عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394
بازدید : 170
نویسنده : sina95

 اول، قبل از اینکه پا به این ماجراجویی جدید بگذارید، خواسته‌های خود را بررسی کنید و به یاد داشته باشید که همواره مسؤلانه رفتار کنید. همزمان با پیشرفت توانایی‌ها و مهارت‌های معنوی، کسب سطح بالایی از درستی و صداقت بسیار مهم است. هرچه ما قوی‌تر می‎شویم، بازتاب اعمال ما نیز چه خوب و چه بد قوی‌تر و سریع‌تر می‎شود. ما باید همزمان با پیشرفت توانایی هایمان، تعهد و خرد بیشتری نیز کسب کنیم.

 

 

 

با در نظر گرفتن این نکته، مشخص است که اجازه گرفتن از دیگران قبل از بررسی هاله‌ی آنها مهم است. ( نشستن در عقب یک سالن سخنرانی و تماشای درخشش اطراف سر اشخاص یک چیز است و بررسی هاله‌ی یک دوست برای کسب اطلاعاتی که نمی‎خواهیم او بداند و به دنبال آن هستیم، چیز دیگر ) همچنین تحمیل بررسی‌ها یا توصیه‌های خود به دیگران کار خردمندانه‌ای نیست. اگر بخواهیم از ادراکات خود به دیگران بهره‌ای برسانیم، بهتر است به ندای شهود خود گوش فرا دهیم و با عشق و علاقه کار کنیم تا بتوانیم از کار خود به دیگران بهره و الهام ببخشیم. همچنین مهم است که اگر معنی چیزی را نمی‎دانیم، این را با صداقت اعتراف کنیم. این که ما می‎توانیم هاله دیگران را ببینیم به این معنی نیست که جواب همه‌ی سئوالها را داریم. به دیگران و به پدیده هاله احترام بگذارید.
اگر هنوز هم مشتاق دیدن هاله‎ها هستید، اراده کنید که این فرآیند یا مهارت را فوراً، از هم اکنون آغاز کنید. ( البته اگر هاله را ندیدید نا امید نشوید،‌زیرا یادگیری این مهارت زیاد مشکل نیست و نیاز به ماهها مراقبه و تمرین ندارد ) . اگر باور داشته باشید که می‎توانید هاله‌ها را ببینید، خواهید توانست. اکنون تصمیم بگیرید، و بدانید که خواهید توانست این مهارت را کسب کنید.
ما طی سالها افراد بسیاری را دیده یا آموزش داده‎ایم که قادر به دیدن هاله‌ها شده‌اند، و ما در اینجا موفق‌ترین تکنیک‎ها را توضیح خواهیم داد.
یک اتاق کم نور برای دیدن هاله‎ها مناسب است. هنگام طلوع یا غروب آفتاب بهترین زمان برای دیدن هاله است، زیرا در این زمان نور داخل خانه مناسب است و شما نیز احتمالاً در حالت آرامش و کمی خسته هستید. دیوار پشت سوژه باید ساده و به رنگ روشن باشد. در سمت دیگر اتاق بنشینید، بهتر است به دیوار مقابل تکیه دهید یا چهار زانو کف اتاق بنشینید. هم سوژه و هم مشاهده کننده ( یا مشاهده کنندگان ) باید در وضعیتی راحت قرار داشته باشند. سوژه می‎تواند به سادگی بنشیند، یا با تمرکز روی تجسم جریان انرژی در طول ستون فقرات و خروج آن از فرق سر، هاله‌ی خود را تقویت کند. مشاهده کننده باید در حالت آرامش قرار گیرد، نفس‌هایی عمیق و یکنواخت بکشد، برای چند دقیقه روی سوژه تمرکز کند، و سپس به فضای اطراف سر سوژه خیره شود. خیرگی باید آرام و بدون تمرکز باشد. وقتی بیننده توانست نور اطراف سر سوژه را مشاهده کند، سوژه و بیننده می‎توانند به بازی بپردازند، به این صورت که سوژه هاله‌ی خود را بالا بفرستد، یا به درون بکشد و بیننده آنچه را که می‎بیند توصیف کند .
این روش دیدن هاله با چشم فیزیکی است، اگرچه ما اغلب احساس می‎کنیم که برای دیدن هاله، ترکیبی از چشمهای فیزیکی و چشمهای کالبد اختری خود را به کار می‎بریم. روش قابل قبول دیگر برای دیدن هاله، این است که چشمهایتان را ببندید، هاله‌ی شخص را مجسم کنید، و به آنچه می‎بینید اعتماد کنید. شما همچنین می‎توانید یک طرح کلی از بدن سوژه را روی کاغذ رسم کنید و به قوه‌ی شهود خود اجازه دهید که شما را در ترسیم هاله راهنمایی کند. نتایج این روش در مقایسه با روش چشم فیزیکی بطور کلی یکسان است، و پایه و اساس آن اعتماد و اتکای شخص به قوه‌ی شهود خود است.
اگر تمرینهای بالا را امتحان کرده، هنوز موفق نشده‎اید، ممکن است به دلیل قوی‌تر بودن حس لامسه یا شنوایی شما در این زمینه باشد. بعضی از مردم پدیده‌ها را به روشی متفاوت با دیگران می‎بینند، و این هیچ اشکالی ندارد. افراد « لامسه‎ای » می‎توانند با حرکت دادن دست خود در اطراف بدن سوژه، هاله را احساس کنند. بسیاری از شفادهندگان ذاتی حس لامسه‎ی بسیار قوی دارند و انرژی را با دستهایشان احساس می‎کنند، و به همین ترتیب بیماری و عدم تعادل را تشخیص می‎دهند. آنها می‎توانند رنگها و حتی مهم‌تر از آن معانی نهفته در پس رنگهای هاله را احساس کنند. افراد « شنیداری » می‎توانند خصوصیات هاله را بشنوند. این افراد می‎توانند با گوش دادن به مکالمه‌ی ذهن خود توصیفی درباره‌ی هاله بنویسند.
کلید موفقیت این است که به آنچه درک می‎کنید اطمینان کنید، به هر حال این ادراک شما است.


تاریخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394
بازدید : 153
نویسنده : sina95

 

هاله (Aura)کلمه‌ای لاتین به معنای هوایی که به آرامی حرکت می‌کند، نفخه، رایحه، نور و یا تابش نور و هاله است. هاله خود حوزه انرژی است، مانند هاله‌‌ای که بدن را احاطه کرده و در آن نفوذ می‌کند. (بارون رایش باخ) آن را “پوشش شفاف مغناطیسی” می‌نامد. هاله شامل هفت نوع، متعلق به هفت بدن از جنس انرژی ظریف است. کلاً تمایزهایی میان موارد زیر قائل شده‌اند؛

هاله معنوی به قطر 15 تا 18 فوت

هاله ذهنی که معمولاً به قطر 8 فوت است و

هاله اثیری، که تا طول 8 اینچ گرد بدن فیزیکی می‌تابد.

چون هاله‌ها روی هم قرار می‌گیرند، همیشه تمیز دادن هر یک از آنها میسر نیست. با این حال، آنچه که معمولاً روشن‌بینان می‌بینند، هاله اثیری است. این هاله چون نوعی حوزه شفاف، شامل رنگ و شکلهای متنوع است. رنگ، اندازه، ساختمان و شدت آن بر حسب حالات ذهنی و عاطفی شخص قابل تغییر است. عواطف بسیار قوی، بیماریهای جسمی و ذهنی نیز در هاله‌ها منعکس می‌شوند. یک مشاور رنگ در انگلستان بالغ بر 4700 سایه مختلف را، هنگام تجزیه و تحلیل هاله‌ها ثبت کرده است. نه تنها انسانها، بلکه گیاهان، حیوانات و سنگها نیز هاله دارند.

 شما هاله را نمی‌توانید گول بزنید. هاله شما نشانگر طبیعت حقیقی و شخصیت شما بوده و هنگامی که شما دروغ بگوئید یک قسمت نامنظم به رنگ زرد مایل به سبز از قسمت بالای هاله جوانه می‌زند. معمولا افراد یک یا دو رنگ برجسته در هاله خود دارند (نقاط قوت). این رنگها همچنین به احتمال قوی رنگهای مورد علاقه آنها خواهند بود.

لکه‌های سیاه نشان دهنده تنفر و بدجنسی می‌باشد.

قرمز پر رنگ نشان دهنده عصبانیت است.

قرمز خونی به معنی شهوت پرستی می‌باشد.

قهوه‌ای کدر در ارتباط با حرص و آز و ماده گرائی بوده و

قهوه ای متمایل به خاکستری نشان دهنده خودخواهی می‌باشد،

قهوه‌ای مایل به سبز به معنی حسادت است.

خاکستری دلالت بر افسردگی و ترس می‌کند.

نارنجی نشان دهنده جاه طلبی، غرور و نشان قدرت است.

زرد در ارتباط با شادی، آزادی، تعقل و دانش معنوی است.

سبز مایل به خاکستری در هاله فریب و نیرنگ را آشکار می کند.

سبز زمردی رنگ نشان دهنده خلاقیت و انعطاف پذیری می باشد.

فیروزه‌ای انرژیی بسیار زیاد و قدرت تاثیر گذاری را نشان می‌دهد. چنین افرادی می‌توانند در آن واحد چند کار را انجام دهند و مدیران خوبی هستند.

سبز کم رنگ نشانگر دلسوزی، شفقت و حالت ابتدائی درمانگری می‌باشد.

آبی تیره و ارغوانی نشان دهنده افکار و احساسات معنوی می‌باشد،

صورتی نشان دهنده آن است که فرد به تعادل بین آگاهی معنوی و مادی رسیده است.

آبی کم رنگ نشان دهنده از خود گذشتگی در راه آرمانهای بزرگ می‌باشد.

سفید نمونه کاملی از کمالات و فضائل می‌باشد.

 این واقعیتی است که هاله‌ها، این حوزه‌های انرژی، تنها در تخیل معدودی از انسانها وجود ندارند، بلکه بطور عملی و توسط عکاسی کرلیان نیز قابل رویت‌اند. یافته‌های زیر از طریق چنین عکسهایی بدست آمده است :بین بدن انسان و محیط اطرافش ارتباط وجود دارد.

برخی از بیماریها خیلی قبل از ظهور در بدن فیزیکی در هاله قابل رویت می‌باشند.

ارتباط قوی بین وضعیت هیجانی و هاله وجود دارد.

هر یک از رنگها با یکی از حالتهای فرد در ارتباط می باشد.

 یکی از مهمترین ضروریات یادگیری متافیزیک و علوم روانی آن است که هاله فرد بایستی در وضعیت خوبی باشد. در صورتیکه هاله شما به میزان زیادی از انرژی منفی پر شده باشد انجام تمرینات متافیزیکی (توصیه نمی‌شود).

استفاده از عبارت (توصیه نمی‌شود) نشان دهنده آن است که با هاله بد هم می‌شود این تمرینات را انجام داد گر چه حقیقت آن است که این کار روشی ناسالم خواهد بود .معهذا اگر کیفیت هاله شما در زیر (حداقل ضروری) باشد، شما در خطر ابتلا به بسیاری از عوارض فیزیکی و ذهنی خواهید بود.

لازم بذکر است که این امر در مورد تمرینات پیشرفته مانند برون فکنی و تله کینزی و ... صادق بوده و تمرینات ابتدائی نظیر مدیتیشن، ریلکسیشن، پاکسازی کانالهای انرژی، تمرینات تنفسی و ... در کنار سایر نکاتی که در ادامه خواهد آمد به بهبود هاله کمک می کنند.

کلمه بد و خوب فقط برای کیفیت هاله استفاده می‌شود. کلمه بد در هاله بد لزوما به معنی بد بودن فرد در صورت داشتن هاله بد نمی‌باشد. هاله بد فقط اشاره به میزان زیادی از انرژی منفی دارد که توسط ذهن تولید می‌شود.

تشخیص هاله بد ساده است.

در صورتیکه 3 یا بیشتر از 3 مورد از علائم زیر را دارید انجام تمرینات متافیزیکی برای شما توصیه نمی‌شود:

صدای زنگ یا شنیدن اصوات در گوش چپ.

کابوسهای شبانه مکرر یا اختلالات خواب.

در صورتیکه قسمت عمده سفیدی چشمان شما قرمز باشد.

عدم توانایی در متوقف کردن فکر.

سردردهای شدید مکرر، میگرن، اسپاسم های عضلانی، دردهای خنجری و تیر کشنده و بیماریهای شدید.

مشاجره‌های مداوم، مصرف زیاد دارو، مصرف الکل، مواد مخدر و کشیدن سیگار .

 وجود حداقل 6 مورد یا بیشتر از موارد زیر نشان دهنده هاله خوب می‌باشد :

هرگز درباره نتیجه امور و یا حوادثی که در گذشته اتفاق افتاده است نگران نمی‌شوید.

معمولا متفکر آرامی هستید. بیش از حد منطقی و تحلیل گر نیستید.

هرگز جریان انرژی که در ناحیه بالای سر شما ممکن است رخ دهد را تجزیه و تحلیل نمی‌کنید.

محیط زندگی شما راحت و آرام است.

اغلب دچار سردرد و اسپاسم عضلانی نمی‌شوید.

هرگز دارو و مواد مخدر استفاده نمی‌کنید.

رویاهای بد ممکن است گهگاهی رخ دهند ولی شما هرگز با ترس و فریاد از خواب بیدار نمی‌شوید.

براحتی می‌توانید با افراد ناسازگار با تحکم صحبت کنید.

 چند روش ساده برای تغییر هاله بد به هاله خوب:

هشت ساعت بطور کامل شب‌ها بخوابید.

از دارو، مواد مخدر، الکل، سیگار و هر چیز دیگری که باعث تغییر ذهن و بدن شما می‌شود پرهیز کنید.

 آب فراوان، آب میوه و سبزیجات تازه مصرف کرده و از مصرف آب میوه‌های ترش خودداری کنید.

از مصرف غذاهای مصنوعی و آب میوه‌هائی که حاوی مواد نگهدارنده هستند بپرهیزید .

بطور منظم ورزش کنید. بعد از ورزش مناسب، شما احساس خستگی خواهید کرد. ورزش کمک می‌کند که ذهن ریلکس شود.از شرارت و تنفر پرهیز کنید.

 


تاریخ : سه‌شنبه 09 تیر 1394
بازدید : 219
نویسنده : sina95

 یک ساختار پیچیده در چشم، ممکن است بشر را بدون آن که خود متوجه باشد، قادر به دیدن میدان مغناطیسی زمین نماید یا حداقل، ممکن است در گذشته قادر به چنین کاری بوده باشد.


بسیاری از حیوانات می‌توانند میدان مغناطیسی زمین را حس کنند و از آن برای تشخیص جهت و حتی شکار استفاده کنند. به عنوان مثال، روباه‌ها تنها جانورانی هستند که از میدان مغناطیسی برای تشخیص مسافت و جهت استفاده می‌کنند.

گروهی از پژوهشگران مشاهده کرده‌اند هنگامی که طعمه روباه قابل مشاهده باشد، روباه می‌تواند از هر جهت به سمت آن پریده تا طعمه را شکار کند، اما زمانی که طعمه مخفی شده است، روباه تنها در جهت شمال شرقی به سمت طعمه حمله می‌کند. این پژوهشگران معتقدند که جهتگیری خاص روباه به علت اثر میدان مغناطیسی زمین است. در واقع، عامل اصلی توانایی روباه‌ها در تشخیص میدان مغناطیسی، پروتئینی به نام کریپتوکروم است که از ابتدای سلطه گیاهان و جانوران بر زمین وجود داشته است. این پروتئین قدرت تشخیص میدان‌مغناطیسی زمین را به بسیاری از گونه‌ها می‌دهد. پروتئین مذکور با ریتم شبانه‌روزی جانوران و گیاهان در ارتباط است و تحقیقات اخیر نشان داده‌اند که ظاهرا این پروتئین، از نور به‌عنوان عامل شناسایی میدان مغناطیسی استفاده می‌کند.

الکترون‌ها در مولکول‌های کریپتوکروم به حالت جفت‌های مرکب ظاهر می‌شوند و میدان مغناطیسی زمین ممکن است باعث حرکت یکی از این الکترون‌ها شود. براساس یک تئوری که تابستان سال گذشته به چاپ رسید، امکان دارد واکنش شیمیایی بر اثر عوض شدن جهت چرخش الکترون روی دهد و در نتیجه آن پرندگان توانایی دیدن میدان مغناطیسی زمین را به صورت رنگی به دست آورند. این نظریه براساس تغییر جهت چرخش الکترون‌ها بنا شده است و عنوان می‌کند هنگامی که نور خورشید به انتهای یکی از الکترون‌ها برخورد می‌کند، واکنشی شیمیایی به وجود می‌آید و پرندگان می‌توانند میدان مغناطیسی را به صورت رنگی مشاهده کنند. اما پژوهشگران دریافته‌اند که کریپتوکروم کمک چندانی به جهت‌یابی انسان نمی‌کند. در نتیجه نوع بشر برای تعیین وضعیت خود نسبت به 4 جهت اصلی نیازمند استفاده از اجرام سماوی یا امروزه جی.پی.اس است. اخیرا مشخص شده است که این پروتئین در شبکیه چشم انسان وجود دارد. متخصصان علوم اعصاب دانشگاه ماساچوست نمونه‌ای از کریپتوکروم انسان را برداشته و آن را به مگس میوه که فاقد کریپتوکروم بودند، تزریق کردند. نتایج نشان داد که قدرت تشخیص میدان مغناطیسی در مگس‌ها به شکل قابل توجهی افزایش یافت.

البته ممکن است بشر دیگر هیچ‌گاه قادر به استفاده از این مکانیزم برای دیدن میدان مغناطیسی زمین نباشد، ولی حتی امروزه گزارشاتی دریافت می‌شود که نشان می‌دهند برخی می‌توانند با نگاه کردن میدان مغناطیسی را مشاهده کنند، اما ممکن است اجداد ما به طور عام دارای این قابلیت بوده باشند و از این توانایی برای جهت‌یابی استفاده می‌کرده‌اند. شاید روزی پژوهشگران دریابند چگونه می‌توان از این قابلیت مجددا بهره برد و انسان دیگر نیازمند به سیستم جی.پی.اس برای جهت‌یابی نباشد!

منبع: daily science 


تاریخ : دوشنبه 08 تیر 1394
بازدید : 208
نویسنده : sina95

 

از اوج قله تا زمانی که ادامه دارد لذت ببرو وقتی نوبت دره فرا رسید ، از دره لذت ببر.دره چه اشکالی دارد؟پایین بودن چه اشکالی دارد؟ آن به معنی استراحت است.قله یعنی هیجان، و هیچ کس نمی تواند مدام در هیجان باشد. اوشو

به امواج اقیانوس نگاه کنید.هرچه موجها بالاتر میروند،فرودی که بدنبال آن فرا میرسد،عمیق تر است.زمانی تو موجی،و زمان دیگر گودی خالی ای هستی که پس از آن فرا میرسد.از هردوی اینها لذت ببرـبه هیچ یک از آنها معتاد نشو.نگو دوست دارم همیشه در اوج باشم.این ممکن نیست.صرفا این واقعیت را ببین:این ممکن نیست.هرگز چنین چیزی رخ نداده و هر گز نخواهد داد. اوشو

زندگی در واقع یک شوخی است،نه یک امر جدی،اگر آن را جدی بگیرید،آنوقت رنج میبرید،از افکارت رنج خواهی برد،زندگی مانند یک وزنه سنگین می شود و تو زیر بار آن خرد می شوی،آنگاه زندگی تمام نشاط خودش را از دست می دهد،تمام خنده هایش را. اوشو

زیاده از حد فکر نکن زیرا فکر همیشه به گذشته یا آینده مربوط می شود و انرژی تو به جای اینکه به قوه احساس معطوف شود، منحرف شده و صرف فکر کردن می گردد وتمام انرژی های تو را تخلیه می کند. اوشو

اگر خواستی از عشق فرار کنی، در زمان گذشته و یا در زمان آینده زندگی کن ، ولی اگر خواستی رودخانه عشق را در درونت جاری سازی در زمان حال زندگی کن ، زیرا عشق فقط در زمان حال ممکن است. اوشو

آزاد زندگی کن ! لحظه به لحظه زندگی کن ! و از چیزی نترس ، از ترس هم آزاد شو،
زیرا چیزی برای از دست دادن نداریم . چیزی هم بدست نمی‌آوریم ، و وقتی این را بفهمی ، کمال زندگی‌ات تحقق می‌یابد ، اما هیچ گاه مثل گدا به دروازه‌های زندگی نزدیک نشو، هیچ وقت گدایی نکن ،
زیرا دروازه های زندگی هرگز به روی گداها باز نمی‌شوند!… اوشو

نه برای دیگران ، نه به خاطر چیزی ، برقص ، فقط به خاطر رقص ؛ بخوان ، فقط برای آواز ؛ آن گاه سرتا پای زندگی‌ات ملکوتی می شود ،
و فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود می‌گیرد .
این گونه زیستن ، آزاد بودن است…. اوشو

اکثر مردم تنها وقتی مذهبی هستند که نگران و اندوهگین هستند و به همین دلیل تمام مذهبشان دروغ است! اوشو

جهنم از جایی شروع می شود که اولین آرزو شکل میگیرد و بهشت در جایی هست که هیچ درخواست و آرزویی نباشد! اوشو

جای یک چیز را در زندگیت عوض کن تا زندگیت زیبا شود! بجای ترس از خدا، عشق را جایگزین کن! اوشو

 


تاریخ : یکشنبه 07 تیر 1394
بازدید : 242
نویسنده : sina95

 گرچه تا سال‌ها هوشبهر يا (IQ) معيار قضاوت در مورد آدم‌ها و توانايي‌هاي‌شان بود، اما اين روزها روانشناسان تاثير (EQ) يا نمره هوش هيجاني آدم‌ها در موفقيت‌شان را بيشتر مي‌دانند. روانشناساي امروزي معتقدند هوشبهر تنها مي‌تواند 20 درصد از موفقيت‌هاي زندگي را ضمانت كند اما آدم‌هايي كه IQ بالايي ندارند هم در صورت بهره‌مند بودن از هوش هيجاني بالا، مي‌توانند در زندگي‌شان به موفقيت 80 درصدي برسند. اگر رياضي‌تان خوب نبوده و در درس عربي هيچ وقت نمره بالايي نگرفته‌ايد، باز هم نگران نباشيد! شما با داشتن معيارهايي كه در ادامه آورده‌ايم مي‌توانيد ميزان بهره‌مندي‌تان از هوش هيجاني را بسنجيد و ببينيد كه تا چه اندازه به تبديل شدن به انساني موفق نزديك هستيد.  

از عواطف‌تان آگاهيد؟

شناخت شما نسبت به عواطف و احساسات‌تان، تا اندازه زيادي مي‌تواند ميزان هوش هيجاني شما را مشخص كند. اگر شما اين شايستگي را داشته باشيد، مي‌دانيد در هر لحظه چه احساسي داريد و مي‌توانيد ميان احساسات و افكارتان و البته ميان آنها و حرف و عمل‌تان رابطه برقرار كنيد. افرادي كه اين شايستگي را دارند، مي‌دانند كه احساساتشان چطور بر عملشان تاثير مي‌گذارد. 

ای‌کیو سان یا آيكيوسان؟


فردوسي‌پور از احساساتش آگاه است و حتي وقتي مايلي‌كهن در يك تماس زنده تلفني براي از كوره به در بردنش تلاش مي‌كند، او مي‌تواند با همين شناخت خوب از احساساتش آنها را كنترل كند. همين ويژگي به او كمك مي‌كند كه وارد جنجال‌هاي رسانه‌اي نشود و حرفي نزند كه بعدها عليهش استفاده شود. 

به خودتان نمره مي‌دهيد؟

آدم‌هايي كه هوش هيجاني بالايي دارند، نقاط ضعف و قوت خودشان را مي‌شناسند. آنها مي‌توانند عملكردشان را ارزيابي كنند و با تفكر دست از دل تجربه‌هاي‌شان درس بگيرند. آنها به بازخوردي كه از اطراف‌شان مي‌گيرند براي ارزيابي خود توجه مي‌كنند و هميشه به دنبال يادگرفتن و كمرنگ كردن نقاط ضعف‌شان هستند.

اعتماد به نفس داريد؟

كساني كه در اين هوش نمره بالايي مي‌گيرند، ‌از ارزش‌ها و تواناي‌هاي خود مطمئن هستند. آنها تعريفي مشخص از خود دارند و از آنجا كه به ايده‌هاي خود باور دارند، مي‌توانند ايده‌هاي جديدي كه حتي از نظر ديگران غيرمعمول به نظر مي‌رسد را عملي كنند. 

آنها به‌خاطر مخالفت‌هاي ديگران سراغ رفتارهاي كليشه‌اي نمي‌روند و از ديگران تقليد نمي‌كنند؛ بلكه به قدرت منطق‌شان تكيه مي‌كنندو با وجود هر فشاري راهي كه به نظرشان درست به مي‌رسد را مي‌روند. 

 اعتماد به نفس بالاي فردوسي‌پور و باورش به توانايي‌هايي كه دارد به او اين قدرت را مي‌دهد كه وارد حوزه‌هايي شود كه بسياري از سازندگان برنامه‌هاي ورزشي به خود زحمت وارد شدن به آنها را نمي‌دهند. او به‌خاطر انتقال تيم نفت به اراك با نماينده‌هاي مجلس هم درمي‌افتد. 

خودتان را كنترل مي‌كنيد؟

اين گروه از باهوش‌ها، روي عواطف و اميال‌شان تسلط دارند. آنها نسنجيده عمل نمي‌كنند و مي‌توانند احساست قوي‌شان را در صورت مساعد نبودن شرايط كنترل كنند. آدم‌هاي باهوش خويشتندار و خونسرد هستند و با نگاهي مثبت حتي از پس لحظات سخت و آزار‌دهنده هم برمي‌آيند. اين افراد افكاري واضح و شفاف دارند و حتي در اوج فشار و بحران هم مي‌توانند تمركزشان را حفظ كنند. 

قابل اعتماديد؟

درستي و صداقت اصولي است كه اين افراد به آن باور دارند. آدم‌هايي كه هوش هيجاني‌شان بالاست، اخلاقيات را زير پا نمي‌گذارند و مي‌توانند اعتماد ديگران را جلب كنند. آنها اگر خودشان اشتباهي بكنند، آن را مي‌پذيرند و اگر از ديگران رفتاري غيراخلاقي ببينند، با آن برخورد مي‌كنند. اين افراد وقتي پاي مواضع اخلاقي و باورهاي‌شان به ميان بيايد، مي‌توانند مثل يك كوه قوي و سرسخت باشند. 

وظيفه‌شناس هستید؟

به كساني كه هوش هيجاني بالايي دارند، به راحتي مي‌توان مسئوليت سپرد و از انجام آن مطمئن بود. اين افراد در هر شرايطي به تعهدات‌شان عمل مي‌كنند و هميشه در برابر مسئوليت‌هايي كه به آنها سپرده شده پاسخگو هستند. آنها كارشان دقيق است و با برنامه‌ريزي و سازمان‌دهي شده عمل مي‌كنند. 

ای‌کیو سان یا آيكيوسان؟


سازگاريد؟

اين آدم‌هاي باهوش را در هر ظرفي كه بريزيد، شكل آن ظرف را به خود مي‌گيرند. آنها به محض ورود به محيط‌هاي تازه مي‌توانند مثل يك عضو قديمي به نظر برسند و وقتي شرايط‌شان تغيير مي‌كند، در كوتاه‌ترين زمان با اين تغييرات سازگار مي‌شوند. آنها مي‌توانند با توجه به شرايط اولويت‌هاي‌شان را تغيير دهند و همه جانبه شرايط را مديريت كنند. اين افراد با توجه به شرايط به محرك‌هاي محيطي پاسخي متفاوت مي‌دهند و انعطاف‌پذيري از واضح‌ترين ويژگي‌هاي آنهاست. 

فردوسي‌پور تطبيق‌پذير هم هست و با وجود كاستي‌هايي كه شرايط به او تحميل كرده، مي‌تواند براي رسيدن به اهدافش تلاش كند. حتي كمبودهايي كه همه مربي‌ها مي‌توانند سال‌ها به‌خاطرشان دست روي دست بگذارند و تنها به جنگ لفظي با مسئولان بپردازند هم سد راهش نمی شود.

نوآوريد؟

كساني كه هوش هيجاني بالايي دارند، ايده‌ها و اطلاعات تازه را به راحتي مي‌پذيرند. آنها هميشه انديشه‌هاي جديد را جست‌وجو مي‌كنند و خطي و قالبي عمل نمي‌كنند. وقتي پاي مسئله يا مشكلي به ميان مي‌آيد، آنها راه‌هاي تازه براي عبور از آن را جست‌وجو مي‌كنند و مي‌توانند ايده‌هاي جديد را خلق كنند و حتي براي يافتن اين راه‌هاي تازه، ريسك كنند. 

قوه ابتكار چيزي است كه آدم‌هاي باهوش از آن بهره‌مند هستند. چنين افرادي هميشه از فرصت‌هاي تازه استفاده مي‌كنند و آنها را هدر نمي‌دهند. 

اين افراد براي محقق كردن نيازها و انتظارات‌شان از اهداف كليشه‌اي و مسير‌هاي قديمي فراتر مي‌روند و وقتي پاي رسيدن به خواسته‌هاي‌شان به ميان مي‌آيد، خط قرمز‌هاي مرسوم را مي‌شكنند و كاري كه از نظرشان ضروري است را انجام مي‌دهند. آنها در مواجهه با قوانين مي‌توانند منعطف برخورد كنند.

فردوسي‌پور خلاق است. او برخلاف «بهرام شفيع» كه سال‌هاست خودش را تكرار مي‌كند، براي طرح ايده‌هاي تازه تلاش مي‌كند و با جسارتي كه دارد، از پس محقق كردن‌شان برمي‌آيد. 

همدل هستید؟

احساسات، عواطف و نگرش‌هاي ديگران براي كساني كه هوش هيجاني بالايي دارند، اهميت دارد. آنها به مسائل ديگران اهميت مي‌دهند و هميشه گوش شنوايي براي شنيدن درددل‌هاي ديگران هستند. آنها خوب مي‌توانند احساسات ديگران و شرايط‌شان را درك كنند و به آنها در مسير حل مشكلات‌شان كمك كنند. از آنجا كه گذشته از داشتن اين ويژگي، آدم‌هاي باهوش مورد اعتماد ديگران هم هستند، بيشتر از ديگران با مشكلات آدم‌هاي اطراف‌شان آشنا مي‌شوند و حرف‌هاي‌شان را مي‌شنوند. 

همراه هستيد؟

پيشرفت و بهبود وضعيت ديگران براي آدم‌هاي باهوش مهم است. كساني كه نمره بالايي در آزمون‌هاي هوش هيجاني مي‌گيرند، در سازمان‌ها هم براي بهبود و پيشرفت فعاليت‌هاي همكاران‌شان تلاش مي‌كنند و در جمع‌هاي خانوادگي و دوستانه هم به فكر ارتقای وضعيت اطرافيان‌شان هستند. آنها توانايي آدم‌هاي پيرامون‌شان رامي‌شناسند و مي‌توانند با درك نقاط قوت و ضعف آنها، در مسير رسيدن به اهداف‌شان آنها را ياري دهند. 

اين افراد بهترين فرصت براي رشد و توسعه را شناسايي مي‌كنند و مثل يك مربي و استاد توانا، اين فرصت‌ها را به اطرافيان‌شان معرفي كرده و براي دستيابي به شرايط بهتر آنها را ياري مي‌كنند. آنها با ديگران برخورد احترام‌آميزي دارند و گذشته از كمك كردن به افراد ديگر براي رسيدن به هدف‌هاي‌شان، خودشان هم از ديگران براي دستيابي به اهداف خود كمك مي‌گيرند. آنها محيطي را به وجود مي‌آورند كه زمينه رشد همه در آن فراهم باشد و در اين محيط از اهداف خود و فرصت‌هايي كه پيش روي‌شان هست هم غافل نمي‌شوند. 

ای‌کیو سان یا آيكيوسان؟


نتيجه‌گرا هستيد؟

اگر براي رسيدن به استاندارد‌هاي عالي تلاش مي‌كنيد و همه توان‌تان براي رسيدن به نتيجه به خرج مي‌دهيد، مي‌توانيد بگوييد كه اين معيار از هوش اجتماعي را داريد. آدم‌هايي كه اين ويژگي را دارند، هميشه براي خود چالش‌هايي را تعريف مي‌كنند و با توجه به ريسكي كه در مسير رسيدن به هدف پيش روي‌شان است، براي رسيدن به نتيجه تلاش مي‌كنند. آنها به انجام شدن بهتر كار فكر مي‌كنند و هميشه راه‌حل‌هاي خوبي براي رسيدن به اين منظور در ذهن دارند و گذشته از آن، هميشه به دنبال راهي براي بهبود دادن عملكردشان هم مي‌گردند. 

متعهديد؟

همسو شدن با اهداف گروه و سازمان از ديگر معيارهاي هوش هيجاني است. كساني كه اين شايستگي را دارند، به‌خاطر رسيدن سازمان به اهدافش فداكاري مي‌كنند و حتي گاهي از منافع شخصي‌شان مي‌گذرند. آنها هدفمند عمل مي‌كنند و پذيراي مسئوليت‌هاي بزرگ‌تر و انجام ماموريت‌هاي بالاتر هستند. اين افراد هنگام تصميم‌گيري، ارزش‌ها و اهداف گروه را در نظر مي‌گيرند و براي تحقق چنين اهدافي، بهترين فرصت‌ها را جست‌وجو مي‌كنند. 

كمتر كسي است كه در مورد تعهد خوليو ولاسكو، سرمربي سابق تيم ملي واليبال به تيمش شك داشته باشد. ولاسكوي آرژانتيني پس از آمدن به ايران مثل بازيكن‌هاي ايراني‌اش براي پيروزي تيم مي‌جنگد. 

خوشبين هستيد؟

ديدن نيمه پر ليوان از ويژگي‌هاي بارز آنهاست. چنين افرادي براي رسيدن به هدف‌شان پافشاري و سماجت به خرج مي‌دهند و حتي اگر مشكلي سد راه‌شان باشد، به جاي توقف كردن به برداشتن مانع‌ها فكر مي‌كنند. آنها حتي در شرايط سخت اميدشان را از دست نمي‌دهند و شرايط را به بهترين شكل مديريت مي‌كنند و در چنين شرايطي قابليت‌هاي‌شان را به نمايش مي‌گذارند. 

كساني كه هوش هيجاني بالايي دارند به پيشرفت ديگران اهميت مي‌دهند. از كاري‌هاي اوليه ولاسكو با شروع سرمربيگري‌اش در تيم ملي، جذب بازيكنان جوان‌تر مثل فرهاد قائمي بود كه مي‌توانستند آينده روشني داشته باشند. او براي پيشرفت كساني كه لايق بالاتر رفتن بودند، وقت و انرژي خرج می كند. 

واضح پيام مي‌فرستيد؟

شيوه ارسال پيام تاثير زيادي در در ك آن توسط‌گيرنده دارد. يك پيام درست را مي‌‌توان با انتخاب شيوه‌اي نادرست، ناقص منتقل كرد و از تاثيرگذاري‌اش كم كرد. اما آدم‌هاي باهوش مي‌توانند پيام‌شان را واضح و شفاف و همان‌طور كه هست منتقل كنند و به اين وسيله كج فهمي‌ها و سوءتفاهم‌ها را به حداقل برسانند. آنها شنونده‌هاي خوبي هستند و در ارتباطات‌شان در جست‌وجوي درك متقابل هستند و از اينكه اطلاعات‌شان را با ديگران شريك شوند، نمي‌ترسند. 

ولاسكو پيام‌هايش را واضح و شفاف مي‌فرستد؛ از پيام‌هايي كه ممكن است شنيدن‌شان براي برخي‌ها ناراحت‌كننده باشد تا جملات اميدبخش و آرامش‌آور، همه را آنقدر صريح و واضح بيان مي‌كند كه جايي براي كج‌فهمي و سوءتفاهم باقي نمي‌ماند. 

قدرت راهبري داريد؟

هميشه در يك گروه كسي كه بالاترين ميزان هوش هيجاني را دارد، رهبري را به دست مي‌گيرد. چنين افرادي مي‌توانند به اعضاي گروه روحيه دهند، آنها را راهنمايي كنند و مسئوليت سنگين هدايت كردن‌شان را بر عهده بگيرند.

 براي اين افراد فرقي نمي‌كند كه در يك گروه دوستي حضور داشته باشند يا در يك جمع شغلي. آنها در هر شرايطي قدرت رهبري كردن را دارند، مي‌توانند در مورد عملكرد گروه پاسخگو باشند و با انتخاب بهترين مسير‌ها هم آرامش اعضا را حفظ كنند و هم در تحقق اهداف بكوشند. آنها مي‌دانند كه گاهي براي رسيدن به هدف به تغيير نياز است و مي‌توانند موانع پيش رو را تشخيص دهند و براي حذف‌شان تلاش كنند. 

معيار آنها براي نيازسنجي، وضعيت موجود است و با توجه به آن وضعيت از توانايي‌هاي متفاوت همه اعضاي گروه براي تحقق اهداف استفاده مي‌كنند. 

تعهد ايجاد مي‌كنيد؟

گفتيم كه آدم‌هاي باهوش، به كارشان متعهد هستند، اما گذشته از اين، آنها مي‌توانند در ديگر افراد هم تعهد ايجاد كنند. آنها روابط موثري را با ديگران برقرار مي‌كنند و با در نظر گرفتن منافع دوطرفه و ايجاد تفاهم براي حفظ آن روابط مي‌كوشند. آنها ميان رفتارهاي دوستانه و كاري مرز مي‌كشند و از اين طريق براي حفظ روابط‌شان تلاش مي‌كنند. درسي كه آدم‌هاي باهوش به اطرافيانشان مي‌دهند، متعهد بودن و تلاش براي تحقق اهداف مشترك است. 

فردوسي‌پور همكاران فعال‌تر را به چشم رقيب‌هاي دردسرسازي كه بايد از گردونه خارج‌شان كرد، نگاه نمي‌كند. درست است كه از كمك‌هاي يك خبرنگار فعال مثل «محمدحسن ميثاقي» بهره‌مند است اما نبايد يادمان برود اين خبرنگار جوان در برنامه‌هاي فردوسي‌پور بود كه توانست قابليت‌هايش را به نمايش بگذارد. 

ای‌کیو سان یا آيكيوسان؟


شريك ديگران مي‌شويد؟

روحيه همكاري و مشاركت را نمي‌توان از اين آدم‌ها گرفت. آنها اهداف مشترك را شناسايي مي‌كنند و زماني كه با ديگران كار مي‌كنند، براي تحقق آن هدف‌ها مي‌كوشند. 

اين افراد توازن را در روابط‌شان برقرار مي‌كنند و با داشتن روحيه همكاري، در اطلاعات ديگران و منافع‌شان سهيم شده و خودشان هم چنين امتيازي را به ديگران مي‌دهند. براي آنها، گذشته ازهمه اين موارد اهداف جمعي اهميت زيادي دارد. آنها نه به اثبات توانايي‌هاي خود، بلكه به سودمندي تيم‌شان هم كمك مي‌كنند و براي تحقق آن، از كمك كردن به ديگران و همكاري با آنها در کارهای سخت فروگذار نمي‌كنند. 

عادل فردوسي‌پور روحيه كار جمعي دارد. درست است كه او برنامه‌ساز و مجري است اما كارش را تيمي حرفه‌اي و متعهد كامل مي‌كنند كه هر كدام با توجه به تخصص‌شان، بخشي از كار را برعهده گرفته‌اند. 

مرز‌ها را تفکیک می‌کنید

کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند، می‌توانند مرزهای کار را از دوستی تفکیک کنند و از این طریق، اجازه ندهند که روابط شخصی‌شان به کار آنها صدمه بزند و یا خصومت‌هایی که در زندگی خصوصی با یک فرد دارند، روی قضاوت حرفه‌ای آنها تاثیر بگذارد. برای این دسته از باهوش‌ها، کار کار است و دوستی دوستی و همین باور یکی از رموز موفقیت آنها تلقی می‌شود.

فردوسي‌پور مرز‌هاي دوستي از مرز‌هاي‌كاري‌را مي‌تواند به خوبي تفکیک كند. گرچه گاهي انتقادهاي او واكنش‌هاي خصمانه‌اي را از سوي علی دايي همراه داشته و به تحريم دوربين‌هاي 90 از سوي او منجر شده اما عادل تلاشش را براي جدا كردن مرزهاي كار و دوستي كرده است. 


تاریخ : یکشنبه 07 تیر 1394
بازدید : 225
نویسنده : sina95

 ترجمه راشین مختاری: آیا تمایل دارید سطح برآیند کارهایتان طوری ارتقا یابد که در زمان کمتر و البته با تلاش کمتر کارهای بیشتر و مهمتری انجام دهید؟ اغلب، هنگامی که درباره بهره وری برای قدم گذاشتن در راه کارآفرینی فکر می کنیم، موضوعاتی مانند تکنیک های مدیریت زمان، راه های سرعت بخشیدن به کار و افزایش انگیزه به ذهن مان می رسد اما این مطلب به تکنیک هایی بسیار فراتر از نکات گفته شده می پردازد.

در حالی که در مدتی کوتاه، اگرچه تکنیک های موقتی می تواند ما را در سرعت بخشیدن به کارها و نیز انجام کارها در زمان کوتاه تر کمک کند اما در درازمدت احتمالا موجب خستگی خواهد شد. ما دائما کارهای مختلف را با سرعت انجام خواهیم داداما مبدن ما نمی تواند دیگر این روند راادامه دهد زیرا ممکن است پس از مدتی، ذهن دچار خستگی شدید شود و در دوره ای به مدت شش ماه تا یک سال یا حتی بیشتر، روند رشد و حرکت را معکوس کند.

پس اگر بخواهیم به جای استفاده از تکنیک های سرعت بخش، مسیری دیگر انتخاب کنیم که به همان اندازه، بهره وری مان را افزایش می دهد، چه نکاتی اهمیت دارند؟ جواب این سوال در انگیزه اصلی، آرزو و محرک درونی و پیاده سازی مهمترین ابزارها در دنیای واقعی است.

یکی از مهمترین راه ها برای رسیدن به این حالت درونی، تاثیرگذاری بر حالتع روانی خودمان است که به افزایش بهره وری، بدون معایب روش افزایش سرعت، می انجامد. توجه داشته باشید که به جای توصیه به تمرکز بر بهره وری، چقدر روی محیط ایده آل تاکید خواهیم کرد. 

وقتی شما به جای تاکید بر بهره وری، برای رسیدن به آن، محیط ایده آل و مورد نیاز آن را برای ذهن خود آماده کنید، بهره وری خود به خود پدیدار می شود، پس با استفاده از این نکات می توانید شرایط ذهنی را ایجاد کنید که به افزایش بهره وری خواهد رسید.

از خودت تشکر کن


1- قبول کنید اکثر کارهای روزانه شما مهم نیستند


اگر نگاهی به 40 ساعت گذشته خود بیندازید، احتمالا 30 ساعت آن را مشغول کارهای برنامه ریزی نشده، غیرضروری یا حتی کاملا غیرسازنده بوده اید. البته این مسئله مختص به 40 ساعت گذشته نیست، بلکه مشکل هفته های متمادی زندگی شماست. اگر فکر می کنید زندگی شما اینگونه نیست، کارهای هر 15 دقیقه از 40 ساعت آینده خود را بنویسید. 

بعد از هر 15 دقیقه کارهای انجام شده خود را هم بنویسید. در پایان 40 ساعت، همه این نوشته ها را در کنار هم قرار دهید. حتی اگر حالا اعتقاد داشته باشید که 80 درصد کارهای شما سازنده است، آن وقت از حجم کارهای غیرسازنده خود شگفت زده خواهید شد. احتمالا به این نتیجه خواهید رسید برای بهره وری بیشتر چندان مهم نیست کار جدیدی انجام دهید، بلکه ابتدا باید کارهای اضافی را از فعالیت های خود حذف کنید. اگر موارد غیرضروری را حذف کنید و این 40 ساعت را به 10 ساعت مفید تبدیل کنید، آن گاه می توانید اندکی از کارهای دیگر را به فهرست خود اضافه کنید.

برای مثال اگر پس از کاهش 40 ساعت کارهای غیرضروری به 10 ساعت فعالیت سازنده، 10 ساعت فعالیت سازنده دیگر به آن اضافه کنید، در نیمی از زمان، با نیمی از استرس و با کاهش ریسک خستگی و مضرات دیگر، دو برابر گذشته فعالیت مفید انجام می دهید.

2- پاداش گرفتن را عقب نیندازید


اگر کار خوبی انجام دادید، بلافاصله پس از آن به خودتان پاداش دهید. این کار به مغز شما می آموزد که پاداش داده شده به خاطر انجام به موقع، صحیح و با رعایت اولویت بوده است.

اگر دائما این کار را انجام دهید، انگیزه بیشتری برای انجام کارهای ضروری و نیز کارهای مورد نیاز هر روز خواهید داشت. حتی ممکن است پس از آن، ترک کارهای کم اهمیت تر برای شما راحت تر باشدو خودشان به کناری بروند.

3- به خودتان بابت تکمیل کارها تبریک بگویید


ذهن شما هنگامی که مورد تقدیر قرار می گیرد، ناخودآگاه بهتر کار می کند. البته تنها راهی که می توان با آن به ذهن تلقین کرد که مورد تقدیر قرار گرفته است، فقط تقدیر کردن از آن است.

یک بار در روز، به مدت یک ماه این کار را تکرار کنید. احتمالا از تاثیر آن در زلال شدن افکارتان شگفتزده خواهید شد. زلالی افکار هم باعث افزایش بهره وری خواهد شد.

4- بر آنچه می توانید انجام دهید، تمرکز کنید


این مسئله، نقطه ای کلیدی در بهره وری است. تنها بر چیزی تمرکز کنید که به خوبی از پس آن برمی آیید و کاری را انجام دهید که در آن تبحر دارید. کارها را اولویت بندی کنید. ممکن است بفهمید کارهایی که در آن تبحر ندارید، خودشان به آسانی حل می شوند یا اینکه وقتی کارهای دیگر را انجام دادید و تنها چند قدم به پایان کار مانده بود، برداشتن چند گام باقی مانده و رسیدن به هدف، این انگیزه را به شما بدهد که سریع تر کارها را انجام دهید.

وقتی روی بخش هایی تمرکز کنید که در آن تبحر ندارید، با وجود اینکه ممکن است بخش کوچکی از کار شما باشند، احساس بزرگنمایی مشکل به شما منتقل می شود و انگیزه تان برای انجام کار را از بین می برد. اگر پیش از تمرکز بر ضعف های خود، بخش زیادی از کار را انجام دهید، به پایان رساندن بخش های باقی مانده آن راحت تر و سریع تر خواهد بود.

5- به این فکر کنید که کارتان چه فایده ای دارد


اگر بر این نکته تمرکز کنید که کارتان چگونه به دیگران کمک می کند، ذهن شما دلایل بیشتری برای اتمام آن در اختیار خواهد داشت. مغز ما کارهای بی هدف را دوست ندارد، بنابراین اگر کار شما کمک به دیگری باشد، به شکل گیری آن هدف می دهد و ذهن شما را به سمت کامل کردن کار می کشاند.

از خودت تشکر کن


6- کمال گرا ناشید


تا به حال شده که 90 درصد یک پروژه را 10 ساعته انجام دهید و برای تکمیل 10 درصد باقیمانده آن 20 ساعت دیگر وقت نیاز داشته باشید؟ آیا انجام تنها 10 درصد کار به این همه وقتی که باید برای آن بگذارید، می ارزد؟ یا اینکه می توانید دستی به سر و روی آن بکشید،در دقایق پایانی رنگ و لعابی به آن بدهید و به جای 20 ساعت، تنها در یک ساعت پروژه را کامل کنید؟

باید تصمیم درست بگیرید. اگر یک جراح قلب یا یک تعمیرکار هستید، احتمالا باید تا پایان کار پیش بروید اما اگر در حال نوشتن مقاله، کتاب، درس دادن یا بسیاری از کارهای دیگر هستید، وقتی 90 درصد کار تکمیل شد، ممکن است ارزشش برابر با همان 99 درصد باشد؛ بنابراین یک درصد باقیمانده را هم انجام دهید و فقط 91 درصد بهترین کار خود را درست کنید و کمال گرایی را کنار بگذارید.

* همه این نکات را به هم پیوند دهید

- کدام یک از این نکات برای شما جذاب تر است؟

- کدام یک از آنها می تواند بیشترین افزایش را در نتایج حاصل از کار شما در پی داشته باشد؟

- سریع ترین نکته کدام است؟ آن نکته را پیش از بقیه انجام دهید. هفته بعد، نکته بعدی را اضافه کنید. تا شش هفته این کار را انجام دهید، خواهید دید که بهره وری روزانه شما، بدون هیچ تلاش بیشتری و حتی شاید با تلاش کمتری دو برابر خواهد شد.

چند نکته همیشگی برای موفق بودن


* گاهی اوقات موفقیت، تنها در غلبه شما بر ترس و ریسک پذیری خلاصه می شود. اگر از ریسک کردن بپرهیزید، هرگز قابلیت های خود را کشف نخواهید کرد. هرگز از شکست نهراسید زیرا نترسیدن از شکست، یکی از مهمترین مهارت ها برای موفقیت است.

* یک روال و سبک سالم برای زندگی تان در پیش بگیرید؛ به طور مرتب ورزش کنید، خوب غذا بخورید، زیاد بخندید، با آرامش به خواب بروید و نگرانی ها را از خود دور کنید.

* گاهی اوقات نیاز است واقعا نگرانی هایی را که در مورد اتفاقاتی که خارج از کنترل ماست، کنار بگذاریم.

* به دنبال فرصت ها و راه های چاره برای موقعیت هایی باشید که دیگران در مواجهه با آن تسلیم می شوند.

* مسئولیت کامل اعمال و رفتار خود را برعهده بگیرید.

* سعی کنید به جای رفتار منفعلانه، رفتاری فعالانه داشته باشید.

* در مورد خودتان و اعمال تان اطمینان داشته باشید.

* ظاهر و لباس شما، تعیین کننده ارزش شما نیست.

* یاد بگیرید برابر سختی ها مقاومت کنید.

* جسارت این را داشته باشید که به دنبال ندای قلب خود بروید، نه دیگران.

* زندگی را جدی نگیرید و یاد بگیرید که از آن درست لذت ببرید.

* شکست های خود را توجیه نکنید.


تاریخ : یکشنبه 07 تیر 1394
بازدید : 177
نویسنده : sina95

 یا تا به حال دوستان و اطرافیان‌تان به شما گفته‌اند که همیشه دوست دارید، نیمه خالی لیوان را ببینید؟ اگر دچار این حالت هستید برای پشت سر گذاشتن دوران ناامیدی و بدبینی و رسیدن به مرحله خوش بینی می‌توانید روش دکتر «میشل موزلی» را امتحان کنید و برنامه او را برای خوش‌بین شدن اجرا کنید.

این روزنامه‌نگار بخش سلامت و مجری تلویزیونی، مغزش را به مدت هفت هفته تحت تمرین‌های شدید قرار داد. موزلی که از بی‌خوابی طی 20 سال گذشته شکایت می‌کرد و دوست داشت خوشبخت‌تر شود، تست خوش‌بینی را نزد پرفسور الن فاکس روان شناس و عصب‌شناس، دانشگاه «اسکس» انگلستان پشت سر گذاشت.

در ابتدا محققان لابراتوار دریافتند، سمت راست مغز دکتر موزلی هم مثل تمام افراد بدبین و نگران فعال‌تر است. نیمکره راست این روزنامه‌نگار سه برابر بیشتر از نیمکره چپ او فعال بود و محققان برای تغییر شیوه عملکرد مغزی او و تأکید بر شکل تفکر، دو تمرین کاملاً ویژه برایش در نظر گرفتند. نخستین تمرین این بود که او هر روز باید تمرین‌های مدیتیشن انجام می‌داد. در تمرین دوم، دکتر موزلی باید با بیشترین سرعت ممکن روی تصاویر خندان یک مجموعه از تصاویر پرتره که از جلوی چشمش رد می‌شدند، کلیک می‌کرد.

با گذشت هفت هفته از زمان شروع تمرین ها، تحولات ذهنی و روانی دکتر موزلی به جریان افتاد. نتایج تمرین‌ها نشان می‌داد،دکتر موزلی توانست شب‌ها راحت بخوابد و بیشتر احساس خوشبختی کند. گواه این تغییر ذهنی هم فعالیت دو نیمکره مغز اوست که بنابر آخرین مشاهدات متعادل‌تر از پیش شدند.


تاریخ : یکشنبه 07 تیر 1394
بازدید : 132
نویسنده : sina95

 نشانه 10


نامزد يا همسر قبلي خود را فراموش كرده ايد معمولا" بعد از برهم خوردن يك رابطه تا زماني طولاني طرفين به يكديگر فكر مي كنند و اغلب به اين مي انديشند كه آيا راه درستي را انتخاب نموده اند يا خير. بسته به مدت زمان با هم بودن اين شك و ترديدها بيشتر نمايان ميشوند.

از زماني كه او را ديده ايد، ديگر فكر برگشت به نامزد پيشين خود را به سر راه نميدهيد و تمايلي به برقراري رابطه مـجدد نـداريد. فكر كنيد، نامزد قبلي شما ديگر مانند گذشته برايتان جالب نيست.

نشانه 9

نمي توانيد به او فكر نكنيد فكر شما سـراسـر از يـاد و انـديـشـه او اسـت. بـي دليـل به فـكر شـما مـي آيد و از خود ميپرسيد كه آيا به اندازه نصف اندازه اي كه به او فكر ميكنيد، او به شما فكر ميكند؟ در شگفتيد كه در ذهن او چه ميگذرد يا حتي فكر تماس گرفتن با او به سرتان ميزند ( اما بدليل ترس از نپذيرفتن او از اين كار خودداري ميكنيد.)

اما وضعيت وخيم تر مي شود. با دوسـتان خـود بيرون ميرويد و به چيزي در ويترين مغازه نگاه مي كنيد و به اين مي انديشيـد كه او تـا چه اندازه به آن شيء بخصوص علاقه مند است .

اگر او آخرين چيزي است كه پيش از خواب به فكر شما مي آيد و اوليـن چيـزي اسـت كه بعد از بيدار شدن به ذهن شـما خطور مي كند - و حتي چندين بار روياي او را ديده ايد، ديگر لازم نيست ادامه اين مقاله را بخوانيد تا بفهميد عاشق شده ايد يا نه ( البته براي اطمينان بيشتر ادامه دهيد.)

نشانه 8

براي او اهميت قائليد اگر عاشق كسي باشيد، دوست داريد هـمـه چـيز درمورد او بدانيد: اينكه او كيست؟ به چي فكر ميكند و چه چيز او را مي خنداند. به او و احساساتش واقعا" اهميت ميدهيد.

اگر بفردي علاقه حقيقي داشته باشيد،اگر او روز بدي داشته باشد و يا بخاطرموضوعي ناراحت باشد، شما نيز غمگين و پريشان ميشويد.

نشانه 7

شخصيت و خصوصياتش براي شما فريبنده و دلربا است حركات او هنگام غذا خوردن، قدم زدن، صحبت كردن و همچنين عادتهايش در انجام كارهابراي شما شادماني فراواني به دنبال خواهد داشت.

او چيزهايي مي گويد كه باعث تمايزش با ديگران مي شود، و شما اين را دوست داريد. علتش را نمي دانيد ولـي دانـسـتـنـش نـيـز بـرايـتان اهـميتي ندارد. شما او را به همين صورتي كه هست دوست داريد.

نشانه 6

ارتباط تنگاتنگي با او داريد شما نمي توانيد عاشق كسي باشيد كه با او هيچ تناسخي نداشته باشيد. اگر شمـا و او در يك طول موج قرار داشته، و عقايد مشابهي داريد،اين يك نشانه محكم محسوب ميگردد. هم فكر بودن در مسائل گوناگون، گرفتن تصميمات مشابه و يكسان حاكي از آن است كه ميتوانيد عاشق او باشيد.

نشانه 5

افراد ديگر، زياد به چشمتان نمي آيند با اينكه ممكن است نتوانيد از براندازكردن يك زن (يا مرد) زيبا كه از كنار شما رد ميشود صرفه نظر كنيد، هنگاميكه عاشق باشيد، ديگر رادار شما براي رد يابي ديگران خوب كار نكرده و بقيه در مقايسه با فرد مورد علاقه شما جالب نخواهند بود. به علاوه مانند قبل تمايلي به گپ زدن با جنس مخالف نخواهيد داشت.

به تدريج احساس خواهيد كرد كه او تنها فرد مورد توجه شما در يك جمع است و كسي است كه به دنبالش بوده ايد.

نشانه 4

عاشق وقت گذراندن با او هستيد اين مسئله اي واضح ولي در عين حال با اهميت است. شما به دنبال ديــدن او هستيد و مهم نيست كه هر دوي شما چه كار خواهيد كرد. اخيرا" قـدم زدن بـا او، زيـبا ترين راه گذراندن يك بعد از ظهر است. به علاوه وقتي كه از او دوريد، آرزو مي كنيد كه پيش شما بود.

نشانه 3

مطابق با ميل او رفتار ميكنيد سعي مي نماييـد با اينكه برخي از كارها مثل رفتن به كتابخانه يا نمايـشگاه براي شما خوشايند نـيسـت، ولـي بـخاطـر خـواسـتـه او بدون جبهه گيري و مخالـفـت به انجام آنها ميپردازيد. متوجه خواهيد شـد كه خـود را با اميال و برنـامه هاي او وفــق داده و در موارد گوناگون همراهيش مي كنيد.

نشانه 2

اولويتهاي ديگر، عقب نشيني ميكنند شما عادت كرديد ظهر ها به باشگاه ورزشي برويـد، امـا اگـر او بـراي نـهار وقـت داشـت، ترجيح ميدهيد با هم به رستوران برويد. شما ديـگر مـانند گذشته آن آدم سخت كوشي نيستيد كه كارهاي ناتمام خود را آخر هـفـتـه ها با خودش بـه خـانه مـي آورد تـا آنـها را انجام دهد بجايش ترجيح ميدهيد آخر هفته خود را با او بگذرانيد.

ليست كارهاي روزانه كه هميشه اصرار در انجام دادن آنها داشتيد، اكنون به علت با او بودن ديگر رونقي ندارد و توجهي به آن نمي شود.

نشانه 1

شما به آينده اي فكر ميكنيد كه او نيز جزئي از آن است در ذهنتان با او آينده اي نامحدود داريد. اين آينده فقط محدود به آخر اين هفته نيمشود بلكه ساليان سال ادامه خواهد يافت. وقتي براي سفر بعدي خود برنامه ريزي ميكنيد، به اين فكر ميكنيد كه براي ماه عسل با او خواهيد بود. هنگاميكه براي سه ماه بعد به يك جشن عروسي دعوت ميشود، با اينكه سه ماه مانده، از اكنون از او مي خواهيد كه همراه شما در آن مراسم شركت كند.مردمان


تاریخ : یکشنبه 07 تیر 1394
بازدید : 142
نویسنده : sina95

 عشق که ممکن است بر گرفته از سه حرف اول "علاقه شدید قلبی " باشد ،احساسی قوی ،بسیار لذت بخش و هیجان انگیز است .در عین حال تلاطم‌ها و نوسانات و دردسرهای بسیاری نیز به دنبال دارد که آخر کار باهم برابر می‌شوند.

 اگر چه یک ساعت با معشوق به سر بردن از لحاظ نشاط و لذتی که ایجاد می‌کند با ساعت‌ها مسافرت در بهترین محل‌های دنیا برابری می‌کند،اما آزار و اذیت‌هایی هم دارد که به عمق لذت و شادی‌اش ،انسان را می‌رنجاند و غمگین می‌کند .گاهی غم و شادی،و رنج و لذتش با هم توأم نیست به این شکل که ابتدا فقط لذت و شادی است و پس از گذشت زمانی نوبت به رنج و دردش می‌رسد. به هر حال عشق در یک جایی و در یک مقطعی باعاشق تصفیه حساب می‌کند .

 عشق به دلیل آنکه تمام فکر و قلب عاشق را تسخیر می‌کند، توقعات و انتظارات او را نیز از معشوق زیاد می‌کند . تمام آرزوی عاشق این است که دلبرش نیز او را همچون وی، بی نهایت دوست داشته باشد و هر لحظه و هر جایی به یاد او باشد، و لذتی جز با او بودن را طلب نکند .لذا عاشق بدون اینکه بخواهد ،خیلی زود تبدیل به یک آدم خودخواه می‌شود و محبوبش را می‌آزارد. او خود را ملزم به فداکاری برای محبوب می‌داند و متقابلاً از محبوبش توقع توجه و قدر شناسی پیدا می‌کند و از آنجا که فداکاری‌ها و مراقبت‌هایش محدود نیستند ،پس توقعات او نیز محدود نخواهند بود .


عشق احساسی افراطی و سوزنده است و شهوت را تحریک می‌کند. عشق  عاشق را در حضور محبوب به تکلف می‌اندازد و او را مجبور به رعایت بیشتر مسائل اخلاقی در محضر یار می‌کند. عشق ،عاشق را سخت گیر و تند خو می‌کند.کم‌ترین خطای محبوب که نشانی از بی مهری داشته باشند ،از نظر عاشق نابخشودنی است .روح و جان عاشق ممکن است با یک کلمه محبوب ،دچار طوفانی سهمگین شود و او را به شدت بیازارد . بنابراین توقع خویشتن داری از او مشکل است . لذا خیلی زود کار به تنگنا می‌کشد .

اما دوست داشتن هر چند به اندازه عشق  ،فرح انگیز و لذت بخش نیست ،بسیار منطقی‌تر و آرامش بخش است.

آرامش حالتی است که با عشق قهر است .عاشق به هر چه برسد به آرامش نمی‌رسد .شاید دلیلش این است که عشق مخصوص خداست و تنها کسی که می‌تواند پاسخی شایسته به عشق بدهد و آخرالامر، عاشق را با نامردی در فراق تنها نگذارد ،خداست.


بزرگی در قیاس عشق و دوست داشتن می‌گوید:

 "عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت .عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف می‌شود، اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است، دنیایش دنیای دیگری است.


آرامش حالتی است که با عشق قهر است .عاشق به هر چه برسد به آرامش نمی‌رسد .شاید دلیلش این است که عشق مخصوص خداست و تنها کسی که می‌تواند پاسخی شایسته به عشق بدهد و آخرالامر، عاشق را با نامردی در فراق تنها نگذارد ،خداست .و تنها خداست که شایستگی عشق بی قید و شرط را دارد . به همین دلیل است که تنها، عشق روحانی و معنوی ،می‌تواند انسان را به آرامش برساند.

بندگان خدا همواره گرفتار معایب و احتیاجاتی هستند که چون خوب تحت نظر قرار گیرند ،برجسته شده ،بسیار زننده و ناخوشایند جلوه می‌کنند. یکی از خصوصیات عاشق این است که محبوبش را زیر ذره بین می‌برد،و به کوچک‌ترین و طبیعی‌ترین رفتارهایش توجه می‌کند،لذا با درک معایبش از او دل‌زده می‌شود و به دوگانگی در احساسات دچار می‌شود .در چنین حالاتی است که یک شخص، عشق و نفرت را نسبت به یک نفر تواما احساس می‌کند.

عشق ،چندان ارتباطی با محاسن محبوب ندارد .ناگهانی ایجاد می‌شود و دیوانه‌وار اوج می‌گیرد، اما دوست داشتن به تدریج ،و در اثر درک خوبی‌های طرف مقابل ،و به صورت واکنشی در برابر فداکاری‌های او ایجاد می‌شود. لذا روی دوست داشتن می‌توان حساب کرد اما روی عشق نه !

دوست داشتن فرمول دارد .اگر به آن عمل کنی قطعاً به جواب می‌رسی . خوبی ،احسان و فداکاری ،احساس دوست داشتن را به وجود می‌آورد . از حضرت علی علیه‌السلام نقل شده است که : الانسان عبید الاحسان انسان بنده کسی است که به او احسان می‌کند . و بالاحسان تملک القلوب:با احسان مالک قلب‌ها شوید.(غررالحکم)

 اما عشق از هیچ قانون شناخته شده‌ای تبعیت نمی‌کند .شاید عقده‌های روحی ،نیازهای برآورده نشده ،شناخته‌ای غلط ،احساسات کاذب و ...شخصی را در مورد دیگری به اشتباه می‌اندازد و او را تبدیل به یک اسطوره می‌کند. مثلاً کسی که جویای همسر مناسبی است ،ممکن است با یافتن شخصی که از نظر ظاهری ایده آل اوست ،احساس عشق را تجربه کند .این عشق ،حسی وهمی است که در اثر نیاز و فشار غریزه به وجود آمده است .لذا به اندازه اوج همان نیاز نیز قدرتمند می‌شود.


تاریخ : یکشنبه 07 تیر 1394
بازدید : 172
نویسنده : sina95

 

باهوش بودن

با کسی که از شما باهوش‌تر است وقت بگذرانید

 

هوش قابل‌ رشد است و کارهای زیادی برای تقویت آن می‌توانید انجام دهید.

برای باهوش بودن به سه چیز نیاز دارید:
۱. آموزش دیدن برای فرایندهای فکری
۲. داشتن اطلاعات زیاد
۳. تمرکز کردن بر یک مشکل یا ایده

بعنوان مثال، توماس ادیسون به این دلیل می‌توانست روی لامپ برق فکر کند که:
۱. برای اینکه یک متفکر منطقی باشد آموزش دیده بود
۲. درمورد مهندسی برق چیزهای زیادی می‌دانست
۳. روی حل یک مشکل تمرکز کرده بود

در زیر به اقدامات کوچکی اشاره می‌کنیم که اگر به صورت روزانه انجامشان دهید می‌توانید بسیار باهوش‌تر باشید.
۱. تا ۳۰ دقیقه بعد از بیدار شدن از خواب، ۲ لیوان آب بنوشید.
بدن شما بخاطر ساعت‌های متمادی خواب بودن، ۹-۶ ساعت است که آبی دریافت نکرده است. آب برای تصفیه موادزائد و توازن مایعات بدن ضروری است. نوشیدن دو لیوان بزرگ آب در ابتدای صبح، کمبود آب بدنتان را جبران خواهد کرد. تحقیقی که روی کودکان انجام گرفته بود نشان داده است که نوشیدن آب بعد از برخاستن از خواب، قدرت ذهن آنها را برای انجام تکالیف فکری بالاتر برده است.

۲. در زمان صبحانه خلاصه یک کتاب را بخوانید.
کتاب‌ خواندن کاری فوق‌العاده است اما زمان صبحانه به چیزی بسیار کوتاهتر نیاز دارد. به جای خواندن مقالات جدیدی که تاثیر چندانی بر زندگی و هوش شما ندارند، خلاصه کتاب‌های پرفروش جهان را مطالعه کنید.

۳. در فاصله بین خانه تا محل‌کار به یک کتاب صوتی گوش دهید.
حتی اگر از خانه تا محل‌کارتان ۱۰ دقیقه طول بکشد، باز هم می‌توانید چند کتاب صوتی روی حافظه گوشی‌ همراهتان بریزید و در این مسیرهای رفت‌وآمد به آن گوش دهید.

۴. در حین کار کردن چای سبز بنوشید.
برخلاف کافئین که باعث مضطرب شدن بسیاری از افراد می‌شود، چای سبز حاوی ال-تیانین است. این آمینواسید موجب افزایش امواج آلفای مغز می‌شود:

تقویت هوش

در عمل این یعنی برخلاف قهوه که اضطراب را در افراد تحریک می‌کند، چای سبز مرغوب تمرکزی توام با آرامش البته بدون حس خواب‌آلودگی در فرد ایجاد می‌کند. به همین دلیل است که ال-تیانین را به صورت مکمل هم برای ریلکسیشن و تقویت سلامت قلبی-عروقی عرضه می‌کنند.

۵. در طول روز چرت کوتاهی داشته باشید.
چرت کوتاه به مغزتان کمک می‌کند سرحال شود. ثابت شده است که یک چرت کوتاه در حین یادگیری سرعت یادگیری را بالا می‌برد. ذهن شما ریتمی دارد که مشخص می‌کند چه زمان خواب‌آلود است و چه زمان به خواب نیاز دارد.

برای باهوش بودن

همانطور که می‌بینید بیشتر افراد وسط روز خواب‌آلودتر می‌شوند. این بهترین زمان برای یک چرت کوتاه است تا هوشیاری و کارایی برای باقی روز به شما برگردد.

۶. در طول روز قند و شکر مصرف نکنید.
درواقع اگر بتوانید مصرف آن را به طور کل قطع کنید، بهتر است. اما اگر نمی‌توانید، سعی کنید در زمان‌هایی که به تمرکز نیاز دارید از قندیجات استفاده نکنید. بالا و سپس پایین آوردن‌‌های قند برای عملکرد هوشمندانه مغز خوب نیست. چیزی که خیلی خوب برای آن موثر است اسیدهای چرب می‌باشد. سعی کنید قندیجات را با با چیزی مثل ماهی یا تخم‌مرغ جایگزین کنید.

 

۷. فقط چند بار در روز به وبسایت‌های اجتماعی سر بزنید.
مغز به اطلاعاتی که به آن عرضه می‌کنید عادت می‌کند. اگر آن را با اطلاعات سریع و غیرمحرک بمباران کنید، تمرکزتان از بین می‌رود. سعی کنید با ارائه اطلاعات محرک به مغزتان، عملکرد آن را بالا ببرید. اگر واقعاً دوست دارید به شبکه‌های اجتماعی سر بزنید، برای خودتان وقت گذاشته و بیشتر از یک زمان مشخص در آن سپری نکنید.

۸. به جای تماشای سریال و فیلم، بازی کنید.
تماشای تلویزیون فعالیتی منفعل است. مغز شما اطلاعات را دریافت کرده اما آنها را پردازش نمی‌کند. اینکار را با بازی کردن جایگزین کنید. در یک تحقیق که در سال ۲۰۱۴ انجام گرفت مشخص شد که حتی یک بازی ساده مثل سوپرماریو تاثیری قابل‌توجه بر انعطاف‌پذیری مغز دارد. یک تحقیق دیگر این این یافته‌ها را تایید کرده است.

۹. به جای تماشای تلویزیون، کتاب بخوانید.
درست مثل بازی کردن، بهتر است که موقع تماشای تلویزیون کتاب بخوانید زیرا فعالیت بهتری برای مغزتان است. کتاب خواندن باعث می‌شود مغزتان تصاویری ذهنی از چیزی که می‌خوانید بسازد.

۱۰. کمی برنامه‌ریزی کامپیوتری انجام دهید.
برنامه‌ریزی کامپیوتری روشی عالی برای تفکر منطقی است. یادگیری کدنویسی شاید سخت باشد اما وبسایت‌هایی هستند که این کار را به صورت رایگان آموزش می‌دهند. می‌تواند برایتان مثل حل کردن پازل باشد.

۱۱. موقع آشپزی اخبار و برنامه‌های علمی تماشا کنید.
زمان درست کردن شام، وقت خوبی است که از پیشرفت‌های جدید تکنولوژی، آموزش و طراحی و همچنین اخبار روز آگاه شوید و اطلاعات عمومی‌تان را بالا ببرید.

۱۲. در طول روز چند حرکت ساده ورزشی انجام دهید.
جسم و ذهن ارتباطی قوی با هم دارند. تناسب جسمی به عملکرد بهتر مغز کمک می‌کند. البته لازم نیست که هر روز به باشگاه ورزشی بروید تا بتوانید از فواید آن بهره‌مند شوید (که البته اگر بروید بهتر است). انجام چند حرکت ورزشی پایه در خانه یا راه رفتن یا پله‌نوردی هم تاثیری عالی روی شما خواهد داشت. سعی کنید هر جند ساعت یکبار یک حرکت فیزیکی حتی بلند شدن از جایتان و کشیدن بدنتان انجام دهید.

۱۳. با کسی که از شما باهوش‌تر است وقت بگذرانید.
عادت‌ها مسری هستند. این یک واقعیت علمی است که مثلاً چاقی از طریق ارتباطات اجتماعی پخش می‌شود. عادت‌ها و الگوهای فکری کسانی که با آنها وقت می‌گذرانید به شما منتقل می‌شود. خودتان را در معرض کسانی قرار دهید که از شما باهوش‌ترند تا بتوانید از آنها فایده ببرید.

۱۴. با کسانی حرف بزنید که مخالف شما هستند.
با کسانیکه با شما مخالفند، بحث دوستانه کنید. اینکار کمکتان می‌کند تا:
- نظرتان را اثبات ‌کنید
- متقاعد شوید که اشتباه می‌کنید
در هر دو حالت، شما برنده هستید. در اولین حالت، شما با بحث منطقی فرد مقابل را متقاعد می‌کنید و در حالت دوم منطق اشتباهی که قبلاً داشتید، اصلاح می‌شود.

۱۵. برای پیاده‌روی به طبیعت بروید.
قدم زدن در طبیعت فواید مختلفی دارد:
- بخاطر وجود درخت‌های بیشتر، اکسیژن بیشتری در این مناطق وجود دارد
- ذهن انسان در طبیعت آرامش بیشتری دارد
- قدم زدن به گردش خون شما کمک می‌کند
قدم زدن در پارک در زمان ناهار می تواند کمکتان کند بقیه روزتان را هوشمندانه‌تر سپری کنید.

۱۶. همیشه یک دفترچه یادداشت همراه داشته باشید.
افراد باهوشی مثل لئوناردو داوینچی همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خود دارند. آنها از این دفترچه برای یادداشت کردن ایده‌ها، طرح‌ها و سوالاتی که به ذهنشان می‌رسد استفاده می‌کنند. شما هم یک دفترچه همراه خود داشته باشید تا هر چیز جالبی که به ذهنتان رسید را یادداشت کنید. این کار به شما کمک می‌کند کنجکاوی‌ و تفکر منطقی را در خودتان پرورش دهید.

۱۷. ده دقیقه در آخر روزتان را به برنامه‌ریزی برای روز بعد اختصاص دهید.
با برنامه‌ریزی کردن از یک روز قبل، روزتان را با یک برنامه شروع خواهید کرد. اینکار کمکتان می‌کند بسیار کارآمدتر عمل کنید. خیلی‌ها همه روز مشغله دارند اما درواقعیت کارایی چندانی ندارند. یک بخش مهم از باهوش بودن این است که بدانید کار هوشمندانه مهم‌تر و موثرتر از کار زیاد است.
منبع:سلامت نیوز


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید