عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 30 شهریور 1393
بازدید : 883
نویسنده : sina95

 در اين ميان، رعايت برخي نکات مي تواند پيري را به تعويق انداخته و تاثير بسزايي در جسم و روح داشته باشد.


دوران جواني، يکي از برترين دوره هاي زندگي هر شخصي محسوب مي شود که نه تنها در اين دوران مي تواند با تمام انرژي به فعاليت هاي خود پرداخته بلکه در عين حال زيبا و شاداب نيز باشد. اما با فاصله گرفتن از دوران جواني و نزديک شدن به دوران ميانسالي و سالمندي، آيينه ديگر مهربان نيست و ردپاي زمان را در چهره و جسم نمايانگر مي کند. در اين ميان، رعايت برخي نکات مي تواند پيري را به تعويق انداخته و تاثير بسزايي در جسم و روح داشته باشد. يکي از اين موارد تغذيه و رژيم هاي غذايي است که متخصصان و پزشکان به آنها اشاره مي کنند. در اين مطلب، خوراکي هاي مولد پيري معرفي مي شوند:

* شيريني

افزايش مصرف قند و انواع شيريني جات مي تواند با افزايش قند خون يا ابتلا به ديابت بروز مي کند. متخصصان و محققان معتقدند بيماراني که به بيماري هايي مانند ديابت يا قند خون مبتلا هستند به نسبت ساير اشخاص سالم زودتر پير مي شوند و شيريني مي تواند به کلاژن پوست نيز آسيب برساند.

* گوشتي که بيش از حد پخته شود

پخت بيش از حد گوشت باعث مي شود تا پيوند بين چربي ها شکسته و هيدروکربن ها تشکيل شوند که نه تنها باعث پيري مي شوند بلکه سرطان را نيز به دنبال خواهند داشت.

* خوراکي هاي شور

بسياري از افراد در هنگام طبخ غذا دقت مي کنند تا غذاهايشان را کم نمک تهيه کنند اما از سوي ديگر به مصرف خوراکي هاي شور مي پردازند. سديم موجود در خوراکي هاي شور باعث حبس آب در سلول ها، پف صورت و همينطور پيري زودرس مي شود.

* نوشيدني هاي انرژي زا

نوشيدني هاي انرژي زا، نوشابه ها و غيره نه تنها افزايش انرژي را در برندارند بلکه باعث افزايش فشار خون، تپش قلب، اضطراب، سردرد، سکته مغزي و بي خوابي نيز مي شوند.

* گوشت هاي فرآوري شده

خوراکي هايي مانند سوسيس و کالباس به دليل نگهدارنده ها باعث التهاب پوست يا تشديد روند پيري مي شوند.

* خوراکي هاي تند

خوراکي هاي تند با واکنش در رگ هاي خوني بروز کرده و از طراوت و تازگي پوست مي کاهند. مصرف مکرر غذاهاي تند در زناني که به سن يائسگي رسيده اند نيز مي تواند با تشديد علائم اين دوران همراه باشد.
 
منبع: صبحانه

تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393
بازدید : 794
نویسنده : sina95

 رحيم كارگر

2-بسيج نيروهاي رزمي (منابع)
2-1. نيروي انقلابي ده هزار نفري
پس از حضور 313 تن از ياران خاص در رأس قيام مهدوي، ده هزار نيروي سازمان دهي شده، به آنان مي‌پيوندند و نهضت را آغاز مي‌كنند. امام باقر عليه السلام فرمود: «فاذا اجتمع اليه العقد و هو عشرة آلاف رجل خرج...»؛ «آن گاه كه ده هزار نفر نزد او گرد آيند[از محل اوليه قيام، به سوي ديگر مناطق] حركت خواهد كرد». [74] امام صادق عليه السلام فرمود: «قائم در ميان كمتر از فئه (گروه) خروج نخواهد كرد و فئه از ده هزار كمتر نيست». [75] ابوبصير نيز مي‌گويد: مردي از امام صادق عليه السلام پرسيد: چند نفر با قائم خروج مي‌كنند؟ مردم مي‌گويند با او 313 تن به تعداد مجاهدان بدر خروج مي‌كنند؟ فرمود: به جز [اينها] در بين عده‌اي اولوالقوه (نيرومند)، خروج مي‌كند و اينها كمتر از ده هزار نفر نيستند». [76] بر اساس روايتي امام علي عليه السلام مي‌فرمايد: «مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف با لشكري دوازده هزار نفري يا پانزده هزار نفري از مكه حركت مي‌كند و در دل دشمنان ترس و وحشت مي‌اندازد...». [77]
2-2. هفتاد هزار صديق و 36 هزار محافظ
امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «وقتي قائم ظهور مي‌كند و به كوفه وارد مي‌شود، خداوند از وراي كوفه، هفتاد هزار صدّيق را بر مي‌انگيزد كه يارو ياورش باشند». [78] علاوه بر اين در روايتي آمده است «تعداد محافظان وي 36 هزار نفراند و بر سر هر يك از بزرگ راه‌هاي منتهي به بيت المقدس، دوازده هزاز نفر مستقر مي‌شوند». [79]
2-3. تمامي شيعيان
طبرسي صاحب مجمع البيان ذيل آيه اينما تكونوا يات بكم الله جميعا مي‌نويسد: «در اخبار اهل بيت عليه السلام نقل شده كه مقصود اصحاب مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در آخر الزمان است» و امام رضا عليه السلام فرمود: «به خدا قسم! وقتي قائم ما قيام كند، خداوند همه شيعيان ما را از تمام مناطق به دور او جمع خواهد كرد. [80]
2ـ 4. ساير گروه‌ها
نيروهاي انقلابي، منحصر در اين تعداد نيست؛ چنان كه حر عاملي مي‌گويد: «در روايت است كه تعداد ياران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف صد هزار نفر است». [81] حتي بر اساس روايتي عده‌اي از پيروان اديان ديگر و صالحاني كه از دنيا رفته‌اند (و رجعت كرده اند)، به انقلاب جهاني مهدوي مي‌پيوندند. امام صادق عليه السلام فرمود: «هنگامي كه قائم آل محمد ظهور كند، تعدادي از پشت كعبه بيرون مي‌آيند كه عبارت‌اند از: 27 نفر از قوم موسي (آنان كه به حق قضاوت مي‌كردند)، هفت نفر از اصحاب كهف، يوشع وصي موسي، مؤمن آل فرعون، سلمان فارسي، ابادجانه انصاري و مالك اشتر»[82] و....
در كنار اين گروه‌هاي انقلابي، زنان مبارز و مجاهد نيز حضور داشته و با تمام توان به ياري نهضت خواهند شتافت. نخستين گروه از زناني كه جزء ياران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار مي‌گيرند، كساني‌اند كه در زمان او زندگي كرده و همانند ديگر اصحاب به هنگام ظهور در مكه به انقلابيون مي‌پيوندند. امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «و يجيء و الله ثلاثمائه عشر رجالاً فيهم خمسون امرأه يجتمعون بمكة...»[83]؛ «به خدا سوگند! 313 تن مي‌آيند كه پنجاه تن از اين عده زن هستند كه [بدون هيچ قرار قبلي] در مكه كنار يكديگر جمع خواهند شد...». علاوه بر اين عده، سيزده زن نيز از ياران امام عجل الله تعالي فرجه الشريف خواهند بود. مفضل بن عمر مي‌گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: «همراه قائم، سيزده زن هستند». عرض كردم آنان چه مي‌كنند و چه نقشي دارند؟ فرمود: «زخمي‌ها را مداوا مي‌كنند و از بيماران پرستاري مي‌نمايند؛ همچنان كه همراه رسول خد صلي الله عليه و آله و سلم بودند». [84]
3. نيروها و كنش‌گران انقلابي
بر اساس روايات چندين جنبش و گروه انقلابي عظيم به ياري نهضت جهاني امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌شتابند و با تمام وجود در پيروزي آن مي‌كوشند. مهم‌ترين اين نهضت‌ها، جنبش سيد خراساني و سيد حسني از ايران و جنبش يماني از يمن است. علاوه بر اينها، دسته‌ها و گروه‌هاي مختلفي نيز به قيام حق طلبانه مهدوي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌پيوندند. اين گروه‌ها در روايات، چنين معرفي شده‌اند: عصبة من المسلمين، رايات سود، رايات من المشرق، ناسٌ من المشرق، فتي التميمي (صاحب الرايه المهدي)، فتيان من محالهم (جواناني در منطقه خودشان)، اعوان آل محمد، عساكر خراسان، اصحاب السبال (ياران صاحبان ريش)، قوم خرجوا بالمشرق، رايات هدي (پرچم‌هاي هدايت)، انصار المهدي، عصائب، نجباء و... البته برخي از اين عناوين، ممكن است مصداق واحدي داشته و مربوط به يك يا چند گروه خاص باشند كه به بعضي از آنها اشاره مي‌شود.
3-1. نهضت مردم مشرق زمين
از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است: «يخرج ناسٌ من المشرق يوطئون للمهدي»[85]؛ «مردمي از مشرق خروج مي‌كنند و براي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف زمينه سازي مي‌نمايند» و نيز مي‌فرمايد: «اهل بيت من به سختي دچار بلاها و گرفتاري‌ها مي‌شوند و آن گاه خداوند پرچم‌هاي سياهي را از طرف مشرق مي‌فرستد. هر كس آنها را ياري كند، خدا را ياري كرده است و هر كس آنها را زبون سازد، خدا را زبون ساخته است. اين پرچم‌ها به اهتزاز در مي‌آيد تا با مردي كه هم نام من است، بيعت نموده و او را به رهبري خود انتخاب كنند و خدايش او را تأييد مي‌كند». [86] از اميرمؤمنان عليه السلام نقل شده است: «پرچم‌هاي بي نام و نشان از خاور زمين به اهتزاز در مي‌آيد كه از پنبه و كتان و ابريشم نيست. آنها را بر سر نيزه‌ها مي‌زنند و نام رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بر آنها نقش مي‌شود و آنها را مردي از آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم رهبري مي‌كند. چون از مشرق حركت مي‌كنند، عطر آنها در مغرب بهتر از مشك و عنبر به مشام مي‌رسد». [87]
با بررسي احاديت مربوط به نشانه‌هاي ظهور روشن مي‌شود كه به احتمال زياد منظور از مشرق، ايران است كه نهضت‌هاي مردمي براي ياري حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از آنجا شروع مي‌شود كه در سطور بعدي به آن پرداخته مي‌شود.
3-2. نهضت بزرگ ايرانيان
امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «نيروهايي با پرچم‌هاي سياه ـ كه از خراسان قيام كرده‌اند ـ در كوفه فرود مي‌آيند و هنگامي كه مهدي عليه السلام در شهر مكه ظهور مي‌كند، با او بيعت مي‌كنند»[88]. در روايتي از آن حضرت آمده است: «گويي گروهي را با چشم خود مي‌بينم كه از خاور زمين خروج كرده‌اند، حق را مطالبه مي‌كنند و به آنان داده نمي‌شود. آن گاه شمشيرهاي خود را حمايل مي‌كنند. پس آن را نمي‌پذيرند و قيام مي‌كنند و پرچم‌هاي خود را به دست حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌سپارند». [89] روايات، بيانگرآن است كه سيد خراساني هم زمان با خروج سفياني در ايران قيام مي‌كند و زماني كه سپاه سفياني مشغول كشتار مردم عراق هستند، با سپاهي بزرگ از ايران براي نجات مردم و به خصوص شيعيان و مهيّا سازي كوفه براي ورود مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف، رهسپار عراق مي‌گردد. فرماندهي نيروهاي ايراني، شعيب بن صالح است كه از مردان شجاع نامي است. سفياني كه از حركت سپاه خراساني با خبر مي‌شود سپاهي را براي مقابله با او مي‌فرستد كه در طرف جنوب ايران در منطقه‌اي به نام استخر به هم مي‌رسند و نبرد شديدي در مي‌گيرد. بر اثر شجاعت و فداكاري سپاه ايران، سپاه سفياني شكست مي‌خورد و عقب نشيني مي‌كند.
امام باقر عليه السلام در حديثي طولاني مي‌فرمايد: «سفياني، لشكري را به سوي كوفه مي‌فرستد كه هفتاد هزار نفرند؛ آنها در آنجا به قتل و كشتار و اسارت مردم مي‌پردازند. در چنين شرايطي پرچم‌هايي از سوي خراسان به رهبري سيد خراساني (بقيادة الخراساني)، نمايان مي‌شوند كه منزلگاه‌ها را با سرعت چشمگيري طي كرده و پشت سر مي‌گذارند و در ميان آنها، عده‌اي از اصحاب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف هستند». [90] و «... وقتي سپاه سفياني به سمت كوفه حركت مي‌كند، آنها را براي [درگيري و پيروزي بر] اهل خراسان (ايرانيان) مي‌فرستد كه آنها هم به جهت [ياري] حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف خارج شده‌اند. سفياني و سيد خراساني [حامل پرچم‌هاي سياه] به هم مي‌رسند. در خط مقدم [سپاهيان] سيد خراساني، شعيب بن صالح است. ميان او و سفياني در استخر، جنگ خانمان برانداز ‌شديدي صورت مي‌گيرد كه پرچم‌هاي سياه پيروز شده و لشكر سفياني متواري و فراري مي‌شوند. به دنبال آن مردم آرزوي [آمدن] مهدي را مي‌كنند و او را مي‌جويند. او هم در مكه قيام مي‌كند؛ در حالي كه پرچم رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم را به همراه دارد و آن هم در زماني است كه مردم از قيام او به خاطر شدت و مدّت بلايا و فتنه‌ها مأيوس شده اند». [91]
3-3. نهضت رهايي بخش از يمن
يكي از قيام‌هاي مردمي پيش از انقلاب جهاني مهدوي، خروج سرداري از يمن است كه مردم را به راه حق و عدل دعوت مي‌كند؛ نام او يماني است. قيام وي يكي از عوامل زمينه ساز ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است. اين نهضت، هدايت بخش‌ترين حركت پيش از ظهور است و بر افراشته شدن پرچم آن، نويد دهندة مؤمنان منتظر است و در روايات ياري رساندن به آنان توصيه شده است. در اين رابطه امام صادق عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌فرمايد: «قيام خراساني و سفياني و يماني، در يك سال و در يك ماه و يك روز خواهد بود و در اين ميان هيچ پرچمي به اندازة پرچم يماني، دعوت به حق و هدايت نمي‌كند؛ چرا كه شما را به ]تبعيت از[ امامتان دعوت مي‌كند. پس از قيام يماني، خريد و فروش اسلحه، براي مردم و به خصوص مسلمانان ممنوع مي‌شود و هرگاه ]يماني[، قيام كرد، به سوي او حركت كن و بشتاب كه آن را پرچم هدايت خواهي يافت. احدي از مسلمانان اجازه ندارد با او مقابله كند و هركس چنين كند، جهنمي است؛ چرا كه يماني به حق و صراط مستقيم، دعوت مي‌كند». [92] خاستگاه خروج يماني، سرزمين يمن است؛ چنان كه امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «سفياني از شام و يماني از يمن خروج مي‌كند». [93] يماني پس از خروج براي نبرد با سفياني به سوي شام مي‌رود و در مدخل شام، با سپاه خراساني ملاقات مي‌كند كه او نيز براي نبرد با سفياني و براي ياري يماني بيرون آمده است. [94] روايات مي‌گويند: يماني در پي نبرد سفياني با وي، وارد عراق مي‌شود. او بامدد از نيروي خراساني، وارد صحنه كارزار مي‌شود. در آن زمان اوضاع كلي جهان، در يك جنگ بزرگ فرهنگي و مدني خلاصه مي‌شود كه ميدان اين جنگ، شام، فلسطين، عراق، ايران و حجاز است. در اين معركه دو دسته و سپاه، در برابر يكديگر به مبارزه مشغولند: ياوران حضرت مهدي عليه السلام و زمينه سازان قيام ايشان، 2. حركت سفياني و ياري رسانان غربي او (روميان و يهوديان).... [95]
اين حادثه درست قبل از زمان ظهور حجت عليه السلام است؛ چنان كه كليني از امام صادق عليه السلام نقل كرده است: «اقبل اليماني و تحرك الحسني و خرج صاحب هذا الامر»؛ «يماني پيش مي‌تازد، حسني به جنبش درآيد و صاحب اين امر خروج مي‌كند». [96]
4. گروه‌هاي خاصّ
در روايات به نام بعضي از گروه‌ها و دسته‌ها اشاره شده كه هنگام قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف يا پس از آن، از مناطق و شهرهاي مختلف ظاهر شده و به ياري حضرت مي‌شتابند. اينان جوانمردان، پاك‌دلان، نيكو خصالان و شجاعاني هستند كه با حضور خود در جمع انقلابيون، كمك‌هاي شاياني در جهت پيروزي نهضت ارائه خواهند داد. احتمالاً آنان به فعاليت‌هاي مختلف نظامي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و علمي مي‌پردازند كه در اينجا به اسامي آنها اشاره مي‌شود:
4-1. اخيار
امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «سيصد و اندي در ميان ركن و مقام با قائم بيعت مي‌كنند… «اخيار» از عراق در ميان آنها هستند. بر پا مي‌دارند آنچه را كه خداوند مي‌خواهد بر پا داشته شود». [97] اخيار به معناي نيكان و صالحان است كه از ياران نزديك امام عليه السلام بوده و در روي زمين به گردش پرداخته و به امور مردم رسيدگي خواهند كرد.
4-2. رفقا و ابدال
در روايتي آمده است «هنگامي كه قائم آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم قيام مي‌كند، خداوند اهل شرق و غرب را براي او جمع مي‌كند، آنان مانند ابر متراكم پاييزي گرد مي‌آيند؛ پس رفقا از كوفه و ابدال از شام هستند». [98]
«ابدال» جمعي از صالحان هستند كه در هنگام ظهور، خود را از شام به مكه مي‌رسانند و با آن حضرت بيعت مي‌كنند. اينان مرداني صالح، مخلص و كامل مي‌باشند كه احتمالا امور فرهنگي را در دست بگيرند. «رفقا» نيز از كوفه مي‌آيند و بين آنها دوستي و صميميت زيادي وجود دارد.
4-3. نجبا
امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «سيصد واندي به تعداد اهل بدر در ميان ركن و مقام با قائم بيعت مي‌كنند: نجبا از مصر هستند...». [99] نجبا از سرزمين مصر مي‌آيند و افرادي پاك سرشت، خوش نفس و جوانمردند.
4-4. عصائب
بر اساس روايتي: «عصائب از عراق خروج مي‌كنند كه راهبان شب و شيران روز هستند». [100] عصائب به معناي جوانمردان رشيد و نيرومند است و اين ويژگي بارز ياران مهدي عليه السلام مي‌باشد. [101]
چهارم. شكل‌گيري وضعيت انقلابي
وقتي كه بسيج عمومي از نيروهاي انقلابي صورت گرفته و آنان با سازماندهي مناسب و كار تشكيلاتي، در وضعيت انقلابي قرار گرفتند؛ جرقه‌هاي قيام جهاني زده مي‌شود. ابتدا بايد دانست كه بسيج به سه شكل صورت مي‌گيرد: بسيج تدافعي، بسيج تهاجمي و بسيج تداركي و اين هر سه در مورد انقلاب جهاني مهدوي رخ مي‌دهد. قيام و انقلاب ابتدا حالت تهاجمي و جنگي ندارد، بلكه نهضت مقدسي براي رهايي انسان‌ها و فرو كاهيدن از آلام و رنج بشري و سوق دادن آنان به كمال نهايي و سعادت سرمدي است. پيام واضح و آشكار اين انقلاب «معنويت، عدالت و عقلانيت» است كه همگان به آن دعوت مي‌شوند. محمد بن مسلم از امام باقر عليه السلام درباره آيه شريف "امّن يجيب المضطرّ اذا دعاه" نقل مي‌كند كه فرمود: «... اين آيه در مورد قائم است، آن گاه كه خروج مي‌كند، عمامه به سر مي‌بندد. پس نزد مقام ابراهيم نماز مي‌گزارد و به پيشگاه پروردگارش زاري مي‌كند؛ آن گاه هيچ چيز و هيچ كس از سلطه و غلبه او خارج نخواهد شد». [102]
از امام زين العابدين عليه السلام نقل شده است: «سپس در حالي كه مردم اطرافش گرد آمده‌اند، به سمت مكه خروج مي‌كند... [آنجا] قيام كرده، مي‌گويد: اي مردم! من فلاني، فرزند فلاني هستم، من پسر رسول خدا هستم. شما را به همان چيزي دعوت مي‌كنم كه پيامبر خدا، شما را به آن فراخوانده است». [103] از امام صادق عليه السلام نيز نقل است كه فرمود: «... به نزد مقام ابراهيم مي‌آيد و مردم را به حق فرا مي‌خواند». [104] گروه‌هاي حاكم در اقصي نقاط عالم ـ به خصوص حجاز و خاورميانه ـ به اين دعوت پاسخ منفي مي‌دهند و درصدد سركوبي اين نهضت بر مي‌آيند. آنان حاكمان ستمگر و مفسدي هستند كه منافع نامشروع خود را در خطر مي‌بينند و پيام‌هاي هدايت‌گونه و اصلاح‌گرايانه امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در آنان تأثيري نمي‌گذارد. صاحبان زرو زور و تزوير و طرفداران باطل (جبهه كفر و نفاق و فساد)، هجومي گسترده عليه انقلاب جهاني آغاز مي‌كنند و خواهان نابودي آن هستند. در اينجا بسيج حالت تدافعي دارد؛ اما در يك كنش جمعي فعّال و پويا و اتحاد و انسجام بي نظير، بسيج شكل تهاجمي به خود مي‌گيرد و تومار نظام‌هاي طاغوتي و فسادگر بر‌چيده مي‌شود. وقتي امام دعوت عمومي خويش را شروع مي‌كند، مردم رنجديده و از همه جا مأيوس گرداگردش حلقه مي‌زنند و با او بيعت مي‌كنند. در اندك زماني، سپاه انبوهي از مردان شجاع و فداكار و اصلاح‌گر جهان برايش مجهزّ مي‌شود. در روايتي آمده است: «[ياران قائم] شرق و غرب جهان را مي‌گيرند و تمامي موجودات جهان را مسخّر مي‌كنند. هر يك از آنان نيروي چهل مرد دارد و قلوبشان از پاره‌هاي آهن سخت‌تر است؛ به طوري كه اگر در راه هدف به كوه‌هاي آهن برخورند، آنها را پاره مي‌كنند و تا وقتي كه خشنودي خدا فراهم نشود، دست از قيام نمي‌كشند». [105]
در آن هنگام زمامداران خودسر و ستمگران بي وجدان نداي مخالفت خود را اعلام مي‌دارند و از مناطق مختلف و گروه‌هاي اهريمني ياري مي‌طلبند و از سفياني گرفته تا يهوديان و غربيان و از قبايل عربي گرفته تا ارتش روم و روسيه، با حق طلبان و عدالت خواهان ستيزه جويي مي‌كنند. اما آنان با هم متحد شده و به دشمنان حق و عدالت هجوم مي‌برند و با تأييدات الهي ستمكاران را ريشه كن ساخته، از بين مي‌برند.
نقلاب و مصاف حق طلبان با باطل‌گرايانا
بسيج نيروها (گروه‌هاي ائتلافي و چالشگر) تحت رهبري امام مهدي عليه السلام، به شكل‌گيري دعاوي و آرمان‌هايي منجر مي‌شود كه با جامعه سياسي مستقر سازگاري ندارد. اين دعاوي و خواست‌ها بيشتر از آنكه مادي باشد، جنبة ارزشي و هنجاري دارد؛ مانند حق‌گرايي، معنويت‌گرايي، عدالت‌خواهي، صلح‌طلبي و... اين، آغاز ظهور وضعيت انقلابي است. قدرت اين دعاوي (معنويت، عدالت، ظلم ستيزي، حق طلبي و...) كه با اهداف بسيج هم خوان بوده، سطح تعهّد عمومي را به شدّت افزايش مي‌دهد. طبقه متوسط و پايين جامعه، در اين نقطه به بسيج مردم مي‌پيوندند و يك ائتلاف مردمي فراگير و جهاني چند طبقه‌اي را به وجود مي‌آورند. شدّت و گستردگي بسيج مردم در اين زمان، همراه با تركيب نيروهاي مسلّح، باعث ناتواني دستگاه سركوب دولت‌هاي جائر شده و به بر قراري حاكميت دوگانه منتهي مي‌گردد. در نهايت مصاف نهايي بين دو گروه عمده در جهان (حق و باطل)، منجر به ايجاد آخرين مرحله بسيج انقلابي و قبضه قدرت دولت (حكومت جهاني) مي‌شود. امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «اهل سيزده شهر و طائفه با امام قائم نبرد مي‌كنند: اهل مكه، اهل مدينه، اهل شام، بني اميه، اهل بصره، اهل دشت ميسان، كردها، عرب‌ها، ضبهّ، غني، باهله، ازد، بصره و اهل ري». [106] امام كاظم عليه السلام درباره تفسير آيه وله اسلم من في السموات و الارض طوعا و كرها مي‌فرمايد: «اين آيه درباره قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف فرود آمده است؛ هنگامي كه عليه يهود، نصارا، صابئين، مادي گرايان و برگشتگان از اسلام و كافران در شرق و غرب كره زمين قيام مي‌كند و اسلام را به آنان پيشنهاد مي‌نمايد...». [107] «كفّار، بر شهرهاي پنج گانه سيحون، جيحون، دجله، فرات و نيل مسلّط مي‌شوند...». [108]
البته پاسخ گويي و واكنش گروه‌هاي انقلابي در قبال تهديد‌ها و جنگ طلبي مخالفان، بسيار مؤثر است و در واقع تهديد، به بسيج تدافعي مي‌انجامد (تهديد خارجي‌اي كه منجر به گرد آوري منابع براي نزاع مي‌شود). از امام علي عليه السلام نقل شده است: «او با تعداد دوازده هزار تن حداقل و پانزده هزار تن حداكثر خروج مي‌كند، ترس و وحشت پيشاپيش او (به دل دشمنان) راه مي‌يابد. هر دشمني كه با وي بر خورد كند، به فرمان خدا او را از پاي در آورد. شعار آنان «بميران، بميران» است. در راه خدا از سرزنش هيچ ملامت گري باك و هراس ندارند. در اين وقت هفت لشكر از شام به سوي آنها هجوم مي‌آورند كه امام عليه السلام جملگي را شكست داده و آنها را به اسارت خويش در مي‌آورد و محبت و نعمت و «قاصّه» و «بزاره» آنها به مسلمانان بازگردد و پس از آنان جز خروج دجال، حادثه‌اي باقي نمي‌ماند. پرسيديم: قاصّه و بزاره چيست؟ فرمود: امام زمان، حكومت را به دست مي‌گيرد، به گونه‌اي كه كسي هر چه خواهد، بگويد و از هر چيزي نهراسد». [109] شعراني مي‌گويد: «هنگامي كه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به مغرب زمين مي‌رسد، بخشي از مردم به سوي او رفته، مي‌گويند: اي ولي الله و حجت خدا! جزيره اندلس را ياري كن كه خود و مردمش هلاك شده اند». [110] امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «در آن روز هر كسي از فرزندان علي عليه السلام كه در مدينه باشد، به مكه مي‌گريزد تا در آنجا به صاحب اين امر ملحق گردد و صاحب اين امر رهسپار عراق شده و لشكري را به مدينه گسيل مي‌دارد تا مردم آن سامان در امنيت به سر برند و مردم دوباره به مدينه بر‌گردند». [111]
رهبري بي بديل در انقلاب بي‌نظير
در شكل‌گيري وحدت گروه‌هاي مبارزه و پذيرش آن از سوي بخش چشمگيري از جمعيت جهان، عوامل مختلفي نقش دارد كه مهم‌ترين آن، مديريت واحد و رهبري بي‌بديل قيام است. همه نيروهاي انقلابي و جهادگر، تحت فرماندهي و رهبري امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و اطاعت و فرمان‌بري كامل او قرار دارند و از مناطق مختلف جهان به صفوف مبارزان و ياران حضرت مي‌پيوندند. رمز اين كنش جمعي (وحدت و انسجام) و پيروزي انقلاب جهاني، در راهبري پيامبرگونه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و همراهي صالحان و مستضعفان و نيروهاي انقلابي زبده با اين نهضت نهفته است. اين امر چنان بديهي و روشن است كه حتّي حضرت عيسي عليه السلام نيز تحت رهبري آن حضرت قرار مي‌گيرد: «... اميرشان مهدي عليه السلام است، [به عيسي عليه السلام] مي‌فرمايد: نزديك‌اي و باما نماز بگزار! اما عيسي مي‌گويد: هان كه برخي از شما بر برخي ديگر... فرمان روا و امير مي‌باشيد [پس پشت سر امام نماز مي‌خواند]». [112] در واقع هيچ كدام از اين جنبش‌هاي انقلابي، انفرادي عمل نمي‌كنند؛ بلكه جمع منسجم و متحدي به وجود مي‌آورند كه در هر جنگي پيروز مي‌شوند و در هر كاري موفقّ مي‌گردند. امام رضا عليه السلام مي‌فرمايد: «به خدا قسم! وقتي قائم ما قيام كند، خداوند همه شيعيان ما را از تمام مناطق به دور او جمع خواهد كرد». [113] حضرت باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «گويا قائم را مي‌بينم كه سربازانش را به سراسر جهان گسيل مي‌دارد». [114] و نيز «مهدي عليه السلام، ياران خود را براي گرفتن بيعت، به سراسر جهان مي‌فرستد و ستم و ستمگران را نابود مي‌كند و شهرهاي گشوده شده، براي او تثبيت مي‌گردد و خداوند به دست مباركش، قسطنطنيه را مي‌گشايد». [115]
عوامل و نشانه‌هاي ديگر انسجام و وحدت گروهي انقلابيان عبارت است از:
1. همدلي و همفكري نيروهاي انقلابي و هم سو و هم سنخ بودن آنان با اهداف و آرمان‌هاي قيام؛
2. بسيج كامل نيروهاي انقلابي و قرار گرفتن آنها در صف واحد؛
3. سازمان يافتگي و برنامه ريزي شده بودن قيام و نظم و ترتيب كامل در پيش بردن امور؛
4. استفاده بهينه از نيروهاي انساني و امكانات مادي (تسليحات و تجهيزات كامل نظامي)؛
5. بهره گيري از فرصت‌ها (اصل غافلگيري) و سرعت در فراگيري و گسترش انقلاب؛
6. شكوه و توان بي‌نظير نيروهاي انقلابي و افتادن رعب و ترس در دل دشمنان در سايه وحدت و كنش جمعي آنان؛
7. جلوگيري از حضور گروه‌هاي نفاق و نفوذ آنان در صف انقلابيون.
پنجم. نتيجه انقلاب
با وحدت و انسجامي كه در صفوف انقلابيون به وجود مي‌آيد (بسيج منابع و كنش جمعي)، دستاوردهاي بيشتري به دست مي‌آيد؛ در نتيجه اهداف به سرعت قابل دسترسي مي‌شود. انقلاب، با هدف ايجاد تغيير در جامعه، به وجود مي‌آيد و صالحان و شايستگان جانشين مجموعة قبلي مي‌شوند. روشن شد كه هر قدر وضعيت انقلابي گسترده‌تر باشد، نتيجه انقلاب (انتقال قدرت) نيز گسترده‌تر خواهد بود. از آنجايي كه انقلاب مهدوي، فراگير و جهان شمول است و بسيج منابع نيز به صورت گسترده از نيروهاي انقلابي صورت مي‌گيرد، انتقال قدرت نيز فراگير بوده و شامل همه نظام‌هاي سياسي حاكم بر جهان مي‌شود. امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در مرحله آغازين پيروزي، همه حكّام جور و ستم را بر‌كنار مي‌كند و صالحان حق طلب و عدالت گستر را به جاي آنها منصوب مي‌نمايد: «... ليعزلَنَّ عنكم امراء الجور وليطهرنَّ الارض من كلّ غاش»؛ [116]«... حكمرانان ستم پيشه را عزل مي‌كند و زمين را از هر انسان نيرنگ باز و فريبكار پاك مي‌سازد». امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «هنگامي كه امام قائم قيام مي‌كند، دولت باطل بر چيده مي‌شود (اذا قام القائم ذهبت دولة الباطل)‌»[117] و «همانا نابودي پادشاهان ستمگر و ظالم به دست قائم ما است (ان زوال ملك الجبابرة و الظلمة علي يد القائم منّا)‌». [118] به اين ترتيب همه شهرها و كشورهاي جهان را يك به يك از دست حكام فسادگر و ظالم خارج مي‌كند و انقلاب جهاني خود را به همه جاي عالم گسترش مي‌دهد. اين خيزش و جنبشي است كه حق طلبان و مستضعفان عالم را در خود جاي مي‌دهد و در نتيجه اتحاد فراگير و كنش جمعي و همگاني، به پيروزي مي‌رسد. آنچه در اين قيام نمود بيشتري دارد، شمول نجات بخشي و حق‌گستري آن، به همه طبقات و گروه‌هاي جامعه و به تمامي كشورها و مناطق عالم است. اين نشانگر گسترده بودن وضعيت انقلابي و در نتيجه حتمي بودن انتقال قدرت است.
امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «قائم سه پرچم را براي [عمليات در] سه نقطه آماده مي‌كند: پرچمي را به قسطنطنيه گسيل مي‌دارد و خداوند آنجا را براي او مي‌گشايد. پرچم ديگري را براي چين مي‌فرستد و آنجا نيز به دست حضرت گشوده مي‌گردد و پرچم سوم را به كوه‌هاي ديلم مي‌فرستد و آنجا نيز به تصرف نيروهايش در مي‌آيد». [119] ازامام علي عليه السلام نقل شده است كه فرمود: «مهدي مي‌رود تا در بيت المقدس فرود آيد، خزائن را نزد او مي‌آورند. عرب و غير عرب و جنگ‌افروزان و روميان (غربيان) و ديگران، جملگي به اطاعت وي در مي‌آيند». [120]
«... سفياني بيعت خود را از امام عليه السلام باز پس مي‌گيرد... آن‌گاه لشگريان خود را براي مبارزه با آن حضرت بسيج مي‌كند. امام عليه السلام وي را شكست داده و خداوند روميان (غربي ها) را نيز به دست آن بزرگوار شكست خواهد داد». [121] امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «... خداوند به دست او سرزمين‌هاي روم، چين، ترك، ديلم، سند، هند، كابل، شام و خزر را مي‌گشايد». [122]
از نتايج درخشان انقلاب مهدوي، به وجود آمدن وحدت و انسجام پايداردر جهان است. در روايتي درباره امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف آمده است: «هو الذي يجمع الكلم و يتّم النعم»[123]؛ «او كسي است كه وحدت كلمه را ايجاد مي‌كند و نعمت را كامل مي‌سازد». بر اساس اين روايت كنش جمعي كه در طول انقلاب به وجود آمده و باعث پيروزي آن شده است، بعد از انقلاب نيز وجود داشته و همه انسان‌ها از تفرقه، جدايي، اختلاف و چندگانگي به دور خواهند بود. اين همدلي و اتحاد كم نظير در همه امور- حتي در اعتقادات و باورها- نيز به وجود خواهد آمد: «فوالله ليرفع عن الملل و الاديان الاختلاف...»[124]، «به خدا قسم! در آن روز اختلافات ميان ملّت‌ها و دين‌ها رفع مي‌شود...» و «لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع و البهائم»؛ [125] «كينه‌ها و دشمني از قلوب بندگان مي‌رود و درندگان و چهارپايان در صلح [با هم] زندگي مي‌كنند». در روايت ديگري آمده است: «... خداي بزرگ [به دست مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف] حقّ و عدالت را در آبادي‌ها آشكار مي‌سازد و حال عموم مردم را بهبود مي‌بخشد. وحدت كلمه را پديد مي‌آورد و بين قلب‌هاي گوناگون، الفت ايجاد مي‌كند (يجمع الله الكلمه و يؤلّف بين قلوب مختلفة)‌». [126]
در نتيجه اين اتحاد و انسجام، جنگ و ستيزه جويي‌ها به پايان مي‌رسد و همه برادر وار و دوستانه با هم زندگي مي‌كنند: «روزها به پايان نمي‌رسد تا اينكه مردي از قريش، در بيت المقدس فرود مي‌آيد... و جنگ‌ها نيز به پايان مي‌رسد». [127] از امام علي عليه السلام نيز نقل شده است: «... و جنگ‌ها به پايان مي‌رسد و...». [128]

پی نوشتها
[1]. نظريه ماركس.
[2]. نظريه عمل گرايان.
[3]. نظريه كورن هاوزر.
[4]. نظريه پيتريم سوروكين.
[5]. ر. ك: رهيافت‌هاي نظري بر انقلاب اسلامي، ص 241و242.
[6]. محمد باقر حشمت زاده، چارچوبي براي تحليل شناخت انقلاب اسلامي در ايران، ص33.
[7]. تعريف از آنتوني گيدنز.
[8]. ر. ك: مصطفي ملكوتيان، نظريه‌هاي انقلاب، ص 160و161.
[9]. ساموئل هانتينگتون، سامان سياسي در جوامع دستخوش دگرگوني، ص 358.
[10]. ر. ك: انديشه‌هاي سياسي در قرن بيستم، ص 171و172.
[11]. ر. ك: الف. تيلي، چارلز، از بسيج تا انقلاب، ترجمه علي رشدي زاده،
ب. نش، كيت، جامعه شناسي سياسي، ترجمه دلفروز،
ج. حميرا مشير زاده، در آمدي نظري بر جنبش‌هاي اجتماعي.
[12]. آل عمران (3): 103.
[13]. همان: 105.
[14]. انبياء (21): 92.
[15]. اصول كافي، ج1، ص 43.
[16]. نهج البلاغه، خطبه1، 12.
[17]. كنزالعمال، ح 1031.
[18]. همان، ح 20241.
[19]. الغيبه نعماني، ص 307.
[20]. طوسي، كتاب الغيبه، ص 274؛ بحارالانوار، ج52، ص 467.
[21]. بحار الانوار، ج53، ص 274؛ بشارة الاسلام، ص 59.
[22]. الغيبه نعماني، ص 149؛ بحارالانوار، ج52، ص 237.
[23]. كمال الدين، ج2، ص673؛ بحارالانوار، ج52، ص327.
[24]. چشم اندازي به حكومت جهاني حضرت مهدي، ص 65.
[25]. منتخب الاثر، ص578، ج. 2
[26]. امالي طوسي، ص91.
[27]. يوم الخلاص، ج2، ص 1026.
[28]. الغيبة نعماني، ص135.
[29]. الزام الناصب، ص 188.
[30]. بشارة الاسلام، ص 102.
[31]. الملاحم و الفتن، ص 53.
[32] يوم الخلاص، ج2، ص1036.
[33]. بحار الانوار، ج52، ص213.
[34]. الملاحم و الفتن، ص 112.
[35]. بشارة الاسلام، ص5 و 13.
[36]. بحارالانوار، ج52، ص213.
[37]. يوم الخلاص، ص 224.
[38]. الزام الناصب، ص 230.
[39]. بحار الانوار، ج51، ص87؛ منتخب الاثر، ص 611.
[40]. بشارة الاسلام، ص220.
[41]. همان، ص 9.
[42]. بحارالانوار، ج52، ص308.
[43]. نهج البلاغه، خطبه، 15.
[44]. بحارالانوار، ج52،. ص 308.
[45]. همان، ص337، ج64.
[46]. انبياء (2): 105.
[47]. تفسير قمي، ج2، ص77.
[48]. بحارالانوار، ج52، ص 386.
[49]. همان، ص 35.
[50]. همان، ص 308.
[51]. امالي طوسي، ص 352، ج 726.
[52]. ينابيع، ص642.
[53]. قصص، (28): 5.
[54]. بحارالانوار، ج51، ص63.
[55]. ر. ك: چشم به راه مهدي، ص369 و 370.
[56]. ر. ك: كمال الدين، ص 356.
[57]. بحارالانوار، ج52، ص356.
[58]. همان، ج51، ص 493.
[59]. همان، ج51، ص308.
[60]. الغيبه نعماني، ص320، ح9.
[61]. اثبات الهداة، ج3، ص524.
[62]. الغيبه نعماني، ص312، ح2.
[63]. الملاحم و الفتن، ص148.
[64]. ر. ك: بحارالانوار، ج52، ص34.
[65]. عقد الدرر، ص65.
[66]. احقاق الحق، ج13، ص324.
[67]. عقدالدرر، ص167.
[68]. كمال الدين، ج2، ص 672؛ اثبات الهداة، ج3، ص494، ح247.
[69].. بحارالانوار، ج52، ص310.
[70]. الغيبة نعماني، ص312، باب2، ح8؛ بحارالانوار، ج52، ص369.
[71]. الفصول‌ المهمه، بخش12؛ بحارالانوار، ج52، ص 334.
[72]. ر. ك: بحارالانوار، ج52، ص317.
[73]. ر. ك: حضرت مهدي فروغ تابان ولايت، ص 174.
[74]. كمال الدين، ج1، ص331.
[75]. اثبات الهداة، ج3، ص456، ح549.
[76]. همان، ص29، ص234.
[77]. معجم احاديت الامام مهدي4، ج1، ص 408.
[78]. اثبات الهداة، ج3، ص584، ج788.
[79]. عقد الدرر، ص143.
[80]. اثبات الهداة، ج3، ص524، ح415.
[81]. همان، ج3، ص578؛ بشارة الاسلام، ص190.
[82]. روضة الواعظين، ج2، ص266.
[83]. الغيبه نعماني، ص279؛ بحارالانوار، ج52، ص233.
[84]. اثبات الهداة، ج3، ص 575؛ دلايل الامامه، ص 359.
[85]. كشف الغمة، ج3، ص 267؛ منتخب الاثر، ص 304
[86]. يوم الخلاص، ج2، ص1037.
[87]. الزام الناصب، ص 258؛ يوم الخلاص، ج2، ص 1045.
[88]. عقدالدرر، ص129؛ الحاوي للفتاوي، ج2، ص69.
[89]. الزام الناصب، ص 188؛ يوم الخلاص، ج2، ص 1065.
[90]. الغيبه نعماني، ص 187.
[91]. بشارة الاسلام، ص174. و نيز ر. ك: عقدالدرر، ص126؛ فتن ابن حماد، ص84.
[92]. الغيبه نعماني، ص171؛ بحارالانوار، ج52، ص232.
[93]. بشارة الاسلام، ص 100.
[94]. ر. ك: همان، ص 121.
[95]. ر. ك: نشانه‌هاي ظهور (پيرامون علائم حتميه ظهور حضرت حجت)، ص 129؛ شش ماه پاياني، ص90.
[96]. كافي، ج8 و ص 189، ح285.
[97]. طوسي، كتاب الغببة، ص74؛ بحارالانوار، ج52، ص334، ح64.
[98]. منتخب الاثر، ص597، ح1؛ بحارالانوار، ج52، ص 347.
[99]. طوسي، كتاب الغيبه، ص476؛ بحارالانوار، ج52، ص 343.
[100]. مفيد، اختصاص، ص 208؛ بحارالانوار، ج52، ص 34.
[101]. ر. ك: رحيم كارگر، آينده جهان، ص280-278.
[102]. اثبات الهداة، ج3، ص 564، ح644.
[103]. همان، ص 582، ح771.
[104]. همان، ص583، ح779.
[105]. كمال الدين، ج2، ص673.
[106]. اثبات الهداة، ج3، ص544، ح53؛ بحارالانوار، ج52، ص 363.
[107]. تفسير عياشي، ج1، ص183؛ اثبات الهداة، ج3، ص549.
[108]. معجم احاديت الامام المهدي، ج1، ص274.
[109]. نسخه خطي ابن حماد، ص96 (به نقل از: عصر ظهور، ص336).
[110]. احقاق الحق، ج13، ص260.
[111]. كافي، ج8، ص 224.
[112]. اثبات الهداة، ج3، ص597؛ كشف الغمة، ج2، ص475،
[113]. اثبات الهداة، ج3، ص524، ح415.
[114]. ارشاد مفيد، ص341؛ بحارالانوار، ج52، ص337.
[115]. ابن طاووس، ملاحم، ص64.
[116]. بحار الانوار، ج51، ص120.
[117]. منتخب الاثر، ص587، ح403.
[118]. كمال الدين، ج2، ص354، ح51.
[119]. اثبات الهداة، ج3، ص585.
[120]. نسخه خطي ابن حماد، ص96 (به نقل از: عصر ظهور، ص336).
[121]. همان، ص97.
[122]. الغيبه نعماني، ص108؛ بحارالانوار، ج52، ص348.
[123]. يوم الخلاص، ج2، ص663.
[124]. بحارالانوار، ج53، ص2.
[125]. همان، ج52، ص316.
[126]. كمال الدين، ج2، ص646، ح7.
[127]. عقد الدرر، ص166.
[128]. احقاق الحق، ج13، ص 204نويسنده: رحيم - كارگر.


تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393
بازدید : 704
نویسنده : sina95

 نويسنده: رحيم كارگر

«وحدت و انسجام» افراد و جوامع در يك پيوند و تعامل مستقيم و چند بعدي به وجود مي‌آيد كه مي‌توان از آن به «كنش جمعي» تعبير نمود؛ به خصوص زماني كه عدة زيادي از مردم داراي اهداف و آرمان‌هاي مشتركي باشند و براي رسيدن به آنها، رويكرد واحدي اتخاذ كنند. دستيابي به جامعه برتر و موعود اديان و فروكاهيدن از آلام و ستم‌ها و رسيدن به كمال و سعادت واقعي، آرمان ماندگار همه انسان‌هاي صالح، مستضعف و موحّد است و اين زماني به دست مي‌آيد كه همه حق طلبان، عدالت خواهان و يكتاپرستان در صف واحدي قرار گرفته و با پيوستن به انقلاب جهاني مهدوي، تحت رهبري و ولايت منجي موعود قرار گيرند؛ يعني، اين آرمان مشترك تنها در سايه يك انقلاب بزرگ و فراگير و در يك تعامل جمعي به دست مي‌آيد. آنچه در اين نوشتار مورد پژوهش قرار مي‌گيرد، توجّه به «كنش جمعي» در انقلاب جهاني به رهبري امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است. مهم‌تر از آن توجه بايسته به اين مؤلفه است كه قيام حضرت مهدي عليه السلام يك انقلاب و نهضت فراگير و جهاني است كه با همراهي و همدلي مردم ـ به خصوص گروه‌هاي مبارز و طرفدار حق ـ صورت مي‌گيرد؛ امري كه در مهدويت پژوهي مورد غفلت قرار گرفته و در عموم پژوهش‌ها، تنها از چشم‌انداز يك قيام و جنگ محدود به آن پرداخته شده است! در حالي كه در اين نوشتار، اين فرض مطرح مي‌شود كه اين نهضت مقدس، يك انقلاب گسترده و مردمي است كه توده‌هاي زيادي از مردم در يك بسيج فراگير و جمعي به آن مي‌پيوندند و اين نهضت را ياري مي‌رسانند.

چيستي انقلاب

پژوهش و مطالعه درباره «انقلاب» و كندو‌كاو دقيق و علمي، درباره چيستي و چگونگي آن، به علت وجود ديدگاه‌ها و تعاريف گوناگون درباره آن، با دشواري‌هاي خاص خود روبه رو است. دسته‌اي انقلاب‌ها را نتيجه اجتناب ناپذير ساختار اجتماعي ادوار تاريخي مي‌دانند. [1] دسته ديگري با تكيه بر «عمل‌گرايي»، ضرورت انقلاب را به دليل عيني بودن ثبات اجتماعي نفي مي‌كنند. [2] گروهي نيز معتقدند: «جامعه توده وار» كه مبتني برثبات سنتي ساختارهاي معيني است، اگر مواجه با انهدام ساختارهاي خودگردد، به سوي انقلاب مردمي گرايش مي‌يابد¬¬¬¬¬¬. [3] گروهي ديگر با توسّل به توجيهات روان‌شناسي و اجتماعي، مي‌كوشند انگيزه‌هاي «قيام بر ضد حكام مستقر» و يا عدم تحقق تصوّرات توده‌ها در كل دوره حياتشان را شناسايي كنند. [4] اين گروه‌ها، طيف گسترده‌اي از انديشه درباب انقلاب را به نمايش گذاشته‌اند. [5] در توجيه اينكه «مفهوم انقلاب چيست»، انديشمندان علوم اجتماعي تعريف‌هاي گوناگوني ارائه كرده‌اند كه به چند مورد آن اشاره مي‌شود:
1. انقلاب؛ يعني دگرگوني بنيادي افكار و رفتار فرد و جامعه، در جهت نيل به كمال مطلوب كه به صورت سريع و نوعاً توأم با خشونت و خونريزي انجام مي‌شود. [6]
2. انقلاب عبارت است از تصرف قدرت دولتي از طريق وسايل خشن به وسيله رهبران يك جنبش توده‌اي، به منظور استفاده از آن براي اصلاحات عمده اجتماعي. [7]
3. انقلاب طغيان و عصيان مردم يك ناحيه و يك سرزمين، عليه سطح حاكم موجود براي ايجاد نظمي مطلوب است. به بيان ديگر، انقلاب از مقوله عصيان و طغيان است عليه وضع حاكم به منظور استقرار وضعي ديگر. به اين ترتيب معلوم مي‌شود كه انقلاب عبارت است از نارضايتي و خشم از وضع موجود+ آرمان يك وضع مطلوب+ حسّ پر خاشگري و روحيه طرد ظلم. [8]
4. انقلاب عبارت است از يك حركت سريع و ناگهاني در ارزش‌ها و باورهاي مسلّط، رهبري و حاكميت سياسي براي باز گرداندن ارزش‌هاي اجتماعي كه توأم با زور و خشونت داخلي باشد. [9]
و ده‌ها تعريف ديگري كه افرادي نظير استانفورد كوهن، كرين برينتون، هانا آرنت، تالكوت پار‌سونز، چالمرز جانسون، آلكسي دوتوكويل، پيتريم سوروكين و... ارائه داده‌اند. به هر حال انقلاب، ابعاد و زواياي مختلفي دارد و آنچه در اين نوشتار مورد توجّه است، بعد «جمعي و گروهي»؛ آن، يعني، بررسي «گروه‌هاي انقلابي» و شكل‌گيري كنش جمعي در آن است. بر اين اساس مي‌گوييم: انقلاب دگرگوني بنيادي غالباً قهرآميز در ساختار اجتماعي، سياسي و فرهنگي يك جامعه است. زماني كه گروه‌هاي ناراضي در جامعه نتوانسته باشند شرايط خود را به شيوه‌هاي صلح آميز و قانوني بهبود بخشند، گاه دست به كارهايي براي سر نگوني حكومت مي‌زنند. دليل زير بنايي انقلاب آرزو يا اشتياق براي تأسيس يك جامعه جديد است؛ جامعه‌اي كه در ساختار سياسي، اقتصادي و اجتماعي خود، اساساً از نظام سابق ببرد. اصطلاح «انقلاب» همين طور به معناي قطع رابطه با شرايط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي گذشته به كار مي‌رود و غالبا با رشد و گسترش‌هاي عمده فرهنگي و صنعتي در يك جامعه همراه است. به بيان ديگر «انقلاب» در لغت برگشتن از حالي به حالي، دگرگون شدن، زير و رو شدن، برگشتن، تغيير، تحول، شدن، شورش و ناآرامي و در اصطلاح رايج جهان، خيزش عده‌اي براي واژگون كردن حكومت و ايجاد حكومتي نو، به منطور تغييرات اساسي و بنيادين در تمام نهادها، مناسبات، ساختار سياسي و اجتماعي و جايگزيني سازمان جديد و مطلوب در چهارچوب اهداف و آرمان‌هاي خاص است. در آيات قرآن، واژه انقلاب به كار نرفته، ولي مشتقات آن (ده مورد) آمده است. در تمام اين آيات به تناسب موضوع و منظور آيات، مفهوم لغوي آن؛ يعني تغيير و دگرگوني و برگشتن مورد توجه بوده است كه گاهي انقلاب به سوي تعالي و كمال است (اعراف، 119) و گاهي بازگشت به عقب و انحطاط (آل عمران، 164) و گاهي نه اين و نه آن. در جهان غرب و فرهنگ آن، انقلاب گاه به معناي «كودتا» است؛ ولي در عربي «ثوره» يا از ريشه «ثار» به معناي شورش بر ضد حاكم جائر است و يا از «ثور»؛ يعني، گاو نر است كه كارش شيار و زير و رو كردن زمين و كنايه از تحولات بنيادين است. [10]

بسيج در انقلاب

يكي از ويژگي‌هاي بارز انقلاب ـ در كنار رهبري پر قدرت و ايدئولوژي حاكم بر آن ـ بسيج توده‌هاي مردمي در جهت آرمان مشترك و موفقيت انقلابي است.
واژه بسيج به شكل متعارف معرفي كننده فرآيندي است كه به واسطه آن، گروهي از حالت مجموعه منفعلي از افراد، به مشاركت كننده فعال در زندگي عمومي تبديل مي‌شود. به عبارت ديگر بسيج؛ يعني، گرد آوري منابع (انساني و مادي) براي استفاده و عملي جمعي. به هر ميزان بسيج در يك جمعيت بيشتر باشد، ميزان كنش جمعي آن بيشتر مي‌شود. به عبارتي قدرت آن افزايش مي‌يابد و منابعي كه هزينه مي‌كند، كمتر مي‌گردد.
درگيري و مناقشه، نوعي از تحركات سياسي متداول است و انقلاب، تجلّي ويژه درگيري عظيم سياسي با قدرت حاكم مي‌باشد كه ميزان موفقيت آن، بستگي به ميزان سطح سازماندهي انقلابيون (هويت مشترك و ساختار وحدت بخش) دارد. هر قدر يك گروه از هويت مشترك و شبكه‌هاي داخلي وسيع تري برخوردار باشد، سازمان يافته‌تر است. [11]
انقلاب تجلّي ويژه درگيري عظيم سياسي با قدرت حاكم است كه ميزان موفقيت آن، بستگي به ميزان و سطح سازماندهي انقلابيون دارد. مهم‌ترين مؤلفه وضعيت انقلابي، حضور فعال و وجود جنبش و گروه انقلابي و قيام كننده است كه از طبقات و اقشار مختلف جامعه بوده و با همراهي‌، وحدت و هماهنگي (كنش جمعي)، برنامه‌هاي خود را به پيش مي‌برند و براي رسيدن به اهداف خود، در بسيج عمومي مي‌كوشند.
كنش جمعي مورد نظر، همان اتحاد و انسجامي است كه در آموزه‌هاي ديني وارد شده و در همه امور ـ به خصوص در مسائل سياسي و نظامي ـ بر آن تأكيد گشته است؛ چنان كه قرآن مي‌فرمايد: «همگي به ريسمان خدا (قرآن و اسلام و هرگونه وسيله وحدت) چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت [بزرگ] خدا را بر خود به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او در ميان دل‌هاي شما الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شديد»: "وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَ... [12] و نيز مي‌فرمايد: «مانند كساني نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند [آن هم] پس از آنكه نشانه‌هاي روشن [ پرورگار] به آنان رسيد و آنها عذاب عظيمي دارند». [13] به همين جهت در قرآن بر وجود امت واحده تاكيد زيادي شده است: "إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ. [14]
پيامبر اسلام به وحدت و اخوت اسلامي تكيه نموده، مي‌فرمود: «المؤمنون اخوة تتكافأ دماوهم و هم يد علي من سواهم...»[15]؛ «مؤمنان برادرند، خون هايشان با يكديگر برابري مي‌كند و آنها يك دست و متّحد در برابر ديگرانند». حضرت علي عليه السلام نيز در تشويق مسلمانان به وحدت و همدلي ـ به خصوص در عرصة جهاد و شهادت ـ مي‌فرمايد: «كجا هستند مردمي كه به اسلام دعوت شده و پذيرفتند؛ قرآن تلاوت كردند و معاني آيات را شناختند؛ به سوي جهاد بر انگيخته شده و چونان شتري كه به سوي بچه خود روي مي‌آورد، شيفته جهاد گرديدند؛ شمشيرها از نيام برآوردند و گرداگرد زمين را گروه گروه و صف به صف احاطه كردند؛ برخي شهيد شدند و برخي نجات يافتند... آنان برادران من هستند..». [16] از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمود: «ايها الناس عليكم بالجماعة و اياكم و الفرقة»؛ [17] «اي مردم! بر شما باد به اتحاد و هم گروه بودن و بپرهيزيد از تفرقه و جدايي» و نيز: «يدالله مع الجماعة»؛ [18] «دست خدا همراه با جماعت و گروه مسلمين است».
«انقلاب» متكي بر وحدت و قدرت عمومي و مردمي است كه سازماندهي شده و تشكّل يافته‌اند و در جهت نيل به اهداف، قدرت اجتماعي بزرگي را به وجود آورده‌اند. اين قدرت اجتماعي، متشكل از گروه‌هاي فعّالي است كه بر پايه ارزش‌ها و باورهاي مسلّط و مشترك به هم نزديك شده‌اند و زماني كه قدرت سياسي، توانايي تأمين ارزش‌ها و خواسته‌هاي آنها را نداشته باشد يا نخواهد اين ارزش‌ها و خواسته‌ها را تأمين كند، اين گروه‌ها به دنبال رهبر يا رهبراني كه مي‌توانند خواسته‌ها و نظرات آنها را تعقيب و تأمين نمايند، حركت خواهند كرد. در ايجاد و تشكيلات قدرت انقلابي، سه ركن اساسي قابل تفكيك هستند:
1. رهبري، 2. مردم و گروه بندي‌هاي انقلابي، 3. ايدئولوژي. مهم‌ترين شرط كافي، وجود رهبري است كه نارضايتي‌ها را شناخته و برآورد دقيق از آنها داشته باشد؛ همچنين رهبر مخالفان و انقلابيون به مدد ايدئولوژي و جهان‌بيني‌اي كه دارد و از طريق تبليغ و ترويج آن، نظام ارزشي و عقيدتي دولت حاكم را بي اثر سازد و براي ارزيابي مردم ملاك‌هاي عقيدتي و ارزشي خود را بقبولاند. همچنين براي ترغيب و بسيج ناراضيان، سازماندهي لازم است.

انقلاب جهاني مهدوي

بر اساس اخبار غيبي، يكي از انقلاب‌هاي بسيار مهم و تأثير گذاري كه در آينده رخ مي‌دهد، قيام جهاني مهدوي و خيزش صالحان و مستضعفان عالم، عليه مستكبران و ستمگران است. اين پديده مهم و سر نوشت ساز، تغييرات و تحولات بنياديني را در كل جهان و در ارزش‌ها، باورها، تفكرات، سياست، اجتماع و اقتصاد به وجود مي‌آورد و باعث دگرگوني‌هاي اساسي، در بسياري از ابعاد و زواياي زندگي بشري مي‌شود. در اين انقلاب شكوهمند، مسير حركت تاريخ تغيير يافته و در جايگاه اصلي خود قرار مي‌گيرد و توده‌هاي عمومي براي رسيدن به جامعه موعود، تحت فرمان رهبري الهي، خيزش و نهضت فراگيري را شكل مي‌دهند. اين قيام داراي ويژگي‌هايي است كه به بعضي از آنها اشاره مي‌شود:
1. اين انقلاب رنگ و بوي الهي دارد و بر اساس آموزه‌هاي متعالي ديني (اصلاح گري، ظلم ستيزي و امر به معروف و نهي از منكر) شكل مي‌گيرد.
2. داراي اصالت و حقيقت است و آرمان‌ها و اهداف متعالي آن، از مكاتب و انديشه‌هاي رايج بشري، سرچشمه نگرفته است.
3. رهبري آن در دست شخصي الهي و مديري توانا و دانشمند بوده كه با هدايت و راهبري او، انقلاب به پيروزي مي‌رسد.
4. از پشتوانه مردمي برخوردار بوده و در سراسر جهان با استقبال و حمايت مردم رو به رو مي‌شود.
5. گروه‌هاي مبارز و قاطع و مؤمن، در شكل‌گيري و پيروزي نهايي آن ايفاي نقش مي‌كنند. اينان متعلق به نقاط مختلف جهان هستند.
6. نهضت، فراگير و جهاني بوده و تمامي نقاط عالم را در برمي‌گيرد (محدود به يك يا دو منطقه نيست).
7. اين قيام در امتداد نهضت‌هاي حق طلبانه پيامبران و اوصياي الهي بوده و به عنوان مصاف نهايي حق با باطل تلقي مي‌شود.
8. انقلاب مهدوي، داراي مشروعيت و حقانيت ويژه‌اي بوده و از حمايت‌هاي غيبي و الهي بر‌خوردار است.
9. وحدت و همدلي يكتاپرستان و گروه حق (كنش جمعي)، در اين انقلاب به نحو احسن بروز مي‌يابد و....
بحث درباره شكل‌گيري و پيروزي اين انقلاب و چرايي و چيستي آن، نياز به مجال فراخ تري دارد و در اين نوشتار تنها به بررسي و تبيين شكل‌گيري و فعاليت گروه‌هاي انقلابي (كنش جمعي) پرداخته خواهد شد.
اين قيام داراي مراحل مختلفي است؛ از جمله:
1. مرحله ظهور امام مهدي(عج) رهبر قيام به اذن و اراده الهي (آغاز انقلاب)؛
2. جمع شدن ياران صالح و پرچمداران قيام (بسيج نيروهاي انقلاب)؛
3. فراگيري قيام و انقلاب عليه حكام ظلم و جور و فساد به همراهي ياران صالح و شايسته (حركت انقلابي)؛
4. پيروزي و شكست نظام‌هاي سياسي حاكم بر جهان و تسلّط بر كل عالم (پيروزي انقلاب)؛
5. تشكيل حكومت جهاني و انتخاب و نصب حاكمان جهان از سوي رهبر انقلاب؛
6. سامان بخشي به همه امور و رشد و شكوفايي و تعالي جامعه بشري در همه زمينه‌ها (مرحله تثبيت انقلاب)
بر اساس روايات، انقلاب و حركت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بعد از فراهم شدن زمينه‌ها و آمادگي‌هاي منطقه‌اي و جهاني نهضت از شهر مكه آغاز مي‌گردد. با شروع قيام، از مناطق مختلف جهان (به خصوص ايران و يمن)، نيروهاي انقلابي دست به كار شده و به ياري رهبري نهضت مي‌شتابند و در طول انقلاب بر تعداد ياران و گروه‌هاي مبارز و مجاهد افزوده مي‌شود. در نهايت درگيري‌هايي بين انقلابيون و نظام‌هاي حاكم (در حجاز، عراق، شام، روم و...) رخ مي‌دهد كه منجر به شكست همه مخالفان انقلاب جهاني مي‌گردد. قيام بعد از 7ـ 8 ماه كشمكش و نزاع، به پيروزي نهايي دست يافته و گروه‌هاي انقلابي و جهادي، بر كل جهان مسلّط مي‌شوند. در اين نوشتار تنها در صدد تبيين و شناخت گروه‌ها و طبقات مختلف انقلابي و كندوكاو درباره كنش جمعي در اين قيام هستيم و بحث درباره چرايي و چيستي آن را به فرصتي ديگر موكول مي‌كنيم.

كنش جمعي (وحدت) در انقلاب جهاني مهدوي

اقدامات جمعي و گروهي كه منجر به رسيدن به يك هدف و خواست مشترك مي‌شود، «كنش جمعي» است و اين تجلّي كامل و واقعي در قيام حق طلبانه مهدوي دارد؛ يعني، اين نهضت با وحدت، همراهي، انسجام و تعامل گروه‌ها و بخش‌هاي مختلف جامعه جهاني شكل مي‌گيرد و پيروز مي‌شود. در واقع اين يك انقلاب بزرگ و كاملي است كه در آن، شاهد مشاركت فعّال و نظام مند نهضت‌ها و جنبش‌هاي مبارز و پيروي و اطاعت آنان از رهبر قيام هستيم و با ساماندهي و بسيجي كه صورت مي‌گيرد، اجتماع بزرگي از صالحان، مستضعفان، شيعيان و موحّدان حق طلب و عدالت گرا به وجود مي‌آيد و تا اين زمينه سازي و بسيج صورت نگيرد، امام مهدي، ظهور نخواهد كرد. در روايتي آمده است «لا يخرج القائم عجل الله تعالي فرجه الشريف حتّي تكون تكملة الحلقة. قلت: كم تكملة الحلقة؟ قال عشرة آلاف»؛ [19] «امام صادق عليه السلام فرمود: تا حلقه (گروه) تكميل نگردد، قائم خروج نمي‌كند. [راوي گويد: ] پرسيدم: كامل شدن حلقه به چند نفر است؟ فرمود: ده هزار نفر».
رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: «تنزل الرايات السود التي تخرج من خراسان الي الكوفة، فاذا ظهر المهدي بعثت اليه بالبيعة»؛ [20] «پرچم‌هاي سياهي كه از خراسان در مي‌آيد در كوفه فرود مي‌آيد. هنگامي كه مهدي عليه السلام ظهور كند، اين پرچم‌ها براي بيعت به حضور او گسيل مي‌شود».
امام باقر عليه السلام فرمود: «فيخرج بالموالي و ضعفاء الناس فيسيرون الي النخيله باعلام هديً فيكون مجمع الناس كلها بالفاروق»؛ [21] «شيعيان و مستضعفان خروج مي‌كنند و با پرچم‌هاي هدايت به سوي نخليه مي‌روند. آن روز مردم در فاروق گرد مي‌آيند». در اين روايت تأكيد بر حضور عمومي مردم (مجمع الناس) در منطقه مشخصي به نام فاورق شده است و اينان جمع نمي‌شوند مگر براي انقلاب.
امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «و بينا هم كذلك اذتقبل و رايات هدي من خراسان تطوي المنازل طيّاً حثيثا و معهم نفرٌٌ من اصحاب القائم... ثم يخرج رجلٌ من موالي الكوفة ضعفاء...»؛ [22] «در آن ميان پرچم‌هاي هدايت از خراسان بيرون آمده با شتابي هر چه تمام‌تر منازل را طي كرده، پيش مي‌تازند و تعدادي از ياران قائم عليه السلام در ميان آنها خواهند بود. آن گاه مردي از شيعيان غير عرب با گروهي از مستضعفان از كوفه خروج مي‌كنند...».
پس با آغاز انقلاب جهاني مهدوي عليه السلام و دعوت عمومي، حق‌طلبان، صالحان و مردم رنجديده و از همه جا مأيوس (مستضعفان)، گرداگردش حلقه مي‌زنند و با او بيعت مي‌كنند. در اندك زماني، سپاه انبوهي از مردان شجاع و فداكار و اصلاح طلب جهان، برايش مجهّز مي‌شوند و در تمامي صحنه‌ها و مصاف‌ها، به پيروزي دست مي‌يابند.
در روايتي درباره گستردگي و فراگيري اين قيام آمده است: «]ياران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف‌[ شرق و غرب جهان را فتح و تمام موجودات جهان را مسخّر مي‌كنند. هر يك از آنان نيروي چهل مرد دارد و قلوبشان از پاره‌هاي آهن سخت‌تر است؛ به طوري كه اگر در راه هدف به كوه‌هاي آهن برخوردند، آنها را پاره مي‌كنند و تا وقتي كه خشنودي خدا فراهم نشود، دست از جنگ بر نمي‌دارند». [23]
اين روايات نشانگر آن است كه پيروزي انقلاب مهدوي، با اتحاد و انسجام تشكيلاتي و نظام‌مند گروه‌هاي مبارز و با اطاعت و همراهي كامل با رهبر نهضت ميسّر مي‌شود. البته ابتدا فراخوان و دعوت عمومي مبني بر پيوستن به اين نهضت رهايي بخش صورت گرفته و از همه جهانيان در خواست ياري و فرمان بري از امام مي‌شود. يكي از صاحب نظران مي‌نويسد: «هر حكومتي داراي پرچمي است كه به وسيله آن شناخته مي‌شود و قيام‌ها و انقلاب‌ها نيز از پرچم خاصي بر خوردارند كه آرم آن تا حدودي نمايا نگر اهداف رهبرانش مي‌باشد. انقلاب جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز پرچم مخصوص دارد و بر آن شعاري نقش بسته است. البته درباره اين شعار اختلاف هست؛ ولي نكته‌اي در همه اقوال مشترك است و آن اينكه مردم را به فرمان بري از حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف دعوت مي‌كند». [24]
براي تحليل و ارزيابي ميزان كنش جمعي در انقلاب جهاني مهدوي عجل الله تعالي فرجه الشريف توجه به مؤلفه‌هاي زير بايسته است:
يكم. ظهور ائتلاف انقلابي
گروه‌هاي مبارز در عصر ظهور در جهت رسيدن به ارزش‌هاي متعالي و اهداف والا به رهبر نهضت پيوسته و دست به انقلاب مي‌زنند؛ يعني، ظهور ائتلاف انقلابي، زماني صورت مي‌گيرد كه مشكلات و نارسايي‌ها در ابعاد مختلف هويدا شده و زمينه براي شكل‌گيري جنبش‌ها و خيزش‌هاي رهايي بخش فراهم مي‌شود. اين محروميت‌ها و كاستي‌ها در عصر پيش از ظهور، شامل گسترش ظلم و ستم، انحطاط اخلاقي جوامع، حكومت فرو مايگان، هرج و مرج و نا امني، حق ستيزي، جنگ‌ها و كشتارها و... مي‌شود. مهم‌تر از آن شكل‌گيري خواست‌هاي معنوي و ارزش‌گرايانه است. در اين برهه، به اذن الهي و متناسب با شرايط زماني و مكاني، امام مهدي عليه السلام ظاهر شده و اعلان قيام عمومي مي‌كند. رسول گرامي اسلام به فرزند گرامي اش حسين بن علي عليه السلام فرمود: «يظهر امير الامرة السلطان المأمول الذي تحير في غيبته العقول و هو التاسع من ولدك... يظهر علي الثقلين»؛ [25] «آن گاه اميراميران... پادشاه منتظر ـ كه در غيبتش همگان دچار حيرت مي‌شوند ـ ظهور مي‌كند. او نهمين فرزند تو است‌اي حسين!... بر انس و جن چيره مي‌شود».
امام صادق عليه السلام نيز مي‌فرمايد: «]مهدي[ در آخر الزمان ظهور (خروج) مي‌كند و ابري در برابر خورشيد به وجود مقدسش سايه مي‌اندازد... فرشته‌اي ندا در مي‌دهد: اين مهدي خليفه خداوند است، از او پيروي كنيد (هذا المهدي خليفة الله فاتبعوه)». [26] هنگام ظهور آن حضرت و يا مدتي پيش از قيام، جنبش‌هاي مختلفي در جهان به خصوص ايران و يمن و... آغاز مي‌شود كه رهبري آنها در دست افراد صالح و توان‌مند است. اينها خود را براي ياري امام مهدي عليه السلام آماده مي‌كنند. در روايات به اين گروه اشارات زيادي شده كه ممكن است برخي از اين گروه‌ها، مربوط به يك دسته خاص باشد. قرآن اين گروه‌ها را تحت عناويني چون گروه حقّ (در مقابل باطل)، صالحان و مستضعفان معرفي مي‌كند و آينده را از آن آنها مي‌داند و پيروزي و موفقيت آنان را تضمين مي‌كند. برخي از اين ائتلاف‌ها و گروه‌هاي انقلابي و رهبران آنها عبارت‌اند از:
1. سيد حسني و سيد حسيني... [27] و يا سيد خراساني. [28]
2. قيام سيد هاشمي از گيلان، با ياري سيد مشرقي ]از خراسان[ (يقوم... واحد هاشمي بجيلان). [29]
3. نهضت مردي از ايرانيان مقيم كوفه با گروهي از مستضعفان (يخرج رجل من موالي اهل الكوفه في الضعفاء). [30]
4. خيزش مردي از اهل بيت او (مهدي عليه السلام) از مشرق (يخرج قبل المهدي رجلُ من اهل بيته في المشرق)[31] و يا پرچم‌هايي از مشرق به رهبري مردي از تميم (به نام شعيب بن صالح) (يقودها رجل من تميم). [32]
5. قيام مردي از قزوين هم‌نام با يكي از پيامبران. [33]
6. خروج جواناني از منطقه خودشان به رهبري مردي به نام صالح (يخرج اليهم فتيان من محالهم...). [34]
7. جنبش مردي از اولاد امام حسين عليه السلام از مشرق (يخرج رجل من ولدالحسين). [35]
8. حركت شعيب بن صالح از سمرقند (يكون خروج شعيب بن صالح من سمر قند)[36] و….
با بررسي وضعيت اين گروه‌هاي انقلابي ـ كه شايد بعضي از آنها اشاره به يك شخص يا گروه باشد ـ روشن مي‌شود كه طيف‌ها و دسته‌هاي مختلفي از مناطق جهان به ياري قيام حضرت مهدي عليه السلام مي‌شتابند.
دوم. سازماندهي
انقلاب مهدوي تجلّي ويژه درگيري عظيم سياسي با قدرت‌هاي جور و فساد است و ميزان موفقيت آن، بستگي به عوامل متعددي دارد كه يكي از آنها ميزان سطح سازماندهي انقلابيون است؛ يعني، هر اندازه، ساختار وحدت بخشي بر گروه‌هاي انقلابي عصر ظهور حاكم باشد و آنها هويت مشترك و انسجام دروني بالايي داشته باشند، درصد پيروزي و موفقيتشان بيشتر است. سازماندهي در انقلاب جهاني مهدوي در دو بعد مهم صورت مي‌گيرد.
الف. هويت مشترك
نيروهاي انقلابي ـ به خصوص رهبران قيام و ياران نزديك حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ داراي هويت و ماهيت مشتركي بوده و از همساني و يگانگي ويژه‌اي بر خوردارند؛ چنان كه امام علي عليه السلام فرمود: «ايشان يكدل و هماهنگ هستند (و قلوبهم مجتمعه). [37] در روايتي آمده است: «گويا يك پدر و مادر آنان را پروريده‌اند. دل‌هاي آنان از محبت و خير خواهي به يكديگر آكنده است (قلوبهم مجتمعة)»[38].
اين مشتركات را مي‌توان در مؤلّفه‌هاي زير تبيين نمود:
1. هويت ايماني؛ ياران مهدي عليه السلام، از نظر اعتقادي يكتاپرست و موحّد بوده و معرفت عميق و باور ژرفي نسبت به خداوند متعال دارند (رجال عرفوا الله حقّ معرفته و هم انصار المهدي في آخر الزمان). [39] آنان به وحدانيت خداوند ـ آن چنان كه حق وحدانيت او است ـ اعتقاد دارند (فهم الذين وحّدوا الله حق توحيده)[40] و در طريق عبوديت، اهل جديت و تلاش‌اند (مُجدّون في طاعة الله). [41] غبار ترديد در ذات مقدس خداوند، خاطرشان را نمي‌آلايد (لايشوبها شك في ذات الله). [42]
2. هويت فكري؛ انقلابيون عصر ظهور انسان‌هايي خردمند، بصير، خوش فكر و آگاه هستند كه با درايت و هوشياري، راه خود را انتخاب كرده و به ياري دين حق و نهضت حق طلبان مي‌شتابند. امام علي عليه السلام مي‌فرمايد: «چون فرمان خدا آزمايش را به سر آورد، شمشيرها در راه حق آختند و بصيرتي را كه در كار دين داشتند، آشكار كردند. طاعت پروردگار شان را پذيرفتند و فرمان واعظشان را شنيدند»[43] و امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «گويي دل‌هاي آنان، مشعل نوراني [حكمت] است (فان قلوبهم القناديل)». [44] از حضرت علي عليه السلام نقل شده است: «... ديده‌هاي آنان به نور قرآن جلا داده و تفسير در گوش هايشان جا گرفته است. در شب جام حكمت را به آنها مي‌نوشانند، بعد از اينكه در بامداد هم نوشيده باشند». [45]
3. هويت اخلاقي؛ ياران انقلاب جهاني مهدوي، انسان‌هايي وارسته، صالح و نيك اخلاق هستند و از پليدي‌ها و كژي‌ها به دور مي‌باشند. آنان شايستگان و شاهندگاني‌اند كه در قرآن و زبور مژده وراثت بر روي زمين به آنان داده شده است: " وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ". [46] امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «منظور از اينكه زمين را بندگان صالح خدا به ارث مي‌برند، مهدي قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف و ياران او هستند». [47] و نيز فرمود: «گويا من نظر مي‌كنم به قائم و اصحاب او در نجف كوفه؛ سجده‌ها به پيشاني‌هاي آنها اثر گذشته است. آنان شيران در روز و راهبان در شب اند». [48] امام حسن عسكري عليه السلام درباره نيروهاي انقلابي و ياري دهنده فرزندش حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به ايشان فرمود: «روزي را مي‌بينم كه پرچم‌هاي زرد و سفيد در كنار كعبه، به اهتزاز در آمده، دست‌ها براي بيعت تو، پي در پي صف كشيده‌اند. دوستان با صفا، كارها را چنان به نظم و ترتيب درآورده‌اند كه همچون دانه‌هاي دُرّ گران بها در رشته‌اي قرار گيرند؛ شمع وجودت را احاطه كرده‌اند و دست هايشان براي بيعت با تو، در كنار حجرالاسود به هم مي‌خورد. قومي به آستانه‌اي گرد آيند كه خداوند آنان را از سرشتي پاك و ريشه‌اي پاكيزه و گران بها آفريده است. دل‌هايشان از آلودگي نفاق و پليدي شقاق پاكيزه است. به فرمان‌هاي ديني فروتنند و دل‌هايشان از كينه و دشمني پيراسته، رخسارشان براي پذيرش حق آماده است و سيمايشان با نور فضل و كمال آراسته. آيين حق را مي‌پرستند و از اهل حق پيروي مي‌كنند». [49]

4. هويت سياسي؛ نيروهاي انقلابي در عصر ظهور، حق‌گرا، ظلم ستيز و باطل گريز هستند كه عليه ظلم و ستم فراگير قيام كرده و نهضت عدالت خواه و حق طلب خود را تحت رهبري امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار مي‌دهند. آنان حزب الله و گروه حقي هستند كه مصاف نهايي عليه باطل را رقم خواهند زد. امام صادق عجل الله تعالي فرجه الشريف فرمود: «خداوند به وسيله آنان امام حق را ياري مي‌دهد». [50] در روايتي آمده است: «خداوند حق را به دست آنان، ظاهر مي‌كند و باطل را با شمشيرهايشان نابود مي‌سازد». [51] حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايد: «بعد از او (امام حسن عسكري) فرزندش مهدي، قائم و حجت خوانده مي‌شود و غايب خواهد شد تا زماني كه بيرون آيد و ظهور كند. پس زمين را از عدل و داد آكنده سازد؛ آن طور كه از جور و ستم پر شده باشد. خوشا به حال صبركنندگان و برد باران غيبت او و خوشا به حال كساني كه ايشان را دوست مي‌دارند. خداوند در وصف آنان فرمود: " اولئك حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون"؛ «آنان حزب الله‌اند، بدانيد حزب الله پيروز است». [52]
5. هويت اجتماعي؛ عموم انقلابيون در عصر ظهور از طبقات مستضعف، محروم از قدرت، ستمديده و رنجديده جوامع بشري هستند كه قرآن وعده پيروزي و حاكميت بر روي زمين را به آنان داده است: " وَ نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ". [53] امام علي عليه السلام فرمود: «مستضعفان زمين كه در قرآن از آنان ياد شده و خداوند آنها را پيشوا قرار مي‌دهد، ما اهل بيت هستيم. خداوند مهدي ما را بر خواهد انگيخت. پس آنان را عزّت و دشمنانشان را ذلّت خواهد داد». [54] با بررسي اين روايات و ساير احاديث، روشن مي‌گردد كه بين ياران حضرت مهدي، وجوه اشتراك فراواني وجود دارد و آنان امت واحده و جمع متشكلي به وجود مي‌آورند و يكدل و متحد عمل مي‌كنند.
ب. ساختار وحدت بخش
مرحله دوم ساماندهي نيروهاي انقلابي، ايجاد ساختار وحدت بخش در مهندسي قيام و جمع‌آوري نيروها است. در گام اوّل گزينش كاملي از آنان ـ به خصوص اصحاب خاص ـ صورت مي‌گيرد. همه انبيا و مصلحان الهي، هسته‌هاي اصلي نهضت خويش را با آزمايش برگزيده‌اند؛ چرا كه راه دشوار است و آميخته با رنج‌ها و بدون داشتن ياراني آبديده، سرد و گرم چشيده، فداكار و باوفا، نمي‌توان خطر كرد. طالوت ـ كه در روايات ياران مهدي به ياران او تشبيه شده اند ـ در نبرد با جالوت، لشكريانش را با تشنگي آزمود. تن پروران و نا شكيبايان نظم را بر هم زدند و حريصانه به آب افتادند؛ ولي صبور مردان از آن آب لب‌تر نكردند و بدين وسيله گروه مؤمن و بصيرشناسايي شدند. ياران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز براي رسيدن به درجه شايستگي همراهي، از غربال‌هاي گوناگون، گذر داده مي‌شوند و پس از پيمودن مراحل دشوار به قله رفيع «نصرت» بالا مي‌روند. [55] به ميزان درجات ايمان و گذر از آزمون‌ها ـ كه در روايات به آنها اشاره شده[56] ـ منتظران متمايز مي‌شوند و به ميزان مايه‌هاي ايمان، در ياري امام، بر يكديگر پيشي مي‌گيرند. به فرموده امام صادق عليه السلام: «در وقت ظهور، برخي ياران شب در بستر ناپديد مي‌شوند و فرداي آن در مكه‌اند و گروهي روز در آسمان ره مي‌سپرند. گفتم: فدايت شوم، كدام يك ايمانشان بيشتر است؟ فرمود: آن كه در آسمان حركت مي‌كند». [57] امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «هنگامي كه قائم آل محمّد قيام مي‌كند، دوستانش را به كمك قدرت تشخيصي كه دارد، از دشمنانش مي‌شناسد». [58] آنان در قالب گروه‌ها و دسته‌هاي مبارزي در مي‌آيند كه اطاعت و فرمانبري كامل از رهبر انقلاب دارند. امام صادق عليه السلام فرمود: «اطاعت آنان ازامام، بيشتر از فرمانبري كنيز در برابر مولايش است». [59]
گويا اين گروه‌بندي، در دو طيف مصاف، محقق مي‌شود و هر كدام در ساختاري معين و متحد قرار گرفته و آماده نزاع مي‌شوند. در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده است: «دنيا به آخر نمي‌رسد تا وقتي كه ندا كننده‌اي از آسمان بانگ مي‌زند كه‌اي اهل حق! يك جا جمع شويد، پس همه آنها در يك سرزمين جمع مي‌شوند (يا اهل الحق اجتمعوا فيصيرون في صعيد واحد). بعد از آن دفعه ديگر ندا مي‌كنند: اي اهل باطل! يك جا جمع شويد، پس اينان نيز در يك سرزمين جمع مي‌شوند (يا اهل الباطل اجتمعوا فيصيرون في صعيد واحد)». [60] امام رضا عليه السلام مي‌فرمايد: «سوگند به خدا كه اگر قائم ما قيام كند، خداوند شيعيان را از همه شهرها نزد او گرد مي‌آورد». [61]
از آنجايي كه امام خود در رأس نهضت قرار دارد و هدايت و فرماندهي آن را به دست مي‌گيرد، سازماندهي دقيق و فراگيري از گروه‌هاي مبارز، صورت گرفته و نظم و انضباط خاصي حاكم مي‌شود. حضرت علي عليه السلام در روايتي به تعداد ياران و اصحاب خاص اشاره كرده و ايشان را امير و رهبر آنان دانسته است: «اما و الله! اني لأعرف اميرهم و اسمه...»؛ [62] «به خدا سوگند! من امير آنان را مي‌شناسم و اسمش را مي‌دانم». نيروهاي متحدالشكل و نظام‌مند امام عليه السلام، منظم‌ترين نيروهاي انقلابي جهان هستند. حضرت علي عليه السلام آنان را اين گونه مي‌ستايد: «گويا آنان را مي‌نگرم؛ زيّ و هيأتي يكسان، قدو قامت برابر، در جمال و برازندگي همانند و هم لباس‌اند (كاني انظر اليهم و الزّي واحد و...)». [63] آنان در آغاز و انجام كارها سازماندهي دارند و در بيعت با امام و دعوت به قيام و جهاد با دشمنان هماهنگ عمل مي‌كنند. دوستاني با صفايند و كارها را ماهرانه به نظم و رديف در آورده و پيشاپيش، مقدمات حركت را براي امام فراهم مي‌كنند. نظم و ترتيب كارهاي آنان، همچون دانه‌هاي درّ گران بهايي است كه در رشته قرار مي‌گيرند.... [64]
سوّم. بسيج نيروهاي انقلابي
وضعيت انقلابي زماني به وجود مي‌آيد كه كنش جمعي (وحدت و انسجام) بيشتر باشد؛ يعني، بسيج منابع، به شكل گسترده و فراگير اتفاق افتد. هر چه ميزان بسيج در يك جمعيت يا سازمان بيشتر باشد، ميزان كنش جمعي آن نيز بيشتر مي‌شود. در نتيجه قدرت و توانايي آن بالامي رود و نتايج بهتري به دست مي‌آورد. از طرفي هر قدر بسيج گسترده‌تر و بيشتر باشد، منابعي كه هزينه مي‌كند، كمتر مي‌گردد. پيش‌تر گذشت كه انقلاب جهاني مهدوي، با ظهور گروه‌هاي انقلابي و سازماندهي آنها (هويت مشترك و ساختار وحدت بخش) آغاز مي‌شود.
بر اساس روايات، قيام امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف با 313 تن يار خاص شروع مي‌شود؛ لكن فعاليت و تلاش براي گسترش انقلاب به ديگر نواحي جهان و آزادي ملّت‌هاي در بند، پس از گرد آمدن ده هزار تن آغاز مي‌گردد. شكي نيست كه به تدريج بر تعداد اين گروه افزوده شده و مبارزان و گروه‌هاي انقلابي ديگر وارد صحنه قيام مي‌شوند. البته قبل از ظهور آن حضرت نيز نهضت‌هاي آزادي ‌بخشي در اقصي نقاط جهان (به خصوص ايران و يمن) به وجود آمده و زمينه را براي آغاز انقلاب فراهم مي‌سازند. نكته قابل توجّه اينكه گروه‌ها و اقشار مختلف مردم ـ حتي فرشتگان ـ جزء حاميان اين نهضت بوده و با آن همراه و هماهنگ خواهند بود. امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «شيعيان و ياران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از سراسر زمين به سوي وي حركت مي‌كنند؛ زمين زير پايشان جمع مي‌شود و باطيّ‌‌الارض به امام مي‌رسند و با او بيعت مي‌كنند». [65] اميرمومنان علي عليه السلام مي‌فرمايد: «هنگامي كه مهدي ظهور مي‌كند، نام او بر سر زبان‌ها خواهد بود و وجود مردم سرشار از عشق به مهدي است؛ به گونه‌اي كه جز نام او، هيچ نامي در ياد و زبان آنان نيست و با دوستي او، روح خود را سيراب مي‌كنند». [66] پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايد: «مهدي از امّت من، ظهور مي‌كند؛ خداوند او را به عنوان فرياد‌رس انسان‌ها مي‌فرستد. آن زمان مردم در نعمت به سر خواهند برد». [67] عموم مردم جهان، نه تنها از ظلم‌ها و جنگ‌ها و فساد‌ها دلزده و رنجيده اند؛ بلكه واقعاً خواهان عدالت و منجي عادل و عدل‌گستر هستند و به همين جهت از اين انقلاب پشتيباني خواهند نمود.
گروه‌هاي خاص انقلابي، در روايات به شرح زير معرفي شده اند:
1. هسته مركزي انقلاب
وقتي نهضت جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از مكه آغاز مي‌شود، مورد پشتيباني و حمايت 313 تن از انسان‌هاي صالح، وارسته، شجاع و برگزيده قرار مي‌گيرد. آنان ضمن شناخت امام عجل الله تعالي فرجه الشريف با او بيعت مي‌كنند و اطاعت و فرمان بري كامل خود را اعلام مي‌دارند. پس از آن هدايت و كنترل اوضاع را در مكه به دست گرفته و عهده دار مسؤوليت‌هاي مختلف (نظامي، امنيتي، فرهنگي و...) مي‌شوند. آنان پرچمداران نهضت و فرماندهان نظامي هستند كه پس از پيروزي قيام و تسلطّ بر جهان، حكومت مناطق و كشورهاي مختلف را در دست مي‌گيرند. امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «گويا قائم را بر فراز منبري در كوفه مي‌بينم و پيرامون او، يارانش قرار دارند كه 313 تن به تعداد اصحاب بدر مي‌باشند. آنان پرچمداران قيام (اصحاب الاولويه) و حاكمان زمين از سوي خداوند در بين بندگان او هستند». [68] اين 313 تن از اطراف جهان و دورترين نقطه‌ها جمع شده و به قائم عليه السلام مي‌پيوندند؛ چنان كه در حديثي از امام باقر عليه السلام بيان شده است: «خداوند [براي قائم] از دورترين شهرها (من اقصي البلاد) به تعداد مجاهدان بدر، 313 تن مرد را جمع مي‌كند». [69] آن حضرت همچنين مي‌فرمايد: «هسته مركزي ياران قائم، 313 تن هستند؛ برخي از آنان در روز روشن با نام و نشان وحسب و نسب شناخته شده و به طور آشكار به وسيله ابرها به سوي آن حضرت مي‌شتابند و برخي همان گونه كه شبانگاه بر بستر خويش خفته‌اند، بدون وعده و آگاهي پيشين [در مكه] به خدمت سالار خويش مفتخر مي‌گردند». [70]
امام صادق عليه السلام نيز مي‌فرمايد: «ياران مهدي از كران تا كران گيتي به سوي او مي‌شتابند و زمين زير پاي آنان بسان طوماري، در هم پيچيده مي‌شود تا هر چه سريع‌تر به مكه برسند وبا آن گرامي بيعت كنند»؛ [71] يعني، همه چيز دست به دست هم مي‌دهند كه آنان هر چه زودتر به امام برسند و اطاعت و فرمان‌بري خود را اعلام كنند. هنگام ظهور، نخستين كساني كه پس از جبرئيل امين با امام قائم عليه السلام بيعت مي‌كنند، همين313 تن هستند. اين مطلب را امام باقر عليه السلام در ضمن حديثي بيان كرده است. [72] پس از اين بيعت است كه قيام شروع مي‌شود و ياران حضرت به ده هزار تن مي‌رسند. اينان افرادي نيرومند و رشيدند كه تحت لواي امام و فرماندهي 313 تن مكه را فتح مي‌كنند و به طرف مدينه و سپس كوفه حركت مي‌نمايند. [73]

پي نوشت :

[1]. نظريه ماركس.
[2]. نظريه عمل گرايان.
[3]. نظريه كورن هاوزر.
[4]. نظريه پيتريم سوروكين.
[5]. ر. ك: رهيافت‌هاي نظري بر انقلاب اسلامي، ص 241و242.
[6]. محمد باقر حشمت زاده، چارچوبي براي تحليل شناخت انقلاب اسلامي در ايران، ص33.
[7]. تعريف از آنتوني گيدنز.
[8]. ر. ك: مصطفي ملكوتيان، نظريه‌هاي انقلاب، ص 160و161.
[9]. ساموئل هانتينگتون، سامان سياسي در جوامع دستخوش دگرگوني، ص 358.
[10]. ر. ك: انديشه‌هاي سياسي در قرن بيستم، ص 171و172.
[11]. ر. ك: الف. تيلي، چارلز، از بسيج تا انقلاب، ترجمه علي رشدي زاده،
ب. نش، كيت، جامعه شناسي سياسي، ترجمه دلفروز،
ج. حميرا مشير زاده، در آمدي نظري بر جنبش‌هاي اجتماعي.
[12]. آل عمران (3): 103.
[13]. همان: 105.
[14]. انبياء (21): 92.
[15]. اصول كافي، ج1، ص 43.
[16]. نهج البلاغه، خطبه1، 12.
[17]. كنزالعمال، ح 1031.
[18]. همان، ح 20241.
[19]. الغيبه نعماني، ص 307.
[20]. طوسي، كتاب الغيبه، ص 274؛ بحارالانوار، ج52، ص 467.
[21]. بحار الانوار، ج53، ص 274؛ بشارة الاسلام، ص 59.
[22]. الغيبه نعماني، ص 149؛ بحارالانوار، ج52، ص 237.
[23]. كمال الدين، ج2، ص673؛ بحارالانوار، ج52، ص327.
[24]. چشم اندازي به حكومت جهاني حضرت مهدي، ص 65.
[25]. منتخب الاثر، ص578، ج. 2
[26]. امالي طوسي، ص91.
[27]. يوم الخلاص، ج2، ص 1026.
[28]. الغيبة نعماني، ص135.
[29]. الزام الناصب، ص 188.
[30]. بشارة الاسلام، ص 102.
[31]. الملاحم و الفتن، ص 53.
[32] يوم الخلاص، ج2، ص1036.
[33]. بحار الانوار، ج52، ص213.
[34]. الملاحم و الفتن، ص 112.
[35]. بشارة الاسلام، ص5 و 13.
[36]. بحارالانوار، ج52، ص213.
[37]. يوم الخلاص، ص 224.
[38]. الزام الناصب، ص 230.
[39]. بحار الانوار، ج51، ص87؛ منتخب الاثر، ص 611.
[40]. بشارة الاسلام، ص220.
[41]. همان، ص 9.
[42]. بحارالانوار، ج52، ص308.
[43]. نهج البلاغه، خطبه، 15.
[44]. بحارالانوار، ج52،. ص 308.
[45]. همان، ص337، ج64.
[46]. انبياء (2): 105.
[47]. تفسير قمي، ج2، ص77.
[48]. بحارالانوار، ج52، ص 386.
[49]. همان، ص 35.
[50]. همان، ص 308.
[51]. امالي طوسي، ص 352، ج 726.
[52]. ينابيع، ص642.
[53]. قصص، (28): 5.
[54]. بحارالانوار، ج51، ص63.
[55]. ر. ك: چشم به راه مهدي، ص369 و 370.
[56]. ر. ك: كمال الدين، ص 356.
[57]. بحارالانوار، ج52، ص356.
[58]. همان، ج51، ص 493.
[59]. همان، ج51، ص308.
[60]. الغيبه نعماني، ص320، ح9.
[61]. اثبات الهداة، ج3، ص524.
[62]. الغيبه نعماني، ص312، ح2.
[63]. الملاحم و الفتن، ص148.
[64]. ر. ك: بحارالانوار، ج52، ص34.
[65]. عقد الدرر، ص65.
[66]. احقاق الحق، ج13، ص324.
[67]. عقدالدرر، ص167.
[68]. كمال الدين، ج2، ص 672؛ اثبات الهداة، ج3، ص494، ح247.
[69].. بحارالانوار، ج52، ص310.
[70]. الغيبة نعماني، ص312، باب2، ح8؛ بحارالانوار، ج52، ص369.
[71]. الفصول‌ المهمه، بخش12؛ بحارالانوار، ج52، ص 334.
[72]. ر. ك: بحارالانوار، ج52، ص317.
[73]. ر. ك: حضرت مهدي فروغ تابان ولايت، ص 174.

منبع: فصل نامه انتظار


تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393
بازدید : 690
نویسنده : sina95

 


 

آیاحوادث‌ و پيشگويي‌هاي‌ معصومين‌(ع‌) در حال وقوع است؟:
امام‌ باقر(ع‌) در روايتي‌ به‌جابربن‌ يزيد جعفي‌ مي‌فرمايند:
جابر! از زمين‌ تكان‌ نخور و هيچ‌ دست‌ و پا مزن‌ تااينكه‌ اين‌ نشانه‌هايي‌ را كه‌ مي‌گويم‌ مشاهده‌ كني‌ (البته‌) اگر آنها را درك‌ كني اولين‌ آنها اختلاف‌ ‌: بني‌عباس‌ است‌ كه‌ نمي‌بينم‌ كه‌ تو آن‌ را درك‌ كني‌ ولي‌ پس‌از مرگم‌ از قول‌ من‌ اين‌ مطلب‌ را نقل‌ كن‌ (و به‌ ديگران‌ بگو) و منادي‌ كه‌ از آسمان‌ ندا دهد و صدايي‌ كه‌ از پيروزي‌ حكايت‌ مي‌كند از سمت‌ دمشق‌ به‌ شما برسد. قريه‌اي‌ (ده‌ يا شهر) در شام‌ كه‌ به‌ جابيه‌ مشهور است‌ در زمين‌ فرو برود بخش‌ سمت‌ راست‌ مسجد دمشق‌ فرو بريزد، از دين‌ برگشتگاني‌ از جانب‌ ترك‌ها سر به‌ شورش‌ بردارند و آشوبي‌ هم‌ از ناحية‌ روم‌ به‌ دنبال‌ آن‌ مي‌آيد، برادران‌ترك‌هم‌آن‌قدرمي‌آيندتابه‌ جزيره‌ مي‌رسند و از دين‌برگشتگان‌هم‌به‌سوي‌روم‌ حركت‌ مي‌كنند تا اينكه‌ به‌ رمله‌مي‌رسندجابر! آن‌ سال‌ غرب‌ در كل‌ زمين‌ اختلاف‌ زيادي‌ مي‌پراكند و اول‌ مغرب‌ زمين‌، شام‌ است‌.      شيخ‌ مفيد هم‌ در الارشادخود فهرستي‌ از نشانه‌هاي‌ ظهور را ذكر كرده‌ كه‌ از اين‌ قرار است‌:

«براي‌ زمان‌ قيام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) نشانه‌هايي‌ بيان‌شده‌ و از حوادثي‌ كه‌ پيش‌ از قيام‌ اتفاق‌ خواهد افتاد به‌ ما خبر داده‌اند كه‌ از جمله‌ آنها مي‌توان‌ اين‌ موارد را ذكر كرد: شورش‌ سفياني‌، كشته‌ شدن‌ سيد حسني‌، تفرقه‌ بني‌عباس‌ به‌ خاطر پادشاهي‌ و حكومت‌ دنيايي‌، كسوف‌ خورشيد در نيمه‌ ماه‌ رمضان‌ و خسوف‌ ماه‌ در آخر همان‌ ماه‌ كه‌ هر دو بر خلاف‌ رويه‌ عادي‌ طبيعت‌ است‌. خراب‌ شدن‌ ديوار مسجد كوفه‌، ظاهر ونمايان‌ شدن‌ پرچم‌هاي‌ سياهي‌ از خراسان‌، قيام‌ يمني‌، ظاهر شدن‌ شخصي‌ مغربي‌ در مصر و حكومت‌ كردنش‌ بر شام‌، فرود آمدن‌ ترك‌ها در جزيره‌ و روميان‌ در ساحل‌، ، كشته‌ شدن‌ امير مصر توسط‌ ساكنان‌ آن‌ ديار، حركت‌ پرچم‌هايي‌ كه‌ به‌ سوي‌ خراسان‌ راهي‌ مي‌شوند، ورود سپاهي‌ از سمت‌ مغرب‌ تاوقتي‌ كه‌ با از بين‌ رفتن‌ سرگشتگي‌ و حيرت‌ آرامش‌ يابد، نماياني‌ پرچم‌هاي‌ سياه‌ از مشرق‌ به‌ همان‌ صورت‌، شكافتن‌ و ترك‌ خوردن‌ فرات‌ به‌ طوري‌ كه‌ آب‌ وارد كوچه‌ها و خيابان‌هاي‌ كوفه‌ مي‌شود، شورش‌ 60 دروغگو كه‌ همگي‌ ادعاي‌ نبوت‌ مي‌كنند و شورش‌ 12 نفر از آل‌ ابي‌طالب‌ كه‌ همه‌ ادعاي‌ امامت‌ براي‌ خويش‌ دارند، سوزاندن‌ مردي‌ بلند مرتبه‌ از پيروان‌ بني‌عباس‌ ميان‌ جلولاء و خانقين‌، زدن‌ پلي‌ در آنجايي‌ كه‌ آب‌ ميان‌ مدينة‌السلام‌ و بغداد روان‌ است‌، برخاستن‌ بادي‌ سياه‌ در ابتداي‌ روز و زلزله‌اي‌ كه‌ منجر به‌ فرو رفتن‌ بسياري‌ از آنها مي‌شود. هراسي‌ كه‌ دامن‌گير اهل‌ عراق‌ و بغداد مي‌شود و مرگ‌ ناگهاني‌ در آن‌ و نقصان‌ و كاهش‌ اموال‌ و جان‌ها و بدن‌ها و محصولات‌ و يورش‌ ملخ‌ها كه‌ در ابتداي‌ آن‌ و غير آن‌ ظاهر مي‌شوند به‌ طوري‌ كه‌ به‌ زراعت‌ و غلات‌ و همان‌ مقدار كمي‌ كه‌ مردم‌ كشت‌ كرده‌اند حمله‌ور مي‌شود و اختلاف‌ ميان‌ دو دسته‌ از عجم‌ها و ريخته‌ شدن‌ خون‌ بسياري‌ از آنها و شورش‌ بندگان‌ از اطاعت‌ سروران‌ آنها و كشتن‌ ايشان‌ و مسخ‌ شدن‌ دسته‌اي‌ از بدعت‌گزاران‌ كه‌ به‌ شكل‌ ميمون‌ و خوك‌ مي‌شوند، و غلبه‌ يافتن‌ بندگان‌ بر سرزمين‌هاي‌ مالكان‌ و سروران‌، ندايي‌ از آسمان‌ كه‌ تمام‌ اهل‌ زمين‌ آن‌ را به‌ زبان‌ خويش‌ مي‌شنوند و صورت‌ و سينه‌اي‌ كه‌ در آسمان‌ در قرص‌ خورشيد براي‌ مردم‌ ظاهر مي‌شود، و مردگاني‌ كه‌ از قبرهايشان‌ به‌ دنيا برمي‌گردند و در آن‌ (با ديگران‌) آشنا مي‌شوند و به‌ زيارت‌ همديگر مي‌روند، سپس‌ همه‌ اينها به‌ 24 باران‌ كه‌ به‌ وسيلة‌ آن‌ زمين‌ پس‌ از مرگش‌ زنده‌ مي‌شود ختم‌ شده‌ و بركات‌ آن‌ نمايان‌ مي‌گردد و پس‌ از آن‌ تمام‌ آسيب‌ها و بلايا از معتقدان‌ به‌ حق‌ كه‌ از شيعيان‌ مهدي‌(ع‌) هستند برطرف‌ شده‌ و از ظهور آن‌ حضرت‌ در مكه‌ خبردار مي‌شوند و براي‌ ياري‌ ايشان‌ متوجه‌ و راهي‌ آنجا مي‌شوند. 

كساني‌ كه‌ مايلند در اين‌ رابطه‌ آگاهي‌هاي‌ بيشتري‌ بيابند مي‌توانندبه‌ اين‌ كتاب‌ها مراجعه‌ كنند:

 1ـ  كتاب‌ الغيبة‌:  شيخ‌ اجل‌ محمدبن‌ابراهيم‌ بن‌ جعفر نعماني‌ معروف‌ به‌ ابن‌ ابي‌ زينب‌، ايشان‌ از علماي‌ قرن‌ سوم‌ هجري‌ و ازشاگردان‌ ثقة‌الاسلام‌ كليني‌ بوده‌اند كه‌ اين‌ اثر يكي‌ از نفيس‌ترين‌ كتاب‌هايي‌ است‌ كه‌ در اين‌ رابطه‌ نگاشته‌ شده‌ است‌. شيخ‌ مفيد در  الارشاد  خود از وي‌ ستايش‌ كرده‌ كه‌ نشانگر اين‌ است‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ مؤلفي‌ چون‌ او نبوده‌ است‌.

2ـ كمال‌الدين‌ و تمام‌النعمة‌ :  شيخ‌ ابوجعفر محمد بن‌ علي‌بن‌ الحسين‌ بابويه‌ قمي‌ معروف‌ به‌ شيخ‌ صدوق‌ (از علماي‌ قرن‌ چهارم‌ هجري‌ متوفي‌، 381هجری قمری

 3ـ  كتاب‌ الغيبة‌:  شيخ‌ ابي‌ جعفر محمدبن‌ الحسن‌ طوسي‌، شيخ‌ الطائفه‌ (متوفي‌ 460 ق 
لازم به یاد آوری است که به عقیده بعضی از محققین مباحث مهدویت بخشی از موارد یاد شده در دو روایت بالا قبلا اتفاق افتاده است.مثل وقایع عراق.

تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393
بازدید : 642
نویسنده : sina95

 آیا در عصر زندگی ما ظهور نزدیک است و آیا امکان دارد ظهور در دوران ما اتفاق بیافتد؟

برخى بر این باورند که بسیارى از علایم ظهور اتفاق افتاده و تنها علایم حتمى ظهور باقى مانده است؛ پاسخ این است که واقعاً نمى‏توان سخنى قطعى و کامل در این مورد گفت؛ زیرا منابع اصلى و قدیمى شیعه، معمولاً از نشانه‏هاى خاص و محدود نام برده‏اند و بعضى از این نشانه‏هایى که به عنوان علایم اتفاق افتاده مطرح مى‏شود، در این منابع وجود ندارد و یا بسیار کم رنگ مطرح شده است پس ارائه نظر قطعى در مورد این نشانه‏ها، نیاز به پژوهش‏هاى علمى و گسترده در همه این منابع دارد.
از طرفى، سخن از واقع شدن بعضى از نشانه‏ها و تطبیق آنها با حوادث خارجى، دشوار است. به عنوان نمونه، در مواردى که سخن از یک علامت و ظهور فرج بعد از آن مطرح شده، منظور گشایش و راحتى براى مؤمنان است (نه ظهور حضرت مهدى(عج)).
از امام باقر«ع» نقل شده است: «منتظر صدایى باشید که از طرف دمشق، ناگهان به شما مى‏رسد که آن، گشایشى بزرگ براى شما خواهد بود» الغیبه نعمانى، ب 14، ح 66..
در بعضى از روایات، سخن امام به گونه‏اى است که خبر از یک اتفاق و واقعه مى‏دهد، نه اینکه بخواهد آن واقعه را یکى از علایم ظهور معرفى کند؛ مانند وقوع گرماى شدید در زمین‏ همان، ح 44..
بعضى از نشانه‏ها نیز طورى است که مى‏تواند معناى دیگرى - غیر از معناى ظاهرى - داشته باشد؛ مانند طلوع خورشید از مغرب که شاید کنایه به ظهور از مکه باشد. چنان که امام على«ع» فرمود: «و هو الشمس الطالعه من مغربها»؛ بحارالانوار، ح 52، ح 26.
با این حال بعضى از علایم و نشانه‏هاى ظهور محقق شده است‏ ر.ک: محمد صدر، تاریخ غیبت کبرى.. و این مى‏تواند نویدى از نزدیک شدن ظهور باشد. البته باید دانست قیام امام وابسته به تحقق علایم نیست، بلکه وقوع آنها خبر از نزدیک ظهور مى‏دهد. پس به استثناى برخى از علایم (نشانه‏هاى حتمى)، هیچ یک دلالت ندارند که میزان نزدیکى آن حوادث با ظهور چه قدر است؟ براى مثال ممکن است پدیده‏اى قرن‏ها قبل از قیام رخ دهد و پدیده‏اى در بیست یا سى سال قبل از ظهور رخ نماید.
بنابراین انتظار ظهور با دیدن این حوادث نباید به نحو عجولانه باشد، یعنى فکر کنیم با پیدایش فلان حادثه حتماً تا چند روز یا هفته دیگر قیام شروع خواهد شد، بلکه این مسائل، بیدارى را در ما به وجود مى‏آورد که یک گام به آن وعده بزرگ الهى نزدیک شده‏ایم و باید خود را بیش از پیش در مسیر این نهضت جهانى، آماده کنیم. ظهور حضرت مهدى(عج)، منوط به اذن الهى است و اذن الهى زمانى است که شرایط و زمینه‏هاى ظهور فراهم باشد.
در این رابطه توجه به چند نکته بایسته است:
یکم. عده‏اى با توجه به اوضاع و شرایط فعلى حاکم بر جهان به این باور رسیده‏اند که دوره‏اى که ما در آن زندگى مى‏کنیم همان دوره آخرالزمان است که در روایات به آن اشاره شده است؛ زیرا براى آخرالزمان نشانه‏هایى گفته شده (مانند گسترش فساد و تفسیر دین براساس هوا و هوس و...) که این نشانه‏ها در دوره زمانى ما به وقوع پیوسته است پس زمان کنونى آخرالزمان است و ظهور نیز در این دوران محقق مى‏شود. به علاوه با وجود انقلاب اسلامى ایران و زنده شدن نام و یاد امام زمان(عج)، آمادگى و اقبال مردم براى پذیرش ایشان بیشتر شده و امید به ظهور زیادتر گشته است.
دوم. برخى از علما معتقدند: همان گونه که غیبت دو مرحله‏اى بود و غیبت صغرى براى ایجاد آمادگى مردم براى ورود به غیبت کبرى لازم بود، ظهور نیز ممکن است دو مرحله‏اى باشد و با ظهور صغرى که در انقلاب اسلامى ایران تجلى یافته است، مردم با حقیقت قیام امام زمان آشنایى بیشترى پیدا کرده‏اند و براى ظهور اصلى و قیام جهانى حضرت آماده مى‏شوند.
سوم. حرکت عمومى کشورها و جوامع به سمت وحدت و همگرایى و به عبارت دیگر توجه به تشکیلات بین المللى و اتحادیه‏هاى منطقه‏اى و فاصله گرفتن از جزءگرایى، ملت‏ها را به این نتیجه رسانده که براى آینده‏اى بهتر، باید مرزها را به حداقل رساند و جهان را دهکده‏اى کوچک دانست. این رویداد، آمادگى مردم براى براى پذیرش یک حاکمیت فراگیر، بیشتر کرده است. البته استکبار جهانى تئورى دهکده جهانى را در جهت حفظ منافع خود و تک قطبى شدن جهان پى‏گیرى مى‏کند اما چه بسا اراده الهى به دست دشمنان خدا نیز انجام گیرد.
چهارم. اجحاف و تجاوز بیش از حد و روز افزون دولت‏هاى استکبارى به کشورهاى فقیر به شکل‏هاى گوناگون از یک سو و لجام گسیختگى فرهنگى و فکرى و علمى؛ مانند بحران هویت، بحران مشروعیت، بحران مدنیت از سوى دیگر، باعث هرج و مرج در زندگى بشر شده است.
این گونه مسائل و مباحث این واقعیت را اثبات مى‏کند که آینده روشن فقط در سایه حاکمیت فردى آسمانى است که احتمالاً ظهورش نزدیک است.
پنجم. گاهى‏خبرهایى مبتنى بر نزدیکى ظهور به برخى از شخصیت‏هاى نسبت داده مى‏شود که نیاز به تامل و بررسى دارد. باید دانست که امر مشخص نمودن زمان ظهور، فقط در اختیار خداوند است و هیچ کس نمى‏تواند براى آن زمانى معیّن کند،اما بیان بعضی از بشارتها به عنوان شاهد وقرینه ای بر نزدیک بودن ظهور اشکالی ندارد و می تواند امید آفرین باشد.
ششم .احادیث اهل‏بیت‏علیهم السلام علایم ظهور را به دو قسم تقسیم کرده‏اند: یکى از آنها علایم حتمى است که به هیچ قید و شرطى مشروط نیست و قبل از ظهور باید واقع شود. قسم دوم؛ یعنى، علایم غیرحتمى، حوادثى است که به طور مطلق و حتم از نشانه‏هاى ظهور نیست؛ بلکه مشروط به شرطى است که اگر آن شرط تحقق یابد، مشروط نیز محقق مى‏شود.بسیاری از علایم ظهور جزء این دسته هستند.

برای مطالعه بیشتر ر.ک: مهدویت (پس از ظهور),رحیم کارگر(نشر معارف)


تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393
بازدید : 715
نویسنده : sina95

حوادث سوریه در آخرالزمان 1 ‏
آیا میدانستید که اهل بیت حدود هزار چند سال قبل حوادث امروز سوریه را پیش بینی کرده اند و به ما هشدار ‏
داده اند که گوش به زنگ باشیم؟ آیا میدانستید که حوادث سوریه از آخرین نشانه های ظهور و حتمی ترین آنهاست؟
آیا میدانستید که از آشوب های سوریه سرانجام قدرتی شیطانی بیرون می آید که با ایران هم وارد جنگ می شود؟
اشاره: يكي از مناطقي كه در روايات آخرالزّمان و عصر ظهور بسيار از آن گفت‌ وگو شده، منطقة «شام» است. اين
منطقه از ديرباز به عنوان يكي از حوزه‌هاي مهم تمدّن بشري مطرح بوده است و پيشينة تاريخي گسترده‌اي ‏
دارد. در گذشته بلاد شام مناطق مختلفي چون سوريه، لبنان، اردن، فلسطين و بخش‌هايي از تركيه را شامل ‏
مي‌شده است و به همين دليل هر زمان كه در روايات از شام سخن به ميان مي‌آيد، مي‌تواند به هر يك از ‏
سرزمين‌هاي ياد شده قابل انطباق باشد.. ‏
با توجّه به اهميت شام در رويدادهاي پيش و پس از ظهور و با عنايت به اين مطلب كه نخستين نشانه‌هاي ‏
حتمي ظهور در اين سرزمين آشكار مي‌شود، ، اين منطقه را مقدّم داشته‌ايم و تلاش ‏
خواهيم كرد در قالب گفت‌ وگو و مقاله تصويری از رويدادهايي كه در آستانة ظهور در این سرزمين رخ ‏
خواهد داد، ارائه دهيم. ‏
نويسنده و پژوهشگر ارجمند حجت‌الاسلام و المسلمين علي‌اكبر مهدي‌پور در گفت‌وگوي پيش رو اطلاعات ‏
جامعي در مورد وجه تسميه و پيشينة تاريخی شام، سيماي اين منطقه در روايات و وضعيّت سياسي، ‏
اجتماعي شام در آستانة ظهور ارائه داده است. اميدواريم اين گفت‌وگو مورد توجّه شما عزيزان. واقع ‏
شود. ‏
 موعودنامه :  با سپاس از حضرت عالي به خاطر حضور در اين گفت‌وگو، لطفاً در آغاز اشاره‌اي به وجه تسميّة شام و ‏
پيشينة تاريخي آن داشته باشيد.‏
 ج- خلیل، پیشتاز اهل لغت دربارة معناي واژة شام چنين گفته است: «شَأْم» از ريشة «شُؤْم» به معني ضدّ
میمنت است 1 -ابن فارس، قهرمان ریشه‌یابی لغات نيز در اين باره مي‌گويد: «شَأْم» به معناي طرف چپ ‏
است و چون اين سرزمين در طرف چپ قبله قرار دارد، به آن شام گفته مي‌شود.-2‏
برای نامگذاری شام به این نام، یاقوت حموي چند وجه بیان کرده است: ‏
‏الف- منسوب به «سام»، چون نخستین کسی که در آن سکونت کرد، «سام بن نوح» بود، که به هنگام تعریب ‏
سین، به شین تبدیل شد. ‏


‏ب- از شُؤْمیٰ، برخلاف یُمْنیٰ، به معنای سمت چپ؛ چون تیره‌ای از «کنعان بن نوح» به هنگام جدا شدن، به ‏
طرف چپ مسیر خود حرکت و در این منطقه سکونت کردند. ‏
‏ج- از شَؤْمیٰ، از ریشة مَشْأَمَت برخلاف مَیْمَنَت. ‏
‏د-از شٰامَه، به معنای خال، به جهت کثرت قُرا و قصبات و نزدیک بودن آنها به یکدیگر به «شامات» شهرت ‏
سال عمر کرده و 150 سال پس از حضرت نوح درگذشته 4- و اگر نخستین ساكنان آن از تیرة «کنعان بن
نوح» باشد، پیشینة آن به عهد حضرت نوح می‌رسد، زیرا کنعان در هنگامة طوفان غرق شد.                               5-به هر تقدیر پیشینة شام به حدود ‏طوفان نوح می‌رسد.‏
از 2500 سال قبل از میلاد، کنعانی‌ها در این منطقه سکونت کردند و تمدن فینیقی‌ها را از خود به یادگار نهادند.‏
‏6-پس از سیطرة آشوریان بر این منطقه، عنوان «سوریّه» بر قسمتی از این سرزمین در قرن پنجم پیش از میلاد اطلاق گردید. ‏
‏7-منطقة شام در حال حاضر شامل چه مناطق و سرزمين‌هايي مي‌شود؟
بلاد شام سرزمین وسیع و پهناوری است که از شمال به آسیای صغیر، از غرب به دریای مدیترانه، از شرق به صحرا و نهر ‏فرات و از جنوب به بلاد عربی محدود است و مساحت آن به یکصد هزار کیلومتر مربع می‌رسد.
  8-بلاد شام در طول قرون و اعصار، اطلاقات مختلفی داشته است. امروزه تعبیر «بلاد شام» شامل: سوریّه، ‏
لبنان، اردن، فلسطین و بخشی از سرزمین ترکیه، چون: اسکندرون، مرعش و عین تاب می‌باشد.‏
چه اديان و مذاهبي از ديرباز در شام وجود داشته‌اند؟ ‏
 9- پیش از میلاد، ساکنان اصلی شام را یهودیان تشکیل می‌دادند. پس از ظهور مسیحیت، آیین مسیحیت در اين ‏
منطقه رواج یافت. در حال حاضر نیز در حدود 15 درصد ساکنان شام را مسیحیان تشکیل می‌دهند.‏
‏10-با آغاز حکومت معاویه در دمشق به عنوانِ والی، سپس به عنوان خلیفه، یک گرایش اموی در شام رواج یافت. ‏
جز اینکه با تبعید ابوذر به شام یک گرایش علوی ریشه‌دار در منطقه ایجاد شد به همين دليل مناطق لبنان در ‏
تاریخ به عنوان «بلاد متأوّله» یعنی سرزمين دوستان و موالیان اهل‌بیت( علیه السلام ) نامیده شد.‏
‏11-وجود اماکن زیارتی، چون: حرم مطهر حضرت زینب( سلام الله علیها )، حضرت رقیه( سلام الله علیها )، رأس‌الحسین( علیه السلام )، بلال حبشی، ‏
عمار یاسر، اویس قرنی، جعفر طیّار، مشهد نقطه، جبل جوشن و... موجب ادامه و گسترش عشق به اهل‌بیت( علیه السلام ) در این سرزمین ‏گردیده است. 25 سال پیش از بعثت به هنگام تشریف‌فرمایی پیامبر اکرم(ص) در معیّت حضرت ابوطالب( علیه السلام ) به دمشق، ‏
‏«بحیرا» راهب فرزانة بُصریٰ، آن حضرت را شناسایی و به حضرت ابوطالب توصیه کرد که آن حضرت را به حجاز ‏
بازگرداند؛ زيرا احتمال دارد كه از ناحية يهود شام خطراتي متوجّه آن حضرت شود.‏
‏12-پانزده سال قبل از بعثت نیز راهب دیگری به نام «نسطور» آن حضرت(ص) را در شام شناسایی و دلايل نبوّت ‏
آن حضرت را به صراحت به «میسره» کارگزار خدیجه بیان می‌کند.‏


‏13-در همین سفر راهب دیگری به نام «مثرم بن دعیب» با دیدن سیمای ملکوتی حضرت ابوطالب( علیه السلام ) نوید ولادت و ‏
خبر ولایت مولای متقیان را در آیندة نزدیک به او داد.14‏
‏14-از بررسی گزارش‌های یاد شده به این نتیجه می‌رسیم که راهبان فاضل و فرهیخته‌ای در آن زمان در شام ‏
وجود داشته‌اند که براساس تعالیم تورات و انجیل طلوع خورشید اسلام و میلاد مسعود مولود کعبه را انتظار می‌کشیده‌اند. ‏
در برخي منابع تاريخي و روايي اهل سنّت، توصيف‌هاي عجيب و غريبي در مورد شام و اهالي آن وارد شده ‏
است، اين توصيف‌ها تا چه حد درست است؟ یک عامل نفوذی یهود در میان مسلمانان، به نام «کعب بن ماتع حمیری» که بعدها به ‏‏«کعب الأخبار» شهرت یافت، به هنگام فتح بیت المقدس تظاهر به اسلام کرد و همراه خلیفه به مدینه آمد و مشاور اصلی خلیفه ‏شد. او هرچه می‌خواست، به عنوان اینکه در تورات یافته است، بیان می‌کرد و چون مورد اعتماد خلیفه بود، همگان به او استناد ‏می‌کردند.  بخاری از طریق زهری نقل کرده که «کعب الأحبار از راستگوترین محدّثانی است که از کتب آسمانی حدیث ‏می‌گوید».15 معاویه می‌گوید: «کعب، علم وافر چون درخت میوة تناور داشت و ما از شیفتگان او بودیم و در حقّ او افراط ‏می‌کردیم».16-کعب الأحبار نیز شیفتة معاویه بود، آنقدر از او در نزد خلیفه ستایش کرد که خلیفه او را به عنوان والی، روانة ‏
شام کرد. معاویه که گاهی برای جعل یک حدیث تا چهارصدهزار در هم اجرت می‌داد، بیت‌المال مسلمانان را در اختیار کعب ‏الأحبار قرار داد. او نیز هزاران حدیث در فضیلت شام و شامیان جعل کرد که در همة کتب  حدیثی جای گرفت. ‏
و اینک جهان در انتظار ‏خروج طاغوت آخرالزّمان، «سفیانی» از تبار این شجرة ملعونه است.‏
اگر بخواهیم فجایع بنی‌امیّه را فهرست‌وار بشماریم به چندین مجلّد خواهد انجامید. از این رهگذر به نقل یک ‏
حدیث بسنده می‌کنیم: شیخ صدوق با سلسلة اسنادش از امام صادق( علیه السلام ) روایت کرده که فرمود: «ما و آل ‏
ابی سفیان دو خاندان هستیم که برای خدا با یکدیگر دشمنی ورزیدیم: ما گفتیم: خدا راست می‌گوید، آنها ‏
گفتند: دروغ می‌گوید. ابوسفیان با پیامبر خدا(ص) جنگید، معاویه با علی‌بن ابی‌طالب( علیه السلام ) جنگید، یزیدبن معاویه
با حسین‌بن علی( علیه السلام ) جنگید، سفیانی نیز با قائم( علیه السلام ) خواهد جنگید».‏
شام در آستانة ظهور امام مهدي( علیه السلام ) چه وضعيّتي دارد؟ ‏
شام در آستانة ظهور محور شرارت، کانون شقاوت و مرکز شناعت معرفی شده است.‏
شام پایتخت نیرومندترین حکومت ضدّ بشری سفیانی در منطقه می‌شود. او شش ماه می‌جنگد تا بر سه ‏
کشور سوریه، اردن و فلسطین سیطره پیدا می‌کند. وي هشت ماه حکومت می‌کند و در آغاز نهمین ماه ‏
حکومتش حضرت بقیّـه[الله ـ اروحنا فداه ـ قیام می‌کنند. سپاه سفیانی در سرزمین بیدا خسف می‌شود، سپس سفیانی دستگیر شده ‏به دست یمانی سر از تنش جدا می‌شود.‏
لازم به توضيح است كه در میان بیش از 2000 علایم ظهور، تنها پنج علامت به عنوان علائم حتمی ظهور در
احادیث صحیحه آمده است، که عبارتند از: 1. خروج سفیانی؛ 2. قیام یمانی؛ 3. بانگ آسمانی؛ 4. خسف بیدا؛ ‏
‏5. قتل نفس زکیّه.‏
همة نشانه‌های حتمی، در سال ظهور اتّفاق می‌افتد و از نظر زمانی نخستین نشانه‌ای که رخ می‌دهد و ‏
فرارسیدن انفجار نور و سپری شدن شب دیجور غیبت را نوید می‌دهد، خروج سفیانی است. امام باقر( علیه السلام ) در این رابطه می‌فرماید: ‏‏«خروج سفیانی از نشانه‌های حتمی است».‏
و امام رضا( علیه السلام ) با تأکید بیشتري می‌فرماید: «ظهور قائم( علیه السلام ) حتمی است، خروج سفیانی از سوی پروردگارحتمی است و هرگز ‏بدون سفیانی، قائم( علیه السلام ) قیام نخواهد کرد».‏
امام صادق( علیه السلام ) با تعیین وقت خروجش می‌فرماید: خروج سفیانی حتمی است و در ماه رجب خروج می‌کند».‏
این تاریخ مربوط به آغاز حرکت اوست، وي شش ماه می‌جنگد تا به قدرت می‌رسد، به مدت هشت ماه نیز بر ‏
سه کشور سوریه، اردن و فلسطین حکومت می‌کند.بنابر این بیان منظور از ماه رجب، ماه رجب پیش از سال ظهور می‌باشد.‏
موعودنامه:  اشاره به خروج سفياني داشتيد، لطفاً در مورد نام و نسب و مشخّصات او بيشتر توضيح دهيد. ‏
بنابر مشهور نام سفياني «عثمان بن عنبسه» و لقبش «سفیانی» است. او از تبار ابوسفیان است.
سفیانی از بطن هند جگرخواره، به نقلی از صلب یزید بن معاویه. و به نقلی دیگر از تبار عقبـ[بن ‏
ابی‌سفیان  و بر اساس نقل سوم از تبار خالدبن یزید بن ابی سفیان است.‏
شیخ صدوق با سند صحیح از امام صادق( علیه السلام ) روایت کرده است که فرمود: «اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین
انسان‌ها را دیده‌ای، او بور، سرخ روی، و زاغ چشم است». امیرمؤمنین( علیه السلام ) در همین رابطه می‌فرماید: ‏
‏«پسر هند جگرخواره از «وادی یابس» خروج می‌کند، او مردی میان‌بالا، دارای چهره‌ای وحشتناک، سرستبر و ‏
آبله روی می‌باشد، چون او را ببینی او را یک چشم می‌پنداری».‏
در احادیث عامه (اهل سنّت) آمده است: «سفیانی از تبار خالدبن یزیدبن ابی سفیان، سرستبر، در چهره‌اش
آثار آبله و در چشمش نقطة سپیدی است».56سفياني پس از خروج به چه اقداماتي دست مي‌زند؟
اگر بخواهیم شرح جنایات سفیانی را بشماریم، به تدوین کتابی بزرگ نیاز خواهیم داشت. در اینجا فقط ‏
فرازهایی از احادیث معصومین( علیه السلام ) را فهرست‌وار می‌آوریم:‏
‏1. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «مردی از درون دمشق خروج می‌کند که او را سفیانی گویند؛ پیروانش از تیرة کلب
هستند، آنقدر کشتار می‌کند، که حتّی شکم زنان را می‌شکافد و کودکان را از دم تیغ می‌گذارند». حاکم، ‏
این حدیث را با معیارهای بخاری و مسلم صحیح دانسته است.
‏2. امیرمؤمنین( علیه السلام ) فرمود: «مأمورانش را گسیل می‌دارد، کودکان را گرد مي‌آورد و آنها را در دیگ‌های زیتون می‌جوشاند».‏
‏3. آن حضرت( علیه السلام ) در حدیثی دیگر فرمود: «گروهی از اولاد رسول خدا(ص) به بلاد روم پناهنده می‌شوند، ‏
سفیانی آنها را از پادشاه روم باز می‌ستاند، پس آنها را در دمشق گردن می‌زند».
‏4. درحدیث دیگری فرمود: «سپاه سفیانی هفتادهزار نفر را در بغداد می‌کشند و شکم سيصد زن را می‌شکافند».‏
‏5-و در حدیثی دیگر فرمود: «با هفتادهزار نفر به سوی عراق حرکت می‌کند، در کوفه به بصره و دیگر شهرها ‏وارد
می‌گردد، ارکان اسلام را منهدم می‌کند، دانشمندان را می‌کشد، قرآن‌ها را می‌سوزاند، مساجد را ویران ‏
می‌کند، محرمات را مباح می‌کند، به آوازه‌خوانی فرمان می‌دهد، کارهای ناشایست را رواج می‌دهد، از انجام ‏
فرائض الهی جلوگیری می‌کند، از جور و ستم پروا نکند، به جهت دشمنی با خاندان پیامبر، هر کسی را که ‏
نامش: محمّد، علی، جعفر، حمزه، حسن، حسین، فاطمه، زینب، امّ‌کلثوم، خدیجه و عاتکه باشد، از دم شمشیر می‌گذارند».‏
‏6. امام باقر( علیه السلام ) فرمود: «سفیانی سرخ روی، بور و زاغ چشم است، او هرگز خدای را نپرستیده است، او هرگز
وارد مکه ومدینه نشود، او همه‌اش می‌گوید: انتقام، انتقام، وانگهی دوزخ».‏
‏7. امام صادق( علیه السلام ) فرمود: «او مي‌گوید: خدایا انتقام، انتقام، وانگهی دوزخ. او به قدری پلید است که مادر ‏
فرزندش را از ترس اینکه مخفی‌گاهش را نشان دهد زنده به گور می‌کند».‏
‏8. در برخی از تفاسیر عامه آمده است: «سفیانی لشکری به بغداد می‌فرستد که بیش از 3000 نفر را ‏
می‌کشند و شکم بیش از 100 زن را می‌شکافند».‏
‏9. در برخی از احادیث عامه از کشتن هفتادهزار نفر در «عین التّمر» و تعدّی به حریم سي‌هزار نفر در کوفه سخن رفته ‏است.‏
‏10. در برخی دیگر از منابع عامه آمده است: «سفیانی همه مخالفانش را می‌کشد، آنها را با ارّه دو نیم ‏
می‌کند و در دیگ‌ها می‌جوشاند، به مدت شش ماه این جنایت‌ها ادامه می‌یابد.‏
یکی از سیاه‌ترین جنایات تاریخ، که صفحات تاریخ را لکّه‌دار نموده، فاجعة «حرّه» می‌باشد،‌ این جنایت به ‏
دست یزید معاویه در سال 62 ق. رخ داد. او مسلم‌بن عقبه را با دوازده‌هزار تن از لشکر شام به مدینه گسیل ‏
داشت و به او فرمان داد: اگر یک تن از بنی‌امیّه کشته شود شمشیر بکشد، به کسی رحم نکند، رخمی‌ها و ‏
فراری‌ها را بکشد و سه روز مدینه را غارت کند.‏
هیچ تاریخ‌نویسی به خود جرأت نداده که جنایات یزید را در مدینه به تصویر بکشد و صرفاً به نقل چند آمار ‏
بسنده کرده‌اند.در مورد جنایاتی که سپاه سفیانی در مدینه انجام می‌دهد، در احادیث فراوان آمده است که: «لشکر سفیانی
مدینه را ویران می‌کند، شدیدتر از فاجعة حرّه».‏
سفياني چه سرانجامي پيدا مي‌كند؟
سپاه سفیانی پس از قتل عام مدینه، برای نبرد با حضرت بقیّـ[الله ـ ارواحنا فداه ـ مدینه را به قصد مکّة ‏


معظمه ترک می‌کنند، در دو منزلی مدینه در سرزمین بیدا، به فرمان خدا، زمین دهان باز می‌کند و همة ‏
سپاهیان سفیانی را که تعدادشان يك‌صد و سي‌هزار نفر بیان شده است، در کام خود فرو می‌برد.‏
در دو آیه در قرآن کریم به این داستان اشاره شده است. و در ده‌ها حدیث شرح این داستان آمده است.‏
این داستان که به «خسف بیدا» مشهور است چهارمین نشانه از نشانه‌های حتمی ظهور به شمار مي‌آيد.‏
از اينكه در اين گفت‌وگو شركت كرديد سپاسگزاريم.‏
ماهنامه موعود شماره 98 ‏
در حالی که کشورهای قدرتمند دنیا مدتها است راه‎های مختلفی را برای حل پرونده هسته‎ای ایران ارائه می‎کنند، اسرائیل در تمام ‏این سالها با جدیت فقط بر به کارگیری یک راه حل تاکید داشته: راه حل نظامی
‏ راه حلی که تندروهای هر دو کشور ایران و اسرائیل از آن استقبال می‎کنند. ‏
اما ببینیم تاریخ چه می‎گوید. چقدر می توان برای صحبتهای تند و تیز سران اسرائیل اعتبار قائل شد. رهبرانی که گاهی برای ‏راضی نگه داشتن طرفداران تندرویشان چندان وعده هایشان با تواناییهایشان همسان نیست.‏
‏ در سال ۱۹۸۱ زمانی که صدام حسین مشغول جنگ با همسایه شرقی اش ایران بود، اسرائیل در یک حمله ناگهانی و بدون ‏مجوز سازمان ملل تنها رآکتور اتمی عراق را نابود کرد. رآکتور اوسیراک پیشتر و تنها یک هفته پس از آغاز جنگ، توسط ‏نیروی هوایی ایران آسیب نه چندان جدی دیده بود، اما اسرائیل در عملیات اوپرا آن را به طور کامل از بین برد. چرا که اعتقاد ‏داشت عراق «قصد دستیابی به سلاح هسته‎ای دارد». این جمله (اورچرد)برایتان جمله‎ی آشنایی نیست؟
‏ عملیات اورچرد (‏Operation Orchard‏) در سال ۲۰۰۷ اما پیچیده تراز عملیات  اوپرا بود. نیروی هوایی اسرائیل در عملیاتی مخفیانه به ‏تاسیسات هسته‎ای سوریه حمله کرد و این تاسیسات را از بین برد. اسرائیل پس از این حمله ترجیح داد سکوت کند و سوریه ‏هیچ‎وقت آسیب‌های ادعا شده به تاسیسات خود را نپذیرفت. تاسیساتی که برخی اعتقاد دارند ساخت کره شمالی بود.‏
‏ نامهای عراق و کره شمالی که در کنار هم می‎آید، ناخودآگاه به یاد «محور شرارت» می‎افتیم. نامی که جورج بوش به این دو ‏کشور در کنار ایران داد. شاید همین نام‎گذاری اسرائیل را به تشویق جمهوریخواهان برای حمله به ایران ترغیب کرد. اسنادی که ‏بعدها منتشر شد نشان داد اسرائیل یک سال پس از حمله به تاسیسات هسته‎ای سوریه، از دولت جورج بوش درخواست تجهیزات ‏نظامی برای حمله به ایران را ارائه کرده بود. این درخواست اگرچه رد شد، نشان دهنده عزم جدی دولتمردان این کشور برای ‏حمله نظامی به ایران در آن زمان بود.‏
‏ جورج بوش جنگ طلب جایش را به باراک اوبامای برنده جایزه صلح نوبل داده است. اما وقتی رئیس جمهوری صبور آمریکا از ‏ضرورت تحریم ایران نه در چند ماه آینده، که از «چند هفته پیش رو» سخن می‎گوید، 

‏ ما ایرانیان با تهدیدهای اسرائیل و تحریم‎های آمریکا چندان بیگانه نیستیم. اما به ‏آن‎چه که کمتر عادت داریم این است که یک روز ‏از خواب بیدار شویم و ببینیم موشکهای اسرائیلی در سکوت قدرتهای بزرگ، تاسیسات هسته‎ای ایران را بمباران کرده‎اند و ‏رفته‎اند. درست مثل همان کاری که در عراق و سوریه کردند. 

ماهنامه موعود شماره   98‏

با توجه به مطالب بالا و با عنایت به وجود چندین حدیث و روایت مبنی بر حمله رومی ها وغربیان به سوریه در آخرالزمان و همکاری وهمراهی ترکها با غربیان ودرگیری مصریها با سوریه شواهد کنونی وتحرکات آمریکا وانگلستان و تهدیدات ترکیه بسیار خطرناک و آثار غیر قابل پیش بینی را نمایان میکند.و بعید نیست که جنگ به دیگر نقاط جهان از جمله به ایران نیز کشیده شود. زیرا در احادیث تسریع شده که جنگ کشورهای یاد شده با سوریه منجر به جنگ جهانی یا جنگ آرماگدون به روایت غربیها و یا جنگ آخرالزمان خواهد شد. اگر حمله تدارک دیده شده روزهای اخیر که صدای طبل آن بگوش می رسد!!!و آغاز آن(شروع جنگ)علیه سوریه به شماره معکوس رسیده و احتمالا همین امشب یا فردا شروع خواهد شد. اگر این جنگ منجر به ظهور ولیعصر ارواحنا فداء گردد آنرا به فال نیک می گیریم اما اگر مشیت الهی بر این نباشد .باید منتظر وقایع دهشتباری که میلیون ها نفر را به خاک و خون خواهد کشید باشیم. در هر حال ما ایرانیان وکشورهای منطقه باید آمادگی لازم را داشته باشیم . تا کمترین آسیب را ببینیم.زیرا هیچ مصونیتی نداریم.امروز 6/6/1392مقام معظم رهبری ضمن محکوم کردن تدارک حمله غربیها به سوریه هشدار شدید داده اند وهمچنین رئیس مجلس شورای اسلامی آقای علی لاریجانی؛  خطاب به جنگ طلبان آمریکائی و انگلیسی و هم پیمانان آنها گفته است ممکن است شروع کننده جنگ باشید اما مطمئنا پایان دهنده نخواهید بود. چون هم اکنون که این مقاله نوشته می شود. انگشتان نیروهای غربی و ترکها وبعضی از کشورهای عربی وهابی بر روی ماشه هاست ومنتظرفرمان رئیس جمهور جنگ طلب آمریکا هستند.و لحظه ها بسیار خطرناک وحساس است. و اصلا دور از ذهن نیست که لحضات یا ساعاتی دیگر دستور حمله صادر شود.نتیجه آن چه خواهد شد را فقط خداوند می داند. لذا عرضه می داریم ؛خدایا راضی به رضای تو هستیم. و برای ظهور آخرین حجت ات لحظه شماری میکنیم.


تاریخ : جمعه 31 مرداد 1393
بازدید : 860
نویسنده : sina95

مصرف لبنیات با گوشت سفید (مرغ ،ماهی و...) مصرف تخم مرغ و ماهی به دلیل اختلاف در مزاج انسان‌ها، احتمال بروز بیماری‌هایی مانند جزام (خوره)، فالج، نقرس، بواسیر، قولنج، درد دندان و امراض رطوبتی می‌شود.

 مصرف سرکه و حلیم، مصرف لبنیات و ترشیجات باعث انجماد شیر در معده می‌شود، مصرف پنیر و ماست چکیده، پنیر و بادام، سرکه و عدس یا سرکه و ماش و سرکه و ماست، باعث لکه و پیسی در پوست صورت می‌شود.

 مصرف ماست و ترب، شیر برنج و سویق(آردگندم) که باعث قولنج و بروز نفخ در بدن می‌شود. مصرف انار و حلیم(هریسه) که باعث گرفتگی در مویرگ‌ها می‌شود. مصرف خربزه و عسل که باعث سنکوب شدن و سایر امراض می‌شود.

 مصرف خربزه و مویز یا خربزه و انبه نیز مناسب نیست، مصرف کله گوسفند و انگور به علت تشدید لزوجیت و بلغمیت (مزاج سرد و تر) ممنوع است و خوردن اغذیه گرم و سرد با هم، و همچنین خوردن غذاهایی که دارای طبیعت سرد هستند و در نهایت خوردن غذاهایی که دارای طبیعت گرم هستند و همچنین خوردن غذاهای نفخ آور به همراه اغذیه نفخ آور ممنوع است.

خوردن غذاهایی که بر روی غذاهای قبلی ممنوع است

 خوردن سرکه بعد از برنج غذاهای نفخ آور، لزج ،گس، لطیف (ماهی ،شیر و هندوانه) و سنگین به ترتیب بر روی غذاهای نفخ آور، لزج ،گس ،لطیف وسنگین خورده شده مناسب نیست.

 آشامیدن آب سرد بعد از غذاهای گرم یا بعد از استحمام مفید نیست، افزود: آشامیدن آب سرد بعد از خوردن میوه‌ها به خصوص میوه‌های سرد مانند خربزه و هندوانه باعث تولید سم در بدن می‌شود.

 آشامیدن آب گرم بعد از غذای شور، آشامیدن آب سرد هنگامی که معده خالی باشد مثلاً ناشتا، خوردن ترشی بعد از شیرینی، آشامیدن آب سرد بعد از ورزش و ریاضت و حرکات سنگین، خوردن خربزه و هندوانه بر روی آب گوشت و گوشت‌ها باعث سنگینی و بروز امراض متعدد می‌شود.

 آشامیدن آب سرد و بلافاصله خوابیدن، آشامیدن آب بلافاصله پس از صرف غذا به خصوص در سرد مزاج‌ها، آشامیدن آب در هنگام غذا خوردن، آشامیدن آب سرد بدون توقف احتمال آن را دارد که امراض متعددی رخ دهد، از آن جمله اگر سردی آن به قلب برسد به علت انطفاع حرارت غریزی احتمال سکته خواهد بود. همچنین، اگر به کبد برسد موجب بیماری استثقاء خواهد بود. اگر سردی آن به مغز برسد موجب استرخاء و سستی اعضا (ام اس) خواهد بود. و همچنین اگر سردی آن به آلات تنفس و صوتی برسد باعث اختلال در عملکرد اعضای مذکور خواهد شد.

 آشامیدن آب بعد از خوردن غذاهای ترش، شیرین و مصرف آب بعد از خوردن ادویه اسهال آور است، همچنین، آشامیدن آب سرد بعد از غذا و بعد از شیرینی‌ها  باعث آسیب رساندن به دندان‌ها و افتادن زودرس آنها می‌شود.


تاریخ : سه‌شنبه 21 مرداد 1393
بازدید : 985
نویسنده : sina95

 

تاثیر آراستگی و آرایش بر کیفیت رابطه جنسی

خانم ها می گویند :در دوران قبل از ازدواج هر موقع قرار داشتیم از بوی عطرش گیج میشدم ، لباسهای مرتب و شیکی به تن داشت و موهای مرتب موقعی که باهم تنها بودیم همیشه صورتش رو اصلاح میکرد و بدنش تمیز بود اما بعد از ازدواج کم کم عوض شد مثل قبل به خودش نمیرسه و….
آقایان میگویند : اوایل حتی ازم میپرسید از چه مدل لباس زیر یا چه رنگی خوشت میاد چه نوع آرایشی دوست داری برات انجام بدم تو خونه قبل از رابطه آرایش میکرد و همیشه بدنش برای نزدیکی آماده بود لباسهای تمیز برتن میکرد و به خودش عطر میزد اما الان دیگه به خودش نمیرسه وقتی ازش میخوام آرایش کنه میگه حوصله ندارم.

شاید موارد فوق برای شما هم پیش آمده باشد و شما را ناراحت کند ، بی دلیل نیست که بعد از مدتی کیفیت رابطه جنسی با همسرتان کاهش یافته و مثل قبل نیست، رابطه جنسی یک رابطه پر از ملزومات است که حتی اگر یکی از ملزومات آن رعایت نشود میتواند بر کیفیت کلی رابطه جنسی موثر باشد، یکی از این ملزومات  نظافت، آراستگی و آرایش است.
 در اهمیت آراستگی و آرایش قبل از رابطه جنسی آقایان توجه کنند که :
 خیلی از آقایان از آنجایی که بعد از رابطه جنسی بعلت اعمال غسل قرار است استحمام کنند ، قبل از رابطه جنسیاستحمام نمیکنند و این عمل آنها میتواند بر خواسته و تمایلات جنسی همسرشان موثر باشد شما زمانی میتوانید به عدم آراستگی همسرتان اعتراض کنید که خودتان آنرا رعایت کرده باشید. یک حمام ۵ دقیقه ای قبل از رابطه زناشویی ، استفاده از عطر با بوی ملایم ، بر تن کردن لباسهای تمیز خصوصا لباس زیر تمیز ، اصلاح صورت و البته نیاز به توضیح نمیباشد که قبلا موهای زائد بدن شیو شده است.

شاید همه این موارد تنها ۲ دقیقه زمان برده باشد  اما تاثیر بسزائی بر کیفیت رابطه جنسی دارد چرا که زمانی که همسر شما متوجه آن باشند که شما برای  رابطه زناشویی و برای همسرتان ارزش قائل شدید و زمان صرف کرده اید مطمئن میشوند که رابطه جنسی برای شما پر اهمیت است لذا نسبت به تامین نیازها و جلب رضایت بیشتر شما تلاش خواهد نمود.

مسواک زدن قبل از رابطه جنسی : خصوصا مردانی که مصرف دخانیات دارند ، شاید خود متوجه آن نباشند که دهان آنها بویسیگار به خود گرفته و ممکن است همسر شما برای اینکه شما را ناراحت نکنند این موضوع را با شما مطرح نکنند، شما برای ناراحت نکردن ایشان چکار میکنید؟
 در اهمیت آراستگی و آرایش قبل از رابطه جنسی خانمها توجه کنند که :
 متاسفانه اکثر خانم ها خصوصا بعد از زایمان در منزل کمتر به وضع آراستگی و آرایش خود رسیدگی میکنند و شاید به جز چند ماه آغاز زندگی برای شوهرشان آرایش در منزل نداشته باشند ، تنوع در نوع لباس های زیر ، استحمام قبل از رابطه زناشویی ، شیو کردن موهای زائد و موهای بدن ، استفاده از عطر ، آرایش  قبل از رابطه زناشویی میتواند شعله های آتش جنسی همسرتان را دو چندان افروخته کند حتی اگر سالها از ازدواج شما گذشته باشد.

با ترفندهای ظاهری زنانه میتوانید مجددا کیفیت رابطه جنسی خود و همسرتان را ارتقاء دهید ، چشم همسرتان را اسیر زیبائی ها و اندام زنانه خود کنید ، با توجه به آنکه بدن زنان ترشحات بیشتری از خود دارد لازم است نسبت به استحمام بیشتر فعال باشند.

هستند خانم هایی که قبل از بیرون رفتن از منزل دقایق و حتی ساعاتی را مشغول آرایش کردن و عوض کردن لباسهایشان هستند تا لباس مناسب برای بیرون انتخاب کنند اما همین خانمها حاضر نیستند برای همسرشان ۱۰ دقیقه قبل از رابطه جنسی آرایش یا لباسی متفاوت انتخاب کنند، این خانم ها چطور انتظار دارند همسرشان جذب آنها شود؟
در دستورات دینی نیز بارها و صراحتا به پاکیزگی و آراستگی خصوصا زوجین برای یکدیگر توصیه اکید شده است .


تاریخ : سه‌شنبه 21 مرداد 1393
بازدید : 786
نویسنده : sina95

 


شروع یک رابطه جدید همیشه بهترین قسمت آن است. آن شور و هیجان اولیه هیچوقت تکرار نخواهد شد. اما آیا می‌توانید کاری کنید که آن شور و شوق را برای همیشه نگه دارید؟ آیا می‌توانید کاری کنید که هر روزی که می‌گذرد بیشتر دوستتان داشته باشد؟ چطور می‌توانید کاری کنید که همیشه به شما فکر کند؟

 

مردها تک‌بعدی‌تر از زن‌ها هستند. یا شاید هم چیزها را آنطور که ما می‌بینیم نمی‌بینند. در زندگی مردها هر موقعیت نمی‌تواند میلیون‌ها جایگزین یکسان داشته باشد. برای آنها، زنگ نزدن شما خیلی ساده به این معنی است که سرتان شلوغ است و هیچ وقت تصور نخواهد کرد که علاقه‌ای به او ندارید. بنابراین کار شما این است که او را مجذوب خود نگه دارید و کاری کنید که همیشه شما را بخواهد.

 

با چه سلاحی؟ با اعتمادبه‌نفس و کنترل تان. ما به شما می‌گوییم چطور او را بدون هیچ تلاشی مجذوب خودتان نگه دارید.

 

1- سر خود را شلوغ کنید: هیچ وقت نباید طوری نشان دهید که انگار نشسته‌اید کنار تلفن و منتظر زنگ او هستید، حتی اگر واقعاً اینطور باشد! برای اینکه حواستان را پرت کنید، بیرون بروید، با دوستانتان معاشرت کنید، سرگرمی برای خود داشته باشید. و دقت کنید که حتماً او از فعالیت‌های شما باخبر باشد و بداند که سرتان شلوغ است. این کار نه تنها او را مجذوب شما نگه می‌دارد، باعث می‌شود وقتی برای او وقت می‌گذارید کلی متشکرتان باشد!

 

2- هیچ وقت نشان ندهید که اذیت می‌شوید: بزرگترین اشتباهی که اکثر خانم‌ها مرتکب می‌شوند این است که مدام شکایت می‌کنند که «چرا دیشبدیروزفلان موقع به من زنگ نزدی؟» اینجور سوال‌ها به جای اینکه باعث شود بیشتر دوستتان داشته باشد، فقط او را دورتر می‌کند. اینکه بگویید، «قبلاًها اینکار را می‌کردی» حتی اوضاع را بدتر هم می‌کند. یادتان باشد، مردها از سوال و جواب کردن در رابطه متنفر هستند.

 

در ابتدای هر رابطه، شور و هیجان در بالاترین حد است و این باعث می‌شود همیشه دنبالتان باشد. اما رابطه هم مثل هر چیز دیگری پیش می‌رود و به مرحله‌ای می‌رسد که هر دوی شما با هم راحت‌تر می‌شوید و این یعنی لازم نیست دیگر هر چند ساعت یکبار به هم زنگ بزنید تا احساس کنید هم را دوست دارید.

 

3- احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید: اگر می‌خواهید بدانید که چطور او را همیشه مجذوب خودتان نگه دارید، لباسی بپوشید که خودتان از آن خیلی خوشتان می‌آید و احساس می‌کنید جذاب می‌شوید. وقتی خودتان احساس جذاب بودن کنید، مطمئن باشید در ظاهرتان تاثیر می‌گذارد.

 

4- به ظاهرتان توجه کنید: شاید سطحی به نظر برسد اما برای گذاشتن اولین تاثیر یا تاثیرات بر روی طرف‌مقابل الزامی است. خیلی باید از رابطه‌تان بگذرد تا بگذارید شما را در لباسی معمولی ببیند.

 

5- پیش‌قدم شوید: سرسخت بودن را فراموش کنید و خیلی وقت‌ها خودتان پیش‌قدم شوید. اما نباید این کار را همیشه تکرار کنید. برای اینکه او را همیشه مجذوب خودتان نگه دارید، باید علایق او را در نهایت نگه دارید.

 

6- به غریزه‌اش رسیدگی کنید: این کاملاً بدیهی است. با تحسین کردن او، چه از ظاهرش و چه از شخصیتش، ایجاد ارتباط چشمی و نگاه‌های نافذ، احساساتش را شکوفا کنید. ممکن است مردی به شما بگوید که به کمی فضا نیاز دارد و اینکه دوست دارد بدون اینکه به نامزدش فکر کند، زمانی را به خود و دوستان هم‌جنس خود اختصاص دهد اما این همیشه درست نیست. می‌توانید این را پذیرفته و بگذرید. و یا کاری کنید که بدون اینکه حتی از او بخواهید، شما را بخواهد و همیشه دنبالتان باشد. فقط کافی است که دختری بااعتمادبه‌نفس به نظر برسید و طوری وانمود کنید که زندگی شخصی تان را دارید و آویزان او نیستید.

اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت های اجتماعی اش را هم جدی بگیرد

۷- خاص باشید: یک مرد به دنبال زنی خاص می گردد که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی کند. مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می خواهند که آنها را در سراسر زندگی شان حمایت کند و در موقعیت های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند.

 

از طرف دیگر زن ایده آل آن ها شباهت زیادی با همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آن ها اغلب زنی را ستایش می کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیان شان قرار می گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه شان آن را پرورش داده و به تصمیم گیری های شان راه می دهند.

 

8- زیبا باشید: زیبایی همه چیز نیست. لازم نیست برای زیبا بودن شبیه مدل ها باشید اما همین قدر که به خودتان برسید و همیشه در بهترین وضعیت خود باشید، برای مردها مهم است. ظرافت و زیبایی در رفتار هم می تواند تاثیر مثبتی روی آن ها بگذارد.

 

9- جاه طلب باشید: اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت های اجتماعی اش را هم جدی بگیرد. این موضوع به آن ها ثابت می کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است. زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می کند و به سادگی عقب نشینی نمی کند برای مردان جذاب است.

 

10- با فامیل و دوستان همسرتان دوست باشید:جدا شدن از زندگی مجردی در سال های بعد از ازدواج سخت ترین اتفاقی است که می تواند برای یک مرد بیفتد. مردها از تنهایی بعد از ازدواج می ترسند. آن ها دوست دارند روابط قبلی شان را این بار در کنار همسرشان تجربه کنند. رابطه با خانواده و اعضای فامیل شان و همین طور دوستانی که حضورشان برای آن ها اهمیت دارد. هیچ مردی نمی تواند بدگویی علیه دوست یا خانواده اش را تحمل کند و تمام عمرش را تنها و تنها با همسرش بگذراند.

 

11- ستایش کنید: مردها ترجیح می دهند، وقتی خسته از کار بر می گردند یک لبخند منتظرشان باشد و به خاطر این که زنی تا این حد دوست شان دارد به همه فخر بفروشند.

 

12- باید با منطق باشید: گرچه خیلی از زن ها گمان می کنند با فداکاری تمام و کمال می توانند یک مرد را عاشق خود کنند اما واقعیت این است که مردها ترجیح می دهند، همسرشان عقاید و نظرات خودش را داشته باشد. مردها بیشتر به زنان با اعتماد به نفس توجه می کنند و دوست دارند به جای خمیری که به آن شکل می دهند، یک زن قدرتمند و منطقی را انتخاب کنند که دوشادوش شان برای ساختن یک زندگی خوب انرژی می گذارد.

 

13- پیشرفت کنید: یک زن هرچه قدر هم که باهوش و زیبا و تحصیل کرده باشد، اگر روند پیشرفتش را بعد از ازدواج متوقف کند، نمی تواند یک همسر ایده آل باشد. مردها دوست دارند زنشان به دنبال یادگرفتن چیزهای جدید باشد و حتی بعد از مادر شدن هم آنقدر با زمانه پیش برود که بتواند مایه افتخار او و فرزندانش شود. برای مردهای پرمشغله تنها داشتن یک همسر خانه دار و هنرمند کافی نیست بلکه آن ها به دنبال زنی دنیا دیده می گردند که موضوعات روز را می شناسد و هیچ وقت دست از یادگرفتن و پیشرفت بر نمی دارد.


تاریخ : سه‌شنبه 21 مرداد 1393
بازدید : 775
نویسنده : sina95

 



زگیل تناسلی یک بیماری با ضایعات با اشکال متنوع از ضایعات برجسته براق کوچک ۱ الی ۲ میلی متر تا ضایعه برجسته مخملی شکل و ضایعات متعدد گل کلمی که همرنگ  پوست یا تیره تر و یا روشنتر هستند و در نواحی تناسلی ، کشاله ران و اطراف مقعد در زنان و مردان دیده می شود متغیر است.


عامل بیماری:

عامل بیماری ویروس پاپیلومای انسانی است و با عامل ایجاد زگیل در نواحی دیگر بدن متفاوت است.این ویروس انواع کم خطر و پر خطر دارد و می تواند زمینه ساز ایجاد سرطان در افراد بویژه در زنان باشد.
چون بهبود خودبخود زگیل ها خیلی نادر است و می تواند بعلت خارش نواحی دیگر تناسلی مبتلا کند و درمان کامل آن بویژه در صورت تعدد ضایعات مشکل است لذا به محض مشاهده موارد فوق افراد باید به پزشک مراجعه کنند و از خود درمانی و درمانهای معمول برای سایر زگیل ها جداً خودداری کنند.

راه انتقال:

از آنجایی که زگیل تناسلی یک بیماری منتقله از طریق جنسی محسوب می شود، بیمار باید از نظر ایدز و هپاتیت بررسی گردد و همزمان همسر وی نیز بررسی شود و در صورت ابتلا هر دو نفر درمان شوند.ویروس از طریق استفاده از تیغ آلوده و در موارد نادری از طریق حوله ،مایو و لباس زیر آلوده انتقال پیدا می کند.

تشخیص:

در تماس یک فرد آلوده با فرد سالم احتمال ابتلا حدود ۶۰% می باشد.نکته مهم اینجاست که در برخی موارد بویژه در مردان ضایعه ی مشخص نمی توان دید و اینجاست که باید نواحی که احتمال ابتلا دارد به مدت ۵  دقیقه با اسید استیک ۳ تا ۵% آغشته شده و بعد بررسی بیشتر با بزرگنمای توسط پزشک صورت گیرد.

در بانوان معاینه کامل ژنیکولوژی و انجام پاپ اسمیر ضرورت دارد.در صورتیکه ضایعه شکل غیر معمول داشته باشد و در ضایعات نامشخص بیوپسی برای قطعی شدن تشخیص و یا رد سرطانی شدن ضایعات صورت می یابد.در زگیل های اطراف مقعد باید اندوسکوپی انتهای روده برای بررسی زگیل های داخلی نیز صورت گیرد.


نکات مهم جهت پیشگیری:

-رعایت اصول اخلاقی و پایبندی به حریم خانواده
-عدم دستکاری زگیل ها و نواحی مبتلا ،عدم استفاده از ژیلت در نواحی مبتلا و معاینه و درمان هر دو زوج می باشد.استفاده از کاندوم می تواند تا حدی خطر انتقال را کاهش دهد.


درمانها:

۱٫ استفاده از محلول پودوفیلین این کار باید صرفاً توسط پزشک صورت گیرد.استفاده توسط خود بیمار می تواند بسیار خطرناک باشد. در نواحی واژن ،در بارداری و شیرخواران مصرف آن ممنوع می باشد.
۲٫ استفاده از نیتروژن مایع به روش کرایوتراپی موثرتر از روش اول است باید به فواصل یک الی دو هفته تا بهبود ضایعات تکرار شود.روشهای جراحی ،لیزر ،الکتروکوتر ،استفاده از TCA و تزریق اینتروفرون آلفا نیز در موارد خاص کاربرد دارند.

در موارد مصرف سیگار ،الکل،استرس و نقص ایمنی بیماری سریعتر و بیشتر گسترش می یابد.درمان ضایعات درد و خارش را کم می کندو احتمال گسترش ضایعات را کم می کند.از بین بردن کامل ضایعات نیاز به حوصله و پی گیر بودن بیمار دارد.در مبتلایان بررسی منظم و دوره ای توسط پزشک و بیوپسی همه گونه ضایعه مشکوک و در بانوان پاپ اسمیر دوره ای ضرورت دارد.
منبع: پزشکان آنلاین


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران