عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394
بازدید : 387
نویسنده : sina95

 1 - یک ساعت مطالعه قبل از خواب
بیل گیتس رئیس شرکت مایکروسافت هر شب قبل از خواب حدود یک ساعت راجع به تمامی مسائل نظیر سیاست مطالعه می‌کند.
دانشگاه اسکس در سال ۲۰۰۹ مطالعاتی انجام داد که بر اساس آن ۶ دقیقه مطالعه روزانه می‌تواند استرس را تا ۶۸ درصد کاهش دهد. از دیگر خواص مطالعه در بلند مدت، ممانعت و به تاخیر انداختن ابتلا به آلزایمر گزارش شده است که تقریباً اکثر انسان‌ها به هنگام پیری تا حدودی به آن مبتلا می‌شوند. همچنین علاوه بر خواص ذکر شده برای مطالعه، مطالعه روزانه می‌تواند استرس را کاهش دهد و حافظه را قدرت بخشد.
نتایج مطالعه‌ای در دانشگاه انگلیس نشان می‌دهد که مطالعه روزانه تا ۳۲ درصد احتمال ابتلا به بیماری زوال‌شناختی را کاهش می‌دهد.

2 - خاموش کردن تلفن همراه و وسایل الکترونیکی
دکتر چارلز چیسلر استاد دانشگاه هاروارد آمریکا بر این باور است که نور آزاد شده از صفحه تلفن‌های همراه باعث فرستادن پیام‌هایی به ذهن ما می‌شود که ذهن ما را فعال نگاه می‌دارد و باعث می‌شود تا دستور آزادسازی مواد شیمیایی به هنگام خواب در بدن به تعویق بیفتد و برای خواب ما مشکل آفرین می‌شود. اگر می‌خواهید شب‌ها راحت و آسوده بخوابید تلفن همراه خود را در اتاق دیگری و دور از دسترس خود قرار دهید.

3 - قدم زدن قبل از خواب
مدیر عامل شرکت بافر، شب‌ها قبل از خواب مدتی را به قدم زدن اختصاص می‌دهد و این کار به او کمک می‌کند تا بر استرس‌های روزانه خود غلبه کند و از آن‌ها خلاص شود و بتواند بدن خود را آماده استراحت کند.
مطالعات اخیر نشان می‌دهند که پیاده روی می‌تواند خلاقیت افراد را افزایش دهد، بنابراین بسیاری از مشکلاتی که شما ممکن است برای آن‌ها راه حلی پیدا نکرده‌اید را یک پیاده روی شبانه حل و فصل کند.

4 - مدیتیشن
از روش‌های آزادسازی استرس روزانه به هنگام خواب در شب مدیتیشن است. مطالعه اخیر در سال ۲۰۱۴ نشان می‌دهد که در بین ۱۹ هزار مورد مطالعاتی همگی بعد از مدیتیشن به آرامش روانی رسیده بودند و در این مطالعه مدیتیشن به عنوان یک روش آرامش بخش معرفی شده است.

5 - انجام فعالیت‌های خلاقانه
ورا وانگ، همواره قبل از خواب به طراحی می‌پردازد. شاید بهترین زمان برای انجام فعالیت‌های خلاقانه در سکوت و آرامش شب باشد. مطالعات نشان می‌دهند که افرادی که سحر خیز هستند به هنگام شب در انجام فعالیت‌های خلاقانه موفق‌تر عمل می‌کنند. این گونه افراد به هنگام شب بهتر می‌توانند مسائل منطقی را تحلیل کنند و همچنین راحت‌تر به ارتباطات بین دو موضوع پی می‌برند و در نتیجه در فعالیت‌ها و عملیات‌های خلاقانه موفق‌تر ظاهر می‌شوند.

6 - برنامه ریزی روز بعد
مدیر شرکت اکسپرس آمریکا همواره قبل از خواب به بررسی برنامه روز بعد خود می‌پردازد و بنابراین قادر است صبح‌ها بعد از بیدار شدن بلافاصله به سراغ فعالیت روز و آنچه باید انجام دهد می‌رود. مطالعات صورت گرفته نشان می‌دهند که آن دسته از کسانی که شب‌ها قبل از خواب برنامه روز بعدی خود را آماده می‌کنند می‌توانند به مراتب انسان‌های موفق‌تری باشند و بعد از مدتی می‌توانند پیشرفت‌ها و قدم‌های بزرگی در زندگی بردارند.


تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394
بازدید : 414
نویسنده : sina95

 می دانیم که شکست برای هر کسی در زندگی شغلی و فردی اتفاق می افتد اما در بعضی شرایط وضعیت متفاوت است. گاهي اوقات به عنوان يک کارفرما وقتي دچار شکست و اشتباه مي‌شويد منتظر جوابي قانع‌کننده به اعضاي گروهتان هستيد. در اين مواقع براي تقويت و بازيابي حس موفقيت در قدم اول بايد ديدگاهتان را تغيير دهيد.

 در حقیقت پروژه شکست خورده نه شما

حس ناخوشایند شکست و اشتباه را خيلي شخصي و دروني نکنيد. شما ايده‌اي مطرح و همه گروه را براي پيشبرد آن بسيج کرده‌ايد اما به هر دليلي به نتيجه نرسيده‌ايد. اجازه ندهيد شکست روي شما تاثير منفي بگذارد بلکه سعي کنيد به ايده‌هاي بعدي‌تان فکر کنيد. درست است که ايده قبلي‌تان شکست خورده اما اين دليلي نمي‌شود که راه را براي خلاقيت بيشتر ببنديد و به ايده‌هاي نو فکر نکنيد.

بهتر است در مورد شکست‌تان احساسي قضاوت نکنيد

اولین روزهای شکست  ممکن است احساسي به اين موضوع نگاه کنيد و حس ناراحتي مانع شود که دلايل شكستتان را با ديدي نقادانه و منطقي بررسي کنيد، اما به مرور زمان وقتي تعادل خود را به دست آورديد، مي‌توانيد به تجزيه و تحليل گذشته بپردازيد و با يادداشت نقص‌ها و اشتباهاتتان قدم‌هاي بهتري برداريد و با اين کار درصد موفقيتتان را بالا ببريد.

سعی کنیدسرخورده نشويد

احیانا اگر به عنوان يک مدير موسسه يا شرکتي بزرگ مرتکب اشتباهي شده‌ايد نوع عکس‌العمل شما روي کارمندانتان تاثير زيادي خواهد گذاشت. ابتدا اشتباه خود را بپذيريد و در مورد اين موضوع بسيار شفاف با کارمندانتان صحبت کنيد. در اين شرايط بيشتر افراد ترس از دست دادن شغل خود را دارند. با قاطعيت از کارمندانتان بخواهيد خود را کنترل کنند و به آنها دلگرمي دهيد. اگر تعادل رواني خود را از دست بدهيد افراد زيرمجموعه شما نيز انگيزه کافي براي ادامه فعاليت خود نخواهند داشت و نمي‌توانيد قدم‌ها‌ي بعدي‌تان را برداريد. کارمندان شما سرمايه مجموعه‌تان محسوب مي‌شوند. در هيچ شرايطي آنها را دلسرد نکنيد.

هرگز از شکست نترسيد

 بهتر است به جاي ترسيدن از شکست مسيرهاي اشتباهي که طي کرده‌ايد را به عنوان يک نقشه راه ببينيد. با حذف مسيرهاي اشتباه مسير موفقيت را راحت‌تر پيدا خواهيد کرد و از خطرات و موانع کار خودتان را دور نگه‌داشته‌ايد. افراد موفق از اندکي اشتباه و شکست در فعاليت‌ها و اهدافشان نمي‌ترسند و وجود شکست‌ها را مانعي براي پيشروي به جلو نمي‌دانند.

برای کنار امدن با شکست تجربيات ديگران را بشنويد

براي اينکه راحت‌تر با شکست‌ها و اشتباهاتتان کنار بياييد تحقيقي در مورد زندگي افراد موفق داشته باشيد يا اگر در اطراف خود انسان‌هاي موفقي را مي‌شناسيد از آنها بپرسيد با شکست چگونه رويارو شده‌اند. تمامي اين افراد به شما خواهند گفت که در زندگي چيزي به نام شکست وجود ندارد و تمام اشتباهات نوعي تجربه ارزشمند محسوب مي‌شود. مادامي که دچار اشتباه نشويد نمي‌توانيد مسير درست موفقيت را بيابيد. 


تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394
بازدید : 340
نویسنده : sina95

 

همه ما آرزو داریم کارهای بزرگ انجام دهیم و صاحب عالی ترین وضعیت ها باشیم. با این وجود بسیاری از ما به نتایج مطلوب خود دست نمی یابیم. شکایت می کنیم که موفقیت کافی در زندگی مان نداریم.

اما آن چه که باید درک کنیم و به ذهن بسپاریم این است که بزرگی در درون تمامی ما وجوددارد. این ما هستیم که باید آن را از درون خود بیرون بکشیم. صرف نظر از شرایط شخصی، جو اقتصادی و دسترسی به منابع، این درک به ما کمک می کند تا به این نکته پایبند باشیم که هر یک از ما بیش از آن چه که فکر می کنیم قدرتمند هستیم.

همه ما این توانایی را داریم که در زندگی مطلوب خود را بسازیم. تنها باید بدانیم که چگونه آن را انجام دهیم. آیا فرمول دقیقی وجود دارد؟ خیر. اما جنبه های خاصی وجود دارند که افراد موفق به نمایش می گذارند و هرکسی می تواند آن را انجام دهد. آن ها نمی توانند جهش آغازین زندگی تان باشند و آن چه را که برای زندگی تان می خواهید، جذب کنند. به سختی می توانید فرد موفقی را بیابید که از این 7 نکته پیروی نکرده باشد:

1- مسوولیت زندگی خود را کمتر از 100 درصد قبول نکنید

یکی از افسانه های فراگیر این است که شما مستحق یک زندگی عالی هستید و این که به هر حال جایی، کسی مسوول پرکردن زندگی ما با شادی مداوم، انتخاب شغلی هیجان انگیز، پرورش خانواده و ارتباطات سعادتمند شخصی خواهدبود. اما واقعیت این است که تنها یک فرد وجود دارد که مسوول کیفیت زندگی شماست. آن فرد شما هستید.

هر نتیجه ای در زندگی شما محصول اعمال شماست. درآمد، قرض، ارتباطات، سلامتی، تناسب اندام و رفتارها. آن شخصی که در آینه بر شما تاثیر می گذارد، راهنمای اصلی زندگی تان است. به او سلام کنید.

فکر می کنم هرکسی در اعماق وجود خود این نکته را می داند اما فکر می کند می تواند یاری کند. بسیاری از افراد با فکر کردن به عوامل بیرونی که منبع خطا، ناامیدی و عدم شادی هستند، زندگی خود را تباه می کنند. اما حقیقت این است که عوامل بیرونی تعیین کننده زندگی شما نیستند. شما کنترل کامل روی کیفیت زندگی خود دارید.

افراد موفق برای افکاری که دارند، تصاویری که در ذهن می بینند و اعمالی که انجاممی دهند، کاملا مسوول هستند. آن ها وقت و انرژی خود را برای سرزنش کردن و شکایت تلف نمی کنند. آن ها تجربیات خود را ارزیابی می کنند و تصمیم می گیرند که آیا نیازی به تغییر آن ها هست یا نه. آن ها با شرایط سخت رو به رو می شوند و به منظور خلق زندگی مطلوب خود خطر می کنند.

2- برای این که چرا در این وضعیت هستید دلیل روشنی داشته باشید

باور من این است که هریک از ما با هدفی به دنیا آمده ایم. شاید شناسایی، تصدیق و احترام به این هدف از مهم ترین کارهای افراد موفق است. آن ها برای درک این که برای انجام چه کاری این جا هستند وقتی می گذارند و سپس با اشتیاق و انرژی آن را دنبال می کنند. اگر نمی دانید که قرار است چه کاری انجام دهید، به نشانه های اطراف خود دقت کنید. کمک و راهنمایی خواستن از دیگران مفید است؛ اما فراموش نکنید که روی خود متمرکز شوید. رفتارهای تان، گرایش ها، علایق و بی علاقگی ها و تجربیات زندگی تان.

آن چه را که کارآیی دارد یا کارآیی ندارد، بشناسید. اگر لازم است تمامی آن ها را بنویسید. با آن چه که کشف خواهید کرد، شگفت زده خواهیدشد.

3- تصمیم بگیرید که چه می خواهید

به نظر ساده می رسد، اما مشکل اینجاست: بسیاری از افراد را می بینیم که بسیار پرمشغله هستند، اما راضی نیستند و احساس نمی کنند که کار مطلوبی انجام می دهند. آن ها از نظر جسمی خسته اند، از نظر روحی خشک هستند. بسیار از آن چه که دوست دارند باشند دورند. گویی روی تردمیل می دوند و به سرعت به ناکجا می روند. چرا؟ زیرا آن چه را که می خواهند طراحی نکرده اند و بعد برای رسیدن به آن گام برنداشته اند.

به جای شناسایی اهداف خاص، مراحل مهم و رویاها (منظورم رویاها و اهداف بزرگ است) خود را با کارهای روزمره و پرداختن به امور بی اهمیت سرگرم می کنند. در پایان هم... می توانید حدس بزنید... انرژی زیادی را هدر می دهند. در ضمن، دیگر الهاماتی ندارند و با وجودشان در ارتباط نیستند و یک زندگی نامتعادل را تجربه می کنند.

یکی از مهم ترین دلایل این که چرا بسیاری از افراد به آن چه می خواهند نمی رسند این است که تصمیم نگرفته اند که چه می خواهند. آن ها آرزوهای خود را به روشنی و با جزییات دقیق تعریف نکرده اند. موفقیت از نظر شما چگونه است؟ تعریف همه از موفقیت یکسان نیست و نباید هم باشد.

اجازه ندهید که احساسات متمایل به زشتی و سیاهی، مانعی در برابر بزرگ آرزوکردن تان باشد. به محض این که در رویایی بزرگ غرق می شوید و واقعا آن را دنبال می کنید، ذهن ناخودآگاه خلاق تان با ایده هایی بی نظیر برای تحقق آن ظاهر می شود. جذب افراد، منابع و موقعیت های موردنیاز برای تحقق رویای تان را آغاز خواهید کرد. رویاهای بزرگ نه تنها الهام بخش هستند، بلکه دیگران را وا می دارند که نقشی بزرگ ایفا کنند.

 
4- باور داشته باشید که امکان پذیر است

در گذشته دانشمندان بر این باور بودند که انسان به به اطلاعاتی که از دنیای بیرون ذهن جریان می یابند، پاسخ می دهند. اما امروز دریافته اند که برعکس، ما به آن چه که ذهن، براساس تجربیات گذشته انتظار رخ دادنش را دارد، پاسخ می دهیم. درواقع ذهن دستگاهی بسیار قدرتمند است؛ می تواند هرچیزی را که می خواهید در اختیارتان قرار دهد. اما شما باید باور کنید آن چه که می خواهید امکان پذیر است.

همچنان که در باور کردن خود گام بر می دارید، صدای بخش شکایت کردن را به حداقل برسانید. به آن چه که درباره اش شکایت می کنید دقت کنید. چاق هستم. خسته ام. از قرض خلاص نمی شوم. شغل بهتری نمی یابم. ارتباطم با پدرم را نمی توانم تحمل کنم. هرگز نیمه گمشده ام را نمی یابم. شکوه ها و شکایت های خود را بررسی کنید. احتمال بسیار زیادی وجود دارد که بتوانید کاری برای آن ها انجام دهید. آن ها در مورد افراد دیگر، چیزهای دیگر یا وقایع دیگر نیستند. آن ها درباره شما هستند.

5- خود را باور داشته باشید

اگر می خواهید در خلق زندگی رویایی تان موفق باشید، باید باور داشته باشید که توانایی تحقق بخشیدن به آن را دارید. نام آن را احترام به خود، اعتماد به نفس یا تایید خود یا هرچیز دیگری که بگذارید، باوری عمیق است که نسبت به آن دارید. توانایی ها، منابع داخلی، استعدادها و مهارت ها برای خلق نتیجه ی رویایی تان.

تصمیم بگیرید که باور دارید که تمام تجربیات خود را خلق می کنید. خودتان، موفقیت را تجربه خواهید کرد و همین شما درد، تلاش و ستیز را نیز تجربه خواهیدکرد. کمی عجیب به نظر می رسد، اما قبول این سطح از مسوولیت، قدرت بخش است. بدین معنی ست که شما می توانید کاری انجام دهید. تغییر ایجاد کنید و هرچیزی باشید برخورد با موانع تنها بدین معنی ست: تپه ای کوچک برای جهش از روی آن.

6- تبدیل به منفی نگر معکوس شوید

این نکته رک و بی پرده است: تصور کنید که چقدر موفقیت آسان تر می شد اگر همیشه از جهان انتظار داشتید که از شما پشتیبانی کند و موقعیت هایی را برای تان فراهم سازد. افراد موفق فقط همین کار را می کنند.

7- قدرت هدف گذاری را آزاد و رها بگذارید

متخصصان علم موفقیت می دانند که مغز ارگانیسمی هدف جوست. هر هدفی که به ذهن ناخودآگاه خود می دهید، شب و روز کار می کند تا به آن برسد. به منظور درگیرکردن ناخودآگاه تان، هدف باید قابل ارزیابی باشد. وقتی هیچ معیاری برای ارزیابی وجود ندارد، تنها چیزی که می خواهید یک آرزو، یک ترجیح یا یک ایده خوب است.

گاهی فقط نیاز داریم که یک  هدف اولیه تعیین کنیم تا راه را آغاز کنیم و این خوب است. حداقل کمی فعالیت به همراه دارد تا به آن برسیم. قدم اول می تواند تغییری فوری در حوزه خاصی از زندگی تان باشد. آیا از چیزی که هم اکنون در حال رخ دادن است خشنود هستید؟ برای مطلوب تر کردن آن درخواستی نکنید و با خودتان قدمی بردارید تا تغییری ایجاد کنید.

ممکن است ایجاد تغییر برایتان ناراحت کننده و دشوار باشد. شاید مجبور باشید که وقت، پول و یا تلاش بیشتری صرف کنید. شاید کسی بخاطر آن ناراحت شود و یا باعث شود که از تصمیم خود احساس بدی داشته باشید، شاید تغییر دادن دشوار باشد و یا موقعیتی را از دست بدهید، اما ادامه دادن انتخاب شماست، پس چرا به شکایت ادامه می دهید؟ یا می توانید برای آن کاری بکنید یا نه. انتخاب شماست و برای انتخاب خود مسئول هستید.

اکنون زمان برنامه ریزی گامهای بعدی برای ادامه حرکت و پیشروی سریعتر رسیده است.

آیا این فکر که می توانید زندگی خود را تبدیل به آن چیزی کنید که می خواهید باشد، احساس آسودگی به همراه ندارد؟ آیا شگفت انگیز نیست که موفقیت هایتان به شخص دیگری بستگی ندارد؟

بنابراین اگر لازم است که تنها یک کار انجام دهید تا امروزتان با دیروز فرق داشته باشد، چنین عمل کنید: مسئولت 100% تمامی جوانب زندگی تان را برعهده بگیرید. برای ایجاد تغییر تصمیم بگیرید، هر بار یک قدم. وقتی فرایند را آغاز کردید، کشف خواهید کرد که با کنترل افکار، تصویرسازی ذهنی و اعمال خود می توانید به آن چه که می خواهید دست یابید.

تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394
بازدید : 405
نویسنده : sina95

 اگر فردی در سه مورد از مراحل زندگی مانند شغل، تحصیل، خانواده و مسائل اجتماعی اختلال در کارکرد داشته باشد به عنوان بیمار افسرده تلقی می‌شود.‏

کمبود اشتها، کم خوابی، پرخوابی، اضطراب، احساس غمگینی و تمایل به گریه، لذت نبردن از زندگی، مشکلات در تصمیم‌گیری، احساس بد داشتن نسبت به خود، وسواس و احساس شکست از علایم بارز افسردگی است که ممکن است به مرور زمان در بیمار افزایش یابند.‏

 تحقیر شدن از جانب اطرافیان، تلقین باورهای اشتباه و منفی به خود، وجود شکست‌های متعدد در زندگی و داشتن والدین افسرده باعث افزایش افسردگی در آینده و آسیب رسیدن به بیمار شود.‏ این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران تغییر در فعالیت و کسب انرژی بیمار را یکی از عوامل بروز افسردگی در بیمار دانست و اظهار کرد: بی‌حالی، بی‌انگیزه بودن، از دست دادن علاقه برای انجام فعالیت‌ها، نداشتن تمرکز، عدم برنامه‌ریزی برای ادامه زندگی، کاهش انرژی، خستگی و سستی عوامل موثری در کاهش انرژی بیمار برای ادامه فعالیت‌های روزمره است.‏ غفارتبریزی کم خونی را در بروز بیماری افسردگی بسیار موثر دانست و گفت: اگر بیمار درمان نشود ممکن است که در سبک زندگی فرد تغییر ایجاد شود و به تدریج نشانه‌های ابتلا به افسردگی فرد بدتر و شدیدتر هم شود.‏

 همچنین والدین به نشانه‌های افسردگی در فرزند خود بیشتر دقت کنند. ایجاد برنامه‌های شاد در رسانه و استفاده از رنگ‌های شاد در پوشش باعث می‌شود آمار افسردگی در کشور کاهش یابد و امید به زندگی بالا رود.‏


تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394
بازدید : 422
نویسنده : sina95

 



براي اغلب ما كار آساني نيست. از همان بچگي به بسياري از ما ياد داده‌اند كه بدون ميل‌مان عروسك مورد علاقه خود را به كودكان ديگر دهيم يا به‌خاطر خواهر يا برادر كوچك‌ترمان، بي‌خيال ديدن برنامه موردعلاقه‌مان شويم و كنترل تلويزيون را به او بسپاريم. 

براي مايي كه اين‌طور بزرگ شده‌ايم، نه گفتن به دوستان، همكاران يا حتي همسر در بزرگسالي هم آسان نيست. مهم نيست چقدر حق با ماست و مهم نيست چقدر پاسخ منفي كه در ذهن‌مان چرخ مي‌زند را درست مي‌دانيم؛ اغلب ما تصور مي‌كنيم نه گفتن به كساني كه دوست‌شان داريم، يعني آسيب زدن به احساسات‌شان و خراب كردن رابطه‌‌اي كه براي ساختنش سال‌ها انرژي گذاشته‌ايم. براي پاك كردن همه اين پيش‌فرض‌هاي نادرست، در اين مطلب آداب «نه» گفتن را به شما آموزش مي‌دهيم و در صفحه بعد براي‌تان روشن مي‌كنيم كه در چه شرايطي بدون عذاب وجدان مي‌توانيد به همسر‌تان نه بگوييد.

فلسفه نبافيد

شايد به‌خاطر به‌دست آوردن دل طرف مقابل‌تان، حسابي مقدمه‌چيني كنيد و با گفتن يك «نه» صريح دل او را نشكنيد اما اين يكي از بزرگ‌ترين مشكلاتي است كه فرهنگ‌مان آن را به ما تحميل كرده و به بهانه آسيب نزدن به ديگران، فرصت مشخص كردن تكليف و گفتن نه قاطعانه را از ما گرفته است. اگر مي‌خواهيد به كسي نه بگوييد، كمي چاشني براي آرامش دادن به او به كلام‌تان اضافه كنيد اما نگذاريد حاشيه‌هايي كه به‌خاطر نشكستن دل او به كلام‌تان وارد مي‌كنيد، اصل مطلب را زير سوال ببرد و امكان درك كردنش را از شنونده بگيرد. مطمئن باشيد كه سرريز كردن اين چاشني‌ها در بسياري موارد امكان درك كردن موضوع را از بين مي‌برد و باعث مي‌شود كه فرد مقابل متوجه «نه» بودن پاسخ از سوي شما نشود.

نقطه بگذاريد

اگر فرد مقابل‌تان قاطعيت را در كلام شما نبیند، بعيد است كه به «نه»‌اي كه مي‌گوييد قانع شود و پرونده را مختومه تصور كند. در صورتي كه شما به‌خاطر مهربان بودن با او يك «نه» دلنشين تحويلش دهيد، شاهد تلاش‌هاي بعدي‌اش براي قانع كردن خود خواهيد بود و حتي ممكن است گاهي شاهد ناديده گرفتن حرف‌تان از سوي او باشيد. پس به‌خاطر دو تا نشدن حرف‌تان يك نه قاطع بگوييد و خيال هر دو طرف را راحت كنيد.

شخصيتش را زير سوال نبريد

گفتيم كه بايد قاطعانه نه بگوييد اما حتما مي‌پرسيد چطور مي‌توان قاطع بود اما دل كسي را نشكست. چاره‌اش متمركز شدن روي موضوع به جاي فرد است. بسياري از ما ميانه‌‌اي با انتقاد نداريم و وقتي كسي كارمان را نقد مي‌كند تصور مي‌كنيم كه شخصيت‌مان را زير سوال مي‌برد. در مورد نه گفتن هم ماجرا به همين ترتيب است. اغلب كساني كه پاسخی منفي در مورد يكي از ايده‌ها يا پيشنهادات‌شان مي‌شنوند، تصور مي‌كنند كه فرد مقابل به شخصيت آنها نه مي‌گويد و بي‌ارزش يا پراشتباه تلقي‌شان مي‌كند. درحالي‌كه اگر تنها در مورد موضوع مورد نظر و نه فرد مقابل‌تان صحبت كنيد و براي فرد مقابل‌تان روشن كنيد كه به درخواست او «نه» مي‌گوييد نه به رابطه دوستي‌تان و نه به شخصيت او، مشكل را تا اندازه زيادي حل كرده‌ايد.

مراقب نقاط حساس باشيد

هر كدام از ما حساسيت‌هايي داريم؛ نقطه‌هايي كه روي شخصيت ما جا خوش كرده‌اند و گاهي هم خودمان و هم ديگران را آزار مي‌دهند. وقتي مي‌خواهيد به كسي نه بگوييد، مراقب باشيد به‌خاطر دست گذاشتنش روي نقطه‌هاي حساس شخصيت‌تان پاسخ شما را تغيير ندهد. تهديد، اشك ريختن و برانگيختن احساسات يا دادن وعده‌هاي خوشايند، رايج‌ترين راه‌هايي هستند كه افراد براي تغيير پاسخ‌تان به كار مي‌گيرند؛ مراقب باشيد شما در اين تله‌ها نيفتيد و قبل از صحبت كردن در مورد موضوع با فرد مقابل‌تان، تكليف را با خود‌تان روشن كنيد. اگر احساس مي‌كنيد موفق نمي‌شويد، فهرستي از نقاط ضعف‌تان را روي كاغذ بنويسيد و قبل از شروع مذاكره، احتمالات را بررسي كنيد و راهي براي مقاومت كردن در برابر آنها پيدا كنيد.

 


شرمنده نباشيد

حسي كه شما نسبت به پيام‌تان داريد، نگاه ديگران به پيام شما را تغيير مي‌دهد. اگر احساس ضعف كنيد و به‌خاطر «نه»‌‌اي كه از نظر‌تان درست است شرمنده باشيد، ديگران هم انتظار شرمسار بودن را از شما خواهند داشت، به همين دليل بهتر است قبل از نه گفتن دلايلي كه براي دادن پاسخ منفي داريد را با خود‌تان مطرح كنيد و با پشتوانه منطقي قوي سراغ فرد مقابل‌تان برويد.

مي‌دانيم كه مي‌خواهيد به فرد مقابل‌تان هم فكر كنيد، اما هيچ وقت خود‌تان را به‌دلیل جواب منفي كه مي‌خواهيد بدهيد در مقام ضعف قرار ندهيد. اگر كسي كه قرار است نه را از شما بشنود ضعف را در صداي‌تان احساس كند يا در چشم‌هاي‌تان ببيند، ديگر شما را جدي نمي‌گيرد. اما مراقب باشيد تلاش‌تان براي تلطيف نكردن جواب منفي‌تان، شما را بيش از حد خشن نشان ندهد. دليلي براي خشونت نيست؛ شما تنها مي‌خواهيد يك «نه» منطقي بگوييد! پس آرامش‌تان را حفظ كنيد.

اميد بيهوده ندهيد

مي‌ترسيد با گفتن «نه» دل او را بشكنيد؟ شايد به‌خاطر همين بخواهيد به او بيهوده اميد دهيد و با دادن وعده‌هايي كه خود‌تان مي‌دانيد هرگز عملي نمي‌شود براي آرامش دادن به او تلاش كنيد. شايد بخواهيد با اميدوار كردن او كمي زمان بخريد و دل‌گرمش كنيد، اما بايد بدانيد كه اين بدترين شيوه نه گفتن است. شما قرار نيست به‌خاطر يك جواب منفي منطقي، شرمنده باشيد، احساس گناه كنيد و به دنبال راهي براي جبران كردن باشيد. شما به كسي ظلم نمي‌كنيد؛ تنها جوابي كه به نظر‌تان درست است را مي‌دهيد.

به دنبال جبران نباشيد

باز هم بايد تاكيد كنيم شما كسي را آزار نداده‌ايد و به كسي ظلم نكرده‌ايد! تنها نظر‌تان را در مورد يك موضوع گفته‌ايد يا به كاري كه از نظر‌تان درست نيست نه گفته‌ايد! پس دليلي ندارد كه به‌دنبال جبران اين موضوع با باج دادن به فرد مقابل‌تان باشيد. اگر به همسايه‌تان كه خواسته اتومبيل شما را قرض بگيرد نه گفته‌ايد، دليلي ندارد برايش شله زرد بپزيد و دوستي‌تان را به او ثابت كنيد.

اگر به همكار‌تان كه هميشه انتظار دارد كارهايش را انجام دهيد نه گفته‌ايد، دليلي ندارد برايش كادو بخريد تا از دلش در بياوريد. شما به‌خاطر جواب منطقي و بدون خشم و غضبي كه داده‌ايد، نيازي نيست به‌دنبال جبران باشيد.

 

به فرزند‌تان مهارت «نه» شنيدن را هديه دهيد

اگر مي‌خواهيد شنيدن «نه» در سال‌هاي بعد، زندگي را براي فرزند‌تان سخت و آزار‌دهنده نكند، از همين امروز بايد مهارت شنيدن پاسخ منفي و كنار آمدن با آن را به او آموزش دهيد. اولين و مهم‌ترين قدمي كه بايد ‌برداريد، مشروط نكردن محبت‌تان نسبت به او است. با رفتار خود به فرزند‌تان نشان دهيد كه حتي اگر اشتباهي كند، تنها به‌خاطر اشتباهش دلگير مي‌شويد و همه محبت‌تان را از او دريغ نمي‌كنيد.

به او بگوييد كه در خانه شما چيزي به عنوان «بچه خوب و بد» وجود ندارد، بلكه تنها «كار خوب و بد معني دارد» و وقتي اشتباهي مي‌كند، كل شخصيتش در نظر شما زير سوال نمي‌رود. اگر فرزند‌تان بفهمد كه انجام يك كار اشتباه به معناي از دست دادن محبت ديگران نيست و شنيدن نه نشانه دريغ كردن محبت از او نيست، در آينده هم با انتقادهاي ديگران بهتر كنار مي‌آيد و راحت‌تر پاسخ منفي آنها را مي‌پذيرد.

تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394
بازدید : 404
نویسنده : sina95

 

 اطراف تان را خوب بنگرید و افرادی را بیابید که موفقیت چشمگیری داشته اند. آیا می دانید چرا این افراد را موفق می دانیم؟ تفاوت چنین افرادی با دیگران در چیست؟ آیا آنها موفق به دنیاآمده اند یا اینکه خوشان عامل این موفقیت بوده اند؟

همه انسان ها در چرخه ای از اعتقادات و نتایج زندگی می کنند؛ اعتقادات و نتایجی که به هم ربط دارند. در نتیجه می توان گفت شما آنچه هستید که به آن اعتقاد دارید. حالا باید دید که چه عاملی باعث ایجاد اعتقادات شما شده است؟ درس حدس زدید؛ این افکار شما هستند که اعتقادات شما را تشکیل می دهند.

تفکر مثبت، آغاز راه تحول است

* باورهای شما، احساسات شما را در هر موقعیتی مشخص می کنند؛ زیرا باورهای شما برخوردتان نسبت به موقعیت ایجاد شده را تعیین می کنند.

* احساسات به وجود آمده متاثر از نوع باور، به عملکرد شما منجر خواهندشد؛ خواه این عملکرد و نتیجه مثبت باشد و خواه منفی.

* عملکرد موفق یا ناموفق شما، به موفقیت یا شکست همان نتیجه ای که گفته شد، منجر می شوند.

در این چرخه، افکار ما منشأ اصلی باورها، احساسات، عملکرد و نتیجه هستند.

عامل اصلی موفقیت فردی چیست؟ اعتقاد فرد به موفقیت؟ احساساتی که در مسیر موفقیت ایجاد می شوند یا عملکرد فرد؟

برخی افراد معتقدند این باورها هستند که باعث موفقیت یا شکست ما می شوند. اگر فقط باور داشته باشیم فرد موفقی هستیم پس موفق خواهیم بود چون اعتقادی راسخ داریم. عده ای تصور می کنند فقط احساسات باید تحریک شوند و ما باید براساس آنها گام به گام پیش برویم تا به موفقیت برسیم. برخی دیگر باور دارند چیزی جز عملکرد درست، باعث پیروزی نخواهد شد.

به راستی عامل اصلی رسیدن به موفقیت چیست؟ باور ما به پیروزی؟ عملکرد ما برای پیروز شدن؟ یا احساسات ما؟

به طور کلی، نگرش یا همان افکار ما، موجب پیروزی یا شکست ما می شوند. داشتن تفکری مثبت یا منفی، به نتیج دلخواه یا ناخوشایند منجر می شود. این ما هستیم که برای اهداف و نتایج زندگی مان تصمیم می گیریم. اگر تفکری مثبت داشته باشیم، محکوم به پیروزی هستیم و اگر تفکری منفی داشته باشیم، محکوم به شکست!

بنابراین افکارمان را درست انتخاب کنیم تا جزو همان افراد موفق باشیم. این افکار ما هستند که آینده ما را رقم می زنند!

 


کلید موفقیت، داشتن تفکر مثبت است!

آنگلو می گوید: «اگر نتوانستید چیزی را عوض کنید، مهم نیست؛ طرز تفکرتان را عوض کنید!»

هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم، برای 24 ساعتی که پیش رو داریم، برنامه ریزی می کنیم. در واقع تصمیم می گیریم چه کاری را انجام دهیم و چه کاری را انجام ندهیم. این ما هستیم که می توانیم فرصت های پیش آمده را به موفقیت تبدیل کنیم. پس می دانیمن چگونه موانع زندگی مان را از میان برداریم یا از آنها عبور کنیم.

اگر قرار باشد با هر تصمیمی به موفقیت برسیم، یعنی اینکه قدر تک تک فرصت هایمان را می دانیم و با تفکری مثبت تصمیم می گیریم و گام برمی داریم. آیا می دانید چگونه می توان با افکاری مثبت، فرد موفقی بود؟ در اینجا شما را با ویژگی های افکار مثبتی که به موفقیت منجر می شوند، آشنا خواهیم کرد:

1- تفکر مثبت و اهداف

برای رسیدن به موفقیت لازم است اهداف تان را تنظیم کنید، چه اهداف بلندمدت و چه اهداف کوتاه مدتی که ذهن شما را درگیر کرده است. هنگامی که این اهداف وجود دارند باید کاری کنید تا به آنها برسید و چیزی که باعث عملی شدن آنها می شود، تفکر مثبت شما به اهداف تان است.

تفکر مثبت در مراحلی که برای رسیدن به هدف خود طی می کنید، مهم است. کوشش و تلاش شما، باید با نگاه و نگرشی مثبت همراه باشد. در چنین حالتی، نگرش و باور مثبت شما «برانگیزاننده» و «موتوری محرک» برای رساندن شما به اهداف تان می شود.

وقتی به کمک تفکر مثبت موفقیت خود را در ذهن تان شبیه سازی و تصویرسازی می کنید «احساس» خوبی در شما ایجاد می شود. کیفیت این احساس خوب، به قدرت و تجربه شما از حواس پنگانه بازمی گردد. هر چه در تجسم خود با تفکر مثبت، لذت رسیدن به اهداف تان را احساس کنید، بر میزان موفقیت شما افزوده می شود؛ بنابراین اجازه ندهید عظمت اهداف و سختی های رسیدن به هدف هایتان جلوی شما را بگیرد و سرعت شما را کاهش دهد.

سعی کنید با هر قدمی که برمی دارید به نتیجه نهایی که همان رسیدن به هدف است فکر کنید، در حالی که به هدف خود نزدیک و نزدیکتر می شوید. گام برداشتن با تفکری مثبت، ناهمواری ها و کاستی های راه را برایتان آسان و آسان تر می کند.

2- تفکر مثبت و سلامتی

حتی اگر تفکری مثبت داشته باشید، عاملی مخرب به ناماضطراب می تواند مانع رسیدن شما به موفقیت شود. به جای نگاه کردن به مشکل پیش رو و یاد کردن آن به عنوان عاملی ناامیدکننده و ترس از آن، می توانیدآن را به مبارزه بطلبید. بی شک عبارت معروف: «بترس و اقدام کن!» را شنیده اید؟ تفکر منفی علاوه بر ترساندن یا دیر رساندن شما به موفقیت، باعث بروز بیماری های جسمانی در شما هم می شود. تفکر منفی عاملی مُسری است که حضور آن در ذهن تان شما را از مسیر موفقیت دور می کند. تفکر مثبت می تواند کلیدی برای رسیدن به موفقیت، سلامت و طول عمر شما باشد؛ پس، از آن غافل نشوید.

 


3- تفکر مثبت و تاثیر آن بر دیگران

همانطور که گفته شد، تفکر مثبت مُسری است. فرض کنید که شما یک فروشنده، معلم، مهندس یا مدیر هستید. اطرافیان شما با فردی روبرو می شوند که می دانند در کار خودش انسانی موفق است؛ بنابراین احساس «اعتماد» آنها به شما چند برابر می شود. می دانند با فردی صحبت می کنند که به کار خودش اعتماد دارد و به خواسته های آنها گوش می دهد.

مخاطبان شما تعامل و تاثیر موفقیت آمیزی را تجربه می کنند. در واقع مردم با تفکر و خلق و خوی شما ارتباطی مستقیم دارند و این فرمولی برای موفق بودن محسوب می شود.

4- تفکر مثبت و کار گروهی

اگر قصد دارید انسان موفقی باشید، باید از افکار و رفتارهای منفی دیگران دور بمانید؛ اما چگونه می توان این کار را انجام داد؟ اول اینکه دیگران را به خاطر مسائلی که رخ داده است سرزنش نکنید؛ بلکه مانند یک راهنما به آنها کمک کنید تا مشکلات خود را از میان بردارند و به موفقیت برسند.

ذاگر با دقت بیشتری به موضوع نگاه کنید متوجه می شوید که شما هم به موفقیت رسیده اید چون به افرادی کمک کرده اید که عامل موفقیت شما شده اند. همکاری با فردی که سعی دارد موفق شود، بزرگترین موفقیت شما هم محسوب می شود. تفکر مثبت، به موفقیت در گروه های کاری، خانوادگی و اجتماعی منجر شده و چه بسا قدمی در راستای صلح جهانی باشد!

همرازم، با نیروی مثبت، زندگی سرشار از شادی برای خود بساز!


تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394
بازدید : 389
نویسنده : sina95

 

 

در چند روز آینده شیوه صرف زمان خود را زیر نظر بگیرید. با خودتان رک و رو راست باشید، چه مقدار زمان برای چک کردن شبکه‌های اجتماعی می‌گذارید؟
zoomit.ir - امین فیض پور: آیا همیشه دیر به قرار ملاقات‌های خود می‌رسید؟ تا به حال شده ساعت‌ها زمان در دفتر خود صرف کنید اما هیچ کاری را به سرانجام نرسانید؟ ۲۴ ساعت روز را زمان کمی برای انجام کار‌های روزمره خود می‌دانید؟ اگر جواب هر کدام از این سوال‌ها برای شما مثبت است، پس باید یاد بگیرید چگونه زمان را بهتر مدیریت کنید. در ادامه مطلب ۱۰ نکته و راهنمایی درباره این موضوع به شما خواهیم رساند.

۱. بررسی شیوه صرف زمان

برای اینکه یاد بگیرید چگونه وقت خود را بهتر مدیریت کنید، باید اول از همه متوجه نقطه شروع کار خود باشید. در چند روز آینده شیوه صرف زمان خود را زیر نظر بگیرید. با خودتان رک و رو راست باشید، چه مقدار زمان برای چک کردن شبکه‌های اجتماعی می‌گذارید؟ چه زمان‌هایی بیشتر از همه اوقات در روز بهره‌وری بالایی دارید؟ نرم‌افزار‌هایی همچون RescueTime به صورت خودکار می‌توانند استفاده شما از اینترنت را پیگیری کنند، در همین حال نرم‌افزاری عالی همچون Toggle اطلاعات زندگی آفلاین شما را زیر نظر می‌گیرد.


 

۲. نصب تقویم دیواری

همه ما در دفتر‌های خود و درون کامپیوتر‌ها تقویم داریم. اما یک تقویم دیواری قابل پنهان شدن از دید شما نیست و با وجود آن‌ها در محل کار همیشه تاریخ قابل مشاهده است. این تقویم دیواری را جایی نصب کنید که قابل دیدن باشد (پشت سر خود نگذارید) و تاریخ‌های مهمی که در ماه باید به یاد داشته باشید را واضح علامت بزنید. اینگونه شما می‌توانید تاریخ و گذشت روز، هفته و ماه را کنترل کنید و هیچ رویداد مهم در آینده فراموش نمی‌شود.

۳. برنامه‌ریزی برای کل روز

قبل از اینکه هر شب به خانه بروید، برنامه کار‌هایی که باید فردا انجام دهید را مشخص کنید. تو دو لیست نسازید و به جای آن دو وظیفه مهم و با اولویت خود را مشخص کنید تا فردا با تمرکز بیشتر آن‌ها را تکمیل یا به سمت تکمیل شدن ببرید. چرا فقط دو وظیفه اولویت‌دار؟ زیرا دو وظیفه حتی با یک وقفه یک روزه بالاخره انجام شدنی هستند و زمانی که آن دو را به سرانجام برسانید، به پیدا شدن حس بهره‌ور بودن درون شما کمک می‌کنند.

۴. چک نکردن دائم ایمیل‌ها

۱۰ نکته برای مدیریت بهتر زمان و بالا بردن بهره‌وری هنگام کار (ناقص)

آیا هر زمان که روی صندلی خود در دفتر می‌نشینید، شروع به چک کردن ایمیل‌های تازه می‌کنید؟ اینکار شما را به درون کار‌های پیچیده دیگری سوق می‌دهد و در نهایت با خراب کردن برنامه شما، تمام نقشه‌هایی که دیشب کشیده بودید را به تاخیر می‌اندازد. ساعت‌های اولیه روز خود را روی وظایفی قرار دهید که بیشترین اولویت و اهمیت را دارند. از این طریق پیشرفتی در کار خود خواهید دید و بعدا نیز با احتمال بیشتری برمی‌گردید و کار خود را تکمیل می‌کنید.

۵. زمانی برای ارتباط با دیگران

تمرکز در زمانی که دائم گوشی شما زنگ می‌خورد، ایمیل دریافت می‌کنید یا دیگران با یکدیگر صحبت می‌کنند، بسیار سخت است. ۳۰ دقیقه از زمان کار هر روز خود را برای برقراری ارتباط با دیگران بگذارید. پس از آن در کمال تعجب می‌توانید کارهایی بیشتری را تکمیل کنید.

۶. بستن در‌ها

اگر یک دفتر مخصوص خود دارید، در زمان نیاز از بستن در و گذاشتن یک علامت «مزاحم نشوید» بر روی آن نترسید. اگر نیاز هست با تلفن درخواست‌های ملاقاتی که در زمان‌های حساس می‌شود را رد کنید یا مودبانه از همکار‌های خود بخواهید بعدا پیش شما بازگردند یا بعدا به آن‌ها سر بزنید. زمانی که در حال کار حساس و مهم خود هستید، در‌ها را بر روی اینترنت هم ببندید و نگذارید حواس شما را پرت کند. اپلیکیشن‌هایی همچون Freedom یا Self-Control کمک می‌کنند تا از هر دو مورد جلوگیری کنید.

۷. زمانی برای کار نکردن

وقفه در بین کار آزار دهنده است اما گاهی اوقات ضروری می‌نماید. شاید چیزی به توجه آنی شما نیاز داشته باشد یا ممکن است یک جلسه ناگهانی آغاز شود. لازم نیست با برنامه ریزی دقیقه به دقیقه روز خود را نابود کنید، به جای آن، انتظار انجام کار واقعی به مدت ۴ تا ۵ ساعت در روز را از خود داشته باشید و باقی وقت را به رفع پیش‌آمد‌ها مشغول شوید.

۱۰ نکته برای مدیریت بهتر زمان و بالا بردن بهره‌وری هنگام کار

۸. ادغام وظایف مشابه

زمانی که به ناحیه محل کار خود وارد می‌شوید، سعی کنید وظایف مشابه را با هم انجام دهید. با اینکار حجم کاری که باید در طول روز انجام دهید ناگهان کاهش پیدا می‌کند و تمرکز بر روی وظایف اصلی در محل کار بیشتر می‌شود.

۹. مراقبت از سلامتی

تا به حال شده شب‌ها تا دیر وقت کار کنید و فردای آن روز خسته و بی‌حوصله روز کاری خود را شروع کنید؟ خواب مناسب و کافی، غذا خوردن با برنامه و ورزش قطعا بهره‌وری شما را افزایش خواهد داد. مراقب سلامتی خود باشید.

۱۰. توجه به ریتم زندگی

به قدم اول بازمی‌گردیم، چه زمانی شما بیشترین و بالاترین مقدار بهره‌وری خود را حس می‌کنید؟ ممکن است پس از صرف یک وعده غذا یا شاید ۴۵ دقیقه پس از خوردن چایی یا قهوه صبحگاهی. با توجه به تجربه روزانه خود سعی کنید اوقات حداکثر بهره‌وری خود را پیدا و از آن برای پیشرفت و انجام کار‌هایی مهم و حساس استفاده کنید. برای زمان‌های حداکثر بهره‌وری خود برنامه ریزی کنید و با انرژی زیاد کار‌های خود را انجام دهید. بهتر است کار‌های روتین و روزمره را بگذارید برای زمان‌هایی که بهره‌وری شما کاهش پیدا کرده است.

تاریخ : چهارشنبه 19 فروردین 1394
بازدید : 293
نویسنده : sina95

 

 عموما علت عمده کبودی یا تیرگی دور چشم ژنتیکی است که در این صورت نه بیماری محسوب و نه معضل خاصی تلقی می‌شود البته از طرف دیگر رژیمهای نامناسب غذایی هم اکثر اوقات می‌تواند باعث این وضعیت شوند به صورتی که چشمها حالت گودافتاده و تیره پیدا می‌کند.
 
 افرادی که رژیمهای نامناسب پروتئینی می‌گیرند نیز دچار کبودی اطراف چشم می‌شوند چرا که با این رژیم غلط آب بدن خود را از دست می‌دهند علاوه بر این موارد شرایط دیگری که با تقلیل آب بدن همراه باشند وجود دارد که عاملی برای تیرگی دور چشم هستند.
 
 کاهش مصرف آنتی اکسیدانها مواد ضد سرطان و التهابی موجود در سبزیجات و میوه‌ها هم می‌تواند باعث تشدید این معضل شود لذا اگر فرد تغذیه صحیح داشته به میزان کافی آب نوشیده و مصرف سبزیجات و میوه‌ها در برنامه‌ غذایی خود قرار دهد از بروز این مشکل جلوگیری کند.
 
 استفاده از کرمهایی که توسط متخصص پوست تجویز می‌شوند و اغلب حاوی مواد کلاژن ساز هستند می‌توانند در مواقعی که پای عوامل ژنتیکی در میان است موثر واقع شوند چرا که کلاژن به سلامت پوست کمک و تیرگی دور چشم را بهبود می‌بخشد.

تاریخ : چهارشنبه 19 فروردین 1394
بازدید : 328
نویسنده : sina95

 با دانستن گروه خونی خود می توانید برای افزایش سلامتی بدنتان مواد غذایی مرتبط با گروه خونی خود را مصرف کنید.


گروه O:
مفید:گوشت,دل,جیگر,میگو,روغن زیتون,انجیر خشک,هندوانه,گوجه سبز
مضر:سوسیس,کالباس,گوشت غازو کنسرو شده,خربزه,پرتقال,فندق
 
 
گروه A:
مفید: گوشت ماهی,جوجه,روغن زیتون,سویا,سبزیجات,زردآلو,گوجه سبز,آناناس
مضر: گوشت,کله پاچه,کالباس,دل,سیرابی,موز,انبه,طالبی,پرتقال
 
دم کرده گیاهی مفید چای سبز و چای آلبالو
 
گروهB:
مفید: گوشت بره,بلدرچین,گوسفند,ماهی,پنیر,شیر,موز,انگور
مضر: سوسیس, مرغ,قلوه,ژامبون,کره,خامه,نارگیل,انار
 
دم کرده گیاهی مفید دارچین,چای سیاه و سبزونعناع
 
گروهAB:
مفید: گوشت,ماهی,گیلاس,آلبالو,انگور,کیوی
مضر: جوجه,دل,بلدرچین,گاو
 
دم کرده گیاهی سنبل طیب,البالو,جین سینگ
 

تاریخ : چهارشنبه 19 فروردین 1394
بازدید : 327
نویسنده : sina95

 

 نوشیدنی‌ها و دمنوش‌های بسیاری هستند که اگر اهل تجربه کردن مزه‌های تازه باشید می‌توانید آن‌ها را در منزل تهیه کنید. یکی از آن‌ها دمنوش به است که طریقه تهیه و دم کردن آن را در ادامه توضیح داده‌ایم.
 
طرز تهیه :
به را بشویید و با رنده درشت رنده کنید. سپس آن را در یک سینی بریزید و خشک کنید.
 
وقتی رطوبت به از دست رفت، آن را داخل تابه بریزید و روی حرارت کم بگذارید و مرتب هم بزنید تا کمی تغییر رنگ بدهد و چیزی شبیه چای معمولی حاصل شود.
 
در این مرحله آن را در شیشه در بسته بریزید و هر بار یک قاشق از آن را در قوری ریخته، مانند چای دم کنید و بنوشید.
 
دمنوش به نیاز به شیرین‌کننده ندارد و بسیار آرامبخش است. همچنین می‌توانید با آبلیمو آن را بنوشید.

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید