عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 246
نویسنده : sina95

  تحقیقات نشادن داده است که بی‌خوابی مداوم تاثیرات منفی زیادی از جمله پریشانی، تحریک پذیری، گیجی و چاقی دارد. اما دانستن این موضوع که به خواب کافی نیاز داریم و فهم دلایل علمی آن، احتمالا بیدار شدن ساعت ۳ بامداد را برای ما ناراحت‌کننده‌تر می‌کند. اما کماکان بین ما افرادی هستند که از بی‌خوابی‌ رنج می‌برند. 

۱۳ روش برای این‌که سریع‌تر به خواب برویم
 

برای کمک به این جغدهای شبانگاهی، بهترین شیوه‌های علمی که کارشناسان بهداشت خواب سال‌ها بررسی و گردآوری کرده‌اند را پیشنهاد می‌کنیم:

یک روال منظم برای رفتن به اتاق خواب ایجاد کنید

لازم است که پیش از خواب  ذهن و بدن خود را با انجام تمرینات ساده از قبیل دوش آب گرم و مطالعه عمیق ریلکس کنید. می‌توانید برای پیدا کردن ایده‌های برتر از لیست کارهایی که ۱۳ فرد مشهور جهان پیش از خواب انجام می‌دادند بهره بگیرید.

۱۳ روش برای این‌که سریع‌تر به خواب برویم


برای مثال بیل گیتس هم پیش از خواب کتاب‌هایی با موضوعات بهداشت عمومی و یا تاریخ حمل و نقل مطالعه می‌کرد و یا هافینگتون به مطالعه قبل از خواب آن هم به روش قدیمی مطالعه کتاب‌های چاپی می‌پردازد و نه با استفاده از لپ تاپ  و ابزارهای الکترونیکی.

اتاق خود را برای خواب مجهز کنید

رابرت اکسمن مدیرکلینک خواب Sleep to Live از مراجعان خود می‌خواهد که درجه دمای اتاق خواب را بین ۶۵ تا ۶۸ درجه فارنهایت (۱۸ تا ۲۰ درجه سانتیگراد) تنظیم کنند و اتاق را بااستفاده از پرده‌های ضخیم تاریک کنند.

برای کوک کردن ساعت از تلفن همراه خود استفاده نکنید

در حقیقت سال‌هاست که تلفن همراه برای بسیاری از افراد جایگزین ساعت‌های زنگ‌دار شده است. مشکل از آن‌جا آغاز می‌شود که اگر شما بعد ازمدتی از ورودتان به تخت، به خواب نرفتید وسوسه استفاده تلفن و برنامه‌ها شما را قلقلک می‌دهد. هیچ بهانه‌ای وجود ندارد، با هزینه ناچیزی یک ساعت زنگ‌دار تهیه کنید.

نفس عمیق بکشید

تنفس عمیق یکی از بهترین راه‌ها برای دور کردن استرس است در حقیقت زمانی که نفس عمیق می‌کشید پیامی به مغز و از مغز به تمام بدن مخابره می‌شود که منجر به ریلکس شدن می‌گردد.

درمانگر خانواده ویکی استارک در برنامه «روانشناسی امروز» پیشنهاد می‌کند که در عمل دم، صحنه یک پیاده روی را تجسم کنید، هوای پاک و تازه را به ریه‌های خود و سلول‌های خود برسانید و در بازدم، تصور کنید تمام سموم بدن و افکار منفی را به خارج از بدن خود هدایت می‌کنید و بدن خود را مجدد بازسازی می‌کنید. با تمرکز به این روش نفس بکشید این یک تمرین است که کم کم باعث می‌شود شما احساس ارامش بیشتری کنید و راحت‌تر به خواب روید.

عضلات خود را شل کنید

تنش یک روز کاری در تاندون‌ها و عضلات باقی می‌مانند. زمانی که به رختخواب می‌روید با شیوه پیش‌رونده عضلات خود را ریلکس کنید. این کار بسیار ساده است. ابتدا یک گروه از ماهیچه‌ها را کشیده و پس از مدتی رها کنید و به سراغ گروه بعدی بروید

کاترین دارلی، مدیر موسسه درمان طبیعی خواب در سیاتل توصیه می‌کند که آرام‌سازی را به صورت پیش‌رونده از انگشتان خود آغاز کنید. انگشتان پای خود را خم کنید هفت ثانیه نگهدارید و آزاد کنید این کار را تکرار کنید و به تدریج به سمت عضلات گردن پیش بیایید.

ذهن خود را سرگرم یک ورزش ذهنی کنید

شمارش گوسفند پیش از خواب کمی قدیمی شده است. دکتر ویکی سیلال، متخصص خواب گزینه بهتری را پیشنهاد می‌کند و آن شمردن معکوس مضارب عدد ۳ از ۱۰۰ است. (…۹۰-۹۳-۹۶-۹۹).

۱۳ روش برای این‌که سریع‌تر به خواب برویم


ریتم شمارش کمک می‌کند وارد خلسه خواب‌آلودگی شوید همچنین شمارش مضارب خود به عنوان یک چالش منجر می‌شود که تمرکز خود را بر روی شمارش حفظ کنید.

از تخت خارج شوید

هارنت والیا، پزشک اختلالات خواب کلینیک کلیولند می‌گوید: «اگر بعد از ۳۰ دقیقه دراز کشیدن در تخت به خواب نرفتید باید از تخت از روی تخت بلند شوید. در واقع با ماندن در رختخواب بیش از این مدت به ذهن خود آموزش می‌دهید که تخت تنها جای خواب نیست و ذهن شما به این موضوع عادت می‌کند.»

بنابراین از ساختن این تصویر ذهنی اجتناب کنید، از تخت خارج شوید، مطالعه کنید، به موسیقی گوش کنید، حتی می‌توانید شستن ظرف‌ها یا هرکاری که به شما آرامش می‌دهد را امتحان کنید.
نگرانی‌ها را با خود به تختخواب نبرید

اگر ذهن شما درگیر نگرانی‌های کاری، کارهای امروز، فردا و یا آینده است، آن‌ها را با خود به تخت نبرید. والیا در زمینه دور کردن نگرانی‌ها پیشنهاد می‌کند که تکه کاغذی بردارید و آن‌چه شما را مضطرب می‌کند در آن بنویسید.

ساعت را از خود دور کنید

یکی از بدترین نکات در بی‌خوابی آگاهی از این موضوع است که فرصت زیادی برای خوابیدن باقی نمانده است.

۱۳ روش برای این‌که سریع‌تر به خواب برویم


یکی از عاداتی که معمولا در مواقع بی‌خوابی پیش می‌آید آن است که مدام ساعت را چک می‌کنید و از مهلت کمی که تا صبح دارید و کارهایی که فردا قرار است با خستگی انجام دهید مضطرب می‌شوید و بیشتر در گودال بی‌خوابی فرو می‌روید. والیا پیشنهاد می‌کند ساعت ها را از معرض دیدتان دور کنید.

یک رویای زیبا را تجسم کنید

زمانی که ذهن شما از مرور اتفاقات روزانه فارغ شد، فراتر می‌رود و درگیر وقایع دیگر می‌شود. در این‌جا یک توصیه داریم: خود را در یک مکان و موقعیت رویایی تصور کنید و به جزئیات بپردازید. مثلا تصور کنید به یک سفر خاطره انگیز رفته‌اید، به ساحلی با هوای مطبوع، دریایی شفاف یک نوشیدنی گوارا، غروبی دل‌انگیز و نسیمی که صورت شما را نوازش می‌دهد. تصاویر زنده می‌تواند بسیار مفید باشد و حداقل ذهن شما را از پرداختن به موارد منفی و استرس‌زا منحرف می‌کند.

در طول روز به میزان کافی فعالیت داشته باشید

اگر در طول روز به اندازه کافی فعالیت انجام نداده باشید بدن شما نیاز به استراحت را احساس نخواهد کرد در حقیقت هرچه شما فعال‌تر باشید بهتر به خواب خواهید رفت.

از بالشت بهتری استفاده کنید

محققین دریافته‌اند که بالشت به دلیل نقش حمایتی که برای سر و گردن ایفا می‌کند در بهبود خواب بسیار موثر است. هم چنین در مجله اپرا آمده است که برای خواب بهتر از بالشت‌هایی که مواد تشکیل دهنده آن‌ها آلرژی‌زا نیستند استفاده کنید و بالشت را از گرد و غبار و کنه محافظت کنید.

به دکتر مراجعه کنید

و بالاخره اگر بی‌خوابی مشکل مزمن شماست حتما برای دریافت راهنمایی‌های تخصصی‌تر به پزشک مراجعه کنید.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 167
نویسنده : sina95

  شبکه های اجتماعی ساختارهای اجتماعی اینترنتی پیچیده ای هستند که امکان برقراری ارتباطات را در سطوح بسیاری تسهیل کرده اند. نتایج پژوهش های مختلف بیانگر آن است که می توان از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی در بسیاری از سطوح فردی و اجتماعی برای شناسایی مسائل و تعیین راه‌ حل آن‌ها، برقراری روابط اجتماعی، اداره امور تشکیلاتی، سیاست گذاری و هدایت افراد در مسیر دستیابی به اهداف استفاده نمود. 

این شبکه‌های اجتماعی در عین حال که فضاهایی برای پیدا کردن دوستان جدید و ارتباط با خانواده و دوستان هستند، به افراد عضو این امکان را می دهند که دوستان قدیمی خود را در جریان تغییرات زندگی شان قرار ‌دهند. به علاوه مکان‌هایی برای تبادل نظر هستند و در آنها افراد عضو عقاید و نظرات خود را با هم به اشتراک می‌گذارند. 

اگرچه شبکه های اجتماعی تاثیرات مثبت بسیاری در ارتقای برخی روابط اجتماعی خاص، پرکردن اوقات فراعت و افزایش اعتماد به نفس اعضای خود دارند اما تاثیرات منفی آن امروزه بیشتر مورد نظر متخصصان قرار گرفته است. اعتیادآور بودن، ایجاد حسادت، افسردگی و استرس شدید، به وجود آمدن مشکلاتی در تعاملات اجتماعی در دنیای واقعی، احساس تنهایی و نارضایتی از زندگی از جمله آثار منفی استفاده بیش از حد از شبکه ‌های اجتماعی به خصوص در نوجوانان محسوب می شوند.

ما عموماً تصور می کنیم که تنهایی یعنی جدایی فیزیکی از دیگران. اما این تعریف ساده ، ماهیت خطرناک و زیان آور این وضعیت را در بر نمی گیرد.

شبکه هایی که تنهایم کردند


پیامدهای عضویت در شبکه های اجتماعی

چرخه‌ی تنهایی، نارضایتی و افسردگی

گروهی از روان‌شناسان و محققان دانشگاه میشیگان در تحقیقی دریافته‌اند که احساس تنهایی، نارضایتی از زندگی و افسردگی که یک چرخه معیوب را تشکیل می‌دهند، از پیامدهای حضور فراوان در شبکه‌های اجتماعی است. به گفته‌ی این روان‌شناسان، دلیل به وجود آمدن این چرخه این است که افراد به دلیل احساس تنهایی به شبکه‌های اجتماعی پناه می‌برند. در این شبکه‌ها با افرادی مواجه می‌شوند که به ظاهر به نظر نمی‌رسد که حس آنها را داشته باشند یا وضعیت اقتصادی یا اجتماعی بسیار بهتری نسبت به آنها دارند، بنابراین احساس تنهایی‌شان بیشتر و به دلیل وضعیت درماندگی که برایشان ایجاد می‌شود به افسردگی مبتلا می‌شوند. 

بحران هویت

دکتر بارونس گرینفیلد، استاد دانشگاه آکسفورد، با اشاره به اینکه شبکه‌های اجتماعی نسلی را با آرزوی گرفتن بازخورد دائمی در زندگی پرورش می‌دهد، استفاده‌ی زیاد از این شبکه‌ها را باعث بحران هویت کاربران می‌داند. چرا که آنها از این شبکه‌ها می‌آموزند بی‌صبرانه در انتظار توجه بی‌درنگ سایرین به خود باشند.

عذاب وجدان و تجربه‌ی طردشدن

نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد 63 درصد اعضای شبکه‌های اجتماعی پاسخ به درخواست افزودن دیگران را در لیست دوستان‌شان را  به تأخیر می‌اندازند، از هر ده نفر سه نفر با رد‌کردن این درخواست دچار عذاب‌وجدان می‌شوند، و 12 درصد اصلاً دوست ندارند چنین درخواستی دریافت کنند. نتایج یک تحقیق دیگر نیز نشان می‌دهد افرادی که درخواست دوستی‌شان در فیس‌بوک رد می‌شود، همان‌قدر ناراحت و آزرده می‌شوند که رد شدن در زندگی واقعی آنها را ناراحت می‌کند.

افت تحصیلی

دانش‌آموزان و دانشجویانی که درگیر شبکه‌های اجتماعی می‌شوند تمرکزشان بر درس کاهش می‌یابد و افت تحصیلی گریبان‌گیرشان خواهد شد. طبق نتایج یک تحقیق که در سال 2012 توسط گروهی از روان‌شناسان در انگلستان انجام شده است، دانشجویانی که در روز بیش از دو ساعت در شبکه‌های اجتماعی وقت خود را سپری می‌کنند در مقایسه با دانشجویان دیگر که این کار را انجام نمی‌دهند، در سطح معناداری افت تحصیلی بیشتری را نشان می‌دهند.

البته آسیب های جدی دیگری مثل پرخاشگری، قطع روابط واقعی، مشکلات جسمانی، بیماری های روحی، مزاحمتهای سایبری و .. نیز از آسیبهای جدی شبکه های مجازی می تواند به شمار رود که به دلیل محدودیت زمان به آنها نمی پردازیم.

همانگونه که صحبت شد، افرادی که از شبکه های اجتماعی استفاده بیشتری می کنند؛ در معرض اضطراب، افسردگی و شکایات جسمانی بیشتری قرار دارند و همچنین میزان رضایت از زندگی کمتری دارند. افرادی که زمان بیشتری را صرف ارتباطات اینترنتی می کنند، فرصت زیادی برای ارتباطات زندگی واقعی ندارند و در دنیایی مجازی زندگی می کنند؛ دنیایی که لزوما همه آدم های آن قابل پیش بینی نیستند و صادقانه عمل نمی کنند. این دنیای مجازی نوجوانان را در معرض اختلالات درونی سازی شده قرار می دهد.

 از سویی دیگر، ارتباط های اینترنتی مداوم با خطر کاهش رضایت از زندگی و کاهش کیفیت زندگی در افراد همراه است. در تبیین این یافته می ‌توان به قطع ارتباط با دنیای واقعی، کاهش ارتباطات اجتماعی خارج از اینترنت و کاهش تفریحات اشاره کرد که به طور قطع تاثیری جز انزوا و تنهایی جدی در بر نخواهد داشت.

اما همه این‌ها به کنار، یادگیری طرز صحیح بهره‌مندی از شبکه‌های اجتماعی و توجه به زندگی اجتماعی و سلامت فیزیکی و روانی، می‌تواند از بسیاری از آسیب‌هایی که در کمین انسانهای دیجیتالی عصر حاضر نشسته، جلوگیری به عمل آورد.آموزش نحوه ی استفاده از این شبکه ها تنها در خانواده امکان پذیر است.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 236
نویسنده : sina95

  آن شب هم شبی همچون دیگر شبها بود. اما سلما، دانشجوی بیست سالۀ دانشگاه آمریکایی قاهره با تجربه‌ای به شدت ترسناک رو به رو شد. او از خواب بیدار شد، و توان حرکت دادن هیچ یک از عضلاتش را نداشت. و احساس می‌کرد فردی در اتاق خوابش حضور دارد. در همین اثنا، نگاهش به موجودی خون آلود و با دندانهای تیز افتاد، "چیزی شبیه به کاراکترهای فیلمهای ترسناک"، که کنار تختش ایستاده بود.

در ادامه این گزارش می‌خوانید: او چندی بعد، تجربه‌اش را برای محققانی که در مورد "فلج خواب" تحقیق می‌کردند، نقل کرد. فلج خواب پدیده‌ای شایع است که توضیح جامعی برای آن وجود ندارد. هنگام روی دادن فلج خواب، فرد از خواب بیدار شده، اما توانایی حرکت کردن را ندارد. حدود چهل درصد از افراد در طول زندگی خود فلج خواب را تجربه می‌کنند، اما تعداد کمی، همچون سلما، دچار توهم حضور موجوداتی سایه وار در اطراف خود می‌شوند.

آیا بختک واقعی است؟
 

بالند جلال، پژوهشگر اعصاب در دانشگاه کالیفرنیا، می‌گوید: "فلج خواب می‌تواند برای بسیاری از افراد تجربه‌ای ترسناک باشد، و درک روشنی از اینکه علت اصلی آن چیست، می‌تواند کمک شایانی به کسانی که از آن رنج می‌برند بکند."

محققان می‌گویند فلج خواب زمانی روی می‌دهد که فرد در مرحله‌ای از خواب که به آن حرکت تند چشم (REM) می‌گویند، از خواب بیدار شود. افراد در این مرحله معمولاً در حال خواب دیدن هستند، اما عضلات شان تقریباً فلج شده است. فرضیه‌ای که دربارۀ فلج عضلات در این مرحله از خواب داده شده است، آن را به دلایل تکاملی نوع بشر می‌داند که باعث می‌شود ما آنچه را که در خواب می‌بینیم اجرا نکنیم.

با این وجود، توضیح اینکه چرا برخی افرادی که فلج خواب را تجربه می‌کنند، دچار این احساس می‌شوند که موجودی ترسناک در اتاقشان حاضر است یا روی سینه‌شان نشسته است، سخت تر است.

یک توضیح محتمل در این باره می‌تواند این باشد که این توهم روشی است که مغز برای برطرف کردن سردرگمی‌اش به کار می‌بندد. این سردرگمی هنگامی روی می‌دهد که در بخشی از مغز که نقشۀ عصبی جسم فرد یا "خود" در آن ذخیره شده، اختلالی رخ دهد. این توضیحی است که "جلال" و همکارش در مقالۀ خود مطرح می‌کنند.

جلال می‌گوید: "شاید در بخشی از مغز تصویر یا الگویی از جسم وجود داشته باشد که به صورت ژنتیکی در آن شکل گرفته است. "تحقیقات پیشین این فرض را مطرح کرده‌اند که احتمالاً این بخش از مغز، بخشی از لوب‌های آهیانه هستند. لوب‌های آهیانه بخش بالایی وسط نیم‌کره مغز است.

ممکن است در هنگام فلج خواب لوب‌های آهیانه بر نورون‌های که در مغز مسئول انتقال فرمان حرکت هستند تسلط دارند، اما حرکتی را در اعضای بدن، که به صورت موقت فلج شده‌اند، تشخیص نمی‌دهند. این اتفاق می‌تواند در چگونگی تصویری که مغز از بدن می‌سازد، اختلال ایجاد کند. جلال می‌گوید که ظاهر شدن یک مزاحم در اتاق می‌تواند ناشی از تلاش مغز برای فرافکنی "خود" فرد در قالب تصویری توهمی باشد.

جلال معتقد است که با وجود جذابیت این ایده، آزمودن آن کار مشکلی است. به گفتۀ او یک راه برای آزمایش این فرضیه این است که افرادی را که تصویرهای جسمی مختلفی دارند را مورد آزمایش قرار دهد. اگر این فرضیه درست باشد، مثلاً فردی که یکی از عضوهایش را از دست داده، دچار توهم شمایلی خواهد شد که همان عضو را از دست داده باشد. نظر به این که تعداد افراد با تصویر جسمی متفاوت که دچار فلج خواب شده و در حین آن نیز گرفتار توهم هم شده باشند، بسیار پایین است، آزمودن این فرضیه بسیار سخت است.

چرا فلج خواب اینقدر ترسناک است؟

تجربیات متفاوت افراد از فلج خواب می‌تواند با باورهای فرهنگی آنها مرتبط باشد. "جلال" می‌گوید که تحقیقات پیشین نشان داده‌اند نظرات خاصی که در فرهنگ افراد وجود دارد می‌تواند به چگونگی تجربه‌ای که آنها از یک پدیدۀ خاص دارند شکل دهد.

آیا بختک واقعی است؟
 

به عنوان نمونه، در تحقیقی که در سال 2013 به چاپ رسید، جلال و همکارش، دیوون هینتون، درصد افرادی که دچار فلج خواب می‌شوند و استرسی که در نتیجۀ این اتفاق به آنها دست ‌می‌داد را در میان افرادی از دو جامعۀ مختلف بررسی کردند: مصر و دانمارک. آنها دریافتند که مصری‌های حاضر در تحقیق بیش از دانمارکی‌ها دچار فلج خواب می‌شدند، و همچنین مدت زمان درگیری‌شان با آن بیشتر است. ضمن اینکه مصری‌ها بیش از دانمارکی‌ها می‌ترسیدند که در حین فلج خواب، بمیرند.

جلال می‌گوید: "اینها دو فرهنگ بسیار متفاوت دارند؛ مصر بسیار مذهبی است، در حالی که دانمارک درمیان کشورهای جهان، بیشترین درصد افراد لائیک را دارد."

دانمارکی‌های حاضر در تحقیق، علت فلج خواب را عوامل فیزیولوژیک، عملکرد نادرست مغز یا خوابیدن در حالتی نامناسب می‌دانستند، در حالیکه اکثر مصری‌ها معتقد بودند که این پدیده علت ماورای طبیعی دارد.

در یک بررسی دیگر، نزدیک به نیمی از مصری‌های حاضر در تحقیق بالا گفته بودند که "جن" مسبب فلج خواب است.

جلال و همکارانش به این نتیجه رسیده‌اند که افرادی که دارای عقاید ماورای طبیعی این چنینی هستند، معمولاً به هنگام فلج خواب ترس بیشتری را تجربه کرده و به علاوه این پدیده مدت زمان بیشتری در بدن آنها طول می‌کشد. جلال می‌گوید که ممکن است ترس در واقع منجر به طولانی تر شدن زمان فلج خواب شود.

جلال می‌گوید: "اگر دچار ترس باشید، فعالیت بخش ترس مغز می‌تواند احتمال اینکه در حین فلج خواب، بیدار شوید و کل اتفاقات را تجربه کنید، را بالاتر ببرد. و با تجربۀ این اتفاق ترس شما هم بیشتر خواهد بود. و در کنار اینها تصورات فرهنگی راجع به چیستی آن هم در ذهن شما پدید می‌آید و ترس شما را بیشتر هم می‌کند.

به عقیدۀ او، تبیین علمی فلج خواب می‌تواند به افرادی که به خاطر تصورات فرهنگی‌شان تجربیات ترسناک و استرس‌زایی از آن دارند، کمک کند. 


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 246
نویسنده : sina95

  از دست رفتن عزیزان، تنش زا ترین رخداد زندگی هر فردی به شمار می رود که چه بسا به پیدایش بحران های جانکاه عاطفی می انجامد. آدمی پس از جان سپردن عزیز دلش، داغدیده می شود و این حالتی است که درواقع آن را «بی نصیبی ناشی از مرگ» می نامند.

آگاهی از توقعات

وقتی عمر کسی به پایان می رسد، حتی زمانی که چشم به راه مرگ باشد، به احتمال زیاد دستخوش هیجانات زیادی می شود. افراد بسیاری گزارش داده اند که بلافاصله پس از بروز نشانه های جان باختن عزیزان ابتدا احساس کرختی و بهت زدگی داشته اند، اما فرایند غم و درد، نظم خاصی ندارد.

چگونه با مرگ عزیزان کنار بیاییم؟


بخشی از احساسات احتمالی انسان هنگام مواجهه با این بحران «انکار، ناباوری، آشفتگی، ضربه، تکان، اندوه، آرزو، خشم، خواری، یاس و گناه» است. این احساسات، واکنش های طبیعی و بهنجار در برابر «نیستی» است. شاید خود را آماده شدت و تداوم عواطف و این که حالات روحی تان با چه شتابی دگرگون می شوند، نکرده باشید. ممکن است در مورد ثبات بهداشت روانی خود تردید کنید، اما مطمئن باشید که چنین احساساتی سالم و مناسب هستند و به شما کمک می کنند که با چنین ضایعه ای، کنار بیایید.

به یاد بسپارید!

درک عمیق تاثیر فقدانی جانگذار، به زمان نیاز دارد. هرگز دمی از یاد عزیز از دست رفته تان، غافل نمی شوید، ولی زمان درد و رنج این مصیبت را به آرامی می شوید و با خود می برد و شما به زندگی عادی خود باز می گردید.

عزاداری برای محبوب

تحمل مرگ عزیزان، آسان نیست. در غم از دست دادن آن ها به سوگ می نشینیم و غصه می خوریم. شیون و مویه، فرایندی طبیعی است که فرد برای پذیرش فقدانی بزرگ، به آن متوسل می شود. امکان دارد ماتم گرفتن شامل انجام مراسم مذهبی به احترام مرده یا گردآمدن با حضور دوستان و افراد خانواده باشد تا در غم مصیبت دیده شریک شوند.

چگونه با مرگ عزیزان کنار بیاییم؟


سوگواری، مسئله ای شخصی است که امکان دارد ماه ها و سال ها طول بکشد.

همه ما خوب می دانیم که مرگ و نیستی، جزئی از زندگی است. به راستی، مفهومی واقعی به وجودمان می بخشد زیرا به ما یادآوری می کند که حیات چقدر گران بهاست. غصه خوردن، نمود بیرونی ضایعه ای است که بر شخص وارد شده است. شاید اندوه وی از نظر جسمی، عاطفی و تن نکردشناسی (فیزیولوژی) بیان شود؛ برای مثال گریستن، نمایش جسمانی و افسردگی، تجلی روانی است. بیان این احساسات بسیار اهمیت دارد. مرگ، مسئله ای است اجتناب ناپذیر، نادیده گ رفتنی یا ردکردنی. در نظر اول، شاید رهایی از درد و رنج مفید به نظر برسد، اما پرهیز یکباره از غم، امکان ناپذیر است. روزی همان احساسات نهان باید زدوده شوند وگرنه ممکن است به ایجاد بیماری های جسمی یا روانی منجر شوند.

اغلب افراد، نشانه های جسمی توأم با غم واندوه را آشکار می سازند. درد معده، بی اشتهایی، به هم خوردگی روده، اختلال خواب و کم توانی، همگی علائم شایع غصه های طاقت فرسا هستند. در میان همه فشارهای روانی زندگی، «عزاداری»، دستگاه دفاع طبیعی بدن را به طور جدی تحت تاثیر قرار می دهد. شاید امراض موجود وخامت یابند یا عوارضی جدید بروز کنند. چه بسا واکنش های عاطفی فراوانی مانند حمله های اضطرابی، خستگی و پریشان دلی بی اندازه و اندیشه خودکشی، واکنش طبیعی هر فردی در برابر جان باختن دیگری است.

از پس فقدانی عظیم برآمدن

مرگ کسی که دوستش داریم، در هر حالی جانسوز است. واکنش های بشر تحت تاثیر شرایط مردن است، به ویژه وقتی ناگهانی یا تصادفی اتفاق افتد. همچنین ارتباط وی با مرده در واکنش هایش اثر می گذارد.

چگونه با مرگ عزیزان کنار بیاییم؟


مرگ کودک


از دست دادن فرزند موجب بروز احساس شدید بی عدالتی شده و تمام استعدادها و رویاهای فرد را یکباره به باد می دهد. ممکن است پدر و مادر در مقابل مرگ فرزند خود احساس مسئولیت کنند و برایشان اهمیت نداشته باشپد که این نگرش تا چه اندازه نامعقول است. درضمن ممکن است حس کنند که بخش بسیار مهمی از هویت خود را از دست داده اند.

مرگ همسر

مرگ همسر، بسیار آسیب زا و تکان دهنده است. گذشته از آسیب روحی شدید، مرگ ممکن است سبب بروز بحران مالی در خانواده شود؛ اگر همسر، منبع اصلی کسب درآمد خانواده باشد! چنین فقدانی گاهی موجب می شود زن و شوهر باقی مانده، وظیفه مراقبت از فرزندان را به تنهایی عهده دار شده، خود را با زندگی مجردی وفق دهد و حتی به سر کارش بازگردد.
افراد کهنسال هم با از دست دادن همسرشان، آسیب پذیر می شوند، زیرا مفهوم این ضایعه، از کف دادن عمری سرشار از تجربه های مشترک است. درچنین مرحله ای، احساسات مربوط به «تنهایی» به احتمال زیاد با مرگ دوستان صمیمی در هم می آمیزد.

ضایعه ناشی از خودکشی

خودکشی، یکی از سخت ترین مرگ و میرهایی است که باید آن را تحمل کرد. بر اثر این گونه تلفات جانی، احساس گناه، خشم و شرمندگی بر دوش بازماندگان سنگینی می کند و آن ها خود را مسئول مرگ می دانند.

چگونه با مرگ عزیزان کنار بیاییم؟


زندگی غمبار

کنارآمدن با مرگ، در تامین سلامت روانی بشر نقش دارد. وقتی یکی از عزیزان شما جان می سپارد، غمگین شدنتان، طبیعی است. بهترین کاری که می توانید انجام دهید این است که خود را تسلیم اندوه کنید و به دنبال افراد لسوز باشید. از خویشاوندان و دوستانی کمک بگیرید که بتوانند احساسات شما را درباره فقدان عزیزتان درک کنند. بین گروه پشتیبان و افرادی که داغدیدگی مشابه دارند، پیوندی ایجادکنید. احساساتتان را بر زبان آورید و از احساسات خود، دیگران را باخبر سازید؛ برون ریزی احساسات، به شما کمک می کند تا بر فرایند غمگینی چیره شوید.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 227
نویسنده : sina95

  نخستین قدم برای ترک عادت های عصبی، این است که بدانید مشکلی وجود دارد! از پیچیدن موها به دور انگشتان گرفته تا شکستن انگشتان دست، جویدن ناخن ها، پریدن پلک، سرفه های مصنوعی و ... همه نشانه های عادت های عصبی هستند که اصطلاحا آنها را به نام «تیک عصبی» می شناسیم. 

چگونه تیک عصبی را از بین ببریم؟


یکی از بزرگ ترین ایرادهای این عادات این است که اطرافیان را عصبی می کند. تصور کنید یک نفر جلو شما نشسته و دایم انگشتان دست خود را می شکند، یا دایم با موهایش بازی می کند! دیدن این حرکات پشت سر هم خیلی آزاردهنده است. 

چرا باید این عادات را ترک کرد؟

این عادات علاوه بر اینکه به وجهه ظاهری انسان را خدشه‌‎دار می کند، برای سلامت نیز مضر هستند. به طور مثال، جویدن ناخن موجب ایجاد زخم و عفونت در اطراف ناخن می شود.  در ضمن، برای اطرافیان نیز بسیار آزاردهنده است. 

چگونه تیک عصبی را از بین ببریم؟


چطور می توان این عادت را ترک کرد؟

نخستین کار این است که خودتان بخواهید آن را ترک کنید. سپس تاریخچه این عادت را دنبال کنید؛ اینکه از چه زمانی و چگونه این عادت شروع شده است و در چه مواقعی آن را انجام می دهید. این پیگیری و توجه باعث می شود تا راحت تر بتوانید آن را ترک کنید. 

برای اینکه این تیپ عادت ها را کنار بگذارید، به طور مثال شکستن انگشتان دست، یک توپ نرم و منعطف در جیب خود بگذارید و هر زمان که می خواستید انگشتانتان را بشکنید، آن توپ را در دست بازی دهید. 

چگونه تیک عصبی را از بین ببریم؟


پاسخ بدن به فشارهای عصبی

روان‌شناسان تاكید می‌كنند چند علت عمده برای پرش‌های ظریف عضلانی صورت شناخته شده است كه می‌توان خستگی زیاد، استرس و كمبود كلسیم را از جمله آنها دانست.

حتی استرس موجب اختلالات جسمی چون ضربان قلب، اختلال در تنفس و گوارش و احساس دردهای استخوانی و جسمی می‌شود.

مرگ عزیزان، ستیزه و جدایی در كانون خانواده، ترس از بیكاری، نداشتن امكانات مناسب اجتماعی، شهرنشینی و سكونت در محلات پرجمعیت و ترافیك سنگین در راه خانه و محیط كار، همگی از عوامل استرس‌زا به حساب می‌آید.

اصولا تیک‌های عصبی با استرس و عوامل فشارآفرین آغاز می‌شود. با این حال، کمبود بعضی یون‌ها مانند منیزیم در به وجود آمدن تیک‌ها نقش دارد و برای پیشگیری از تیک‌های عصبی از املاح معدنی باید استفاده کرد.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 257
نویسنده : sina95

  برای شما هم پیش آمده که وقتی از کنار فردی چاق رد می شوید ناخودآگاه نگاه‌تان را بر‌گردانید و با خود بگویید این چرا به فکر رژیم و کاهش وزن نیست؟ اما داستان به همین سادگی نیست. هیچ کس نیست که از اضافه وزن و سایز اضافه کردن خوشحال و راضی باشد. مطمئنا هر کدام از این افراد راه های مختلفی را برای حل مشکل خود امتحان کرده اند.اما روی صحبت ما با شماست که از اضافه وزن خود رنج می برید.  شناخت خود و درک موقعیتی که در آن قرار دارید کمک ویژه‌ای به شما خواهد کرد اما اینکه چگونه روابط خود را در این دوران مدیریت کنید را ما به شما می گوییم.

 ارزش هایی که براساس ظاهر سنجیده می شوند

 به عکس‌های قدیمی زنان دوران قاجار نگاهی بیندازید. شاید تعجب کنید اگر بگویم که در آن دوران برای زنان معیار زیبایی چاقی بوده و جامعه آن روز خلاف امروز، برای زنان با ظاهری لاغر مرتبه‌ای از زیبایی قائل نبوده است و این یعنی در هر دوره ای تعریف زیبایی کاملا نسبی بوده است و به قول «کوکو شانل» یکی از بزرگ‌ترین طراحان مد جهان: «زیبایی تنها یک حس درونی است» که معیارهای ایده‌آلی که این روزها توسط رسانه‌ها به مردم و به‌خصوص به زنان منتقل می‌شود ، باعث شده اعتمادبه‌نفس بسیاری از زنان که در این چارچوب‌ها قرار نمی‌گیرند، از بین برود. 

این ایده‌آل‌های ارائه شده همچنین باعث می‌شود افراد چاق دائما نگران این باشند که آیا خوب به نظر می‌رسند یا نه. (تا جایی که وادار می شوند ارزش خود را براین مبنا بسنجند که چگونه به نظر می‌رسند، تا اینکه چه کسی هستند...). همین مسئله باعث می‌شود زنان با نگرانی درباره غذایی که می‌خورند یا رقمی که عقربه وزنه نشان می‌دهد،لحظات بدی را سپری کنند. 

اضافه وزن چه تاثیری در روابط خانوادگی و دوستانه ما می گذارد ؟


زنان جامعه ما در معرض داروهای مخربی هستند که براساس چارچوب‌های مد روز جامعه برایشان تجویز شده است و هرکس که زیبایی‌اش خارج از چارچوب مد روز قرار دارد زشت به حساب می‌آید. همچنین تکرار جملات و باورهای اشتباهی که بسیاری از جامعه شناسان می‌گوید: که در درون هر زن چاقی، موجود لاغری هست که برای بیرون آمدن فریاد می‌کشد.یعنی تمام عواملی که ما را به سوی اضافه وزن سوق داده کاملا ناخودآگاه بوده و فرد هیچ دخالتی در ایجاد این حس نداشته است.کاملا واضح است که هیچ فرد چاقی حس خوبی را نسبت به اندامش تجربه نمی کند اما اینکه این حس از کجا و چگونه در فرد ایجاد شده و چه راه درمانی دارد، مسئله مهم‌تری است.

کسانی هستند که شکل مخرب و بیش از حد غذا می‌خورند و اندازه و شکل بدن‌شان بزرگ و بدقواره می‌شود اما در مورد بیشتر افراد این مسئله اصل و قاعده به شمار نمی‌آید و مشترک نیست. زنانی هستند که چاق یا لاغر و کوتاه یا بلند بودن‌شان صرفا به خاطر این است که شکل بدن خود را از والدین‌شان به ارث برده‌اند متهم کرده‌ایم و نگاه های زیرزیری ما به سر تا پای آنها و اینکه نمی‌توانیم آنها را در چارچوب‌ مد روز بسنجیم به این معناست که به سادگی و با قضاوت‌های ناآگاهانه به زنان جامعه را به زنانی نگران و عصبی مبدل کرده‌ایم. زنانی که می‌آموزند از میراث جسمانی‌شان منزجر باشند ، بعدها به غیر از نفرت از بدن خویش چگونه می‌تواند به دخترش القا کند که بدن خود را دوست داشته باشد و به او روحیه و اعتماد به نفس زندگی ببخشد.

آری، ناهنجار  است ولی سالم نیست

بین سالم تا هنجار فاصله زیاد است و درک این فاصله بسیار مهم و حیاتی است. این انتخاب ماست که بخواهیم برمبنای هنجارهای ناسالم جامعه حرکت کنیم یا اینکه روش و نگاه سالم خودمان را پیدا و بر آن پافشاری کنیم تا عرف‌های ناسازگار با جامعه ما که از بین رفته، کمرنگ شوند و ناهنجاری‌های سالم جای آنها را بگیرند. 

خانم‌های سنگین وزن به دلیل انگشت‌نما شدن  و گاهی فشار اجتماعی ناشی از نگاه مردم در اجتماع ممکن است همسر مناسبی را برای خود پیدا نکنند چراکه اضافه وزن آنها برای مردها که با آنها مواجه هستند، ناخوشایند است.بنابراین خانم‌های چاق  نسبت به زنان لاغر با احتمال کمتری موفق به ازدواج می‌شوند یا ممکن است همسری پیدا کنند که چاق یا اضافه وزن داشته باشد. ریشه بسیاری از این مشکلات هم از طرد شدن یا انگشت‌نما شدن  زنان چاق است و این زنان به احتمال زیاد ممکن است به سرعت عصبی شوند و تا آخر عمر با اعتماد به نفس پایین‌ زندگی کنند. 

از سوی دیگر استرس هم که تاثیرات مخربی بر بافت‌ها و بخش‌های مختلف بدن دارد و بر اضافه وزن و مشکلات ناشی از آن دامن می‌زند تا جایی که  فشارهای روحی و اضطراب زمینه‌ساز بسیاری از بیماری‌ها مثل فشارخون بالا، ناراحتی‌های قلبی، گرفتگی رگ‌ها و مشکلات گوارشی و عصبی شوند.از طرف دیگر فشارهای عصبی ناشی از اضافه وزن باعث خستگی ذهنی  و از خودزدگی می‌شوند که در این شرایط نمی‌توانیم درست و منطقی فکر و  برنامه‌ریزی کنیم و روز به روز ناتوان‌تر و کلافه‌تر می‌شویم. 

بنابراین تمام این فشارها در مدت کوتاهی تاثیر خود را در پوست و موی ما نشان می‌دهد و با دلیل‌های متفاوت باعث افزایش وزن در افراد مستعد می‌شود.تغییر نگرش ما نسبت به خودمان و اصلاح الگوهای سبک زندگی در طول حیات بهترین راه‌حل برای دور ماندن از آسیب در دوران زندگی شما با افزایش وزن‌تان است.زمانی که تمام تمرکز و فکر شما روی بروز نقاط قوت و تقویت نقاط ضعف‌تان معطوف شود دیگر هراسی برای پذیرفته شدن یا نشدن ایجاد نخواهد شد.پس قبل از هر درمان دارویی و پزشکی به فکر اصلاح سبک زندگی و تغییر افکار روتین و خسته‌کننده زندگی باشیم.

اضافه وزن چه تاثیری در روابط خانوادگی و دوستانه ما می گذارد ؟


 مهدی زریباف کارشناس:

پس روانشناسان این باور  را  که درون هر زن چاقی، زن لاغری است خطا می‌دانند و معتقدند درون بسیاری از زنان جامعه ما موجودی «تشنه» وجود دارد  اما این زنان به جای عطش اینکه وزن، شکل یا قدشان مطابق فلان ایده‌آل باشد، تشنه بروز و به ظهور رساندن استعدادهای‌شان  هستند. آنها همچنین تشنه دریافت احترام از فرهنگ جامعه‌شان هستند. تشنه آن هستند که با آنها محترمانه رفتار شود و هر آنگونه که هستند، پذیرفته شوند یا حداقل بدون داوری براساس چارچوب‌های مد روز با آنها برخورد شود. 

شاید بپرسید که نمی‌شود فرهنگ جامعه و نگاه دیگران را تغییر داد اما آیا نمی‌توان با این الگوها و مدها مبارزه کرد؟ در پایان از زنان جامعه‌ام این سوال را می‌پرسم که: آیا اجازه می‌دهند دیگران طبیعت خلقت آنها را بی‌ارزش جلوه دهند؟ درباره آنها براساس شکل و وزن داوری کنند و بگویند خواستنی و پذیرفتنی هستند یا نه؟

امیدوارم روزی برسد که موضوعات مهم‌تری برای اندیشه داشته باشیم. شاید گفته شود این چارچوب‌ها، هنجار جامعه ماست که به شکل عادت و عرف‌های معمول در آینده است.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 349
نویسنده : sina95

 شاید شما هم گاهی دچار نگرانی درباره ابتلا به یک بیماری خاص شده باشید اما هستند افرادی که این نگرانی در آنها بیش از حد است تا حدی که به دنبال تشخیص یا درمان آن اختلال می گردند و به پزشکان و مراکز درمانی مختلفی مراجعه می کنند.

البته این نگرانی آنها معمولا به دنبال تجربه علائمی شبیه علائم یک نوع بیماری خاص به وجود می آید. مثلا اگر دچار درد شکمی شوند، تنها فکری که می کنند این است که نکند به بیماری سرطان معده مبتلا شده باشند یا اگر دست شان دچار بی حسی شود، فکر می کنند به ام اس مبتلا شده اند.

گاهی فرد حتی بدون تجربه علائم جسمی هم دچار این حالت می شود؛ مثلا به دنبال فوت یکی از اقوام به دلیل بیماری قلبی، نگران می شود که شاید او هم بیماری قلبی دارد. این افراد به اختلال خودبیمارانگاری مبتلا هستند.

بیماری یا توهم بیماری! مسئله این است


خودبیمار انگاری چیست؟


در یک نگاه وسیع، خودبیمارانگاری در واقع نوعی اضطراب بیش از حد درباره سلامت است. خودبیمارانگاری نوعی اختلال روانی است که با اعتقاد فرد به وجود یک بیماری جدی در خود و نگرانی نسبت به آن شناخته می شود. 

با این تعریف، خودبیمارانگاری شامل مواردی می شود که فرد واقعا یک بیماری جسمی هم دارد اما بیش از حد معمول در مورد سرانجام آن احساس نگرانی می کند و رفتارهایی را به دنبال این اضطراب در پیش می گیرد که ممکن است برای خود و خانواده اش تبعاتی داشته باشد.

علائم این اختلال چیست؟

علائم فیزیکی همیشه موجودند و فرد براساس یک علامت فیزیولوژیک مانند آبریزش بینی، سردرد، درد شکم، سرگیجه، بی اشتهایی و ... که از قضا ممکن است عادی باشند، تصور می کند دچار بیماری خاصی شده و آن را به غلط، خطرناکتر از آنچه هست تفسیر می کند.

ریشه مشکل کجاست؟

این بیماری هم مانند بسیاری از بیماری ها و مشکلات سلامت روان دلایل متعددی دارد. عوامل ژنتیک و وراثت در برخی بیماران نقش اساسی ایفا می کند. در افراد خانواده این بیماران، بیماری های اضطرابی شایع تر است. 

همچنین یادگیری هایی که فرد در محیط خانواده و از دوران کودکی دارد، می تواند در بروز بیماری نقش داشته باشد. مثلا کودکی که مادرش نگرانی بیش از حد در مورد بیماری های ساده او دارد، ممکن است در بزرگسالی مدام نگران سلامت خود شود. 

گاهی برخی رویدادها در زندگی فرد در بروز یا تشدید این بیماری نقش دارد مثلا ابتلای یکی از افراد خانواده به یک بیماری یا فوت یکی از افراد خانواده به دلیل بیماری مانند سرطان که باعث نگرانی بیش از حد در مورد این بیماری می شود.

یکی از دلایل نگرانی بیش از حد در مورد بیماری ها، مطالبی است که در رسانه های مختلف در مورد بیماری ها تولید و پخش می شود. مثلا اگر تلویزیون برنامه های متعددی در مورد بیماری ام اس یا سرطان داشته باشد، در گروهی از افراد ممکن است باعث تشدید اضطراب در مورد سلامت شود.

در ایران این بیماری بیشتر است


در ایران نیز این بیماری وجود دارد. احتمالا شیوع بیماری در کشور ما بیشتر از کشورهای غربی باشد چرا که بیان مشکلات در قالب بیماری جسمی یا جسمانی کردن در کشور ما بیشتر دیده می شود بخصوص اگر مفهوم اضطراب سلامت را به جای خودبیمارانگاری در نظر بگیریم، شیوع آن قابل توجه خواهد بود.

بیماری یا توهم بیماری! مسئله این است


همراهی دیگر اختلال ها


این بیماری همراهی زیادی با اختلال های اضطرابی مانند اختلال پانیک و وسواس دارد. همچنین در افراد مبتلا به افسردگی ممکن است اضطراب سلامت و خودبیمارانگاری دیده شود.

گاهی اوقات اضطراب سلامت ارتباط تنگاتنگی با ترس بیش از حد از مرگ دارد. گاهی هم خود بیمارانگاری مجموعه ای از علائم است که همزمان با یک مشکل روانپزشکی دیگر مشاهده می شود. مثلا فردی به افسردگی مبتلا است و این افسردگی ممکن است با نگرانی بیش از حد در مورد سلامت همراه باشد.

درمان انواع مختلف دارد


2 نوع درمان برای اضطراب سلامتی وجود دارد. روش درمانی اصلی، درمان شناختی - رفتاری است. انواع دیگر روان درمانی ها مانند گروه درمانی هم ممکن است موثر باشند.

در برخی از موارد، درمان دارویی با داروهای ضدافسردگی هم بسیار کمک کننده است. در صورتی که این بیماری زودتر شناسایی و درمان شود، علاوه بر احساس آرامش و راحتی که برای بیمار ایجاد می کند، از صرف هزینه های زیاد برای بررسی های جسمانی مانند آزمایش ها، سونوگرافی و تصویربرداری و اندوسکوپی نیز پیشگیری می شود.

اطرافیان کمک کنند

اطرافیان این بیماران نقش مهمی در ایجاد یا بهبود این افراد دارند. در برخی موارد، خانواده بیمار بیش از حد نگرن هستند و باعث تشدید نگرانی او می شوند و حتی به آزمایش ها و بررسی های بیشتر و مراجعه به پزشکان معروف و صرف هزینه های بیشتر تشویق می کنند که این حالت اوضاع را بدتر می کند.

برخی از خانواده ها نیز روش نادیده گرفتن مشکلات بیمار را در پیش می گیرند که این رویکرد نیز مناسب نیست و ممکن است منجر به تشدید مشکلات شود. رویکرد منطقی، همراهی و حمات از بیمار است نه همراهی و تاکید بیش از حد روی علائم بیماری.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 334
نویسنده : sina95

  خنده، موجب باز شدن گره های عضلانی، کاهش درد، سفتی ماهیچه ها و تقویت دستگاه ایمنی می شود. خنده سبب می شود مواد شیمیایی تقویت کننده خلق و خو، موسوم به اندروفین ها، از درون مغز رها شده، دل و دماغ انسان را نیکو سازند و احساس سلامت، تن آرامی و رضایت خاطر به فرد دست دهد.

پژوهش هایی که درباره «پیامدهای خنده» صورت گرفته، نشان می دهد خنده در تامین سلامتی جسمی و روانی، نقش مهمی را ایفا می کند. خنده های ریز و قهقهه های بلند، سلامت تن، ذهن و روح را افزایش می دهند. خنده بر مغز و غده های درون ریز اثری مستقیم می گذارد و به آزادکردن مواد شیمیایی تنش زدا و کاهش اثرات هورمون های آدرنالین و نورآدرنالینی که به جریان خون انتقال یافته اند، کمک می کند.

با خنده، خود را درمان کن!


فواید بهداشتی خنده درمانی

1-    شل شدن عضلات
2-    کاهش فشار روحی (استرس)
3-    درمان افسردگی
4-    تقویت دستگاه ایمنی
5-    آرامش بخشی طبیعی
6-    افزایش اطمینان
7-    تمرین مفید هوای (آیروبیک)
8-    ضدفشار روانی

تاثیرات جسمی خنده

طاق باز دراز بکشید و قهقهه بزنید، اگر غیر ممکن نباشد، دشوار است. وقتی حس شوخ طبعی ما گل می کند، می خواهیم راست بنشینیم و دست و پا و عضلات تنه مان را یکی پس از دیگری شل و سفت کنیم و ریه هایمان را از هوا آکنده کرده و آن را با بازدم آهسته یا طولانی و پرسروصدا بیرون دهیم. همه این حرکات، ضربان قلب را تند کرده و میزان جذب اکسیژن در شش ها را افزایش می دهند. همچنین جریان خون حاوی اکسیژن را به مغز افزایش داده و به طور موقت، فشار داخل شکم و لگن خاصره را اضافه می کنند.

خنده، سبب باز شدن گره های عضلانی، کاهش درد، سفتی ماهیچه ها، تقویت دستگاه ایمنی و هم چنین سبب به وجود آمدن یاخته های «تی» می شود که به مبارزه با عفونت ها و تغییر یاخته های بدخیم و ایجاد پادتن علیه اجسام خارجی یا موجودات زنده تک یا چند یاخته ای، کمک می کنند.

خنده سبب می شود مواد شیمیایی تقویت کننده خلق و خو، موسوم به اندروفین ها، از درون مغز رها شده و دل و دماغ اسان را نیکو سازند و احساس سلامت، تن آرامی و رضایت خاطر به فرد دست دهد. اندروفین طی تمرین های ورزشی طاقت فرسا ترشح شده و بی حوصلگی و افسردگی را کاهش می دهد.

افسردگی، که ارتباطی تنگاتنگ با فشار روانی دارد، اغلب با کاهش مواد شیمیایی نشاط انگیز، یعنی سروتونین و نورآدرنالین همراه است. ترشح آندروفین بر اثر خنده یا از طریق ورزش، می تواند تاثیر کاهش این مواد را خنثی کرده و خنده ای از ته دل برای انسان به همراه آورد که این نوع خنده، طبیعی ترین و دست یافتنی ترین بازیگر بهداشت روانی شناخته شده است.

فواید دیگر خنده، افزایش خلاقیت و عملکرد هوشمندانه و بهبود حافظه کوتاه مدت است. این فواید به طور مستقیم یا غیرمستقیم با جریان فزاینده خون حاوی اکسیژن آن عضو بستگی دارد.

کاربردهای خنده در درمان


پژوهش های بالینی معتبر ارزش خنده را با توجه به فواید آن، به طرز چشمگیری نمایان ساخته و به گسترش «بذله گویی درمانی» در فرانسه و سایر کشورها منجر شده است. در این شیوه با استفاده از بازیگران کمدی، نوارهای ویدیویی سرگرم کننده و دیگر ابزارهای شوخ طبعی، به درمان بیمارانی یاری می رسانند که به امراض مزمنی گرفتار شده اند.

«بذله گویی درمانی» در مداوای بیماران سرطانی (که به طرز محسوسی افسرده اند) اهمیت و اعتبار خاصی دارد و روند درمان آن ها را سرعت می بخشد. بر پایه این راهکار درمانی، تاثیر مراقبه، ژرف اندیشی و تجسم، بیش از حد افزایش یافته و به عنوان روشی برای تقویت دستگاه دفاعی بدن، به بیماران سرطانی آموخته می شود.

حتی اگر روش بذله گویی یا خنده درمانی به طور رسمی و هدفمند صورت نگیرد، استفاده از دلقک ها در بخش های بستری کودکان در بیمارستان ها و درمانگاه های ویژه اطفال، فواید فراوانی دارد.
خنده، یکی از بهترین عوامل ضدفشار روحی است.

خنده،  شل کننده عمده عضلات است و رگ های خونی را منبسط می کند.

خنده، از مقدار هورمون های ترشح شده ناشی از فشار عصبی در بدن می کاهد و دستگاه دفاعی بدن را قوت می بخشد.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 176
نویسنده : sina95

  در دنیای امروزی که شبکه های اجتماعی آخرین اخبار و اطلاعات را منتشر می کنند، ما را در جریان آگهی های کاریابی یا اخراج کارمندان در شرکت های بزرگ قرار می دهند.

گزارش های مربوط به مرگ و زندگی را در اختیارمان می گذارند و به جز برقراری ارتباط با دیگران هر نیاز اطلاعاتی که داشته باشیم را پاسخ می گویند. 

دور از ذهن به نظر نمی رسد که روز به روز بر محبوبیت این پلتفرم ها افزوده شود. سایت هایی از جمله فیس بوک، به مشترکان خود کمک می کنند با دوستان و اعضای خانواده در هر نقطه از کره خاکی که قرار گرفته اند ارتباط داشته باشند و همین قابلیت ها باعث می شود تا در جریان حضور در شبکه های اجتماعی، احساسات مثبت و منفی ما نیز برانگیخته شود.

خطر ابتلا به افسردگی شبکه اجتماعی


کاربران به هنگام حضور در شبکه های اجتماعی به صورت ناخودآگاه خود را با دوستان شان مقایسه می کنند یا از اینکه کسی درخواست دوستی آنها را در شبکه های اجتماعی نمی پذیرد ناراحت می شوند و البته تمام این اتفاقات ساده باعث می شود تا احساسات ما با فضای مجازی بیشتر گره بخورد.

به همین دلیل است که برخی از کاربران امروزی به نوعی اختلال موسوم به «افسردگی شبکه های اجتماعی» مبتلا شده اند تا بیماری آنها در ارتباط با نحوه استفاده از این پلتفرم ها توصیف شود.

افسردگی مجازی

افسردگی شبکه های اجتماعی اصطلاحی است که این روزها در جومع غربی مورد استفاده قرار می گیرد و البته پزشکان هنوز موفق نشده اند که یک تعریف دقیق برای آن ارائه دهند و معیارهایی را به کار گیرند تا مشخص شود این نوع افسردگی چه زمان و با چه شدت و ضعفی در کاربران ایجاد می شود.

مرجع رسمی روانپزشکان و کارشناسان حوزه سلامت روانی در آمریکا نیز توضیح داده که راهنمای تشخیص دقیق این بیماری هنوز به دست نیامده است و البته برخی مطالعات و آمارها این اختلالات روانی را تایید می کند. 

اگرچه افسردگی شبکه های اجتماعی هنوز مشروعیت علمی ندارد، اما تفاوت رفتارهای اجتماعی در افرادی که به صورت دائم خود را درگیر فیس بوک، توییتر، LinkedIn، MySpace و ... کرده اند، به وضوح دیده می شود.

برخی محققان در بررسی های جدید خود به این نتیجه رسیده اند که بین افسردگی و میزان استفاده از اینترنت رابطه مستقیم وجود دارد و البته در مطالعات دیگر آمارهای متفاوت به دست آمده است.

خطر ابتلا به افسردگی شبکه اجتماعی


کارشناسان هنوز به درستی متوجه نشده اند که شبه های اجتماعی چگونه باعث بروز افسردگی می شوند و چه نکاتی در سایت هایی از این دست وجود دارد که افرادی با زمینه های افسردگی را بیشتر تهدید می کند.

با همه این توضیحات، کارشناسان حوزه بهداشت و سلامت روانی با اطیمنان کامل به این نتیجه رسیده اند که کودکان و نوجوانان بیش از دیگر اقشار جامعه از شبکه های اجتماعی و رسانه ای تاثیر می پذیرند و این در حالی بوده است که افسردگی مذکور در زنان بیشتر از مردان دیده می شود.

در بخش دیگر باید به این مسئله اعتراف کرد که شبکه های اجتماعی مزایای فراوانی را هم به همراه می آورند. به عنوان مثال، فیس بوک به عنوان محبوب ترین شبکه اجتماعی بین جوانان باعث افزایش سرمایه اجتماعی این افراد شده است که نتیجه آن را می توان در ارتقای اعتماد به نفس و میزان رضایت از زندگی مشاهده کرد. افراد در گروه های سنی مسن تر نیز توانسته اند به میزان زیادمزایای شبکه های اجتماعی را در اختیار بگیرند.

حضور بیش از حد مجاز

آیا فکر می کنید شما هم بیش از اندازه درگیر شبکه های اجتماعی شده اید و شبانه روزتان با این سایت ها سپری می شود؟ در نخستین گام باید این سوال را از خود بپرسید که چرا از یک شبکه اجتماعی استفاده می کنید و حضور در آن تا چه اندازه حس مثبت به شما انتقال می دهد.

اینکه شما بررسی صفحه شخصی خود در فیس بوک را به تلفنی که در حال زنگ خوردن است ترجیح دهید، لایک شدن تان در فیس بوک برایتان اهمیت داشته باشد، میزان توییت شدن مطلبی که روی توییتر قرار داده باشید ذهن شما را به خود درگیر کند یا تعداد کسانی که در توییتر صفحه شما را دنبال می کنند به یک مسئله مهم تبدیل شود، می تواند نشان از ورود به فرآیند درگیری های ذهنی و افسردگی های ناشی از حضور در شبکه های اجتماعی باشد.

این مثال های کوچک نشان می دهند که شبکه اجتماعی تا چه اندازه می تواند بر اخلاق و حالات روحی شما تاثیر بگذارد. حتی در برخی بررسی ها مشخص شده است که این قبیل پلتفرم ها می توانند به نحوه زندگی مبتلایان بر افسردگی هم تاثیر بگذارند و زمینه های بیماری را در آنها تشدید کنند.

این مسئله در مطالعات علمی به اثبات رسیده است که اعتماد به نفس پایین، افکار منفی، اضطراب های اجتماعی و تقویت زمینه های افسردگی با حضور بیش از اندازه در شبکه های اجتماعی گسترش می یابد و کاربر را بیش از پیش درگیر می کند. 

خطر ابتلا به افسردگی شبکه اجتماعی


مخفی کردن احساسات و شاد نشان دادن پشت دیوار شیشه ای رایانه از جمله اتفاقاتی است که کاربران به دنبال حضور در شکبه های اجتماعی انجام می دهند و همین اتفاق باعث می شود تا آنها بیشتر درگیر اختلالات روانی شوند.

پزشکان توصیه می کنند برای آنکه از این اختلالات و مشکلات روانی در امان باشیم بهتر است برای حضور در شبکه های اجتماعی مانند دیگر اتفاقات زندگی، تعادل را رعایت کنیم.

اینکه تحقیقات و بررسی ها نشان داده است حضور بیش از اندازه در صفحه شخصی و بررسی اخبار و اتفاقات تکراری در این فضا نتایج خوشایندی ندارد، می تواند برای ما زنگ خطر باشد.

محققان می گویند که هر کاربری که زمان بیشتری را به حضور در شبکه های اجتماعی اختصاص می دهد، بیشتر خود را در معرض اضطراب و احساس تنهایی قرار می دهد. این مسئله تاکنون به صورت علمی تایید شده است که اعتیاد کاربران به شبکه های اجتماعی می تواند روی ویژگی های شخصیتی آنها تاثیر بگذارد و به همین دلیل است که روانشناسان می گویند شبکه های اجتماعی بیش از آنچه تصور می شود، روی بخش روانی افراد تاثیر می گذارند.

برای دوری از آنچه با عنوان «افسردگی شبکه اجتماعی» یاد می شود، کارشناسان به همه علاقمندان به این فضاها پیشنهاد می دهند که به صورت کلی خود را با کسانی که در شبکه های اجتماعی حضور ندارند، مقایسه کنند. همچنین توجه داشته باشید که سیستم های ارتباطی آنلاین هرگز نمی توانند مزایای ارتباط چهره به چهره را شامل شوند و به همین دلیل است که یکی از دلایل حضور بیش از اندازه در شبکه های اجتماعی کاهش اعتماد به نفس شناخته می شود. 

با این قیاس ساده به خوبی متوجچه می شوید که میان ارتباطات مبتنی بر شبکه های اجتاعی و یک ارتباط حضوری یا تلفنی چه تفاوت هایی وجود دارد و نوع دیگر روش های ارتباطی تا چه اندازه می تواند برای شما مفید واقع شود.

تهدید سلامت روانی

دکتر کری لاگر، مدیر انجمن روانشناسی کودک در آمریکا می گوید: «اگر از این ابزار در حالت تعادل استفاده شود، شبکه اجتماعی می تواند وسیله کارآمدی برای برقراری ارتباط میان جوانان باشد. با این وجود با اطمینان کامل می گویم که حضور بیش از حد در اینترنت و ساتفاده نامناسب از شبکه های اجتماعی می تواند یک تهدید جدی برای سلامت روانی محسوب شود و آثار روانی منفی بر جا بگذارد.»

خطر ابتلا به افسردگی شبکه اجتماعی


او در بررسی های جدیدی که مرکز CASA Columbia انجام داده، حضور داشته و به این نتیجه رسیده که بیش از 70 درصد جوانان 12 تا 17 سال به طور معمول بخشی از هر روز خود را به حضور در شبکه های اجتماعی اختصاص می دهند و برای این افراد حضور در شبکه های اجتماعی نسبت به غذا خوردن، رانندگی کردن، میهمانی رفتن، استعمال دخانیات و ... لذت بیشتری داشته است.

این بررسی همچنین نشان داده است نوجوانان زیر 12 سال که به صورت مستمر در شبکه های اجتماعی حضور دارند نسبت به همسالان خود که در این فضا صفحه اختصاصی در اختیار نگرفته اند بیشتر با انواع مواد مخدر و نوشیدنی های الکلی آشنا می شوند که تمام این اتفاقات می تواند زمینه اختلالات روانی را برای آنها به همراه بیاورد.

دکتر چارلز سوفی، مدیر خدمات روانی در سازمان رفاه عمومی لس آنجلس نیز در ادامه این توضیحات می گوید، اهمیت تاثیرات شبکه های اجتماعی بر بهداشت و سرامت روان بیشتر از اهمیت ژنتیک بررسی می شود و در مطالعات علمی مشخص شده است که شبکه های اجتماعی بیش از هر عامل دیگر می توانند روی مشترکان خود اثرگذار باشند.

اگرچه تعداد معتادان به شبکه های اجتماعی بسیار اندک است و مراکز ارائه خدمات روانی هنوز این مسئله را جدی نگرفته اند اما کارشناسان با بررسی های جدید این مسئله را هشدار داده اند که خطر افسردگی شبکه اجتماعی در کمین است و این اتفاق می تواند تهدیدی جدی برای همه کاربران محسوب شود.

چرخه ابتلا به این بیماری زمانی آغاز می شد که کاربر زمان زیادی از شبانه روز را به حضور در شبکه اجتماعی اختصاص می دهد، دیگر فعالیت های خود را به مرور زمان کنار می گذارد؛ اتفاقاتی از جمله فعالیت بدنی و ملاقات با دوستان کمتر در او دیده می شود و کم کم زمینه برای گسترش افسردگی فراهم می آید.

در حقیقت مشخص شده است که افزایش میزان حضور در شکبه های اجتماعی با کاهش حضور در محافل اجتماعی و احساس تنهایی رابطه مستقیم دارد. دکتر استفانی میهالاس، مدیر مرکز روانشناسی در دانشگاه UCLA با انجام آخرین مطالعه خود اعلام کرده است که اگر موارد زیر در یک فرد دیده شود، می توان گفت که او در آستانه ابتلا به افسردگی شبکه های اجتماعی به سر می برد.

خطر ابتلا به افسردگی شبکه اجتماعی


* شخص ترجیح می دهد زمان بیشتری در خانه حضور داشته باشد و تمایلی به تعاملات اجتماعی و ملاقات های حضوری ندارد.

* فرد قربانی افکار خود می شود و بین او و دنیای بیرون از او هماهنگی کمتری وجود دارد.

* تمایل بیشتری برای گفتگوهای اینترنتی با افرادی که تفکر منفی دارند ایجاد می شود و حضور افراد مثبت تر با سبک زندگی سالم و مسیر هدفمند در اطراف او کمرنگ می شود.

دکتر میهالاس اعتقاد دارد که این نشانه ها بسیار خطرناک است و اگر در شخصی دیده شود، باید هر چه سریع تر او را به پزشک روانشناس نشان داد و مراحل درمانی را آغاز کرد. 

برای بسیاری از مردم، شبکه های اجتماعی به عضو جدانشدنی زندگی تبدیل شده و با این حساب قرار نیست رابطه کاربر با این فضا به طور کامل قطع شود تا جلوی بروز اختلالاتی از جمله افسردگی گرفته شود اما افرادی که سابقه ابتلا به افسردگی یا اضطراب را دارند، اگر به دنبال حضور در این فضاها بیماری خود را رو به افزایش می بینند بهتر است هر چه سریع تر پزشک خود را در جریان قرار دهند و به این مسئله توجه داشته باشند که شبکه اجتماعی به خودی خود می تواند زمینه ساز بروز اختلالات روانی باشد و پس از گذشت مدتی مسیر زندگی آنها را از آنچه تاکنون برای خود تعریف کرده بودند، خارج کند.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 212
نویسنده : sina95

  زندگی در عصر حاضر به گونه ای پیش می رود که کارشناسان هیچ ابزار مجازی را کاربردی تر از شبکه های اجتماعی نمی دانند. اعضای شبکه های اجتماعی انواع مطالب را روی این پلتفرم ها منتشر می کنند و طی چند سال اخیر عکس های سلفی به یکی از مهم ترین علاقه مندی های آنها تبدیل شده است تا این تصاویر را با دوستان خود به اشتراک بگذارند.

سلفی (Selfie) در اصل به عکس هایی گفته می شود که کاربران از خودشان می گیرند و آنها را روی شبکه های اجتماعی به انتشار می گذارند. اما نتایج یک بررسی جهانی نشان داده است که 25 درصد مردم معنی واژه «سلفی» را نمی دانند و البته از افرادی که معنی این کلمه را به خوبی می دانند، 70 درصد دست کم یک عکس سلفی از خود گرفته اند. این بررسی نشان می دهد که 36 درصد کسانی که عکس سلفی می گیرند مرد و 64 درصد باقیمانده هم زن هستند. البته باید گفت 90 درصد زنان و 50 درصد مردانی که گوشی هوشمند دارند، تاکنون از خود عکس سلفی گرفته اند.

عکاسان سلفی در معرض ابتلا به اختلال های روانی


براساس گزارش موجود، 35درصد مردم می گویند که برای ثبت لحظات خوب عکس سلفی می گیرند. 34 درصد برای ثبت خاطرات مربوط به لحظات بامزه و شاد، 15 درصد برای گرفتن عکس زیبا از خود و 14 درصد برای ثبت حالت خوب موهای شان سلفی می گیرند و در این میان 13 درصد مردم هم گفته اند که با گرفتن عکس سلفی اعتماد به نفس شان بالا می رود. به طور کلی 67 درصد عکس های سلفی با گوشی های هوشمند گرفته می شود، 26 درصد با دوربین های دیجیتالی و 8 درصد کاربران هم با وب کم سلفی نگاری می کنند. 

همچنین مشخص شده است که 19 درصد عکس های سلفی در تعطیلات گرفته می شود. 19 درصد در اتاق نشیمن، 17 درصد در میهمانی ها و 10 درصد عکس های سلفی هم هنگام برقراری مراسم ویژه مانند جلسات کاری تهیه می شود. البته کاربران برای گرفتن این عکس ها و انتشار آن روی شبکه های اجتماعی دلیل منطقی دارند؛ زیرا کارشناسان می گویند حساب های کاربری موجود در شبکه های اجتماعی که پروفایل آنها عکس سلفی دارد، 10 برابر بیشتر از دیگر صفحات دیده می شوند.

اعتیاد به عکس های سلفی

اگرچه عکس های سلفی تصویر خوبی از ما به نمایش می گذارند، اما کارشناسان و روان شناسان این تصاویر را چندان خوشایند نمی بینند و در مطالعه جدیدی که دانشگاه ایالتی اوهایو انجام داد مشخص شده است کسانی که بیش از اندازه روی شبکه های اجتماعی فیس بوک و اینستاگرام عکس سلفی منتشر می کنند، با برخی مشکلات همراه هستند. تمرکز این مطالعه بر افرادی بود که در انتشار عکس های سلفی روی پلتفرم های اجتماعی زیاده روی می کنند و در پایان مشخص شد که میزان ابتلا به خودشیفتگی و اختلالات فکری- روانی در آنها بیشتر است.

محققان آمریکایی به این نتیجه رسیده اند که مردان بیشتر از زن ها عکس های سلفی را قبل از انتشار ویرایش می کنند و همین مساله باعث می شود تا بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات یادشده قرار بگیرند. جسی فاکس، مدیر این تحقیقات گفت: «چندان دور از ذهن به نظر نمی رسد که عکاسان سلفی زمان زیادی را به ویرایش آثار خود اختصاص بدهند و بهترین نما را روی شبکه های اجتماعی منتشر کنند. اما نکته نگران کننده این است که هرچه وسواس در این زمینه بیشتر شود، بستر لازم برای بروز خودشیفتگی و اختلالات روانی هم افزایش می یابد و این نخستین باری است که یک مطالعه علمی ثابت می کند سلفی نگاری هم می تواند زمینه ابتلا به اختلالات روانی را فراهم آورد.»

عکاسان سلفی در معرض ابتلا به اختلال های روانی


مهم ترین نتیجه ای که مطالعات حاضر داشته این است که علاقه مندان به عکس های سلفی که تعداد زیادی از آنها را روی شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارند، بیش از دیگر کاربران رفتارهای غیراجتماعی نشان می دهند و احتمال بروز خودشیفتگی و مشکلات روحی در آنها افزایش می یابد. طبق آمارهای موجود، 58 درصد کاربران پس از گرفتن عکس سلفی دیگر سراغ آن نمی روندو 44 ردصد هم با علاقه مندی فراوان هرچند وقتی یکبار سلفی های خود را ملاحظه می کنند. از بین این افراد 43 درصد پیش از آنکه عکس های سلفی خود را روی شبکه های اجتماعی بگذارند آنها را با فتوشاپ ویرایش می کنند تا مطمئن شوند که مخاطبان حتما عکس آنها را تایید خواهندکرد.

جسی فاکس می گوید این صحبت ها به این معنی نخواهد که علاقه مندان به عکس های سلفی به اختلالات مذکور مبتلا شده اند و تمام کسانی که هر روز تعداد زیادی عکس سلفی روی شبکه های اجتماعی می گذارند، بیماری های روحی- روانی دارند. اما مطالعه آنها بر این مساله تاکید دارد که در مقایسه با دیگر افراد، سلفی نگاران رفتارهای غیراجتماعی بیشتری نشان می دهند و بستر آماده تری برای بروز این بیماری ها دارند.

خودشیفتگی براساس باوری ایجاد می شود که فرد به این نتیجه می رسد که از تمام اطرافیان خود باهوش تر، جذاب تر، زیباتر و بهتر است و به عبارت دیگر، به صورت کاذب باور می کند که همه اطرافیان در سطح پایین تری از او قرار دارند و با این وجود همواره موضع خود را ناامن می بیند که این صفات را از دست بدهد. اختلالات روحی- روانی در این زمینه نیز از سوی دیگران را تجربه می کند و طی آن رفتارهای تکانشی بدون فکر و انگیزه قبلی انجام می دهد.

در این بررسی 800 نفر در گروه سنی 18 تا 40 سال حضور داشتند که در یک نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و از آنها سوالاتی پیرامون نحوه انتشار عکس های شخصی روی شبکه های اجتماعی پرسیده شد. شرکت کنندگان همچنین برگه هایی شامل سوالات استاندارد را پر کردند تا میزان رفتارهای غیراجتماعی و خودشیفتگی در آنها مشخص شود.

در سوال مربوط به تعداد عکس های سلفی منتشرشده، محققان از کاربران در مورد ویرایش عکس ها پیش از انتشار آنها سوالاتی پرسیدند و میزان ویرایش هرعکس هم مورد توجه قرار گرفت.

جسی فاکس در پایان بررسی گفت که برخلاف تصور قبلی، بسیاری از مردان هم پیش از انتشار عمومی عکس های سلفی آنها را ویرایش می کنند و با برش بخشی از عکس یا استفاده از فیلترهای تصویری سعی دارند تصویر نهایی بهتری را در معرض دید عموم قرار دهند. نتایج نهایی نشان داد که میزان اختلالات روانی و خودشیفتگی و افرادی که تعداد زیادی عکس سلفی روی اینترنت می گذارند رابطه مستقیم وجود دارد و البته این اختلالات با میزان ویرایش عکس ها ارتباطی ندارد.

فاکس توضیح داد: «این نتیجه بسیار مهم و قابل تامل است؛ زیرا اختلالات روانی موجود در این افراد با رفتارهای تکانشی و بدون فکر قبلی در ارتباط بوده است و معتادان به سلفی نگاری فکر می کنند گرفتن این عکس ها و انتشار آنها روی شبکه های اجتماعی یک اتفاق معمول است، اما واقعیت این است که همین اتفاق می تواند آنها را با مشکلات اساسی مواجه کند».

نکته اصلی این است که افراد پس از انتشار تصاویر سلفی روی شبکه های اجتماعی، مورد تایید دیگران قرار می گیرند و همین مساله آنها را تشویق می کند تا بیشتر به این کار مبادرت ورزند. البته در برخی موارد دیده شده است که اگر سلفی کاربران مورد تایید بقیه قرار نگیرد، باز هم تلاش بیشتر از این زمینه صورت می گیرد تا عکس های جدیدتر مورد توجه قرار گیرند.

عکاسان سلفی در معرض ابتلا به اختلال های روانی


خطرات اعتیاد به سلفی


یک جوان 19 ساله بریتانیایی که تمایل زیادی به سلفی نگاری داشت و پس از اهتمام فراوان توانست عکس موردنظر خود را بگیرد، اقدام به خودکشی کرد. این طور که رسانه های بریتانیایی گزارش دادند، دنی بومن برای آنکه بتواند سلفی های موردنظر را از خود بگیرد، بیش از شش ماه از خانه بیرون نرفت، برخی روزها حدود 10 ساعت را به این کار اختصاص داد، 15 کیلوگرم از وزن خود را کم کرد و روزانه بیش از 200 عکس سلفی می گرفت و همین اتفاقات باعث شد تا او پس از غیبت های طولانی، از دانشگاه اخراج شود. 

والدین دنی گفتند که او شبانه روز خود را با دوربین سلفی گوشی هوشمند می گذراند تا در نهایت بتواند عکس مورد نظر خود را با مشخصاتی که می خواهد تهیه کند. اما زمانی که مجموعه عکس های به دست آمده رضایت این جوان بریتانیایی را کسب نکرد، او با خوردن مقدار زیادی قرص دست به خودکشی زد که البته مادرش به موقع جان او را نجات داد.

اگرچه این داستان در یک کشور دیگر اتفاق افتاده است و در نگاه اول به نظر می رسد احتمال بروز آن برای ما تقریبا غیرممکن است، اما کارشناسان با این نظر موافق نیستند. 

این جوان به عنوان نخستین معتاد بریتانیایی به سلفی نگاری شناخته شده است و سازمان بهداشت این کشور می گوید که به زودی نمونه های آن در دیگر کشورها هم بروز خواهدکرد. در بیمارستان مرکزی لندن سالانه بیش از 100 معتاد به فیس بوک و توییتر درمان می شوند و این مرکز هم اکنون متخصصانی استخدام کرده است تا بتواند معتادان به عکاسی سلفی را هم درمان کند.

این اتفاق، کارشناسان بهداشت و سلامت در کشور تایلند را هم دچار نگرانی کرده است. پانپیمول ویپولا، مدیر سازمان خدمات بهداشت روانی تایلند در این خصوص توضیح داد: «توجه بیش از اندازه به انتشار تصاویر شخصی روی شبکه های اجتماعی، بررسی اینکه چه کسانی عکس ما را مشاهده کرده اند، توجه به تعداد لایک های عکس سلفی، امیدوار بودن به اینکه عکس سلفی بیشترین تعداد لایک و کامنت را داشته باشد و... اتفاقاتی است که ما را بسیار نگران می کند و مطالعه گسترده ای را آغاز کرده ایم تا جلوی اختلالات ناشی از این نوع اعتیاد را بگیریم».

دکتر ویپولا بر این باور است که رفتارهای مذکور می توانند زمینه ساز اختلالات مغزی و روانی در آینده باشند و به خصوص آنهایی که بیش از اندازه به سلفی نگاری اهمیت می دهند، بیش از دیگران در معرض کاهش اعتماد به نفس قرار می گیرند.

عکاسان سلفی در معرض ابتلا به اختلال های روانی


فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد Selfie را «کلمه سال 2013» معرفی کرد و در توضیح آن نوشت: «نوعی عکس که شخص از خودش می گیرد، به طور معمول با گوشی هوشمند یا وب کم گرفته می شود و در نهایت روی شبکه های اجتماعی به انتشار می رسد».

در آن زمان که سلفی نگاری رواج چندانی نیافته بود، مرکز نشر فرهنگ لغت آکسفورد از این اتفاق به عنوان یک جریان همه گیر یاد کرد و این روزها پس از گذشت 2 سال کارشناسان به این نتیجه رسیده اند که اگر ماجرای گرفتن عکس های سلفی به تعادل نرسد، به زودی یک بحران جدی در سراسر جهان به وجود می آید. 

شیفتگان عکس های سلفی سعی می کنند خود را در موقعیت های متفاوت قرار دهند و از زوایایی این عکس ها را تهیه کنند که تکراری نباشد. اما کارشناسان دانشگاه اوهایو با اطمینان کامل می گویند که عکس های سلفی دلیل اصلی تمایز این افراد با دیگر گروه ها نیست و در عوض، خودشیفتگی و اختلالات روانی است که باعث می شود علاقه مندان به عکس های سلفی در گروه متفاوتت طبقه بندی شوند. 

این پدیده همه گیر در جریان افزایش محبوبیت شبکه های اجتماعی رواج یافته است و در کشور آمریکا جوانان 18 تا 24 ساله، روزی یک میلیون عکس سلفی می گیرند. اما باید توجه داشت که نکته نگران کننده در این زمینه اعتیاد به این کار است و اگر در این زمینه زیاده روی نشود، نگرانی وجود نخواهدداشت.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید