عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 303
نویسنده : sina95

 عشق، سازه ای است که قرن هاست شعرا، حکما، فلاسفه و اندیشمندان در نقاط مختلف جهعان، درباره چیستی و معنای آن قلم فرسایی ها و کنکاش ها کرده اند.

 

 اما شاید بتوان نظام مندترین و علمی ترین تحقیقات در جهت درک مفهوم عشق را به فعالیت های تحقیقاتی روانشناس آمریکایی، رابرت استرنبرگ (1949)، نسبت داد.
 

او تلاش هایش برای درک و شناخت بهتر عشق را در قالب نظریه معروفش مثلث عشق ارائه داد.

 
روزی مردی روستایی با پسر پانزده ساله اش وارد یک مرکز تجاری شدند. پسر متوجه دو دیوار نقره ای رنگ شد که مانند کشویی به دو طرف باز میشدند و دوباره به هم می چسبیدند، از پدرش پرسید: پدر، این چیست؟!
پدر که در عمرش چنین چیزی ندیده بود گفت: پسرم، من تاکنون چنین چیزی ندیده ام؛ نمیدانم چیست!
در همین زمان، خانمی چاق با صندلی چرخدارش به دیوار نقره ای نزدیک شد و با انگشت دکمه ای را روی دیوار فشار داد و دیوار براق از میان جدا شد و آن زن خود را به زحمت وارد اتاقک کوچک پشت آن کرد. دیوار بسته شد و پدر و پسر هر دو چشم شان به شماره هایی افتاد که بر بالای آسانسور بود و از یک شروع می شد و به سی می رسید. هر دو با تعجب فراوان دیدند که شماره ها به طور معکوس و به سرعت کم شد تا به عدد یک رسید. ناگهان دیوار نقره ای باز شد و آنها حیرت زده دیدند دختر جوانی از همان اتاقک خارج شد.
پدر در حالی که نمی توانست از حیرت تکان بخورد، رو به پسر کرد و گفت: پسرم، زود برو مادرت را به اینجا بیاور!
برگرفته از کتاب: خودت باش نه نخود هر آش!
به راستی حقیقت واقعی عشق، مهرورزی و دوست داشتن چیست؟ عشق واقعی چه ویژگی هایی دارد؟
استرنبرگ معتقد است عشق مفهومی است که از سه ویژگی و عنصر اصلی تشکیل شده است: صمیمیت، دلباختگی و تعهد.
عنصر اول عشق: صمیمیت
صمیمیت یا الفت، پیوند نزدیک و احساس تعلق بین دو نفر و تمیال آن ها برای در میان گذاشتن خصوصی ترین و عمیق ترین افکار و احساسات شخصی است. صمیمیت، جنبه عاطفی و هیجانی عشق است. ده عنصر اصلی صمیمیت عبارت است از:
تمایل به افزایش رفاه شخص مورد علاقه
احساس خوشحالی و رضایت از بودن با فرد مورد علاقه
احترام و توجه متقابل
توانایی حساب کردن روی کمک دیگری هنگام نیاز
وجود درک متقابل
راحتی برای در میان گذاشتن مسائل شخصی
دریافت حمایت احساسی در رابطه
بذل حمایت احساسی و هیجانی
ارتباط صمیمانه متقابل
ارج نهادن به یکدیگر
عنصر دوم عشق: اشتیاق
اشتیاق، داشتن میل و رغبت جنسی، نسبت به طرف مقابل است. اشتیاق یا همان شور یا هوس، جنبه انگیزشی عشق است.
عنصر سوم عشق: تعهد
فرد می پذیرد که فرد دیگری را به شدت دوست دارد (پذیرش) و خودش را ملزم میداند که در پستی ها و بلندی های زندگی، رابطه اش را با آن شخص حفظ کند (تعهد)
این ویژگی شامل تصمیم های خود آگاهانه و غیر خود آگاهانه ای می شود که فرد برای دوست داشتن دیگری می گیرد و خود را متعهد به حفظ آن میکند.
این حالت جنبه شناختی دارد و دربردارنده تصمیم کوتاه مدت و بلند مدت برای دوست داشتن و مراقبت از معشوق است.
این جنبه تصمیم گیری برای تعهد داشتن، حفظ و نگهداری از معشوق و رابطه طولانی مدت با اوست و شامل تصمیم گیری در این باره است که فقط با یک نفر باشد و شریک دیگری برای خود انتخاب نکند و این ارتباط را مهمتر از ارتباط با هر فرد دیگری تلقی کند.
 
عشق ورزی به سبک های مختلف
تحقیقات استرنبرگ نشان می دهد که از رهگذر درآمیختگی سه عنصر عشق، هشت نوع سبک عشق ورزی به وجود می آید.
1- فقدان عشق
در این حالت هیچکدام از عناصر عشق وجود ندارند. چنین رابطه ای در زندگی روزمره با مردم عادی قابل مشاهده است.
2- عشق دوستانه
رابطه ای است که فقط عنصر صمیمیت در آن حضور دارد و از دو جزء دیگر در آن خبری نیست. این احساس را اغلب در روابطمان با دوستان صمیمی تجربه میکنیم.
3- عشق با دلباختگی (شیفتگی)
در این نوع عشق، شور و هیجان (شهوت) عاری از صمیمیت و تعهد، بر مناسبات و روابط فردی حاکم است. در این حالت از فردی که دوستش داریم سمبل عشقی ساخته می شود اما وقتی به او می رسیم، این احساس و جذبه فروکش کرده و گاهی جای خود را به تنفر می دهد!
4- عشق پوچ (تهی)
در این عشق فقط تعهد وجود دارد! این رابطه اغلب در میان همسرانی دیده میشود که مدتی طولانی از ازدواج آنها میگذرد و وجود ملاحظاتی مانند وجود فرزندان یا ترس از بی کسی و بی پناهی، علت اصلی تداوم رابطه است.
5- عشق رومانتیک
این نوع عشق، ترکیبی از صمیمیت و هوس عاری از تعهد است و اغلب در بین همسرانی به وجود می آید که اغلب در ابتدای راه قرار دارند و میزان شور و صمیمیت در میان آنها بالاست اما آنها به اندازه کافی زندگی مشترک را تجربه نکرده اند تا احساس تعهدی قوی داشته باشند.
6- عشق رفاقتی
این عشق ترکیبی از صمیمیت و تعهد خالی از هوس است. چنین عشقی بین همسرانی دیده میشود که به مدت طولانی با هم زندگی می کنند و از هم رضایت دارند؛ اما جاذبه جنسی میان آنها از بین رفته است. دو همکاری که سال ها کنار هم کار کرده اند، در این دسته بندی قرار میگیرند.
7- عشق ابلهانه
در این سبک عشق ورزی، میزان هوس و تعهد بالاست اما میزان صمیمیت ضعیف است. افراد در این عشق در نگاه اول و بدون داشتن شناخت نسبت به هم، عاشق میشوند و خیلی زود بدون اینکه همدیگر را بشناسند، به داشتن رابطه ای فاقد صمیمیت متعهد میشوند.
8- عشق کامل
این نوع عشق، ترکیبی از سه حالت صمیمیت، اشتیاق و تعهد است. در این حالت فرد، همسر خود را به عنوان یک انسان دوست دارد و به او احترام میگذارد، به او متعهد است و از طریق برقراری ارتباط درست با او احساس نزدیکی میکند. رفتاری دوستانه، توءم با رفاقت، محبت و مراقبت دارد. روابط زناشویی همراه با تعهد به وفاداری و اوج لذت بدون احساس گناه منجر میشود. استرنبرگ (1988) می گوید:
رسیدن به این مرحله، آسان تر از نگهداری آن است!

تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 339
نویسنده : sina95

 

 

 دروغ عمده مردان به زنان چیست

 

بعضی از مردان معتقدند که نباید به همسرشان حقیقت را ابراز کنند و تصور می کنند با دروغ گویی می توانند  همسر خود را قانع کرده و به قول معروف گول بزنند . اما در اکثر موارد این مسئله به نتیجه نامطلوب نمی رسد و سبب اختلافات شدید خانوادگی می شود زیرا مردان مانند زنان آن قدر با ظرافت دروغ نمی گویند که دروغشان برای همیشه پنهان بماند .

 

 

زنان نیز به خاطر دروغ گفته شده از سوی همسرشان دلخور می شوند. زیرا زنان به دلیل احساسات لطیفشان زود رنج تراز مردان هستند آنان با تلنگری کوچک روحیه شان به هم ریخته می شود و حالت افسردگی و اضطراب در چهره شان به خوبی مشاهده خواهد شد.لذا مردان باید برای گفتن بیاناتشان دقت بیشتری داشته باشند .حال به دروغهای عمده مردان می پردازیم :

 

 

 

۱- بسیاری از مردان از این که احساس می کنند زنان تحمل شنیدن دروغ را ندارند به سادگی دروغ می گویند شاید دروغ گویی آنها فقط به خاطر ناراحت نکردن همسرشان باشد اما این را بدانند که هر چقدر هم که همسرانشان از بیان حقیقت نگران و مشوش می شود اما بهتر از گفتن دروغ می باشد .زیرا روزی حقیقت در نزد زن فاش شده و آن زمان است که دنیا در برابر چشمان زن و شوهر سیاه خواهد شد و کار به جاهای باریک خواهد کشید پس اجازه ندهید چنین شود.

 

 

 

اما یک توصیه به زنان در صورتی که احساس کردید همسرتان به دلیل مصلحت زندگی اش به شما دروغ گفته و این دروغ تاثیر چندانی در وضعیت زندگی زناشویی و عشق و محبت میان تان ندارد پس بهتر است به روی خود نیاورید و از کنارآن بگذرید ، مطمئن باشید همسرتان خواهد فهمید و شرمند ه شما خواهد شد.

 

 

 

۲- تعریف و تمجید را به پای دروغ نزنید . بعضی از مردان تصور می کنند اگر از همسرشان تعریف کنند دچار دروغ گویی شده اند . اگر این مسئله را دروغ گویی فرض می کنید بهتر است به این دروغ گویی ادامه دهید . زیرا همسرتان از تشویق و تحسین شما خشنود شده و به زندگی امیدوارتر خواهد شد و با نیرو و انرژی بیشتری به زندگی ادامه می دهد .

 

 

 

برای مثال در برابر خانواده خودتان شروع به تعریف از همسرتان کنید . کفش هایش را جلوی پایش جفت کنید .برایش میوه پوست بکنید . حتی اگر فکر می کنید همه این کارها را از روی تملق و دروغ انجام می دهید .با انجام چنین کاری نزد خانواده تان ، نتیجه اش را می بینید ، همسرتان پروانه وار به دور شما خواهد چرخید . احترام دو صد چندان به شما خواهد گذاشت . پس ارزشش را دارد که دست به چنین تملق و دروغی بزنید.

 

 

 

۳- بعضی از مردان سیاست خوبی را از زندگی شان دارند . آنان بدون این که خود را خسته کار خانه کنند به نحویی با همسرشان برخورد دارند و خود را درگیر کمک به وی می کنند که او واقعا احساس می کند همسرش در کارهای خانه اورا همراهی کرده است.البته بد نیست که همسرتان را کمک کنید و دست یاری به او بدهید ، زندگی یعنی همکاری و همیاری.

 

 

 

وقتی مهمانی به خانه شما می آید روی صندلی ننشینید و دستور ندهید ، بلکه ظاهرا هم که شده او را کمک کنید . حتی از لحاظ لفظی مثلا بگویید کمک می خواهی ، من در انجام کاری اماد هستم ، ولو اینکه روی صندلی بنشینید و با دوستان خود مشغول حرف زدن باشید. هر چند وقت یک بار او را صد ا بزنید و از او سوال کنید ! بیایم کمکت کنم ؟ این نوع دروغگویی ها نیز می تواند تاثیر خوبی بر همسرتان بگذارد و در برابر مهمان ها سربلند باشد.

 

 

 

۴- بعضی از مردان در برابر غر زدن زنان شان مجبور به گفتن دروغ هایی می شوند که در انجام و بر اوردن ان ناتوان هستند . این چنین زنانی نباید همسر خود را تحت فشار بگذارند و از او درخواست های ناشدنی بخواهند. مردی که زیر بار فشار سخنان همسرش باشد دست به دروغ گویی می زند و به همسرش وعده هایی می دهد که خود ش هم میداند از عهده آن بر نمی آید اما به خاطر ساکت کردن همسرش و جلوگیری از کشمکش و جنگ اعصاب مجبور به دروغ گویی می شود در این جا زن مقصر است .

 

 

 

هر زنی باید شرایط همسرش را بداند و بیش از آن از همسر توقع نداشته باشد . غرور و شخصیت مرد را نباید زیر پا لگد مال کنید یک زن باید همسرش را آن قدر دوست داشته باشد که اگر در زندگی کمی و کاستی به وجود آمد همراه ودر کنار همسرش با مشکلات دست و پنجه نرم کند ، نه این که سبب لاف زنی و اغراق گویی و دروغ گویی همسرش شود.

 

 

 

۵- مردان برای این که در برابر همسر خود به قول معروف کم نیاورند ، سعی می کنند دروغ بگویند . بعضی از زنان عادت دارند مزایای مردان دیگر را به رخ همسر خود بکشند .

 

 

 

برای مثال می گویند شوهر دوستم مرد بسیار شجاعی است و یا این که بسیار دست و دلباز است و همه مال و اموالش را در اختیار همسرش گذاشته ، مردان به این مسئله حساسیت نشان می دهند و آنان دوست ندارند همسرشان مرد دیگری را برتر از او ببیند شاید یک حس حسادت نا خودآگاه باشد که زنان باید به این حس توجه کنند . گاهی مردان در برابر تمجید همسرشان از مرد دیگر دست به گفتن دروغ هایی می زنند . مثلا می گویند امروز در خیابان با پسری جوان هیکل مندی دعوا کردم و اورا به شدت زدم او چنین دروغی را می گوید تا اظهار دارد که او هم شجاع است . زنان نباید شوهر خود را با مرد دیگری مقایسه کنند بلکه اورا همان طور که هست دوست داشته باشند .

 

 

 

همانطور که مشاهد ه می کنید بعضی از دروغ ها بار منفی و گاهی هم بار مثبت دارند . البته یک زن و شوهر باید حقیقت گرا باشند و در هر شرایطی راست گویی را سر لوحه زندگی خود بدانند و حتی اگر در گذشته زخ داد ناگواری داشته اند همچون دوست واقعیت را بگویند در زندگی زناشویی بیان حقیقت ولو این که منجر به دلخوری شود با ارزش و مهم نیست البته همانطور که ملاحظه فرمودید گاهی دروغ و تملق در زندگی سبب ایجاد اعتماد به نفس در فرد مقابل می شود و اورا به زندگی امیدوارتر و سرزنده تر می کند پس زن و شوهر باید در زندگی محتاطانه عمل کنند و در جهت ایجاد یک زندگی مستحکم تر و پر محتوا تر سعی و تلاش خود را به کار گیرند.

 

منبع:سلامت نیوز


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 360
نویسنده : sina95

  «دروغگو دشمن خداست!» یکی از اولین آموزش هایی است که به هر کودکی داده می شود و از همان بچگی در گوش همه مان می خوانند که دروغ، مادر همه گناهان است و اگر یک دروغ بگویی، باید هزارتای دیگر هم پشت سرش ردیف کنی تا روی دروغ اولت را بپوشانی و آبرویت نرود و...

با همه این حرف ها تعداد آدم های دروغگو در اطرافمان اصلا کم نیست و خودمان هم ممکن است گاه و بیگاه دروغ های ریز و درشتی بگوییم و ریزها را بی اهمیت بدانیم و درشت ها را احتمالا «مصلحتی» بخوانیم اما اگر کسی همین عذر و بهانه ها را برایمان بیاورد، نمی پذیریم و به راحتی می گوییم دروغگوست و اعتمادمان از آن فرد سلب می شود. 

دروغگویی در زندگی مشترک، که زوج انتظار صداقت کامل از یکدیگر دارند، می تواند مشکلات بسیار بزرگی ایجاد کند و حتی در بسیاری مواقع باعث از هم پاشیده شدن خانواده می شود، اما واقعا با همسر دروغگو چه باید کرد؟ باید دروغ های همسرمان را نادیده بگیریم و نگذاریم حریم ها از بین برود یا مدام مچش را بگیریم و منتظر باشیم سرش به سنگ بخورد؟ شاید هم بهتر باشد بگوییم «اصلاح نمی شود!» و به سادگی طلاق بگیریم؟!

نحوه شناسایی و برخورد با همسر دروغگو


دروغگو کیست؟


بهتر است این بحث را با تعریف دروغگویی شروع کنیم، پنهان کردن نقص های فردی برای تطبیق با محیط و دستیابی به نتیجه مثبت می تواند تعریفی از دروغگویی باشد. یعنی فرد به دلیل مسئولیت ناپذیری و عدم پذیرش اشتباه هایش احساس خطر کرده و تصور می کند ثبات محیطش از بین رفته، بنابراین دروغ می گوید.

صرف نظر از انواع و اقسام دروغگویی های عادت، مصلحتی، مرضی و... می توان گفت دروغگویی از حول و حوش 5-4 سالگی در افراد شکل می گیرد اما ممکن است کودک متوجه پاتولوژیک (مرضی) بودن آن نباشد چون هنوز اخلاقیات به صورت کامل در او شکل نگرفته اما ممکن است دروغی بگوید و از والدینش به صورت تصادفی پاداش بگیرد و این صفت در او نهادینه و به الگوی دروغگویی باثبات تبدیل شود.

چرا همسرم دروغ می گوید؟

در بررسی علل دروغگویی در روابط زوج، باید بگویم بعضی هایش مربوط به فرد دروغگو، برخی دیگر متوجه فرد آسیب دیده (همسر فرد دروغگو) و برخی علل هم مربوط به مهارت های ارتباطی بین زوج است. گروه آخر هم علل محیطی است که همه این عوامل می تواند زمینه ساز دروغگویی فرد شود. 

از جمله عوامل مربوط به فرد دروغگو می توان به زمینه های رشدی و صفات شخصیتی او اشاره کرد؛ یعنی فرد در خانواده ای بزرگ شده که دروغگویی به طور عادی بین اعضا وجود داشته یا به روش شرطی سازی، وقتی بچه دروغی گفته و پاداش گرفته، تصور می کند هربار با دروغگویی پاداش خواهدگرفت بنابراین دروغگویی برایش کار مثبتی جلوه می کند؛ مثلا وقتی در مورد نمره ای که در مدرسه گرفته، دروغ می گوید و بعد خانواده بی خبر از دروغ او، برایش پاداش درنظر می گیرند.

به این ترتیب کودک تصور می کند کار خوبی کرده که در مورد نمره اش دروغ گفته! در بعضی موارد فرد نقاط ضعفی در خود احساس می کند و اعتماد به نفس پایینی دارد بنابراین از دروغگویی به عنوان پوششی برای نقاط ضعفش استفاده می کند. تا از تهدید و بی ثباتی ای که ممکن است در محیطش ایجاد شود، جلوگیری کند. گاهی هم فرد قصد جلب توجه دارد و از دروغگویی برای این کار استفاده می کند. همه این موارد می توانند منجر به دروغگویی های روزمره در زندگی شوند.

دروغگوهای بی وجدان!

مواردی هم هست که باعث می شود این دروغگویی ها پرخطرتر شوند و فرد بی مهابا و بدون هیچ پشیمانی ای دروغ بگوید: مثلا وقتی فرد شخصیتی ضداجتماعی دارد، برای حفظ منافع خودش عمدا دروغ هایی بگوید و رفتارهای غیرقانونی (از عدم رعایت ضوابط اجتماعی گرفته تا نادیده گرفتن حقوق دیگران و...) انجام دهد که باعث آزار دیگران می شود اما او از دروغ های خود ناراحت نیست! همچنین زمانی که فرد شخصیتی خودشیفته دارد، خود را برتر از دیگران می داند و اعتماد به نفسی کاذب دارد. 

درواقع فرد خودشیفته درون خود احساس شکنندگی می کند و در ظاهر خود را برتر و موفق جلوه می دهد و چون احساس می کند الگوهای فکری خودش در زمینه های اخلاقی و اجتماعی از تمام استانداردهای موجود برتر است، خود را محق می داند که هر رفتاری از جمله دروغگویی داشته باشد! مورد دیگری که این روزها بسیار شایع شده، مصرف موادمخدر است که در فرد الگوهای شخصیتی پاتولوژیک ایجاد می کند و منجر به دروغگویی های متعدد می شود.

نحوه شناسایی و برخورد با همسر دروغگو


چه برخوردی کنیم؟


اولین قدم این است که فرد، دروغگویی اش را بپذیرد. مثلا اگر احساس کنیم این فرد پذیرش ندارد، تدافعی برخورد می کند، از دروغگویی پشیمان انیست (مثل افراد دچار اختلال های شخصیتی ضداجتماعی یا خودشیفته) یا سوء مصرف مواد دارد، به نظر نمی رسد این ماجرا با مداخله و مشاوره قابل حل باشد. ولی اگر فرد آسیب دیده اصرار به حفظ زندگی اش داشته باشد، رویکرد مشاوره کاملا عوض می شود و با توجه به علت دروغگویی از اختلال شخصیتی گرفته تا سوء مصرف مواد و...، افراد به درمان های متفاوتی نیاز دارند اما زوج بایدبدانند در چنین مواردی احتمال موفقیت بسیار کمتر است. 

اما معمولا مشکلات زوج هایی که یکی از آنها دروغگو نیست، به دلیل بهانه گیری، اعتماد به نفس پایین و ناتوانی در برقراری ارتباط موثر با همسر رخ می دهد و وقتی زوج به دلیل این نوع دروغگویی ها دچار میشکل می شوند و به مشاور مراجع می کنند، خوشبختانه می توانیم با رویکرد مشاوره ای برای حل این موضوع کار کنیم. یکی از اصلی ترین راهکارها در این زمینه استفاده از «الگوی بخشودگی» یا همان «بخشیدن» است. 

در این الگو، فرد دروغگو خطای خود را می پذیرد و مشاور سعی می کند به فرد آسیب دیده (همسر فرد دروغگو) به این ترتیب کمک کند تا باورهایش را که در خلال دروغگویی های همسرش خدشه دار شده، اصلاح کند و بتواند همسرش را ببخشد. البته فرد آسیب دیده نباید تصور کند که دچار نقطه ضعف است یا مشاور قصد دارد دروغگویی های همسرش را بی اهمیت جلوه دهد و اغماض کند و...

چرا به من دروغ می گوید؟!

همان طور که اشاره کردیم برخی علل مربوط به فرد آسیب دیده است؛ یعنی این علت ها باعث می شود همسر این فرد به او دروغ بگوید و البته همین علت ها می تواند باعث دروغگویی این فرد هم باشد. یکی از الگوهای بسیار مهمی که باعث دروغگویی همسران می شود، ضعف در مهارت های ارتباطی همسران است؛ اینکه نتوانند ارتباط درست کلامی یا غیرکلامی با هم داشته باشند و احساساتشان را درست بیان کنند؛ همین ترس باعث می شود فرد خواسته هایش را به همسرش نگوید و باعث دروغگویی شود.

فرض کنید فردی که ترس بیش از اندازه نسبت به همسرش دارد و دائما در فضایی است که مورد انتقاد و سرزنش است، تصمیم می گیرد عیب و ایرادهای خودش را بپوشاند، پس به دروغگویی روی می آورد. یا فردی که بیش از حد به همسرش وابسته است و می خواهد به هر نحوی زندگی اش را حفظ کند و با رفتارهای نامناسبی از جمله دروغگویی تایید همسرش را می گیرد. گاهی افراد ترس های مخفیانه ای در پس ذهنشان دارند و احساس می کنند حمایت اجتماعی لازم را ندارند، اعتماد به نفس پایینی دارند و آنقدر خود را ضعیف می دانند که احساس می کنند به راحتی مورد ظلم دیگران قرار می گیرند. 

همین افراد در روابط بین زوج به راحتی دچار آسیب هایی مثل دروغگویی می شوند. البته اعتماد به نفس پایین هم می تواند باعث دروغگویی فرد شود و هم باعث قربانی شدن وی در زندگی زناشویی؛ یعنی نه تنها خودش در مورد کارهایش دروغ می گوید بلکه به دلیل اعتماد به نفس پایین، رفتاری از خود بروز می دهد که همسرش را هم مجبور به دروغگویی می کند! در مورد علل محیطی موثر در دروغگویی هم باید گفت تمام مشکلاتی که ثبات زندگی را بر هم می زنند، از مسائل اقتصادی و اجتماعی گرفته تا واردشدن نفر سوم به زندگی، همه می توانند باعث دروغگویی همسر شوند.


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 325
نویسنده : sina95

  حتما شما هم در اطراف‌تان افرادی را دیده‌اید كه هر چه پول دارند برای خرید صرف می‌كنند و چیزهایی می‌خرند كه شاید به آنها نیازی ندارند. گروه دیگری هم نسبت به خرید كالاهای مشخص علاقه زیادی دارند و نمی‌توانند از خرید وسایل الكتریكی دل بكنند. پاساژگردی هم عادت دسته دیگری است كه آنها را از كار و فعالیت‌های مفید باز می‌دارد. به هر حال خرید كردن نشانه خوبی است كه به كمك آن می‌توانید شخصیت اطرافیان‌تان را بشناسید. 

اگر می‌بینید كه آخر ماه دخل و خرج‌تان با هم جور در نمی‌آید شاید لازم باشد به خودتان بیایید و برای رهایی از این عادت دست به كار شوید. دكتر سید آرش تقوی، روانشناس سلامت به شما می‌گوید كه چطور می‌توانید شخصیت افراد مختلف را از خرید‌های‌شان بشناسید و در مقابل افراد معتاد به خرید چه واكنشی باید داشته باشید. 

چه شخصیت‌هایی بیشتر خرید می‌كنند؟

نیاز به دیده شدن و توجه گرفتن یكی از ابزارهای ضروری برای طی مسیر اجتماعی شدن انسان‌هاست. افراد برون‌گرا كه نیاز به دیده شدن در آنها پررنگ‌تر است، برای تامین این نیاز، به خرید كردن بیشتر - به‌ویژه خرید پوشاك- گرایش دارند. شخصیت نمایشی یكی از انواع تیپ‌های شخصیتی است كه توجه‌طلبی افراطی، آرایش ظاهری برای جلب‌توجه بیشتر و همچنین بروز رفتارهای هیجانی و نمایشی از خصوصیات بارز این دسته افراد است.

بگو چی خریدی تا بگم کی هستی!


افرادی كه ویژگی شخصیتی نمایشی در آنها غالب‌تر است هم تمایل بیشتری به خرید كردن دارند و بیشتر از سایر افراد خرید می‌كنند.  دسته‌ای از افراد هم به علت سبك زندگی‌ای كه داشته‌اند حضور در مراكز خرید و فروشگاه و خریدهای افراطی و بیش از اندازه در آنها به شكل عادت درآمده است.

چه افرادی اجناس لوكس و تجملی می‌خرند؟

بعضی افراد اعتمادبه‌نفس اجتماعی پایینی دارند، یعنی از نظر موقعیت اقتصادی و پرستیژ اجتماعی در رده بالایی قرار نارند و از نداشتن این جایگاه رنج می‌كشند. این افراد به جای اینكه با همت، جسارت، قابلیت و شجاعت سعی در رشد و پیشرفت برای رسیدن به جایگاه ایده‌آل‌شان را داشته باشند با نوع وسایلی كه می‌خرند، لباسی كه می‌پوشند، عطر و لوازم آرایشی كه استفاده می‌كنند، نوع كفشی كه می‌پوشند، مدل گوشی‌ای كه دست می‌گیرند، مدل ماشینی كه سوار می‌شوند و. . . تلاش می‌كنند خودشان را به طبقات مرفه و مقام اجتماعی بالا منسوب كنند. این افراد معمولا برای رسیدن به این هدف دست به خریدهای افراطی و بیش از حد لوكس و گران می‌زنند. 

این افراد، معمولا تنهایی به خرید نمی‌روند و از افراد دارای سبك و سلیقه متناسب با شأن مدنظر خود به‌عنوان همراه و مشاور خرید استفاده می‌کنند و با سلیقه و انتخاب آنها دست به خرید می‌زنند. 

بگو چی خریدی تا بگم کی هستی!


رضایت بعد از خرید‌های گرانقیمت

یكی از ویژگی‌های افراد شاد و موفق، توانایی به تاخیراندازی لذت‌های آنی و لحظه‌ای و دستیابی به رضایتمندی‌های درازمدت‌تر است. به این ویژگی، توانایی تاخیر در ارضای نیاز می‌گویند. به این معنا كه فرد می‌تواند برای دستیابی به رضایتمندی‌های قوی‌تر و طولانی‌مدت‌تر، از لذت‌طلبی‌های آنی چشم‌پوشی كند. نقطه مقابل این خصلت در افراد افسرده، سرخورده و دارای سوابقی از ناكامی و درماندگی دیده شده. 

همانطور كه بدن انسان بعد از سپری كردن یك دوره قحطی و گرسنگی دچار حملات پرخوری می‌شود، ذهن انسان هم بعد از تجربه دوره‌ای از فقر روانی و عاطفی، دچار حملات برون‌ریزی هیجانی می‌شود.  به همین دلیل دیده می‌شود بعضی افراد بدون هیچ نیازی بی مهابا اقدام به خریدهای تجملی و گرانقیمت می‌كنند و نوع، جنس، رنگ و مدل كالا برای‌شان مهم نیست و تنها از اینكه یك كالای گرانقیمت مثل عطر، لباس، عینك، كفش و. . . بخرند احساس رضایت و آرامش می‌كنند. درواقع گران بودن از شكیل، زیبا و مناسب بودن برای‌شان اهمیت بیشتری دارد. 

زیاده‌روی در خرید گجت‌ها

حتما شما هم افرادی را دیده‌اید كه چند ماه یكبار گوشی، تبلت، لپ‌تاپ و كامپیوترشان را ارتقا می‌دهند؟ افرادی كه اصرار دارند همیشه از بالاترین سطح ممكن و موجود وسایل دیجیتالی استفاده كنند یا افرادی هستند كه كنجكاوی‌های زیادی در این زمینه دارند یا برای نوعی رقابت اجتماعی دست به این كار می‌زنند. 

بگو چی خریدی تا بگم کی هستی!


افرادی كه بدون اینكه نیازهای حرفه‌ای‌شان بطلبد در خرید و بهینه‌سازی گجت‌ها زیاده‌روی می‌كنند، رگه‌هایی از خودنمایی اجتماعی در شخصیت‌شان دیده می‌شود. این افراد به این طریق می‌خواهند اعلام كنند كه «من از نظر تكنولوژیكی در بالاترین سطح قرار دارم». این افراد معمولا از موقعیت اجتماعی و شغلی خود رضایت چندانی نداشته و با جامعه‌ای كه در آن زندگی می‌كنند خیلی موافق نیستند لذا برای ایجاد امتیاز برتری و ارزش افزوده، در خرید گجت‌ها زیاده‌روی می‌كنند. این افراد بیشتر از اینكه به تكنولوژی نیاز داشته باشند به جلب‌توجه و تایید نیاز دارند. 

 خرید هیجانی 

انواع هیجان‌های مثبت (مانند شادی، آرامش، شعف، لذت، امید و. . . ) و هیجان‌های منفی (مانند خشم، غم، ترس، اضطراب و. . . )، بخشی از وجود طبیعی یك انسان سالم را تشكیل می‌دهند. گاهی افراد در پاسخ به بعضی از هیجان‌های‌شان رفتارهایی از خود نشان می‌دهند كه برای تامین نیازهای‌شان هم آنها را انجام می‌دهند. به‌طور مثال بعضی افراد با خوردن بیش از حد مورد نیاز خود، از میزان و شدت اضطراب‌شان كاسته و به نوعی آرامش درونی می‌رسند. 

بعضی دیگر نیز در پاسخ به هیجانات منفی‌ یا مثبت خود دست به خرید كردن بیش از حد و افراطی می‌زنند. اینگونه خریدهای واكنشی به هیجانات را خرید هیجانی می‌نامند. خرید هیجانی بیش از اینكه به منظور تامین نیاز و حتی بالا رفتن پرستیژ اجتماعی باشد به منظور تخلیه هیجانی و رسیدن به آرامش بعد از خرید كردن انجام می‌شود.  

آرامش با پاساژگردی

دسته‌ای دیگر حتی با قرار گرفتن در محیط خرید مثل حضور در فروشگاه‌ها و مراكز خرید، دیدن و تماشای ویترین مغازه‌ها و اجناسی كه به فروش می‌رسند، صحبت كردن با فروشنده‌ها، تست كردن عطرها و محصولات آرایشی، پرو كردن لباس‌ها و كفش‌ها به رضایت و آرامش دست پیدا می‌كنند. 

بگو چی خریدی تا بگم کی هستی!


دسته‌ای از این افراد چون اعتمادبه‌نفس‌شان پایین است یا حداقل در آن لحظه اعتمادبه‌نفس‌شان به علت یك ضربه روانی یا یك آسیب اجتماعی پایین آمده است دست به پاساژگردی می‌زنند، دسته‌ای نیز چون زندگی‌شان دچار یكنواختی شده با پاساژگردی و خرید افراطی و بیش‌از حد، زندگی‌شان را دچار تنوع می‌كنند. یكنواختی در زندگی میزان لذت از زندگی را پایین و نیاز به تغییر را در فرد بالا می‌برد. اگر فرد نتواند با فعالیت‌های مفیدی مانند ورزش، تفریح، گردش و سفر این تغییر را ایجاد كند با ورود به محوطه‌های خرید كه جذابیت، رنگ و لعاب و تنوع زیادی در آنها به چشم می‌خورد سعی در ایجاد تغییر و تنوع می‌كند و به آرامش و رضایت می‌رسد. 

چرا خانم‌ها بیشتر از آقایان خرید می‌كنند؟

تحقیقات نشان داده بعضی از اختلالات شخصیت مثل اختلال شخصیت ضداجتماعی در مردان و اختلالات خلقی و اختلالات اضطرابی مانند افسردگی، نگرانی مداوم و وسواس در زنان بیشتر دیده می‌شود. باتوجه به این آمار می‌توان گفت از آنجا كه اضطراب، افسردگی و وسواس در زنان بیشتر دیده می‌شود آنها در پاسخ به این مشكلات هیجانی با احتمال بیشتری دست به خریدهای هیجانی زده و لذا ممكن است وابستگی به خرید و احساس رضایت ناشی از آن در خانم‌ها بیشتر دیده ‌شود. 

 افراد چپ‌دست و زنان، نیمكره‌های چپ و راست مغزشان عملكرد یكپارچه‌تری دارد و با هم هماهنگ‌تر است و چون اطلاعات بیشتری بین نیمكره‌های چپ و راست مغز افراد چپ‌دست و زنان در حال تبادل است بهتر می‌توانند چند فعالیت را همزمان انجام دهند، همچنین در انجام كارها حوصله بیشتری به خرج می‌دهند و چون خرید كردن فعالیتی است كه به حوصله زیادی نیاز دارد زنان بیشتر به خرید كردن گرایش و علاقه دارند. 

بگو چی خریدی تا بگم کی هستی!


با افرادی كه زیاد خرید می‌كنند چه باید كرد؟

اگر افرادی در اطراف‌تان هستند كه به شكلی بیمارگونه و وسواسی خرید می‌كنند باید آگاهی‌های لازم را در این باره به آنها بدهید به‌گونه‌ای كه آنها متوجه افراطی‌ بودن این رفتار در خود شوند. معمولا این افراد به راحتی این موضوع را نپذیرفته و باید سعی كنید با ارائه توضیحات لازم آنها را قانع و به بینش لازم برسانید. 

سعی كنید به اجناسی كه این افراد در خریدهای افراطی‌شان می‌خرند توجه چندانی نشان ندهید و از آنها تعریف و تمجید نكنید. هرگونه توجه، تایید و حمایتی از سوی شما می‌تواند این رفتار را در آنها تقویت كند. 

چه كسانی به خرید كردن اعتیاد دارند؟

افرادی كه دارای نشانه‌های زیر هستند بهتر است از نظر تشخیص اختلالات اضطرابی و خلقی مثل افسردگی، اختلالات دوقطبی، وسواس و سایر اختلالات اضطرابی توسط روانشناس بالینی، روانشناس سلامت یا تیم روانپزشكی مورد بررسی قرار بگیرند و درصورت تشخیص‌گذاری علمی برای درمان اقدام كنند. 

- از حضور در مراكز خرید و فروشگاه‌ها و اقدام به خرید كردن، بیش از اندازه لذت می‌برند.

-  وقت و هزینه زیادی صرف این كار می‌كنند.

- این رفتار را به عنوان یك مشكل و نابهنجاری نمی‌پذیرند. 


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 334
نویسنده : sina95

 همه می‌دانیم که بسیاری از افراد دائما غمگین، تحریک‌پذیر و زودرنج هستند. علاوه بر این، هر روز با افراد بسیار شادی روبه‌رو می‌شویم که شاید گاهی غمگین شوند و یا دچار استرس‌های روزمره شوند، اما می‌ببینیم که آنها به خوبی استرس‌هایشان را کنترل می‌کنند، از روش‌های مناسبی برای مدیریت استرس‌ها در زندگی‌شان استفاده می‌کنند و در نتیجه، روزهایشان پرثمرتر و لذت‌بخش‌تر می‌شود.

 شایداین سؤال مطرح شود که آیا این افراد از همان ابتدا که به دنیا می‌آیند شادند. شاید عده‌ای آنها را افرادی خوش‌اقبال بدانند که همواره بخت با آنها یار بوده است. بسیاری از افراد معتقدند که پول شادی می‌آورد و افراد پولدارتر شادتر از بقیه افراد هستند. اما در مورداین که واقعا چه چیزی شادی بیشتری می‌آورد "دانیل کافمن" روان‌شناس دانشگاه پرینستون پاسخی دارد. او که به خاطر ساخت ابزاری برای سنجش شادی برنده جایزه نوبل شده است، در بررسی‌های خود متوجه شد که چهار فعالیت باعث شادی افراد می‌شود که عبارتند از: فعالیت‌های اجتماعی، استراحت، عبادت و خوردن. بعد از این چهار فعالیت، ورزش و تماشای تلویزیون در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

یکی از مهم ترین سؤالات در مبحث شادی این است که تا چه اندازه شادی ما تحت کنترل ماست.

دکتر سونیا لی یو بمیرسکی به بهترین وجه به این سئوال پاسخ داده است. بمیرسکی معتقد است که زندگی شاد ما شبیه نموداری است که 50 درصد از آن در کنترل ژن، 10 درصد در کنترل شرایط محیطی و فقط 40 درصد در کنترل ماست. پژوهش‌های تجربی بر روی دوقلوها نشان داده است که هر شخصی با یک سطح معین از میزان شادی به دنیا می‌آید. بدین معنا که هر فردی بعد از احساس شادی بسیار زیاد و یا غم بسیار زیاد، دوباره بعد از مدتی به همان سطح معین میزان شادی و غم برمی‌گردد.

مهم نیست چه اتفاقی در زندگی ما می‌افتد- خوب، بد یا فوق‌العاده. ما کلا تمایل داریم که به وضعیت نقطه تعادل یا همان نقطه معین خود برگردیم. مثلا یک هفته پس از حادثه سونامی، کودکان خانواده‌های آسیب‌دیده با لبخند به مدرسه‌هایشان می‌رفتند. تحقیقات نشان می‌دهد که ما تمایل به بودن در حالت طبیعی داریم. هیچ‌گاه نه در اوج شادی و نه در اوج غم باقی نخواهیم ماند. حتی یک مطالعه نشان داده افرادی که در تصادف اعضای بدنشان را از دست داده‌اند بعد از مدتی دوباره تمایل به شاد بودن را از خودشان نشان می‌دهند، هرچند شاید هیچ‌گاه نتوانند به میزان سابق شاد باشند. برای مثال، ما شاید یک هفته بعد از تصادف عصبی و مضطرب باشیم، اما بعد از هشت هفته به حالت طبیعی‌مان برخواهیم گشت.

تحقیقات " دیوید لکین " از دانشگاه مینه‌سوتا، نیز «نقطه تعادل» شادی را تأیید می‌کند. تحقیقی که لکین بر روی چهار هزار دوقلو متولد مینه‌سوتا طی سال‌های 1936 تا 1955 انجام داد نشان داد حدود 50 درصد از رضایت زندگی افراد از برنامه ژنتیکی آنها ناشی می‌شود و در واقع، ژن‌ها نحوه برخورد مناسب با استرس‌های زندگی، سطوح اضطراب و افسردگی آنها را تعیین می‌کنند و بدین طریق بر میزان شادی ما اثر می‌گذارند. طبق نظریه بمیرسکی، 10 درصد از بهزیستی کلی افراد نیز تحت تأثیر عوامل محیطی مانند مذهب، موقعیت اجتماعی، وضعیت تأهل، درآمد و غیره قرار دارد.

از نظر بمیرسکی، 40 درصد باقی مانده از نمودار شادی ما در کنترل ماست. یعنی ما تا 40 درصد فرصت افزایش سطح شادمانی را داریم و این کار از طریق فعالیت‌های ارادی‌مان انجام می‌شود.

بمیرسکی در طول هفده سال کار و تلاش مداوم که روی راه‌های افزایش شادی انجام داد، دریافت که افراد شاد دارای الگوهای فکری و رفتاری خاص هستند که چند نمونه از این نوع فعالیت‌ها و افکار در زیر آمده است. افراد شاد:

ـ وقت زیادی را صرف خانواده و دوستان، تربیت بچه‌ها و لذت بردن از این روابط می‌کنند.

ـ قدردان چیزهایی که در زندگی دارند هستند.

ـ در کمک کردن به دیگران پیش قدم هستند.

ـ لذت‌ها و خوشی‌های زندگی‌شان را حفظ می‌کنند و تلاش می‌کنند در لحظه حال زندگی کنند. بنابراین، وی به این نتیجه رسید که راه‌های زیادی برای افزایش شادی وجود دارد. اما در مجموع، به این نتیجه رسید که سه تمرین وجود دارد که افراد در صورت انجام دادن آن طی یک دوره دو سه ماهه می‌توانند شادی‌شان را افزایش دهند.

تمرین قدردانی: در این روش، افراد تمامی چیزهایی را که در زندگی‌شان دارند و قدرشان را نمی‌دانند می‌توانند در دفترچه‌ای ثبت کنند تا هر روز مشاهده شان کنند و قدرآنها را بدانند. یا می‌‌توانند نامه‌ای به دوست یا والدین خود بنویسند و از زحماتی که برایشان کشیده‌اند قدردانی و تشکر کنند. تمرین‌های قدردانی باعث بهبود خلق افراد می‌شود. در تأیید این مطلب، «رابرت امونز» از دانشگاه کالیفرنیا، دریافت که افرادی که سلامتی خود را حفظ می‌کنند و احساس شادی زیادی می‌کنند معمولا قدردان چیزهایی هستند که در زندگی دارند. این افراد حتی هنگام بیماری نیز راحت‌تر با درد کنار می‌آیند و بهبودی سریع‌تری دارند.

تمرین نوع‌دوستی یا مهربانی: روش دیگر آن‌طور که روان‌شناسان مثبت‌گرا نام نهاده‌اند، نوع‌دوستی یا مهربانی است. در این روش، به افراد تعلیم داده می‌شود که چگونه برای دیگران کارهای نیک انجام دهند. مثلا می‌توانند برای ملاقات با بیماران به بیمارستان‌ها بروند و یا به دیگران در کارهایشان کمک کنند. افراد حداقل باید به طور میانگین پنج فعالیت این چنینی در هر روز انجام دهند. این فعالیت‌ها می‌تواند هم برای دوستان انجام شود و هم برای غریبه‌ها؛ هم خودانگیخته و ناگهانی باشد و هم با طرح و برنامه قبلی. مهم نیست که این فعالیت‌ها حتما قابل توجه و بزرگ باشد.

ترویج خوش‌بینی: در این روش، آموزش داده می‌شود که افراد در دفترچه خود بهترین حالت از آینده خود را ترسیم کنند و درباره آن به تفصیل بنویسند.

بمیرسکی گزارش کرده است که افرادی که به مدت سه ماه این تمرین‌ها را انجام داده‌اند گفته‌اند که احساس شادی بیشتری نسبت به قبل دارند. شما نیز می‌توانید این روش‌ها را در یک دوره سه ماهه امتحان کنید. مطمئن باشید ضرر نمی‌‌کنید.


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 302
نویسنده : sina95

 یک – با اینترنت از خواب بلند نشوید!

وقتی با صدای زنگ آلارم گوشی‌تان بیدار شدید تنها کاری که می‌کنید دکمه Dismiss را روی گوشی‌تان فشار دهید (البته اگر قصد Snooze کردن آن را ندارید!) سپس گوشی را به کناری گذاشته، بلافاصله از تخت‌خوابتان خارج شوید تا اسمارت‌فون پرزرق و برقتان شما را وسوسه نکند.

سپس آبی به سر و صورت خودتان بزنید، یک صبحانه مفصل بخورید و با خودتان برنامه‌ریزی کنید که آیا اصلاً با اینترنت کار مهمی دارید یا خیر؟ سپس اگر به این نتیجه رسیدید که واقعاً کارتان لنگ اینترنت است پس از آمادگی و برنامه‌ریزی به سراغش بروید.

 

دو - مداوم به ایمیل و فیس‌بوکتان متصل نباشید

اول به این موضوع فکر کنید که در روز گذشته چند ایمیل مهم و حیاتی دریافت کرده‌اید و یا در شبکه‌های اجتماعی چقدر مطالب ضروری خوانده‌اید؛ احتمالاً پاسخ این سؤال هیچ یا خیلی کم است. پس سعی کنید تب‌های مرورگر مربوط به ایمیل و شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک و توییتر را ببندید و تنها دو یا سه بار در روز در زمان معین و به مدت خاص و تعیین‌شده به این سایت‌ها سر بزنید. همچنین با استفاده از لیبل‌های جیمیل می‌توانید تنظیم کنید تنها ایمیل‌های رسیده از طرف شخص یا اشخاص خاصی را با هشدار برایتان اعلام کند.

سه – قبل از به اشتراک‌گذاری لینک‌ها و مطالب چند بار فکر کنید

وقتی مطلبی را در اینترنت به اشتراک می‌گذارید مخاطبان شما سعی می‌کنند بین محتوای آن مطلب و شخصیت شما رابطه‌ای برقرار کند. پیش از آن‌که مطلبی را Share کنید حتماً آن را تا آخر بخوانید و ببینید آیا ارزش به اشتراک‌گذاری دارد یا خیر. به آینده هم فکر کنید و تصمیم بگیرید که آیا در آینده دور یا نزدیک از کار امروزتان پشیمان نخواهید شد؟!

 

چهار – اینترنت را به سر سفره‌ها نیاورید! ( یا برعکس)

مگر ما معتادها هر روز چند دقیقه را به غذا خوردن و حضور در جمع خانواده می‌گذرانیم که آن را هم به اینترنت متصل باشیم؟ اگر کارتان ایجاب می‌کند تا حتی هنگام صرف نهار هم پای کامپیوتر نشسته باشید حداقل از اکانت‌های مختلفتان خارج شده و Log Off کنید. اگر هم می‌توانید در جمع خانواده یا دوستان غذا بخورید اینترنت گوشی هوشمندتان را قطع کنید؛ برای چند دقیقه هیچ خبر مهمی را از دست نخواهید داد. حتی اگر تنهایید بهتر است چند دقیقه‌ای را در خلوت و با حوصله تنها به شکمتان اختصاص دهید!

 

پنج – نفس بکشید!

با پدیده‌ای به نام "آپنه ایمیل" آشنایی دارید؟ احتمالاً خیر. شاید توجه کرده باشید که وقتی با سیلی از ایمیل‌های مهم و ضروری در اینباکس و یا پیام‌ها و نوتیفیکیشن‌ها و شاید چند درخواست دوستی آن هم یک‌جا (!) در فیس‌بوک مواجه می‌شوید نفستان در سینه حبس می‌شود و برای چند لحظه نمی‌دانید باید چکار کنید. کدام را زودتر جواب بدهم؟

چه جوابی بدهم؟ با چه کسی باید تماس بگیرم و چه کسی را باید نادیده بگیرم؟... نفس عمیق بکشید! حبس کردن نفس تنها باعث افزایش استرس می‌شود و بهترین کار این است که چند نفس عمیق بکشید و یکی‌یکی از اول به سراغ ایمیل‌ها و پیام‌هایتان بروید.

 

شش – در هر بار تنها یک کار را، آن هم به طور کامل انجام دهید

شاید بارهای برایتان اتفاق افتاده باشد که با حجم کار زیادی مواجه باشید و به خاطر عذاب وجدانی که دارید سعی کرده باشید از هر کار کمی را انجام دهید؛ این کار اصلاً توصیه نمی‌شود. اگر ایمیلی را می‌نویسید، همه را یک‌جا بنویسید؛ اگر مقاله‌ای می‌خوانید، یک‌جا همه را بخوانید. اگر نمی‌توانید کاری را در یک نوبت انجام دهید حداقل در هر نوبت وقت زمان توجهی را صرف آن کنید بدون این‌که به سراغ کارهای دیگر بروید.

به عبارت دیگر در برابر وسوسه چند وظیفگی یا مالتی‌تسکینگ مقاومت کنید. اگر یک کار را کامل انجام دهید بهتر از این است که کارهای مختلف را نیمه‌کاره رها کنید و مطمئن باشید در پایان روز از نتیجه کارتان بسیار راضی‌تر خواهید بود. همچنین وقتی تمرکزتان روی یک کار خاص نباشد کیفیت کارتان نیز به مراتب افت خواهد کرد.

 

هفت – فیدهایتان را در پایان هر روز پاک‌سازی کنید

این نکته نیازی به تکرار ندارد که به جای سر زدن به تک‌تک سایت‌های مورد علاقه‌تان بهتر است از فید آن‌ها در فیدخوان‌های مختلف استفاده کنید تا وقت کمتری از شما گرفته شود. حالا توصیه ما این است که در پایان هر روز فیدهایتان را حتی اگر همه را نخواندید پاک‌سازی کنید. این مورد به شخصه برای من دشوار است چرا که دوست دارم تمامی اخبار هر روز را مطالعه کرده باشم و از هیچ خبری غافل نمانم!

اما وقتی فیدهای خوانده نشده چند روزتان روی هم انبار شد و شما ماندید و چند هزار فید از ده‌های سایت مختلف آنگاه اخبار جدید و مهم‌تر نیز در میان این انبوه کمتر به چشم می‌آیند و احتمال غافل ماندن از آن‌ها بیشتر می‌شود.

هشت – تمامی هشدارها و نوتیفیکیشن‌های حواس‌پرت کن را غیرفعال کنید

وقتی در حال نوشتن مقاله یا ایمیلی هستید به تمرکز احتیاج زیادی دارید. یک پیامک بد موقع یا یک ایمیل جالب و خواندنی می‌تواند رشته افکار شما را طوری پاره کند که بعد از آن یادتان برود راجع به چه چیزی می‌خواستید مطلب بنویسید. اگر بعضی افراد خاص برایتان اهمیت خیلی ویژه‌ای دارند می‌توانید آن‌ها را در لیست سفید گوشی هوشمندتان بگذارید تا تنها از آن‌ها پیامک و تماس دریافت کنید.

 

نه – گجت‌هایتان را در هنگام گذراندن زمان با دیگران خاموش کنید

این توصیه شاید به نظرتان تاریخ گذشته و قدیمی باشد و با خودتان بگویید بهتر است همیشه با دنیا در ارتباط باشم، مگر نه؟ نه...! وقتی فردی در حال صحبت کردن با شماست چک کردن ایمیل‌ها در گوشی‌تان و یا زل زدن به صفحه لپ‌تاپ کار جالبی نیست. مطمئناً چند ساعتی را می‌توانید بدون گجت‌های دوست داشتنی‌تان سر کنید. دنیا به اینترنت و فیس‌بوک خلاصه نمی‌شود! اگر تصمیم گرفتید که چند ساعتی در جمع خانواده یا همکاران باشید بهتر است تا حد ممکن از نظر فکری و تمرکز هم در جمع حاضر باشید.

 

ده – با اینترنت به تخت خواب نروید!

لحظات پایانی روز خود را با اینترنت می‌گذرانید و از بی‌خوابی هم گلایه می‌کنید؟ محققان توصیه می‌کنند حداقل یک ساعت پیش از رفتن به تخت خواب از هرگونه خیره شدن به صفحه‌های دیجیتالی پرهیز کنید؛ چه برسد به آن‌که در تخت خواب با گوشی‌تان سرگرم خواندن مطالب و بازی شوید و منتظر بمانید خواب به چشمانتان بیاید.

دانشمندان مدت‌هاست متوجه شده‌اند نور مصنوعی تولیدشده توسط ‌صفحه‌نمایش گجت‌هایمان در ترشح مواد شیمیایی خواب‌آور تأثیر منفی زیادی دارند. وقتی دیرتر و بدتر بخوابید صبح هم دیرتر و دشوارتر از خواب بیدار می‌شوید. پس با خونسردی تمام گجت‌هایتان را بوسیده به کناری بگذارید سپس به تخت‌خوابتان بروید و با خیال راحت بخوابید.

منبع: فارنت


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 342
نویسنده : sina95

 متخصصان سلامت به تازگی ادعا کرده‌اند که خوردن چهار تخم مرغ در هفته خطر ابتلا به دیابت نوع دو را کاهش می‌دهد. 

کارشناسان با بیان اینکه این اولین بررسی در مورد فوائد مصرف تخم مرغ در کاهش خطر ابتلا به دیابت نوع دو بوده، اظهار داشتند: مصرف منظم این ماده غذایی می‌تواند نشانه‌ای از یک سبک زندگی سالم‌تر باشد و خطر ابتلا به دیابت نوع دو را تا یک سوم کاهش می‌دهد.

متخصصان علوم پزشکی دانشگاه فنلاند شرقی به بررسی تاثیر مصرف تخم مرغ در کاهش احتمال ابتلا به دیابت نوع دو پرداختند و این در حالی است که کارشناسان پیش‌تر مصرف خوراکی‌هایی همچون تخم مرغ را که حاوی میزان فراوانی کلسترول هستند به عنوان عامل افزاینده خطر ابتلا به این بیماری فرض کرده بودند.

در این بررسی عادات غذایی 2332 مرد 42 تا 60 سال در دهه 1980 مورد مطالعه قرار گرفت و دو دهه بعد مشخص شد 432 نفر از آنان به بیماری دیابت نوع دو مبتلا شده‌اند.

نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مصرف تخم مرغ نه تنها کاهش خطر ابتلا به دیابت نوع دو را به همراه دارد بلکه سطح گلوکز خون را نیز پایین می‌آورد. در این مطالعه مشخص شد مردانی که در هفته حدود چهار عدد تخم مرغ مصرف کرده‌اند 37 درصد کمتر نسبت به مردانی که تنها یک عدد تخم مرغ در هفته مصرف کرده‌اند در معرض ابتلا به این عارضه هستند.

به گزارش روزنامه دیلی‌میل، همچنین این ارتباط پس از در نظر گرفتن فاکتورهای دیگری همچون ورزش کردن، کنار گذاشتن سیگار، کنترل وزن بدن و مصرف میوه و سبزی به قوت خود باقی بود.

 ایسنا


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 333
نویسنده : sina95

  بعضي از مردم وقتي از پنجره طبقات بالاي ساختمان بلندي به پايين نگاه مي‌كنند يا سوار چرخ و فلك و تله كابين مي‌شوند، سرگيجه پيدا كرده و احساس مي‌كنند دنيا دور سرشان مي‌چرخد. اين حالتي است كه خيلي‌ها تجربه مي‌كنند. اما هميشه هم اين ‌طور نيست وگاهي اوقات سرگيجه زماني سراغ‌شان مي‌آيد كه بي‌حركت سرجاي‌شان نشسته‌اند يا بلند مي‌شوند كاري انجام بدهند. 

آن لحظه است كه احساس مي‌كنند در و ديوار و تمام اشياء دور و برشان به پرواز درآمده‌اند؛ حالت ناخوشايندي كه ممكن است فرد را به وحشت بيندازد. اما سرگيجه چيست؟ چه عواملي باعث مي‌شوند دچار اين حالت ناخوشايند شويم؟ درمان‌هاي آن چيست؟ آيا همه سرگيجه‌ها خطرناك هستند؟ اينها سوالاتي هستند كه متخصصان گوش و حلق و بيني، قلب و عروق، چشم، مغز و اعصاب و طب سنتي به آن پاسخ داده‌اند. 

گنجشك‌ها را متوقف كنيد!

پيش از آنكه با كمك اين مطلب دليل گيج رفتن سرتان را كشف كنيد، با كمك راه‌هايي كه در اين ستون به شما توصيه مي‌كنيم، می توانید نگراني‌تان را كمتر كنيد: 

- چشمان‌تان را نبنديد و به نقطه ثابتي نگاه كنيد. چون اگر سرگيجه شما مربوط به گوش داخلي‌تان باشد، زماني‌كه به نقطه ثابتي نگاه مي‌كنيد، تا حدودي تعادل‌تان را به دست مي‌آوريد. 

وقتي‌ گنجشك‌ها  دورسرتان مي‌چرخند


- اگر احساس كرديد همراه با سرگيجه، سردرد داريد يا اندام‌هاي‌تان بي‌حس است و بينايي‌تان با مشكل مواجه شده، حتما به بيمارستان مراجعه كنيد تا توسط متخصص مغز و اعصاب معاينه شويد. 

- اما اگر همراه با سرگيجه‌تان، شنوايي‌تان كم شده بود و گوش‌هاي‌تان وز وز مي‌كرد، بهتر است به متخصص گوش و حلق و بيني مراجعه كنيد. 

- براي پيشگيري از «بيماري مسافرت يا حركت» بهتر است در صندلي جلو بنشينيد. در غير اين صورت مستقيم و به جلو نگاه كنيد و از داروهاي آرامبخش استفاده كنيد. 
 از استرس و هيجانات محيطي دوري كنيد. 

دو تا مي‌بينيد؟

سرگیجه علل متفاوتی می تواند داشته باشد اما يك علت مهم در ايجاد سرگيجه در فرد از ناحيه چشم، احساس دوبيني است كه سردرد نيز به همراه دارد. دكتر امين‌الله نيك اقبالي، متخصص چشم و استاد دانشگاه علوم پزشكي ايران دراین باره می‌گوید: شش ماهيچه چشم را حركت مي‌دهند و اگر يكي از اين ماهيچه‌ها فلج شود، دو چشم به شكل هماهنگ با يكديگر كار نمي‌كنند و هر كدام آهنگ خودشان را مي‌زنند و ارتباط منطقي ميان گوش، چشم و مغز دچار اشكال مي‌شود. 

با پيش آمدن اين وضعيت فرد نمي‌داند به كدام سمت برود. ابتلاء به بيماري‌هاي ويروسي، آنفلوآنزا و حتي درگير شدن با يك سرماخوردگي ساده نيز ممكن است دو بيني در بيمار ايجاد كند. اگر دچار دوبيني شديد يا كسي را ديديد كه دچار اين مشكل شده است، بدون توجه به دليل آن، حتما به متخصص چشم پزشك مراجعه كنيد. دوبيني در واقع زنگ اخطار بدن در زمان خطر است. 

چطور درمانش كنيم؟

در بحث درمان دوبيني، متخصص چشم بسته به اينكه چرا اين مشكل براي بيمار به وجود آمده است؛ از عينك يا جراحي براي اصلاح ماهيچه يا ماهيچه‌هاي چشم استفاده مي‌كند. از آن جايي كه دو بيني مشكل غير قابل تحملي است، در زمان درگيري بيمار با اين اختلال، يك چشم بيمار بسته ميشود تا بتواند اين شرايط را تا زمان بهبودي تحمل كند. 

فشار خون‌تان افتاده؟

فشارتان پایین است؟

دكتر منوچهر قاروني، متخصص قلب و عروق براین باور است که اگر فشارخون طبيعي فردي به عنوان مثال هميشه 12 روي 8 باشد و بعد فشارش را بگيرد و عددي كه نشان داده مي‌شود، از عدد گفته شده پايين‌تر آمده باشد يعني اينكه دچار افت فشارخون شده است. هر انساني در شرايط خاصي فشارش افت پيدا مي‌كند كه اين عوامل مي‌تواند طبيعي يا بيمار‌ي‌زا باشد. به عنوان مثال در تابستان با نخوردن آب كافي يا نمك و فعاليت زياد ممكن است خون غليظ شده و فشارخون پايين بيايد كه اين عوامل بيماري‌زاست. 

هرچند در زماني كه فشار خون افت كرده، با ريختن كمي نمك روي زبان كارگشاست، اما بهترين كار اين است كه اگر علائم غيرمنتظره و نگران‌كننده‌اي در فرد مشاهده كرديد، به سرعت او را به مركز درماني منتقل كنيد. 

قلب‌تان نامنظم مي‌زند؟

در آريتمي، ضربان قلب نامنظم بوده و خوني كه از مجراي دهليزي خارج مي‌شود كم است و باعث سياهي رفتن چشم مي‌شود. نامنظمي ضربان قلب اگر منشا بطني داشته باشد، به مراتب از دهليزي خطرناك‌تر است و اگر به موقع به فرد شوك وارد نكنيم، ممكن است جانش را از دست بدهد. 

در حمام سرتان گيج مي‌رود؟

احتمالا ديده‌ايد كه فردي در حمام دچار سرگيجه شده و روي زمين افتاده است. يكي از دلايل اين اتفاق، تنگ بودن دريچه آئورت است كه باعث مي‌شود فرد به شكل ناگهاني در دستشويي و حمام دچار سرگيجه شود و روي زمين بيفتد. تنگي دريچه آئورت سبب سكته مغزي و خونريزي مغزي شده در اين بين ممكن است سر و استخوان افراد مسن نيز دچار شكستگي شده باشد. 

چرا گيج مي‌زنيم؟

دكتر سيد بهزاد پوستي، متخصص گوش و حلق و بيني و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران دراین‌باره به سیب سبز می‌گوید: بيماراني كه به ما مراجعه مي‌كنند، لفظ سرگيجه را براي زماني‌كه جلوي چشمان‌شان سياهي برود،يا دچار عدم تعادل باشند به كار مي‌برند. در حالي‌كه اينها سرگيجه واقعي محسوب نمي‌شوند و اختلالات تعادلي هستند. سرگيجه واقعي، سرگيجه‌اي است كه شكل دوراني داشته باشد. حالتي است كه فرد احساس مي‌كند خودش يا محيط اطرافش به چرخش در آمده‌اند و با حالت تهوع و استفراغ همراه است. 

التهاب عصب تعادلي

 گاهي اوقات تورم و التهابي كه در عصب تعادلي گوش به وجود مي‌آيد، سبب بروز سرگيجه در فرد مي‌شود و مي‌تواند با تهوع، استفراغ و رنگ پريدگي همراه باشد. در اين ميان بعضي احساس مي‌كنند كه با باز كردن چشم، سرگيجه‌شان بدتر مي‌شود. شدت علائم ايجاد شده در فرد ممكن است به اندازه‌اي باشد كه فرد تعادل كافي نداشته باشد و نتواند راه برود. با وجود تورم و التهابي كه در عصب تعادلي اين بيماران وجود دارد، شنوايي آنان در حد طبيعي است. 

تومورهاي سي پي (انگل) زاويه

اينها تومورهاي وسيعي هستند كه علائم سرگيجه را ايجاد مي‌كنند و به خاطر فشاري كه به مخچه يا منير مي‌آورند، باعث عدم ايجاد تعادل در فرد مي‌شوند. 

عفونت گوش داخلي 

در اين بيماري نيز فرد سرگيجه را تجربه مي‌كند. گاهي وقت‌ها ويروس يا باكتري‌ها باعث بروز عفونت در گوش داخلي مي‌شوند كه ممكن است همراه با مننژيت يا عفونت مغزي باشد. در چنين وضعيتي فرد شنوايي خود را از دست مي‌دهد. 

تومورهاي عصب تعادلي

اگر توموري در مسير عصب تعادلي زوج هشت كه از گوش به سمت مغز مي‌روند، به وجود بيايد، مي‌تواند علائم كاهش شنوايي را ايجاد كند. اين بيماران نيز از وزوز گوش رنج مي‌برند. اين بيماران حمله‌هاي سرگيجه متعدد دارند و حتي ممكن است عصب صورت‌شان فلج شود. 

سرگيجه فصلي 

يكسري از سرگيجه‌ها هم هستند كه در فصول پاييز و بهار شيوع بيشتري دارند. اين نوع سرگيجه‌ها باعث فشار مايع گوش داخلي مي‌شوند و با تغيير فشار، احساس سرگيجه به فرد دست مي‌دهد. در اغلب موارد هم زمينه‌هاي آلرژيك و حساسيتي سبب بروز اين سرگيجه‌ها مي‌شوند كه جاي نگراني وجود ندارد. 

سرگيجه حركتي 

سرگيجه‌هايي كه در اثر مسافرت كردن در فرد به وجود مي‌آيد، سرگيجه حركتي نام دارد كه مي‌تواند از دوران طفوليت در فرد شروع شود و تا دوران بزرگسالي ادامه پيدا كند. همان‌طور كه گفته شد، در ايجاد تعادل بايد سه سيستم گوش، بينايي و مغزي با يكديگر هماهنگ باشند و اينها حساسيت بسيار زيادي نسبت به تغيير وضعيت دارند و با ايجاد تغيير در پالس‌هاي ارسالي، باعث درك حالت سرگيجه به خاطر درك بينايي مي‌شوند. 

علائمی که باید جدی بگیرید

دكترسعيد قزوينيان، متخصص مغز و اعصاب،  برخی از عوامل بروز سرگیجه را با شما درمیان می‌گذارد.

- در سرگيجه محيطي فرد با چرخاندن چند ثانيه‌اي سرش سرگيجه فوق‌العاده شديدي به او دست مي‌دهد. 

- سرگيجه تا زماني كه تكرار نشود، خطرناك نيست اما اگر مدام تكرار شد حتما بايد به صورت جدي پيگيري شود و به متخصص مغز و اعصاب مراجعه كرد. 

- سرگيجه‌هاي مركزي نسبت به سرگيجه محيطي شدت‌شان كم و كمتر شايع‌تر هستند. در اين حالت فرد اختلال تكلم پيدا مي‌كند و ممكن است حتي به زمين بيفتد. 

- سرگيجه می تواند ناشي از كاهش جريان خون به قاعده جمجمه باشد. خونريزي مخچه با سرگيجه، سردرد، اشكال در راه رفتن و ناتواني در نگاه كردن به يك سمت همراه است.

- يكي از علایم بيماري‌ ام‌اس، سرگيجه است كه معمولا شروعي ناگهاني دارد. ضربه به سرو گردن یا ميگرن هم می تواند سرگیجه بیاورد.

طب سنتی چه می گوید؟

دكتر مليحه خرم پژوه كارشناس طب سنتي دراین‌باره به سیب سبز می‌گوید: سرگيجه مـي‌تـواند عـلت‌هاي متفاوتي داشته باشد، به همين دليل به افراد تـوصـيه مي‌كـنيم به سرگـيـجـه‌هاي صبحگاهي‌كه به صورت ناگهاني و حاد ظاهر مي‌شوند و با استفراغ و تهوع همراه است، توجه داشته باشند و حتما به پزشك متخصص مراجعه كنند اما به‌طور كلي در طب سنتي تعريفي خاص در مورد سرگيجه وجود دارد. 

از نظر ما سرگيجه‌ها بر اساس طبع و مزاج فرد مي‌تواند گرم يا سرد باشد و هر كدام علائم و نشانه‌هاي خاص خودشان را دارند. اغلب كساني‌كه درگير سرگيجه گرم مي‌شوند، جوانان هستند و در عين حال تعداد افرادي‌كه سرگيجه گرم دارند، معدود است .

سرگيجه گرم و سرد دارد

سرگيجه گرم: كساني‌كه طبع گرم دارند سرگيجه‌شان نيز گرم و ضربان‌دار خواهد بود، صورت پرخوني دارند، بدن‌شان گرم است و احساس مي‌كنند مزه دهان‌شان شيرين است. درمان سرگيجه گرم به چند روش انجام مي‌شود و يكي از راه‌ها، فصد يا حجامت‌كردن است كه طي آن از فرد خون گرفته و دور ريخته مي‌شود. 

راه ديگر استفاده از غذاهاي گرم مثل سوپ جو و ‌آش‌جو است. به‌طور كلي غذاهايي كه در آنها از جو استفاده شده باشد، خوب است. استشمام گل‌هايي مثل گل سرخ و گل بنفشه نيز مفيد هستند. شربت آبليمو، عرق كاسني و عرق بيد نيز توصيه مي‌شود. از اين نوع عرقيات فرد بايد روزي يك فنجان به مدت 40 روز استفاده كند. مصرف آبغوره به صورت ناشتا و بعد از غذا به ميزان سه قاشق غذاخوري نيز موثر است. 

سرگيجه سرد: كساني‌كه طبع سردي دارند، تعريق سرد دارند، صورت‌شان پرخون نيست و رنگ پريده هستند. افرادي‌كه سرگيجه سرد دارند، بهتر است از معجوني استفاده كنند كه به معجون هفتگانه معروف است و در آن موادي همچون سياه دانه، دارچين، زنجبيل، ميخك، عناب، چاي سبز و هل باد وجود دارد. 

در تهيه اين معجون؛ 25 عدد عناب، 10 عدد هل باد، سه قاشق غذاخوري سياه دانه، سه قاشق غذا خوري ميخك، یک قاشق غذاخوري، چهار تكه دارچين، چهار تكه زنجبيل و یک قاشق غذاخوري چاي سبز را با پنج ليوان آب جوشانده و از اين جوشانده به ميزان يك فنجان به مدت يك هفته، آخر شب‌ها استفاده شود. مصرف گوشت گنجشگ، بلدرچين و كبك، مصرف ‌آش گرم و نخود، استشمام بوهاي گرم مثل ادكلن‌هايي كه بوهايي گرم دارند، نيز مفيد است. 


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 334
نویسنده : sina95

 هنگام نشستن، یکی از شیوه‌های ظاهرا شیک و زیبا، انداختن پاها روی هم به صورت ضربدری است.


خیلی‌ها هم در این حالت احساس راحتی می‌کنند و هر چند دقیقه پایی را که رو قرار می‌گیرد، عوض می‌کنند.

از نقطه نظر روانی البته، برخی با حالتی تقریبا جمع شده، وقتی در موضع تدافعی قرار می‌گیرند، این کار را به صورت غیر ارادی انجام می‌دهند.

چهار دلیل برای اینکه دیگر نباید هنگام نشستن پاهایتان را به صورت ضربدری روی هم بیندازید!

اما جالب است بدانید که این شیوه نشستن، اصلا شیوه خوبی نیست و آثار زیان‌‌آوری روی سلامتی دارد.

۱- بروز درد کمر و گردن

در هنگام نشتن، در یک حالت ایده‌آل، صورت ما به طور مستقیم به جلو نگاه می‌کند و وزنمان را به صورت مساوی، روی دو پامان که روزی زمین قرار دارد. متاسفانه، این حالت به ندرت اتفاق می افتد، بسیاری از ما اکثرا، وزن خود را به صورت نامساوی تقسیم می‌کنیم و بیشتر وزن را متوجه یک سو می‌کنیم.

از نظر پزشکی، گذاشتن پاها بر روی هم، می‌تواند باعث درد کمر و گردن شود. این حالت از نشستن، گشتاور نیرویی بر لگن وارد می‌شود که می‌تواند باعث چرخش استخوان‌های لگن شود. ار آنجا که لگن، یکی از ستون‌های اصلی و حمایتی ستون فقرات است، این حالت فشاری غیر ضروری بر روی گردن و پشت شما می وارد می‌کند و حتی می تواند شما را مستعد دیسک بین مهره‌ای کمر کند. پس باید طوری بنشنینید که باسن به درستی روی محل نشستن قرار بگیرد. پیشنهاد می‌کنیم در حالتی بنشینید که زانویتان در حالت ۹۰ درجه باشد و لگن شما به صورت متعادل روی سطحی که بر روی آن نشسته‌اید، گذاشته شود.

۲- احتمال ابتلا به واریس وریدهای پا

هیچ کس دوست ندارد رگ های واریسی یا عنکبوتی در پاهایش ظاهر شود. اما مطابق یکی از گزارشات پزشکی، ۵۵ درصد از زنان و ۴۵ درصد از مردان در آمریکا، با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند.

به نظر می‌رسد واریس وریدهای پا، علاوه بر دلایلی مثل مسائل ژنتیکی، یا ایستادن و نشتن طولانی‌مدت، با شیوه نشستن هم ارتباط داشته باشد.

هومن مدیون -متخصص قلب و عروق-  در این مورد به واحد سلامت یاهو می‌گوید: بین این دو رابطه غیر مستقیم وجود دارد. انداختن پا بر روی پای دیگر، فشار را در رگ های شما، که مسئولیت برگشت دادن  خون به قلب را دارند، بالا می برد. فشار پایی که بر روی پای دیگر است، مانع جریان خونرسانی عادی پا زیرین می‌شود که می تواند به تضعیف یا آسیب به رگ‌های پا منجر شود. در این صورت، خون در درون رگ لخته و یا جمع می‌شود.

چهار دلیل برای اینکه دیگر نباید هنگام نشستن پاهایتان را به صورت ضربدری روی هم بیندازید!

۳- افزایش فشار خون

شاید تعجب کنید که انداختن پا روی پا چه ربطی به فشار خون دارد! اما باید بدانید که در این حالت، افزایش مقاومت در برابر جریان خونرسانی بیشتر می‌شود. از آنجا که فشار خون عبارت است از میزان جریان خون ضرب در مقاومت شریانی، پس افزایش جزء مقاومت عروقی، می‌تواند منجر به بالا رفتن فشار خون شود!

۴- آسیب به اعصاب پا

انداختن پا روی پا، فقط بر عروق پا فشار نمی‌آورد، بلکه می‌تواند فشار را بر یکی از عصب‌های بزرگ پا، موسوم به عصب پرونئال زیاد کند. این عصب از زیر زانو  و در امتداد قسمت خارجی ساق با عبور می‌کند.

فشار بر این عصب می‌تواند مجر به بی‌حسی و فلج موقت ماهیچه‌ها ساق و کف پا شود.

فشار مداوم بر این عصب می‌تواند منجر به آسب ماندگار در این عصب شود. گرچه عوض کردن پا، هر ۲ تا ۴ دقیقه می‌تواند از میزان این آسیب بکاهد، اما توصیه بهتر این است که اصلا پا را روی پا نیندازید.

تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 280
نویسنده : sina95

 




علائم افزایش غلظت خون چیست؟

 

 

علائم افزایش غلظت خون چیست؟
سلامت نیوز : یك فوق تخصص خون گفت: افزایش تعداد گلبول‌های قرمز در واحد حجم را اصطلاحا غلظت خون می‌‌گویند در این حالت تعداد هموگلوبین‌های خون فرد بیمار بیشتر از یك فرد عادی است.
دكتر سید امیر حسین امامی در گفت وگو با ایسنا ، با اشاره به علل مختلف بیماری غلظت خون اظهار كرد: در بسیاری از موارد غلظت خون تشخیص داده شده، افزایش غلظت خون به صورت كاذب است به این معنا كه میزان هموگلوبین خون مناسب است ولی به دلایلی مانند کم آبی بدن در آزمایش این مقدار بالا نشان داده می‌شود.وی اظهار داشت: یکی از علل رایج غلظت خون كاذب این است كه فرد تمام آزمایش‌های خونی را در یك زمان و با هم انجام می‌دهد و برای انجام آزمایش‌های دیگر مانند چربی خون مجبور است ساعت‌ها ناشتا باشد.
دکتر امامی در مورد تشخیص این بیماری گفت: میزان هموگلوبین خون در زنان باید بین 12 تا 14 گرم در دسی لیتر و در مردان بین 14 تا 16 گرم در دسی لیتر باشد و اگر این عدد در زنان از 16 و در مردان از 18 بالاتر برود، بیماری غلظت خون محسوب می‌شود.وی درخصوص بالا بودن میزان هموگلوبین در خون مردان نسبت به زنان اظهار داشت: بعد از سن بلوغ، وجود هورمون‌هایی در مردان تحریكاتی در سیستم خونسازی بدن ایجاد می‌کند كه موجب می‌شود میزان غلظت خون در مردان دو گرم نسبت به زنان بالاتر رود.رییس بخش انستیتو كانسر بیمارستان امام در مورد علائم بالینی این بیماری اظهار داشت: از علائم بالینی بیماری غلظت خون می‌توان به برافروختگی پوست صورت، قرمزی چشم‌ها، اختلالات هوشیاری، منگی، سردرد، خواب آلودگی و گزگز دست و پا اشاره كرد.
وی در مورد سن شیوع این بیماری گفت: غلظت خون كاذب در تمام سنین وجود دارد اما غلظت خون اولیه بیشتر در سنین میانسالی و غلظت خون ثانویه در سنین بالا بروز پیدا می‌كند.این فوق تخصص خون در مورد انواع بیماری غلظت خون گفت: ‌بیماری غلظت خون حقیقی به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می‌شود كه در بیماری غلظت خون اولیه، تولید گلبول‌های قرمز خون توسط سیستم خونساز بدن به صورت خودكار بالاست. در غلظت خون ثانویه، سیستم خونساز بدن سالم است ولی بیماری‌هایی مانند بیماری‌های مزمن ریوی، كلیوی و قلبی و یا تومورها وجود دارد كه می‌توانند موجب بروز غلظت خون بالا شوند.
رییس بخش انستیتو كانسر بیمارستان امام درخصوص عدم تاثیرگذاری غذاهای چرب بر این بیماری، گفت: این بیماری بر اثر خوردن غذاهای ناسالم، چرب و روغن نباتی مایع و جامد ایجاد نمی‌شود و مصرف میوه‌ها و یا نوشیدن آب انار كه در فرهنگ ما برای كاهش غلظت خون توصیه می‌شود بر كاهش هموگلوبین خون تاثیری ندارد.وی در ادامه تصریح كرد: اغلب افراد ساکن در مکان‌های مرتفع نظیر کوهستان و یا مکان‌هایی كه آلودگی هوا زیاد است بیشتر از سایرین دچار بیماری غلظت خون می‌شوند.
این فوق تخصص خون در خصوص تاثیر استرس بر این بیماری اظهار داشت: استرس، كار و فعالیت زیاد بر روی بیماری غلظت خون تاثیری ندارد و تنها عامل بروز غلظت خون كاذب می شوند.رییس بخش انستیتو كانسر بیمارستان امام درخصوص راه‌های درمان بیماری غلظت خون ، گفت: برای درمان غلظت خون كاذب از مایعات و در غلظت خون اولیه از خونگیری و داروها استفاده می شود و در نهایت در غلظت خون ثانویه باید بیماری های زمینه ای كه موجب بروز غلظت خون شده است، برطرف شود.
بیشتر: .::سلامت نیوز :سرویس خبری: آموزش:علائم افزایش غلظت خون چیست؟::.

 یك فوق تخصص خون گفت: افزایش تعداد گلبول‌های قرمز در واحد حجم را اصطلاحا غلظت خون می‌‌گویند در این حالت تعداد هموگلوبین‌های خون فرد بیمار بیشتر از یك فرد عادی است.دكتر سید امیر حسین امامی با اشاره به علل مختلف بیماری غلظت خون گفت: در بسیاری از موارد غلظت خون تشخیص داده شده، افزایش غلظت خون به صورت كاذب است به این معنا كه میزان هموگلوبین خون مناسب است ولی به دلایلی مانند کم آبی بدن در آزمایش این مقدار بالا نشان داده می‌شود.وی اظهار داشت: یکی از علل رایج غلظت خون كاذب این است كه فرد تمام آزمایش‌های خونی را در یك زمان و با هم انجام می‌دهد و برای انجام آزمایش‌های دیگر مانند چربی خون مجبور است ساعت‌ها ناشتا باشد.

دکتر امامی در مورد تشخیص این بیماری گفت: میزان هموگلوبین خون در زنان باید بین 12 تا 14 گرم در دسی لیتر و در مردان بین 14 تا 16 گرم در دسی لیتر باشد و اگر این عدد در زنان از 16 و در مردان از 18 بالاتر برود، بیماری غلظت خون محسوب می‌شود.وی درخصوص بالا بودن میزان هموگلوبین در خون مردان نسبت به زنان اظهار داشت: بعد از سن بلوغ، وجود هورمون‌هایی در مردان تحریكاتی در سیستم خونسازی بدن ایجاد می‌کند كه موجب می‌شود میزان غلظت خون در مردان دو گرم نسبت به زنان بالاتر رود.رییس بخش انستیتو كانسر بیمارستان امام در مورد علائم بالینی این بیماری اظهار داشت: از علائم بالینی بیماری غلظت خون می‌توان به برافروختگی پوست صورت، قرمزی چشم‌ها، اختلالات هوشیاری، منگی، سردرد، خواب آلودگی و گزگز دست و پا اشاره كرد.

 

وی در مورد سن شیوع این بیماری گفت: غلظت خون كاذب در تمام سنین وجود دارد اما غلظت خون اولیه بیشتر در سنین میانسالی و غلظت خون ثانویه در سنین بالا بروز پیدا می‌كند.این فوق تخصص خون در مورد انواع بیماری غلظت خون گفت: ‌بیماری غلظت خون حقیقی به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می‌شود كه در بیماری غلظت خون اولیه، تولید گلبول‌های قرمز خون توسط سیستم خونساز بدن به صورت خودكار بالاست. در غلظت خون ثانویه، سیستم خونساز بدن سالم است ولی بیماری‌هایی مانند بیماری‌های مزمن ریوی، كلیوی و قلبی و یا تومورها وجود دارد كه می‌توانند موجب بروز غلظت خون بالا شوند.
 
رییس بخش انستیتو كانسر بیمارستان امام درخصوص عدم تاثیرگذاری غذاهای چرب بر این بیماری، گفت: این بیماری بر اثر خوردن غذاهای ناسالم، چرب و روغن نباتی مایع و جامد ایجاد نمی‌شود و مصرف میوه‌ها و یا نوشیدن آب انار كه در فرهنگ ما برای كاهش غلظت خون توصیه می‌شود بر كاهش هموگلوبین خون تاثیری ندارد.وی در ادامه تصریح كرد: اغلب افراد ساکن در مکان‌های مرتفع نظیر کوهستان و یا مکان‌هایی كه آلودگی هوا زیاد است بیشتر از سایرین دچار بیماری غلظت خون می‌شوند.
 
این فوق تخصص خون در خصوص تاثیر استرس بر این بیماری اظهار داشت: استرس، كار و فعالیت زیاد بر روی بیماری غلظت خون تاثیری ندارد و تنها عامل بروز غلظت خون كاذب می شوند.رییس بخش انستیتو كانسر بیمارستان امام درخصوص راه‌های درمان بیماری غلظت خون ، گفت: برای درمان غلظت خون كاذب از مایعات و در غلظت خون اولیه از خونگیری و داروها استفاده می شود و در نهایت در غلظت خون ثانویه باید بیماری های زمینه ای كه موجب بروز غلظت خون شده است، برطرف شود.
 
به نقل از ایسنا

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید