عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 23 آبان 1394
بازدید : 238
نویسنده : sina95

 سکسکه پدیده ای آزار دهنده و بسیار عجیب است و اغلب آدم ها آن را دست کم یک مرتبه در طول حیات خود تجربه می کنند و باید بگوییم که در مورد گربه ها، سگ ها، اسب ها و موش ها هم همینگونه است.

 
 
 
وب سایت دیجیاتو - مریم موسوی: سکسکه پدیده ای آزار دهنده و بسیار عجیب است و اغلب آدم ها آن را دست کم یک مرتبه در طول حیات خود تجربه می کنند و باید بگوییم که در مورد گربه ها، سگ ها، اسب ها و موش ها هم همینگونه است.

جالب است بدانید که سکسکه حتی در جنین انسان نیز مورد بررسی قرار گرفته و با وجود آنکه دانشمندان به اطلاعات خوبی در مورد نحوه بروز این اختلال غیرارادی دست یافته اند، هنوز هم نمی دانند که علت دقیق بروز آن چیست.

سکسکه زمانی رخ می دهد که دیافراگم یا همان ماهیچه گنبدی شکلی که قفسه سینه را از شکم جدا می کند دچار انقباض می شود. براساس پژوهش های علمی انجام شده هیچ دلیل مشخصی برای بروز این پدیده شناسایی نشده است اما پزشکان و دانشمندان معتقدند که این امر در افرادی که الکل می نوشند، نوشیدنی های گاز دار مصرف می کنند، سیگار می کشند یا اینکه غذای خود را با سرعت میل می کنند با تناوب بیشتری رخ می دهد.

سکسکه به چه دلیل رخ می دهد؟

این پدیده در اغلب مواقع بدون هیچ دلیل مشخصی رخ می دهد و به صورت خود بخودی نیز مرتفع می شوند. سکسکه همچنین می تواند شکلی منقطع و منفرد داشته باشد یا اینکه به صورت پشت سر هم و پیوسته رخ دهد بدان معنا که فاصله زمانی بین هر کدام از سکسکه ها بسیار کوتاه است.

موارد خفیف و کوتاه مدت این پدیده کمتر مورد توجه افراد قرار می گیرند اما در زمان هایی که سکسکه شکلی مزمن به خود می گیرد (معمولا در آقایان بیشتر از خانم ها) پیامدهای ناخوشایند متعددی را برای فرد به دنبال دارد و لازم است که تدابیر پزشکی لازم به منظور رفع مشکل اتخاذ گردند.

علل

سکسکه به چه دلیل رخ می دهد؟

در مورد علل بروز این پدیده دانشمندان هنوز هم به اتفاق نظر لازم دست پیدا نکرده اند اما مشخص شده که شرایط و بیماری های زیر می توانند نقش مهمی در بروز سکسکه داشته باشند:

  •     مصرف غذای داغ که باعث ایجاد ناراحتی در عصب فرنیک (نزدیک به مری) شده باشد
  •     وجود گاز در معده که به دیافراگم فشار می آورد
  •     مصرف غذای بیش از اندازه
  •     سریع غذا خوردن
  •     تغییر ناگهانی در دمای محیط
  •     مصرف نوشیدنی های گاز دار
  •     مصرف غذاهای پر ادویه و تند
  •     مصرف نان خشک
  •     مصرف نوشیدنی های الکلی
  •     مصرف مواد مخدر، بنزودیازپین، بیهوشی، کورتیکو استروئید، باربیتورات و مواردی از این دست نیز میتوانند باعث بروز سکسکه شوند.

پیامدهای ناشی از سکسکه های مزمن

اگر فردی به صورت مزمن دچار سکسکه شود ممکن است علائم و بیماری هایی نظیر موارد زیر در وی بروز نمایند:
  کاهش وزن: در برخی موارد سکسکه ها نتنها در دراز مدت بلکه با فواصل زمانی اندک از یکدیگر اتفاق می افتند و همین امر باعث می شود که غذا خوردن فرد با اختلال روبرو گردد.

-  بی خوابی: اگر سکسکه های مزمن در طول ساعات خواب نیز ادامه پیدا کنند، به خواب رفتن و اساسا خوابیدن نیز برای فرد دشوار می شود.

- خستگی: افرادی که دچار سکسکه های مزمن می شوند، به خصوص چنانچه نتوانند خواب و خوراک کافی داشته باشند دچار خستگی های شدید می گردند.

- مشکلات ارتباطی: سکسکه های مزمن برقراری ارتباطات شفاهی را برای افراد دشوار می کند.

- افسردگی: بیمارانی که سکسکه های مزمن دارند بیشتر دچار افسردگی های بالینی می شوند.

- مشکل در التیام زخم ها و جراحات پس از جراحی: اگر فردی مرتبا سکسکه کند به مدت زمان طولانی تری برای التیام زخم های خود بعد از جراحی نیاز خواهد داشت. برخی بیماران حتی دچار عفونت یا خونریزی های بعد از جراحی می شوند.

برخی دانشمندان این پدیده را شکل خاصی از صرع می دانند اما با وجود آنکه این عبارت می تواند توضیح مناسبی برای سکسکه های پاتولوژیکی باشد اما مشخص نمی کند که چرا چنین پدیده ای در افراد سالم رخ می دهد.

در مطالعه ای که در سال ۱۹۹۷ میلادی انجام گرفت و نتایج آن در نشریه علمی Gut منتشر شد، پیتر کاهریلاس و گوژیانگ شی فرضیاتی را در مورد تنفس انسان مطرح کردند که براساس آنها، سکسکه ماهیچه های تنفسی نوزادان را برای تنفس کردن بعد از تولد و نیرومند ساختن این ماهیچه ها آماده می کند.

برپایه نظریه دیگر، سکسکه نقشی کلیدی را در دفع مکونیوم یا نخستین مدفوع تولید شده توسط نوزاد دارد. البته این فرضیه ایراداتی جدی دارد و دانیل هاوز نیز در مقاله ای که به سال ۲۰۱۲ در نشریه Bioessays منتشر کرد به آنها اشاره نمود.

براساس اظهار نظر این دانشمند، مشخص نیست انقباضات مختصری که در جریان سکسکه رخ می دهند تاثیری مثبت قابل توجهی بر ماهیچه های عصبی دارند یا خیر. در مورد مکونیوم هم هاوز اعلام داشته که سکسه بیشتر می تواند باعث شود نوزاد آن را به داخل مجاری تنفسی خود فرو ببرد تا اینکه دفعش کند.

در جریان مطالعه ای دیگر که در سال ۲۰۰۳ میلادی انجام شد و نتایج آن در نشریه یاد شده منتشر گردید گروهی از دانشمندان به سرپرستی کریستین استراوس اعلام داشتند که سکسکه اثری باقیمانده از قبل است و از دوزیستان به ما منتقل شده. اما دلیلی که آنها برای این گفته خود دارند بین مکانیزم سکسکه در انسان و روش تنفس دوزیستانی نظیر قورباغه قرار دارد.

انقباض دیافراگم و بسته شدن دهانه حنجره شباهت زیادی به مکانیزم تنفس از طریق آبشش دارد. این فرایند هم اکنون نیز در بسیاری از دوزیستان مشاهده می شود؛ به بیان دیگر زمانی که این اسپاسم مرموز برای انسان آزار دهنده جلوه می کند به یک امر حیاتی در دوزیستان بدل می شود چراکه از طریق آن می توانند هوا را به داخل آبشش های خود عبور داده و از وارد شدن آب به درون شش هایشان جلوگیری نمایند.

در این پژوهش دانشمندان یادآور شدند، با وجود آنکه انسان دیگر آن توانمندی های شبه قورباغه ای خود برای تنفس را در اختیار ندارد با این همه، مغز او همچنان همان قابلیت های سابق را برای کنترل تهویه هوا در آبشش دوزیستان دراختیار دارد.

سکسکه به چه دلیل رخ می دهد؟
 
استراوس و همکارانش در ادامه به دیگر شباهت های موجود میان سکسکه و تهویه هوای آبشش ها در حیواناتی نظیر نوزاد قورباغه اشاره کردند تا نظریه خود را به اثبات برسانند. آنها یادآور شدند که در نوزادان قورباغه، با افزایش تراکم گاز CO2 تناوب تنفس از طریق آبشش ها کم می شود و افزایش این گاز نیز تناوب سکسکه را کم می کند و به همین خاطر است که برخی توصیه می کنند برای خلاص شدن از سکسه در داخل یک کیسه کاغذی چند بار تنفس کنید.

دانشمندان مدعی شده که نوزاد انسان با استفاده از سکسکه توانسته نحوه شیر نوشیدن را یاد بگیرد. طبق گفته این گروه از دانشمندان سکسکه و شیر نوشیدن مکانیزم های مشابهی دارند. آنها اظهار داشته اند، مسیر عصبی سکسکه حفظ شده چراکه بسته شدن دهانه حنجره به نوزاد کمک می کند شیر را ببلعد و از وارد شدن آن به داخل ریه های خود جلوگیری نماید.

هاوز اما فرضیه شیر نوشیدن را قبول ندارد و استدلالش هم این است که بخش اعظمی از ماهیچه هایی که به خاطر سکسکه فعال می شوند نقشی در فرایند شیر خوردن نوزاد ندارند. او در ادامه مدعی می شود که سکسکه از وجود هوا در داخل معده ناشی می شود.

گفتنی است که این پدیده به مراتب در اطفال رخ می دهد تا بزرگسالان و آنطور که هاوز می گوید مکانیزمی بسیار مهم برای کمک به نوزادان به منظور مصرف شیر بیشتر است چراکه این فرایند باعث انتقال هوای بلعیده شده از داخل معده به نواحی دیگر می شود و در نتیجه فضای لازم برای ورود شیر بیشتر به داخل این اندام نوزاد باز می شود.

این فرضیات توضیحات جالبی را در مورد علل بروز چنین پدیده ای مطرح می کنند با این همه هنوز هم دانشمندان نتوانسته اند به یک پاسخ قطعی در مورد علت بروز سکسکه دست پیدا کنند.

تاریخ : شنبه 23 آبان 1394
بازدید : 174
نویسنده : sina95

 “بیشترِ انسان‌های موفقی که شناخته‌ام، کسانی هستند که کمتر حرف می‌زنند و بیشتر گوش می‌دهند.” برنارد باروخ

گوش دادن یک هنر است. هرروزه بسیاری از کمپانی‌ها با مشکلات اجتناب‌پذیری دست‌و‌پنجه نرم می کنند، کارفرمایان ایده‌های بزرگ را از دست می‌دهند و سازمان‌ها اشتباهات همیشگی را تکرار می‌کنند و… تمامی این موارد تنها بدلیل عدم توانایی در گوش دادن است.

این موضوع بسیار جالب است زیرا گوش دادن جزء مهارت‌هایی است که ما بطور ابتدایی آن را یاد می‌گیریم؛ پس ایراد از کجاست؟

شاید مشکل ناشی از تفاوت‌ در شیوه‌ برقراری ارتباطی یا عدم تمرکز و یا اولویت‌های اشتباه باشد. در هر صورت تقویت تواناییِ گوش دادن به دیگران تفاوت زیادی ایجاد می‌کند. پس چگونه به یک شنونده‌ی بهتر تبدیل شویم؟ شنوندگان خوب از انجام دادن (یا انجام ندادن) موارد زیر اطمینان حاصل می‌کنند:

۱- حرف دیگران را قطع نکنید.
طرف مقابلتان را تشویق کنید تا درباره‌ی هرآنچه که در ذهنش است آزادانه صحبت کند. اگر درگیرِ نوعی مشاجره هستید، سعی کنید بدون تعصب ابتدا به حرفهای طرف مقابل گوش دهید. اینکار همیشه آسان نیست، بویژه زمانیکه با افراد ناراضی و احساسی روبرو هستید.

از مقابله به مثل و اصرار به جواب دادن، خودداری کنید. به یاد داشته باشید: لحظه‌ای که آنها ساکت می‌شوند، لحظه‌ای‌ست که شما از یادگیری باز می‌مانید و این امر منجر به محدود شدن اطلاعاتی می‌شود که شما برای بهتر کردن اوضاع به آنها نیاز دارید.

استثناء: اگر سوالی ذهنتان را مشغول کرده که نمی‌توانید منتظر بمانید، بپرسید. در غیر اینصورت، آنرا جایی یادداشت کنید و وقتی صحبت‌های شخص مقابل تمام شد، سوالتان را بپرسید (تنها نکات مهمی که نمی‌خواهید از یاد ببرید را فورا یادداشت کنید).

۲- سوالاتی عاقلانه بپرسید.
زبان بدن و رفتار فرد را مشاهده کنید. به مکث‌ها و تغییرات صدا توجه کنید. آیا تمام داستان را می‌گویند یا برخی از جزئیات مهم را رها می‌کنند.

شاید دلیل کتمان کردن برخی از جزئیات، رعب و وحشت از چیزی یا ترس از به دردسر انداختنِ همکار و یا احتمالات دیگر باشد. تنها به جمع‌آوری حقایق نپردازید، وارد مسائل ریشه‌ای‌تر شوید. (از کی چنین احساسی داشتید؟ کسی جز شما هم چنین احساسی دارد؟) کندوکاو کنید.

۳- دقت و توجه کامل نشان دهید.
آیا تابحال با کسی صحبت کرده‌اید که حواسش کاملا جای دیگری باشد؟ چه حسی پیدا می کنید؟

البته اگر نیم ساعت بعد یک قرار ملاقات مهم داشته باشید و پیش از آن باید به سه تماس تلفنی پاسخ دهید، کمی موقعیت برایتان چالش برانگیز خواهد بود. اگر در آن لحظه احساس پریشانی می‌کنید علت را توضیح دهید و از آن شخص بخواهید برنامه را به زمان بهتری موکول کند که تمام توجه‌تان به وی باشد. وقتی آن زمان رسید، مطمئن شوید که کامپیوتر یا موبایلتان در حالت سکوت قرار دارد و یا تماس تلفنی ندارید.

۴- ماشینی برخورد نکنید.
برخی سعی می‌کنند برای نشان دادن بازخورد، از تکان دادن سر به منظور پذیرش چیزی استفاده کنند. اما اگر از این کار بیش ازحد استفاده کنید، نتیجه‌ی عکس خواهد داشت و باعث می‌شود فرد احساس شتابزدگی کند و تندتند حرف بزند.

روی درک مسئله تمرکز کنید. صداقت و صمیمیت‌تان باید بطور طبیعی درک شود.

۵- تنها برای اینکه دیگران احساس بهتری داشته باشند، موافقت‌ خود را نشان ندهید.
ممکن است عادتا کلماتی مانند “درسته، درسته” یا “بله، درسته” را به زبان آورید، در صورتی که واقعا با آن موضوع موافق نیستید.

بجای استفاده از این کلمات از عبارات بازخوردی همچون: “می‌فهمم” یا “می‌تونم احساستون رو درک کنم” استفاده کنید. این عبارات تایید می‌کنند که شما بدون تعصب درحال گوش دادن به شخص مقابل هستید.

۶- اصرار به ارائه‌ی فوری راه حل نکنید.
این مورد بسیار چالش‌برانگیز است. اما قطعا با پیامی اشتباه همراه‌ است. “این مشکل براحتی قابل حلّه، فقط انجامش بده.” دیگران تصور می‌کنند کارها را بیش از حد ساده جلوه داده‌اید. فقط می‌خواهید از زیر بارِ گوش دادن به آنها شانه خالی کنید.

اگر واقعا فکر می‌کنید راه حلی دارید و راه حل شما سازنده است، تلاش کنید چنین عباراتی را بکار ببرید: “قبلا با چنین موردی مواجه شده‌ام (توضیح دهید). کاری که من کردم این بود… ممکنه در این شرایط کارساز نباشه اما می‌تونه یه شروع باشه” و در ادامه‌ی صحبت: “اجازه بده بیشتر فکر کنم تا ببینم می‌تونیم کار دیگه‌ای انجام بدیم یا نه”.

اما در نظر داشته باشید که گاهی اوقات هدف، تنها رسیدن به یک راه حل نیست، حداقل نه در آن لحظه. تمام آن چیزی که شخص انتظار دارد و به آن دلیل شما را در تجربه‌اش شریک می‌کند، رسیدن به نوعی همدردی است.

۷- واقع‌بین باشید.
برخی مشکلات نیازمند کمک‌رسانی سریع از جانب متخصص، یا دپارتمان بخصوصی هستند. در این مورد، هر کاری که از دستتان بر می‌آید برای کمک به آن شخص انجام دهید.

خوب گوش کردن برای همه اثراتی مثبت به ارمغان خواهد آورد:
کسی که صحبت می‌کند، شانس به اشتراک گذاری نگرانی های خود را دارد و اشتیاق و توجه‌ی شما را دریافت می‌کند.

شما روابط خود را با گروه بهبود می‌بخشید، و با مسائل و مشکلات روزانه‌ی شرکت و کارمندانتان آشنا خواهید شد. و زمانیکه نصیحت می‌کنید، نصحیت‌تان تاثیر عمیق‌تری خواهد داشت چرا که بر اساس واقعیت بنا شده است.

پس اجازه ندهید فرصت بعدیتان از دست برود: گوش فرا دهید! آنوقت می‌بینید که تا چه اندازه آموخته‌اید.

برگرفته از: www.inc.com


تاریخ : شنبه 23 آبان 1394
بازدید : 176
نویسنده : sina95

 بیست‌ودوم نوامبر 1985 فیلمی با نام «بازگشت به آینده» در سینماهای سراسر جهان اکران شد و برای نخستین بار تخیلات انسان را در مورد آینده به نمایش گذاشت. هم‌اکنون 30 سال از آن زمان گذشته و در حالی که برخی از آن تخیلات هنوز محقق نشده است، گروهی از کارشناسان فناوری جهان همایشی را با عنوان Hill Valley در تگزاس امریکا برگزار کردند تا نشان دهند 30 سال بعد در سال 2045 میلادی فناوری چه پیشرفت‌هایی را پیش‌روی خود می‌بیند. انسان همواره تمایل دارد از آینده باخبر شود و همین انگیزه باعث شده است تا همایش این دانشمندان مورد توجه کاربران جهانی قرار بگیرد.

 

 همخانه‌ای به‌نام روبات

فیلمی که 30 سال پیش اکران شده بود نشان می‌داد انسان در آینده می‌تواند سوار بر وسایلی شود که حرکت روی زمین و آسمان را برای او امکانپذیر می‌کند و حتی با این دستگاه می‌توان وارد دریا شد. «ایلان ماسک» مدیر شرکت خودروسازی Tesla طی سخنرانی خود در این کنفرانس اعلام کرد طی 30 سال آینده شرایط به گونه‌ای تغییر می‌کند که تقریباً تمام وسایل نقلیه جهان مجهز به انرژی الکتریسیته می‌شوند و بیش از 80 درصد آنها امکان پرواز در آسمان را در اختیار می‌گیرند. به گفته او در سال 2045 میلادی شرایط به گونه‌ای تغییر می‌کند که خیابان‌های آسمانی در سراسر جهان تأسیس شده‌اند و انسان حتی ترافیک در این خیابان‌ها را هم تجربه می‌کند.

برای آن دسته از ما که نخسین روزهای ظهور اینترنت را تجربه کردیم، آینده با اتومبیل‌های پرنده تعریف می‌شود. اگرچه برخی فیلم‌های علمی-تخیلی هم به این مسأله اشاره کرده‌اند، ولی مدیر خودروسازی Tesla این اتفاق را کاملاً عملی می‌داند. با این وجود «گرِگ نیکولاس» از ایده‌پردازان فناوری در دره سیلیکون بر این باور است که خودروهای پرنده آینده عرصه فناوری را شکل نمی‌دهند و در عوض،‌ این روبات‌ها هستند که عرصه فناوری را در دست می‌گیرند.

او طی سخنرانی خود گفت: «فناوری که امروز مورد استفاده قرار می‌دهیم از تصورات و تخیلات انسانی شکل گرفته است. همین مسأله باعث شده است تا با قطعیت کامل پیش‌بینی کنم که زندگی در کنار روبات‌ها طی 30 سال آینده امری معمول برای انسان خواهد بود. هوش مصنوعی و توسعه آن مهم‌ترین گام فناوری در سه دهه آینده است و این روزها دانشگاه سلطنتی لندن گام‌هایی در این زمینه برمی‌دارد که به طور قطع می‌توان نتایج آن را در قالب زندگی روبات‌ها با انسان تجربه کرد».

پیشرفت‌های صورت گرفته در زمینه حسگرهای هوشمند و فناوری‌های جدید در زمینه بیومکانیک باعث شده است برای نخستین بار روبات‌هایی با شکل و شمایل انسان ساخته شوند و حتی روی بدن آنها از سطحی شبیه پوست بدن انسان استفاده شود. اگر شما ساکن یکی از شهرهای بزرگ باشید، تا پایان دهه حاضر این روبات‌ها را از نزدیک مشاهده می‌کنید و می‌توانید یکی از آنها را برای خود خریداری کنید. البته هنوز سؤالات زیادی مطرح است که این روبات‌ها چگونه می‌توانند در کنار ما زندگی کنند و حضور آنها تا چه‌اندازه لازم است.

 

 آینده گوشی‌های هوشمند

مهم‌ترین اتفاق فناوری طی یک دهه گذشته روی کار آمدن تلفن‌های همراه و دیگر دستگاه‌های ارتباطی بود. اما به نظر شما طی 30 سال آینده چه اتفاقی برای گوشی‌های هوشمند می‌افتد؟

«جیمز کندریک» مدیر ایده‌پردازی مایکروسافت به این سؤال پاسخ داد و طی سخنرانی خود گفت: «با اطمینان کامل می‌توان گفت طی 30 سال آینده دستگا‌ه‌های تلفن همراه تقریباً در همه بخش‌های زندگی ما نفوذ می‌کنند و هیچ انسانی روی کره خاکی نمی‌تواند زندگی خود را بدون حضور آنها پیش ببرد. این اتفاق به واسطه گسترش شبکه‌های شخصی صورت می‌گیرد. شبکه‌های شخصی سیستم‌های کوچک و محدودی هستند که دستگاه‌های تلفن همراه ما به کمک آنها به یکدیگر متصل می‌شوند و زمانی که یک سیستم جدید نزدیک آنها قرار می‌گیرد،‌ به صورت خودکار آن را در اختیار می‌گیرند. سیستم ارتباطی آنها بسیار متفاوت است و هر دستگاه می‌تواند در قالب بخشی از دستگاه دیگر مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت تمام این دستگاه‌ها به وب متصل می‌شوند و همین اتفاق باعث می‌شود هرچه که آرزو داریم در اختیارمان باشد.»

«کوین تافل» از دیگر کارشناسان حاضر در کنفرانس هم توضیح داد: «اگر همه اشیا و وسایلی که اطراف ما وجود دارند به یکدیگر متصل شوند چه اتفاقی می‌افتد؟ در چنین شرایطی محتوا از حالت منفعل به یک اتفاق کاربردی تبدیل می‌شود. برای 30 سال آینده ظهور پردازنده‌های بسیار کم‌مصرف و کوچکی را تصور کنید که به گیرنده بی‌سیم مجهز هستند و همه لوازم زندگی روزمره،‌ از تختخواب گرفته تا صندلی و کفش و میز به آن متصل می‌شوند و معنای جدیدی از زندگی را ارائه می‌دهند.»

او در ادامه فضای زندگی سال 2045 میلادی را این گونه توصیف کرد: «زمانی که بیدار می‌شوید تختخواب شما به صورت خودکار سیگنال‌هایی را به دستگاه چای‌ساز ارسال می‌کند و پس از آنکه صورت خود را بشویید،‌ چای داغ روی میز شما آماده است. از روی صندلی که بلند می‌شوید و پله‌ها را بالا می‌روید،‌ هر دو شیء مذکور به لامپ‌های خانه سیگنال ارسال می‌کنند تا چراغ‌ها بموقع روشن و خاموش شوند. این اتفاقات هوشمند و خودکار تا پایان شب که دوباره به تختخواب می‌روید به همین صورت ادامه دارد.»

 

  شبکه فناوری‌های پوشیدنی

اگر پیش‌بینی دانشمندان درست باشد و شبکه شخصی برای هر یک از ما راه‌اندازی شود، چه مزایایی در انتظارمان خواهد بود. برای پاسخ به این سؤال از «آلفرد پور» مدیر مرکز Health Tech Insider دعوت شد تا در کنفرانس حضور یابد. او طی سخنرانی خود گفت: «استفاده از حسگرهای هوشمند بیومتریک با قابلیت ذخیره‌سازی اطلاعات حیاتی بدن انسان برای افرادی که 30 سال پیش زندگی می‌کردند امری محال به نظر می‌رسد. ولی کاربران امروزی با پرداخت هزینه‌اندک می‌توانند چنین فناوری را در قالب‌های مختلف مورد استفاده قرار دهند. این فناوری‌ها در 30 سال آینده بزرگترین تحول را ایجاد می‌کنند و مزایای فناوری را برای مردم جهان به همراه می‌آورند. با این فناوری‌ها می‌توان مصرف انرژی را به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش داد، برای هر شخص به صورت مجزا دستگاه‌های کنترلی هوشمند ارائه کرد و گیرنده/فرستنده‌های رادیویی کوچک را به بدن همه انسان‌های روی زمین متصل کرد.»

اگر این اتفاق صورت گیرد، مردم دیگر نیازی به مراجعه حضوری و مستمر به پزشک ندارند و می‌توانند به صورت خودکار هر روز با پزشک معالج خود در ارتباط باشند. این فناوری‌ها هنوز در مراحل نخست شکوفایی خود به سر می‌برند، ولی در شرایط کنونی نیز به سیستم‌های تحلیل کلان داده‌ مجهز شده‌اند و از طریق خدمات پردازش ابری،‌ انسان را به یک موجود متصل به اینترنت تبدیل می‌کنند.

فناوری‌های پوشیدنی این روزها با قابلیت‌های ساده ارائه می‌شوند و حسگرهایی که در آینده برای آنها ارائه می‌شود، به گونه‌ای است که می‌توان آنها را مانند چسب زخم روی پوست بدن انسان متصل کرد. حتی برخی نمونه‌های اولیه از این سیستم‌ها ساخته شده است که زیر پوست بدن قرار می‌گیرند و بدون آنکه انسان بخواهد سیستم داخلی را کنترل کند، تمام سیگنال‌های مورد نیاز به مراکز مربوطه ارسال می‌شود.

تحول دیگری که طی 30 سال آینده شاهد آن خواهیم بود به مراکز داده مربوط می‌شود. «جیسون پِرلو» مدیر فناوری‌های آینده گوگل بر این باور است که طی 30 سال آینده مراکز داده به صورت کاملاً متفاوت مورد استفاده قرار می‌گیرند و تولد سیستم‌های پردازش ابری در چند سال اخیر باعث می‌شود آینده مراکز داده به‌صورت کامل تغییر کند. در آینده نه چندان دور سیستمهایی ارائه می‌شوند که میلیون‌ها هسته پردازشگر موازی دارند، حجم گسترده داده‌های ارسال شده از هر کاربر را در آن واحد تحلیل می‌کنند، فضاهای چندکاربری مبتنی بر نرم‌افزار هوشمند به واسطه آنها ارائه می‌شود و در مجموع هر سرویسی که در زندگی روزمره برای کاربران جهانی ارائه می‌شود از طریق این سیستم‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اگرچه زندگی امروز برای مردمان دهه 1980 باورنکردنی به نظر می‌رسید، ولی باید اعتراف کرد آنچه طی 30 سال آینده در عرصه فناوری رخ می‌دهد هم برای ما باورنکردنی خواهد بود. خودروهای پرنده،‌ روبات‌های هوشمند، حسگرهای بیومتریک،‌ شبکه‌های شخصی، مراکز داده پیشرفته و در مجموع زندگی دیجیتالی بخشی از اتفاقاتی هستند که سال 2045 میلادی شاهد آنها خواهیم بود.


تاریخ : شنبه 23 آبان 1394
بازدید : 237
نویسنده : sina95

 سرعت اینترنت یکی از اصلی‌ترین شکایت‌های همیشگی ما کاربران اینترنت بوده و به خصوص در ایران مشکلات سرعت کم همواره به گردن سرویس دهنده و مخابرات ( شرکت زیرساخت) انداخته شده که در بسیاری از موارد درست هم هست. اما واقعیت این است که در بسیاری از اوقات تنظیمات و مشکلات Wi-Fi خانه‌ها و محل کار ما هم جزو دلایل کندی اینترنت است. در ادامه نگاهی می‌اندازیم به چند راه حل برای افزایش سرعت شبکه‌های داخلی خانگی : 

- بهتر از با یک تست سرعت شروع کنیم. سایت‌هایی مثل Speedtest یا Geek Squad یا حتی ابزارهایی که برخی خدمات دهندگان اینترنت در اختیارمان می‌گذارند نقطه شروع خوبی است. اگر احساس می‌کنید به خاطر دور بودن از روتر ممکن است سرعت شما کمتر باشد با نزدیک شدن به روتر تست را انجام دهید. همچنین - - خوب است یک بار با استفاده از کابل مستقیما روتر را به کامپیوتر متصل کنید و سپس تست سرعت بگیرید و تفاوت‌ها را ببینید. 

- اگریک مودم عهد عتیق دارید بهتر است روتر جدیدتری بخرید. مودم‌های جدید تکنولوژی‌های ارتباطی جدیدتری را پشتیبانی می‌کنند و سرعت اینترنت را بهبود می‌دهند. 

- هرازچندگاهی روتر را روشن و خاموش کنید. این امکان در بسیاری اوقات سرعت اتصال شما را افزایش می‌دهد.

- روتر وایرلس را در نقطه مرکزی در خانه یا محل کار قرار دهید و آن را پشت وسایل دیگر یا زیر میز نگذارید. تداخل فرکانسی در داخل خانه می‌تواند باعث کاهش سرعت اینترنت بی سیم شود. اگر در یک محله شلوغ و پر از شبکه‌های وای-فای زندگی می‌کنید یا در داخل محل زندگی یا کار از دوربین‌های مدار بسته بی سیم، تلفن بی سیم یا دیگر تجهیزات صوتی و تصویری که بی سیم هستند استفاده می‌کنید خوب است بدانید که ممکن است کندی اتصال شما به اینترنت می‌تواند ناشی از آن‌ها باشد. روترها معمولا کانال‌های فرکانسی مختلفی را پشتیبانی می‌کنند و در بسیاری اوقات روی کانال‌های پیش فرض ( ۶ یا ۱۱) قرار دارند. از داخل تنظیمات داخل روتر می‌توان کانال‌های فرکانس را تغییر داد و باعث افزایش قدرت سیگنال شد. همچنین استفاده از روترهای دوباند (Dual Band) باعث تداخل کمتر می‌شوند و استفاده از آن‌ها توصیه می‌شود. مطمئن شوید که شبکه شما با تنظیمات WPA پسورد محافظت می‌شود و امکان هک آن به حداقل رسیده است. اگر یک همخانه دارید ممکن است در بسیاری اوقات نوع استفاده او باعث کاهش سرعت اینترنت شما شود. بعضی روترها امکان تغییر تنظیمات Qos ( کیفیت سرویس) را دارند به این ترتیب که می‌توانید به دستگاه‌های متصل به روتر اولویت ترافیک بدهید.

- اگر همه این موارد را انجام دادید و هنوز سرعت اینترنت شما کند و دارای مشکل است شک نکنید که مشکل از همان خدمات دهنده یا مخابرات ( شرکت زیرساخت ) است. برای آن فعلا راه حلی نداریم. 


تاریخ : شنبه 23 آبان 1394
بازدید : 246
نویسنده : sina95

 7 عادت همیشگی افراد همواره موفق

هر فردی در طول دوران حرفه ای خود دست کم یک یا دو موفقیت بسیار بزرگ را تجربه می کند اما برخی از افراد در هر حوزه ای که مشغول به کار می شوند دائما به موفقیت های پی در پی دست پیدا می کنند.

البته این بدان معنا نیست که چنین اشخاصی از شکست دوری می کنند چراکه حتی موفق ترین افراد نیز گاهی اوقات شکست های تلخی را پشت سر می گذارند. بلکه منظور این است که چنین افرادی بیش از آنکه دچار شکست شوند، پیروزی را تجربه می کنند.

اما چه مشخصه ای باعث تفاوت این افراد می شود؟ یکی از بزرگ ترین وجوه تمایز، رویکرد این افراد نسبت به موفقیت، زندگی و کار است. این افراد به صورت روزانه کارهایی را انجامی می دهند که آنها را در مسیر دستیابی به اهدافشان قرار می دهد. در واقع نکته کلیدی در نگرش اشخاص موفق، طریقه انجام وظایف روزانه و چالش هایی است که پیش روی این افراد قرار می گیرد.

در این بخش توجه شما را به عادات و فعالیت هایی جلب می کنیم که افراد موفق را از دیگران متمایز می کند. در ادامه این مطلب با دیجیاتو همراه باشید.

 

1- موفقیت را به عنوان یک فرایند می بینند نه یک مقصد

آیا تا به حال به قله یک کوه صعود کرده اید؟ پس از رسیدن به قله و لذت بردن از تماشای منظره زیبای قله، گام بعدی این است که پایین بیایید و تصمیم بگیرید که در آینده کدام کوه را فتح نمایید. افراد موفق نیز دقیقا همین نگرش را نسبت به کار خود دارند. این افراد زمانی که به یک هدف خاص می رسند یا پروژه ای بزرگ را به اتمام می رسانند، اندکی تامل کرده و پیروزی شان را جشن می گیرند. اما کمی بعد چالش بعدی شان را با همان سطح بالای انرژی قبلی خود آغاز می کنند.

2- مصمم هستند

افرادی که مرتبا پیروزی را تجربه می کنند تصمیماتی فکر شده می گیرند و پس از اخذ تصمیم زمان را برای تصمیم گیری های بعدی خود به هدر نمی دهند. آنها می دادند که زمان در حال گذر است و باید مرتبا تصمیم گرفته و به آن ها عمل نمایند. باید بدانید که اگر برای به دست آوردن آنچه می خواهید تصمیم نگیرید، همان چیزی را دریافت می کنید که زندگی به شما می دهد.

3- بیش از آنچه لازم است تلاش می کنند

افرادی که مرتبا به موفقیت می رسند هر پروژه را با این فکر آغاز می کنند که چطور از شرایط بهترین و بیشترین بهره را داشته باشند نه اینکه چطور با کم ترین زحمت و دردسر آن کار را به اتمام برسانند. همین طرز تفکر آنها را در موقعیت خوبی برای پیشرفت در کار قرار می دهد. تلاش اضافه ای که این افراد انجام می دهند مسیر را برایشان هموار کرده و به آنها امکان می دهد که با گذشت زمان چالش های بیشتری را مدیریت نمایند.

4- مرتبا خود را تغییر می دهند و به ندرت تسلیم می شوند

توصیه همیشگی مشاوران حوزه کسب و کار این است که به جای تسلیم شدن خود را با شرایط وفق دهید. هر فردی در جریان دستیابی به اهدافش با موانعی روبرو می شود و کاری که افراد در چنین شرایطی انجام می دهند همان چیزی است که تفاوت ایجاد می کند. برخی به سرعت به این نتیجه می رسند که مسیر خود را اشتباه انتخاب کرده اند و برخی دیگر اما علیرغم همه دشواری ها، تنها به هدف خود فکر می کنند و تصورشان این است که اگر عزم راسخی داشته باشند می توانند با ممارست به آنچه می خواهند دست پیدا کنند.

اما افرادی که مرتبا موفق می شوند هیچیک از این کارها را انجام نمی دهند. زمانی که اوضاع بر وفق مراد این اشخاص نباشد، نگاهی دوباره می اندازند به رویکردشان در قبال مساله و با اعمال تغییراتی باعث بهبود امور می شوند. آنها در مرحله بعد حرکت رو به جلوی خود را آغاز می کنند و تا زمانی که تمامی راهکارها را امتحان نکرده اند تسلیم نمی شوند.

5- کارهای خود را به انتها می رسانند

افراد همواره موفق دستاوردهایشان در زندگی را نه به خاطر تلاششان بلکه به موجب تمام کردن کارهای خود به دست می آورند. هر زمان که شما پروژه ای را به اتمام می رسانید، محصولی را به بازار عرضه می نمایید یا یک کار دشوار را تمام می کنید در حال رشد کردن و قوی شدن هستید و خود را برای موفقیت در آینده آماده می کنید. بنابراین اگر دستاوردی خاص، همان چیزی نیست که انتظارش را داشتید، باز هم توصیه می شود که آن کار را به اتمام برسانید چراکه به احتمال زیاد در حین مسیر با فرصت های بیشتری آشنا خواهید شد.

6- همواره به دنبال فرصت ها هستند

افراد همواره موفق هیچگاه آسوده در یک نقطه متوقف نمی شوند و وجه متمایز کننده آنها که همیشه به موفقیت دست پیدا می کنند با افرادی که گه گاه به پیروزی می رسند نیز همین اصل «بهبود همیشگی» است.

بنابر این مطمئن شوید که از موفقیت های خود حداکثر لذت را می برید اما این را هم در نظر داشته باشید که هیچگاه برای یافتن چالش بعدی خود دست روی دست نگذارید چراکه اگر به دنبال یک زندگی هیجان انگیز هستید باید همواره در صدد بهبود خود باشید.

7- اولویت هایشان براثر گذر زمان تغییر می کند

در زمان شروع یک پروژه، راه اندازی یک شرکت، یا آغاز حرکتی بزرگ به سمت یک هدف، به دنبال ایجاد توازن میان کار و زندگی خود نباشید. افراد همواره موفق از یک حقیقت بنیادین در رابطه با موفقیت به خوبی آگاهند: زمانی که برای رسیدن به یک هدف سخت تلاش کنید، ایجاد توازن و تعادل نمی تواند اولویت شما باشد بلکه اولویت اصلی به انجام رساندن آن کار است.

اما این بدان معنا نیست که باید قید زندگی را هم بزنید. در مقابل باید بدانید که لازمه دستیابی به موفقیت و خوشبختی داشتن یک زندگی شاد است. راهکار مناسب اما این است که اولویت های مختلف را در زمان های گوناگون درک نمایید. در زمانی که تلاش دارید به هدفی بزرگ دست پیدا کنید، کار اصلی ترین اولویت شما خواهد بود.

اما زمانی که مهلت مقرر برای انجام آن کار به اتمام رسید (خواه به هدف خود دست پیدا کرده باشید و خواه با شکست روبرو شده باشید) زمان آن فرا می رسد که خانواده، دوستان، تفریحات و سرگرمی های مورد علاقه تان را در اولویت قرار دهید و زمانی را به آنها اختصاص بدهید. شاید بهتر باشد یک هفته مرخصی بگیرید و کمی به ذهن خود استراحت دهید.


تاریخ : شنبه 23 آبان 1394
بازدید : 191
نویسنده : sina95

 در حال حاضر، نوشابه یکی از اصلی‎ترین نوشیدنی‎های رژیم غذایی مردم جهان محسوب می شود که قند بالای موجود در آن برای سلامتی انسان بسیار خطرناک است.

 
به گزارش«خلیج فارس»  به نقل از زومیت؛ احتمالا نوشابه یکی از اصلی‎ترین نوشیدنی‎های رژیم غذایی مردم جهان است، اما شاید برایتان جالب باشد بدانید که بدنتان تا یک ساعت پس از نوشیدن یک قوطی کوکاکولا، چه واکنشی نسبت به آن دارد.
 
پس از 10 دقیقه
 
میزان قند وارد شده به بدن شما پس از نوشیدن یک قوطی کوکاکولا، درحدود 10 قاشق چای خوری است، که این میزان برابر مقدار مورد نیاز بدن درطول یک روز است، اما به علت وجود اسید فسفریک، بدن به سرعت به این میزان قند وارد شده، واکنش نشان نمی‎دهد.
 
پس از 20 دقیقه
 
پس از مصرف این نوشیدنی گازدار، میزان قند و انسولین خونتان به شدت افزایش پیدا می‎کند، در این هنگام کبد شما تمام تلاشش را برای تبدیل قند به چربی‌های موجود در بدن می‎کند.
 
پس از 40 دقیقه
 
در این زمان کافیین موجود در نوشابه جذب بدنتان می‎شود و همین باعث می‌شود تا کبد میزان قند موجود در خون را به سطح بالاتری ببرد، در این هنگام گیرنده‎های آدنوزین مغزتان، از به خواب رفتن شما جلوگیری می‎کند.
 
پس از 45 دقیقه
 
حال میزان تولید دوپامین (هورمون هیجان و نشاط) در مغزتان شروع به افزایش می‎کند. (مشابه زمانی که بدن تحت تاثیر مخدر هروئین قرار می‌گیرد.)
 
پس از 60 دقیقه
 
به علت ترکیب شدن اسید فسفریک و کلسیم، سوخت و ساز بدن افزایش پیدا کرده و باعث کاهش مقدار منیزیم و روی در بدن می‎شود،
 
همچنین این افزایش قند، باعث دفع کلسیم از طریق ادرار می‌شود.
 
واکنش بدن یک ساعت پس از نوشیدن نوشابه (+ اینفوگرافیک)
 
 
مصرف کوکاکولا و سایر نوشیدنی‎های گازدار تیره رنگ، باعث خروج ویتامین‎ها، اسیدها، مواد مغذی و حتی تیرگی رنگ دندان‎ها شود، پس قبل از آن که خواستید یک نوشابه خنک را بنوشید، نکات بالا را به یاد آورید.‎‎

تاریخ : شنبه 23 آبان 1394
بازدید : 162
نویسنده : sina95

 فَرَهْمَندی یا کاریزما (به یونانی: χάρισμα یا «خاریسما») در لغت به معنی جذابیت غیرعادی و دارا بودن صفت‌های ویژه و ممتاز و منحصربه‌فردی است که مورد پسند و ستایش تعداد زیادی از دیگر انسان‌هاست. جاذبه‌ای انفرادی (فردی) که اثری اجتماعی (جمعی) دارد. 


واژه کاریزما برگرفته از خاریسمای یونانی به معنای جاذبه ذاتی است که خود از خاریتاس به معنای متانت، جذابیت، برکت، و موهبت می‌آمد. خاریسما در دوره باستان و پیش از سده بیستم کاربرد محدودی داشت و در دو معنا بکار می‌رفت: در معنای اول به جاذبه‌های ظاهری یک نفر اطلاق می‌شد که خصلتی دنیوی داشت، و در معنای دوم از فرهمندی الوهی یا برخورداری از موهبتی آسمانی حکایت می‌کرد و امری اساطیری یا الاهیاتی بود. این کاربرد در فرهنگ و زبان ایرانی و فارسی نزدیک به فر ایزدی یا شکوه آسمانی است. 

از اواسط قرن بیستم و در ادبیات سیاسی و اجتماعی٬ واژه کاریزما به تعبیر غالبی در توصیف چهره‌های سیاسی برجسته بدل شد، چهره‌های مثبت یا منفی که جذابیت مقاومت‌ناپذیری برای توده‌ها داشته، توان اثرگذاری بی‌مانندی بر آن‌ها یافته بودند. 

ماکس وبر (حقوقدان، سیاستمدار، تاریخدان و جامعه‌شناس آلمانی) با طرح اقتدار کاریزماتیک باعث گسترش کاربرد این واژه شد.

کاریزما چه سودی برای شما دارد؟

تصور کنید که زندگی شما چگونه خواهد بود: 

اگر در آن لحظه ای که وارد یک اتاق می شوید، دیگران بلافاصله متوجه تان شوند، مایل به شنیدن حرف های شما، و مشتاق گرفتن تأییدتان باشند. این یک سبک زندگی افراد کاریزماتیک است. کاریزما باعث می شود دیگران دوست تان داشته باشند، به شما اعتماد کنند، و بخواهند که تحت رهبری تان کار کنند. همین ویژگی است که تعیین می کند: شما یک رهبر هستید یا یک دنباله رو. ایده هاتان فراگیر می شوند یا خیر. و اینکه پروژه های شما به خوبی اجرا خواهند شد یا نه.

چه شما خوش تان بیاید یا نیاید، این کاریزما است که می تواند دنیا را به جلو ببرد. می تواند افراد را به انجام آنچه که شما از ایشان می خواهید وادار کند. و البته، داشتن کاریزما در حیطه شغلی هم بسیار حیاتی است. چه برای یک شغل جدید ثبت نام کرده باشید، و چه بخواهید در سازمان تان پیشرفت کنید، کاریزما برای نیل به هدف کمک تان می کند. مطالعات و تحقیقات مختلف نشان داده اند که افراد کاریزماتیک نمرات شغلی بالاتری می گیرند و از دید مافوق ها و زیردستان، آدم های مؤثرتری هستند.

کاریزماتیک بودن به معنی فرد موفق یا پولدار بودن نیست. حتی به معنیِ نحوه ارائه مطلبی و یا نوع پوشش ما هم نیست. کاریزماتیک بودن یعنی انجام یک سری کارهای خاص… 

بعضی از افراد با کارهایی که میکنند احساس مهم بودن در ما ایجاد میکنند.

بعضی از افراد با کارهایی که میکنند احساس خاص بودن به ما دست میدهد. 

بعضی از افراد زمانی که وارد جایی میشوند تمام توجه ها را به سمت خود جذب میکنند. 

بعضی از افراد ناخودآگاه و بر حسب عادت کارهایی انجام میدهند که دیگران دوست دارند وقت بیشتری با آنها سپری کنند،بیشتر با آنها صحبت کنند و یا حداقل کنار انها باشند.تا توجهات نیز به آنها انتقال پیدا کند.

کاریزما چیست؟

کاریزما، در اصطلاح به خصوصیت کسی گفته می‌شود که بشخصه و یا به عقیده دیگران، دارای قدرت رهبری فوق‌العاده است. این اصطلاح اغلب در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی به کار برده می‌شود تا زیرمجموعه‌ای از رهبرانی را که با استفاده از نیروی توانایی شخصی خود می‌توانند تأثیراتی عمیق و استثنایی در پیروان خود داشته باشند، توصیف کنند. 

اما خبر خوب اینجاست : کاریزما یک خصیصه ذاتی و اکتسابی است. شما اگر فرد کاریزماتیکی هستید میتوانید آنرا تقویت کنید تا همچنان قدرتش را حفظ کند و اگر فرد کاریزماتیکی نیستید میتوانید آنرا بدست آورید… خیلی ساده.

افراد موفق تنها عادت های موفقی دارند. افراد کاریزماتیک نیز، فقط عادت های کاریزماتیک دارند. 
-
شخصیت کاریزماتیک، به کاراکتری گفته می شود که به سبب داشتن برخی ویژگی ها الگوی سایرین محسوب می شود و حتی می تواند برای آنها الهام بخش هم باشد. شخصیت های کاریزماتیک که در دنیا زیاد پیدا نمی شوند، افرادی هستند که می توانند با قدرت خود جمعیت زیادی را تحت تاثیر قرار دهند و آنها را به سمت و سوی خود جذب کنند. 

وبر، کاریزما را چنین توصیف می‌کند: 

ویژگی خاصی از یک شخصیت پدیده رهبری
-
کاریزماتیک یا رهبری مبتنی‌بر جاذبه استثنایی، به‌گونه‌ای از رهبری گفته می‌شود که دارای قدرت و توانایی الهام‌بخشی به پیروان باشد و این در حالی است که توانایی‌ها صرفاً از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشد. در این نوع رهبری، رابطه‌ای بدون استفاده از پاداش‌های مالی و اعمال زور برقرار می‌شود

اگر شما رهبر یک گروه هستید یا می خواهید باشید، کاریزما اهمیت زیادی دارد. زیرا به شما یک مزیت رقابتی، برای جذب و حفظ نخبه ها می دهد. تحقیقات نشان داده که افراد زیر نظر یک رهبر کاریزماتیک، بهتر عمل می کنند، کارشان را مؤثرتر از کار دیگران تلقی می کنند، و نسبت به کسانی که زیردست یک مدیر اثرگذار ولی فاقد کاریزما هستند، اعتماد بیشتری به مافوق خود دارند.

رابرت هاوس (پروفسور دانشکده تجارت وارتو) می گوید که کاریزمای رهبر «باعث می شود زیردستانش هدف او را بسیار جدی بگیرند، از خودگذشتگی های مهمی انجام دهند، و بالاتر و فراتر از ندای وظیفه شان عمل کنند.» آن چیزی که باعث می شود یک فروشنده، پنج برابر همکارانش فروش کند، کاریزما است. این کاریزما است که تفاوت میان نوآورانی که سرمایه گذاران را پشت در منتظر نگاه می دارند و دیگرانی که برای یک وام به بانک التماس می کنند را مشخص می کند.

داشتن شخصیت کاریزماتیک می تواند نقش مثبتی در مدیریت موفق داشته باشد. اما برای داشتن چنین شخصیتی باید ویژگی هایی را داشت که در گزارش پیش رو به تعدادی از آنها اشاره می شود:

1. صدا 
شاید تعجب آور باشد اما خیلی وقت ها بخصوص در برخورد اول صدای شما می تواند تاثیر زیادی بر مخاطب بگذارد و تا حدی به وی کمک کند تا شخصیت و کاراکتر شما را بشناسد. صدای قاطع و باصلابت یکی از رکن های کاریزماتیک بودن است، چراکه لحن صحبت شما و نوع ریتمی که به حرف زدن خود می دهید، می تواند مخاطب را جذب یا دفع کند. پر واضح است که در این میان هر چه صدا زیباتر باشد، تاثیرگذاری اش هم بیشتر خواهد بود.

2. تجسم کردن
قدرت تصویرسازی و تجسم کردن آنچه می خواهید انجام دهید به شما کمک می کند تا در کارتان موفق شوید و در نتیجه این امر در داشتن شخصیتی کاریزماتیک و الهام بخش به شما کمک می کند. تصور و تجسم کاری که قصد انجام آن در آینده را دارید، باعث می شود حساب شده تر هم پیش بروید و حساب شده پیش رفتن یک پای کاریزماتیک شدن است.

3. ثبات کاریزماتیک ها 
هر باوری که داشته باشند در آن ثابت قدم هستند و به اصطلاح توپ هم باورشان را تکان نمی دهد! آنها از این شاخه به آن شاخه پریدن را نه دوست دارند و نه بلدند. برای آنها عقیده و باورشان و استواری و پافشاری بر آن از هر چیزی مهمتر و پررنگ تر است.

4. اهمیت دادن به فناوری 
کاریزماتیک ها برای اینکه از دیگران جا نمانند، در کنار سه ویژگی دیگری که در بالا گفته شد، از فناوری و به روز بودن هم غافل نیستند. برای آنها مهم است که از تازه ترین پیشرفت های فناوری اطلاع پیدا کنند و حتی از آنها به طور کامل استفاده کنند. 
به روز بودن و با فناوری های روز پیش رفتن یکی از مهمترین اقداماتی است که در ایجاد شخصیت کاریزماتیک در روزگار ما نقش زیادی ایفا می کند. 
-

کاریزما سحر و جادو نیست، مجموعه ای از رفتارهای یادگرفتنی است

بر خلاف نظر عموم مردم، هیچ کس به طور مادرزادی کاریزماتیک نیست. اگر کاریزما یک ویژگی ذاتی بود، آدم های کاریزماتیک همیشه مسحورکننده بودند، ولی این طور نیست. حتی برای یک فوق ستاره هم، کاریزما می تواند یک لحظه حضور داشته باشد و لحظه ای بعد خیر. برخی از این افراد می توانند کاریزمای خودشان را به سادگی فشردن یک دکمه خاموش کنند و کاملاً از رادار محو شوند. برای روشن کردن آن نیز کافی است تغییراتی را در زبان بدن خود (Body Language) ایجاد کند.

در سال های اخیر یک تحقیق گسترده انجام شده که نشان می دهد کاریزما نتیجهٔ رفتارهای خاص غیرشفاهی است، و نه منتج از کیفیت های ذاتی یا جادویی افراد. به همین خاطر است که سطوح کاریزما در نوسانند: حضور آن بستگی دارد به این که آیا فرد مورد نظر، آن رفتارهای خاص را از خود بروز می دهد یا خیر.

آیا هرگز برای شما پیش آمده که کاملاً احساس اطمینان قلب داشته باشید و در یک وضعیت خاص، به اصطلاح «خدایی کنید؟» حالتی که افراد پیرامون تان (حتی اگر برای یک لحظه) کاملاً تحت تأثیر شما قرار گرفته باشند. ما لزوماً این لحظات را به عنوان کاریزما در نظر نمی گیریم و خودمان را هم برخوردار از آن نمی پنداریم. زیرا یک پیش فرض اشتباه داریم: «افراد کاریزماتیک در تمام لحظات و در تمام روزهای زندگی شان، مثل آهن ربا جذب کننده اند.» خیر، نیستند! لطفاً بیدار شوید.

یکی از دلایل اینکه کاریزما به اشتباه پدیده ای ذاتی پنداشته می شود، این است که مثل خیلی از مهارت های اجتماعی دیگر، رفتارهای کاریزماتیک هم به طور کلی در سال های ابتدایی زندگی فرد، آموخته می شوند. در حقیقت، افراد معمولاً متوجه نیستند که دارند آن را می آموزند. بلکه فقط: رفتارهای جدید را امتحان می کنند، نتایج را می بینند، و سپس آنها را بهبود می بخشند. در نتیجه، این رفتارها حالت غریزی به خود می گیرند.

آدم های کاریزماتیک بی شماری را می تواند نام برد که برای به دست آوردن این ویژگی مهم، سخت کار کرده اند و قدم به قدم آن را افزایش داده اند. ولی از آنجا که ما در اوج جذبهٔ فردی شان آنها را شناخته ایم، سخت است که باور کنیم این فوق ستاره ها همیشه به این خوبی نبوده اند. مدیر اجرایی اسبق اپل، استیو جابز، به عنوان یکی از کاریزماتیک ترین مدیران اجرایی دهه اخیر شناخته می شود، و البته که او از ابتدا اینگونه نبود. در حقیقت، اگر نخستین جلسات معرفی محصول او را دوباره تماشا کنید، خواهید دید که خجالتی و بی دست و پا روی صحنه می آمد و حالات رفتاریش، از «بیش از حد نمایشی» تا «کاملاً غیرجذاب» در نوسان بود. ولی او به مرور و در طول سال ها کاریزمای خودش را افزایش داد، و می توانید این پیشرفت تدریجی را در حضورهای بعدی اش به وضوح ببینید.

کاریزما توسط جامعه شناسان، روان شناسان، و محققان علوم رفتاری و فرآیندشناختی، زیر ذره بین مطالعه و تحقیق قرار گرفته و به روش های علمی گوناگون (از تجربه های آزمایشگاهی و مرحله به مرحله گرفته تا پژوهش های زمینه یابی جغرافیایی و تحلیل های تفسیری) بررسی شده است. موضوع این مطالعات، رئیس جهورها، رهبران نظامی، دانشجویان و دانش آموزان، و مدیران تجاری -از سطوح پایین گرفته تا مدیران عامل- بوده اند. به لطف چنین تحقیقاتی، اکنون می دانیم که کاریزما در واقع مجموعه ای از رفتارها است.
-

رفتار کاریزماتیک چگونه است؟

وقتی که برای اولین بار کسی را ملاقات می کنیم، به طور غریزی بررسی می کنیم تا ببینیم که آیا او یک دوست بالقوه است یا یک دشمن، و اینکه آیا قدرت و قصد ابراز دوستی یا دشمنی خود را دارد یا خیر. قدرت و قصد، چیزهایی هستند که ما در دیگران ارزیابی می کنیم: «آیا می تواند کوه ها را برای من جا به جا کند؟ آیا اصلاً برایش مهم هست که چنین کند؟» اصلاً برای پاسخ دادن به پرسش نخست است که سعی می کنیم بفهمیم او چقدر ما را دوست دارد. به طور مشابه، وقتی یک آدم کاریزماتیک را ملاقات می کنیم، این حس به ما دست می دهد که او قدرت زیادی دارد و ما را هم بسیار دوست می دارد.

معادله ای که کاریزما را برای شما به ارمغان می آورد، بسیار ساده است. تمام کاری که باید بکنید این است که اقتدار و اشتیاق زیادی در رفتارتان داشته باشید، زیرا رفتار کاریزماتیک متشکل از این دو مبحث است. «مبارزه یا فرار؟» مسئله ای از جنس اقتدار است. «دوست یا دشمن؟» نیز مسئله ای از جنس اشتیاق است.

اما یک بعد مهم دیگر وجود دارد که زمینه ساز این دو کیفیت است: حضور فردی. وقتی مردم تجربهٔ دیدن رفتار یک فرد کاریزماتیک را توصیف می کنند، چه آن فرد کالین پاول باشد یا دالایی لاما، آنها اغلب به حضور فوق العادهٔ او اشاره می کنند. در بحث آموزش مدیران اجرایی، «حضور داشتن» مهم ترین جنبه کاریزمای فردی است. زیرا آنها می خواهند حضور اجرایی یا مدیریتی خود را تقویت کنند و این خواسته درستی است: «حضور شما» زیربنای اصلی کاریزمای شما است، زیربنایی که همه چیز بر روی آن سوار خواهد شد. وقتی شما با یکی از بزرگان کاریزماتیک دنیا هستید، نه تنها قدرت و تعهد مشتاقانه او را احساس می کنید، بلکه این حس را نیز دارید که او کاملاً در اتاق با شما است و به معنای واقعی کلمه «حضور» دارد.

جادوی کاربردی

بله، گفته شد که کاریزما یک ویژگی جادویی نیست، ولی دیگران را جادو می کند! بالا بردن کاریزمای فردی نیازمند تلاش زیادی است. تلاشی که گاهی سخت، ناخوشایند، و یا حتی ترسناک است. ولی نتیجه آن هم فوق العاده است؛ هم از نظر تعریفی که شما از خودتان دارید و هم از نظر تعریفی که دیگران از شما در سر دارند. این تلاش شامل مدیریت اکوسیستم ذهنی شما، درک و مراقبت از نیازهایتان، و همین طور آشنایی با رفتارهایی است که شما را نزد دیگران فردی کاریزماتیک جلوه می دهد (و نحوه هدایت این رفتارها).

پرورش کاریزما، جادویی کاربردی است: شناختی بی همتا متشکل از چندین دانش گوناگون، که به شما نشان می دهد «کاریزما به راستی چیست و چگونه کار می کند». دنیا بدل به آزمایشگاه فردی شما خواهد شد، و هر بار که یک نفر را ملاقات می کنید، فرصت آزمودن اندوخته هایتان را به دست خواهید آورد. می آموزید که چگونه اثرگذارتر، مجاب کننده، و امیدبخش تر شوید.

و خواهید آموخت که چگونه کاریزمای خود را به اطراف بگسترانید، طوری که وقتی وارد اتاق می شوید، مردم بگویند: «وآو، این دیگر کیست؟»

آیا هنوز هم فکر می کنید که از کاریزما بی نیازید، یا توان پرورش آن را در خود ندارید؟
-

آیا افراد کاریزماتیک مثبت نگر هستند؟
اکثر افراد کاریزماتیک ، مدیران موفق و ثروتمند، موفقیت خود را بیشتر از هر عاملی مدیون خوشبنی و نگرش خوب خود می‌دانند. اگر نگرش درست و دیدگاه خوشبینانه نداشته باشید، چگونه می‌توانید الهام بخش دیگران شوید و بر روی آنها تأثیر بگذارید؟ 

نگرش شما درباره باران در سفری به شمال کشور می‌توانید هم باعث خراب شدن تعطیلات شما شود و هم به گونه‌ای تعطیلاتتان را جالب‌تر و خاطره‌انگیزتر کند. خوشبینی به شما می‌گوید که مشکلات موقتی هستند و بدبینی مشکلات را دائمی انگاشته و راه خلاصی برای آنها نمی‌بیند. خوشبینی باعث می‌شود که دیگران جذب شما شوند.

مطالعات نشان داده است که افراد خوشبین در مدرسه و در شغلشان افراد موفق‌تری هستند و زندگی طولانی‌تر دارند. بدبین‌ها با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند و به راحتی تسلیم می‌شوند. خوشبینی و مثبت نگری واقعی چارچوبی ذهنی است که نگاه شما را به دنیا کنترل می‌کند. خوشبینی یعنی داشتن این دیدگاه و تفکر که همه چیز در نهایت خوب و درست خواهد شد (البته به شرطی که تلاش کنیم) اگر واقعاً خوشبین باشید، می‌توانید این حس را به دیگران نیز منتقل کنید و باعث تشویق آنها شوید. خوشبینی یعنی سعی کنید در هر موقعیتی به جنبه‌های مثبت متمایل باشید (و البته مطمئناً خوشبین و مثبت نگر با فرد بی خیال و احمق تفاوت دارد)‌ و به جای تمرکز بروی نکته‌های منفی به دنبال راه‌هایی برای حرکت رو به جلو باشید. مردم به کسانی که نگاهی مثبت به زندگی دارند بیشتر گرایش دارند.
-
-

10 عادت افراد کاریزماتیک که باعث میشود دیگران تحت تاثیر قرار بگیرند :

1. آنها بیشتر سکوت میکنند تا حرف بزنند :
سوال بپرسید تماس چشمی برقرار کنید، لبخند بزنید، ناراحتی تان را در چهره تان نشان دهید، سرتان را تکان دهید و کارهای دیگری که بدون صحبت کردن بتوانید احساس درکتان را به طرف مقابل القا کنید. این تمام کارهایی است که نیاز دارید انجام دهید تا به طرف مقابلتان نشان دهید فرد مهمی است. زمانی که صحبت میکنید هرگز نصیحت نکنید!مگر آنکه از شما خواسته شده باشند که پیشنهاد یا نصیحت تان چیست.گوش دادن به صحبت های طرف مقابل تان بیشتر از نصیحت کردنتان برای او مهم است، زیرا زمانی که شروع به نصیحت میکنید اکثر مکالمات به سمت خودتان و درباره شما تغییر جهت میدهد. تنها زمانی صحبت کنید که گفته مهمی برای گفتن دارید و تنها زمانی آنرا اعلام کنید که احساس کنید برای طرف مقابل مهم است.

2. آنها شنیدنی ها را گلچین نمیکنند : 
مطمئنا این افراد را در زندگی دارید یا دیدی : زمانی که صحبت میکنید سکوت میکنند و به صحبت های شما تا آخرین کلام گوش میدهند… تا وقتی که از آنها سوالی نپرسید هنوز در حال گوش دادن هستند ! اما کاملا ساکت، بدون حرکت و ثابت. احساس میکنید زمانی که شما در حال صحبت هستید این افراد در حال سفر رویاهایشان هستند… حتی با اینکه حرفی نمیزنند و گوش میدهند اما انگار فقط ادای گوش دادن را در می آورند. افراد کاریزماتیک به شدت با این رفتار مخالفند. آنها عادت دارند حتی به بی اهمیت ترین حرف های طرف مقابلشان گوش دهند. حتی اگر قرار است چندین ساعت به گفتگو بپردازند. افراد کاریزماتیک برایشان مهم نیست مرتبه اجتماعی، حساب بانکی و یا محل سکونت طرف مقابلشان کجاست، آنها به تمام صحبت های آنها گوش میدهند و چنان غرق در صحبت میشوند که انگار واقعا ویژگی های مشترک زیادی باهم دارند.

3. آنها حواس پرتی ها را از خود دور میکنند :
افراد کاریزماتیک به خوبی درک کرده اند که : شما اگر حواستان به وسایل ارتباطی و سرگرمی های خودتان باشد، هرگز نمیتوانید حواستان را به ارتباط با طرف مقابلتان متمرکز کنید. زمانی که طرف مقابلتان با شما حرف میزند یا شما با او در حال صحبت هستید به تلفن همراهتان خیره نشوید, به مانیتور لپ تاپ تان خیره نشوید، به افراد که در حال گذر هستند نگاه نکنید… فقط و فقط با حواستان را متمرکز کنید به صحبت های طرف مقابلتان. حداکثر تمرکز بر صحبت های طرف مقابلتان بهترین هدیه ای است که میتوانید به او بدهید. در این عصر از زندگی آنقدر وسایلی برای جذب تمرکز حواس وجود دارد که شما اگر غرق در صحبت های طرف مقابلتان شوید کار بزرگی برای او کردید… از خود گذشتگی. شما این هدیه را به طرف مقابلتان بدهید و خواهید دید چطور همیشه دوست خواهد داشت با شما هم صحبت شود یا فقط وقتش را با شما بگذراند.

4. آنها قبل از گرفتن ،میدهند و معمولا هرگز هیچ چیز دریافت نمیکنند :
اگر میخواهید ارتباطات موفق و بلند مدتی داشته باشید؛ همیشه به فکر این باشید که چطور میتوانید به دیگران کمک کنید تا از آنها چیزی دریافت کنید. باید بیشتر به فکر این باشید که چطور میتوانید دیگران را شاد کنید تا اینکه از دیگران استفاده کند. شما زمانی که فکر گرفتن هستید یا به قولی همیشه "دست بگیر” داشته باشید مردم بعد از دو سری معاشرت با شما به خوبی این را خواهند فهمید و به زودی شاهد قطع روابط خواهید بود.

5. آنها طوری رفتار نمیکنند که انگار مهمترین فرد هستند : 
تنها افراد که از خودشیفتگی، خودپسندی و اعتماد به نفس کاذب شما خوششان می آید افراد خودشیفته، خودپسند و با اعتماد به نفس کاذب هستند. دیگران نه تنها خوششان نمی آید بلکه گذر وقت با چنین افراد برایشان خسته کننده و همراه با ناراحتی است. و زمانی که این افراد وارد جایی میشوند دیگران احساس خوبی نسبت به آن فرد ندارند…

6. ... چون فهمیده اند دیگران اهمیت بیشتری دارند :
شما قبلا چیزهایی که باید میدانستید را میدونید. از طرزفکرتان اطلاع دارید, عقاید و اعتقاداتتان را میدانید، نگرشتان را نسبت به دنیا و مردم میدانید. تمام چیزهایی که میدونید مربوط به شما میشود و اصلا مهم نیستند چون برای شما هستند. شما نمیتوانید هیچ چیزی از خودتان یاد بگیرید. اما آیا میدانید دیگران چه چیزهایی میدانند؟ چه تجربیاتی دارند؟ چه ایدئولوژی دارند؟ چه نگرشی به دنیا و مردم دارند؟ عقاید و دانسته های طرف مقابلتان در هنگام گفتگو باید بیشتر از دانسته های خودتان اهمیت داشته باشد زیرا شما در حال یادگیری چیزهای جدیدی خواهید بود… پس دفعه بعد هنگام گفتگو با دوستان یا افراد غریبه بیشتر در مورد عقاید, نقطه نظر, تجربه هایشان سوال بپرسید تا بخواهید عقاید, نقطه نظر و تجربیات خودتان با به طرف مقابل بگویید.

7. آنها نورافکن را بر روی طرف مقابل می اندازند : 
هیچکس در این دنیا به اندازه کافی تحسین نشده. نه من، نه شما و نه فردی که قرار است با او هم صحبت شوید. اما این وظیفه (و عادت) شماست که به عنوان یک فرد کاریزماتیک به دیگران بگویید چه کارهایی را به نحو احسن انجام دادند، چه ویژگی های خوبی دارند و چرا مهم هستند. چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیدونید برای چی مهم هستند؟ نمیدونید چه کارهایی را به نحو احسن انجام دادند؟ یا چه ویژگی های خوبی دارند؟ واقعا شرم آوره… این وظیفه شماست جواب این سوال ها را پیدا کنید، مردم خودشان هم اکثر اوقات نمیدانند چه ویژگی های خوبی دارند. شما اگر این عادت را در خود نهادینه کنید، نه تنها مردم شروع به تحسین ویژگی ها و کارهای شما میکنند بلکه رفتار شما را نیز تحسین میکنند… با این رفتار میتوانید کاری کنید طرف مقابل احساس مهم بودن کند و بخواهد دستآورد های بیشتری داشته باشد (و هرگز شما را فراموش نکند)

8. آنها کلماتشان را از قبل آماده می کنند : 
کلمات قدرت باور نکردنی دارند. شما باید به خوبی از این قدرت استفاده کنید زیرا مانند شمشیر دو لبه است. افراد کاریزماتیک به نحو احسن مهارت استفاده از کلمات را فرا گرفته اند. برای مثال شما نباید به قرار ملاقات بروید، شما میخواهید که به سر قرار ملاقات بروید. شما نباید یک ارائه خوب برای مشتری ها آماده کنید، شما میخواهید بهترین ارائه برای تاثیرگذاری بر رویمشتری تان را آماده کنید. شما نباید یک کارمند استخدام کنید، شما میخواهید بهترین فرد متقاضی شغل را وارد تیم کاری خود کنید. شما باید به عنوان یک فرد کاریزماتیک، جملاتتان و کلماتتان سرشار از انرژی، شادی و قدرت باشد. بهتره کلمات ناامید، خسته کننده و ناراحت را از فرهنگ لغات خود پاک کند.

9. آنها در مورد شکست دیگران صحبت نمیکنند :
اگر به شنیدن در مورد شکست دیگران یا پشت سر شخص دیگری حرف زدن برایتان جذاب هست باید بدانید که شاید جذاب باشد… اما لازم نیست. مشکل اینجاست، واقعا داستان شکست و ناکامی های دیگران موضوعی مهم نیست. افراد کاریزماتیک هرگز پای صحبت های افرادی که مدام در حال صحبت در مورد دیگرانند نمی نشینند. آنها میدانند وقتشان ارزش دارد و بهتر است بر روی ایده های نو و راه حل مسائل آنرا استفاده کرد تا گفتگو در مورد شخص سومی که ناکامی یا تجربه ای بد داشته است. 
نکته مهم دیگر : زمانی که فردی نزد شما از شخص دیگری بد میگویید بدون شک نزد شخص سومی نیز در مورد شما چنین صحبت هایی خواهد داشت. این اصل را بدانید و بدانید که دیگران هم میدانند…

10. …اما شکست های خودشان را میپذیرند:
معمولا هنگامی که از مردم عادی سوال میشود چرا شخصی را کاریزماتیک و تاثیرگذار مینامند جوابشان این است : زیرا اشتباهاتشان را با جرات و نهایت اعتماد می پذیرند… 
آنها فردی موفق به نظر میرسند.

لغت کلیدی : به نظر میرسند.
بله، افرادی که کاریزماتیک هستند از اشتباه کردن ترسی ندارند و میدانند که فرد کاملی نیستند و امکان دارد اشتباه کنند. آنها اشتباه شان را می پذیرند و برای آن دلیل و بهونه و … نمی آورند. شما نیز برای اینکه فردی کاریزماتیک باشید نیاز نیست حتما موفق یا پولدار باشید. 

برای اینکه فردی کاریزماتیک باشید نیاز نیست یک نابغه باشید و هیچ خطایی در کارتان نباشد. برای اینکه فردی کاریزماتیک باشید تنها کاری که باید بکنید داشتن تواضع و قبول شکست هایتان است. اگر کاری را اشتباه انجام دادید آنرا اعلام کنید و بپذیرید که اشتباه کردید. نیاز نیست به کسی جواب پس دهید اما باید قبول کنید که اشتباه کردید. 

نکته مهم : 

شما هرگز نباید به اشتباهات دیگران بخندید، اما باید همیشه به اشتباهات خودتان بخندید. زیرا مردم نیز به شما نخواهند خندید، بلکه با شما خواهند خندید.

حتما شما هم در زندگی چنین افرادی را می شناسید که نوعی خاص بودن و اعتماد در وجودشان نهفته است. این افراد کاریزماتیک هستند. اما متاسفانه ،کاریزمایی که فرد به طور مادرزادی با خود همراه دارد در گذر زمان قدرت خودش را از دست میدهد. اگر عادات صحیحی برای تقویت آن نداشته باشیم بدون شک در گذر زمان فراموش میشود و قدرت پیشین را نخواهد داشت.

منبع: میگنا
 
 

تاریخ : شنبه 23 آبان 1394
بازدید : 193
نویسنده : sina95

 

تعریف موفقیت برای هر شخصی متفاوت است اما در حقیقت عده‌ای به آن دست پیدا می کنند و عده‌ای دیگر نه. چگونه است که این افراد به موفقیت می‌رسند؟
مطالب زیادی درباره‌ی مهارت‌ها و عادت‌های لازم برای موفقیت در زندگی وجود دارد و فکر می‌کنم اکثر مردم می‌دانند برای رسیدن به آن در حوزه‌های دلخواهشان چه کار کنند – مثل تقویت اعتماد به نفس و غلبه بر ترس. افرادی هستند که احتمال موفقیت در آنها بیشتر است. افرادی که زود به زود سفر می‌کنند با کاوش در دنیا مهارت‌های بیشتری از زندگی می‌آموزند. در ادامه دلایل موفقیت این افراد ذکر شده است:

۱- می‌دانند چگونه خارج از محدوده‌ی آرامش خود پیشرفت کنند.
افرادی که زیاد سفر می‌کنند اغلب در موقعیت‌های ناآشنا قرار می‌گیرند. آنها مجبورند از ناشناخته‌ها عبور کنند. با تجربیات جدید بیشماری روبرو شده و راهبردهای باارزشی برای کنار آمدن با شرایط می‌آموزند تا تمامی عدم قطعیت‌ها را به دوش کشیده و خونسرد و تاثیرگذار باشند.

۲- تغییر را می‌پذیرند و به استقبال آن می‌روند.
مسافران، چیزهای جدید را دوست دارند. افرادی که به طور مداوم با اتفاقات نو و مختلف احاطه می‌شوند، جلوی خستگی را گرفته و یاد می‌گیرند بهتر تمرکز کنند. این شیوه‌ی تفکر، نوآوری و خلاقیت را بهبود می‌بخشد.

۳- می‌دانند چطور احساساتشان را کنترل کنند.
مسافران بطور معمول سطوح مختلفی از استرس را تجربه می‌کنند. پرواز سخت، بازجویی نگهبانان و رفتار بد کارکنان هتل، ناراحتی افراد را برمی‌انگیزد. آنها توانایی کنترل احساساتشان را دارند و اگر تحت فشار قرار گیرند، خونسردی خود را حفظ می‌کنند و خودآگاهی دارند. این خودآگاهی، بهره‌وری را افزایش داده و به آنها کمک می‌کند دریابند که چه چیزی خوشحالشان می‌کند و در نهایت آنها را به موفقیت می‌رساند.

۴- اعتماد دارند و نیازی نیست همیشه تحت کنترل باشند.
مسافران همیشه باید به افراد غریبه تکیه کنند. مشکل زبان دارند، با راننده تاکسی‌های شهرهای مختلف سر و کله می‌زنند و به محبت و توجه دیگران وابسته‌اند. پذیرش این حقیقت که نمی‌توانند همیشه تحت کنترل باشند به آنها در برقراری روابط جدید کمک می‌کند. همچنین اعتماد به نفس بیشتری در پیدا کردن دوست دارند.

۵- ترسشان را کنترل کرده و از پس آن برمی‌آیند.
کلید موفقیت، اقدام به عمل است. وقتی زیاد مسافرت می‌کنید خود را در موقعیت‌های بدون بازگشت قرار می‌دهید. این موضوع باعث می‌شود بترسید و برای مقابله با آن، مهارت‌های خود را بکار بگیرید.

۶- فرصت‌ها را می‌شناسند و از آن استفاده می‌کنند.
مسافران تجربه و دانش بسیار بیشتری نسبت به جهان اطراف دارند. از آنجایی‌که در معرض فرهنگ‌ها و آداب و رسوم مختلف قرار می‌گیرند، روش‌های بهتر و بیشتری برای انجام کارها می‌دانند. این دانش در شناخت فرصت‌ها و نوآوری در خانه و مکان‌های دیگر به آنها کمک می‌کند.

۷- برای رسیدن به خواسته‌هایشان می‌دانند چطور گفتگو کنند.
مسافران برای اینکه مورد سوءاستفاده‌ی دیگران قرار نگیرند، صحبت می‌کنند. برای اینکه آنچه می‌خواهید یا نیاز دارید را بدون تحمیل یا پرخاش بدست آورید باید مهارت خوب صحبت کردن را بلد باشید. این مهارت برای تاثیرگذاری بر دیگران اهمیت دارد و کمک می‌کند تا آنها ایده‌های کاری‌تان را فهمیده و آنها را بپذیرند و شما را بعنوان رهبر قبول کنند.

۸- زیبایی‌هایی را می‌بینند که دیگران نمی‌بینند.
مسافران چیزهای مختلفی می‌بینند و به ذهنشان یاد می‌دهند بر زیبایی‌ها تمرکز کند. چشم و ذهن آنها نسبت به هر چیز جدیدی حساس است. بطوریکه آنچه دیگران عادی و معمول می‌دانند را زیبا می‌بینند. این مهارت را عکاسان خبره و شاعران نیز دارند.

۹- اعتماد به نفس بیشتری دارند و هنگام آسیب می‌دانند چطور اعتماد به نفس خود را حفظ کنند.
افرادی که زیاد مسافرت می‌کنند یاد می‌گیرند بر خودشان تکیه کنند و آنقدر به خود مطمئن هستند که می‌توانند از پس خواسته‌هایشان برآیند. این عقیده به آنها کمک می‌کند تا در مقابله با موانع مقاوم باشند و به همین دلیل پس از شکست زودتر برمی‌خیزند.

۱۰- تفاوت افراد را بهتر درک کرده و آن را می‌پذیرند.
مسافران با افراد زیادی آشنا می‌شوند. از مردم درباره‌ی شهر و فرهنگشان سوالات مختلف می‌پرسند. البته این سوالات از پیش تعیین شده نیست و صرفا بخاطر کنجکاوی و علاقه‌ی مسافران به جمع‌آوری اطلاعات از مکان‌هایی است که دیدن می‌کنند. در نتیجه مسافران در یافتن دوست راحت‌تر عمل کرده و دیگران هم آنها را دوست دارند.

۱۱- می‌دانند چه زمانی از زندگی لذت ببرند.
اینکه یاد بگیریم در لحظه زندگی کنیم مزایای روحی و جسمی بسیاری دارد. مسافران می‌دانند که زمان زود می‌گذرد پس عقیده دارند باید در لحظه زندگی کرد.

۱۲- بیشتر لبخند می‌زنند و احساس خوشبختی می‌کنند.
مطالعات نشان می‌دهد مسافرت انسان را شاد می‌کند. مسافران بیشتر از دیگران لبخند می‌زنند چرا که جاهای جدیدی را دیده‌اند. خوشحالند زیرا با افراد مختلفی آشنا شده‌اند، مناظر شگفت انگیزی دیده‌اند و غذاهای جدید و خوشمزه‌ای را امتحان کرده‌اند. مهارت زندگی کردن در لحظه، به شاد بودن نیز کمک می‌کند.

۱۳- اهمیت گوش دادن را می‌دانند.
گوش دادن یکی از مهارت‌های زندگی است که مردم با آن در جدال‌اند. آموختن تمرکز و گوش دادن به دیگران در موفقیت نقش به سزایی دارد. دستیابی به موفقیت در برقراری ارتباط با دیگران خلاصه می شود و شما با درک مردم این روابط را می‌سازید. کسانیکه زیاد سفر می‌کنند می‌دانند که برای درک بهتر نیاز به گوش دادن دارند.

۱۴- کمتر قضاوت می‌کنند و همدل ترند.
رهبران بزرگ می‌دانند برقراری ارتباط با دیگران موجب افزایش وفاداری و پیشرفت شرکت می‌شود. مسافران یاد می‌گیرند یکدل باشند به همین دلیل از قضاوت دیگران پرهیز می‌کنند.

۱۵- شاید ثروتمند نباشند اما می‌دانند چطور پولشان را ذخیره و خرج کنند.
افرادی که زیاد سفر می‌کنند می‌دانند کجا پولشان را خرج می‌کنند. افرادی که هم مسافرت رفته و هم کار می‌کنند می‌توانند زندگی بهتری داشته باشند.

سفر الهام بخش است و با روش‌های مختلفی به ما آموزش می‌دهد تا شخصیت و مهارت‌هایمان را بسازیم. افرادی که زیاد سفر می‌کنند این مهارت‌ها را دریافته و در نتیجه موفق ترند.

برگرفته از: www.lifehack.org


تاریخ : شنبه 23 آبان 1394
بازدید : 238
نویسنده : sina95

 

 

حتما بارها با این صحنه روبه رو شده اید که تلفن همراهتان را گم کرده اید، سرگردان به این طرف و آن طرف می روید تا آن را پیدا کنید.

در این شرایط انگار هیچ کار دیگری نمی توانید انجام بدهید. آرام نمی گیرید. بلافاصله از طریق تلفن ثابت خانه یا محل کارتان یا از طریق گوشی تلفن همراه دیگری که در نزدیکی شماست، شماره همراهتان را می گیرید تا آن را پیدا کنید.

به اینترنت هم همین طور وابسته هستید، اگر یک روز خط اینترنت شما قطع باشد یا کامپیوتر شما مشکلی پیدا کرده باشد، تمام برنامه زندگی تان به هم می ریزد و فکر می کنید از هیچ کجا خبری ندارید. فناوری بدجوری زندگی شما را تحت تاثیر خود قرار داده است.

از نخستین ساعات روز که با صدای ساعت دیجیتال گوشی تلفن همراهتان از خواب بیدار می شوید تا واپسین ساعات شب که پس از گشتی در دنیای خبرها به خواب می روید، در سایه فناوری های مدرن و امروزی، روز خود را به انتها می رسانید.

در چند دهه گذشته زندگی از این رو به آن رو شده است و این فناوری ها و اختراعات جدید تغییرات قابل توجهی را در سبک زندگی ما ایجاد کرده اند.

اگر بخواهیم وضعیت زندگی امروزمان را با وضعیت زندگی پدربزرگ ها و مادربزرگ هایمان مقایسه کنیم، تفاوت های بسیاری را در آنها می یابیم.

این امکانات و ارتباطات مدرن که نبود هر کدامشان برای ما به معنی یک فاجعه بزرگ است، حتی در تصور افرادی که ده ها سال پیش زندگی کرده اند هم نمی گنجد چه برسد به این که به اهمیت و نقش آنها در زندگی واقف باشند.

کامپیوتر، اینترنت، تلفن همراه و… از نمادهای اصلی فناوری های امروزی هستند که بی تردید بیشترین تاثیر را بر روند زندگی کنونی انسان ها دارند.

به رغم این که محققان و دانشمندان بارها درباره پیامد های امواج خطرناک این ابزار بر روند سلامت ما انسان ها هشدار داده اند، ولی هیچ یک از ما حاضر نیستیم حتی به خاطر سلامتی مان هم که شده یک روز بدون گوشی تلفن همراهمان در دانشگاه یا محل کارمان حاضر شویم، از کامپیوتر استفاده نکنیم یا به اینترنت دسترسی نداشته باشیم.

● داستان همراه های همیشگی

زندگی روزمره ما به قدری به تلفن همراه وابسته شده است که می توان گفت اغلب مردم بدون وجود آن قادر به ادامه روند طبیعی زندگی خود نخواهند بود. اگرچه به نظر می رسد گروه سنی نوجوان و جوان بیشترین شمار کاربران تلفن همراه را دارند، اما حقیقت این است که این وابستگی میان گروه های سنی مختلف همه گیر شده است.

در دنیای امروز که مشغله های زندگی مانع دید و بازدیدهای خانوادگی و دوستانه می شود، چنین ابزارهایی موجب تسهیل روابط اجتماعی افراد می شوند، چرا که این فناوری همیشه همراه می تواند وسیله ارتباطی مناسبی برای جویا شدن از احوال همدیگر باشد.

اما بر خلاف آنچه به نظر می رسد، همه چیز به این خوبی پیش نمی رود، چون عده ای دیگر بر این باورند که مانوس شدن بیش از حد با این فناوری ها و امکانات، مانع ایجاد رابطه ای صمیمانه میان اعضای خانواده می شود.

در حقیقت زندگی خانوادگی بر اثر استفاده از ابزارهایی مانند رایانه، اینترنت و تلفن همراه به طور مستقیم تحت تاثیر قرار نگرفته است، بلکه این تاثیرات ناشی از برقراری تماس های تلفنی متعدد، ارسال و دریافت نامه های شخصی از طریق صندوق پست الکترونیک ، ارسال و دریافت پیامک و دیگر اشکال جدید ارتباطی است که بر روابط اعضای خانواده سایه انداخته و روابط واقعی اجتماعی افرا د را زیر سوال برده است؛ روابطی که تنها به ارسال یک پیامک، دیدارهای مجازی یا در بهترین شکل ممکن به برقراری یک تماس تلفنی محدود می شود.

● قطع رابطه عاطفی

از سوی دیگر نظرسنجی های انجام شده نشان می دهد اغلب خانواده ها از حضور فناوری های نوین ارتباطی در زندگی خانوادگی خشنود هستند، چرا که به کمک آنها می توانند در طول روز و در مدت زمانی که از همدیگر دور هستند، بدون هیچ نگرانی از حال هم با خبر باشند و به همدیگر دسترسی داشته باشند.

به عبارت دیگر عدم حضور فیزیکی افراد خانواده منجر به قطع رابطه عاطفی میان اعضای خانواده نمی شود.

نکته: گویی همه ما به نوعی شرطی شده ایم. به محض این که صدای تلفن همراه را می شنویم یا صدایی مبنی بر ارسال پیامکی جدید شنیده می شود بی اختیار به دنبال گوشی تلفن همراهمان می گردیم

وقتی ارنی وایز سال ۱۹۸۵ میلادی نخستین مکالمه تلفنی را به نام خود به ثبت رساند تصور نمی کرد این پدیده تا این اندازه بر رفتار و سبک زندگی انسان ها تاثیرگذار باشد.

به نظر شما چنین رابطه ای از نوع مجازی که به سرعت در حال رشد و توسعه است، یک رابطه لازم و ضروری است یا می توان بدون وجود فناوری های ارتباطی به زندگی در جامعه ای که بر مبنای روابط حقیقی انسان ها بنا شده است ادامه داد؟

گویی همه ما به نوعی شرطی شده ایم. به محض این که صدای تلفن همراه را می شنویم یا صدایی مبنی بر ارسال پیامکی جدید به صندوق گوشی تلفن همراه شنیده می شود بی اختیار به دنبال گوشی تلفن همراهمان می گردیم.

اگرچه می دانیم صدا از گوشی ما نبوده است، اما ناخودآگاه نگاهی به نمایشگر آن می اندازیم تا ببینیم تماس ناموفق یا پیامکی داشته ایم یا نه. اگر هم یک روز هیچ کس با ما تماس نگیرد یا پیامکی برایمان ارسال نشود، احساس تنهایی می کنیم.

به گفته محققان، تاثیر این فناوری بر افکارمان به اندازه ای است که حتی ممکن است گاهی دچار توهم شویم و احساس کنیم صدای زنگ گوشی تلفن همراهمان را می شنویم.

در واقع این فناوری که به همراه همیشگی انسان های امروزی تبدیل شده روابط میان افراد را تسهیل کرده و موجب کاهش روابط اجتماعی آنها در دنیای واقعی شده است.

این در حالی است که در گذشته نبود امکانات ارتباطی بهانه خوبی برای رفت و آمدهای خانوادگی و دوستانه بود، ولی در سایه فناوری های جدید این سنت های دیرینه رفته رفته کمرنگ تر شده است.

در همین حال بررسی های اجتماعی نشان داده است ارتباط چهره به چهره یا به عبارتی همان روابط اجتماعی به شکل سنتی از تاثیر گذاری بیشتری در مقایسه با ارتباطات مجازی برخوردار است.

از این رو کودکان و نوجوانان امروز که به نوعی به ارتباطات آنلاین وابسته شده اند در آینده با مشکلات اجتماعی مواجه خواهند شد.

در حقیقت می توان گفت نسل جدید رسانه های ارتباطی اجتماعی به نوعی ضداجتماعی تلقی می شوند.

تصور کنید خانواده شما لحظاتی را کنار هم سپری کنند یا تصمیم گرفته اید آخر هفته برای خوردن شام و چند ساعتی دور هم بودن به یک رستوران بروید.

درحالی که در رستوران منتظر آماده شدن غذا نشسته اید کمی به اطراف خود نگاه کنید، متوجه می شوید به جای این که افراد با یکدیگر در حال گفت وگو باشند هر کدام گوشی تلفن همراهشان را در دست گرفته اند و مشغول صحبت، ارسال پیام کوتاه یا خواندن پیام های کوتاه دریافتی یا در صورت دسترسی به اینترنت در حال بررسی نامه های صندوق پست الکترونیک خود هستند.

در واقع این افراد به جای این که با افرادی که کنار آنها حضور دارند صحبت کنند ترجیح می دهند با فردی که از راه دور با او در ارتباط هستند در گفت وگو باشند و آن به این معناست که دوستان مجازی ما مهم تر ازدوستان واقعی مان است.

● دنیای بدون مرز از جنس مجازی

با توسعه همه جانبه علم و فناوری در سال های اخیر، اینترنت به عنوان یکی از برترین فناوری های روز دنیا توانسته است تاثیر چشمگیری بر روند زندگی انسان ها داشته باشد.

اگرچه ممکن است اینترنت همچنان برای بسیاری از افراد، ابزاری جانبی باشد، اما بررسی ها حاکی از آن است که این روزها مردم بیش از پیش به اینترنت وابسته شده اند. بسیاری از کاربران بر این باورند که اینترنت نقش مهمی در تصمیم گیری های آنها برای حوادث و رویدادهای آینده دارد.

خرید خودرو، انتخاب مدرسه برای فرزندان، معاملات اقتصادی و شرکت در دوره های آموزشی مجازی از موضوعات مهمی است که افراد برای تصمیم گیری درباره آنها از اینترنت کمک می گیرند.

علاوه بر این، نشستن در مقابل کامپیوتر و کار با اینترنت به بخش مهمی از زندگی افراد بدل شده است. اغلب افراد و بویژه گروه های سنی جوان و نوجوان علاقه مند هستند ارتباطات اجتماعی خود را در دنیای مجازی توسعه دهند و همچنین ترجیح می دهند عضو یک گروه یا اجتماع آنلاین باشند.

اگر چه فناوری های امروزی از بسیاری جهات موجب بهبود کیفی وضعیت زندگی ما شده اند، اما این تنها یک بعد قضیه است.

به کمک این ابزارها می توانید زندگی تان را به روشی اداره کنید که کمتر مجبور باشید برای انجام کارهای روزمره یا حتی تفریح و سرگرمی از خانه خارج شوید.

همه کارهایتان را از طریق اینترنت انجام می دهید. سری به سرویس پست الکترونیک می زنید. نامه هایی که به صندوق پست الکترونیکی شخصیتان ارسال شده می خوانید و در صورت نیاز به آنها پاسخ می دهید.

اگر بخواهید به سفر بروید براحتی بلیت هواپیما و هتلی که قصد اقامت در آنجا را دارید رزرو می کنید. سری به سرویس اطلاع رسانی وضعیت آب و هوا می زنید تا براساس پیش بینی سازمان هواشناسی هر آنچه را در این سفر به آن نیاز دارید به همراه خود ببرید. قبوض تلفن، آب، گاز و برق را هم از طریق اینترنت پرداخت می کنید.

از آخرین رویدادهای جهان هم از طریق این دنیای بدون مرز مجازی آگاه می شوید. همه اینها نشان می دهد بدون این که به تاثیر فناوری های مدرن و امروزی در زندگی روزمره توجه کرده باشید، مسوولیت انجام بسیاری از کارها و امورتان را به فناوری واگذار کرده اید.

درست است که فناوری های ارتباطی در حال تغییر زندگی ما هستند اما همه این تغییرات ناشی از انتخاب ها و تصمیم گیری هایی است که خودمان مسوول آن هستیم.

در واقع ما خودمان زمینه ای را برای ورود فناوری ها و ابزارهای جدید ایجاد می کنیم که می توانند روش ما در خرید، سفر، آموزش، برقراری ارتباط با دیگران و در نهایت سبک زندگیمان را تحت تاثیر قرار دهند.

به نظر شما نفوذ فناوری در ابعاد زندگی انسان ها تا کجا پیش خواهد رفت و حضور اجتناب ناپذیر آن در زندگی چه پیامدهایی به همراه خواهد داشت؟


تاریخ : سه‌شنبه 19 آبان 1394
بازدید : 239
نویسنده : sina95

 اگر تا به حال فکر می‌کردید که نوشیدن قهوه پس از مصرف الکل می‌تواند مستی را «بشوید و ببرد» و سموم الکل را از بدن خارج کند،  بدانید که سخت در اشتباهید.  ترکیب الکل و کافئین نه تنها خطرناک، بلکه حتی ممکن است مرگ‌آور هم باشد.

به گفته دکتر رابرت سویفت، از مرکز تحقیقات الکل و اعتیاد دانشگاه برون در آمریکا، کافئین می‌تواند مغز را طوری «فریب» دهد که فکر کند بدن فرد کمتر از میزان واقعی، مست است.

مصرف الکل باعث ترشح دوپامین در مغز می‌شود. دوپامین هم باعث می‌شود که ما فکر کنیم حالمان خوب است یا به اصطلاح «سرخوش» شویم.

دوپامین باعث ترشح ماده شیمیایی‌ای به نام سیکلیس ای ام پی cyclic AMP  در بدن می‌شود. این ماده شیمیایی مغز را ناگهان فعال‌تر ‌می‌کند به‌طوریکه فرد احساس انرژی و نشاط بیشتری می‌کند. به عنوان مثال افراد در حال مستی بیشتر حرف می‌زنند. برای اینکه کارایی بدن مختل نشود، در زمان مصرف الکل مغز آنزیم‌های خاصی را ترشح می‌کند که بدن همه تعادلش را از دست ندهد.

وقتی مصرف الکل متوقف می‌شود، اثر آرام‌بخش آن ظاهر می‌شود: آنزیم‌های دیگری در بدن تولید می‌شود که عکس‌العمل‌ها و فرایند کار مغز را کند می‌کند. به خاطر همین است که کمی بعد از نوشیدن الکل، فرد احساس خستگی، خواب‌آلودگی یا سرگیجه می‌کند.

اما وقتی کافئین (که در قهوه موجود است)‌ به این معجون در بدن اضافه می‌شود، فعالیت آنزیم‌هایی که اثر سیکلس ای ام پی را در بدن کنترل می‌کنند، متوقف می‌شود.

در واقع کافئین باعث سد شدن راه این آنزیم‌ها می‌شود. این به این معناست که با آنکه بدن رفته‌رفته کند می‌شود و در حقیقت زمان واکنش بدن به محرک‌های بیرونی بیشتر می‌شود، فرد همچنان تصور می‌کند که سرحال است و در واقع مست نیست. بنابراین ممکن است الکل بیشتری بنوشد یا رانندگی کند.

به گفته دکتر سویفت، مشکل آنجاست که کافئین میزان الکل در بدن را کم نمی‌کند بلکه باعث می شود مغز فکر کند مست نیست و دست به کارهایی خطرناکی مثل رانندگی در حال مستی بزند.

حالا اگر الکل و قهوه را قبل از بخواب بنوشید چه بلایی سرتان می‌آید؛ وقتی خواب هستید  اثر الکل دوباره برمی‌گردد و از خواب می‌پرید اما چون قهوه هم خورده‌اید احتمالا به سختی بتوانید دوباره بخوابید. نتیجه اینکه صبح خمار و خسته خواهید بود. کافیئن و الکل هر دو باعث دفع آب می‌شوند و این وضع بدن را بدتر می‌کند.  

خطر نوشیدنی‌های انرژ‌ی‌زای الکلی

نوشیدنی‌های انرژی‌زای حاوی الکل در حال افزایش‌اند و هیچ مقرراتی برای کنترل آنها وجود ندارد. محققان می‌گویند که به علت خطرناک بودن آزمایش تاثیر همزمان الکل و کافئین بر بدن انسان، تقریبا هیج مطالعه علمی جامعی در این خصوص صورت‌ نگرفته است. آنها نمی‌دانند که مصرف چه اندازه کافئین به همراه الکل می‌تواند کم خطر یا بی‌خطر باشد و این چه رابطه‌ای با وزن فرد مصرف‌کننده دارد.

مشاهدات علمی نشان داده است که مصرف نوشیدنی‌های انرژی‌زای الکلی باعث می‌شود که فرد کمتر احساس مستی کند و بیشتر از میزانی که بدنش در حالت عادی قادر به کنترل الکل است، بنوشد و این باعث مسمومیت‌های شدید و رفتار خطرناک شود.

به نظر می‌رسد در حال حاضر تنها توصیه پزشکان این است که الکل و کافئین را همزمان مصرف نکرد. 


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید