عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 02 اسفند 1393
بازدید : 428
نویسنده : sina95

  تصاویر با ما حرف می‌زنند. كافی است به آنها با دقت نگاه كنیم تا به رمز و رازشان پی ببریم. با كمی دقت می‌فهمید كه در شبكه‌های مجازی برای پی بردن به اسرار درونی افراد سرنخ‌هایی وجود دارد. یكی از این سرنخ‌ها عكس پروفایل در شبكه‌های اجتماعی است. تصاویری كه یك فرد خودش را با آنها به دوستان مجازی‌اش معرفی می‌كند از واقعیت درونی او خبر می‌دهد. دكتر پرویز رزاقی، روانشناس و استاد دانشگاه به شما می‌گوید چه رازی پشت تصاویر شخصی افراد نهفته و چطور می‌توانید به ابعاد شخصیتی دوستان مجازی‌تان پی ببرید. 

خجالتی‌ها كمتر عكس می‌گذارند

شاید افراد كمرو و خجالتی این ویژگی‌شان را در شبكه‌های اجتماعی هم بروز می‌دهند. این افراد معمولا از عكس واقعی خودشان كمتر استفاده می‌كنند یا تصاویرشان كاملا واضح نیست. علاوه بر این ممكن است ترجیح دهند به جای عكس واقعی خودشان تصاویری از زیبایی‌های طبیعی را داشته باشند. كمروها عكس‌های سنتی را هم می‌پسندند و دوست ندارند در فضای مجازی جلب‌ توجه كنند. 

 


پرخاشگرها عكس غیرواقعی دارند

وقتی فردی در فضای مجازی قصد پرخاشگری یا به‌كار بردن الفاظ ناشایست را دارد ممکن است كمتر از نام و تصویر واقعی خودش استفاده می‌كند. افراد بی‌ادب و پرخاشگر هویت واقعی‌شان را كمتر فاش می‌كنند و به همین دلیل با نام و تصویر غیرواقعی در شبكه‌های اجتماعی ظاهر می‌شوند تا قابل شناسایی نباشند بنابراین اگر فردی با هویت نامعلوم و بدون داشتن تصویر قصد دوستی با شما را داشت در پذیرش این دوستی محتاط باشید و این دوستی‌ها را به سادگی قبول نكنید. 

مهرطلب‌ها زیاد لایك می‌خواهند

شخصیت مهرطلب در هر شرایطی به دنبال كسب مهر و محبت است و حتی در فضای مجازی هم این میل درونی‌اش را جست‌وجو می‌كند. چنین فردی از هر فرصتی برای جلب محبت دیگران بهره‌مند می‌شود و چه بهتر است كه چنین نیازی را از تصاویر واقعی خودش دریافت كند. وقتی عكس پروفایل فرد مهرطلب را لایك می‌كنید به خواسته‌اش می‌رسد. احتمالا مهرطلب‌ها به دنبال عكس‌هایی از خودشان هستند كه منجر به ارتباط و تعامل بیشتر با افراد شود. 

به همین دلیل ممكن است عكس‌های متفاوت و خاصی را در پروفایل‌شان ببینید حتی ممكن است در عكس‌های‌شان ابهام هم دیده شود. دیدن نظراتی از این دست كه كجا بودی؟ چطور رفتی اونجا؟ و. . . هم برای مهرطلب‌ها جذاب است. در مجموع هر عكسی كه تصور كنند اظهارنظرهای خوبی از آن دریافت می‌كنند، در صفحه اجتماعی‌شان دیده می‌شود. شاید این موضوع به تامین نشدن نیازهای درونی آنها در زندگی مربوط باشد كه باید مورد بررسی قرار گیرد. 

 


تنوع‌طلب‌ها راضی نمی‌شوند

حتما دیده‌اید كه بعضی از افراد در شبكه‌های اجتماعی مرتب عكس‌شان را تغییر می‌دهند و هر روز با عكس تازه‌ای ظاهر می‌شوند. شاید یكی از دلایل این موضوع به تنوع‌طلبی فرد مربوط شود. تنوع‌طلب‌ها خیلی زود از یكنواختی خسته می‌شوند و دل‌شان می‌خواهد تصاویرشان را در قالب‌های مختلف به دوستان‌شان نشان دهند. شاید هم عكس‌ها برای‌شان رضایت‌بخش نیست و می‌خواهند با تعویض مدام عكس‌ها به رضایت برسند. 

خودشیفته‌ها ژست می‌گیرند

به‌نظر می‌رسد افرادی كه برای عكس پروفایل شان لباس‌های شیك و گرانقیمت می‌پوشند، ژست خاص می‌گیرند یا به آتلیه می‌روند در دسته افراد خودشیفته قرار دارند. این افراد از دیدن تصاویر خودشان لذت می‌برند و دل‌شان می‌خواهد چنین تصاویری در معرض دید عموم قرار گیرد بنابراین هر وقت متوجه شدید كه یكی از دوستان مجازی شما مشتاق است مدام عكس‌هایی از این سبك را در شبكه‌های اجتماعی قرار دهد، نسبت به خودشیفته بودن او مشكوك شوید. 

از دیگر ویژگی‌های افراد خودشیفته این است كه خیلی دوست دارند مدیریت و رهبری گروه‌های شبكه‌های اجتماعی را برعهده بگیرند كه این موضوع از یك نیاز روانی خبر می‌دهد و این پیام را منتقل می‌كند كه از این راه به دنبال كسب هویت هستند. 

 


وسواسی‌ها به دنبال عكس ایده‌آل هستند

شخصیت‌های وسواسی بیشتر به دنبال عكس‌هایی هستند كه از هر لحاظ ایده‌آل باشد. به‌نظر می رسد این افراد بر اساس ساختار روانی‌شان خواهان جلب‌توجه و درخشش هستند و برای رسیدن به این هدف از همه عوامل استفاده می‌كنند. عكسی كه قرار است در صفحه شخصی و پروفایل‌شان قرار گیرد باید از هر نظر بی‌عیب و نقص باشد. از این رو برای انتخاب و عكاسی دقت زیادی به خرج می‌دهند حتی ممكن است برای داشتن عكس بی‌عیب و نقص هزینه زیادی در نظر بگیرند و برای داشتن چنین عكسی وقت می‌گذارند. 

اگر به عكس مطلوب دست پیدا كرده و نظرات مثبتی دریافت كنند، میلی به تغییر عكس‌شان ندارند. شاید دیده یا شنیده باشید كه افراد وسواسی ممكن است چندین بار در روز و به‌طور افراطی دست‌های‌شان را بشویند ولی در مورد عكس‌های شخصی این ساختار روانی در این افراد دیده نمی‌شود. به هر حال نظم و دقت افراطی در انتخاب عكس‌ها موضوعی است كه وسواسی‌ها از آن رنج می‌برند. 

 افسرده‌ها حسی ندارند 

افراد غمگین و افسرده هم كمتر از عكس‌های شخصی خوششان می‌آید. این افراد عكس خودشان را در شبكه‌های اجتماعی به نمایش نمی‌گذارند و اگر هم عكسی قرار دهند، كمتر مایل به تغییر آن هستند. افسرده‌ها نسبت به خودشان احساس قشنگی ندارند و از چهره‌شان لذت نمی‌برند. از تغییر، تنوع و تحول گریزان هستند. شاید هم عكس‌هایی را انتخاب كنند كه دورنما و پشت زمینه باز دارند و این تصاویر را به جای چهره خودشان قرار دهند. استفاده از تصاویر تیره و تاریك هم در میان افسرده‌ها رایج است. 

چه كسانی پشت عكس‌ها پنهان می‌شوند؟

فرض كنید دوست صمیمی شما با همسرش به‌شدت مشكل دارد و شما هم از این قضیه باخبر هستنید. ناگهان در فضای شبكه‌های اجتماعی عكس‌های زیبای خانوادگی دوست‌تان را می‌بینید كه در كنار همسرش نشسته و كاملا خوشحال و خوشبخت به نظر می‌رسد. می‌دانید كه چشم دیدن همسرش را هم ندارد اما در فضای مجازی نشان می‌دهد كه همه چیز روبه‌راه است و ما چقدر خوشبختیم! در این شرایط عكس‌ها قرار است پیامی را به مخاطب انتقال دهند.

 


در واقع در رابطه‌ای كه در مورد سلامت روانی یكی از زوج‌ها حرف و حدیث‌هایی وجود دارد و برداشت‌هایی مطرح می‌شود، عكس‌های شبكه‌های اجتماعی می‌توانند انتقال‌دهنده پیام مهمی باشند؛ اینكه ما دو نفر همدیگر را دوست داریم و می‌خواهیم دیگران این موضوع را باور كنند، حتی اگر واقعیت نداشته باشد! گاهی هم افراد مختلف برای اینكه خودشان را از آسیب‌های احتمالی دور نگه دارند چنین عكس‌هایی را به اشتراك می‌گذارند تا نگاه دیگران را نسبت به زندگی خودشان تغییر دهند و هدف‌شان این است كه یك نوع رضایتمندی روانشناختی را با عدم رضایتمندی واقعی جبران كنند تا دیدگاه دیگران اصلاح شود. بعضی وقت‌ها هم چنین عكس‌هایی حاكی از انتقال پیام فرد به خودش است؛ اینكه این زندگی را می‌خواسته ولی به آن نرسیده و شاید هم با به اشتراك گذاشتن عكس‌های خوش گذشته، حسرت می‌خورد كه چرا چنین روزهایی بار دیگر تكرار نمی‌شوند. 

قدرت‌طلب‌ها قیافه می‌گیرند

افراد مغرور و قدرت‌طلب به‌طور معمول عكس‌های‌شان را با ژست و قیافه‌های خاص نمایش می‌دهند و دل‌شان می‌خواهد نماد‌های قدرت بیرونی را در معرض دید عموم قرار دهند. اگر با شغل‌شان به قدرت می‌رسند ممكن است پشت میز مدیریت عكس بگیرند. شاید هم به مكان‌هایی بروند كه به آنها افتخار می‌كنند و كنار اتومبیل گران‌قیمت یا ویلای شخصی‌شان بایستند حتی طرز نشستن آنها هم از این ویژگی‌شان حكایت می‌كند. وقتی با غرور روی صندلی لم می‌دهند این پیام را به مخاطب منتقل می‌كنند که «من قدرتمند هستم!»

شلخته‌ها بی‌تفاوت هستند

ویژگی افراد شلخته این است كه بی‌نظمی در خانه و زندگی‌شان موج می‌زند اما در فضای مجازی از كجا بفهمید كه شخصی شلخته است؟ آیا باید صفحه شخصی شلوغ و پر از تصاویر مختلف داشته باشد؟ این‌طور نیست! برخلاف تصور خیلی از ما ویژگی شلخته‌ها در فضای مجازی این است كه كمتر به عكس‌های‌شان دست می‌زنند. آنها هیجان‌پذیر نیستند وشاید همان‌طور كه نسبت به نامرتب بودن اتاق‌شان بی‌تفاوت هستند، در مورد عكس‌ها هم نظری ندارد و خوب یا بد بودن این عكس‌ها برای‌شان مهم نیست. 


تاریخ : شنبه 02 اسفند 1393
بازدید : 395
نویسنده : sina95

 خانم‌ها یک سری عادت هایی دارند که به مونث بودنشان بر می گردد. یعنی تقریبا در بیشتر زنان عمومیت دارد و به ندرت پیدا می کنید زنی را که این روحیات و طرزفکرها را نداشته باشد. اینها خیلی مهم نیست، مهم این است که به هیچ وجه نمی توانید نظر آنها را در مورد این فکرها تغییر دهید! اگر خانم تشخیص می دهد باید شلوار جین بپوشد، لطفا خودتان را خسته نکنید که دامن بپوشد، زیرا هرگز این کار را نمی کند.  

1.    فلسفه شلوار جین

اگر زنی عادت به پوشیدن دامن ندارد و تقریبا همه جا با شلوار و به خصوص شلوار جین می رود، به هیچ وجه نمی توانید او را تغییر دهید. حتی با محبت و جملات عاشقانه نیز نمی توانید مجبورش کنید بی خیال شلوار جین خود بشود.

2.    وقت گذارانی با دوستان


زن ها همیشه و در هر شرایطی دوستان خود را دارند. آنها با هم بیرون می روند، خرید می روند، در خانه یکدیگر دورهم جمع می شوند و به طور کلی، دوستی های زنانه برایشان ارزش بسیار و جایگاه بالایی دارد. مردها شاید پس از یک روز بودن در کنار دوست همجنس خود خسته بشوند، اما هرگز این خستگی را در زن ها نمی بینید. آنها این توان را دارند تا هر روز و هر لحظه که دلشان می خواهد با دوستان خود و در کنار آنها باشند.

 


3.    خواب و جای خواب

بیشتر خانم ها خواب را دوست دارند. خوابشان هم جا و فلسفه خاص خودش را دارد. مثلا اگر خانم عادت دارد در سمت راست تخت بخوابد و بالش خودش همیشه زیر سرش باشد، به هیچ عنوان نخواهید که جایتان را با هم عوض کنید. سمت راست مال اوست و به هیچ عنوان حاضر نیست راحتی خواب در آن سمت تخت را به شما ببخشد. بالش او نیز نباید عوض شود. البته مردها هم ممکن است به بالش خود حساس باشند، اما خانم ها حساسیت بیشتری دارند. 

4.    الکی خوش بودن

خانم ها استاد وقت‌کشتن و الکی خوش بودن هستند. آنها می توانند ساعت ها مجله زردی که در مورد ستاره های سینما و موسیقی، شایعات بی پایه نوشته است را مطالعه کنند و از آن خوششان هم بیاید. یا چند ساعت پای سریال های تلویزیونی بنشینند. این در بیشتر زنان، حتی آنها را تحصیلات تکمیلی دارند نیز دیده می شود. به عبارت دیگر باید گفت، زن ها از این که گاهی از دنیای واقعی و سختی های آن فرار کنند، به خوشی های بی ارزش مشغول می شوند و این حالشان را خوب می کند. 

5.    اهمیت دادن به جزئیات

تقریبا همه خانم ها این توانایی را دارند تا ریزترین مسایل را ببینند و به آن گیر بدهند. این مساله به‌ویژه در دکوراسیون خانه بسیار مشهود است. به طور مثال، می توانند چند روز برای پیدا کردن قالی مناسب با قیمت مناسب برای جلوی مبل اتاق نشیمن در همه فروشگاه ها بگردند. یا حتی برای خرید ملحفه مناسب برای روتختی چند روز زمان صرف کنند. اینجا است که مردها باید صبور باشند و صدایشان در نیاید. نمی توانید چیزی را عوض کنید پس حرص هم نخورید.

 


6.    حاضر شدن


احتمالا اینجا داد همه مردها در می آید. اما باید صبور باشید. تقریبا همه خانم ها به طور مشترک برای حاضر شدن و مهمانی رفتن زمان زیادی لازم دارند. از دوش گرفتن و مسواک زدن شروع می شود و با سشوار؛ آرایش و انتخاب لباس – که خود یکی از بخش های زمان‌گیر است – ادامه می یابد و در آخر با پوشیدن کفش ها به پایان می رسد. همه این مراحل برای خود مستلزم زمان هستند. شما باید صبر خود را زیاد کنید چون به هیچ عنوان نمی توانید این روند را تغییر دهید. 

7.    عقاید عجیب غذایی

ممکن است وقتی با همسر یا نامزتان بیرون می روید او از خوردن استیک امتناع کند، اما به پیشنهاد یک همبرگر خوشمزه پاسخ مثبت بدهد. یا ممکن است از یک طرف سس فراوان روی غذایش بریزد و با لذت هم آن را بخورد اما موقع دسر که می شود، بگوید شیرینی نمی تواند بخورد. یا شکلات تلخ یا رژیمی دوست دارد. شما به عنوان یک مرد باید بی خیال این تضادها و تناقض ها بشوید. به هیچ وجه این مسایل را به روی خود نیاورید و سعی هم نکنید فکر او را تغییر بدهید زیرا موفق نخواهید شد. 

 


8.    توجه کردن


زن ها مهارت بسیاری دارند تا هر کاری کنند به غیر از گوش دادن به حرف های طرف مقابل. یعنی اگر نخواهند چیزی را بشنوند خیلی آسان می توانند خود را با آن راه بزنند. مثلا کلی با آنها حرف می زنید تا در مورد مساله ای متقاعدشان کنید، اما او خیلی راحت به شما می گوید: «عزیزم! تو چیزی گفتی؟». فقط آرامش خودتان را حفظ کنید. این برای خودتان هم بهتر است.

 


9.    سلیقه موسیقی

برخی از خانم ها به جای اینکه کنسرت زنده بروند و با صدای بسیار بلند و ازدحام جمعیت موسیقی گوش کنند، ترجیح می دهند در خانه با آرامش، هر چه می خواهند را با میزان صدای دلخواه خود گوش کنند. 

10.    قیمت برایشان مهم است

وقتی بحث پول و خرید به میان می آید، خانم ها حافظه کوتاه و گزینشی پیدا می کنند. شاید او به یاد نیاورد شما برای هزینه های خانه در ماه گذشته چقدر پول خرج کردید، اما قیمت کتی که سه سال پیش برای تولد شما برایتان خریده است را بسیار خوب یادش هست. 


تاریخ : شنبه 02 اسفند 1393
بازدید : 523
نویسنده : sina95

 

کسالت و بی حوصلگی,رفع کسالت و بی حوصلگی,بی حوصلگی

اگر شما هم جز آن دسته افرادی هستید که در دوره ای قرار گرفته اید که کسالت و بی حوصلگی بر زندگی شما حکمرانی میکند و چاره ای برای رهایی از آن پیدا نمی کنید با دلگرم همراه باشید تا با راه حل های موثر برای رفع کسالت و بی حوصلگی آشنا شوید:

-قبل از هر چیز به خود و کیفیت زندگیتان علاقمند باشید، بد نیست به بخش نوازشگر وجودی خود نیز مجال فعالیت دهید، بخشی که از شما حمایت کرده و مواقعی که در وضعیت روحی نامناسبی بسر می برید، شما را نوازش می کند.
 
-بین خودتان و مشکلات فاصله بیندازید حتی برای مدت کوتاهی.

-در این مواقع به ذهنتان مرخصی دهید. گهگاه لازم است به یک مسافرت ذهنی بروید.

-سپردن خود به دامن طبیعت همراه با فعالیت بدنی سبک و نرم، بسیار اثربخش خواهد بود.

-تغییرات هرچند کوچک در سبک زندگی را از یاد نبرید البته همراه با سادگی چرا که شادی در سادگی است و از خلاقیت در جنبه های مختلف زندگی خود استفاده کنید با اینکار از یکنواختگی و روزمرگی عذاب آور فاصله می گیرید.

-می توانید برای علایق رمانتیک خود وقت بیشتری صرف کنید احتمالاً با اینکار احساس آرامش و شادى به شما دست خواهد داد.
 
-دید خود به مسایل را تغییر دهید ضمن آنکه نگاه مثبت و خوش بینانه را در خود تقویت کنید.

-ارتباط خود با اطرافیان و یا افراد جدید و بخصوص کسانی که حس خوبی نسبت به آنها دارید را افزایش دهید.

-واقع بین باشید، قرار نیست با پیش آمدن هر مسئله‌ای زندگی و آینده شما تباه شود.

-مرور خاطرات زیبا و ورق زدن آلبوم عکس و یاد کردن مجدد از یک آشنای قدیمی، احساس شما را تغییر خواهد داد.

-سعی کنید هر از چند گاهی در زندگی خود تغییراتی هر چند جزئی ایجاد کنید.

کسالت و بی حوصلگی,رفع کسالت و بی حوصلگی,بی حوصلگی

-بی کاری و فقدان فعالیت یک عامل مهم در ایجاد بی حوصلگی ست. دست به کارشوید با نشستن و به نقطه ای خیره شدن چیزی عوض نمی شود. برخیزید و به کاری مشغول شوید.

-حس پوچی و این باور که زندگی، شغل و فعالیتهای شما بی معنی است میتواند شما را تا مرز افسردگی پیش برد. شما نباید زندگی خود را یک دایره بی پایان و هدف بدانید. این وظیفه خود شماست که به زندگی خود معنا بخشید.
 
-هر روز یک چیز جدید یاد بگیرید و به علم خود بیفزایید.

-خود را به چالش بکشانید. به فعالیتی دست بزنید که در شما استرس ملایمی ایجاد می کند. مانند برد و باخت (در بازی، ورزش) یا پذیرش ایده های جدید.

-به یاد داشته باشید که هیچ چیز کسالت بار و خسته کننده نیست بلکه این ذهن بی حوصلگی شماست که همه چیز را کسل کننده می بینید. بی حوصلگی یک امرنسبی و درونیست. افکار خود را تغییر دهید تا احساسات شما نیز تغییر یابند.

-حس کنجکاوی خود را بر انگیزید. نسبت به پیرامون خون بی تفاوت نباشید. سعی کنید از همه چیز سر در بیاورید.البته به غیر از مسائل شخصی دیگران.

-خیال پردازی کنید. خیال پردازی بیش از حد سبب دور افتادن شما ازواقعیتها و حقایق می گردد اما از تخیل خود می توانید در رفع بی حوصلگی کمک بگیرید. خیال پردازی کنید و به آرزوهای خود دست یابید.
 
-تکرار فعالیتهای روزمره یا از روی عادت بسیار خسته کننده است. بنابراین دیگر ایده ها، گزینه ها واحتمالات را هم انتخاب کنید. مثلا هر روز برای صبحانه چای شیرین نخورید، یک روز هم قهوه یا شیر بخورید یا هر روز سر یکساعت فعالیت خاصی را انجام ندهید. هراز گاهی طرز لباس پوشیدن یا مدل موی خود را تغییر دهید.

-هر بار سر قرار ملاقات یک دست لباس مشابه به تن نکنید یا در کافی شاپ فقط میلک شیک سفارش ندهید. با یک هدیه بدون مناسبت طرف مقابل خود راغافلگیر کنید.

-تکراری نباشید.

-گاهی عوامل فیزیولوژیک نیز در ایجاد احساس کسالت موثر هستند به وضعیت جسمی خود اهمیت داده و با پزشک مشورت نمایید.


تاریخ : شنبه 02 اسفند 1393
بازدید : 556
نویسنده : sina95

 

برای برخورد صحیح و مناسب با افراد قبل از هر چیز باید انواع شخصیت های انسان ها را بشناسیم و بعداز آن چگونگی تعامل با آن شخصیت را.

 انواع شخصیتهای افراد از نظر کیفیتهای حسی

انواع شخصیتهای افراد از نظر کیفیتهای حسی:
افراد لمسی: به کیفیتهای لمسی توجه می کنند و از آنچه لمس کرده اند بیشتر حرف می زنند.

افراد بصری: به کیفیت دیداری توجه می کنند و تصاویر برایشان جلب نظر می کند و از آنچه دیده اند بیشتر صحبت می کنند.

افراد سمعی: به کیفیتهای شنیداری بیشتر توجه می کنند و بیشتر صحبت می کنند.

اگر حالت اصلی همسرتان را بدانید، برای ورود به دنیای خاص او قدم بزرگی برداشته اید و پس از آن کافی است خود را با دنیای او سازگار کنید.
ما در عمل از کسانی که مثل ما هستند تأثیر بیشتری می پذیریم، حالا اگر شما کیفیت حسی همسرتان را شناسایی کنید، در ارتباط برقرار کردن موفق تر هستید.

در نتیجه:
این احساس را در او ایجاد می کند که چقدر هم فکر و احساس و هم روحیه هستید. بنابراین حرف شما در او و نفوذ می کند، تأثیر می پذیرد و روز به روز صمیمی تر می شوید.

*ویژگی های افراد لمسی
۱- لمسی ها بیشتر به کیفیتهای لمسی توجه می کنند.
۲- عضلاتشان شل و راحت است، روی مبل که می نشینند در آن فرو می روند.
۳- هیجان آنها خیلی کم است.
۴- خیلی آرام هستند، حتی یک نوع رخوت و سستی را می توان در آنها دید.
۵- احساس آنها از دیگران عمیق تر است.
۶- آرام و سنگین صحبت می کنند.
۷- اغلب بین کلمات زیاد مکث می کنند.
۸- لحن صدایشان عمیق است.
۹- حرکات دستشان حالت گرفتن یا دست زدن به اشیاء را نشان می دهد.
۱۰- کلمات مورد استفاده آنها: احساس می شود، تماس می گیرم، چنگ زدن، گرفتن، لغزیدن، تلنگر زدن، تماس گرفتن، دور ریختن، سخت، بی احساس، جامد، ترسیدن، بی حرکت، دست یافتن، رنج بردن، گرداندن.

**توصیه به همسران لمسی
۱- با آنچه با دست و تن حس می کنند، میانه خوبی دارند مثلاً یک دوش آب گرم بیشتر از هر چیز دیگر یکلمسی را در خلوت خود شاد می کند.
۲- لمسی ها را باید در آغوش کشید.
۳- دستشان را باید به گرمی فشرد.
۴- دست تحسین و صمیمیت به پشتشان زد.
۵- با در آغوش کشیدن و نوازش کردن و بوسیدن بیشتر از هدیه دادن و گفتن دوستت دارم می توان به آنها کمک کرد.
۶- هُل دادن و تنه زدن موجب آزار و ناراحتی در آنها می شود.
اگر همسر شما لمسی است برای ابراز محبت با او مثل لمسی ها رفتار کنید، تا کلام شما در او نفوذ کند و صمیمیت بیشتر شود.

*ویژگی های افراد سمعی
۱- سمعی ها بیشتر به کیفیت شنیداری توجه دارند.
۲- از آنچه شنیده اند بیشترصحبت می کنند، بنابراین به گفتار ما توجه دارند.
۳- کلام و طنین آهنگ را به خاطر می سپارند.
۴- هیجان آرام تری دارند. از لمسی ها پر هیجان تر و از بصری ها کم هیجان تر هستند.
۵- آهسته صحبت می کنند.
۶- سعی می کنند بیانشان شیوا و رسا باشد، به گفتار خود توجه خاصی نشان می دهند.
۷- طرز سخن گفتنشان متعادل و آهنگین و صدایشان پرطنین و لحن آهنگ آن معتدل است و به صورت واضح صحبت می کنند.
۸- سمعی خوش سخن است.
۹- کلمات مورد استفاده آنها: شنیدن، گوش دادن، صدا، آهنگ، هماهنگ کردن، سراپاگوش، سکوت، شنیده شدن، طنین، ناساز، همهمه

**توصیه به همسران سمعی
۱- به گفتار ما توجه دارند، یعنی به تحسین هاو تقدیرها و تشکرها و آنچه پشت سرشان گفته می شود توجه دارند.
۲- توجه به آنها به گفتار و واژه هاست. اعم از این که کنایه ها، طعنه ها، گفتار مؤدبانه و محترمانه، اظهار علاقه گفتاری، جمله دوستت دارم، گفتار نغز، کلام شیرین، خوش آهنگی صدا.
۳- با سمعی ها کمی آرام تر از بصری ها صحبت کنید اما مواظب باشید که خیلی هم آرام نشوید، خلاصه نکنید، اما شرح و تفسیر فراوان هم ندهید.
۴- مؤدبانه سخن بگویید. فصاحت و بلاغت را از یاد نبرید.
۵- شمرده و متین باشید.
۶- تشویق تان بیشتر کلامی باشد، یک تحسین و تمجید و یک جمله دوستت دارم از یک شاخه گل صدها بار بیشتر می ارزد.
۷- اگر همسرتان سمعی است به گفتارش بیشتر گوش دهید.
۸- در بین گونه های رفتاری اغلب سمعی ها محترمند.
۹- برای سمعی ها احترام کلامی مهمتر از احترام رفتاری است.
۱۰- تند صحبت کردن با آنها بی ادبی تلقی می شود، علاوه بر آن که آن را نشانه های اضطراب و نبود آرامش می دانند.
۱۱- سمعی ها ترجیح می دهند موسیقی ملایم گوش دهند تا این که خیلی مهیج ببینند.
اگر همسر شما سمعی است:
برای ابراز محبت مثل سمعی ها با او رفتار کنید تا کلام شما در او نفوذ کند و صمیمیت بیشتر شود.
حضرت رسول(صلی الله علیه و آله): «این سخن مرد که به همسرش می گوید: «واقعاً تو را دوست دارم» هرگز از قلب زن خارج نمی شود»

*ویژگی های افراد بصری
۱- بیشتر به کیفیتهای دیداری توجه می کنند.
۲- تصاویر برایشان بیشتر جلب نظر می کند.
۳- از آنچه دیده اند بیشتر صحبت می کنند.
۴- هیجانی ترند.
۵- سریعتر صحبت می کنند.
۶- از حرکات دست بیشتر استفاده می کنند. می کوشند سخنان خود را با حرکات دست به تصویر بکشند.
۷- چون سرعت کلامشان با سرعت تصاویر متحرک ذهنی شان برابر نیست اغلب برای بیان اندیشه های خود شتابزده هستند، برخی کلمات را حذف می کنند.
۸- لحن صدایشان اغلب تو دماغی ، تیز و کِش دار است.
۹- کلمات مورد استفاده آنها: به نظر می رسد، متصور می شود، دیدن، نگاه کردن، بروز کردن، چشم انداز، روشن، مه آلود، واضح، محو، درخشان، برق زدن، تصور کردن.
**توصیه به همسران بصری
۱- افراد بصری به رفتار ما، به ظاهر ما و هر آنچه از ما به چشم می آید بیشتر توجه می کنند.
۲- آیا به احترامشان بلند می شویم؟ آیا لباسهایمان تمیز است؟ آیا آراسته هستیم؟
۳- بصری ها عاشق گل هستند. دوستدار هدیه هستند. به کاغذ کادو و هدیه علاقمند هستند.
۴- به این که از دید دیگران چگونه اند خیلی اهمیت می دهند.
۵- بصری ها تصویری اند.
۶- با بصری ها باید پرشورتر و پر هیجان تر بود.
۷- باید به طور مختصر و خلاصه صحبت کرد.
۸- برای صحبت کردن با این افراد حرکات مهمتر از کلام یا تغییر لحن و طنین است.
۹- بهتر است از حرکات دست و چهره بهره ببرند.

**بنابراین با افراد بصری:
سریعتر صحبت کنید، وقت بصری ها را نگیرید مگر بخواهید تصویر جالب و مورد علاقه آنها را به تصویر بکشید.
برای ابراز محبت مثل بصری ها با او رفتار کنید تا کلام شما در او نفوذ کند و صمیمیت بیشتر شود.

امام صادق(علیه السلام): مهرورزی به همسر را از اخلاق و صفات پیامبران می دانند و می فرمایند: «یکی از اخلاق پیامبران این است که نسبت به همسر خود محبت دارند».
منبع:کلاس درس مهارت های زندگی


تاریخ : شنبه 02 اسفند 1393
بازدید : 601
نویسنده : sina95

  تعداد زیادی راه‌حل و ترفند برای مواجه با لحظه‌های دشوار در زندگی وجود دارد اما متاسفانه در زمان سختی مفید و کمک‌کننده نیستند. تمام انسان‌ها در طول حیات با لحظات سخت روبرو می‌شوند اما تعداد اندکی موفق می‌شوند که مشکلات را از زندگی‌شان بیرون بیاندازند. در این پست از زبان جنیفر هیوستون نویسنده سایت Womanitely راه‌های ساده‌ای را معرفی می‌کنیم که می‌توانند به شما در گذراندن اوقات دشوار زندگی کمک کنند. هرچند این توصیه‌ها ساده و آشنا به نظر می‌رسند، اما مرور دوباره آن‌ها (و صد البته عمل به آن‌ها) خالی از فایده نخواهد بود.

چگونه به تنهایی با زمان‌های سخت و کارهای دشوار زندگی روبرو شویم


 من فرد درون‌گرا و بسیار حساسی هستم. حتی کوچکترین مشکلات می‌تواند روز من خراب کند. در واقع تعداد زیادی از تکنیک‌ها را امتحان کرده‌ام که متاسفانه کمک خاصی به من نکرده‌اند. اگر شما در حال تلاش برای مواجه با سختی‌های زندگی هستید من پیشنهاد می‌کنم در دوران سختی که خود را تنها می‌باید از تکنیک‌های شگفت‌انگیز زیر استفاده کنید:

۱-چشمان خود را ببندید

اولین کاری که من وقتی در دردسر وحشتناکی افتاده‌ام انجام می‌دهم این است که چشمان خود را می‌بندم و ذهنم را خالی می‌کنم. درست شبیه کاری که در یوگا انجام می‌شود، به سادگی مشکلات و دشواری‌ها دور می‌شوند و شاید احساس خلسه‌ای ایجاد شود که شک کنید مرده‌اید یا زنده هستید. هرچند امیدوارم هرگز این احساس را تجربه نکنید. 

چند ماه پیش شرایط سختی داشتم و انجام این کار برایم آسان نبود اما من از لحاظ طبیعی انسانی قوی هستم و معتقدم مواجه شدن با چالش‌ها و سختی‌ها انسان را قوی‌تر می‌سازد. من یک‌بار زندگی می‌کنم، بنابراین نمی‌خواهم زمان خود را صرف نگرانی در خصوص بی‌عدالتی‌های کاری، برخی روابط دوستانه مسموم، همکاران و در واقع چیزهایی که نمی‌توانم تغییر دهم، کنم. چشمان خود را ببندید، نفس عمیقی بکشید و اجازه دهید نگرانی‌ها و مشکلات ذهن شما را ترک کنند. شکر گزار باشید و بی‌توجه به مشکل پیش آمده لبخند بزنید. لبخند شما کمک می‌کند تا با مشکل خود قوی‌تر بجنگید.

۲-عبادت کنید

اگر با بستن چشمان خود نتوانستید نگرانی‌ها را دور کنید، عبادت کنید. دعا و عبادت گزینه مناسبی برای افرادی‌ست که نمی‌توانند با احساسات خود کنار بیایند و یا از اضطراب رنج می‌برند.

چگونه به تنهایی با زمان‌های سخت و کارهای دشوار زندگی روبرو شویم


بسیاری از ما به قدرت دعا اعتقاد نداریم اما من باور دارم. وقتی ترس و اضطراب به من حمله می‌کند، من شروع به عبادت و دعاکردن می‌کنم و واقعا فکر این‌که من تنها نیستم، در مواجه با مشکلات و سختی‌ها به من کمک می‌کند.

۳-اجازه دهید افرادی که نمی‌خواهید آن‌ها را ببینید از زندگی شما دور شوند

در حالی که شما از همکاران مزاحم و رئیس خود نمی‌توانید اجتناب کنید، بهتر است لااقل ازدوستان یا بستگانی که ارتباط با آن‌ها برای‌تان استرس‌زا یا آزاردهنده است دوری کنید. ممکن است آن‌ها در اصل آدم‌های خوبی باشند اما اگر در مواجهه با آن‌ها احساس شکست و ناراحتی می‌کنید بهتر است از برخورد با آن‌ها اجتناب کنید. هنگامی که شما در حال عبور از سختی‌ها و مشکلات هستید نیاز دارید که با آدم‌های مثبت که برای شما الهام‌بخش هستند معاشرت کنید و این‌گونه احساس بهتری خواهید داشت. زمانی که ناگزیر به برخورد با همکاران آزاردهنده خود هستید آن‌ها را نادیده بگیرید، یک نفس عمیق بکشید و به خودتان آرامش بدهید. به یاد داشته باشید شما مسائل مهم‌تری دارید، بنابراین وقت خود را برای افرادی که خیر شما را نمی‌خواهند هدر ندهید!

۴-به خودتان ایمان داشته باشید

شرایط مهم نسیت، شما باید همیشه خود را باور داشته باشید. درست است شما در روزهای سختی هستید اما این بدان معنا نیست که شما نمی‌توانید با مشکلات مقابله کنید.

چگونه به تنهایی با زمان‌های سخت و کارهای دشوار زندگی روبرو شویم


شما می‌توانید، من باور دارم و خود شما هم باید باور داشته باشید. چه بخواهیم چه نخواهیم زندگی پر از سختی‌ها و مشکلات است. به طور منطقی، وظیفه ما این است که بیاموزیم که چگونه بر آن‌ها غلبه کنیم. زمانی که من به والدین، دوستان و همکارانم گفتم که می‌خواهم کار پر درآمد خود را ترک کنم و به جای آن به نوشتن و کارهای داوطلبانه بپردازم، هیچ‌کس من را باور نکرد. با این حال باورمن به خودم، به من کمک کرد که زندگی خود را آن‌گونه که در رویا داشته‌ام آغاز کنم و از چیزهای کوچکی که قبلا در برنامه‌ها و مشغله‌های روزمره نادیده گرفته می‌شد لذت ببرم.

۵-خودخواه باشید


اگر شما فردی مانند من باشید، برای شما این‌که در هر شرایطی به فکر خود باشید سخت خواهد بود. اما من با تجربه شخصی خود می‌توانم بگویم که در این دنیای بی‌رحم، زنده ماندن برای افراد مهربان دشوار است. هنگامی که شما در حال تلاش برای کنار آمدن با دوران سخت زندگی خود هستید، باید بی‌تفاوت و خودخواه باشید. اگر نیاز به زمانی برای فکر کردن و چاره‌اندیشی دارید جلسه و قرار خود را کنسل کنید. مطمئنا این بدان معنا نیست که شما باید همیشه خودخواه باشید اما باید همواره خودتان را در اولویت قرار دهید.

مهم نیست که چه اتفاقاتی در زندگی شما رخ می‌دهد! به یاد داشته باشید که شما به اندازه کافی قوی هستید تا بتوانید با مشکلاتی که در مسیر زندگی قرار دارد مواجه شوید. شما تنها نیستید، مثبت بیاندیشید و خود را باور کنید آن‌گاه در می‌یابید که زندگی به آن سختی که فکر می‌کردید نیست. تکنیک شما برای غلبه بر مشکلات چیست؟


تاریخ : شنبه 02 اسفند 1393
بازدید : 777
نویسنده : sina95

 

 

شروع بیماری ایدز

 

ویروس اچ آی وی بعد از ورود به بدن در غدد لنفاوی پخش شده و در داخل سلول های دفاعی بدن (لنفوسیت ها) شروع به تکثیر می کند. در بیشتر بیماران حدود یک ماه بعد از آلودگی علائمی مثل سرماخوردگی ایجاد می شود. این علائم شامل تب، گلودرد، درد عضلات و مفاصل، تهوع و استفراغ و علائم عمومی اینچنینی هستند. این علائم در افرادی که ویروس را به واسطه تماس جنسی کسب کرده اند، به نسبت دیگران شایع تر است. واضح است که این علائم خاص نبوده و بنابراین پزشک و بیمار را مشکوک به آلودگی با ویروس اچ آی وی نمی کند. تنها در مواردی که فرد یک ماه قبل سابقه ای از تماس مشکوک داشته است و به فکر بیماری باشد می تواند به تشخیص کمک کند.
در این مرحله تعداد ویروس در گردش خون بسیار زیاد شده و توانایی انتقال بیماری بالاست. بعد از چند ماه سیستم دفاعی بدن شروع به کنترل بیماری می کند و اگرچه هرگز قادر به مهار کامل ویروس نمی شود ولی می تواند تکثیر ویروس را تا مدت ها به صورت محدود و مخفی نگه دارد. با وجود این متاسفانه ویروس بی وقفه به انتشار خود و کشتن سلول های دفاعی بدن ادامه می دهد.
اگر فرد شناسایی و درمان نشود این روند حدود ۱۰ سال ادامه می یابد و در این مدت معمولا بیماری مهلکی بیمار را تهدید نمی کند. بعد از این زمان با مرگ بیشتر سلول های دفاعی تعداد این سلول ها به حدی پایین می آید که بیماری های خطرناک و کشنده بخصوصی که به نام بیماری های مربوط به ایدز شناخته می شوند، ظرف چند ماه باعث مرگ بیمار می شوند. کسانی که در مرحله اول (مرحله بدون علامت) شناسایی می شوند، شانس این را دارند که با مصرف داروهای ضدویروس روند تکثیر ویروس و مرگ سلول های دفاعی بدن کند شده و حدود ۱۰ سال دیگر به عمرشان اضافه شود و تا شروع بیماری های مهلک مربوط به ایدز حدود ۲۰ سال دوام می آورند. بعد از شروع این بیماری ها نیز درمان بسیار موثر است و تا سال ها می توان از مرگ بیمار جلوگیری کرد.
قبل از این که به جزییات انواع بیماری های مربوط به ایدز بپردازیم، باید دوباره تاکید کنیم که به دلیل ماهیت بیماری ایدز و بی علامت بودن افراد آلوده، شناسایی مبتلایان فقط با آزمایش های دوره ای امکان پذیر است و در غیر این صورت فرد باید منتظر شروع بیماری های شدید مربوط بهایدز باشد که در آن زمان کار چندانی از پزشکان برای مهار بیماری ساخته نیست.

 

تاریخ : شنبه 02 اسفند 1393
بازدید : 545
نویسنده : sina95

 

 

ویروس اچ آی وی

HIV به معنی ویروس نقص ایمنی انسان است. اولین بار در سال 1981 در آمریکا پنومونی ناشی از پنوموسیستیس کارینی(Pneumocystis carinii pneumonia) در پنج مرد همجنس باز که قبلا سالم بودند مشاهده شد تا این که در سال 1983 HIV  از یک بیمار لنفادنوپاتی جدا شد و در سال 1984 ثابت شد که این ویروس عامل مسبب AIDS می باشد.

ویروس HIV  از خانواده ی رترو ویروس ها و از زیر خانواده ی لنتی ویروس ها می باشد. ویروس های نقص ایمنی انسان HIV-1  و  HIV-2 نام دارند که ویروس های سیتوپاتیک می باشند.

در میکروسکوپ الکترونی این ویروس به شکل دوازده وجهی، با خارهای سطحی متعدد، دارای دو پوشش پروتئینی و اصلی ورای غشایی دیده می شود.

ویریون* از سطح سلول های آلوده جوانه می زند و به محیط بیرون آزاد می شود. به همین علت است که ویروس HIV به طور مداوم پوشش خود را عوض می کند و به هنگام جوانه زدن از غشای سلول میزبان انواع متفاوتی پروتئین و گلیکو پروتئین جدا می کند که ترکیب آن منحصر به فرد می باشد.

در شکل شماتیک از ویروس به طور واضح لایه ها و هسته ی ویروس و دو قطعه ی RNA که به صورت جدا از هم در مرکز ویروس مستقر هستند، مشاهده می شود.

این ویروس ها حاوی آنزیم ریورس ترانس کریپتاز معکوس هستند و به کمک همین آنزیم است که پس از ورود به داخل سلول می توانند از روی RNA، ژنوم دو رشته ای DNA  را سنتز کنند. پس از این مرحله DNA  ی سنتز شده به هسته ی سلول میزبان رفته و توسط آنزیم های خود در DNA ی سلول میزبان رخنه می کنند و سیستم همانند سازی کننده ی میزبان را وادار به همانند سازی از ژنوم خود کرده و در مراحل بعدی اجزای ویروس HIV به سرعت سنتز می شود و با پدیده ی جوانه زدن از سلول میزبان سبب آسیب های جدی به غشای سلول میزبان شده و در نهایت سلول لیز می شود. از آن جایی که سلول های میزبان، ویروس گلبول های سفید می باشد سبب کاهش شدید این سلول ها شده و در اثر برخورد یک بیماری عفونی بدن نمی تواند از خود دفاع کند؛ به این ترتیب که در اثر یک سرماخوردگی ساده احتمال مرگ وجود دارد.

تفاوت بین HIV-1 و HIV-2 چیست؟

 

در حال حاضر 2 گونه از HIV وجود دارد؛ HIV-1 و HIV-2.

نوع غالب در جهان HIV-1 می باشد و هنگامی که به طور کلی و بدون مشخص کردن نوع، درباره ی HIV بحث می شود منظور HIV-1 می باشد. هر دو نوع HIV-1 و HIV-2 از طریق تماس جنسی، خون و محصولات خونی و از مادر به کودک منتقل می شوند و سبب ایدز با علائم بالینی غیر قابل افتراق از یکدیگر می شوند اما HIV-2 مشکل تر از HIV-1 منتقل می شود و فاصله ی زمانی بین آلوده شدن با HIV-2 تا ایجاد بیماری طولانی تر است.

HIV-1 چند زیر گونه(subtype) دارد؟

HIV-1 ویروس بسیار متغیری است و به راحتی جهش می یابد بدین جهت راسته های متفاوتی از HIV-1 وجود دارد. این راسته ها می تواند بر اساس گروه ها و زیر گونه ها، طبقه بندی شوند. 2 گروه وجود دارد: گروه M و گروه O

در سپتامبر 1998 گروهی از محققان فرانسوی اعلام کردند که راسته ی جدیدی از HIV در زنی از کامرون در غرب آفریقا، یافته اند.

این راسته به هیچ کدام از دو گروه O و M تعلق نداشت و پس از بررسی ها در تمامی کامرون? تنها در سه نفر دیگر آلودگی به این راسته از ویروس HIV یافت شد.

در حال حاضر در گروه M حداقل 10 زیر گونه ژنتیکی مشخص از HIV-1 شناخته شده است که زیر گونه های A تا J هستند. به علاوه گروه O شامل دسته ی مشخصی از ویروس های کاملا ناهمگون(heterogenous) هستند.

تفاوت های بین زیر گونه های گروه M ممکن است همانند تفاوت چشمگیر بین گروه M از گروه O باشد.

زیر گونه های مختلف در کجا یافت شدند؟

زیر گونه های HIV به صورت ناهمگون در سراسر جهان پخش شده اند؛ به عنوان مثال زیر گونه B اغلب در آمریکا، ژاپن، استرالیا، کارائیب و اروپا یافت می شود و زیر گونه ی D و A در صحرای جنوبی آفریقا و زیر گونه ی C در آفریقای جنوبی و هند و زیر گونه ی E در جمهوری مرکزی آفریقا، تایلند و دیگر کشورهای جنوب شرقی آسیا، بیشتر است.

زیر گونه ی F (برزیل و رومانی)، H و G (روسیه و آفریقای مرکزی) I (قبرس) و گروه O (کامرون) شیوع بسیار کمی دارند.

اغلب زیر گونه ها در آفریقا یافت می شوند اگر چه زیر گونه ی B شیوع کمتری دارد.

تفاوت عمده ی بین این زیر گونه ها چیست؟

تفاوت عمده در ترکیب ژنتیکی آن ها است. تفاوت های بیولوژیکی مشاهده شده در محیط های آزمایشگاهی حیاتی(in vivo) و محیط های آزمایشگاهی مصنوعی(in vitro) بیانگر این مساله است.

همچنین پیشنهاد شده که برخی گونه ها با فرم خاصی از راه انتقال در ارتباط هستند به عنوان مثال زیر گونه ی B با تماس های همجنس بازها و معتادان تزریقی خصوصا از راه خون و زیر گونه C و E از طریق انتقال دگر جنسی(heterosexual) (از راه مخاطی). زیر گونه ی E راحت تر از زیر گونه ی B گسترش می یابد.

آزمایش متداول تشخیصی HIV یا (HIV antibody test) که جهت غربالگری (screening) و اهداف تشخیصی به کار می رود تمامی زیر گونه های HIV را آشکار می کند.

واضح است که در آینده زیر گونه های ژنتیکی جدیدی از HIV کشف خواهند شد و آن زیر گونه های جدید با جهش های ژنی(mutation) به نمو(develop) ادامه می دهند.

پی نوشت:

* به یک ذره ی ویروسی که توان آلوده کردن سلول را دارد ویریون می گویند.

 


تاریخ : شنبه 02 اسفند 1393
بازدید : 568
نویسنده : sina95

 در کلمه HIV، H به معنی انسان، I به معنی دفاع سیستم ایمنی و V به معنی ویروس می باشد. پس می توان دریافت که این ویروس تنها انسان را درگیر می کند و باعث می شود سیستم ایمنی ضعیف گردد. این ویروس می تواند به خودی خود زیاد شود.

 

با گذشت زمان، سیستم ایمنی بدن می تواند بیشتر ویروس های بیماری زا را از بدن خارج کند، اما در مورد ویروس HIV نمی تواند.

 

AIDS (ایدز)

در کلمهAIDS ، A به معنای اکتسابی، I به معنای ایمنی، D به معنای نقص و S به معنای سندرم می باشد.

پس می توان گفت ایدز، یک بیماری اکتسابی است.

سیستم ایمنی بدن شامل اندام ها و سلول هایی است که به مبارزه با عفونت و یا بیماری مشغولند، ولی در بیماری ایدز این سیستم دچار نقصان و کمبود است و به درستی کار نمی کند.

سندرم نیز مجموعه ای از علائم و نشانه های بیماری می باشد.

در حقیقت ایدز مرحله آخر عفونت HIV می باشد و بیمارانی که در این مرحله هستند، سیستم ایمنی بدنشان آسیب زیادی دیده و در معرض عفونت های زیادی قرار دارند

 

 

دلیل ابتلا به HIV و ایدز

 

ویروس HIV برای مدت زیادی در بدن پنهان باقی می ماند و به قسمت مهم سلول های ایمنی یا دفاعی (سلول های T و سلول های CD4) حمله می کند.

بدن ما برای مقابله با عفونت ها و بیماری ها نیاز به سلول های دفاعی دارد، اما HIV به آنها حمله می کند و با استفاده از آنها، تعداد خود را زیاد می کند و آنها را از بین می برد.

با گذشت زمان HIV ، بسیاری از سلول های CD4 را تخریب می کند و بدن دیگر قدرت مبارزه با عفونت ها و بیماری ها را ندارد. در این حالت عفونت HIV می تواند منجر به بروز بیماری ایدز شود.

در حقیقت ایدز (سندرم نقص ایمنی) مرحله آخر عفونت HIV می باشد و بیمارانی که در این مرحله هستند، سیستم ایمنی بدنشان آسیب زیادی دیده و آنها در معرض عفونت های زیادی قرار دارند.

اگر شما دچار یک و یا چند عفونت باشید، سرطان های خاصی را بگیرید و یا سلول های CD4 بدنتان کم باشد، می توان گفت شما دچار سندرم ایدز شده اید و نیاز به مداخله پزشکی و درمان دارید.

 

بیماری ایدز و میمون

 

ایدز از کجا شروع شد؟

دانشمندان معتقدند که ویروس HIV از نوع خاصی شامپانزه موجود در غرب آفریقا بوجود آمده است.

دانشمندان باور دارند که این نوع شامپانزه، دارای نوعی ویروس نقص ایمنی میمون به نام SIV می باشند.

احتمالا این ویروس از طریق شکار و خوردن این حیوان و تماس خون آلوده این حیوان، به انسان منتقل شده است.

تحقیقات اخیر حاکی از آن است که ویروس HIV در اواخر سال 1800 میلادی از شامپانزه به انسان منتقل شده است.

 

از کجا بفهمیم به این بیماری مبتلا شده ایم؟

دو نوع ویروس HIV وجود دارد و هر دو نوع، سیستم ایمنی بدن را تخریب می کنند.

در عرض چند هفته آلودگی به HIV، برخی از مردم علائم شبه آنفلوانزا دارند که 1 تا 2 هفته طول می کشد. اما برخی دیگر از بیماران، دارای هیچ نوع علامتی نمی باشند.

افرادی که آلوده به این ویروس هستند، سالیان سال ممکن است احساس سلامتی کنند، اما به هر حال آنها دارای ویروس HIV می باشند.

این ویروس در دوران بارداری، موقع تولد نوزاد و یا شیردهی می تواند از مادر به فرزند منتقل شود

 

 

کسانی که به ظاهر سالم هستند، ولی در واقع دارای این ویروس هستند، می توانند از درمان عفونت HIV استفاده کنند.

 

این درمان ها می توانند سرعت تخریب سیستم ایمنی را کم کند و به تاخیر بیندازد، زندگی بهتری را برای مبتلایان فراهم کند و انتقال این ویروس را به افراد دیگر کاهش دهد.

اگر درمان صورت نگیرد، HIV می تواند با بیماری های قلبی عروقی، بیماری کلیه، بیماری کبد و سرطان همراه شود.

همانطور که گفته شد در مرحله آخر HIV و طی چند سال، سندرم ایدز بوجود می آید.

 

راه‌های انتقال ایدز

 

راه های انتقال ویروس HIV

از راه های زیر این ویروس منتقل می شود:

- رابطه جنسی با فرد آلوده به ویروس

- استفاده از سوزن و یا سرنگ مشترک و یا تجهیزات مورد استفاده برای تزریق مواد مخدر

- متولد شدن از مادر مبتلا به ایدز: این ویروس در دوران بارداری، موقع تولد نوزاد و یا شیردهی می تواند از مادر به فرزند منتقل شود.

- سوزن آلوده به این ویروس و یا وسایل تیزی که موجب خون آمدن از این بیماران می شود (بیشتر این موارد در درمانگاه ها، بیمارستان ها و مطب ها دیده شده است)

- دریافت خون و فراورده های خونی و یا پیوند عضو از فردی که مبتلا به این ویروس می باشد.

- از طریق تزریق غیربهداشتی و شیوه های دندانپزشکی

- غذایی که فرد مبتلا به HIV جویده است و از دهان خود بیرون آورده است. این مورد بیشتر در مراقبان کودکان مبتلا به HIV دیده شده است.

- گاز گرفتن توسط فرد مبتلا که باعث زخمی شدن و تخریب بافت و خون آمدن می شود. اما این را بدانید که اگر پوست پاره نشود و خون نیاید، هیچ خطری وجود ندارد.

- تماس با پوست زخمی، جراحت و یا خلط  بیمار مبتلا به HIV

- اگر لب و یا لثه بیمار خونی باشد و شما را ببوسد.

- خالکوبی با وسایل غیراستریل

 

از چه طریق ویروس ایدز منتقل نمی شود؟

- آب و هوا

- گزش حشرات از قبیل پشه

- بزاق، اشک و یا عرق بدن

- دست دادن با بیمار و یا استفاده مشترک از ظرف غذا

 

تاریخ : شنبه 02 اسفند 1393
بازدید : 580
نویسنده : sina95

  داشتن زندگی موفق و رضایتبخش در گرو برآورده ساختن و ایجاد تعادل بین نیازهای عقلی، روحی - روانی، جسمی و جنسی انسان است. هر کدام از این نیازها اهمیت و جایگاه ویژه ای در زندگی دارند.

نیاز جنسی از جمله موضوعاتی است که نه تنها متخصصان بهداشت روان جامعه به آن کمتر توجه داشته اند بلکه همسران نیز از درجه اهمیت آن غافل اند.

رابطه جنسی فراتر از نزدیکی جسمی


وجود و پایداری یک «رابطه جنسی رضایتبخش» تنها نشانه ای از یک رابطه عاشقانه نیست بلکه عامل مهمی در ایجاد رابطه ای صمیمی، رضایتبخش و ماندگار است. رابطه جنسی بخش مهمی از نیازهای هیجانی و احساسی ما را برآورده می کند و رضایت زناشویی را افزایش می دهد.

در گذشته یکی از مهمترین دلایل ازدواج و برقراری رابطه جنسی، فرزندآوری بود و بیشتر همسران پس از داشتن تعدادی فرزند، رابطه جنسی را قطع می کردند و یا به کیفیت این رابطه اهمیت چندانی نمی دادند؛ اما در دنیای کنونی دیدگاه افراد نسبت به رابطه جنسی و روش استفاده از آن تغییر کرده و مهمترین انگیزه افراد از برقراری رابطه جنسی «کسب لذت» است؛ پس بدیهی به نظر می رسد که همسران از همان ابتدای ازدواج به کیفیت این رابطه و اهمیت آن در زندگی زناشویی شان دقت ویژه ای داشته باشند.

نخستین درس در آموختن درست رابطه جنسی؛ تغییر نگرش است. بدبختانه بیشتر زن و شوهرها می پندارند که معنی رابطه جنسی یا زناشویی فقط انجام «نزدیکی» است، در حالی که این تفکر باعث می شود همسران نه تنها خود را از لذت دیگر تعامل های جنسی به ویژه جنبه های عاطفی آن محروم کنند، بلکه اگر به هر دلیل برای هر کدام عذری ایجاد شود (از انواع بیماری تا شرایطی کاملا طبیعی مثل دوران قاعدگی) رابطه زناشویی آنها تعطیل می شود و این به ویژه در درازمدت، برای زندگی زناشویی زیانبخش است.

رابطه جنسی فراتر از نزدیکی جسمی


وقتی از رابطه جنسی صحبت می شود، منظور انواع تعامل ممکن بین دو طرف است که می تواند از یک معاشقه ساده بدون نیت رسیدن به ارگاسم تا رفتار جنسی همراه با اوج لذت جنسی برای یکی یا هر دو طرف یا در نهایت همراهی آن با نزدیکی جنسی باشد.

سکس، تنها بخشی از رابطه است که نیازمند صمیمیت و ارتباط نزدیک است. همسرانی که به تعاملاتی مانند نحوه صحبت کردن، گوش دادن به یکدیگر، درک متقابل و داشتن روحیه همکاری و همدلی با همسر، حل تعارضات و اختلافات، مدیریت مالی خردمندانه، همکاری در نگهداری و تربیت فرزندان، گذاشتن وقت با کیفیت با یکدیگر و داشتن تماس جسمانی اهمیتی نمی دهند، در مورد آن اطلاعات کافی ندارند یا در این حیطه ها تعامل مناسب و سازنده ای ندارند، نمی توانند انتظار داشته باشند که در رابطه جنسی ارتباط رضایتبخشی برقرار کنند؛ بنابراین رابطه جنسی تنها برقراری تماس فیزیکی - جنسی بین زن و شوهر نیست، بلکه خود این ارتباط نیازمند مقدمات بسیاری است که به فراتر از تختخواب برمی گردد.

رابطه جنسی فراتر از نزدیکی جسمی


بسیار شایع است که همسران به دلایلی از جمله خستگی ناشی از کار، استرس های فرزندپروری، بیماری یا برآورده نشدن انتظارها و نیازهایشان، تمایلی به برقراری ارتباط نشان نمی دهند و زمانی که این کناره گیری از صمیمیت فیزیکی و کلامی یا جنسی به طول می انجامد، آسیب های بسیاری را برای خانواده ایجاد می کند؛ آسیب هایی که گاهی دامنگیر شخص و گاهی هم دامنگیر زندگی همسران می شود.

غفلت از اهمیت «در ارتباط بودن» باعث می شود که بسیاری از دلایل و نیازهایی که به خاطر آن زندگی زناشویی را تشکیل داده ایم فراموش شوند و زمانی متوجه آسیب شویم که دامنه آن گسترده شده و زخم های عمیق و جبران ناپذیری ایجاد شده است.


تاریخ : شنبه 02 اسفند 1393
بازدید : 519
نویسنده : sina95

  در اين مطلب سعي ‌شده به جزييات اثرهاي فيزيکي رابطه زناشويي پرداخته شود. رابطه زناشويي، داراي آثار فيزيولوژيکي مثل افزايش ضربان قلب و فشارخون است که نبايد آنها را با اثرهاي فيزيکي رابطه زناشويي اشتباه گرفت.

دکتر محمدرضا صفري‌نژاد، جراح و متخصص بيماري‌هاي کليه و مجاري ادرار و استاد دانشگاه:

بسياري بر اين باورند که داشتن رابطه به مقدار زياد براي سلامت خوب نيست و دليلي هم براي اين باور خود ندارند. در کمال تعجب برخي مردان معتقدند مايع مني از نخاع ترشح مي‌شود و بسياري نيز بر اين اعتقاد هستند که دفع بيش از حد مايع مني، باعث اتلاف مقادير زيادي کالري و موادمغذي مي‌شود که اين باور به هيچ‌وجه صحت ندارد.

60 درصد حجم مايع مني ترشحات پروستات و 40 درصد آن ترشحات کيسه‌هاي منوي هستند. اين ترشحات فاقد هرگونه ماده مفيد مهم براي بدن هستند. در حقيقت يکي از روش‌هاي درماني «عفونت پروستات» يا «پروستاتيت» در مردان، افزايش تعداد روابط زناشويي است که در آن به‌طور مکرر ترشحات پروستات تخليه و باعث دفع باکتري‌ها مي‌شود بنابراين مايع مني نه در نخاع توليد مي‌شود و نه در بيضه‌ها. نقش بيضه اضافه کردن اسپرم به مايع مني است. 

10 فايده طبي رابطه زناشويي


فقط حدود يک درصد حجم مايع مني شامل اسپرم‌ها مي‌شود بنابراين مرداني که فاقد اسپرم هستند (تعداد اسپرم صفر يا آزواسپرمي) متوجه اين مشکل خود نمي‌شوند، مگر اينکه آزمايش تجزيه مايع مني بدهند که در آن مشخص مي‌شود مايع مني فاقد اسپرم است. مني توليد شده در کيسه‌هاي منوي ذخيره مي‌شود. حجم کيسه‌هاي مني حدود 5 ميلي‌ليتر است، اگر کيسه‌هاي مني پس از پرشدن توسط رابطه زناشويي خالي نشوند، به روش‌هاي ديگر مثلا احتلام شبانه خالي خواهند شد و اگر خالي نشوند مايع مني و اسپرم‌ها جذب مي‌شوند. در حقيقت رابطه زناشويي داراي اثرهاي مفيدي هم روي بدن است. 10 اثر مفيد رابطه زناشويي بر بدن عبارتند از:

1) در افرادي که داراي رابطه زناشويي هستند، سيستم ايمني بدن قوي‌تر از افراد فاقد رابطه زناشويي است. سيستم ايمني بدن مانند يک سد در مقابل عفونت‌ها و سلول‌هاي سرطاني عمل مي‌کند. در دانشگاه پنسيلوانيا در يک بررسي مشخص شده سطح آنتي‌بادي‌ها در افرادي که در هفته 2-1 بار رابطه زناشويي برقرار مي‌کنند، بالاتر است. آنتي‌بادي‌ها، مسئول دفاع از بدن در مقابل عفونت‌ها و سلول‌هاي سرطاني هستند. داشتن رابطه زناشويي منظم و موثر، باعث کاهش ميزان ابتلا به بيماري‌هاي ويروسي مثل سرماخوردگي و آنفلوانزا مي‌شود.

2) داشتن رابطه زناشويي باعث تقويت ميل زناشويي مي‌شود. اگر فردي به مدت طولاني رابطه زناشويي نداشته باشد، کم‌کم ميل زناشويي در او کاهش پيدا مي‌کند.

3) داشتن رابطه زناشويي کنترل مثانه در زنان را بهبود مي‌بخشد. براي اينکه خانم‌ها داراي کنترل ادرار خوبي باشند، نياز به داشتن يک کف لگن قوي هستند. حدود 30 درصد خانم‌ها از درجاتي از بي‌اختياري ادراري رنج مي‌برند. داشتن يک رابطه زناشويي خوب، باعث استحکام عضلات کف لگن و بهبود کنترل ادرار در زنان مي‌شود.

4) رابطه زناشويي مرتب و منظم، باعث کاهش فشارخون مي‌شود. در بررسي‌هاي علمي مشخص شده در افرادي که داراي روابط زناشويي منظم و مرتب هستند، فشارخون سيستوليک پايين‌تر است که نبايد آن را با افزايش فشارخون در حين رابطه زناشويي اشتباه گرفت.

5) رابطه زناشويي يک ورزش محسوب مي‌شود. در رابطه زناشويي در هر دقيقه به‌طور متوسط 5 کالري انرژي مصرف مي‌شود که هم باعث کاهش وزن مي‌شود و هم اينکه کنترل وزن را بهبود مي‌بخشد. يکي از آثار مفيد ورزش، تقويت عضلات قلب است. پياده‌روي وقتي ورزش محسوب مي‌شود که به قدري تند باشد که باعث افزايش ضربان قلب شود. در رابطه زناشويي علاوه بر مصرف کالري، تعداد ضربان قلب تا150 بار در دقيقه نيز افزايش پيدا مي‌کند. اگر يک رابطه زناشويي 20 دقيقه طول بکشد به‌طور متوسط 100 کالري مصرف مي‌شود.

6) رابطه زناشويي، خطر سکته يا حمله قلبي را کاهش مي‌دهد. افرادي که روابط زناشويي منظم و موثري دارند، تعادل هورمون‌هاي استروژن و تستوسترون در آنها بهتر است. در يک بررسي مرداني که داراي حداقل 2 بار رابطه زناشويي در هفته بودند، ميزان مرگ‌ومير ناشي از بيماري‌هاي قلبي در آنها 50 درصد کمتر از مرداني است که رابطه زناشويي مرتب و منظمي نداشتند.

7) رابطه زناشويي باعث کاهش درد مي‌شود. در يک بررسي در دانشگاه نيوجرسي مشخص شده حين برقراري رابطه هورموني ترشح مي‌شود که باعث بالابردن آستانه درد مي‌شود و احساس هر نوع دردي در بدن را کاهش مي‌دهد. رابطه زناشويي باعث کاهش درد مي‌شود که منجر به ارگاسم يا همان ارضاي زناشويي شود.

8) رابطه زناشويي خطر ابتلا به سرطان پروستات را در مردان کاهش مي‌دهد. يکي از معتبرترين مجله‌هاي علمي در دنيا به نام «جاما» مقاله‌اي منتشر کرده که در آن مشخص شده، در مرداني که رابطه زناشويي منظمي داشته‌اند، ميزان سرطان پروستات در آنها کمتر از مرداني است که رابطه زناشويي مرتب و منظمي نداشته‌اند.

9) رابطه زناشويي باعث بهبود خواب مي‌شود. اين مساله مشخص است که پس از داشتن يک رابطه زناشويي منجر به ارگاسم، خوابيدن راحت‌تر مي‌شود. پس از ارضاي زناشويي، ترشح هورموني به‌نام پرولاکتين، منجر به احساس آرامش و خواب‌آلودگي مي‌شود.

10) رابطه زناشويي باعث کاهش استرس و اضطراب مي‌شود. با برانگيختگي زناشويي، هورموني در مغز ترشح مي‌شود که باعث کاهش اضطراب و استرس فرد مي‌شود. رابطه زناشويي باعث افزايش اعتمادبه‌نفس مي‌شود. حين رابطه زناشويي، هورموني به اسم آندورفين ترشح مي‌شود که باعث بهبود خلق مي‌شود. افرادي که داراي خلق افسرده‌اي هستند، با داشتن روابط زناشويي منظم و موثر خلقشان بهبود پيدا مي‌کند.

رابطه زناشويي مطلوب؛ چند بار در هفته؟

برخي اين سوال را مي‌پرسند که آيا هر روز مي‌توان رابطه زناشويي داشت؟ آيا رابطه زناشويي روزانه باعث آسيب بدن مي‌شود؟ داشتن رابطه زناشويي روزانه تا زماني که طرفين از آن لذت مي‌برند، هيچ اشکالي ندارد. تعداد روابط زناشويي در هفته چقدر بايد باشد؟ تعريف خاص و عدد خاصي براي اين منظور وجود ندارد. تعداد دفعات برقراري رابطه به نياز طرفين بستگي دارد. ممکن است نياز يک زوج يک بار در هفته باشد و در مقابل زوج ديگر با 5 بار برقراري رابطه در هفته، نيازهايشان برطرف شود. اينکه يک تعداد از افراد براي حفظ سلامت خود از داشتن رابطه زناشويي سالم اجتناب مي‌کنند به هيچ‌وجه باور درستي نيست و مبناي علمي ندارد.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید