عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 06 اردیبهشت 1394
بازدید : 325
نویسنده : sina95

 

ورزش پیلاتس

 


 

تقریبا همه انسان ها در دوران کودکی از نعمت رشد جسمانی طبیعی برخوردارند، اما با شروع دوران بلوغ، جسم افت کرده و شانه ها خمیده می شوند، عضلات شل و آویزان شده و نیروی حیاتی به شدت تحلیل می رود.

پس چه باید کرد؟

برای جلوگیری از این روند، ورزش کردن مفید است و یکی از بهترین ورزش ها، پیلاتس می باشد.

 


 

پیلاتس چیست؟

پیلاتس (کنترولوژی) ، عبارت است از ایجاد هماهنگی کامل بین جسم، ذهن و روح.

پیلاتس (Pilates) ، ورزشی است که تمام تمرکز خود را بر روی پیشرفت بدن بر اساس توازن معطوف می کند و این توازن از طریق استحکام ماهیچه ها، انعطاف پذیری و آگاهی لازم به منظور پشتیبانی از حرکات موثر و دلپذیر انجام می شود.

پیلاتس یکی از معروف ترین سیستم های ورزشی در کشور است. به نظر می رسد که همه افراد یا در حال انجام پیلاتس هستند و یا علاقه دارند که برنامه ورزشی پیلاتس را شروع کنند. در حقیقت یکی از بهترین نقاط مثبتی که برای پیلاتس وجود دارد این است که گستره وسیعی از افراد را در بر می گیرد.

مهم ترین فواید این ورزش عبارتند از : قوی تر شدن، بلندتر شدن، لاغر شدن و توانایی بالاتر برای انجام هر کاری به آسانی.

افراد ابتدا با روشی هدفمند، کنترل کامل جسم خود را در دست می گیرند و سپس از راه تکرار کامل حرکات آن به شیوه تدریجی ولی پیشرفت کننده به یک نوع هماهنگی طبیعی دست پیدا می کنند.

کنترولوژی باعث پرورش هماهنگ اجزای بدن می شود، حالت ها و حرکات نادرست بدن را اصلاح می کند، نیروی حیات را به بدن بازمی گرداند و توان ذهنی را افزایش می دهد. انجام این ورزش، پرورش جسمانی را به ایده آل نزدیک می کند.

این ورزش بین مغز و بدن، هارمونی فیزیکی ایجاد کرده و توانایی بدن افراد را در هر سنی بالا می برد.

از آنجا که این ورزش در حالت های ایستاده، نشسته و خوابیده بدون طی مسافت و پرش و جهش انجام می گیرد، آسیب های ناشی از صدمات مفصلی را کاهش می دهد، زیرا حرکات این ورزش با اجرای تنفس عمیق و انقباض های عضلانی انجام می گیرد.

 

پایه گذار ورزش پیلاتس

پیلاتس روشی از تمرینات ورزشی بود که در سال 1920 توسط ژوزف پیلاتس به وجود آمد.

لازم به ذکر است که این رشته ورزشی از سال 1385 توسط سرکار خانم بهاره عطری وارد ایران شد. ایشان هم اکنون رییس و بنیانگذار انجمن ورزشی پیلاتس است.

 

ورزش پیلاتس برای تناسب اندام

قوای بدنی در پیلاتس

زمانی که از طریق پیلاتس ورزش کنید، هسته ماهیچه ها قوی می شود و کارها را به خوبی و آسان تر انجام می دهند. آنها پشت سر هم با ماهیچه های سطحی بالاتنه کار می کنند تا ستون فقرات و حرکت ناشی از آن را هدایت کنند. زمانی که هسته ماهیچه ها را توسعه می دهید، میزان پایداری از کمر به بالا را نیز افزایش می دهید.

لذا پیلاتس برای افرادی که از درد کمر رنج می برند، می تواند مفید باشد. زمانی که ستون فقرات به طور مناسب پایدار باشد، فشار روی کمر از بین می رود و بدن قادر خواهد بود که به طور آزادانه با حرکات موزون، حرکت کند.

 

اصول مهم در پیلاتس

اصول مهم پیلاتس برای رسیدن به نتیجه مطلوب عبارتند از :

مرکز گرایی، کنترل، جریان داشتن، تمرکز و تنفس.

ورزش پیلاتس همیشه تمامی تکیه خود را بر روی کیفیت گذاشته نه کمیت. شما این موضوع را درخواهید یافت که این ورزش بر عکس ورزش های دیگر، دارای تکرار بیش از حد هر حرکت ورزشی نیست. انجام هر کدام از حرکات به طور کامل و با دقت در این ورزش باعث می شود که نتیجه دلخواهتان را در مدت زمان کوتاه تری به دست آورید.

پیلاتس یک روش منحصر به فرد ورزشی است و تا زمانی که  اصول اولیه آن رعایت شود، متمایز از دیگر ورزش ها خواهد بود.

کسانی در ورزش کردن موفق می شوند که بتوانند هسته ماهیچه هاشان را به کار بیندازند و در پیلاتس این کار صورت می گیرد.

 

فواید تمرینات پیلاتس

* تقویت سیستم ایمنی بدن

* بالا بردن قوای بدن و آزاد سازی افکار منفی از ذهن و فکر

ورزش پیلاتس

* کاهش دهنده دردهای مهره ای و کمر

* ایجاد کشیدگی در ظاهر اندام

* به وجود آورنده شکم صاف و کمر باریک

* انعطاف پذیری و ایجاد تعادل

* افزایش تحرک مفاصل

* حجیم کردن فضای ریه و افزایش قابلیت تنفس

* تقویت سیستم قلبی- عروقی

* افزایش دامنه حرکات مفاصل و عضلات

* از بین بردن درصد جراحت و آسیب پذیری

* داشتن خواب بهتر

* کاهش استرس و عصبانیت و خستگی

 

پیلاتس برای چه کسانی مفید است؟

- برای تمام خانم ها و آقایانی که به تناسب اندام و وضعیت عمومی جسمانی خود علاقه دارند.

- ورزشکاران، به خصوص افرادی که به علت داشتن حرکات یک جانبه صدمه دیده اند.

- افرادی که دارای دردهای پشت مداوم هستند.

- افرادی که پس از یک دوره نقاهت می خواهند، دوباره زندگی پرنشاطی داشته باشند.

- سالخوردگانی که می خواهند زندگی فعالی داشته باشند.

- افرادی که می خواهند از پوکی استخوان جلوگیری کنند.

- افرادی که دچار بیماری های روحی- روانی و خستگی های ناشی از آن هستند.

- افراد چاق و اصولا افرادی که با وزن خود مشکل دارند.


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 470
نویسنده : sina95

 

آداب تشکر کردن : 
متشکرم یکی از اولین کلماتی است که در کودکی یاد می گیریم . مشکل این است که در بچگی همیشه باید از همه تشکر کرد . باید مداوم بگویید : متشکرم ،ممنونم ، مرسی خانم ، مرسی آقا . بله . باید از همه تشکر کرد تا این که بالاخره یک روز از این که باید از همه ی کره زمین و موجوداتش تشکر کنید خسته و بیزار می شوید . آن وقت است که به جای تشکر خواهید گفت : " اه" به این میگویند رسیدن به دوران بلوغ ! 

شاید هم فکر میکنید در بچگی آن قدر تشکر کرده اید که حالا در دوران بلوغ سهمیه ی تشکرتان تمام شده . برای همین است که دیگر زیاد تشکر نمی کنید یا این که برای گفتن "متشکرم" وقت کم می آورید،یا شاید عجله دارید و درس و کار و زندگی دیگر حوصله ای برایتان باقی نگذاشته .

بهر حال بعد از دوران بلوغ دیگر کمتر تشکر می کنید ،در حالی که برای ادای کلمه ی "متشکرم" فقط به یک ثانیه وقت احتیاج دارید . یعنی همان اندازه که " آه "گفتن وقت میگیرد . 

تشکر کردن علامت این است که کسی برای شما کاری انجام داده و آن کار در شما اثر خوبی به جا گذاشته است . برای همین باید از نانوا که نان می دهد تشکر کرد . از لبنیاتی که بقیه پول را پس می دهد تشکر کرد . باید از افرادی که جایشان را در اتوبوس به شما می دهند تشکر کرد یا آن هایی که در را برایتان باز می کنند یا به شما کمک می کنند و یا ... حالا روزگاری است که ادای این کلمه شما را محبوب خاص و عام می کند . آداب تشکر کردن هم مانند سایر کارها آدابی دارد . 
چگونه باید به یک خارجی بگویید: متشکرم . به یک عرب=شکرا" به یک آلمانی=دانکه شون به یک ایتالیایی=گراتزی به یک فرانسوی =مرسی ، به یک انگلیسی=تنکیو  به یک ترک =چخ ممنون ، به یک ناشنوا = کافی است فقط سرتان را خم کنید ! لطفا" کلمه ی "لطفا" را به شخصی می گویند که تقاضایی از اوکرده باشند ،مثلا" ساعت را بپرسند . نشانی بگیرند ، کبریت بخواهند .ولی اشکال این جا است که همیشه بعد از لطفا" ، باید کلمه ی "متشکرم"را هم بکار برد.(که جمعا" می شود دو ثانیه) البته این در صورتی است که شخص مقابل تقاضایتان را انجام دهد و گرنه شاید مجبور شوید بدو بی راه نثارش کنید .

آداب پرسیدن ساعت برای این که جلوی مردم مودب جلوه کنیم ، باید یاد بگیریم چطور سوال کنیم . مثلا" چطور از یک خارجی وقت را بپرسیم. مستر (یا میسیز)خارجی ساعت چند است ؟ مستر(یا میسیز)خارجی ممکن است بگویید ساعت چند است؟ لطفا" ساعت را به من بگویید. البته فراموش نکنید که در موقع پرسیدن وقت نباید ملیت طرف را به رخش بکشید.مثلا" نگویید آقای فرانسوی ساعت چند است ؟ بهترین انتخاب این است که بگویید ساعت چند است ؟ یا میشه لطفا" بگین ساعت چنده ؟ توجه اگر به زبان مادری خویش جواب شما را داد وی را مسخره نکنید !
 
آداب خواهش کردن :
"خواهش می کنم" را زمانی به کار می برند که طرف بخواهد جواب تشکر شما را بدهد. در این صورت می گویید خواهش میکنم،این که کاری نبود.(در حالی که کاری بوده کارستان). البته شما غریقی را که تصمیم به خودکشی داشته نجات می دهید(تازه بعد هم می فهمید که سینه پهلو کرده)دیگر نبایید بگویید " این که کاری نبود "مخصوصا" نباید بگویید "در خدمتم." زیرا ممکن است او به امید جواب شما دوباره دست به خودکشی بزند و خود را غرق کند. 

به هر حال در جواب کسی که از شما تشکر می کند همیشه باید بگویید "خواهش می کنم ". معذرت می خواهم : معذرت را وقتی می خواهند که به طرف مقابل از نظر جسمی و روحی آزار رسانده باشند . چه زمان باید معذرت خواهی کرد؟ وقتی از کنار کسی رد می شوید و برای لحظه ای جلوی نور آفتاب را می گیرید و او را در سایه قرار می دهید . وقتی پای کسی را لگد می کنید. وقتی کسی را "هل "می دهید. وقتی اشتباها" کسی را به قتل می رسانید ! 

توجه : سربازی که در جنگ دشمن را بکشد نباید از خانواده ی او معذرت خواهی کند ،بلکه اگر تیرش به خطا رفت باید از فرمانده اش عذر خواهی کند. ممکن است مرا ببخشید؟ وقتی طلب بخشش می کنند که به طرف مقابل آزار و صدمه رسانده باشند . در این صورت می گویند : " مرا ببخشید " اگر می خواهید شیک تر به نظر بیایید بگویید : " ممکن است مرا ببخشید ؟" از این هم شیک تر ؟ "از شما خواهش می کنم مرا ببخشید" (باید هم خواهش کنید چون معلوم نیست او شما را ببخشد یا نبخشد!) وقتی کسی را با اتومبیل زیر می گیرید حتما" باید بگویید: " خواهش می کنم مرا ببخشید که شما را زیر گرفتم " نه این که فقط بگویید : " وای بخشید " و اگر هنوز زنده باشد باید در جواب شما بگویید : "آه خواهش می کنم . مهم نیست . اختیار دارید."
 
آداب سلام کردن به دیگران :
سابقا"در روستاها همه به یکدیگر سلام می کردند ولی حالا جمعیت کره ی زمین آن قدر زیاد شده که دیگر وقت باقی نمی ماند تا به همه ی مردم سلام کنیم . مردم از سلام کردن ما خوششان می آید و چون این کار هیچ خرجی بر نمی دارد،بهتر است از سلام کردن دریغ نکنید . چگونه باید سلام کرد ؟ خیلی آسان است ، بگویید سلام .میان جوانان و دوستان صمیمی ، "به به سلام".(یا اسم او را می برید یا نمی برید.) به یک خانم ،"سلام خانم".(بدون این که نامش را برید.) به یک آقا ،"سلام آقا".(بدون این که نامش را برید.) در موارد کاری ویا معاملات تجاری حتما" نام فامیل طرف را بر زبان بیاورید. "سلام خانم.سلام آقا " مجبور نیستید به اینها سلام کنید: به آشنایی که در حال زدن صندوق بانک است . به فردی که در حال خودکشی است(اول باید او را نجات دهید بعد سلام کنید!)
 
آداب دست دادن :
با این افراد شما دستتان را جلو نبرید. بگدارید اگر او مایل بود دست دراز کند :
1- به یک خانم 
2- به شخص مسن تر از خودتان 
3- به یک شخصیت مهم 
4- به کسی که به شما معرفی می شود .
 
نکته: همیشه در مواجه با فرد بزرگتر سلام کردن وظیفه کوچکتر است اما دست دادن وظیفه بزرگتر. یعنی تا زمانیکه بزرگتر رغبت به دست دادن نشان نمی دهد کوچکتر نباید به سمت او دست دراز کند حتی در بعضی فرهنگ ها این حرکت یعنی دست دادن کوچکتر به بزرگتر نوعی نوعی بی احترامی محسوب می شود!
 
توجه : به فقیری که دستش را پیش آورده ، نباید دست بدهید . بلکه سکه ای در کف دستش بگذارید . آیا برای دست دادن باید دستکش ها را از دستش بیرون آورد ؟ بله شخصی که می خواهد با شما دست بدهد ، مایل است دست شما را بفشارد نه دستکش را . توجه : فقط یک بوکسور می تواند در موقع سلام با حریف دستکش هایش را از دست ها در نیاورد. از قدیم گفته اند:"سلام ناخدا با ناخدا ، توپ است در دریا. 

آداب معرفی کردن : 
هرگز نباید دو نفری را که با هم آشنا نیستند برای مدت طولانی در کنار یکدیگر تنها گذاشت . باید از قبل آن ها را به هم معرفی کرد . یادمان باشد که همیشه فرد پایین دست را (چه از نظر سنی ، چه شغلی و ...) به فرد بالادست هاکه این افراد هستند ، خانم ها(در مقابل آقایان ) مسن ها (در مقابل جوانان) روسای حکومتی (در مقابل بقیه ی افراد) معرفی کنید. حتی اگر پدرتان نیز بسیار قابل معرفی باشد ، هرگز اول او را به یک دوست جوان معرفی نکنید بلکه دوست را به پدرتان معرفی کنید . "بابا،دوستم فلانی را معرفی می کنم ." نه اینکه "آقای فلانی ! پدرم را به شما معرفی می کنم ." اما اگر بر فرض دوستتان سیاه پوست است و پدرتان نیز به تبعیض نژادی معتقد است ، از قبل پدرتان را از رنگ پوست او با خبر کنید . اگر هم بعد پدرتان خواست که دوستتان را عوض کنید پدرتان را عوض کنید . اگر دوستتان کشفی کرده بدنیست کشف او را یادآوری کنید . "آقای فلانی را که کاشف قند شور است به شما معرفی می کنم . "

توجه : اگر آقای فلانی هیچ کشفی نکرده نباید بگویید:"آقای فلانی را که هیچ کشفی نکرده به شما معرفی می کنم ." برای معرفی بی نوایی که نام فامیل بسیار عجیب و مشکلی دارد کافی است او را با نام کوچکش معرفی کنید.

" آداب احترام گذاشتن :

 حرمت به افراد ، حرمت به تفاوت ها و طرز تفکر و منش متفاوت آنها است . تصور کنید اگر بنا بود تمام مردم کره ی زمین مانند هم بودند ،دنیا چه قدر خسته کننده می شد . آیا باید حرمت دیگران را حفظ کرد ؟ بله ، باید حرمت تمام انسانها را حفظ کرد . زیرا بالاخره افرادی هم وجود دارند که ما باید خودمان را مجبور کنیم به آنها احترام بگذاریم مثل : آن ها که مرتبا" بوق می زنند. آن ها که لوله ی اگزوز موتورسیکلتشان را دست کاری می کنند تا صدای گوش خراشی بدهد . آن ها که ... آن ها که ... و سر انجام آن هایی که حرمت هیچ کس و هیچ چیز را نگه نمی دارند:

1- حرمت به خارجیان :
فراموش نکنیم به محض اینکه به آنطرف مرز قدم بگذاریم ، ما هم غریبه و خارجی می شویم . 

خارجی ها می توانند سیاه پوست ، زرد پوست ، سرخ پوست ، باشند.(ولی البته هرگز آبی پوست نمی شوند.) شاید این رنگ ها هستند که بیشتر سفید پوستان را جری می سازند. 

حرمت آداب و رسوم خارجی ها را حفظ کنیم . با یک سیاه پوست درباره ی برده های سیاه پوست صحبت نکنیم و یک آلمانی را از اعقاب هیتلر نخوانیم . وقتی یک موجود فضایی را که از کره مریخ آمده ، دیدید ،به او نخندید. یک چینی را که سگ و گربه می خورد مسخره نکنید مگر این که سگ و گربه ی شما را خورده باشد. توجه : هرگز به یک خارجی نگویید " اجنبی ".

2- حرمت به افراد مستمند :

افراد مستمند مناعت خود را دارند . آن ها فقر خود را پنهان می کنند . شما هم باید طوری رفتار کنید که انگار فقرشان ا نمی بینید . (البته وقتی سائلی را دیدید که از شما درخواست کمک می کند ، خودتان را به آن راه نزنیدا! ) چه طور باید به مستمندان نشان دهید که فقرشان را نمی بینید ؟ از او پول قرض بخواهید ! توجه : هرگز به احمق ها نگویید احمق بینوا . حتی اگر آن احمق بینوا باشد .

3- حرمت به ثروتمندان :

پولدارها زندگی جالب و راحتی ندارند . مغز آن ها دیگر به چیز های ساده و با مزه و شاد نمی اندیشد . آن ها دیگر نمی دانند برای تفریح بیشتر چه کنند . آن ها دیگر بلد نیستند وقت گذرانی کنند چون وقت برایشان طلاست . آیا فکر می کنند چون ثروتمند هستند خوشبخت اند و نخواهند مرد ؟ پس بدبخت خوشبخت ها ...! 

4- حرمت به خانم :

خانم ها بسیار قابل حرمت هستند به همین دلیل : آقا باید در را برای خانم باز کند و بگذارد که او اول وارد شود و هم چنین باید کمی زودتر سر قرار حاضر شود . آقا نباید یک متر جلوتر از خانم حرکت کند (نیم متر اشکالی ندارد !) آقا باید موقع رساندن خانم به منزل آن قدر بایستد تا خانم وارد منزل شود .

پسرها نباید دختر ها را مسخره کنند حتی اگر زیبا نباشند . آیا پسرها مطمئن هستند که خودشان خوش قیافه هستند ؟ و تا ابد خوش قیافه باقی خواهد ماند؟

نباید فراموش کرد که دخترانی هستند که خیلی زیبا نیستند ولی می توان در کنار آنها خوشبخت بود و از همه مهمتر ممکن است کم حرف باشند این خود بزرگ ترین نعمت است . ( سیرت زیبا برتر از صورت زیبا است)

5- حرمت به چاق ها :

اگر چاق ها چاق هستند ، تقصیری ندارند . اغلب به اندازه ی یک فرد عادی غذا می خورند . در حقیقت کافی است به سیب زمینی چشم در چشم نگاه کنند و چاق شوند . چاق ها زندگی مشکلی دارند . همه به آن ها نگاه می کنند . آن ها را مسخره می کنند . وقتی از پله ها بالا می روند نفسشان بند می آید . هرگز نمی توانند شیک پوش شوند . از همه مهمتر هرگز نمی توانند با یک فرد عادی در وزن معمولی الاکلنگ بازی کنند زیرا همیشه الاکلنگ طرف چاق ها پایین است و روی زمین می ماند . باید چاق ها را دوست داشت ، زیرا چاق ها دلشان هم چاق و بزرگ است .
توجه : در درون هر انسان چاق ، یک انسان لاغر فریاد می زند : " بگذار من از این زندان خلاص شوم ."
 
6- حرمت به معلم :
اگر استادتان شما را دوست ندارد ، به این معنی است که دیگر شغلش را دوست ندارد . بهتر است با او مدارا کنید . توجه داشته باشید که اگر معلم نبود ، شما چه قدر احمق از دنیا می رفتید .
-زندگی معلم را خراب نکنید .
-وقتی او حرف می زند شما حرف نزنید . 
-نگویید فهمیدم .(چون حقیقت ندارد.) 
-مدام به ساعتتان نگاه نکنید .
-فکر نکنید این او است که بد درس می دهد .
-شاید این شما باشید که بد می فهمید .
-فکر نکنید که از جریمه کردن شما لذت می برد .
-لاستیک اتومبیلش را پنچر نکنید . 
-اگر در درسی نمره ی تک گرفتید ، پدرتان را نفرستید تا با او زور آزمایی کند !
 
7- حرمت به پیرها :
در هر دوره از زمان ، به مغزمان فرو می کنند که جوان های این دوره بد تربیت شده اند . دوره ی قدیم جوان ها بهتر بودنند و همیشه این حرف را پیرها می زنند . جوان ها صندلیشان را به پیرها نمی دهند . پیرها هم همینطور، صبر داشته باشید . بالاخره یک روز پیرها میروند و شما جوان ها پیر می شوید و میتوانید روی صندلی آنها بنشینید .

هرگز پیرها را نزنید . آن ها شکننده اند و مانند یک لیوان نازک زود می شکنند . با آن ها قبل از سفر ابدی شان مهربان باشید . بگذارید از کره ی زمین خاطره ی خوبی با خود ببرند . این باعث می شود ابدیت شان را با آرامش و حوصله سپری کنند . هر بار که سالخورده ای را می بینید ، کودک نوجوانی را به خاطر بیاورید که دورانی طولانی از جوانی اش گذشته است .

توجه : فراموش نکنید که میان پیر و جوان فقط چند سال سن قرار گرفته است .

8- حرمت به پلیس :
دو نوع پلیس وجود دارد : پلیسی که پس از دزدیدن یک موتورسیکلت از دستش فرار می کنیم و پلیسی که پس از دزدیده شدن موتورسیکلتمان به او مراجعه می کنیم ، هر دو یک نفر هستند!
پلیس ها هم رحم و عطوفت دارند . هر بار که اطلاعاتی از پلیس می خواهید باید بگویید : "سلام سرکار" " لطفا" سرکار " " متشکرم سرکار " " خداحافظ سر کار " و هر بار که از کلانتری خارج می شوید ، هرگز نگویید به امید دیدار .  بگویید : بدرود . خداحافظ.   
-
قوانین مهم معاشرت پسندیده

در روزگاران پیشین به آداب و نزاكت اجتماعی بهای بیشتری داده می‌شد، اما افسوس كه جامعه امروز دستخوش تحولات گوناگونی شده است. مقصود من آن نیست كه مردم باید همانند روبات آداب معاشرت را یك به یك و مو به مو، برده وار رعایت و اجرا كنند بلكه رعایت برخی آداب پسندیده به شما كمك خواهد كرد تا شأن و منزلت اجتماعی‌تان ارتقا یابد. من نكاتی را گرداوری كرده‌ام كه می‌تواند شما را از یك فرد عامی به یك انسان متشخص و جنتلمن تبدیل كند. با رعایت این نكات ساده به شما اطمینان می‌دهم كه دیگران شما را در زمره افراد با اصل و نسب و فرهیخته قرار خواهند داد. شخصی كه دیگران آرزوی معاشرت و شراكت با وی را دارند و لازم به ذكر نیست كه همواره خانم ها از ملاقات با یك مرد متشخص خوشنود خواهند شد. 

- همیشه مودب باشید
اگـر هـم از کـسی خوشتان نمی آید نیازی نیست که شان و منزلت خودتان را تا سطح اجـتمـاعی آن فرد تنزل دهید. مودب و با نزاکت بـاشید تـا بـرتـری خـود را نـسـبـت بـه آن شخص ثابت کنید.

- هیچگاه دشنام ندهید
دشنام و ناسزاگویی مطلقا ممنوع می باشد. چون نشان دهنده آن است که شما قادر نیستید برای بـیـان عقاید خودتان از واژه ها ولغات مناسبتری بهره بگیریـد. از آن گذشته لاابالیگری همیشه دور از نزاکت و ادب می باشد.

- با صدای بلند صحبت نکنید
هنگامی که با صدای بلند صحبت میکنید، بـاعث بالا بردن سطح استرس میان اطرافیان خود میگردید. بـلند صحبت کردن بیانگر آن است که شما قادر به بحث منطقی با دیگران نـیـستید و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان می دهد و آنکه می خـواهـیـد حرف خودتان را با توسل به زور وخشونت به کرسی بنشانید . هـمـچـنـیـن بلند صحبت کردن سبب جلب توجه اطرافیان میگردد البته توجه منفی.

- کنترل خود را از دست ندهید 
زمانی که شما کنترل اعصاب خود را از دست میدهید و از کوره در میروید به همه نشان می دهید قادر به کنترل احساسات و هیجانات خود نمی باشید. وقـتـی هم که شما از کنترل رفتار خودتان عاجز می بـاشیـد، چـگونـه قـادر بـه کـنـترل چیز دیگری خواهید بود؟ همواره خونسردی خود را حفظ کنید (کار آسانی نخواهد بود اما به زحمتش می ارزد).

- به دیگران خیره نشوید
زل زدن به دیگران و چـشـم چـرانـی نوعی تعرض به دیگران محسوب می گردد. شما که نمی خواهید بی جهت دیگران را مرعوب خود سازید؟ البته این سخن بدین معنی نیست که در هنگام صحبت کردن با کسی رو از او برگردانید، روبرگرداندن مخالف برقراری ارتباط چشمی و دور از ادب است.
خیره شدن هم با برقراری ارتباط چشمی تفاوت دارد. بنابراین ارتباط چشمی برقرار کنید ولی به کسی خیره نشوید.

- صحبت کسی را قطع نکنید
 
پیش از آنکه اظهار عقیده ای بکنید، اجـازه دهـیـد صـحـبت دیگـران بـه پایان برسد. میان صحبت کسی پریدن نشانه بی نزاکتی و عدم برخورداری از مـهـارتـهای اجـتـمـاعـی فرد می باشد. اگر نمی خواهید خودبین و از خود راضی بنظر آیید، هیچگاه صحبت کسی را قطع نکنید و هرگاه که ناچار بـه انـجـام ایـن کـار شـدیـد حتـما بـا گـفـتـن جـمله معذرت می خواهم ، اقـدام بـه انـجام آن کار کنید. مـودب بـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت کـه بـرای موقعیت، عقاید و احساسات دیگران احترام قائل شویم.

- همیشه وقت شناس باشید
مهم است که به وقت دیگران احترام بگذارید.سـر مـوقـع در جـلسات، قـرار مـلاقـات هـا، موقعیت های شغلی و اجتماعی حضور یابید. هـمچـنـین یک فرد متشخص می داند چه زمانی باید میهمانی را ترک کند.

- اسرار زندگی خصوصی خود را فاش نسازید
آبرو، شرافت، صداقت و بصیرت بـزرگـتـریـن و مـهـمـتـرین عـامـل برای حفظ اعتبار یک فرد متشخص می باشد. جزئیات زندگی عشقی شما باید محرمانه باقی بمانند. بـنـابـراین هرگاه شخصی در مـهـمـانی شـروع بـه سـخن چیـنـی کرد، از اعـتماد مـعشوقتان سوء استفاده نکرده و صحبتی در رابطه به زندگیتان به میان نیاورید.
 
- آب دهان نیاندازید 
 اغلب مردها این كار را به طور ناآگاهانه انجام می‌دهند. آب دهان انداختن بسیار زننده بوده و بی‌شخصیتی فرد را می‌رساند. هیچگاه آب دهان نیاندازید مگر آن كه بخواهید ثابت كنید انسان بی‌نزاكتی هستید. 

- حرمت بزرگترها را نگاه دارید
در واقع شما باید همانطور كه دوست دارید مورد احترام دیگران باشید خود نیز به دیگران احترام بگذارید. من به این علت بزرگترها را مورد تاكید قرار دادم كه امروزه جوانان خیال می‌كنند همه چیز را می‌دانند و از همه چیز سر در می‌آورند و در واقع خود را عقل كل می‌دانند، اما اینطور نیست. كافی است به ۵ سال پیش خود بیاندیشید.....یقینا شما امروز بسیار باهوش‌تر و با تجربه‌تر شده اید. اینطور نیست؟ با آن كه ۵ سال پیش نیز فكر می‌كردید همه چیز را می‌دانید. 

- به اشتباهات دیگران نخندید
این یكی از پست‌ترین كارهای است كه كسی ممكن است انجام دهد. هنگامی كه شما اشتباهی مرتكب می‌شوید یا خراب كاری می‌كنید تنها انتظاری كه از دیگران دارید آن است كه اشتباهات و خطاهای شما را به رویتان نیاورند و از آنها چشم‌پوشی كنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند. 

- كلاه خود را از سر بردارید
  شاید امروزه این رسم دیگر هوادار نداشته باشد. شما می‌باید كلاه و هر آنچه بر سر دارید را به هنگام داخل شدن به منزل از سر خود بردارید. از آن گذشته هیچگاه با كلاه بر سر میز شام ننشینید چون این كار نشانه بی نزاكتی مفرط است.

- پیش از صرف غذا منتظر بمانید همه میهمانان سر جایشان بنشینند. 
زمانی كه برای صرف غذا سر میز نشسته‌اید، باید منتظر بمانید تا تمام میهمانان كاملا سر جایشان بنشینند و آماده صرف غذا شوند. همه افراد باید در یك زمان شروع به صرف غذا كنند. این نكته اگرچه موشكافانه به نظر می‌رسد، اما بسیار حائز اهمیت است.

-  فخر فروشی نكنید
  هیچكس از آدم لاف زن خوشش نمی‌آید. در هنگام گفت‌وگو درباره مسائل مالی به دارایی‌های خود اشاره نكرده و ثروت خود را به رخ نكشید. 

- به ساعتتان نگاه نكنید
هنگامی كه در یك جمع و محفلی هستید، مدام به ساعت خود نگاه نكنید مگر آن كه بلافاصله قصد ترك آن محل را داشته باشید. وقتی به ساعتتان نگاه می‌كنید دیگران اینگونه برداشت می‌كنند كه شما خسته و بی حوصله شده‌اید.

تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 5448
نویسنده : sina95

 

 

چگونه خنده خود کنترل کنیم، چه در مقابل افراد دیگر و چه در حین سخنرانی! در حقیقت کنترل خنده یک معضل جدی برای برخی از افراد به شمار می‌رود و در این نوشته قصد دارم راهکارهایی کاملاً عملی در مورد کنترل خنده ناخواسته را با شما مطرح کنم.

 

آیا خنیدن یک مشکل است؟

من به عنوان فردی که به طنز در سخنرانی اهمیت بسیاری می‌دهم و سعی می‌کنم در تمام دوره‌های آموزشی و کارگاه‌ها تا حد ممکن از طنز و شوخ طبعی استفاده کنم تا همواره مخاطبان شاد‌تر باشند و بتوانند بهتر همراهی کنند،

و اعتقاد دارم که خنده، شوخی و شوخ طبعی موضوعی بسیار عالی است و شاد بودن و مثبت نگر بودن  می‌تواند به ما تا حد زیادی کمک کند تا زندگی بهتری داشته باشیم. اما از انجایی که در هر چیزی و هر کاری، افراط و تفریط امری نکوهیده است، در خندیدن نیز این موضوع صحبت دارد و همه ما می‌دانیم که بیهوده خندیدن اصلاً موضوع خبی نیست و ممکن است مخاطبان ما به کلی تصوّر کنند که ما دچار مشکل هستیم…

امام صادق (ع) فرمودند: «خنده بدون سبب نشانه نادانى است». (اصول کافى، ج۲ ص ۶۲۲)

از کجا بفهمیم که کنترل خنده برای ما یک مشکل است؟

شاید برای این موضوع نتوان خطکش و یا معیار خاصی را مطرح کرد دریافت این موضوع برای برخی از افراد کمی سخت باشد (هرچند بسیاری از افراد خودشان متوجه این موضوع می‌شوند)

ما در اینجا قصد دارم چند روش ساده را بگویم که دقیقاً متوجه شوید که آیا شما دچار این مشکل هستید یا خیر:

۱. در جایی که همه جدی هستند شما بخندید

۲. در جایی که هیچ موضوع خنده داری مطرح نشده در حال خنده باشید

۳. زمانی که دیگران کمی لبخند می‌زنند شما با صدای بلند بخندید (طوری که همه به شما نگاه کنند!)

۴. نتوانید خنده خود را کنترل کنید و وقتی خنده همه تمام شد بازهم آن را ادامه دهید

۵. خنده شما باعث خنده دیگران بشود!

۶. دیگران به شما می‌گویند که: چرا اینطوری می‌خندی؟!!

و…..

پس اگر هریک از این ویژگی‌ها بالا و یا مشابه آنها را دارید، مطمئن باشید که این مقاله برای شماست…

من هم در گذشته مشکل کنترل خنده داشتم و بیهوده می‌خندیدم!

واقعیت این است که وقتی ایمیل‌ها و سوالات مربوط به این موضوع را دیدم اول کمی جا خوردم و به نظرم آمد که چقدر موضوع بی‌مزه‌ای!! اما چند ثانیه بعد به خاطر آوردم که در برهه‌ای از زندگی، این مشکل در من وجود داشته است!

زمانی که در دوره راهنمایی بودم، همیشه موقع نماز خنده‌ام می‌گرفت و ناظم همیشه من را دعوا می‌کرد!

در کلاس‌های درس خیلی بلند می‌خندیدم و زمانی که کسی نمی‌خندید نیز من می‌خندیدم و خب این باعث شد که بارها از کلاس اخراج شوم.

در دوره دانشجویی وقتی مجری و کارگردان برنامه سیمای خانگی آسمان شب بودم برای یک سکانس معمولی بارها و بارها خنده‌ام می‌گرفت طوری که دیگران واقعاً از دست من ناراحت می‌شدند…

……………

البته خیلی نگران نباشید! الان دیگر هیچکدام از این مشکلات را ندارم و با خیال راحت حتی در هنگام سخنرانی در سالن سخنرانی برج میلاد فردی در ردیف جلو مخاطبان مشغول انجام کارهای مسخره برای خنداندن من بود و اصلاً لبخند نیز بر لب من نیامد! و در این نوشته قصد دارم بگویم که چه راهکارهایی برای کنترل این موضوع برای من کارآمد بود…

 

ریشه مشکل ناتوانی در کنترل خنده کجاست؟!

قبل از هر چیزی باید بگویم که اگر نوجوان هستید قاعدتاً این موضوع به صورت خودکار با افزایش سن شما رفع می‌شود چون در آن سن، هورمون موثر در خنده و هیجان، یعنی دوپامین زیاد و باعث می‌شود که … :))

البته این موضوع ریشه‌های زیادی می‌تواند داشته باشد از جمله این که:

۱. از طریق اعضای خانواده یا افرادی که با آنها ارتباط نزدیک داریم، قابل یادگیری هستند.

۲. در غده‌های ما اختلالی وجود دارد که دوپامین زیاد از حد ترشح می‌شود و …

۳. در برهه‌ای خاص از زندگی چند اتفاق فوق‌العاده خنده دار برایمان رخ داده است (پس از مدّتی رفع خواهد شد)

۴. اعتماد به نفس کم ما باعث می‌شود که احساس کنیم روی خودمان کنترلی نداریم…

 

شاید ریشه یابی این موضوع خیلی در حیطه تخصصی من نباشد و از همین رو ترجیح می‌دهم بیشتر از این به ریشه یابی این موضوع نپردازم و برویم سراغ روش‌هایی کاملاً عملی برای کنترل خنده !

روش‌ها و چگونگی کنترل خنده ناخواسته

در ادامه شما ۶ روش کاربردی برای کنترل خنده ناخواسته را خواهید یافت که بتوانید به سادگی (و البته با کمی تمرین) این مشکل را رفع کنید و البته در جایی که لازم است از صمیم قلب بخندید.

۱. فکر کردن به موقعیت

شاید اولین گام این است که باید به این موضوع فکر کنیم که اصلاً در چه موقعیتی هستیم. مثلاً به خاطر دارم که:

در زمان کودکی (شاید ۸ یا ۹ ساله بودم)‌ یکی از اقوام ما فوت کرده بود و همه ناراحت بودند و مشغول خواندن دعا و قرآن بودند. ناگهان تلفن زنگ زد و من گوشی را برداشتم و به جای سلام گفتم: بسم‌الله الرحمان رحیم! در آن لحظه تعداد کثیری از افراد – از جمله خود من – خندیدند اما پس از لحظه‌ای همه متوجه شدند که ما در مجلس ترحیم هستیم و بنابراین همین موضوع باعث شد که اکثر افراد بتوانند خود را کنترل کنند.

همین که شما به موضوع فکر کنید و تلاش کنید که موقعیت خود را بسنجید، می‌تواند به شما بسیار کمک کند.

بنابراین به عنوان اولین گام برای کنترل خنده همیشه سعی کنید موقعیت خود را به یاد بیاورید.

۲.پرت کردن حواس

شاید برای شروع خوب باشد که با هر روشی که می‌توانید حواس خودتان را پرت کنید! می‌توانید به موضوع دیگری فکر کنید و یا یک محاسبه ریاضی انجام دهید.

مثلاً می‌توانید مضارب ۳ را از ۲۱ به عقب بشمارید (البته در ذهن خود: ۲۱ و ۱۸ و ۱۵ و ۱۲ و ۹ و …) و یا هر عملیات ریاضی که باعث می‌شود حواس شما پرت شود!

۳.استفاده از شرطی سازی

همانطور که در رادیو سخنرانی شماره ۸ با موضوع اِ… گفتن و کنترل تکیه کلام گفتیم،شرطی سازی کلاسیک یکی از روش‌های بسیار پرکاربرد در کنترل رفتارهای کوچکی است که به صورت غیر ارادی رخ می‌دهد و کنترل خنده نیز یکی از همین موضوعات است! (برای درک درست این قسمت حتماً باید این فایل را گوش کرده باشید اِ… گفتن و کنترل تکیه کلام)

در این روش ما قصد داریم که ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنیم برای این که اگر در مواقع ناخواسته بخندد، جریمه می‌شود و برای همین می‌توانید وقتی که به صورت کنترل نشده خندیدید، دست خود را یک نیشگون کوچک بگیرید و یا یک ضربه کوچک روی دست خود بزنید. (فقط هدف این است که مغز بفهمد که اگر بیهوده بخندد تنبیه می‌شود!

یکی دیگر از تنبیه‌ها این است که ما داخل لپمان را یک گاز کوچولو (بدون این که آسیبی ببینیم) بگیریم! این کار هم به بهم ریختن حالت صورت هنگام خنده کمک می‌کند و هم برای شرطی سازی ذهن کاربرد دارد…

۴.تبدیل به سرفه

یکی از روش‌های دیگری که زیاد توصیه می‌شود (و البته من آن را تست نکرده‌ام)‌ تبدیل کردن خنده به سرفه است! اگر شما خنده‌ای کنترل نشده داشتید و نتوانستید خنده خود را کنترل کنید،‌ می‌توانید خنده خود را به سرفه تبدیل کنید. این موضوع باعث می‌شود که خنده شما خیلی به چشم نیاید

۵.خارج کردن هوای درون ریه تا حد ممکن

یکی از روش‌های خیلی بامزه و کاربردی این است که شما وقتی خنده‌تان می‌گیرد تا حد ممکن هوای داخل ریه را تخلیه کنید و اجازه ندهید که هوایی برای خندیدن باشد! (البته نه تا این حد که خفه شوید!)

 

۶.گاز گرفتن لب پایینی!

آخرین گام این است که اگر هیچیک از روش‌های بالا کارساز نبود، لب پایینی خود را کمی گاز بگیرید (نه آنقدری که صدمه ببینید!)


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 463
نویسنده : sina95

  'پروفسور تیم اسپكتور' به همراه یك گروه پژوهشی در «كینگ كالج» لندن، زندگی تعدادی خواهر و برادر دوقلو را مورد بررسی دقیق قرار داده است.
به نوشته روزنامه گاردین، باربارا و كریستین، از جمله دوقلوهایی هستند كه زندگی آنها مورد بررسی قرار گرفته است.
اما این تفاوت ناشی از چه چیزی است؟ مگر نه اینكه ژن‌های دوقلوها دقیقاً یكسان است و در عمل نمونه‌های شبیه سازی شده یكدیگر هستند؟ افزون بر این، دستكم در مورد این دو خواهر و بسیاری مانند آنها، روند رشد و پرورش آنها نیز همانند بوده و عوامل درونی و بیرونی مشابه متعدد دخیل در زندگیشان، به ظاهر باید در نهایت نتایج یكسانی را نیز به دست می‌داد، اما در عمل، باربارا و كریستین اشخاصی با خصوصیاتی بسیار متمایز بار آمدند.
پروفسور تیم اسپكتور می‌گوید: چنین پدیده ای غیرطبیعی و دور از ذهن نیست و یافته او و همكارانش نشان می‌دهد كه «دوقلوها در بسیاری از زمینه‌ها متمایز هستند و برای نمونه، به ندرت بر اثر یك بیماری واحد از دنیا می‌روند. اما در عین حال، در بسیاری از صفات دیگر از قبیل قد شباهت دارند. شباهت هایی كه لزوماً در همه زمینه ها یكسان نیست».
این پژوهشگر در ادامه می‌افزاید: دوقلوهایی كه در پژوهش وی و گروه همكارانش زیر نظر گرفته شدند، در یك رحِم مشترك زندگی را آغاز كرده و اكثرا دوران كودكی مشابهی را پشت سر گذاشته‌اند: «بیشتر این دوقلوها به یك مدرسه رفته و با هم زندگی كرده و حدود ۱۸ سال اول زندگیشان یك غذا را خورده‌اند.»
بر اساس بررسی میزان حساسیت دوقلوهای یك تخمكی و دو تخمكی به بیماری‌های مختلف، مشخص شد كه بین ریشه‌گرفتن بیماری‌ها از بستر ژنتیكی یا مبتلا شدن به یك بیماری به دلیل تأثیرات محیط، میتوان تمایز قائل شد؛ تمایزی كه تفاوت رفتاری و شخصیتی دوقلوها را نیز می‌تواند شامل شود.
این تحقیق كه هم اینك وارد بیست و یكمین سال خود شده، ابعاد جدیدی از رفتار ژن‌ها در برابر محیط زیست را نشان داده و امید آن می‌رود كه روزی ریشه تغییرهای نژادی بشر را روشن كند.
پروفسور اسپكتور می‌گوید: آزمایش خود را در دهه ۹۰ میلادی با این قصد آغاز كرده كه مشخص كند چرا بعضی از افراد زودتر از بقیه سالخورده می‌شوند.
وی توضیح می‌دهد كه مقایسه دوقلوهای همسان و غیرهمسان در زمینه حساسیت نسبت به بیماری‌های مختلف، به دانشمندان این امكان را می دهد كه ریشه ژنتیك بیماری‌ها را از تأثیرات محیطی جدا كنند.
این پژوهشگر در ادامه توضیح می‌دهد: «در این آزمایش هفت هزار خواهر و برادر دوقلو داریم - یعنی سه هزار و ۵۰۰ جفت دوقلو. از این تعداد تا كنون ژنوم نیمی از آنها به طور كامل تعیین توالی و نقشه‌برداری شده است.»
از جمله یافته‌هایی كه تاكنون شگفتی بسیاری از دانشمندان را به دنبال داشته، تعیین صدها ژن عامل برای هر بیماری بوده است. برای مثال، اینك معلوم شده است كه برای پوكی استخوان، كه زمانی پژوهشگران تنها یك ژن را در ایجاد آن مسؤول می‌دانستند، بیش از ۵۰۰ ژن شناسایی شده است.»
بر این اساس دانشمندان می‌گویند احتمال به ارث رسیدن سن مرگ در افراد تنها «۲۵ درصد» است.
دكتر اسپكتر می‌گوید: «اپی‌ژنتیك مكانیسمی است كه از آن طریق تغییرات محیطی رفتار ژن‌های مارا تغییر می‌دهند. تمامی رخدادهای زندگی در چنین تغییراتی تاثیر دارند كه رژیم غذایی، بیماری، سالخوردگی، مواد شیمیایی محیط، استعمال دخانیات، استفاده از مواد مخدر و داروهای مختلف از آن جمله‌اند.»
‎تغییرات اپی‌ژنتیك فقط از طریق تأثیر عوامل محیطی رخ نمی‌دهند، بلكه در مواردی تغییر ایجاد شده به مدت دو یا سه نسل ادامه می‌یابد. برای مثال، تحقیق‌های انجام شده درباره فرزندان و نوه‌های زنان چینی‌ای كه در دوران جنگ جهانی دوم باردار بودند و از گرسنگی رنج برده‌اند، نشان داده كه این نسل‌ها از لحاظ جثه فیزیكی نسبت به همسالان خود ریزنقش‌تر بوده و در برابر بیماری دیابت و روان‌پریشی مقاومت كمتری از خود نشان می‌دهند.
كریستین می گوید به باور او نظریه نقش تغییرات اپی‌ژنتیك در توضیح تفاوت‌های رفتاری و سلامتی او و خواهرش قابل توجیه است. او توضیح می‌دهد: «هر كدام از ما تجربیات متفاوتی را در مراحل بعدی زندگی پشت سر گذاشتیم، باربارا زودتر ازدواج كرد، كه همین مسأله، مانند بسیاری از دوقلوهای دیگر، موجب اندوه من شد. بعدها هم من به سرطان خون دچار شدم و از همسرم نیز طلاق گرفتم. چنین تجربیاتی روی هر انسانی تأثیر خودش را دارد. نقش شانس را نباید نادیده گرفت.»


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 276
نویسنده : sina95

 1.از بچه یاد بگیر:

کودک میتواند والدین خود را آموزش دهد که چگونه برای اینکه بخشی از زندگی ات شده شاد باشی.

که همیشه از انجام هر کاری که دوست داری خشنود باشی.

و اینکه چگونه هر چیزی را که میخواهی فقط با یک لبخند به دست آوری.

 

 

2.کارهای کوچک تو:

هرگز دست از انجام کارهای کوچک برای دیگران برندار.

گاهی ان کارهای کوچک بزرگترین بخش از قلب آن افراد را پر میکند.

 

 

3.وسعت شادی تو بستگی به ذهنت دارد:

مردم فقط به اندازه ای شاد هستند که ذهنشان را برای آن آماده میکنند.

 

 

4.زود کنار نکش:

موضوع این نیست که من خیلی باهوشم.

موضوع این است که من با مشکلات بیشتر سر میکنم.

انیشتین

 

 

5.قوی باش و صبور:

آنقدر قوی باش که رها کنی و آنقدر صبور باش که منظر آنچه سزاوارش هستی بمانی.

 

 

6.کسب درامد را سخت نکن:

کسب درآمد به خودی خود سخت نیست...

کسب آن به بهای قربانی کردن زندگی دیگران سخت است.

 

 

7.باعث لبخندم باش:

زیباست در زندگی فردی داشته باشی که...

حتی وقتی در اطرافت نیست موجب نشستن لبخند بر لبانت میشود.

 

 

8.اشک هایت:

اگر درد و رنجی داری گریه خوب است.

به یاد داشته باش که اشک ها نیز عبادتند.

آنها به سمت خدا میروند وقتی که قادر به صحبت نیستی.

 


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 421
نویسنده : sina95

 1- صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهیم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.

2- در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.

3- هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بیجا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.

4- آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.

5- دلتان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دلهایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.

6- سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.

7- تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.

8- همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.

میهن


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 395
نویسنده : sina95

 

زیبا کردن خانه , راهکارهای زیباتر کردن خانه
۱ ـ از کلیشه‌ها برای طراحی الهام نگیرید
طرح‌های بی‌زمان بهترین وسیله‌ای است تا شما را از قیدو‌بند خلاص کند. وقتی در جایی زندگی نمی‌کنید که نیاز به آفتابگیرهای بزرگ داشته باشد چرا باید پرده‌های سنگین آویزان کنید؟ اگر خودتان را مجبور کنید که همه این کلیشه‌ها را در خانه‌تان به کار ببرید، می‌بینید که در یک پارک موضوعی گیر افتاده‌اید؛ پارکی که ترکیبی از چیزهای به درد نخور اما کلیشه‌ای‌ است.
به جای این چیزها می‌توانید فضاهای خلوت‌تر و تمیزتری داشته باشید.

۲ ـ از ترکیب سبک‌های مختلف طراحی نترسید
طراحی مدرن به دنبال ترکیب عناصری از سبک‌های قدیمی و جدید است. بنابراین فکر نکنید که اگر لازم است طراحی منزلتان را عوض کنید. باید همه چیزهایی را که در اختیار دارید و عمری برای جمع‌کردنشان سعی کرده‌اید، دور بریزید. گاه می‌توانید با عوض‌کردن یکی از عناصر فضایی مدرن و جدید خلق کنید. فکر کنید اگر از میز و صندلی غذاخوری‌تان خسته شده‌اید شاید فقط با تعویض صندلی‌ها یا حتی با روکش‌کردن آنها به سبکی جدید یک فضای جدید ایجاد کنید.

۳ ـ کارهای هنری را در کنار هم آویزان کنید
از آویزان کردن مجموعه‌ای از تابلوها در کنار هم نگران نباشید. لازم نیست حتما تابلوهای گران‌قیمت داشته باشید و با آویزان‌کردن یکی از آنها احساس کنید که درست‌ترین کار را انجام داده‌اید. گاه با قراردادن چند قاب ساده با نقاشی‌های ساده می‌توانید مجموعه‌ای دلنشین فراهم کنید. اگر از ترکیب رنگ سر دربیاورید و هماهنگی لازم را در کنار هم قرار دادن آنها رعایت کنید، نباید از چیزی نگران شوید.

۴ ـ تا آنجا که می‌توانید خست به خرج ندهید
منظور از خست به خرج ندادن این نیست که پول خرج کنید بلکه منظور این است که در طراحی دست و دلباز باشید. خودتان را محدود نکنید و به خودتان اجازه بدهید که فرم پرده‌ها را عوض کنید و با استفاده از پارچه‌های مقرون به صرفه در اتاق خواب از پرده‌های پف‌دار کوتاه یا پرده‌های کم‌چین اما بلند و ریخته استفاده کنید تا یک فضای متفاوت ایجاد شود. با عوض‌کردن مدل پرده به جای استفاده از ۱۰ متر می‌توانید با ۳ متر پارچه آن هم از نوع ارزان‌تر فضایی متفاوت برای اتاق خواب خود و بچه‌هایتان ایجاد کنید.

زیبا کردن خانه , راهکارهای زیباتر کردن خانه
5 ـ به فکر استفاده جدید از وسایل همیشگی باشید
یکی از طراح‌های دکوراسیون پیشنهاد تازه‌ای داده است. او می‌گوید تختخواب دلیلی ندارد که همیشه تختخواب باشد. اگر شما تختخوابتان را با چند کوسن تزیین کنید و آن را در جایی قرار بدهید که بتواند به عنوان یک کاناپه هم مورد استفاده قرار بگیرد، می‌توانید هر ساعت از روز بدون این‌که احساس کنید که دارید به خواب می‌روید استراحت کوچکی بکنید و لم بدهید و کتاب بخوانید یا کاموا ببافید.

۶ ـ فضای شلوغ ایجاد نکنید
طراح دیگری پیشنهاد می‌کند تا از شلوغ‌شدن فضاها جلوگیری کنید. به نظر او هرچه فضا آرام‌تر و منظم‌تر باشد، کلاسیک‌تر و همیشه تازه‌تر است. او می‌گوید من با وجود این که مبلمان بزرگ را دوست دارم اما سعی می‌کنم رنگ‌ها آرام و ساده باشد تا با تداخل رنگ‌ها همه چیز به هم نریزد. در این حالت رنگ کف هم مهم است و هر چه رنگ کف اتاق آرام‌تر باشد فضای آرام‌تری به وجود می‌آورد. این آرامش را می‌توانید با تابلوهایی که به دیوارها می‌زنید نیز به دست آورید.

۷ ـ هوای گوشه‌های دنج را داشته باشید
گوشه‌های دنج خانه با قرار گرفتن یک صندلی یا نیمکت کوچک با یک میز کنار آن و یکی دو تابلو در بالای آنها ایجاد می‌شود. به این ترتیب کنار یک پنجره که تا به حال بدون استفاده رها شده بود می‌تواند به همان گوشه دنج خانه‌تان بدل شود. حتی یک قسمت بدون آفتاب که به دلیل تاریکی از آن دست کشیده بودید هم می‌تواند جای دنج شما باشد. در این حالت با گذاشتن یک آباژور ساده روی میز کنار مبلتان می‌توانید یک جای دنج برای مطالعه یا ولو کردن مجله‌ها پیدا کنید.

۸ ـ تلویزیون را پنهان نکنید
این روزها که تلویزیون به یکی از دوستان همیشگی ما بدل شده پس باید آن را جایی بگذارید که براحتی بتوانید دور هم بنشینید و در ساعت‌های تماشای تلویزیون با هم باشید. پس جای تلویزیون را طوری تعیین کنید که همه بتوانید از آن استفاده کنید.

۹ ـ در ترکیب چیزهای مختلف به مفیدبودنشان فکر کنید
اگر خیلی دوست دارید از کاغذ دیواری‌ استفاده کنید، بدون این که این خرج را بر خودتان تحمیل کنید که تمام دیوارها را پراز رنگ کنید می‌توانید یک یا ۲ دیوار را به این کاغذ دیواری‌ها اختصاص دهید و دیوارهای روبه‌رو را با رنگ‌های مکمل آنها که در تابلوها به کار رفته بپوشانید. به فکر رنگ مبل‌هایتان هم باشید تا بعد در برابر یک کار انجام شده قرار نگیرید.

۱۰ ـ به فکر خودتان هم باشید
هر کاری که می‌کنید درست‌کردن یک جای خاص برای کارکردن خودتان را هم از قلم نیندازید. به عنوان خانم خانه و کسی که بیشتر ساعت‌هایش را در خانه می‌گذراند نیاز دارید تا جایی برای نشستن و فکرکردن، نوشتن، دوخت و دوز یا مطالعه داشته باشید. اینجا می‌تواند حتی در آشپزخانه هم تعبیه شده باشد. اما فراموش نکنید که مال شماست.

منبع : papoblog.com


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 308
نویسنده : sina95

  آیا تا به حال دقت کرده اید که هنگام دست دادن معمولا چه کسی اول دستش را جلو می آورد؟ به نظر می رسد از آنجا که دست دادن به نشانه احترام و خوشامدگویی انجام می شود، بهتر است که اول میزبان برای انجام آن پیشقدم شود. 

در اصولی که به فروشندگان کالا که به سراغ مشتری ها می روند آموزش می دهند، گفته می شود که چنانچه بدون دعوت قبلی و سرزده سراغ مشتری رفته اند، هرگز برای دست دادن پیشقدم نشوند چون مشتری ممکن است از آمدن آنها خوشحال نباشد و این دست دادن تحمیلی، آثار منفی بر این ملاقات خواهد گذاشت.

در این شرایط بهتر است فروشنده منتظر شود تا شخص دیگر برای دست دادن پیشقدم شود و اگر به نظر می رسد که این اتفاق نخواهد افتاد، فقط از حرکت مختصر سر به عنوان ادای احترام استفاده کند.

نکته جالبی که در مورد دست دادن وجود دارد، این است که شام از هر فرهنگی که باشید دست دادن تان ناخودآگاه 3 نوع تاثیر به طرف مقابل منتقل می کند، حتی اگر آگاهانه قصد القای آن را نداشته باشید:

معنای انواع دست دادن


تسلط


او به دنبال مسلط شدن بر من است، پس باید حواسم را جمع کنم.

فرمانبری


می توانم بر این فرد حکمرانی کنم و کاری کنم که او از من اطاعت کند.

مساوات


من با این شخص راحت هستم و هیچ کدام قصد مسلط شدن بر دیگری را نداریم. همانطور که گفته شد، ما توانایی تحریف این احساسات را نداریم چون خودان هم از وجودشان آگاه نیستیم و این احساسات با دست دادن بین ما رد و بدل می شود، بنابراین یک اثر آنی بر حسی که در آن لحظه نسبت به هم داریم می گذارد. حتی اگر زبان گفتارمان با آن در تعارض باشد و اتین اثر آنی به مراتب بیشتر از کلاممان بر سرانجام این ملاقات تاثیر خواهد گذاشت.

حالا ببینیم این 3 نوع احساس بر چه اساسی ایجاد می شوند. نکته های کلی که هنگام دست دادن باید متوجه آن باشیم، محکم و استوار یا نرم و شل دست دادن است.

افراد برونگرا و اجتماعی و کسانی که افکار نو و خلاقانه دارند، قرص و محکم دست می دهند در حالی که افراد خجالتی و عصبی برعکس عمل می کنند.

البته این نکته را نیز باید در نظر بگیرید که افرادی که حرفه آنها متکی به دست هایشان است، مانند جراحان و هنرمندان یا موسیقدانان، ممکن است نتوانند یا نخواهند محکم و استوار دست بدهند زیرا فقط می خواهند از دستان خود محافظت کنند.

اگر فردی که با شما دست می دهند، هنگام دست دادن جوری دست تان را بچرخاند که کف دستتان رو به بالا قرار گیرد، به طوری که دست او روی دست شما قرار گیرد، بدانید که دوست دارد بر شما مسلط شود. حتی لازم نیست کف دست شما کامل رو به بالا قرار گیرد، همین که دستش را بالای دست شما قرار می دهد، این پیغام را می فرستد که می خواهد در این قرار ملاقات مهار را در دست داشته باشد. البته قدرت و تسلط معمولا برای خانم ها نسبت به آقایان کم اهمیت تر است.

حالت مخالف دست دادن سلطه طلبانه این است که طرف مقابل تان چنان دست خود را در اختیار شما قرار دهد که دست شما بالاتر و مسلط بر دستش قرار گیرد، به طوری که دست شما به طور نمادین دستش را احاطه کند. این نوع دست دادن به شما احسال کنترل و مهار را القا می کند و شما به این نتیجه می رسید که اوضاع تحت نظر شماست. این نوع دست دادن مخصوصا هنگامی که کسی قصد عذرخواهی دارد، تاثیرگذار است و به طرف حس خوبی می دهد.

معنای انواع دست دادن


چگونه با دست دادن حس برابری ایجاد کنیم؟


وقتی 2 فرد قدرت طلب که هیچ کدام تمایل به پذیرفتن سلطه دیگری ندارد، با هم دست می دهند، چون هر دو سعی در حفظ مقام خود دارند، دست دادنی قفل مانند ایجاد می شود، به طوری که کف دو دست عمودی قرار می گیرند. در این حالت حس برابری و احترام متقابل ایجاد می شود.

چگونه با دست دادن، فرد قدرت طلب را ناکام کنیم؟


وقتی کسی برای دست دادن پیشقدم می شود و با بازوی سفت شده و کف دست رو به پایینش شما را وادار می کند که در موضع تسلیم و سلطه پذیری قرار گیرید، به چند روش می توانید او را ناکام کنید:

سعی کنید به فضای خصوصی او تهاجم کنید؛ به این صورت که ابتدا پای چپ خود را در همان حالی که دست تان را برای دست دادن دراز می کنید، جلو بگذارید. این کار به تمرین نیاز دارد زیرا اغلب افراد راست دست که با دست راست شان دست می دهند، اگر بخواهند هنگام دراز کردن دست، پایشان را جلو بگذارند با پای راست این کار را انجام خواهند داد.

با این کار در فضای شخصی طرف مقابل جای می گیرید. حالا پای راست خود را نیز در کنار ای چپ قرار دهید و کف دست تان را عمودی نگه دارید. این گام برداشتن هنگام دست دادن، شما را در موضع قدرت نگه می دارد.

دوم اینکه هنگامی که می خواهید با کسی دست دهید که اهل قدرت طلبی و رییس بازی است، به شکل دوبل دست دهید. یعنی دستان او را بین دست های تان به طور عمودی بگیرید. این فن قدرت را به شما منتقل می کند و ضمنا فن راحتی است.

این نوع دست دادن میزان تماس را افزایش می دهد و کسی که در این کار پیشقدم شده، با محدود کردن حرکت دست طرف مقابل، مهار اوضاع را به دست می گیرد. در ضمن کسی که با 2 دست، دست می دهد؛ این را القا می کند که فردی قابل اعتماد و صادق است.

بدترین انواع دست دادن


1- ماهی خیس


بدترین نوع دست دادن، دست دادنی است که با دستان خیس و سرد و بی حال، مانند ماهی خیس، انجام شود. این شکل دست دادن در فرد مقابل حس بسیار بدی ایجاد می کند و شخصیت ضعیف و بی علاقگی را القا می کند و شگفت انگیز است که بسیاری از افرادی که دستان ماهی خیس دارند خودشان از این موضوع آگاه نیستند!

2- استخوان خردکن

ترسناک ترین شیوه دست دادن است و خاطره بد فاموش نشدنی بر ذهن فرد می گذارد. این نوع دست دادن مشخصه شخصیت بیش از حد تهاجمی است که قصد در هم شکستن روحیه رقیب را دارد.
بدبختانه هیچ راه موثری برای مقابله با این نوع دست دادن ها وجود ندارد. شاید تنها کاری که از دست قربانی برمی آید، این باشد که با صدای بلند بگوید: «آخ! دستم واقعا درد گرفت.»

3- گرفتن نوک انگشت


شاید در نظر اول اینطور وانمود شود که گرفتن نوک انگشت طرف مقابل، نشانه علاقمندی است اما در واقع نشان از نداشتن اعتماد به نفس و بی اعتمادی دارد.

وقتی نوک انگشتان طرف مقابل را می گیریم، انگار که می خواهیم او را در فاصله ای دورتر نگه داریم تا احساس آرامش کنیم.

جمع بندی


از آنجا که چند دقیقه اول یک دیدار، تعیین کننده عاقبت آن است و دست دادن در همین زمان رخ می دهد، ارزش این را دارد که مدتی وقت بگذاریم و انواع دست دادن های خود و اطرافیانمان را ارزیابی کنیم.

در کل بهترین نوع دست دادن این است که کف دست را عمودی نگه دارید و درست به همان اندازه که طرف مقابل دست شما را می فشارد، دستش را فشار دهید.


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 381
نویسنده : sina95

 

مقام مادر, بزرگداشت مقام مادر, جایگاه مادر

اگر قرار باشد از میان همه واژه ها به تعداد انگشتان دست واژه انتخاب کنیم ، یقینا یکی از آنها واژه مقدس " مادر " خواهد بود. مادر در همه فرهنگها و ادیان و ملل مورد احترام و تکریم ویژه است. این موجود مهربان و دوست داشتنی قلب، آسمانی ترین آفریده خداوند است که روی زمین زندگی می کند و به همین دلیل است که به او فرشته می گویند. فرشته فداکاری فرشته ای که ذره ذره می سوزد و چون شمع آب می شود تا به دیگران روشنایی و زندگی ببخشد.

او بی دریغ و چشمداشت از شیره جانش فرزند خود را سیراب می کند و تا آخرین لحظه عمر نگران پاره تن خود است. هیچ کس نمی تواند عظمت مادر را آن طور که باید و شاید وصف کند. این انسان خداگونه چنان سرشار از محبت و عشق و ایثار است که هیچ قلمی را یارای بیان آن نیست.


نکته جالب اینجاست که در برابر این همه از خود گذشتگی و مهر هیچ انتظاری جز احترام ومهربانی متقابل ندارد و عجبا که حتی اگر از فرزند خود بی مهری هم ببیند لب به نفرین او نمی گشاید.

خوشا به حال کسانی که سایه پربرکت مادر را بالای سر خود دارند. مرحبا به آنانی که بزرگی و بلندی مقام مادر را درک کرده اند. خوشا به حال فرزندانی که می دانند دعای خیر مادر چه تغییر و تحولات مثبتی در زندگی آنها ایجاد می کند و پیوسته احترام او را نگاه می دارند و از گل نازکتر به او نمی گویند و کمر به خدمت او بسته اند.

می گویند شخصی یک شب عارف بزرگ بایزید بسطامی را در خواب دید و پرسید: آیا این مقام عالی را از عبادتها یافته ای ؟ جواب داد : نه، بلکه نیمه شبی مادرم از من آب خواست . به چشمه رفتم و کوزه را پر از آب کردم و برگشتم ، ولی مادرم به خواب رفته بود . آنقدر بالای سر او نشستم تا از خواب بیدار شد و آب را به دستش دادم. مرا دعا کرد و این مقام را از دعای خیر مادر دارم.

مقام مادر, بزرگداشت مقام مادر, جایگاه مادر

مبادا به مادر بی احترامی کنیم و دل پاک و نازکش را بشکنیم ، مبادا صدایمان را روی او بلند کنیم.

سعدی این معنا را در حکایتی تاثیر گذار در گلستان آورده است : " وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم ، دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت : مگر خردی فراموش کردی که درشتی می کنی ؟"


چه خوش گفت زالی به فرزند خویش
چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن
گر از عهد خردیت یاد آمدی
که بیچاره بودی در آغوش من
نکردی در آن روز بر من جفا
که تو شیر مردی و من پیرزن

درود و صدها درودبه مادرانی که بوی بهشت را در این خاکدان فانی می پراکنند و رحمت و درود بیکران خداوند بر مادرانی که روی در نقاب خاک کشیده اند.


تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394
بازدید : 292
نویسنده : sina95

 بسیاری از افراد دوست دارند بدانند هم اکنون که در رابطه‌ای حضور دارند آیا عشقشان واقعی است یا خیر. عشاق واقعی تمایل زیادی دارند تا رابطه ‌شان را عمیق‌تر کرده و به ازدواج ختم کنند؛ اما برخی دیگر تصورات اشتباهی نسبت به حس عاشقی دارند.

آن‌ها بدون هیچ مسئولیت و تعهدی می‌گویند که من عاشق شده‌ام. علاقه‌مندی در رابطه زناشویی صفت بسیار خوبی است که این صفت قادر است سالیان سال یک ازدواج خوب و سالم را رقم بزند.

در این روابط طرفین سعی می‌کنید هیچ‌گونه صدمه و آسیبی به شریک زندگی خود وارد نکنند تا در کنار هم زندگی آرامی داشته باشند. رابطه عاشقانه رابطه‌ای است که دو طرف از یکدیگر مراقبت کرده و برطرف کردن نیازهای شریک زندگی جزء الویت های طرفین است. هنگامی ‌که شریک زندگی‌تان را دوست داشته باشید بدون تلاش برای تغییرش او را همین‌گونه که هست دوست دارید، از او حمایت و مراقبت می‌کنید و درک و سازش در رابطه شما مشاهده می‌شود. تجربه عشق واقعی در زندگی تجربه‌ای بزرگ است و تجربه عشقی بیمارگونه تجربه‌ای ناکارآمد و ناراحت‌کننده.

1. اگر دوست دارید فرد مناسبی پیدا کنید شما نیز باید فرد مناسبی باشید:

قبل از ورود به رابطه شما باید نگاهی به زندگی خودتان بی اندازید. غم و اندوه را به پایان برسانید. کارهای ناتمامتان را پایان دهید. شما باید اشتباهات روابط قبلی‌تان را تکرار نکنید. باید عادات و الگوهای ناموفق قبلی‌تان را دور ریخته و عادات مثبت دیگری را جایگزین کنید. اگر شما در رابطه‌ای هستید که نیاز به التیام دارد هر دو شما باید دست از صدمه زدن به رابطه بردارید تا رابطه‌تان نجات پیدا کند.

2. برای پیدا کردن عشق واقعی، شما باید مرزهای خود را گسترش دهید:

باید به روی شخصیتتان کارکرده تا نقاط منفی آن را کاهش دهید. اگر اعتیاد به تماشای فیلم مستهجن دارید آن را ترک کنید. اگر منبع مالی ثابتی ندارید آن را فراهم کنید. اگر اغلب در زندگی صادق نبوده‌اید به روی خودتان کارکنید. برای اینکه به‌صورت مستقل به روی پای خودتان بایستید به چه چیزی نیاز دارید؟ به یادگیری ادامه داده و سخت‌کوشی را فراموش نکنید. پس از شکست دوباره برخیزید و امتحان کنید. این‌گونه شخصیتتان به‌خوبی شکل می‌گیرد و می‌توانید عشق واقعی‌تان را بیابید.

3. عشق واقعی درراه سالمی شکل می‌گیرد:

ارتباطات سالم و پایدار با جملات مثبت شروع می‌شوند و ادامه پیدا می‌کنند. ارتباطات سالم صادقانه شروع می‌شوند و بر اساس راهی برای ایجاد سرگرمی و لجاجت شروع نمی‌شوند.

4. عشق واقعی نیاز به آرمان و اهداف جداگانه اما مشترک زن و شوهر دارد:

شما باید درباره برنامه‌های آینده‌تان با یکدیگر به توافق برسید. برای رسیدن به رؤیاها و موفقیت در زندگی باید به هم کمک کنید. پیدا کردن چیزی که شریک زندگی‌تان به آن علاقه دارد و کشف کردن راهی برای رسیدن آرزوهای یکدیگر راهی برای شناسایی عشق‌های واقعی است. شما به‌عنوان زن و شوهر باید آرمان و آرزوهای مشترکی داشته باشید.

5. عشق واقعی شیوه ایجاد روابط را می‌داند:

در زندگی، افراد با گروه‌های مختلفی در ارتباط هستند مثلا: خانواده، دوستان، آشنایان، همکاران و … شما نباید صرفاً به دلیل اینکه خانواده‌تان شمارا بزرگ کرده‌اند با آن‌ها در ارتباط باشید. باید با کسانی معاشرت کنید که به شما احترام می‌گذارند، صادقانه عمل می‌کنند، به شما محبت می‌کنند و از شما مراقبت می‌کنند. عشق واقعی اجازه نمی‌دهد کسی به شما و خودش بی‌احترامی و توهین کند.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید