این افراد جنگ سالار با آلیستر کرولی را ثابت می کند.

و دنیا با سرعت دیوانه بار و جنون آمیزی به سمت بی بند و باری و ولنگاری و ابتذال پیش رفت:مطرح شدن گروه موسیقی BEATLES  با آوردن آنها از انگلیس به آمریکا و شیوع مصرف مواد مخدر و توهم زا و جنبش هیپی ها و جنبش همجنسبازان و … تا به امروز


فلسفه حاکم بر این کتاب بعدها به Law of Thelema مشهور شد. Thelema یک لغت یونانی است به معنی (خواهش Will)(خواهش حقیقی True Will)، این فلسفه هسته مرکزی فلسفه آلیستر کرولی را تشکیل می دهد. اینکه هر چه که نفس آن را می خواهد روا است.نفست را با اجرای خواهشهایش شاد کن و سیراب. همان فلسفه ای که دکتر آنتوان لوی Anton Szandor LaVey برپایه این فلسفه کلیسای خود را بنیان نهاد.

کلیسای شیطان پرستان.

دوستان من در ذهن خود آنچه را که از شیطان پرستان دارید به دور بریزید. همه کار آنان خالکوبی بروی چشم و ابرو و خون خوردن و … اینجور حرفها نیست.

گرچه انتهای کار آنان به جایی فجیع تر منتهی می شود. ولی حرف اصلی آنان چیز دیگریست.آنان می گویند.(آنچه که تو دوست داری،آن درست است) این امیال توست که ارزش دارد.نفست را با رساندن به این امیال سیراب کن. آنگاه معجزه ها را مشاهده کن دقیقا نعل به نعل آنچه که در کتاب راز Secret می خوانید. دقیقا آنچه که از دموکراسی در ذهنمان جا داده اند. آنها می گویند آنچه میل اکثر مردم است حق است.آنچه که دوست داری انجام ده. هر جور که دوست داری زندگی کن. هر عرفانی را که دوست داری همان راه توست. (به عدد انسانهای روی زمین راه برای رسیدن به خدا هست). این بزرگترین دروغ شیطان است.

دوست من حتی اگر امروز همه ما در یک همه پرسی شرکت کنیم و به نبود خدا رای دهیم… ولی بدان باز خدا هست.و راه او فقط یکی است راه راست.  از تانترا یوگا و گروپ س ک س به خدا راهی نیست.این راه رو به جهنم است. راه نجات در درون ماست در مرکز جغرافیای وجودمان…در مرکز نه در شرق تو….. و نه در غرب تو…آن نور ،نور خداست، آن نور نور علی نور است.


تاریخ : چهارشنبه 01 شهریور 1396
بازدید : 284
نویسنده : sina95

 شیطان

 

پاسخ:

قرار نیست که هر کس از دیگرى بزرگ تر و قدرت مند است دیگرى را از بین ببرد؛ زیرا این کار چیزى شبیه قانون جنگل خواهد بود كه هر كسى نافرمانى و گناه مى كند، خداوند او را از بین ببرد تا سوال كنیم، چرا با شیطان چنین نكرده است و او را از بین نبرده است؟ همان گونه كه انسان هاى بسیارى نافرمانى و گناه مى كنند، اما خداوند تا زمانى كه به اجل خود نرسیده باشند، آنها را از دنیا نمى برد و تفاوتى از این جهت با انسان هاى دیگر ندارند.

ابلیس از آفریدگان خداوند و از جنیان است و مدت‏هاى طولانى خداوند را عبادت كرده بود، و به واسطه نافرمانى از خداوند، از درگاه او رانده شد و از این پس به نام شیطان شناخته مى‏شود. شیطان بر هر موجودى گفته مى‏شود كه انسان را فریب دهد، خواه از جنیان باشد یا از انسان‏ها، بنابراین، شیطان از ابتدا شیطان آفریده نشد. او در ابتدا پاك بود. او مخلوقى چون سایر مخلوقات خدا در اطاعت پروردگار و از مقربین درگاه ربوبى بود، اما بر اثر یك امتحان كه احترام به آدم بود، لغزید(1) و از درگاه الهى رانده شد.(2) شیطان در برابر آن همه عبادت، از خداوند تقاضاى زنده ماندن تا روز قیامت را نمود و خداوند او را تا آن روز مهلت داد. شیطان آفریده نشد تا خلایق را بفریبد. او فریب نفس خویش را خورد و از خداوند مهلت خواست تا دنیا هست، او نیز باشد، و از آن پس قسم خورد تا انسان‏ها را بفریبد مگر كسانى را كه مومن باشند.(3) و خداوند نیز این مهلت را به شیطان داد. اما چرا این مهلت را از طرف خداوند یافت، مى‏توان گفت فلسفه وجود شیطان براى انسان، همانند وجود قواها و غرایز و نفس اماره درون انسان است كه انسان‏ها را به سوى بدى و دور شدن از خدا امر مى‏كنند. از طرف دیگر گرایش به سوى كمال و نیكى و خرد و رسولان و پیامبران الهى، در مقابل آنها قرار مى‏گیرند تا انسان‏ها را به كمال و خوشبختى سوق دهند. تنها در صورت وجود هر دو نیرو در انسان است كه وى مى‏تواند با اختیار خود، یكى از دو راه را انتخاب كند تا به سعادت یا شقاوت برسد.

انسان نیز براى خالص شدن، نیازمند امتحانى سخت است تا جوهره اصلى اش نمایان شود كه در نتیجه وارد مرحله استحقاق و محبت الهى گردد و با خطاب "ارجعى" لایق دیدار پروردگارش شود. دنیا میدان آزمایش است و انسان هدف این آزمایش، پس حریف قدرى چون شیطان لازم است تا انسان بتواند در مصاف با او، استعدادهاى خارق‏العاده خود را شكوفا كند

 

بنابراین اگر نفس اماره و نیروهاى سركش و شیطان‏ها نبودند، انسان نمى‏توانست در معرض آزمون الهى قرار گیرد و با نفى و طرد و مبارزه با آنها، موجب شكوفا شدن استعدادهاى عالى انسانى و سیر در مسیر كمال و خوشبختى و سعادت ابدى شود، پس شیطان شر مطلق نیست."علامه طباطبایى" فرموده است: "اگر شیطانى نبود، نظام عالم انسانى هم نبود، و وجود شیطانى كه انسان را به شر و معصیت دعوت كند، از اركان نظام عالم بشریت است، و نسبت به صراط مستقیم، او به منزله كناره و لبه جاده است و معلوم است كه تا دو طرفى براى جاده نباشد، متن جاده هم فرض نمى‏شود".(4) البته وجود نیروهاى شر، خلاصه در ابلیس یا شیطان بزرگ نمى شود، بلكه بسیارى از انسان ها و جنیان نیز با او همراه و در كنار او هستند و همه اینها به منزله همان لبه جاده و دره هاى سقوط اند. هم چنین به تجریه و تحقیق ثابت شده است كه فلزات براى آن كه از ناخالصى و زوائد پاك شوند، باید در كوره‏هاى داغ قرار گیرند تا پس از آن به شكل فلزى با ارزش درآیند. انسان نیز براى خالص شدن، نیازمند امتحانى سخت است تا جوهره اصلى اش نمایان شود كه در نتیجه وارد مرحله استحقاق و محبت الهى گردد و با خطاب "ارجعى" لایق دیدار پروردگارش شود. دنیا میدان آزمایش است و انسان هدف این آزمایش، پس حریف قدرى چون شیطان لازم است تا انسان بتواند در مصاف با او، استعدادهاى خارق‏العاده خود را شكوفا كند.

 

 

پى‌نوشت‌ها:

1 - ر. ك : سوره بقره، آیه 34

2 - ر. ك: سوره حجر (15) آیه 34.

3 - ر. ك: سوره ص (38) آیات 83 و 82.

4 - تفسیر المیزان، ترجمه فارسى،

بخش اعتقادات شیعه تبیان


 


تاریخ : جمعه 13 مرداد 1396
بازدید : 479
نویسنده : sina95

 در روزگاری زندگی می‌کنیم که تاثیر سبک زندگی غرب بر روی مسائل روزمره‌ زیاد است در این گزارش برآن شدیم تا به ضرورت اشاعه سبک زندگی اسلامی و مقابله با تأثیر مخرب فرهنگ غرب بر خانواده‌ها بپردازیم.

ترویج سبک زندگی اسلامی و تحکیم بنیان خانواده  

نهاد مقدس خانواده، رکن بینادین اجتماع بشری و محمل فرهنگ‌های گوناگون است تا جایی که سعادت و شقاوت امت‌ها، مرهون خانواده می‌باشد. اولین شرط داشتن جامعه‌ای سالم و پویا، سلامت و پایداری خانواده است. همه دستاوردهای علمی و هنری بشر در سایه خانواده‌های سالم و امن پدید آمده است. در این میان نقش زن به عنوان یکی از ارکان اصلی خانواده از اهمیت فراوانی برخوردار است که در عصر حاضر تلاش می‌شود از جایگاه و نقش اصلی خود دور بماند که نتیجه آن جز بیماری و فروپاشی خانواده نیست. لذا زنان جامعه ما باید اهمیت این موضوع را درک کرده و با سبک زندگی اسلامی و ایرانی در راه داشتن خانواده‌ای پویا و سالم تلاش کنند. 



                   //////

بصیرت سیاسی و اجتماعی 
 

رسالت زنان امروز، حضور مستمر و آگاهانه در صحنه‌های سیاسی، اجتماعی و دفاع و دیده‌بانی از ارزش‌های نظام اسلامی است. اگر زن مسلمان، دیروز دوشادوش مردان برای اقامه ارزش‌های الهی قیام کرده و پس از آن نیز رشادت‌ها داشته است، امروزه نیز وظیفه خود می‌داند که با انگیزه الهی خود در صحنه حضور یابد. 
 
زنان جامعه اسلامی در جریان انقلاب و هشت سال دفاع مقدس ثابت کردند موجودیتی وارسته از دنیاخواهی و آراسته به حق‌جویی دارند و عهده‌دار مسئولیت سنگینی هستند، آن‌ها با فکر و اندیشه می‌توانند در تمامی صحنه‌های جامعه با بصیرت و آگاهی مشارکت فعال داشته و به فعالیت بپردازند. 
 

رشد علمی توام با اخلاق  

 
با توجه به ضرورت و اهمیت نقش‌آفرینی زنان در جریان پیشرفت جوامع و نیز رشد حضور زنان در دانشگاه‌ها و مراکز علمی، به نظر می‌رسد افق آینده در این زمینه روشن و مطلوب است اما نکته‌ای که باید به آن توجه کنند این است که رشد علمی باید همراه با اخلاق اسلامی باشد که ثمرات آن بیش‌تر و مفیدتر و به رشد و کمال انسانی منتهی شود. 
 

مشاجره در خانواده باعث گرایش جوانان به شبکه‌های اجتماعی می‌شود 

 
بخشی از نیازهای ارتباطی در خانواده تامین می‌شود و در خانواده‌های امروزی ارتباطات عاطفی به حداقل رسیده است و همان‌طور که می‌دانیم افزایش ارتباطات عاطفی افراد موجب کاهش گرایش به شبکه‌های اجتماعی خواهد شد. خانواده‌ها به لحاظ شکلی محدودتر شده‌اند و از حالت گسترده به هسته‌ای تغییر شکل داده و تعداد فرزندان کمتر شده است. 
 
یکی از دلایل عمده سست شدن پایه‌های خانواده این است که افراد اوقات کمتری را در کنار هم می‌گذرانند و کوچک شدن خانواده‌ها به دلایل مختلف از جمله تلاش برای تامین هزینه‌های خانواده و امرار معاش، منجر به کاهش ارتباط اعضای خانواده به خصوص روابط عاطفی آن‌ها شده است و دوری اعضای خانواده نسبت به هم و تامین نشدن نیازهای عاطفی و ارتباطی افراد در این شرایط امری اجتناب ناپذیر است که با این وضعیت فضاهای مجازی و شبکه‌های اجتماعی که بین جوانان و دیگر اقشار رواج یافته‌اند، جای‌گزینی برای تامین نیاز عاطفی و ارتباطی افراد می‌شوند. 
 
شبکه‌های اجتماعی ابزاری برای اشاعه‌ی فرهنگ غربیست/درصورت تدبیرنکردن مسئولین،باید به حال فرهنگ گریست
 
شبکه‌های اجتماعی از این منظر که باعث وسعت ارتباطات می‌شوند بسیار خوب است اما باید توجه داشت افرادی که در این شبکه‌ها با هم ارتباط برقرار می‌کنند هیچ شناختی نسبت به یک‌دیگر ندارند و ممکن است اطلاعاتی که رد و بدل می‌شود صادقانه نباشد. 
 
مشاجره افراد در محیط خانواده و دیگر فضاها یکی از مشکلاتی است که به دلیل عدم برقراری ارتباط صحیح با دیگران اتفاق می‌افتد اما در فضای مجازی معمولا مشاجره و درگیری وجود ندارد. افراد بدون هیچ شناخت و سابقه‌ای نسبت به هم، با پرداختن به صحبت‌های کلیشه‌ای، احساس می‌کنند که طرف مقابل با آن‌ها هم‌دلی و هم‌دردی می‌کند و هیچ جبهه و مقاومتی را در وی نمی‌بینند و این یکی از دلایلی است که افراد در فضای مجازی احساس آرامش بیشتری داشته و به این فضا گرایش دارند. 
 
استفاده از این شبکه‌ها ، عطشی است که در بین جوانان وجود دارد و اگر به درستی هدایت نشود، ممکن است به بیراهه برود. آموزه‌های دینی و آموزش جوانان از سوی خانواده و دیگر نهادهای آموزشی و اجتماعی موجب کنترل و کاهش آسیب‌های فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی می‌شوند. با آموزش صحیح، جوان ما چارچوب‌های استفاده از این فضاها را می‌شناسند و از آن‌ها به درستی بهره‌برداری خواهند کرد. 
 
غربی‌ها تلاش دارند تا با سیاست اشاعه فرهنگ غربی و بی‌بندوباری در کشورها و جوامع اسلامی، جنگی نرم را اداره کنند که شبکه‌های اجتماعی یکی از ابزارهای آن‌ها است که اگر تدبیر مسئولان و صاحب‌نظران کارساز نشود باید به حال فرهنگ از دست رفته گریست.

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران