عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 02 خرداد 1395
بازدید : 179
نویسنده : sina95

 یكی از مسایل پیچیده برای ورزشكاران و علاقمندان به ورزش تغذیه است. تنظیم یك رژیم غذایی مناسب بعضی اوقات ممكن است آنقدر سخت باشد كه هدف اصلی تغذیه یعنی یك بدنسازی موفق را تحت تاثیر قرار دهد. سلولهای بدن ما بخصوص سلولهای عضله ای بدن برای رشد و بقا و متابولیسم كامل به بعضی واكنشهای بیوشیمیایی احتیاج دارد. در واقع هر گونه فرایند تولید انرژی و یا مرحله رشد عضله كه ما به آن نیاز داریم به طریقی به ویتامینها بستگی دارد. این واقعیت است كه بدنسازان به ویتامینها بیش از اندازه اهمیت می دهند زیرا مواد غذایی مانند کربوهیدرات ها، پروتئین ها و چربی ها،  بدون ویتامین و به تنهایی ایجاد انرژی نمی كنند.

ویتامین‌ها به دو بخش تقسیم می‌شوند، ویتامین‌های محلول در چربی و محلول در آب؛ ویتامین‌های محلول در چربی شامل (آ، د، ای، کا) هستند و به این نام مشخص شده‌اند و دربافت چربی بدن ذخیره می‌شوند و نباید روزانه دوباره ذخیره شوند، زیرا افزایش میزان این ویتامین‌ها به مسمویت منتهی می‌شود و در ذخیره آن باید دقت كرد.

ویتامین آ  
بیشتر ما ویتامین آ را كمك كننده بینایی می‌دانیم اما ورزشکاران  به منفعت‌های دیگر آن نیز احتیاج دارند. یكی از فعالیت‌های دیگر ویتامین آ شركت درساختن پروتیین، فرآیند اصلی رشد ماهیچه است. دوم در تولید گلیكوژن كه سوخت ذخیره شده برای فعالیت‌های شدید است و شكل اساسی مقدار اندك آن در بدن ورزشکاران موجود است.

ویتامین کا
ویتامین کا ویتامین انعقاد خون است . در زخمها و بریدگی ها از خونریزی جلوگیری می نماید . این ویتامین در گوجه فرنگی یافت می شود همچنین کاهو سرشار از ویتامین کا است.نیمی از ویتامین کا مورد نیاز بدن توسط باکتری‌ها در روده خود انسان ساخته می‌شود.

تقویت سیستم ایمن بدن با ویتامین ای
ویتامین ای به غیر از اینکه به قول برخی از پزشکان ویتامین جوانی نامیده می شود، و از پیری زود رس جلوگیری می کند زیرا یک آنتی اکسیدان بسیار قوی است  و پوست را شفاف می کند.همچنین  گلوبولهای قرمز را تقویت می کند .و در تقویت سیستم ایمنی بدن بسیار مهم است.  یکی از دلایل نیاز ورزشکاران به ویتامین ای نیز همین خاصیت تقویت سیستم ایمنی این ویتامین است.
این ویتامین در روغنهای گیاهی دانه های مغزدار خام ، تخم مرغ و سویا یافت می شود ویتامین ای یك آنتی اكسیدان قوی است و از غشای سلول‌ها محافظت می‌كند و از آنجا كه بیشتر فرآیندهای متابولیكی بدن باعث رشد سلول‌های ماهیچه‌ای می‌شوند، به سلامت غشای سلولی وابسته‌اند. این ویتامین اهمیت به سزایی دارد. علاوه بر آن، آنتی اكسیدان‌ها به كاهش تعداد رادیكال‌های آزاد در بدن كمك می‌كنند و مانع تغییرات سلولی و تخریب آن و حتی سرطان می‌شود.
 
رشد استخوان ها و دندان ها در گرو ویتامین د
این ویتامین  در جذب كلسیم و فسفر نقش اساسی دارد. كلسیم در انقباض‌ها عنصر اصلی است. این ویتامین با کمک کلسیم ، فسفر و پتاسیم به رشد استخوانها و دندانها کمک می کند . این ویتامین به مقدار زیادی در نور آفتاب وجود دارد،البته با توجه با اینکه برای جذب این ویتامین از نور خورشید باید به طور مستقیم مقابل نور خورشید قرار بگیریم و این کار همیشه اماکان پذیر نیست و با توجه به ضروری بودن این ویتامین بر ای ورزشکاران بهتر است به دنبال غذاهای غنی شده با  ویتامین د باشیم.

توجه داشته باشید که در زمستان به خاطر کوتاه بودن روز ها و کمتر تابیدن خورشید و یا در شهر هایی که آلودگی مانع تابیدن مستقیم نور خورشید میشود احتمال دریافت کمتر ویتامین D وجود دارد که میتواند عامل افسردگی، بی حوصلگی ، کم حرکتی و نظیر اینها شود. بنا بر این خوردن بیشترموادی که دارای ویتامین D هستند در این شرایط ضروری است. از جمله موادی که حاوی ویتامین D زیاد هستند میتوان از تخم کتان یا روغن شاهدانه یا روغن بذرک نام برد. علاوه بر اینها ورزش به اندازه کافی هم میتواند کمک موثری در رفع این کمبود باشد.

 ویتامین‌های محلول در آب
 شامل ویتامین‌های  ث ،ب 1، ب 2، ب 3، ب 6،  ب 12 و بیوتین و پانتونیك اسید چون این ویتامین‌ها محلول در آب هستند،به سختی وارد بافت چربی می‌شوند بنابراین در بدن ذخیره نمی‌شوند و مقدار زیادی از آنها دفع می‌شود و دچار مسمومیت نمی‌شوند. این ویتامین‌ها به طور مداوم باید در یك رژیم غذایی ورزشکاران بخصوص بدنسازان مورد استفاده قرار گیرند.
 
بیوتین
 عملکردهای مهمی که در متابولیسم آمینواسید و تولید انرژی از منابع مختلف دارد، جزء لیست 10 ویتامین برتر برای بدنسازان قرار می گیرد. بدنسازانی که سفیده تخم مرغ خام می خورند یا تخم مرغ خود را قبل از خوردن خوب نمی پزند، اگر مقدار تخم مرغ مصرفی آنها بیشتر از 20 عدد در روز باشد، ممکن است با مشکلات رشد و کمبود بیوتین مواجه شوند زیرا جذب این ویتامین می تواند با وجود ماده ای به نام آویدین متوقف شود. آویدین نیز در سفیده تخم مرغ خام یافت می شود و یکی از موادغذایی اصلی برای خیلی از بدنسازان است.به همین دلیل  این ویتامین تنها ویتامینی است که بدنسازان برای مصرف کافی از آن دچار مشکل می شوند.
 
ویتامین ب12
عملكرد‌های این ویتامین زیاد هستند، از جمله شركت در متابولیسم كربوهیدرات ، نگهداری از بافت عصبی ، تحریك عضلات توسط اعصاب و شركت در عملكرد انقباض و توازن و رشد عضلات نقش دارد. ویتامین ب 12 از غذاهایی با منشا حیوانی به دست می‌آید بنابراین آن دسته از ورزشكارانی كه یك رژیم گیاهی سخت را ادامه می‌دهند،‌ باید در رابطه با مصرف  مكمل‌های ویتامین ب 12با یك پزشك مشورت كنند. برای برطرف كردن كمبود این ویتامین تزریق ب 12 در بین ورزشكاران متداول است، به طوری كه آنان معتقدند كه ب 12 عملكرد را بهتر می‌كند.

ویتامین ب 6 (پیریدوكسین)
از جمله فعالیت‌های آن شركت در متابولیسیم پروتیین، رشد و بهینه‌سازی كربوهیدرات‌ها است و تنها ویتامینی است كه به طور مستقیم در جذب پروتیین دخیل است. هر چقدر پروتیین مصرفی بیشتر باشد، مصرف این ویتامین هم باید بیشتر باشد بنابراین كاربرد عمیقی در رشد بخصوص رشد عضلات دارد و با توجه به اینکه پروتئین در سبد غذایی ورزشکاران  جایگاه ویژه ای دارد پس برای جذب این ماده باید ویتامین ب 6 به حد کافی مصرف کنند.

*اهمیت مصرف ویتامین ث در ورزشکاران
ویتامین ث (اسید اسكوربیك)

بیشتر ورزشكاران اهمیت ویتامین ث را در موفقیت خود نادیده می گیرند. ویتامین  ث یك آنتی اكسیدان است كه سلول‌های ماهیچه‌ای را محافظت می‌كنند و از خطر رادیكال‌های آزاد جلوگیری می‌‌كند و باعث بهبودی در رشد می‌شود و ماده نگهدارنده استخوان‌ها و ماهیچه‌ها است و استرس را كاهش می‌دهد. علاوه بر اینها، در جذب آهن موثر و ضروری است و كمك در اكسیژن‌رسانی به وسیله اتصال اكسیژن به هموگلوبین است.

همچنین ویتامین ث بیشترین حلالیت را در آب نسبت به ویتامین‌های دیگر دارد و سریع در آب منتشر می‌شود و نیاز بدن ورزشكاران به این ویتامین بسیار زیاد است ویتامین ث  اگر در زمان صبحانه مصرف شود فوق العاده به جذب آهن کمک می کند . پوست را شفاف می کند و به آن طراوت می بخشد اگر بعد از تمرین مصرف شود به دفع اسید لاکتیک و رفع خستگی کمک می کند. سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند . از اکسید شدن عضلات و سایر سلولهای بدن جلوگیری می نماید این ویتامین در مرکبات و انواع سبزیجات یافت می‌شود.
همچنین ورزشکاران برای اینکه بتوانند در حین تمرین آب بیشتری بنوشند و در عین حال از لاکتیکی شدن بدن خود (خستگی عضلات) جلوگیری کنند بهتر است همیشه با چند قطره آب لیموی تازه آب خود را طعم دار کرده و در طول تمرین از آن استفاده کنند.


تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
بازدید : 210
نویسنده : sina95

 همونطور که می دانید، ازدواج یا همان پیوند زیبای زناشویی پیوندی آیینی‌است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در مذاهب و کشورهای مختلف برقرار می‌شود و در نهایت به تشکیل خانواده منجر می گردد. البته هر شخصی دلایل متفاوتی برای وصلت‌کردن با همسر آینده اش دارد که همین نظرات متفاوت باعث شده تا در کل مسئله "ازدواج" مهم و پرطرفدار تلقی شود کمااینکه ضرب المثل ها و سخنانی پندآموز از اندیشمندان در این رابطه گفته شده که 70 مورد از آنها را در این مطلب تقدیم شما می کنیم اما ناگفته نماند که بسیاری از این نکته ها جنبه شوخی و مزاح دارد و هیچگونه قصد و نظر خاصی مد نظر نیست.

 


1.بهترینِ وساطتها این است كه میان دو نفر در امر ازدواج وساطت شود . تا سر و سامان بگیرند . (حضرت علی ابن ابیطالب (ع))

2. مردی که به خاطر "پول" زن می گیرد، به نوکری می رود. (ضرب المثل فرانسوی)

3. لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضرب المثل چینی)

4. زنی سعادتمند است که مطیع "شوهر"باشد. (ضرب المثل یونانی)

5. زن عاقل با داماد "بی پول" خوب می سازد. (ضرب المثل انگلیسی)

6. زن مطیع، فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب المثل انگلیسی)

7. زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. (ضرب المثل آلمانی)

8. داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت. (ضرب المثل لهستانی)

9. دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. (ضرب المثل ایتالیایی)

10. داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای. (ضرب المثل فرانسوی)

11. دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. (ضرب المثل ایتالیایی)

12. در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن. (ضرب المثل آذربایجانی)

13. برای یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی. (ضرب المثل چینی)

۱۴. تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن. (ضرب المثل چینی)

۱۵. اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. (ضرب المثل اسپانیایی)

۱۶. اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل ترکی)

۱۷. هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. (ضرب المثل اسکاتلندی)

۱۸. ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. (ضرب المثل اسپانیایی)

۱۹. ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. (ضرب المثل فرانسوی)

۲۰. با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن. (ضرب المثل آلمانی)

۲۱. اگر می خواهی برای یک روز معذب باشی مهمان دعوت کن. اگر می خواهی یک سال عذاب بکشی پرنده نگه دار و اگر می خواهی مادام العمر در عذاب باشی ازدواج کن! (ضرب المثل چینی)

۲۲. زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند. (ضرب المثل آلمانی)

۲۳. دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضرب المثل اسکاتلندی)


۲۴. ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو "زنده" می شوند و اگر "بد" شد هر دو می میرند. (نیوتن)

۲۵. انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی میتوانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم. (پرل باک)

۲۶. با زنی ازدواج کنید که اگر "مرد"بود، بهترین دوست شما می شد. (بردون)

۲۷. با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید. (سونی اسمارت)

۲۸. هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی)

۲۹. ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ "شجاعت" می خواهد. (کریستین)

۳۰. تا یک سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. (اسمیلر)

۳۱. پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. (فرانکلین)

۳۲. خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاک)

۳۳. تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)

۳۴. برای یک زندگی سعادتمندانه، مرد باید "کر" باشد و زن "لال". (سروانتس)

۳۵. ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل! (تن)

۳۶. شوهر "مغز" خانه است و زن "قلب" آن. (سیریوس)

۳۷. عشق، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاک)

۳۸. قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم. (لرد لوچستر)

۳۹. مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. (بن بیکر)

۴۰. با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش. (سینکالویس)

۴۱. خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید. (پاستور)

۴۲. ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. (سقراط)

۴۳. قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن. (دانشمند لهستانی)

۴۴. مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. (کارول بیکر)

۴۵. من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم. (آگاتا کریستی)

۴۶. هر چه متأهلان بیشتر شوند، جنایت ها کمتر خواهد شد. (ولتر)

۴۷. هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند. (جانسون)

۴۸. زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست، تحمل کند. (کینهابارد)

۴۹. اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. (شاو)

۵۰. وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! (روزنامه نگار ایرلندی)

51. تا قبل از ازدواج فقط مرگ می تواند دو عاشق دلداده را از هم جدا کند اما بعد از ازدواج تقریبا هر چیزی می تواند سبب جدایی آنان شود! (سامرست موام)

52. ازدواج با یک زن مثل خریدن کالایی است که مدت ها مشتاقانه از پشت ویترین تماشایش کرده اید اما وقتی به خانه می رسید از خریدنش پشیمان می شوید. (جین کر)

53. تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی. (شارل بودلر)

54. زندگی زناشویی مثل تاتر است، مردم صحنه زیبا و آراسته آن را می بینند درحالی که زن و شوهر با پشت صحنه درهم ریخته و پرماجرای آن سر و کار دارند. (فرانسیس بیکن)

55. ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. (سانسکریت)

56. ازدواج مثل شهر محاصره شده است؛ کسانی که داخل شهرند سعی دارند از آن خارج و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند! (فرانکلین)

57. ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. (مارک تواین)

58. ازدواج مجموعه ای از مزه هاست هم تلخی و شوری دارد، هم تندی و ترشی و شیرینی و همینطور بی مزگی. (ولتر)

60. تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. (شارل بودلر)

61. ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

62. ازدواج کردن و ازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است. (سقراط)

63. مجردان بیشتر از متاهلین درباره زنان اطلاع دارند چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج می کردند! (اچ.ال.منکن)

64. ازدواج برای کسانی که تصور می کنند صبح روز بعد از آن، آدم دیگری می شوند موضوعی ناامیدکننده است. (ساموئل راجرز)

65. قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هایی می اندیشد که همسر آینده اش گفته است اما بعد از ازدواج، مرد قبل از اینکه همسرش حرف بزند به خواب می رود! (هلن رولان)

66. خیلی بامزه است که هنگامی که زنان از ازدواج خودداری می کنند اسمش را می گذاریم عشق به استقلال اجتماعی اما وقتی مردان از ازدواج خودداری می کنند به آن می گوییم ترس از مسوولیت اجتماعی! (وارن فارل)

67. ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. (بورنز)

68. ازدواج همیشه به عشق پایان داده است. (ناپلئون)

69. ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. (رولاند)

70. زنان با این آرزو با مردان ازدواج می کنند که مردان تغییر کنند؛ که نمی کنند. مردان هم با این آرزو با زنان ازدواج می کنند که زنان تغییر نکنند؛ که می کنند! (آلبرت انیشتین)


تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
بازدید : 200
نویسنده : sina95

 مجرد بودن فوق‌العاده‌ است. درست نمی‌گویم؟ بااینکه ممکن است وقتی مجرد هستید، احساس تنهایی بیشتری کنید ولی به طور کلی تجربه‌ای عالی است. مجرد بودن نه تنها به شما این امکان را می‌دهد که کمی تفریح کنید، بلکه امکان آشنا شدن با نفر اول زندگی‌تان را هم در اختیارتان قرار می‌دهد: خودتان. در زیر به ۱۵ راه اشاره می‌کنیم که کمک می‌کند زندگی مجردی‌تان را به بهترین نوع زندگی تبدیل کنید.

۱. ناگهانی تصمیم بگیرید.

وقتی کسی در زندگیتان نیست، لازم نیست برای اینکه کاری انجام دهید از قبل با کسی هماهنگ کنید. مثلاً فرض کنید می‌خواهید یک حیوان خانگی بیاورید: هیچ کس جلویتان را نمی‌گیرد. نکته اینجاست که می‌توانید تصمیم‌هایی یکدفعه‌ای بگیرید و از آنها لذت ببرید چون کسی نیست که مجبور باشید با او مشورت کنید.

۲. سفر کنید.

سفر تجربه‌ای فوق‌العاده است. جایی بروید که قبلاً نرفته‌اید، چه با اعضای خانواده و چه با جمعی از دوستانتان. مطمئن باشید خیلی خوش خواهید گذراند. مسافرت کردن با همسر را برای بعدها بگذارید. اصلاً ماه‌عسل را برای همین گذاشته‌اند!

۱۵ راه برای لذت بردن از دوران مجردی
 

۳. با کسانیکه برایتان مهم‌ترند وقت بگذرانید.

روابط عاشقانه می‌آیند و می‌روند اما خانواده و دوستانتان همیشه کنارتان هستند. مجرد بودن شما فرصتی است برای گذراندن وقتی باکیفیت کنار کسانی که در زندگی‌تان بیشترین اهمیت را دارند. مطمئناً نمی‌خواهید وقتی به عقب نگاه می‌کنید، افسوس بخورید که چقدر با آنها کم وقت گذراندید.

۴. کتاب بخوانید.

کتاب خواندن یکی از بهترین راه‌های سرگرم کردن خودتان و در عین حال بالا بردن معلوماتتان است. همه ما بهانه مشابهی داریم: کاش وقت بیشتری برای مطالعه داشتم. خوب، وقتی کسی در زندگی‌تان نیست که وقتتان را بگیرد، آن وقت اضافه را با یک کتاب بگذرانید. 

۵. سخت کار کنید و زیاد تفریح کنید.

الان که وقت و انرژی لازم برای شاد بودن و زندگی کردن دارید، لذت ببرید. اجازه ندهید چیزی جلو مسیر لذت بردن شما را بگیرد، چه درس باشد، چه کار یا حتی تفریح. از همین امروز شروع کنید. 

۶. فکر کنید.

بین همه آن کار کردن‌ها و تفریح کردن‌ها، حتماً به خودتان و انتخاب‌هایتان فکر کنید. آیا از کاری که امروز کردید خوشحال شدید؟ آیا جایی برای پیشرفت وجود دارد؟ خیلی انتقادی با خودتان برخورد نکنید اما یادتان باشد برای فکر کردن به خودتان و زندگی‌تان وقت بگذارید. این افکار می‌تواند در مسیر زندگی هدایتتان کند.

۱۵ راه برای لذت بردن از دوران مجردی
 

۷. یک سرگرمی جدید پیدا کنید.

چیزی هست که جدیداً دوست داشته باشید امتحان کنید؟ مثلاً یوگا یا بافتنی؟ پس دست به کار شوید. زندگی مجردی فقط برای خود شماست، پس یک چیز جدید امتحان کنید و حسابی از آن لذت ببرید.

۸. ایام تعطیل تا دیروقت بیرون بمانید و تا ظهر بخوانید.

هیچکس در خانه منتظر شما نیست و به همین دلیل لازم نیست سر یک ساعت مشخصی خانه باشید. ایام تعطیل تا بعدازظهر بخوابید و تنبلی کنید. هیچکس نمی‌فهمد!

۹. یاد بگیرید چطور تنها باشید.

بااینکه مجرد بودن خیلی خوب است اما گاهی اوقات ممکن است با افکارتان تنها شوید. اینکه یاد بگیرید چطور تنها باشید خیلی مهم است. نه تنها باعث می‌‌شود در بیشتر  موقعیت‌ها احساس راحتی کنید، می‌توانید به خودتان هم ثابت کنید که مستقل هستید و نیازی نیست برای شاد بودن به کس دیگری تکیه کنید.

۱۰. آن «چیز» را برای خودتان پیدا کنید.

برای هر کسی چیزی هست که واقعاً از انجام آن لذت می‌برد. آن چیز برای شما هر چه که هست، فرصتی است که هر چقدر می‌خواهید روی آن تمرکز کنید. برای خودتان است و نیازی نیست آن را با کسی تقسیم کنید.

۱۱. بله بگویید.

به فرصت‌هایی که سر راهتان قرار می‌گیرند، بله بگویید. این فرصت‌ها کوچک باشند یا بزرگ، هر زمان که توانستید، جواب مثبت دهید. مطمئن باشید درهای زیادی را به رویتان باز خواهند کرد.

۱۲. بفهمید که هستید.

این فرصتی است که خودتان را بیشتر بشناسید و با ارزش‌ها و افکارتان ارتباط برقرار کنید. از این فرصت برای ارزیابی آن استفاده کنید. بعدها که همسرتان وارد زندگی‌تان می‌شود. به این اطلاعات درمورد خودتان نیاز پیدا خواهید کرد.

۱۳. خودتان را بیرون بکشید.

خودتان را بیرون بکشید. مهم نیست چطور و چرا، اما از این دوران برای قرار دادن خودتان در معرض فرصت‌های مختلف برای هر چیز و هر کار استفاده کنید. هیچ دورانی مثل دوران مجردی نیست.

۱۴. از آزادی‌تان لذت ببرید.

هر کاری که دوست دارید می‌توانید انجام دهید به شرط آنکه به کسی ضرری نرساند، پس ببینید آن کار چیست و انجامش دهید. از این دوران و آزادی‌های آن استفاده کامل را ببرید.

۱۵ راه برای لذت بردن از دوران مجردی
 

۱۵. مجرد باشید.

بهترین راه برای لذت بردن از مجردی این است که مدت زمانی را مجرد باشید. با عجله به دنبال عشق نروید. عشق خودش راهش را به سمت شما پیدا می‌کند و وقتی این اتفاق بیفتد، برای آن آماده خواهید بود.


تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
بازدید : 189
نویسنده : sina95

 دوره ای که مردها با زن های 10 یا 20 سال کوچک تر از خودشان ازدواج می کردند، تقریبا گذشته است. امروزه ازدواج هایی که در آن زوج ها همسالند و یا ازدواج هایی که در آن زن بزرگ تر از مرد است بیشتر از قبل دیده می شود. 

کوچک تر بودن زن از مرد در ازدواج یک باور سنتی است. دکتر مسعود وزیری، روان شناس بالینی درباره تفاوت سنی مناسب برای ازدواج موفقیت آمیز برایمان می گوید.


تفاوت سنی مناسب

اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمی توان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختلاف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند. 

البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است. 

همان طور که از گذشته تا به حال شنیده ایم، تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر این روند را طوری نهادینه کرده که پسرها باتوجه به دیرتر بالغ شدنشان باید از دخترها بزرگ تر باشند.

با این حال فاکتور سن به تنهایی نمی تواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد. انگیزه زوج ها برای ازدواج با یکدیگر در این زمینه بسیار دخیل است. هستند کسانی که با انگیزه های اقتصادی با افرادی ازدواج می کنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایه های عاطفی و شناخت که نبودن عامل علاقه در این نوع از ازدواج ها آنها را با شکست مواجه می کند. در این صورت نمی توان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر بالابودن سن یکی از دو زوج بوده است.



بزرگ تر بودن مرد

از گذشته تا به امروز تفاوت سنی در ازدواج به گونه ای بوده که مرد چندسالی بزرگ تر از زن بوده است. مرد ایرانی با خاصیت مردسالارانه ای که از گذشته در اطراف خود دیده و شنیده، مدیر بودن در خانواده و حرف آخرزدن را تعریفی از خود می داند. از سوی دیگر بزرگ تر بودن مرد نوعی توازن رفتاری را در خانواده به دنبال دارد. با این حال معیارها با گذشت زمان در حال تغییر و دگرگونی است. 

حضور زنان در جامعه و فعالیت های اجتماعی آنها، توجه بیشتر آنها به تحصیلات و ارتقای علم و به دست آوردن موقعیت هایی برتر حتی بسیار معتبرتر از مردها تا حدودی باعث تغییر سن ازدواج شده و به همین خاطر است که در جامعه امروز زنانی که از همسران خود بزرگ تر هستند، بیشتر از قبل دیده می شوند.



بزرگ تر بودن زن

اگرچه هنوز مساله بزرگ بودن زن از مرد چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست اما نمی توانیم برای همه افراد، نسخه های واحد و یکسانی بپیچیم.  اگر دو نفر تفاهم فرهنگی و اخلاقی داشته باشند، همسن بودن یا بزرگ تر بودن دختر از پسر، مشکل خیلی حاد و پیچیده ای نیست. 

کسانی که مخالف بزرگ تر بودن زن هستند معمولا دلایل زیرا برمی شمارند: ترس از اینکه این ازدواج ها بعد از مدت کوتاهی با شکست مواجه شود؛ به ویژه اگر این ازدواج به خاطر موقعیت مادی زن صورت گرفته باشد، همیشه موردتوجه است. 

زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معمولا انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه می شود، این فاصله را بیشتر درک می کند.

از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگ تر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با تحلیل رفتن جسم زن، احساس ناخوشایندی پیدا کند و شاید به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و... درحالی که این احتمال ها تنها مختص به زن هایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زن ها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد. 

چنین ازدواج هایی جنبه های مثبتی هم دارد؛ ازجمله اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر. البته به شرطی که خود فرد پذیرای شرایطش باشد و بتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند. چراکه تاثیرهای منفی برخورد جامعه و اطرافیان ممکن است در زندگی بروز پیدا کند. 

می توان خانواده های زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگی هایی شاد و زیبا دارند. این مساله درصورتی که عشق و علاقه طرفین به همدیگر زیاد باشد و زندگی خوبی داشته باشند مشکل ساز نخواهد شد.



همسن بودن یا نبودن

تعریف تفاوت سن و پذیرش آن، کاملا به فرهنگ و تربیت خانوادگی بستگی دارد. در مساله ازدواج درصورت فراهم بودن نیازهای اساسی و شناخت متقابل نمی توان فاصله سنی را از عوامل و عناصر اصلی دوام زندگی دانست. با این حال هرچقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد آنها به درک بهتری از یکدیگر می رسند.

 زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخیت بیشتری داشته باشند پیوند و ازدواج مستحکم تری خواهند داشت. یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه ها و خاطره های یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.

 دختر و پسری که در سن ازدواج قرار دارند باید از نظر فکری در یک سطح قرار گیرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهمیت دارد ولی میزان آن را هم هیچ علم و منطقی با قاطعیت تخمین نزده است. باتوجه به عرف جامعه بزرگ تر بودن زن از مرتد، چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی پذیرفته شده نیست. علی رغم پیشرفت های همه جانبه و تغییر باورها هنوز هم موفقیت این گونه ازدواج ها در مقایسه با ازدواج هایی با تفاوت سنی مناسب برای افراد ثابت نشده است.

زن و مردی که 12 تا 15 سال اختلاف سن دارند نمی توانند همدل و همراه خوبی برای یکدیگر باشند اما باوجود تمام ایرادها، در این بین، نمونه های موفق زیادی نیز وجود دارند. ازدواج پسران با دختران بزرگ تر از خود به دلایل مختلف، یکی از عوامل نگران کننده در خانواده هاست. چراکه به زعم آنها این نوع ازدواج ها از ریسک بالایی برخوردارند. چون دخترها از لحاظ جسمی و عقلی زودتر بالغ می شوند؛ بنابراین به همسرانی احتیاج دارند که هم سطح خودشان باشند اگرچه باز هم توجه به مسائل پیچیده زندگی نسبی است.

 فاصله سنی زیاد و از 10 سال به بالا به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکلاتی برای هر دو زوج به وجود می آورد. مشکلاتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی و بی حوصلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکلات بیشتر از عواملی هستند که بین زوج ها با فاصله سنی زیاد دیده می شوند.


باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir


تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
بازدید : 230
نویسنده : sina95

 گاهی اوقات زن و شوهرهایی را می بینیم که هیچ تناسبی با هم ندارند، مشکلات زیادی در زندگی مشترک شان دارند و به نظر می رسد از همان اول، ازدواج شان نادرست بوده است. 

در این مواقع با خودمان می گوییم چطور آنها همدیگر را انتخاب کرده اند؟ مگر از همان اول متوجه نبودند که تا این حد با هم اختلاف دارند؟ شاید فکر کنید که آنها در زمان انتخاب، آگاهی و منطق درستی نداشته اند، یا اساسا آدم های عجیب و غریبی هستند که توانسته اند دست به چنین انتخابی بزنند! اما بیشتر مواقع این طور نیست! 


مساله این است که در خیلی از موارد، افراد در هنگام انتخاب همسر در شرایطی قرار می گیرند که نمی توانند فکر کنند و درست انتخاب کنند. باورتان نمی شود؟ در اینجا می خواهیم شما را با 10 وضعیت خطرناک برای انتخاب همسر آشنا کنیم که اگر خود شما هم در چنین شرایطی قرار بگیرید ممکن است ندانسته مرتکب همان اشتباهات آشکار شوید.

1 – زیبایی خیره کننده

شما دختر زیبایی هستید و هم خودتان و هم اطرافیانتان انتظار دارید همسری که انتخاب می کنید به اندازه خودتان زیبا باشد؛ شما پسر خوش تیپ و خوش هیکلی هستید و دوست دارید همسری داشته باشید که از این لحاظ هم سطح خودتان باشد؛ شما به تازگی با فردی آشنا شده اید که بسیار زیباست و واقعا شما را مجذوب خودش کرده است؛ همین جا بایستید: شما به شدت در معرض خطر انتخاب نادرست قرار دارید!

شکی نیست که همه ما زیبایی را دوست داریم و به سمت آن جذب می شویم، اما وقتی نقش زیبایی در انتخاب ما بیشتر از حد معقول باشد، دردسرهایمان هم شروع می شود. بهتر است قبل از اینکه کسی را برای خودتان انتخاب کنید، اولویت هایتان را مشخص کنید: با اینکه زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی هست که برایتان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضرید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، بازهم او را انسان خوبی می دانستید.



2 – پرستیژ و موقعیت اجتماعی ویژه

می گویند لازم نیست خانم ها نصف عمرشان را درس بخوانند و زحمت بکشند تا بشوند خانم دکتر، همین که همسر یک دکتر شوند، همه آنها را «خانم دکتر» صدا می زنند!

موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال خطای ما در انتخاب همسر را به شدت بالا می برد. عناوین و موقعیت های چشمگیر به راحتی می توانند سایر خصوصیات فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به عبارتی چشم ما را به روی خیلی چیزها ببندد. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می کنیم، اما با «خود» او زیر یک سقف می رویم – شما در داخل خانه دیگر «خانم دکتر» نخواهید بود!

اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، فرد را بدون شغل و موقعیت خاصش تصور کنید: آیا اگر چنین موقعیتی را نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از موقعیت خاص، چه ویژگی های دیگری دارد که شما را به خود جذب می کند؟

 



3 – شیفتگی و عشق بی اندازه

مسلما عشق یکی از لازمه های ازدواج است، اما قطعا برای ازدواج کافی نیست. اگر فقط از روی عشق ازدواج می کنید، منتظر باشید که روزی فقط به خاطر نفرت از هم جدا شوید!

یکی از خطرناک ترین شرایط انتخاب همسر زمانی برای شما پیش می آید که «عاشق» می شوید. در این حالت شما آن قدر تحت تاثیر هیجانات و احساسات هستید که نمی توانید درست ببینید و درست تصمیم بگیرید. قبول این مساله برای کسانی که در اوج عشق هستند بسیار سخت است. مغز در حالت هیجان زدگی نمی تواند به طور طبیعی فعالیت کند. بنابراین ما به جز خوبی چیزی نمی بینیم. 

اگر نخواهیم از اصطلاح «عشق کور» در این مورد استفاده کنیم، می توانیم بگوییم مغز عاشق، همه چیز را از پشت عینک عشق می بیند و از پشت این عینک هم همه چیز بهتر از آنچه که هست دیده می شود مگر بد است؟ نه. فقط مشکل اینجاست که ما نمی توانیم همیشه با این عینک به دنیا نگاه کنیم چه بخواهیم چه نخواهیم این شیفتگی و این هیجانات دیر یا زود فروکش می کند.

اگر عاشق هستید، بهتر است مدتی صبر کنید و از رابطه فاصله بگیرید تا این تب در شما فروکش کند و بتوانید با دخالت بیشتر عقل، درمورد زندگی آینده تان تصمیم گیری کنید.



4 – احساس تنهایی شدید

تنهایی های دوران مجردی گاهی برایمان تحمل ناپذیر می شود. وقتی دوستان متاهل دور هم جمع می شوند اما ما به دلیل مجرد بودن نمی توانیم در جمع شان باشیم. وقتی با جمعی از بچه های فامیل به مسافرت می رویم و همه با همسرشان هستند به جز ما. وقتی همکارانمان آخر وقت در حالی به خانه شان برمی گردند که همسرشان با یک غذای گرم در انتظارشان است اما ما به خانه ای می رویم که در و دیوار منتظرمان است و...، ته دلمان به این فکر می کنیم که چرا من باید این قدر تنها باشم؟ و درست همین جاست که زنگ های خطر به صدا درمی آید.

تنهایی مفرط ساده تر از آنچه فکرش را بکنید می تواند شما را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. وقتی در تنهایی به حال خودتان تاسف می خورید، کسی پیدایش می شود که می تواند شما را از دست این غول تنهایی و این همه غم و غصه نجات دهد و ادامه داستان!

افراد تنها به راحتی می توانند تنهایی شان را با دوستان و آشنایان تا حدی برطرف کنند و به فکر حل این مساله از طریق ازدواج نباشند. بعد از اینکه از عمق تنهایی ما کاسته شد، می توانیم تصمیمات بهتری برای خودمان بگیریم.

 



5 – عجله

«برای من دیگر دارد خیلی دیر می شود.» آیا چنین ندایی را از دوستان می شنوید؟

شما آخرین فرزند خانه هستید که مجرد مانده، تنها پسر مجرد فامیل در طیف سنی خودتان هستید، همه دوستانتان ازدواج کرده اند. چشم مادربزرگ و پدربزرگتان به شماست که نوه شان را ببینند. شما خواهر بزرگ تر هستید و ازدواج خواهر کوچکترتان در گرو ازدواج شماست و آخرین آرزوی مادر و پدرتان برای خوشبختی شما این است که شما را در لباس دامادی / عروسی ببینند. یا اصلا سن شما بالا رفته و احساس می کنید برای ازدواجتان دیر شده است. هیچ کدام از این موارد مشکل خاصی به شمار نمی رود؛ به شرطی که شما را وادار به انتخاب عجولانه و نسنجیده نکند.

در هر انتخابی، وقتی ما در شرایط اضطرار و عجله قرار می گیریم، امکان اشتباه کردنمان چندین برابر می شود و زمانی که این انتخاب به بزرگی انتخاب شریک زندگی باشد، حساسیت آن هم چندین برابر می شود. پس ارزشش را دارد که با این فکر مبارزه کنید. یک راه حل ساده: به همه کسانی که احساس می کنید از سوی آنها تحت فشار هستید – ازجمله ندای درون خودتان – بگویید که اصلا قصد ازدواج ندارید!



6 – سن پایین

شاید خیلی ها طرفدار ازدواج در سن پایین باشند، اما شما اگر فکر می کنید هنوز به سن مناسب ازدواج نرسیده اید، هرگز تن به ازدواج ندهید.

این که دقیقا چه سنی برای ازدواج مناسب است را نمی شود تعیین کرد، این مساله در فرهنگ ها و در افراد مختلف تفاوت زیادی دارد. اما اکثر روان شناسان امروزی معتقدند به طور کلی در جامعه شهری فعلی سنین زیر 20 سال می تواند برای ازدواج پرخطر باشد. ازدواج سالم نیاز به بلوغ های چندگانه دارد که بسیاری از آنها در سنین پایین حاصل نمی شود. بسیاری از افراد در سنین آغاز جوانی هنوز نمی دانند که از زندگی چه می خواهند و در سال های بعد اولویت هایشان تغییرات زیادی پیدا می کند. ضمن اینکه در این سنین معمولا احساسات ما بر عقلمان چیره است.

درصورتی که سن زیادی ندارید اما در موقعیت ازدواج قرار گرفته اید، مشخص کردن برنامه و خواسته های آینده زندگیتان می تواند کمکتان کند: ایا این ازدواج چیزی است که شما را مطابق اهدافتان پیش ببرد؟ آیا اصلا به جایی رسیده اید که بتوانید هدفی کلی برای خود برگزیده و تصویری از آینده تان ترسیم کنید؟

 



7 – شناخت ناقص

دو سال است که با کسی قرار ازدواج گذاشته اید و به قصد شناخت برای ازدواج با هم در ارتباط بوده اید، اما این ارتباط شما محدود به کافی شاپ رفتن آخر هر هفته همراه دوستان یا ارتباط تلفنی بوده است. بگذارید خیالتان را راحت کنم: اگر 20 سال هم آخر هفته ها با این فرد بیرون بروید،هر روز ساعت ها با او تلفنی صحبت کنید، بازهم شناخت شما نسبت به او کاملا ناقص است! وقتی با یک نفر ازدواج می کنیم، درواقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگی اش، خانواده اش، گذشته اش، آینده اش، افکار و اخلاقش و همچنین با جسم او ازدواج کرده ایم؛ در مثال بالا شما فقط بُعد «کافی شاپ» یا به عبارتی بُعد «تفریحی» فرد را شناخته اید، یا با شخصیت مجازی او (که معمولا بسیار متفاوت از شخصیت حقیقی است) آشنا شده اید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمی آید. 

احتمال شکست در ازدواجی که براساس شناخت کافی صورت نگیرد بسیار بالاست. ما زمانی می توانیم به شناخت کامل تر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد و در شرایط و موقعیت های مختلف رو به رو شده باشیم.
 









8 – بحران روحی

در رابطه ای شکست خورده اید، هنوز یک ماه از اتمام رابطه قبلی تان نگذشته، هنوز زخم هایی که از ارتباط ناموفق قبلی خورده اید خوب نشده و هنوز غم و غصه دارید و به حال و هوای عادی زندگی تان برنگشته اید: حال شما و نیاز شما به یک همدم را درک می کنم، اما الان اصلا فرصت مناسبی برای تصمیم گیری در مورد ازدواج نیست.

بحران روحی به هر علتی ممکن است ایجاد شود: ممکن است به تازگی عزیزی را از دست داده باشید، از کار اخراج شده باشید، بیمار باشید، پدر و مادرتان از هم جدا شده باشند یا هر مساله دیگری که باعث ناراحتی شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن ما فعالیت طبیعی ندارد و امکان اشتباه در این وضعیت بالاست. ممکن است کسی که الان به نظرمان همسر مناسبی می آید، بعد از عبور از بحران، دیگر چندان مناسب به نظر نرسد و خودمان هم ندانیم چه شد که حاضر شدیم با چنین فردی ازدواج کنیم. این نوع ازدواج ها دقیقا مصداق «از چاله به چاه افتادن» است.

 



9 – سرخوشی و هیجان

در عروسی دخترخاله تان که خیلی به شما خوش گذشته با کسی آشنا شده یاد که انگار دقیقا همان کسی است که همیشه در رویاهایتان به دنبالش بودید. احساس بسیار خوبی نسبت به او دارید و وقتی به او فکر می کنید شادی وصف ناپذیری را در خود احساس می کنید. احساس خوبی است! اما اگر هنوز رابطه تان جدی نشده، دست نگه دارید. چون دقیقا در لبه پرتگاه انتخاب غلط قرار گرفته اید!

هیجانات مثبت، درست مثل هیجانات منفی، ما را در معرض انتخاب غلط قرار می دهد. اسم این حالت را «جوزدگی» می گذارم. در بعضی شرایط ما کاملا «جو زده» می شویم و کارهایی می کنیم که شاید در حالت عادی به آن فکر هم نکنیم. وقتی در میهمانی به ما خوش می گذرد، عملکرد مغز ما متفاوت از حالت عادی است و در واقع فیلترهایی که ما برای انتخاب شخص مناسب برای خود داریم تا حد زیادی از کار می افتد. اشتباه بزرگی است که بخواهیم به انتخاب ذهنمان در چنین حالتی اعتماد کنیم.

در این وضعیت بهتر است مدتی صبر کنیم تا مغز به حالت عادی برگردد و مجددا درمورد این شخص  فکر کنیم. در اکثر موارد انتخاب های هیجانی بعد از مدتی از چشم مان می افتند.

 

 



10 – چشم و هم چشمی


متاسفانه چشم و هم چشمی نیز چشم ما را به روی بسیاری از واقعیات می بندد و امکان درست دیدن را از ما می گیرد. اگر احساس می کنید در شرایطی هستید که میل به کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواجتان دارید، بهتر است دست از هر اقدامی در زمینه ازدواج بردارید.

از کجا می فهمیم که تصمیم گیری ما از روی چشم و هم چشمی است؟ از اینجا که مدام در حال مقایسه کردن مورد خودتان با مورد ازدواج کسی هستید که حسادت شما را برانگیخته و این خیال رهایتان نمی کند که ازدواج شما با این شخص چطور می تواند حال او را بگیرد و دل شما را خنک کند!

چشم و هم چشمی به طور خاص درمورد افرادی دیده می شود که از همسر خود جدا شده اند و همسر آنها مجددا ازدواج کرده است. در چنین شرایطی میل شدید به جبران کردن و کم نیاوردن در ما پدید می آید که ضریب خطا در انتخاب را تا حد زیادی بالا می برد. توصیه می شود برای این جبران و رو کم کنی، راه های دیگری به جز ازدواج را درپیش بگیرید!


تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
بازدید : 196
نویسنده : sina95

 چه بپذیرید و چه نه، هر اتفاقی بهاری دارد و بهار ازدواج هم گل سال های جوانی، یعنی دهه سوم یا اوایل چهارمین دهه زندگی است. نمی گوییم تمام زوج هایی که قبل یا بعد از این سن به خانه بخت رفته اند، شکست خورده برگشته اند اما این واقعیت را هم انکار نمی کنیم که آنها لذت چند سال بیشتر خوشبخت بودن در کنار یک شریک واقعی را از دست داده اند. نگاهی به شناسنامه تان بیندازید. اگر بیش از تعداد انگشتان یک دست از این دهه بهاری گذشته است باید به شما هشدار دهیم. زمان شما برای تجربه یک آرامش متفاوت هر روز کمتر می شود. پس تا دیر نشده، یک بار این مطلب را مرور کنید و ببینید که در گروه کدام یک از زنان ازدواج گریز جا می گیرید.

ترس از ازدواج

روانشناسان، کمال گرایی بیش از حد و وسواس و ترس از تعهد را مهمترین عامل ازدواج نکردن دختران امروزی می دانند. اجتماعی شدن و ورود به بازار کار و تحصیلات بالا اگرچه اعتماد به نفس زنان را افزایش می دهد اما در بعضی موارد به موانعی برای ازدواج آنها تبدیل می شود.

از زمین خوردن می ترسید؟

همه زن ها به یک شکل به شکست عاطفی پاسخ نمی دهند. برخی زود فراموش می کنند و سرگرم کار و زندگی می شوند اما برای بعضی ها فراموشی کار سختی است. آنها روی نام عشق برچسبی منفی می چسبانند و تصمیم می گیرند دیگر سراغش نروند. شما هم یکی از این دو تسه اید؟
 


اگر این مشکل شماست ...

اگر بیش از شش ماه است که جدایی را پشت سر گذاشته اید و هیجان های منفی تان تا حدودی فروکش کرده است، می توانید با مشاوره و واکاوی ارتباط قبلی، نقش خودتان را در بحران هایی که پشت سر گذاشته اید پیدا کنید. شاید شما به انتخابی نامناسب دست زده بودید و شاید هم در زمان نامناسب و در مکان نادرست در یک رابطه قرار گرفته بودید. از قانون همه یا هیچ استفاده نکنید و با تعمیم دادن تجربه هایتان به موقعیت های دیگر، خود را از لذت عاشق شدن و زندگی در کنار فردی که می تواند به شما آرامش دهد محروم نکنید.

نمی خواهید ترمز بگیرید؟

تمایل بیش از حد به پیشرفت کاری، فکر و ذکر آدم های کمال طلبی است که می خواهند همیشه اولین و بهترین باشند اما از طرف دیگر، این روزها چنین میلی در دخترانی که شکست عاطفی سنگینی را پشت سر گذاشته اند کم دیده نمی شود. این همان اتفاقی است که در اصطلاح به نام «ازدواج با کار» شناخته می شود و دختران سعی می کنند با کار بی وقفه، ذهنشان را از نیازهای عاطفی که دارند، منحرف کنند.

اگر این مشکل شماست ...

یکی از مواردی که در زندگی به آن نیازمندیم ارزیابی احتمالات و برنامه ریزی برای زندگی حال و آینده است. کار و پیشرفت های کاری لذت های خاص خود را به همراه دارد اما آیا به دوران بازنشستگی هم فکر کرده اید؟ حالا به این تصویر فکر کنید: عبور از راه پر پیچ و خمی که برای خودتان تصور کرده اید، در کنار همسفری که گاهی شما را به جلو هل می دهد و گاهی با یک لبخند شما را به نفس تازه کردن و ایستادن دعوت می کند راحت تر نیست؟

نمی خواهید محدود شوید؟

اگرچه این ویژگی در خانم ها کمتر دیده می شود و زن ها به روابط و به خصوص تشکیل خانواده اهمیت زیادی می دهند اما در برخی از خانم ها علاقه به تنهایی و اصرار به ایجاد یک حیطه شخصی افراطی که کسی حق ورود به آن را ندارد، سد راه ازدواج می شود. برخی از زنان تصور می کنند با ازدواج بخش زیادی از برنامه ها و کارهای و تفریحات و به ویژه آزادی عملشان را از دست می دهند و سیر پیشرفتشان مختل می شود.

اگر این مشکل شماست...

چشم هایتان را ببندید و یک بار ازدواج را در ذهن تان تعریف کنید. رابطه ای را که با دوستان و اعضای خانواده تان برقرار می کنید، تغییراتی را که در شرایط کاریتان می دهید و ... را چطور می بینید؟ اگر همه آنچه در ذهنتان مجسم می کنید با آنچه امروز در دنیای مجردی تان انجام می دهید تفاوت قابل توجهی دارد احتمالا گرفتار درکی افراطی از ازدواج شده اید. وقت آن است که کمی تصوراتتان را زیر و رو کنید و باور کنید که شاید به واسطه مسئولیت های زندگی مشترک کمیت این روابط و فعالیت ها دچار تغییر شود اما اگر با فردی از جنس و فکر خودتان ازدواج کنید، در کیفیت این موارد تغییر زیادی اتفاق نخواهد افتاد. نمی گوییم تغییری اتفاق نخواهد افتاد! در یک ازدواج موفق زن و مرد از اینکه وقتشان را صرف یکدیگر می کنند لذت می برند و جنس این لذت با لذتی که در زمان وقت گذراندن با دوستان یا در لحظات تنهایی تجربه می کنند بسیار تفاوت خواهد داشت.

منتظر گزینه های بهترید؟

اگر با وجود روبرو شدن با مردانی که گمان می کردید توان خوشبخت کردنتان را داشته اند، باز هم به خاطر از دست ندادن گزینه های بهتری که احتمالا در آینده سراغتان می آیند، پاسخ منفی داده اید، به شما مشاوره با یک روانشناس را توصیه می کنیم. چرا که این مدل تفکر می تواند زمینه بروز وسواس فکری در شما باشد.یادتان نرود که در هر زمینه ای ممکن است انتخاب بهتری وجود داشته باشد.


اگر این مشکل شماست...

به جای چنین فکر و خیال های بی نتیجه ای، بهتر است نیازهایتان را خوب بشناسید و نسبت به جنسیت روانی خود و جنسیت روانی جنس مخالف، اطلاعات مفیدی به دست بیاورید. هنگامی که بعد از ایجاد شناخت مناسب دست به انتخاب بزنید و گزینه پیش رو ا برای ازدواج با خود مناسب ببینید، دیگر جای نگرانی باقی نخواهد ماند. پس عجله نکنید و با شناخت و گام به گام جلو بروید. ازت همه مهمتر این است که مسئولیت این تصمیم را به عهده بگیرید و با یک بام و دو هوا بودن،خود را در شک و شبهه نگه ندارید.

از عشق نافرجام می ترسید؟

در این صفحات، نمی خواهیم شمایی را که از شکست می ترسید سرزنش کنیم اما این واقعیت را هم باید بپذیرید که ترس از شکست بار روانی خاص خودش را به همراه دارد و هر چقدر میزان این ترس بیشتر باشد احتمال گرفتن تصمیم های هیجانی و اشتباه هم بیشتر می شود. حالا به یک وجه دیگر ماجرا نگاه کنید.آیا قرار نیست شما از تجربه هایتان درس بگیرید و با پرداختن بهای آنها، حق بهره بردن از این درس را هم پیدا کنید؟

اگر این مشکل شماست...

نمی گوییم چشم هایتان را ببندید و بی درایت وارد ارتباطی بشوید که از همین ابتدا پایانش تاریک دیده می شود اما با قاطعیت در مورد خطر ازدواج با کسی که در همان برخورد اول از شما خواستگاری می کند هشدار می دهیم و توصیه می کنیم قبل از دادن هر پاسخی به این خواسته هیجانی آقای خواستگار به روزی که این هیجان فروکش کند هم فکر کنید. دور ازت ذهن نیست که شما با یک فرد ناپخته و عجول روبرو باشید یا اینکه فردی به شما دل بسته باشد که قدرت کنترل عواطف و فکر کردن به تصمیم هایش را ندارد. پس باور کنید که شکست بعد از چند ماه آشنایی به مراتب قابل تحمل تر از جدایی بعد از چند سال زندگی زیر یک سقف است.

عاشق نمی شوید؟

دختر بچه ها از همان روزهای اولی که دنیا را درک می کنند و رشد زبانشان به آنها قدرت فکر کردن را می دهد، خیال های عاشقانه را در سر می پرورانند. آنها آرزوی ساختن یک زندگی مثل قهرمان های عاشق داستان ها را به ذهن می آورند و حتی در بزرگسالی هم دست از یافتن چنین رویایی برنمی دارند و عجیب نیست اگر شما هم یکی از همان دختربچه ها باشید.

اگر این مشکل شماست...

این تصورات عاشقانه خوشایند و هیجان انگیزند اما نباید بگذارید که چشمتان را بر یک واقعیت مهم ببندند. برای ساختن یک زندگی آرام نیازی نیست که از عشق فرد مقابل کور شده باشید. خوشایند بودن و اصطلاحا به دل نشستن طرف مقابل بعد از شناختی که از او به دست می آوریم هم می تواند برای بنا کردن چنین ازدواجی کافی باشد. کافی است فکر و حال و هوای عاطفی شما در یک مسیر باشد و انتظارات مشابهی را در مورد خوشبختی داشته باشید.

با خانواده تان در تضادید؟

یک بار دیگر شرایطی را که در آن قرار دارید مرور کنید.آیا تنها خانواده تان تصمیم شما را نادرست می دانند یا اینکه هر کس که با او مشورت می کنید هم با جملاتی مبهم وس رشار از تردید به شما پاسخ می دهد؟ کم نیستند خانم هایی که به خاطر این شرایط سرشار از تعارض،از تشکیل خانواده صرفنظر می کنند. در چنین شرایطی یا دیدگاه خانواده ها به معنای واقعی توأم با آینده نگری است یا اینکه خانواده ها آنقدر سختگیرند که انگار آنها می خواهند با خواستگار دخترشان زیر یک سقف زندگی کنند.


اگر این مشکل شماست...

شاید بهترین راه حل در این مورد این باشدکه آگاهی خود را آنقدر بالا ببرید که انتخابتان جای شک و شبهه برای خانواده باقی نگذارد و جواب بهانه گیری های آنها را نه با ایجاد تنش بیشتر، بلکه با جملات منطقی بدهید. در مواردی که اطمینان دارید انتخاب شما آگاهانه است می توانید با توضیح و تشریح آنچه می بینید و دلایل انتخاب تلاش کنید خانواده را متقاعد کنید؛ البته این را فراموش نکنید که آنها تجربه بیشتری دارند و اگر بر موضوعی اشاره و سختگیری داشتند بد نیست موشکافانه تر به موضوع فکر کنید و در صورت حل نشدن مشکل از مشاوران ازدواج کمک بگیرید.

می ترسید به درددیگران دچار شوید؟

اطراف شما همیشه پر بوده از زوج هایی که هر روز از زندگی مشترکشان را با یک درگیری و بحث تازه می گذرانند و هیچ وقت به آرامش نمی رسند؟ احتمالا در همنشینی های زنانه اطرافتان، زنان از آسیب هایی که زندگی با یک مرد به ا«ها زده صحبت می کرده اند و با بی گناه جلوه دان خود، دل شنوندگان را به رحم می آورده اند. در صورت چنین اتفاقی، دور از ذهن نیست که ترس از مبتلا شدن به یک تجربه مشابه شما را از ازدواج کردن دور نگه دارد.

اگر این مشکل شماست...

کمی آنطرفتر را نگاه کنید. آنچه شما در اطرافتان دیده اید، تنها بخش کوچکی از واقعیت های دنیاست. اگر بخواهید چنین برچسبی را روی همه مردها بچسبانید، حتی در صورت ازداواج با یک شاهزاده سوار بر اسب هم خوشبخت نخواهیدشد. چرا که در بالا و پایین های زندگی مشترک، به محض مواجه شدن با مشکل و یا دیدن یک رفتار ناخوشایند از همسرتان تصویر دیگرانی را که در ذهنتان ماندگار شده اند مشاهده خواهید کرد. این واقعیت را بپذیرید که در یک ازدواج موفق در کنار لحظات شاد و آرام روزهایی هم هستند که در آنها با تمام وجود احساس ناامیدی خواهید کرد. به جای ترسیدن از آینده به آنچه شما را می ترساند فکر کنید و به جای توقف کردن در این شرایط، راهی برای مدیریت بحران هایی که قرار است با آنها روبرو شوید پیدا کنید و به این فکر کنید که چطور می توانید از مشکلاتی که دیگران زیر بارش مانده اند پیشگیری کنید.


تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
بازدید : 170
نویسنده : sina95

  پول یکی از عناصر مهم برای ازدواج است. زمینه های اجتماعی و فرهنگی هم همین طور، اما آیا فراهم بودن هر کدام از این عوامل و یا صرفا هر دوی آن ها تعیین کننده قطعی اقدام یک شخص به ازدواج خواهند بود؟ البته که خیر، چرا که ازدواج یک رویداد چند عاملی است. تجرد هم که روی دیگر همین سکه است همین طور. 

به عنوان مصداق این مطلب می توانیم به جوانانی اشاره کنیم که نه مشکل اقتصادی دارند و نه معضل فرهنگی- اجتماعی خاصی اما هم چنان بر مجرد ماندن اصرار دارند. از این شواهد نتیجه می گیریم که باید عوامل دیگری هم در این مسئله دخیل باشند. این عوامل کدام اند و به عنوان یک فرد، چه قدر می توانیم در رفع آن ها موثر باشیم؟ روان شناسی پاسخ های جالبی برای این سوالات دارد.

علت های روان شناختی مجرد ماندن


گفتیم که مجرد بودن نتیجه اجتماع چندین دلیل است، اما چند تا از این دلایل همان چیزهایی هستند که واقعا هستند؟! مثالی می زنم: «آقای دکتر حدود 40 ساله ای مدت ها پیش از دوستانش خواسته بود که اگر گزینه مناسبی برای ازدواج سراغ دارند به او معرفی کنند. البته چون به لحاظ مشغله کاری وقتی برای جلسه معارفه نداشت سفارش داده بود که به عنوان قدم اول عکس ها و اطلاعات آن ها برایش ایمیل شود، بدون اینکه خودش عکسی در اختیار کسی بگذارد».

این آقای که هم چنان هم مجرد است مشکل اقتصادی ندارد، از لحظه رتبه بندی های اجتماعی هم که وضعش بد نیست، پس به قول خودش می ماند دو چیز: یکی کمبود وقتش و دومی خلقیات زنان امروزی؛ اما آیا این ها دلایل واقعی مجرد ماندن او هستند؟ به عبارت دیگر چه دلایل مهم تری ممکن است در پس ظاهر استدلال های او پنهان شده باشد؟ در ادامه به چند مورد از این دلایل می پردازیم:

1- اجتناب از تکرار کودکی

رسم بر این ست که والدین تسهیل کننده ازدواج فرزندانشان باشند، اما گاهی ناخواسته به مانع آن تبدیل می شوند. ریشه این ماجرا به نوع رابطه ای که فرزند در زمان کودکی از آن ها شاهد بوده بر می گردد. به عبارت دیگر اگر آنچه که کودک از رابطه پدر و مادر می بیند، دوستی و تفاهم باشد یک تاثیر بر تمایل او به ازدواج می گذارد و اگر شاهد خصومت ورزی های آن ها باشد یک تاثیر دیگر.

مجردهایی که معتقدند «ازدواج مساوی با بدبختی است» و یا «نمی توانند از این دوران طلایی (مجردی) دل بکنند»، شاید با چنین تجربه هایی مواجه بوده اند.

2- ترس از صمیمیت

ترس های ناخودآگاه هم ممکن است در دوران کودکی ایجاد شوند و هم در طی دوره های بعدی زندگی. برای مثال دختر خانم 30 ساله ای که مدت ها پیش رابطه ای دو ساله و صمیمی را با پسری همسن خود تجربه کرده بود و از آن انتظار ازدواج داشت، توجه دروغ های طرف مقابل درباره وفاداری به خودش شده و به اصطلاح رابطه را کات کرده بود. 

در طی چند سالی که از آن ماجرا می گذرد، او آن قدر خودش را غرق در کار کرده و آن چنان درآمد و اعتباری به هم زده است که به قول خودش «نیازی به آقا بالاسر ندارد». او اگرچه معتقد است آن قضیه برایش تمام شده اما در واقعیت چنین نیست، او دچار ترس از صمیمیت است، نداشتن حتی یک دوست صمیمی این ادعا را تایید می کند.

3- کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس

کمبود عزت نفس، افکار و رفتار ما را تحت تاثیر قرار داده و به کاهش شانس ازدواج کمک زیادی می کند! چگونه؟ وقتی که عزت نفس کافی نداریم صدای منتقدی را در ذهن خود می شنویم که می گوید: «هیچ کس از من خوشش نخواهد آمد»، «من جذاب نیستم»، «کی می آید خواستگاری من؟»، «کی زن من می شود؟» و...

علت های روان شناختی مجرد ماندن


در این وضعیت رفتاری هم که از خود نشان می دهیم، شامل بستن راه های ارتباطی با افراد جدید، منفی بافی، تن دادن به رابطه با کسی که از استانداردهای مورد نیاز برای ازدواج فاصله دارد و... می شود.

به علاوه کاهش عزت نفس کاهش اعتماد به نفس را به همراه می آورد. در این شرایط نمی توانیم در روابط به خودمان اعتماد کنیم، بنابراین از عهده مدیریت درست آن ها بر نمی آییم و طوری رفتار می کنیم که دیگران آن را حمل بر بی اعتمادی ما نسبت به خودشان می کنند. در نتیجه آن ها هم کمتر به ما اعتماد می کنند و تمایلشان را به ارتباط بیشتر با ما از دست می دهند.

4- خطاهای فکری

فکرهایی که شامل «همه یا هیچ» می شوند، به «حدس زدن افکار دیگران» می پردازند و «خیلی کلی یا خیلی جزئی به دیگران نگاه می کنند» از جمله خطاهای فکری هستند که احتمال مجرد ماندن را افزایش می دهند. برای مثال جملات قالبی معروفی مانند «همه زن ها عین هم اند»، «مردها به چیزی جز خودشان فکر نمی کنند» و «زن و شوهرهای امروزی فقط دو روز اول عاشق هم هستند» مصادیق گفتاری این قبیل اشتباهات فکری هستند.

5- ترس از دست دادن منطقه امن

همه آدم ها برای خودشان منطقه امنی دارند چون همه به احساس کنترل بر زندگی نیاز دارند. وقتی در روابطمان تجربه تلخی پیدا می کنیم، مرزی روانی- عاطفی را برای این جنبه از روابطمان تعیین کرده و داخل آن بی اضطراب زندگی می کنیم. گاهی هم تحت عنوان عادت کردن به زندگی به یک رویه مشخص به این منطقه پناه می بریم. در این شرایط به سادگی راضی به از دست دادن امنیت ساختگی مان نمی شویم.

6- معیارهای بلندپروازانه

دخترخانم 31 ساله ای به شوخی گفت که «همسر مورد نظر او را باید برایش بسازند». از آنجا که در هر شوخی واقعیتی نهفته است، از همین جمله وسواس او قابل حدس است. جوانان زیادی هستند که مثل این خانم آن قدر در معیارگذاری ازدواج مته به خشخاش می گذارند که همسر مناسبشان در جهان «نیست» به نظر می رسد.

7- انزوا

وقتی از دیگران کناره گیری می کنیم گزینه های کمتری از توفیق آشنایی با ما برخوردار خواهند شد!

علت های روان شناختی مجرد ماندن


چکونه این موانع را از میان برداریم؟

حالا که دلایل مجرد ماندن را گفتیم راه حل هایش را با هم مرور کنیم:

1- حواسمان به خودمان باشد

بالا و پایین های زندگی زخم هایی را بر روان همه ما می اندازد. بعضی زخم ها مثل یک خراش می مانند و با گذر زمان خود به خود خوب می شوند اما بعضی آن قدر عمیق اند که ممکن است عفونی شوند. راه پیشگیری از این وضعیت توجه کردن آگاهانه به «خود» است. یعنی فکر کردن به اتفاقات گذشته و تاثیرات آن ها بر خود و نترسیدن از مواجه شدن با ترس ها و گره های روانی.

2- صدای منتقد درونمان را به چالش بکشیم

این کار کمک می کند عزت نفس و اعتماد به نفسمان بهبود پیدا کنید. در نتیجه شبکه ارتباطاتمان هم گسترده تر می شود. البته اول باید ببینیم این صدا از کجا آمده است. خیلی وقت ها ریشه این صدا انتقادهای نا به جایی است که در کودکی از والدینمان شنیده ایم. 

یادمان باشد که ما بزرگسالیم. درست است که تحت تاثیر کودکی هستیم اما امکاناتی داریم که می توانیم این تاثیرها را کم کنیم. امکاناتی مثل گفت و گو کردن با خود، بررسی صدای منتقد درون و فیدبک گرفتن از دوستان صمیمی در مورد جذابیت خود.

3- فکرمان را به دام بیاندازیم

درباره خطاهای فکری مطالب زیادی نوشته شده است. سعی کنیم این خطاهای فکری را شناسایی کرده و آن ها را اصلاح کنیم. مثلا خطاهایی مثل همه و هیچ کردن را می توانیم با نسبی کردن اصلاح کنیم. جمله ای مثل «همه مردها مثل همند» می تواند به این جمله تبدیل شود: «ممکن است بعضی از مردها ویژگی منفی داشته باشند اما این به همه آن ها مربوط نیست».

علت های روان شناختی مجرد ماندن


4- با گذاشتن یک نقطه به خط بعدی برویم

اگر رنجش مهمی را تجربه کرده ایم از آن فاجعه نسازیم، سرکوبش هم نکنیم. محکوم بودن به تحمل مادام العمر جراحت ها را نیز به فراموشی بسپاریم. به جای این کارها با توجه آگاهانه به آن از بار عاطفی اش کاسته و برای بهبودی اقدام کنیم.

5- قانون شکنی کنیم

قانون گذاشتن و منطقه امن ایجاد کردن تا جایی خوب است که فرصت های جدید را از ما نگیرد که اگر این طور بشود، باید آن ها را زیر پا گذاشت. به جای محدود کردن باید ذهن را برای آشنایی های جدید گشوده تر کنیم و بدون بررسی کافی، درباره دیگران نظر ندهیم.


تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
بازدید : 179
نویسنده : sina95

 مي‌گويد اگر فقط 3 سال به عقب بازگردد، هيچ‌وقت ازدواج نمي‌كند. مي‌گويد همسرش مرد خوبي است اما دلش براي آرامش، آزادي و حتي تنهايي‌اش تنگ شده است. فكر مي‌كنم شايد قرباني يك انتخاب نادرست شده اما مهدي ‌محمد صادقي مشاور خانواده، متاهل‌هاي زيادي را مبتلا به درد او مي‌داند. از نظر اين مشاور خانواده، سال‌هاي سال است كه بسياري از متاهل‌ها ادعا مي‌كنند آينده يك ازدواج هميشه به شيريني روزهاي شروعش نمي‌ماند و به همين دليل به جوان‌هاي مجرد توصيه مي‌كند كه تا ابد مجرد بمانند. او گذشته از اين ادعاي متاهل‌ها، متهم‌هاي ديگري را براي طولاني شدن سن تجرد مقصر مي‌داند و معتقد است مجرد‌هايي كه از نيمه چهارمين دهه زندگي‌شان عبور كرده‌اند، با مشكلات بيشتري براي انتخاب شريك زندگي روبه‌رو هستند.

تشويق متاهل‌ها

در بسياري مواقع، افرادي كه متاهل هستند انگيزه مجرد ماندن را در اطرافيان‌شان بيشتر مي‌كنند و به اين اتفاق دامن مي‌زنند. طبيعي است كه افراد بعد از ازدواج درگير مشكلاتي شوند و گاهي از تصميمي كه گرفته‌اند ابراز نارضايتي كنند. چنين موضوعي مربوط به امروز نمي‌شود، از زمان‌هاي قديم بسياري از افرادي كه ازدواج كرده بودند، احساس مي‌كردند اتفاق خارق‌العاده‌اي كه منتظرش بودند در زندگی‌شان نيفتاده و شكايت‌هاي‌شان را با منع مجرد‌ها از ازدواج كردن مطرح مي‌كردند. اين شكايت‌ها مجرد‌ها را درگير تناقضي کرده و آنها را به تاخير در گرفتن تصميم نهايي تشويق مي‌كند.

كم شدن گزينه‌ها

وقتي سن فرد بالا مي‌رود، گزينه‌هايي كه براي ازدواج پيش رو دارد هم هر روز كمتر مي‌شود. خانمي كه از 35 سالگي عبور كرده، كمتر از دختران جوان‌تر امكان پيدا كردن فردي كه با شرايط سني و شخصيتي‌اش سازگار باشد را دارد. كم شدن شانس آشنا شدن با فردي مناسب دوره تجرد فرد را باز هم طولاني‌تر و اضطراب او براي انتخاب گزينه ازدواج را هم بيشتر مي‌كند.

چرا من هنوز مجردم ؟


عشق‌هاي بي‌سرانجام

عاشق شدن هميشه به ساختن زندگي آرام ختم نمي‌شود. گاهي افراد وارد روابط عاطفي مي‌شوند و سال‌ها در آن مي‌مانند اما در نهايت به بن‌بست مي‌رسند. رابطه‌هاي به سرانجام نرسيده يكي از دلايل طولاني شدن دوره تجرد است و بسياري از كساني كه اين شكست را تجربه مي‌كنند تا مدت‌ها بعد از آن ميلي به انتخاب دوباره و ازدواج ندارند. گذشته از اين موارد، زماني‌كه افراد پا به رابطه عاطفي مي‌گذارند كه تنهايي‌شان را از آنها مي‌گيرد و نيازهاي عاطفي‌شان را هم برآورده مي‌كند، تا مدت‌ها نياز وارد شدن به دنياي متاهل‌ها را احساس نمي‌كنند. وارد شدن به اين رابطه‌ها كه خود فرد هم از بي‌سرانجام بودنشان باخبر است، باعث تاخير در ازدواج و بالا رفتن سن تجرد مي‌شود. 

سوگواري براي عشق از دست رفته

در كشور ما خانم‌ها بيشتر با ارتباطات عاطفي به سرانجام نرسيده درگير مي‌شوند و در زماني كه گرفتار رابطه‌اي بي‌سرانجام و نامزدی بهم خورده می‌شوند، امكان آشنا شدن با موردهاي مناسب ازدواج را هم از دست مي‌دهند اما از دست دادن زمان مناسب تنها مشكل اين افراد نيست. گاهي كساني كه يك رابطه عاطفي را پشت سر گذاشته‌اند، سال‌ها به رابطه از دست رفته وفادار مي‌مانند يا به‌خاطر سوگواري ناشي از اين فقدان، خيال ازدواج را تا مدت‌ها از سرشان بيرون مي‌كنند.

سد خانواده‌ها

سن مجرد ماندن در جامعه ما گاهي به‌خاطر اختلاف‌هاي ميان والدين و جوانان افزايش مي‌يابد. برخي خانواده‌ها حاضر به پذيرش انتخاب فرزندان‌شان نيستند و گاهي جوانان به‌خاطر هراس از مقابله خانواده با خواسته‌شان، فردي كه براي ازدواج انتخاب كرده‌اند را به والدين خود معرفي نمي‌كنند. گرچه برخي افراد در برابر اين مقاومت‌ها سر تعظيم فرود مي‌آورند اما بسياري از جوانان تحت تاثير اين موانع سال‌ها فكر ازدواج را از سرشان بيرون مي‌كنند. 

تفکرات با اساس

رايج شدن خرده ارزش‌هايي در ميان برخي جوانان در مورد مجرد ماندن هم ممكن است به طولاني شدن اين دوره دامن بزند. اين روزها بسياري از جوانان 28-27 ساله، با اين شعارها كه «هنوز زود است»، «مي‌خواهم جواني كنم!»، «مگر از زندگي‌ام سير شده‌ام» و ... از ازدواج فرار مي‌كنند. جالب اينجاست كه وقتي در اين گروه‌ها يك نفر ازدواج مي‌كند، بقيه افراد گروه هم به چنين اتفاقي ترغيب مي‌شوند، چراكه يكي از مشوق‌هاي‌شان را از دست داده‌اند.

سختگيرتر شدن

با بالا رفتن سن، افراد سختگيرتر شده و انتخاب شريك زندگي براي‌شان دشوارتر مي‌شود. نگاه به ازدواج با بالا رفتن سن منطقي‌تر مي‌شود و فرد مي‌خواهد همه زوايا را با دقت بررسي كند و هنگام تصميم گرفتن هيچ نكته‌اي را ناديده نگيرد اما واقعيت اين است كه هيچ‌كس نمي‌تواند موردي را براي ازدواج پيدا كند كه از هر جهت ايده‌آل باشد. در واقع هميشه درصدي از موفقيت در هر انتخابي وجود دارد و هيچ‌كس نمي‌تواند صددرصد خواسته‌هاي شريك زندگي‌اش را برآورده کند. اما افراد با بالا رفتن سن اين موضوع را ناديده مي‌گيرند و به دنبال موردي كه صددرصد خواسته‌هاي آنها را برآورده كند، مي‌گردند. 

اگر مي‌خواهيد ازدواج كنيد؟

مقايسه نكنيد

مقايسه خواستگار جديد با مورد‌هاي قبلي، مشكلي است كه افراد با بالاتر رفتن سن گرفتارش مي‌شوند. آنها خواستگار تازه‌شان را از نظر زيبايي، ثروت، تحصيلات و حتي وضعيت خانوادگي با گزينه‌هاي قبلي مقايسه مي‌كنند و با خود مي‌گويند وقتي من چنين موردي را قبول نكرده‌ام، چرا بايد به فردي كه در يك جنبه خاص وضعيت نامناسب‌تري نسبت به او دارد بله بگويم؟ اين افراد معتقدند چون موردهايي كه از نظر‌هاي مختلف مناسب‌تر از خواستگار فعلي‌شان بوده‌اند نپذيرفته‌اند، نبايد به اين فرد تازه هم بله بگويند. صبر طولاني‌مدت براي ازدواج، آدم‌ها را به چرخه باطلي مي‌اندازد. فرد تصور مي‌كند چون سنش بالا رفته، بايد با يك انتخاب خارق‌العاده تمام موقعيت‌هاي از دست رفته را جبران كند اما هرچه بيشتر مي‌گذرد، بيشتر در اين بحران غرق مي‌شود.

پرونده‌هاي قبلي را ببنديد

در آقايان، باز بودن پرونده ارتباطات قبلي، مانعي جدي براي انتخاب همسر است. در حالي كه ذهن فرد درگير گذشته عاطفي‌اش است، نمي‌تواند به شخص ديگري دل ببندد و براي شروع تازه تلاش كند. بستن پرونده‌هاي قبلي، اتفاقي است كه اگر رخ ندهد آينده عاطفي افراد را با مشكلي جدي روبه‌رو کرده و دوره تجرد را هم طولاني‌تر مي‌كند.

كنار نكشيد

پيدا كردن مورد مناسب ازدواج، مشكلي جدي است و كساني كه سن بالاتري دارند، بيشتر با اين مشكل درگير هستند. اگر افراد از اجتماع كناره بگيرند و در محيط‌هاي شغلي و تحصيلي حضور نداشته باشند، پيدا كردن گزينه مناسب ازدواج براي‌شان دشوارتر مي‌شود. البته افراد نه‌تنها در جريان روابط اجتماعي كه با معرفي خانواده، دوستان و ... هم مي‌توانند شانس خود را براي پيدا كردن گزينه‌هاي مناسب بيشتر كنند.


تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
بازدید : 215
نویسنده : sina95

 روان شناسان معتقدند کسانی که عاشق زندگی کردن هستند، آدم های شادتر و سالم تری هم هستند. کسانی که از روزمرگی زندگی برای خود شادی های کوچک می سازند. البته کسانی هم هستند که با کارهای اشتباهی که انجام می دهند، فرصت تجربه شادی را از خودشان می گیرند. این آدم ها کم نیستند. این اشتباهات هم کم نیستند. اگر دلتان می خواهد با این اشتباه های رایج که جلوی شادی را می گیرند آشنا شوید، ما 10 مورد از مهم ترین ها را که «جیمز پاک» روان شناس رفتاری گردآوری کرده است، در این مطلب آورده ایم که آن ها را می خوانید:

1- خودداری از ارتباط عمیق و معنی دار (مانند ازدواج، دوستی نزدیک و در تماس بودن با خانواده)


روان شناسان معتقدند افراد دارای روابط اجتماعی قوی با دیگران کمتر در معرض خطر مرگ قرار می گیرند. تحقیقات نشان داده کسانی که روابط اجتماعی قوی تری دارند، میل به زندگی و شادی در آن ها بیشتر از دیگران است. آن ها معتقدند حتی دوستی های قدیم به کسی که سرطان دارد خیلی کمک می کند و باعث می شود فردی با بیماری بجنگد و دلش می خواهد بیشتر زنده بماند.

10 اشتباه رایج که جلوی شادی و شادبودن را می گیرد


یک مطالعه علمی نشان داده؛ بودن در یک رابطه عشقی ماندگار و یک ازدواج موفق، خطر ابتلا به افسردگی، سوء مصرف مواد و بعضی سرطان ها را کاهش می دهد. مردم اوکیناوای ژاپن جزو فقیرترین مردم این کشور هستند اما طول عمر آن ها از بقیه ژاپنی ها بیشتر است. محققان معتقدند مردم این منطقه به دلیل داشتن روابط خانوادگی قوی طول عمری باورنکردنی دارند. همه این مطالعات نشان می دهد اتصال و تعلق خاطر داشتن برای یک زندگی سالم و شاد ضروری است. محققان بعد از آزمایش روی شش هزار نفر مرد مجر به این نتیجه رسیدند که مردان متاهل زندگی شادتر و سالم تری از مردان مجرد دارند.

2- نشستن در تمام روز


کسانی که تمام روز رو به روی تلویزیون یا مانیتور کامپیوتر می نشینند. نشستن جلوی تلویزیون برای ساعت های طولانی یا کارکردن با کامپیوتر هیچ فرقی با هم ندارند و هر دو می توانند باعث ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی و مرگ زودرس شوند. نتایج یک پژوهش روی 240 هزار نفر نشان می دهد کسانی که در روز، ساعت های طولانی روی مبل یا صندلی می نشینند از بقیه غمگین تر و بیمارتر هستند.

3- نداشتن آرامش و پیوسته تند نفس کشیدن


محققان معتقدند یوگا و مدیتیشن به شادی آدم ها کمک زیادی می کند. آن ها معتقدند آرامش و آرام نفس کشیدن و رها کردن مغز از روزمرگی ها بهترین غذای سلطان بدن است. وقتی مغز احساس رهایی و سلامت بکند، مطمئنا بدن سالم تر و روان شادتر می شود. 

10 اشتباه رایج که جلوی شادی و شادبودن را می گیرد


وقتی صبح از خواب بیدار می شوید و بی امان و بدون توقف از مغزتان کار می کشید، باعث می شوید استرس و اضطراب مهمان هر روزه شما باشد. استراحت دادن به مغز و تنفس عمیق و آرام در روز به کاهش خشم و بهبود خواب کمک می کند. کسی که خوب بخوابد و کمتر خشمگین شود، آدم شادتر و سالم تری هم هست.

4- نداشتن اعتقاد دینی و ایمان


تحقیقات پزشکی نشان داده است که اثرات درمانی که دین و معنویت در بدن دارد کاملا انکارپذیر است. افراد باایمان و اعتقاد قوی کمتر دچار استرس و اضطراب و دل شوره و البته ناامیدی می شوند. مذهب باعث به وجودآمدن حس نوع دوستی و جامعه دوستی در فرد می شود. تحقیقات نشان داده است که همه ما به یک حس تعلق معنوی احتیاج داریم. اینکه به منبع بزرگ معنوی و ذات یگانه خدا متصل باشیم، از ترس و ناامیدی دور می شویم و همیشه به یک منبع بزرگ و بی پایان امیدواریم.

محققان معتقدند افراد دارای اعتقاد قوی و با ایمان از بقیه کسانی که خود را بدون دین معرفی می کنند، شادتر و سالم تر هستند. آن ها با ایمان قوی ای که دارند هر اندوه و غمی را گذرا و زودگذر می دانند و معتقدند پایان هر شب سیه، سپید است.

5- نادیده گرفتن توانایی ها و خلاقیت ها

محققان معتقدند پرداختن به خلاقیت ها باعث کاهش بیماری و تقویت سلامتی و تندرستی بدن می شود. مطالعات دانشکده بهداشت عمومی هاروارد «Harvard University» نشان داده است که هنر و خلاقیت باعث کاهش استرس و اضطراب و افزایش احساسات مثبت و پایین آوردن احتمال ابتلا به افسردگی می شود. مطالعه دیگری که در مجله «health» منتشر شده است، ثابت کرده که خلاقیت در بیماران مبتلا به ایدز، روند بهبود آن ها بهتر می کند؛ یعنی هرچه در زندگی ایده های بیشتری دارند، سلامتی شان هم بالاتر می رود. همچنین نقاشی کردن بیماری هایی که به افسردگی مبتلا هستند به روند بهبودی آن ها کمک زیادی می کند.

6- نشستن در خانه و هیچ جا نرفتن

سفر کردن به این معنی نیست که دور دنیا را بگردید یا با هواپیمای شخصی به جزیره اختصاصی تان بروید. گاهی سفر کردن یعنی گردش در دشت و دمن نزدیک خانه تان هم می شود. سفر و پیاده روی یک روزه در بیابان و جنگل و راه رفتن زیر نور آفتاب به بهبود اعتماد به نفس و کاهش ابتلا به بیماری های افسردگی و روانی کمک می کند. پیاده روی و کوهنوردی و ورزش در پارک به بهبود توانایی تعامل با دیگران، اعتماد به نفس و حتی کم کردن وزن و سلامتی و شادی هم کمک می کند.

10 اشتباه رایج که جلوی شادی و شادبودن را می گیرد


 گفتیم کم کردن وزن؛ نشستن در خانه و نداشتن فعالیت باعث چاقی و اضافه وزن می شود. خود اضافه وزن باعث ناراحتی و غم و اندوه و البته خداحافظی با شادی می شود.

7- نپرداختن سهم زندگی اجتماعی

هر انسانی در زندگی اجتماعی سهمی دارد. زندگی پویا و فعال یعنی اینکه به عنوان یک فرد در جامعه بتوانی در زمانی که به تو نیاز دارند، کارت را انجام بدهی. زندگی با خوردن و خوابیدن و لباس خریدن و فیلم دیدن و بی اعتنا از کنار یکدیگر گذشتن هم می گذرد؛ اما زندگی وقتی شاد و سالم و معنی دار می شود که منفعلانه و هرچه پیش آید خوش آید، نشود. مثلا به جای خریدن یک لباس که خیلی هم به آن نیازی ندارید، می توانید یک وعده غذا برای چند بی خانمان درست کنید یا در مشارکت های بزرگ اجتماعی مثل خیریه ها و... شرکت کنید. 

آدم های شاد، آدم های بخشنده و فعال هستند و کسانی که سهمشان را در جامعه به خوبی می پردازند. پرداختن به خود و خود را دیدن در طولانی مدت باعث بیماری روانی و افسردگی و دوری هرچه بیشتر با شادی می شود.

8- ماندن در کاری که دوست ندارید

فعالیت در کاری که به آن هیچ علاقه ای ندارید، بلاهایی سر سلامت قلبتان می تواند بیاورد که باورتان نمی شود. «Karoshi» در ژاپن به معنی مرگ با کار زیاد و پراسترس است. اگر دلتان نمی خواهد «کاروشی» شوید و با حمله قلبی از دار فانی خداحافظی کنید، هرچه زودتر در مورد کار و شغلی که دارید، تجدیدنظر کنید.

تحقیقات نشان داده افرادی که کارشان را دوست دارند و در محل کار استرس کمتری از طرف رئیس و مسئول مستقیم و همکارانشان دریافت می کنند زندگی شادتر و البته بدن سالم تری دارند و البته کسانی که با رغبت کمتری به محل کار می روند و روزشان را با استرس می گذرانند، احتمال اینکه مرگ زودرسی هم داشته باشند، بیشتر است.

9- غذا خوردن تنهایی

«برایان وانسینک» استاد دانشگاه کرنل «Cornell University» معتقد است کسانی که همیشه تنها غذا می خورند، غمگین تر و مریض تر هستند. تحقیقات نشان داده زمانی که مردم به تنهایی غذا می خورند، کمتر به سالم بودن غذا فکر می کنند و بیشتر غذاهای سیرکننده و ناسالم می خورند. آن ها معتقدند آدم های تنها بیشتر به این فکر می کنند که غذایی بخورند تا سیر شوند و هیچ وقت به این موضوع فکر نمی کنند که غذایی بخورند که شاد و سالم شوند. 

10 اشتباه رایج که جلوی شادی و شادبودن را می گیرد


عادت نخوردن صبحانه و ناهار و خوردن وعده های شام سنگین باعث به وجود آمدن بیماری های قلبی و عروقی و سکته های مغزی می شود. آدم های تنهاخور بیشتر شیرینی می خورند و بیشتر در معرض ابتلا به مرض قند هستند.

10- اعتقاد به اینکه شما لایق سلامتی، شادی و عشق نیستید

همه آدم ها سزاوار زندگی شاد و سالم هستند. محققان دانشگاه هیوستون «University of Houston»  آمریکا بعد از یک مطالعه ده ساله به این نتیجه رسیده اند که کسانی که در زندگی خود را سزاوار شادی و عشق می دانند از کسانی که این احساس را ندارند، سالم تر هستند. آدم های خود کم بین و بدون اعتماد به نفس همیشه خود را لایق چیزی که می توانند داشته باشند، نمی بینند. مثلا در هر شرایطی که هستند، می گویند ما لایق همین شرایط هستیم و برای بهبود وضعیت خود هیچ تلاشی نمی کنند.

محققان می گویند اگر شما در زندگی تان همیشه از قضاوت دیگران بترسید و به خودتان اعتماد نداشته باشید، هیچ وقت نمی توانید شرایطی را که لایق آن هستید، تجربه کنید. یک بار برای همیشه باید تصمیم بگیرید که شرایطی که در آن هستید، اگر بد است و راضی کننده نیست، هیچ وقت نباید ابدی و دائمی باشد. شما می توانید کنترل زندگی تان را در دست بگیرید و شرایط را عوض کنید. ماندن و سوختن باعث می شود ریسک بیماری های روانی و افسردگی بالا برود و البته شادی برای همیشه از زندگی تان رخت بر می بندد و می رود به جایی که ممکن است دیگر هیچ وقت دستتان به آن نرسد.


تاریخ : شنبه 01 خرداد 1395
بازدید : 216
نویسنده : sina95

 روان شناسان معتقدند کسانی که عاشق زندگی کردن هستند، آدم های شادتر و سالم تری هم هستند. کسانی که از روزمرگی زندگی برای خود شادی های کوچک می سازند. البته کسانی هم هستند که با کارهای اشتباهی که انجام می دهند، فرصت تجربه شادی را از خودشان می گیرند. این آدم ها کم نیستند. این اشتباهات هم کم نیستند. اگر دلتان می خواهد با این اشتباه های رایج که جلوی شادی را می گیرند آشنا شوید، ما 10 مورد از مهم ترین ها را که «جیمز پاک» روان شناس رفتاری گردآوری کرده است، در این مطلب آورده ایم که آن ها را می خوانید:

1- خودداری از ارتباط عمیق و معنی دار (مانند ازدواج، دوستی نزدیک و در تماس بودن با خانواده)


روان شناسان معتقدند افراد دارای روابط اجتماعی قوی با دیگران کمتر در معرض خطر مرگ قرار می گیرند. تحقیقات نشان داده کسانی که روابط اجتماعی قوی تری دارند، میل به زندگی و شادی در آن ها بیشتر از دیگران است. آن ها معتقدند حتی دوستی های قدیم به کسی که سرطان دارد خیلی کمک می کند و باعث می شود فردی با بیماری بجنگد و دلش می خواهد بیشتر زنده بماند.

10 اشتباه رایج که جلوی شادی و شادبودن را می گیرد


یک مطالعه علمی نشان داده؛ بودن در یک رابطه عشقی ماندگار و یک ازدواج موفق، خطر ابتلا به افسردگی، سوء مصرف مواد و بعضی سرطان ها را کاهش می دهد. مردم اوکیناوای ژاپن جزو فقیرترین مردم این کشور هستند اما طول عمر آن ها از بقیه ژاپنی ها بیشتر است. محققان معتقدند مردم این منطقه به دلیل داشتن روابط خانوادگی قوی طول عمری باورنکردنی دارند. همه این مطالعات نشان می دهد اتصال و تعلق خاطر داشتن برای یک زندگی سالم و شاد ضروری است. محققان بعد از آزمایش روی شش هزار نفر مرد مجر به این نتیجه رسیدند که مردان متاهل زندگی شادتر و سالم تری از مردان مجرد دارند.

2- نشستن در تمام روز


کسانی که تمام روز رو به روی تلویزیون یا مانیتور کامپیوتر می نشینند. نشستن جلوی تلویزیون برای ساعت های طولانی یا کارکردن با کامپیوتر هیچ فرقی با هم ندارند و هر دو می توانند باعث ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی و مرگ زودرس شوند. نتایج یک پژوهش روی 240 هزار نفر نشان می دهد کسانی که در روز، ساعت های طولانی روی مبل یا صندلی می نشینند از بقیه غمگین تر و بیمارتر هستند.

3- نداشتن آرامش و پیوسته تند نفس کشیدن


محققان معتقدند یوگا و مدیتیشن به شادی آدم ها کمک زیادی می کند. آن ها معتقدند آرامش و آرام نفس کشیدن و رها کردن مغز از روزمرگی ها بهترین غذای سلطان بدن است. وقتی مغز احساس رهایی و سلامت بکند، مطمئنا بدن سالم تر و روان شادتر می شود. 

10 اشتباه رایج که جلوی شادی و شادبودن را می گیرد


وقتی صبح از خواب بیدار می شوید و بی امان و بدون توقف از مغزتان کار می کشید، باعث می شوید استرس و اضطراب مهمان هر روزه شما باشد. استراحت دادن به مغز و تنفس عمیق و آرام در روز به کاهش خشم و بهبود خواب کمک می کند. کسی که خوب بخوابد و کمتر خشمگین شود، آدم شادتر و سالم تری هم هست.

4- نداشتن اعتقاد دینی و ایمان


تحقیقات پزشکی نشان داده است که اثرات درمانی که دین و معنویت در بدن دارد کاملا انکارپذیر است. افراد باایمان و اعتقاد قوی کمتر دچار استرس و اضطراب و دل شوره و البته ناامیدی می شوند. مذهب باعث به وجودآمدن حس نوع دوستی و جامعه دوستی در فرد می شود. تحقیقات نشان داده است که همه ما به یک حس تعلق معنوی احتیاج داریم. اینکه به منبع بزرگ معنوی و ذات یگانه خدا متصل باشیم، از ترس و ناامیدی دور می شویم و همیشه به یک منبع بزرگ و بی پایان امیدواریم.

محققان معتقدند افراد دارای اعتقاد قوی و با ایمان از بقیه کسانی که خود را بدون دین معرفی می کنند، شادتر و سالم تر هستند. آن ها با ایمان قوی ای که دارند هر اندوه و غمی را گذرا و زودگذر می دانند و معتقدند پایان هر شب سیه، سپید است.

5- نادیده گرفتن توانایی ها و خلاقیت ها

محققان معتقدند پرداختن به خلاقیت ها باعث کاهش بیماری و تقویت سلامتی و تندرستی بدن می شود. مطالعات دانشکده بهداشت عمومی هاروارد «Harvard University» نشان داده است که هنر و خلاقیت باعث کاهش استرس و اضطراب و افزایش احساسات مثبت و پایین آوردن احتمال ابتلا به افسردگی می شود. مطالعه دیگری که در مجله «health» منتشر شده است، ثابت کرده که خلاقیت در بیماران مبتلا به ایدز، روند بهبود آن ها بهتر می کند؛ یعنی هرچه در زندگی ایده های بیشتری دارند، سلامتی شان هم بالاتر می رود. همچنین نقاشی کردن بیماری هایی که به افسردگی مبتلا هستند به روند بهبودی آن ها کمک زیادی می کند.

6- نشستن در خانه و هیچ جا نرفتن

سفر کردن به این معنی نیست که دور دنیا را بگردید یا با هواپیمای شخصی به جزیره اختصاصی تان بروید. گاهی سفر کردن یعنی گردش در دشت و دمن نزدیک خانه تان هم می شود. سفر و پیاده روی یک روزه در بیابان و جنگل و راه رفتن زیر نور آفتاب به بهبود اعتماد به نفس و کاهش ابتلا به بیماری های افسردگی و روانی کمک می کند. پیاده روی و کوهنوردی و ورزش در پارک به بهبود توانایی تعامل با دیگران، اعتماد به نفس و حتی کم کردن وزن و سلامتی و شادی هم کمک می کند.

10 اشتباه رایج که جلوی شادی و شادبودن را می گیرد


 گفتیم کم کردن وزن؛ نشستن در خانه و نداشتن فعالیت باعث چاقی و اضافه وزن می شود. خود اضافه وزن باعث ناراحتی و غم و اندوه و البته خداحافظی با شادی می شود.

7- نپرداختن سهم زندگی اجتماعی

هر انسانی در زندگی اجتماعی سهمی دارد. زندگی پویا و فعال یعنی اینکه به عنوان یک فرد در جامعه بتوانی در زمانی که به تو نیاز دارند، کارت را انجام بدهی. زندگی با خوردن و خوابیدن و لباس خریدن و فیلم دیدن و بی اعتنا از کنار یکدیگر گذشتن هم می گذرد؛ اما زندگی وقتی شاد و سالم و معنی دار می شود که منفعلانه و هرچه پیش آید خوش آید، نشود. مثلا به جای خریدن یک لباس که خیلی هم به آن نیازی ندارید، می توانید یک وعده غذا برای چند بی خانمان درست کنید یا در مشارکت های بزرگ اجتماعی مثل خیریه ها و... شرکت کنید. 

آدم های شاد، آدم های بخشنده و فعال هستند و کسانی که سهمشان را در جامعه به خوبی می پردازند. پرداختن به خود و خود را دیدن در طولانی مدت باعث بیماری روانی و افسردگی و دوری هرچه بیشتر با شادی می شود.

8- ماندن در کاری که دوست ندارید

فعالیت در کاری که به آن هیچ علاقه ای ندارید، بلاهایی سر سلامت قلبتان می تواند بیاورد که باورتان نمی شود. «Karoshi» در ژاپن به معنی مرگ با کار زیاد و پراسترس است. اگر دلتان نمی خواهد «کاروشی» شوید و با حمله قلبی از دار فانی خداحافظی کنید، هرچه زودتر در مورد کار و شغلی که دارید، تجدیدنظر کنید.

تحقیقات نشان داده افرادی که کارشان را دوست دارند و در محل کار استرس کمتری از طرف رئیس و مسئول مستقیم و همکارانشان دریافت می کنند زندگی شادتر و البته بدن سالم تری دارند و البته کسانی که با رغبت کمتری به محل کار می روند و روزشان را با استرس می گذرانند، احتمال اینکه مرگ زودرسی هم داشته باشند، بیشتر است.

9- غذا خوردن تنهایی

«برایان وانسینک» استاد دانشگاه کرنل «Cornell University» معتقد است کسانی که همیشه تنها غذا می خورند، غمگین تر و مریض تر هستند. تحقیقات نشان داده زمانی که مردم به تنهایی غذا می خورند، کمتر به سالم بودن غذا فکر می کنند و بیشتر غذاهای سیرکننده و ناسالم می خورند. آن ها معتقدند آدم های تنها بیشتر به این فکر می کنند که غذایی بخورند تا سیر شوند و هیچ وقت به این موضوع فکر نمی کنند که غذایی بخورند که شاد و سالم شوند. 

10 اشتباه رایج که جلوی شادی و شادبودن را می گیرد


عادت نخوردن صبحانه و ناهار و خوردن وعده های شام سنگین باعث به وجود آمدن بیماری های قلبی و عروقی و سکته های مغزی می شود. آدم های تنهاخور بیشتر شیرینی می خورند و بیشتر در معرض ابتلا به مرض قند هستند.

10- اعتقاد به اینکه شما لایق سلامتی، شادی و عشق نیستید

همه آدم ها سزاوار زندگی شاد و سالم هستند. محققان دانشگاه هیوستون «University of Houston»  آمریکا بعد از یک مطالعه ده ساله به این نتیجه رسیده اند که کسانی که در زندگی خود را سزاوار شادی و عشق می دانند از کسانی که این احساس را ندارند، سالم تر هستند. آدم های خود کم بین و بدون اعتماد به نفس همیشه خود را لایق چیزی که می توانند داشته باشند، نمی بینند. مثلا در هر شرایطی که هستند، می گویند ما لایق همین شرایط هستیم و برای بهبود وضعیت خود هیچ تلاشی نمی کنند.

محققان می گویند اگر شما در زندگی تان همیشه از قضاوت دیگران بترسید و به خودتان اعتماد نداشته باشید، هیچ وقت نمی توانید شرایطی را که لایق آن هستید، تجربه کنید. یک بار برای همیشه باید تصمیم بگیرید که شرایطی که در آن هستید، اگر بد است و راضی کننده نیست، هیچ وقت نباید ابدی و دائمی باشد. شما می توانید کنترل زندگی تان را در دست بگیرید و شرایط را عوض کنید. ماندن و سوختن باعث می شود ریسک بیماری های روانی و افسردگی بالا برود و البته شادی برای همیشه از زندگی تان رخت بر می بندد و می رود به جایی که ممکن است دیگر هیچ وقت دستتان به آن نرسد.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید