عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 374
نویسنده : sina95

 

رابطه خواب زیاد و مرگ زودرس !!

نکته جالب توجه اینجاست که میزان مرگ و میر ناشی از بدخوابی با خطر مرگ ناشی از نوشیدن روزانه الکل برابری می‌کند.
رابطه خواب زیاد و مرگ زودرستحقیقات صورت گرفته توسط محققان انگلیسی نشان می‌دهد، خوابیدن بیش از 9 ساعت، خطر مرگ زودرس را تا سه برابر برای شخص افزایش می‌دهد.

دانشمندان دانشگاه وارویک با انجام مطالعه فراتحلیلی بر 16 پژوهش مستقل در حوزه خواب و سلامت که بیش از یک میلیون نفر نیز در آنها شرکت داشتند، دریافته‌اند که خوابیدن بیش از 9 ساعت در شب، 30 درصد خطر مرگ زودس را افزایش می‌دهد؛ همچنین افرادی که کمتر از شش ساعت در طول شب می‌خوابند، زودتر از سایر افراد با میزان خواب کافی می‌میرند!

مدت زمان لازم و تایید شده برای خواب بین هفت الی هشت ساعت عنوان شده است.

به گفته پروفسور «فرانکو کاپوچیو»، افرادی که بیش از 9 ساعت می‌خوابند، در مقایسه با افراد با میزان خواب عادی (خوش خواب)، 30 درصد بیشتر در خطر مرگ قرار دارند که این درصد برای کم خواب‌ها در مقابل خوش خواب‌ها نیز 12 درصد عنوان شده است.

نکته جالب توجه اینجاست که میزان مرگ و میر ناشی از بدخوابی با خطر مرگ ناشی از نوشیدن روزانه الکل برابری می‌کند.

کم‌خوابی یا پر‌خوابی با مشکلاتی مانند چاقی، افسردگی، بیماری‌های قلبی و عروقی، دیابت، سرطان در ارتباط است.

 ایسنا


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 297
نویسنده : sina95

 راه‌های درمان کبد چرب

• تنها پرهیز از چربی‌ها؟

• پرهیز غذاهای کربوهیدراتی که کیموس لزج غلیظ تولید کنند مانند ماکارونی, سالاد الویه, قارچ, سس سفید, پیتزا و ...

• پرهیز از مبرّدات معده و کبد(موادغذایی که مصرف آنها موجب سرد شدن طبع معده و کبد می‌کند مانند ترشی‌ها همراه با غذا و ...)

• پرهیز از خوراکی‌های قابض

موادغذایی مقوی کبد

نخود, سیب, به, انگور, کرفس, دارچین, کبر, بالنگ, زعفرا, ماش, شقاقل, زیتون, زنجبیل, زردچوبه, انجیر, کاهو, اسفناج, هویج, زرشک و کدو


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 325
نویسنده : sina95

 سلامتی و تندرستی بیش از چاقی ارزش دارد. در دوران گذشته از زمانی که وسایل راحتی بشر بیشتر شد و زندگی اداری و صنعتی، به‌وجود آمد چاقی عمومیت یافت و حتی یک ارزش به‌شمار می‌آمد. ولی در حال حاضر سلامتی بیش از چاقی ارزش دارد به همین جهت رژیم‌های غذائی و ورزش اهمیتی خاص پیدا کردند.

البته وزن هر کس طبق قد، سن، وضعیت عمومی و استخوان‌بندی او متغیر است.

راه‌های گام‌ به گام خلاص شدن از وزن اضافی:

۱. چربی‌زدائی از بدن:
هفته اول - حبوبات به‌جای گوشت‌های سرخ کرده. اگر شما بیش از حد از گوشت گوساله یا اردک و غاز استفاده می‌کنید، سعی کنید در هفته اول کم کردن مقدار یک پوند از وزن بدن خویش، به میزان نیمی از مصرف گوشت و چربی مورد استفاده، از انواع لوبیاها، عدس و حبوبات استفاده کنید. حبوبات ضمن تأمین پروتئین مورد نیاز بدن ”فیبر"های مورد نیاز بدن را تأمین و چربی آن را کم خواهد کرد.

۲. مواظب باشید:
اگر تصمیم گرفته‌اید در کلاس‌های آموزشی تمرینات آکروباتیک شرکت کنید، سعی کنید کلاس‌های مربوطه را به‌دقت و با علاقه کامل بگذارید. یکی از محققین در این باره می‌‌گوید: ”گذراندن کلاس‌ها و تمرینات مربوطه اعتماد به نفس بیشتری به شما می‌دهد و به‌علاوه، از خطرات این قبیل تمرینات می‌کاهد." تمرینات آکروباتیک به عقیده این محقق از بهترین راه‌های کاستن از وزن بدن است.

۳. بدن شما عادت می‌کند:
”فرددیک هاگرمن" استاد علوم بیولوژیکی در دانشگاه اوهایو می‌گوید: ”بدن انسان به‌طور شگفت‌انگیزی به ”عادات" پاسخ می‌دهد. پس اگر شما بدنتان را عادت داده‌اید که روزانه به‌طور مثال ده دقیقه ورزش کنید، سعی کنید این عمل شما همه روزه و به‌طور مداوم صورت بگیرد. بدن شما به این ورزش کوتاه مدت طوری عادت می‌کند که ترک عادت باعث ناراحتی و چاقی‌های موضعی خواهد شد."

۴. از خود ”انسان" دیگری بسازید:

با انجام تمرینات مداوم، پرهیز از خوردن چربی‌های مزاحم و مصرف روزانه چربی‌ها، از خود انسان تازه‌ای بسازید. ورزش مداوم و رعایت کردن تمهیدات غذائی به سلول‌های بدن شما فرصت بازسازی و دوباره‌سازی می‌دهد. ورزش در مورد جوان‌سازی یاخته‌های بدن نیز اعجاز خاص خودش را دارد.

۵. تمرینات بدنی، همه‌ جا:
وقتی برای خرید کالائی مجبور هستید در صف بایستید، در صف بانک‌ها یا اتوبوس‌های شهری، عضلات بدن به‌ویژه شکم و پاها و دست‌های خود را تکان دهید. حتی حرکت دادن عضلات مختلف بدن به مقیاس کوچک، به سوخت وساز بدن شما کمک می‌کند و تداوم این ورزش‌های کوچک، نتایج بسیار مؤثری در سلامت بدن شما به‌بار خواهد آورد.

۶. گوش کردن به موزیک و رادیو:
حین انجام تمرینات می‌توانید به موزیک ریتمیک مورد علاقه خود گوش بدهید. مهم نیست موسیقی مورد نظر چیست. آن‌چه اهمیت دارد آن است که تمرینات شما توأم با هیجان باشد و این از طریق موزیک دارای ریتم میسر است.

۷. از پروتئین سبز غفلت نکنید!
اگر تصمیم گرفته‌اید گوشت را از برنامه غذائی خود حذف کنید، به یکباره خود را از کلیه پروتئین‌های بدنساز محروم نکنید. یک لیوان لوبیای سبز حاوی هفت گرم پروتئین است، همین مقدار نخودفرنگی به اندازه یک دانه تخم‌مرغ دارای پروتئین است. پس در کنار گذاردن تدریجی پروتئین حیوانی، حبوبات به‌ویژه لوبیا، لوبیای سبز و نخودفرنگی را فراموش نکنید.

۸. غذاهای لقمه‌ای حاضر و آماده:
افرادی که مجبورند زیاد به مسافرت بروند، اغلب بیشتر از دیگران کالری و چربی مصرف می‌کنند.

این افراد ناگزیرند در بین راه مقابل رستوران‌ها توقف کرده و غذاهای چرب و سنگین را روانه معده خود سازند که همین امر سبب چاقی، به‌ویژه چاقی‌های موضعی در خانم‌ها می‌شود. برای جلوگیری از این امر می‌توانید ساندویچ‌های کوچکی مثلاً از مرغ سوخاری تهیه کنید و یا از سالادهای بدون چربی در حین رانندگی استفاده کنید.

۹. اشتیاق برای غذاخوردن:
وقتی اشتیاق و علاقه شما برای صرف نوعی غذا به اوج می‌رسد، اگر کمی در برابر آن مقاومت کنید، معمولاً از میزان هوش و اشتیاق شما کاسته خواهد شد. برای ایستادگی بهتر می‌توانید از شیوه‌هائی نظیر دوش گرفتن، پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و یا هر کار دیگری مغایر با خوردن استفاده کنید. رابینسون می‌گوید: ”با وجود این شما به خوردن نیاز دارید و با رعایت مواردی می‌توانید این کار را به‌راحتی و بدون ترس انجام دهید".

۱۰. پیاده‌روی اعجاز می‌کند!

پیاده‌روی، پیش از صرف غذا، بیش از تمرینات بدنی ورزشی در سوخت وساز بدن مؤثر است. البته اگر پیاده‌روی با حرکات ورزشی توأم باشد، اثرات مضاعف در پی خواهد داشت.

۱۱. بهترین شیوه سوزاندن کالری بدن:
یک ماشین پله‌پیمائی، می‌تواند چند صد کالری را در طول یک ساعت بسوزاند. دامنه سرعت این ماشین به‌مراتب بیشتر از کارکرد معمولی پاهای یک فرد است. اگر برای حرکات و تمرینات عضلات پا به ماشین پله‌پیمائی دسترسی ندارید، سعی کنید قدم‌های شما حین راه رفتن بلند و دارای ضرباهنگ یک اندازه باشد تا عضلات پاهایتان تقویت شود.

۱۲. یادداشت بردارید:

”جاناتان رابینسون" مدیر اجرائی مرکز داروهای ممنوعه میشیگان می‌گوید: ”زمانی که به هوس خود در خوردن یک غذای چرب لذیذ فایق آمده‌اید، این موفقیت را در دفترچه یادداشت خود قید کنید تا با یادآوری آن انگیزه مقاومت‌های آینده را در خود تقویت کنید. این ساده‌ترین راه برای الگوسازی است".

 ۱۳. به عضلات خود استراحت دهید:
عضلات قوی داشتن یعنی برخورداری از سوخت و ساز منظم‌تر. اما با داشتن بدنی عضلانی، بدن شما باید در پی هر مرحله از تمرینات ورزشی استراحتی به خود بدهد. پس از استراحت دادن به عضلات خود، دوباره تمرینات را از سر بگیرید. بی‌تردید نتایج بهتری به‌دست می‌آورید.

۱۴. سی دقیقه ورزش، ایده‌آل است:
تمرینات به سبک تمرکزی یوگا بسیار مؤثرند. سی دقیقه انجام حرکات ورزشی در طول روز ایده‌آل است. اما صرف این وقت ممکن است همیشه میسر نباشد. دلسرد نباشید. سرانجام ۳ تا ۱۰ دقیقه ورزش در طول روز نیز به سلامتی شما کمک خواهد کرد.

۱۵. غذاهای کم کالری:
به‌منظور احتراز از غذاهای پرچربی در طول شب و در آشپزخانه اشتهاآور، خوراکی‌های لقمه‌ای را در جاهای به‌خصوصی از خانه قرار دهید. برای مثال، مقداری ذرت بی‌نمک یا چوب‌شور روی گیرنده تلویزیون یا در گوشه‌ای از گنجه لباس‌ها قرار دهید و شب‌ها با خوردن آن‌ها هوس غذا خوردن در طول شب را در خودتان از بین ببرید.

۱۶. برنامه مبارزه با چاقی:
از مؤثرترین اهداف رژیم خود، فهرستی تهیه کنید. (مصرف کردن غذاهای ساده فاقد چربی، تدارک دیدن ناهار توسط خودتان و غیره). فهرست را در پایان هر ماه بررسی کنید. ”لیندا کروفورد" کارشناس عادت‌های تغذیه می‌گوید: ” ما اغلب از اهداف خود فاصله می‌گیریم و تنها راه جلوگیری از آن بررسی ماهانه عملکرد ما در تغذیه بدنمان است."

۱۷. دست‌ها را آزاد نگه دارید:

هنگام بالا رفتن از پله‌ها، از نرده‌های کنار پله‌ها استفاده نکنید. این عمل سرعت عمل کالری سوزاندن بدن شما را کاهش خواهد داد. پس موقع بالا رفتن از پله‌ها صحیح‌تر آن است که دست‌هایتان آزاد باشد.

 ۱۸. در موقع گرسنگی آشپزی نکنید!
اگر چنین کنید، لقمه‌های کوچک برای خود خواهید گرفت و به‌میزان پخت غذا نیز خواهید افزود. با خوردن یک دانه سیب یا یک برش لیمو و غیره به گرسنگی خود فائق آئید و بعد با خیال راحت غذا درست کنید.

۱۹. نقش رنگ‌ها در تغذیه:
بهتر است غذاهای خود را در اتاقی که رنگ آبی دارد میل کنید و نه رنگ قرمز و تند.

بر پایه تحقیقات مؤسسات طبی دانشگاه ”جان هیکینز" رنگ‌های گرم و تند نظیر قرمز، نارنجی و زرد سبب می‌شود که غذا مطبوع‌تر جلوه کند. در نتیجه انسان احساس گرسنگی و ولع بیشتری می‌کند. رنگ‌های سرد و ملایم مانند آبی و خاکستری درست نتیجه عکس رنگ‌ها تند را به‌دست می‌دهد.

۲۰. اهمیت عضلات بدن:

داشتن عضلات قوی، کلید اصلی سوزاندن چربی‌های بدن است، پس سعی کنید همواره در تقویت عضلانی خود بکوشید. اما این کم کردن وزن از طریق سوزاندن چربی‌ها را به‌طور آهسته و تدریجی انجام دهید، تا با فشار آوردن به عضلات آن‌ها را تقویت کنید.

۲۱. آهسته و آرام غذا خوردن:

اگر عادت دارید غذا را سریع بخورید، ضرورت دارد که به این توصیه عمل کنید. هنگامی‌که غذا در دهان دارید، هرگز چنگال به دست نگیرید، چون این عمل سرعت غذا خوردن را زیاد می‌کند.

۲۲. درس بگیرید:
اگر به دویدن علاقه دارید، به‌هنگام خسته شدن از دویدن زیاد، زمانی را به تمرین دیگری اختصاص دهید. اگر از آن تمرین هم خسته شدید با راکت، زمانی را توپ بزنید. پرداختن به حرکات و تمرینات متفاوت روش تمرینی شما را در حالت مثبت نگاه خواهد داشت.

۲۳. آیا پس از غذا خوردن می‌دوید؟
اگر پاسخ مثبت است، پس در هفته دوم این رژیم ۵۰ هفته‌ای، این قاعده را تغییر دهید. تأثیر حرارتی موجود در غذا باعث دور برداشتن و فزونی گرفتن متابولیسم بدن می‌شود. در حالی‌که اگر این نظم را معکوس کنید، یعنی پس از دویدن و ورزش غذا بخورید، متابولیسم مورد نظر در خدمت قدرت کاری بدن شما قرار خواهد گرفت.


۲۴. پاروزنی، عامل مهم تناسب اندام:

پاروزنی، یا استفاده از ماشین‌های پاروزنی در باشگاه‌های ورزشی، به کوچک شدن شکم، از بین رفتن پیه و چربی دور شکم و بالاخره قوی‌تر شدن عضلان دست و بازو کمک خواهد کرد.

۲۵. آهسته غذا بخورید:
زیرا کسانی که سریع غذا می‌خورند فرصت جذب کالری را به اندازه کافی به معده خود نمی‌دهند و غذائی با حجم زیاد و کالری بیش از حد مصرف می‌کنند. در حالی‌که اگر آهسته غذا بخورید ممکن است در یک سوم زمان صرف شده کالری مورد نیاز دریافت کرده و از خوردن بیش از حد غذا بپرهیزید.

 ۲۶. همواره سعی کنید با معده پر به خرید بروید:
زیرا افراد گرسنه در انتخاب غذاهای مورد نیاز اغلب چربی‌ها و شیرینی‌جات را انتخاب می‌کنند، بدون اینکه به نیاز بدن خود به ویتامین‌ها و کالری توجه کنند. خرید کردن با شکم پر می‌توانند توجه بیشتری را نسبت به ویتامین‌ها و کالری‌ها جلب کند.

۲۷. سعی نکنید خیلی زود لاغر شوید:
زیرا کسانی که خیلی سریع لاغر می‌شوند با سرعت بیشتری دوباره اضافه وزن پیدا می‌کنند. لاغر شدن تدریجی و منظم امکان متعادل نگهداشتن وزن پس از رژیم غذائی را امکان‌پذیر می‌کند.

۲۸. با نوشیدن مایعات خنک می‌توان برای لاغر شدن گامی مهم برداشت:
بدین ترتیب که نوشیدن آب سرد و نوشیدنی‌های خنک باعث مصرف انرژی می‌شود. در نتیجه بدن به‌صورت تدریجی لاغر می‌شود.

۲۹. غذای بسیار گرم نخورید:
پزشکان توصیه می‌کنند که از مصرف غذاهای بسیار گرم پرهیز کنید، زیرا هضم غذای سرد به آسانی صورت نمی‌گیرد و باید بدن آن را گرم کند و این کار مستلزم مصرف کالری قابل توجهی است. به این ترتیب روند هضم و جذب کند انجام می‌گیرد و از گرسنگی زودرس جلوگیری می‌شود.

۳۰. هرگز وعده غذائی را حذف نکنید:

در واقع این عمل روش ساخت چربی‌های ذخیره را به‌کار می‌اندازد. بهتر است به‌مقدار کمتر اما در چندین نوبت غذا بخورید.

منبع:  عصرایران


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 355
نویسنده : sina95

 

migraine

 

 

میگرن (migraine) به عنوان سردردی ضربان دار طبقه بندی شده و علائمش از فردی به فرد دیگر و همچنین از یک حمله به حمله دیگر متفاوت است.

بیماران مبتلا به میگرن در صورت دچار شدن به سردرد باید پیش پزشک رفته و خودشان را درمان کنند. در ادامه به معرفی 5 نشانه میگرن خواهیم پرداخت.

 

تحریک پذیری، هیجان و افسردگی. نوسانات خلقی شدید یکی از بزرگترین نشانه های میگرن است. برخی بیماران ممکن است بدون هیچ دلیلی احساس افسردگی یا تحریک پذیری کرده و برخی دیگر هم ممکن است احساس هیجان کرده و فکر کنن تحت فشار هستند و باید روتین روزانه ی خودشان را بشکنند. بهتر است بدانید افسردگی عمیقا به میگرن ارتباط دارد.

کم خوابی. افرادی که میگرن دارند به طور دائم از مشکلات مربوط به خواب رنج برده و با خستگی از خواب بیدار می شوند و مستعد حمله های میگرن هستند. خیلی از محققان کم خوابی را به مقدار و شدت میگرن مرتبط می دانند. بیماران مبتلا به میگرن ممکن است از بیخوابی هم رنج ببرند.

درد حاد یا ضربان دار در شقیقه ها. درد ضربانی در کناره های سر یکی از نشانه های کلاسیک میگرن است. درد به قدری شدید است که هیچ چیزی کمک نمی کند. بهترین روش این است که قبل از شروع این نوع درد، بدانید که چه چیزی شما را آرام میکند تا به طور موثر با آن مبارزه کنید.

صدا، بو، یا نور باعث بدتر شدن سردرد و شروع میگرن می شود. این امر از یک بیمار به بیماری دیگر متفاوت است. معمولا صدا، بو یا هر نوع نوری میتواند به شروع درد میگرن منجر شود. نور زیاد و صدای بالا میتواند درد را تشدید کند. حتی بوی عطر یا بوی دیواری که تازه رنگ شده ممکن است باعث میگرن شود. پس بفهمید چه چیزهایی باعث شروع درد در شما میشود و تا جایی که میتوانید از آنها دوری کنید.

احساس کرختی یا سوزش در یک یا دو طرف سر. به نظر میرسدخیلی از افراد مبتلا به میگرن یک پیش درآمد حسی را تجربه می کنند. این بیماران نبود موقتی یک حس خاص را تجربه کرده و یا حس کنن سرشان سوزن سوزن می شود. این احساس ممکن است از یک طرف بدن به طرف دیگه بدن حرکت کرده، یا در یک زمان از نوک انگشتان به بازو و صورت برود.


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 325
نویسنده : sina95

 

23 عادتی که شما را باهوش و دقیق میکند

همه ما از کودکی درگیر سنجش هوش خود و مقایسه آن با دیگران هستیم و اغلب تلاش می‌کنیم افراد باهوش و دقیقی باشیم یا حداقل در مراودات کاری و اجتماعی این‌گونه به نظر برسیم. اما باهوش و دقیق بودن پروسه‌ای یک شبه نیست و نیاز به توجه و پرورش دارد. در این مقاله اقدامات ساده‌ای را گرد آورده‌ایم که اگر به عادات روزانه‌مان اضافه شوند می‌‌توانند ما را به فردی باهوش‌تر و دقیق‌تر تبدیل کنند.

۱- هر روز ۱۰ ایده بسازید

به این فکر کنید که چگونگه می‌توانید فقر را در جامعه کاهش دهید، برای حل مشکلات روزمره خود چه کاری می‌توانید انجام دهید، اگر فیلم‌ساز بودید چه موضوعی را جهت ساخت فیلم انتخاب می‌کردید و مواردی از این دست.


مهم نیست که ایده‌های شما چگونه پشتیبانی می‌شوند و یا به ثمر می‌رسند، این تنها یک تمرین هر روزه برای مغز است هرچند که نگاه کردن به لیست ایده‌ها می‌تواند زمانی آغازگر یک مسیر در راه کسب موفقیت باشد. بسیاری از کتاب‌هایی که نوشته شده‌اند و یا وسیله‌هایی که مبتکرانه اختراع شدند، زمانی در حد یک ایده دور از ذهن بودند.

۲- روزنامه بخوانید

خواندن روزنامه به شما کمک می‌کند که از اخبار اطراف دنیا آگاه باشید و در کل دانش شما ارتقا پیدا می‌کند.

۲۳ عادت روزانه که شما را به فردی باهوش‌تر و دقیق‌تر مبدل می‌کنند
خواندن روزنامه هم‌چنین امکانی را فراهم می‌کند که بین مسائل و موضوعات به ظاهر نامرتبط اتصال‌ها را پیدا کرده و در جمع دوستان و اطرافیان نظرات‌تان را مطرح کنید. همچنین بتوانید نظرات آن‌ها را تحلیل کرده و به چالش بکشید.

۳- وکیل مدافع شیطان باشید

این بازی را هر روز تکرار کنید و یکی از آموخته‌های اخیر خود را به نقد بکشید گویی که شما نظر مخالفی دارید. سعی کنید برای مخالفت خود دلایل و شواهدی داشته باشید. به عنوان مثال فرض کنید امروز از یکی از همکاران خود ترفندی را آموخته‌اید که می‌تواند مصرف برق مصرفی شما را کاهش دهد. در ذهن خود دلایلی برای رد نظریه او بیابید و سعی کنید که اثبات کنید که این تکنیک نمی‌تواند به نتیجه مطلوب برسد. این بازی به شما کمک می‌کند که به ذهن خود وسعت داده و بهتر فکر کنید.

اگر هنوز نمی‌دانید از کجا باید شروع کنید مقالات انتقادی که در مجلات نوشته می‌شود، می‌تواند مسیر را به شما نشان دهد که چگونه برای نظرات خود استدلال‌های محکم بسازید و از ایده‌های خود دفاع کنید.

۴- یک فصل از کتاب داستانی یا یک کتاب غیرداستانی را مطالعه کنید

خواندن یک کتاب در هفته را به عنوان هدف خود مشخص کنید و در طول روز از اوقات استراحت و زمان‌هایی که در انتظار اتوبوس یا مترو هستید برای ادای این دین استفاده کنید. کتاب‌های جیبی از آن جهت که همواره می‌تواند درکنار شما باشند، گزینه مناسبی هستند.

کتاب‌های داستانی در درک شخصیت‌ها و دیدگاه‌های اجتماعی مفید هستند و کتاب‌های غیر داستانی دانش ما را در خصوص فلسفه، سیاست، علوم مختلف و مباحث جدید افزایش می‌دهند. خواندن کتاب به راحتی می‌تواند مثل دنبال کردن یک سریال و یا چک کردن روزانه و حتی ساعتی ایمیل، به یک عادت تبدیل شود.

۵- به جای تماشای برنامه‌های بی‌محتوای تلویزیون، فیلم‌های آموزشی تماشا کنید

گاهی تماشای یک برنامه علمی برای ما بسیار سرگرم کننده‌تر و مفیدتر از مطالعه یک مطلب در این خصوص است.

در حال حاضر با دسترسی به اینترنت به سهولت می‌توانید فیلم موضوعات مورد علاقه خود را ببینید و دنبال کنید. مطالبی که شما از طریق فیلم‌های آموزشی می‌آموزید اغلب در ذهن شما ماندگارترند.

۶- در صفحه‌های اجتماعی که اطلاعات جدید و سرگرم‌کننده را منتشر می‌کنند مشترک شوید

شاید این ترفند بتواند جهت ارتقای سطح هوش در جامعه کنونی به خوبی مورد استفاده قرار گیرد، هر چند که در ایران با یک جوزدگی خاص نیز همراه شده است. اما در حقیقت هر کدام از ما در برنامه‌های اجتماعی مختلفی عضو هستیم و حداقل یک یا دو کانال یا صفحه از کانال‌ها و صفحات اجتماعی را می‌شناسیم که مطالب و تازه‌ها را از طریق این صفحات دنبال می‌کنیم بنابراین به این کار ادامه دهید.

۷- منابع دانش مورد علاقه خود را بررسی کنید

به دنبال فراگیری دانش حرکت کنید. هر روزه در وبلاگ‌های تخصصی در خصوص رشته، حرفه و حتی علایق شما مطالب جدید نشر پیدا می‌کند. حتی اگر فرصت آن را ندارید که هر روزه اطلاعات خود را آپدیت کنید مقاله‌ها را ذخیره‌سازی کرده و پیش از خواب فرصت کوتاهی را برای مرور این مطالب اختصاص دهید.

۸- آن‌چه را که از افراد دیگر آموخته‌اید به اشتراک بگذارید

شما هم احتمالا در طول تحصیل یا مباحث کاری این تجریه را داشته‌اید که زمانی که مبحثی را نقل می‌کنید و یا آموزشی را انجام می‌دهید مطلب خیلی بهتر در مغز شما می‌نشیند و می‌توانید مطمئن باشید که مفهوم آن را درک کرده‌اید. اگر اخیرا با یکی از دوستان خود در خصوص مبحثی گفتگو کردید و جنبه‌های مختلف آن را تحلیل و آنالیز کرده‌اید می‌توانید نتیجه مذاکرات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید و دیدگاه‌های آن‌ها را نیز بخوانید و یا بشنوید. در حقیقت این اشتراک‌گذاری را می توانید در یک گفتگوی رو در رو و یا به صورت تلفنی انجام دهید. با توجه به مشغله‌های زندگی و دغدغه‌های کاری شاید فرصت این گونه بحث‌ها به راحتی میسر نشود، بنابراین وبلاگ نویسی می‌تواند روش جایگزین مناسبی جهت تعامل و خواندن دیدگاه‌های مختلف باشد.

۹- دو لیست تهیه کنید

یکی مهارت‌های مربوط به کار و تخصص شما که اکنون نیاز است که یاد بگیرید و دومی مهارت‌هایی که در آینده تمایل به یادگیری آن دارید. Google Docs یک راه مناسب برای پیگیری فهرست شما است. برای کلیه موارد لیست‌تان تصمیم‌گیری کنید منابع آموزشی و محدودیت‌ها را شناسایی کنید. به عنوان مثال اگر در زمینه علوم کامپیوتر مشغول به کار هستید لیست اول شما می‌تواند شامل یادگیری تازه‌های Python در یک روز و یا استفاده از MongoDB در روز دیگر باشد و اهداف بلند مدت شما مثل بازاریابی پیشرفته به کمک کامپیوتر و یا یادگیری نرم‌افزارهای تخصصی معماری در لیست دوم قرار می‌گیرند. حال نیاز است که به گام‌های ساده مراحل رسیدن به اهداف کوتاه و بلندمدت را برنامه‌ریزی کنید.

۱۰- فهرست I did یا «انجام داده‌ام»، لیستی که به آن نیاز دارید

در پایان هر روز کارهایی که با موفقیت به پایان رسانده‌اید را لیست کنید.

این لیست به شما کمک می‌کند حس بهتری نسبت به خود داشته باشید هم‌چنین برای تصمیم‌گیری‌های آتی تصویر صحیحی به شما ارائه می‌دهد.

۱۱- هر چه را که یاد می‌گیرید بنویسید

مهم نیست که این نوشتن را چگونه و کجا انجام می‌دهید اما نوشتن به شما این امکان را می‌دهد که دانش و یافته‌های خود را پیگیری کنید و صد البته که مدون کردن کمک می‌کند مطالب را بهتر به خاطر بسپارید. هم چنین می‌تواند برای شما انگیزه‌ای ایجاد کند که بیشتر بیاموزید و اطلاعات بیشتری را ثبت کنید.

۱۲- ذهن خود را تحریک کنید

پیاده‌روی روزانه زمان مناسبی برای حرکت ذهن و حفظ سلامتی روانی است.

در طول پیاده‌روی می‌توانید به پروژه کاری یا تصمیم‌گیری‌های مهم خود فکر کنید و یا اطلاعات جدید را در مغز خود پردازش کنید.

13- در دوره‌های آنلاین شرکت کنید

لیست دوره‌های آنلاین تخصصی را بررسی کنید با توجه به رایگان بودن و دسترسی آسان بر حسب زمینه فعالیت و علایق خود یک یا دو دوره از این دوره‌ها را انتخاب کنید و با تمرکز و پیگیری برنامه درسی هر روز گام به گام پیش روید.

۱۴- با افرادی که برای شما جالب هستند صحبت کنید

اغلب برای ما پیش آمده است که در جمعی قرار گرفته باشیم و فردی به واسطه شخصیت و یا موفقیت در زندگی یا حرفه خود برای ما جالب باشد. از گفتگو نترسید یک مکالمه دوستانه و در پی آن یک آشنایی ضمنی با نوع رفتار و دیگاه این افراد می‌تواند برای شما بسیار آموزنده و الهام‌بخش باشد.

۱۵- وقت خود را با افراد باهوش‌تر از خودتان بگذرانید

در معاشرت با این افراد همواره فروتن و مشتاق یادگیری باشید. تا جایی که امکان دارد و موجب آزار فرد نمی‌شود سوالات خود را بپرسید.

وقتی اطراف خود را با افراد باهوش‌تر از خود پر کنید هیچ چاره‌ای به جز کسب اطلاعات و آموختن ندارید.

۱۶- سوالات خود را دنبال کنید

پرسش‌هایی که در ذهن ما ایجاد می‌شوند نقطه شروع کسب دانش هستند.

هر چند که ممکن است پاسخ‌های که می‌شنوید دلسرد کننده باشد اما تا زمانی که پاسخ مورد قبول خود را کسب نکرده‌اید دست از کنجکاوی و کنکاش برندارید.

۱۷- از برنامه‌هایی استفاده کنید که هر روز یک کلمه را آموزش می‌دهند

با برنامه‌های word-of-the-day دامنه لغات خودتان را وسیع‌تر می‌کنید که می‌تواند در آزمون‌هایی مانند SAT یا GRE به شما کمک کند یا حتی در مکالمات روزمره برای‌تان مفید باشد.

می‌توانید حتی برای یادگیری لغات زبان‌های دیگری به جز انگلیسی تلاش کنید. سعی کنید هر روز ۵ تا ۱۰ لغت به دامنه لغات زبان خارجی که یاد می‌گیرید بیافزایید. در این راه می‌توانید از سایت‌هایی مانند LiveMocha یا Basuu یا DuoLingo استفاده کنید.

۱۸- با ترس‌هایتان روبرو شوید

از محدوده امنی که برای خود ساخته‌اید و موجب می‌شود عاقل‌تر به نظر برسید بیرون بیاید و هر روز خودتان را مجبور کنید که بیشتر از این محدوده فاصله بگیرید. در گروه‌ها و تیم‌های عمومی شرکت کنید و سعی کنید که گروه را در جهت رسیدن به اهداف رهبری کنید. برای شروع تشکیل یک گروه از دوستان و اطرافیان برای یک سفر کوتاه و رهبری گروه می‌تواند کارآمد باشد. به عنوان حرکتی دیگر می‌توانید برای کسی که همواره در محیط کار مورد تحسین شما است ایمیلی بزنید و از او در پروژه‌ای کمک و راهنمایی بخواهید.

۱۹- مناطق جدید را کشف کنید

مسلما برای همه ما ممکن نخواهد بود که به سفر دور دنیا برویم و مناطق بکر و معروف را ببینیم.

 

اما امکان یک طبیعت‌گردی در اطراف شهر و روستای محل سکونت ما وجود دارد. پس فرصت را از دست ندهید برای درک جهان پیرامون و آشنایی با فرهنگ‌ها و افراد جدید سفر کردن بسیار کارآمدتر از برنامه‌های تلویزیون است.

۲۰- از بازی‌های فکری غافل نشوید

با انجام بازی‌هایی نظیر شطرنج، پازل و سودوکو ذهن خود را به چالش بکشید.

۲۱- زمانی را به «هیچ کاری نکردن» اختصاص دهید

اوقاتی را در سکوت به استراحت بپردازید. آرامش می‌تواند برای شما منبع الهام باشد.

۲۲- برای سرگرمی فعالیت‌هایی را انتخاب کنید که شما را رشد می‌دهند

نواختن یک ساز و یا یک قطعه موسیقی، خواندن کتاب و یادگیری مهارت‌ها و نرم‌افزارهای کامپیوتری می‌تواند جایگزین مناسبی باشد.

 

۲۳- آن‌چه را که آموخته‌اید به کار بگیرید

و در نهایت اگر مهارت جدیدی کسب کرده‌اید، از آن در زندگی شخصی و کاری خود استفاده کنید. این بهترین مسیر برای تبدیل دانش به تخصص و هوش است.


یک پزشک


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 289
نویسنده : sina95

 واقعیت این است که ما همانقدر که شیوه درست ارتباط برقرار کردن رابطه عاطفی را بلد نیستیم، همانقدر هم بلد نیستیم با تمام شدن یک رابطه کنار بیاییم. از افسردگی های کوتاه مدت گرفته تا خودکشی های موفق، واکنش هایی هستند که ما به تمام شدن رابطه عاطفی نشان می دهیم.

 

اما آیا غیر از این واکنش های هیجانی راه دیگری هم برای کنار آمدن با این درد وجود دارد؟ روانشناسان می گویند می شود از همین اتفاق ناخوشایند حتی به عنوان یک فرصت برای شناختن خودمان و شیوه ارتباط برقرار کردنمان استفاده کرد.

 

یک شکست، چند واکنش

هر کسی یک جور به تمام شدن رابطه عاطفی واکنش نشان می دهد. خانم ها معمولا واکنش عاطفی تری نشان می دهند.

درست یا غلط، آنها فکر می کنند چیز بیشتری از اقای طرف مقابلشان از دست داده اند. معمولا هم به «جوانی» یا «فرصت» از دست رفته برای برقراری یک رابطه طولانی مدت عاطفی دیگر اشاره می کنند.

چیزی که لااقل خانم ها مدعی اند در آقایان موضوعیتی ندارد اما در واقع اینگونه نیست. همه ما آدم ها وقتی با رابطه ای تمام شده روبرو می شویم حس می کنیم بخشی از وجودمان را در طرف مقابل جا گذاشته ایم. مرد و زن هم ندارد اما نوع واکنشی که در برابر این جا ماندن بخشی از وجود، نشان می دهیم به گذشته ما ربط دارد.

معمولا آقایانی که یک بار مادرشان را از دست داده اند، شدیدتر به تمام شدن رابطه عاطفی واکنش نشان می دهند. این «از دست دادن مادر» البته فقط به معنای از دست دادن فیزیکی مادر نیست. اگر مردی مادر نامهربان یا مستبدی داشته است در واقع انگار یک بار عاطفه مادری را از دست داده است.

حالا اگر او یک بار دیگر یک رابطه عاطفی دیگر (این بار معشوق) را از دست بدهد واکنش شدیدی نشان می دهد. آقایانی که به شدت به مادرشان وابسته بودند هم چندان تحمل شکست عاطفی را ندارند چون برای آنها همیشه محبت مادری بیش از اندازه لازم فراهم بوده و آنها هیچ گاه شکست های کوچک عاطفی را تمرین نکرده اند.

در مورد خانم ها قضیه برعکس است. برای خانم ها بن مایه رابطه عاطفی با جنس مخالفشان، در رابطه ای که با پدرشان داشته اند شکل گرفته است. برای همین خانم هایی که در کودکی پدری به شدت مستبد داشته اند یا برعکس به شدت به پدرشان وابسته بودند، چندان نمی توانند تمام شدن یک رابطه عاطفی را تاب بیاورند.

البته همه چیز هم به گذشته برنمی گردد. معمولا آن کسی که برای تمام کردن رابطه پا پیش گذاشته بیشتر احساس گناه را تجربه می کند و آن کسی که رابطه اش تمام شده، احساس قربانی بودن می کند.

 اگر رابطه طولانی مدت تر باشد هر دو طرف حس می کنند هزینه بیشتری کرده اند و عمر بیشتری تلف کرده اند. اگر رابطه از مرز عاطفی گذشته باشد و جنسی شده باشد، خانم ها بیشتر از آقایان احساس زیان و ضرر می کنند.

دیگران و اطلاع داشتن دیگران هم بی تاثیر نیست. آنهایی که رابطه شان را در هاله ای از راز گذاشته اند و خیلی دوست داشتنشان را بروز نداده اند راحت تر با از دست دادن رابطه روبرو می شوند.

 

با تمام شدن رابطه عاطفی چه جور کنار بیاییم؟

راستش را بخواهید خیلی از مراجعان جوانی که این روزها به مراکز مشاوره مراجعه می کنند اولین مشکلشان تمام شدن یا به قول خودشان «کات شدن» یک رابطه عاطفی است. احساس عمیق «از دست دادن» است که آنها را راهی مراکز مشاوره کرده است. روانشناسان مختلف رویکردهای مختلفی برای درمان این حس منفی ناخوشایند دارند. اما به هر حال توصیه های زیر برای بیشتر این آدم ها کارساز است.

 

واکنش به تمام شدن رابطه عاطفی می تواند بنا به شخصیت، جنسیت و نوع رابطه متفاوت باشد. جایگزین پیدا کردن تا 6 ماه و پناه بردن به مواد وابستگی آور از قدغن های بعد از این اتفاق است. حرف زدن و نگاه کردن به شکست به عنوان یک فرصت خودشناسی هم از راهکارهای کنار آمدن با این شکست عاطفی است

 

 

قدغن های بعد از کات شدن یک رابطه

 

 

خیلی ها بعد از تمام شدن یک رابطه عاطفی کارهای عجیب و غریبی انجام می دهند تا جایی که می توانید این کارها را انجام ندهید:

- تا 6 ماه جایگزین قدغن! شاید عمومی ترین واکنشی که به عنوان یک راه حل به ذهن کسی که رابطه عاطفی تمام شده ای در ذهنش وول می خورد، می رسد این است که با یک آدم دیگر رابطه عاطفی برقرار کند. او می خواهد به خودش یا به معشوق سابقش ثابت کند که مشکلی نداشته است و به راحتی می تواند با یک نفر دیگر به نتیجه برسد اما راستش را بخواهید این تصور کاملا غلط است.

تا وقتی که نفر جدید فقط یک واکنش به نفر قبلی باشد، هیچ وقت ما رابطه خوبی برقرار نخواهیم کرد. نفر جدید را ما معمولا یا دقیقا شبیه به آدم قبلی انتخاب می کنیم، یا دقیقا برعکسش و یا هر آدم جدیدی را با او مقایسه می کنیم.

یادتان باشد تا موقعی که خاطره معشوق قبلی در ذهن شما پررنگ است این کار در بهترین حالت یک نفر دیگر را بدبخت می کند و در بدترین حالت کلکسیون شکست های عشقی تان را کامل تر می کند. پس لطفا مدتی که سوگوار عشق قبلی تان هستید به دنبال جایگزین نگردید. متوسط این مدت 6 ماه است اما شما خودتان دماسنج خودتان باشید. تا وقتی که حرارت رابطه قبلی به رفتار شما جهت می دهد، لطفا رابطه جدیدی برقرار نکنید.

 

 

- پناه بردن به «مواد وابستگی آور» قدغن! تمام شدن رابطه عاطفی می تواند یک نفر را به دام استفاده از مواد وابستگی آور (از مخدر بگیر تا الکل) بکشاند. خیلی ها اولین سیگارشان را بعد از تمام شدن یک رابطه عاطفی کشیده اند اما لطفا به خاطر خودتان هم که شده گریه ها و افسردگی های بعد از تمام شدن را به گیجی بعد از سیگار و الگل ترجیح دهید.

شکست عشقی

 

- به شکست به عنوان یک فرصت خودشناسی نگاه کنید. خیلی ها بعد از تمام شدن یک رابطه عاطفی، آدم مثبت تری می شوند. برای این آدم ها دیگر نظر طرف مقابل مهم نیست. آنها به خودشان برگشته اند و جدا از رویدادهای رابطه عاطفی شروع کرده اند به اصلاح خودشان. تمام شدن یک رابطه عاطفی آدم را تمام عیار با خودش، عواطفش و فکرهایش روبرو می کند.

تمام شدن رابطه عاطفی می تواند یک بار دیگر تمام شکست های عاطفی زندگی را بیاورد جلو چشم آدم.

این هم می تواند افسرده کننده باشد و هم سازنده. یعنی اینکه آدم می تواند این مشکل های وجودی را لااقل با خودش حل کند و خودخواهی همیشگی اش را کنار بگذارد.

یادتان باشد که شیوه های تکراری ارتباط برقرار کردن ما با دیگران ریشه در رابطه ای دارد که ما در کودکی با پدر یا مادرمان داشته ایم. می توانید از بالا به این شیوه های ارتباطی نگاه کنید و ببینید چرا دارید یک راه غلط ارتباط برقرار کردن را امتحان می کنید.

 

- از زاویه دید طرف مقابل هم به رابطه نگاه کنید. خیلی از ما بعد از تمام شدن یک رابطه عاطفی به شدت خودخواه می شویم. حس می کنیم قربانی شده ایم و همه چیزمان را از دست داده ایم. نگاه کردن از زاویه دید کسی که با ما بوده است و چیزهایی که او از دست داده، می تواند این خودخواهی ویرانگر ما را تعدیل کند.

 

- حرف بزنید. سه راه قبلی راه حل هایی بود که می شد به تنهایی هم انجامش داد اما آدمیزاد بعد از تمام شدن رابطه عاطفی، از گیر کردن کلمه و بغض توی گلویش دارد خفه می شود. مشاور و روانشناس را برای همین موقع ها گذاشته اند. اگر پیش این متخصص ها رفتید که بهتر، وگرنه خودتان را پیش یک دوستِ صمیمی رازدارِ ترجیحا گرم و سرد چشیده روزگار، خالی کنید.


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 256
نویسنده : sina95

 کسی که در دوران نامزدی شکست خورده، مدام درگیر سیکل معیوب ذهنیِ خودش است. مجموعه ای تمام نشدنی از سوالات و چراهای بی جواب را در ذهنش مرور می کند. چرا به هم نرسیدیم؟ چرا رها شدم؟ چرا نشد؟ کجا اشتباه کردم؟ کجا کم گذاشتم؟ چرا برایش کافی نبودم؟ دیگر چه کار باید می کردم؟ در این میان، شاید تنها و مهم ترین و تاثیرگذارترین راهِ ممکن، این باشد که فرد به خودش بیاید و از درون تکان بخورد و تصمیم به تغییر بگیرد و شاید اولین گام فرآیند تغییر، شناختِ دقیق خود و ضعف های ارتباطاتِ بین فردی باشد.

 

دلبستگی یا وابستگی
ارتباط عاطفی بین انسان ها، معمولا به دو شکل بروز پیدا می کند: دلبستگی و وابستگی. دلبستگی، شکلِ سالمِ یک ارتباطِ عاطفی و وابستگی، شکل ناسالم آن است. دلبستگی یک مکانیسم طبیعی، سالم و ضروری برای بقاست، اما وابستگی، یک مکانیسم غیرطبیعی، مَرَضی، ناسالم و مُضر است. دلبستگی، زمینه ساز حس امنیت، آرامش، آزادی و از همه مهم تر، حس تعلق است. در حالی که وابستگی، زمینه ساز احساس عدم امنیت و آشفتگی، محدودیت و متاسفانه، احساس تملک است.

 

قالب های ذهنی، زمینه ساز دلبستگی و وابستگی
طرح واره، قالب ذهنی یا در واقع لنز و عینکی که ما برای نگاه به دنیای پیرامون و ارتباطاتمان به چشم می زنیم، در کودکی و در محیط خانه و خانواده شکل می گیرد که تاثیر عمیق و مستقیم بر ارتباطات عاطفی ما در بزرگسالی دارد. کودکانی که در خانواده های سرد، بی اعتنا، تندخو و پرخاشگر پرورش پیدا می کنند، افرادی بی اعتماد و بدبین هستند با طرح واره رهاشدگی و نقص و ناکافی بودن و آن ها که در خانواده های سختگیری که برای دوست داشتن فرزندانشان پیش شرط می گذارند، رشد کرده اند، افرادی هستند با طرح واره اطاعت و ایثار که در رابطه، از همه چیزشان می گذرند و البته هر دو طیف به شدت مستعد وابستگی و در نتیجه عدم پایداری در ارتباط و شکست عاطفی هستند.

از گفت وگوهای تکراری و بی حاصل درونی بپرهیزید. سرزنش و محاکمه خودمان، هیچ فایده ای ندارد، چرا که استدلالِ بر پایه احساس است و به هیچ جایی نمی رسد

اگر وابسته بودیم و شکست خوردیم...!
حال اگر به واسطه دلایل درونی یا بیرونی، طعم تلخ ناکامی و شکست را چشیدید و مجبور به دست و پنجه نرم کردن با کابوس خلاء و تنهایی شدید:
* مدام در پی تخریب طرف مقابل برنیایید، چرا که نیمه پنهانِ تنفر، عشق و علاقه است؛ وقتی نسبت به یک نفر ابراز تنفر می کنیم، به این معنی است که هنوز به او توجه داریم. طرف مقابل، خوب یا بد، تمام شده است. لطفا اینقدر وقت و انرژی برای تحلیل جزئیات رفتار و زوایای شخصیت کسی که از زندگیتان رفته، نگذارید.
* از گفت وگوهای تکراری و بی حاصل درونی بپرهیزید. سرزنش و محاکمه خودمان، هیچ فایده ای ندارد، چرا که استدلالِ بر پایه احساس است و به هیچ جایی نمی رسد.
* به سیر بروز احساسات منفی، نظم بدهید. به این معنی که به خودتان، فرصت سوگواری و اشک ریختن بدهید، اما در زمان مشخص و مدت معینی از هر روز. در واقع به جای این که اجازه بدهید احساسات منفی، به سراغتان بیایند، شما به سراغ احساسات بروید و مدیریت و کنترلشان کنید.
* به هیچ وجه منتظر نمانید حالتان خوب شود و بعد به سراغ کارهای معمول و روزمره مثل کار و درس بروید. بلکه تمام سعی تان را بکنید که در اولین فرصت، فعالیت های همیشگی را از سر بگیرید. یادمان باشد تغییر در افکار، مستلزم تغییر در رفتار است.

 

مرده متحرک نشویم!
شاید یکی از مهم ترین راه های در امان ماندن از آسیب های یک چنین اتفاق عمیقی، تحلیلِ منطقیِ قضایا و رسیدن به یک بینش و بصیرت واقعی نسبت به ماجراست. یعنی سعی کنیم برای چراها و سوال هایمان، یک پاسخ منطقی پیدا کنیم تا بتوانیم کنار بیاییم. در غیر این صورت، فکر و خیال ها و احساسات منفی انرژی روانی ما را به صفر می رسانند و ته کشیدن انرژی روانی یعنی نابود شدن انگیزه ادامه زندگی، بدبینی به موقعیت‌های جدید ازدواج از بین رفتن نشاط و شادی و امید و در یک کلام، تبدیل شدن به مرده متحرک!


تاریخ : شنبه 22 فروردین 1394
بازدید : 379
نویسنده : sina95

 مجله راز - شمس الدین حسینی، روان شناس: پیام هایی هست که از طرف والدین، همسالان یا جامعه به شما می رسند و عبارات حاوی «باید» را در ذهنتان تقویت می کنند. این «باید» ها معیاری می شوند برای آنچه باید خودتان را با آن بسنجید. وقتی نمی توانید با بایدهایتان کنار بیایید، خودتان را سرزنش می کنید و به خود می گویید:

  • باید بهتر عمل می کردم.
  • باید همیشه شاد و خوشبخت باشم.
  • باید کارآمدتر باشم.
  • باید دوست یا همسر کاملی باشم.
  • باید در همه کارهایم موفق باشم.

 

زندگی در بند بایدها و نبایدها متوقف است


ممکن است این بایدها را با انگیزه اشتباه بگیرید. ممکن است باور داشته باشید که این بایدها به شما کمک می کنند تا تلاش کنید آدم بهتری باشید؛ اما بایدها درواقع به گونه ای مخرب، خشک هستند و مسیری را نشان می دهند که زندگی با آن ها دشوار است. بایدها باعث می شوند که احساس بی کفایتی، شرمساری، ناامیدی یا ناکمی کنید. این فرایند، سودمند نیست و تنها باعث می شود خودتان را تحقیر کنید.

یکی از روش هایی که می توانید از آن طریق بایدها را از تسلط بر زندگی تان بازدارید، جداکردن آن ها از ازش های سالم و معتبر است. ارزش ها می توانند معنا و هدف فراهم کنند؛ یعنی به شما کمک می کنند به درونتان رجوع کنید و شما را تشویق می کنند کاری انجام دهید که در نظر شما درست و باارزش است. به کمک معیارهای زیر می توانید تفاوت بین باید و ارزش سالم را درک کنید.

ارزش های سالم


1- انعطاف پذیرند و براساس شرایط، استثناها را مدنظر قرار می دهند. بایدهای ناسالم، منعطف نیستند و مطلق نگرند. برای نمونه، این اصل که شما باید از ناراحت کردن دیگران بپرهیزید، می تواند قابل اجرا باشد، اما اگر در هر شرایطی خودتان را متعهد می دانید که به هر قیمتی نباید دیگران را ناراحتی کنید، حتی اگر به قیمت نادیده گرفتن نیازهای ضروری خودتان باشد، این ارزش ناسالم است. ارزش های ناسالم سخت، خشک و غیرقابل انعطاف هستند و اغلب کلماتی مانند هرگز، همیشه، همه، کاملا و... را شامل می شوند. در این موارد باید از قانون وضع شده پیروی کنید؛ در غیر این صورت احساس «بی ارزشی» و «بدبودن» می کنید.

زندگی در بند بایدها و نبایدها متوقف است


2- از شناخت و آگاهی خود فرد نشئت می گیرند؛ نه دیگران: یعنی اختیاری هستند؛ نه اجباری، دارا بودن یک باور بدین معناست که شما آن را برای زندگی تان مورد بررسی قرار داده اید و آن باور هنوز برای شما معنا دارد. در مقابل، ارزش هایی که منشا آن ها تایید دیگران است، آن هایی هستند که شما بدون این که تعیین کنید چقدر با نیازها، شخصیت و شرایطتان هماهنگی دارند، آن ها را می پذیرید و مطابق با ارزش های والدینتان هستند.

پذیریش بدون بررسی و شرط ارزش های والدین با دیگران مانند خریدن اتومبیل بدون معاینه فنی آن است؛ یعنی هرچه فروشنده می گوید، می پذیرید. شما کاری را انجام می دهید چون احساس می کنید مجبورید آن را انجام دهید؛ نه به خاطر این که آن کار با نیازها، اهداف و تجربه زندگی شخصی تان هماهنگ است.

3- واقع گرایانه هستند و به ارزیابی مثبت از پیامدها و نه ارزیابی منفی، متکی هستند. ارزش های واقع گرایانه اغلب به پیامدهای مثبت منتهی می شوند. هدف این ارزش ها این است که به چیزی منجر شوند که احساسی خوب در شما ایجاد کنند. 

باید غیرواقع گرایانه، به شما می گوید به دنبال چیزی باشید چون درست است، با وجود بها یا پیامد منفی ای که می تواند برای شما داشته باشد. برای نمونه، غیرواقع گرایانه است که به ازدواجی بد ادامه دهید فقط چون آدم «نباید» طلاق بگیرد! پیامدهای هیجانی که در طول سال ها گسترش می یابند، فاجعه بار خواهند بود؛ یعنی به اصولی بی معنا منجر می شوند.

4- ارتقادهنده، غنی و پربارکنندگی زندگی هستند، نه محدودکننده آن. ارزش های شما باید به شما اجازه بدهند نیازهای هیجانی، عقلانی و جسمانی تان را دنبال کنید. ارزش های سالم شما را وادار نمی کنند آنچه در زندگی تان اهمیت دارد، فدا کنید. برای نمونه، اصولتان از شما می خواهد همیشه و به هر قیمتی خوشحال و بانشاط باشید. این ارزش موجب غنی سازی زندگی تان نمی شود، زیرا حق شما را برای تجربه دامنه وسیعی از هیجانات نادیده می گیرد. شما گاهی نیاز دارید ناراحت، ناکام یا عصبانی باشید!

فرصت های زیادی در زندگی وجود دارد که به خودتان فشار آورید سعی کنید بهتر باشید. شما می توانید روش های سالمی پیدا کنید که زندگی تان را براساس ارزش های بنیادی خود شکل دهید. شما به دو طریق به عزت نفستان حمله می کنید:

زندگی در بند بایدها و نبایدها متوقف است


اول) با درپیش گرفتن اصول ناهماهنگ با شخصیت خودتان. این اصول شما را ترغیب می کند خودتان را با برخی از مفاهیم کمال گرایی مقایسه کنید. وقتی در چنین آزمون غیرممکنی مردود شوید، عزت نفستان قربانی می شود و از طرف این منتقد درونی، به شدت آسیب می بینید.

دوم) بایدها در زمینه های اخلاقی به دنبال شما می آیند؛ یعنی بایدهای شما ممکن است مفهوم ضمنی خودساخته ای از درست یا نادرست در موقعیت هایی داشته باشند که هیچ ربطی به ارزش های اخلاقی تان ندارد. برای مثال، اگر والدین شما اصرار دارند که سلیقه های شخصی شما در لباس پوشیدن، موسیقی یا انتخاب دوستان، «نادرست» هستند، ممکن است به بایدهایی متوسل شوید که موضوعات مربوط به سلیقه و ترجیح های شما را به موضوعی اخلاقی تبدیل کند.

کمی زمان صرف کنید و در طول این هفته بررسی کنید کدام بایدهایتان به اصول انتقاد تبدیل شده اند و باعث می شوند درباره خودتان احساس بدی داشته باشید. با فهرست کردن همه بایدهایی که به ذهنتان می رسد شروع کنید. به فرایند به چالش کشیدن بایدهای آسیب زا و ناسالم خودتان ادامه دهید و آن ها را تا حد ممکن منعطف سازید. همچنین ارزش هایی را مشخص کنید که راهبردهای سالمی هستند که خواهان آن ها هستید و زندگی با آن ها را انتخاب می کنید.


تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394
بازدید : 390
نویسنده : sina95

 مثبت اندیشیدن آدمی را در رسیدن به اهداف زندگی یاری می کند و سبب افزایش شور ، نشاط و کارآمدی و سازندگی می شود.برای رشد و گسترش نگرش مثبت به آینده در خود باید:

1 - جایگاه های سودمند و خوشایند را در ذهن خود مجسم کنید.

2 - هنگام سخن گفتن از واژگان مثبت بهره ببرید.

3 - همواره کوشش کنید اندیشه های منفی و خطا را از ذهن خود دور کنید.

4 - به جنبه های مثبت و سازنده زندگی تان نگاه کنید.

5 - با دارندگان اندیشه های مثبت، رفت و آمد کنید.

6 - از فیلم ها و داستان های الهام بخش سود جویید.

7 - آن چیزی را در ذهن خود ببینید که دوست دارید رخ دهد.

8 - بیاموزید که بر اندیشه های خودتان چیره باشید.

9 - کارهایی را در ذهن خود تکرار کنید که در شما انگیزه می آفریند.

10 - تمرکز و مراقبه را بیاموزید و تمرین کنید.

11 - مهارت شاد بودن و شاد زیستن را بیاموزید.

12 - توجه داشته باشید که حتی برداشتن یک گام به سوی مثبت اندیشی، سبب رفتارهای نو و شادی آفرین در زندگی تان می شود.

13 - ورزش را فراموش نکنید.

14 - به خنده و خوشی اهمیت بدهید.

15 - به جای ناتوانایی های تان، توانمندی های تان را ببینید.

16 - در برابر ناداشته های تان، داشته های تان را ببینید.

17 - در کنار نگاه واقع بینانه به زندگی، منفی بافی را از خودتان دور کنید.

18 - باور به « نمی توانم » را فراموش کنید.

خراسان نیوز


تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394
بازدید : 382
نویسنده : sina95

 یکی از نشانه های سلامت روان، رویکرد مثبت و سازنده به هستی است؛ چنین رویکردی زمینه ای برای گرایش و برخورد مثبت با جهان محسوب می شود؛ به عبارت دیگر، مثبت اندیشی، مقدمه ی مثبت گرایی است. به باور مزلو، کسانی که از سلامتی کامل [روحی] برخوردارند، از موضوعات و اشخاص دنیای پیرامونشان شناخت عینی دارند؛ در حالی که شخصیت های ناسالم، جهان را با قالب ذهنی خویش ادراک می کنند و می خواهند به زور آن را به شکل ترس ها، نیازها و ارزش های خود درآورند. (۱)
بر این اساس، انسان های مثبت اندیش و مثبت گرا از مرز سلامت و تعادل روان فراتر رفته، به تعالی روان دست می یابند. و در برخورد با دیگران، تمایل دارند که به افکار، عملکردها و رفتارهای آنان از دریچه ی مثبت بنگرند.
در منابع اسلامی نیز، گمان نیک نیست به دیگران، بسیار ستایش شده بر فواید و محاسن آن تأکید گردیده است. در زیر برخی از فرموده های امیرالمومنین (ع) را در این زمینه می آوریم:
«حسن الظن من افضلِ السجایا و اجزل العطایا؛ (۲) گمان نیکو به افراد، از بهترین خصایل و بزرگ ترین نعمت های الاهی است».
«حسن الظن یخفف الهم و ینجی من تقلد الاثم؛ ( ۳) خوش گمانی، اندوه انسان را کاهش می دهد و او را از برگردن گرفتن گناه، نجات می دهد».
«من حسن ظنه بالناس حاز منهم المحبه؛ (۴) کسی که به مردم حسن ظن داشته باشد، مهر و محبت آنان را به دست خواهد آورد. »
تحقق این امر در روابط زوجین اهمیت بیش تری دارد؛ زیرا آنان مایلند که
- از نظر همسر نسبت به خود آگاه شوند؛
- این نظر، مثبت سازنده و ارزشمند باشد؛
- با اطمینان از رویکرد مثبت همسر، احساس امنیت کنند؛
- و شاهد استمرار چنین رویکردی باشند.
چنین تمایلاتی، زمانی ارضا می شود که هر یک از طرفین با در پیش گرفتن شیوه ای مثبت و سازنده، با دیگری ارتباط برقرار کند. اصولاً یکی از مهم ترین ویژگی های خانواده ی سالم، تلقی مثبت و سازنده ی اعضا و یا به عبارتی «مثبت اندیشی» نسبت به یکدیگر است. افراد دارای این ویژگی، به همسر خود با دید مثبت می نگرند، جنبه های مثبت او را در نظر می گیرند و از جنبه های منفی او تا آنجا که ممکن است، چشم پوشی می کنند؛ در این حالت، فرد پیوسته در همسرش آنچه را که زیبا است مشاهده می کند و حتی برخی معایب او را حُسن می بیند.
اصولاً بنیان خانواده و زندگی مشترک بر محبت و مهربانی، خوش بینی، چشم پوشی از عیب ها، بزرگ دیدن محاسن و به طور کلی «خوب دیدن»، استوار است. زن و شوهر اگر به دنبال زندگی شیرین و لذت بخش باشند، باید طرف مقابل را در ذهن خود «خوب» تصور کنند و به خود بگویند: « اگر همسر من این عیب ها را دارد، این محاسن بزرگ را هم دارد؛ من هم بدون عیب نیستم؛ با این حال، او به من علاقه دارد. »
بدن شک، رفتاری که شما با همسرتان دارید، برخاسته از نگرش شما نسبت به او است؛ اگر شما به همسرتان به چشم انسانی ارزشمند و شایسته بنگرید، رفتارتان متین و توأم با احترام و تکریم خواهد بود، ولی اگر به او با دید یک انسان ارزشمند ننگرید، بی تردید او را نالایق و بی کفایت خواهید دانست و احیاناً رفتار توأم با تحقیر با او خواهید داشت؛ نتیجه ی این امر، سست شدن روابط شما، دلسردی نسبت به زندگی خانوادگی، بی علاقگی به او و احساس نارضایتی از زندگی زناشویی خواهد بود.
از سوی دیگر، از اموری که با حسن ظن و مثبت اندیشی رابطه دارد، سوء تفاهم یا نبود تفاهم است. در سخن گفتن باید روشی را در پیش گرفت که از بروز سوء تفاهم جلوگیری شود؛ این نکته بسیار در خور توجه است. چه بسا اتفاق می افتد که گفته ها با شنیده ها همخوانی ندارد. آنچه می گوییم غیر از چیزی است که طرف مقابل از آن می فهمد؛ هم باید الفاظ را دقیق انتخاب کنیم تا مفهوم را به درستی انتقال دهند و هم از تعبیرهای دور و دراز و برداشت های منفی بپرهیزیم.
برخی افراد به سبب داشتن روحیه ای خاص، برای دچار شدن به سوء تفاهم به شدت آماده اند و ذهن آنها از هر سخنی، برداشتی نامطلوب دارد؛ این افراد از موهبت خوش بینی بی بهره اند و حفظ روابط با آنها گاه بسیار دشوار است.
برای زنی که درباره ی علاقه ی همسرش نسبت به خود بسیار حساس است زمانی بیش ترین سوء تفاهم پیش می آید که در این زمینه، احساس امنیت خاطر نکند؛ در این صورت از کاه، کوهی می سازد و فشار روانی شدیدی را بر خود تحمیل می کند؛ مرد باید در کلام و رفتار خود مراقب این جنبه باشد تا زمینه را برای بروز سوء تفاهم فراهم نسازد.
خانم ها نیز باید از گمان های بی اساس، تعبیر و تفسیرهای منفی و
وسواس های فکری خودداری کنند تا روابط آنها با شوهرانشان بیش از حد شکننده و آسیب پذیر نشود.
برخی روان شناسان عامل اصلی اختلاف های زناشویی را «سوء تفاهم» می دانند و توصیه های فراوانی در این زمینه دارند؛ آنها معتقدند ریشه اصلی مشکلات زناشویی این است که دو طرف به درستی به مقاصد حقیقی یکدیگر پی نمی برند و از ورای سوء تفاهم ها با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. (۵)


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید