عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 352
نویسنده : sina95

 1. پیشگیری از سرطان: تحقیقات نشان می‌دهد که ترکیبات آنتی‌اکسیدان انبه از سرطان‌های روده، سینه، خون و پروستات پیشگیری می‌کند. این ترکیبات شامل کرستین، ایزوکرستین، استراگالین، فیستین، اسید گالیک و متیل‌گالات و همچنین آنزیم‌های مختلف می‌باشد. 

2. کاهش کلسترول: محتوی بالای فیبر، پکتین و ویتامین C در انبه به کاهش کلسترول کمک می‌کند. 

3. پاکسازی پوست: هم داخلی و هم خارجی برای پوست قابل استفاده است. انبه منافذ بسته شده پوست را باز کرده و جوش‌ها را از بین می‌برد. 

4. سلامت چشم: یک فنجان انبه خرد شده 25 درصد از میزان موردنیاز روزانه از ویتامین A را فراهم می‌کند که به بهبود بینایی کمک کرده و از شب‌کوری و خشکی چشم جلوگیری می‌کند. 

5. قلیایی کردن کل بدن: اسید تارتاریک، اسید مالیک و کمی اسید سیتریک موجود در این میوه به حفظ ذخیره قلیایی بدن کمک می‌کند. 

6. کمک به دیابتی‌ها: انبه به تنظیم سطح انسولین در خون کمک می‌کند. در یک داروی خانگی سنتی برگ‌های آن را در آب جوشانده، شب تا صبح در آب خوابانده و بعد جوشانده را صبح مصرف می‌کردند. انبه همچنین شاخص گلیسمی پایینی دارد (60-41) به همین علت مصرف متوسط از آن سطح قندخون را بالا نخواهد برد. 

7. افزایش قوای جنسی: انبه منبع بسیار خوبی از ویتامین E می‌باشد. بااین حال ارتباط خوب بین میل جنسی و ویتامین E ابتدا با یک کلیت‌بخشی اشتباه روی تحقیقات بر روی موش‌های آزمایشگاهی ایجاد شد و تحقیقات بیشتر نشان داده است که مقدار متعادل از آن در این زمینه مفید است. 

8. تقویت گوارش: پاپایا تنها میوه‌ای نیست که حاوی آنزیم‌هایی است که پروتئین را تجزیه می‌کنند. میوه‌های زیادی مثل انبه نیز هستند که این خاصیت مفید را دارند. فیبر موجود در انبه همچنین به هضم و دفع غذا کمک می‌کند. 

9. کمک به دفع گرما: گرفتن آب این میوه و مخلوط کردن آن با آب و شیرین‌کننده به خنک کردن بدن و جلوگیری از آسیب رسیدن به آن کمک می‌کند. 

10. تقویت سیستم ایمنی بدن: میزان بالای ویتامین C و A در انبه به اضافه انواع مختلف کاروتنوئیدها سیستم ایمنی بدن شما را سالم و قوی نگه خواهد داشت. 

واقعیات و جزئیات 

• نسبت به همه میوه‌ها در سراسر جهان، میزان مصرف انبه تازه از سایر میوه‌ها بیشتر است. 
• این میوه متعلق به 4000 سال پیش بوده است. 
• این میوه با گیاهان دیگری مثل پسته و بادام‌هندی هم‌خانواده است. 
• این میوه که بیشتر در هند رشد کرده و مصرف می‌شود، به "سافدا" (safeda) معروف است. 
• انبه 1000 نوع مختلف دارد. 

ارزش غذایی 

یک فنجان (حدود 225 گرم) انبه حاوی مواد زیر است: 
• 105 کالری 
• 76 درصد ویتامین C (آنتی‌اکسیدان و تقویت‌کننده سیستم ایمنی) 
• 25 درصد ویتامین A (آنتی‌اکسیدان و تقویت‌کننده بینایی) 
• 11 درصد ویتامین B6 به اضافه سایر ویتامین‌های B (کمک به عملکرد مغز و پیشگیری از بیماری‌های قلبی) 
• 9 درصد فیبر سالم پروبیوتیک 
• 9 درصد مس (مس یک کوفاکتور برای آنزیم‌های مهم جهت گلبول‌های قرمز خون می‌باشد) 
• 7 درصد پتاسیم (برای متوازن کردن مصرف بالای سدیم) 
• 4 درصد منیزیم 

احتیاطات 

• اگر به پلاستیک خام حساسیت داشته باشید، این احتمال وجود دارد که به انبه و به‌ویژه انبه کال هم حساسیت بدهید. این واکنش به خاطر وجود اسیدآناکاردیک است. 
• پوست و عصاره انبه حاوی اوروشیول است، ماده‌شیمیایی موجود در پیچک سمی امریکایی و سماق سمی که می‌تواند در برخی افراد ایجاد حساسیت کند. 
• برخی دلالان و فروشندگان برای رسیده کردن انبه از کاربید کلسیم استفاده می‌کنند که ممکن است مشکلات جدی برای سلامتی ایجاد کند، به همین دلیل بهتر است از انبه ارگانیک استفاده کنید. اگر انبه خریداری شده شما ارگانیک نیست، قبل از مصرف خیلی خوب آن را بشویید یا یک شب در آب خیس کنید. 


تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 355
نویسنده : sina95

 آیا می دانستید خوابیدن در طول روز موجب افزایش شدت گرفتگی صدایتان می شود و خوابیدن اوضاع شما را وخیم تر خواهد کرد؟

 

 یک کارشناس طب سنتی با بیان اینکه خواب روز گرفتگی صدا را تشدید می‌کند توصیه‌هایی برای رفع گرفتگی صدا عنوان کرد.

سید جواد علوی درباره تدابیر رفع گرفتگی صدا اظهار داشت: در رفع گرفتگی صدا افراد باید از مصرف گوشت گاو و گوساله, غذاهای تند, غلیظ, بسیار شور, بسیار ترش, چرب,و سرخ کرده پرهیز کنند.

وی گفت: مصرف نوشیدنی‌های گازدار و مواد غذایی که مولد بخار و گاز در بدن می‌کنند مانند شاهی, گردو, پنیر کهنه, سیر و پیاز خام, میوه‌های تر مانند هندوانه, آب یخ, قهوه, کاکائو و غذاهای آماده, بیات و مانده و غذاهای کارخانه‌ای برای انواع گرفتگی صدا مضر است.

خواب بیش از حد گرفتگی صدا را تشدید می‌کند

این کارشناس طب سنتی اضافه کرد: باید از پر خوری پرهیز شود همچنین این افراد از خوابیدن بیش از حد بپرهیزند به خصوص خواب روز؛ همچنین بلافاصله بعد از خواب نیز نخوابند چرا که همه این موارد در شدت گرفتگی صدا موثر است.

علوی افزود: این افراد نباید به پشت بخوابند و بهتر است که پیشانی آنها روی بالش قرار گیرد. اگر گرفتگی صدا همراه با تب باشد به حمام نروند.

ضرورت عدم مصرف آب سرد هنگام گرفتگی صدا

وی عنوان کرد: باید سر را از معرض هوای سرد دور نگه داشت, همچنین از مصرف آب سرد پرهیز کنند و در وقت تشنگی آب گرم و عسل مصرف کنند چرا که از آسیب رساندن به اعضای تنفسی جلوگیری می‌کند و آنها را نرم می‌کند.

پیاده روی آرام به رفع گرفتگی صدا کمک می‌کند

این کارشناس طب سنتی بیان داشت: پیاده روی آرام و نرمش‌هایی که پایین تنه را درگیر می‌کند مفید است چرا که ماده بیماری‌زا را از سمت سر به اندام‌های پایینی می‌کشاند.

علوی خاطرنشان کرد: چرب کردن کف دست‌ها با روغن گاو و گرم نگه داشتن آنها جلوی حرارت در هنگام ابتدای بیماری مفید است.


تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 258
نویسنده : sina95

 


 

به طور قطع یكى از امورى كه زمینه‏ساز سعادت و كمال انسان در دنیا و آخرت است، داشتن محیطى سالم و امن است، كه انسان بتواند در پناه آن، به تربیت جسم و جان خویش بپردازد و اصولاً یكى از وظائف مهم بشر كه حفظ جان است، جز با زیستن در محیط سالم و زیبا امكان‏پذیر نیست. بدین سبب شرط اولیه داشتن روحى سالم، جسم سالم است و جسم سالم نیز فقط زمانى حاصل مى‏شود كه انسان از محیط زیست طبیعى سالم و دلگشا بهره‏مند باشد. 
محیط زیست طبیعى سالم تأثیر شگرفى بر روح و روان آدمى دارد. محیط پاك و آراسته و خرّم، زندگى را شاداب و معطر مى‏سازد. شنیدن آواز روح‏بخش پرندگان، ترنم لطیف جویباران، آهنگ دلرباى چشمه‏ساران، صفاى سبز سبزه‏زاران، نسیم لطیف كوهستان، رقص دلنشین درختان و زیبایى شهر و دیار، همه و همه تأثیر اعجاب‏انگیزى بر زندگى و حیات انسان دارند. هر كسى از تماشاى چنین منظره‏هاى زیبایى احساس آرامش و نشاط كرده و امنیت و آسایش را در حیات خویش لمس مى‏كند. بر عكس، آسیب رساندن به محیط زیست و نابودى طبیعت باعث وارد آمدن صدمات و زیان‏هاى جبران‏ناپذیرى به بشریت مى‏شود. 
افسردگى و افزایش بیمارى‏هاى روحى و روانى انسان امروز بدون ارتباط به آسیب رساندن به محیط زیست نیست. هیچ كس نمى‏تواند منكر بشود كه تخریب محیط زیست تأثیر منفى بر شیوه رفتار آدمیان مى‏نهد، و اثرات ویرانگرى بر اخلاق فردى و جمعى جامعه بشرى بر جاى مى‏گذارد. 
آب و هوا، درختان و گیاهان، غذاها و میوه‏ها و به طور كلى طبیعت و محیط زیست نقش عظیمى در زندگى بشر دارند. 
سلامت محیط زیست بر هوش و استعداد و لیاقت‏هاى فردى اثر مى‏گذارد و میانه‏روى در اخلاق و منش متأثر از میانه‏روى در محیط زیست است. 
ساكنان مناطق معتدل كره زمین، داراى ویژگى‏ها و روحیه‏هاى خاص هستند كه مقایسه با جوامع ساكن در مناطق گرمسیر و سردسیر، از تفاوت بسیارى برخوردارند. 
محیط زیست افزون بر تأثیر در قد و قامت و چگونگى اندام ظاهرى، بر فكر و اندیشه و اعمال و رفتار انسان داراى تأثیر شگرف است.(1) 
قرآن‏كریم و روایات اسلامى فوائد بسیار آب، هوا، گیاهان و درختان را با تعبیرهاى بسیار دقیق و گاهى شگفت‏انگیز برشمرده‏اند و از تأثیر به سزاى آنها بر تن و روان آدمى سخن گفته‏اند. 
دانشمندان مسلمان و غیرمسلمان نیز با توجه به طبیعت، از تأثیر حیرت‏آور آن بر جسم و جان انسان سخن‏ها گفته و در مقایسه با جامعه‏هاى مختلف بشرى تأثیر فراوان طبیعت را بر اعمال و رفتار و فكر و اندیشه و نیز خصوصیات ظاهرى انسان، تبیین و تشریح كرده‏اند. از این‏رو، در این نوشتار برآنیم تا با ذكر برخى از آیات و روایات و گفتار دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان تأثیر محیط زیست طبیعى سالم بر انسان را مورد بررسى قرار دهیم. 

آثار روانى آب و هوا بر انسان از دیدگاه قرآن و روایات‏ 


در آموزه‏هاى اسلامى از تأثیر طبیعت در انسان به گونه‏هاى مختلف، سخن به میان آمده است، چنان‏كه قرآن‏كریم درباره اثر محیط زیست مى‏فرماید: «و البلد الطیب یخرج نباته باذن ربّه و الذى خبث لایخرج الاّ نكدا...؛(2) سرزمین پاكیزه، گیاهش به فرمان پروردگار مى‏روید؛ اما سرزمین‏هاى بدطینت و شوره‏زار، جز گیاه ناچیز و بى‏ارزش، از آن نمى‏روید.» 
از این آیه شریفه استفاده مى‏شود همان طور كه طبیعت و سرزمین پاك در رشد و پرورش بهینه گیاهان مؤثر است، در رشد و تكامل انسان نیز مؤثر مى‏باشد، و همان‏گونه كه از زمینهاى شوره زار، جز گیاهان بى ارزش نمى‏روید، محیط آلوده نیز تأثیر منفى و اثرات زیانبارى بر تربیت انسان دارد. 
براین اساس، امام على(ع) در مذمت اهل بصره مى‏فرماید: «اخلاق شما پست، پیمان‏هاى شما سست، سیره و روشتان دورویى و آب شهرتان شور(بدطعم) است.»(3) و در بیانى دیگر فرمود: خاك سرزمین شما بدبوترین خاكهاست؛ از همه جا به آب(سطح دریا) نزدیكتر و از آسمان دورتر است (منطقه پست و پایین) كه 9دهم بدیها در محیط شماست.(4) 
آب تأثیر شگرفى بر جسم و روح انسان دارد، به تعبیر قرآن‏كریم «مایه حیات» همه چیز آب است.(5) و به بیان امام صادق (ع) طعم آب، طعم زندگى است: از امام صادق (ع) در باره طعم آب پرسیدند، حضرت فرمود: «براى یادگرفتن بپرس، نه براى به دشوارى انداختن؛ طعم آب، طعم زندگى است.»(6) 
علامه مجلسى (ره) در تشریح این حدیث مى‏نویسد: «مراد از (طعم زندگى) این است كه طعم آب با سایر مزه‏ها قابل مقایسه نیست و از بالاترین وسایل براى ایجاد و بقاى حیات است؛ پس مزه آب، مزه حیات است.»(7) 
نگاه مسلمانان به آب، نگاهى سرشار از قداست و پاكیزگى و عظمت است، آب وسیله‏اى است كه زمینه ارتباط آنان با معبودشان را فراهم مى‏سازد. در شریعت اسلام هیچ‏كس نمى‏تواند به راز و نیاز با خدا بپردازد و در آستان مقدس او به نماز ایستد، مگر این كه با آب خود را شستشو دهد(8) و این شستشو با آب داراى خصوصیات ویژگى‏ه‏اى است كه اگر درست انجام شود، نام وضو و غسل به خود مى‏گیرد. 
هیچ مسلمانى نمى‏تواند به طواف خانه خدا بپردازد، جز آن كه زمینه آن را با آب فراهم آورده باشد و نیز تماس با خطوط قرآن‏كریم جایز نیست، مگر این كه قبلاً زلال آب تماس گرفته باشد. 
آب نه تنها جسم ظاهرى را شستشو مى‏دهد، بلكه حالتى روحى و روانى در انسان ایجاد مى‏كند و به او تقدس مى‏بخشد.(9) و زمینه‏ساز راه‏یافتن به حریم مقدسات دینى مى‏شود. 
قرآن كریم مى‏فرماید: «و انزلنا من السماء ماءً طهوراً؛(10) ما از آسمان، آبى طهور فرو فرستادیم.» 
مفسران در تشریح طهور گفته‏اند: طهور یعنى، بسیار پاكیزه كه خود به خود پاك است و غیر خود را پاكیزه مى‏كند، چرك را از جسم شستشو مى‏دهد و پلیدى‏هاى روحى را از روان مى‏زداید.»(11) 
در روایات اسلامى به مسلمانان توصیه شده است كه هرگاه براى تطهیر یا وضو نگاهشان به آب افتاد بگویند: «الحمدلله الذى جعل الماء طهوراً و لم یجعله نجساً؛(12) سپاس خداى را كه آب را (طهور) قرار داد (پاك و پاك كننده) و آن را پلید قرار نداده است.» بدین سان، آب با وصف پاك‏كنندگى، چهره‏اى مقدس به خود مى‏گیرد كه رفتن به حضور خالق یكتا بدون آن میسر نمى‏شود و (و آن‏گاه كه آب یافت نشود و یا به دلیلى براى شخص مضر باشد، باید به جاى آن بر خاك پاك تیمم كرد.)(13) و تماشاى آب، شكر و سپاس الهى را مى‏طلبد. افزون بر این، در روایات نگاه به آب جارى توصیه شده و آن را سبب جلاى چشم و افزودن روشنایى آن دانسته‏اند. چنان كه از امام صادق (ع) نقل شده است: «چهار چیز چهره را روشن و نورانى مى‏كند كه یكى از آنها نگاه كردن به آب جارى است.»(14)و نیز امام كاظم (ع) فرمود: نگاه به آب جارى چشم را جلا داده و به روشنایى آن مى‏افزاید.(15) بر اساس این روایات نگاه كردن به آب جارى، خود نقشى به سزا در شادى و انبساط روحى داشته و علاوه بر روشن كردن چشم دل و افزایش بصیرت انسان، داراى تأثیر قابل توجهى در تقویت نور چشم ظاهرى است. 
افزون براینها، برخى آبها، مانند آب باران، آب جوشیده، آب زمزم، آب فرات و ...مورد تمجید بیشترى قرار گرفته و از آثار شگرف آنان بر جسم و روح آدمى اشاره شده است. 

نقش تربیتى هوا 


هوا نیز همانند آب یكى از عوامل فوالعاده مهم حیاتى برای زندگى انسان است؛ عامل حیاتى كه بدون آن حتى لحظه‏اى زندگى امكان‏پذیر نیست. این عامل حیاتى اطراف زمین را فرا گرفته است و ما اكسیژن مورد نیاز خود را به وسیله تنفس از هوا مى‏گیریم. در هوا مقادیر زیادى اكسیژن وجود دارد و گیاهان نیز پیوسته این موجود را تجدید مى‏كنند و نمى‏گذارند این ماده حیاتى از اندازه لازم كسر شود. در بیانات معصومان (س) از تأپیر شگرف هوا بر جسم و جان سخن رفته و آثار مخصوص هواى هر فصل بیان شده است. 
در منابع روایى اسلام به منافع فراوان گرما و سرما در طول سال اشاره شده و نیز در قرآن و روایات «بادها» با اهمیت تلقى شده‏اند. پیداست كه باد چیزى جز هوا نیست و اگر هوا حالت وزش به خود گیرد، باد نامیده مى‏شود.(16) 
امام على (ع) درباره اثر هواى هر فصل بر انسان فرموده است: «از سرما در آغاز آن (فصل خزان) پرهیز كنید و در پایان آن (فصل بهار) به اسقبال آن بشتابید (در پاییز خود را بپوشانید و در آغاز بهار از لباس‏هاى خود كم كنید)؛ زیرا تأثیر سرما بر بدنها و درختان یكسان است. اوّل سرما درختان را مى‏سوزاند (باعث ریزش برگها و خشكاندن درختان مى‏شود و پایان آن مى‏رویاند درختان را به برگ و بار مى‏آورد).»(17) 
كلام امام درباره تأثیر طبیعت بر جسم و جان آدمى بسیار روشن و صریح است و همان‏گونه كه طبیعت بر جسم و بدن اثرگذار است، بر روح و روان بشر نیز اثرگذار مى‏باشد؛ حضرت در این بیان حكیمانه به مقایسه بین سرماى پاییز و سرماى بهار پرداخته‏اند گر چه به ظاهر، سرماى ابتداى پاییز و سرماى ابتداى بهار از جهت درجه برودت یكسان مى‏نماید و هر دو فصل را فصل اعتدال هوا به شمار مى‏آورند، ولى تأثیر این دو كاملاً متضاد بوده و اثرى مخالف یكدیگر دارند. 
ابن میثم بحرانى در شرح این مطلب مى‏نویسد: پرهیز از اول سرما كه ابتداى پاییز است به این دلیل است كه تابستان و پاییز هر دو از جهت خشكى (یبوست) مشترك هستند و بدن‏ها با حرارت تابستان خو كرده‏اند؛ از این رو، هنگامى كه با سرما مواجه شوند، به سرعت از آن متأثر شده و دو نیروى برودت و یبوست كه طبیعت ضعف و فناست در بدن قوى مى‏شود و به همین دلیل درختان خشك شده و برگ‏هاى آنها مى‏سوزد و بدن‏ها ضعیف و لاغر مى‏شود... امّا سرما در آخر زمستان و طلیعه بهار اثرى به عكس دارد؛ زیرا زمستان و بهار در طبیعت رطوبت، اشتراك دارند، ولى زمستان سرد است و بهار گرم و از این‏رو سرماى آخر زمستان با حرارت بهارى ممزوج شده و از شدت سرما كاسته مى‏شود و این اعتدال حرارت همراه با رطوبت زمینه مناسبى براى ایجاد طبیعت حیات و زندگى است و سبب رشد گیاهان و به برگ و بار آمدن درختان و تقویت بدن انسان‏ها مى‏شود.(18) ابن ابى الحدید نیز ضمن تأیید سخن بالا، مواجه شدن بدن را با سرماى ابتداى پاییز به انسانى تشبیه مى‏كند كه ناگهان از مكان بسیار گرم به خانه بسیار سرد وارد شود، ولى مواجهه با سرماى طلیعه بهار، موجب ضرر نیست؛ زیرا بدن با سرماى شدیدترى در زمستان خود گرفته است.(19) 
امام صادق (ع) در گفتگو با «مفضل بن عمر» به سودمندى بسیار در وجود سرما و گرما (در طول سال) اشاره فرموده و آن راسبب عبرت بشر و دلیل محكمى بر تدبیر حكیمانه الهى دانسته‏اند. 
«(اى مفضل) به گرما و سرما با دیده عبرت بنگر كه پیاپى بر این عالم وارد مى شوند؛ این دو دما، با فزونى و كاستى و تعادل باعث شده‏اند كه فصول و تنوع هوا در سال پدید آید و مصالح فراوان را در پى داشته باشند؛ این دو (گرما و سرما) بدن‏ها را دباغى كرده و باعث پایدارى و استحكام آنها مى‏گردند؛ تأمل كن كه چگونه یكى از آن دو به تدریج وارد دیگرى مى‏شود و آن دیگرى اندك اندك كم مى‏شود و دیگرى آرام آرام افزوده مى‏شود تا هر یك به منتهى درجه خود در فزونى و كاستى برسند؛ اگر یكى از آن دو، ناگهان وارد دیگرى مى‏شد، باعث بیمارى و زیان بدن‏ها مى‏شد....»(20) 
در قرآن و روایات اسلامى از تأپیر مهم بادها در زندگى انسان و نقش عظیم آن در عدم تعفن اشیاى روى زمین سخن به میان آمده است. خداوند متعال در سوره مباركه ذاریات، سوره را با سوگند به بادها آغاز مى‏كند: «و الذاریات ذرواً» كه همه مفسران قرآن مراد از آن را بادها دانسته‏اند(21) و دلیل آن را بیان پیامبر اكرم(ص)(22)و حدیث امام على (ع)(23) در پاسخ سوال ابن كوا و... دانسته‏اند. 
شیخ طوسى (ره) پس از بیان این كه شاید مراد قسم به پروردگار بادها باشد، مى‏گوید: اگر قسم به خود بادها باشد دلیل آن، عظمت مهمى است كه در سكون و وزش بادها، براى پراكندن ابرها و گردافشانى میوه‏ها و غذاها نهفته است.(24) مرحوم طبرسى دلیل قسم به بادها را دو چیز دانسته است: نخست سودمندى‏هاى فراوان در بادها براى بندگان؛ و دوم این كه بادها دلیلى بر وحدانیّت خداوند و نوآورى آفرینش اوست.(25) جالب این است كه خداوند پس از سوگند به بادها، به سه چیز دیگر سوگند خورده است: «فالحاملات وقراً فالجاریات یسراً فالمقسّمات أمراً»(26) گرچه مراد از آنها را ابرهاى حامل باران و كشتى‏ها و ملائكه دانسته‏اند، اما بعید نشمرده‏اند كه مراد از این سه نیز بادها باشند و فخر رازى این احتمال را نزدیكتر به واقع دانسته است؛ زیرا بادها افزون بر پراكنده كردن ابرها و گردافشانى غذاها، ابرها را حمل و جابجا كرده و در فضا به آسانى جریان داشته و ابرها را برای نقاط مختلف زمین تقسیم مى‏كند.(27) در هر صورت سوگند به بادها، نشان از نقش عظیم بادها بر زندگى بشر و تأثیر آن بر جسم و جان انسانهاست؛ روایات اسلامى این نكته را به روشنى بیان كرده و متذكر شده‏اند كه بادها باعث عدم تعفّن اشیاى روى زمین هستند و اگر بادها وجود نداشتند، تعفّن اشیا و آلودگى محیط زیست بشر، مشكلات بسیارى را براى انسان به وجود مى‏آورد. 
امام صادق(ع) در این‏باره فرمود: 
«اگر چند روز بادها حبس شده و نوزند، همه چیز تغییر پیدا كرده و فاسد مى‏شوند.»(28) 
علامه مجلسى در شرح این حدیث مى‏نویسد: بادها باعث دفع فساد از اشیاى روى زمین مى‏شوند و به منزله روح و بدن هستند كه هرگاه روح از بدن خارج شود، بدن متعفن مى‏شود، چنان‏كه اگر باد نوزد، فساد و تعفن روى زمین را فراخواهد گرفت.(29) 
امام صادق (ع) در گفتگو با مفضل، به تفصیل از سودمندى‏هاى باد سخن گفته كه هر یك با واسطه و یا بدون واسطه بر جسم و جان انسان اثر مى‏گذارند، حضرت مى‏فرماید: «باد باعث خوشبوئى اجسام بوده و ابرها را از جایى به جایى منتقل مى‏كند تا سود آن به عموم مردم برسد و نیز باعث برانگیختن و پدید آمدن ابرها و پراكنده كردن آنها و بارور شدن گیاهان و درختان(30) و حركت كشتى‏ها و سد شدن آب و خشك شده رطوبت‏ها و لطیف شدن غذاها و بر افروختن آتش و زنده شدن چیزهاى روى زمین مى‏شود.» 
«پس اگر باد نبود گیاهان خشك و شكسته و همه چیز فاسد شده و حیوانات مى‏مردند.(31) نمى‏نگرى (اى مفضل) كه هنگام خوابیدن و ركود باد چگونه مصیبت برپا مى‏شود و جان‏ها را در معرض هلاكت مى‏افكند، سالمان را بیمار و بیماران را ناكار و میوه‏ها را فاسد و سبزى‏ها را متعفن مى‏گرداند، و «وبا» را به دنبال دارد و غلات را نابود مى‏كند.»(32) 
ابن عباس باد را لشكر بزرگ خداوند دانسته است. از وى گزارش شده است كه آب و باد دو لشكر از لشكرهاى الهى‏اند و باد لشكر بزرگ خداست.(33) 

تأثیر محیط زیست بر انسان از دیدگاه اندیشمندان اسلامى و غیر اسلامى 


تأثیر محیط زیست در زندگى انسان را كسى نمى‏تواند نادیده انگارد. این موضوع از چنان اهمیتى برخوردار است كه دانش جدید به عنوان «اكولوژى» در كنار سایر دانش‏ها پدیدار گشته است. این دانش، عبارت است از: «مطالعه روابط میان موجودات و محیط زیست آنها» بنابراین، «اكولوژى انسانى» تحقیقى درباره تأثیر انسان بر روى محیط زیست و تأثیر محیط زیست بر انسان مى‏باشد. و محیط زیست به قول «راجرز» (متخصص دانش اكولوژى) نه فقط شامل وسائل مادى و فضاى محیط بر دنیاى انسان مى‏گردد، بلكه اشیاى غیر مادى (فرهنگ) را نیز در برمى‏گیرد، مى‏باشد.(34) و كه در واقع طیف گسترده‏اى از عوامل احاطه كننده، اعم از انسانى و غیر انسانى، ملموس و غیرملموس را «محیط» گویند.(35) 
انسان موجودى تأثیر پذیر است؛ محیط اطراف بر او اثر مى‏گذارند و شخصیت او در محیط زندگى او شكل مى‏یابد. 
دانشمندان مباحث تربیتى، محیط زندگى انسان را به دو نوع مهم تقسیم كرده‏اند: 
الف - محیط اجتماعى: منظور از محیط اجتماعى، انسان‏ها و روابط و پیوندهایى است كه افراد یك جامعه را احاطه نموده است. پیوندهاى فرهنگى كه به وسیله رسانه‏هاى جمعى و مجلات و نشریات و كتب و صدا و سیما صورت مى‏گیرد. و پیوندهاى اقتصادى كه به وسیله داد و ستد و ... و پیوندهاى سیاسى به وسیله حكومت، و پیوندهاى اخلاقى ... كه بین افراد حاكم است. و خلاصه عوامل تشكیل دهنده محیط اجتماعى، موضوعاتى است كه در دانش اجتماعى و علوم انسانى مورد بحث قرار مى‏گیرد. این نوع محیط در تكوّن شخصیت انسان نقش به سزایى دارد كه در مباحث تربیتى باید بحث شود. 
ب - محیط جغرافیایى (طبیعى): منظور از آن، همه عوامل در برگیرنده انسان است و آن عبارت از: آب و هوا، نور و حرارت، مسكن و خوراك، پوشاك و.... هر امر مادى كه انسان به آنها احاطه شده است، به مقدار قابل ملاحظه‏اى در تكون شخصیت او مؤثر است و هر انسانى تا حدى صفات و خلقیاتش متناسب با محیط زیست طبیعى اوست؛ چنان كه محیط زیست طبیعى در تشكیل صفات جسمانى، از سفیدى و سیاهى و رنگ مو، چاقى و لاغرى و بلندى و كوتاهى قد و مزاج و سایر صفات جسمانى تأثیر به سزایى دارد. 
متفكران و دانشمندان نیز از دیرباز به این نكته مهم توجه داشته و به مناسبت‏هایى آن را یادآور شده‏اند؛ آنان معتقدند كه شرایط زندگى و آب و هوا و شرایط جغرافیائى در زندگى انسان و در تكون شخصیت وى تأثیر به سزایى دارد. توجه به محیط جغرافیایى، ویژه تنها ژئوپولیتنها نیست، بلكه اندیشمندان، فلاسفه، سیاستمداران، نظامیان و علماى اجتماع از هردوت و ارسطو گرفته تا ابن‏سینا و منتسكیو و ابن خلدون، رابطه اقلیم را با رفتار انسانى مورد بررسى قرار داده‏اند. پیروان مكتب بقراط در قرن پنجم قبل از میلاد، تأثیر آب و هوا و شرایط جغرافیائى را در عادات و اخلاق و فیزیولوژى انسان مطرح ساختند. 
ارسطو، بر این باور بود كه: انسان و محیط زیست دو چیز جداناپذیر از یكدیگرند؛ به نظر وى، انسان هم از عوامل جغرافیایى (محیط طبیعى) و هم از نهادهاى سیاسى، تأثیر مى‏پذیرد.(36) 
فیلسوف مشهور، ابن سینا، پستى و بلندى‏هاى زمین را در چگونگى سامان‏یابى تن و روان آدمى مؤثر مى‏دانست. وى كوهستانى بودن منطقه سكونت انسان را سبب چالاكى و دلیرى دانسته و متقابلاً بر این باور بود كه پستى و خفگى منطقه سكونت، افسردگى و بیمارى را در پى‏دارد. وى دراین باره مى‏نویسد: 
«ساكنان مناطق مرتفع و كوهستانى، نیرومند، قوى‏بنیه، دلیر و چالاك‏اند و كسانى كه در مناطق خوش آب و هوا سكنى گزیده‏اند از نشاط و شادابى و سلامتى خاصى برخوردارند.(37) مردمان سرزمین‏هاى مرتفع، تندرست، نیرومند، چست و چالاك و داراى عمر زیاد هستند، و ساكنان مناطق سنگلاخى داراى تن سخت و در هم فشرده و مفاصل محكم‏اند، قوى‏بنیه و در جنگ‏ها دلیرند، در یاد گرفتن حرفه‏ها زیرك و اغلب كم خواب و بد اخلاق هستند.»(38) 
همان‏گونه كه پستى و بلندى سرزمین‏ها، بر ساكنان آنان تأثیر مى‏گذارد، بادها و نسیم‏هاى فصلى و نیز آب و هوا مناطق گوناگون بر جسم و جان انسان داراى تأثیرهاى متفاوتى هستند. باد پاییزى بدن را خشك و پژمرده مى‏كند و بر عكس نسیم دلنواز بهارى روح افزاست، دل را جلا مى‏دهد، خستگى را از تن مى‏زداید و آدمى از نشاط و شادابى زاید الوصفى برخوردار مى‏شود. 
ساكن مناطق گرمسیر، در مقایسه با مردم ناطق سردسیر، داراى تفاوت‏هاى بسیارى در جسم و جان و تن و روان هستند؛ آب و هواى مناطق مسكونى آنان نه تنها به رنگ پوست و زیبایى اندام تأثیر مى‏گذارد، بلكه حتى خلق و خوى آنان نیز، از آن متأثر مى‏شود. 
دانشمندان مسلمان همواره بدین نكته توجه داشته و بر آن تأكید كرده‏اند، از این روى به تعریف آب و هواى خوب و بد پرداخته‏اند. 
ابن سینا معتقد بود كه ساكنان مناطق سردسیر، نیرومند و از دل و جرأت بیشترى برخوردارند و اگر منطقه مسكونى آنان مرطوب نیز محسوب شود، مردمانش چاق و تر و تازه‏اند. 
وى همچنین مردم مناطق مرطوب را به زیبا رویى توصیف كرده و در عین حال بر این نكته توجه مى‏دهد كه آنان در ورزش زود خسته مى‏شوند. 
همچنین او متذكر مى‏شود كه روحیه و حالات و رفتار مردم مناطق خشك كاملاً برعكس حالات و رفتار مردم مناطق مرطوب است.(39) 
ابن سینا به طوركلى در معرفى هواى خوب و بد چنین مى‏گوید: «هواى خوب و مطلوب، هوایى است كه آزاد باشد و مواد خارجى از قبیل بخار و دود با آن نیامیخته باشد و نیز در بین دیوارها و سقف محبوس نباشد (و آن در صورتى است كه تباهى فراگیر بر هوا عارض نشده باشد و گرنه هواى جاهاى سرپوشیده سالم‏تر است) و بوى بد به دور باشد؛ هواى آزاد علاوه بر شرایط یادشده، لازم است از نسیم‏هاى مطبوع مدد گیرد. بدیهى است كه بادهاى سلامت‏بخش غالباً در بلندى‏ها و جلگه‏هاى هموار مى‏وزد.»(40) 
به طوركلى مى‏گوییم هوایى كه بعد از غروب خورشید زود سرد شودو هنگام طلوع خورشید زود گرم شود، هوایى لطیف است و در حالت عكس مخالف آن، بدترین هوا آن است كه دل را افسرده و نفس را تنگى بخشد.(41) 
ابن‏سینا در مورد هواى آلوده مى‏گوید: هواى آلوده، تنفس را تنگ و اخلاط را زیاد مى‏كند. وجود هواى آلوده را با دو علامت مى‏توان تشخیص داد: نخست این كه در چنین هوایى ستارهگان كوچك در آسمان به زحمت دیده مى‏شوند؛ دوم این كه درخشندگى ستارگان درخشان كاهش مى‏یابد و این اجرام مرتعش به نظر مى‏رسند.(42) 
منتسكیو در قرن هیجدهم به تفصیل از آثار شرایط جغرافیائى سخن گفت. منتسكیو عوامل جغرافیائى مانند، اقلیم، منابع طبیعى، كوهستانى بودن یا جزیره نشینى و صحرانشینى را بر خلق و خوى اقوام مؤثر مى‏داند. منتسكیو در اثر مشهور خود «روح القوانین» درباره طبیعت و آب و هوا بحث كرده و مى‏گوید: صفات روح و عواطف انسانى در اثر آب و هواهاى مختلف تفاوت دارند. او مى‏گوید كه هواى سرد منتهى‏الیه الیاف خارجى بدن ما را منقبض مى‏كند و این انقباض باعث افزایش فعالیت آنها شده، موجب برگشت خون از انتهاى بدن به طرف قلب شده و هواى سرد طول این الیاف را كمتر نموده و بر نیروى آنها مى‏افزاید. برعكس هواى گرم منتهى‏الیه الیاف را سست و دراز مى‏كند و از نیرو و قابلیت حركت آن مى‏كاهد. از نظر منتسكیو انسانى كه در اقالیم سردسیر پرورش مى یابد داراى قوت بیشتر، قلبى قوى‏تر، اعتماد به نفس، گذشت، عدم انتقام، صداقت و دورى از حیله و نیرنگ است.(43) همچنین وى مى‏نویسد: «در كشورهاى شمال، بدن شبیه به یك ماشینى است كه سالم و خوب شناخته شده باشد؛ اما زمخت است. چنین بدنى لذت خود را در چیزهایى مى‏داند كه بیشتر اعمال بدنى را تحریك كند و بنابراین از شكار و مسافرت و جنگ و شراب لذت مى‏برند. در كشورهاى شمالى ملتهایى خواهید یافت كه كمتر معایب دارند و به اندازه كافى صداقت و صراحت لهجه و تقوى در آنها یافت میشود؛ ولى به كشورهاى گرمسیر وقتى نزدیك مى‏شوید، گمان خواهید كرد كه از سرچشمه اخلاق دور مى‏شوید. عواطف شدید تولید جنایات بزرگ مى‏كند هر كس مى‏خواهد مزایاى تسكین امیال و عواطف را از دست دیگرى برباید و به خود تخصیص دهد.»(44) وى در همان اثر معروفش مى‏نویسد: «آب و هواى گرم، كم و بیش موجب سستى مى‏شود و برعكس در آب و هواى سرد اثرى است كه سكنه آن نقاط را كم و بیش نیرومند مى‏نماید و مى‏توانند زحمات سخت و طولانى را تحمل كنند؛ این موضوع نه تنها با مقایسه ملل و كشورهاى مختلف ثابت مى‏شود، بلكه هرگاه در یك كشور نیز سكنه نقاط گرمسیر و سردسیر آن را با هم مقایسه نمائید، این حقیقت به دست مى‏آید. مثلا جرئت و فعالیت ملل شمالى چین زیادتر از فعالیت ملل جنوبى آن كشور است و همین طور فعالیت سكنه كره‏شمالى از سكنه جنوبى آن بیشتر مى‏باشد.»(45) 
مورخ مشهور ابن خلدون نیز در مقدمه خویش تأكید فراوانى بر آب و هوا و نقش آن در امر عمران و آبادانى نموده است؛ وى معتقد است كه ساكنان مناطق معتدل (كه از حرارت سوزان جنوب و سرماى شمال كره زمین در امانند) از جهت خلق و خوى و صورت و سیرت در اعتدال قرار دارند و براى ایجاد تمدن و عمران، معاش و اقتصاد و هنر و دانش مناسب‏ترند. او مرز این بحث را تا مسئله نبوتها پیش برده و دلیل بعثت انبیاء در این مناطق را (چرا كه خبری از بعثت پیامبرى در مناطق قطب شمال یا جنوب به ما نرسیده است) در همین نكته دانسته و رشد علوم و صنایع و ... را در این مناطق در ارتباط با همین مطلب مى‏داند و متذكر مى‏شود كه دورى از اعتدال در آب و هوا، موجب دورى از دانش و دین و نیز دورى از رفتارهاى انسانى مى‏شود. 
ابن‏خلدون مى‏افزاید: «محیط زیست بر هوش و استعداد، درایت و كفایت فردى اثر مى‏گذارد و سلامتى عقل و روح و میانه‏روى در اعمال و رفتار در گرو سلامت محیط زیست است. ساكنان مناطق معتدل كره زمین، از نشاط و شادابى ویژه‏اى برخوردارند، روش آنان معتدل و منشى میانه دارند، افراط و تفریط در زندگى آنا كمتر و آبادانى و عمران در مناطق آنان بیشتر است. اعتدال بر جسم و رنگ پوست و اخلاق و عقاید آنان حاكم است، دوراندیشى و تعقل در امور و شیوه آنهاست و سبك‏سرى و شادى بیش از حد كمتر در بینشان رواج دارد، نوع قد و قامت، رنگ و چگونگى اندام ظاهرى و درونى و حتى فكر و اندیشه و اخلاق و منش هركس به طبیعت و محیط زیست وى بستگى دارد.»(46) 
همچنین مى‏گفت: «مردم سكن در كوهستان‏ها، یعنى مناطق سرد، بیشتر آینده‏نگر و اهل تفكر و سحر خیزند و همواره آذوقه سال آینده را فراهم مى‏آورند.»(47) 
ارسطو نیز بر این مسئله تأكید دارد كه: «مردم اروپا دلیرند، ولى كم هوش، لیكن مردم آسیا هوشمندند.»(48) 
از مطالب ذكر شده درمى‏یابیم كه پستى و بلندى سرزمین‏ها و نیز گرمسیر و سردسیر بودن آب و هواى مناطق (شرایط اقلیمى) مختلف بر جسم و روح آدمى تأثیر بسیار مهمى دارند؛ به طورى كه حتى شكل ظاهرى و رنگ پوست هركس با منطقه مسكونى او در ارتباط مستقیم است و علاوه بر آن، شرایط اقلیمى بر خلق و خوى و رفتار و منش انسان اثر قابل توجهى دارد. 
نكته شایان ذكر این كه، محیط جغرافیائى حتى بر سیاست، اجتماع، و اقتصاد، نیز تأثیر مى‏گذارد؛ به گونه‏اى عده‏اى از دانشمندان، عقب ماندگى و یا پیشرفت جوامع بشرى را مربوط به موقعیت جغرافیائى و اوضاع اقلیمى آن مى‏دانند. گروهى دیگر از دانشمندان دائره تأثیرگذارى موقعیتهاى جغرافیائى را آنقدر وسعت داده‏اند كه حتى موسیقى، سازها، نواها و رقص‏هاى اقوام مختلف را بازتاب اوضاع و احوال جغرافیائى و اقلیمى مختلف آنها مى‏دانند. گروهى از دانشمندان معتقدند كه عوامل ژئوپولیتیكى تأثیر مستقیمى در منازعات و بحرانهاى قومى داشته و طبیعت و ساختار جغرافیائى جوامع نقش بزرگى در ساختار روحى مردم نیز ایفا مى‏كند. آنها مى‏گویند: كوه‏هاى بلند و سر به فلك كشیده، معلمان بزرگى‏اند كه غرور و سركشى را بر ساكنان خود مى‏آموزند و زندگى در آغوش آنها روحیه انسان را سخت و مقاوم بار آورده و ساختار روانى او را به شكل كوه در مى‏آورد. طبیعت نقش مؤثرى در هویت ملتها و تمدنها داشته كه صفحات نخستین تاریخ بشر گواه روشنى بر آن است. 

تأثیر گیاهان در انسان از نظر اسلام‏ 


گیاهان و درختان، سهمى به سزا و نقشى بسیار مهم در زندگى بشر دارند. تلطیف هوا، تعادل دماى محیط، حفاظت از خاك و تأمین 
بخشى از مواد غذایى مورد نیاز انسان و سایر موجودات، بخشى از سودمندی‏های فراوان آنهاست. افزون بر اینها، گیاهان و به طوركلى فضاى سبز كه شامل مراتع و جنگلها و پاركها مى‏شود، تأثیر بسیار مثبتى بر روح و روان آدمى دارند. 
تماشاى گلبرگ‏هاى لطیف و خوش‏رنگ، غنچه‏هاى زیبا و بانشاط، شكوفه هاى دلربا و جذاب، گلهای رنگارنگ و باطراوت، تركیب موزون برگها، چشم‏انداز بهجت‏آور بوستان‏ها و جنگل‏ها، انسان را غرق در لذت و شادى مى‏كند. افسردگى‏ها و غمها را مى‏زداید و در وى تازگى سرورآمیز مى‏آفریند. 
تماشاى گیاهان خرم و سرسبز و نگاه به مناظر جذاب آنها، از مواردى است شریعت اسلام بدان دعوت نموده است، و تعبیرهاى پیشوایان معصوم (ع) نیز در بیان فوائد فراوان این نعمت‏هاى خدادادى (گیاهان)، بسار حیرت‏انگیز است. 
قرآن‏كریم در چندین آیه، گیاهان را «شادى‏آفرین» دانسته و آنها را به «بهجت‏انگیزى» توصیف مى‏كند كه به جهت اختصار به سه آیه شریفه اشاره مى‏كنیم: 
قرآن‏كریم مى‏فرماید: «و ترى الارض هامده، فإذا انزلنا علیها الماء اهتزّت و ربت و انبتت من كل زوج بهیج؛(49)زمین را مرده و فسرده مى‏بینى و چون آب باران بر آنها فرستیم، بجنبد و بر دمد و انواع گیاهان زیبا و شادى‏آفرین برویاند.» 
واژه «بهیج» از ماده «بهج و بهجه» است كه به معناى شادى، خوشحالى و سرورى است كه از نیكویى و زیبایى چیزى برخیزد. چنان كه مفسر بزرگ شیعه، شیخ طوسى (ره) مى‏فرماید: 
«بهجت، چشم‏انداز زیبایى است كه وقتى انسان بدان مى‏نگرد، غرق در شادى و سرور مى‏شود ...(50) و «بهیج» صورت زیبایى است كه تماشاى آن لذت‏آور و سرورآفرین است.»(51)این آیه شریفه مشعر بر این است كه در پرتو فرود آمدن باران، زمین جنبشى سرورآمیز را آغاز مى‏كند و در پى آن، اناع گوناگون گیاهان در آن مى‏روید و سبزى و خرمى آن چشم هر بیننده‏اى را مى‏نوازد و قلبش را سرشار از شادى و بهجت مى‏نماید. 
همچنین در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید: 
«و الارض مددناها و القینا فیها رواسى و انبتنا فیها من كل زوج بهیج؛(52) زمین را بگستردیم و در آن كوه‏هاى بلند و استوار نهادیم و از هرگونه گیاه زیبا و بهجت‏افزا در آن رویاندیم.» 
همچنین در این‏باره در آیه دیگر خداوند متعال وصف زیباى «ذات بهجه» را به درختان داده و مى‏فرماید: «و انزل لكم من السماء ماء فانبتنا به حدائق ذات‏بهجة؛(53)خداوند براى شما از آسمان آبى فرو فرستاد كه بدان بوستان‏هاى خرم و شادى‏آفرین رویاندیم.» این طراوت، نشاط و بهجت‏انگیزى گیاهان و درختان در انسان انگیزه‏اى ایجاد مى‏كند و او را به سمت عمران و آبادانى زمین و امیدوارى به زندگى سوق مى‏دهد. چنان كه علامه شعرانى (ره) در این باره مى‏نویسد: «خرمى گیاه سبز و درخت و گل و شكوفه كه در این آیات ذكر شده است، در انسان رغبت و نشاطى به وجود مى‏آورد كه زمین را آباد كند و كشت و زرع بسیار شود و روزى مردم فراح گردد.»(54) 
در سخنان گوهربار معصومان (ع) نیز از تأثیر بسیار مثبت گیاهان و درختان در جسم و روح آدمى، تعبیرهاى گونانى آمده‏است. 
در برخى از قبیل روایات، از تأثیر مناظر سرسبز بر تقویت دیده و بصیرت انسان و زودن افسردگى‏ها و از بین رفتن بیمارى‏ها روحى و روانى، سخن به میان آمده است، و در بعضى از رقابت لذت تماشاى گیاهان با لذت‏هاى دیگر بحث شده است، كه به جهت اختصار، به برخى از آنها اشاره مى‏كنیم: 
در روایتى از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود: «چهار چیز چهره را نورانى و روشن مى‏كند كه یكى از آنها تماشاى گیاهان خرّم و سرسبز است.»(55) 
از امام كاظم(ع) نیز روایت شده كه فرمود: «ثلاثة یجلین البصر، النظر الى الخضرة و النظر الى الماء الجارى و....؛(56) نگاه به گیاهان خرم و سرسبز، چشم را جلا مى‏دهد و بر روشنایى آن مى‏افزاید.» گاهى احتمال داده مى‏شود كه مراد از این‏گونه روایات این است كه نگاه كردن بر سبزى و خرمى گلها و گیاهان، بر بصیرت آدمى مى‏افزاید و چشم دل را روشن مى‏سازد؛ زیرا در برخى تعبیرها، این‏گونه آمده است: 
«نگاه به سبزى و نشستن روبه روى كعبه (و نگریستن بدان) .... و پاكیزه نگه داشتن محل سكونت، بر قوت دیده مى‏افزاید.»(57) 
اما با امعان نظر درمى‏یابیم كه ذكر موارد دیگرى در ردیف گیاهان سرسبز، همچون «آب جارى» و «سرمه كشیدن هنگام خواب»، شاهد بر این است كه موارد یاد شده در روایات، علاوه بر روشن كردن چشم دل و افزودن بر بصیرت آدمى، كه با نظاره و تأمل عمیق در تمام مخلوقات الهى به دست مى‏آید داراى تأثیر مهمى در تقویت نور چشم ظاهرى است. 
در روایتى از امام رضا (ع) نقل شده كه فرمود : «الطیب نشره و العسل نشره، و الركوب نشره و النظر الى الخضره نشره؛(58)بوى خوش، عسل، سواركارى و نگاه به مناظر سرسبز و خرم، باعث نشاط و شادى مى‏شود.» 
بر طبق این نقل، نگاه به مناظر جذاب و سرسبز گیاهان برخى از بیمارى‏ها را روحى و روانى را از بین مى‏برد و افسردگى‏ها و غمها را مى‏زداید. چنان كه تشریح منعاى واژه «نشره» مؤید آن است : «نشره چیزى است كه موجب آرامش وراحتى اعصاب. مى‏شود، پس از آن كه دچار بیمارى و افسردگى شده است.» 
از مجموع روایات یاد شده درمى‏یابیم كه تماشاى سرسبزى و خرمى گیاهان و درختان لذت بخش و شادى آفرین است؛ به گونه‏اى كه گاه شگفتى و حیرت انسان را برمى‏انگیزد و با دیگر لذتها و خوشى‏ها رقابتى پیروزمندانه مى‏كند. 
امام صادق (ع) به مفضلّ مى‏فرماید: «مع ما فى‏النبات من التلذذ بحسن منظره و نظاراتها التى لایعدلها شى‏ء من مناظر العام و ملاهیه.»(59) 
امام صادق (ع)، در ابتدا متذكر منافع فراوان گیاهان و درختان و استفاده بیشتر از آنها مى‏شود، و آن‏گاه مى‏فرماید: نگاه كن به گل‏هاى رنگارنگ، شكوفه‏هاى زیبا و درختان سرسبز و خرم، جنان لذتى به آدمى مى‏بخشد كه هیچ لذیى را با آن برابر، نمى‏توان كرد. 
در منابع روائى اسلام، بر این نكته تاكید شده كه «سفره‏هاى خویش را با سبزى آراسته كنید» و نهادن سبزى در سفره، در ردیف «بسم‏الله» ذكر شده است: 
«سفره‏هاى خود را با سبزی، سرسبز كنید؛ زیرا وجود سبزى در سفره همراه با بسم‏الله، دوركننده شیطان است؛ در روایتى دیگر آمده است: سفره‏هاى خود را با سبزى زینت دهید.»(60) 
در روایت دیگرى، «حنّان» گزارش مى‏كند كه: «من همراه امام صادق (ع) بر سر سفره بودیم، حضرت سبزى میل فرمود، ولى من به دلیلى سبزى مصرف نمى‏كردم، امام به من فرمود: مگر نمى‏دانى كه هیچ‏گاه براى امیرالمؤمنین، على (ع) غذا نمى‏آوردند، مگر این كه در كنار آن سبزى وجود داشت؟ گفتم چرا؟ حضرت فرمود: دلهاى مؤمنان سبز است و به سبزى اشتیاق دارد.»(61) 
بر اساس روایت دیگرى امام كاظم (ع) فرمود: «اما علمت انّى لا آكل على مائدة، لیس فیها خضرة؟؛(62) من از سفره‏اى غذا نمى‏خورم كه در آن سبزى نباشد.» 
روایات یاد شده، به روشنى بر اهمیت نظاره و مصرف سبزى‏ها دلالت دارد و تأكیدى است بر تأثیر سبزى‏ها بر جسم و روح آدمى. 
برخى از روایات تأثیر مثبت و شگرف استشمام گلها و یا درختان ویژه‏اى را در روان آدمى برشمرده است؛ چنان كه امر به استشمام گل سرخ و نرجس و... شده است و بوى عطرآگین ملائكه به بوى خوش گل تشبیه شده است. 
امام كاظم (ع) به نقل از پدران بزرگوارش (ع) از پیامبراكرم (ص) نقل مى‏كند كه حضرت فرمود: «بوى خوش فرشتگان الهى، بوى (دل‏انگیز) گل است...»(63)پیامبر اكرم (ص) در اهمیت استشمام گل سرخ فرمود: «هركس مى‏خواهد بوى عطرآگین مرا ببوید، گل سرخ را استشمام كند.»(64) 
درباره گل نرجس نیز از پیامبر اسلام (ص) نقل شده كه فرمود: «گل نرجس را حد اقل در هر روز یا در هر هفته یا در هر ماه یا در هر سال و یا در طول عمر یكبار ببوئید؛ زیرا در دل انسان مایه‏اى از جنون و جذام و برص وجود دارد كه استشمام گل نرجس آن را ریشه‏كن مى‏كند.»(65) 
از امام على (ع) نیز نقل شده كه فرمود: «گل نرجس را حد اقل در هر سال یك بار ببوئید؛ زیرا در دل انسان حالتى است كه تنها گل نرجس آن را مى‏زداید.»(66) 
در روایتى از امام رضا (ع) نیز نقل شده كه فرمود: «استشمام گل نرجس را به تأخیر نیندازید؛ همانا بوئیدن آن مانع از ابتلاء به زكام در زمستان است.»(67) 
بدیهى است، این‏گونه روایات، بیانگر اهمیت استشمام گل به ویژه گل سرخ و گل نرجس و بیان‏كننده تأثیر مهم و شگرف آن بر جسم و روان آدمى است. 
از آنچه گذشت درمى‏یابیم كه غنچه‏ها، شكوفه‏ها، درختان، جنگلها و مراتع از زیباى‏هاى طبیعت‏اند كه خداوند در زمین به ودیعت نهاده است. 
اساساً تأمل عمیق در مظاهر زیبای عظیم آفرینش در جسم و روح آدمى سه اثر بسیار بزرگ دارد: 
الف - تماشاى طبیعت سرسبز و اصولاً شگفتى‏هاى زیباى جهان هستى مى‏تواند انسان را به نظاره زیبایى‏هاى نامحسوس رهنمون كند؛ به گونه‏اى كه حقایقى چه به طور مستقیم و چه به طور غیرمستقیم براى انسان روشن خواهد گشت كه حتى در احساس عظمت ملكوت درونى و ملكوت بیرونى ظاهر خواهد گشت، ولى متأسفانه چه اندك‏اند افرادى كه قدرت گذشت از سطوح ظاهرى درون و بیرون به اعماق حقایق و به قول افلاطون از سایه‏ها به واقعیات را بوده و از این راه به معرفت‏هاى والاترى در قلمرو درون ذات و برون ذات موفق شوند. 
ب - غم‏ها را مى‏زداید، به انسان آرامش و آسودگى خاصى مى‏بخشد و او را شاد و خوشحال مى‏كند. 
ج - خداوند روح بشر به گونه‏اى آفرید كه استعداد بسیار گسترده‏اى دارد كه بدون ارتباط با زیبایى‏ها، راكد و خنثى مى‏گردد و در نتیجه روح تنها با كمیت و گسترش‏هاى مادى محض ارتباط پیدا مى‏كند و خود را در قفس مى‏بیند. 

پی‌نوشت: 


1. مقدمه ابن خلدون، ص 82. 
2. سوره اعراف، آیه 58. 
3. صبحى صالح، نهج البلاغه، خ‏13. 
4. همان. 
5. سوره انبیاء، آیه 30. 
6. بحارالانوار، ج‏66،ص‏447. 
7. همان. 
8. داشتن وضو یا غسل شرط تكالیف واجب است و براى انجام دعاها و تكلیف‏هاى مستحبى، مستحب است و اصولاً وضو داشتن در تمام حالات در اسلام امرى نیكوست. (ر.ك: عروة الوثقى، ج‏1،ص‏141وسائل الشیعه، ج‏1،ص‏258. 
9. وسائل الشیعه، ج‏1،ص‏276. 
10. سوره فرقان،آیه 48. 
11. ر.ك: تفسیرالمیزان، ج‏15،ص‏226،تفسیر مجمع البیان، ج‏7،ص‏301،تفسیر كشاف، ج‏3،ص‏284. 
12. وسائل الشیعه، ج‏1،ص‏110و 282. 
13. سوره نساء،آیه 43 ،سوره مائده،آیه 6. 
14. بحار الانوار، ج‏76،ص‏289. 
15. همان، ج‏10،ص‏246و ج‏59،ص‏144. 
16. در گفتگو بین امام صادق(ع) و مفضل نیز به این نكته اشاره شده است: «و منه ج‏الهواء( الریح الهابة». بحارالانوار، ج‏3،ص 120. 
17. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1146،حكمت ؛123 صبحى صالح، ص 491،حكمت 128. 
18. كمال الدین هیثم بن على بن میثم بحرانى، شرح نهج البلاغه، قم، انتشارات دفترتبلیغات، ج‏5،ص‏311. 
19. شرح نهج البلاغه، ج‏18،ص‏319. 
20. بحار الانوار، ج‏3،ص‏118. 
21. ر.ك :روح المعانى ، آلوسى، ج 27 - 28،ص‏2،مجمع البیان ، طبرسى، ج‏9،ص‏254،تبیان، طوسى، ج‏9،ص‏379،تفسیر شبر، ص‏486،تفسیر كشاف، زمخشرى، ج‏4،ص 394. 
22. روح المعانى، ج‏28-27،ص‏2. 
23. كشاف، ج‏4،ص‏394. 
24. التبیان، ج‏9،ص‏379. 
25. مجمع البیان، ج‏9،ص‏254. 
26. سوره ذاریات،آیه 4-2. 
27. تفسیر المیزان، ج‏18،ص‏369،كشاف، ج‏4،ص‏394. 
28. بحارالانوار، ج‏57،ص‏15. 
29. همان. 
30. بارور كردن گیاهان توسط بادها در قرآن نیز مطرح شده و ریاح لواقح نامیده شده اند، سوره حجر،آیه 22. 
31. بحارالانوار، ج‏57،ص 7و ج‏3،ص‏102. 
32. همان، ج‏3،ص‏119. 
33. همان، ج‏57،ص‏18. 
34. ادوارد، س، راجرز، اكولوژى انسانى و بهداشت، دیباچه مؤلف، ترجمه: دكتر سیاوش آگاه، چاپ اول، سال‏1348،مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعى. 
35. ر.ك: جمیز بابر و مایكل اسمیت، ماهیت سیاستگذارى خارجى، ترجمه دكتر سیف زاده، ص‏135،چاپ اول، سال‏1373،تهران، نشر قومس. 
36. همان، ص‏138-134. 
37. قانون، ابن سینا، كتاب اول، ترجمه عبدالرحمن شرفكندى (هه‏ژار)، چ: ششم، سروش، 1370،ص‏213. 
38. همان، ص‏213. 
39. همان. 
40. قانون در طب، كتاب اول، ص‏197. 
41. همان، ص‏214. 
42. همان، ص‏199. 
43. منتسكیو، روح القوانین، ص‏230. 
44. همان، ص‏233. 
45. همان، ص‏274. 
46. مقدمه ابن خلدون، ص‏86-82. 
47. همان، ص‏161. 
48. ر.ك: ارسطو، سیاست، ترجمه حمید عنایت، شركت سهامى كتابهاى جیبى، چاپ سوم، 1358،ص‏297. 
49. سوره حج،آیه 62. 
50. التبیان فى تفسیرالقرآن، ج‏8،ص‏108. 
51. همان، ص‏239. 
52. سوره ق،آیه 7. 
53. سوره نمل،آیه 60. 
54. نثر طوسى، ص‏97. 
55. بحارالانوار، ج‏76،ص‏289،و ج‏73،ص«:94اربع یضئن الوجه: النظر الى الوجه الحسن، و النظر الى الماء الجارى، و النظر الى الخضرة و الكحل عندالنوم». 
56. تحف العقول «ابن شعبه» مترجم عطایى؛ بحار ج‏10، ص‏246 و ج‏59، ص 144و ج‏75،ص‏291و ج‏101،ص 45و با تعبیر «یجلون البصر» در ج‏76،ص‏291،الشوكانى، الفواید المجموعه، ص‏241. 
57. قال الشافعى: «اربعه تقوى البصر: الجلوس تجاه الكعبه، الكحل عندالنوم و النظر الى الخضره و تنظیف المجلس.» 
58. بحارالانوار، ج‏76،ص‏289. 
59. بحارالانوار، ج‏3،ص‏129. 
60. مكارم الاخلاق، ص‏176. 
61. وسائل الشیعه، ج‏16،ص‏513. 
62. وسایل الشیعه، ج 16،ص‏531. 
63. بحارالانوار، ج‏66،ص‏177. 
64. همان، ج‏73،ص‏147و ج‏62،ص‏299 با اندكى اختلاف. 
65. بحارالانوار، ج‏62،ص‏99. 
66. تمام نهج البلاغه، تحقیق و تنسیق: صادق الموسوى، بیروت، الذار الاسلامیه، 1414،ص 547.با اندكى تفاوت در الفاظ: بحارالانوار، ج‏66، ص‏176. 
67. بحارالانوار، ج‏62،ص‏324. 


تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 215
نویسنده : sina95

 سوفی اسکات استاد عصب شناسی و کمدین در یادداشتی نوشته است: 

خندیدن واقعا بامزه است.

اولین بار که به عنوان یک کمدین روی صحنه رفتم تنها نکته کاملا مشخصی که بعد از اجرای برنامه در ذهن من وجود داشت این بود: "دوست دارم خیلی زود دوباره این کار را انجام بدم و بهتر انجام بدم."

چرا خندیدن اینقدر لذت بخش است؟

به عنوان یک روانشناس باید بگویم که پاسخ به این سوال تا حدی گیج کننده است چون تقریبا همه نکاتی که ما در مورد خنده می دانیم نادرست هستند.

بنابراین به این ده نکته در مورد خنده که احتمالا شما نمی دانستید دقت کنید.

۱- موشها غلغلکی هستند

خنده موشها اولین بار توسط یک روانشناس به نام جک پانکسپ در دهه نود میلادی کشف شد

اگر می خواهید یک موش را در حال خندیدن ببینید کافی است آن را غلغلک بدهید. موشها، شامپانزه ها و سگ ها می خندند. اما موشها به جوک و لطیفه نمی خندند. آن ها موقع بازی می خندند، درست مثل انسانها، و به این شکل نشان می دهند که خوشحالند و می خواهند رابطه با دیگران را تقویت کنند.

موشهایی که بیشتر بازی می کنند بیشتر می خندند و آنهایی که بیشتر می خندند ترجیح می دهند که با موشهای دیگری باشند که بیشتر می خندند.

این شواهد نشان می دهد که خندیدن انسان نیز از واکنش های صوتی در حین بازی تکامل یافته است. این نوع رفتار را در بسیاری از گونه های پستانداران می بینیم.

در مورد انسانها، خنده به یک وسیله مهم در ابراز احساسات بدل شده و در روشها و شیوه های مختلفی از ارتباط گیری با دیگران مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان مثال حتی در شیوه های نوشتاری و یا علائم مرسوم در ابزارهای رسانه ای مدرن (مثل پیامک) لبخند و خنده اشکال ویژه خود را دارند.

۲- خندیدن لزوما به جوک و لطیفه ربط ندارد
اگر از افراد بالغ بپرسید چه چیزهایی بیشتر از همه آنها را به خنده می اندازد در پاسخ خواهند گفت جوک و طنز. ولی این دریافت اشتباه است.

رابرت پروواین یک روانشناس از داشنگاه مریلند آمریکا این موضوع را کشف کرده که ما هنگام صحبت با دوستان خود بیش از هر وقت دیگری می خندیم. درحقیقت امکان خندیدن ما به هر موضوع و نکته ای زمانی که در جمع دوستان هستیم ۳۰ برابر می شود.

نکته جالب این است که موضوع اکثر مکالمه های ما با دوستانمان جوک و لطیفه نیست بلکه به حرفها و یا نکته هایی می خندیم که به خودی خود ممکن است اصطلاحا بامزه و خنده دار نباشند. در نتیجه باید گفت که در این موارد خنده و خندیدن یک شکل از ارتباط گیری است و نه یک نوع واکنش.

علم "خنده شناسی" به ما می گوید که خنده بیشتر با رفتار جمعی و گروهی ما انسانها ارتباط دارد تا با جوک و لطیفه و از طریق خندیدن ما به دیگران نشان می دهیم که به آنها علاقمندیم و آنها را درک می کنیم.

۳- مغز انسان می تواند خنده واقعی و ناخودآگاه را از خنده عمدی و ساختگی تشخیص دهد.
ما در آزمایشگاه تاثیر خنده را روی مغز انسان بررسی کرده و تاثیر خنده ساختگی را با خنده واقعی مقایسه کردیم. نه تنها مغز انسان خیلی سریع تفاوت را درک می کند بلکه شنیدن صدای خنده ساختگی باعث می شود که فعالیت ها در بخشی که به آن پوسته داخلی مغز میانی می گوئیم افزایش یابد. کار این بخش از مغز انسان درک احساسات دیگران است.

این نشان می دهد که مغز ما انسان ها حتی در حالتیکه چنین فرمانی را دریافت نکرده، به محض شنیدن صدای خنده ساختگی به شکل خودکار تلاش می کند احساس آن فرد را بشناسد.

۴- خنده مسری است
تصویربرداری از مغز داوطلبان در آزمایشگاه در عین حال نشان می دهد که خنده مسری و واگیر دار است. حتی در لحظاتی که یک فرد زیر دستگاه عکسبرداری و اسکن مغزی است که اصلا خنده دار نیست، به محض شنیدن صدای خنده با تغییر دادن حالت عضلات صورت خود می کوشد به این موج خنده بپیوندد.

هر چقدر که واکنش یک فرد به خنده دیگران فعالتر باشد و یا به زبانی دیگر سرایت خنده به او قوی تر باشد، بهتر می تواند یک خنده ناخودآگاه را از یک خنده عمدی و ساختگی تمایز دهد.

این نشان می دهد که پیوستن به موج خنده فراتر از حالت مسری این عمل است و ممکن است در عین حال به این دلیل باشد که ما با پیوستن به خنده دیگران می خواهیم دلیل آن را بهتر بشناسیم.

۵- آشنایان شما بامزه تر هستند
خنده باعث خنده بیشتر می شود و به همین خاطر است که در بسیاری از برنامه های کمدی که به صورت زنده روی صحنه اجرا می شوند، همیشه یک مجری اصلی در بین برنامه هر کمدین سعی می کند جمعیت را حسابی بخنداند و آنها را برای لطیفه های کمدین بعدی آماده کند.

ولی آشنا بودن با افراد و انتظارات ما از ملاقات و رابطه با آنها هنوز هم مهمترین عامل در خندیدن ماست. به عنوان مثال اکثر مردم اگر یک لطیفه واحد را از زبان یک کمدین مشهورتر بشنوند احساس می کنند که خنده دار تر است.

۶- خنده و خندیدن شما را سالم تر نمی کند
مطالبی که روی اینترنت منتشر می شوند پر از ادعاهایی است که می گوید خندیدن برای سلامتی شما عالی است.

متاسفانه چنین چیزی حقیقت ندارد. هر چند خندیدن مثلا از دویدن کالری بیشتری مصرف می کند و هر چند خندیدن باعث می شود که میزان مصرف انرژی بدن و ضربان قلب ما حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد افزایش یابد، اما باید در نظر داشت که این تاثیر بسیار محدود است. به عنوان نمونه حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه خندیدن ممکن است ۱۰ تا ۴۰ کالری را بسوزاند. برای سوزاندن کالری موجود در یک بسته چیپس شما باید سه ساعت مداوم بخندید.

۷- خندیدن باعث می شود که روابط ما با دیگران تقویت و طولانی تر شود
پروفسور باب لونسون از اساتید روانشناسی دانشگاه برکلی در آمریکا در جریان یک پژوهش از یک گروه زوجهای داوطلب خواست که در مورد نکات یا عادات زوج خود که آنها را آزار می دهد بحث و گفتگو کنند.

نتایج این پژوهش نشان داد زوج هایی که بیشتر می خندند و لبخند می زنند در مجموع از رابطه خود احساس رضایت بیشتری داشتند و رابطه آنها مدت بیشتری دوام می آورد.

این نشان می دهد که خنده در حقیقت یک احساس و یک نوع بیان احساسی است و با استفاده بیشتر از آن در روابط عاطفی و نزدیک می توانیم احساس رضایت و خوشنودی بیشتری داشته باشیم.

خنده و خندیدن برای لذت بردن از لحظات و اوقات خوش ضروری است. ولی در مواقعی که شرایط باعث می شود ما احساس خوبی نداشته باشیم نقش خنده بسیار مهم تر می شود.

به خاطر دارم که درست قبل از مراسم خاکسپاری پدرم من یک نکته خنده دار به مادرم گفتم تا او را بخندانم و قبل از شروع مراسم کمی به او روحیه بدهم . و این شیوه بسیار موثر واقع شد.

خنده و خندیدن به ما کمک می کند که نه تنها درجه سلامتی دیگران بلکه رابطه بین افراد دیگر را بسنجیم. در حقیقت وسیله ای برای سنجیدن روابط اجتماعی و تاثیراتی است که این روابط روی ما می گذارند.

۸- خنده و خندیدن وقت مناسب می طلبد
معمولا در مکالمات معمولی مردم به نوعی خنده خود را تنظیم می کنند تا در پایان جمله اتفاق بیافتد. حتی کسانی که با زبان علائم ارتباط برقرار می کنند همین روش را به کار می گیرند با وجودیکه اگر بخواهند می توانند در سراسر گفتگوی "بی صدای" خود بخندند.

اینکه کمدین ها چگونه می توانند زمان دقیق گفتن لطیفه های خود را در طول اجرای یک برنامه زنده تنظیم کنند همیشه من را به حیرت وا داشته است.

پیچارد مک لین یک کمدین که در عین حال کمدی آموزش می دهد در این مورد می گوید:"رفتن روی صحنه و جلوی خنده خود را گرفتن آن هم درست در لحظاتی که همه تماشاچیان دارند می خندند، مستلزم اعتماد به نفس و کنترل بسیار زیادی است. و اینکه پس از یک موج خنده تماشاچیان دقیقا در چه زمانی می توان دوباره سر صحبت را بازکرد یک نکته بسیار ظریفی است. از یک طرف نباید با حرف زدن خنده جمعیت را مختل کرد ولی در عین حال نباید زیادی صبر کرد که فضای تالار سرد شود."

۹- خنده و خندیدن جذاب است
آیا واقعا می توان با خنده کسی را عاشق خود کرد؟ یک پژوهشی که در مورد آگهی های زوج یابی انجام شده نشان می دهد که هم زنان و هم مردان در توصیف شخصیت خود بیشتر از شغل، میزان شعور اجتماعی، طرز رفتار و حتی تمایل جنسی بر داشتن روحیه ای شوخ تاکید می کنند.

یک پژوهش دیگر نشان داده است که اگر غریبه ها به لطیفه ما بخندند برای ما بسیار جذاب خواهد بود.

۱۰- برخی چیزها بدون تردید شما را به خنده می اندازد
هیچ کمدینی تا کنون لطیفه ای نساخته است که بتواند هر فردی از هر فرهنگ و یا از هر گروه سنی را بخنداند. ولی هنگام انجام پژوهش در آزمایشگاه من متوجه شدم که برخی چیزها بیشتر از سایرین باعث خنده مردم می شود. یکی از بهترین ابزارها برای خنداندن مردم نشان دادن فیلم مربوط به واکنش های افراد در لحظاتی است که خندیدن می تواند کار نامناسبی تلقی شود و سعی می کنند به زور جلوی خنده خود را بگیرند.


تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 290
نویسنده : sina95

 


تحقيقات نشان مي‌دهد تماشاي يك فيلم كمدي جريان خون را به قلب افزايش مي‌دهد، درحالي كه ديدن يك فيلم غم‌انگيز موجب كاهش جريان خون به قلب مي‌شود. 
www.zibaweb.com 
به گزارش خبرگزاري فرانسه از پاريس، پژوهشگران دانشگاه مريلند قسمتهاي ‪ 
۱۵تا ‪ ۳۰دقيقه‌اي فيلمهاي كمدي و جدي را براي ‪ ۲۰جوان پخش كردند و دستكم ‪ ۴۸ساعت بين تماشاي فيلم‌ها فاصله گذاشتند 
محققان با سونوگرافي جريان خون در سرخرگ بازويي را كه بين كتف و آرنج جريان دارد در خوكهاي آزمايشگاهي اندازه‌گيري كردند.

جريان خون در ‪ ۱۴تن از ‪ ۲۰داوطلب به هنگام تماشاي صحنه‌هايي از فيلم نجات سرباز رايان كاهش نشان داد. اما در ‪ ۱۹تن از ‪ ۲۰جوان به هنگام تماشاي قسمتهاي خنده‌دار يك فيلم ديگر افزايش نشان داد.

تفاوت بين اين دو وضعيت جريان خون ‪ ۵۰درصد بود.

تاثير تماشاي فيلم غم انگيز بر جريان خون قلب همانند انجام حساب ذهني بود.

اما تماشاي يك فيلم كمدي تاثيري همانند ورزش ايروبيك يا مصرف داروهاي پايين آورنده كلسترول خون داشت.

افسردگي، اضطراب، عصبانيت و خصومت باعث ايجاد اختلال در مسيرهاي اكسيد نيتريك كه به اتساع عروق خوني كمك مي‌كند مي‌شود.

خنده باعث مي‌شود برخي هورمون‌ها تاثير متضادي داشته باشند.

احساسات مثبت مانند خنده از روي خوشي و شادماني تاثير مفيدي بر سلولهاي آندوتليوم كه ديواره رگهاي خوني را مي‌پوشاند دارد.

مشروح اين مطالعه در مجله تخصصي "‪ "heart


تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 253
نویسنده : sina95

 خنده يك پاسخ فيزيولوژيك به شوخ طبعي ميباشد. خنده از دو مولفه ژست ها و توليد اصوات تشكيل يافته است. 

چه اتفاقاتي حين خنده روي ميدهند:

1- 15 عضله صورت منقبض ميشوند. 
2- عضله اصلي گونه كه لب بالا را بلند ميكند تحريك ميشود. 
3- اپي گلوت (مدخل حنجره) حنجره را بصورت نيمه بسته در مي آورد بنابراين شما به نفس نفس مي افتيد. 
4- در خنده هاي شديد غدد اشكي نيز تحريك ميشوند. 
5- كنترل عضلات بدن از دست شما خارج شده و بدن شل ميگردد. 

علل روانشناختي خنده
1
-نشانه اعتماد به ديگران. 
2-تقويت روابط اجتماعي. 
3-اجتناب از درگيري و برخورد. 
4-ايجاد صميميت. 
5-خنده گوياي پذيرش و تعاملات مثبت است. 
6-خنده بيانگر و اثبات كننده عضوي از يك گروه بودن است


مطالب جالب در مورد خنده

1
-افراد 30 برابر بيشتر در حضور جمع مي خندند تا در تنهايي و بطور انفرادي. 
2-خنده قابل سرايت است. 
3-صداي خنده متشكل از آواهايي است كه در هر 210 ميلي ثانيه تكرار ميشوند. 
4-انسان ها بسته به اينكه در حضور چه فرد و يا افرادي هستند بطور متفاوتي ميخندند. 
5-مردها هنگامي كه در كنار يكديگر ميباشند، با خنديدن دوستي و رفاقت خود را ابراز كرده و روحيه رقابت جويانه ميان خود را تعديل ميبخشند. 
6-حداكثر فركانس صوتي كه مردها قادرند با خنده توليد كنند 1200 هرتز است، اما زنان قادرند فركانسي تا 2000 هرتز توليد كنند. 
7-خنده همواره پس از مكث در پايان جملات و عبارات خنده دار روي ميدهد. 
8-كودكان 300 بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط 17 بار در روز مي خندند. 
9- 80 درصد خنده ها در پاسخ به جوك و لطيفه نميباشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظي و يا خوشامد گويي و سلام كردن روي ميدهند. 
10-زنان 126 درصد بيشتر از مردان ميخندند. دختران هم بیش اززنان
11-صداي خنده زنان آهنگين تر از صداي خنده مردان است. خنده دختران را مقایسه کنید
12-شمپانزه ها و موشهاي صحرايي نيز ميتوانند بخندند (اما نه مثل انسان ها).
 

فوايد خنده براي سلامتي
1
-خنده يك مكانيسم دفاعي و كنار آمدن با استرس، تحقير، خجالتزدگي و درد است. 
2-خنده باعث افزايش سطح انرژي بدن ميگردد. 
3-خنده باعث كاهش استرس و تنش رواني ميگردد. 
4-خنده باعث كاهش درد ميگردد. 
5-خنده باعث افزايش روحيه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن ميگردد. 
6-خنده باعث بهبود كاركرد مغز ميگردد. خنده باعث تحريك هر دو نيمكره مغز گرديده و در عملكرد آنها تعادل ايجاد ميكند. 
7- خنده باعث ماساژ دادن ارگان هاي شكمي و بهبود كاركرد آنها، تقويت عضلاتي كه ارگانهاي شكمي را در جاي خود نگه ميدارند، و افزايش و بهبود عمل جذب و هضم ميگردد. 
8-خنده باعث تقويت يادگيري و تمركز ميگردد. 
9-خنده باعث كاهش تنش عضلاني ميگردد. 
www.zibaweb.com 
10-خنده يك تمدد اعصاب و تكنيك تن آرامي رايگان و آسان است. 
11-هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزايش مي يابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون كاهش مي يابد(كمتر از حد طبيعي) 
12-خنده باعث تغيير رفتار ما ميشود. پس از خنده ما بيشتر صحبت كرده وتماس چشمي و فيزيكي بيشتر برقرار ميكنيم. 
13-خنده باعث كاهش سطح هورمونهاي استرس ميگردد. اين هورمونها كه در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح ميگردند باعث سركوب سيستم ايمني بدن، افزايش پلاكت هاي خون و افزايش فشار خون ميگردند. 
14-خنده باعث تقويت سيستم ايمني ميگردد. خنده سلولهاي 
T وB و گاما اينترفرون را افزايش ميدهد. 
15-خنده ممكن است به سرفه و سكسكه بيانجامد كه باعث پاك شدن مجاري تنفسي از مخاط اضافي ميگردد. 
16-خنده باعث افزايش ايمنوگلوبين 
A ميگردد كه از مجاري تنفسي در برابر ارگانيزمهاي بيماريزا دفاع ميكند. 
17-خنديدن يك نوع فعاليت بدني هوازي ميباشد.100بار خنديدن معادل 15 دقيقه فعاليت با دوچرخه ثابت ميباشد. خنده باعث كاهش فشار خون، افزايش جريان خون در بدن و افزايش اكسيژن رساني در بدن ميگردد. 
18-خنده باعث ورزش ديافراگم وعضلات شكم، تنفسي، صورت، پا و كمر ميگردد. 
19-خنده باعث تخليه انرژي و احساسات منفي و مخرب ميگردد. 
20-خنده با افزايش اكيسژن رساني باعث تسريع بهبود زخم ها ميگردد. 
21-خنده كوتاهترين مسير ميان دو فرد است. 

چگونه شوخ طبع باشيم: 
ناهمخواني (با عقايد، تصورات)، غير منتظره بودن، غافل گير كننده بودن، ممنوع بودن (اعمال، رفتار و شخصيت)، و تاخيردر درك (به اصطلاح گرفتن مطلب) همگي ميتواند فاكتورهاي شوخ طبعي باشند. 
چه نكاتي را بايد هنگام شوخ طبعي رعايت كنيم: 
1-مطمئن گرديد فردي كه ميخواهيد با وي شوخي كنيد شرايط و يا جنبه شوخي را داراست. 
2-با كسي شوخي كنيد كه با وي صميمي و نزديك ميباشيد. 
3-موقعيت اجتماعي را مد نظر قرار دهيد (در دانشگاه، ميهماني و يا مراسم ترحيم). 
4-شوخي بايد متوجه خودتان باشد و نه فرد ديگري. 
5-شرايط و موقعيت ها را دستمايه خنده قرار دهيد و نه فرد و يا گروه را. 
6-سعي كنيد با افرادي كه از نظر سني از شما بزرگتر هستند شوخي نكنيد. 
7-در شوخ طبعي افراط نكنيدتا از وقار و شان شما كاسته نگردد

 

 

فواید خنده

آیا تاکنون از خود پرسیده ایدکه چند بار در روز از ته دل می خندید؟ آیا آدم خوش خنده و خوشرویی هستید یا گرفته و عبوس و به اصطلاح جدی و مبادی آداب! پژوهشهای گوناگون در زمینه اثرات خندیدن بر جسم و روح بیانگر این واقعیت است که خندیدن سبب از بین رفتن بسیاری از فشارهای روحی و روانی شده و راندمان کاری را در افراد بالا می برد. در کشور هندوستان برای تشویق مردم به اینکه از دل مشغولی های روزانه خود دست برداشته برای لحظه ای هم که شده با "خنده" مشکلات خود را فراموش کنند، دست به ابتکار جالبی زده اند و دوره هایی تحت عنوان "خنده درمانی" تشکیل داده اند این دوره ها با استقبال بسیاری روبه رو شده است. بهره گـیـری از " خنده" برای درمان ناهنجاری های فکـری و عارضـه های جـسمـی، نخستین بار نیست که به مرحله اجرا درمی آید. پیش از این در کشور ژاپن به معجزه خنده پی برده و از آن برای آرامش روح و روان استفاده نموده اند. طی یک برنامه از پیش تعیین شده در کلاس های خنده درمانی برای علاقمندان به آرامش درونی، فواید خنده به طور مبسوط، شرح داده می شود. در این راستا بر این نکته تاکید می شود که بسیاری از ما اکثر وقت خود را در محل کار سپری می نماییم، جایی که بیشترین فشار را از لحاظ کاری متحمل می شویم، بیماری های زیادی مانند "فشار خون"، "نارسایی های قلبی"، "بی خوابی و افسردگی" حاصل فشارهای بیش از اندازه ای هستند که هر کدام از ما روزانه با آنها دست و پنجه نرم می کنیم، اضطراب و استرس محیط کار و فعالیت ممکن است به وضعیت بدتر مانند اعتیاد به مواد مخدر یا تفریحات غیر سازنده منجر شود. از این رو، تمرین خنده به فواصل زمانی در روز باعث می شود اکسیژن بیشتری به مغز برسد و با آزاد شدن هورمون های انرژی زا در بدن، فرد احساس آرامش بیشتری کند. پس سعی کنید همیشه لبخند بر لبانتان باشد.دست کم پس از هر دو یا سه ساعت کار مداوم یک نفس عمیق کشیده گردن و شانه هایتان را به عقب خم کنید تا به اصطلاح خستگی از تنتان بیرون برود. خنده درمانی سیستم ایمنی بدن را افزایش داده باعث می شود کمتر دچار سرماخوردگی و عطسه شوید همین طور بروز عفونت های حلق و ریه را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. خنده استقامت بدن را در ابتلا به بیماری هایی همچون آسم، برونشیت، سردردهای عصبی و میگرن، و نیز دردهای ناشی از آرتروز، دیسک کمر و ستون فقرات افزایش می دهد. خنده درمانی درحقیقت نوعی تمرکز فکری محسوب می شود که افکارانسان را از دنیای فیزیکی جدا می کند تا جایی که ذهن به هیچ چیز دیگری نمی اندیشد. تمام کسانی که از این روش استفاده می کنند به خوبی می دانند که هنگام متمرکز ساختن ذهن، همه افکار بد و منفی از قبیل اندیشه های جرم برانگیز، ترس، عصبانیت، حسادت و خود خواهی را می توان از ذهن بیرون کرد و روحیه ای شاد و سرزنده را با تمرین گذشت و فداکاری، احترام به دیگران، دوست داشتن و محبت ورزیدن و از همه مهمتر "بخشش" در وجود خود زنده ساخت. از این رو افراد بایدبیش از هر چیز زوایای شخصیتی خودرا به خوبی بشناسند و جنبه های شوخ طبعی را در وجود خود شناسایی کنند اگر چه این خصیصه در همه اشخاص به یک اندازه موجود نیست. طی فرآیند خنده درمانی به افراد آموزش داده می شود که صرف نظر از مشکلات و گرفتاری هایی که برای هر فردی در زندگی ممکن است پیش بیاید خندیدن و خوشحالی بخش جدایی ناپذیری از زندگی فردی انسان ها محسوب می شود. وقتی ذهن و فکر شما در آرامش کامل باشد قطعاَ راحت تر و آسان تر می توانید تصمیم بگیرید و با آرامش خاطر مشکلات خود را حل کنید. اعضاء کلاس های خنده درمانی ابتدا یکسری فعالیت های جمعی و گروهی را با هم انجام می دهند سپس هرکدام جداگانه همان فعالیت ها را به طور انفرادی و به فواصل زمانی در روز تکرار می کنند. هر فردی دارای استعدادهای بالقوه نامحدودی است که بکر و دست نخورده باقی مانده اند و می باید در مسیر درست و با شناخت صحیح فعالیت یابند. یکی از این راههای شناخت استعدادهای خاموش در وجود انسان خنده درمانی است. یک محقق دانمارکی با الگوگرفتن ازاتاق های "استراحت" و "استعمال دخانیات" در شرکت ها و ادارات پیشنهاد کرد اتاق هایی با نام "اتاق خنده" به این گونه مراکز اضافه شود تا کارمندان بتوانند دست کم 10 الی 15 دقیقه را در آنجا به خندیدن سپری کنند. هر چند این پیشنهاد هنوز عملـی نشده و تنها در حد یک فـرضیه است اما به عقیده وی ایـن تنها راهی است که می تـوان خنده را به محیـط کار نیز انتقـال داد. باشگاههای خنده در کشورهای غربی ماننـد آمریکا و انگلیس که هفته ای یک بار دایر می شوند مفیـد هستند اما کافی نیستند و نیاز افراد را برطرف نمی سـازند چرا که انسان ها برای تامین نیازهای روحی خود به اینکه هر روز بخندند نیاز دارند. یکی از محاسن ایجاد اتاق خنده این است که دیگر نیازی به وقت قبلی نیست و هر کس می تواند در هر زمانی که دلش خواست به آنجا برود و تا دلش می خواهد بخندد. نکته مهم اینجا است که آیا افراد می توانند هر زمان که اراده کنند بی دلیل بخندند و یا باید محرکی آنها را به این عمل وادارد. تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از انسان ها نسبت به لطیفه هائی که می شنوند عکس العمل نشان می دهند. اگر لطیفه شیرین و بامزه باشد قطعاَ خنده را بر لبانشان خواهد نشاند. برای اینکه بتوانید خندیدن را تمرین کنید باید با افرادی معاشرت کنید که همیشه شاد و خوشحال هستند، گویی هیچ غم و غصه ای در زندگی نــدارند و اگر هم دارند آن را بروز نمــی دهند. در این گونه کلاس ها توسط تلویزیون و یا ضبط صوت داستان های خنده دار و بامزه به نمایش در می آید تا افراد به خندیدن وادار شوند. خنده را می توان به چند گروه تقسیم بندی کرد. گروه اول همان لبخندهایی هستند که افراد در هر زمان و مکانی می توانند از آنها استفاده کنند. به طور مثال خیلی ها برای اینکه ترس و یا اضطراب خود را پنهان کنند آن را با یک لبخند بروز می دهند و یا لبخندهایی که آدم ها از روی تنبلی، بی تفاوتی و اینکه حوصله حرف زدن ندارند به یکدیگر تحویل می دهند. دسته دوم خنده هایی هستند که در مکان های خاص و با کمی احتیاط انجام می گیرند. مثلاَ در مکان های عمومی خنده بی جا و بی مورد شخصیت آدم ها را زیر سؤال خواهد برد. دسته سوم خنده های بی صدایی است که در دل آدم ها انجام می گیرد. برای مثال دوست شما مطلبی در مورد شخصیت شما به زبان می آورد که به نظر شما اصلاَ واقعیت ندارد و شما در دل به او می خندید و یا موردی را از کسی پنهان کرده اید و در دل به او می خندید که از همه جا بی خبر است. دسته چهارم خنده های کاملاَ دوستانه است، زمانی که از ته دل می خندید و در آن لحظه تنها به چیزی می اندیشید که باعث خندیدن شما شده است. در این حالت تمام اعضاء بدن شما از عضلات سر و صورت گرفته تا دست و حتی قفسه سینه، شما را در خندیدن همراهی می کنند. از این رو از ته دل خندیدن بهترین و مفیدترین نوع خنده است! بنابراین از همین امروز تصمیم بگیرید با لبخند زدن به دیگران و از ته دل خندیدن آرامش را به محیط کار و زندگی خود آورده و زمینه ای مناسب برای رشد خلاقیت ها و دوستیهای پایدار را فراهم کنید.

****************************

باز هم در مورد خنده

نگرش ما نسبت به زندگی و توانایی هایمان در راه مقابله با مشکلات بـنـوع روابطمان و بویژه رابطه های صمیمی تر بستگی دارد. زمانیـکه ترشرویی در رابطه ای وجود داشته باشد، هر فردی در زندگی خود احساس خلا پیدا می کند و دلـیـل آن نیـز ایـن امر می باشد که کیفیت زندگی ارتباط شـدیـدی بـر روی تعادل روحی و روانی افراد می گذارد. اگر میخواهید از زندگی خود راضی باشید، بنابراین باید رابطه ها را شاداب و با نشاط نگه دارید
آمـار طلاق حاکی از آن است که ما به هیچ وجه در این امر مـوفـق ظـاهر نشده ایم. تقریبا در حدود نیمی از ازدواج ها بـه طـلاق مـنـجر مـی شود و پایان ها ناگواری را به همراه می آورند. بسیاری از آن ازدواج هایی که به قوت خود باقی می مانند نیز زوجین به ندازه کافی شاد و خوشحال نیستند
البته باید ذکر کنیم که بیشتر مردم ارزش یک رابطه سالم را می دانند و بدون توجه به اینکه چند بار ممکن است در عشق شکست بخورند، باز هم با امید فراوان به راه خود ادامه داده و به آینده امیدوارند. به همین دلیل مطالبی در این زمینه که در کتابهای مربوط به روابط و بحث ها و برنامه های تلویزیونی وجود دارند، وقت مردم را به خود اختصاص می دهند. و برخی از آنها ممکن است که بر روی زوج های خوشحال و یا ناراحت تاثیر گذار واقع شوند
www.zibaweb.com 

اما از میان تمام فاکتورهایی که برای ایجاد جوی مساعد در روابط خانوادگی پیشنهاد می شود یک راه حل وجود دارد که کمتر از آن به عنوان یک مداوا یاد شده. این در حالی است که هر فرد آرزوی آن را می کند و همواره میزان بیشتری از آن را درخواست میکند: خنده 

البته واضح است که بیشتر زوج های شاد و خندان به وقایع خنده دار و فیلم های خنده داری که در تلویزیون مشاهده می کنند، می خندند نه به یکدیگر. و مهمتر از هر چیز این است که هیچ گاه به یکدیگر خرده نمی گیرند و سر خودشان را با جوک هایی که از طریق e-mail به دستشان می رسد گرم می کنند

اما خنده ای که در خانه رشد کند یکی از نیازهای ضروری زوج های ناراحت و غمگین است. خندیدن یکی از نیازهای اولیه و از انواع ضروری آن می باشد که تنها مختص انسان ها می باشد و نشاند هنده زندگی اجتماعی است. (زمانی که هیچ شنونده ای در مقابل شما وجود نداشته باشد هیچ خنده ای هم به وجود نمی آید). خندیدن باعث پیوند دادن انسان ها به یکدیگر می شود. ذهن گوینده و شنونده را با هم هماهنگ کرده و نشان می دهد که از نظر احساسی با هم موافق نظر هستند

مطالبی که گفته شد همه جزئی از نظریات رابرت پروواین دکترای عصب شناسی میباشد. او معتقد است که بحث خندیدن آنقدر پیچیده است که نمی توان در ازمایشگاه ها در مورد آن بحث کرد. به جای آن او موقعیت های خنده آوری را که به خودی خود ممکن است در زندگی روزمره هر یک از انسان ها رخ دهد را جمع آوری کرده و نتایج آنرا در کتاب خود با نام: کتاب پنگوئن ها (2001) که نوعی تحقیق علمی میباشد به چاپ رسانده است

خنده یک فضای مثبت احساسی را به وجود می آورد و طرفین نیاز برقراری ارتباط نزدیک تری را نسبت به هم پیدا کرده و از وجود یکدیگر بیشترین لذت را می برند. یکی از نتایجی که دکتر پرووین به آن دست پیدا کرده حاکی از آن است که حتی گوینده ها خیلی بیشتر از شنونده ها از تاثیرات مثبت خندیدن بهرمند می شوندخنده و شوخی اضطراب و عصبانیت را از بین می برد و راه رسیدن به صمیمت را هموار می سازد

خنده از طریق قانون های سخت از پیش تعیین شده به وجود نمی آید بلکه در حین مکالمه و برقراری ارتباط است که افراد شروع به خندیدن می کنند. دکتر پرووین معتقد است که: 'خنده ارتباطی به خوشمزگی ندارد بلکه در رابطه با ارتباط های اجتماعی است که معنا پیدا می کند.' 

در این قسمت برخی از یافته های متعجب کننده او را با هم مرور می کنیم

خندیدن امری است که به طور تصادفی رخ می دهد و شما را به نتایج بسیار زیادی می رساند اما یکی از بهترین ره آوردهای آن: در کنار هم جمع کردن مردم می باشد. در حقیقت فواید سلامتی خنده از حمایت های اجتماعی که برای فرد به وجود می آورد نشئت می گیرد.
خنده نقش مهمی در پیوستن دل ها به یکدیگر دارد. مردها عاشق خانم هایی هستند که در حضورشان از ته دل می خندند.
هر دو جنس (چه زن و چه مرد) خندیدن را دوست داشته و بسیار می خندند. اما خانم ها بیشتر از آقایون می خندند – تقریبا در حدود 126 درصد بیشتر از مردها – و آقایون نیز خیلی بیشتر خنده تحویل می گیرند.
خنده خانم ها یکی از مولفه های ضروری برای حفظ یک رابطه سالم می باشد
خنده در زوج ها با افزایش وزن کاهش پیدا می کند.
مثل خمیازه، خنده نیز واگیر دار است. کسی نمی تواند در مقابل آن از خود مقاوت نشان دهد.
یکی از راه های ایجاد خنده (و به طور حتم یکی از قدیمی ترین راه ها) غلغلک دادن است. غلغلک دادن یک امر کاملا اجتماعی است چرا که هیچ یک از ما نمی تواند شروع کند به غلغلک دادن خودش. ما کسی را غلغلک می دهیم تا او نیز در مقابل به این عمل ما واکنش نشان هد. برای اینکه دیگران شما را غلغلک ندهند و به عنوان یک فرد غلغلکی شناخته نشوید باید خودتان انها را غلغلک دهید.
نه تنها تمام مردم از غلغلک خوششان می آید (چه غلغلکی ها چه کسانی که آنها را غلغلک می دهند) بیشتر افراد معتقدند که این عمل نشانه ای از علاقه و محبت است.
احتمالا غلغلک باید ریشه تمام بازی ها باشد. این کار دارای تاثیرات دوجانبه و متقابل می باشد. به عبارت دیگر آهنگ یک ارتباط سالم می باشد. البته می تواند غریزه جنسی را در بزرگسالان تحریک کند.
احساس غلغلکی بودن در سنین میانسالی تا حد بسیار زیادی کاهش مییابد. انسان ها به تدریج شروع به از دست دادن 'محرک های لامسه ای' می کنند. دکتر پرووین معتقد است که میل به غلغلک، لمس کردن و شروع بازی، به تدریج ازبین می رود. اما هیچ گاه نباید فراموش کرد که چنین رفتارهایی جزء نقاط حساس عواطف یک فرد به شمار می روند.
بنابراین دفعه اینده که با همسر خود به مشکل برخورد کرده و شروع به جر و بحث نمودید، در اتاق را به شدت به هم نکوبید و خارج نشوید. به جای آن شروع کنید به غلغلک دادن همسر خود. ( قسمت های غلغلکی بدن به ترتیب حساسیت: زیر بغل، شکم، روی دنده ها، پا، زانو، گلو، گردن و کف دست ها می باشد.)
ما می دانیم که این کار مشکلات شما را به طور کلی از بین نمی برد اما می تواند به منزله نقطه شروعی باشد تا شما دونفر در کنار یکدیگر بنشینید و با هم در رفع انها کوشش کنید.


تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 291
نویسنده : sina95

 محسنی/// باشگاه شبانه

 سرطان یکی از بیماری‌های مزمن و شایع در بسیاری از کشورهای جهان است که عوامل بسیاری در ابتلا به آن دخیلند اما با رعایت هفت روش ساده اعم از خوردن یا نخوردن برخی خوراکی‌ها تا صحبت به صورت ایستاده با موبایل یا دوری از گرد و غبار هنگام نظافت خانه می‌توان این خطر را از خود دور کرد. این شیوه‌ها را در ادامه بخوانید.

محققان و دانشمندان حوزه سرطان بر این نکته تاکید می‌کنند که می‌توان از بروز بسیاری از سرطان‌ها پیشگیری کرد و عامل اصلی زمینه ساز بروز آن را از بین برد. علاوه بر این، اطلاع رسانی درباره عواملی که در طول زمان و طی سالیان متمادی به بروز سرطان منجر می‌شود، ضروری است.

به گفته این محققان، حدود یک سوم از شایع‌ترین موارد سرطان را می‌توان با رعایت یک رژیم غذایی سالم، فعالیت فیزیکی و حفظ یک وزن سالم پیشگیری کرد اما کار‌شناسان معتقدند که روش‌های ساده بسیاری برای کاهش خطر ابتلا به سرطان وجود دارد.

به گزارش جام جم سرا، صندوق جهانی تحقیقات سرطان با ارائه یک دستورالعمل جدید اعلام کرده است که با ایجاد تغییراتی چند در کارهای روزمره می‌توان بطرز چشمگیری از ابتلا به سرطان پیشگیری کرد. در این گزارش به هفت دستور العمل بهداشتی این صندوق برای پیشگیری از ابتلا به سرطان اشاره شده است.

۱-نظافت منزل

به گفته کار‌شناسان با انجام کارهای پیش پا افتاده‌ای مانند نظافت منزل می‌توان به پیشگیری از ابتلا به سرطان کمک کرد. تحقیقات نشان می‌دهند که فعال بودن و یک انجام تمرینات ورزشی نقش مستقیمی در پیشگیری از ابتلا به برخی سرطان‌ها مانند سرطان روده و سینه دارد.

محققان هنوز در حال بررسی این موضوع هستند که چگونه فعالیت فیزیکی می‌تواند خطر ابتلا به سرطان را کاهش دهد اما مطالعات نشان می‌دهند که فعالیت فیزیکی مرتب می‌تواند سطح هورمون‌ها را در اندازه سالمی نگاه دارد.

۲- خوردن هویج

از دیگر روش‌ها برای کاهش خطر ابتلا به سرطان مصرف هویج به جای تنقلات مختلف است. کار‌شناسان می‌گویند: مصرف تنقلات هیچ مشکلی ندارد اما فقط باید تنقلات درست را مصرف کرد. مصرف تنها ۱۰۰ کالری بیش از چیزی که انسان در روز به آن نیاز دارد به افزایش پنج کیلوگرم اضافه وزن در سال منجر می‌شود. افزایش وزن و چاقی با ابتلا به ۱۰ سرطان از جمله سرطان روده، سینه و کبد ارتباط دارد.

برای کاهش وزن نیازی نیست که مصرف تنقلات را از رژیم روزانه حذف کرد بلکه تنها باید تنقلات سالم و کم کالری انتخاب کرد. برای مثال می‌توان چیپس را با مصرف سبزیجات ترد مانند هویج عوض کرد.

۳-جایگزین کردن نان سبوسدار با انواع نان سفید

تعویض نان سفید، پاستا و برنج با انواع سبوس دار آن‌ها به افزایش مصرف فیبر کمک می‌کند. مصرف فیبر باعث می‌شود که انسان برای مدت طولانی تری احساس سیری کند و وزن سالم خود را حفظ کند؛ در نتیجه خطر ابتلا به سرطان‌های مرتبط با افزایش وزن در انسان کاهش می‌یابد. فیبر همچنین به غذا کمک می‌کند تا سریع‌تر در دستگاه گوارش حرکت کند و خطر ابتلا به سرطان روده را کاهش می‌دهد.

۴-تعویض نمک با ادویه‌ها

مصرف زیاد نمک باعث افزایش فشار خون و خطر ابتلا به سرطان معده می‌شود. دانشمندان معتقدند که این موضوع احتمالا به این دلیل است که نمک به لایه معده آسیب می‌زند. بنابراین بهتر است نمکی را که به غذا اضافه می‌کنید به تدریج کاهش داده و در ‌‌نهایت قطع کرد و به جای آن از ادویه، ترشی، سیر و لیمو برای افزودن عطر و طعم به غذای خود استفاده کنید. فلفل سیاه، پودر شیلی، زنجبیل و گیاهانی مانند ریحان به آسانی و به سرعت به غذا عطر و طعم می‌دهد.

۵-یک روز در هفته گیاهخواری کنید

مدارک محکمی وجود دارد که نشان می‌دهد مصرف مقدار زیادی گوشت قرمز خطر ابتلا به سرطان روده را افزایش می‌دهد. یک دلیل احتمالی این موضوع این است که مولفه‌ای که رنگ گوشت قرمز را ناشی می‌شود به لایه روده آسیب می‌زند. همچنین مدارک محکمی وجود دارد مبنی بر اینکه گوشت‌های پردازش شده عامل ابتلا به سرطان روده هستند.
دود اندود کردن، نمک سود کردن و یا افزودن مواد نگهدارنده برای نگاه داشتن گوشت موجب تشکیل عوامل سرطانزا می‌شود. این عوامل به سلول‌های بدن صدمه می‌زنند و موجب ابتلا به سرطان می‌شوند. یک روش برای کاهش خطر مذکور این است که یک روز در هفته گوشت نخورید و به جای آن سبزیجات و یا ماهی مصرف کنید.

۶-هنگام صحبت با تلفن بایستید!

تنها ۳۰ دقیقه فعالیت فیزیکی در روز می‌تواند به کاهش خطر ابتلا به سرطان کمک کند. این کار نه تنها به تناسب اندام کمک می‌کند بلکه خطر ابتلا به سرطان‌های ناشی از افزایش وزن را نیز کاهش می‌دهد.

همچنین روزی ۳۰ دقیقه فعالیت فیزیکی سیستم ایمنی بدن را قوی نگاه می‌دارد و به سالم نگاه داشتن دستگاه گوارش نیز کمک می‌کند. برای این منظور کافی است که تنها ۳۰ دقیقه در روز هر گونه فعالیت فیزیکی انجام داد؛ حتی راه رفتن در حین صحبت با تلفن، استفاده از پله به جای آسانسور و یا پارک خودرو اندکی دور‌تر از فروشگاه و یا محل کار می‌تواند کمک کننده باشد. خلاصه اینکه هر چه فعالیت فیزیکی بیشتری داشته باشید خطر ابتلا به سرطان بیشتر کاهش می‌یابد.

۷-به جای تماشای تلویزیون در شب، پیاده روی کنید

از دیگر راهکار‌ها برای کاهش خطر ابتلا به سرطان این است که به جای تماشای برنامه‌های تلویزیونی در شب به پیاده روی بروید. زمانی که صرف تماشای برنامه‌های تلویزیونی، کتاب خواندن و یا کار کردن در پشت رایانه می‌شود همگی خطر ابتلا به سرطان را افزایش می‌دهند. برای کاهش این خطر می‌توان برخی از این فعالیت‌های نشسته را با انواع فعال‌تر آن عوض کرد برای مثال به جای اینکه بعد از صرف شام تلویزیون روشن کنید و به تماشای برنامه‌های تلویزیونی بپردازید، به پیاده روی بپردازید.

تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 256
نویسنده : sina95

 

محسنی/باشگاه شبانه
 برخی کمبودها در جذب مواد معدنی و انواع ویتامین‌ها در بدن عواقب ناگواری به دنبال دارد و می‌تواند بیماری‌های مختلفی را پدید آورد. بر همین اساس، گاهی مصرف نکردن مواد مغذی لازم و دور ماندن از مواد ضروری‌ می‌تواند جان افراد را در معرض خطر قرار دهد.

از این رو محققان سال‌هاست مکمل‌ها و قرص‌هایی را با عنوان مکمل یا جایگزین‌هایی برای ویتامین‌ها و پروتئین‌ها و تأمین نیاز بدن تولید کرده‌اند و پزشکان در مواقع لزوم آنها را برای بیماران تجویز می‌کنند. ولی بررسی‌های اخیر روی دیگر مکمل‌ها را نیز نشان داده‌اند. مطالعات صورت گرفته روی هزاران بیمار، حاکی از آن است که مصرف بیش از حد ویتامین‌ها و مواد معدنی و مکمل‌های آنها بیش از آن‌که برای سلامت افراد مفید باشد، مضر بوده و گاه زندگی آنها را به خطر می‌اندازد.

پژوهشگران آمریکایی بر این باورند‌ مکمل‌هایی از قبیل مولتی‌ویتامین‌ها بیش از آن‌که مفید باشد، خطر ابتلا به سرطان و بیماری‌های قلبی را افزایش می‌دهد. به عبارتی، افرادی که ویتامین‌ها و مواد معدنی بالایی مصرف می‌کنند بیشتر از دیگران با مشکلات جسمی مواجه می‌شوند. بتاکاروتن به عنوان یکی از مفیدترین آنتی‌اکسیدان‌های مفید، سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند و از بدن در برابر ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها محافظت می‌کند ولی چنانچه بیش از حد مصرف شود ممکن است خطر بروز سرطان ریه و بیماری قلبی را تا 20 درصد افزایش دهد.

بررسی‌های دیگر نشان می‌دهد مکمل فولیک اسید که بیشتر به منظور کاهش پولیپ‌های روده بزرگ مورد استفاده قرار می‌گیرد، تعداد پولیپ‌های ایجاد شده را در مقایسه با افرادی که از این مکمل استفاده نمی‌کنند، افزایش می‌دهد. در واقع، مصرف مکمل‌های ویتامین تأثیر زیادی روی سلامت افراد به جا نمی‌گذارد و افراد با مصرف بیش از حد این مواد خود را بیشتر در معرض انواع سرطان‌ها قرار می‌دهند. البته محققان بر این باورند مصرف مکمل‌ها بیشتر زمانی مشکل‌آفرین می‌شود که بیش از حد مجاز مورد نیاز بدن مصرف شود، ولی با وجود این‌ هیچ مکملی نمی‌تواند جایگزینی مناسب برای مواد غذایی و مغزی به شمار برود و در بیشتر مواقع فقط مصرف میوه‌ها و سبزیجات تازه خطر بروز سرطان را کاهش می‌دهد.

البته در این میان، دلیل اصلی ارتباط مصرف مکمل‌های ویتامین و ابتلا به سرطان و بیماری‌های قلبی بیان نشده ولی به گفته محققان، تأثیر مثبت مکمل‌های تغذیه‌ای پیش از این روی نمونه‌های حیوانی مورد بررسی قرار گرفته ولی هنوز مطالعات گسترده‌ای روی شیوه اثر این مکمل‌ها روی نمونه‌های انسانی صورت نگرفته است.

تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 207
نویسنده : sina95

 اگر این نشانه ها را دارید، دیر ازدواج می کنید

 هیچ کس نیست که ازدواج را دوست نداشته باشد. بعضی ها در دهه بیست زندگی شان ازدواج می کنند در حالی که بعضی دیگر دهه سی را ترجیح می دهند. اما در نهایت این بستگی به خود شما و احساس تان دارد. اگر می خواهید بدانید شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که دیر ازدواج می کنند یا خیر، به نشانه های زیر دقت کنید.

هنوز خودتان را کاملا نمی شناسید


این که با گذشت زمان شما تغییر می کنید یا خیر، هیچ قطعیتی وجود ندارد اما ثابت شده افراد در سن 20 سالگی هنوز به قدر کافی خودشان را نشناخته اند تا بتوانند برای زندگی آینده خود به درستی تصمیم بگیرند. پس اگر دیگران به شما می گویند که هنوز برای ازدواج بچه هستید، نگران نشوید. در واقع آنها به شما توصیه می کنند که برای شناخت بیشتر خود، وقت بگذارید و زمانی که واقعا خودتان و اهداف زندگی تان را شناختید، برای ازدواج اقدام کنید.

چیزهایی زیادی برای کشف کردنتان وجود دارد


دهه بیست زندگی اوج ماجراجویی است. احتمالا شما دوست دارید تا جایی که می توانید کل جهان را کشف و تجربه کنید، بنابراین وقت کافی برای یک رابطه دائمی نخواهید داشت و حتی دوست ندارید در یک مکان ثابت مستقر شوید. اگر از نظر شما هیچ احساسی مهم تر از آزادی نیست، احتمال این که زود ازدواج کنید، صفر است.

زیاد به ازدواج فکر نمی کنید


اگر در مورد ازدواج تردید دارید و هیچ نکته مثبتی در آن نمی بینید یا فکر می کنید که تنها بودن بسیار جذاب تر است، احتمال این که دیر ازدواج کنید زیاد است. فکر این که باید باقی عمر خود را با یک نفر دیگر بگذرانید برایتان ترسناک است؟ هنوز چیزهای زیادی برای فکر کردن به آنها قبل از ازدواج وجود دارد. بهتر است گاهی خودتان را در موقعیت های مختلف قرار دهید و به این بیاندیشید که زندگی در تنهای برای شما بهتر است یا در کنار فردی دیگر. 

نمی توانید به کسی اعتماد کنید

حتما برای شما هم پیش آمده که پس از یک تجربه تلخ، به سختی می توانید به دیگران اعتماد کنید. اگر در برقراری رابطه با اطرافیانتان همیشه محتاط عمل می کنید یا به سختی می توانید درباره خودتان با آنها صحبت کنید، یعنی هنوز آمادگی ازدواج را ندارید.

به خلوت و تنهایی احتیاج دارید

همه ما گاهی به تنهایی احتیاج داریم اما اگر شما همیشه تنهایی را به بودن در کنار دیگری ترجیح می دهید، برایتان سخت خواهد بود که وارد یک رابطه جدی مانند ازدواج شوید. اگر دوست ندارید هنگام کار در منزل یا زمانی که با خود خلوت کرده اید کسی مزاحم شما شود، نشانه این است که هنوز برای داشتن یک رابطه شاد و موفق آماده نیستید.

آمادگی خواستگاری رفتن ندارید


خواستگاری احتیاج به آمادگی دارد. شما باید آنقدر احساس خوب و مثبتی نسبت به خود و رابطه با دیگری داشته باشید تا بتوانید طرف مقابل را تحت تاثیر قرار دهید. این کار از عهده هر کسی بر نمی آید. خجالتی بودن کاری از پیش نمی برد، برای این کار اعتماد به نفس و عزت نفس لازم است. تنها در این صورت است که می توانید از رابطه ای سالم لذت ببرید.

تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 268
نویسنده : sina95

 عوارض استفاده از لاک ناخن

 ناخن‌‌های شما متشکل از سلول‌های اپیدرمی است که به‌صورت مجموعه‌‌ای سخت و محکم روی هم قرار گرفته‌اند. (همان سلول‌‌های اپیدمی که پوست صورت شما را نیز تشکیل می‌‌دهند). سلول‌‌های ناخن ها به ظاهر مرده و با یک پوشش پروتئینی به نام کراتین احاطه شده‌اند.

ناخن عضوی است که نه تنها نقش حفاظت از بافت نوک انگشتان را به عهده دارد بلکه بر زیبایی دست‌ها نیز می‌‌افزاید. از سویی دیگرعوامل زیادی هم سلامت و زیبایی ناخن ها را تحت تاثیر قرار می‌‌دهند. عوامل محیطی، بیماری‌ها، تغذیه ، باکتری‌‌ها و قارچ‌ها می‌‌توانند روی ظاهر ناخن ها اثر بگذارند.

به همین دلیل می‌‌توان گفت ناخن‌‌های هر فردی نشان دهنده سلامت اوست. زیبایی ظاهری ناخن‌‌ها و استفاده از محصولات آرایشی آن مساله جدیدی نیست بلکه به حدود ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد در کشور چین باز می‌‌گردد.

چینیان قدیم در ترکیب رنگ ناخن‌‌ها از ترکیباتی طبیعی همچون: سفیده تخم مرغ، موم زنبور عسل، رنگ سبزیجات و ژلاتین استفاده می‌‌کردند. در مصر باستان، بنا به طبقه اجتماعی، رنگ لاک‌‌های مورد استفاده نیز متفاوت بوده است.

طبقات اجتماعی پایین‌‌تر از رنگ‌‌های کمرنگ و تقریبا بی رنگ و طبقات مرفه‌‌تر از رنگ قرمز برای تزئین ناخن‌‌های خود بهره می‌‌گرفتند. وقتی صحبت از لاک و لاک زدن و خریدن لاک می‌‌شود اولین چیزی که به آن فکر می‌‌کنیم رنگ لاک است. ‌‌اینکه مات است یا براق، غلیظ است یا رقیق برای ما مهم است.

قیمت و شرکت سازنده لاک ناخن هم جای خود دارد. مسلما به آن هم توجه می‌‌کنیم. غافل از‌‌اینکه اصلا شاید ندانیم مواد سازنده ‌‌این لاک چیست و آیا درآن موادی وجود دارند که برای سلامت ما مضر باشند؟

لاک ناخن و ترکیبات آن

ترکیب لاک ناخن سرطانزا شناخته شده است و باعث تغییراتی در هورمون‌ها، مشکلات تیروئیدی و بارداری بخصوص در پسرها می‌‌شود. فرمالدئید یک ماده شیمیایی است که برای نگهداری اجساد از آن استفاده می‌‌شود و به عنوان ماده نگهدارنده در ترکیب لاک ناخن به کار برده می‌‌شود.

‌‌این ماده نیز سرطانزا شناخته شده است و تماس پوست با‌‌ این ماده باعث واکنش‌‌های آلرژیک می‌‌شود. خشکی و آسیب به ناخن‌‌ها از عوارض استفاده از آن گزارش شده است.

تولوئن یکی از حلال‌‌های موجود در لاک ناخن است که باعث یکنواختی لاک می‌‌شود. ‌‌این ترکیب یک ماده آلی فرار است که استنشاق آن باعث سوزش چشم‌‌ها، ریه‌‌ها و گلو شده و روی سیستم اعصاب مرکزی عصبی تاثیر می‌‌گذارد. آسیب‌‌های باروری و سرگیجه نیز از اثرات آن گزارش شده است.

لاک‌‌های ناخن خوب کدامند؟


با توجه به مطالب ارائه شده سعی کنید لاک ناخن هایی را انتخاب نمایید که عاری از سه ماده سمی فوق‌الذکر باشند. برخی لاک‌‌ها حتی نه تنها حاوی‌‌این مواد نیستند بلکه شامل ویتامین، روغن درخت چای، پروتئین گندم و مواد ضد قارچی نیز هستند. مصرف ‌‌این نوع لاک‌‌ها به بقیه ارجحیت دارد. 

اما باز هم لاک نزدن بهتر از استفاده از‌‌ این فرآورده‌‌هاست. معمولا برچسب‌‌های روی لاک ناخن ها حاکی از ترکیبات شیمیایی و محتویات درون آنهاست و مواد به کار برده شده در ترکیب آنها را به مصرف کنندگان نشان می‌دهد.

گرچه کارشناسان پس از بررسی‌‌های فراوان به‌‌این نتیجه رسیدند که همه لاک‌‌های موجود در بازار منطبق با برچسب خود نمی باشند و حتی مواردی هم دیده شده که علیرغم وجود برچسب‌‌های عاری از مواد سمی، لاک ناخن حاوی مقادیر بالایی از مواد شیمیایی سمی بوده است و یا بر عکس آن.

فرمول لاک‌‌ ناخن های سالم طوری طراحی شده که علاوه بر زیبایی باعث رشد بهتر و استحکام ناخن‌‌ها می‌‌شوند و عاری از سه ماده سمی هستند. یک دسته از ‌‌این لاک‌ها بر پایه آب ساخته شده و دیر خشک شدن از عیوب آنهاست.

مواد برخی از لاک‌‌ ناخن ها حاوی پروتئین سویا، کلاژن و ویتامین B5 به منظور رشد بهتر و جلوگیری از خش دار شدن ناخن‌‌ها هستند. ‌‌این دسته لاک‌ها معمولا بی‌رنگ بوده و زیر لاک ناخن‌‌های رنگی استفاده می‌‌شوند. 

کارشناسان بیشتر نگران وجود فرمالدئید، تولوئن و دیبوتیل فتالات در لاک‌‌ها هستند و توصیه می‌‌کنند قبل از خرید لاک‌‌ ناخن ها برای اطمینان بیشتر بروشور مربوطه یا برچسب روی آن را مطالعه فرمائید.

زرد شدن و لک دار شدن ناخن‌‌ها

رنگ‌‌ها و مواد شیمیایی استفاده شده در لاک‌‌ ناخن بخصوص لاک‌‌های تیره رنگ‌تر، در اثر استفاده طولانی مدت باعث زرد شدن ناخن‌‌ها می‌‌شوند. بهترین راه برای ‌‌اینکه دچار‌‌ این حالت نشویم‌‌ این است که قبل از لاک زدن از یک پوشش پایه‌‌ای بدون رنگ استفاده نماییم.

زرد شدن ناخن‌ها درا ثر استفاده از لاک‌‌ ناخن به دلیل جذب پیگمان‌های موجود در رنگ لاک‌‌ها است. بعنوان مثال اکسید‌‌های آهن و سایر رنگدانه‌‌ها در لاک ناخن قرمز می‌‌توانند باعث ‌‌ایجاد لکه‌‌هایی در ناخن شوند.

گاهی اوقات نیز بر اثر استفاده مکرر و طولانی مدت از لاک‌‌ ناخن و پاک کننده‌‌ها، آن لکه‌‌هایی سفید رنگ بر روی ناخن‌‌ها بخصوص ناخن‌‌های پا پدیدار می‌‌شوند که می‌‌تواند نتیجه واکنش آلرژیک به مواد شیمیایی موجود در آنها باشد و عدم استفاده از‌‌ لاک‌‌ ناخن  منجر به رفع آن می‌‌گردد. 

این واکنش‌‌های حساسیتی به لاک ناخن می‌‌تواند به شکل قرمزی، خارش، سوختگی و حساس شدن پوست در اطراف ناخن هم خود را نشان دهد و یا حتی با دست زدن به دیگر بخش‌‌های صورت وبدن‌‌این حساسیت به آن مناطق نیز کشیده شود. 

عده زیادی از خانم‌‌ها به فرمالدئید به کار رفته درلاک‌‌ ناخن ها حساسیت نشان می‌‌دهند. بهتر است برای پیشگیری از بروز علائم آلرژی، از محصولات فاقد فرمالدئید استفاده نمایید و طوری لاک بزنید که لاک روی منطقه پایین ناخن را نپوشاند.

توصیه‌‌هایی از متخصصان


۱-استفاده از لاک ناخن برای کودکان توصیه نمی‌شود چون ممکن است کودکان با به دهان بردن دست‌شان و جویدن ناخن و لاک روی آن، دچار مسمومیت شوند.

۲- لاک‌‌ها نه تنها می‌‌توانند برای ما مضر باشند بلکه به محیط زیست ما هم آسیب می‌‌رسانند. به عنوان مثال پس از پاک کردن لاک‌‌ ناخن با یک پنبه آغشته به مواد لاک پاک کن آن را به سطل آشغالی می‌‌اندازیم که دوباره به محیط زیست ما باز می‌‌گردد.

آیا می‌‌توانید تصور کنید سالانه چندین میلیون پنبه آغشته به لاک‌‌ ناخن و یا شیشه‌‌های لاک که حاوی مواد سمی است به محیط زیست ما باز می‌‌گردد. پس بطری‌‌های حاوی لاک یا ته مانده‌‌های آنها را هرگز درون سطل آشغال مخلوط با دیگر زباله‌‌ها رها نکنید بلکه آن را در زباله‌‌های سمی مخصوص بیندازید.

۳- در زمستان‌ها بهتر است به ناخن‌‌های خود استراحتی بدهید و آن‌‌ها و ار لاک‌‌ ناخن استفاده نکنید به آنها شانسی دوباره برای زیبا شدن بدهید.درست است مدتی لاک نزنید. نه لاک نه هیچ پوشش دیگری اعم از برق ناخن یا محصولاتی به عناوین مختلف تقویت کننده و…که در آرایشگاه‌‌ها عرضه می‌‌شوند.

۴- بطری‌‌های لاک خود را در دمای اتاق و جای خشک دور از نور آفتاب نگهداری کنید.

۵- لاک‌‌ها را در دسترس کودکان قرار ندهید.

لاک پاک کن‌‌ها


پاک کننده‌‌های لاک‌‌ ناخن هم می‌‌توانند به ناخن‌‌های شما آسیب برسانند. لاک پاک‌کن‌‌ها عموما حاوی استون می‌‌باشند، ماده‌‌ای که پلاستیک را هم در خود حل می‌‌کند چه برسد به ناخن شما.

بسیاری از شما وقتی لاک خود را پاک می‌‌کنید روی ناخن‌‌های خود لکه‌‌های سفید رنگ خشکی را می‌‌بینید یا گاهی اوقات ناخن‌‌هایتان بعد از استفاده از‌‌این لاک پاک‌کن‌‌ها پوسته پوسته می‌‌شوند.

نگران نباشید ‌‌این لکه‌‌ها قارچ نیست بلکه اثرات ظاهری آسیبی است که‌‌ این محصولات به ناخن شما وارد آورده‌اند. لاک پاک‌کن‌‌ها براساس برند شرکت سازنده، حاوی مواد مختلفی می‌‌توانند باشند. اما معمولا مواد اصلی تشکیل دهنده آنها‌، استون، اتیل استات و یا بوتیل استات، و‌‌ایزو پروپیل الکل است.

این ترکیبات بسیار قابل اشتعال که بوی خاص شیمیایی مخصوصی هم می‌‌دهند باعث خشکی پوست اطراف ناخن و خشکی و شکنندگی ناخن‌‌ها ودر اثر تماس دست با صورت، خارش و التهاب چشم می‌شوند.

برخی از لاک پاک کن‌‌ها فاقد استون هستند، اما ‌‌این به آن معنا نیست که آن محصول فاقد اثرات جانبی است. در بعضی از آنها به جای استون از متیل استات استفاده شده است که از استون هم خطرناک ترمی باشد. بعد از استفاده از لاک پاک‌کن‌‌ها سعی کنید از لوسیون‌‌های نرم کننده یا روغن‌‌هایی استفاده کنید تا ناخن‌تان خشک نشود.

البته جدیداً به منظور جلوگیری از خشکی و شکنندگی ناخن‌‌ها به لاک پاک‌کن‌‌ها نرم کننده‌‌هایی مانند روغن کرچک، استیل پالمیتات یا لانولین اضافه می‌‌کنند. برندهای برتر هم ترکیباتی چون ویتامین‌‌ E، روغن هسته انگور، روغن درخت چای و اسطوخودوس، پروتئین گندم، مواد ضد قارچی و برخی ویتامین‌‌ها را به محصولات خود می‌‌افزایند.

برخی محصولات پاک کننده لاک ناخن با ترکیبات طبیعی نیز اخیرا وارد بازار شده‌اند که از روغن سویا و ذرت ساخته شده‌اند اما دیرتر از پاک کننده‌‌های معمولی عمل می‌‌کنند. بیشتر متخصصان بر‌‌این عقیده اند که استفاده از لاک پاک کن‌‌ها را به یکبار در هفته محدود نمایید چرا که حاوی موادی هستند که باعث خشکی و شکنندگی ناخن‌‌ها می‌‌شوند.

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران