عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393
بازدید : 522
نویسنده : sina95

  وقتي مي‌خواهد به حريم‌تان سرك بكشد

همسر حساسي داريد كه از شما مي‌خواهد كلمه عبور حساب‌هاي اينترنتي‌تان را در اختيارش بگذاريد و به او اجازه دهيد كه وقت به صدا در آمدن زنگ پيامك، سراغ تلفن همراه‌تان برود؟ در اين مواقع بايد قاطعانه به او نه بگوييد و بدون هيچ عذاب وجداني، خواسته‌اش را نپذيريد. حتي به بهانه مشترك بودن در همه ابعاد زندگي، همسر‌تان حق ندارد سرزده شريك حساب‌هاي اينترنتي شما شود. شايد گاهي برحسب اتفاق با هم پاي رايانه بنشينيد، اما دليلي ندارد كه در هر باري كه به صفحه فيس‌بوك يا اي‌ميل‌تان وارد مي‌شويد، او را هم در كنار‌تان بنشانيد. 

چه وقت به همسرتان «نه» بگویید؟


وقتي مي‌خواهد فرد ديگري باشيد

در روز خواستگاري و ماه‌هاي نامزدي، دليلي ندارد كه به‌خاطر حفظ آرامش رابطه‌تان به همه خواسته‌ها و شروط فرد مقابل‌تان بله بگوييد. اگر احساس مي‌كنيد بعضي خواسته‌هاي او شما را به آدم ديگري بدل مي‌كند يا با اصولي براي زندگي‌تان ترسيم كرده‌ايد همخواني ندارد، شجاعانه به او نه بگوييد. اگر براي كسب موقعيت اجتماعي دلخواه‌تان سال‌ها تلاش كرده‌ايد اما همسر‌تان برخلاف ميل شما مي‌خواهد كار را كنار بگذاريد، بدون تعارف به او نه بگوييد و اگر مي‌خواهد بيشتر از توان‌تان مسووليت روي دوش‌تان بگذارد، به‌خاطر عواقب ناخوشايند اين خواسته‌هايش، همان آغاز كار به او نه بگوييد. 

وقتي مي‌خواهيد تنها باشيد

حال خوبي نداريد يا اينكه بعد از چند روز سخت كاري مي‌خواهيد جمعه‌تان را در تنهايي بگذرانيد؟ در اين شرايط حق شماست كه به خواسته همسر‌تان براي ‌مهمان دعوت كردن «نه» بگوييد. دليلي ندارد با هر حالي پذيراي ديگران باشيد و در اوج كلافگي به آنها لبخند بزنيد. اما مراقب باشيد تعداد روزهاي كلافگي‌تان در سال زياد نشود. شايد پذيرش يكي، دو نه در سال براي همسر‌تان ممكن باشد اما اگر هر آخر هفته بخواهيد خستگي را بهانه كنيد و او را از ديدن كساني كه دوست‌شان دارد محروم كنيد، ممكن است رابطه‌تان شكرآب شود. 

وقتي حساب و كتاب بلد نيست

براي همسر‌تان مهم نيست كه درآمد مشترك‌تان چقدر است و گاهي خرج‌هايي مي‌تراشد كه توان پرداخت‌شان را نداريد يا براي جبران كردن‌شان به سختي مي‌افتيد؟ اگر همسر‌تان تا اين اندازه با حساب و كتاب بيگانه است بايد به خواسته‌اش براي خريد برخي چيزها يا هزينه كردن در برخي موارد نه بگوييد. اما در چنين موردي تنها گفتن يك كلمه دو حرفي كافي نيست. احتمالا لازم است دليل پاسخ منفي‌تان را هم با آوردن چند معادله ساده و قابل فهم براي او روشن كنيد. 

چه وقت به همسرتان «نه» بگویید؟


وقتي نمي‌خواهيد رابطه زناشويي داشته باشيد

حق شما و همسر‌تان است كه بعد از ازدواج از رابطه سالم زناشويي بهره‌مند باشيد؛ اما چنين حقي در هر شرايطي قابل دست يافتن نيست. اگر بيمار شده‌ايد، حال رواني‌تان مساعد نيست يا خسته هستيد، دليلي ندارد يك رابطه بدون لذت را به خود تحميل كنيد. شرايط‌تان را با همسر‌تان در ميان بگذاريد و با مهرباني و بدون زير سوال بردن مردانگي‌اش به او يك نه موقت بگوييد. 

وقتي آماده مادري نيستيد

حق هر كسي است كه بعد از ازدواج خود را در مقام پدر يا مادر ببيند. اما اگر تازه ازدواج كرده‌ايد و از نظر رواني خود را آماده قبول چنين مسووليتي نمي‌بينيد، بايد رودربايستي را كنار بگذاريد و به خواسته همسر‌تان نه بگوييد. برايش توضيح دهيد كه چرا آمادگي چنين اتفاق بزرگي را نداريد و چقدر از او براي كسب اين آمادگي زمان مي‌خواهيد. اگر منطقي موضوع را با او در ميان بگذاريد، مي‌توانيد بدون ضربه زدن به زندگي مشترك‌تان به او نه بگوييد. 


تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393
بازدید : 502
نویسنده : sina95

 تاثیرات فیس بوک

فیس بوک و دیگر رسانه های اجتماعی راه های فوق العاده ای هستند که شما را در جریان اتفاقات زندگی دوستان و خانواده تان قرار می دهند.اما آیا تا به حال با خود فکر کردید که وقت گذراندن در شبکه های اجتماعی چطور می تواند روی شما اثر بگذارد؟ نتایج تحقیقات امریکا و انگلیس نشان می دهد که بعضی از افراد –حتی شاید شما- هر چه بیشتر در فیس بوک باشند احساسات منفی بیشتر و تصویر بدتری از بدنشان دارند !

تیم تحقیق به این باور رسیده اند که زمانی که در فیس بوک سپری می شود – به طور میانگین نزدیک یک ساعت و نیم در روز – باعث می شود افراد به خصوص دختران جوان خود را با دیگران مقایسه کنند که در نتیجه منتهی به داشتن حس بدی نسبت به بدن خودشان می شود. همچنین برای خانوم هایی که نگران افزایش وزن خود هستند بودن هر چه بیشتر در فیس بوک توجه شان را به ظاهر فیزیکی مثل هیکل اندازه ولباس تشدید می کند.

پس اگر می خواهید حس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید باید دور همه رسانه های اجتماعی خط بکشید ؟ قطعا اینطور نیست. حقیقت این است که اینترنت می تواند یک راه خارق العاده برای تقویت دریافت حمایت های اجتماعی مفید برای افزایش خود باوری باشد اما آنچه اهمیت دارد نحوه درست دریافت این حمایت های اجتماعی ست.

همان طور که شما خودتان را با بیکن سرشار از نیترات و سوسیس کالباس و هات داگ خفه نمی کنید یا اگر این کار را کردید با یک روز نوشیدن آب میوه های های سبز وخوردن سبزیجات سم زدایی می کنید باید حواستان به مصرف رسانه های اجتماعیتان ( آنچه از این طریق وارد ذهن و مغزتان می شود ) باشید. تصور کنید که رژیم دیجیتالی شما هم پادزهر خاص خودش را داشته باشد. روی قسمت های خوب تمرکز و اثرات منفی را محدود کنید.

در اینجا به 4 مورد می پردازیم که هر چقدر زیاد تر به آن توجه کنید باز هم کافی نیست :

پشتیبانی 

گفته می شود که داشتن یک گروه دوست پشتیبان عامل اصلی کاهش افسردگی و افزایش خود باوری است.

همدلی

برقراری یک مکالمه معنادار آنلاین با خانوم هایی که مثل شما با احساس ناامنی مواجه اند و شکل و قیافه ی خود را مورد تردید قرار می دهند می تواند ابزار خوبی برای رسیدن به احساس اطمینان و تکامل باشد.

مدل هایی با نقش مثبت 

دوستان خیلی بیشتر از آنچه که متوجه هستند روی یکدیگر می توانند تاثیر بگذارند. برای مثال مطالعه ای که در مجله پزشکی نیو انگلند در سال 2007 منتشر شد به این نتیجه رسید که احتمال چاق شدن افراد 57 در صد بیشتر می شود اگر دوست چاقی داشته باشند. با دوستانی در ارتباط باشید که ذهنیتی مشابه (هم فکر) و عادات و اهداف سالمی داشته باشند تا در راستای رسیدن به اهدافتان کمکتان کنند.

انگیزه

یک زندگی سالم تصویر بدنی سالمی را ترویج می دهد. پست های کسانی را در فیس بوک دنبال کنید که حاوی پیامهای مثبتی اند ، لبخند به لبان شما می آورند و به شما انگیزه می دهند که به خوبی بخورید ورزش کنید بخندید و استراحت کنید. ( برای خواندن پست هایی از این دست به صفحه ما در فیس بوک بپیوندید:)  )

 مهم 

 

توجه داشته باشید که این مسئله در مورد همه چیز صدق  می کند ، موفقیت ، کار ، تحصیل ، رشد فردی و ... سعی کنید با افرادی در ارتباط باشید که مثبت باشند و مدام در حال غر زدن نباشند ، این افراد جز اینکه  افسردگی خود را به دیگران تزریق کنند برای شما فایده ای  ندارند ، تصور نکنید که کسانی که بیشتر می فهمن د انسان های سرشار از درد و غم هستند ، اتفاقا کاملا برعکس است ، کسانی که زندگی را درک می کنند انسان هایی هستند که زیبا می اندیشند و زیبایی و شادی را گسترش  می دهند !


تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393
بازدید : 432
نویسنده : sina95

 

4 روش آسان برای افزایش سلامت درون !

سعی کنید تعادلی بین آنچه نیاز به انجام آن است و آنچه که باید انجام شود، برقرار کنید. وقتی زندگی پیچیده می‌شود من سعی می‌کنم زمانی را به خودم اختصاص دهم و در نازپروردگی افراط کنم. 

برخی از آن کارهایی که انجام می‌دهم عبارتند از:

زمانی را به خود اختصاص دهید

از آرایشگر خود برای مانیکور- پدیکور وقت بگیرید یا برای تمدد اعصاب وقت ماساژ رزرو کنید . بدین ترتیب ازاسترستان کاسته می‌شود و احساس بهتری خواهید داشت و البته عالی به نظر خواهید ‌رسید. با این قبیل اقدامات خودتان را در اولویت قرار دهید، اعتماد به نفس و شادابی‌ خود افزایش دهید.

فعال باشید

پیاده روی کنید یا باشگاه بروید. ورزش ترشح اندورفین را افزایش می‌دهد و به شما حرارتی طبیعی و سالم می‌بخشد. حس بهتری پیدا خواهید کرد زیرا می‌دانید که فعالیتی با فواید مثبت بر سلامت را در پیش گرفته‌اید. اگر به ورزش علاقه‌ای ندارید، به کلاس یوگا بروید. جانی دوباره به درون ذهن، بدن و روح خود بخشید تا به تعادل و زیبایی درونی دست یابید.

حمام خود را تبدیل به اسپا شخصی کنید

در خانه‌ی خود یک چشمه‌ی آب معدنی درست کنید. اگر صاحب فرزندانی هستید ساعتی را با همسر خود به تماشای آنها اختصاص دهید. شمع روشن کنید، موهای خود را بالا جمع کنید، در وان دراز بکشید، ماسکی برای صورت خود تهیه نمائید و لذت ببرید. امروزه محصولات زیبایی بسیاری در دسترس قرار دارند که به شما این فرصت را می‌دهند تا لذت تجربه‌ی چشمه‌ی آب معدنی در خانه را دو برابر کنید. برخی از این محصولات شامل ماسک‌های کاغذی، لایه بردارهای درمانی، ماسک‌ مو، شمع‌های عطری با خاصیت درمانی و لوسیون یا روغن ماساژ می‌باشند.

سلامت پوست از سلامت درون نشات می‌گیرد!

حرارت درون از شاد بودن و تعادل روحی ناشی می‌شود. مطمئن شوید که به اندازه کافی ورزش می‌کنید، با تغذیه صحیح و نوشیدن هشت لیوان آب در روز به خوبی از خود مراقبت ‌کنید. داشتن پوستی زیبا، چهره‌ای سالم، حسی سالم‌تر و یک برنامه‌ی مراقبت از پوست به شما کمک می‌کند تا بهتر به نظر برسید و حس درونی بهتری داشته باشید. همه اینها دست به دست هم می‌دهند تا حرارتی درونی شما را فرا گیرد، حرارتی که ساختگی نیست...حقیقت محض است!


تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393
بازدید : 429
نویسنده : sina95

 بسیاری از افراد تلاش می کنند که با صرفه جویی بر میزان پس انداز خود بیفزاینداما تنها بخش کوچکی از آنها در این راه موفق می شوند. هر چند عواملی که کنترل آنها دست شما نیست مانند نرخ تورم و افزایش غیرقابل پیش بینی قیمت ها کار را برای صرفه جویی مشکل می کنند اما دلایل دیگری را نیز می توان برشمرد که در ناکامی افراد در صره جویی موثرند. وب سایت اقتصادی بیزینس اینسایدر از پنج عاملی نام برده که جلوی موفقیت در صرفه جویی را می گیرند.


1- نداشتن بودجه بندی

اگر بودجه ای را برای خود در نظر نگرفته اید و هزینه های بخش های مختلف را در آن تخمین نزده اید، نخستین گام لازم برای صرفه جویی را برنداشته اید. هر چند عدم بودجه بندی یک اقدام مالی اشتباه محسوب می شود اما همانقدر هم رایج است چرا که برآوردهای جهانی نشان می دهند که حدود دو سوم افراد چنین کاری را انجام نمی دهند. با اینحال اگر می خواهید در صرفه جویی موفق شوید بهتر است تلاش کنید به آن یک سومی بپیوندید که بودجه ماه آینده خود را یادداشت می کنند.

چرا در صرفه جویی ناکام می مانید؟

2- بودجه های خیالی

تصور کنیده که می خواهیدت هزینه قبض تلفن همراه را در بودجه وارد کنید. در یک دنیای ایده آل هزینه قبض شما شاید از 30 هزار تومان هم فراتر نرود بخصوص که می توانید برای ارسال پیامخ و برقراری تماس از اپلیکیشن های اینترنتی بهره ببرید، به همین خاطر شاید تصور کنید که باید در بودجه ماه آینده هزینه تلفن همراه را 30 هزار تومان در نظر بگیرید اما بهتر است به جای اینکه وضعیت ایده آل را در نظر بگیرید با حقایق روبرو شوید.

برای مثال اگر دوره قبل بیش از 100 هزار تومان برای تلفن همراه پرداخته اید، این بار نیز همان مبلغ یا کمی کمتر را در بودجه در نظر بگیرید. به خاطر داشته باشید که بودجه های رویایی نه تنها هرگز محقق نمی شوند بلکه شما را از بودجه بندی ناامید می کنند.

3- غافل شدن از هزینه های پنهان

برای صرفه جویی باید بودجه ای داشته باشید و تلاش کنید تا آن بودجه را محقق کنید اما اگر برخی هزینه های غیرمعمول را در بودجه وارد نکنید، احتمالا در پاتیان ماه در صرفه جویی ناکام خواهید ماند. برای مثال تولد افرادی که باید برای آنها هدیه بخرید جزو مواردی است که هنگام نوشتنه بودجه باید آنها را در نظر بگیرید. همچنین مواردی مانند تعویض قطعات یدکی خودرو نیز در چنینگروهی قرار می گیرند.

4- ثبت نکردن هزینه ها


گسترش بانکداری الکترونیک اگرچه مزیت های بسیاری دارد اما باعث می شود که در بسیاری از موارد اصلا متوجه نشوید که پول هایتان را کجا و چگونه خرج کرده اید. ثبت هزینه ها از جمله کارهای نه چندان جالب و البته زمانبر است اما اگر به طور جدی تصمیم گرفته اید که صرفه جویی کنید، باید هزینه های روزمره خود را یادداشت کنید. در اینصورت احتمالا در پایان ماه موارد جالبی را در مورد خود کشف خواهید کرد. مثلا اینکه چند برابر تصورتان برای مواد غذایی هزینه می کنید.

5- تسلیم شدن


صرفه جویی فرآیندی است که باید به مرور انجام شود. شما به سختی می توانید طی مدت زمانی کوتاه هزینه های خود را به میزان قابل توجهی کحاهش دهید (هرچند که می توانید آنها را به سرعت افزایش دهید)، به همین دلیل به خاطر داشته باشید که بهترین شیوه برای موفقیت در صرفه جویی کاهش آهسته و البته پیوسته هزینه ها است و البته اگر در این مسیر گاهی ناکام ماندید نیز نباید به سرعت ناامید شوید چرا که رفتارهای تازه که برای صرفه جویی مفیدند برای اینکه به عادت تبدیل شوند، نیاز به زمان دارند.
 
 
 

تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393
بازدید : 444
نویسنده : sina95

  متاسفانه افراد وقتی خشمگین هستند به تنها چیزی که فکر نمی کنند، کنترل آن است. این حس تنها زمانی تحت اختیار شما قرار می گیرد که آگاهانه در مورد علت خشم خود فکر کنید. دلیل عصبانیت شما ممکن است در یک لحظه یا در طی یک دوره زمانی بوجود آمده باشد و در یک مرحله به اوج خود رسیده باشد و شما فکر کنید هم اکنون زمان انفجار این بمب است اما قبل از منفجر کردن آن نکات زیر را در نظر داشته باشید چرا که شما یک فرد منطقی هستید.


منبع خشم خود را شناسایی کنید
از خودتان بپرسید چه چیزی شما را خشمگین کرده است؟ آیا اعمال و رفتار شخصی، شما را آزرده کرده است؟ آیا به دلیل کمبودهایتان عصبی شده اید؟ اگر شما خاستگاه خشم خود را بدانید خیلی بهتر می توانید آنرا رفع کنید. به نوعی می توان گفت شما بهترین کسی هستید که می توانید علت عصبانیت تان را پیدا کنید حتی کلید حل این مشکل اراده و توانایی شما است.


نفس عمیق بکشید
شاید بهترین کار برای زمانی که خشمگین شدید در وهله اول این است که به عواقب آن بیاندیشید. کمی فکر کنید، ممکن است چند لحظه بعد از کار خود پشیمان شده باشید اما این ناراحتی سودی نداشته باشد. با یک نفس عمیق به خودتان فرصت دهید تا در مورد تصمیمی که گرفته اید عاقلانه بیاندیشید. ساعاتی پیاده راه بروید و سعی کنید انرژی ناشی از عصبانیت تان را تخلیه کنید. سعی کنید بدون در نظر گرفتن احساسات، منطقی فکر کنید.

خطر در کمین شماست، شما به دلیل عصبانیت زیاد نه خودتان را می بینید و نه دیگران را

محترمانه رفتار کنید
در یک بحث، اظهارات شما در اینکه دیگران حق را به شما بدهند، تاثیرگذار است. طریقه برخورد شما نظر دیگران را تعیین می کند. سعی کنید هنگامی که عصبانی هستید با اطرافیانتان با احترام سخن بگویید. این امر کمک می کند تا تنش ها کاهش پیدا کند و اطرافیان مشکل شما را بهتر درک کنند.


عصبانیت کوچه بن بست افکار منطقی
به خودتان یادآوری کنید، شما قرار است مشکلات تان را حل کنید پس عصبانیت و خودخوری نمی تواند شما را در موقعیت بهتری قرار دهد، فقط مشکل را حادتر می کند. شرایط را ناامید کننده نبینید چرا که شما با جمع کردن افکارتان بهترین تصمیم را خواهید گرفت.

همه چی آرومه...
به خودتان بگویید که آرام هستید و همه چیز بر وقف مراد است. خودتان را تهییج نکنید که می خواهید بلندترین ماراتن عصبانیت را داشته باشید. خطر در کمین شماست، شما به دلیل عصبانیت زیاد نه خودتان را می بینید و نه دیگران را.


یادتان باشد عصبانی هستید
وقتی از فراز و نشیب های زندگی خسته شده اید و به زمین و زمان بد و بیراه می گویید لازم است حواس تان جمع باشد تا به دیگران القاب نامناسبی را هدیه نکنید. یادتان باشد عصبانیت شما به مرور از بین می رود اما حرفها و اعمالی که انجام داده اید در ذهن اطرافیان جا خوش می کند و ممکن است بعد از مدتی این خاطرات بد را به شما یادآور شوند، خاطراتی که مطمئنا طعم خوبی نخواهد داشت. پس بهترین کار این است ترمز رفتار ناشایست تان را بکشید.


اگر زیاد از کوره در می روید...
در آخر اینکه اگر فردی غیر قابل کنترل شده اید و زود از کوره درمی روید لازم است درمان شوید. به نوعی مشکلات را علت یابی کنید. مراجعه به مشاور می تواند به شما کمک کند، همچنین یک برنامه ورزشی روزانه موثر خواهد بود. ممکن است اگر این رفتارتان مداومت پیدا کند، تبدیل به عادت شود،کم کم خشونت های فیزیکی را در پی خواهد داشت.


تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393
بازدید : 473
نویسنده : sina95

  بسیاری از جوانان از افراد موفق جامعه درخواست می کنند تا روش ها و دلایل رسیدن به موفقیت را برای آنها تشریح کنند. دکتر ریچارد اس.تی.جان نویسنده، محقق و تحلیلگر موفقیت با انجام یک تحقیق میدانی درصدد پاسخگویی به این سوال برآمده است. این تحقیق در طی 7 سال با روش مصاحبه از 500 فرد موفق در سطح جامعه بین المللی صورت گرفته است. 

هدف اصلی این تحقیق یافتن پاسخ این سوال مهم است که واقعا چه چیزی منجر به موفقیت می شود؟ یافته ها و نتایج تحقیق انجام گرفته بیانگر این موضوع است که کلیه افراد موفق در 8 زمینه با یکدیگر مشترک هستند و این 8 عامل باعث موفقیت آنها در کسب و کار، فعالیت علمی یا اجتماعی بوده است.

در ادامه به صورت خلاصه به این 8 عامل موثر در موفقیت افراد می پردازیم.

افراد موفق دیوانه کار کردن هستند


1- افراد موفق شور و شوق انجام کار (اشتیاق) دارند

افراد موفق می گویند ما توسط اشتیاق مان هدایت می شویم. آنها کارشان را با عشق انجام می دهند و آن را به همکاران خود نیز منتقل می کنند.

پول درآوردن در فکر آنها دلیل اصلی کار کردن نیست بلکه یکی از نتایج آن است. آنها مطمئن هستند که اگر کاری را با عشق انجام دهند حتما به ثروت و پول نیز خواهند رسید.

2- افراد موفق سختکوش هستند

هیچ چیز آسان به دست نمی آید و به دست آوردن آن حاصل سخت کار کردن است. همیشه کار کردن سخت بوده و هست اما سعی کنید همواره از کاری که می کنید لذت ببرید. با این تفکر است که می توانید سختکوشی را در ذهن خود نهادینه کنید.

گاهی افراد جامعه فکر می کنند که افراد موفق به کار خود معتاد شده اند اما تعبیر بهتری برای آنها وجود دارد که آنها دیوانه کار کردن هستند.

3- افراد موفق کار خوب ارائه می کنند

آنها می گویند برای موفق بودن سعی کنید با قلب تان کار کنید و در آن کار عالی شوید. هیچ جادویی در کار نیست، همه اش تمرین است و تمرین است و تمرین. با تمرین کردن مدام است که می توانید یک کار را به خوبی انجام دهید.

4- افراد موفق تمرکز می کنند

افراد موفق معمولا ایده های خلاقانه زیادی را در ذهن خوددارند اما این موضوع همانگونه که یک فرصت بسیار خوب است، در صورت نداشتن تمرکز می تواند به عنوان تهدید لحاظ شود.

داشتن ایده های بسیار، همانند سوار شدن بر اسب سرکشی است که هر لحظه شما را به سویی می کشاند و در صورتی که نتوانید آن را افسار بزنید و در یک راه مستقیم به حرکت درآورید هیچ گاه شما را به مقصد نخواهد رساند. پس سعی کنید همواره بر روی موضوع کار خود تمرکز کنید و هیچ گاه از آن غافل نشوید.

5- افاد موفق خود را تشویق می کنند

آنها می گویندکه همیشه تلاش کنید تا خود را تشویق کنید، هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی. خود را از خجالت و تردید به خود رها کنید. تمامی انسان ها معتقدند که موثرترین فرد در زندگی بشر برای هل دادن او به جلو و تشویق کردنش مادرها هستند.

آنها هستند که فرزند خود را برای ایستادن، دویدن، مدرسه و دانشگاه رفتن، ازدواج، کسب و کار راه انداخت و هزاران کار دیگر تشویق می کنند و او را به جلو هل می دهند.

6- افراد موفق به دیگران خدمات ارائه می کنند

آنها می گویند: سعی کنید به جای خدمت کردن به خود به دیگران خدمت کنید. تمام مردم دوست دارند که ماشین، خانه و امکانات خوب و با کیفیت داشته باشند و در این راه تلاش می کنند.

اگر هدف شما این باشد که در واقع دارید به خود خدمت می کنید اما به جای آن سعی کنید نیازی را در جامعه حس کنید و براساس آن نیاز به جامعه خدمتی ارائه کنید.

محصول جدیدی اختراع کنید یا محصولات قبلی را بهینه کنید و زندگی را برای مردم آسان تر کنید. مطمئن باشید با دادن این خدمات به دیگران، نتیجه خوبی خواهید گرفت که مهمترین آن بالا بردن کیفیت زندگی خود با به دست آوردن ماشین، خانه و امکانات خوب خواهد بود. پس ابتدا به دیگران فکر کنید و به آنها چیز ارزشمندی ارائه کنید و مطمئن باشید از این طریق می توانید ثروتمند شوید.

7- افراد موفق ایده دارند

بیل گیتس می گوید: «تنها چیزی که من داشتم یک ایده بود: «راه اندازی اولین شرکت ریز کامپیوتر». البته این ایده صرفا یک ایده معمولی نبود بلکه یک ایده فوق العاده بود.

مطمئن باشید که خلق آینده هرگز اغلب جادوی خلاقیت نیست بکله تنها انجام کارهای ساده است. ایده های جدید همیشه یکسان نیستند، ممکن است خیلی از ایده هایی که تازه به ذهن شما خطو رکرده است سال ها قبل در کشورهای دیگر اجرا شده باشند و افراد موفق می گویند عمدتا محصولات موفق، حاصل کنار هم قرار گرفتن ایده های خلاقانه افرادی با دانش و تجربه و دیدگاه های مختلف است.

8- افراد موفق سماجت می کنند


آنها می گویند که سماجت اولین دلیل موفقیت است. شما باید در برابر شکست سماجت کنید، در برابر حرف های بی پایه و اساس سماجت کنید، در برابر فقیر شدن سماجت کنید، برای جلوگیری از تمام بدی هایی که می خواهد برای شما اتفاق بیفتد و برای رخ دادن تمام خوبی هایی که می تواند برای شما اتفاق افتاد سماجت کنید.

شما هم این 8 کار را انجام دهید و مطمئن باشید که اینها 8 عامل بزرگ موفقیت هستند!


تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393
بازدید : 508
نویسنده : sina95

 

چرا در روابط عاشقانه فریب طرف مقابل را می خوریم؟

یک بعدی یا یکطرفه نگاه کردن

 یکی دیگر از دلایل فریب خوردن، داشتن نگاه تک بعدی نسبت به مسائل، و نسبت به فضای پیرامون و فرایندهای اطراف است. وقتی تنها از یک زاویه به کارها و مسائل نگاه می کنیم، مثلا فقط زاویه مثبت یا منفی را می بینیم، احتمال گول خوردنمان بیشتر می شود. تجربه نشان می دهد که اکثر مسائل و امور، دارای وجوه سیاه و سفید و مثبت و منفی توأم هستند یعنی وقتی ذهن را در اطراف آنها چرخش داده و از چند زاویه به آنها نگاه کنیم، هم وجوه مثبت و هم وجوه منفی را در آنها تشخیص می دهیم و انتخاب صحیح تر بسته به هدف، و این که وجود مثبت و منفی از نظر کمی چقدر و از نظر کیفی تا چه حد همسو یا ناهمسو با اهداف ما هستند، رخ خواهدداد.

 

متاسفانه اکثر ما نگاه کردن از زوایای متفاوت را بلد نیستیم، یا به اندازه کافی برای کامل نگریستن تلاش نکرده و وقت نمی گذاریم و شرطی شده نگاه می کنیم. در حالیکه داشتن نگرش چندبعدی یا نگاه کردن از بالا، یعنی در حالتی که امکان دیدن کل (و نه فقط اجزا) وجود داشته باشد احتمال ارتکاب به خطایی را که مولوی، آن را با تمثیل فیل مطرح می کند، کاهش خواهدداد. این را هم بگوییم که چاله ها، محدود به حوزه های مرتبط با  گول  خوردن نیستند.

 

بسیاری از اتفاقات و رویدادهای زندگی و بسیاری از رفتارها و موضع گیری های اطرافیان، مانند چاه عمل کرده و ما را در وضعیت قرار می دهند که دچار هرز شدید انرژی، زمان و امکانات می شویم. تقویت ویژگی هایی که مطرح شد، منجر به هشیاری بیشتر شده و می توانند در جهت پیشگیری از به دام افتادن در انواع چاه ها یا چاله ها عمل کنند.

 

تجربه دردآور فریب خوردن

تقریبا همه ما این تجربه ناخوشایند و حتی دردناک را داریم که گول خورده و گرفتار تبعات منفی فریب خوردن شده باشیم. این گول خوردن ممکن است اختصاصی، یعنی مربوط به یک موضوع خاص باشد که نسبت به آن حساسیت داشته و آن را در سرنوشت خود موثر می دانیم، یا عمومی باشد مثل زمانی که در خرید کالا یا پرداخت وجه یا موارد مشابه کلاه سرمان می رود.

 

معمولا وقتی متوجه گول خوردنمان می شویم که دیگر کار از کار گذشته و جبران ضرر، سخت یا غیرممکن شده است. در این حالت گویی در چاله بزرگی افتاده ایم که برای مدتی امکان حرکت درست و معقول، امکان رشد و پیشرفت و حتی امکان داشتن آرامش را از ما گرفته و زمان، امکانات و انرژی مان را به هدر داده است و بدیهی است که در چنین حالتی چاره ای جز خروج سریع نداریم.

 

از طرفی، گرفتارشدن در این چاله ها آنقدر ناخوشایند است که بعضی اوقات از ترس گول خوردنو تجربه ناخوشایند افتادن در آنها، از آن طرف بام می افتیم، یعنی زیاده از حد محتاط و بی اعتماد می شویم و همه رفتارها و حرکات افراد را به حساب فریب دادن خود می گذاریم و تصور می کنیم همه آدم ها می خواهند از ما سوءاستفاده کنند. در این حالت هم از تعادل خارج شده و به سمت حالتی بیمارگونه پیش خواهیم رفت که به بدگمانی و بی اعتمادی شدید نسبت به اطرافیان، و به از دست دادن عشق و محبت نزدیکانمان در درازمدت منجر می شود.

 

فریب خوردن هم مانند هر اتفاق دیگری دلایلی دارد. در اینجا می خواهیم به برخی از این دلایل اشاره کنیم:

وقتی خودشناسی ما ضعیف است اکثر ما در طول شبانه روز، و حتی در طول زندگی، بارها گول می خوریم، گاهی این گول خوردن ناشی از عدم خودشناسی است. درواقع برای بعضی از ما، لازم است قبل از آن که دیگران را مسئول فریب دادن خود بدانیم، نگاهی به خودمان بیندازیم و از خود بپرسیم چه شد که هشیاری ام را از دست دادم؟ چه شد که متوجه حیله های طرف مقابل نشدم؟ چرا حواسم را جمع نکردم؟

 

چه شرایطی باعث شد از عقل و منطق خود به درستی استفاده نکنم؟ چه شد که گول خوردم؟ و با یافتن جواب این سوالات، یک یا چند گام به شناخت خود و رفع نقاط ضعفمان نزدیکتر شویم و کمبودها و نیازهایمان را بشناسیم و آنها را از راه های معقول تری جبران کنیم، چون عدم شناخت صحیح خود، در بسیاری موارد موجب می شود نیازهایمان را هم نشناسیم و گاه برای رفع آنها اقدام مسئولانه ای نکنیم و در نتیجه به سادگی در دام هایی که سهوا یا عمدا آماده شده بیفتیم.

 

متاسفانه گاهی ثروت طرف مقابل، زیبایی یا شرایط اجتماعی او، محبت او و بسیاری چیزهای دیگر باعث می شوند خیالبافی کنیم و رسیدن به طرف مقابل را حق خود بدانیم در حالی که نظر او اینگونه نیست.  همچنین گاهی طمع کردن و درنظر نگرفتن احتمالات مثبت و منفی در هر کاری باعث نرسیدن به هدف می شود که ما اسم آن را گول خوردن می گذاریم تا مسئولیت خود را کمرنگ کنیم.

 

نداشتن شاخص و معیارهای روشن یکی دیگر ازدلایل فریب خوردن، نداشتن شاخص و معیار درست است. وقتی معیار و شاخص درستی نداریم هرجا که پای تشخیص یا انتخاب در میان باشد احتمال گول خوردن مان افزایش می یابد. بنابراین در این حالت، انتخاب دوست، همسر، شغل، حتی انتخاب یک شبکه خبری، یک کالا یایک تفریح می تواند ما را در جایگاه فردی فریب خورده قرار دهد. همچنین تشخیص کیفیت مناسب یک کالا یا یک منبع اطلاعاتی یا حتی یک کتاب، تشخیص دروغ از حقیقت یا باطل از حق، تشخیص راه درست از راه انحرافی یا گمراه کننده و… نمونه هایی از تشخیص هایی هستند که می توانند ما را در صورت نداشتن معیار و محک صحیح به دامهای مهلک بکشانند.

 

اما منظور از معیار چیست؟ معیار ابزاری است که به وسیله آن می توانیم از ورود انتخاب های تحمیل شده از خارج، جلوگیری کنیم، بدین معنا که وقتی معیار داریم همه ورودی هایی که از بیرون به سیستم ما پیشنهاد می شوند با آن معیار، مقایسه شده و اگر با آن همخوانی نداشته باشند، از ورودشان جلوگیری می کنیم، در حالیکه اگر معیار درستی نداشته باشیم، چون به طور روزمره در معرض دهها انتخاب و تشخیص قرار می گیریم احتمال گول خوردن مان هم افزایش پیدا می کند.

 

ما باید سعی کنیم در انتخاب همسر، دوست، شغل، تحصیل و سایر موارد معیارهایروشنی داشته باشیم، داشتن معیارهای روشن هم اغلب به این بر می گردد که بدانیم چه می خواهیم و دانستن آنچه که می خواهیم نیز بستگی به شناخت و بینش صحیح نسبت به خود و جهان پیرامونمان دارد. این که برای رشد و شکوفایی روح و روانمان چه می خواهیم و به چه نیاز داریم؟ و این که برای رسیدن به هدف های پرارزش زندگی مان چه انتخاب هایی باید داشته باشیم؟

 

متاسفانه گول خوردن به این دلیل، یعنی به دلیل نداشتن معیار یکی از عمده ترین دلایل فریب خوردن است. چون بسیاری از افراد همین که کسی به آنها پیشنهادی می دهد یا به هر شکلی خود یا کالایی را وارد زندگی آنها می کند نقش خود را از این پذیرش حذف می کنند و همه تقصیر را بر عهده فرد دیگر می دانند. در حالی که مراقبت کردن از حوزه انتخاب ها و اختیارات، از وظایف اصلی همه ما محسوب می شود، این ما هستیم که همان طور که درب خانه مان را باز نمی گذاریم لازم است ورودی های دیگر به زندگی مان را نیز کنترل کنیم و هرکس یا هرچیزی را که به ما عرضه می شود نپذیریم.


تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393
بازدید : 490
نویسنده : sina95

 

سه اشتباه خانمان سوز در ازدواج

انتخاب‌های هیجانی و سرخوشانه
جملات یک جوان عاشق را بشنوید: «همون لحظه اول که دیدمش، مهرش به دلم نشست»، «ما با هم تفاهم داریم، می‌دانم خوشبخت می‌شویم»، «من فقط با این دختر‌/ ‌پسر ازدواج می‌کنم و گرنه قید ازدواج را می‌زنم»، «هیچ کس نمی‌تواند مرا از عشقم جدا کند» و… .

 

اندک نیستند دختران و پسرانی که با یک نگاه یا یک آشنایی کوتاه‌مدت، یک دل نه صد دل عاشق و شیدای هم شده‌ و به گمان آن که نیمه گمشده‌شان را پیدا کرده‌اند، بدون توجه به معیارهای اساسی و حتی با وجود مخالفت خانواده‌هایشان تصمیم به ازدواج گرفته و بر سر سفره عقد نشسته‌اند؛ اما بعد از گذشت اندک زمانی و گاه حتی تا زیر یک سقف نرفته از انتخابشان پشیمان شده و کاسه چه کنم، چه کنم به دست گرفته‌اند.

 

اگر شما هم در چنین شرایطی، فقط به حکم عاشقی و علاقه‌مندی بسیار به فرد مقابلتان تصمیم به ازدواج گرفته‌اید، دست نگه دارید! بی‌شک شما تحت تاثیر هیجاناتتان جوگیر شده‌اید. بی‌تعارف باید بگوییم عشق آتشین چشم و گوشتان را کور و کر کرده است!

 

راه‌حل
مواظب هیجانات زودگذر و موقت‌تان باشید؛ هیجانات مثبت یا منفی، مولفه‌ای هستند که می‌توانند شما را در انتخاب همسفر زندگی‌تان دچار اشتباه کنند. برای رفع این حالت و فروکش کردن احساسات تند و تیزتان، توصیه می‌کنیم اندکی صبر و خویشتنداری کنید. به خود بقبولانید در جاده زندگی به واسطه احساساتتان تخت گاز حرکت می‌کنید و هر لحظه امکان برخورد به مانع و تصادف دارید، سعی کنید ترمز احساساتتان را بکشید تا از میزان سرعت‌تان بکاهید.

 

با کاهش سرعت می‌توانید عقل خفته‌تان را بیدار کنید، منطق‌تان را به کار گیرید، با آرامش خاطر و چشمان باز حرکت کنید و با بصیرتی روشن هر آنچه را دور و برتان هست، نظاره کرده و رصد کنید. مجددا راجع به تصمیم به ازدواج‌تان و گزینه انتخابی‌تان تفکر کنید، دوباره آن را ارزیابی کنید و زیر سوال ببرید، چه‌بسا بسیار مشاهده شده اغلب انتخاب‌های هیجانی بعد از مدتی از چشم می‌افتند و مانند گذشته جلوه‌گری و طنازی نمی‌کنند.

 

ازدواج به امید تغییر
«بسیار یکدنده و لجباز است، اما با مهربانی مطابق میلم می‌شود»، «من می‌توانم او را بروفق مرادم سازم»، «الان به هوای مجردی چنین رفتار می‌کند، دنیای تاهلی حال و هوایش را تغییر می‌دهد» و… .

 

با فردی مواجه شده‌اید که به نظر آدم جالبی است، بخشی از نیازها و خواسته‌های شما از همسر را برآورده می‌کند، اما در عین حال شخصیت او بسیار متفاوت از شخصیت شماست.

 

با وجود این تصمیم دارید دل به دریا بزنید و با او ازدواج کنید؛ با خود می‌اندیشید بعدترها ممکن است همین تفاوت‌ها به جذابیت‌های زندگی شما تبدیل شود یا به این امید که بعد از شروع زندگی، بتوانید با صبوری و محبت نواقص شخصیتی او را برطرف کرده و تغییرش دهید، بر تصمیم ازدواج‌تان راسخ‌تر می‌شوید و پیش می‌روید.

 

راه‌حل
می‌خواهید زیرپروبالش را بگیرید، مرهمی بر مشکلاتش شوید، به او اعتماد به نفس دهید و ترغیبش کنید تا تغییر کند و به راه درست بیاید و… هدف خوب و پسندیده‌ای است، اما باید یادتان باشد تا زمانی که فردی نخواهد و خود انگیزه به تغییر نداشته باشد شما نمی‌توانید او را مجبور به تغییر کنید.

 

چه‌بسا بسیاری به امید معجزه تغییر همسر بعد از ازدواج، مشکلات موجود را نادیده گرفته‌اند، اما به فاصله بسیار اندک، پس از ورود به زندگی متوجه این امر شده‌اند که حقیقت زندگی مشترک توفیر دوصدچندان با خیالپردازی پیش از ازدواج دارد. اگر در چنین شرایطی هستید، توصیه می‌کنیم خیال باطل تغییر همسر را از سرتان بیرون کنید. یقین داشته باشید اوضاع عوض نخواهد شد، شرایط همسرتان را همان‌گونه که هست بپذیرید و دوست داشته باشید.

 

نداشتن شناخت کافی
می‌گویند «فرد خوبی است و خانواده با اصالتی دارد، اما هنوز مطمئن نیستم»، «در چند بار ملاقاتی که داشتم به نظر می‌آید فرد موجهی است»، «دو به شک هستم نمی‌دانم فرد مناسبی برای ازدواج هست یا نه» و… .

 

بسیاری از افراد به واسطه ارتباطات کوتاه‌مدت یا بلندمدت دوران آشنایی ممکن است احساس کنند آنچنان که باید و شاید یکدیگر را شناخته و از روحیات و خلقیات هم مطلع شده‌اند و می‌توانند جواب مثبت خود را به خانواده‌ها اعلام کنند، اما براستی شناخت شما کافی است؟ به نظر کارشناسان، ازدواج با یک فرد، ازدواج با کل وجود او و همه ابعاد زندگی اوست.

 

حال، شناخت‌های چند جلسه خواستگاری یا شناخت‌های کافی‌شاپی، رستورانی و… فقط شناخت‌های کلیشه‌ای غیرجدی هستند که محدود به چند بعد شخصیت فرد می‌شود و دیگر ابعاد اصلی شخصیت وی را پنهان نگه می‌دارد و حقیقت وجود او را افشا نمی‌کند. پس هرگز برای یک ازدواج خوب و موفق، نمی‌توان به شناخت از شخصیت مجازی که عموما تفاوت بسیاری با شخصیت حقیقی دارد، بسنده کرد؛ این نوع آشنایی، پاسخگوی شناخت درست و کامل نیست.

 

راه‌حل
شناخت همسر آینده به اندازه شناخت خود اهمیت دارد؛ اگر شناخت درست و کاملی از فرد مورد نظرتان ندارید، هرگز برای ازدواج عجله نکنید! فراموش نکنید ازدواج پیوندی مهم است که به شناختی عمیق و دوطرفه افراد از یکدیگر نیازمند است.

 

برای شناخت بیشتر لازم است از افراد با تجربه فامیل کمک بگیرید تا آنان به مدد تجربه و آگاهی‌شان بتوانند تحقیقات گسترده‌ای راجع به این فرد انجام دهند یا آن که با یک روان‌شناس مجرب مشورت کنید و با کمک وی می‌توانید ابعاد شخصیتی فرد مورد نظرتان را بکاوید و از راهنمایی‌های تخصصی و راهکارهای کاربردی پیشنهادی ایشان، برای شناخت بیشتر گزینه انتخابی‌تان قدم بردارید.

 


تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393
بازدید : 404
نویسنده : sina95

 چگونه و با چه ترفندی می توان از فروشنده تخفیف گرفت و پای معامله ضرر نکرد و رضایت فروشنده را برای فروش با قیمت کمتر جلب کرد؟

موفقیت در چانه‌زنی بر سر قیمت کالا یا همان تخفیف گرفتن خودمان می‌تواند باعث شود شما به‌عنوان فروشنده سود بیشتری کسب کنید یا به عنوان خریدار، بهای کمتری برای یک کالا یا خدمت بپردازید و به همین دلیل، اگر در چانه‌زنی چندان حرفه‌ای نباشید ممکن است حاشیه سود شما در کسب و کار کاهش یابد.

بسیاری از افراد در چانه زنی بر سر قیمت، از استراتژی عدم پیشنهاد قیمت بهره می برند و منتظر می مانند طرف مقابل قیمتی را پیشنهاد کند و سپس چانه زنی را آغاز می کنند، اما تحقیقات علمی نشان می دهد فردی که ابتدا پیشنهادی را مطرح می کند احتمالا موفقیت بیشتری به دست خواهد آورد.

اقتصاددانانی که در زمینه چانه زنی قیمتی فعالیت می کنند پیشتر به مزیت نخستین پیشنهاددهنده اشاره کرده بودند و اکنون وب سایت اقتصادی بیزینس اینسایدر به پدیده ای اشاره کرده که از آن به عنوان پدیده «اصل لنگر» نام برده می شود.

این پدیده که مورد توجه روان شناسان قرار گرفته ادعا می کند پیشنهاددهنده نخستین، لنگر مذاکره بر سر قیمت را در جایگاهی قرار می دهد که نمی توان از آن فاصله بسیاری گرفت و قیمت نهایی احتمالا در دامنه ای نه چندان دور از آن قیمت قرار می گیرد، البته اگر چانه زنی بین خریدار و فروشنده به معامله ختم بشود.

لی تامسون، استاد مدیریتی دانشگاه نورث وسترن در این باره می گوید: «بسیاری از افراد معتقدند که نباید پیشنهاد اولیه قیمت را مطرح کنند و بهتر است منتظر بمانند تا ابتدا از پیشنهاد طرف مقابل مطلع شوند، اما تحقیقات ما و بسیاری از تحقیقات مشابه نشان می دهد چنین سیاستی به هیچ وجه مفید نیست و فردی که نخستین پیشنهاد را مطرح می کند بهره بیشتری از معامله می برد.»

او به همین دلیل به افراد توصیه می کند که زودتر از طرف مقابل پیشنهادشان را مطرح کنند: «هر کسی نخستین پیشنهاد را مطرح کند در واقع لنگری می اندازد و مذاکرات بعدی حول آن لنگر شکل می گیرد.»

او همچنین توصیه می کند پیشنهاد اول را با فاصله از مبلغی که در نهایت حاضرید کالا را به آن قیمت بخرید یا بفروشید مطرح کنید، اما پیشنهادتان آنقدر پرت نباشد که اصلا معامله شکل نگیرد.

آدام گالینسکی، استاد مدیریت دانشگاه کلمبیای آمریکا نیز اعتقاد دارد نخستین پیشنهاددهنده معمولا دست بالاتر را در مذاکرات دارد.

او می گوید: «تحقیقات من نشان می دهد بسیاری از مذاکره کنندگان نگرانند که اگر ابتدا پیشنهادی را مطرح کنند باعث رنجش طرف مقابل شده و کل مذاکرات را بر هم بزنند، اما حقیقت این است که معمولا افراد در میزان این نگرانی اغراق می کنند.»

استفاده از سیاست نخستین پیشنهاددهنده نه تنها در مذاکرات مربوط به کسب و کار بلکه در روابط بین الملل نیز کاربرد دارد.

 

تاریخ : یکشنبه 10 اسفند 1393
بازدید : 541
نویسنده : sina95

 

خواص طبی و بی نظیر نماز خواندن !
برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد .
 
وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.
ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.
 
نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.
 
کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود کخ در متعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است.
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد.
تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.
سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.
سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود.
حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند,شده و این  اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این عم برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است.
سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده  , بهبود فتق  , از خواص نشستن بعد نماز است.
روشن است که نماز فلسفی خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی مفید باشد.

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید