عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 384
نویسنده : sina95

 زبان بدن بايد در خدمت نيل به اهداف شما باشد. حتي وقتي با كسي حرف نمي زنيد نيز زبان بدن شما بر روي ارتباطتان با ديگران تاثير مي گذارد، هر چند شما بهترين رفتار هاي خود را عرضه كرده باشيد. بنابراين وقتي حرف زدن اهميت پيدا مي كند، استراتژي هاي زير را براي نشان دادن قدرت، قابليت و آمادگي خود براي انجام هر كاري به كار گيريد.

1. نگاهتان به سمت بالا و هشيار باشد. چشمان شما واقعيت ها را افشا مي كنند. درگيري با لباس يا جستجو براي كشف راه فرار، علاقه شما به موضوعي بيرون از فضاي موجود و بي اعتنايي به جمع حاضر را به اثبات مي رساند. براي جذب حداكثر، به تقليد از اين حركت فيزيكي تا زمان ايجاد اين حس در ميان مخاطبان بپردازيد. كار را با چشمانتان شروع كنيد. پس از نگريستن در چشمان طرف مقابل خود، با سر به نشانه موافقت به جلو اشاره و حين گوش دادن به حرف هاي او ابرو هايتان را بالا بيندازيد. به اين ترتيب هشياري و علاقمندي به سخنان فرد مقابل را به او نشان مي دهيد.

پنج راز زبان بدن براي جلب اعتماد ديگران كدامند؟


2. خود را مجهز كنيد. از تجهيزات خود يادداشت برداريد. قرار دادن آن ها در كنار تان مي تواند يك نوع صف آرايي به نظر برسد اما دست به سينه ايستادن احتمالا حس تهديد را به مخاطب منتقل مي كند. براي نشان دادن حس اعتماد به نفس در خود، بازوانتان را راحت و باز رها كنيد. حتي فرو كردن كردن انگشتان دست در هم پيش روي مخاطبان، شما را فردي با اعتماد به نفس بالا، آرام، راحت و علاقمند نشان مي دهد.

3. راست قامت و سرافراز. عدم رعايت اصل راست قامتي، ضمن ناراحت نشان دادن شما، مردم را رويگردان مي كند. براي اثبات اعتماد به نفس بالاي خود، محكم و مقتدر بايستيد. حين سخنراني به مخاطبتان با انگشت اشاره كنيد. به منظور بالا بردن اعتماد به نفس خود قبل از انجام هر نوع سخنراني حالت هاي ابر قهرمانان مثل ايستادن در حالت "A" را تمرين كنيد.

4. آينه، آينه. شريك و طرف مقابل شما چه حركتي را انجام مي دهد؟ در راستاي برقراري ارتباط موقعيت فيزيكي او را براي خود شبيه سازي كنيد. اگر او مي نشيند، در همان ارتفاع بنشينيد. اگر مي ايستد، همان رويكرد را اتخاذ كنيد. هماهنگ سازي هدف خود با طرف مقابل مي تواند به ايجاد تفاهم بينجامد.

5. لبخند زدن را فراموش نكنيد. لبخند زدن يك نوع حس آرامش را در وجود مخاطبان بر مي انگيزد و به شما مي فهماند كه در حال نيل به اهداف خود هستيد. اين اتفاق شايد فقط به ايجاد حس اعتماد به نفس درون شما براي جدب مشتري يا جلب توجه آن موجود رويايي كمك كند.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 421
نویسنده : sina95

 افراد موفق، همواره زندگی خود را از قصد، با حقایق شیرین و اصول محکم ادغام می کنند؛ زندگی موفق این افراد، رابطه ای مستقیم با انتخاب های هشیارانه و البته عادت های سالمشان دارد.

برای رسیدن به موفقیت باید این عادات را در سال جدید ترک کنید
 

در ادامه قصد داریم ۲۰ عادتی که اشخاص عادی، به راحتی به سویشان سوق پیدا می کنند اما افراد موفق از انجامشان پرهیز می کنند را برایتان توضیح دهیم؛

۱- موفقیت را با میزان پول نمی سنجند

موفق ترین افراد، موفقیت خود را با شادی خود و آرامش درونی می سنجند نه پول. داشتن امنیت مالی، باعث گشوده شدن موقعیت های شغلی جدید و کمبود استرس می گردد اما، این دسته از افراد به این درک رسیده اند که پول نمی تواند باعث خوشحالی واقعی شود.

۲- روزشان را بدون هدف و برنامه آغاز نمی کنند


نه تنها افراد موفق اهداف آینده ی دور و نزدیک خود را به شکل واضحی مشخص نموده اند، بلکه برای هر روزشان نیز برنامه ریزی دقیقی دارند تا بتوانند به هدف اصلی خود در دراز مدت دست یابند. آنها به طور کامل از اهمیت «ساعت طلایی»، که در اصل اولین ساعت پس از بیدار شدن است، آگاهند.

۳- معتقدند نقطه تکامل نهایی برای یک پروژه، وجود ندارد


این دسته از افراد، پس از رسیدن به تکامل در هر بخشی، باز هم دست از رشد و بهبود نمی کشند. آنها دریافته اند که رسیدن به تکامل در هر کار نیست که ارزش دارد، بلکه مهم، تجربیاتیست که در طول انجام کار به دست می آید. از این تجربیات می توان در اهداف و پروژه های بسیار دیگری کمک گرفت.

۴- اجازه نمی دهند توسط افراد منفی نگر احاطه شوند


زمانی که در کنار افراد منفی نگر قرار بگیرید، تفکرات منفیشان به راحتی می تواند به شما نیز منتقل شود. افراد موفق به هر شکلی که شده از اشخاص منفی نگر دوری می کنند و در عوض، تلاش دارند با اشخاص مثبت اندیش معاشرت بیشتری پیدا کنند تا آنها نیز بتوانند الهام بخششان باشند.

۵- به قسمت منفی ماجرا تمرکز نمی کنند


افراد موفق اجازه نمی دهند افکار منفی باعث شکستشان شود. زمانی که با مشکلی رو به رو می گردند، با استفاده از تجربه ی خود به سرعت به بخش مثبت ماجرا اندیشیده و به خود می گویند بار ها مشکلات اینچنین بسیاری را پشت سر گذاشته اند. این دسته از افراد به جای تمرکز بر مشکلاتی که شاید در میان راه پیدا شود، تمام تمرکز خویش را بر روی موفقیتشان در هر امری می گذارند.

۶- پس از شکست، آرام نمی نشینند


می دانند که شکست، راهیست که برای رسیدن به پیروزی طی می شود و به آنها همانند موقعیت هایی برای یادگیری و رشد می نگرند. آنها می دانند که هرچند بار هم که باخت را تجربه کنند، تا زمانی که بار دیگر برخواستن و تلاش کردن را پیشه ی راه خود کنند، واقعا شکست نخورده اند.

برای رسیدن به موفقیت باید این عادات را در سال جدید ترک کنید
 

۷- فکرشان بر روی مشکلات متمرکز نخواهد ماند

زمانی که بر روی مشکلات خود به شکل کامل تمرکز کنید، رفتارتان با استرس و ناراحتی همراه خواهد شد؛ همین موضع سبب می گردد تا مشکلات بسیار بیشتری نیز بر سر راهتان قرار گیرند. از سوی دیگر تمرکز بر راه حل ها و اقدامات، سبب می شود تا روحیه ای بهتر بیابید و افکارتان نیز به سوی مثبت شدن حرکت کنند. افراد موفق بیش از حد به مشکلات تمرکز نمی کنند و در عوض، پس از تحلیل اوضاع، سریعا از مشکلات دور می شوند.

۸- برایشان مهم نیست دیگران چطور در موردشان فکر می کنند


افراد موفق می دانند که قضاوت و نوع تفکر دیگران در مورد آنها، ارزشی ندارد و فکر کردن در مورد آن، صرفا باعث رنجش می گردد؛ وقتی فردی در مورد زندگی شخصی شما اظهار نظر می کند، آن نظر صرفا زمانی ارزش دارد که خودتان نیز با آن موافق باشید.

۹- بهانه نمی آورند


افراد موفق فعال هستند و در نتیجه، کارهایشان را نیز به موقع انجام می دهند. زمانی هم که مرتکب خطا شوند، به شکل کامل مسئولیت آن را بر عهده می گیرند. آنها تمایل دارند وظایف روزانه و کلی خود را به شکل صحیح به سرانجام رسانند.

۱۰- موفقیت دیگران، باعث برانگیخته شدن حسادتشان نمی گردد


این دسته از افراد معتقد هستند که موفقیت برای همه و به اندازه کافی وجود دارد تا بتوانند آن را کسب کنند. می دانند که هر چقدر افراد خوشحال و موفق تر در این کره خاکی وجود داشته باشند، زندگی بهتر خواهد شد. اگر شخص دیگری قادر به انجام کاری شود که آنها توانسته اند انجام دهند، به جای حسادت، از وی قدردانی می کنند.

برای رسیدن به موفقیت باید این عادات را در سال جدید ترک کنید
 

۱۱- عزیزان خود را فراموش نمی کنند

می دانند که کار، بسیار مهم است اما هیچگاه حاضر نیستند خانواده و عزیزان خود را فدای کارشان کنند.

۱۲- قدرت سرگرمی و خوشحالی را دست کم نمی گیرند


فایده همه ی فشارهای کاری چیست زمانی که فقط احساس نا امیدی و خستگی در ما موج زند؟ افراد موفق می دانند چطور آرامش داشته و به سرگرمی هایشان بپردازند. آنها می دانند با استراحت، باتری های خود را برای به سرانجام رساندن پروژه هایشان شارژ کرده اند.

۱۳- در مورد سلامتیشان غفلت نمی کنند


با سلامتی، می توان از لحظات زندگی لذت برد؛ افراد موفق می دانند که اگر به شکل فیزیکی، روحی و احساسی سالم نباشند، نمی توانند به اهدافشان نزدیک شوند.

۱۴- اهداف نامعین تعریف نمی کنند


اهدافی که افراد موفق برای خود تعریف می کنند، قابل اندازه گیری و مشخص هستند. می دانند دقیقا چه می خواهند و چه زمانی به آن خواهند رسید. داشتن هدفی مشخص، باعث می گردد بدانید چقدر از راه را طی کرده اید و تا رسیدن به مقصودتان چقدر باقی مانده است؛ از همین رو، دیگر از خود نمی پرسید «پس چه زمانی نتیجه خواهم گرفت؟»

۱۵- با بی ارادگی تصمیم نمی گیرند


افراد موفق، مشخص می کنند که چه می خواهند، سپس، موتور خود را روشن کرده و به سویش می تازند. زمانی که تصمیمشان قطعی شد، دست به انجام هر کاری می زنند تا آن خواسته را به سرانجام رسانند. داشتن این عادت به هر فردی کمک خواهد کرد تا بتوانند اعتماد به نفس بسیار بالایی داشته باشد.

برای رسیدن به موفقیت باید این عادات را در سال جدید ترک کنید
 

۱۶- اجازه نمی دهند قربانی شوند

زمانی که تصمیم گیری های ضعیف دیگران، بر کار آنها نیز تاثیر مخرب داشته باشد، اجازه نمی دهند تفکرات منفی آنها را احاطه کنند؛ در عوض، با بخشش، خود را به آرامش می رسانند. آرامش درونی و خوشنودی، برایشان بالاترین اهمیت را دارد.

۱۷- در گذشته زندگی نمی کنند


آنها درک می کنند که گذشته، تمام شده و دیگر آن لحظه وجود ندارد. اگر تمرکز انسان بر روی اتفاقات گذشته باقی بماند، مشرف به اتفاقات زمان حال نخواهد بود. اگر در گذشته آسیب دیده اید، تلاش کنید به یاد داشته باشید که حال، زمان دیگریست و می توانید تمرکز خود را بر روی رشدتان بگذارید.

۱۸- در برابر تغییر مقاومت نمی کنند


برنامه ریزی، استراتژی و تاکتیک ها عوض می شوند؛ به جای ناامید و ناراحت شدن، افراد موفق سریعا خود را با وضعیت موجود هماهنگ می کنند زیرا رسیدن به اهدافشان برای آنها مهم تر از هر چیز دیگریست.

۱۹- یادگیری برای آنها متوقف نمی شود


افراد موفق، برای خود مربی و یا رهنماهایی دارند که در زمان به چالش کشیده شدن، به سراغشان می روند. آنها همواره در حال یادگیری هستند و برای بهبود شیوه ی زندگی خود، تلاش می کنند.


۲۰- روز خود را بدون شکرگذاری به پایان نمی برند


افراد موفق همواره برای نعمت های کوچک و بزرگ در زندگیشان، سپاسگذار هستند. پیش از خواب، تفکر در مورد همه موارد مثبتی که در زندگی وجود دارند، باعث داشتن ذهنی مثبت نگر و افزایش انگیزه خواهد شد.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 221
نویسنده : sina95

  کتاب 5 درس بزرگ از بیل گیتس، استیو جابز و اندی گروو، نوشته دیوید یوفی و مایکل کوزامانو David B. Yoffie, Michael A. Cusumano در امریکا منتشر شد.  انتشارات هرپر کولینز HarperCollins، این کتاب را ماه گذشته میلادی رونمایی کرد و از آن به عنوان یکی از کتاب های مهم درباره شناخت رازهای کسب و کار موفق برترین مدیران جهان و بنیانگذاران عصر دیجیتالی امروز یاد می شود. 

5 درس بزرگ از بیل گیتس و استیو جابز چیست؟


به گزارش برترین ها، کتاب قوانین استراتژی مربوط به 5 درس بزرگ از سه تن از کارآفرینان برجسته دیجیتالی جهان، تلاش می کند تا در 272 صفحه و به زبان ساده، واکاوی خلاقانه ای داشته باشد از رفتار سازمانی، مدیریت و عملیاتی سه تن از مدیران موفق سرزمین دیجیتال تا خواننده را با شیوه های کسب و کار موفق آن ها آشنا کند. اهمیت این کتاب به این دلیل است که نویسندگانش که دو تن از اساتید به نام مدیریت در جهان هستند، پس از سال ها بررسی و تحقیق بر روی زمینه های مدیریتی موفق کسب و کار های اینترنتی دنیا، توانسته اند، تجارب و دیدگاه های خود را درباره دی ان ای موفقیت شرکتهای تحت امر این سه فرد تاثیرگذار، ارائه کنند. دیدگاه هایی که میتواند خوانده را به کشف رازهای جالبی راهنمون کند. 
 

5 درس بزرگ از بیل گیتس و استیو جابز چیست؟


پروفسور دیوید یوفی، پروفسور مطرح دانشگاه هاروارد در رشته مدیریت تجارت بین الملل می باشد که به مدت زیادی، عضو هیات مدیره شرکت اینتل بوده است. وی، نویسنده و ویراستار 9 جلد کتاب در عرصه مدیریت بوده است که ظرف دو دهه اخیر نیز با نشریات مطرحی چون وال استریت ژورنال Wall Street Journal، نیویورک تایمز New York Times و نشریه هاروارد بیزینس ریویو Harvard Business Review که در دنیای مدیریت، مجله اول شناخته می شود، همکاری دارد. 

کوزامانو، از دیگر مولفین این کتاب مطرح، پروفسور مدیریت در دانشگاه ام آی تی آمریکا می باشد که در دانشکده مدیریت و مهندسی این دانشگاه مطرح، تدریس می کند. وی نیز، همچون یوفی، نویسنده و ویراستار یازده عنوان کتاب در زمینه مدیریت و کسب و کار است که کتاب هایی چون : 

 "رازهای مایکروسافت" Microsoft Secrets و  "ماندن در قدرت: اصول شش گانه برای مدیریت راهبرد و نواوری در دنیای غیر قابل پیش بینی"، staying Power: Six Enduring Principles for Managing Strategy and Innovation in an Uncertain World. با استقبال بین المللی رو به رو شده و بارها  عنوان بهترین فروش را کسب کرده است. 
 

5 درس بزرگ از بیل گیتس و استیو جابز چیست؟


هر دو نویسنده کتاب 5 درس از بیل گیتس و استیو جابز و اندی گوفی، پیش تر در کتابی که مشترک تالیف کرده بودند نیز، جایزه بهترین کتاب را کسب کردند. کتاب : رقابت در عصر اینترنت" یا Competing on Internet Time، از مطرح ترین کتاب هایی است که در زمینه اصول فعالیت در فضای مجازی تالیف و منتشر شده است.  

آمازون، این کتاب را به عنوان یکی از کتابهای تاثیرگذار در شناخت قواعد موففقیت در عصر دیجیتال می داند و از ان به عنوان معرفی بهترین رفتارها در مدیریت استراتژیک و کارآفرینی دیجیتالی عصر امروز یاد می برد که برای الهام بخشی استارت آپ های نوظهور و مدیران شرکت های چند ملیتی، خواندنش مفید خواهد بود. 

بین سال های 1968 و 1976، بیل گیتس، اندی گرو و استیو جابز، سه شرکت مطرح را در دنیا پایه ریزی کردند که در دنیای امروزی ما، به عنوان دنیای فناوری پیشرفته قابل تعریف هستند. این سه شرکت، تریلیون ها دلار ارزش را در زمینه های مختلف برای کسب و کارها و شهروندان دهکده جهانی ایجاد کردند و زمینه تغییر سبک زندگی میلیاردها نفر در دنیا شدند. سوال اینجاست که این سه تن، چگونه به چنین موفقیتهای باورنکردنی دست یافتند؟ کتاب قوانین استراتژی می کوشد تا واکاوی داشته باشد بر زمینه های موفقیت و عملکرد این سه شخصیت تاثیرگذار که برای نخستین بار، کتابی در این زمینه منتشر می شود. موفقیت ها و شکست های این سه تن در دوران زندگی کاری خود، خواندنی و جالب است و ما را با زیر ساخت های تشکیل کسب و کار موفق ترین انسان های کره زمین آشنا می کند. نویسنده گان برجسته این کتاب، حدود 30 سال است که به مطالعه رفتار تجاری و عملکردی این سه شرکت در دنیا پرداخته اند و دروسی مانند نوآوری، مدیریت بین الملل و مدیریت استراتژی و کارآفرینی را در دانشگاه های مختلف دنیا تدریس می کنند. در این کتاب که راهنمای واقعی است، ان ها به ما نشان می دهند که چطور بیل و استیو و اندی، اساتید استراتژی و مدیریت استراتژی هستند. این کتاب به شما می گوید که چطور، هر سه مدیر ارشد، در واقع یک سبک مدیریت استراتژی را که شبیه بهم بود، دنبال می کنند. مدیریتی که با رقبایشان، کاملا متفاوت بود اما بر 5 اصل کلی دلالت می کرد : 

1- به آینده نگاه کنید و به نتایج تصمیمات قبلی خود در حال توجه کنید. این اصل مهمی در کسب و کار سه تن از شخضیت های مهم دنیای دیجیتال است. ان ها همواره در نظر داشتند که چطور باید به اینده شرکت نگاه کرد و به این قضیه توجه نمود که چطور تصمیمات گذشته، سبب شد تا کسب و کار شما، در وضعیت فعلی باشد. 

2- ریسک پذیری هوشمندانه، موضوع دیگری است که در این کتاب به ان اشاره شد. اتخاذ استراتژی های بزرگ و ریسک پذیری هوشمندانه، از اصول مشابه هر سه شخصیتی است که در این کتاب به ان پرداخته شده است. 

3- ایجاد اکوسیستم کسب و کار مولد، اصل سومی است که نویسنده گان کتاب به ان هااشاره دارند. رهبران صنعتی، وظیفه دارند که پلتفرم های صنعتی را طراحی کنند تا کسب و کارهای دیگر را به طراحی محصولات و خدمات فرعی، تشویق کند تا زمینه ارزش آفرینی بیش تر کسب و کار خود را فراهم کند. این اصل مهمی است. 

4- ضعف دیگران را، پایه قدرت خود کنید. این اصل مهم را هر سه ضخیت تاثیرگذار عصر دیجیتال رعایت کردند. همواره باید، نقاط ضعف رقبا شناخته شود و نقاط قوت شما، اصلاح نقاط ضعف رقبا باشد. 

5- کسب و کار را بر اساس قابلیتهای خود، شکل دهید. از فهم بیل گیتس درباره نرم افزار تا ازخودگذشتگی اندی گروو در نظم دهی به فرآیند ها تا غرق شدن استیو جابز در طراحی های خارق العاده، همه و همه از تلاش این سه تن بر شکل دادن به کسب و کار خود بر اساس قابلیتهای شخصی و نقاط قوت شخصی دلالت دارد. 


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 185
نویسنده : sina95

  آیا تا به حال تصور کرده‌اید زندگی بدون حافظه بلند مدت چگونه می‌تواند باشد؟ ذهن شما از اسم دوستان و اطرافیان، آدرس‌ها و شماره تلفن‌ها خالی خواهد بود. فرض کنید بخواهید در جلسه‌ای سخنرانی کنید، نتیجه قطعا افتضاح خواهد بود و به هر حالت زندگی دلهره‌آور و ترسناکی پیش رو خواهید داشت.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی


حقیقت آن است که از دست دادن و یا تضعیف حافظه می‌تواند برای هرکس و در هر نقطه‌ای از زندگی رخ دهد. زمانی از دست دادن حافظه اغلب با افزایش سن مرتبط بود و در سال‌های پایانی عمر بیشتر اتفاق می‌افتاد. اما تغییراتی که در سبک زندگی ایجاد شده است، عواملی نظیر برنامه‎‌های شلوغ و استرس‌زا در محل کار، رژیم غذایی ناسالم، سیگار کشیدن بیش از حد و مصرف زیاد الکل کمک می‌کنند که از دست دادن قدرت مغز و حافظه به عنوان یک مشکل شایع در تمامی سنین شناخته شود.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی


اکنون سوالی مطرح‌ می‌شود این است که آیا می‌توان ظرفیت مغزی را بهبود داد؟ خوشبختانه پاسخ مثبت است. با توجه به مطالعات علمی انجام شده با استفاده از روش‌هایی نظیر ورزش، هیپنوتیزم، شناخت درمانی، رژیم غذایی خاص، مدیریت استرس و حتی برخی از داروهای طبیعی می‌توان ظرفیت و توانایی مغز را افزایش داد. در نظر داشته باشید که از دست دادن حافظه اگر به دلیل آسیب ناگهانی مغز نباشد، اغلب فرایندی طولانی و زمان‌بر است. اگر در حال حاضر حس می‌کنید که مثل گذشته نمی‌توانید مسائل مختلف را به خاطر بسپارید و یا به یاد بیاورید وقت آن است که تکنیک‌های ساده زیر برای بهبود توان مغزی‌تان و جلوگیری از زوال بیشتر حافظه کوتاه و بلند مدت استفاده کنید.

۱- گروه‌بندی و مربوط کردن کلمات

این تکنیک را حتما در طول دوران تحصیل برای به خاطر سپردن دروس حفظی استفاده کرده‌اید. وقتی می‌خواستید در زمینه‌ای خاص موارد مختلف را حفظ کنید حروف اول موارد را به هم می‌چسباندید و لغتی بامعنی و یا حتی بی‌معنی اما قابل‌حفظ می‌ساختید. آن کلمه به عنوان یک سرنخ به ذهن شما این امکان را می‌داد که موارد را ساده‌تر به یاد بیاورد.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی


هر زمان که شما در حالت حفظ و یادگیری موضوعی جدید هستید سعی کنید آن را با اطلاعات پیشین و دانش قدیمی خود مرتبط کنید. مثلا زمانی که در یک محیط با افرادی جدید آشنا می‌شوید برای به خاطر سپردن نام و مشخصات افراد، آن‌ها را با نام افرادی که می‌شناسید مرتبط کنید. مثلا دکتر رستگار دوست مهندس رحیمی. برای ایجاد ارتباط بین اسامی از خلاقیت ذهنی خود استفاده کنید.

یکی دیگر از راه‌های ساده‌ای که می‌توانید به خصوص برای به خاطر سپردن اعداد از آن استفاده کنید، شکستن و ایجاد گروه‌های کوچکتر است. مثلا می توانید به جای تلاش برای حفظ کردن شماره تلفن ۸۰۰۴۵۶۷۸۹۰ به طور کامل، آن را به چند گروه سه تایی و یا چهارتایی از اعداد شبیه این سه گروه ۸۰۰، ۴۵۶، ۷۸۹۰ تقسیم کنید.

۲- ورزش کردن و خوردن غذاهای سالم

همان‌قدر که ورزش کردن برای بدن ضروری‌ است به همان اندازه برای قدرت ذهن نیز حائز اهمیت است. مطالعات نشان داده است که فعالیت‌های فیزیکی می‌تواند به طور قابل‌توجهی در بهبود سلامت مغز موثر باشد. ورزش‌هایی از قبیل ایروبیک، پیاده‌روی، آهسته دویدن، هنرهای رزمی و یوگا با افزایش اکسیژن رسانی به مغز، توانایی مغز را در ذخیره کردن اطلاعات افزایش می‌دهند. هم چنین شرکت در هر نوع فعالیت فیزیکی می‌تواند احتمال ابتلا به بیماری آلزایمر، پارکینسون و هانتینگتون را کاهش داده و یا شروع آن را به تاخیر بیاندازد. طبق مطالعات افراد مبتلا به بیماری آلزایمر که روزانه به ورزش کردن می‌پردازند بهبود بهتر و سریع‌تری را در عملکرد حافظه داشته‌اند. اما اگر به هر علتی تمایل به فعالیت بدنی ندارید، انجام دادن بازی‌های فکری هم می‌تواند در بهبود عملکرد مغز در ذخیره کردن داده‌ها موثر واقع شود.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی


غذایی که می‌خورید نیز کارکرد مغز شما را تحت تاثیر قرار می‎‌دهد. مواد غذایی آلی که غنی از آنتی اکسیدان‌ها، پروتئین‌ها و اسیدهای چرب ضروری هستند بهترین مواد برای سلامتی مغز شناخته شده‌اند. میوه‌ها و انواع سبزی‌ها، ذغال اخته و لوبیا قرمز غنی از آنتی اکسیدان‌ها هستند و آجیل و انواع دانه‌ها منابع غنی از پروتئین و اسیدهای چرب ضروری به شمار می‌روند. دلیل اصلی آن‌که خوردن غذاهای آلی آنتی اکسیدان دار توصیه می‌شود این است که آنتی‌ اکسیدان از به وجود آمدن رادیکال‌های آزاد که برای سلول‌های مغز مضر هستند، جلوگیری می‌کند و نقش مهمی در پیشگیری از سرطان و بیماری آلزایمر دارند.

۳- خوابیدن

خواب عنصری ضروری برای سلامت روانی و عاطفی است. اگر خواب کافی نداشته باشید مغز شما قادر نخواهد بود بر اساس ظرفیت کامل خود عمل کند. محرومیت از خواب برخی از مهارت‌های اولیه مانند حل مسئله، تفکر خلاق و قدرت تحلیل و انتقاد و در نتیجه مهارت‌هایی که برای تصمیم‌گیری به آن احتیاج دارید را به خطر می‌اندازد.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی


به گفته محققان دانشگاه پنسیلوانیا از دست دادن سه یا چهار ساعت خواب حتی در یک شب تاثیرات منفی در قدرت مغز و حافظه به جای می‌گذارد. هم‌چنین برخی از محققان معتقدند که خواب کافی به مدت حدود هشت ساعت موجب می‌شود که اطلاعات از حافظه کوتاه‌مدت به حافظه بلندمدت وارد شوند. بنابراین خواب مناسب برای به خاطر سپردن اطلاعات مفید خواهد بود.

۴- مدیتیشن

مدیتشن یکی از تکنیک‌های موثر برای بهبود حافظه است. محققان دانشگاه سانتا باربارا در کالفرنیا برای اثبات این تاثیر آزمایشی را بر روی ۴۸ دانشجو انجام دادند. آن‌ها دانشجویان را به دو گروه تقسیم کردند. کار یک گروه با یک کلاس تغذیه اغاز شد و بعد از آن به کلاس مدیتیشن و تمرکز حواس رفتند و گروهی دیگر فقط در کلاس تغذیه شرکت کردند. تست‌های حافظه‌ای که از این دو گروه به عمل آمد، به وضوح نشان داده است که گروهی که به کلاس مدیتیشن رفته‌اند به طور قابل توجهی مطالب را بهتر به خاطر سپرده‌اند و بهتر می‌توانند آن‌ها را به یاد بیاورند.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی


خوبی مدتیشن در آن است که می‌توانید هر زمان از روز و به هر مدت که شرایط به شما اجازه می‌دهد، تمرینات آن را انجام دهید و بدون صرف هزینه‌های سنگین حافظه خود را بهبود دهید. برای آموختن نکاتی ساده در خصوص مدیتیشن می‌توانید از این مقاله اطلاعات مفیدی کسب کنید.

۵- کاهش استرس

استرس نقشی کلیدی در کاهش توان مغز و از دست دادن حافظه ایفا می‌کند. بر اساس نوع و میزان استرس، تغییرات حاد و مزمن در مناطق خاصی از مغز ایجاد می‌شود و در نتیجه می‌تواند حافظه کوتاه مدت، حافظ بلند مدت، حافظه آشکار و حافظه ضمنی را درگیر کند.

۵ نکته ساده برای بهبود حافظه و افزایش توان مغزی


ساده‌ترین راه برای کاهش استرس و پاک کردن ذهن، استفاده از تکنیک‌های تمدد اعصاب با تمرینات تنفس عمیق است که با افزایش جریان خون در مغز، اکسیژن بیشتری را به آن می‌رساند. هم چنین انقباضات اضافی در عضلات را رفع می‌کند و بدن شما در حالت آرامش قرار می‌گیرد. راه دیگر برای کاهش سطح استرس پرداختن به کارهایی است که از انجام آن لذت می‌برید. آموختن روش‌ها و تکنیک‌های دیگر در راستای کنترل استرس نیز می‌تواند تاثیرات فاحشی بر روی قدرت ذهنی شما داشته باشد.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 205
نویسنده : sina95

 در حالی که یک فنجان قهوه در دستتان است و به کیک شکلاتی روی میزتان با ولع نگاه می کنید، موزیکی نیز در حال پخش است. بدون اینکه متوجه شوید موزیک دلنواز داخل کافی شاپ اجازه ترک کردن آنجا را به شما نمی دهد. به ساعتتان نگاه می کنید و یک قهوه دیگر سفارش می دهید. شاید بدتان نیاید یک لازانیا هم به منوی درخواستی تان اضافه کنید. با خودتان می گویید: «اینجا دیگر پاتوق من است».

تاثیر موزیک در رستوران ها


یک مرکز تحقیقات بین المللی موسیقی دست به تحقیق جالبی در مورد تاثیر موسیقی بر روی آمار فروش رستوران ها زد. در این تحقیق که طی 16روز در هنگام عصر تحت بررسی قرار گرفت، مشتریان را به تناوب در معرض انواع موسیقی قرار دادند. موسیقی هایی که در این 16 عصر در فضای رستوران به کار گرفته شد عبارت بود از موسیقی پاپ و کلاسیک. علاوه بر این در حالت سوم هیچ موسیقی در هنگام ورود مشتریان به کار گرفته نشد. مدت زمانی که هر مشتری بابت صرف پیش غذا، غذای اصلی و دسر صرف می کرد به عنوان زمان کلی در نظر گرفته شد. 

موزیک پارتی در رستوان!


نتایج بسیار جالب بود زیرا نتایج نشان داد که مدت زمانی که افراد در معرض موسیقی کلاسیک قرار گرفتند بیشتر تمایل به ماندن در رستوران و صرف غذای بیشتر داشتند. البته مدت زمانی که افراد در حالت بدون موسیقی به صرف غذای خود مشغول بودند نسبت به دو حالتی که موزیک در فضای رستوران در حال پخش بود بسیار پایین تر بود. با این نتیجه می توان تاثیر انکارناپذیر موسیقی در قدرت اشتهای مشتریان را به راحتی ثابت کرد.

مشتریان به متن موزیک توجه می کنند


اینکه در داخل رستوران و یا فروشگاه خود از چه نوع موسیقی استفاده کنید اهمیت بسیار زیادی در جذب مشتری دارد. برای مثال در یک تحقیق مشخص شد که مشتریان بر روی متن موسیقی نیز دقت فراوانی دارند. برای مثال متن موسیقی که از نظر فرهنگ و عرف جامعه درست و قابل قبول باشد در کیفت رضایتمندی افراد و در نتیجه خرید آنها تاثیر قابل توجهی دارد. استفاده از موسیقی های مردمی و نزدیک به فرهنگ بومی مشتریان می تواند در جذب آنها بسیار کارآمد باشد. این نکته را نباید فراموش کرد که خوشایند بودن فضای داخل یک رستوران و یا فروشگاه می تواند تاثیر بسیار مستقیمی بر روی خرید مشتریان داشته باشد. بنابراین استفاده از موسیقی درست و اخلاقی روند جذب مشتری را سهل الوصول تر و سریع تر خواهدکرد.

موزیک بلند آمار فروش را کم نمی کند


در یک تحقیق دیگر تاثیر انواع موسیقی در نحوه واکنش مشتریان تحت بررسی قرار گرفت. در این تحقیق که در یک سوپرمارکت انجام شد، از موزیکی بلند برای کنترل واکنش مشتریان استفاده کردن. خریداران با شنیدن صدای موزیک بلند به سرعت خریدهایشان را انجام دادند تا زودتر فروشگاه را ترک کنند اما تاثیر چندانی در فروش سوپرمارکت وجود نداشت. این نشان می دهد که موزیک بلند باعث توقف کوتاه مشتریان خواهدشد و اگر کسب و کار شما در رابطه با موضوعاتی است که نیاز به تامل بیشتر مشتریانتان وجود دارد سعی کنید دور موزیک بلند را خط بکشید تا بتوایند مشتریانتان را بیشتر در محیط کارتان نگه دارید.

موزیک پارتی در رستوان!


موزیک آرام، خرید بیشتر


نتایج تحقیقات وقتی افراد در معرض موسیقی آرام قرار گرفتند بسیار متفاوت بود. مشتریان با شنیدن موزیک آرام و ملایم ترجیح می دادند که مدت زمان بیشتری را در فضای فروشگاه به گشت و گذار مشغول باشند. این اتفاق باعث می شد که خرید بیشتری داشته باشند. آمار فروش در اوقاتی که فروشنده از موزیکی آرام در فضای کارش استفاده می کرده بسیار بالاتر از زمانی بوده که موسیقی بلند در حال پخش بوده است.

موزیک خوب اشتهایتان را تقویت می کند


اگر صاحب یک رستوران هستید علاوه بر اینکه به دکوراسیون و چیدمان داخل فضای رستورانتان اهمیت می دهید نقش موسیقی را دست کم نگیرید. استفاده از موزیک نامناسب باعث می شود که مشتری شما به سرعت غذایش را تمام کند و مدت زمان زیادی را در فضای رستوران نگذراند. 

اما استفاده از موسیقی ملایم به همراه نور مناسب در هنگام صرف غذا باعث بالارفتن اشتهای مشتریان خواهدشد و اگر برای خوردن یک وعده غذا به رستوران شما آمده باشند امکان ندارد که بدون سفارش دسر و یا یک سالاد اضافی رستوران شما را ترک کنند. درواقع صرف غذا همراه موسیقی خوب باعث خوردن غذای بیشتری توسط مشتریان شده و درنتیجه آمار فروش شماست که با همزمان بالارفتن کالری دریافتی مشتریان بالا و بالاتر می رود.

زمان با موسیقی متوقف می شود


یکی دیگر از کارکردهای جالب موسیقی در رستوران ها و کافی شاپ ها تغییر مفهوم زمان برای مشتریان است. در تحقیقی که در همین زمینه انجام شد از 2 گروه بعد از صرف غذا سوالاتی را به صورت یک پرسشنامه طرح کردند. در گروه اول که در معرض موسیقی آرام قرار گرفته بوند خواسته شد توصیف خود را از مفهوم زمان اقامت خود در رستوران شرح دهند. گروه اول زمان را بسیارکند توصیف کردند در حالی که مدت زمان ماندن آنها در رستوران چندان زیاد نبود. اما گروه دوم که در معرض یک موسیقی تند و هیجانی قرار گرفته بودند تغییر متفاوتی از زمان سپری شده داشتند.

موزیک پارتی در رستوان!


 این گروه زمان را بسیار تند تجربه کرده بودند و این تاثیر موسیقی تند در برداشت آنها بود. اگر به دنبال این هستید که در کنار رضایت مشتریانتان به کسب و کارتان رونق ببخشید مراقب باشید که از چه نوع موسیقی، با چه ریتم و چه نوع متنی در فضای کسب و کار خود استفاده می کنید. هرگونه پیام مثبت و منفی که به صورت غیرمستقیم به مشتریانتان القاء می شود می تواند تاثیر مستقیمی بر روی کیفیت و کمیت فروش شما داشته باشد. مهارت استفاده از موسیقی مناسب، به تدریج و با توجه به شناخت خودتان از فرهنگ و ارزش های غالب مردم کشورتان به دست خواهدآمد.

موسیقی کلاسیک آدم ها را ولخرج می کند


البته کارکرد موسیقی و تاثیر آن با توجه به فرهنگ های مختلف و تجربیات افراد مختلف می تواند با یکدیگر متفاوت باشد. نتیجه تحقیق در یک رستوران انگلیسی نشان داد، وقتی افراد در معرض موسیقی کلاسیک قرار می گیرند میل به خرید اجناس گران تر و تجملانه تری دارند. این تحقیق بر روی 60 فروشگاه انجام شد و نتایج مشابه همدیگر بود. نکته جالب دیگر این بود که پخش موسیقی کلاسیک در داخل یک فروشگاه این تصور را در خریدار به وجود می آورد که کلیه اجناس لوکس و در عین حال گران هستند. این موضوع از نظرسنجی بین افراد شرکت کننده در این تحقیق به دست آمد. حال می توانید برای آزمایش این فرضیه از موسیقی کلاسیک شروع کنید تا واکنش مشتریان خود را بسنجید.

موسیقی نباید بلندتر از صدای مشتریان باشد


استفاده از موسیقی مناسب در فضای فرشگاه ها در عین حال که باید مناسب و متناسب با فرهنگ و سلیقه مشتریان یک منطقه باشد در عین حال باید به گونه ای تنظیم شود که در تمامی بخش های فروشگاه قابل شنیدن باشد و مهم تر از همه آن قدر بلند نباشد که مشتریان نتوانند با یکدیگر به صورت واضح صحبت کنند. صدای موسیقی باید در پس زمینه باشد به صورتی که صدای گفت و گوی افراد کاملا واضح شنیده شود.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 240
نویسنده : sina95

  زنان باید از بسیاری از چیزها آگاه باشند. دستیابی به اهداف مختلف در زندگی برای هر فردی اتفاق نمی افتد و رسیدن به این اهداف مستلزم دانستن تعدادی از مهارت ها است. اکثر افراد اینگونه می اندیشند که زنان موفق، قوی و مستقل زنان تنها هستند.

این درحالی است که زنان متاهل و دارای فرزند نیز می توانند مستقل و کاملا خوشحال باشند. به منظور زندگی در این دنیای مدرن شما باید بیاموزید که چگونه از خود حمایت کرده و مستقل باشید. هنگامی‌که در رابطه زناشویی هستید بسیار علاقه مندید که رابطه شما سرشار از عشق و شادی باشد اما با این وجود دلتان آن دلبستگی بیمارگونه زوجین با یکدیگر را نیز نمی خواهد. در سطور زیر به 7 هدف اشاره می کنیم که هر زنی باید برای رسیدن به اهدافش در نظر بگیرد…

1. شغل رویایی خود را پیدا کنید:

هیچ‌چیزی بدتر از ماندن در شغلی نیست که از آن متنفر هستید پس یافتن شغل رویایی تان هدف اصلی شماست. هنگامی‌که شما در شغل موردعلاقه‌تان در حال کار کردن هستید شما سخت کارکرده و پول بیشتری کسب می‌کنید. جمله‌ای الهام‌بخش از استیو جابز”تنها راه رسیدن به اهداف بزرگ زندگی عشق است. اگر شما هنوز آن را پیدا نکرده‌اید نباید از پای بنشینید باوجود عشق شما به اهداف خود خواهید رسید.”

7 هدفی که هر زن مستقلی باید داشته باشد


2. عشق زندگی‌تان را پیدا کنید:

همان‌طور که در سطور بالا اشاره کردیم زن مستقل الزاماً نباید تنها باشد. تلاش کنید تا خانواده‌ای موفق تشکیل دهید. مردان نیز زنان قوی و مستقل را دوست دارند. قوی باشید و اجازه ندهید ترس‌تان شما از رسیدن به موفقیت‌هایتان جلوگیری کند و مانع از ایجاد رابطه‌ای موفق شود.

3. پس‌انداز مالی داشته باشید:

شما به مقدار پول زیادی برای حمایت مالی خودتان نیاز ندارید؛ اما شما برای مستقل شدن نیازمند آن هستید که همیشه مقداری پس از انداز داشته باشید. بسیاری از زنان به دلیل فقر مالی در روابط زناشویی بسیار بدی باقی می‌مانند زیرا هزینه زندگی خود و فرزندشان را ندارند. همیشه برای خود پس‌اندازی داشته باشید زیرا آینده پیش‌بینی‌ناپذیر است.

4. به‌تنهایی سفر کنید:

سفر به‌تنهایی برایتان مملو از تجربه خواهد بود. این سفر می‌تواند یک سفر جاده‌ای کوتاه و یا یک تور جهانی باشد. هنگامی‌که شما به‌تنهایی سفر می‌کنید فرصت این را دارید که جزئیات اطرافتان را با دقت بیشتری نگاه کرده و با انسان‌های جدیدی آشنا شویید. این در حالی است که شاید هنگامی‌که شما با دیگران به سفر می‌روید ممکن است از دیدن شگفتی‌های اطراف قافل شوید.

5. خانه ای برای خود بخرید:

داشتن فضایی برای زندگی اعتمادبه‌نفس و استقلالی وصف‌ناشدنی به شما می‌دهد. هنگامی‌که شما دارای سر پناهی باشید دیگر نگران نبوده و روابط مخرب خود را به‌راحتی ترک می‌کنید. منظور روابطی است زنان مجبور به تحمل آن هستند و دیگر راهی برای بهبودی نمی‌یابند. شاید خرید یک آپارتمان برای شما غیرقابل‌تصور باشد اما شما با برنامه‌ریزی قطعاً می‌توانید.

6. یاد بگیرید که چگونه از خود دفاع کنید:

خب شاید بگویید زن واقعی اهل مبارزه و دعوا نیست؛ اما شاید در طول زندگی شما نیازمند به دفاع از خودتان باشید. این در مواقعی است که شما با یک دزد و یا شوهری که به کتک زدن و پرخاشگری روی آورده، مفید واقع می شود. گاهی یادگیری همین فنون کوچک می‌تواند زندگی شمارا نجات دهد. کلاس‌های کیک بوکسینگ و دفاع شخصی برای هر زنی مفید است.

7 هدفی که هر زن مستقلی باید داشته باشد


7. تبدیل به الگوی برای جامعه شوید:

بسیاری از افراد از شما خواهند پرسید که چگونه به زنی مستقل و قدرتمند تبدیل ‌شده‌اید. شما مطمئناً از مادر و یا مادربزرگتان می‌توانستید الگو بگیرید. به یاد داشته باشید که هم‌اکنون می‌توانید الگوی خوبی نیز برای فرزندان خود باشید.

این نکات برای رسیدن به زنی مستقل و قدرتمند بسیار مهم است. شما می‌توانید مادر قوی، خواهری قوی و یا مادربزرگی قدرتمند باشید. شما می‌توانید رئیسی مستقل و قوی بوده و الگوی برای بسیاری از افراد باشید. من مطمئن هستم زنان بسیاری لیستی بلندبالا برای رسیدن به موفقیت در زندگی دارند. تعیین اهداف، شمارا قوی‌تر و جسورتر کرده و در این زمان شما می‌توانید از زندگی شاد و به کمال رسیدن خود لذت ببرید.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 254
نویسنده : sina95

 شما می‌توانید یک انسان تحلیل‌گر، اطلاعات محور و یا یک تاجر مصمم باشید، اما تجارت نهایتا در ارتباط با مردم خلاصه می‌شود. این بدان معناست که تجارت در مورد احساسات است، احساسات شما و افرادی که هر روزه با آن‌ها سرو کار دارید.


هشت کاری که افراد موفق آن را متفاوت از دیگران انجام می‌دهند

افراد بسیار موفق نه تنها در زندگی خود، بلکه در زندگی افرادی که به آن‌ها اهمیت می‌دهند، چه در زندگی شخصی و چه در زندگی حرفه‌ای، تغییرات بزرگی ایجاد می‌کنند.

آن‌ها جواب سوال‌های پرسیده نشده را می‌دهند

شاید طرف مقابل شما مردد است، شاید او متزلزل و یا خجالتی باشد، جواب هرچه باشد، مردم معمولا سوالات متفاوتی می‌پرسند که انتظار دارند شما به آن‌ها پاسخ دهید.

ممکن است کارمندتان نظر شما را در مورد گذراندن بعضی دوره‌های کاری جویا شود. مسئله‌ای که او واقعا می‌خواهد بداند این است که آیا شما آینده خوبی برای پیشرفت او در شرکت می‌بینید؟ او امیدوار است که جواب شما مثبت باشد و همچنین امیدوار است دلیل آن را با او در میان بگذارید.

هشت کاری که افراد موفق آن را متفاوت از دیگران انجام می‌دهند

ممکن است همسر شما نظرتان در مورد صحبت کردن با زنان دیگر در مهمانی را بپرسد. مسئله‌ای که او واقعا به دنبالش است داشتن اعتماد کامل به او می‌باشد. او انتظار شنیدن این که به او اعتماد دارید و علت اعتماد شما را دارد. پشت سر همه سوال‌ها، یک سوال پرسیده نشده وجود دارد. به آن سوال‌ها نیز دقت کنید، چرا که شاید آن سوالی باشد که طرف مقابل شما واقعا به دنبال جواب آن می‌گردد.

آن‌ها منتظر نمی‌مانند

شما نباید منتظر باشید که کسی شما را کشف کند. شما نباید منتظر تایید باشید. شما نباید منتظر شخصی برای کمک به خود باشید. شما می‌توانید هر کاری که به ذهنتان می‌رسد را همین الان انجام دهید. شاید موفق نشوید. اما شما نباید منتظر بمانید. پس در یک کلام، منتظر نباشید!

هشت کاری که افراد موفق آن را متفاوت از دیگران انجام می‌دهند

آن‌ها با آغوش باز به سراغ همه مسائل می‌روند

بعضی شغل‌ها به تلاش و کوشش، بیش از مهارت نیاز دارند. بسته‌بندی مواد خوراکی، تحویل بسته‌های پستی و رسیدگی به مشتریان همگی از جمله کار‌های آسان می‌باشند. تنها تفاوت در میزان تلاش افراد است. عملی بیشتر از یک تشکر ساده برای کسی که بدون هیچ چشم‌داشتی برای شما کاری انجام می‌دهد انجام دهید. لبخند بزنید. با چشمانتان ارتباط برقرار کنید و کلماتی با محبت بیان کنید.

در اطراف شما افراد سخت‌کوش ناشناس بسیاری وجود دارند. تبدیل شدن به شخصی که هر روز حداقل با یکی از این افراد آشنا می‌شود بسیار خوب است. شما با احترام گذاشتن به این افراد بهترین نوع احترام را در جواب دریافت می‌کنید، احترامی که ناشی از یک تغییر است، هرچند که در زندگی فرد دیگر زود‌گذر باشد.

آن‌ها به جای دستور دادن آزادی عمل می‌دهند

شاید شما مسئول کاری باشید. شما می‌دانید چه کار کنید. پس طبیعی است که به کارمندانتان بگویید که چه کار کنند و چگونه آن کار را انجام دهند اما در حین کار شما خلاقیت آن‌ها را از بین خواهید برد و باعث تنزل مهارت و تجربه آن‌ها خواهید شد.

اجازه دهید کارمندانتان نحوه انجام و چگونگی کار را نشان دهند. این امر نشانگر احترام شما به توانایی‌ها و اعتماد به تصمیم گیری آن‌ها می‌باشد. در دنیایی پر از دستور و کنترل، آزادی عمل یک تنفس برای افراد است و هدیه‌ای است که هر انسان، توانایی بخشیدن آن را دارد.

آن‌ها زمانی را برای تفکر در مورد زندگی اختصاص می‌دهند

شما نقشه‌های بزرگی در سر دارید. شما اهداف بزرگی دارید. شما هیچ‌وقت راضی نمی‌شوید، چرا که رضایت داشتن منجر به تن آسائی می‌شود. بنابراین اکثر اوقات شما ناراحتید، زیرا شما بیشتر به چیز‌هایی که به دست نیاوردید، انجام نداده‌اید و ندارید فکر می‌کنید.

هشت کاری که افراد موفق آن را متفاوت از دیگران انجام می‌دهند

زمانی را برای تفکر در مورد کار‌هایی که در زندگی حرفه‌ای و شخصی خود انجام داده‌اید اختصاص دهید. در این لحظه شما بیشتر از آن چیزی هستید که زمانی تصور می‌کردید.

قطعا همیشه باید برای بیشتر از چیزی که هستید و دارید تلاش کنید، اما فراموش نکنید زمانی را برای فکر کردن به همه چیز‌هایی که دارید اختصاص دهید، مخصوصا ارتباطاتی که با افراد جامعه بدست آورده‌اید که مهم‌تر از هرچیزی هستند که شما می‌خواهید داشته باشید. بر‌خلاف یک خواسته، آن چیزی که شما دارید یک امید، آرزو و یا رویا نیست. چیزهایی که شما دارید واقعی و فوق‌العاده و از آن خود شما هستند. قدر آن‌ها را بدانید.

آن‌ها سطحی‌ نگر نیستند

بعضی وقت‌ها مردم مرتکب اشتباهاتی می‌شوند. بعضی وقت‌ها شما را رها می‌کنند. هنگامی که این اتفاق‌ها می‌افتد، طبیعی است که تصور کنیم آن‌ها حرفمان را نشنیده گرفته‌اند و یا توجه نکرده‌اند. ولی معمولا دلیل مهم‌تری وجود دارد. شاید آن‌ها احساس سرکوب شدن دارند. شاید احساس می‌کنند هیچ کنترلی ندارند. ممکن است احساس بیهودگی، به حاشیه رانده شدن، نادیده گرفته شدن و یا کمبود توجه داشته باشند.

هشت کاری که افراد موفق آن را متفاوت از دیگران انجام می‌دهند

اگر شما مسئول هستید، چه در محل کار و یا در خانه، احتمالا شما مجبور هستید که به اشتباهاتشان رسیدگی کنید. اما پس از آن به گذشته آن عمل برای مشخص کردن دلیل آن نگاه کنید. هر کسی می‌تواند آزادانه نظم و انضباط را برقرار سازد. این کار با میسر ساختن تفاهم، یکدلی و کمک به دیگران برای رسیدگی به مسا‌ئل بزرگی که منجر به یک اشتباه می‌شود همراه است.

در پایان ممکن است خود شما مسبب اصلی آن اشتباه باشید.

آن‌ها دوست داشتن را در عمل نشان می‌دهند

شما کارتان را دوست دارید. وقتی که شما مشغول به کارتان هستید، این احساس در هر عمل و صحبتی که انجام می‌دهید بارز است. شما خانواده‌تان را دوست دارید. وقتی شما با آن‌ها هستید، آیا این احساس در صحبت و رفتار شما مشخص است؟ دوست داشتن یک احساس است و احساسات معمولا خودخواهانه هستند. احساساتتان را در عمل نشان دهید. عشقتان به افرادی که شما را دوست دارند را در عمل ابراز کنید. نشان دهید که آن‌ها را هم در کلمات و هم در رفتار و کردارتان دوست دارید.

وقتی که شما دوست داشتن را به فعل و عمل تبدیل کردید، افرادی که شما به آن‌ها اهمیت می‌دهید متوجه احساس واقعی شما می‌شوند پس مطمئن شوید که این‌گونه است.

آن‌ها تلاش می‌کنند که فقط خودشان باشند

شما نگران این هستید که مردم به چه چیزی فکر می‌کنند (احساس بدی به خود راه ندهید، مطمئنا اکثر افراد اینگونه‌اند). مهم نیست که چقدر سخت تلاش می‌کنید، شما نمیتوانید همه آن چیزی باشید که مردم می‌خواهند.

هشت کاری که افراد موفق آن را متفاوت از دیگران انجام می‌دهند

اما شما می‌توانید مطابق میل افرادی که شما را دوست دارند و به شما عشق می‌ورزند رفتار کنید. شما می‌توانید بهترین فردی باشید که توانایی‌اش را دارید. خودتان باشید، این کاری است که شما بهتر از هر فرد دیگری می‌توانید انجام دهید.

تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 230
نویسنده : sina95

  تبریک می‌گویم! دوران تحصیل خود را با موفقیت پشت سرنهاده و کار مناسب خور را پیداکرده‌اید.

از این موضوع خوشحال هستید که رقابت بر سرکار به پایان رسیده است، اما واقعاً این اتفاق افتاده است؟ روزی اول کاری شما خیلی زود فرا خواهد رسید و شما باید تمام تلاش خود را برای ایجاد تأثیر اولیه مثبت روی کارفرما بکنید.

بسیاری از فارغ‌التحصیلان تصور می‌کنند که یافتن شغل سخت‌ترین کار است و بعد از موفقیت در این مرحله همه‌چیز به‌خوبی پیش خواهد رفت. اما باگذشت زمان خواهند فهمید که تصور آن ها درست نبوده است.

توصیه های ارزشمند برای ورود به دنیای کار
 

انجام بسیاری از کارها با مشکلات فراوانی همراه است و هرروز شرایط کاری سخت‌تر می‌شود و مسائل غیرمترقبه‌ای پیش می‌آیند. خوشبختانه بسیاری از ما این شرایط را تجربه کرده و می‌توانیم توصیه‌های ارزشمندی به افراد تازه‌کار ارائه دهیم:

این موضوع مهم را فراموش نکنید که شما به رییس تان حقوق نمی‌دهید، بلکه او به شما حقوق می‌دهد

در دوران تحصیل هر وقت سؤالی در ذهن شما پیش می‌آمد، این امکان وجود داشت که برای یافتن پاسخ آن به افراد زیادی مراجعه کنید. نیاز به تلاش فراوان برای یافتن پاسخ سؤال نبود، به این دلیل که هزینه هنگفتی صرف شده بود تا شما با در اختیار داشتن منابع متفاوت به‌راحتی پاسخ هر سؤالی را بیابید.

اما در حال حاضر رییس تان به شما حقوق می‌دهد و برای وقت خود ارزش قائل است. او استاد شما نیست و بزرگ‌ترین منابع شما همکاران شما هستند. از آن‌ها استفاده کنید! سعی کنید در انجام کارها با آن‌ها همکاری کنید و کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهید. قرار نیست کسی وقت خود را صرف آموزش به شما بکند؛ تنها راه یادگیری مهارت‌های لازم انجام کارهای جدید است.

از تلفن خود استفاده کنید

معمولاً در جلسات مشاوره به انجام این کار توصیه می‌شود. با مشورت با افراد باتجربه بسیاری از مشکلات حل خواهند شد. همه باید یاد بگیریم تا در صورت نیاز با افراد که می‌توانند به ما کمک کنند تماس بگیریم و از آن‌ها درخواست کمک کنیم. انجام این کار برای کارمندان تازه‌وارد که معمولاً با ایمیل این کار را انجام می‌دهند ضروری‌تر است. افراد مهمی که می‌توانند به شما کمک کنند معمولاً در طول روز صدها ایمیل دریافت می‌کنند.

هرگز دروغ نگویید – دیگران متوجه دروغ شما می‌شوند

آیا جالب نیست که همیشه پروازها با تأخیر انجام می‌شوند و کارمندان در اولین روزی کاری موفق به حضور در محل کار نمی‌شوند، اما هرگز خلاف آن اتفاق نمی‌افتد؟ یا اینکه چرا همیشه ترافیک برای افراد خاصی مشکل ایجاد می‌کند؟

بهانه‌هایی از این قبیل به‌راحتی قابل‌تشخیص هستند و به شهرت و اعتبار شما به‌عنوان یک کارمند لطمه وارد می‌کنند. متقاضیان زیادی هستند که می‌توانند وظایف شمارا به‌درستی انجام دهند، افرادی که همیشه چنین بهانه‌هایی را عنوان می‌کنند، خیلی سریع کار خود را از دست می‌دهند. کارفرمایان برای رسیدن به نتایج مثبت به کارمندان حقوق می‌دهند، نه برای یادگیری یا شنیدن بهانه‌های کارمندان.

اگر واقعاً مشکلی برای شما پیش‌آمده که موفق به حضور در محل کار نشده‌اید، مدارک لازم برای اثبات صحبت‌های خود را به همراه داشته باشید.

این موضوع را درک کنید که کارهای "راحت” به‌تدریج سخت می‌شوند

ممکن است در روزهای اول کاری موظف به انجام تحقیقات و یا کارهای سازمانی ساده‌ای شوید. ممکن است مسئولیت‌های محول شده برای یک شرکت هوشمند و مبتکر بسیار ابتدایی به نظر رسند. فراموش نکنید که این کارهای راحت برای ارزیابی توانایی‌های شما در نظر گرفته‌شده‌اند و باید همه آن‌ها را بدون نقص و به بهترین وجه ممکن انجام دهید تا قابلیت‌های خود را برای انجام کارها به اثبات برسانید. به‌تدریج به شما اعتماد بیشتری خواهند کرد و کارهای مهم‌تر و چالش‌برانگیزتری را به شما خواهند سپرد. تمام تلاش خود را برای انجام درست‌کارها بکنید تا به‌زودی تجربیات ارزشمندتر فرصت‌های یادگیری بزرگ‌تری در اختیار شما قرار گیرد.

از کار خود لذت ببرید

بسیاری از افراد به شما توصیه می‌کنند که  در محیط کار خود خوش بگذرانید و از انجام کار لذت برید. ممکن است انجام این کار به‌راحتی که گفته می‌شود نباشد، چون فارغ‌التحصیلان معمولاً از چهار سال تحصیل پر از سرگرمی و لذت وارد دنیای متفاوتی می‌شوند که قوانین سخت‌تری بر آن حاکم است.

تنها راحت کنار آمدن با این شرایط متفاوت این است مطمئن شوید به شرکت و کاری که انجام می‌دهید علاقه دارید. اگر احساس کنید که کار خسته‌کننده و کسالت‌آور است، در انجام کار چندان موفق نخواهید بود. سعی کنید با همکاران خود که سابقه کار و تجربیات بیشتری دارند مشورت کنید تا به‌راحتی مشکلات پیش رو حل کنید. دقت کنید که آن‌ها چگونه مشکلات را از سر راه خود برمی‌دارند. سعی کنید جنبه‌های از کار را که به همکاری در انجام آن‌ها علاقه دارید بیابید. به‌این‌ترتیب انگیزه‌ای قوی برای ادامه همکاری با شرکت خواهید داشت.


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 207
نویسنده : sina95

 همه دوست دارند زندگی شغلی‌شان هدف و معنا داشته باشد؛ اما این امر چگونه ممکن است؟ چه قدم‌های عملی می‌توانید امروز یا در این ماه بردارید که شما را مطمئن کند ساعت‌های عمر خود را به بیهودگی پشت میز نمی‌گذرانید، بلکه کاری را انجام می‌دهید که واقعا برای شما اهمیت دارد؟

افراد خبره چه می‌گویند

متاسفانه بیشتر ما نمی‌دانیم چگونه تصمیمات شغلی خود را طوری اتخاذ کنیم که به رضایت بینجامد. ناتانیل کولوک به‌عنوان مدیرعامل شرکت ریوورک که یک شرکت ارائه‌دهنده خدمات استخدام به شرکت‌هایی است که کار هدف‌دار ارائه می‌دهند، معتقد است علت این مساله آن است که ما هرگز در این موضوع آموزش ندیده‌ایم: «تعداد کمی از والدین، معلمان یا مشاوران ما را وادار به تفکر و تعمق درباره این مساله می‌کنند یا الگوی ذهنی مناسبی به ما ارائه می‌كنند. 

اهمیت هدف داشتن در موفقیت و رضایت شغلی


اکثر ما تنها در حدود سن بیست سالگی به انجام کار معنادار فکر می‌کنیم.» کارن دیلون، یکی از نویسندگان مجموعه «چگونه زندگی خود را می‌سنجید» می‌گوید: «اکثر ما به دلایل نادرست شغل انتخاب می‌کنیم و به دنبال موضوعاتی هستیم که وقتی درباره آن صحبت می‌کنیم به ما احساس افتخار دست دهد یا موضوعاتی که در رزومه کاری ما درخشان به نظر برسند.» اما این موضوعات به ندرت به رضایت ما منتج می‌شوند. در اینجا به ذکر اصولی می‌پردازیم که برای رسیدن به موفقیت می‌توانید از آن استفاده کنید و شغلی داشته باشید که نه تنها از آن لذت ببرید، بلکه آن را دوست داشته باشید.

بدانید «معنادار» از دید شما یعنی چه


آیا من مورد احترام همکارانم هستم؟ آیا مورد چالش قرار می‌گیرم؟ آیا در حال رشد هستم؟ آیا به کاری که انجام می‌دهم اعتقاد دارم؟ دیلون می‌گوید «اینها همان مسائلی هستند که میان خوب بودن شغل و واقعا خوشحال و راضی بودن تفاوت ایجاد می‌کنند.» اما واژه «معنادار» برای هر فرد معنای متفاوتی دارد. دیلون می‌گوید: «به دنبال موضوعات بدیهی مثل دستمزد، عنوان شغلی یا اعتبار شرکت نباشید.» کولوک چهار دسته را بر می‌شمرد که باید مد نظر قرار داد:

میراث

به معنای نتایج قطعی کار شماست. می‌خواهید چه چیزی به دست آورید؟ البته احتمالا بیشتر روز خود را صرف پاسخ دادن به ایمیل‌ها یا شرکت در جلسات می‌کنید (این کارها در بیشتر مشاغل وجود دارد) اما به دنبال چه نشانه‌هایی در ارتباط با شغل خود هستید؟ مثلا شاید به نظرتان پیشرفت 80 دانش آموز در مهارت‌های ریاضی شان جذاب باشد یا مثلا ایجاد 6 پایگاه تصفیه آب طی دوره شغلی‌تان. بستگی به خودتان دارد. بعضی‌ها ممکن است دوست داشته باشند مستقیما به افراد بیمار کمک کنند یا برخی دیگر ممکن است تمایل داشته باشند در جهت بهبود وضعیت مراقبت‌های پزشکی کمک کنند.

مهارت

مهارت جزء نقاط قوتی است که توسعه آن مطلوب همگان است. به‌عنوان مثال، اگر از ارتباط با افراد دیگر لذت می‌برید می‌توانید از این ویژگی برای تبدیل شدن به یک روانشناس یا یک بازاریاب استفاده کنید. همین‌طور، اگر مثلا نویسنده قوی هستید می‌توانید از این مهارت برای نوشتن داستان یا در تبلیغات استفاده کنید. مهم این است که از این نقاط قوت در جهتی استفاده کنید که برای شما رضایت‌بخش باشد. کولوک می‌گوید: «انجام دادن کاری که از آن لذت نمی‌برید، کار به حساب نمی‌آید بلکه باید کاری باشد که عاشق آن هستید.»

آزادی

این موضوع مربوط به حقوق، مزایا و انعطاف شغلی است که برای زندگی کردن به آن نیاز دارید. برای بعضی افراد این موضوع ممکن است به معنی دریافت یک مبلغ قابل توجه باشد که بتواند زمینه گذراندن یک تعطیلات بی‌نظیر را فراهم کند. برای بعضی‌ها، آزادی ممکن است به معنای انتخاب مکان و زمان کار کردن توسط خودشان باشد. در این مورد لازم است شیوه زندگی مطلوب خود را بشناسید و از خودتان بپرسید آیا شغلی که دارید به شما اجازه دستیابی به آن را می‌دهد.

هم‌محوری

مربوط به فرهنگ و ارزش‌های محل کار شماست. کولوک می‌گوید این مفهوم شبیه مفهوم ماموریت انسانی نیست بلکه بیشتر مربوط به احساس تعلق است. باورها و اولویت‌های شرکت و افرادی که با آنها کار می‌کنید کدامند؟ افراد با یکدیگر چگونه رفتار می‌کنند؟ آیا به هم محبت می‌کنند؟ با هم ناهار می‌خورند؟ دیلون می‌گوید: «لذت بردن از زمان‌هایی که با همکاران و رئیس خود می‌گذرانید مهم است.»

محتوای دسته بندی‌های فوق نسبت به هر شخص متفاوت است. دیلون پیشنهاد می‌کند لیستی از همه موضوعاتی که از دید شما ارزش محسوب می‌شوند تهیه کرده و سپس آن را اولویت‌دهی كنید. این لیست به تصمیم‌گیری شما کمک می‌کند و می‌تواند در ارزیابی موقعیت‌های خاص مثل ماموریت جدید در نقش فعلی‌تان در سازمان یا یک شغل جدید در یک شرکت دیگر یا یک مسیر شغلی جدید به شما کمک کند.

ایجاد فرضیه‌های جدید

اگر مطمئن نیستید که چه موضوعاتی برای شما بیش از بقیه اهمیت دارد، به یک روز یا یک هفته در کار خود فکر کنید و از خود بپرسید: چه چیز طی این مدت بیش از همه باعث خوشحالی من شد؟ چه چیز بیش از همه برای من کسالت‌بار بود؟ کولوک پیشنهاد می‌کند وقتی به این موضوعات فکر می‌کنید چند فرضیه برای خود بسازید که معنادارترین موضوعات از دید شما چه هستند. مثلا می‌توانید بگویید من خواستار شغلی هستم که در آن بتوانم چیزی خلق کنم که مورد استفاده روزمره مردم باشد.

من شغلی می‌خواهم که به من انعطاف لازم را بدهد که بتوانم هر روز فرزندانم را از مدرسه بردارم. من شغلی می‌خواهم که در آن بتوانم دائما با افراد نیازمند در ارتباط باشم.

 دیلون می‌گوید: «مراقب باشید تلاش نکنید تجربه بد شغلی خود را بیش از حد اصلاح کنید. مثلا اگر رئیستان بیش از حد شما را کنترل می‌کند ممکن است فکر کنید بزرگ‌ترین اولویت شما این است که با رئیسی کار کنید که به شما آزادی بیشتری بدهد اما اگر بیش از حد روی این موضوع متمرکز شوید ممکن است به دلایل مختلف که ربطی به این موضوع ندارد نیز احساس ناخرسندی به شما دست دهد.»

تجربه کردن

وقتی فرضیه‌های خود را شکل دادید، وقت آن است که آنها را مورد آزمون قرار دهید. روش‌های مختلفی برای انجام آن وجود دارد. اول اینکه می‌توانید موضوعات را در شغل فعلی‌تان نیز امتحان کنید. مثلا می‌توانید رئیس خود را قانع کنید که به مدت یک ماه دورکاری كنید. پست سازمانی را پیشنهاد کنید که به شما اجازه کسب مهارت‌های جدید را بدهد. به دنبال موقعیت‌هایی باشید که به پیشرفت شغلی شما کمک کند. می‌توانید داوطلب مشارکت در پروژه‌های شرکت شوید یا به رئیس خود در یکی از موضوعات او کمک کنید. دیلون می‌گوید؛ «من هرگز رئیسی را ندیده ام که پیشنهاد کمک از طرف دیگران را رد کند».

اگر در شرکت شما فضایی برای تجربه‌های جدید نیست، دیلون پیشنهاد می‌کند در خارج از سازمان خود به دنبال آن باشید. مثلا می‌توانید به عضویت گروه‌های صنعتی درآیید، در کنفرانس‌ها شرکت کنید، داوطلب حضور در شرکت‌های غیرانتفاعی شوید. سومین روش برای آزمودن فرضیه هایتان گفت‌وگواست. افرادی را پیدا کنید که کاری را انجام می‌دهند که شما به دنبال آن هستید و از آنها تا می‌توانید سوال بپرسید. با دقت و منتقدانه گوش دهید تا فقط آنچه را که دوست دارید نشنوید.

 ایجاد یک هیات‌مدیره شخصی


همه کار را به تنهایی انجام ندهید. برای آنکه فرضیه‌های خود را عملی کنید با دیگران همکاری کنید و نتایج تجربیات خود را با آنها در میان بگذارید. چهار یا پنج نفر را به‌عنوان اعضای هیات‌مدیره خود انتخاب کنید. می‌توانید به آنها بگویید «من درحال کشف آنچه از کار خود می‌خواهم هستم و دوست دارم با شما صحبت کنم تا فیدبک شما را درباره مسیری که انتخاب کرده‌ام جویا شوم.» نظر همکاران معتمد و مشاوران خود را نیز جویا شوید. اگر رئیس شما پذیرای این موضوع هست، او را نیز اضافه کنید. دیلون می‌گوید «یادتان باشد همه رئیس‌ها حامی نیستند اما اگر رئیسی دارید که می‌تواند ایده‌های خوبی درباره موفقیت شغلی به شما بدهد از این فرصت استفاده کنید.»

کولوک می‌گوید چند نفری نیز هستند که نباید آنها را دخالت دهید: «مثلا اعضای خانواده می‌توانند انگیزه شما را از بین ببرند. به‌عنوان مثال، خوب است همسران بدانند شما چه می‌کنید اما شاید برای حل این مساله گزینه مناسبی نباشند.» از اینکه با دوستان قدیمی خود مشورت کنید نهراسید. دیلون می‌گوید: «من کسانی را می‌شناسم که سال‌هاست با آنها صحبت نکرده ام ولی آنها زمانی که می‌خواهند تغییر شغلی یا گذار حرفه‌ای داشته باشند با من تماس می‌گیرند و نظر من را می‌پرسند.» با اعضای هیات‌مدیره‌ای که خودتان ایجاد کرده‌اید در تماس دائم باشید و آنها را در جریان تفکرات و تصمیمات خود قرار دهید و نظر آنها را بپرسید.

اهمیت هدف داشتن در موفقیت و رضایت شغلی

 داشتن تفکر بلندمدت

این موضوع نباید فقط مربوط به پیدا کردن شغل بعدی‌تان باشد. کولوک می‌گوید؛ «طراحی حرفه‌ای، متفاوت از استراتژی جست‌وجوی شغلی است.» و سوالی که باید همواره از خود بپرسید نباید این باشد که «من چه می‌خواهم؟» بلکه باید این باشد که «من چه زندگی‌ای می‌خواهم؟».فکر کنید 5، 10 یا 20 سال دیگر می‌خواهید کجا باشید. البته باید سوالات کوتاه‌مدت‌تری نیز درباره آنچه در شغل فعلی یا بعدی‌تان می‌خواهید داشته باشید اما این سوالات نیز باید در جهت اهداف حرفه‌ای بلندمدت‌تر و بزرگ‌تر شما باشند.

وقتی محکم به زندگی حرفه‌ای فعلی خود گره خورده‌اید


حتی افراد متوسط از لحاظ حرفه‌ای نیز می‌توانند تغییرات بزرگ ایجاد کنند و این کار را کرده‌اند. کولوک می‌گوید: «توانایی شما در هدایت کشتی تفاوتی ندارد بلکه تفاوت تنها در سرعت هدایت است.

 اگر شما 35 ساله هستید و دارای دو فرزند، مدت زمان بیشتری طول می‌کشد تا به شکوفایی برسید.» البته مزیت‌هایی نیز وجود دارد: «برای شما نشانه‌های بیشتری از آنچه می‌خواهید و لذت می‌برید وجود دارد.» مهم این است که احساس دربند بودن را نداشته باشید.

دیلون می‌گوید: «ممکن است احساس کنید در یک شغل به خاطر حقوق بالاتر یا عنوان شغلی بهتر گرفتار شده‌اید و فکر کنید که علتش این است که دارای مسوولیت‌های بزرگ‌تری هستید مثل وام مسکن، فرزند و غیره. به همین خاطر فکر می‌کنید باید کمتر ریسک کنید اما با این وجود نباید در شغل و حرفه‌ای که در آن خوشحال نیستید باقی بمانید.»

دست و پنجه نرم کردن با مسائل مالی

یکی از دلایل اصلی که افراد برای ماندن در شغلی که دوست ندارند ارائه می‌کنند مساله پول است. دیلون می‌گوید: «اقداماتی را انجام دهید که فشار مالی را کاهش داده و تا حدی آزادی ذهنی به‌دست آورید.» اگر بودجه‌بندی برای خود ندارید، این کار را انجام دهید. روش‌هایی را بیابید که از میزان نیاز ماهانه شما به پول کم کند: خانه کوچک‌تر، داشتن یک ماشین به جای چند اتومبیل و داشتن نظم بیشتر در پس‌انداز کردن. فشار مالی کمتر باعث می‌شود بهتر بتوانید در صورت پیدا کردن یک شغل معنادار بر روی آن اقدامی انجام دهید.

وقت گذاشتن


کولوک می‌گوید: «من هنوز کسی را ندیده‌ام که از تخصیص زمان برای فکر کردن به آنچه از زندگی حرفه‌ای خود می‌خواهد پشیمان باشد.» در تقویم خود زمانی را به این مساله اختصاص دهید که به حرفه خود بیندیشید. حتی اگر یک ساعت در دو هفته باشد، بازهم در نوع خود پیشرفت خوبی است. کولوک می‌گوید: «گاهی اوقات فقط فکر کردن به این مساله خود باعث به جریان افتادن موضوع می‌شود و در پی آن تغییر اجتناب‌ناپذیر خواهد شد.»

 اصولی که باید به خاطر داشت


• یک لیست اولویت‌دار از آنچه از دید شما به معنای یک حرفه معنادار است تهیه کنید.

• از چهار یا پنج نفر به‌عنوان اعضای هیات مشاوره خود دعوت کنید و برای آنها آنچه می‌خواهید را شرح دهید.

• سعی کنید عناصر مختلف شغلی که واقعا می‌خواهید را تجربه کنید. می‌توانید این کار را در محیط سازمان تجربه کنید یا خارج از سازمان یا حتی با افرادی که آن کار را انجام می‌دهند درباره تجربه‌شان صحبت کنید.

• بر شغل بعدی خود متمرکز نشوید، فکر کنید در دراز مدت از شغل خود چه می‌خواهید.

• نگذارید جایگاه حرفه‌ای‌تان باعث عقب افتادن شما شود. حتی آنها که در حرفه خود غرق هستند نیز می‌توانند تغییر ایجاد کنند.

• از مسائل مالی خود غافل نشوید و طوری برنامه‌ریزی نکنید که زمانی که بخواهید تغییر ایجاد کنید، احساس کنید مسائل مالی مانع از انجام آن است.

مورد کاوی شماره 1: به سراغ افرادی بروید که نسبت به شما شناخت دارند


دیردره کویل در زندگی حرفه‌ای خود به جایی رسیده بود که می‌دانست اکنون به تغییر نیاز دارد. او به مدت هشت سال معاون مدیر ارتباطات در یک شرکت بود و هرچند به ماموریت شرکتشان ایمان داشت اما نمی‌خواست خود را تا ابد در آن پست سازمانی تصور کند. او می‌گوید: «باور داشتم که باید کاری بیش از این انجام دهم. از خود انتظارات زیادی داشتم و می‌خواستم از مرزها فراتر روم». اما این پرسش برای او مطرح بود که «در عوض می‌خواست چه کار کند؟» ذهن او مشغول شده بود. آیا می‌خواست ادامه تحصیل بدهد؟ آیا می‌خواست در زمینه علاقه خود که معماری بود فعالیت کند؟ آیا می‌خواست خود یک کسب‌وکار جدید ایجاد کند؟

او در عین حال با گروه کوچکی از دوستانش که حدود 6 نفر بودند نیز مشورت کرد. او با این 6 نفر در برهه‌های مختلف زندگی آشنا شده بود. همه آنها درک برابری نسبت به او نداشتند اما هر یک از آنها جنبه‌ای از شخصیت او را می‌شناختند. او به کمک آنها گزینه‌های زیادی را از ذهن خود پاک کرد.

سپس دیردره نزد رئیس خود رفت و به او گفت که به دنبال تغییر است. او می‌گوید «من و رئیسم حدود 10 سال با هم کار کرده بودیم و من نسبت به او احساس دین می‌کردم». خیلی زود بعد از آن گفت‌وگو یکی از مدیران ارشد اجرایی ICIC نزد او و رئیسش آمد و یک فرصت شغلی جدید را با آنها در میان گذاشت: او می‌خواست شرکتی تاسیس کند که برای رشد کارآفرینی و پیشرفت شغلی در خاور میانه ایجاد انگیزه نماید و قصد داشت از عربستان سعودی شروع کند. دیردره می‌گوید: «هرچند این ایده هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته بود، من بلافاصله فهمیدم این همان کاری است که می‌خواهم انجام دهم». این شغل با بسیاری از معیارهای او هماهنگ بود. به او امکان سفرهای بین‌المللی را می‌داد، می‌توانست در بازارهای در حال توسعه کار کند و در رشد یک سازمان از ابتدا سهیم باشد. سپس او به یکی از موسسان شرکت آل ورلد نت‌وورک تبدیل شد و به آنچه واقعا دوست داشت انجام بدهد دست یافت.

موردکاوی شماره 2: نظم دادن به اوضاع مالی


تیم گرووز از شغلش در یک موسسه حقوقی دادخواهی مدنی راضی بود اما عاشق شغلش نبود. او می‌گوید: «صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شدم برای رفتن به سر کار اشتیاق نداشتم و می‌دانستم ادامه این روند به شرایط بهتری منتهی نخواهد شد». او به شغلی علاقه داشت که دارای ماموریت انسانی باشد. او با دوستانش در شرکت‌های غیر انتفاعی صحبت کرد و لیستی از مشاغل مورد علاقه‌اش تهیه کرد. او می‌گوید: «من داوطلب خدمت در این شرکت‌ها شدم؛ من دوستان و بستگانی در شرکت‌های غیر انتفاعی داشتم و به همین خاطر می‌دانستم مهارت حقوقی من چگونه می‌تواند در جهت اهداف این شرکت‌ها به‌کار آید». او همچنین با افرادی که تجربه این گذار را داشتند نیز صحبت کرد. البته او در عین حال مراقب این گفت‌وگوها با افراد مختلف بود. او به آنها می‌گفت: «شغل فعلی من شغل بدی نیست اما شخصا دوست دارم دیدگاه‌های مختلف را درباره کسانی که این مرحله را تجربه کرده‌اند به دست آورم».

او برای گسترش شبکه‌اش فعالیت‌های داوطلبانه خود را گسترش داد. ارتباط خود را با افرادی که می‌توانستند برای او ارتباطات بیشتری ایجاد کنند گسترش داد و به آنها گفت اگر فرصتی فراهم شد به او اطلاع دهند.

تیم و همسرش قبل از آن بارها در موقعیت‌های مختلف حامی هم بودند اما این بار به عقیده تیم مساله بزرگ‌تر بود چرا که آنها دارای چند فرزند بودند که به مدرسه و دانشگاه می‌رفتند و هزینه‌های آنها قابل توجه بود. با این حساب، تیم قطعا باید هزینه‌ها را کاهش می‌داد و همسرش هم یک بودجه بندی جدید بر مبنای کمترین دستمزدی که تیم می‌توانست داشته باشد تهیه کرد. آنها برای ایجاد انعطاف‌پذیری مالی بیشتر به خانه کوچک‌تری نقل مکان کردند که می‌توانستند مازاد اجاره را بابت اقساط وام مسکن پرداخت کنند.

حدود یک سال و نیم بعد از شروع این فرآیند، تیم شغل جدیدی به‌عنوان مامور توسعه در بنیاد رودآیلند پیدا کرد. او می‌گوید: «انجام این فرآیند گاهی اوقات چندان آسان نبود اما من اکنون از نتیجه بسیار راضی هستم».


تاریخ : یکشنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 190
نویسنده : sina95

 همه دوست دارند زندگی شغلی‌شان هدف و معنا داشته باشد؛ اما این امر چگونه ممکن است؟ چه قدم‌های عملی می‌توانید امروز یا در این ماه بردارید که شما را مطمئن کند ساعت‌های عمر خود را به بیهودگی پشت میز نمی‌گذرانید، بلکه کاری را انجام می‌دهید که واقعا برای شما اهمیت دارد؟

افراد خبره چه می‌گویند

متاسفانه بیشتر ما نمی‌دانیم چگونه تصمیمات شغلی خود را طوری اتخاذ کنیم که به رضایت بینجامد. ناتانیل کولوک به‌عنوان مدیرعامل شرکت ریوورک که یک شرکت ارائه‌دهنده خدمات استخدام به شرکت‌هایی است که کار هدف‌دار ارائه می‌دهند، معتقد است علت این مساله آن است که ما هرگز در این موضوع آموزش ندیده‌ایم: «تعداد کمی از والدین، معلمان یا مشاوران ما را وادار به تفکر و تعمق درباره این مساله می‌کنند یا الگوی ذهنی مناسبی به ما ارائه می‌كنند. 

اهمیت هدف داشتن در موفقیت و رضایت شغلی


اکثر ما تنها در حدود سن بیست سالگی به انجام کار معنادار فکر می‌کنیم.» کارن دیلون، یکی از نویسندگان مجموعه «چگونه زندگی خود را می‌سنجید» می‌گوید: «اکثر ما به دلایل نادرست شغل انتخاب می‌کنیم و به دنبال موضوعاتی هستیم که وقتی درباره آن صحبت می‌کنیم به ما احساس افتخار دست دهد یا موضوعاتی که در رزومه کاری ما درخشان به نظر برسند.» اما این موضوعات به ندرت به رضایت ما منتج می‌شوند. در اینجا به ذکر اصولی می‌پردازیم که برای رسیدن به موفقیت می‌توانید از آن استفاده کنید و شغلی داشته باشید که نه تنها از آن لذت ببرید، بلکه آن را دوست داشته باشید.

بدانید «معنادار» از دید شما یعنی چه


آیا من مورد احترام همکارانم هستم؟ آیا مورد چالش قرار می‌گیرم؟ آیا در حال رشد هستم؟ آیا به کاری که انجام می‌دهم اعتقاد دارم؟ دیلون می‌گوید «اینها همان مسائلی هستند که میان خوب بودن شغل و واقعا خوشحال و راضی بودن تفاوت ایجاد می‌کنند.» اما واژه «معنادار» برای هر فرد معنای متفاوتی دارد. دیلون می‌گوید: «به دنبال موضوعات بدیهی مثل دستمزد، عنوان شغلی یا اعتبار شرکت نباشید.» کولوک چهار دسته را بر می‌شمرد که باید مد نظر قرار داد:

میراث

به معنای نتایج قطعی کار شماست. می‌خواهید چه چیزی به دست آورید؟ البته احتمالا بیشتر روز خود را صرف پاسخ دادن به ایمیل‌ها یا شرکت در جلسات می‌کنید (این کارها در بیشتر مشاغل وجود دارد) اما به دنبال چه نشانه‌هایی در ارتباط با شغل خود هستید؟ مثلا شاید به نظرتان پیشرفت 80 دانش آموز در مهارت‌های ریاضی شان جذاب باشد یا مثلا ایجاد 6 پایگاه تصفیه آب طی دوره شغلی‌تان. بستگی به خودتان دارد. بعضی‌ها ممکن است دوست داشته باشند مستقیما به افراد بیمار کمک کنند یا برخی دیگر ممکن است تمایل داشته باشند در جهت بهبود وضعیت مراقبت‌های پزشکی کمک کنند.

مهارت

مهارت جزء نقاط قوتی است که توسعه آن مطلوب همگان است. به‌عنوان مثال، اگر از ارتباط با افراد دیگر لذت می‌برید می‌توانید از این ویژگی برای تبدیل شدن به یک روانشناس یا یک بازاریاب استفاده کنید. همین‌طور، اگر مثلا نویسنده قوی هستید می‌توانید از این مهارت برای نوشتن داستان یا در تبلیغات استفاده کنید. مهم این است که از این نقاط قوت در جهتی استفاده کنید که برای شما رضایت‌بخش باشد. کولوک می‌گوید: «انجام دادن کاری که از آن لذت نمی‌برید، کار به حساب نمی‌آید بلکه باید کاری باشد که عاشق آن هستید.»

آزادی

این موضوع مربوط به حقوق، مزایا و انعطاف شغلی است که برای زندگی کردن به آن نیاز دارید. برای بعضی افراد این موضوع ممکن است به معنی دریافت یک مبلغ قابل توجه باشد که بتواند زمینه گذراندن یک تعطیلات بی‌نظیر را فراهم کند. برای بعضی‌ها، آزادی ممکن است به معنای انتخاب مکان و زمان کار کردن توسط خودشان باشد. در این مورد لازم است شیوه زندگی مطلوب خود را بشناسید و از خودتان بپرسید آیا شغلی که دارید به شما اجازه دستیابی به آن را می‌دهد.

هم‌محوری

مربوط به فرهنگ و ارزش‌های محل کار شماست. کولوک می‌گوید این مفهوم شبیه مفهوم ماموریت انسانی نیست بلکه بیشتر مربوط به احساس تعلق است. باورها و اولویت‌های شرکت و افرادی که با آنها کار می‌کنید کدامند؟ افراد با یکدیگر چگونه رفتار می‌کنند؟ آیا به هم محبت می‌کنند؟ با هم ناهار می‌خورند؟ دیلون می‌گوید: «لذت بردن از زمان‌هایی که با همکاران و رئیس خود می‌گذرانید مهم است.»

محتوای دسته بندی‌های فوق نسبت به هر شخص متفاوت است. دیلون پیشنهاد می‌کند لیستی از همه موضوعاتی که از دید شما ارزش محسوب می‌شوند تهیه کرده و سپس آن را اولویت‌دهی كنید. این لیست به تصمیم‌گیری شما کمک می‌کند و می‌تواند در ارزیابی موقعیت‌های خاص مثل ماموریت جدید در نقش فعلی‌تان در سازمان یا یک شغل جدید در یک شرکت دیگر یا یک مسیر شغلی جدید به شما کمک کند.

ایجاد فرضیه‌های جدید

اگر مطمئن نیستید که چه موضوعاتی برای شما بیش از بقیه اهمیت دارد، به یک روز یا یک هفته در کار خود فکر کنید و از خود بپرسید: چه چیز طی این مدت بیش از همه باعث خوشحالی من شد؟ چه چیز بیش از همه برای من کسالت‌بار بود؟ کولوک پیشنهاد می‌کند وقتی به این موضوعات فکر می‌کنید چند فرضیه برای خود بسازید که معنادارترین موضوعات از دید شما چه هستند. مثلا می‌توانید بگویید من خواستار شغلی هستم که در آن بتوانم چیزی خلق کنم که مورد استفاده روزمره مردم باشد.

من شغلی می‌خواهم که به من انعطاف لازم را بدهد که بتوانم هر روز فرزندانم را از مدرسه بردارم. من شغلی می‌خواهم که در آن بتوانم دائما با افراد نیازمند در ارتباط باشم.

 دیلون می‌گوید: «مراقب باشید تلاش نکنید تجربه بد شغلی خود را بیش از حد اصلاح کنید. مثلا اگر رئیستان بیش از حد شما را کنترل می‌کند ممکن است فکر کنید بزرگ‌ترین اولویت شما این است که با رئیسی کار کنید که به شما آزادی بیشتری بدهد اما اگر بیش از حد روی این موضوع متمرکز شوید ممکن است به دلایل مختلف که ربطی به این موضوع ندارد نیز احساس ناخرسندی به شما دست دهد.»

تجربه کردن

وقتی فرضیه‌های خود را شکل دادید، وقت آن است که آنها را مورد آزمون قرار دهید. روش‌های مختلفی برای انجام آن وجود دارد. اول اینکه می‌توانید موضوعات را در شغل فعلی‌تان نیز امتحان کنید. مثلا می‌توانید رئیس خود را قانع کنید که به مدت یک ماه دورکاری كنید. پست سازمانی را پیشنهاد کنید که به شما اجازه کسب مهارت‌های جدید را بدهد. به دنبال موقعیت‌هایی باشید که به پیشرفت شغلی شما کمک کند. می‌توانید داوطلب مشارکت در پروژه‌های شرکت شوید یا به رئیس خود در یکی از موضوعات او کمک کنید. دیلون می‌گوید؛ «من هرگز رئیسی را ندیده ام که پیشنهاد کمک از طرف دیگران را رد کند».

اگر در شرکت شما فضایی برای تجربه‌های جدید نیست، دیلون پیشنهاد می‌کند در خارج از سازمان خود به دنبال آن باشید. مثلا می‌توانید به عضویت گروه‌های صنعتی درآیید، در کنفرانس‌ها شرکت کنید، داوطلب حضور در شرکت‌های غیرانتفاعی شوید. سومین روش برای آزمودن فرضیه هایتان گفت‌وگواست. افرادی را پیدا کنید که کاری را انجام می‌دهند که شما به دنبال آن هستید و از آنها تا می‌توانید سوال بپرسید. با دقت و منتقدانه گوش دهید تا فقط آنچه را که دوست دارید نشنوید.

 ایجاد یک هیات‌مدیره شخصی


همه کار را به تنهایی انجام ندهید. برای آنکه فرضیه‌های خود را عملی کنید با دیگران همکاری کنید و نتایج تجربیات خود را با آنها در میان بگذارید. چهار یا پنج نفر را به‌عنوان اعضای هیات‌مدیره خود انتخاب کنید. می‌توانید به آنها بگویید «من درحال کشف آنچه از کار خود می‌خواهم هستم و دوست دارم با شما صحبت کنم تا فیدبک شما را درباره مسیری که انتخاب کرده‌ام جویا شوم.» نظر همکاران معتمد و مشاوران خود را نیز جویا شوید. اگر رئیس شما پذیرای این موضوع هست، او را نیز اضافه کنید. دیلون می‌گوید «یادتان باشد همه رئیس‌ها حامی نیستند اما اگر رئیسی دارید که می‌تواند ایده‌های خوبی درباره موفقیت شغلی به شما بدهد از این فرصت استفاده کنید.»

کولوک می‌گوید چند نفری نیز هستند که نباید آنها را دخالت دهید: «مثلا اعضای خانواده می‌توانند انگیزه شما را از بین ببرند. به‌عنوان مثال، خوب است همسران بدانند شما چه می‌کنید اما شاید برای حل این مساله گزینه مناسبی نباشند.» از اینکه با دوستان قدیمی خود مشورت کنید نهراسید. دیلون می‌گوید: «من کسانی را می‌شناسم که سال‌هاست با آنها صحبت نکرده ام ولی آنها زمانی که می‌خواهند تغییر شغلی یا گذار حرفه‌ای داشته باشند با من تماس می‌گیرند و نظر من را می‌پرسند.» با اعضای هیات‌مدیره‌ای که خودتان ایجاد کرده‌اید در تماس دائم باشید و آنها را در جریان تفکرات و تصمیمات خود قرار دهید و نظر آنها را بپرسید.

اهمیت هدف داشتن در موفقیت و رضایت شغلی

 داشتن تفکر بلندمدت

این موضوع نباید فقط مربوط به پیدا کردن شغل بعدی‌تان باشد. کولوک می‌گوید؛ «طراحی حرفه‌ای، متفاوت از استراتژی جست‌وجوی شغلی است.» و سوالی که باید همواره از خود بپرسید نباید این باشد که «من چه می‌خواهم؟» بلکه باید این باشد که «من چه زندگی‌ای می‌خواهم؟».فکر کنید 5، 10 یا 20 سال دیگر می‌خواهید کجا باشید. البته باید سوالات کوتاه‌مدت‌تری نیز درباره آنچه در شغل فعلی یا بعدی‌تان می‌خواهید داشته باشید اما این سوالات نیز باید در جهت اهداف حرفه‌ای بلندمدت‌تر و بزرگ‌تر شما باشند.

وقتی محکم به زندگی حرفه‌ای فعلی خود گره خورده‌اید


حتی افراد متوسط از لحاظ حرفه‌ای نیز می‌توانند تغییرات بزرگ ایجاد کنند و این کار را کرده‌اند. کولوک می‌گوید: «توانایی شما در هدایت کشتی تفاوتی ندارد بلکه تفاوت تنها در سرعت هدایت است.

 اگر شما 35 ساله هستید و دارای دو فرزند، مدت زمان بیشتری طول می‌کشد تا به شکوفایی برسید.» البته مزیت‌هایی نیز وجود دارد: «برای شما نشانه‌های بیشتری از آنچه می‌خواهید و لذت می‌برید وجود دارد.» مهم این است که احساس دربند بودن را نداشته باشید.

دیلون می‌گوید: «ممکن است احساس کنید در یک شغل به خاطر حقوق بالاتر یا عنوان شغلی بهتر گرفتار شده‌اید و فکر کنید که علتش این است که دارای مسوولیت‌های بزرگ‌تری هستید مثل وام مسکن، فرزند و غیره. به همین خاطر فکر می‌کنید باید کمتر ریسک کنید اما با این وجود نباید در شغل و حرفه‌ای که در آن خوشحال نیستید باقی بمانید.»

دست و پنجه نرم کردن با مسائل مالی

یکی از دلایل اصلی که افراد برای ماندن در شغلی که دوست ندارند ارائه می‌کنند مساله پول است. دیلون می‌گوید: «اقداماتی را انجام دهید که فشار مالی را کاهش داده و تا حدی آزادی ذهنی به‌دست آورید.» اگر بودجه‌بندی برای خود ندارید، این کار را انجام دهید. روش‌هایی را بیابید که از میزان نیاز ماهانه شما به پول کم کند: خانه کوچک‌تر، داشتن یک ماشین به جای چند اتومبیل و داشتن نظم بیشتر در پس‌انداز کردن. فشار مالی کمتر باعث می‌شود بهتر بتوانید در صورت پیدا کردن یک شغل معنادار بر روی آن اقدامی انجام دهید.

وقت گذاشتن


کولوک می‌گوید: «من هنوز کسی را ندیده‌ام که از تخصیص زمان برای فکر کردن به آنچه از زندگی حرفه‌ای خود می‌خواهد پشیمان باشد.» در تقویم خود زمانی را به این مساله اختصاص دهید که به حرفه خود بیندیشید. حتی اگر یک ساعت در دو هفته باشد، بازهم در نوع خود پیشرفت خوبی است. کولوک می‌گوید: «گاهی اوقات فقط فکر کردن به این مساله خود باعث به جریان افتادن موضوع می‌شود و در پی آن تغییر اجتناب‌ناپذیر خواهد شد.»

 اصولی که باید به خاطر داشت


• یک لیست اولویت‌دار از آنچه از دید شما به معنای یک حرفه معنادار است تهیه کنید.

• از چهار یا پنج نفر به‌عنوان اعضای هیات مشاوره خود دعوت کنید و برای آنها آنچه می‌خواهید را شرح دهید.

• سعی کنید عناصر مختلف شغلی که واقعا می‌خواهید را تجربه کنید. می‌توانید این کار را در محیط سازمان تجربه کنید یا خارج از سازمان یا حتی با افرادی که آن کار را انجام می‌دهند درباره تجربه‌شان صحبت کنید.

• بر شغل بعدی خود متمرکز نشوید، فکر کنید در دراز مدت از شغل خود چه می‌خواهید.

• نگذارید جایگاه حرفه‌ای‌تان باعث عقب افتادن شما شود. حتی آنها که در حرفه خود غرق هستند نیز می‌توانند تغییر ایجاد کنند.

• از مسائل مالی خود غافل نشوید و طوری برنامه‌ریزی نکنید که زمانی که بخواهید تغییر ایجاد کنید، احساس کنید مسائل مالی مانع از انجام آن است.

مورد کاوی شماره 1: به سراغ افرادی بروید که نسبت به شما شناخت دارند


دیردره کویل در زندگی حرفه‌ای خود به جایی رسیده بود که می‌دانست اکنون به تغییر نیاز دارد. او به مدت هشت سال معاون مدیر ارتباطات در یک شرکت بود و هرچند به ماموریت شرکتشان ایمان داشت اما نمی‌خواست خود را تا ابد در آن پست سازمانی تصور کند. او می‌گوید: «باور داشتم که باید کاری بیش از این انجام دهم. از خود انتظارات زیادی داشتم و می‌خواستم از مرزها فراتر روم». اما این پرسش برای او مطرح بود که «در عوض می‌خواست چه کار کند؟» ذهن او مشغول شده بود. آیا می‌خواست ادامه تحصیل بدهد؟ آیا می‌خواست در زمینه علاقه خود که معماری بود فعالیت کند؟ آیا می‌خواست خود یک کسب‌وکار جدید ایجاد کند؟

او در عین حال با گروه کوچکی از دوستانش که حدود 6 نفر بودند نیز مشورت کرد. او با این 6 نفر در برهه‌های مختلف زندگی آشنا شده بود. همه آنها درک برابری نسبت به او نداشتند اما هر یک از آنها جنبه‌ای از شخصیت او را می‌شناختند. او به کمک آنها گزینه‌های زیادی را از ذهن خود پاک کرد.

سپس دیردره نزد رئیس خود رفت و به او گفت که به دنبال تغییر است. او می‌گوید «من و رئیسم حدود 10 سال با هم کار کرده بودیم و من نسبت به او احساس دین می‌کردم». خیلی زود بعد از آن گفت‌وگو یکی از مدیران ارشد اجرایی ICIC نزد او و رئیسش آمد و یک فرصت شغلی جدید را با آنها در میان گذاشت: او می‌خواست شرکتی تاسیس کند که برای رشد کارآفرینی و پیشرفت شغلی در خاور میانه ایجاد انگیزه نماید و قصد داشت از عربستان سعودی شروع کند. دیردره می‌گوید: «هرچند این ایده هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته بود، من بلافاصله فهمیدم این همان کاری است که می‌خواهم انجام دهم». این شغل با بسیاری از معیارهای او هماهنگ بود. به او امکان سفرهای بین‌المللی را می‌داد، می‌توانست در بازارهای در حال توسعه کار کند و در رشد یک سازمان از ابتدا سهیم باشد. سپس او به یکی از موسسان شرکت آل ورلد نت‌وورک تبدیل شد و به آنچه واقعا دوست داشت انجام بدهد دست یافت.

موردکاوی شماره 2: نظم دادن به اوضاع مالی


تیم گرووز از شغلش در یک موسسه حقوقی دادخواهی مدنی راضی بود اما عاشق شغلش نبود. او می‌گوید: «صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شدم برای رفتن به سر کار اشتیاق نداشتم و می‌دانستم ادامه این روند به شرایط بهتری منتهی نخواهد شد». او به شغلی علاقه داشت که دارای ماموریت انسانی باشد. او با دوستانش در شرکت‌های غیر انتفاعی صحبت کرد و لیستی از مشاغل مورد علاقه‌اش تهیه کرد. او می‌گوید: «من داوطلب خدمت در این شرکت‌ها شدم؛ من دوستان و بستگانی در شرکت‌های غیر انتفاعی داشتم و به همین خاطر می‌دانستم مهارت حقوقی من چگونه می‌تواند در جهت اهداف این شرکت‌ها به‌کار آید». او همچنین با افرادی که تجربه این گذار را داشتند نیز صحبت کرد. البته او در عین حال مراقب این گفت‌وگوها با افراد مختلف بود. او به آنها می‌گفت: «شغل فعلی من شغل بدی نیست اما شخصا دوست دارم دیدگاه‌های مختلف را درباره کسانی که این مرحله را تجربه کرده‌اند به دست آورم».

او برای گسترش شبکه‌اش فعالیت‌های داوطلبانه خود را گسترش داد. ارتباط خود را با افرادی که می‌توانستند برای او ارتباطات بیشتری ایجاد کنند گسترش داد و به آنها گفت اگر فرصتی فراهم شد به او اطلاع دهند.

تیم و همسرش قبل از آن بارها در موقعیت‌های مختلف حامی هم بودند اما این بار به عقیده تیم مساله بزرگ‌تر بود چرا که آنها دارای چند فرزند بودند که به مدرسه و دانشگاه می‌رفتند و هزینه‌های آنها قابل توجه بود. با این حساب، تیم قطعا باید هزینه‌ها را کاهش می‌داد و همسرش هم یک بودجه بندی جدید بر مبنای کمترین دستمزدی که تیم می‌توانست داشته باشد تهیه کرد. آنها برای ایجاد انعطاف‌پذیری مالی بیشتر به خانه کوچک‌تری نقل مکان کردند که می‌توانستند مازاد اجاره را بابت اقساط وام مسکن پرداخت کنند.

حدود یک سال و نیم بعد از شروع این فرآیند، تیم شغل جدیدی به‌عنوان مامور توسعه در بنیاد رودآیلند پیدا کرد. او می‌گوید: «انجام این فرآیند گاهی اوقات چندان آسان نبود اما من اکنون از نتیجه بسیار راضی هستم».


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید