عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
بازدید : 178
نویسنده : sina95

 موفقیت در زندگی


درس مهم زندگی که همه باید بدانند،نویسنده این مقاله خودش به تازگی ۳۰ ساله شده است. نکته دیگر اینکه برای یک رسانه اقتصادی می نویسد و بالطبع خودش و خوانندگانش، بخش جدی و مهمی از 1 30 years of Ally Capellino at The Wapping Projectافکارشان در باره بهترین و مقتصد ترین شیوه های زندگی است. شگرد دیگرش برای دست یافتن به توصیه های کمابیش واقعبینانه این بوده است که نکته هایی که بر شمرده، ترکیبی است از ۶۰۰ ایمیل که خوانندگان مجله برایش فرستاده اند.

حاصل اینکار، 7 درسی شده است که هر فردی باید پیش از 30 سالگی یاد بگیرد.

۱- به خودتان بیشتر توجه کنید.

اگر در ۳۰ سالگی به خودتان احترام نگذارید و قدر خودتان را ندانید یادگیری آن سخت تر خواهد شد. مهم ترین و مطمئن ترین هدیه به خودتان درک این حقیقت است که زندگی همین بودنِ خودتان و وجود خودتان است. خودتان را در آغوش بگیرید.

۲ – برای ریسک کردن دیر نشده است


۳۰ سالگی با آرامی ولی با سرعت زیاد از شما عبور خواهد کرد. همه توقع دارند که آدم بالغ و عاقلی هستید و می دانید چه هستید و چه می خواهید ولی به توقعات دیگران گوش ندهید. اگر از شغل و تخصص و موقعیت خود راضی نیستید هنوز شانس تغییر وجود دارد و جسارت به خرج دهید.

 در آینده، بیشترین افسوس از کارهایی است که در این دهه از زندگی تان انجام نداده اید.

۳ – با آدم هایی که رفتار خوبی با شما ندارند نگردید

یاد بگیرید به آدم هایی که با آنها راحت نیستید «نه» بگویید. به عادت ها، رفت و آمدها، سلیقه و انتخاب های تان چهارچوب دهید. بگذارید هم خودتان و هم دیگران بفهمند که مرام و خصلت های مشخصی دارید. باید بدانند یک برج و باروی مشخص دورتان کشیده شده است. حریم شخصیتی دارید که هم به دیگران احترام می گذارد و هم خواهان احترام متقابل است.

دست از عشق های نیم بند، دوستان و شغل های الکی بردارید. بین خودخواه بودن و به فکر منافع خودتان بودن فرق بگذارید. شما  تنها کسی هستید که همیشه به فکر شما است.

در ۳۰ سالگی پیدا کردن رابطهِ خوب سخت تر می شود ولی هنوز فرصت آشنایی و دوستی با آدم هایی همسو و همراه زیاد است. اگر یافتید قدرشان را بدانید.

 شاهد اتفاقات و تغییرات بزرگ در ۳۰ سالگی تان برای خود و دیگران بویژه والدین تان خواهید بود.

۴ – یاد می گیرید با دنیا بده بستان داشته باشید

پی می برید همه چیز را همزمان نمی توانید داشته باشید. تمرکزتان را روی چند کار و خواسته اساسی قرار دهید. در ضمن می فهمید که برای به دست اوردن یک چیز، حتما یک چیز دیگر را از دست خواهید داد. دست از اینکه مردم چه فکری می کنند بردارید.

۵ – از همین حالابه فکر سلامت تان باشید

یادتان باشد که ذهن ما آدمها دوست دارد همیشه ۱۰ الی ۱۵ سال جوانتر خودش را ببیند. اما بدن ما کار خودش، مسیر خودش و پیر شدن خودش را بدون وقفه انجام می دهد. ورزش و غذای سالم هیچوقت مضر نیست.

۶ – برای خانواده و فامیل وقت و عاطفه بگذارید

البته اگر به فکر داشتن خانواده خودتان هستید بدانید که وقت خوبی است. ازدواج و بچه دار شدن بزرگترین تصمیماتی است که در این دههِ زندگی خواهید گرفت.

به ندای درون خودتان در این زمینه بیشتر گوش دهید چون همین درخواست درونی در آینده گریبان شما را خواهد گرفت. هر حس قوی که خودتان دارید مهم است و از عواقب آن و پیامدهایش نترسید.

۷ – پس انداز برای دوران بازنشستگی را شروع کنید.

برای این کار چاره ایی ندارید که از هرج و مرج زندگی جوانانه ( ۲۰ سالگی) فاصله بگیرید، بدهکاری های تان را تسویه حساب کنید و حتما بلافاصله یک وجه مشخص برای روز مبادا تهیه کنید. مطمئن باشید که زندگی بسیاری از انسانها با  نداشتن پس انداز روز مبادا خراب شده است. بخش کوچکی از درآمدتان را هر طور شده پس انداز کنید.

لاپلاس


تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
بازدید : 198
نویسنده : sina95

 زندگی خوب

بسیاری از محققان معتقدند که با استفاده از شش عادت زیر، ما این قدرت را داریم که خوشحال باشیم. یک خوشحالی واقعی!

  شما این قدرت را دارید که امروز واقعا شاد باشید. این گفته‌ی گروه بسیاری از پژوهشگران، روانشناسان و مربیان زندگی است که رازهای شادی را آشکار می‌کند.

آنها می‌گویند شادی واقعی، خیلی بیشتر از یک لبخند بر روی صورت است. در واقع روشی است که ما به دنیا نگاه می‌کنیم. افراد شاد، روی پیروزی‌ها و معجزات کوچک، بیشتر از مشکلات تمرکز می‌کنند و به جای گرفتار شدن در ترس و نگرانی، در هر موقعیتی احتمالات خوب را می‌بینند.

آنها در مقابله با مشکلات، اعتماد بنفس دارند و با هدف زندگی می‌کنند. شما هم می‌توانید این حالت ذهنی را داشته باشید، حتی اگر در حال حاضر در زندگیتان، نا امید هستید. اگر معمولا بدبین هستید یا بمدت طولانی بدبین بوده‌اید، شش عادت زیر را بپذیرید و آنها را بکار ببرید:

آمال و آرزوهایتان را به بخت آزمایی ربط ندهید

اگر از بسیاری از ما پرسیده شود که چه چیزی ما را خوشحال می‌کند و چه شانس‌هایی باعث تغییر شرایط ما می‌شود، می‌گوییم وقتی خوشحال خواهیم بود که در قرعه کشی برنده شویم، شغل بهتری داشته باشیم یا وزنمان کاهش یابد.

ویلیام فیلیسون، دکتر و روانشناس دانشگاه ویک فارست در وینستون که در مورد شادی مطالعه می‌کند می‌گوید: در جامعه، باور داریم که شادی، چیزی است که از بیرون می‌آید و برای ما اتفاق می‌افتد. اما در واقع، شادی از درون می‌آید و بستگی به این دارد که در مورد زندگیتان چگونه فکر می‌کنید.

مطمئنا رویدادهای بیرونی و اشیاء مادی مانند یک ماشین جدید، یا حقوق بیشتر می‌توانند به شما احساس خوشبختی دهند؛ اما آن احساسات، دائمی نیستند. شما می‌توانید دیدگاهتان را طوری تغییر دهید که چه کاهش وزن، برنده شدن در قرعه کشی یا افزایش حقوق داشته باشید یا نه، احساس آرامش و اعتماد بنفس کنید.

به دنبال آرامش باشید

با قبول این عادت شروع کنید: چند دقیقه در روز را در تنهایی و سکوت بگذرانید. سوزان ویلیس، دکتر و مربی زندگی می‌گوید: واقعیت‌های زندگی مدرن، معمولا ما را مجبور به فکر کردن در مورد مسائل نگران کننده می‌کند. مثلا شما درباره‌ی این چیزها فکر می‌کنید: امروز چه کاری باید انجام دهید، ۵ دقیقه پیش، چه چیزی گفته‌اید یا در مورد تماس تلفنی فردا که نگرانش هستید فکر می‌کنید.

یک زمان ساکت و آرام به شما این امکان را می‌دهد که آن سر و صداها را قطع کنید و متوجه شوید که واقعا چه چیزی برایتان مهم است. سوزان پیشنهاد می‌کند که ساعتتان را ۱۰ دقیقه زودتر از وقت بیداری معمولتان تنظیم کنید (قبل از بیدار شدن اعضای خانواده یا زنگ خوردن تلفن) و به یک اتاق ساکت بروید.

در دفتر وقایع روزانه‌تان چیزی بنویسید، تمرینات تنفسی پاکسازی ذهن انجام دهید یا فقط یک شمع روشن کنید و آرام بنشینید. این تمرین، به شما کمک می‌کند که به دو روش شادی را پیدا کنید.

اول، جلوی ترشح هورمون‌های استرس مانند آدرنالین و کورتیزول را می‌گیرد. اگر این هورمون‌ها تولید شوند، شما مضطرب، تحریک پذیر و ناراضی می‌شوید.

دوم، پزشکانی که در زمینه‌ی بودیسم و یوگا فعالیت می‌کنند معتقدند هنگامی که یاد بگیرید این نداهای درونی را ساکت کنید، چیز جالبی اتفاق می‌افتد. استفان کوپ، محقق مرکز یوگا و سلامت در لنوکس می‌گوید: هنگامی‌که شما آرام و ساکت هستید، پاسخ سوال «چه چیزی مرا خوشحال می‌کند؟» خود بخود مشخص می‌شود.

در زندگی تان، بدنبال خیر و خوبی باشید

کارشناسان می‌گویند اگر می‌خواهید واقعا خوشحال باشید، عادت کنید که در زندگی‌تان بدنبال خوبی باشید. هر روز لیستی از پنج چیزی که دوست دارید و از آن لذت می‌برید تهیه کنید. شاید از چرت زدن روی نیمکت یا در آغوش گرفتن فرزندتان لذت می‌برید یا از اینکه وقت دارید تا با همسرتان شام بخورید، خوشحال و سپاسگزارید.

اینکه چطور این قدردانی را انجام می‌دهید به خودتان بستگی دارد. برخی از کارشناسان توصیه می‌کنند که آن ۵ چیز را قبل از خواب بنویسید. بنابراین بطور ناخوداگاه با یک احساس مثبت به خواب می‌روید. بعضی دیگر پیشنهاد می‌کنند که قبل از هر وعده‌ی غذایی، در ذهنتان آنها را بررسی کنید. می‌توانید هر روز روی ۵ چیز ثابت تمرکز کنید یا هر روز یک لیست جدید تهیه کنید.
مانند یک دوست، با خودتان رفتار کنید

اگر به روش‌های منفی با خودتان صحبت کنید، نمی‌توانید خوشحال باشید. سوزان می‌گوید: چیزهایی که به خودتان می‌گویید، روی اخلاق و بدنتان تاثیر می‌گذارد.

افکار منفی باعث ترشح هورمون‌های استرس می‌شود و در نتیجه احساس بدتری پیدا می‌کنید. بسیاری از ما، یکسری انتقادات تند و خشن داریم که بی وقفه در ذهنمان در جریانند. اگر شما با این نوع صحبت کردن، شانس خود را برای رضایت و آرامش درونی از بین می‌برید، تصمیم بگیرید که با خودتان مانند یک دوست خوب صحبت کنید.

قول دهید که به افکارتان توجه کنید و وقتی متوجه افکار منفی شدید، آنها را با افکار مثبت جایگزین کنید.
کسی را به شام دعوت کنید

عادت دیگری که می‌تواند شما را به خوشبختی واقعی برساند، بخشنده بودن است. استفان کوپ می‌گوید: «بودا می‌گفت اگر ما قدرت بخشندگی را برای ایجاد شادی درک می‌کردیم، هرگز به تنهایی غذا نمی‌خوردیم.» او توصیه می‌کند که بیشتر کارهای سخاوتمندانه انجام دهید.

همه‌ی ما انگیزه‌های طبیعی برای بخشندگی داریم. مثلا ممکن است به ذهنتان خطور کند که یک دوست تنها را به شام دعوت کنید، به عمه‌ی پیرتان زنگ بزنید یا برای همکارتان قهوه بگیرید.

شاید بهانه بیاورید که وقت ندارید یا نمی‌خواهید پول خرج کنید. اما دفعه‌ی بعد که یکی از این افکار به ذهنتان رسید، به آن عمل کنید. بخشش، باعث ایجاد شادی می‌شود، هم در کسی که می‌بخشد و هم در گیرنده. آن احساسات خوب می‌توانند بمدت طولانی باقی بمانند.

یک لیست از لحظات شاد تهیه کنید

در نهایت برای شاد بودن، شما باید استعدادهای خود را بشناسید و هر روز از آنها استفاده کنید. بسیاری از مردم، زندگیشان را صرف تلاش برای رفع نقاط ضعفشان می‌کنند (صفاتی مانند بی نظمی، زود عصبانی شدن یا کمرویی شدید).

بجای اینکه روی نقاط ضعف‌تان تمرکز کنید، برای نقاط قوت‌تان، بیشتر انرژی بگذارید. توجه کنید که وقتی لبخند می‌زنید، در حال انجام چه کاری هستید. حداقل یک هفته، لیستی از این لحظات شاد تهیه کنید و در روز بعد، آنها را مطالعه کنید. تعدادی از لحظات شاد خود را انتخاب کنید و با خودتان قرار بگذارید تا جایی که می‌توانید، آن‌ها را تکرار کنید.

آلامتو


تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
بازدید : 195
نویسنده : sina95

 انرژی منفی 

دکتر سامرند سلیمی، روانپزشک، عضو کمیته های رسانه و آموزش انجمن روانپزشکان ایران: این روزها درباره انرژی مثبت بودن یا انرژی منفی بودن آدم ها زیاد می شنویم. سوال اساسی این است که اصلا انرژی مثبت یا منفی وجودارد؟ بله، اما نه آن انرژی مثبت یا منفی که از آدم ها ساطع شود و خواص مغناطیسی داشته باشد. البته من از علم فیزیک سررشته ندارم و امکان دارد فیزیکدان ها بگویند هر جسمی از خود می تواند چنین انرژی ساطع کند و اطراف آدم ها هم به عنوان یک جسم، انرژی وجود دارد اما آنچه در روانشناسی یا روانپزشکی عنوان می شود که می تواند باعث بروز آثار منفی یا مثبت در دیگران شود، چنین انرژی نیست.


موضوع این است که بسیاری از افراد مدعی دانش روانشناسی که از این راه کسب و کاری برای خودشان راه انداخته اند، سعی دارند جنبه جادویی و ماوراءالطبیعی به این قضیه بدهند و این باور را جا بیندازند که بعضی ها انرژی مثبت و برخی دیگر انرژی منفی دارند، در حالی که این نوع صحبت ها نوعی مغلطه در کلام است...

انسان ها موجوداتی اجتماعی هستند که با هم ارتباط برقرار می کنند و ارتباطشان هم از طریق کلامی و غیرکلامی یا با زبان بدن است. بعضی از آدم ها در مقطع خاصی از زندگی شان یا در بیشتر اوقات به ما حس منفی و برخی دیگر نیز حس مثبت می دهند. پس انرژی مثبت یا منفی چیزی است که از ساختار درونی شخصیت افراد برمی خیزد و از طریق گفتار، رفتار و زبان بدن شان به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه به دیگران منتقل می شود.

خیلی از مردم فکر می کنند اگر مدام جمله های مثبت بیان کنند، در دیگران احساس های مثبت ایجاد خواهند کرد. آدم های زیادی در همه جای دنیا با ادعای واهی مثبت اندیشی و این که اگر مثبت فکر کنید، همیشه اتفاق های خوب برای تان می افتد، توانسته اند افراد زیادی را که به دنبال راه های ساده و سریع رسیدن به موفقیت و شادی هستند، دور خود جمع کنند اما در واقع گفتن جمله های مثبت به تنهایی، باعث ایجاد حس مثبت در دیگران نمی شود.

اگر فردی دنیای درونی مثبتی داشته باشد و جمله های مثبتی بگوید و کارهای مثبتی انجام دهد، می تواند اثر خوبی روی دیگران داشته باشد ولی اگر مدام حرف های مثبت بزند اما دنیای درونی و ساختار فکری اش مثبت نباشد، لزوما باعث برانگیخته شدن حس مطلوب در بقیه نخواهد شد.

اگرچه بارها مشاهده شده روحیه خوب دادن به افراد، حال آنها را بهتر می کند اما خیلی وقت ها مثبت نگری بیش از اندازه حتی می تواند باعث بد شدن حال آدم ها شود چون خودشان را با فردی که بیش از حد مثبت گویی می کند، مقایسه می کنند و به اشتباه در دام این تفکر می افتند که نکند افسرده، منفی نگر و نگون بخت باشند! نکند به اندازه کافی در زندگی مثبت نگر نباشند! نکند دلیل اینکه تا به حال موفق نشده اند، این بوده که نتوانسته اند مثل این افراد مثبت به همه وقایع نگاه کنند!

نمونه اخراج آمیز و جالب افرادی که مثبت اندیشی تجاری را تبلیغ می کنند، کسانی هستند که مدام به جوان ها می گویند: «اگر هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید در اندیشه داشتن یک اتومبیل مدل بالا باشید، حتما روزی به آن خواهید رسید.» اما این اندیشه کاملا نادرست است چون هر آدمی جایگاه خود را دارد و با توجه به توانایی ها و محدودیت ها و محیطی که در آن بزرگ شده و میزان تلاشی که می کند، ممکن است به بعضی از آرزوهایش برسد و به بعضی از آنها نرسد.

خیلی وقت ها افرادی را می بینیم که سعی می کنند حرف های زیبا بزنند، بسیار خوشرو باشند اما وقتی کمی بیشتر با آنها آشنا می شوید و پای حرف های شان می نشینید، دلتان می گیرد! نمونه بارز وطنی این آدم ها، برخی از مجری های صداوسیما هستند که لزوم آدم های شاد و مثبت و در واقع آنچه که می گویند، نیستند اما فکر می کنند با لبخندهای ساختگی و گفتن جمله های مثبت، حس مثبتی به میلیون ها بیننده انتقال می دهند و همان ها بارها سوژه جالبی برای طنزپردازها شده اند!

نمی شود همیشه نقش بازی کرد

آدم ها موجوداتی اجتماعی هستند که معمولا حواس شان هست که رفتارشان ممکن است چه تاثیری روی دیگران بگذارد. آدم های زیادی تمایل دارند که تاثیر خوبی روی بقیه افراد داشته باشند و به همین دلیل خودآگاه، تلاش می کنند حس های ناخوشایند درونی شان را بپوشانند.

از طرفی، ذهن ما به گونه ای شکل گرفته که بسیاری از حس های ناخوشایند به وادی ناخودآگاه آن می رود، یعنی از آن حس ها آگاهی نداریم ولی در جایی خود را بروز می دهند؛ بنابراین متاسفانه همیشه کاملا موفق نمی شویم آنچه درونمان می گذرد، بپوشانیم و رفتار و گفتارمان، خیلی وقت ها خبر از سرّ درونمان می دهد و دنیای درونی مان را آشکار می کند.

از سوی دیگر، ممکن است مثل یک روانشناس یا روانپزشک حرفه ای نتوانیم بلافاصله از دنیای درونی آدم های دیگر باخبر شویم ولی حسی که از دیگران می گیریم، تا حد زیادی، بازتابی از دنیای درونی آنهاست. وقتی مصاحبت با فردی ما را شاد، غمگین، مضطرب یا عصبی می کند، ممکن است این حس ها لزوما مرتبط با دنیای درونی خودمان نباشد بلکه از دنیای درونی او به ما منتقل شود.

علت این است که یک مکانیسم دفاعی در روان آدم ها به نام «فرافکنی» وجود دارد. این مکانیسم دفاعی ناخودآگاه است؛ یعنی از وجود آن آگاهی نداریم و آن را عمدا به کار نمی بریم. در واقع انسان ها می توانند بخشی از حس های ناخوشایند درونی شان که برای خودشان غیرقابل تحمل است، از طریق رفتار و گفتار به دیگران منتقل کنند تا کمی از این بار حس منفی را از درون خودشان بردارند و روی دوش افراد دیگر بیندازند.

این مکانیسم دفاعی «فرافکنی»، کمک می کند دنیای ناخوشایند درونی فرد، کمی برایش قابل تحمل تر شود. در نوع خاصی از این فرافکنی، فرد حتی تا حدود زیادی موفق می شود مثلا حس خشمی که درون خودش وجود دارد به طرف مقابل بدهد یا او را هم مثل خود غمگین کند که به این نوع فرافکنی، «فرافکنی توأم با همانندسازی» می گویند.

پس اساس و توجیه علمی اینکه مردم فکر می کنند انرژی از طرف کسی دریافت می کنند، در واقع فرافکنی حس های خوشایند یا ناخوشایند از ذهن ما به ذهن دیگران است.

جواب این این سوال بسیار مهم است و اینکه بدانیم آیا واقعا دنیای درونی این افراد که خود را بسیار بالا یا حق به جانب می دانند، همین گونه است که به نظر می رسد؟

پاسخ این سوال منفی است. دنیای درونی آدم های انرژی منفی یا کسانی که در هر معاشرتی حس بدی به ما می دهند، چه بخش خودآگاه و چه بخش ناخودآگاهش، پر از اعتماد به نفس پایین و انگاره های زشت و ناخوشایند راجع به خودشان است.

آنها وقتی از خود تعریف و تمجید می کنند، در واقع به دنبال این هستند که خودانگاره ناخوشایندی که در عمق وجود شان دارند، ترمیم کنند و وقتی در حال ایراد گرفتن از محیط اطراف یا محیط کارشان هستند، می خواهند چهره زشت و ناخوشایند درونی خود را برای ساعتی هم که شده، فراموش کنند.

وقتی این آدم ها گوشه گیری می کنند، اخم می کنند و با دیگران با غرور و تکبر حرف می زنند، در واقع به دنبال این هستند که روان رنجورشان کمتر آسیب ببیند و با کنترل دیگران می خواهند اضطراب و تنش درونی شان را کاهش دهند. منشأ بسیاری از این رفتارهای منفی، اعتماد به نفس له شده یا هرگز به خوبی تشکیل نشده است که بازنمود بیرونی آن، به گونه ای است که از آن حس مثبتی برنمی خیزد و باعث می شود اطرافیان حس ناخوشایندی از این اشخاص بگیرند و فکر کنند انرژی منفی دارند.

ویژگی های آدم های انرژی منفی

اینکه بدانیم چگونه آدم هایی که منفی هستند و انرژی روانی منفی دارند را شناسایی کنیم، خیلی مهم است. در ادامه برخی از ویژگی های آنها را با هم مرور می کنیم.

همیشه شاکی ها

آنها از خیلی چیزها در دنیا شاکی هستند و معتقدند دنیا و همه آدم ها بد هستند، شغل خودشان مناسب نیست، در شهر خوبی زندگی نمی کنند و محل کارشان بد و نامطلوب است و ... بنابراین همواره در حال گلایه و بدگویی از دیگرانند و از شرایط خودشان هم همیشه گله مندند.

آنها هرگز خود را مسئول وقوع وقایع ناخوشایندی که تجربه می کنند، نمی دانند و فکر می کنند آنچه برای شان پیش می آید، تقصیر افراد خانواده، محیط کار و جامعه است.

البته آنها ممکن است گاهی جمله های امیدوارکننده و مثبت هم به کار ببرند اما معمولا در انتهای یک جمله امیدوارکننده و مثبت، یک «اما» می آورند و مثلا می گویند: «اینجا خیلی پارک زیبایی است اما حیف که...» و هنگامی که دقت می کنیم، می بینیم معایبی که برمی شمارند، آنقدر زیاد است که اثر جمله اول که مثبت بوده را کاملا خنثی می کند.

خیلی از آنها در زندگی به دلایل مختلف خیلی موفق نیستند؛ چه از نظر عملکرد تحصیلی و شغلی و چه از نظر روابط بین فردی. آنها معمولا دید مثبتی به آینده ندارند؛ یا در حال گله از حال هستند یا ناله درباره گذشته و اینکه گذشته رهای شان نمی کند.

 آنها تمایل دارند تمام ناکامی های زندگی شان را به گذشته، دوران کودکی، تربیت پدر و مادر و جامعه مربوط بدانند در حالی که درست است که می دانیم تربیت پدر و مادر در آینده فرزند بسیار مهم است اما وقتی کم کم بالغ می شویم، باید خودمان و اشتباه های والدین را در تربیت بشناسیم و افسار زندگی مان را بالغانه در دست بگیریم. مرتب در حال نکوهش و بی ارزش دانستن اطرافیان هستند. این افراد اطرافیان شان را احمق، کودن و پایین تر از خود می دانند.

آنها معتقدند آنطور که شایسته است از آنها تقدیر نشده و کسی ارزش های واقعی آنها را نمی داند. اگر افرادی را با این ویژگی ها می شناسید و با آنها سر و کار دارید، باید بدانید می توانند به شما انرژی منفی دهند.

همیشه بدبین ها

آنها معتقدند اغلب اطرافیان می خواهند به آنها صدمه بزنند و به آنها حسادت می ورزند. آنها همیشه دوست دارند آدم های موفق و شادتر از خود و موقعیت زندگی آنها را کم اهمیت جلوه دهند یا خود را خیلی بالا، موفق و سزاوار تمجید و تعریف می دانند یا برعکس، خود را کودن، ناقص و ضعیف توصیف می کنند و البته علت داشتن این خصایص را خودشان نمی دانند و دیگران را مسئول فرض می کنند.

همیشه قربانی ها

بسیرای از افرادی که به دیگران انرژی منفی می دهند، دوست دارند در هر موقعیتی خود را قربانی معرفی کنند؛ مثلا در یک میهمانی، مرتب درباره زجرهایی که در زندگی کشیده اند حرف می زنند ولی هرگز اقدام مثبتی برای اینکه از نقش یک قربانی خارج شوند، انجام نمی دهند و دوست دارند به ایفای این نقش ادامه دهند تا دیگران برایشان دلسوزی یا جلب توجه کنند.

بسیاری از آنها علاقه زیادی دارند با دیگران درباره هر چیزی بحث کنند؛ مثلا اگر بگویید آسمان آبی است، ممکن است از آنها بشنوید که این اصطلاح «آسمان آبی» غلط است و رنگ اصلی آسمان نیلی است و مردم به اشتباه فکر می کنند آسمان آبی است! آنها سعی می کنند آدم های اطراف را کنترل و وادار به انجام رفتارهایی کنند.

بهترین برخورد با آدم های انرژی منفی

مهمترین، بهترین و ساده ترین راه برای اینکه از افرادی با انرژی روانی منفی کمتر آسیب ببینیم، این است که از آنها دوری کنیم و تا جایی که امکان دارد، تماس مان را با آنها کاهش دهیم و به محیط هایی که آنها در آن حضور دارند، نرویم.

باید مرزی را بین خودمان و چنین کسانی تعریف کنیم؛ یعنی به آنها بفهمانیم که هر لحظه که دل شان بخواهد، اجازه دسترسی به روان ما را ندارند و مخصوصا اگر مجبوریم وقت هایی را در روز با آنها بگذرانیم، داشتن این مرز تعریف شده بسیار مهم است؛ مثلا بگوییم آخر هفته نیم ساعت درباره فلان مسئله با شما صحبت خواهیم کرد. 
تا جای ممکن، در محیط های عمومی مثلا در تاکسی، اتوبوس و ... وقتی با افرادی با انرژی روانی منفی مواجه می شوید، با آنها هم صحبت نشوید و در جواب شان سکوت کنید.

وقتی آدمی منفی جایی حضور دارد، حتی الامکان از وارد شدن در بحث با او خودداری کنید و سعی نکنید متقاعدش کنید چون کار بیهوده ای است. آدم های منفی در بحث ها به دلایلی که بیان می شود، کاری ندارند و تحت هر شرایطی می خواهند ثابت کنند آنچه خودشان می گویند درست است، آن هم از بعد منفی. البته این راهکار درباره کسی که همواره انرژی منفی به شما می دهد، مطرح می شود نه دوستی که در مورد موضوعی اشتباه فکر می کند.

حداکثر کاری که می توانید برایشان انجام دهید، همدلی محدود و زدن یک لبخند است. می توانید بگویید: «می فهمم برای شما خیلی سخت بوده و زندگی تان گاهی فراز و نشیب هایی داشته و دارد.» بیش از این وارد صحبت و بحث نشوید.

برخی افراد در بعضی حوزه ها مثبت می اندیشند اما در یک مورد خاص، تفکرشان منفی است و در باره آن ناله سر می دهند و منفی گویی می کنند؛ مثلا فقط راجع به محل کارشان بد می گویند. وقتی با این افراد هستید، تا جای ممکن از کشاندن بحث به مسائل شغلی که می توانند درباره آن حس منفی به شما بدهند، خودداری کنید.

 تا جایی که امکان دارد، میهمانی یا جلسه دو نفره با آنها تشکیل ندهید تا تنها مخاطب شان نباشید. سعی کنید اگر مجبور هستید به هر دلیلی به ملاقات این افراد بروید، حتما آدم هایی را با خود همراه ببرید تا فشار روانی کمتری را تحمل کنید.


ویژگی های آدم های انرژی مثبت

شاید با توجه به نشانه آدم های منفی بتوانید حدس بزنید چه آدم هایی انرژی مثبت روانی دارند. البته برخلاف تصور خیلی ها، آدم های مثبت لزوما آدم هایی با حرف های مثبت و امیدوارکننده نیستند که لبخندهای بزرگ و همیشگی می زنند؛ آنها ویژگی های روانی خاصی دارند که باعث می شود بدون اینکه بدانیم، به ما حس مثبت بدهند.

خوشبینی

آنها از دیگران بد نمی گویند، خوب می گویند و وقتی راجع به کسی صحبت می کنند، خیلی حواس شان است که نکته های جالب و مثبت شخصیتی او را بیان کنند. این رفتار بدون اینکه شما متوجه آن باشید، حس خوبی در وجودتان ایجاد می کند.

مثبت اندیشی

آنها وقتی درباره واقعه ای صحبت می کنند؛ مثلا سفر و حتی حادثه ای ناخوشایند، جنبه های خوب و جالب و آموزنده آن را هم می بینند و به شما منتقل می کنند.

مسئولیت پذیری

آنها مسئولیت وقوع خوشی ها و ناخوشی های زندگی شان را می پذیرند و می دانند مسئول بخشی از ناخوشایندهایی که در زندگی شان وجود دارد، خودشان هستند و درک می کنند که باید برای رفع آن کاری مثبت و موثر انجام دهند.

کنشگری

آنها منتظر نمی مانند یک روز خوب برای خود یا خانواده یا دوستان شان بیاید، بلکه همیشه سعی می کنند یک روز خوب برای خودشان، خانواده و دوستان شان بسازند.

هفته نامه سلامت


تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
بازدید : 175
نویسنده : sina95

 مستقل شدن

از زمانی که از پدر و مادرمان جدا می‌شویم، با هر محدودیتی که باعث میشد با زندگی واقعی آشنا نشویم، آشنا می‌شویم و بیش از پیش به اهمیت استقلال یابی و مستقل شدن پی می‌بریم.

از طرفی، بعضی از افراد، خودشان برای خودشان محدودیت‌هایی تعیین می‌کنند و هیچوقت به معنی واقعی کلمه در زندگی رشد نمی‌کنند… اما ارتباط زیادی بین موفقیت در زندگی و مستقل بودن یک فرد وجود دارد. به همین علت، موفقیت یکی از دستاوردهای مستقل شدن می‌تواند باشد.

 8 دلیل اصلی برای مستقل شدنتان می‌خوانید. مستقل شدن/بودن در اینجا در تمام جنبه های زندگی نیز صادق است از جمله استقلال مالی، شغلی، عاطفی، ایمان و باوری.

1. استقلال شخصی اعتماد به نفس شما را چند برابر میکند.

افراد مستقل مهارت و اعتماد به نفس بیشتری در هنگام مواجه با مشکل در زندگی خود دارند. دلیل آن میتواند این باشد که این افراد آمادگی بیشتری دارند که اقدامی صورت دهند تا اینکه منتظر پشتیبانی و یا اجازه از دیگران بمانند.

مستقل بودن به معنای آن است که شما علاقه بیشتری به امتحان کردن چیزهای جدید خواهید داشت به جای اینکه توقع و انتظارات دیگران را جواب دهید. یعنی شما تجربیات بیشتری نسبت به یک فرد وابسته خواهید داشت. این تجربیات به مرور زمان باعث خواهند شد اعتماد به نفس شما نسبت به اموراتی که در آنها تجربیات بیشتری دارید افزایش پیدا کند.

برای کارآفرینان ،این اعتماد به نفس میتواند ذهن شما را بگشاید و دیدی وسیع تر به شما بدهد تا بتوانید ریسک های بزرگتری را انجام دهید که به معنای پاداش بزرگتر نیز هست.

2. وابستگی کمتر به دیگران

افراد کمتر مستقل، تمایل بیشتری به تکیه کردن بر دیگران دارند.

دلیل چنین اقدامی میتواند این باشد که این افراد نمیخواهند که مجبور باشند خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند و یا شهامت آنرا ندارند در زندگی خودشان با مشکلات به تنهایی روبرو شوند بدون اینکه شخصی کنار آنها باشد.

داشتن چنین شخصیتی میتواند شما را تبدیل به یک فرد نیازمند میکند.

افراد مستقل در نظر مردم بیشتر قابل احترام اند و مردم تمایل بیشتری برای برقراری ارتباط با آنها دارند زیرا احساس میکنند هر زمانی کمک خواستند این افراد (مستقل) میتوانند به آنها کمک کنند.

نیازمند بودن یا تکیه کردن به دیگران اقدامی است که مردم گرایش بیشتری به آن دارند؛ مستقل بودن میتواند برای شما احترام و پذیرش عموم را نیز به ارمغان بیاورد.

3. استقلال عاطفی، استرس را کاهش و خوشبختی را افزایش میدهد.

استقلال عاطفی به معنای آن است که شما اکثر تصمیمات شخصی و چالش ها زندگیتان را خودتان بدون شرکت دادن دیگران در آن حل میکنید و پیش میروید.

استقلال عاطفی بیشتر داشتن باعث میشود کمتر عذاب کشیدن و نا امیدی نیز هست. زیرا تا زمانی که نیاز ندارید دیگران نیازهای احساسی و عاطفی شما را رفع کنند چنین قدرتی برای ناامید کردن شما را نیز به آنها نمیدهید.

البته پذیرش اجتماعی برای یک شخصیت سالم مهم است اما شما میتوانید با استقلال عاطفی بیشتری مورد پذیرش واقع شوید.

4. استقلال مالی به معنای داشتن آزادی و احساس دستاورد است.

زمانی که صحبت از مستقل بودن میشود، هیچ حسی بهتر از پرداخت هزینه های شخصی توسط خود شخص نمیتواند او را ارضا کند. قابلیت پرداخت هزینه های شخصی وابستگی شما را به خانواده, دوستان و … را کاهش میدهد.

استفلال مالی یعنی : شما کنترل کاملی بر روی دخل و خرجتان دارید و به هیچکسی جوابگو نیستید.

هرچقدر بیشتر یادبگیرید استقلال مالی داشته باشید، کمتر استرس خواهید داشت زیرا شما کنترل کاملی بر روی خروجی مالی تان دارید.

5. تصمیم گیری بهتر

مستقل بودن، تصمیم گیری را به شدت آسان میکند.

زیرا شما قبول میکنید تنها فردی هستید که تحت تاثیر تصمیماتتان قرار میگیرید.

اما اگر استقلال کمتری داشته باشید و وابستگی بیشتری به دیگران برای پشتیبانی عاطفی و مالی باعث خواهد شد تصمیم گیری برای شما جزو سخت ترین کارها باشد. زیرا همیشه باید جدای از فکر کردن در مورد تصمیم درست باید راجع به اینکه تصمیم شما چه تاثیری بر دیگران خواهد داشت و چه واکنشی نسبت به تصمیم شما نشان خواهند داد.

البته کاری انسان دوستانه است که قبل از تصمیم گیری اثر آنرا بر روی اطرافیان نیز در نظر بگیرید (دید بلند مدت داشته باشید) اما اگر باعث نشود ترس شما نسبت به واکنش آنها تصمیم بگیرد…

6. رشد شخصی و خلاقیت

مستقل شدن به عنوان هدف میتواند باعث رشد در جنبه های مختلف زندگیتان باشد.

برای مثال استقلال عاطفی میتواند باعث رشد و افزایش کیفیت روابط شما با دوستان ،خانواده و… شود. شما کنترل بیشتری بر روی احساساتتان خواهید داشت و داشتن یک ذهن مستقل و آزاد این امکان را به شما میدهد که از تمام ابعاد وجودیتان استفاده کنید، استعدادهایتان را کشف کنید و آنها را شکوفا کنید.

7. وسیع تر کردن افق دید

بیشتر مستقل شدن به معنی داشتن آمادگی و آزادی بیشتر برای آشنایی با افراد جدید و بدست آوردن تجربیات نو. بدین معنا که شما دیدی وسیع تر نسبت به امورات و روابط بدست خواهید آورد که دلیل آن داشتن تجربیات و درک از جهان بیشتر به نسبت قبل است.

یکی از مهم ترین دلایل موفقیت کارآفرینان نیز کشف فرصت ها است. زیرا آنها نگرش و دیدی وسیع تر پیدا کردند و میتوانند فرصت هایی را مشاهده کنند که قبلا کسی متوجه آنها نبوده است.

8. ارزش گذاری به خود و افزایش عزت نفس

هرچقدر بیشتر مستقل باشید, عزت نفس تان به همان نسبت افزایش پیدا خواهد کرد و ارزش گذاری به خودتان نیز بیشتر میشود. زیرا شما هرچقدر تجربیات بیشتری بدست آورید، افق دید وسیع تری پیدا کنید ،ارزش کلام بالاتری نیز بدست خواهید آورد و از طرفی دیگر به هر میزان استقلال مالی, عاطفی, شخصیتی، شغلی و اجتماعی بدست آورید، به همان نسبت دستآوردهایتان نیز افزایش پیدا میکند که نسبت مستقیم با عزت نفس تان دارد در نتیجه عزت نفس تان نیز افزایش پیدا میکند.

افزایش ارزش گذاری به خودتان از طریق مستقل شدن میتواند سوختی عالی برای افزایش عزت نفس و موفقیت شخصی تان باشد

لاپلاس


تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
بازدید : 192
نویسنده : sina95

 خوشبخت بودن 

در یک تحقیق روی هزار زوج برای بررسی اثر مثبت با هم سفر کردن آنها روی روابط شان، دوسوم پاسخ دهندگان اظهار داشتند که سفر باعث شده است که آنها در کنار هم بمانند. واقعیت های زیباتر خیلی دور و دست نیافتنی نیست. 

در یک تحقیق روی هزار زوج برای بررسی اثر مثبت با هم سفر کردن آنها روی روابط شان، دوسوم پاسخ دهندگان اظهار داشتند که سفر باعث شده است که آنها در کنار هم بمانند. واقعیت های زیباتر خیلی دور و دست نیافتنی نیست. زمانی که شما با هم به سفر می روید. مولفه های ناگهانی و هیجان انگیزی وجود دارند که رابطه شما را محکم تر و گرم تر می کند. در اینجا از دلایلی می گوییم که به زوج ها در هر سنی کمک می کند حس بهتری داشته باشند.

1- هدف و دلیل مشترک پیدا می کنند

آنها برای دیدن جهان در کنار هم دلیل و هدف مشترک پیدا می کنند. پیش بنی و اشتیاق برای رسیدن به مقصد و تعهد مشترک به یک سفر شگفت انگیز و تا هر اندازه ای غیرمنتظره، باعث تقویت پیوندها شده و به زوجین دلیلی می دهد تا بخواهند همیشه در سفر زندگی در کنار هم بمانند.

2- محدودیت های خود را درک کرده و با هم تطبیق می دهند

سفرکردن همیشه اکتشافی است، هم جهان بیرون را می توان با آن کشف کرد و هم جهان یکدیگر را. زوجین در سفر نقاط قوت و ضعف یکدیگر را پیدا کرده و متوجه می شوند چگونه یکدیگر را در هر یک از این نقش ها در طول کشف مسیرها و مقاصد، تکمیل کنند.

3- ارتباط بهتری با هم دارند

مطالعات مختلفی نشان داده است همسرانی که با هم سفر می کنند، با هم توافق بیشتری داشته و عدم توافق آنها به نسبت زوجینی که با هم به سفر نمی روند، کمتر است. سفر باعث می شود در آنها بیشتر شده و برابر هم با صبر بیشتری رفتار کنند.

4- رابطه زناشویی آنها بهبود می یابد

زوجینی که با هم به سفر می روند، روابط زناشویی بهتری به نسبت زوجینی دارند که با هم به سفر نمی روند. سفر رفتن باعث می شود میزان کار کمتر شده و در نتیجه استرس و اضطراب ناشی از آن به نصف کاهش یابد. همین عوامل برای بیشتر شدن روابط عاطفی کافی است. طبق نظر روان شناسان، بیش از سه چهارم کسانی که با همسر خود به سفر می روند، تصدیق می کنند که زندگی زناشویی خوشایندی دارند.

5- با هم تجربیات جدیدی دارند

تجربیات مشترک باعث می شود گنج های ماندگاری در ذهن و قلب شما برای همیشه حک شوند. هر آنچه جدید است، خاطراتی را ایجاد می کند که تا ابد برای روابط آنها منحصر به فرد باقی می ماند.

6- در سفر همدیگر را بهتر می شناسند

از آنجایی که اغلب اوقات با یکدیگر هستید، فضای بسیار اندکی برای پنهان کردن رازها باقی می ماند. هیچ جایی برای مخفی کاری وجود ندارد و شما باید همسر و شریک زندگی خود را درست همان طور که هستید بپذیرید و تحسین کنید. این ایرادات می توان خروپف شبانه یا نامرتبی ظاهر هر یک از طرفین باشد. در هر حال، سفرکردن حقایق ناخوشایند فراوانی را آشکار می سازد و شرایط هم ایجاب می کند که هم آن را درک کنید و هم رفع.

7- حس شوخی بین آنها شکل می گیرد

محال است بدون شوخی و خنده به مکان های گوناگون سفر کنید. زمان هایی وجود دارند که همه چیز غلط از آب درآمده و شما باید به آنها بخندید، مانند وقتی که غذایی بی کیفیت از دکه کنار خیابان می خرید یا اتاق تان با کسی در هتل اشتباه می شود، یا نقشه راه را گم می کنید. مسئله ای به خوبی پیش نرفته و اکنون شما چیزی برای خندیدن دارید تا شادی خود را در طول مسیر حفظ کنید.


8- لحظات عاشقانه و عاطفی را تجربه می کنند.

این تجربه فراتر از چیزی است که روی پرده سینما دیده اید و در کتاب ها خوانده اید. به عنوان زوجی که در حال سفر هستید، شما به صورت خود به خود عشق و عاطفه را تجربه کرده و حالتی ذهنی پیدا می کنید که هرکجا می تواند لحظه های زیبای دیگری را برای شما خلق کند. این حس اصلا ربطی به پول ندارد، اما تجربه ای است که سفر به ارمغان می آورد. به همین دلیل است که در یک پیمایش 86 درصد پاسخ دهندگان از میان زوجینی که با هم  سفر می کنند اذعان دارند که در رابطه آنها هم چنان لحظات عاشقانه جدید وجود دارد.

9- در لحظه زندگی می کنند.

زوجینی که سفر نمی کنند بیشتر نگران آینده هستند و رابطه خود را کمی با تردید می سازند. زوجینی که با هم سفر کرده اند از آنچه در آینده رخ می دهد، ترس و نگرانی ندارند. آنها از لحظات فوق العاده ای که با یکدیگر تجربه کرده اند، استفاده کرده و درگیر آن می شوند. سفرکردن با هم، به آنها فرصت تحلیل بیش از حد موقعیت ها و نقد موضوعات فراوان را نداده و آنها را وادار به تحسین لحظات حاضر می کند.

10- تبدیل به بهترین دوستان یکدیگر می شوند.

از آنجایی که آنها یکدیگر را به عنوان یک تکیه گاه و محرم در کنار خود دارند و حضور دیگران در فضای شخصی و فردی شان کمتر می شود، می توانند با «کاملا برای یکدیگر بودن» تبدیل به بهترین دوستان همدیگر شوند. آنها با پیوستن به یکدیگر و در کنار هم بودن در تمام چالش ها و تفاوت ها می توانند همان همراهی را با هم داشته باشند که به آن نیاز دارند.

11- با هم درس می گیرند

سفرکردن فرصت هایی را برای یادگیری ایجاد می کند. شما نسبت به کسانی که با آنها موضوعی را یاد می گیرید، چه حسی دارید؟ تجربه یادگیری، زوجین را به هم پیوند داده و فرصتی را برای لذت بردن از دانش در حالی ایجاد می کند که ذهن و قلب خود را برای جهان پیش رو خود باز کرده اند.

12- با گذشت تر می شوند

با هم سفرکردن، فضایی را برای اشتباه کردن ها و آشکارشدن نواقص باز می کند. با این حال، در مسیر، چالش هایی وجود داشته و زوجینی که با هم به سفر می روند نیاز به بخشیدن یکدیگر را به سرعت یاد می گیرند.

13- آزادی را با یکدیگر تجربه می کنند

همسرانی که در گذشته با هم به جایی سفر کرده اند، از آزادی و استقلالی که سفر ایجاد می کند، لذت برده و طعم آن را چشیده اند. با جنین درکی است که آنها آرامش را در احترام گذاشتن به فردیت، حریم خصوصی و حس حضور یکدیگر پیدا می کنند. همین امر جنبه سالم دیگری برای پیشبرد و بهبود روابط میان زوجین ارائه می دهد.

ماهنامه تندرستی


تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
بازدید : 180
نویسنده : sina95

 زیاد کار کردن

ساعات کار طولانی در سلامتی، آسایش و روحیه‌ی افراد اثرات منفی دارد. آسیب دیدگی و تصادفات ، خستگی و مشکلات در خواب ،ایجاد مشکلات عضلانی و استخوانی و بیماری‌های قلب و عروق از عوارض این نوع کارکردن است.

هیچکس با کار کمتر کارآفرین نمی‌شود. در واقع خیلی از کارآفرینان شبانه روز دیوانه‌وار کار می‌کنند. کار زیاد باعث افتخار افراد است اما آیا ما باید زمان زیادی را به کار اختصاص دهیم و چند ساعت کار در هفته بازدهی مناسبی را خواهد داشت؟

بعضی از کارفرمایان با دادن برنامه‌های کاری دیوانه‌وار کارمندان را به کار بیشتر وا می‌دارند در صورتی که اگر ساعت کاری را پایین بیاورند و تمرکز را بر روی کیفیت کار قرار دهند در نهایت به نتیجه‌ی سازنده‌تری دست خواهند یافت. کتاب‌های زیادی در این مورد نوشته شده است. مطالعات انجام شده بر روی تعدادی از کارآفرینان انگلیسی نشان می دهد آن‌ها به طور متوسط ۵۲ ساعت از هفته را به کار اختصاص می‌دهند که ۶۳ درصد بیشتر از متوسط کار در آن کشور است و همین عاملی برای عصبی شدن و کاهش کارایی آن‌ها می‌شود.

مسئله‌ای که باید به آن توجه شود این است که برای بیشتر مردم بیشتر از ۴۰ ساعت در هفته کار کردن بی‌نتیجه خواهد بود. سارا رابینسون در مقاله‌ای بحث برانگیز دلایل انتخاب ۴۰ ساعت کاری در هفته به عنوان ساعات موثر کاری را اینگونه شرح می‌دهد:

نه تنها کارکردن بیشتر از ۴۰ ساعت در هفته به طور کوتاه مدت باعث کاهش کار مفید می‌شود بلکه در طولانی مدت نیز باعث فرسایش کاری می‌شود و راندمان کل سیستم را پایین می‌آورد. از آن‌جا که بیشتر از ۸ ساعت کار در روز شما را خسته می‌کند، در طول هفته زمانی برای رفع این خستگی به دست نمی‌آید و همین باعث می‌شود هرروز خسته‌تر و بی‌میل‌تر از گذشته به محل کار خود بروید.

در کوتاه مدت نباید هر هفته ۶۰ یا ۷۰ ساعت از وقتتان را به کار اختصاص دهید بلکه با ۴۰ ساعت کار مفید می‌توانید راندمان و بهره‌وری بالاتری را در شغل خود داشته باشید.

اما برنامه‌ی کاری روزانه‌ی شما به چه ترتیبی باید باشد؟ برای پاسخ دادن به این سوال از خود بپرسید که به کدام یک از ۳ موجود زیر نزردیک‌تر هستید، چکاوک، جغد یا مرغ مگس‌خوار.

چکاوک

چکاوک حیوانی است که معمولا به سحرخیزی شناخته می‌شود. از نظر سنی به افراد مسن نزدیک‌تر است و صبح زود برای یافتن اولین‌ها بیدار می‌شود. یعضی از دیگر مشخصات شخصیت چکاوک‌ها عبارتند از :

– کارایی بالاتر در اواخر صبح
– بیشترین آمادگی در حدود ظهر
– بیشترین فعالیت حدود ۲:۳۰ بعد از ظهر
– معمولا چرت نمی‌زنند.
– ترجیح می‌دهند صبح‌ها به ورزش بپردازند.
– وعده‌ی غذایی مورد علاقه‌شان صبحانه است.
– غروب‌ها از خستگی بی‌حال می‌شوند.

جغد

واضح است که جغد پرنده‌ی شب است و از نظر سنی به جوان‌ترها بیشتر شباهت دارد. ویژگی‌های افرادی که در دسته‌ی جغدها قرار می‌گیرند شامل نکات زیر است:

– بیشترین آمادگی در حدود ساعت ۶ بعد از ظهر
– بیشترین فعالیت در حدود ساعت ۵:۳۰ بعد از ظهر
– در طول روز چرت می‌زنند.
– وعده‌ی غذایی مورد علاقه‌ی آن‌ها شام است.
– شب‌ها پر از انرژی هستند.

مرغ مگس‌خوار

اما دسته‌ی سوم افرادی هستند که اگر لازم باشد می‌توانند صبح‌های زود بیدار شوند و با بیدار ماندن تا پاسی از شب نیز مشکلی ندارند. به قول معروف آن‌ها مانند شمعی هستند از هر دو طرف می‌سوزد.

این که شما در دسته‌ی سحرخیزان قرار بگیرید یا شب زنده داران به ساعت بیولوژیکی و ریتم شبانه‌روزی بدن شما باز می‌گردد.


موسسه‌ی ملی علوم پزشکی در توصیف ریتم شبانه‌روزی می‌گوید:

تغییرات رفتاری، روانی و فیزیکی بدن انسان که در یک چرخه‌ی ۲۴ ساعته اتفاق می‌افتد.این تغییرات جواب بدن شما به میزان نوری است که از محیط دریافت می‌کند به عنوان مثال در حالی که برای بعضی افراد بیدار شدن در صبح زود کاری سخت و طاقت فرسا است عده‌ای دیگر نمی‌توانند تا دیروقت بیدار بمانند.

با این که ممکن است فردی که جزو دسته‌ی جغدها قرار می‌گیرد برای مدتی با بیدار ماندن تا دیروقت به سحرخیزی عادت کند اما هر فرد بهترین کارایی را در زمانی که فیزیولوژی بدنش بر روی آن تنظیم شده است به دست می‌آورد. اگر بیشترین کارایی را در صبح‌ها دارید پس باید همان وقت نیز به کار بپردازید و اگر ترجیح می‌دهید بیشتر بخوابید و تا غروب کارهای خود را انجام بدهید بنابراین بهتر است زمان کاری خود را بر روی آن زمان تنظیم کنید.

اگر می‌خواهید بهره‌وری مناسب را در کارتان به دست آورید بهتر است روزانه ۸ ساعت کار کنید، در غیر این صورت زحمت شما مانند فشار دادن دیوار بیهوده خواهد بود. به ساعت بیولوژیکی بدنتان اهمیت بدهید، چیزی که مشخص می‌کند چه زمانی در روز موفقیت بیشتری به دست خواهید آورد ریتم شبانه‌روزی بدنتان است.

دلگرم


تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
بازدید : 170
نویسنده : sina95

 خانه تان را برای ورود پاییز آماده کنید

خانه تان را برای پاییز ساماندهی کنید
 
نگهداری از لباس های پاییزه

 برای ژاکت‎ها،چترها،کوله پشتی‎ها و کیف‎ها که در این فصل از سال روی هم انباشته می‎شوند از ایده‎ رستوران‎ها با آویزان کردن قلاب‎های دوبل در زیر سقف قفسه استفاده کنید. 


کنترل بهم ریختگی‎ها در فصل پاییز

پاییز یعنی روزهای کوتاه و کوتاه‎تر و فرا رسیدن تعطیلات در یک چشم برهم زدن. با ایده‎های سازماندهی ما در کوتاه‎ترین زمان ممکن همه چیز، از جمله شال گردن و روسری‎ها را مرتب کنید. آخرین باری که شما یک قفسه‎ی کلید دار داشتید زمانی بود که در آن کتاب‎های درسی و پوسترهای هنرمندان محبوب تان را در آن نگه می‎داشتید. اما امروزه این قفسه‎ها در خانه به عنوان مخزنی که بچه‎ها کوهی از اشیاء، کفش‎ها، وسایل ورزشی و غیره را نگهداری می‎کنند استفاده می‎شوند. از این قفسه ها برای کنترل به هم ریختگی های خانه تان استفاده کنید

سازماندهی کفش های‎ خانوادگی

اگر وسایل ورزشی،کیفها و کفشها به طور مداوم زیر دست و پایتان را در خانه می‎گیرد به هر کس برای وسایلش یک جای مشخص بدهید. سبدهای مخصوص این کار را زیر یک نیمکت در اتاق نشیمن قرار دهید و یا آنها را در اتاق کفش بچینید. از چسباندن عکس برای مشخص کردن اینکه هر سبد به چه کسی تعلق دارد استفاده کنید


از به هم ‎خوردگی جعبه کامواها جلوگیری کنید

برای خیلی از ما بافتندگی آرامش بخش است ولی وقتی کامواها بصورت اجتناب ناپذیری در هم گره می‎خورند این فعالیت برای ما کلافه ‎کننده می‎شود. یک روش برای جلوگیری از این پیچیدگی وجود دارد : قوطی‎های خالی شیرینی را جمع‎آوری کنید و از آنها برای نگهداری توپ‎های کاموا استفاده کنید.


محل نگهداری ریموت کنترل‎ها

پیدا کردن ریموت کنترل‎ها وقتی که بین کوسن‎ها روی مبل پنهان شده‎اند زمان زیادی را می‎گیرد. اگر به دنبال راه ساده‎تری برای نگهداری کنترل‎ها می‎گردید یک گلدان پهن و یا هرنوع ظرف زیبای دیگری روی میز گذاشته و تمام کنترل‎ها را در آن بریزید


سبد دمپایی‎ها

وقتی هوای سرد فرا می‎رسد سبدی پر از دمپایی‎ها و جوراب‎های گرم و نرم به عنوان خوش آمدگویی و انگیزه‎ای برای در آوردن چکمه‎های خیس برای مهمانان، جلوی در ب ورودی بگذارید.

سازماندهی فضای خانه تان با صندوق های فلزی

صندوق‎های فلزی راه شیکی برای مرتب کردن اتاق نشیمن و کفش‎ها هستند. به این صندوق های فلزی قلاب‎هایی آویزان کنید و از آن برای آویزان کردن بارانی، شال‎گردن و چتر استفاده کنید. کلاه‎ها و دستکش‎ها به راحتی در صندوق جای می‎گیرند. این صندوق‎ها با قیمت‎های نه‎چندان گزاف در حراج‎های آنلاین موجود است. با رنگ کردن صندوق‎ها با اسپری سفید می‎توانید جلوه زیبایی به آنها بدهید.
یک مزیت : این صندوق ها مغناطیسی هستند، پس می‎توانید براحتی یادداشت‎ها و عکس‎های خود را به آنها بچسبانید.

از برگ های پاییزی برای مرتب کردن وسایل خیاطی استفاده کنید

با الهام از برگ های پاییزی و با پارچه های نارنجی، برگ های پاییزی در رنگ ها و شکل های مختلف را بریده و بدوزید. داخل این برگ ها را با خرده پارچه یا پنبه پر کنید.

سازماندهی چکمه‎ ها

آویزهای دست ساز شکل اصلی چکمه‎های بلند را حفظ و جای بیشتری برای شما ایجاد می‎کند. یک تکه چوب استوانه ای به قطر چکمه تان انتخاب کرده و بالای آن یک گیره نصب کنید. تمام این گیره ها را به یک میله پرده آویزان کنید.

 
ساماندهی باغ پاییزی

برای ساماندهی به باغ پاییزی تان لوازم باغبانی تان را سر و سامان دهید. برای این کار با تکه پارچه بزرگی یک جیب بزرگ دوخته و آن را به چره دستی تان نصب کنید و تمام وسایل باغبانی تان را داخل آن بگذارید.

 سیمرغ


تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
بازدید : 192
نویسنده : sina95

 کارهایی که به تلفن همراه صدمه می زند!!

خراب شدن تلفن همراه

خاموش نکردن گوشی

کارشناسان بر این عقیده اند که برای جلوگیری از استهلاک شدید گوشی هوشمند به ویژه در خصوص باتری آن باید حداقل هر یک هفته یک بار آن را خاموش کنید. چرا که روشن بودن مداوم گوشی، باتری را تحت فشار شدید قرار می دهد. در نتیجه بهتر است که به جای کوک کردن ساعت گوشی هوشمند خود، یک ساعت زنگ دار بخرید و در طول شب و هنگام خواب به هوشمند خود استراحت دهید.

روشن گذاشتن WiFi و بلوتوث به شکل مداوم

هنگامی که بدون هیچ استفاده موردی، WiFi یا بلوتوث یا هر دو آنها در گوشی هوشمند فعال و روشن باشند عملا انرژی گوشی هدر می رود. متاسفانه اغلب کاربران حتی در زمانی که خارج از منزل یا محل کار هستند و عملا به اینترنت دسترسی ندارند WiFi گوشی خود را روشن می گذارند که مصرف باتری را به شدت افزایش می دهد. بهترین کار عادت به خاموش کردن WiFi در مواقع غیر ضروری یا استفاده از نرم افزارهای مخصوص به این کار است.

استفاده از گوشی در آب و هوای نامناسب

گوشی هوشمند شما برای کار با یک دمای خاص طراحی شده است و چنانچه در آب و هوایی بیش از اندازه سر یا گرم قرار بگیرد، این امر منجر به خالی شدن سریع باتری یا حتی خاموش شدن ناگهانی آن خواهد شد. این دما بین صفر تا 32 درجه سانتی گراد است. در چنین شرایطی بهترین کار خاموش کردن گوشی یا نگه داشتن آن در جیب لباس است تا از آسیب به باتری یا گوشی، اجتناب شود.

شارژ کردن هوشمند در تمام طول شب

معمولا بسیاری از ما کاربران عادت به آن داریم که گوشی هوشمند خود را در طول شب و هنگام خواب به شارژ بزنیم تا صبح با باتری پر، از آن استفاده کنیم. اما برخی کارشناسان بر این نظر هستند که این کارایده خوبی نیست. هرچند هنوز بر سر صحت این موضوع توافقی صورت نگرفته اما گفته می شود که این کار منجر به آسیب باتری در بلند مدت می شود. برخی کارشناسان بر این باورند که بهترین زمان برای کشیدن گوشی از شارژ، قبل از رسیدن به صد درصد است زیرا باقی ماندن در شارژ بعد از پر شدن باتری به مرور زمان منجر به کاهش ظرفیت آن می شود.

شارژ بیش از اندازه یا خالی کردن کامل باتری

«شان بروسکی» مشاور ارشد یکی از شرکت های سازنده تجهیزات شارژ به نام Farbe Technik معتقد است باتری های از نوع Lithium-ion یعنی باتری هایی که در گوشی های هوشمند هم استفاده می شوند، بهترین کارایی خود را در بازه 50 تا 80 درصد شارژ دارند. خالی شدن کامل باتری هوشمند، دشارژ عمیق باتری را به دنبال دارد و منجر می شود تا یون های باتری قادر به ذخیره شارژ نباشند. در واقع اپل بر این عقیده است که باید با باتری ها همانند رویه های تغذیه ای رفتار کرد. همانطور که هیچ انسانی نباید بیش از اندازه یا کمتر از حد نیاز غذا بخورد این موضوع در مورد باتری های Lithium-ion هم صادق است.

استفاده از شارژ های متفرقه یا مربوط به گوشی های دیگر

هر باتری شارژر مخصوص خود با ولتاژ تعریف شده دارد و بر اساس ظرفیت باتری و نوع آن این شارژر متفاوت است. در نتیجه استفاده از شارژر های متفرقه هرچند می تواند منجر به شارژ شدن هوشمند شما باشد، اما در عین حال می تواند آسیب جدی به گوشی یا باتری آن نیز وارد کند. بهتر است قبل از استفاده از یک شارژر متفرقه، از همخوانی آن با باتری هوشمند با استفاده از اطلاعات قبلی در مورد شارژر مخصوص گوشی خود مطمئن شوید.

تمیز نکردن گوشی

گوشی های هوشمند منبعی از ویروس ها و آلودگی ها هستند. برای آنکه از این موضوع مطمئن شوید کافی است بدانید وب سایت Mashable گزارش داده است که ظرف غذای حیوانات و دستشویی ها، جرم و آلودگی کمتری در هر اینچ مربع نسبت به گوشی هوشمند دارند! در نتیجه بهتر است هر چند وقت یکبار به فکر تمیز کردن گوشی هوشمند خود و ضد عفونی کردن آن با اسپری های مخصوص باشید. استفاده با احتیاط از یک سوزن یا خلال دندان برای پاک کردن اجرام از حاشیه های گوشی نیز مناسب است.

عدم استفاده از گذرواژه بر روی هوشمند

البته این موضوعی است که بارهای در مورد آن هشدار داده شده و اکنون نیز بسیاری از کاربران از الگو یا گذرواژه برای حفاظت ابتدایی از گوشی هوشمند خود استفاده می کنند. این توصیه برای آن دسته از کاربرانی است که بنا به هر دلیل از جمله تنبلی گوشی، خود را بدون هیچ گذرواژه یا مکانیزم حفاظتی رها کرده اند. همچنین باید توجه داشت که استفاده از گذرواژه در نسبت با استفاده از الگو ضریب امنیتی فوق العاده بیشتری را در اختیار کاربر قرار می دهد، لذا توصیه این است که تا حد امکان به جای استفاده از الگو از گذرواژه بر روی هوشمند خود استفاده کنید.

اجازه به برنامه برای دسترسی به اطلاعات موقعیت جغرافیایی

نرم افزارهایی مانند نقشه ها و مسیر یاب ها برای آنکه به درستی کار کنند نیازمند دسترسی به اطلاعات مکان جغرافیایی شما یا همان Location Service هستند. همچنین این برنامه ها هر زمان که نیاز به استفاده از این ابزار داشته باشند شما را در جریان قرار می دهند. سایر برنامه ها اما نیازی به دسترسی به این امکان ندارند و اگر هر برنامه متفرقه ای نیاز به این دسترسی داشت، بهترین حالت این است که به آن شک کنید. در نتیجه بهتر است برای سایر برنامه های غیر متفرقه استفاده از Location را خاموش کنید.

فعال کردن اعلان یا Notification برای هر کدام از برنامه ها

اعلان ها صرف نظر از آنکه مدام گوشی شما را به صدا در می آورند، نیاز به برقراری ارتباط مخابراتی یا اینترنتی مداوم دارند. نتیجه این موضوع نیز کاهش سریع ذخیره باتری است. در نتیجه بهترین راه برای رهایی از مزاحمت های بی مورد و نجات ذخیره باتری غیر فعال کردن اعلان های غیر ضروری در تنظیمات گوشی هوشمند است.

جام جم


تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
بازدید : 268
نویسنده : sina95

 چرا نباید لوازم جانبی غیراصل موبایل را بخرید

لوازم جانبی موبایل

لوازم جانبی موبایلاصلی بخریم یا غیراصلی؟ این پرسش بسیاری از کسانی است که می خواهند برای گوشی تلفن همراه شان لوازم جانبی تهیه کنند. آنچه مسلم است، قیمت این قطعات با هم تفاوت هایی دارند که همین انگیزه خرید برخی خریداران می شود. بازار لوازم جانبی مملو از برندهایی با ظاهر و قیمت های مختلف است که البته همه آنها ادعای «اصل بودن» دارند. اما حمیدرضا گودرزیان، مدیرعامل شعبه ایران شرکت تک مارت میدل ایست (Tehmart Middle east LLC) به عنوان متولی رسمی ارایه گارانتی و خدمات پس از فروش لوازم جانبی سامسونگ در ایران، پاسخ های روشنی برای این پرسش دارد.

تفاوت لوازم جانبی موبایل اصلی و غیراصل

وی در پاسخ به این پرسش می گوید: می توان گفت لوازم غیراصل، سطح عملکرد گوشی را پایین می آورند؛ مانند اینکه کسی خودروی خوبی داشته باشد، اما بنزین غیراستاندارد داخل باک آن بریزد.

او در مورد باتری و شارژرهای غیراصل می گوید: «این باتری ها مدت زمان صحبت (Talk time) مناسبی ندارند، نشت اسید پیدا می کنند و به Main Board گوشی آسیب می رسانند. از سوی دیگر، نوسان برق شارژرها به گوشی صدمه می زند و از همه مهم تر امنیت مصرف کننده را به خطر می اندازند.»

به گفته وی، برای هر بخش از یک محصول، استانداردی تعریف شده که این استانداردها در کالای غیراصلی چندان رعایت نمی شود و علت اصلی تفاوت قیمت کالاهای اصل و غیراصل نیز همین است.

گودرزیان تاکید می کند: در صورت استفاده همزمان باتری و شارژر غیراستاندارد، تلفن همراه شما می تواند به یک بمب دستی تبدیل شود؛ چرا که «کیفیت پایین مواد اولیه در ساخت باتری غیراصل (الکترولیت با غلظت معین و خلوص صفحات هادی)، استاندارد نبودن شرایط تولید (ایجادنشدن خلا برای جلوگیری از تولید حفره های میکروسکوپی) و نوسانات شدید ایجادشده به وسیله شارژر غیراستاندارد سبب تولید حرارت و گازهای قابل اشتغال می شود و در نهایت می تواند موجب انفجار باتری شود؛ کما اینکه این اتفاق بارها در جهان رخ داده است.»

چرا باید جنس اصل بخریم

اصولا پنج دلیل مهم و اساسی برای خرید کالای اصل وجود دارد؛ عملکرد برتر، کیفیت و ماندگاری محصول، ضمانت تعویض تا یک سال، از بین نرفتن ضمانت گوشی (در صورت استفاده از اجناس غیراصلی، ضمانت گوشی از بین می رود) و مقرون به صرفه بودن.

گودرزیان ضمن تایید این موارد، اضافه می کند: «کالای ارزان تر، لزوما بهتر نیست. کالاهای اصلی به دلیل عمر بیشتر، مقرون به صرفه تر هستند؛ چون به جای چند بار هزینه کردن برای کالای نامرغوب، تنها یک بار هزینه برای کالای اصل پرداخت می شود. ضمن اینکه اگر کالای اصل برای مثال پنج واحد کارایی بیشتر داشته باشد، قیمت آن در نهایت سه واحد گران تر است و باز شما به نسبت هزینه ای که پرداخت می کنید، بیشترین کیفیت را دریافت می کنید.»

چگونه از اصلی بودن کالایی مطمئن شویم

این موضوع شاید یکی از مهم ترین دغدغه های کسانی باشد که قصد دارند لوازم جانبی موبایل بخرند.

گودرزیان برای راهنمایی این افراد چند راهکار ساده پیشنهاد می دهد: اول اینکه پیش از خرید برای کسب اطلاعات، به سایت سامسونگ سر بزنند (samsung.com/iran). راه دوم خرید از فروشگاه های رسمی داخلی محصولات سامسونگ مانند «مایکروتل»، «سامتل» و «هماهنگ» است که کالای اصلی را با هولوگرام و ضمانت تک مارت ارایه می دهند.

راه سوم، دقت و تاکید بر خرید کالا با هولوگرام رسمی تک مارت، کارت گارانتی مخصوص و درخواست کالای پلمب است که روی بسته بندی محصول چسبانده شده و به همراه دفترچه ای که حاوی اطلاعات سایر محصولات برای گوشی مورد نظر است، به خریدار تحویل داده می شود؛ چرا که هولوگرام تک مارت نیز خاص بوده و قابل کپی نیست. آخرین مرحله هم بررسی قیمت جهانی محصول و ظاهر آن است. بسته بندی محصولات اصلی طبق قاعده خاصی صورت می گیرد. برای مثال، در بسته بندی باتری لایه های مختلف بسته بندی تنها جنبه زیبایی ندارد، بلکه برای منظورهای مختلفی از جمله ایجاد شرایط مناسب دمایی، رطوبتی ضربه و... طراحی شده است که همگی در عمر مفید کالا تاثیر مهمی دارد.

به هر حال تهیه لوازم جانبی اصلی، به رغم وجود انواع جنس های غیراصل در بازار به سادگی ممکن است. تنها کافی است از راهکارهای مذکور پیروی کرد.

گودرزیان در پایان توصیه می کند: «خرید کالای اورجینال خریدی هوشمندانه است؛ زیرا همزمان می توان کارایی گوشی را حفظ و امنیت مصرف را تضمین کرد و خریدی اقتصادی انجام داد. حواس تان باشد هیچ گرانی هم مانند ارزانی، بی دلیل نیست.»

هفته نامه عصر ارتباط


تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
بازدید : 192
نویسنده : sina95

 در هنگام گرفتاری این دعا را بخوانید!

چه قدر نگران و آشفته ای؟! همش تو خودتی! چهره ات از فرط خستگی و درماندگی پژمرده شده! مشکل داری، غصه داری، گرفتاری؟!!

چرا به دعا و مناجات رو نمی آوری!! حداقل حداقلش اینه که اگر هم دعاهات به استجابت نرسه که (دیر یا زود به شرط خیر بودن برایت مستجاب می شوند) دعا بهت آرامش می دهد...

پس با ما در این مقاله همراه باش....

امام سجاد(علیه السلام) در دعای 54 صحیفة سجادیه فرموده اند که هرگاه اندوه و گرفتاری دنیا به شما روی آورد این گونه خدا را بخوانید: «یا فارِجَ الهَمِّ وَ کاشِفَ الغَمِّ، یا رَحمنَ الدُّنیا والاخِرَةِ وَ رَحیمَهُما، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و الِ مُحَمّدٍ وَ افرُج هَمّی وَاکشِف غَمّی یا واحِدُ یا اَحَدُ یا صَمَدُ یا مَن لَم یَلِد وَ لَم یوُلَد وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَدٌ اِعصِمنی وَ طَهِّرنی وَ اِذهَب بِبَلِیَّتی.

آن گاه آیة الکرسی (آیة 255 سورة بقره) و سورة فلق و ناس و توحید را بخوانید و بگویید: «ای خدای من، مانند کسی که نیازمندیش به نهایت رسیده و فریاد رسی نمی یابد و نیرویش سست شده و نیرو دهنده ای نمی شناسد و گناهانش بسیار است و آمرزنده ای سراغ ندارد... جان مرا آن دم بازستان که در ایمان استوار باشم و رشته نیاز مرا از این جهان بگسل و میل و رغبت و نیاز مرا به آنچه در نزد توست قرار ده... خدایا میل و نیاز مرا در درخواست از خودت آن گونه قرار ده که آنچه دوستانت از تو می خواهند من نیز از تو بخواهم و از آنچه می ترسند بترسم...»

 حواست باشه برای مال دنیا غصه نخوری!

امام صادق(علیه السلام) فرموده اند: «کسی که صبح و شب کند در حالی که بزرگترین اندوهش دنیا و خواسته های مادی باشد خداوند فقر و نیازمندی را بر سر راهش می نهد و کارش را پراکنده می گرداند و در دنیا به آنچه خواسته دست نمی یابد، مگر چیزی که برای او مقدر شده باشد؛ اما کسی که صبح و شب کند در حالی که بزرگترین اندوهش آخرت و دینداری و تحصیل رضایت خدا و پرهیز از قهر و عذابش باشد خداوند غنا و بی نیازی را در دل او قرار می دهد و کارش را منظم می کند.»

از این رو،در تعالیم اسلامی، آمده است که به هنگام روی آوردن گرفتاری های دنیایی به سوی خدا برویم و آنها را از نزد او بجوییم تا مصداق این روایت نگردیم. (رادیو قرآن)

مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین امام زمان یک دعایی را شنیده و نقل می‌ کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن‌ بست رسیدی این دعا را بخوان: «یا مَن إذا تضایقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب الیه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموریَ المتضایقةِ باباً لم یَذهَب الیه وَهمٌ یا ارحم الراحمین»

روایتی زیبا از امام هادی علیه السلام

روایت زیبایی از امام هادی علیه السلام نقل شده که فرمودند: اگر مشکل و معظلی پیش آمد که راه حل آن برایتان دشوار بود این دعا را زیاد بگویید:

یا من یکفی من کل شی‏ء و لا یکفی منه شی‏ء اکفنی ما اهمنی مما انا فیه.

ای خدایی که تو از هرچیزی کفایت می کنی و هیچ چیز از تو کفایت نمی کند، آنچه که برای من مهم شده است، تو آن را کفایت کن.

یعنی اگر همه اسباب آماده باشد ولی تو نخواهی و اراده تو نباشد و تو اراده اصلاح نداشته باشی نمی شود.

و از آن طرف اگر عوامل هم آماده نباشد ولی اراده تو بر آن باشد خودت همه چیز را درست و اصلاح می کنی.... (بیانات دکتر محسن میرباقری)

 دعای رفع گرفتاری به نقل از آقا امام زمان(علیه السلام)

مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین امام زمان یک دعایی را شنیده و نقل می‌ کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن‌ بست رسیدی این دعا را بخوان:

«یا مَن إذا تضایقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب الیه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموریَ المتضایقةِ باباً لم یَذهَب الیه وَهمٌ یا ارحم الراحمین».

در این دعا بر خداوند عرضه می ‌داریم: «ای خدایی که وقتی حلقه ‌های بلا به هم گره می ‌خورد و انسان را در فشار قرار می‌ دهد؛ در این زمان دری را به روی بندگان باز می‌ کند که فکر و وهم بشر هم به آن جا نمی رسید. خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام، تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد.» (سایت حوزه، به نقل از حجت الاسلام صدّیقی)

اگر همه اسباب آماده باشد ولی تو نخواهی و اراده تو نباشد و تو اراده اصلاح نداشته باشی نمی شود. و از آن طرف اگر عوامل هم آماده نباشد ولی اراده تو بر آن باشد خودت همه چیز را درست و اصلاح می کنی

دعای عظیم الشأن و سریع الإجابة

كفعمى در كتاب «بلد الامین»دعایى به روایت از موسى بن جعفر علیهما السلام نقل كرده و گفته است: این دعا عظیم الشأن‏ و سریع الاجابة است،و آن دعا این است:
اللَّهُمَّ إِنِّی أَطَعْتُكَ فِی أَحَبِّ الْأَشْیَاءِ إِلَیْكَ وَ هُوَ التَّوْحِیدُ وَ لَمْ أَعْصِكَ فِی أَبْغَضِ الْأَشْیَاءِ إِلَیْكَ وَ هُوَ الْكُفْرُ فَاغْفِرْ لِی مَا بَیْنَهُمَا یَا مَنْ إِلَیْهِ مَفَرِّی آمِنِّی مِمَّا فَزِعْتُ مِنْهُ إِلَیْكَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْكَثِیرَ مِنْ مَعَاصِیكَ وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طَاعَتِكَ یَا عُدَّتِی دُونَ الْعُدَدِ وَ یَا رَجَائِی وَ الْمُعْتَمَدَ وَ یَا كَهْفِی وَ السَّنَدَ وَ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُوْلَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُوا أَحَدٌ،
أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مَنِ اصْطَفَیْتَهُمْ مِنْ خَلْقِكَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِی خَلْقِكَ مِثْلَهُمْ أَحَدا أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِالْوَحْدَانِیَّةِ الْكُبْرَى وَ الْمُحَمَّدِیَّةِ الْبَیْضَاءِ وَ الْعَلَوِیَّةِ الْعُلْیَا [الْعَلْیَاءِ] وَ بِجَمِیعِ مَا احْتَجَجْتَ بِهِ عَلَى عِبَادِكَ وَ بِالاسْمِ الَّذِی حَجَبْتَهُ عَنْ خَلْقِكَ فَلَمْ یَخْرُجْ مِنْكَ إِلا إِلَیْكَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ أَمْرِی فَرَجا وَ مَخْرَجا وَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَیْثُ لا أَحْتَسِبُ إِنَّكَ تَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ
سپس حاجت خود را درخواست كن.

تبیان


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید