عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : دوشنبه 09 فروردین 1395
بازدید : 178
نویسنده : sina95

 “بیشترِ انسان‌های موفقی که شناخته‌ام، کسانی هستند که کمتر حرف می‌زنند و بیشتر گوش می‌دهند.” برنارد باروخ

گوش دادن یک هنر است. هرروزه بسیاری از کمپانی‌ها با مشکلات اجتناب‌پذیری دست‌و‌پنجه نرم می کنند، کارفرمایان ایده‌های بزرگ را از دست می‌دهند و سازمان‌ها اشتباهات همیشگی را تکرار می‌کنند و… تمامی این موارد تنها بدلیل عدم توانایی در گوش دادن است.

این موضوع بسیار جالب است زیرا گوش دادن جزء مهارت‌هایی است که ما بطور ابتدایی آن را یاد می‌گیریم؛ پس ایراد از کجاست؟

شاید مشکل ناشی از تفاوت‌ در شیوه‌ برقراری ارتباطی یا عدم تمرکز و یا اولویت‌های اشتباه باشد. در هر صورت تقویت تواناییِ گوش دادن به دیگران تفاوت زیادی ایجاد می‌کند. پس چگونه به یک شنونده‌ی بهتر تبدیل شویم؟ شنوندگان خوب از انجام دادن (یا انجام ندادن) موارد زیر اطمینان حاصل می‌کنند:

۱- حرف دیگران را قطع نکنید.
طرف مقابلتان را تشویق کنید تا درباره‌ی هرآنچه که در ذهنش است آزادانه صحبت کند. اگر درگیرِ نوعی مشاجره هستید، سعی کنید بدون تعصب ابتدا به حرفهای طرف مقابل گوش دهید. اینکار همیشه آسان نیست، بویژه زمانیکه با افراد ناراضی و احساسی روبرو هستید.

از مقابله به مثل و اصرار به جواب دادن، خودداری کنید. به یاد داشته باشید: لحظه‌ای که آنها ساکت می‌شوند، لحظه‌ای‌ست که شما از یادگیری باز می‌مانید و این امر منجر به محدود شدن اطلاعاتی می‌شود که شما برای بهتر کردن اوضاع به آنها نیاز دارید.

استثناء: اگر سوالی ذهنتان را مشغول کرده که نمی‌توانید منتظر بمانید، بپرسید. در غیر اینصورت، آنرا جایی یادداشت کنید و وقتی صحبت‌های شخص مقابل تمام شد، سوالتان را بپرسید (تنها نکات مهمی که نمی‌خواهید از یاد ببرید را فورا یادداشت کنید).

۲- سوالاتی عاقلانه بپرسید.
زبان بدن و رفتار فرد را مشاهده کنید. به مکث‌ها و تغییرات صدا توجه کنید. آیا تمام داستان را می‌گویند یا برخی از جزئیات مهم را رها می‌کنند.

شاید دلیل کتمان کردن برخی از جزئیات، رعب و وحشت از چیزی یا ترس از به دردسر انداختنِ همکار و یا احتمالات دیگر باشد. تنها به جمع‌آوری حقایق نپردازید، وارد مسائل ریشه‌ای‌تر شوید. (از کی چنین احساسی داشتید؟ کسی جز شما هم چنین احساسی دارد؟) کندوکاو کنید.

۳- دقت و توجه کامل نشان دهید.
آیا تابحال با کسی صحبت کرده‌اید که حواسش کاملا جای دیگری باشد؟ چه حسی پیدا می کنید؟

البته اگر نیم ساعت بعد یک قرار ملاقات مهم داشته باشید و پیش از آن باید به سه تماس تلفنی پاسخ دهید، کمی موقعیت برایتان چالش برانگیز خواهد بود. اگر در آن لحظه احساس پریشانی می‌کنید علت را توضیح دهید و از آن شخص بخواهید برنامه را به زمان بهتری موکول کند که تمام توجه‌تان به وی باشد. وقتی آن زمان رسید، مطمئن شوید که کامپیوتر یا موبایلتان در حالت سکوت قرار دارد و یا تماس تلفنی ندارید.

۴- ماشینی برخورد نکنید.
برخی سعی می‌کنند برای نشان دادن بازخورد، از تکان دادن سر به منظور پذیرش چیزی استفاده کنند. اما اگر از این کار بیش ازحد استفاده کنید، نتیجه‌ی عکس خواهد داشت و باعث می‌شود فرد احساس شتابزدگی کند و تندتند حرف بزند.

روی درک مسئله تمرکز کنید. صداقت و صمیمیت‌تان باید بطور طبیعی درک شود.

۵- تنها برای اینکه دیگران احساس بهتری داشته باشند، موافقت‌ خود را نشان ندهید.
ممکن است عادتا کلماتی مانند “درسته، درسته” یا “بله، درسته” را به زبان آورید، در صورتی که واقعا با آن موضوع موافق نیستید.

بجای استفاده از این کلمات از عبارات بازخوردی همچون: “می‌فهمم” یا “می‌تونم احساستون رو درک کنم” استفاده کنید. این عبارات تایید می‌کنند که شما بدون تعصب درحال گوش دادن به شخص مقابل هستید.

۶- اصرار به ارائه‌ی فوری راه حل نکنید.
این مورد بسیار چالش‌برانگیز است. اما قطعا با پیامی اشتباه همراه‌ است. “این مشکل براحتی قابل حلّه، فقط انجامش بده.” دیگران تصور می‌کنند کارها را بیش از حد ساده جلوه داده‌اید. فقط می‌خواهید از زیر بارِ گوش دادن به آنها شانه خالی کنید.

اگر واقعا فکر می‌کنید راه حلی دارید و راه حل شما سازنده است، تلاش کنید چنین عباراتی را بکار ببرید: “قبلا با چنین موردی مواجه شده‌ام (توضیح دهید). کاری که من کردم این بود… ممکنه در این شرایط کارساز نباشه اما می‌تونه یه شروع باشه” و در ادامه‌ی صحبت: “اجازه بده بیشتر فکر کنم تا ببینم می‌تونیم کار دیگه‌ای انجام بدیم یا نه”.

اما در نظر داشته باشید که گاهی اوقات هدف، تنها رسیدن به یک راه حل نیست، حداقل نه در آن لحظه. تمام آن چیزی که شخص انتظار دارد و به آن دلیل شما را در تجربه‌اش شریک می‌کند، رسیدن به نوعی همدردی است.

۷- واقع‌بین باشید.
برخی مشکلات نیازمند کمک‌رسانی سریع از جانب متخصص، یا دپارتمان بخصوصی هستند. در این مورد، هر کاری که از دستتان بر می‌آید برای کمک به آن شخص انجام دهید.

خوب گوش کردن برای همه اثراتی مثبت به ارمغان خواهد آورد:
کسی که صحبت می‌کند، شانس به اشتراک گذاری نگرانی های خود را دارد و اشتیاق و توجه‌ی شما را دریافت می‌کند.

شما روابط خود را با گروه بهبود می‌بخشید، و با مسائل و مشکلات روزانه‌ی شرکت و کارمندانتان آشنا خواهید شد. و زمانیکه نصیحت می‌کنید، نصحیت‌تان تاثیر عمیق‌تری خواهد داشت چرا که بر اساس واقعیت بنا شده است.

پس اجازه ندهید فرصت بعدیتان از دست برود: گوش فرا دهید! آنوقت می‌بینید که تا چه اندازه آموخته‌اید.

برگرفته از: www.inc.com


تاریخ : دوشنبه 09 فروردین 1395
بازدید : 199
نویسنده : sina95

  گروهی از محققان سیستمی طراحی کرده‌اند که می‌تواند تمام فعالیت‌های مغزی انسان را ترجمه کند و آن را به صورت نوشتاری و در قالب کلمات ارائه دهد تا به عبارت دیگر فناوری بتواند ذهن انسان را بخواند.   

 پیش‌بینی می‌شود در آینده نزدیک افرادی که به بیماری‌های نورولوژیکی مبتلا شده‌اند و قابلیت تکلم خود را از دست داده‌اند، براحتی می‌توانند با محیط پیرامون خود در ارتباط باشند.
 
فناوری ویژه‌ای که هنوز به صورت عمومی در اختیار کاربران قرار نگرفته است می‌تواند مبتنی بر تفکراتی که در ذهن هر فرد می‌گذرد تصاویر ویدئویی ارائه دهد و حتی حرکات شما را هنگام رانندگی پیش‌بینی کند. این فناوری به صورت آزمایشی توانسته است تا اندازه‌ای روانشناسان را به سیستم تفکری انسان نزدیک‌تر کند. اما گروهی از محققان هم‌اکنون یک گام جلوتر برداشته‌اند و سیستمی طراحی کرده‌اند که می‌تواند تمام فعالیت‌های مغزی انسان را ترجمه کند و آن را به صورت نوشتاری و در قالب کلمات ارائه دهد تا به عبارت دیگر فناوری بتواند ذهن انسان را بخواند.
 
مرکز بین‌المللی «مرزهای علوم اعصاب» در امریکا برای آنکه بتواند سیستم مذکور را ارائه دهد هفت بیمار را انتخاب کرد و ورق‌های مجهز به الکترودهای هوشمند را روی سر آنها قرار داد. این الکترودها به گونه‌ای طراحی شدند که می‌توانستند داده‌های عصبی را از مغز هر فرد دریافت کنند و روی آنها تحلیل‌ها و پردازش‌های دقیق را انجام دهند. نتایج فعالیت این الکترودها نشان داد سیستم جدید می‌تواند هرآنچه را که در ذهن افراد می‌گذرد، به جملات معنی‌دار و قابل فهم تبدیل کند.
 
 زیر ذره‌بین فناوری
نتایج این تحقیق که طی هفته گذشته به صورت رسمی منتشر شد، برای نخستین بار در تاریخ نشان داد که فناوری می‌تواند ذهن افراد را بخواند تا در آینده نزدیک حتی بدون این الکترودها هم بتوان آنچه را که در تفکر افراد می‌گذرد روی کاغذ مشاهده کرد. مرکز بین‌المللی «مرزهای علوم اعصاب» برای انجام تحقیق جدید خود یک الگوریتم رایانه‌ای پیچیده تعریف کرد تا الکترودها و سیستم مرکزی بتوانند از نحوه صحبت کردن هر بیمار الگوبرداری کنند. این الگوریتم به گونه‌ای ساخته شد که نحوه ادای حروف و آوا را توسط هر بیمار شناسایی می‌کرد و جداسازی آنها از یکدیگر، فرمول ویژه‌ای را برای هر شخص در نظر می‌گرفت.
 
به عنوان مثال برای عبارت «روزنامه» الگوریتم هوشمند آوای هر بیمار را به صورت جداگانه تحلیل و عبارت مذکور را به بخش‌های «روزنامه» تبدیل کرد تا بتواند خصوصیات منحصر به‌فرد آن را برای هر شخص شناسایی کند. این فرآیند به سیستم هوشمند کمک کرد الگوهایی که هر یک از سلول‌های مغزی در جریان ادای کلمات مورد استفاده قرار می‌دهند،  شناسایی کند.
 
در پایان این مراحل سیستم هوشمند یک فرمول با تمام جزئیات لازم را به صورت مجزا برای هر فرد ایجاد کرد تا از این طریق بتواند نوع فعالیت هر یک از سلول‌های مغزی را تشخیص دهد. این سیستم در 75درصد موارد موفق شد بر اساس نوع فعالیت هر سلول مغزی بدرستی حدس بزند چه آوایی قرار است به‌واسطه آن تولید شود تا از این طریق کلماتی که از مغز هر فرد عبور می‌کنند، روی کاغذ نوشته شود.
 
البته دانشمندان می‌گویند این برنامه رایانه‌ای نیازمند آن نیست تا میزان دقت خود را 100 درصد کند و از طریق چسباندن صداهای مغزی به یکدیگر آوای هر کلمه را تشخیص دهد، زیرا هر یک از ما کلمات را در فرم‌های مشخص بیان می‌کنیم و الگوریتم تعریف شده برای این سیستم هوشمند می‌تواند غلط‌های خود را پس از گذشت مدتی تشخیص دهد و به صورت خودکار جملاتی را که حدس می‌زند ، معنادار کند. «پیتر بِرنر» یکی از مدیران اصلی این طرح تحقیقاتی بر همین اساس توضیح داد فناوری هوشمند آنها با ضریب خطای 25 درصد می‌تواند هر آنچه را که از ذهن افراد عبور می‌کند به صورت کاملاً صحیح روی کاغذ بنویسد.
 
 زیر نظر هوش مصنوعی
«پیتر بِرنر» می‌گوید: «دستیار دیجیتالی Siri اپل که بر اساس فناوری یادگیری ماشینی کار می‌کند و نوعی هوش مصنوعی در آن به کار رفته است، با دقت بین 50 تا 70 درصد خدمات خود را در اختیار کاربران می‌گذارد. با این حال جالب است که تقریباً در همه موارد نیازهای کاربران را پیش از آنکه اعلام کنند بدرستی تشخیص می‌دهد و سلایق هر یک از آنها را بدرستی شناسایی می‌کند. این سیستم بر اساس رفتارهایی که در گذشته انجام می‌دهید، بدرستی حدس می‌زند که در آینده کدام گزینه را انتخاب خواهید کرد یا چه جمله‌ای را به زبان خواهید آورد. دستیار دیجیتالی اپل به کمک اطلاعاتی که در گذشته از شما جمع‌آوری کرده است، خدمات قابل ملاحظه‌ای را در آینده ارائه می‌دهد. حال آنکه توجه داشته باشید سیستم جدید با قابلیت خواندن ذهن انسان از Siri اپل هم دقیق‌تر و بهتر عمل می‌کند».
 
برای فناوری هوشمندی که می‌تواند فکر انسان را بخواند، ذخیره داده‌‌ها به صورت مستقیم از روی مغز اهمیت زیادی دارد. ذخیره تمامی فعالیت‌های عصبی از روی پوست سر، یک نسخه نه چندان دقیق از آنچه در مغز انسان می‌گذرد تهیه می‌کند. بر این اساس برنر و همکارانش به دنبال روش‌های بهتر مبتنی بر هوش مصنوعی می‌گردند تا بتوانند گا‌م‌های بهتری در این زمینه بردارند. برنر برای روشن‌تر شدن قضیه می‌گوید روش کنونی مانند آن است که در ارتفاع 1000 پایی از یک استادیوم بسکتبال قرار بگیریم و به صورت مبهم فقط تشخیص دهیم که مردم در حال تشویق هستند. در این فرآیند هرگز نمی‌توانیم چهره افراد را شناسایی کنیم و از نحوه فرآیند بازی مطلع شویم.
 
 گام‌های رو به‌‌ جلو
محققان برای آنکه بتوانند محدودیت‌های کنونی فناوری جدید خود را از میان بردارند، گام‌های دیگری رو به جلو برداشته‌اند. در آخرین اقدام گروهی از داوطلبان مبتلا به بیماری صرع در تحقیقات مرکز بین‌المللی «مرزهای علوم اعصاب» شرکت کردند و محققان پس از باز کردن جمجمه آنها، شبکه الکترود را در مغز آنها قرار دادند تا نقشه دقیق فضاهایی که نورون‌ها به صورت ناقص یا کامل حرکت می‌کنند به دست آید.
 
این بخش از تحقیقات با همکاری «مرکز ملی نوروتکنولوژی تطبیقی» و «دانشگاه ایالتی نیویورک» در کشور آلبانی انجام شد تا این بار الکترودهای هوشمند بدون واسطه و به صورت مستقیم با مغز انسان در تماس باشند. البته این تحقیقات به صورت کاملاً شخصی برای هر یک از افراد دنبال شد تا بیماری صرع در آنها درمان شود. این فرآیند باعث شد نحوه قرار گرفتن الکترودها در مغز و ساماندهی الگوریتم هوشمند برای هر یک از افراد با دیگری تفاوت داشته باشد.
 
از آنجایی که مغز هر انسان به صورت کاملاً واحد طراحی شده است و هیچ دو نفر ساکن کره خاکی را نمی‌توان یافت که مغز مشابه داشته باشند، داده‌های مربوط به فعالیت‌های نورون می‌بایست به صورت مستقیم از روی مغز دریافت شود و به همین خاطر در شرایط کنونی بسیار دشوار است که بدون نصب الکترود بتوان ذهن هر فرد را براحتی خواند و تفکرات او را به نوشته‌های کاغذی تبدیل کرد. با وجود این باید توجه داشت که فناوری پتانسیل‌های فراوانی را برای نسل آتی بشر در خود جا داده است. پیش‌بینی می‌شود در آینده نزدیک افرادی که به بیماری‌های نورولوژیکی مبتلا شده‌اند و قابلیت تکلم خود را از دست داده‌اند، براحتی بتوانند با محیط پیرامون خود در ارتباط باشند.
 
 «استیون هاوکینگ»بزرگترین فیزیکدان قرن که به بیماری مشابهی مبتلاست و نمی‌تواند صحبت کند، یک دستگاه خارجی را مورد استفاده قرار می‌دهد تا کلماتی که در مغز او می‌گذرد روی نمایشگر رایانه‌ای خوانده شود ولی اگر فناوری جدید به نتیجه برسد، دیگر نیازی به استفاده از این دستگاه خارجی نیست و بیماران با کاشت چند الکترود هوشمند در مغز خود می‌توانند مانند افراد عادی صحبت کنند. البته بِرنر می‌گوید که این تازه نخستین گام در دنیای فناوری‌های هوشمند برای خواندن ذهن بشر محسوب می‌شود و چشم‌انداز این عرصه به گونه‌ای است که هرگز نمی‌توان انتهایی را برای آن در نظر گرفت.

تاریخ : دوشنبه 09 فروردین 1395
بازدید : 195
نویسنده : sina95

 فناوری که امروز مورد استفاده قرار می‌دهیم از تصورات و تخیلات انسانی شکل گرفته و همین مسأله باعث شده است تا با قطعیت کامل پیش‌بینی شود که زندگی در کنار روبات‌ها طی

 30 سال آینده امری معمول برای انسان خواهد بود. هوش مصنوعی و توسعه آن مهم‌ترین گام فناوری در سه دهه آینده است و این روزها دانشگاه سلطنتی لندن گام‌هایی در این زمینه برمی‌دارد که به طور قطع می‌توان نتایج آن را در قالب زندگی روبات‌ها با انسان تجربه کرد
 
مدیر فناوری‌های آینده گوگل بر این باور است که طی 30 سال آینده مراکز داده به صورت کاملاً متفاوت مورد استفاده قرار می‌گیرند و تولد سیستم‌های پردازش ابری در چند سال اخیر باعث می‌شود آینده مراکز داده به‌صورت کامل تغییر کند.
 
اگرچه زندگی امروز برای مردمان دهه 1980 باورنکردنی به نظر می‌رسید، ولی باید اعتراف کرد آنچه طی 30 سال آینده در عرصه فناوری رخ می‌دهد هم برای ما باورنکردنی خواهد بود. خودروهای پرنده،‌ روبات‌های هوشمند، حسگرهای بیومتریک،‌ شبکه‌های شخصی، مراکز داده پیشرفته و در مجموع زندگی دیجیتالی بخشی از اتفاقاتی هستند که سال 2045 میلادی شاهد آنها خواهیم بود
 
بیست‌ودوم نوامبر 1985 فیلمی با نام «بازگشت به آینده» در سینماهای سراسر جهان اکران شد و برای نخستین بار تخیلات انسان را در مورد آینده به نمایش گذاشت. هم‌اکنون 30 سال از آن زمان گذشته و در حالی که برخی از آن تخیلات هنوز محقق نشده است، گروهی از کارشناسان فناوری جهان همایشی را با عنوان Hill Valley در تگزاس امریکا برگزار کردند تا نشان دهند 30 سال بعد در سال 2045 میلادی فناوری چه پیشرفت‌هایی را پیش‌روی خود می‌بیند. انسان همواره تمایل دارد از آینده باخبر شود و همین انگیزه باعث شده است تا همایش این دانشمندان مورد توجه کاربران جهانی قرار بگیرد.
 
 همخانه‌ای به‌نام روبات
فیلمی که 30 سال پیش اکران شده بود نشان می‌داد انسان در آینده می‌تواند سوار بر وسایلی شود که حرکت روی زمین و آسمان را برای او امکانپذیر می‌کند و حتی با این دستگاه می‌توان وارد دریا شد. «ایلان ماسک» مدیر شرکت خودروسازی Tesla طی سخنرانی خود در این کنفرانس اعلام کرد طی 30 سال آینده شرایط به گونه‌ای تغییر می‌کند که تقریباً تمام وسایل نقلیه جهان مجهز به انرژی الکتریسیته می‌شوند و بیش از 80 درصد آنها امکان پرواز در آسمان را در اختیار می‌گیرند. به گفته او در سال 2045 میلادی شرایط به گونه‌ای تغییر می‌کند که خیابان‌های آسمانی در سراسر جهان تأسیس شده‌اند و انسان حتی ترافیک در این خیابان‌ها را هم تجربه می‌کند.
 
برای آن دسته از ما که نخسین روزهای ظهور اینترنت را تجربه کردیم، آینده با اتومبیل‌های پرنده تعریف می‌شود. اگرچه برخی فیلم‌های علمی-تخیلی هم به این مسأله اشاره کرده‌اند، ولی مدیر خودروسازی Tesla این اتفاق را کاملاً عملی می‌داند. با این وجود «گرِگ نیکولاس» از ایده‌پردازان فناوری در دره سیلیکون بر این باور است که خودروهای پرنده آینده عرصه فناوری را شکل نمی‌دهند و در عوض،‌ این روبات‌ها هستند که عرصه فناوری را در دست می‌گیرند.
 
او طی سخنرانی خود گفت: «فناوری که امروز مورد استفاده قرار می‌دهیم از تصورات و تخیلات انسانی شکل گرفته است. همین مسأله باعث شده است تا با قطعیت کامل پیش‌بینی کنم که زندگی در کنار روبات‌ها طی 30 سال آینده امری معمول برای انسان خواهد بود. هوش مصنوعی و توسعه آن مهم‌ترین گام فناوری در سه دهه آینده است و این روزها دانشگاه سلطنتی لندن گام‌هایی در این زمینه برمی‌دارد که به طور قطع می‌توان نتایج آن را در قالب زندگی روبات‌ها با انسان تجربه کرد».
 
پیشرفت‌های صورت گرفته در زمینه حسگرهای هوشمند و فناوری‌های جدید در زمینه بیومکانیک باعث شده است برای نخستین بار روبات‌هایی با شکل و شمایل انسان ساخته شوند و حتی روی بدن آنها از سطحی شبیه پوست بدن انسان استفاده شود. اگر شما ساکن یکی از شهرهای بزرگ باشید، تا پایان دهه حاضر این روبات‌ها را از نزدیک مشاهده می‌کنید و می‌توانید یکی از آنها را برای خود خریداری کنید. البته هنوز سؤالات زیادی مطرح است که این روبات‌ها چگونه می‌توانند در کنار ما زندگی کنند و حضور آنها تا چه‌اندازه لازم است.
 
 آینده گوشی‌های هوشمند
مهم‌ترین اتفاق فناوری طی یک دهه گذشته روی کار آمدن تلفن‌های همراه و دیگر دستگاه‌های ارتباطی بود. اما به نظر شما طی 30 سال آینده چه اتفاقی برای گوشی‌های هوشمند می‌افتد؟
 
«جیمز کندریک» مدیر ایده‌پردازی مایکروسافت به این سؤال پاسخ داد و طی سخنرانی خود گفت: «با اطمینان کامل می‌توان گفت طی 30 سال آینده دستگا‌ه‌های تلفن همراه تقریباً در همه بخش‌های زندگی ما نفوذ می‌کنند و هیچ انسانی روی کره خاکی نمی‌تواند زندگی خود را بدون حضور آنها پیش ببرد. این اتفاق به واسطه گسترش شبکه‌های شخصی صورت می‌گیرد. شبکه‌های شخصی سیستم‌های کوچک و محدودی هستند که دستگاه‌های تلفن همراه ما به کمک آنها به یکدیگر متصل می‌شوند و زمانی که یک سیستم جدید نزدیک آنها قرار می‌گیرد،‌ به صورت خودکار آن را در اختیار می‌گیرند. سیستم ارتباطی آنها بسیار متفاوت است و هر دستگاه می‌تواند در قالب بخشی از دستگاه دیگر مورد استفاده قرار گیرد.در نهایت تمام این دستگاه‌ها به وب متصل می‌شوند و همین اتفاق باعث می‌شود هرچه که آرزو داریم در اختیارمان باشد.»
 
«کوین تافل» از دیگر کارشناسان حاضر در کنفرانس هم توضیح داد: «اگر همه اشیا و وسایلی که اطراف ما وجود دارند به یکدیگر متصل شوند چه اتفاقی می‌افتد؟ در چنین شرایطی محتوا از حالت منفعل به یک اتفاق کاربردی تبدیل می‌شود. برای 30 سال آینده ظهور پردازنده‌های بسیار کم‌مصرف و کوچکی را تصور کنید که به گیرنده بی‌سیم مجهز هستند و همه لوازم زندگی روزمره،‌ از تختخواب گرفته تا صندلی و کفش و میز به آن متصل می‌شوند و معنای جدیدی از زندگی را ارائه می‌دهند.»
 
او در ادامه فضای زندگی سال 2045 میلادی را این گونه توصیف کرد: «زمانی که بیدار می‌شوید تختخواب شما به صورت خودکار سیگنال‌هایی را به دستگاه چای‌ساز ارسال می‌کند و پس از آنکه صورت خود را بشویید،‌ چای داغ روی میز شما آماده است. از روی صندلی که بلند می‌شوید و پله‌ها را بالا می‌روید،‌ هر دو شیء مذکور به لامپ‌های خانه سیگنال ارسال می‌کنند تا چراغ‌ها بموقع روشن و خاموش شوند. این اتفاقات هوشمند و خودکار تا پایان شب که دوباره به تختخواب می‌روید به همین صورت ادامه دارد.»
 
  شبکه فناوری‌های پوشیدنی
اگر پیش‌بینی دانشمندان درست باشد و شبکه شخصی برای هر یک از ما راه‌اندازی شود، چه مزایایی در انتظارمان خواهد بود. برای پاسخ به این سؤال از «آلفرد پور» مدیر مرکز Health Tech Insider دعوت شد تا در کنفرانس حضور یابد. او طی سخنرانی خود گفت: «استفاده از حسگرهای هوشمند بیومتریک با قابلیت ذخیره‌سازی اطلاعات حیاتی بدن انسان برای افرادی که 30 سال پیش زندگی می‌کردند امری محال به نظر می‌رسد. ولی کاربران امروزی با پرداخت هزینه‌اندک می‌توانند چنین فناوری را در قالب‌های مختلف مورد استفاده قرار دهند. این فناوری‌ها در 30 سال آینده بزرگترین تحول را ایجاد می‌کنند و مزایای فناوری را برای مردم جهان به همراه می‌آورند. با این فناوری‌ها می‌توان مصرف انرژی را به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش داد، برای هر شخص به صورت مجزا دستگاه‌های کنترلی هوشمند ارائه کرد و گیرنده/فرستنده‌های رادیویی کوچک را به بدن همه انسان‌های روی زمین متصل کرد.»
 
اگر این اتفاق صورت گیرد، مردم دیگر نیازی به مراجعه حضوری و مستمر به پزشک ندارند و می‌توانند به صورت خودکار هر روز با پزشک معالج خود در ارتباط باشند. این فناوری‌ها هنوز در مراحل نخست شکوفایی خود به سر می‌برند، ولی در شرایط کنونی نیز به سیستم‌های تحلیل کلان داده‌ مجهز شده‌اند و از طریق خدمات پردازش ابری،‌ انسان را به یک موجود متصل به اینترنت تبدیل می‌کنند.
 
فناوری‌های پوشیدنی این روزها با قابلیت‌های ساده ارائه می‌شوند و حسگرهایی که در آینده برای آنها ارائه می‌شود، به گونه‌ای است که می‌توان آنها را مانند چسب زخم روی پوست بدن انسان متصل کرد. حتی برخی نمونه‌های اولیه از این سیستم‌ها ساخته شده است که زیر پوست بدن قرار می‌گیرند و بدون آنکه انسان بخواهد سیستم داخلی را کنترل کند، تمام سیگنال‌های مورد نیاز به مراکز مربوطه ارسال می‌شود.
 
تحول دیگری که طی 30 سال آینده شاهد آن خواهیم بود به مراکز داده مربوط می‌شود. «جیسون پِرلو» مدیر فناوری‌های آینده گوگل بر این باور است که طی 30 سال آینده مراکز داده به صورت کاملاً متفاوت مورد استفاده قرار می‌گیرند و تولد سیستم‌های پردازش ابری در چند سال اخیر باعث می‌شود آینده مراکز داده به‌صورت کامل تغییر کند. در آینده نه چندان دور سیستمهایی ارائه می‌شوند که میلیون‌ها هسته پردازشگر موازی دارند، حجم گسترده داده‌های ارسال شده از هر کاربر را در آن واحد تحلیل می‌کنند، فضاهای چندکاربری مبتنی بر نرم‌افزار هوشمند به واسطه آنها ارائه می‌شود و در مجموع هر سرویسی که در زندگی روزمره برای کاربران جهانی ارائه می‌شود از طریق این سیستم‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.
 
اگرچه زندگی امروز برای مردمان دهه 1980 باورنکردنی به نظر می‌رسید، ولی باید اعتراف کرد آنچه طی 30 سال آینده در عرصه فناوری رخ می‌دهد هم برای ما باورنکردنی خواهد بود. خودروهای پرنده،‌ روبات‌های هوشمند، حسگرهای بیومتریک،‌ شبکه‌های شخصی، مراکز داده پیشرفته و در مجموع زندگی دیجیتالی بخشی از اتفاقاتی هستند که سال 2045 میلادی شاهد آنها خواهیم بود.

تاریخ : دوشنبه 09 فروردین 1395
بازدید : 268
نویسنده : sina95

 

تعریف موفقیت برای هر شخصی متفاوت است اما در حقیقت عده‌ای به آن دست پیدا می کنند و عده‌ای دیگر نه. چگونه است که این افراد به موفقیت می‌رسند؟
مطالب زیادی درباره‌ی مهارت‌ها و عادت‌های لازم برای موفقیت در زندگی وجود دارد و فکر می‌کنم اکثر مردم می‌دانند برای رسیدن به آن در حوزه‌های دلخواهشان چه کار کنند – مثل تقویت اعتماد به نفس و غلبه بر ترس. افرادی هستند که احتمال موفقیت در آنها بیشتر است. افرادی که زود به زود سفر می‌کنند با کاوش در دنیا مهارت‌های بیشتری از زندگی می‌آموزند. در ادامه دلایل موفقیت این افراد ذکر شده است:

۱- می‌دانند چگونه خارج از محدوده‌ی آرامش خود پیشرفت کنند.
افرادی که زیاد سفر می‌کنند اغلب در موقعیت‌های ناآشنا قرار می‌گیرند. آنها مجبورند از ناشناخته‌ها عبور کنند. با تجربیات جدید بیشماری روبرو شده و راهبردهای باارزشی برای کنار آمدن با شرایط می‌آموزند تا تمامی عدم قطعیت‌ها را به دوش کشیده و خونسرد و تاثیرگذار باشند.

۲- تغییر را می‌پذیرند و به استقبال آن می‌روند.
مسافران، چیزهای جدید را دوست دارند. افرادی که به طور مداوم با اتفاقات نو و مختلف احاطه می‌شوند، جلوی خستگی را گرفته و یاد می‌گیرند بهتر تمرکز کنند. این شیوه‌ی تفکر، نوآوری و خلاقیت را بهبود می‌بخشد.

۳- می‌دانند چطور احساساتشان را کنترل کنند.
مسافران بطور معمول سطوح مختلفی از استرس را تجربه می‌کنند. پرواز سخت، بازجویی نگهبانان و رفتار بد کارکنان هتل، ناراحتی افراد را برمی‌انگیزد. آنها توانایی کنترل احساساتشان را دارند و اگر تحت فشار قرار گیرند، خونسردی خود را حفظ می‌کنند و خودآگاهی دارند. این خودآگاهی، بهره‌وری را افزایش داده و به آنها کمک می‌کند دریابند که چه چیزی خوشحالشان می‌کند و در نهایت آنها را به موفقیت می‌رساند.

۴- اعتماد دارند و نیازی نیست همیشه تحت کنترل باشند.
مسافران همیشه باید به افراد غریبه تکیه کنند. مشکل زبان دارند، با راننده تاکسی‌های شهرهای مختلف سر و کله می‌زنند و به محبت و توجه دیگران وابسته‌اند. پذیرش این حقیقت که نمی‌توانند همیشه تحت کنترل باشند به آنها در برقراری روابط جدید کمک می‌کند. همچنین اعتماد به نفس بیشتری در پیدا کردن دوست دارند.

۵- ترسشان را کنترل کرده و از پس آن برمی‌آیند.
کلید موفقیت، اقدام به عمل است. وقتی زیاد مسافرت می‌کنید خود را در موقعیت‌های بدون بازگشت قرار می‌دهید. این موضوع باعث می‌شود بترسید و برای مقابله با آن، مهارت‌های خود را بکار بگیرید.

۶- فرصت‌ها را می‌شناسند و از آن استفاده می‌کنند.
مسافران تجربه و دانش بسیار بیشتری نسبت به جهان اطراف دارند. از آنجایی‌که در معرض فرهنگ‌ها و آداب و رسوم مختلف قرار می‌گیرند، روش‌های بهتر و بیشتری برای انجام کارها می‌دانند. این دانش در شناخت فرصت‌ها و نوآوری در خانه و مکان‌های دیگر به آنها کمک می‌کند.

۷- برای رسیدن به خواسته‌هایشان می‌دانند چطور گفتگو کنند.
مسافران برای اینکه مورد سوءاستفاده‌ی دیگران قرار نگیرند، صحبت می‌کنند. برای اینکه آنچه می‌خواهید یا نیاز دارید را بدون تحمیل یا پرخاش بدست آورید باید مهارت خوب صحبت کردن را بلد باشید. این مهارت برای تاثیرگذاری بر دیگران اهمیت دارد و کمک می‌کند تا آنها ایده‌های کاری‌تان را فهمیده و آنها را بپذیرند و شما را بعنوان رهبر قبول کنند.

۸- زیبایی‌هایی را می‌بینند که دیگران نمی‌بینند.
مسافران چیزهای مختلفی می‌بینند و به ذهنشان یاد می‌دهند بر زیبایی‌ها تمرکز کند. چشم و ذهن آنها نسبت به هر چیز جدیدی حساس است. بطوریکه آنچه دیگران عادی و معمول می‌دانند را زیبا می‌بینند. این مهارت را عکاسان خبره و شاعران نیز دارند.

۹- اعتماد به نفس بیشتری دارند و هنگام آسیب می‌دانند چطور اعتماد به نفس خود را حفظ کنند.
افرادی که زیاد مسافرت می‌کنند یاد می‌گیرند بر خودشان تکیه کنند و آنقدر به خود مطمئن هستند که می‌توانند از پس خواسته‌هایشان برآیند. این عقیده به آنها کمک می‌کند تا در مقابله با موانع مقاوم باشند و به همین دلیل پس از شکست زودتر برمی‌خیزند.

۱۰- تفاوت افراد را بهتر درک کرده و آن را می‌پذیرند.
مسافران با افراد زیادی آشنا می‌شوند. از مردم درباره‌ی شهر و فرهنگشان سوالات مختلف می‌پرسند. البته این سوالات از پیش تعیین شده نیست و صرفا بخاطر کنجکاوی و علاقه‌ی مسافران به جمع‌آوری اطلاعات از مکان‌هایی است که دیدن می‌کنند. در نتیجه مسافران در یافتن دوست راحت‌تر عمل کرده و دیگران هم آنها را دوست دارند.

۱۱- می‌دانند چه زمانی از زندگی لذت ببرند.
اینکه یاد بگیریم در لحظه زندگی کنیم مزایای روحی و جسمی بسیاری دارد. مسافران می‌دانند که زمان زود می‌گذرد پس عقیده دارند باید در لحظه زندگی کرد.

۱۲- بیشتر لبخند می‌زنند و احساس خوشبختی می‌کنند.
مطالعات نشان می‌دهد مسافرت انسان را شاد می‌کند. مسافران بیشتر از دیگران لبخند می‌زنند چرا که جاهای جدیدی را دیده‌اند. خوشحالند زیرا با افراد مختلفی آشنا شده‌اند، مناظر شگفت انگیزی دیده‌اند و غذاهای جدید و خوشمزه‌ای را امتحان کرده‌اند. مهارت زندگی کردن در لحظه، به شاد بودن نیز کمک می‌کند.

۱۳- اهمیت گوش دادن را می‌دانند.
گوش دادن یکی از مهارت‌های زندگی است که مردم با آن در جدال‌اند. آموختن تمرکز و گوش دادن به دیگران در موفقیت نقش به سزایی دارد. دستیابی به موفقیت در برقراری ارتباط با دیگران خلاصه می شود و شما با درک مردم این روابط را می‌سازید. کسانیکه زیاد سفر می‌کنند می‌دانند که برای درک بهتر نیاز به گوش دادن دارند.

۱۴- کمتر قضاوت می‌کنند و همدل ترند.
رهبران بزرگ می‌دانند برقراری ارتباط با دیگران موجب افزایش وفاداری و پیشرفت شرکت می‌شود. مسافران یاد می‌گیرند یکدل باشند به همین دلیل از قضاوت دیگران پرهیز می‌کنند.

۱۵- شاید ثروتمند نباشند اما می‌دانند چطور پولشان را ذخیره و خرج کنند.
افرادی که زیاد سفر می‌کنند می‌دانند کجا پولشان را خرج می‌کنند. افرادی که هم مسافرت رفته و هم کار می‌کنند می‌توانند زندگی بهتری داشته باشند.

سفر الهام بخش است و با روش‌های مختلفی به ما آموزش می‌دهد تا شخصیت و مهارت‌هایمان را بسازیم. افرادی که زیاد سفر می‌کنند این مهارت‌ها را دریافته و در نتیجه موفق ترند.

برگرفته از: www.lifehack.org


تاریخ : دوشنبه 09 فروردین 1395
بازدید : 200
نویسنده : sina95

 عمر هر انسان يك محدوده زماني است كه شخص براي دستيابي به هدفهايش در اختيار دارد . اين يك معادله ساده است . اگر معادله وقت مساوي است با عمر، بهتر مي شود فهميد كه چرا گفته اندوقت از طلا با ارزش تر است؛ البته بعضي ها وقت شان ارزش يك سكه حلبي را هم ندارد.

حتما" شما هم قبول ميكنيد كه عمر هركس فقط به خودش تعلق دارد ؛ لذا خود شخص است كه مي تواند ارزش عمر خودش را تعيين كند ، به طور مثال : به نظر شما ، يك مفتول آلياژي آهن قيمتش بدون دخل و تصرف چقدر است ؟ اگر مفتول را به نعل اسب تبديل كنيم ، قيمت نعل هاي بدست آمده چقدر مي شود ؟ اگر اين مفتول آهني را به كارخانه پيچ و مهره سازي بدهيم ، قيمت پيچ هاي ساخته شده چقدر مي شود ؟ اگر مفتول به ساعت تبديل شود ، قيمت ساعت هاي حاصله چقدر مي شود ؟

وقت ما انسان ها هم بي شباهت به سرنوشت اين مفتول نيست ؛ ارزش عمر ما به اندازه ارزش كارهايي است كه انجام مي دهيم . حالا شما بگوئيد ارزش وقت شما چقدر است ؟

آيا تا حالا فكر كرديد كه چقدر از عمرتان گذشته و يا به چه چيز ارزشمندي دست پيدا كرديد ؟ آنچه كه مسلم است وضعيت كنوني شما نتيجه تدبير و تلاش گذشته شماست ولي وضعيت آينده شما به تدبير و تلاش امروزتان بستگي دارد. گذشته را نمي توانيد تغيير بدهيد، ولي آينده در دست هاي خود شماست .

انسان براي دستيابي به اهداف خود منابع گوناگوني را به خدمت مي گيرد كه يكي از مهم ترين آنها وقت است . وقت با ساير منابع تفاوت هايي دارد ، منابعي مانند سرمايه ، نيروي انساني و اطلاعات را ميتوان در جهت هاي مختلف به كار انداخت. مي توانيد نيروي انساني خود را افزايش يا كاهش دهيد؛ نوع امكانات را در محل كار خود مي توان تغيير داد . مي توانيد تجهيزاتي را كه با آنها كار ميكنيد عوض كنيد . مي توان كارگران را از خط توليد كنار گذاشته ، و به كار ديگري گمارد ؛ مي توان به يك كارمند دفتري پست مديريت واگذار كرد ؛ اين امكان وجود دارد كه اعتبارات و سرمايه هاي مالي خود را جابجا كرد و براي هدف مورد نظر بكار گرفت . مي توان تقاضاي وام كرد ؛ مي توان بهاي كالا يا خدمات را افزايش داد . اما زمان تنها منبعي است كه با سايرمنابع تفاوت دارد ؛ تمام شدني است، چون محدود است . در مورد زمان نمي توانيد تغييراتي در آن ايجاد كنيد ؛ نمي توانيد بر دامنه زمان بيافزاييد؛ ساعت نه تندتر مي رود و نه كندتر حركت مي كند . زمان خصوصيات منحصر به فردي دارد كه عبارتند از :

1- وقت تنها منبعي است كه همه افراد بطور مساوي از آن برخوردارند . بنابراين افراد موفق و ناموفق ، فقير و غني ، قوي و ضعيف ، سالم و بيمار ، و غيره از زمان يكساني برخوردارند .

2- وقت يك منبع كاملا" اختصاصي است ؛ وقت هركس فقط به خودش تعلق دارد و هيچ كس ديگر نمي تواند از آن استفاده كند . بنابراين شما نمي توانيد وقت بدون استفاده امروز خود را ، به ديگري منتقل كنيد . نمي توانيد وقت قرض كنيد و يا قرض بدهيد .

3- وقت غيرقابل ذخيره كردن است ؛ اگر امروز وقت اضافه داشتيد ، نمي توانيد آن را براي روز ديگري پس انداز كنيد؛ بنابراين تنها راه برخورد عاقلانه با وقت ، مصرف صحيح آن است .

مشكل اساسي بسياري از مردم در مورد وقت اين است كه احساس مي كنند كار آنها بسيار زياد ، ولي وقتشان كم است . شما چنين شخصي را مي شناسيد ؟ بعضي ها معتقدند كه براي انجام همه كارها، خوشان بايد وقت بگذارند و به ديگران اعتماد نمي كنند . آيا شما با اين طرز تفكر موافقيد؟ آيا غالبا" براي اينكه نتوانسته ايد كارهاي مهم را به پايان برسانيد احساس بدي داشته ايد ؟ آيا مكرر به ساعت نگاه كرديد و با نگراني ديديد كه ساعت 4 يا 5 بعد از ظهر است و كارهايي را كه بايد امروز به پايان برسانيد ، هنوز شروع نكرده ايد . آيا شما از افرادي هستيد كه به دليل كمبود وقت بايد بعضي از پرونده ها را با خودتان به خانه ببريد . آيا وقتي كارهاي مهم از قبيل تهيه گزارش هاي حساس پيش بيايد ناچار مي شويد كه شب هاي طولاني را در اداره بمايند؟ و يا اينكه روزهاي تعطيل را هم به كار كردن بپردازيد ؟ اگر از اين قبيل مسائل در مورد شما صادق است و يا برايتان مطرح است متاسفانه بايد عرض كرد كه شما از جمله افرادي هستيد كه هميشه مشكل زمان خواهيد داشت . لازم است بدانيد كه شما هم به همان اندازه وقت داريد كه همه دارند . آيا شما كمتر از 24 ساعت وقت در شبانه روز داريد؟ يعني كمتر از ديگران؟ نه دوست عزيز . آنچه كه شما كم داريد و يا نداريد ، مهارت در بكارگيري وقت است .

نكته جالب اينجاست كه مشكلات مربوط به كمبود وقت ، تقريبا" در همه جا يكسان است و در همه سازمان ها هميشه تقريبا" كارهاي عقب مانده و انجام نشده وجود دارد. مشكلات مربوط به اكراه از واگذاري اختيارات به ديگران براي انجام پروژه ها و كارها تقريبا" يك پديده همه گير است كه موجب اتلاف وقت مي شود . حقيقت اين است كه همه ما در برخورد با زمان داراي تنگناها و مشكلات مشابهي هستيم .

به دكّه هاي مطبوعاتي كه مراجعه كنيد با انواع تقويم هاي روميزي ، تقويم هاي ديواري ، دفترچه هاي يادداشت و انواع سررسيد مواجه مي شويد كه معمولا" بسياري از افراد از آنها براي زمان بندي و برنامه ريزي هاي خود شان استفاده مي كنند و همچنين استفاده از كامپيوترهاي شخصي براي ضبط و نگهداري حجم عظيمي از اطلاعات جزئي ، بيش از پيش متداول شده است . با وجود همه اينها ، هنوز ما با مشكل زمان مواجهيم .

عليرغم اين كوه اطلاعات و اين همه ابزارها و امكانات متعدد ، باز هم مي گوئيم: من هركاري ميكنم باز هم وقت كم مي آورم . چكار بايد بكنم؟ نمي دانم چرا اينجوري است؟ نمي دانم؟

اين يك امر طبيعي است كه به فكر چاره باشيم. انسان در برابر مشكلات خود، همواره در صدد چاره جوئي برمي آيد . چاره جوئي براي حل مشكل وقت ، از بهترين امور زندگي است . با پذيرفتن اين اصل كه هر مشكلي، راه حلي دارد، مشكل كمبود وقت هم قابل حل است . در اينجا راه حل هاي آزموده اي براي حل مشكل وقت ارائه داده مي شود:

قبلا گفتيم كه وقت ما همان عمر ماست . يعني سالها ، ماهها ، روزها و يا ساعتها ، دقيقه ها ، ثانيه ها تشكيل دهنده عمر ما هستند . راستي حدودا" چقدر وقت داريم؟

طبق نتايج حاصل از يك پژوهش، هر فرد معمولي به طور متوسط وقت خود را طي يك هفته يعني 168 ساعت صرف اين فعاليتها مي كند: كار ، خواب ، رفت و آمد ، نظافت شخصي ، صرف غذا و اوقات فراغت . چنانكه در جدول زير مي بينيد از بين مصارف وقت شماره يك و 4 و 5 جمعا" 5/57 ساعت يعني 34 درصد اوقات هفته تقريبا" تغييرناپذير است. شماره هاي 2 و 3 جمعا" 66 ساعت يعني 39 درصد از زمان تا حدودي تغيير پذير هستند . اما شماره 6 يعني اوقات فراغت كه 5/44 ساعت معادل 27% اوقات هر هفته است تا حدود زيادي تغيير پذير و قابل كنترل مي باشد .

 

رديف

نوع مصرف وقت

ساعت

1

كار

40

2

خواب

56

3

رفت و آمد

10

4

نظافت شخصي

7

5

صرف غذا

5/10

6

وقت فراغت

5/44

 

اما چرا بايد وقت را كنترل كرد ؟ اساسا" وقت را براي چه مي خواهيم ؟ براي اينكه درست از آن استفاده كنيم تا فرصت بيشتري براي بدست آوردن موفقيت داشته باشيم .

موفقيّت چيست ؟ مثلا" فتح يك قلّه مرتفع به وسيله يك كوهنورد، موفقيّت به حساب مي آيد؛ و يا قبول شدن در آزمون براي دانشجو و كسب دانش، موفقيّت محسوب مي شود. بنابراين همه افراد در همه سطوح، تصور و تصويرخاصي از موفقيّت دارند كه براي رسيدن به آن تلاش مي كنند .

كارشناسان مديريت، موفقيّت را طور ديگري تعريف مي كنند؛ دستيبابي به هدف هاي با ارزش زندگي را در يك چارچوب معين زماني، موفقيّت مي دانند؛ بنابراين ميان موفقيّت و زمان، يك رابطه معني دار وجود دارد .

حالا از خودتان بپرسيد كه هدفها و خواسته هايتان در كار و زندگي چيست و قصد داريد در چه مدت زماني ، به آنها برسيد ؟ تا حالا براي آينده خودتان چه كرده ايد و از آن مهمتر ، حالا چه مي كنيد ؟ اگر قادر نباشيد زمان خود را مطابق خواسته ها و اهدافتان تنظيم كنيد با شكست مواجه مي شويد .


تاریخ : دوشنبه 09 فروردین 1395
بازدید : 210
نویسنده : sina95

 

 

ارزش عمر انسان به قدری است که خداوند در باب اهمیت آن قسم یاد کرده و فرموده است: «والعصر انّ الانسان لفی خسرٍ» به عصر سوگند که انسانها هم در زیانند. (عصر/1و2) 
زمخشری مفسر قرآن کریم در تفسیر این آیه فرموده است که انسانی زیان کار است که عصر و زمان بر او می گذرد و عمرش پایان برسد و ثوابی کسب نمی کند و در این حال زیانکار است. چگونه یک انسان کاسب در بازار اگر سرمایه و پول خودش را چند برابر نکند میگوید ضرر کردم پس ما انسانها بهترین سرمایه مان (عمر) را با بهترین چیز عوض کنیم.

انسان اگر بخواهد عمر خود را به بهترین وجه ممکن بگذراند باید برای زندگی خود برنامه ریزی داشته باشد که در این باره مولای متقیان امیرالمومنین علیه السلام در وصیت به فرزندانش چنین فرمودند  «اوصیکما...بتقوی اللّه و نظم امرکم» شما را به تقوای الهی و نظم و برنامه ریزی در کارها سفارش می کنم.» (نهج البلاغه / نامه 47)

چگونه عمرمان را با ارزش کنیم؟

قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ» هر یک از آنها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود! در حالی که این عمر طولانی، او را از کیفر (الهی) باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آنها بیناست. (بقره /96). 
امام سجاد علیه السلام در دعاى «مكارم الاخلاق» چنین مى فرماید: خدایا! اگر عمر من چراگاه شیطان خواهد شد، آن را كوتاه بگردان، یعنی عمر طولانى مهم نیست، بلکه اگر این زندگی کردن ما به گونه ای بود که باعث قرب به خداوند و نجات از آتش شد، ارزش دارد.
نکته دیگری که در بحث ارزش دادن به عمر مطرح است، استمرار داشتن فروش عمر به بهاء بالا نه اینکه در یک زمانی به فعل خوب مبادرت بورزیم و در یک زمان دیگر عمر خودمان را به چیز بی ارزش بفروشیم و به کارهایی بپردازیم که باعث تباه شدن عمرمان می شود، خداوند در این زمینه فرموده است «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»ای کسانی که ایمان آورده اید! آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید! و از دنیا نروید، مگر اینکه مسلمان باشید (102/آل عمران) . پس اسلام، هم به كیفیّت تقوا توجّه دارد و هم به تداوم آن تا پایان عمر و انسانی که می خواهد در این دنیا سود کند باید گوهر ایمان را تا پایان عمر، حفظ کند.

انسان مومن باید از عمر و زندگی خود به بهترین وجه استفاده نماید، همانگونه که حضرت علی علیه السلام فرموده اند: «للمتّقی ثلاث علاماتٍ: اخلاص العمل و قصر الامل و اغتنام المهل» پرهیزگار سه نشان دارد: اخلاص در عمل، کوتاهی در آرزو و بهره گرفتن از فرصت های پیش آمده. (غرر الحكم و درر الكلم، ص: 548)
و در روایتی دیگر داریم: «کن علی عمرک اشحّ منک علی درهمک و دینارک» بر عمر (و زمان) حریص تر باش تا نسبت به درهم و دینار (الأمالی للطوسی، النص، ص: 527). همانگونه که انسانها در حفظ و افزایش اموال خود تلاش می کنند باید تلاش نمایند که عمر خود را در بهترین راه و مسیر خرج کنند.

ریشه مشکلات انسان ها

حق تعالی در سوره الأعراف، آیه 196 مشكلات انسان را یا از نداشتن برنامه و یا از نداشتن سرپرست،  معرفی می کند و می فرماید: «إِنَّ وَلِیِّیَ اللَّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّى الصَّالِحِینَ» همانا ولىّ و سرپرست من، خدایى است كه این كتاب آسمانى را نازل كرده است و او همه ى صالحان را سرپرستى (و هدایت) مى كند و مؤمن هیچ یك از این دو مشكل را ندارد چرا که خداوند سرپرست یک انسان مومن است و اسلام به عنوان کاملترین دین الهی که برای هدایت و راهنمایی بشریت آمده انسان را به برنامه ریزی در امور خود تشویق و امر می نماید.
پس انسان اگر بخواهد عمر خود را به بهترین وجه ممکن بگذراند باید برای زندگی خود برنامه ریزی داشته باشد که در این باره مولای متقیان امیرالمومنین علیه السلام در وصیت به فرزندانش چنین فرمودند «اوصیکما... بتقوی اللّه و نظم امرکم» شما را به تقوای الهی و نظم و برنامه ریزی در کارها سفارش می کنم.» (نهج البلاغه / نامه 47)

امام سجاد علیه السلام در دعاى «مكارم الاخلاق» چنین مى فرماید: خدایا! اگر عمر من چراگاه شیطان خواهد شد، آن را كوتاه بگردان، یعنی عمر طولانى مهم نیست، بلکه اگر این زندگی کردن ما به گونه ای بود که باعث قرب به خداوند و نجات از آتش شد، ارزش دارد.

با مطالعه منابع اسلامی، در باب اهمیت و ضرورت برنامه ریزی پی می بریم که عمر و زمان به سرعت در حال گذر است و گذر آن محسوس نیست همانگونه کهامیرالمومنین علیه السلام عمر را به ابری گذرا تعبیر کرده است که به سرعت می گذرد: «الفرصة تمرّ مرّ السّحاب» زمان و فرصت همچون ابر در حال گذر است. (خصائص الأئمة علیهم السلام (خصائص أمیر المؤمنین علیه السلام)، ص: 94)
برای فهمیدن ارزش عمر کافی است نگاه کنیم به افرادی که مریض می شوند و دکتر به آنها می گوید حال شما خیلی خراب است و اگر خود را معالجه نکنید خیلی زود از دنیا می روید در این هنگام شخص مریض هر هزینه ای را متقبل می شود تا چند سالی بیشتر زنده بماند، ولی عمر و زمان گذشته با هیچ هزینه و کالایی قابل بازگشت نیست همانگونه که در روایت داریم :«الفرصة غنمٌ»زمان و فرصت غنیمت و منفعتی است که با چیزی قابل معاوضه نیست. (غررالحکم و دررالکلم/ ص 25) 
بنابر این انسان باید به گونه ای برنامه ریزی کند که عمر و زمانی که قابل بازگشت نیست و به هیچ طریقی نمی توان آن را برگرداند به درستی از آن استفاده نماید.
پس یکی از ضروری ترین کارها برای تلف نکردن عمر، برنامه ریزی در زندگی است و انسان مومن باید ساعات زندگی خود را به چند بخش تقسیم کند همانگونه که حضرت علی علیه السلام فرمود: «للمؤمن ثلاث ساعاتٍ: فساعة یناجی فیها ربّه و ساعةٌ یرمّ معاشه و ساعة یخلّی بین نفسه و بین لذّتها فیما یحلّ و یجمل» سزاوار است مؤمن را سه زمان باشد: زمانی که در آن با پروردگارش راز و نیاز کند، و زمانی که هزینه های زندگی را تأمین کند و زمانی را به خوشی های حلال و زیبا، اختصاص دهد. (تحف العقول، النص، ص: 203)
اگر در زندگی علماء نگاه کنیم میبینم که در تمام لحظه ها و ساعات زندگیشان با برنامه ریزی می باشد و نمی گذاشتند لحظه ای از عمرشان بی برنامه بگذرد، امام خمینی(ره) به گونه ای برای زندگی خود برنامه ریزی داشتند که هر کس با ایشان برخورد یا رابطه داشت به برنامه ریزی و نظم در زندگی ایشان اقرار می کند... ایشان به گونه ای منظم در وقت بودند که نقل شده است وقتی در عراق بودند افراد ساعت خود را با ورود یا خروج حضرت امام (ره) از حرم حضرت امیرالمومنین علیه السلام تنظیم می کردند.

کلام آخر:

از منظر آیات و روایات عمر انسان، بالاترین سرمایه ای است که خداوند به انسان داده است و برای اینکه در خسران و زیان نباشد باید بهترین روش و طریق از عمرمان استفاده کنیم و اگر انسان بخواهد از عمر خودش استفاده کند تا پیشرفت نماید چاره ای جز برنامه ریزی و نظم در اوقات زندگی خود ندارد.


تاریخ : شنبه 07 فروردین 1395
بازدید : 611
نویسنده : sina95

 

شهاب سنگ چیست؟ شهاب سنگ ها به چه رنگ هایی دیده می شوند؟ روش تشخیص شهاب سنگ ها از سنگهای زمینی چیست؟ 

شهاب سنگ چیست؟ شهاب سنگ ها به  چه رنگ هایی دیده می شوند؟ روش تشخیص شهاب سنگ ها از سنگهای زمینی چیست؟

در فضای منظومه شمسی، اجرام سرگردانی وجود دارند که دارای مدارهای مستقلی هستند. این اجرام تا زمانی که در فضا سرگردانند شهاب واره خوانده می شوند. وقتی که وارد جو زمین می شوند بر اثر اصطحکاک با لایه های مختلف جو به شدت داغ شده و می سوزند و به رنگهای مختلفی می درخشند. اگر این اجرام به طور کامل در جو بسوزند شهاب و اگر تکه هایی از این اجرام به زمین سقوط کنند، شهاب سنگ نامیده می شوند.

هر ساله حدود 40000 تن سنگ و غبار کیهانی وارد جو زمین می شوند که منشاء آنها باقی مانده دنباله دارانی است که مدتها قبل از نزدیکی مدار زمین عبور کرده اند و یا ذرات باقیمانده از شهاب سنگهایی هستند که در جو زمین می سوزند. بیشتر این مواد به صورت ذرات میکروسکوپی به زمین می رسند که به آنها خرده شهاب سنگ می گویند. بررسی این ذرات که از غبار اولیه منظومه شمسی اند دانسته های بسیاری را درباره پیدایش منظومه شمسی و چگونگی پیدایش حیات روی زمین در اختیار ما می گذارند.

 

شهاب سنگ ها به  چه رنگ هایی دیده می شوند؟

اغلب شهاب  سنگ ها به رنگ های مختلفی دیده می شوند: سبز،زرد،آبی،قرمز و سفید. دلیل این امر این است که هنگامی که شهاب واره ها با سرعتی معادل 10 تا 75 کیلومتر بر ثانیه وارد جو زمین می شوند، بر اثر اصطکاک با اتمهای  جو، به شدت داغ شده و دمای آنها به بیش از 2000 درجه سانتیگراد می رسد. این دمای بسیار زیاد باعث تحریک گازهای اطراف شهاب می شوند و گازهای مختلف موجود در جو بر اثر این دمای زیاد داغ شده و می سوزند و به رنگ های مختلفی دیده می شوند. برای مثال: رنگ سبز بیشتر شهاب ها از مولکولهای داغ اکسیژن جو گسیل می شوند. نیتروژن رنگ آبی تولید می کند و سدیم موجود در شهاب سنگ رنگ زرد. عموماً شهاب های پر سرعت به رنگ سفید دیده می شوند چون تمام این رنگها با هم مخلوط می شوند. وقتی که سرعت شهاب کم شود به رنگ قرمز در می آید.

 

انواع  و جنس شهاب سنگ ها چیست؟

شهاب سنگ ها از حیث مواد سازنده به 3 گروه تقسیم می شوند :

1.        شهاب سنگ های سنگی ( آسمان سنگ ) : کم تراکم ترین و البته بیشترین تعداد از شهاب سنگ ها را به خود اختصاص می دهند ، به دلیل شباهت زیادشان با سنگ های زمینی به دشواری قابل مطالعه و تشخیص هستند . در ساختمان آن ها ساختارهای کره ای از سیلیکات ها به نام کندرول به چشم می خورد که در یک زمینه هموار جای دارند . از این سنگ ها با نام کندریت ها یاد می شود . حدود 42 % از جرم آن ها را اکسیژن ، 20 % سیلیس ( SiO2 ) و 38 % منیزیم و آهن تشکیل می دهد . بیش از 90 % شهاب سنگ ها از این نوعند . چگالی آن ها از 3 تا 5/3 گرم بر سانتیمتر مکعب متغیر است .

2.     شهاب سنگهای آهنی (آسمان کان ) : این شهاب سنگ ها از 91 % آهن و 9 % نیکل ، کبالت و پاره ای عناصر دیگر تشکیل شده اند . چگالی آن ها 5/7 تا 8 گرم بر سانتیمتر مکعب است . اگر اسیدی مانند اسید نیتریک را بر سطح این شهاب سنگ ها بریزیم اشکال بلوری بزرگ به نام اشکال ویدمنستاتن ظاهر می شوند که از اثر اسید بر آهن زمینی به دست نمی آیند .از طرفی این سنگ ها به واسطه خاصیت مغناطیسی که دارند به راحتی توسط آهنربا یا فلزیاب قابل کشفند ، تنها 6 % شهاب سنگ ها از این نوعند شهاب سنگ های آهنی – سنگی ( آهن سنگ ) : ترکیبی از آهن ، نیکل و سیلیکات ها هستند ، در حدود 4 % از کل شهاب سنگ ها از این نوعند . چگالی متوسط آن ها 5/5 تا 6 گرم بر سانتیمتر مکعب است . در ساختمان آن ها بلورهای الیوین از جنس مواد معدنی وجود دارد .

چگونگی تشخیص انواع  شهاب سنگ ها:

1.     آهنی ها : تشخیص این گونه همانطور که قبلا هم گفته شد بسیار آسان است ، آهنی ها در هنگام کشف معمولا ظاهری قهوه ای رنگ براق دارند که ناشی از گداختن فلز درگرمای ناشی از  اصطکاک جسم با جو زمین و هوازدگی طبیعی است . روش کار بدین قرارست : قطعه ای از شهاب سنگ را برش داده و سطح بریده شده را صیقل دهید و آن را با اسید بشویید تا اشکال ویژه ویدمنستاتن ظاهر شوند.

2.        آهنی – سنگی ها : می توان از روش ترکیبی آهنی ها و سنگی ها استفاده کرد ؛ زیرا این دسته واقعا مخلوطی 50 – 50 از مواد فلزی و سنگی است .

3.       سنگی ها : روش معمول برای تشخیص بدین شرح است : نخست برای اطمینان از منشأ فضایی آن ، تکه ای کوچک از آن را برداشته و پودر کنید ، اگر در پودر حاصل مواد فلزی به ویژه نیکل موجود بود می توان گفت که منشأ فضایی دارد ، سپس برشی از آن را برای یافتن نشانه هایی از کندرول ها در زیر میکروسکوپ بررسی کنید . اگر جواب مثبت بود پس یقینا یک شهابسنگ سنگی را یافته اید ؟!

 

 روش تشخیص شهاب سنگ ها از سنگهای زمینی :

شهاب سنگ ها شکلهای گوناگونی دارند که این اشکال در شناسایی آنها به ما کمک می کنند. بسیاری از آنها رویه ای صاف دارند و فاقد لبه های تیزند. روی بعضی از آنها فرورفتگی ها و برجستگی های ملایمی به چشم می خورد. مثل اینکه روی آنها را با نوک انگشت فشرده اند. تا زمانی که شهاب سنگ ها کاملاً در معرض هوازدگی قرار نگیرند در درون این فرورفتگی ها آثاری از پوسته سوخته و جوشیده شهاب سنگ دیده می شود.

برای اینکه با اطمینان بسیار بدانید که کدام سنگ شهاب سنگ است باید چند آزمایش کوچک انجام دهید:

1.     چگالی سنگ را اندازه بگیرید. چگالی شهاب سنگ ها حداقل 3/3 گرم بر سانتیمتر مکعب است. سنگی را که فکر می کنید شهاب سنگ است را به دقت وزن کنید. اگر سنگ کوچک بود می توانید از یک جواهرفروش درخواست کنید که آن را وزن کند. سپس حجم سنگ را محاسبه کنید. برای این کار، ظرفی را پر از آب کنید و سنگ را توی آن بیندازید. مقدار آبی را که بیرون می ریزد، با سرنگ یا پیمانه ای که حجمش مشخص است، اندازه بگیرید. حجم بدست آمده در واقع حجم سنگ است. حا ل وزن را بر حجم تقسیم کنید تا چگالی بدست آید. اگر چگالی سنگ بیشتر از 3/3 گرم بر سانتیمتر مکعب بود احتمال آسمانی بودنش بیشتر است.

2.      قطب نمایی را به سنگ نزدیک کنید. اگر عقربه قطب نما منحرف شد، باعث خوشحالی است چون هرچه خاصیت مغناطیسی سنگ بیشتر باشد احتمال اینکه شهاب سنگ باشد، بیشتر است.

3.     بخش کوچکی از سنگ را به آرامی با سمباده بسایید. در شهاب سنگ های سنگی رگه ها یا دانه های درخشان فلزی دیده می شود. در شهاب سنگ های آهنی نیز رگه ها به صورت شعاع های براق دیده می شوند که روی هم افتاده اند. دقت کنید که این شعاع های فلزی را با بلورها و رگه های درخشان کوارتز یا میکای سنگ های زمینی اشتباه نگیرید. با یک ذره بین با بزرگنمایی 10 یا بیشتر، این رگه ها را بررسی کنید و از زوایای مختلف به آنها نگاه کنید. سطح رگه ها باید مانند سطوح فلزی به نظر آیند. با سوزن تیزی روی آنها خط بکشید. اگر خش نیفتاد، رگه ها فلزی اند و سنگ هم به احتمال بسیار زیاد شهاب سنگ است.

پس اگر برای گردش به کوه یا صحرا می روید، یادتان باشد که به سنگ ها خوب نگاه کنید. سنگ های قهوه ای سوخته، سنگ های دوکی شکل، سنگ های سیاهی که در سطحشان قطراتی همانند قطرات منجمد آهن جوشکاری شده دیده می شود و سنگ هایی که سنگین تر از جثه شان هستند، احتمال دارند که آسمانی باشند.

  

 

 

منابع

-        ماهنامه نجوم شماره 144- 143


تاریخ : پنج‌شنبه 05 فروردین 1395
بازدید : 184
نویسنده : sina95

  خانواده به عنوان کوچکترین و مهمترین واحد اجتماعی، نقش مهم و بسزایی در رشد و توسعه هر فرد و جامعه دارد. نهاد خانواده و ساختار منحصر بفرد آن به گونه ای است که ضابطه رفتاری مناسب و فضای پر از صمیمیت را در کلبه دنج خانه می‌طلبد. خانواده چه از نوع دو نفره و چه چند نفره در صورتی اسباب رشد و تعالی انسان را مهیا می‌کند که هر یک از اعضای آن روابط نیک و پر مهری با یکدیگر داشته باشند. گاهی کم لطفی اعضای این نهاد کلیدی نسبت به سایرین علاوه بر مشکلات روحی و روانی عمیق، راه فرد را برای قدم نهادن در مسیر پیچیده و به هم پیوسته کج روی‌های اجتماعی باز و هموار می‌کند.

 
بیشتر بانوان ایرانی از مادرانشان، نسل به نسل آموخته‌اند که همواره نسبت به خانواده عشق و تعهد داشته باشند و با همان روح لطیف، بار سنگین زندگی را به دوش بکشند و همچنین در مقابل ناملایمتی‌های عزیزانشان از صمیم جان، مایه بگذارند.
 
متاسفانه برخی خانواده ها در برخی از زمان‌ها به صبوری، لطافت و احساسات زلال زنان و دختران با واکنش‌های تند و خشن پاسخ می‌دهند. انها با این کار همسر و یا دخترشان را نسبت به کانون خانواده دلسرد و تعدادی از آنها را مجبور می‌کنند که با دلی پر از اندوه با حسرت محبت خانواده، متاسفانه به هر کس و هر چیزی پناه ببرند.
 
 
* تعصبات غلطی که سد راه دختران می‌شود!
 
 برخی از خانواده‌ها از کودکی برخی سنت‌های اشتباه را در دخترانشان نهادینه می‌کنند و می‌خواهند که فرزندشان بدون هیچ حق و اظهار نظری درباره زندگی در چهارچوب مقررات تعیین شده از سوی والدینش گام بردارد. چنین والدینی با تعصب‌های غلط و نا به جایشان،با خود خواهی، دختران را  از حقوق مسلمی که جامعه در اختیار آنها قرار می‌دهد،  منع می‌کنند.
 
مشکل دیگر گروهی از دختران، به زمان‌های قدیم بر می‌گردد که خانواده‌ها از راه کشاورزی، دامپروری و دیگر مشاغل یدی امرار معاش می‌کردند.
 
در گذشته برای گروهی از مردم، داشتن فرزند پسر که عموما قدرت بدنی بیشتری نسبت به دختران دارند و توانایی انجام این نوع شغل‌ها برایشان راحت تر است، برای والدین دارای ارزش بسیاری بود. در حال حاضر با وجود تغییر مدل جامعه‌ از سنتی به صنعتی و همچنین به دنبال آن تغییر اکثر شغل‌ها از یدی به فکری، هنوز هم برخی خانواده‌ها فرزند پسر را به دختر ترجیح می‌دهند. آنها علاوه بر تبعیضی که میان فرزندان در میزان ارج نهادن می‌گذراند، فرزند دختر را مجبور می‌کنند که از دستورهای برادرش بی چون و چرا اطاعت کند.
 
در برخی از این موارد، گروهی از پسران جوان که تجربه و دانشی در خصوص احساس و خواسته‌های دختران ندارند، برای بزرگ نشان دادن خود با قلدری خواهرشان را از انجام بسیاری از کارهای متناسب با روحیه دخترانه منع می‌کنند. این دختران جوان، خواسته‌ها و آرزوهای خود را در زندگی دارند،نمی‌توانند تبعیض های این چنینی از سوی والدین را  هضم کنند و همچنین از محدودیتهای بی مورد برادرانشان به شدت رنج می‌برند.
 
حجب و حیای ذاتیشان و همینطور ترس از اعتراض و عواقبش، آنها را به سمتی سوق می‌دهد که پنهانی از هر راهی خشم و آتش درونشان را خاموش کنند.
 
تعدادی از این دختران، به دنبال گریز از خانه و محدودیت‌هایش هستند؛ بعضی از آنها راه و چاه را به درستی نمی دانند و با انتخاب راه اشتباه و مخرب، فرار را برقرار ترجیح می‌دهند و برچسب نامناسب دختر فراری را بر پیشانی می‌زنند. تعدادی دیگر نیز به غلط، کمبود محبتشان را با اعتیاد به روابط عاطفی و وابستگی به افراد ناشایست که بیشتر برای سوء استفاده در کمین نشسته اند، جبران می‌کنند.
 
سحر 25 ساله دیپلم انسانی از علت پاسخگویی به خواسته‌های برخی پسران چنین می‌گوید: رفتارهای غیرقابل تحمل پدر و برادرانم اجازه نداد که به دانشگاه بروم و من همواره در زندگی محروم بودم. به قصد ازدواج و رفتن از خانه پدری به سمت پسران می‌روم.
 
 
* کم کاری تعدادی از  مردان، برخی زنان را فراری می‌دهد!
 
اصولا دختران و پسران جوان با هدف بدست‌ آوردن آرامش و استقلال بیشتر در زندگی ازدواج می‌کنند. هر کدام از آنها نیازهایی دارند که اگر توسط همسرشان برآورده نشود، رفته رفته احساس ناخرسندی طرف مقابل را در زندگی بوجود می‌آورد. شاید بعضی مواقع تعدادی مردان نتوانند به درستی نیازهای عاطفی همسرشان را ارضا کنند و یا با بی تفاوتی نسبت به آنها، آرامششان را سلب کنند. غالب زنان وقتی در زندگی پشتوانه و حامی خود را از دست می‌دهند، احساس ناامنی و تنهایی می‌کنند.
 
 
* ارزش والای زن را دریاب!
 
بانوان جامعه از گذشته‌های بسیار دور تندیس قناعت، ایثار و از خود گذشتگی در برابر اعضای خانواده را از آن خود کرده‌اند. آنها قادرند با عشقی فراوان، شادی و آرامش حیرت انگیز را در فضای خانه پراکنده و کانون خانواده را گرم محبت بیکرانشان کنند. درون همه افراد بعد از برطرف شدن نیازهای فیزیولوژیک، نیازهای عاطفی شکوفا می‌شود. زنان و دختران هم که وجودشان سراسر محبت و عاطفه است برای ادامه زندگی سالم به توجه و مهر دیگر اعضای خانواده، نیاز جدی دارند.
 
متاسفانه از آنجایی که پاره‌ای افراد، بدون درک توانایی و شخصیت زنان و دختران، آنان را لایق ابراز علاقه و احترام نمی‌دانند و همواره به اشتباه، خود را جنس برتر و زنان را ناتوان می پندارند.
 
گروهی دیگر از مردان نیز چنان خود را درگیر کار و مسائل مالی می کنند که دیگر در شبانه روز زمانی برای رسیدگی به نیازهای عاطفی همسر و دخترشان باقی نمی‌ماند.چنین افرادی با کوچک شمردن جنس زن و دریغ کردن محبت مردانه خود، بانوان را از خانه گریزان می‌کنند و آنها را به سمت افسردگی، اعتیاد به مواد مخدر و دیگر دامهای پهن شده در اجتماع می‌کشانند.
 
محمد، 42 ساله، کارشناس حسابداری با مقصر دانستن خود در افسردگی همسرش اینگونه می‌گوید: هر شب تا دیر وقت را در محل کارم می‌ماندم، متاسفانه پس از مدتی همسرم شروع به کشیدن سیگار کرد و به شدت افسرده شد.
 
دکتر افسر افشار، روان شناس در مورد لزوم توجه به زنان و دختران معتقد است: " اگر نیازهای عاطفی زنان و دختران در محیط خانواده رفع نشود، برخی از آنها محبت را از بیرون خانه جستجو می‌کنند." 
 
 
* شان واقعی بانوان ایرانی چیست؟
 
 زندگی‌ این روزهای تعدادی از دختران و زنان وادار شدن به کارهایی نمی خواهند و منع شدن از رویاها و آرزوهایشان و پس از ازدواج هم در بعضی موارد، خیانت و تحقیر از طرف اعضای خانواده است. این گروه،متاسفانه قربانی درک و نادرست نزدیکترین افراد زندگی‌شان می‌شوند و برای کسب آرامش و امنیت در زندگی به بسیاری از انحرافات و کارهای ناشایست تن می‌دهند.اکنون زمان آن رسیده است که با به رسمیت شناختن شخصیت والا وستودنی بانوان جامعه و نقش کلیدی آنها در خانه و خانواده از سوی همه افراد، رفتاری متناسب با شان واقعی یک زن ایرانی داشته باشیم.

تاریخ : پنج‌شنبه 05 فروردین 1395
بازدید : 187
نویسنده : sina95

 دنیای این دسته از افراد خیلی کوچک است و وسعت دنیای  آن ها تا نوک بینی شان است. همه چیز را تنها در ظاهر می بینند و طبق ظواهر در مورد دیگران قضاوت و رفتار می کنند که گاهی برای آنان دردسر ایجاد می کند و با کارهای نادرست خود موجب دلخوری اطرافیان می شوند .

 
 
* قضاوت های عجولانه و سطحی 
 
معیار قضاوت افرادی که به اصطلاح، تنها نوک بینی شان را می بینند، تنها موقعیت و وضعیت ظاهری دیگران است و به قضاوت عجولانه در مورد دیگران دست می زنند و اغلب اوقات برای اینکه شخصی از موقعیت و جایگاه بالایی برخوردار است برای او احترام خاصی را قائل هستند در صورتی که شاید زوایایی عمیق از اصل ماجرا از چشم آن ها پنهان باقی بماند.
 
مهرداد،29ساله در این باره می گوید: به نظر من انسان سطحی نگر به کسی می گویند که به عمق ماجرا نگاه نمی کند و زمانی که قصد انجام کاری را داشته باشد بر اساس آنچه می بیند تصمیم نهایی خود را می گیرد . این شیوه رفتاری یک نوع بیماری محسوب می شود .
 
دکتر هادی جعفر بای ،جامعه شناس و استاد دانشگاه در مورد این ویژگی اخلاقی ناپسند معتقد است: افرادی که  ظاهر بین و سطحی نگر هستند فقط روبنای قضایا را می نگرند و اصلا نسبت به اعماق قضایا توجهی ندارند و حتی زحمت اندیشیدن و تفکر عمیق برای کشف روابط پنهان و پوشیده میان قضایا را ندارند .
 
 
* ویژگی شخصیتی این افراد چیست ؟
 
هر آنچه را که ما می بینیم یک ظاهر دارد و یک باطن؛ در واقع برای داشتن ارتباطی کامل و سالم دیدن هر دو وجه هر پدیده ای مهم است ،اما در این میان هستند افرادی که دید آن ها سطحی است، آنها غالبا از قدرت تجزیه و تحلیل بالایی برای مسائل مختلف زندگی روزمره و همچنین ارتباطات اجتماعی شان بر خوردار نیستند ،هیچ گاه صبر و حوصله تامل کردن را ندارند و  انسان هایی شتاب زده و عجول هستند وکارهای خود را معیوب و ناقص انجام می دهند و نمی توانند کاری را به درستی به سرانجام برسانند.
 
جعفر بای معتقد است: اینگونه افراد شناخت دقیقی نسبت به اطرافیان خود ندارند. آشنایی آنان سطحی و قشری است به همین دلیل دچار پیش داوری می شوند اما نکته جالب شخصیت این افراد این است که خود را عقل کل می دانند .
 
 
*افرادی که سرانجام تنها می شوند 
 
این دسته از افراد با حسادتی که در وجودشان دارند موجب تحریک خشم طرف مقابل می شوند و موجب انزوا و تنهایی آنان می شوند و روابط دوستی و خویشاوندی آن ها دچار لطمه می شود. دیگران نیز ترجیح می دهند رابطه خود را با آنها محدود وحتی قطع کنند چون تنها دستاورد رابطه با این افراد دلخوری و ناراحتی است .
 
افسانه 40 ساله در مورد داشتن این نوع نگرش غلط می گوید: به نظر من آدم ظاهربین عقلش به چشمش است و این بخاطر تربیت خانوادگی است که در نهایت طرد و به انزوا کشیده می شود .
 
 
* نگرش درست از محیط پیرامونی خود داشته باشیم 
 
در برخوردی که با افراد سطحی نگر و ظاهر بین داریم بد نیست در درجه اول رفتار نادرست  آن ها را یاد آوری کنیم تا تصور درستی از محیط پیرامونی خود بدست آورند ،همیشه همه چیز در ظواهر و داشته های مادی خلاصه نمی شود،گاهی افراد آنچه را که درواقعیت هست را نشان نمی دهند پس ظاهر نمی تواند ملاک درستی برای قضاوت در مورد آنها باشد و این امر مورد پسند هیچ کس نیست. البته نقش خانواده ، مدارس و نظام آموزشی نیز در روند شکل گیری این دیدگاه غیر قابل انکار است چرا که رواج ارتباطات بین فردی به صورت عمیق و قوی می تواند نقش این ویژگی را کمرنگ تر کند.

تاریخ : جمعه 28 اسفند 1394
بازدید : 444
نویسنده : sina95

 

 

 

نقش ورزش در سلامتی انسان

 

امروزه با توجه به پیشرفت علوم و فناوری، هر گونه تغییر جدید می تواند آثار متفاوتی را در کلیه ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و اقتصادی انسان به وجود آورد.اما از این میان عواملی که در سلامت انسان تاثیرگذار است، از نقش ویژه ای برخوردار می باشد. امروزه به دلیل گذر اپیدمیولوژیک یعنی جایگزینی بیماری های غیرواگیردار به جای بیماری های واگیردار به دلیل کنترل عوامل بیولوژیک از یک طرف و نقش رفتارهای ناهنجار بهداشتی و سبک زندگی و شیوه های تغذیه در افزایش میزان بیماری های غیرواگیردار از طرف دیگر، لزوم تغییر نگرش در مراقبت و بهداشت با هدف حفظ و ارتقای سلامتی ضروری است.با توجه به موارد ذکر شده نقش بی تحرکی به عنوان یکی از عوامل اصلی در شیوع بیماری ها و بروز مرگ، حائز اهمیت است.

 

 

با توجه به این که فعالیت فیزیکی مناسب می تواند تاثیر مهمی در پیش گیری از بروز بیماری ها، عوارض آن ها و در نهایت مرگ و میر ناشی از آن ها داشته باشد، بررسی متون و مقالات علمی در مورد ارتباط بیماری ها و فعالیت فیزیکی گویای این مطلب است که ورزش پیاده روی دارای تاثیرات مفیدی در زمینه پیش گیری از بیماری های مزمن و غیرواگیر است.در دنیای امروز پیاده روی بهترین فعالیت و طبیعی ترین ورزش برای کسب آمادگی جسمانی و روانی است. پیاده روی ورزش لذت بخش و کم خطری است که در دسترس همگان است و همه جا و همه وقت امکان اجرای آن وجود دارد. در خصوص تاثیر ورزش پیاده روی در ایجاد و ابقای سلامتی سوالاتی مطرح است که به آن پرداخته می شود.

 

 

 

 

چه نوع ورزش پیاده روی مفید و موثر است؟

 

 

 

فعالیت فیزیکی مناسب برای تقویت عضلات قلب و ریه و در کل سلامتی، زمانی مفید و موثر می شود که بتواند سبب بروز تغییرات بیولوژیک مفید در بدن انسان شود که از آن جمله می توان به افزایش تعداد ضربان تا شکل سریع آن یعنی یک دوی نرم و سبک اشاره کرد.میزان پیاده روی می تواند از شکل آرام یعنی راه رفتن متفاوت باشد. برنامه بر اساس میزان آمادگی جسمانی افراد با هدف نهایی طی ۳ هزار و ۲۰۰ متر در مدت نیم ساعت و با افزایش ضربان قلب ۱۲۰-۱۳۰ بار در دقیقه می تواند متفاوت باشد.

 

 

 

 

چه فوایدی از ورزش پیاده روی می توان انتظار داشت؟

 

 

 

بررسی متون و مقاله ها بیانگر آثار بسیار مفید و متعدد ورزش پیاده روی بر سلامت انسان از ابعاد مختلف است که برای آگاهی بیشتر در مورد این آثار سودمند در زمینه پیش گیری و کنترل بیماری ها می توان به موارد زیر اشاره کرد: کاهش روند پوکی استخوان به ویژه در زنان، کنترل اختلالات چربی خون، کنترل فشار خون، کاهش عوارض چاقی و درمان آن، کنترل دیابت و کاهش بروز ابتلا به دیابت تیپ ۲ (مرض قند)، پیشگیری از آترواسکلروزیس عروق کرونری (تصلب شرایین)، کاهش عوارض بیماری های مفصلی و استئوارتریت ها (آرتروز)، کاهش عوارض حاملگی، تقویت سیستم ایمنی بدن، تقویت وضعیت تنفسی،کاهش علایم بیماری های روده ای، تقویت روانی افراد با کاهش استرس، بی خوابی و اضطراب، تقویت و ایجاد حس شادابی، پیش گیری و درمان اعتیاد. با توجه به مطالب مذکور و سهولت انجام ورزش پیاده روی و آثار گسترده آن در ارتقای سلامت فرد و جامعه، این مقوله از ورزش نیازمند توجه ویژه ای در برنامه ریزی های بهداشتی است و قدر مسلم گستردگی موضوع، لزوم مشارکت و هماهنگی بین بخشی و مردمی را هم در زمینه برنامه ریزی و هم در اجرای برنامه های جامع می طلبد، به ویژه بعد هماهنگی بین بخشی در حفظ و ارتقای سلامتی افراد جامعه از طریق ترویج فرهنگ پیاده روی گامی در توانمندسازی مردم و جامعه و به عبارت دیگر ارتقای سلامت محسوب می شود.

 

 

 

 

ورزش و درمان بیماری ها

 

 

 

ورزش های گوناگون علاوه بر آن که از بروز بسیاری از بیماری ها جلوگیری می کند و نقش پیش گیری را به عهده دارد، همواره در درمان بسیاری از بیماری ها موثر واقع می شود و یک نقش درمانی را از نظر علم پزشکی برعهده می گیرد. بدین منظور توجه شما را به آثار درمانی ورزش در ارگان های مختلف بدن و بیماری های مربوط جلب می کنیم.

 

 

 

 

فشار خون بالا

 

 

 

با انجام ورزش های معمولی همراه با رژیم غذایی و استراحت مناسب در یک سال می توان یک فشار خون ماکزیمم را از ۱۷ به حدود ۱۴ رسانید و روشن است که ورزشکاران معمولا دچار عوارض فشار خون نمی شوند و ورزش حتی در سنین ۸۰-۶۰ سالگی می تواند در متعادل نگه داشتن فشار خون سهیم باشد. زیرا بر اثر ورزش، عروقی که در سطح بدن جریان دارد انبساط می یابد و فشار خون سقوط می کند.ورزش پیاده روی و کوه نوردی به خوبی فشار خون بالا را متعادل می سازد.

 

 

 

 

بیماران با دردهای قلبی (سکته)

 

 

 

انجام ورزش های سبک طبق آمارهای جهانی نه تنها انواع دردهای قلبی پایدار و غیرپایدار را تسکین و کاهش می دهد بلکه سبب حل شدن لخته های داخل خون شریانی قلب می شود و از بروز سکته های بعدی ممانعت می کند. هم چنین ورزش های سبک مانع از رسوب پلاکت های چربی در داخل عروق کرونر قلب یا عروق سایر نقاط بدن می شود و در پیش گیری بروز بیماری های قلبی عروقی افرادی که یک بار به انفرکتوس مبتلا شده اند، دخیل است. امروزه ثابت شده است که ورزش های مناسب در نزد افرادی که مبتلا به دیابت هستند و حتی انسولین نیز تزریق می کنند بسیار مفید است و مقاومت بدن را در برابر عوارض ناشی از این بیماری بیشتر می کند.

 

 

 

 

تاثیر ورزش در سرطان

 

 

 

ورزش سبب تقویت سیستم ایمنی در بیماران سرطانی می شود. بنابرگزارش پژوهشگران کره ای، انجام حرکات ورزشی ساده می تواند سیستم ایمنی بیمارانی را که به دلیل سرطان معده تحت عمل جراحی قرار گرفته اند، تقویت کند.مطالعه روی ۲۵ بیمار که تحت عمل جراحی خارج شدن تومورهای معده قرار گرفته بودند، نشان داد عملکرد ایمنی بدن افراد که ۲ روز پس از عمل، انجام حرکات ورزشی را اجرا کرده بودند، قوی تر از اشخاصی بود که ورزش نکرده بودند. ۲ هفته پس از جراحی تعداد سلول های ضد سرطان در افرادی که ورزش کرده بودند به نحو چشمگیری بیشتر از دیگران بود.سلول های ضد سرطان یا قاتل به سلول های سرطانی حمله و به رفع عفونت کمک می کند. دکتر یانگ مونا وهمکارانش از دانشگاه اینجو در شمی کویانگر، یک گروه ۱۷ نفره از بیماران را مورد بررسی قرار دادند. این بیماران ۲ روز بعد از جراحی در حالی که روی تخت دراز کشیده بودند انجام حرکات ساده ورزشی را آغاز کردند. هم چنین از زمانی که قادر به راه رفتن بودند انجام حرکات ورزشی روی دوچرخه ثابت را به تعداد ۵ بار در هفته شروع کردند.

 

 

 

محققان به منظور بررسی تغییرات حاصله در تعداد سلول های قاتل چندین نمونه خون از بیماران گرفتند. نتایج تحقیقات حاکی از آن بودکه هفته اول پس از جراحی تعداد سلول های قاتل در هر گروه کاهش یافت. اما در هفته دوم سلول های قاتل در بیمارانی که ورزش می کردند به وضعیت موفقیت آمیز اول بازگشت. اما در افرادی که ورزش نمی کردند روند نزولی سلول ها هم چنان ادامه داشت.البته به مرور زمان تعداد سلول های قاتل در تمامی این بیماران افزایش پیدا کرد. به گفته دکتر مونا به دلیل این که ضعف سیستم ایمنی موجب تقویت سلول های سرطانی می شود، انجام حرکات ورزشی برای تقویت سیستم ایمنی حائز اهمیت است.

 
 
 
 

منبع:روزنامه خراسان


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران