عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 01 شهریور 1394
بازدید : 205
نویسنده : sina95

 رئیس انجمن تغذیه گفت: نمک زیاد، رنگ و افزودنی های خوراکی موجود در چیپس و پفک، ذائقه کودکان را به شوری یا بیش خواری هدایت می کند.

دکتر سیدضیاءالدین مظهری با اشاره به مصرف چیپس و پفک در کودکان گفت: این مواد، کودکان را بی اشتها کرده و آنها را برای تامین غذاهای روزمره دچار مشکل می کنند و نیازهای رشدی آنها را تحت الشعاع قرار می دهند. وی با تاکید بر عدم کنترل این نوع تولیدات تصریح کرد: اغلب روغن هایی که برای تهیه چیپس به کار می رود، احتمال دارد بارها و بارها بجوشد و در آن ترکیبات سمی ایجاد شود که می تواند تاثیر بسیار بدی بر سلامت جسمی و رشد کودکان داشته باشد.

رئیس انجمن تغذیه کشور، روند رشد دوران کودکی را سنگ بنای دوران نوجوانی، جوانی و میانسالی دانست و تاکید کرد : هرگونه تغییر در روند تغذیه می تواند تغییراتی در پارامترهای بیوشیمیایی خون فرد به وجود بیاورد. این متخصص، تغذیه ی صحیح کودکان را نوعی سرمایه گذاری در جهت سالم سازی آنها در سنین بالا دانست و تاکید کرد: توجه به تغذیه صحیح و جلوگیری از تاثیر تبلیغات سوء در جهت تغییر ذائقه کودکان در بلندمدت، تاثیر بسزایی در جامعه دارد.

دکتر مظهری گفت: نتایج تحقیقات نشان می دهد که اگر در دوران میانسالی، افراد دچار بیماری های قلبی ـ عروقی می شوند، ریشه در تغذیه ی دوران کودکی آنها دارد و حتی کودکانی که با وزن خیلی کم به دنیا می آیند، مادران آنها در دوران بارداری ازسیگار و مشروب استفاده کرده یا دچار سوتغذیه بوده اند .

وی با تاکید بر اینکه به نوزادان تا 6 ماه اول غیر از شیر مادر هیچ ماده دیگری غیر از قطره ویتامین D و A نباید خورانده شود، تصریح کرد: اما متاسفانه در بررسی های انجام شده، به کودکان ایرانی از 2 ماهگی پفک می دهند.

دکتر مظهری با بیان اینکه سلامت کودکان از بعد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بسیار مهم است، افزود: کودکان سالم بهتر از امکانات موجود در کشور بهره می گیرند و هزینه های کمتری به دولت تحمیل می کنند و بازدهی بیشتری دارند. رئیس انجمنتغذیه کشور ادامه داد:تلاش بر این است که در بوفه های مدارس به جای غذاهای بی ارزشی مثل چیپس، پفک و نوشابه، از تنقلاتی همانند نخودچی، شاهدانه، کنجد بو داده، برنجک، دوغ و غذاهایی گرم استفاده شود.وی فرهنگ سازی قوی و اصیلتغذیه و رجعت به غذاهای سنتی را کمک بزرگی به ذائقه کودکان دانست و توضیح داد: با یک فرهنگ سازی قوی می توانیم ازباورهای غلط و گرایش های نابجا بکاهیم، زیرا این مواد غذایی فاقد ارزش، نسل را فرسوده، کم توان و کم طاقت می کند.

وی اعتقاد دارد که در سیاست گذاری های آینده باید تعادل و ارتباط فرابخشی ایجاد گردد و سیاست های بخش کشاورزی و صنایع غذایی با نیازهای تغذیه ای هماهنگ شود.


پفک، چیپس، نوشابه ممنوع
پفک از پودر ذرت تهیه می شود. برای تهیه پفک، پودر ذرت پرس شده و در حرارت بسیار بالا قرار می گیرد تا به صورت حجیم در آید. روغن موجود در پفک در چنین حرارتی می سوزد و تولید پراکسید می کند که در حرارت و نور، میزان آن زیادتر می شود و خوردن آن سلامت کودک را به خطر می اندازد.
میزان بالای نمک پفک و شوری آن موجب می شود که ذائقه اطفال به شوری عادت کند. استفاده از غذاهای شور، شانس ابتلا به بیماری افزایش فشار خون را بالا می برد و فشار خون بالا در دوران بزرگسالی زمینه ساز بیماریهای قلبی ،عروقی و سکته های مغزی و قلبی می شود. پفک 9 برابر حجم خود آب جذب می کند. به عنوان مثال وقتی که دانش آموز از مدرسه تعطیل می شود، احساس گرسنگی بر او غالب است و ممکن است در راه منزل یک بسته پفک بخورد، خوردن پفک به دلیل شوری موجب احساستشنگی می شود و هنگامی که فرد آب می خورد، یک سیری کاذب در وی ایجاد می گردد دراین صورت کودک از غذای سفره محروم می شود و در نتیجه دچار کمبودهای تغذیه ای خواهد شد.

از مصرف چیپس هم به دلیل شوری زیاد به طور دایم و بی رویه باید خودداری کرد و در صورت مصرف گاه به گاه از انواعی که مارک معتبر، بسته بندی بهداشتی و پروانه ساخت وزارت بهداشت دارند، استفاده شود. چیپسهایی که به صورت فله و بسته بندی به فروش می رسند، به روش بهداشتی تهیه نمی شوند و از روغنی که در درجه حرارت بالا برای تهیه چیپس به کار می رود، چندین بار استفاده می شود. در اثر این کار روغن می سوزد و موادی تولید می کند که سرطانزا هستند. برخی از انواع چیپسها هم مانند پفک، شور و حاوی مقادیر زیاد نمک هستند و ذائقه فرد را به مصرف غذاهای شور که زمینه ساز ابتلا به بیماری فشار خون و بیماریهای قلبی ،عروقی هستند، عادت می دهند. چیپس هم موجب سیری می شود و چون تمام مواد مغذی کودک را برای رشد ندارد، مصرف مداوم آن قبل از غذا موجب محروم شدن طفل از غذاهای اصلی و غذای سفره و به دنبال آن کمبودهای تغذیه ای وی می شود.

نوشابه های گازدار نیز حاوی مقادیر زیادی قند هستند و مصرف مداوم آنها می تواند به بروز چاقی منجر شود. نوشابه، به دلیل میزان فسفات بالا، جذب کلسیم مواد غذایی را مختل می سازد؛ بنابراین مصرف نوشابه های گازدار همراه با غذا مانع از جذب کلسیم غذا شده و به تدریج موجب کمبود کلسیم بدن می شود که در بزرگسالی به پوکی استخوان منجر خواهد شد.

مواد افزودنی و نگهدارنده نوشابه ها در برخی کودکان، موجب بروز آلرژی و انواع حساسیت می شود. به جای نوشابه، می توان از نوشیدنیهای سالم مثل آب میوه ها، شیر، دوغ کم نمک و انواع شربتهای خانگی کم شیرینی استفاده کرد. این نوشیدنیها حاوی مواد مغذی مثل انواع ویتامینها و املاح به ویژه کلسیم هستند و حتی اگر هر روز مصرف شوند، ضرری ندارند. 


تاریخ : یکشنبه 01 شهریور 1394
بازدید : 158
نویسنده : sina95

 بدون شک اینترنت یکی از برجسته‌ترین نو‌آوری‌های انسان است که امکانات بی‌نظیر و شگفت‌انگیزی همچون ایمیل، شبکه‌های اجتماعی و غیره را در اختیارمان گذاشته است.

هر سکه‌ای دو رو دارد؛ به این معنی که مزایای اینترنت به بهایی به دست می‌آید و بهایی که ما بابت‌ش می‌پردازیم به گفته برخی کارشناسان عبارت از تخریب ذهن و بروز اختلال در سبک زندگی اجتماعی است.

ایمیل‌بازی به اندازه قماربازی اعتیادآور است

شاید ایمیل یکی از رایج‌ترین امکانات اینترنت باشد. گذشته از این حقیقت که ایمیل موجب جلوگیری از قطع بی‌شمار درختان می‌شود تاثیر سودمند چشم‌گیری بر کار و کاسبی هم دارد. ایمیل همچنین یک وسیله ارتباط اجتماعی فوق‌العاده اما اعتیادآور است.

احتمالاً فکر می‌کنیم افسار و لگام همه چیز در دست‌های ماست اما حواس‌مان نیست که ایمیل‌مان را بیش از آن چه تصور داریم بازبینی می‌کنیم. ناگفته نباید گذاشت اوقاتی که در این میان تلف می‌شود هم جبران‌ناپذیر است. این امر در نهایت به بروز پدیده‌ای موسوم به "برنامه تقویت فاصله متغیر" منجر می‌شود؛ فرآیند مشابهی که اعتیاد به قمار را رقم می‌زند.

درست مثل وقتی که سکه‌ای را درون دستگاه فروش می‌اندازید و انتظار دریافت چیزی را دارید شما هم ایمیل‌تان را به امید دریافت پاداش بازبینی می‌کنید چون دوست دارید به ایمیل شما پاسخی داده شود. با این همه، پاداش همیشه پیش‌بینی شدنی نیست. به همین دلیل کاربر بارها و بارها همان عمل اول را تکرار می‌کند. بازبینی ایمیل هم‌اکنون یکی از عادات قدرتمند است زیرا تقریبا هر فردی که کامپیوتر دارد سال‌ها از این اعتیاد عذاب کشیده است.

فیس بوک و حس بیچارگی

کنار گذاشتن شبکه‌های اجتماعی که به آن‌ها عادت کرده‌ایم بی‌نهایت دشوار است. شاخص‌ترین آن‌ها فیسبوک است که هم‌اکنون به شکل فزاینده در حال رشد است. پژوهشگران دریافته‌اند که شبکه‌های اجتماعی، به ویژه فیسبوک، حس بیچارگی در فرد ایجاد می‌کند.

در تحقیقی که گروهی از محققان بلژیکی در آمریکا انجام داده‌اند از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا به مدت دو هفته از فیسبوک استفاده کنند. در همین حین، محققان حالات این را افراد مورد بررسی قرار ‌دادند.

در این تحقیق مشخص شد کسانی که به طور پیوسته از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند در پایان هر بار استفاده و بعد از هر بار مراجعه به سایت اینترنتی احساس رضایت کمتری از خود دارند. به طور کلی باید گفت تنها یک بار مراجعه به فیسبوک منجر به ایجاد خشونتی ایجاد می‌کند.

قصه هنوز تمام نشده است. در پژوهشی دیگر که در آلمان صورت گرفت معلوم شد که عمده هیجانی که به جوانان هنگام مراجعه به فیسبوک دست می‌دهد عبارت از حسادت است. توضیح‌اش ساده است؛ بسیاری از مردم در بیان موفقیت‌ها و میزان خوشبختی خود در قسمت نمایه فیسبوک‌شان اغراق می‌کنند و کاربر به این حقیقت آگاه نیست که هر کسی می‌تواند تظاهر به خوشبختی کند.

خشم توییتر!

چنانچه شما کاربر فعال توییتر هستید از خودتان بپرسید آخرین بار کی واقعا توییتر در شما باعث بروز واکنش شده است؟ در بیش‌تر موارد این واکنش به صورت عصبانیت بوده و توضیح کاملا ساده‌اش این است که رسانه‌های اجتماعی امروزه با کمک خشم و عصبانیت مدیریت می‌شوند.

براساس یافته‌های گروهی از محققان چینی که 70 میلیون مطلب نسخه چینی توییتر را با هدف کشف هیجان‌هایی که از شبکه اینترنت ناشی می‌شود تجزیه و تحلیل کردند عصبانیت رایج‌ترین هیجان بوده است. این محققان می‌گویند بعد از خشم که در رتبه اول قرار دارد خوشی کاذب، تنفر و غم و اندوه نیز در افراد بروز کرده است.

اینترنت شما را کُند ذهن می‌کند

محققان با مطالعه تاثیرات رسانه‌های اجتماعی بر توانایی‌های شناختی فرد به نتایجی دست یافتند که در مجله ساینس منتشر شده است.

به گفته محققان هرچند اینترنت می‌تواند سواد دیداری شما را افزایش دهد؛ این افزایش مفت و مجانی به دست نمی آید چون افت تفکر در وضعیت بحران، توانایی حل مسایل به شکل استقرایی، تخیل و سایر را به دنبال دارد.

اینترنت می‌تواند در پاره‌ای از حوزه‌ها موجب باهوش‌تر شدن ما شود اما در عین حال می‌تواند در دیگر حوزه‌ها ما را "کُند ذهن" کند آن هم در مواقع بسیار مهم زیرا تفکر در وضعیت بحران و تخیل از جمله صفت‌های حایز اهمیت آدمی است.

اینترنت مغز را دوباره سیم‌کشی می‌کند

بر مبنای مطالعه انجام شده در سال 2011 اینترنت می‌تواند مغز کاربران را دوباره سیم‌کشی کند. پس از بررسی مغز 125 دانش‌آموز انگلیسی گروهی از محققان به ارتباط مستقیم بین تعداد دوستانی که دانش‌آموزان در فیسبوک داشتند و میزان سلول‌های خاکستری شرکت‌کنندگان از مناطقی مشخص از مغز پی بردند.

وقتی مناطقی از مغز بر حافظه، تعامل اجتماعی و احتمالا حتی اوتیسم تاثیرگذار است نشان از اهمیت نسبی آن‌ها دارد. تحقیقات صورت گرفته تاکنون نتوانسته مشخص کند که رسانه‌های اجتماعی به چه شکل مغز ما را سیم‌کشی دوباره می‌کند یا چرا ساختار مغز کاربران فیسبوک احتمالا متفاوت است؟

با این همه، شواهد بسیاری موجود است که ثابت می‌کند اینترنت بر رفتار آدمی تاثیر می‌گذارد. عبارتی وجود دارد به نام "چمن مصنوعی". این عبارت فرآیندی را توصیف می‌کند که ضمن آن شرکت‌ها شخصیت‌هایی ساختگی را خلق یا معدوم می‌کنند تا در جریان آن انبوهی از پیام‌ها را با هدف القای نظری خاص منتشر کنند. بنابراین وقتی شما به انبوهی از نظرها نگاه می‌کنید برای خود دلیل می‌آورید که این محصول و یا آن محصول بهترین است و به این شکل تحت تاثیر نظرها قرار می‌گیرید.

چنین ترفند‌هایی کم‌وبیش در همه جا استفاده می‌شود که با شرکت‌های تولید سیگار شروع و به نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا ختم می‌شود. مهم این است که واقعا کارکرد دارد.

در تحقیقی با حضور 278 دانش‌آموز کانادایی از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا با توجه به تغییرات اقلیمی و نظری که درباره آن دارند پرسشنامه‌ای را تکمیل کنند. سپس از دانش‌آموزان به طور تصادفی خواستند که صفحه مربوط به علم اقلیم‌شناسی یا صفحه "چمن مصنوعی"‌ ایجاد شده با هدف توصیف ایده تغییر اقلیمی را مطالعه کنند.

پژوهشگران دریافتند، دانش‌آموزانی که صفحات ساختگی را مطالعه کرده و نظرات ساختگی را خوانده بودند به احتمال زیاد باور کردند که تغییرات اقلیمی واقعا دارای اشتباه بودند هرچند در مستند بودن منابعی که آن‌ها را بررسی کرده بودند شک داشتند.

اعتیاد به اینترنت قویتر از اعتیاد به هروئین

اگرچه اختلال استفاده از اینترنت امروزه به طور رسمی اختلال ذهنی به شمار نمی‌آید اما مطالعات بسیاری انجام شده تا ثابت کند که این اختلال وجود خارجی دارد و برخورد با آن حایز اهمیت است.

کسانی که از اعتیاد به اینترنت در عذاب هستند وقتی نمی‌توانند به اینترنت متصل شوند از کوره درمی‌روند. افزون بر این، بررسی‌ها ثابت می‌کند مغز پاره‌ای از کاربران اینترنت فعالیتی را نشان می‌دهد که تقریبا مشابه همان فعالیتی است که فرد معتاد به کوکایین و هروئین از خود نشان می‌دهد.

رسانه‌های اجتماعی حس همدلی را کم می‌کنند

به گفته شماری از محققان، جوانان امروزی در مقایسه با جوانان چند دهه پیش 40 درصد کمتر حس همدلی دارند. تاکنون کسی نفهمیده که چرا چنین اتفاقی افتاده اما معضلی اجتماعی محسوب می‌شود که عامل آن رسانه های اجتماعی است.

یقینا برای شما هم پیش آمده که فیلمی سرشار از خشونت در رفتار و دارای عملی ضدانسانی را برای دیگران فرستاده باشید.

دانشمندان می‌گویند رسانه‌های اجتماعی واکنش‌های مهربانانه را در ما کم می‌کنند. اگرچه تحقیقات هنوز در این باره به نتیجه قطعی نرسیده‌اند اما باعث نمی‌شود تا شما از تجدیدنظر باز بمانید.

تاریخ : یکشنبه 01 شهریور 1394
بازدید : 163
نویسنده : sina95

 چرا زنان بيشتر از مردان عمر مي كنند؟
تفاوت طول عمر زنان و مردان 
میانگین طول عمر مردان همیشه کمتر از زنان بوده است. در طول صد سال گذشته تفاوت عمده‌ای از لحاظ تشخیص و درمان‌های پزشکی به وجود آمده است و به خصوص در کشورهای پیشرفته افراد تاکید بیشتری بر رژیم غذایی سالم و ورزش منظم و ترک سیگار داند. 
به گزارش همشهري، در نتیجه این پیشرفت‌ها گرچه میانگین طول عمر مردان افزایش یافته است، اما هنوز هم مردان در سنین پایین‌تری نسبت به زنان می‌میرند. میانگین طول عمر هر دوی زنان و مردان افزایش یافته است، اما زنان همچنان جلوتر از مردان هستند. و در واقع در کشوری مانند آمریکا تفاوت میانگین طول عمر مردان و زنان نسبت به یک قرن قبل بیشتر هم شده است. و در نتیجه در میان سالمندان درصد بیشتری از زنان مشاهده می‌شود. و با افزایش سن این تفاوت به نفع زنان افزایش می‌یابد. 
این روند منحصر به آمریکا نیست و در کشورهای توسعه‌یافته دیگر و نیز کشورهای در حال توسعه هم مشاهده می‌شود. 

تفاوت سلامت مردان و زنان 
مردان با میزان سریعتری از زنان می‌میرند: در آمریکا میزان کلی مرگ و میز در مردان 41 درصد بالاتر از زنان است. مردان با احتمال 2.1 بیشتر به علت بیماری کبدی، 2.7 برابر بیشتر به علت ایدز، 4.1 برابر با احتمال بیشتر به علت دست زدن به خودکشی، 3.8 برابر به علت قتل نسبت به زنان می‌میرند. 
مردان در سنین پایین‌تری نسبت به زنان می‌میرند و در طول زندگی بیشتر دچار بیماری‌ها می‌شوند. آنها در سنین پایین‌تری ممکن است دچار سقوط و عوارض ناشی از آن و نسبت به زنان بیشتر دچار بیماری مزمن می‌شوند. 
از طرف دیگر گرچه زنان بسیار بیشتر از مردان به دیدار دکتر می‌روند،‌ در سنین بالای 65 هزینه‌های بسیار بیشتری صرف مراقبت پزشکی از مردان بیمار می‌شود. این تفاوت میان سلامت زنان و مردان از هنگام زندگی جنینی شروع می‌شود و تا هنگام مرگ ادامه پیدا می‌کند. 
به ازای هر 115 جنین مذکر، 100 جنین مونث در بارداری‌ها به وجود می‌آید، اما با توجه به اینکه تعداد بیشتری از جنین‌های مذکر قبل از تولد می‌‌‌میرند، نهایتا به ازای هر 100 نوزاد دختر به دنیا آمده 104 پسر به دنیا می‌آید. در نوزادان پسر، احتمال تولد زودرس، ابتلا به عوارض مربوط به پیش‌رس بودن مانند مشکلات تنفسی، و دچار شدن به آسیب‌های هنگام زایمان بیشتر است. پسرها با احتمال 18 درصد بیشتر نسبت به دخترها قبل رسیدن به یکسالگی می‌میرند. 
اما چرا اینگونه است؟ پاسخ منفردی به این سوال وجود ندارد، بلکه مخلوطی پیچیده از عوامل زیستی، اجتماعی و رفتاری در این تفاوت دخیل هستند. 

عوامل زیستی 
ژن‌ها و کرموزوم‌ها: مردان و زنان از همان لحظه لقاح با هم تفاوت دارند. هر یک از آنها 23 جفت کروموزوم دارد که 20 تا 25 هزار ژن بدن را حمل می‌کنند. بیست و دو جفت از این کرموزوم‌ها در هر دوی زنان و مردان به طور مشابه ظاهر می‌شوند، اما جفت بیست و سوم است که دو جنس را از هم جدا می‌کند. 
در زنان هر دو عضو این جفت کرموزومی کرموزوم‌های X هستند، اما در مردان یکی از آن کروموزوم X و دیگری کروموزوم Y است. 
کروموزوم Y تنها اندازه‌ای در حد یک سوم کروموزوم X دارد و حاوی تعداد بسیار کمتری ژن‌ها نسبت به کرموزوم X است. برخی از ژن‌ها به بیماری‌های مربوط هستند که باعث افزایش میزان مرگ و میر در طول زندگی می‌شوند. به علاوه اگر زنی یک ژن بیماری‌زا روی یک کروموزوم X ‌اش داشته باشد، وجود یک ژن طبیعی روی کروموزوم X دیگر ممکن است اثر این ژن بیماری‌زا را خنثی کند، اما اگر مرد همان ژن بد را کروموزوم X داشته باشد، به علت کوچکی کروموزوم Y معمولا ژن متناظر طبیعی را روی این کروموزوم ندارد تا اثر ژن بیماری‌زا را خنثی کند. 

هورمون‌ها: قبلا این مسئله به صورت ساده‌ای مطرح می‌شد: هورمون جنسی مردانه یا تستوسترون مسئول شروع زودتر بیماری قلبی در مردان و هورمون جنسی زنانه یا استروژن را عامل حفاظت زنان از بیماری قلبی می‌دانستند. این نظریه بر اساس این مشاهده بود که ورزشکارانی که به سوء‌مصرف هورمون‌های جنسی مردانه یا آندروژن‌ها می‌پردازند، دچار بالا رفتن میزان کلسترول خون و افزایش خطر بیماری‌های قلبی- عروقی می‌شوند. 
به هر حال اگر هورمون‌ها نقش اصلی را در این تفاوت میان و زنان مردان از لحاظ سلامت قلب و عروق نداشته باشند،‌ تا حدودی در این زمینه نقش دارند. 
هورمون زنانه استروژن میزان کلسترول خوب یا HDL را بالا می‌برد، شاید به همین علت باشد که بیماری قلبی در زنان 10 سال دیرتر از مردان ظاهر می‌شود. از طرف دیگر هورمون مردانه تستوسترون ممکن است در دست زدن به رفتارهای تهاجمی و خطرآفرین دخالت داشته باشد که باعث مشکلاتی در بسیاری از مردان جوان می‌شود. 

آناتومی دستگاه تولید مثل: بسیاری از مردان غده پروستات را یک محل آسیب‌پذیر بدن خود می‌دانند. گرچه ممکن است این نظر درست باشد، عوامل تولیدمثلی در واقع باعث کاهش تفاوت طول عمر میان زنان و مردان می‌شوند. زنان با احتمال بیشتری ممکن است از سرطان پستان بمیرند تا مردان از سرطان پروستات. 
به علاوه بیماری‌های بدخیم و خوش‌خیم رحم و مخاطرات بارداری و زایمان نیز می‌تواند میانگین طول عمر زنان را کاهش دهد. 

سوخت و ساز: کلسترول ممکن است توجیه‌کننده تفاوت طول عمر و مردان و زنان باشد. مردان و زنان از لحاظ میزان کلسترول بد یا LDL تفاوتی ندارند، اما در زنان به طور قابل‌توجهی میزان HDL بالاتر است. کلسترول HDL باعث محافظت در برابر بیماری قلبی می‌شود. 
میزان تری‌گلیسرید- یک چربی دیگر در خون- که خطر بیماری قلبی را بالا می‌‌برد، به طور میانگین در مردان بالاتر از زنان است. 
دیابت یک مشکل عمده هم زنان و هم مردان است و شیوع آن در هر دو جنس در حال افزایش بوده است. اما دیابت در مردان اندکی شایع‌تر از زنان است (11 درصد در مقابل 10 درصد). 

چاقی : يك مشکل فزاینده در همه کشورهای جهان است. مردان دچار اضافه وزن سه سال و مردان دچار چاقی واضح به ترتیب 3 و 6 سال نسبت به مردان با وزن طبیعی از طول عمر کم می‌کند. شیوع چاقی در مردان اندکی بیشتر از زنان است. اما اضافه وزن در مردان مشکلات بیشتری ایجاد می‌کند تا زنان. 
علت این است که چربی اضافه زنان روی لگن و ران‌های‌شان قرار می‌گیرد (چاق گلابی‌شکل)، در حالیکه در مردان وزن اضافی در خط کمری و در شکم قرار دارد (چاقی سیب‌شکل). 
زیادی چربی در بدن انسان اصلا چیز خوبی نیست،‌اما چاقی شکمی بسیار خطرناک‌تر از چاقی پایین‌تنه است،‌و به شدت خطر حمله قلبی و سکته مغزی را می‌افزاید.جدا از مسئله زیبایی، شکل بدن زنان سالم‌تر است. 
چاقی به غیر از اینکه به مسئله سوخت و ساز بدن ارتباط دارد، با رفتارهای غیربهداشتی فرد هم ارتباط دارد، و در این مورد هم مردان بداقبال‌تر هستند. 
در واقع گرچه عوامل ژنتیکی، هورمونی و سوخت و ساز ممکن است بخشی از تفاوت طول عمر زنان و مردان را، به خصوص در ابتدای زندگی توضیح دهند،‌عوامل رفتاری و اجتماعی در بزرگسالان ممکن است نقش مهمتری داشته باشند. 

عوامل اجتماعی 
استرس کاری و خصومت: فشار کاری و پرخاشگری معمولا به عنوان علت بیشتر بودن میزان مرگ و میر مردان نسبت به زنان عنوان می‌شود،‌ و واقعا ممکن است هم حقیقتی در این نظر وجود داشته باشد. 
در واقع کلیشه مرد بی‌صبر، پرکار و رقابت‌جو ممکن است اساسی در واقعیت داشته باشد،‌و استرس کاری خطر فشار خون بالا، حمله قلبی و سکته مغزی را بالا می‌برد. مرگ ناشی از کار زیاد یا "کاروشی" یک تشخیص شناخته‌شده در ژاپن است و در صورت ثابت‌شدن به بازماندگان فرد فوت‌شده غرامت پرداخت می‌شود. 

شخصیت نوع A (شخصیت بی‌صبر و رقابت‌جو)، استرس، خصومت و خشم، همگی به عنوان عوامل خطرساز برای بیماری قلبی شمرده شده‌اند،‌و این صفات در مردان شایع‌تر از زنان است. 

استرس ناشی از کار و عوامل شخصیتی موثر بر سلامت قلب، ممکن است در آسیب‌پذیری مردان نقش داشته باشد. اما با وارد شدن تعداد زیادتری از زنان به محیط‌های کاری و پذیرفتن تعهدات مالی در مقابل نقش‌های سنتی آنها در خانه، ممکن است نقش این عامل در تفاوت طول عمر زنان و مردان کاهش یابد. 

شبکه‌ها و حمایت‌های اجتماعی: حقیقت دارد که ارتباط با مردم داروی خوبی است. روابط میان فردی و شبکه‌های حمایتی مستحکم خطر بسیاری از بیماری‌ها را کاهش می‌دهد، از سرماخوردگی گرفته تا افسردگی و حمله قلبی و سکته مغزی. بر عکس، انزوای اجتماعی به عنوان یک عامل خطرساز برای بیماری قلبی شناخته شده است. 
زنان نسبت به مردان با شبکه‌های اجتماعی بزرگتر و بسیار قابل‌اعتمادتری ارتباط دارند. یک بررسی بوسیله موسسه پژوهشی نیوانگلند نشان داد که 28 زنان اما تنها 9 درصد مردان می‌گویند برای حمایت به دوستان‌شان متکی هستند، و مردان با احتمال 2.5 برابر بیشتر از زنان فاقد حمایت‌های اجتماعی هستند. 
به طور کلی زنان احساسات‌شان و احساسات زنان را درک می‌کنند،‌ و توانایی زیادی برای بیان افکار و احساسات‌شان دارند. روابط بین فردی قوی و ارتباطات خوب ممکن است تا حدی توضیح‌دهنده طول عمر بیشتر زنان نسبت به مردان باشد. 

عوامل رفتاری 
عوامل زیستی بخشی از تفاوت طول عمر مردان و زنان و عوامل اجتماعی بخشی دیگر از آن را توضیح می‌دهند. اما از دوران نوجوانی به بعد، رفتار مردان علت اصلی زودتر یا سریع‌تر مردن مردان نسبت به زنان است. 
رفتار مخاطره‌‌آمیز: اینکه مردان بیشتر دست به کارهای مخاطره‌آمیز می‌زنند،‌ ناشی از کروموزوم Y و تستوسترون است، یا الگوبرداری از مدل‌ها و هنجارهای فرهنگی،‌ دقیقا معلوم نیست. اما احتمال ترکیبی از هر دو اینها در مخاطره‌جویی مردان نقش دارند. علت هر چه که باشد، مردان از دوران نوجوانی به بعد نسبت به زنان بیشتر خطر می‌کنند، و اغلب تاوان آن را با آسیب‌، و جراحت و مرگ می‌پردازند. 

پرخاشگری و خشونت: پرخاشگری و خشونت اشکال افراطی رفتار مخاطره‌جویانه هستند، و بسیاری از آنها علل ریشه‌ای مشابهی دارند. اما یک تفاوت میان خطر کردن و رفتار خشن و تهاجمی وجود دارد. مردی که دست به رفتار پرخطر می‌زند، تنها به خودش آسیب می‌زند، اما پرخاشگری و خشونت ممکن است دیگران را هم در معرض خطر قرار دهد. گرچه رفتار خشونت‌آمیز مستقیما سلامت و رفاه دیگران چه مرد و چه زن را تهدید می‌کند. مردان تقریبا چهار بار با احتمال بیشتری نسبت به زنان در اثر خودکشی یا دیگرکشی می‌‌‌‌میرند، اما زنان با احتمال بیشتری قربانیان خشونت خانگی هستند. 
اگر قرار باشد این تفاوت میان زنان و مردان کاهش یابد، مردان نیاز دارند که مهارکردن خودشان و کنترل خشم را بیاموزند. درک این موضوع که مردان واقعی احساسات دارند و عواطف قوی به بهترین وجه با کلمات بیان می‌شوند نه اعمال،‌ نیز مهم است. 

سیگار کشیدن: سیگارکشیدن یکی از خطرآفرین رفتارها برای سلامت است،‌و از آنجایی که دود سیگار محیطی برای دیگران هم خطرناک است، شکلی از خصومت پنهانی هم محسوب می‌شود. 
در روزگاران قدیم،‌ مردان سیگار می‌کشیدند. آن روزهای قدیمی برای زنان خوب بودند و برای مردان نه. اما زمان در حال تغییر است: در آمریکا هنگامی که در شمار گسترده شروع به سیگار کشیدن کردند، از لحاظ بیماری قلبی، سرطان ریه و آمفیزم (تخریب ریه) به پای مردان رسیدند. اما نهایتا هر دو جنس شروع به ترک سیگار کردند. اما مردان بیشتری (24 درصد) نسبت به زنان (18 درصد) سیگار را کنار گذاشتند. و از آنجایی که هنوز 30 درصد پسران و 21 درصد دختران در سطح دبیرستان در آمریکا سیگار می‌کشند، هنوز تفاوت طول عمر زنان و مردان در سال‌های آینده ادامه خواهد یافت. سیگار کشیدن چه برای مردان و چه برای زنان، چه برای جوانان و چه برای سالمندان خطری هولناک است. 

الکل و مواد مخدر: سوء‌ مصرف الکل و مواد مخدر نیز به طور سنتی در میان مردان شایع‌تر بوده است، اما زنان هم به طور فزاینده‌ای در معرض خطر آنها قرار دارد. مصرف زیاد الکل افراد در معرض احتمال بیشتر فشار خون بالا، نارسایی قلبی، بیماری کبدی، انواع سرطان‌ها، تصادف و مرگ‌های ناشی از ضربات قرار می‌دهد. اعتیاد به الکل (الکلیسم) نیز اثرات زیانبار خود را بر شغل، شادی شخصی و زندگی خانوادگی فرد می‌‌گذارد. مواد روانگردان غیرقانونی هم هر دو جنش را گرفتار می‌کند، مردان با احتمال 80 درصد بیشتر از زنان به سوء‌مصرف این مواد می‌پردازند. 

رژیم غذایی: گوشت بد است، غذاهای گیاهی خوبند. گرچه این گفته ساده کردن بیش از حد حقایق است، اما ممکن است توضیح‌دهنده باشد که چرا زنان به طور کلی سالم‌تر از مردان هستند: زنان در اغلب موارد بهتر از مردان غذا می‌خورند. برای مثال یک بررسی در ماساچوست نشان داد که زنان با احتمال 50 درصد بیشتر از مردان به هدف خوردن دست کم پنج وعده میوه و سبزی در روز دست می‌یابند. ایده‌آل مردانه برای گوشت و برنج و سیب‌زمینی باید جای خود را به مصرف ماهی و سبزیجات، میوه‌ها، غلات سبوس‌دار و ماهی دهد. 

ورزش: هنگامی که بقای انسان‌ها به کار جسمی بستگی داشت، هم مردان و هم زنان مقدار زیادی فعالیت جسمی می‌کردند.اما وقتی مردان به پشت میزهای کار منتقل شدند، زنان همچنان به رفتن به خواروبار فروشی‌ها،‌ بالارفتن از پله‌ها،‌ تمیز کردن خانه و شستن لباس‌ها ادامه دادند و از بسیاری از مزیت‌های فعالیت جسمی همچنان برخودار ماندند. اما جایگزینی وسائل جدید خانگی به جای عضلات در خانه‌ها، زنان نیز از لحاظ زندگی بی‌حرکت به مردان پیوستند. و به این ترتیب از لحاظ فعالیت جسمی عقب‌‌تر از مردان ماندند. 
گرچه در این مورد مردان ممکن است اندکی احساس راحتی کنند،‌اما با ید توجه داشت بسیاری از مردان هم حتی به نزدیک به حد مورد نیاز ورزش برای سلامتی نمی‌رسند. 

مراقبت پزشکی: زنان در مورد سلامتی فکر می‌کنند،‌و کارهای بیشتری برای حفظ آن انجام می‌دهند. زنان با احتمال بیشتری به طور منظم برای مراقبت پزشکی مراجعه می‌کنند. براساس یک نظرخواهی بزرگ مردانی که در سال قبل برای چکاپ به دکترشان مراجعه نکرده‌اند، سه برابر زنان است. بیش از نیمی از همه مردان مورد بررسی برای معاینه جسمی و اندازه‌گیری کلسترول در سال قبل به دکتر مراجعه نکرده بودند. 25 درصد مردان گفته بودند که در برابر نگرانی در مورد سلامتی‌شان تا جایی که ممکن است به انتظار می‌مانند و به دکتر مراجعه نمی‌کنند. به طور کلی مردان دیدگاه‌های سنتی درباره مردانگی را داشتند، با کمترین احتمال برای چک‌آپ‌های منظم و مراقبت‌های پزشکی منظم به دکتر مراجعه می‌کردند. 

*** 

مشکل است كه بتوان درك نمود كه چرا مردان چنین بیماران بدی هستند؛ برنامه‌های کاری متراکم و مسئولیت‌ها و علائق رقابت‌جویانه ممکن است نقشی در این مورد داشته باشد، اما به نظر می‌رسید ذهنیت مردسالار در این مورد مقصر اصلی باشد. مردانی که از ازمایش‌ و درمان فرار می‌کنند، علائم‌ بیماری‌شان را نادیده می‌گیرند، و با توصیه‌های پزشکی که که از آنها برای رفع مشکلات‌شان می‌شود،‌ مخالفت می‌کنند.


تاریخ : پنج‌شنبه 29 مرداد 1394
بازدید : 354
نویسنده : sina95

 چند حساب مختلف کاربری، داشتن تبلت و تلفن و کامپیوتر شخصی که هرکدام رمز عبوری متفاوت دارد، به خاطر سپردن رمز عبور هر کدام هم شده است چالشی سخت، از یک سو کارشناسان بر این عقیده اند که از رمز عبور یکسان برای حساب های مختلفمان در فضای مجازی استفاده نکنیم از سوی دیگر به خاطر سپردن این حجم از اعداد و ارقام نامربوط کار هر کسی نیست.

رمز عبور های بیومتریک ایده ی متفاوت


حالا متخصصان برای از بین بردن پسورد ها، نرم افزاری طراحی کرده اند که با دو بار شنیدن صدای کاربر، هویتش را شناسایی می‌کند، در چند سال گذشته شرکت های بزرگ تکنولوژی برای ارتقای امنیت کاربران پسورد های بیومتریک، مانند تشخیص هویت از طریق صدا، اثر انگشت و یا عنبیه چشم را برروی سیتم های خود قرار داده اند.

امینت اطلاعات کاربر و جلوگیری از نفوذ هکرها به سیستم های شخصی حرف اول را برای یک نرم افزار و یا حساب کاربری می زند، ایده ی برتر در این مورد بهره‌گیری از پسوردهای دومرحله‌ای است، هر بار که می‌خواهید وارد سرویسی نظیر جی‌میل٬ توییتر یا فضای ابری خود شوید، از طرف سرورها کد چهاررقمی تصادفی یکتایی به موبایل‌تان ارسال می‌شود که ورود به اکانت تنها با در اختیار داشتن و وارد کردن آن در کنار رمز عبور میسر خواهد بود.

رمز عبور های بیومتریک ایده ی متفاوت

ابداع پسوردهای دومرحله‌ای تحول مهمی در دنیای امنیت دیجیتال بود٬ اما در کنار همه مواهبش برای کاربران٬ مصائبی هم داشته و دارد؛ برای هر بار ورود به اکانت باید موبایل‌تان را در دست بگیرید٬ بازش کنید٬ کد چهار رقمی را ببینید و بعد آن را در صفحه مرورگر یا اپلیکیشن وارد کنید، این فرآیند، طولانی و عذاب‌آور به نظر می‌رسد و به همین خاطر بسیاری از فعال کردن این سرویس چشم‌پوشی می‌کنند٬ در حالی که می‌دانند بدون آن تهدیدهای امنیتی بیشتری در کمین‌شان خواهد بود.

حالا تیمی از متخصصان امنیت در موسسه تکنولوژی فدرال سوئیس٬ می‌گویند روشی ابداع کرده‌اند که دردسرهای رایج پسوردهای دومرحله‌ای را ندارد٬ چون در مرحله دوم با دو بار شنود صدای محیط٬ هویت کاربر را شناسایی می‌کند. ابزاری که آنها طراحی کرده‌اند "ساوندپروف" (Sound-Proof) نام دارد. این گروه قرار است روز پنج‌شنبه (۲۰ اوت) نتایج پژوهش‌های خود را در قالب مقاله‌ای در کنفرانس امنیتی یوزنیکس (Usenix) ارائه کنند، به این ترتیب وقتی می‌خواهید وارد سایت یا سرویسی شوید که امکان "ساوندپروف" روی آن فعال شده٬ سرور اپلیکیشنی را به صورت اتوماتیک روی موبایل‌تان فرا می‌خواند.


تاریخ : سه‌شنبه 27 مرداد 1394
بازدید : 347
نویسنده : sina95

 تحریک حس رقابت در میان زنان و مردان

 
یکی از گام های موفقیت در زندگی مشترک قرار دادن خویش در جایگاه مشخص هستی است. وقتی زن و مرد از جایگاهی که خداوند برای آنان مشخص کرده، خارج شدند، دیگر نمی توانند در کنار هم احساس خوشبختی کرده و مایه ی آرامش هم باشند.
 
 
فارسی وان: چند همسری برای زنان حقی معقول و عادلانه است
 
 
در شبکه های ماهواره ای به شدت روی این مسأله تکیه می شود که زن و مرد رفیق هم نیستند؛ بلکه رقیب یکدیگرند. اگر زن اندکی غافل شده یا کوتاه بیاید، عقب افتاده و قافیه را می بازد. در برخی از برنامه های ماهواره ای ارزش مرد را در اندازه ی موجودی که تنها وظیفه اش پاسخ گویی به نیاز جنسی زن است پایین می کشند.
 
فارسی وان: چند همسری برای زنان حقی معقول و عادلانه است
 
برنامه های ماهواره ای شبکه های همچون فارسی وان این رقابت را به اندازه ای تقویت کرده اند که چند همسری برای زنان را حقی معقول و عادلانه به شمار می روند.
 
 
در تعریف قوانین این رقابت، قانونی را به صورت زیرکانه به زنان آموزش می دهند که: ((اگر همسرت در حق تو خیانت کرد و با جنس مونث دیگری غیر از تو ارتباط برقرار کرد، این حق تو است که با او مقابله کنی و خیانت او را با خیانت پاسخ دهی. این کار نه تنها زشت نیست؛ بلکه حقی است که تو بدون عذاب وجدان می توانی از آن استفاده کنی.))
 
فارسی وان: چند همسری برای زنان حقی معقول و عادلانه است
 
شما خانواده ای را تصور کنید که زن و مرد در آن، خود را رقیب یکدیگر دانسته و همیشه در این فکر هستند که از دیگری کم نیاورند. خانه بنا بود فضای رفاقت باشد تا در پرتو این رفاقت، آرامشی به دست بیاید؛ اما با وجود رقابت میان زن و شوهر آیا این خانه روی آرامش را خواهد دید؟
  
فارسی وان: چند همسری برای زنان حقی معقول و عادلانه است
 
 
حالا کمی محدوده ی فرضمان را بزرگ تر کنیم. اگر زنان و مردان جامعه ای یکدیگر را رقیب هم بدانند و جنس مخالف را دشمنی ببینند که دائم بایدبا او جنگید و رقابت کرد، چه اتفاقی در آن جامعه خواهد افتاد؟
 
 
ایجاد حس رقابت در میان زنان و دختران برای جلب توجه مردان
 
صابر نیوز می نویسد جامعه ی مورد نظر غرب، جامعه ای است که فضای آن صحنه ای برای رقابت های هوس آلود است. گردانندگان اصلی این رقابت نیز زنان هستند. ابزار اصلی گردانندگان این رقابت هم خودآرایی است. خودآرایی در خانواده ی دلخواه غرب، یک ضرورت است. این خودآرایی باید بر محور تحریک امیال جنسی مردان باشد. در این میان فرقی میان دختر مجرد و زن متاهل وجود ندارد؛ زیرا در تفکر رسانه ای غرب که در شبکه های ماهواره ای نمود یافته، تأهل مانعی برای هوس رانی نیست.
 
 
فارسی وان: چند همسری برای زنان حقی معقول و عادلانه است
 
 
زن و مرد به عنوان دو جنس مکمل باید هرکدام در جایگاهی که خدا برای آنان تعیین کرده، قرار بگیرند تا خود و جامعه ی انسانی را رشد دهند. حالا اگر دغدغه ی اصلی زنان یک جامعه، جلب توجه مردان باشد، آیا چنین جامعه ای روی رشد و پیش رفت را خواهد دید؟
 
 
منبع:جام نیوز

تاریخ : دوشنبه 26 مرداد 1394
بازدید : 240
نویسنده : sina95

  بسیاری از انسان‌ها ترس شدیدی از کوسه‌ماهی و عقرب دارند. اما این دو خطرناک‌ترین حیوانات کشنده جهان نیستند. گالری عکس دویچه‌وله به ۱۱ جانور بسیار خطرناک جهان اختصاص دارد که یکی از آن‌ها انسان است.

0,,15906903_303,00

مقام اول: پشه

 

سالانه حدود ۷۲۵ هزار انسان قربانی نیش پشه می‌شوند. نیش پشه اگر در آلمان تاثیر چندانی ندارد، در بسیاری از کشورها کشنده است. پشه به خاطر انتقال بیماری‌های مختلف به انسان سبب مرگ او می‌شود. یکی از مهم‌ترین بیماری‌های مرگ‌آوری که از راه پشه به انسان منتقل می‌شود مالاریا است. تب دنگی، تب زرد و آنسفالیت نیز از دیگر بیماری‌های کشنده‌ای هستند که ناقل آن‌ها پشه است.

0,,18275263_303,00

مقام دوم: انسان

 

انسان‌ها سالانه ۴۷۵ هزار انسان دیگر را می‌کشند. انسان‌ها راه‌های کشتن انسان‌های دیگر را با خلاقیت فراوان انتخاب می‌کنند. و این واقعیتی است دردناک که باید آن را پذیرفت. انسان مقام دوم را در کشتن انسان‌های دیگر داراست.

0,,18540407_303,00

مقام سوم: مارها

 

با نیش مارها در سال حدود ۵۰ هزار انسان می‌میرند. البته نیش بسیاری از مارها نه تنها کشنده نیست، بلکه سمی هم در خود ندارد. اما به انداز کافی مارهای سمی خطرناکی وجود دارند که نیش‌شان برای انسان کشنده است. مارها سومین کشنده بزرگ انسان در جهان هستند.

0,,18574999_303,00

مقام چهارم: سگ (بیماری ‌هاری)

 

بیماری‌ هاری حدود ۲۵ هزار انسان را در سال می‌کشد. بسیاری از جانوران می‌توانند ناقل ویروس ‌هاری باشند.‌ هاری موجب التهاب مغزی حاد می‌شود. ویروس هاری از بزاق حیوان مبتلا به‌ هاری و محل گازگرفتگی وارد بدن شده و سپس به سمت اعصاب انتهایی می‌رود و شروع به تکثیر می‌‌کند. ۹۹ درصد مرگ‌های ناشی از بیماری ‌هاری را انسان‌ از سگ‌ هار می‌گیرد. ولی خبر خوش این‌که، واکسن بیماری‌ هاری کشف شده است.

0,,15774476_303,00

مقام پنجم: جانوران ناقل پارازیت‌های مرگ‌آور

 

کرم انگلی، سن زاره و مگس تسه‌تسه، سه حیوان کشنده‌ای هستند که سالانه جان حدود ۱۰ هزار انسان را می‌گیرند. آنها البته انسان‌ها را نمی‌کشند، بلکه انگل‌‌هایی دارند که در صورت انتقال آنها به انسان مرگ‌آورند. “بیلارزیا” یا تب حلزون نوعی بیماری کرم انگلی است. این بیماری باعث عفونت دستگاه ادراری و دستگاه گوارشی‌ شود. مگس تسه‌تسه نیز مگس گزنده و نیش‌زنی است که می‌تواند ناقل انگل عامل بیماری خواب باشد.

0,,18595759_303,00

مقام ششم: کرم‌های حلقوی

 

انوع کرم‌های حلقوی حدود ۲۵۰۰ انسان را در سال می‌کشند. کرم‌های حلقوی نیز مانند کرم‌های نواری می‌توانند از راه مواد غذایی یا خاک آلوده وارد بدن شوند. این انگل‌‌ها که در دستگاه گوارشی انسان زندگی می‌کنند، از راه سوراخ کردن جدار روده‌ها و گردش خون به شش‌ها راه می‌یابند و سپس دوباره توسط انسان بلعیده و به روده‌ها منتقل می‌شوند. گفته می‌شود حدود یک میلیارد نفر از مردم کره زمین به این انگل‌‌ها آلوده‌اند.

0,,17963419_303,00

مقام هفتم: کرم‌های نواری

 

کرم‌های نواری مرگ حدود ۲۰۰۰ انسان را در سال سبب می‌شوند. کرم‌های نواری رده‌ای از انگل‌های کرم‌های پهن هستند که شکل‌شان بندبند است. آنها به جدار روده وصل شده و از مواد غذایی آن تغذیه می‌کنند. از انواع کرم‌های نواری کرم کدو است. کرم‌های نواری می‌توانند از راه مواد غذایی آلوده وارد بدن شوند و به خاطر گسترده نبودن بهداشت در بسیاری از مناطق جهان ۲۰۰ بار بیشتر از کوسه‌ها جان انسان‌ها را بگیرند.

0,,17908561_303,00

مقام هشتم: تمساح

 

تمساح‌ها سالیانه حدود ۱۰۰۰ انسان را می‌درند. در میان انسان‌ها ترس از تمساح به حق به اندازه ترس از کوسه و شیر است. تمساح‌ها که گوشت‌خوار و خزنده هستند، گاهی حیواناتی را می‌درند که جثه‌شان چندبرابر بزرگ‌تر از جثه خودشان است. اسب‌های آبی کوچک از جمله طعمه‌های این حیوانات وحشی می‌شوند. تمساح‌های آب شور حتی می‌توانند کوسه‌ها را نیز بدرند.

0,,17497867_303,00

مقام نهم: اسب آبی

 

اسب آبی سالیانه حدود ۵۰۰ انسان را می‌درد. بسیاری از اسباب‌بازی‌های کودکان شکل اسب آبی را دارند. این حیوان گیاه‌خوار نیمه‌آبزی ساکن آفریقا، با شکم گرد و بزرگ و جثه سنگین خود در آب جلب توجه می‌کند. آنها چون اسباب بازی‌های کودکان بی‌آزار نیستند. اسب‌های آبی بسیار تهاجمی‌اند و به تحریک خارجی نیز نیازی ندارند. آنها می‌توانند به ناگهان حمله را آغاز کنند. به این حیوانات سنگین وزن به هیچ وجه نزدیک نشوید.

0,,18446949_303,00

مقام دهم: شیر و فیل

 

این‌که شیر انسان را می‌درد حکایت جدیدی نیست. اما این‌که شمار افرادی که توسط فیل‌ها کشته می‌شوند به اندازه قربانیان شیرها هستند، موضوع جدیدی است. فیل، که بزرگ‌ترین جانور روی زمین است، می‌تواند بسیار تهاجمی شود. یک فیل خشمگین با جثه‌ عظیم و قدرتی که در اوست، بسیار خطرناک است. شیرها و فیل‌ها سالیانه حدود ۱۰۰ انسان را می‌درند.

0,,15773043_303,00

مقام یازدهم: کوسه سفید و گرگ

 

گرگ‌ها و کوسه‌ها می‌توانند بی‌تردید ما را بدرند، اما شمار بسیار کمی از این حیوانات این‌کار را می‌کنند. این دو حیوان وحشی هر یک سالانه حدود ۱۰ انسان را می‌کشند. احتمال مرگ انسان در پی نقص دستگاه خانگی نان برشته کن (توستر) بسیار بیشتر از این تعداد است.

منبع: دویچه وله


تاریخ : جمعه 23 مرداد 1394
بازدید : 204
نویسنده : sina95

 کاملاً طبیعی است که همه ما همیشه بخواهیم بهتر شویم، بیشتر داشته باشیم و کارهای بیشتری انجام دهیم. اما در مسیر زندگی اغلب فراموش می‌کنیم که چیزی که برای شاد بودن نیاز داریم همان چیزی است که درست روبرویمان قرار دارد. ما در تلاش برای موفق بودن یادمان می‌رود به خودمان گوشزد کنیم که کاملیم، کافی هستیم و درست همین لحظه را داریم. چرا با بدخلقی آن را خراب کنیم؟ چرا همین الان شاد نباشیم؟ در زیر به ۸ نکته‌ای اشاره می‌کنیم که برای شاد بودن و بهره بردن از زمان حالتان به آنها هیچ نیازی ندارید:

برای داشتن یک زندگی فوق العاده به این 8 چیز نیازی ندارید


نگران بودن درمورد اشتباهات گذشته

این واقعیت که در گذشته اشتباهاتی مرتکب شده‌اید یکی دیگر از دلایلی است که باید لبخند بزنید و بخاطر آن خوشحال باشید. تعجب کردید؟ خوب، باید بگوییم که اگر هیچ اشتباهی در زندگی‌تان مرتکب نمی‌شدید، چیزهای مهمی که امروز می‌دانید را نمی‌دانستید. زندگی فراز و نشیب‌های خود را دارد و این زیبایی زندگی است. افتادن بهترین راهی است که چیزی یاد بگیرید. گذشته شما، هرچقدر هم که سخت بوده باشد، نباید مانع راه آینده‌تان شود. چرا خودتان را اذیت کنید و به جای اینکه روی حال و آینده‌تان تمرکز کنید خودتان را درگیر گذشته کنید؟ زندگی شما در دستانتان است. بخاطر اینکه می‌ترسید دوباره زمین بخورید، خودتان را از اتفاق‌های خوبی که ممکن است برایتان بیفتد محروم نکنید. چون چیزی که مهم است این است که همیشه می‌توانید بلند شوید و به راهتان ادامه دهید.

هر اتفاق دیگری که در مکان‌ها و زمان‌های دیگر می‌افتد

همه چیزی که دارید همین لحظه است. خوب یا بد ما به همه مکان‌ها و زمان‌ها دسترسی نداریم. اینکه روی روز دیگر و زمان دیگری تمرکز کنید فقط لحظه حالتان را خراب خواهد کرد. فیلم Click را دیده‌اید؟ در این فیلم شخصیت اصلی داستان یک ریموت کنترل در دستان خود دارد که می‌تواند لحظات زندگی‌اش را با آن جلو بزند و رد کند. آخر کار همه زندگی‌اش را جلو زد و اصلاً از آن خوشحال نبود. آنوقت فهمید تنها چیزی که همه انسان‌ها دارند لحظه اکنون است و اگر بخواهید آن لحظه را رد کنید، کل زندگی‌تان را نابود خواهید کرد. بیشتر انسان‌ها تمرکزشان روی جایزه است و وقتی آن را به دست می‌آورند باز هم راضی نیستند. مسیر به سمت مدال طلا خیلی مهم‌تر از آن مدالی است که در آخر کار می‌گیرید. پس سعی کنید از مسیر لذت ببرید، لحظات خوب و بد آن را پشت سر گذاشته و از آنها درس بگیرید. آینده به هر حال می‌رسد. پس بهتر است امروز کاری انجام دهید.

لحظه ناب و شرایط ایدآل

چیزی که باید بیشتر وقت‌ها به خودمان یادآور شویم این است که برای شروع کردن چیزی نباید به دنبال زمان ایدآل باشیم. درمورد خوشبختی هم همینطور است، نباید منتظر بمانیم خوشبختی برایمان اتفاق بیفتد، باید آن را برای خودمان بسازیم. اینکار را می‌توانیم با عوض کردن طرز فکرمان نسبت به زندگی انجام دهیم. قدرشناسی برای چیزهای کوچکی که در زندگی داریم تاثیر بسیار قابل‌توجهی در دید ما نسبت به اطرافمان دارد. از هر لحظه لذت ببرید و زیبایی را در چیزهای عادی زندگی ببینید تا بفهمید برای اینکه هر روز شاد باشید نیاز به چیز زیادی ندارید.

وحشت از فصل‌های زندگی

همانطور که آب‌وهوا فصل‌های مختلف دارد، زندگی ما هم همینطور است. اگر به آن فکر کنید، همه چیز در زندگی در حال تغییر است. هیچ چیز برای مدتی طولانی یکجور نمی‌ماند. درمورد ما هم همینطور است. مطمئناً ما کسی که پارسال یا سال‌های قبل بودیم نیستیم. بنابراین دفعه بعدی که از چیزی احساس استرس کردید، به خودتان یادآور شوید که هیچ چیز در زندگی دائمی نیست، حتی نگرانی‌هایتان. یادتان باشد که اتفاقاتی که الان برایتان می‌افتد فقط یک دوره از زندگی شما هستند و با قوی ماندن می‌توانید راحت‌تر آنها را پشت سر بگذارید. از اینکه کنترلی روی همه جنبه‌های زندگی‌تان ندارید وحشت نکنید. گاهی‌اوقات لازم بوده که چیزهای جدیدی تجربه کنید تا درس جدیدی بگیرید تا رشد کرده و قوی‌تر شوید. فقط به این دلیل که الان کل تصویر را نمی‌بینید به این معنی نیست که هیچوقت آن را نخواهید دید.

همه چیزهایی که ندارید

فقط به این خاطر که نتوانسته‌اید به هدف‌هایی که برای خودتان تعیین کرده‌اید برسید به این معنی نیست که نباید به خودتان اجازه دهید همین الان شاد باشید. ممکن است فکر کنید که فقط وقتی می‌توانید شاد باشید که به چیزهایی که می‌خواهید رسیده باشید. این یک تله است. باید کسی که هستید و چیزهایی که دارید را تحسین کنید. برای هر لحظه‌ای که سپری می‌کنید، هر بار که زمین می‌افتید، هر بار که بلند می‌شوید، هر کسی که کنارتان هست و هر کسی که تنهایتان گذاشته، شکرگزار باشید. قدرشناسی یکی از کوتاهترین راه‌ها به سمت خوشبختی است.

برای داشتن یک زندگی فوق العاده به این 8 چیز نیازی ندارید


تایید دیگران

خیلی‌ها از اینکه جلو دیگران خودشان باشند می‌ترسند چون تصور می‌کنند خودِ واقعی‌شان به اندازه ماسکی که بر چهره دارند مورد قبول دیگران نیست. آنها سعی می‌کنند با برآورده کردن توقع دیگران از خودشان زندگی‌هایشان را پیش ببرند. خیلی‌اوقات این افراد تا زمانیکه وقت کافی با خودشان نمی‌گذرانند به این مسئله پی نمی‌برند. اینکه فقط برای خودتان وقت بگذارید کیفیت زندگی‌تان را بالا خواهد برد. باعث می‌شود بتوانید افکارتان را جمع کرده، زندگی‌تان را اولویت‌بندی کرده و چیزهای بیشتر درمورد خودتان کشف کنید. تنهایی وقت گذراندن کمکتان می‌کند با احساساتتان ارتباط برقرار کرده و یاد بگیرید که مهمترین فرد زندگی خودتان هستید. پس چرا باید نگران این باشید که دیگران چه فکری می‌کنند؟ چرا باید از خود واقعی‌تان خجالت بکشید؟ چرا باید درمورد چیزهایی که واقعاً برایتان مهم هستند و کارهایی که می‌خواهید در زندگی‌تان انجام دهید احساس تردید کنید؟ اینکه بخواهید بنا بر انتظارات دیگران زندگی کنید، شادتان نمی‌کند اما صادق بودن با خودتان مطمئناً اعتمادبه‌نفستان را بالا برده و قوی‌تر و شادترتان می‌کند.

یک زندگی ایده آل

زندگی هیچکس ایده آل نیست. درواقع، هیچ چیز در زندگی کامل نیست. کمال چیزی نیست که به دنبالش باشید. ممکن است تصور کنید که باعث شادی‌تان می‌شود اما احتمال اینکه اینکار را نکند بیشتر است. قدر زندگی را همانطور که هست - چالش‌انگیز، رنگی، جالب و پر از موانع و مشکلات - دانستن، چشم‌هایتان را به این واقعیت باز خواهد کرد که برای شاد بودن نیاز به داشتن یک زندگی کامل ندارید. سختی‌ها، موانع و مشکلات شما را قوی‌تر می‌کنند و کمکتان می‌کنند زیبایی زندگی را درک کنید. برای داشتن یک زندگی آسان دعا نکنید. دعا کنید قدرتی داشته باشید که بتوانید سختی‌ها را تحمل کرده و قدر زندگی‌تان را بدانید.

شنا کردن در دریای پول

خیلی از ما اسیر این فکرهاییم که با پول چه چیزهایی را می‌توانیم بخریم و یادمان می‌رود به خودمان گوشزد کنیم که با پول چه چیزهایی را نمی‌توانیم بخریم. یادتان باشد که پول را همیشه در ذهنتان نگه دارید اما نه در قلبتان. ثروت واقعی دریای پر از پول نیست. نعمت‌هایی که داریم ما را ثروتمند می‌کند. یک روح پر زرق و برق همیشه بهتر از یک ماشین پر زرق و برق است.


تاریخ : جمعه 23 مرداد 1394
بازدید : 149
نویسنده : sina95

 برای همه زوج ها پیش آمده که با همسری که بسیار عصبانی و خشمگین است، مواجه شده اند. در این لحظات سخت است بدانیم چه باید بکنیم. معمولا اتفاقی که می افتد این است که عصبانیت یک طرف به طرف دیگر نیز سرایت کرده و کار بالا می گیرد؛ مشاجرات، بگومگوها، دعواها و حتی گاه توهین و تحقیرها و گاهی بدتر از آن کتک کاری ها نتیجه این عصبانیت ها است.

اما چه می شود کرد تا این عصبانیت گاه ساده، تبدیل به شرایط حاد و بحرانی نشود؟ آیا در مقام همسر شخص عصبانی، می توان راهی پیدا کرد که عصبانیتش تبدیل به شرایط بدتری نشود؟ چه واکنشی در مقابل خشم، آن را مهار می کند؟ با عصبانیت و ناراحتی که در این لحظات پیش می آید، چه باید کرد؟

چگونه با همسر عصبانی کنار بیاییم؟


عصبانیت یک هیجان طبیعی و دفاعی است که در شرایط به خطر افتادن «خود» به وجود می آید و مانند هیجانات دیگر، وظیفه حفاظت از شخص را به عهده دارد اما خیلی از اوقات، این هیجان در موقعیت نامناسبی بروز می کند و نتایج بالعکسی را به دنبال دارد.

رفتاری که در حین تجربه این هیجان اتفاق می افتد، به عوامل مختلفی مانند وضعیت جسمی و شرایط بیولوژیک، یاد گرفته ها و عادات خانوادگی، نحوه مدیریت هیجان، استرس های موجود در زندگی فرد، عوامل شخصیتی، عوامل خلق و خویی و چندین عامل دیگر بستگی دارد.

همچنین میزان تجربه این هیجان نیز ارتباط مستقیمی با نوع تفکر فرد در برابر اتفاقات دارد اما این هیجان در زندگی مشترک نقش فوق العاده مهمی دارد. به عقیده جان گاتمن - روانشناسی که 20 سال بر روی زوج ها تحقیق کرده است - خشم و عدم مدیریت مناسب و عصبانیت، از عوامل بسیار مهم شکست در زندگی مشترک است.

در آزمون پایان زندگی زناشویی که توسط گاتمن تدوین شده است مهمترین پاسخ به دست آمده در مورد زوج هایی که جدا شده اند، خشم و عدم مهار مناسب آن است.

چه کنیم؟

برای اینکه بتوانیم راحت تر با عصبانیت همسرمان کنار بیاییم و آن را بهتر مدیریت کنیم و همچنین از نتایج و عواقب نامناسب آن کم کنیم، باید به نکات زیر توجه داشته باشیم:

1- سریع قضاوت نکنیم

تقریبا در تمامی اوقات ما درست نمی دانیم دقیقا چه چیزی همسرمان را عصبانی کرده است. فقط حدس می زنیم و چنانچه بخواهیم با این فرضیات و گمان های خود پیش برویم، ممکن است واقعیت را درست متوجه نشده باشیم و موضوع بدتر شود.

چگونه با همسر عصبانی کنار بیاییم؟


هر نوع قضاوت و پیشداوری برآمده از ذهن خود ماست و بسیار احتمال دارد که با واقعیت فاصله قابل توجهی داشته باشد؛ بنابراین در اولین ام سعی می کنیم قضاوت هایمان را مدیریت کرده و کناری نگه داریم تا باعث عصبانیت، ناراحتی یا هرگونه هیجان منفی ما نشوند. اول باید بدانیم علت واقعی عصبانیت چیست، شاید چیزی که ما به آن فکر می کنیم اشتباه باشد.

2- انتظاراتمان را کم کنیم

همسرمان از خیلی جهات مثل ژنتیک، تربیت خانوادگی، شرایط کنونی، شخصیت و موارد دیگر با ما متفاوت است؛ بنابراین مانند ما فکر نمی کند یا رفتارش در برابر اتفاقات، ممکن است به دلیل تفاوت های گفته شده شبیه ما نباشد. 

دانستن این موضوع باعث می شود از او انتظار زیادی برای داشتن رفتار مورد نظرمان نداشته باشیم؛ چرا که انتظار، معمولا زمانی پیش می آید که احساس می کنیم طرف مقابل مان همانند ما فکر می کند و باید رفتاری که مد نظر ماست داشته باشد.

اگر میزان این انتظار را پایین بیاوریم، عصبانیت و رفتار خشمگینانه او غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد، راحت تر با رفتارش کنار می آییم و با آرامش بیشتری با او برخورد می کنیم.

3- به خودمان نگیریم

خیلی وقت ها دلیل عصبانیت سوءبرداشت ها و عدم درک درست از رفتار یا کلام طرف مقابل یا حتی مسائل حاشیه ای غیرمرتبط است. پس بهتر است در روبرو شدن با عصبانیت همسرمان، بلافاصله موضوع را به خودمان ارتباط ندهیم و به دنبال دلیل واقعی عصبانیت باشیم. چه بسا دلیل واقعی خشم وی مسائل غیرمرتبط با ما یا درک نادرست از رفتار ماست؛ نه دقیقا خود رفتار ما.

4- صبور باشیم و درجه تحمل خود را بالا ببریم

لازم نیست به سرعت واکنش نشان دهیم. موفقیت ما در مقابل عصبانیت همسرمان به میزان صبوری ما بستگی دارد. چنانچه بتوانیم قضاوت خود را در گوشه ای از ذهن مهار کنیم و سریع به خود منتسب نکنیم، می توانیم تحمل بیشتری نشان داده و صبورتر رفتار کنیم.

5- گاهی سکوت کنیم

بعضی وقت ها بهترین کار در مقابل فرد عصبانی، سکوت در آن لحظه است؛ چرا که هر نوع پاسخی ممکن است طرف مقابل را برآشفته تر کند. این سکوت باعث می شود وضعیت بحرانی، بدون درگیری رد شود و ما فرصت پیدا کنیم که در لحظات بعدی، پس از فروکش کردن عصبانیتش راحت تر با او صحبت کنیم.

یادمان باشد سکوت به معنای کوتاه آمدن نیست، بلکه فرصتی است که به همسر عصبانی مان می دهیم؛ چه بسا بعد از این وقفه، خودش پیشمان شده و درصدد جبران برآید.

6- قبل از هر عکس العملی دلیل عصبانیتش را بپرسیم

عوامل زیادی مثل استرس ها، ناامیدی و درماندگی ممکن است زمینه ساز رفتار همراه با خشم باشد. گاهی شخص عصبانی بدون اینکه به دلیل مشخص خشمش اشاره کند، رفتار نامناسبی بروز می دهد؛ پس لازم است قبل از اینکه هر صحبت و واکنشی در برابر عصبانیتش نشان دهیم، از او سوال کنیم که چه چیزی باعث عصبانیتش شده است. خوب گوش کنیم تا دقیقا بفهمیم چه شده است. به یاد داشته باشیم هرگز از «چرا» استفاده نکنیم، بلکه با «چیزی شده» دلیل را جستجو کنیم تا معنی بازجویی و بازپرسی را در ذهن همسرمان ایجاد نکند.

7- همدلی را فراموش نکنیم

سعی کنیم احساسش را خوب بفهمیم، خودمان را جای او بگذاریم و این درک کردن را به او نیز نشان دهیم. چنانچه خوب به حرف هایش گوش کرده باشیم و موضوع را به خوبی فهمیده باشیم، می توانیم به راحتی احساسش را درک کنیم. لازم نیست حتما تاییدش کنیم، بلکه باید بتوانیم احساسی را که داشته خوب از حرف هایش بیرون کشیده و به او بگوییم توانسته ایم همدلی کنیم. در بسیاری از اوقات همین همدلی باعث می شود فرد خشمگین آرام شده و خودش از رفتارش اظهار پشیمانی کند.

چگونه با همسر عصبانی کنار بیاییم؟


8- به حل مسئله فکر کنیم

بهتر است به جای پرداختن به رفتار همسرمان و انتقاد و گله به فکر راهکار باشیم و به همسرمان کمک کنیم تا بتواند راهی پیدا کند که مسئله ای که باعث عصبانیتش شده را حل کند. این شیوه از برخورد با خشم، باعث کاهش این هیجان می شود.

همچنین با هم به این موضوع بپردازیم که چگونه باید این خشم مدیریت شود که دفعه بعد به رفتار نامناسبی ختم نشود. مواظب باشیم نصیحت نکنیم؛ انتقاد، توهین و تحقیر نیز در هر حال روش مناسبی نیست بلکه با همسرمان همفکر شویم. 

اگر در حل موضوع پیش آمده، خوب عمل کنیم، در آینده با مسئله مشابه روبرو نخواهیم شد و یادآوری این اتفاق باعث آزردگی خاطر ما و همسرمان نخواهد شد. 

9- در مورد احساس خودمان صحبت کنیم

ما هم موقع عصبانیت همسرمان اذیت شده ایم. بعد از اینکه همسرمان آرام شد برای او از احساس ناراحتی یا آزردگی که موقع عصبانیت او داشتیم اما بروز ندادیم، صحبت کنیم. اگر بتوانیم بدون انتقاد به وی از این احساس خودمان حرف بزنیم، به ما کمک خواهد کرد راحت تر او را ببخشیم و با این موضوع کنار بیاییم و ناراحتی ها را بر دوش نکشیم. همچنین باعث می شود همسرمان هم از نتایج رفتار خودش بیشتر بداند و برای دفعات بعد بهتر خشمش را کنترل کند.

برای اینکه این کارمان با موفقیت بالاتری همراه باشد، بهتر است صحبت مان را در این مورد با خودمان و احساس خودمان شروع کنیم، بدون اینکه او را بابت این ناراحتی مقصر بدانیم، فقط در مورد احساس مان حرف بزنیم.


تاریخ : جمعه 23 مرداد 1394
بازدید : 203
نویسنده : sina95

  «خیلی دوستت دارم، بدون تو نمی تونم زندگی کنم، اگه تو نباشی زندگی من معنایی نداره». بیشتر زوج های جوان در بیان احساساتی از این دست توانایی زیادی دارند اما احساسات ما در یک رابطه دو طرفه به این هیجانات زیبا ختم نمی شود.

در یک رابطه زناشویی احساساتی مانند دلخوری، خشم، بی علاقگی، تحقیرشدگی، خجالت، ترس و نگرانی، ناامیدی، حسادت و هزار جور احساسات ناخوشایند دیگر در افراد به وجود می آید که گاهی بیان آنها سخت به نظر می رسد.

از سوی دیگر بیان نکردن احساسات و نقش بازی کردن هم باعث دور شدن و فاصله گرفتن زن و مرد از هم می شود؛ بنابراین شناخت احساسات و یاد گرفتن نحوه ابراز آنها مخصوصا در اوایل زندگی زناشویی اهمیت ویژه ای دارد.

همه زوج های جوان غالبا زندگی خود را با شور و شوق و آرزوهای بسیار شروع می کنند. افراد خیال می کنند که با پیدا کردن شریک زندگی خود، بزرگترین همدم و محرم اسرار خود را یافته اند و دوره ناراحتی و تنهایی آنها به سر آمده اما واقعیت چیز دیگری است. باید باور کنید که بعد از ازدواج هم تمام احساسات بشری - حتی انواع ناخوشایند آن - همراه شما خواهد بود و قرار نیست با ازدواج کردن تمام زندگی پر از احساسات لطیف و عاشقانه شود.

بیان احساسات زندگی ات را نجات می دهد!


خیلی از زوج های جوان وقتی با این ناملایمات و احساسات ناخواسته روبرو می شوند سردرگم می شوند و واکنش های ناسازگارانه و حتی عجیب و غریب از خود نشان می دهند.

آموزش ها و انتظارات نادرست اجتماعی و فرهنگی هم گاهی به این سردرگمی افراد دامن می زند. مثلا خیلی از مردان جامعه ما هستند که در طول زندگی خود یاد گرفته اند که مرد نباید غمگین شود؛ یا اینکه مرد نباید بترسد و نگران شود. آنها همیشه این بار سنگین را به دوش می کشند که مرد باید همیشه مثل یک کوه استوار باشد و پشت زن و بچه بایستد. همین پیام ها و آموزش های فرهنگی باعث می شود که مردان جامعه ما فقط یک راه برای بروز هیجانات منفی خود داشته باشند و آن خشم است.

در عرف اجتماعی ما عصبانی شدن و پرخاشگری از طرف مردان مقبول تر از گریه و ناراحتی یا ترس و اضطراب است؛ بنابراین مردان به صورت ناخودآگاه یاد می گیرند که به جای همه این حالات هیجانی، عصبانی شوند. مثلا به جای اینکه به خاطر نوع رفتار همسرشان احساس نادیده گرفته شدن و به طبع آن دلخوری و غم را نشان دهند، شروع به پرخاشگری و بدرفتاری با همسرشان می کنند.

بسیاری از مراجعان ما هستند که تا قبل از مطرح کردن این موضوع در جلسه درمانی، هیچ وقت به آن فکر نکرده بودند و بعد از آن کم کم با بخش هایی از وجودشان آشنا می شوند که غیر از خشم، احساسات دیگری هم در آن وجود دارد.

این مشکل در مورد زنان هم وجود دارد. بسیاری از زنان با بخش هایی از احساسات خود بیگانه اند، مثلا اینکه جامعه می پذیرد که یک زن غمگین و افسرده باشد اما پذیرش عصبانیت و پرخاشگری از طرف زنان در جامعه مقبول نیست؛ همین موضوع باعث سردرگمی و ناتوانی آنها در شناخت و بیان احساسات واقعی شان می شود. آنها در طول زمان به صورت ناخودآگاه یاد گرفته اند که یک زن خوب صدایش را بلند نمی کند اما اجازه دارد هر قدر که دلش می خواهد گریه کند و دل نازک باشد. همین موضوع باعث ایجاد تعارض و سردرگمی در همسرش برای شناخت احس-اسات واقعی او نیز می شود.

حال این سوال مطرح می شود که برای حل این مشکلات و شناخت و بیان صحیح احساسات چه باید کرد؟ در ادامه راهکارهایی برای مواجهه با این مشکل ارائه می شود.

1- احساسات تان را بشناسید

با خودتان در شناخت احساسات اصلی خود روراست باشید. روانشناس ها هیجان را از یک منظر به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می کنند، یعنی اینکه مثلا وقتی در هنگام رانندگی ماشینی با سرعت جلوی ما می پیچد اول می ترسیم و بعد عصبانی می شویم و با بوق زدن به او اعتراض می کنیم. در واقع هیجان اولیه ما ترس است اما غالبا این احساس اولیه را نادیده می گیریم و می گوییم خیلی عصبانی شدم.

در زندگی زناشویی هم این مساله به وفور اتفاق می افتد. مثلا مرد وقتی به خاطر عقب افتادن اجاره خانه نگران و مضطرب می شود، این پیام را به همسرش منتقل می کند که حال و حوصله حرف زدن با او را ندارد. زن هم از همه جا بی خبر ممکن است از این رفتار شوهرش برداشت های مختلفی بکند؛ مثلا ممکن است فکر کند همسرش او را به اندازه کافی دوست ندارد یا اینکه نکند با زن دیگری در ارتباط باشد یا اینکه نکند از رفتار دیشب او ناراحت شده است؛ بنابراین شناخت دقیق احساسات، اولین قدم برای بیان آنها است. تا خودتان نفهمید چه حالی دارید، نمی توانید شریک زندگی تان را از احوالات واقعی خود باخبر کنید.

2- احساسات تان را بپذیرید

بعد از شناخت احساسات گام بعدی پذیرفتن آنهاست. با خودتان مهربان باشید و به خودتان اجازه دهید به حکم انسان بودن، احساسات بشری را تجربه کنید. هیجان های مختلف مانند خجالت، شرم، ترس یا ناامیدی همین احساسات بشری هستند که شم هم مثل هر انسان دیگری حق دارید گاهی آنها را تجربه کنید. پذیرش احساسات تان به شما در مدیریت آنها کمک خواهد کرد. تا وقتی که خودتان با هیجانات تان کنار نیایید، نمی توانید توقع داشته باشید که همسرتان پذیرای احساسات شما باشد.

بیان احساسات زندگی ات را نجات می دهد!


3- احساسات تان را بیان کنید

راست و پوست کنده با همسرتان حرف بزنید. زمان مناسبی را انتخاب کنید. به او بگویید که حرف های مهمی برای گفتن دارید و از او می خواهید که به حرف های تان با دقت گوش دهد.
خیلی از آدم ها در جامعه ما از شفاف بودن می ترسند. از اینکه دیگران حتی همسرشان از از احساسات اصیل و واقعی آنها باخبر شوند واهمه دارند و نگران قضاوت طرف مقابل می شوند اما تجربه نشان داده است که افراد غالبا در مواجهه با احساسات صادقانه همسر خود واکنش مناسبی نشان می دهند.

اگر جای داد و بیداد و توهین به همسرتان بگویید که وقتی با دخترخاله اش حسابی گرم می گیرد و خوش و بش می کند، چقدر احساس نادیده گرفته شدن و جذاب نبودن و تنهایی می کنید، مطمئن باشید واکنشی جز محبت و عذرخواهی و تلاش برای جبران نخواهید دید. 

آدم ها معمولا وقتی با احساسات صادقانه همسرشان روبرو می شوند، با او همدلی می کنند و درصدد کمک به او برمی آیند. در هنگام بیان احساسات خود حواس تان باشد که همسرتان را مقصر قلمداد نکرده و او را سرزنش نکنید. از کلماتی با ضمیر «من» استفاده کنید و تلاش کنید تا فقط به توصیف احساسات واقعی خود بپردازید.

4- انتظار درک نشدن را هم داشته باشید

گاهی اوقات ممکن است شما تمام اصول بالا را رعایت کرده باشید اما باز هم همسرتان نتواند شما را خوب درک کند و واکنش هایی نشان دهد که اصلا باب میل شما نباشد. چنین اتفاقی کاملا طبیعی است؛ چرا که شما در مقابل فردی قرار گرفته اید که با دنیای شما فاصله زیادی دارد و شاید در اوایل ازدواج، شناخت احساسات تان و نزدیک شدن به دنیای درونی شما برایش دشوار باشد؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشید که با یک بار بیان احساسات، به درستی شما را شناخته و مطابق با شرایط روحی شما عمل کند.

5- صبور باشید و ادامه بدهید

رابطه زناشویی از آن چیزهایی است که گذر زمان می تواند آن را شیرین تر و دل انگیزتر کند. این اتفاق به این دلیل رخ می دهد که زن و شوهر در طول زمان شناخت بیشتری نسبت به هم پیدا کرده و صمیمیت بین آنها بیشتر می شود. بنابراین از در میان گذاشتن احساسات خود با همسرتان خسته و ناامید نشوید. عمیق تر شدن این صمیمیت و ایجاد همدلی نیاز به گذر زمان، صبوری و ممارست دارد. هر قدر بیشتر تلاش کنید تا از راه صحیح، خود واقعی تان را به همسرتان نشان دهید، همدلی او را بیشتر برانگیخته و به هم نزدیکتر خواهید شد. مطمئن باشید روزی فرا خواهد رسید که او شما را از خودتان بهتر خواهد شناخت و برای بهتر شدن حال و احوال تان هر کاری خواهد کرد.


تاریخ : جمعه 23 مرداد 1394
بازدید : 224
نویسنده : sina95

 گذشت زمان به سرعت همه چیز را عوض کرده است و آن طور که امروز زندگی می کنیم با نحوه زندگی نسل قبل از ما کاملا متفاوت است. این روزها میل چندانی وجود ندارد که هر بعد از ظهر وقتی خسته از کار بر می گردیم جلوی تلویزیون بنشینیم و اخبار روزانه را مرور کنیم. 

ابتدای روز منتظر آن نیستیم تا هنگام صرف صبحانه روزنامه جدید در اختیارمان باشد و از آخرین اتفاقات باخبر شویم و به طور کلی باید گفت منابع اطلاعاتی ما کلا تغییر کرده اند. از حدود یک دهه قبل دستگاه موبایلی به رکن اصلی زندگی ما تبدیل شد و در چنین شرایطی هرکس در طول روز بخواهد هرکاری انجام دهد، ابتدا سراغ گوشی های هوشمند می رود و در شلوغی های روزمره و گرفتاری های خود سعی می کند آخرین اخبار و اطلاعات را این گونه و از طریق شبکه های اجتماعی در اختیار بگیرد.

برای آنکه مشخص شود در منطقه پیرامون یا دیگر نقاط جهان چه اتفاقی رخ داده و نزدیکان ما چه فعالیت هایی کرده اند، نخستین کاری که می کنیم این است که سراغ صفحه شخصی در فیس بوک، اینستاگرام یا توییتر می رویم و اخبار را روی آن مرور می کنیم. اما برحسب تجربه شخصی هریک از ما، اخبار منتشرشده در شبکه های اجتماعی و رسانه ای تا چه اندازه قابل اعتماد هستند و می توان آن را منبع موثق درنظر گرفت؟

هرچه در شبکه های اجتماعی می خوانید را باور نکنید


منابع قابل اعتماد

دسترسی آسان به شبکه های اجتماعی موجب شده بیشتر مردم جهان ترجیح دهند اخبار مورد نظر خود را روی این فضا در اختیار بگیرند. شبکه های اجتماعی به کاربر امکان می دهند اخبار مربوطه را به محض انتشار از منابع مختلف مرور کنند و هر زمان که می خواهند، به صورت رایگان مطالب مورد نظر خود را به شکل تعاملی و با تصاویر مربوطه بررسی کنند. کاربران تنها با چند کلیک می توانند مهم ترین اخبار را پیش روی خود ببینند و از طریق نمایشگر لمسی جزییات بیشتر آن را به دست آورند. اما در انبوه خبرهایی که هر روز منتشر می شود، بسیاری از اتفاقات را هم روی همین فضای تعاملی از دست خواهیم داد.

نتایج بررسی اخیر مرکز تحقیقاتی Pew Internet نشان داد 50درصد کاربران شبکه های اجتماعی پس از وقوع یک اتفاق مهم اخبار مرتبط با آن را با دیگران به اشتراک می گذارند یا به صورت همزمان عکس و ویدیو مرتبط را روی صفحه شخصی خود منتشر می کنند. در مقابل 46 درصد این کاربران به محض وقوع یک خبر مهم با دیگر اعضای شبکه اجتماعی در این زمینه وارد گفت و گو می شوند و نظر شخصی خود را ارایه می دهند. 

از آنجایی که فناوری این روزها نزدیک ترین و در دسترس ترین ابزار در زندگی ما است، هریک از مردم در خیابان یا محل کار خود به یک خبرنگار تبدیل شده اند. داستان ها و وقایعی که پیش تر باید منتظر می ماندیم تا رسانه های سنتی منتشر کنند، این روزها پیش از انتشار رسمی از سوی خبرگزاری ها یا روزنامه ها، از سوی کاربران حاضر در صحنه مخابره می شوند و در بسیاری از مواقع تصاویر و اطلاعات کاربران دقیق تر از مراکز خبری است.

برای مثال، در جریان گسترش بیماری ابولا، کاربران محلی بیشتر از رسانه ها توانستند اخبار مربوطه را پوشش دهند و حتی زمانی که این بیماری برای نخستین بار در فرگوسن و میسوری آمریکا مشاهده شد، اعضای شبکه های اجتماعی پیش از رسانه های آمریکایی آن را اعلام کردند. با این وجود، بسیاری از خبرهایی که روی این فضاها منتشر شدند هیچ گونه صحتی نداشتند و پس از مدتی وزارت بهداشت آمریکا تنها ابتلای یک پرستار آمریکایی به بیماری ابولا را تایید کرد. به هر حال، شبکه های اجتماعی همان قدر که یک منبع در دسترس و کاربردی برای انتشار اخبار محسوب می شوند، به اعتقاد بسیاری از کارشناسان نمی توانند یک منبع معتبر و کاربردی باشند.

اخبار فوری؛ اخبار ناموثق

طی چند ماه گذشته که اخبار فراوانی در رابطه با شیوع بیماری ابولا در کشور نیجریه منتشر شد، اعضای شبکه اجتماعی مطلبی را دست به دست چرخاندند و در آن برخی توصیه های پزشکی را ارایه کردند تا مردم بتوانند خود را در مقابل ابولا ایمن کنند. در این مطلب گفته شد که اگر هر شخص حجم زیادی آب شور بنوشد، امکان ورود ویروس ابولا به بدن او از بین می رود. 

این مطلب به قدری گسترش یافت که در کمتر از یک هفته تقریبا همه ساکنان آفریقا در جریان آن قرار گرفتند و متاسفانه همین مساله موجب شد در هفته نخست دو نفر در کشور نیجریه به علت نوشیدن بیش از اندازه آب شور جان خود را از دست بدهند و بیش از 20 نفر هم راهی بیمارستان شوند. شایعه مذکور به قدری سریع منتشر شد که دولت نتوانست هیچ اقدامی در مقابل آن انجام دهد و حتی کمپین های اختصاصی برای کنترل بیماری ابولا هم نتوانستند در این زمینه اطلاع رسانی کافی را انجام دهند.

در مثال دیگر، پس از آنکه نخستین بیمار متبلا به ابولا در کشور آمریکا شناسایی شد، در هر دقیقه 100 توییت مرتبط به این مساله به بیش از شش هزار نفر ارسال می شد. این جریانات موجب شد تا شبکه اجتماعی به برخی ابهامات دامن بزند و نگرانی های فراوان در مورد نحوه گسترش ویروس ابولا ایجاد کند. حتی در برخی از این توییت ها گفته شد که هر کس به بیماری ابولا متبلا شود، پس از گذشت مدتی مانند زامبی ها از حالت طبیعی خارج می شود و مرگ مهلکی را تجربه می کند.

گیلاد لوتان، از گروه توسعه فناوری دیجیتالی Social Flow در زمینه گسترش اخبار روی شبکه های اجتماعی مطالعه گسترده ای انجام داد و در پایان دریافت «اطلاع رسانی نادرست به یک اتفاق معمول در اکوسیستم رسانه ای آنلاین تبدیل شده است». او در جریان بررسی های خود این پرسش را مطرح کرد: «آیا اطلاع رسانی نادرست در شبکه های اجتماعی همیشه سریع تر و قوی تر از اطلاعات درست انجام می شود؟»

او برای پاسخ دادن به این پرسش، مطالعات گسترده ای را در سراسر جهان انجام داد و در پایان دریافت که همیشه در همه موارد اطلاع رسانی نادرست مورد پذیرش کاربران شبکه های اجتماعی قرار نمی گیرد و با این وجود، بسیاری از مواقع منتشر نشدن اخبار صحیح و عکس العمل به موقع مراکز مربوطه موجب می شود اخبار ناموثق به سرعت منتشر شوند. این بررسی نشان داد جدا از اینکه یک خبر درست باشد یا نادرست، هرچه مطلب مربوطه مهیج تر باشد سریع تر در میان ساکنان جهانی شبکه های اجتماعی رواج می یابد.


افزودن محتوا؛ جلب اعتماد

این یک فرایند ثابت است که موجب می شود اطلاعات مانند ویروس در کوتاه ترین زمان منتشر شوند:

1-    کاربران اطلاعات مهمی را به جماعت تشنه انتقال می دهد.

2-    ظرف مدت کوتاه این اطلاعات مانند آتش همه جنگل را فرا می گیرد.

3-    اطلاعات پس از گسترده شدن مورد پذیرش همگان قرار می گیرند و به خبر مربوطه اعتماد می شود.

کیت اوربان در تاریخ اول می 2011 خبر فوری مربوط به مرگ اُسامه بن لادن را منتشر کرد و یک ساعت بعد کاخ سفید به صورت رسمی این خبر را روی سایت اینترنتی خود گذاشت. اوربان اولین نفری نبود که در مورد مرگ بن لادن اطلاع رسانی کرد، اما از جمله کسانی بود که در شبکه های اجتماعی بیشترین پذیرش را دریافت کرد و مطلب منتشرشده از سوی او بسیار مورد توجه قرار گرفت. 

تنها پس از گذشت یک دقیقه مطلبی که اوربان روی صحنه اختصاصی خود در فیس بوک گذاشت، بیش از 100 هزار بار مشاهده شد و حتی دو نفر از اشخاص سرشناس ایالات متحده در مورد آن نظر دادند. نخستین فرد، جیک شیرمن، از اعضای پنتاگون بود که در صفحه اختصاصی خود روی توییتر نوشت: «فرمانده رامسفلد: @ keithurbahn می گوید بن لادن کشته شده است». فرد دوم برایان استلتر، سردبیر روزنامه نیویورک تایمز بود که او روی صفحه اختصاصی خود گفت: «خبر مهم منتشرشده از سوی وزیر دفاع اسبق! مرگ بن لادن خطاب به رامسفلد تایید شد. خبرهایی از قاتل بن لادن منتشر شده است».

این دو مطلب نقش عمده ای در تایید خبر منتشرشده از سوی اوربان داشت و جالب اینکه تمامی این اخبار و اتفاقات پیش از انتشار خبر رسمی از سوی کاخ سفید در میان کاربران شبکه های اجتماعی مخابره شد. برخی کاربران در بازنشر خبر مذکور منابعی را هم به مطلب خود اضافه می کردند و برخی دیگر هم به اخباری استناد می کردند که پیش از کیت اوربان خبر مربوط به مرگ بن لادن را روی شبکه های اجتماعی گزارش دادند. نکته قابل ملاحظه این است که پیش از انتشار هرگونه خبر رسمی، این مطلب مورد پذیرش همگان قرار گرفت و از جانب اعضای شبکه های اجتماعی تایید شد.

سنجش اعتبار اخبار

مثال های یادشده برخی موارد را در مورد اطلاعات درست و نادرست نشان داد و مشخص کرد هر مطلب جدا از اینکه تا چه اندازه صحت داشته باشد، چگونه می تواند به سرعت میان اعضای شبکه های اجتماعی منتشر شود. کارشناسان بر این باورند که نیازی نیست یک خبر مخاطبان زیادی داشته باشد؛ زیرا همین که تنها چند نفر از کاربران اجتماعی به آن اعتماد پیدا کنند، ظرف مدت کوتاهی این خبر منتشر می شود و به گوش جهانیان می رسد. بررسی های اخیر روی این مساله همچنین نشان داد که توجه به مطالب منتشرشده در شبکه های اجتماعی برخی محدودیت ها را هم پیش روی خود می بیند. 

زمانی که یک مطلب به صورت عمومی منتشر می شود و به خصوص زمانی که با تیتری جذاب و با قابلیت دربرگیری پیش روی مخاطبان اجتماعی قرار می گیرد، جلوگیری از انتشار آن تقریبا کار غیرممکنی است. به عبارت دیگر، اگر کاربران با مهارت کافی بتوانند یک خبر غیرواقعی را به صورت مهیج جلوه دهند، منابع رسمی و دولتی به سختی می توانند خبر موثق و درست را اعلام کنند و اگر در این زمینه اقدام سریع انجام نشود، عواقب جبران ناپذیری به وجود می آید.

کارشناسان همچنین به این نتیجه رسیدند که به سختی می توان ساکنان شبکه های اجتماعی را متقاعد کرد که اتفاق ویژه برخلاف تصور آنها صورت گرفته و آنچه باور کرده اند اشتباه بوده است. به عبارت دیگر، کاربران شبکه اجتماعی پس از آنکه یک خبر را به نقل از منابع مختلف و دوستان متفاوت خود مشاهده می کنند، آن را مورد تایید قرار می دهند و اگر در چنین شرایطی قرار باشد که نادرست بودن خبر به آنها ثابت شود، موفقیت چندانی حاصل نمی شود. 

این نکته اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا ممکن است در جریان انتشار یک خبر مهم ترین بخش آن توسط کاربران حذف شده و معنی نهایی تغییر کرده باشد. در چنین شرایطی حتی با تلاش فراوان هم نمی توان اصل مطلب را برای عموم کاربران ارایه کرد. اما با این توضیحات، کاربران شبکه های اجتماعی چطور می توانند به اخبار منتشرشده اعتماد کنند و مراکز مسوول چگونه می توانند جلوی انتشار اخبار نادرست را بگیرند؟

یک روش ترکیبی می تواند در این زمینه مفید واقع شود. این روزها الگوریتم های ویژه ای ارایه شده که می توانند گسترش سریع اخبار در شبکه های اجتماعی مختلف را تحلیل کنند. مدل های ویژه برای تحلیل کلیدواژه ها این امکان را به مراکز مسوول می دهند تا هر واقعه را در شبکه های اجتماعی زیر نظر بگیرند و در کوتاه ترین زمان مقابل آن عکس العمل نشان دهند. اما به هر حال باید گفت این کاربران هستند که در آخر باید با هوشمندی کافی اخبار درست را از نادرست تشخیص دهند.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید