عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 177
نویسنده : sina95

  هر رابطه ای منحصر به فرد است و موقعیت ها و شرایط خاص خودش را دارد؛ اما زنان در روابط زناشویی گاهی کارهایی انجام می دهند که اغلب بدون اینکه متوجه شوند، خدشه ای به حس مشترک شان وارد می کند. در این نوشتار چندین نکته آمده که باید در این خصوص به آنها توجه داشت تا کم ترین آسیب های ناخواسته وارد زندگی عاطفی شود.

9 اشتباه زنان در روابط زناشویی


1- از کم ارزش کردن خود بپرهیزید

آسیب پذیر بودن و نداشتن امنیت در جهان امروز بسیار آسان است. شما دائما باید با موفقیت هایی که کسب می کنید، خود را به اثبات رسانده و با پیروزی ها و شکست ها رو به رو شوید؛ بنابراین تخریب و از بین بردن عزت نفس و ارزش شخصی افراد ساده است. سعی کنید که از ارزش های خود کم نکنید. بدانید که شما ارزش و لیاقت همه چیز را در جهان دارید و شایسته هر آنچه دارید، هستید.

2- از تکیه محض به شریک زندگی خود بپرهیزید

تکیه کردن به کسی برای حمایت، چیز بدی نیست، اما وابستگی به کسی تا حدی که تبدیل به تنها پشت و پناه شما شود، روشی نادرست است. این کار بعدها باعث می شود ارزش شخصی شما، ثبات احساسی و شادی تان به چیزهایی وابسته شود که خودتان هیچ کنترلی روی آنها ندارید. به شریک زندگی خود برای حمایت متقابل تکیه کنید، اما به او محتاج نباشید.

3- به برقراری ارتباط کم توجه نباشید

گاهی درک همسرتان مشکل می شود، به خصوص زمانی که افسرده، عصبانی یا ناراحت هستید، بنابراین بهرت است که در آن لحظه موضوع را رها کنید. اکثر اوقات صحبت، پرسش، برقراری ارتباط کلامی در یک رابطه ایده خوبی است، مخصوصا اگر احساس می کنید که نتوانسته اید نیاز شریک زندگی خود یا روش برقراری ارتباط با وی را درک کنید. انجام چنین کاری، رابطه شما را تقویت کرده و به هر دو طرف درک بهتری از حس و حال یکدیگر می دهد.

4- برای تغییر همسرتان تلاش نکنید

زنان و مردان نسل ما و نسل پیش از ما، کمی در روش تفکر، عمل و رفتار با هم تفاوت دارند. البته نمی توان گفت همه آنها، بلکه این امر درباره تعداد زیادی از ما صادق است. نکاتی در شریک زندگی شما وجود خواهدداشت که شما آنها را دوست دارید و برخی را نیز دوست ندارید. قطعا ترجیح می دادید که همسر شما برخی از آن نکات و صفات را نداشت، اما اکنون که این صفات را دارد، کمی آنها را برای خود قابل تحمل کرده و سعی کنید به آنها عادت کنید. سعی نکنید او را به سمت علائق خود سوق داده و تغییر دهید؛ در عوض بیشتر روی آنچه می پسندید، تمرکز کرده و کمتر به چیزهایی که نمی پسندید، فکر کنید.

5- آنچه را برای شما انجام می دهد، بی ارزش نکنید

برخی مردان با تفکرات زنان درباره روابط عاشقانه آشنایی دارند؛ اما اغلب مردان با اینکه واقعا عاشق زنان خود هستند، به ندرت طبق تعریف یک زن از رابطه عاشقانه پیش می روند. دقت کنید که فقط چون همسرتان چیزهایی را که به او گفته اید، به خاطر ندارد، نباید او را بی توجه بدانید. درعوض کارهای زیادی را هم انجام می دهد. اگر می خواهید کاری را انجام دهد، گاهی مستقیما آن را به او یادآوری کنید. به این صورت زندگی را هم برای او و هم برای خودتان آسان می کنید.

9 اشتباه زنان در روابط زناشویی


6- از آنچه خارج از کنترل شماست عیب جویی نکنید

خاطرات توسط کسانی خلق می شوند که برای کوچک ترین جزئیات مته به خشخاش نمی گذارند. سعی کنید به ندرت کارها را در زندگی هدایت کنید و اجازه دهید امور آن طور که باید و شاید صورت بپذیرند. اینکه وقتی برنامه ها تغییر می کنند، افسرده شوید امری طبیعی است، اما به فکر فرورفتن و پژمرده شدن به خاطر این تغییرات یا گریه و زاری کردن یا دائما کنایه زدن، می تواند یک خاطره خوب در حال رقم خوردن را خراب کرده و حال و هوای خودتان و شریک زندگی تان را تلخ کند. 

حتی اگر تغییر در برنامه ها چیزی است که نمی توانید اصلا تحمل کنید و روی سلامت و امنیت شما اثر ناخوشایند دارد، سعی کنید روی جزئیات تاکید نکنید. از زمان با این فکر لذت ببرید که چه چیزی می تواند یک عنصر شگفتی ساز در همین حال حاضر باشد.

7- سعی در سلب آزادی های همسر خود نداشته باشید

هیچ مشکلی در خواستن یک رابطه طولانی و امن وجود ندارد. همگی ما تغییر می کنیم و تکامل پیدا می کنیم. هم به خودتان و هم به شریک زندگی تان فرصت بدهید. برای تقویت و تحکیم رابطه و از بین بردن حس عدم امنیت، با شریک زندگی خود صحبت کنید تا راهی بیابید برای ایجاد و ساختن شرایطی که حس امنیت بیشتری در آن دارید.

8- به وفاداری احترام بگذارید

روابط از مراحل دشواری گذر می کنند و در طول این مراحل است که ما آسیب پذیر و حتی گاهی ناشاداب می شویم. اگر این چنین شد، با شریک زندگی خود صحبت کنید. در صورتی که چیزی متفاوت می خواهید که رابطه فعلی تان به شما نداده است، پس شجاعت داشته باشید و آن را بیان کنید، اما اگر این شجاعت را ندارید، اعتماد موجود بین خود و شریک زندگی خود را برای یک لحظه ضعف یا وسوسه تخریب نکنید. باید طوری با شریک زندگی خود رفتار کنید که دوست دارید او با شما رفتار کند. به وفاداری تمام و کمال احترام بگذارید.

9 اشتباه زنان در روابط زناشویی


9- به جای او تصمیم نگیرید

همه ما دوست داریم گفته های مان نقش و رتبه ای خاص در انتخاب ها و تصمیمات شریک زندگی مان داشته باشد. همین باعث می شود که هر فرد متاهلی احساس خاص بودن بکند، اما در بسیاری مواقع هم زیاده روی می کنیم. به یاد بیاورید زمانی که کسی در تصمیم گیری های شما دخالت می کند، چه حسی پیدا می کنید؟ برای شریک زندگی شما هم دقیقا همین طور است. به خاطر همسرتان هم که شده، به جای او تصمیم نگیرید.


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 166
نویسنده : sina95

 

خوشحال کردن شوهر

 

وفاداری و علاقه شما به همسرتان در زمان های سختی و مشکلات اثبات می شود لذا زمانی که شوهرتان دچار شکست شغلی، بیماری، بدهکاری و ... می شود از او حمایت کنید.

 

در این مطلب به نکات و مواردی اشاره خواهد شد که به شما کمک می کند هر چه بیشتر محبوب همسرتان شوید و روابط زناشویی تان، بیش از پیش مسالمت آمیز و توام با خوشحالی و نشاط گردد.

 

عموماً نکات و مطالبی که در اختیار زوجین قرار می گیرد، برگرفته از متون اروپایی و آمریکایی است که به طور قطع تفاوتهای فرهنگی، اعتقادی و نگرشی بسیاری با ما ایرانیان مسلمان دارند. در فرهنگ و تمدن ما ایرانیان مسلمان، علاوه بر تأکید و اهمیت فراوانی که بر کیان خانواده داده شده است، وظایفی خاص و منحصر به فرد به هر یک از زوجین واگذار می شود که رعایت آن نقش بسزایی در رضایت زناشویی خواهد داشت.

 

فراموش نکنید که شما نه تنها یک زن ایرانی بلکه یک زن مسلمان بوده و با زنان سایر کشورهای دنیا متمایز بوده و حتی به جرأت می توان گفت منحصر به فرد هستید چرا که تعهد، عفاف، مسئولیت پذیری، فداکاری و ... که در یک زن مسلمان ایرانی مشاهده می شود، در هیچ یک از زنان سایر ملل دیده نمی شود. زنان ما نه تنها دارای فرهنگ و تمدن غنی ایرانی هستند بلکه این فرهنگ و تمدن با آموزه های اسلامی و اعتقادی آنان نیز درآمیخته است.

 

از سوی دیگر مردان ایرانی نیز در وفاداری، مسئولیت پذیری، سخت کوشی و خانواده دوستی از منحصر به فردترین مردان دنیا هستند؛ لذا آموزه های تربیتی زنان و مردان ایرانی باید مختص خود آنان باشد و نه الگوبرداری از دیدگاههای روان شناسان غربی. در ادامه نکات کلی شیوه های همسرداری به شما بانوان ایرانی ارائه می گردد:

 

1 - میزبانی جذاب باشید

پس از بازگشت همسرتان از مسافرت، محل کار، دانشگاه و... با روی خوش به استقبال او رفته با چهره ای بشاش و خنده رو با او سلام و احوال پرسی کرده و بهترین لباسهایتان را برای همسرتان بپوشید، عطر بزنید و به ظاهر خود رسیدگی کنید. در مورد اتفاقات و خبرهای خوشی که در طی روز دیده یا شنیده اید صحبت کنید و اخبار و ناگوار را به زمانی بعد از استراحت همسرتان موکول کنید. تلاش کنید تا در حد توانتان فضای منزل را برای استراحت همسرتان مهیا کنید.

 

2 - با صدایی آرام و ملایم با همسرتان صحبت کنید.

حتی در بدترین شرایط هم بر سر شوهر خود فریاد نکشید.

 

3 - همیشه بوی خوش داشته باشید و به زیبایی ظاهرتان توجه کنید

به تناسب اندام و بهداشت جسمانی خود توجه داشته باشید. بهترین لباسها و پوششها را نزد همسر خود داشته باشید ، نه اینکه لباسهای زیبایتان را مختص مهمانی ها و مجالس کنار بگذارید. اجازه ندهید همسرتان شما را با ظاهری نامرتب و ژولیده ببیند. از آرایشهای حرام به شدت بپرهیزید (یعنی در مقابل نامحرم ظاهری مناسب و عفیف داشته باشید و زیبایی هایتان را مختص همسرتان بدانید).

از رنگها، لباسها و آرایشهایی استفاده کنید که مورد علاقه همسرتان است و هر چند وقت آرایش ظاهر، لباسها و موهای خود را تغییر دهید ( البته فراموش نکنید که در این زمینه حتماً به توانایی اقتصادی همسرتان توجه داشته باشید ).

 

4 - راضی به رضای خداوند باشید

به خاطر درآمد کم همسرتان غمگین و افسرده نباشید و با او درگیر نشوید و خودتان را آزار ندهید. برای کنار آمدن بهتر با این وضعیت به زندگی افراد کم درآمدتر از خود توجه کنید و نعمتهایی را (سلامتی و خانواده خوب و...) که خداوند به شما داده، شکر گذار باشید و به خاطر داشته باشید که ثروت واقعی در ایمان و تقواست.

 

5 - تحت تاثیر تجملات زندگی اطرافیان خود قرار نگیرید

خانه و زندگی خود را همان طور که هست دوست داشته باشید و از همسر تان تقاضاهایی فراتر از توان و قدرت مالی اش نداشته باشید. در مقابل به همسرتان کمک کنید تا هر ماه پس انداز هر چند اندکی ذخیره کند و از طرف دیگر او را تشویق کنید تا به افراد نیازمند و فقیر کمک کند.

 

6 - از همسر خود تشکر و قدردانی کنید

درست است که مردان مسئول تأمین هزینه های زندگی زن و فرزندان هستند اما این مساله به معنای نادیده گرفتن تلاشها و زحمات مردان نیست. از همسر خود به خاطر تلاشهای بی شائبه اش تشکر و تقدیر کنید. نتیجه این رفتار، عشق و علاقه بیشتر شوهرتان نسبت به شما و خانواده خواهد بود.

 

7 - وفاداری خود را به همسرتان اثبات کنید

وفاداری و علاقه شما به همسرتان در زمان های سختی و مشکلات اثبات می شود لذا زمانی که شوهرتان دچار شکست شغلی، بیماری، بدهکاری و ... می شود از او حمایت کنید. این حمایت می تواند شامل حمایت و توجه عاطفی تا کار کردن شما در بیرون از منزل ( برای کمک اقتصادی به همسر) را شامل شود.

 

8 - زمانی که عصبانی است او را بشاش نمائید

قبل از هر کاری از چیزهایی که او را عصبانی می کند پرهیز کنید، اما چنانچه این اتفاق افتاد با استفاده از تکنیک های زیر سعی کنید او را آرام کنید:

 

1 _ اگر اشتباهی از شما سرزده و مقصر هستید غرور را کنار بگذارید و عذرخواهی نمایید

2 _ اگر او مقصر است آنگاه :

_ به جای غر زدن سعی کنید آرام باشید

_ هرگز کاری نکنید که همسرتان مجبور باشد بین شما و خانواده اش یکی را انتخاب کند

_ صبر کنید تا عصبانیت او فروکش کند و سپس با آرامش و مهربانی در مورد مشکل بوجود آمده با او صحبت کنید.

3 _ اگر عصبانیت وی عامل خارجی دارد:

_ تا فروکش کردن خشم او ساکت بمانید.

_ از پرسیدن پرسش های زیاد و طولانی پرهیز کنید و تنها سعی کنید با سؤالات کوتاه بفهمید که چه اتفاقی افتاده است مثلاً بپرسید: ممکن است به من بگویید چه اتفاقی افتاده؟ چرا این قدر عصبانی هستید؟ دوست دارم کمک کنم. همه چیز را به من بگو.

_ وظیفه سرپرستی خود را هنگام غیبت ایشان به خوبی انجام دهید.

 

9 - رازدار باشید

از گفتن آنچه شوهرتان دوست ندارد بقیه افراد فامیل از آن مطلع شوند خودداری کنید. از منزل و بچه ها به خوبی مراقبت نمائید. مواظب دارایی ها و مخارج خانواده باشید.

با هماهنگی و اطلاع شوهرتان کارهای خارج از خانه را انجام دهید. با افراد یا اقوامی که شوهرتان با آنها رابطه ی خوبی ندارد در ارتباط و یا رفت و آمد زیاد نباشید. در غیاب ایشان با والدین و اقوام شان خوش رفتار باشید.

_ با دوستان و اقوام ایشان محترمانه رفتار کنید.

_ با مهمان های شوهرتان با رویی گشاده رفتار کرده و به خوبی از آنها پذیرایی کنید.

_ از هر گونه مشکل با اقوام و خویشاوندان شوهرتان بپرهیزید.

_ هرگز کاری نکنید که او مجبور باشد بین شما و خانواده اش یکی را انتخاب کند.

_ شوهرتان را تشویق کنید که با اقوامش در ارتباط باشد و آنها را به منزلتان دعوت کنید.

_ با خانواده شوهرتان به صورت تلفنی، حضوری و ... در ارتباط مستمر باشید، به آنها هدیه بدهید و در مواقع نیاز به آنها کمک نمایید.

 

10 - صبور باشید و از شوهرتان حمایت عاطفی نمائید

هنگامی که با تنگدستی و شرایط مالی سخت مواجه می شوید، هنگام ابتلا به حوادث ناگوار برای اقوام، نزدیکان و یا والدین از قبیل تصادف، بیماری یا مرگ و نیز هنگامی که او با شما کمی غیرعادی برخورد می کند صبور باشید و حمایت عاطفی خود را از او دریغ نکنید.

 

11 - خانه دار خوبی باشید

دکوراسیون خانه را با نظر یکدیگر بچینید و به نظافت خانه برسید. غذاهای سالم و مورد علاقه شوهرتان را تهیه کنید و در تربیت فرزندان دقیق و کوشا باشید.

منبع :tebyan.net


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 206
نویسنده : sina95

 ۵ نشانه بر اینکه بیش از اندازه برای راضی نگه داشتن دیگران تلاش می کنید

عمل کردن به خواسته دیگران ذاتا خصوصیت بدی نیست. در واقع اینکه بخواهید رضایت اعضای خانواده و مدیران خود را جلب نمایید خیلی هم خوب است اما زمان هایی پیش می آید که این نوع رفتار شما باعث بروز مشکلاتی برایتان می شود.

در این مطلب قصد داریم ۵ نشانه را از نظر بگذرانیم که مشخص می کنند این رفتار شما از حد گذشته و دیگر شکل سالمی ندارد.

 

۱- نمی توانید نه بگویید

پاسخ مثبت دادن به خواسته هر فردی بدان معناست که حتما به شخص دیگری پاسخ منفی داده اید تا از عهده انجام تعهدات تازه تان برآیید. اینکه خواست داوطلبانه شما برای حضور در یک نشست باعث دور شدنتان از اعضای خانواده شده باشد یا رد کردن دعوت شام یکی از اعضای فامیل، در هر صورت باید بدانید که این رفتار به هیچ وجه صحیح نیست و بله گفتن به همه می تواند پیامدهای ناخوشایندی برای شما داشته باشد.

۲- برای تصمیم گرفتن مشکل دارید

اگر عادت دارید براساس انتظارات دیگران تصمیم بگیرید احتمالا برای این کار با مشکلات زیادی روبرو هستید. در این صورت، هرچیزی (از انتخاب کفش گرفته تا محل صرف شام) می تواند برای شما دشوار باشد و همواره باید سعی کنید تا دیگران را راضی نگه دارید و خودتان در این مساله نقشی نخواهید داشت.

۳- درخواست کمک نمی کنید

افرادی که عادت دارند به درخواست همه پاسخ مثبت بدهند، معمولا کمتر از دیگران درخواست کمک می کنند. اگر شما نیز در زمره این افراد قرار دارید باید بدانید که بخش زیادی از فرصت های خود در طول زندگی را از دست داده اید.

نکته: برای برطرف کردن این مشکل توصیه می شود که روزانه یک درخواست کوچک از اطرافیانتان داشته باشید (مثل ویرایش متن یک ایمیل توسط دوستتان یا نگه داشتن یک صندلی خالی در سالن کنفرانس شرکت). باور داشته باشید که هرچه این کار را بیشتر انجام دهید در زندگی تان بیشتر احساس راحتی می کنید.

۴- مطابق با ارزش هایتان زندگی نمی کنید

اگر همه انرژی خود را صرف رف و رجوع کردن خواسته های دیگران کنید دیگر نمی توانید مطابق با ارزش های مد نظرتان زندگی کنید. چنانچه وقت گذراندن با بچه هایتان برای شما اهمیت دارد و در عین حال نمی توانید به خواسته های مداوم دوست خود نه بگویید، برای انجام اموری که برایتان اهمیت دارند به دردسر خواهید افتاد.

به یاد داشته باشید که ساعت های هر روز محدود هستند و لازم است که زمان خود را صرف اموری نمایید که برایتان اهمیت بیشتری دارند.

نکته: بررسی کنید که بخش اعظم زمان روزانه خود را صرف انجام چه اموری می کنید و آیا آن فعالیت ها همان هایی هستند که بیشترین اهمیت را برایتان دارند. اگر پاسخ منفی است اهدافی را برای خود تعیین کنید که به شما کمک می کنند در راستای ارزش هایتان زندگی کنید.

۵- مرزهای سالمی را در زندگی تان انتخاب نکرده اید

نه گفتن به دوستی که مرتبا از شما پول قرض می کند یا ایستادن در مقابل فردی که دائما در زندگی شخصی شما دخالت می کند همگی از وجود مرزهای ناسالم در زندگی سرچشمه می گیرند. زمانی که به دیگران اجازه می دهید حریم خصوصی تان را نقض کنند، نتنها علاقه تان نسبت به آنها کم می شود بلکه به وجهه تان نیز آسیب می رسد.

نکته: از سوء استفاده دیگران جلوگیری نمایید. اقتدار خود را باز پس بگیرید و با اطلاع از این حقیقت که نه گفتن و مخالفت کردن با دیگران می تواند باعث عصبانیت آنها شود، خواسته خود را مطرح نمایید. با گذر زمان متوجه خواهید شد که ناراحت کردن دیگران به خاطر درخواست های نامعقولشان چندان هم نمی تواند وحشتناک باشد.


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 196
نویسنده : sina95

 ۷ جمله ای که افراد موفق هیچگاه بر زبان نمی آورند

همه ما می دانیم که موفقیت یک شبه بدست نمی آید؛ بلکه نیازمند تلاش زیاد، صرف زمان و تعهد است. هر رهبر موفق، کارآفرین یا آرمانگرایی، روش منحصر به فردی برای خودش دارد و برای آنچه که باور دارد، بی وقفه تلاش می کند تا بتواند به جامعه ثابت کند می توان از قید و بند زنجیری که جلوی پیشرفت را می گیرد، خلاص شد.

اگرچه هرکدام از آنها برای رسیدن به هدفشان راه های متفاوتی در پیش گرفتند، اما هدف همه آنها یکسان بوده و آن چیزی نیست جز موفقیت. 
اگر می خواهید در زندگی تان به موفقیت برسید، دانستن این هفت جمله که باعث بر باد رفتن تمام شور و نشاط تان در انجام کارها می شود، می تواند کمک زیادی به شما کند. 

 

عوامل زیادی وجود دارند که افراد موفق را به یکدیگر گره می زنند. یکی از آنها، نحوه رشد و پرورش این افراد در طول مسیر پیشرفتشان است. استیو سیبولد نویسنده کتاب “افراد ثروتمند چگونه می اندیشند؟”، بیش از سه دهه با بیشتر از هزار نفر از میلیونرها مصاحبه کرد تا به راز و رمز آنها در رسیدن به موفقیت و ثروت دست پیدا کند. 
پاسخ بسیار ساده بود؛ این نویسنده دریافت که اهمیتی ندارد این افراد در کجا و حتی توسط چه کسانی متولد شده باشند؛ آنچه که باعث پایداری آنها در برابر سختی ها شده، طرز فکرشان بوده است.

آنها به سوی هدفشان پیش می رفتند در حالیکه هیچ مانعی نمی توانست سد راهشان شود. همین ذهنیت این افراد را به ثروت و موفقیت در همه عرصه ها رساند. گفتنی است افراد موفق هیچگاه این هفت جمله را به زبان نمی آورند زیرا با طرز فکر غیر قابل توقف آنها در تضاد کامل است.

۱- از شغلم متنفرم

یا جملاتی مانند “از این شرکت بدم می آید” و “رئیس من فرد احمقی است”

یکی از ویژگی های تحسین برانگیز در افراد موفق این است که آنها (صرفنظر از اینکه ممکن است در هر لحظه از زندگی شان چه کاری انجام دهند) درباره شغل یا محل کار خود بیش از حد خود رای نیستند.

این افراد حتی اگر در وضعیت نامناسبی قرار بگیرند یا محیط اطرافشان پر از انرژی منفی باشد، باز هم جملات بالا را بکار نمی برند. این جملات مأیوس کننده چیزی جز کاهش سرعت شما در مسیر پیشرفتتان برای رسیدن به موفقیت، ندارد.

سعی کنید بجای توهین به یک شخص، شغل یا شرکت، با استفاده از واقعیت های موجود، روش های مناسب و با بی طرفی کامل مشکلات موجود را حل و فصل کنید.

۲- این منصفانه نیست

یا “من در این مورد سزاوارترم”

آیا رقیب شما در شرکت، تشویقی، پاداش یا ترفیع گرفته است و در حالیکه شما دو برابر او فعال و مفید بوده اید، هیچ چیزی دریافت نکرده اید؟ 
به یاد داشته باشید یکی از اشتباهاتی که افراد موفق هیچگاه مرتکب نمی شوند، لفاظی و یاوه گویی در مورد بی عدالتی های زندگی است. آنها اهل غر زدن نیستند؛ بلکه از بی عدالتی های زندگی در جهت اهداف خود استفاده می کنند. 
بی وقفه تلاش کنید تا به خودتان نشان دهید لیاقت بهترین چیزها را دارید. بجای اینکه همواره از زمین و زمان ناله و شکایت کنید، فعال بوده و هرگز تسلیم ناملایماتی که شما را دلسرد می کنند، نشوید.

این رمزی است که شما را در مسیر پیشرفت نگه می دارد. اگر همواره به دنبال مقصر باشید، درواقع روحیه خود را خراب کرده اید. فرض کنید شما لایق تر از فرد دیگری بوده اید؛ بیایید با انجام کار برجسته ای به خود و دیگران ثابت کنید که لیاقت شما بیشتر بوده است.

۳- قبلاً کارها به این شکل انجام نمی شد

یا “زیرا همواره از همین روش انجام می شد”

خلاقیت یکی از صفات کلیدی افراد موفق در هر زمینه ای از فعالیت است. هموراه از امتحان کردن موارد جدید و روش های بدیع، استقبال کنید و از نتیجه آن نترسید. هیچکس تا کنون نتوانسته است بدون نوآوری و آزمایش روش جدید، به موفقیت برسد. 
به استیو جابز مدیر عامل فقید شرکت اپل نگاهی بیاندازیم؛ وی فرد بسیار پر شوری در نوآوری بود و همین طرز نگاه وی و اشتیاقش به ایده ها و طرح های جدید سبب تولید محصولاتی شگفت انگیز مانند آیفون یا آیپد شد که توانست جهان را متحول کند. وی زمانی گفت: «مرز بین یک رهبر و یک پیرو را خلاقیت تعیین می کند». 
داریلن پرایز رئیس شرکت well said می گوید، حتی اگر شما با ایده کسی مخالفید، بجای اعلام سریع موضع خود بگویید “وای! ایده جالبی است. چگونه عملی می شود؟!” یا اینکه بگویید “رویکرد متفاوتی است؛ بگذارید در مورد عواقب مثبت و منفی آن بیشتر بحث کنیم.” 
هیچگاه یک دنده نباشید و از امتحان کردن چیزهای جدید نترسید زیرا این راهی نیست که بتوانید از آن به موفقیت برسید.

۴- این کار من نیست

یا جملاتی مانند “مشکل من نیست” و “من برای این کار حقوق نمی گیرم”

افراد موفق یک قانون طلایی دارند که همواره از آن پیروی می کنند و آن این است که اگر شما واقعاً فرد موفقی باشید، همواره به دیگران نیز کمک خواهید کرد تا به موفقیت برسند.

به عنوان مثال وارن بافت مدیر عامل شرکت برکشایر هاتاوی می گوید، کسی که امروز در سایه نشسته است، بخاطر زحمت فردی است که سالها پیش در آنجا درختی کاشته. 
بخاطر داشته باشید همواره کار گروهی سبب تسریع در موفقیت می شود. اگر شما نتوانید بازیکن خوبی در کار اجرایی باشید، هیچگاه رنگ موفقیت را نخواهید دید.

شاید فرد ثروتمند و موفقی باشید اما بدانید سخت کوشی و فداکاری یک مجموعه شامل اعضا و کارمندان شرکت یا سازمان متبوعتان رمز اصلی موفقیت و اعتبار شما بوده است.

۵- غیر ممکن است

یا جملاتی مانند “این کار شدنی نیست” و “من نمی توانم این کار را انجام دهم”

افراد موفق به خوبی می دانند که مرزها و محدودیت ها ساخته و پرداخته ذهن انسان هاست و این خود فرد است که برای خودش محدودیت می تراشد. مطمئناً چنین جملاتی مانند بمبی انگیزه شما را نابود کرده و از رسیدن به موفقیت های بیشتر باز می دارد.

افراد موفق از موانع و محدودیت ها گله نمی کنند؛ همواره بجای شکایت سعی می کنند به کمک خلاقیت خود راهی برای از میان برداشتن مشکلات پیدا کنند. 
کلمات منفی مانند “نمی توانم”، “غیر ممکن است” و “نمی خواهم” را از ذهن خود بیرون بریزید زیرا افراد موفق هیچگاه چنین جملاتی را بر زبان نمی آورند. این اشخاص می دانند شاکی بودن و مدام غز زدن به کسی کمک نخواهد کرد؛ بجایش تمام تلاش خود را روی موضوعی که در دستشان است، می گذارند تا به پیروزی برسند.

۶- من نیز می توانستم داشته باشم

یا جملاتی مانند “من نیز باید داشته باشم” و “ای کاش من نیز قادر بودم”

حسرت و پشیمانی بدترین احساسی است که یک فرد می تواند در طول زندگی با آن مواجه شود. گاهی یک فرد اصرار به پایان رساندن کاری دارد که شرایط انجام آن از کنترل او خارج است.

افراد موفق هیچگاه به خودشان فرصت حسرت خوردن نمی دهند. این به ۲ دلیل است؛ یا آنها از فرصت ها به بهترین شکل ممکن استفاده می نمایند یا اینکه به جلو حرکت می کنند تا فرصت مناسب دیگری که در انتظارشان است، برایشان رخ داده و از آن استفاده کنند. یادتان باشد که حسرت گذشته به کسی کمک نکرده است.

۷- چاره ای ندارم

یا جملاتی مانند “گزینه دیگری ندارم” و “هر چه که از دستم برمی آمد، انجام دادم”

همیشه فرصت ها و انتخاب هایی روی میز وجود دارد که افراد موفق به خوبی می دانند چطور از آنها استفاده کنند. دارلین پرایز رئیس شرکت well said می گوید، گفتن این جمله که ما چاره ای دیگری نداریم نشان دهنده عمق تسلیم شدن شما در برابر عوامل بیرونی است و در واقع شما قربانی حس ناامیدی خود شده اید.


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 201
نویسنده : sina95

 ۵ روش برای خواندن ذهن دیگران

شاید از نظر شما تلپاتی یا ارتباط ذهن ها با یکدیگر نوعی نیروی ماورایی و تخیلی باشد اما باید بدانید که اینطور نیست و خواندن ذهن دیگران نوعی مهارت است که می توان آن را آموخت.

از پیش بینی نیازهای یک مشتری تا دانستن اینکه چطور باید با مدیرتان صمیمی شوید، همه و همه مواردی هستند که نشان می دهند پیدا کردن درکی درست از ارزش ها و شخصیت دیگران می تواند شما را در رسیدن به اهدافتان یاری دهند.

 

به گفته لورن مینر مدیر اجرایی شرکت کاریابی Decision Toolbox افراد باهوش همواره هم در زندگی شان و هم در کارشان موفق هستند، با این وجود افرادی که همواره بهترین عملکرد را دارند لزوما باهوش ترین نیستند بلکه در مقابل اشخاصی هستند که توانسته اند با ذهن دیگران ارتباط برقرار نمایند.

مینر می گوید آدم ها همواره در مورد افکارشان سیگنال هایی را ارسال می کنند اما تشخیص معنا و مفهوم این سیگنال ها نیازمند گذر زمان است. وقتی پیام دریافتی تان از فرد مقابل می گوید که شما با او توافق نظر ندارید، همه اینها کلیدها و نشانه هایی هستند که به شما هشدار می دهند یک گام به عقب باز گردید و جهت گیری خود را تغییر دهید. بله حالا زمان آن رسیده تا جو گفتگوهای خود را تغییر داده و رویکرد دیگری را اتخاذ نمایید.

به گفته لورن پنج روش مختلف برای خواندن ذهن دیگران یا دست کم ارائه پیش بینی های موثق از رفتار آنها وجود دارد تا به موجب آن رابطه کاری بهتری را ایجاد نمایید:

۱- با اختلاف نسل ها شروع کنید

به یاد داشته باشید اینکه طرف مقابل شما متعلق به چه نسلی است می تواند نکته هایی را در مورد نحوه فکر کردن او در اختیارتان قرار دهد. مینر می گوید نسلی که یک فرد به آن تعلق دارد در واقع حکم لنزی را دارد که از آن به جهان پیرامونش می نگرد.

تفاوت های نسلی بسیار جالب هستند. برای نمونه افرادی که در ابتدای هزار جدید متولد شده اند بیشتر دوست دارند پشت دستگاه های کامپیوتری پنهان شده و نظرات خود را از طریق توئیتر و رسانه های اجتماعی ابراز کنند. از نظر آنها ارتباطات چهره به چهره ارزش زیادی ندارد اما پدران و مادران ما دوست دارند که شخصا و رو در رو با دیگران صحبت نمایند.

به این ترتیب اگر قرار است که با یک نوجوان سخن بگوییم نیازی به هماهنگ کردن جلسه و تشکیل میز گرد نیست چراکه این گروه از افراد ترجیح می دهند از طریق اینترنت خود را ابراز نمایند اما برای آنها که پا به دوران میان سالی گذاشته اند لازم است که نشست حضوری داشته باشید.

همچنین برای نسل های مختلف موارد مختلفی اهمیت دارد. برای نمونه نوجوانان و جوانان امروزی دوست دارند زودتر به نتیجه برسند و زمانی که با آنها حرف می زنیم باید از فرایندهای ثابت شده و راهکارهای سریع سخن بگوییم. این در حالی است که والدین ما محافظه کارتر هستند و زمانی که با آنها حرف می زنیم باید گام هایمان را آهسته تر برداشته و در مورد موضوعاتی چون ایمنی و خطر سخن بگوییم.

۲- حساسیت ها را شناسایی کنید

روش دیگر برای آنکه تشخیص دهیم فرد موردنظرمان در مورد چه چیزی تفکر می کند این است که حساسیت های او را شناسایی کنید و برای این منظور لازم است که پرسش های درستی را مطرح نمایید. به توصیه مینر می توانید یک جلسه خصوصی با فرد مورد نظرتان تشکیل داده و با او در مورد موضوعات مهم و حساسیت هایش سخن بگویید.

برای مثال سوال کنید چه مسالی احساسات آنها را بر می انگیزد؟ در چه مواردی احساس راحتی می کنند و در یک کلام گوش شنوایی داشته باشید و کمتر سخن بگویید. او می گوید می توانید برای این منظور سوالاتی از فرد بپرسید که انتهایشان باز است و به این ترتیب فرد مقابلتان می تواند از نقاط قوت و چالش هایش برایتان بگوید.

۳- شخصیت ها را در نظر بگیرید

برای آنکه بدانید اطرافیانتان چه کسانی هستند بهتر است که ویژگی ها و خصوصیات فردی شان را بشناسید و از این طریق می توانید مسائلی که برایشان اهمیت دارند را نیز شناسایی نمایید.

مینر خودش را فردی به شدت تحلیلگر می داند و زمانی که افراد ایده هایشان را مطرح می کنند به خوبی می تواند ارتباط میان آنها را تشخیص دهد.

با دقت کردن به خصوصیات شخصیتی افراد و همچنین گفتار آنها به دنبال کلیدهایی بگردید. برای نمونه فردی که دوست دارد بر دیگران تسلط داشته باشد معمولا محکم دست می دهد یا افرادی که از شوخی خوششان می آید غالبا نکته های نغز و لطیف را در گفتارشان می گنجانند.

۴- به دنبال ارتباطات غیر کلامی باشید

رفتار غیر کلامی نیز اهمیت بالایی دارد و آنطور که مینر توصیه می کند بهتر است که به زبان اندام فرد مقابل تان توجه نمایید. اگر فردی حین صحبت های شما به دیوار یا سطحی تکیه می دهد معنایش آن است که جذب موضوع شده و اگر در مقابل صرفا حرف هایتان را تایید می کند، نگاهش به پایین است یا اینکه صورت خود را به سمت دیگری چرخانده علاقه ای به بحث ندارد.

تن کلام هم می تواند حاوی نکته هایی باشد. برای نمونه اگر فردی با تن صدای یکنواخت به شما پاسخ می دهد به احتمال زیاد علاقه ای به موضوع مطرح شده شما ندارد.

۵- شنونده خوبی باشید

در پایان دقت کنید که یک فرد چه می گوید و چه نمی گوید. البته این کار زمانی که مکالمه از طریق تلفن انجام می شود کمی دشوارتر خواهد بود با این همه آنطور که مینر می گوید صدای علاقمند یا مشتاق کاملا قابل تشخیص است.

بهتر است در کلام فرد مقابل خود به کوچک ترین صداها توجه نمایید. مثلا یک آه می تواند نشان دهنده این باشد که فرد از گفتگو با شما خسته شده یا تمایلی به ادامه ندارد.

نکته پایانی که باید به آن اشاره شود این است که از مطرح کردن مسائل مهم و احساسی از طریق ایمیل خودداری نمایید. در عوض تلفن را بردارید با فرد مورد نظرتان تماس بگیرید. ایمیل یا پیام های متنی بدترین وسیله برای انتقال احساسات پشت کلمات هستند و معمولا نمی توانند معنا و مفهوم مورد نظرتان را به افراد انتقال دهند


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 202
نویسنده : sina95

 هفت روش آسان برای برقراری سریع تر ارتباط با افراد نا آشنا

امروزه نشست و برخاست با افرادی که آنها را از قبل نمی شناسیم، به یکی از عادات ضروری و بدیهی  زندگی مان تبدیل شده است. در بعضی از مشاغل افراد به عنوان یک مشتری یا همکار به اشخاص غریبه معرفی می شوند و در برخی دیگر که شبکه های ارتباطی پیشرفته ای دارند، ارتباط موثر و سازنده با غریبه ها هدف اصلی محسوب می شود.

حتی در مجالس صمیمی، خانوادگی و دوستانه نیز طرز ارتباط برقرار کردن با دیگران تنها روش در جذب حاضرین و پیدا کردن دوستان بیشتر است.

اگر نگاهی ژرف و برون گرا داشته باشید خواهید فهمید که ملاقات با غریبه ها یک فرصت فوق العاده و هیجان انگیز برای تعامل و ارتباط بیشتر با جامعه است؛ اما معمولاً اکثر ما در برخورد با افراد غریبه دچار اندکی ترس و اظطراب می شویم.

شما هیچگاه فرصت دوباره ای برای اصلاح تأثیر برخورد اول تان با یک شخص نخواهید داشت؛ این یک قانون است. امروز قصد داریم شما را با ترفندهایی آشنا کنیم تا بتوانید در برخورد با کسانی که آنها را از قبل نمی شناسید، با آرامش و اعتماد به نفس بیشتری ارتباط برقرار کرده و پنجره ای جدید در روابط خود با سایرین باز کنید. 

 

۱- لبخند بزنید

اهمیت لبخند زدن بر کسی پوشیده نیست. مثلاً هنگامی که با یک فرد غریبه قدم می زنید، لبخند روی چهره شما به سرعت می تواند فضا را گرم کرده و نگاه تان را دوستانه و نزدیکتر کند.

این لبخند می تواند جو مثبتی را در تعاملات شما ایجاد کرده و نشان دهد که شما فرد خوب و با محبتی هستید. همچنین اینکار می تواند مغز شما را وادار به آزادسازی مواد شیمیایی بنام سرتونین کند تا شما احساس خوشایندی داشته باشید.

با این کار ساده، شما هم توانسته اید گفتگوی دوستانه و شادتری با سایرین داشته باشید و هم اینکه در تعاملاتان فردی دوست داشتنی تر به نظر برسید.

۲- حداقل یکبار آنها را به اسم کوچک صدا بزنید

مردم دیرجوش دوست دارند که دیگران نام کوچکشان را صدا بزنند. سعی کنید هنگامی که نام یک فرد غریبه را فهمیدید، در طول مکالمه تان چندین بار آنها را به اسم کوچک صدا بزنید( البته خیلی طبیعی!). مطمئناً اینکار نه تنها ضرری ندارد بلکه بعد از چند دقیقه مکالمه، طرف شما احساس خوشایند، دوستانه و راحت تری با شما خواهد کرد. همچنین تکرار نام او باعث می شود تا او را بخاطر سپرده و در برخورد بعدی از اینکه اسم او را اشتباه صدا بزنید، احساس شرمندگی نکنید.

۳- سردی رابطه را با شوخی های به جا از بین ببرید

به یاد داشته باشید اگر تمایلی به استفاده از بحث های کوچک برای باز کردن صحبت با دیگران نداشته باشید، شروع یک مکالمه برایتان بسیار دشوار خواهد بود. بحث های پیش پا افتاده لزوماً بد نیستند؛ حرف زدن درمورد آب و هوا یا هر موضوع در دسترس دیگر، یک روش عالی برای باز کردن حرف است اما اگر بتوانید از یک جوک یا شوخی به جا استفاده کنید، معجزه می کند.

فن بیان خود را تقویت کرده و همواره یکی دو جمله طنز آمیز در آستین داشته باشید. سعی کنید در طول معاشرت خود، به بهترین شکل از آن بهره ببرید. حتی اگر لطیفه هایتان بی مزه باشند، مهم این است که فردی که آن را از زبان شما می شنود، بخندد و شما را دوست داشته باشد. البته این روش را با حرف های سبک و مسخره خراب نکنید.

۴-از زبان اندام استفاده نمایید

همه افراد آیینه ای برای زبان اندام در طرف مقابلشان هستند. زبان بدن خود را تقویت کنید زیرا تأثیر رفتار و حرکات بدن شما به مراتب بیشتر از لحن کلمات است. ژست های زیبا، چشم دوختن به نگاه طرف مقابل و طرز ایستادن بدن شما می تواند به یک شخص غریبه کمک کند تا بدون توجه به آنچه می گویید، از شما خوشش بیاید یا خیر.

یکی از بهترین ترفند ها برای داشتن زبان بدنی خوب در طول مکالمه تان این است که دست های خود را از جیبتان درآورده و فاصله پاهای خود را بیشتر کنید تا قدرتمند تر به نظر برسید. چشم های خود را در راستای نگاه فرد مقابل خود تنظیم کنید؛ داشتن یک تماس چشمی خوب بسیار موثر است.

۵- در ضمن حرف زدن، دست و سر خود را حرکت دهید

ژست گرفتن یک نوع ارتباط غیر کلامی است که در آن از حرکات بدن مانند دست ها و بازو ها برای انتقال پیام استفاده می شوند. مثلاً اشاره یک انگشت برای تاکید بر موضوعی خاص، می تواند تأثیر بیشتری از یک جمله آوایی داشته باشد.

انجام این کار باعث می شود شما در طول مکالمه تان جذاب تر به نظر برسید زیرا گرفتن ژست مناسب، نشان دهنده انرژی و شور و شوق شما خواهد بود. همچنین هر قدر متحرک تر به نظر برسید، مردم مثبت اندیش بیشتری را جذب حرکات و رفتار خود خواهید کرد.

۶- به طرف مقابل اجازه دهید درمورد خودش حرف بزند

مردم عاشق این هستند که ساعت ها در مورد خودشان حرف بزنند؛ مخصوصاً در مورد احساسات خود نسبت به موضوعات مختلف. یکی از بهترین روش ها برای علاقمند کردن شخص غریبه به خود این است که از او سوالات زیادی درباره خودش بپرسید.

سعی کنید به طرز ماهرانه ای مکالمه را به سمتی پیش ببرید که آنها احساسات واقعی خود را نسبت به مسائل مختلف زندگی بیان کنند؛ سپس تا جایی که ممکن است بحث را به موضوع مورد نظرتان ربط دهید. به حرف هایشان توجه کنید، سوالات درست و بجا از آنها بپرسید و البته تا زمانی که از شما نخواستند، وارد حریم خصوصی آنها نشوید.

۷- صحبت با همه، در تمام زمان ها

این روش کمی متفاوت از بقیه است زیرا این کار یک ترفند یکبار مصرف نیست که بلافاصله در زمان نخستین ملاقاتتان با افراد از آن استفاده نمایید. بلکه باید به مرور زمان و تلاش، آن را به عنوان یک عادت در زندگی روزانه خود نهادینه کنید.

همواره سعی کنید با افراد غریبه در هر جا و هر زمان از قبیل اتوبوس، رستوران و غیره برای تبادل ایده ها و اطلاعات معاشرت کنید. این کار چندین فایده برایتان خواهد داشت؛ اول اینکه می توانید خود را بهتر معرفی کرده، حرفی برای گفتن در مجالس داشته باشید و روابط عمومی خود را تقویت ببخشید.

دوم اینکه ترس و دلهره شما از نزدیک شدن به دیگران و معاشرت با آنان از بین می رود. اینکه بخواهید تأثیر خوبی در برخورد اول با یک شخص داشته باشید، آسانتر از چیزی است که فکرش را کنید؛ کافی است تمرکز خود را روی لحن و جهت مکالمه تان بگذارید. بخاطر داشته باشید همان اندازه که دیگران برای شما غریبه اند، شما نیز برای آنها غریبه محسوب می شوید. حتی ممکن است آنها نیز از این ترفند ها برای جذب شما به خودشان استفاده کنند.


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 271
نویسنده : sina95

 مطالعه یا مرور وب روی موبایل و تبلت عامل اختلال خواب هستند

اگر به کتاب خواندن قبل از خواب عادت دارید بهتر است که از کتاب های کاغذی به جای تبلت و حتی کتابخوان استفاده کنید. چرا که محققان می گویند نور صفحه نمایش ابزارهای الکترونیک عاملی برای اختلال خواب شبانه است.

نشانه های علمی ای وجود دارند که نشان می دهند نور ابزارهایی مثل تبلت و موبایل می تواند عامل ایجاد اختلال در خواب شبانه شوند. چیزی که می تواند نهایتا بروز مشکلات و بیماری های بدتری را نصیب مان کند.

 

نتایج فوق از تحقیقات انجام شده در Harvard Medical School که در ژورنال علمی PNAS منتشر شده، از الگوی خواب ۱۲ داوطلب دریافت شده است.

در این تحقیق هر شخص ۱۰ دقیقه قبل از خواب به مطالعه کتابی پرداخته است که طی یک دوره ۱۰ روزه نیمی از روزها از طریق آیپد و پنج روز دیگر را از طریق نسخه چاپی کتاب دنبال کرده اند. در نتیجه این بررسی مشخص شد مطالعه کتاب از طریق ابزاری مثل آیپد در ۱۰ دقیقه قبل از خواب منجر به تاخیر ۱۰ دقیقه ای در خواب رفتن و تاخیری دیگر در ورود به حالت REM در آنها شده است. اما زمانی که کتاب مذکور از طریق نسخه چاپی خوانده شده بود، هورمون خواب (ملاتونین) پیش از خواب ترشح شده و افزایش کیفی خواب را منتج میشده است.

در این تحقیق تاثیر منفی نور مصنوعی بر خواب افرادی که از کتابخوان ها و آیپد استفاده کرده اند محرز شده است. طبق گفته نویسنده تحقیق پروفسور چارلز زایسلر: ‘نوری که از اغلب کتابخوان ها [و تبلت ها] ساطح می شود مستقیم به چشم ما میرسد در حالی که نور ساطع شده از صفحات کتاب های چاپی یا ابزارهایی مثل کیندل (در صورت خاموش بودن نور پس زمینه)، نوری غیرمستقیم است که از طریق انعکاس در صفحات کتاب به چشم میرسد.’ او اضافه می کند که اختلال خواب می تواند عامل بروز مشکلات دیگری در سلامت افراد شود که چاقی، دیابت، نارسایی قلبی و حتی سرطان از جمله آنها هستند.

خواب ناسالم و ناقص با میزان استفاده ما از ابزارهای الکترونیک مرتبط است.

نور مصنوعی می تواند باعث ایجاد اختلال در عملکرد ساعت طبیعی بدن شود که طی میلیون ها سال و بر اساس تاریکی شب و روشنایی روز تکامل یافته. اما نور آبی لامپ های فلورسنت و ال ای دی ابزارهای دیجیتال و الکترونیک به طور جدی می تواند برای عملکرد طبیعی بدن ما مضر باشد.

محققان مرکز پزشکی هاروارد همچنین نور خروجی تمامی ابزارهای دیجیتال -مانند آیپد، کیندل و سایر موبایل ها و تبلت ها و کتابخوان ها- را بدون استثنا یا تبعیض قائل شدن، مضر محسوب کرده و سالم ترین راه مطالعه [حداقل در ساعات قبل از خواب] را مطالعه کتاب های چاپی توصیه کرده اند.


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 228
نویسنده : sina95

 

۱۲ نکته مهمی که همه درباره پول باید بدانند

هدف از این مقاله این است که به کسانی که اطلاعات پیش زمینه ای درباره اصول مالی ندارند اطلاعات و دیدگاه مختصری داده شود.

۱ - حقوق بگیر نباشید. دستمزد هرگز برای شما پول نمی شود.

۲ – هرگز پول خود را سرمایه گذاری نکنید. سرمایه گذاری برای حفاظت از ثروت است نه ایجاد آن. پس اول باید ثروت را ایجاد کنید سپس آن را سرمایه گذاری کنید.

۳ – هر روز ۱۰ ایده جدید داشته باشید. هر چند که این نکته شبیه “سرمایه شخصی” به نظر نمی آید٬ اما در واقع همینطور است.

۴ – سعی نکنید با نخوردن قهوه گرانقیمت یا استفاده نکردن از تاکسی پس انداز کنید.  این افسانه ای بیش نیست. بهترین راه پس انداز پول به دست آوردن آن است.

۵ – یاد بگیرید که چطور CopyWriting کنید. روش هایی که با کمک آنها می توانید با نوشتن یک متن بر روی مخاطب در مورد کسب و کار و محصولتان اثر بگذارید را بیاموزید.

۶ –  ۱۰ ایده داشته باشید در مورد این که دو نفر چطور می توانند به هم کمک کنند. آنها را به هم معرفی کنید و از سر راهشان کنار بروید. این یک شبکه سازی واقعی است٬ نه نوع جعلی آن که افراد بدون شناختن یکدیگر فقط کارت ویزیت رد و بدل می کنند.

۷ – هرگز بیشتر از ۲ درصد از ثروت خود را بر روی ایده ها سرمایه گذاری نکنید. هر ایده ای که باشد.

۸ – وارد تجارتی که رقیب زیاد دارد نشوید. دنبال کردن کسب و کار انحصاری به معنی سود بیشتر، خوش رویی بیشتر و تحصیلات بالاتر است.

۹ – اطلاعات عمومی خود را بالاتر ببرید حتی اگر آنچه مطالعه می کنید با امور مالی در ارتباط نباشد. سپس آنها را با هم تلفیق کنید

۱۰ – مهمترین قانون سرمایه داری خواب هشت ساعته در طول شبانه روز است.

۱۱ – در کنار کسانی که دوستتان دارند و دوستشان دارید باشید. از آدم هایی که به شما انرژی منفی می دهند دوری کنید.

۱۲ – قدرشناسی برابر است با فراوانی. شما می توانید فقط برای چیزهایی که در زندگیتان به وفور وجود دارند یا قرار است وجود داشته باشند قدردان باشید. پس در طول روز قدرشناس بودن را تمرین کنید.

به خودتان اعتماد کنید. پس هر کاری که انجام می دهید و هر چیزی که می بینید٬ از خودتان بپرسید آیا این برای من خوب است؟ ذهن نا خود آگاهتان جواب مثبت و منفی را به شما خواهد داد. منتظر جواب بمانید و به آن گوش دهید.

همه جا و همه چیز را با دقت نگاه کنید و نکات مخفی را بیابید. آنهایی که اصول مالی را می دانند پول هایشان را در جایی مخفی میکنند و آنهایی که چیزی در موردش نمی دانند در موردش برنامه تلویزیونی می سازند.

به همه چیز شک کنید. حتی به من!


تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
بازدید : 219
نویسنده : sina95

 

۱۰ ویژگی شخصیتی افراد باهوش

حتما تا به حال با افرادی که تصور می کنند همه چیز را می دانند و از هوش و نبوغ سرشاری برخوردارند اما در اغلب موارد شانس با آنها یار نیست و نمی توانند دانسته هایشان را نشان دهند، روبرو شده اید.

شاید حق با این افراد باشد و واقعا انسان هایی با استعداد باشند اما آنچه اهمیت پیدا می کند، نتیجه اعمال و رفتارهای کلی افراد است و دیگران با نیت، قصد و منظور آنها کاری ندارند.

به بیان دیگر، مهم نیست که چقدر هوش و استعداد دارید یا از چه پتانسیل هایی برخوردارید؛ اگر دائماً کارهای نابخردانه انجام دهید، بی شک فردی بی خرد قلمداد می شوید و تا زمانی که تلاشی برای تغییر اوضاع نکنید نیز همینطور باقی می مانید.

همچنین به یاد داشته باشید اگر بخاطر ترس از هوش مردم یا دلخور شدن آنها، درمورد موضوعی وارد بحث عمیق با سایرین نشوید، متاسفانه خود را فردی بی اطلاع و نابخرد فرض کرده اید و تصورات کلی شما در مورد هوش و استعداد ذاتی تان تاثیری در این موضوع ندارد.

 

 

انسان های باهوش همواره تصمیم های هوشمندانه می گیرند و این مهمترین عامل در پیشبرد اهدافشان در زندگیست. یکی از هوشمندانه ترین تصمیم هایی که شما در محل کار خود می توانید بگیرید، ارتباط و تعامل سازنده با افراد نخبه است.

از آنجا که فیلترهای هوشمند برای تعیین افراد نخبه در ذهن ما وجود ندارد، در ادامه به ویژگی هایی اشاره می شود که به کمک آن می توانید کسی را باهوش خطاب کنید یا در زمره افراد بی خرد جای دهید.

۱- تصمیمات هوشمندانه اتخاذ می کنند

افراد باهوش به خوبی می دانند هر کاری انجام دهند، عواقبی در پی دارد و هر تصمیمی که در هر لحظه از زندگی خود می گیرند، باید نتایج ثمر بخشی برای کسب و کارشان داشته باشد. به عبارت دیگر چند تماس تلفنی هوشمندانه نمی تواند از شما یک فرد خارق العاده در انجام امور بسازد؛ بلکه توانایی اتخاذ تصمیم های درست و هوشمندانه، به داشتن نظم و تمرکز دائمی نیاز دارد.

۲- از اشتباهات گذشته خود درس می گیرند

انسان ها از اولین تا آخرین گام در زندگی خود، همه چیز را با آزمون و خطا یاد گرفته اند. همه ما در زندگی اشتباهاتی داشته ایم تا از آنها درس گرفته و تجربه کسب کنیم. افراد باهوش نیز از اشتباهات خود درس می گیرند. با این همه اگر شما نتوانید با واقعیت ها رو به رو شده و قضاوت منصفانه ای از خود داشته باشید، نمی توانید پیشرفت کرده و کارهای بعدی تان را بهتر انجام دهید.

۳- جواب همه چیز را نمی دانند

یک جمله قدیمی می گوید، «افرادی که ادعّا می کنند جواب همه چیز را می دانند، آنها که بیشتر اهل عمل هستند را به دردسر می اندازند» شاید در ابتدا خنده دار به نظر برسد اما اگر جدی به آن نگاه کنید، واقعاً آزار دهنده است. افراد باهوش برای نشان دادن استعداد خود به دیگران وانمود نمی کنند که همه چیز را می دانند، و در عوض به اندازه کافی باهوش هستند که بدانند چه چیزهایی نمی دانند.

۴- با افراد نخبه در ارتباطند

هیچ کس به تنهایی کامل نیست. شاید یک فرد باهوش باشد اما همواره چند عقل بهتر از یک عقل است و تیم ها عملکرد بهتری نسبت به افراد دارند. شاید استیو جابز مدیر عامل فقید اپل کمی دمدمی مزاج بود اما به خوبی می دانست که باید ۸ تا ۹ نفر از باهوش ترین افراد شرکت در تیم رهبری اش حضور داشته باشند و به آنها نیز یادآور می شد که همین کار را در تیم های خود انجام دهند. این کار بسیار هوشمندانه است.

۵- کاردان هستند

از آنجا که هوش انسان خاصیت تکاملی دارد (نئوکورتکس های مغز بی دلیل پرورش  نیافته اند) افراد باهوش در استفاده مناسب از محیط اطرافشان برای رسیدن به هدف خود در زندگی، سازگارتر و خلاق ترند.

۶- استدلال می کنند

“تا زمانی که زنده ام، محال است که چنین اتفاقی برایم رخ دهد”. بعضی از مردم حتی وقتی که با شواهد انکار ناپذیر در رد تفکرات نادرست شان روبرو می شوند هم چنان در برابر آن مقاومت می کنند که گویی تمام زندگی شان به آن وابسته است. به یاد داشته باشید بدون داشتن تفکر انتقادی، استدلال منطقی، دلیل و روش علمی، انسان ها در تاریکی جهل خود باقی خواهند ماند.

۷- دمدمی مزاج نیستند

ما در عصری زندگی می کنیم که مدها، باورها و خرافات، بیداد می کند. صادقانه بگوییم هیچ فیلمی به اندازه ایندوکراسی (ساخته میک جاج)، حماقت یک جامعه را با این دقت به تصویر نکشیده بود. درمورد این اثر گفته شده، فیلمی که واقعاً کمدی بود اما به یک مستند تبدیل شد.

۸- بیشتر از درآمدشان خرج نمی کنند

بدون شک همه شما در جوانی، خودتان را برای بدست آوردن چیزی به آب و آتش زده اید؛ اما زمانی که به چیزی رسیدید، دیگر نمی خواهید آن را از دست بدهید. به یاد داشته باشید اصلاً نباید چیز هایی را که با زحمت بدست آورده اید، با ولخرجی تباه کنید.

۹- از نقاط ضعف خود به شکلی مفید بهره می گیرند

لوب پیشانی به قسمتی از مغز گفته می شود که در مهارت های شناختی و مهم انسان مانند حافظه، زبان، قضاوت، رفتارهای جنسی و… نقش دارد. هر میزان که لوب پیشانی رشد کند، انسان ها نیز حداقل یک نقطه کور احساسی پیدا می کنند که همواره با آنهاست. گاهی اوقات همین نقاط کور است کهآنها را به افرادی نخبه تبدیل می کند. در واقع، در این افراد، یک نقطه ضعف به عاملی برای رشد افراد بدل می شود.

۱۰- همیشه هم موفق نیستند

هنگامی که حرف از موفقیت در کسب و کار مطرح می شود، داشتن هوش یک شرط لازم است نه کافی! به یا داشته باشید برای شروع و مدیریت یک کسب و کار موفق، باید در همه حال و همیشه باهوش بود اما شاید این هوش هم برای پیروزی شما کافی نباشد.


تاریخ : یکشنبه 22 شهریور 1394
بازدید : 238
نویسنده : sina95

  تعویق انداختن کارها 

درمان عادت به تعویق انداختن کارها

به تعویق انداختن کارها یکی از عادات ناپسندی است که خیلی از افراد به آن دچار هستند. امروز و فردا کردن نه تنها هیچ دردی را از ما دوا نمی کند، بلکه باعث تلمبار شدن انواع و اقسام کارها می شود و در نهایت، جملات معروف با پیشوند "ای کاش…” را به خود می گوییم.

اما با تکنیک های ساده ای می توان جلوی پشت گوش انداختن کارها را گرفت و به سادگی خود را مجاب به انجام امور در سریع ترین زمان ممکن کرد. در این مطلب قصد داریم به این موضوع بپردازیم و سادگی می توانید عادت طفره رفتن از کارها” را به فراموشی بسپارید.

زیر نظر داشتن تمامی فعالیت های روزانه

اولین قدم نوشتن فعالیت های روزانه است، یعنی هر کاری که طی روز انجام می دهید را لیست کنید. زمانی که من شروع به نوشتن لیست کارهای روزانه کردم، حس بد اتلاف وقت و انرژی داشتم. اما کمی بعد، وقتی نگاهی به آنالیز اطلاعات و کارهای انجام شده طی یک ماه انداختم، متوجه این نکته شدم که چقدر از زمان خود را در کجا تلف می کردم و چرا وقت کافی برای انجام امور مهم را نداشتم. این موضوع به من کمک کرد تا عادات بد خود را شناسایی کرده و در جهت رفع آنها قدم بردارم.

به طور مثال، من خودم بیشتر زمانم را صرف وب گردی و جستجو در شبکه های اجتماعی و مشاهده ویدیوهای آنلاین می کردم و از همین طریق متوجه شدم بیشتر زمان مفید من در این کار به هدر می رفت.

درک دلیل پشت گوش انداختن کارها

به طور کلی ما کارها را به دلیل عاداتی که طی زمان ساخته ایم، به تعویق می اندازیم. زمانی که ما در محل کار هستیم، انواع و اقسام افکار به ذهن خطور می کند. به طور مثال برای خود من این سوال ایجاد می شد:‌ "این آخر هفته را چگونه بگذرانم؟”

سپس در اینترنت محل های احتمالی برای سفر را جستجو می کردم و به فیسبوک می رفتم تا ببینم دوستانم به کجا رفته اند و چنین کارها و سپس متوجه می شدم بیش از یک ساعت کاری است که من مشغول "کلیک کردن های بیهوده” هستم!

ساخت عادات خوب

این عادت روزانه من که در مورد قبل گفته شد، منجر به اضافه کاری های بسیار زیاد من شده بود و عملا هیچ زمانی برای انجام امور شخصی نمی رسید. تمام این موضوع زمانی برای من روشن شد که کتاب "قدرت عادت” نوشته چارلز دوهگ را مطالعه کردم. با جایگزین کردن عادت های خوب با موارد ناپسند، به خوبی می توانید امور خود را با سرعت و کیفیت بهتری به انجام برسانید. اما در ابتدا باید روش ساخت عادات را بدانید.

- اول از همه با Cue یا نشانه آغاز می شود: در مورد من باید بگویم شخصا به یادگیری مطالب در اینترنت علاقه بسیاری دارم.
- سپس جریان یا Routine وارد کار می شود و من را مجاب به جستجو در اینترنت می کند و ناخودآگاه وارد پروسه کلیک های بدون انتها می شدم.

- در پایان این "پاداش” است که این چرخه را ثابت می کند و برای من، خروج موقت از استرس محیط کار و پاسخ دادن به سوالات همیشگی من بود.

- حالا با یک ترفند کوچک می توان این چرخه را به یک روال مثبت تبدیل کرد و آن، تغییر جریان (Routine) است. با این کار بهره وری بسیار بالا رفته و به خوبی می توانید مدیریت کارهای خود را به عهده بگیرید.

اما مورد اول (Cue) مثل کفشی برای دویدن است و جریان خوب یا بد را به حرکت می اندازد و آن را به "پاداش” می رساند. حال انتهای این چرخه می تواند به شما حس رضایت بخشی بدهد یا نارضایتی؛ تنها کافیست در انتخاب نشانه و جریان کمی بیشتر دقت داشته باشید.

نحوه درمان خود با تغییر جریان

من توانستم با انجام این کارها، "جریان” ذکر شده در مورد قبلی را بهبود ببخشم و به نوعی خود را از عادت پشت گوش انداختن درمان کنم:

قطع کردن اینترنت : بیشتر امور کاری من نیازی به اینترنت نداشت، پس در اولین قدم راه اتصال خود به دنیای صفر و یک را مسدود کردم.

دفترچه یادداشت : هر زمان که افکار و سوالات غیر کاری به ذهنم می رسید که من را مجاب به مرور در اینترنت می کرد، بلافاصله آنها را در دفترچه یادداشت خود می نوشتم تا در زمانی دیگر به آنها بپردازم.

قرار دادن محدودیت زمانی : من برای خودم مهلت معین برای به پایان رساندن کارها مشخص کردم و این کار باعث بالا رفتن تمرکزم شد. من حتی برای انجام امور شخصی مثل صحبت با دوستان هم محدودیت قائل شدم و بیشتر از ۵ دقیقه زمان خودم را صرف امور غیر کاری نکردم.

کلا برای تثبیت یک عادت خوب سه کار است که باید انجام داد:

زیر نظر داشتن فعالیت ها : شب به شب قبل خواب نیم ساعت از زمان خود را صرف یادداشت برداری از امور انجام شده در طول روز و آنالیز بگذرانید تا بدین صورت فعالیت های خود را زیر نظر داشته باشید.

اولیویت بندی کردن فعالیت های روز آینده : چکیده کارهای انجام شده و برنامه روز آینده به ما کمک می کند تا به فعالیت های روز آینده متمرکز شویم و بتوانیم آنها را اولویت بندی کنیم. برای شروع من فقط سه کار بسیار مهم خود را که حتما باید روز آینده به اتمام می رساندم را می نوشتم.

دوباره بررسی کردن ماهانه و فصلی : با بازرسی کردن مجدد اطلاعاتی که طی ماه و در یک فصل از خود به دست آورده اید می توانید عادات کاری خوب و بهره وری خود را تا حد بسیار زیادی تحت نظر بگیرید و آنها را بهبود ببخشید.

این تکنیک ها به من کمک بسیار زیادی کرد تا بتوانم به خودم کمک کنم تا هم در کارها موفق تر ظاهر شوم و هم به زندگی شخصی خود بپردازم.

آی بانو


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید