عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 7
نویسنده : sina95

 ماه ذی‌حجه سه علامت از علائم ظهور به وقوع می‌پیوندد:

کشتارهای سفیانی در کوفه و نجف،

آشوب‌های منا،

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور)

دوران ظهور حضرت قائم(عج) با حوادثی همراه خواهد بود که مجموعه این علائم را به دو دسته علائم حتمی ظهور و علائم غیر حتمی تقسیم کرده‌اند. از جمله این علائم علائمی است که در ماه ذیحجه ماه برگزاری اعمال و مناسک حج تمتع است. 

هر چه به زمان و مکان آن خورشید تابان نزدیک‌تر می‌شویم، احادیث جنبه واقعیت پیدا می‌کنند. به طوری که اکثر احادیث را می‌توان با حوادث کنونی تطبیق داد. 

بسیاری از روایات ماه ذیحجه را ماه خون و خونریزی یاد کرده‌اند. ابی بصیر ضمن حدیثی طولانی نقل می‌کند که از امام صادق (ع) پرسیدم:

و ذیحجه چطور ماهی است؟ فرمودند: ذاک شهر الدم(1) آن ماه خون (خونریزی) است. 

حضرت رسول(ص) هم در این باره فرموده‌اند:

و یسلب الحاج و تسک الدماء فی ذی الحجه (2) در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پا می‌گردد. 

دراین ماه حوادث مهمی -آنگونه که روایات برشمرده‌اند- رخ می‌دهد که یکی از آنها در زمره علائم حتمی می‌باشد و مجموعه این وقایع عبارت است: 
1- کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف 
2- آشوب‌های منا 
3- شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) (3)

کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف
از مهم ترین اتفاقات ماه ذیحجه کشتارهای دوم سفیانی در کوفه و نجف است. در روز شادی مردم در عید قربان (دهم ذیحجه) لشگریان سفیانی وارد کوفه و نجف شده و در آنجا نیز دست به کشتار بی مثل و مانندی می‌زنند. 

سفیانی سپاهی صدوسی هزار نفری به سوی کوفه ونجف گسیل می‌دارد. سی هزار از این سپاه که قصد حمله به نجف رادارند به سمت قبر هود در وادی السلامِ نجف اشرف حرکت کرده و روز عید غدیر از مسیر بابل به کوفه می رسند و سپس رو به نجف کرده و از این دو شهر هفتاد هزار دختر جوان را اسیر می‌کنند. 

سفیانی در کوفه کشت و کشتار وسیعی راه می‌اندازد و هر که را گمان برند از خاندان رسول خداست می کشند و اسیر می کنند.سپس اعلام می کند که هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم مژدگانی می گیرد. او جدا از اینکه این اعمال را در نجف نیز تکرار می کند، بارگاه و حرم حضرت علی را هم منهدم می کند. 

در کوفه جنبش‌های کوچک و ضعیف مردمی، علیه سفیانی شکل می‌گیرد، اما لشگریان وی رهبر این جنبش ها را در بین کوفه و حیره می‌کشند و آنان را سرکوب می‌کنند. علاوه بر اینکه هفتاد نفر از صالحان و عالمان دین را نیز می‌کشند. سپس جنگ را تا منطقه باب اصطخر (شیراز) در ایران می‌کشانند. 

در پی آن سیّد خراسانی نیز قیام کرده و سپاهی را که پیشاپیش آن شعیب بن صالح حرکت می‌کند برای مقابله با سفیانی آماده می‌کند. در دروازه اصطخر سپاه سید خراسانی (پرچم های سیاه) با سفیانی رو به رو شده و در طی جنگی عظیم، سفیانی بعد از آن همه پیروزی پی درپی شکست می‌خورد. 

پس از این حادثه سید یمانی که نامش حسن یا حسین است قیام می‌کند و خود را به کوفه می رساند و با سپاه سید خراسانی برخورد می کند و بر علیه سپاه سفیانی با سید خراسانی متحد شده، و سفیانی و لشگریانش را از نجف بیرون رانده و اسرا را آزاد می کنند. 

پس از کشتارهای خونین سفیانی در ماه ذیحجه در کوفه و نجف دو اتفاق دیگر چون آشوب در منا و دیگری کشته شدن نفس زکیه به وقوع می‌پیوندد. 

آشوب‌های منا 
از احادیث چنین بر می‌آید: مردم در آن زمان که در حال انجام مناسک حج هستند با هم دچار اختلاف شده و بلا فاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتی پیش از اتمام آن، طی انجام رمی جمرات، در منا که بخشی از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورش هایی شکل می گیرد وحاجیان غارت شده و پرده نوامیس مردم دریده می شود. 

از رسول اکرم نقل شده است که:

جنگی در منا به پا می شود و کشتار زیادی طی آن رخ می‌دهد و خون چنان جاری می شود که به جمره می رسد. 

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) 
پس از وقوع چنین حوادثی،حضرت مهدی فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها، مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. 

او جوانمردی است، هاشمی (محمد بن حسن که همان نفس زکیه است)، که در بیست و پنجم ماه ذیحجه وارد مسجد الحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می‌کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی وتهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری می کند. اما افراد نظامی حجاز او را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده است، شهید می کنند. 

از امام صادق نقل شده است:

که فاصله قیام حضرت مهدی و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب است و این حادثه از علائم حتمی ظهور است. 

چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه که نام خودش محمد و نام خواهرش(احتمالاً دوقلویش) فاطمه است، می آید و هر دو را در سر در مسجد النبی اعدام می کنند. 

حضرت مهدی به یاران خویش می فرمایند:

اهل مکه مرا نمی‌خواهند ولی برای آنکه حجت بر آنان تمام شود و خود به وظیفه‌ام عمل کرده باشم یکی از شما را به سوی آنها می‌فرستم. و وقتی این جوانمرد پیام را رساند بعد به سوی او می‌آیند و ما بین رکن و مقام او را سر می‌برند. 

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج52،ص272. بشاره الاسلام، ص142 

2- منتخب الاثر، ص451، یوم الخلاص، ص280 
3- شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا، ص144-141


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 1222
نویسنده : sina95

 ماه ذی‌حجه سه علامت از علائم ظهور به وقوع می‌پیوندد:

کشتارهای سفیانی در کوفه و نجف،

آشوب‌های منا،

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور)

دوران ظهور حضرت قائم(عج) با حوادثی همراه خواهد بود که مجموعه این علائم را به دو دسته علائم حتمی ظهور و علائم غیر حتمی تقسیم کرده‌اند. از جمله این علائم علائمی است که در ماه ذیحجه ماه برگزاری اعمال و مناسک حج تمتع است. 

هر چه به زمان و مکان آن خورشید تابان نزدیک‌تر می‌شویم، احادیث جنبه واقعیت پیدا می‌کنند. به طوری که اکثر احادیث را می‌توان با حوادث کنونی تطبیق داد. 

بسیاری از روایات ماه ذیحجه را ماه خون و خونریزی یاد کرده‌اند. ابی بصیر ضمن حدیثی طولانی نقل می‌کند که از امام صادق (ع) پرسیدم:

و ذیحجه چطور ماهی است؟ فرمودند: ذاک شهر الدم(1) آن ماه خون (خونریزی) است. 

حضرت رسول(ص) هم در این باره فرموده‌اند:

و یسلب الحاج و تسک الدماء فی ذی الحجه (2) در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پا می‌گردد. 

دراین ماه حوادث مهمی -آنگونه که روایات برشمرده‌اند- رخ می‌دهد که یکی از آنها در زمره علائم حتمی می‌باشد و مجموعه این وقایع عبارت است: 
1- کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف 
2- آشوب‌های منا 
3- شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) (3)

کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف
از مهم ترین اتفاقات ماه ذیحجه کشتارهای دوم سفیانی در کوفه و نجف است. در روز شادی مردم در عید قربان (دهم ذیحجه) لشگریان سفیانی وارد کوفه و نجف شده و در آنجا نیز دست به کشتار بی مثل و مانندی می‌زنند. 

سفیانی سپاهی صدوسی هزار نفری به سوی کوفه ونجف گسیل می‌دارد. سی هزار از این سپاه که قصد حمله به نجف رادارند به سمت قبر هود در وادی السلامِ نجف اشرف حرکت کرده و روز عید غدیر از مسیر بابل به کوفه می رسند و سپس رو به نجف کرده و از این دو شهر هفتاد هزار دختر جوان را اسیر می‌کنند. 

سفیانی در کوفه کشت و کشتار وسیعی راه می‌اندازد و هر که را گمان برند از خاندان رسول خداست می کشند و اسیر می کنند.سپس اعلام می کند که هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم مژدگانی می گیرد. او جدا از اینکه این اعمال را در نجف نیز تکرار می کند، بارگاه و حرم حضرت علی را هم منهدم می کند. 

در کوفه جنبش‌های کوچک و ضعیف مردمی، علیه سفیانی شکل می‌گیرد، اما لشگریان وی رهبر این جنبش ها را در بین کوفه و حیره می‌کشند و آنان را سرکوب می‌کنند. علاوه بر اینکه هفتاد نفر از صالحان و عالمان دین را نیز می‌کشند. سپس جنگ را تا منطقه باب اصطخر (شیراز) در ایران می‌کشانند. 

در پی آن سیّد خراسانی نیز قیام کرده و سپاهی را که پیشاپیش آن شعیب بن صالح حرکت می‌کند برای مقابله با سفیانی آماده می‌کند. در دروازه اصطخر سپاه سید خراسانی (پرچم های سیاه) با سفیانی رو به رو شده و در طی جنگی عظیم، سفیانی بعد از آن همه پیروزی پی درپی شکست می‌خورد. 

پس از این حادثه سید یمانی که نامش حسن یا حسین است قیام می‌کند و خود را به کوفه می رساند و با سپاه سید خراسانی برخورد می کند و بر علیه سپاه سفیانی با سید خراسانی متحد شده، و سفیانی و لشگریانش را از نجف بیرون رانده و اسرا را آزاد می کنند. 

پس از کشتارهای خونین سفیانی در ماه ذیحجه در کوفه و نجف دو اتفاق دیگر چون آشوب در منا و دیگری کشته شدن نفس زکیه به وقوع می‌پیوندد. 

آشوب‌های منا 
از احادیث چنین بر می‌آید: مردم در آن زمان که در حال انجام مناسک حج هستند با هم دچار اختلاف شده و بلا فاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتی پیش از اتمام آن، طی انجام رمی جمرات، در منا که بخشی از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورش هایی شکل می گیرد وحاجیان غارت شده و پرده نوامیس مردم دریده می شود. 

از رسول اکرم نقل شده است که:

جنگی در منا به پا می شود و کشتار زیادی طی آن رخ می‌دهد و خون چنان جاری می شود که به جمره می رسد. 

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) 
پس از وقوع چنین حوادثی،حضرت مهدی فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها، مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. 

او جوانمردی است، هاشمی (محمد بن حسن که همان نفس زکیه است)، که در بیست و پنجم ماه ذیحجه وارد مسجد الحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می‌کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی وتهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری می کند. اما افراد نظامی حجاز او را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده است، شهید می کنند. 

از امام صادق نقل شده است:

که فاصله قیام حضرت مهدی و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب است و این حادثه از علائم حتمی ظهور است. 

چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه که نام خودش محمد و نام خواهرش(احتمالاً دوقلویش) فاطمه است، می آید و هر دو را در سر در مسجد النبی اعدام می کنند. 

حضرت مهدی به یاران خویش می فرمایند:

اهل مکه مرا نمی‌خواهند ولی برای آنکه حجت بر آنان تمام شود و خود به وظیفه‌ام عمل کرده باشم یکی از شما را به سوی آنها می‌فرستم. و وقتی این جوانمرد پیام را رساند بعد به سوی او می‌آیند و ما بین رکن و مقام او را سر می‌برند. 

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج52،ص272. بشاره الاسلام، ص142 

2- منتخب الاثر، ص451، یوم الخلاص، ص280 
3- شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا، ص144-141


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 7
نویسنده : sina95

 ماه ذی‌حجه سه علامت از علائم ظهور به وقوع می‌پیوندد:

کشتارهای سفیانی در کوفه و نجف،

آشوب‌های منا،

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور)

دوران ظهور حضرت قائم(عج) با حوادثی همراه خواهد بود که مجموعه این علائم را به دو دسته علائم حتمی ظهور و علائم غیر حتمی تقسیم کرده‌اند. از جمله این علائم علائمی است که در ماه ذیحجه ماه برگزاری اعمال و مناسک حج تمتع است. 

هر چه به زمان و مکان آن خورشید تابان نزدیک‌تر می‌شویم، احادیث جنبه واقعیت پیدا می‌کنند. به طوری که اکثر احادیث را می‌توان با حوادث کنونی تطبیق داد. 

بسیاری از روایات ماه ذیحجه را ماه خون و خونریزی یاد کرده‌اند. ابی بصیر ضمن حدیثی طولانی نقل می‌کند که از امام صادق (ع) پرسیدم:

و ذیحجه چطور ماهی است؟ فرمودند: ذاک شهر الدم(1) آن ماه خون (خونریزی) است. 

حضرت رسول(ص) هم در این باره فرموده‌اند:

و یسلب الحاج و تسک الدماء فی ذی الحجه (2) در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پا می‌گردد. 

دراین ماه حوادث مهمی -آنگونه که روایات برشمرده‌اند- رخ می‌دهد که یکی از آنها در زمره علائم حتمی می‌باشد و مجموعه این وقایع عبارت است: 
1- کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف 
2- آشوب‌های منا 
3- شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) (3)

کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف
از مهم ترین اتفاقات ماه ذیحجه کشتارهای دوم سفیانی در کوفه و نجف است. در روز شادی مردم در عید قربان (دهم ذیحجه) لشگریان سفیانی وارد کوفه و نجف شده و در آنجا نیز دست به کشتار بی مثل و مانندی می‌زنند. 

سفیانی سپاهی صدوسی هزار نفری به سوی کوفه ونجف گسیل می‌دارد. سی هزار از این سپاه که قصد حمله به نجف رادارند به سمت قبر هود در وادی السلامِ نجف اشرف حرکت کرده و روز عید غدیر از مسیر بابل به کوفه می رسند و سپس رو به نجف کرده و از این دو شهر هفتاد هزار دختر جوان را اسیر می‌کنند. 

سفیانی در کوفه کشت و کشتار وسیعی راه می‌اندازد و هر که را گمان برند از خاندان رسول خداست می کشند و اسیر می کنند.سپس اعلام می کند که هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم مژدگانی می گیرد. او جدا از اینکه این اعمال را در نجف نیز تکرار می کند، بارگاه و حرم حضرت علی را هم منهدم می کند. 

در کوفه جنبش‌های کوچک و ضعیف مردمی، علیه سفیانی شکل می‌گیرد، اما لشگریان وی رهبر این جنبش ها را در بین کوفه و حیره می‌کشند و آنان را سرکوب می‌کنند. علاوه بر اینکه هفتاد نفر از صالحان و عالمان دین را نیز می‌کشند. سپس جنگ را تا منطقه باب اصطخر (شیراز) در ایران می‌کشانند. 

در پی آن سیّد خراسانی نیز قیام کرده و سپاهی را که پیشاپیش آن شعیب بن صالح حرکت می‌کند برای مقابله با سفیانی آماده می‌کند. در دروازه اصطخر سپاه سید خراسانی (پرچم های سیاه) با سفیانی رو به رو شده و در طی جنگی عظیم، سفیانی بعد از آن همه پیروزی پی درپی شکست می‌خورد. 

پس از این حادثه سید یمانی که نامش حسن یا حسین است قیام می‌کند و خود را به کوفه می رساند و با سپاه سید خراسانی برخورد می کند و بر علیه سپاه سفیانی با سید خراسانی متحد شده، و سفیانی و لشگریانش را از نجف بیرون رانده و اسرا را آزاد می کنند. 

پس از کشتارهای خونین سفیانی در ماه ذیحجه در کوفه و نجف دو اتفاق دیگر چون آشوب در منا و دیگری کشته شدن نفس زکیه به وقوع می‌پیوندد. 

آشوب‌های منا 
از احادیث چنین بر می‌آید: مردم در آن زمان که در حال انجام مناسک حج هستند با هم دچار اختلاف شده و بلا فاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتی پیش از اتمام آن، طی انجام رمی جمرات، در منا که بخشی از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورش هایی شکل می گیرد وحاجیان غارت شده و پرده نوامیس مردم دریده می شود. 

از رسول اکرم نقل شده است که:

جنگی در منا به پا می شود و کشتار زیادی طی آن رخ می‌دهد و خون چنان جاری می شود که به جمره می رسد. 

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) 
پس از وقوع چنین حوادثی،حضرت مهدی فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها، مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. 

او جوانمردی است، هاشمی (محمد بن حسن که همان نفس زکیه است)، که در بیست و پنجم ماه ذیحجه وارد مسجد الحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می‌کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی وتهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری می کند. اما افراد نظامی حجاز او را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده است، شهید می کنند. 

از امام صادق نقل شده است:

که فاصله قیام حضرت مهدی و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب است و این حادثه از علائم حتمی ظهور است. 

چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه که نام خودش محمد و نام خواهرش(احتمالاً دوقلویش) فاطمه است، می آید و هر دو را در سر در مسجد النبی اعدام می کنند. 

حضرت مهدی به یاران خویش می فرمایند:

اهل مکه مرا نمی‌خواهند ولی برای آنکه حجت بر آنان تمام شود و خود به وظیفه‌ام عمل کرده باشم یکی از شما را به سوی آنها می‌فرستم. و وقتی این جوانمرد پیام را رساند بعد به سوی او می‌آیند و ما بین رکن و مقام او را سر می‌برند. 

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج52،ص272. بشاره الاسلام، ص142 

2- منتخب الاثر، ص451، یوم الخلاص، ص280 
3- شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا، ص144-141


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 1241
نویسنده : sina95

 در این مطلب تعدادی از احادیث گوهر بار از پیامبر اکرم حضرت محمد رسول الله(ص) به نقل از منابع روایی شیعه و سنی آمده است که به روزگار غریبی اسلام در آخرالزمان و ظهور امام عصر(عج) مربوط می‌باشد. مضامین احادیث آنقدر تکان دهنده و به روز هستند که انگار روزگار ما را مرور می‌کنند:


شخصیّت‌های بزرگ، حیله‌گر خوانده می‌شوند


پیامبر خدا محمد مصطفی ( که درود خدا بر او باد) در روایتی فرمود: «روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکه تکه خواهد شد. سنت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنت باشد، شخصیت‌های بزرگ در نزد آنها حیله‌گر خوانده می‌شوند و اشخاص حیله‌گر در نزد مردم، با شخصیت و وزین خوانده شوند. مؤمن در نزد آنان حقیر و بی‌مقدار می‌شود و فاسق به پیش آنها محترم و ارجمند باشد، کودکانشان پلید و گستاخ و بی‌ادب و زنانشان بی‌باک و بی‌شرم و بی‌حیا شوند، پناه بردن به آنها خواری و اعتماد به آنان ذلت و درخواست چیزی از آنها نمودن، جامه درویشی به تن کردن و مایه بیچارگی و ننگ است .در آن هنگام خداوند، آنان را از باران به هنگام، محروم سازد و در وقت نامناسب بر آنها ببارد.»

اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند

«زمانی بر مردم بیاید که چهره‌هایشان چهره‌های آدمیان ولی دل‌هایشان دل‌های شیاطین باشد، بسان گرگان درنده خونریز باشند. از منکرات اجتناب نکنند، پیوسته به کارهای ناپسند خویش ادامه دهند، اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند و اگر خبری برایشان بازگویی تو را دروغگویی شناسند و چون از آنها غایب باشی غیبتت کنند. افراد بد بر آنان مسلط شود که آنان را به انواع عذاب معذب دارند، نیکانشان دعا کنند ولی اجابت نشود.»

شکم‌هاشان خدایان آنها، و زنانشان قبله گاهشان و پولشان دین‌شان

در جایی دیگر رسول خدا فرمود: زمانی بر مردم بیاید که شکم‌هاشان خدایان آنها شود، و زنانشان قبله گاهشان و پول شان دین شان شود و کالاهای دنیوی را مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند. از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمان‌های مسجدهایشان آباد باشد ولی دلهایشان از جهت هدایت خدا خراب شود.

به چهار بلا مبتلا شوند. نخست: تجاوز به ناموس‌شان

در آن روزگار است که خداوند، آنها را به چهار بلا مبتلا سازد. نخست: تجاوز به ناموسشان و دوم: هتک حرمت از ناحیه زورمندان و ثروتمندانشان، سوم: خشکسالی، چهارم: ظلم و ستم از جانب زمامداران و قاضیان .اصحاب از سخنان آن حضرت سخت به شگفت آمدند و گفتند: یا رسول الله ! مگر آنها بت پرست هستند؟

پیامبر فرمود: «آری هر پول و درهمی به نزد آنها بتی است که در حد پرستش به آن تعلق خاطر دارند.»

آن‌چنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد

از پیامبر خدا در منابع شیعه و اهل تسنن روایت شده است که در جایی دیگر فرمود: روزگاری بیاید که مردم شان آن‌چنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد. در آن هنگام، خداوند آنها را به سه بلا دچار سازد: نخست آنکه برکت از مالشان بگیرد، دوم: ستمگران را بر آنها مسلط سازد و سوم آنکه بی‌ایمان از دنیا بروند.

یکی از اصحاب از پیامبر پرسید: یا رسول الله دین مردم شان چگونه خواهد بود؟پیامبر فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که هر کس دین خویش را به سختی حفظ کند. دینداری‌شان بسان کسی ماند که آتش در دست خود نگه دارد.»

از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند

در جایی دیگر پیامبر فرمود:

«زمانی برسد که از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند، آن‌چنان‌که گروهی به دین خدا در جهان خوانده شوند در حالی که همین گروه از هرکسی از اسلام دورتر باشند. مسجدهاشان از حیث ساختمان آباد ولی از نظر هدایت، خراب باشد.در میان مردمانشان قرآن و اهل آن در اقلیت باشند. مؤمنانشان در میان مردم باشند ولی در میان آنها نباشند، با مردم باشند ولی براستی با مردم نباشند، زیرا هدایت با ضلالت همراه نیست گرچه در کنار یکدیگر باشند.» (بحارالانوار، ج 52، ص190)

به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند

پیامبر در اواخر عمر خود اصحاب را جمع کردند و فرمودند:

«زمانی بر مردم بیاید که اخلاق انسانی از آنان رخت بربندد چنانکه اگر نام یکی را بشنوی به از آن بود که آن را ببینی یا اگر او را ببینی به از آن است که او را بیازمایی. چون او را بیازمایی، حالاتی زشت و ناروا در او مشاهده کنی. دینشان پول و قبله گاهشان زنانشان شود. برای رسیدن به اندک نانی پیش هر کسی کرنش کنند نه خود را در پناه اسلام دانند و نه به کیش نصرانی زندگی کنند . بازرگانان و کاسبان شان رباخوار و فریبکار، و زنانشان خود را برای نامحرمان بیارایند. در آن هنگام اشرارشان بر آنها چیره گردند و هر چه دعا کنند به اجابت نرسد.» (بحارالانوار، ج 77، ص369)

آن‌چنان به قوانین اسلامی بی‌اعتنا بشوند که...

«روزگاری خواهد آمد که مردمانشان به پراکندگی مصمم باشند و از هماهنگی و اتفاق نظر و اتحاد بدور شوند. آن‌چنان به قوانین اسلامی بی‌اعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آنها. از حق جز نامی نزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند. بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود. و چون در آخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون روایات جدید شود، کمتر کسی از شماست که دینش را حفظ کند.»

هنگامی که معیشت جز با گناه تامین نگردد

یکی از اصحاب از رسول خاتم(ص) پرسید دین خدا چگونه خواهد شد؟

پیامبر(ص) فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که هیچ دیندار دینش برایش سالم نماند جز اینکه از قله کوهی بگریزد یا از سوراخی به سوراخ دیگر پناه برد چون روباه که با بچه‌هایش چنین کند ، و این آخرالزمان باشد.» (کنزالاعمال، ح 31008)

هنگامی که معیشت جز با گناه تامین نگردد، چون این وضع پیش آید عزب بودن و تجرد حلال شود، در آن روزگار است که مرد به دست پدر و مادرش تباه و گمراه شود و اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست زن و فرزندش و اگر زن و فرزند نداشته باشد، چه بسا هلاکت و تباهی‌اش به دست خویشان و همسایگانش باشد که او را به تهیدستی و فقر سرزنش کنند و بترسانند و تکالیفی بر او نهند که وی از عهده آن بر نیاید تا گاهی که او به پرتگاه‌های هلاکت سقوط کند.

در آخرالزمان فریبکارانی بیایند که حدیث‌هایی نو و روایت‌هایی جدید از دین بر شما بخوانند و نیز از پیامبر خدا روایت شده است که فرمود: «در آخرالزمان دغل‌بازان و فریب‌کارانی بیایند که حدیث‌هایی نو و روایت‌هایی جدید از دین بر شما بخوانند، آن‌چنان که نه شما و نه پدرانتان چنین حدیث‌هایی نشنیده باشید. پس دوری گزینید از آنها. مبادا به دام تزویر و فریب‌شان بیافتید.» (کنزالاعمال، حدیث 290324)

از علی بن ابی طالب(ع) درباه آخرالزمان پرسیده شد: آیا در آن زمان مؤمنانی وجود دارند؟ فرمود: «آری.» باز پرسیده شد: آیا از ایمان آنان بر اثر فتنه‌ها چیزی کاسته می‌شود؟ فرمود: «نه، مگر آن مقدار که قطرات باران از سنگ خارا بکاهد اما آنان در رنج به سر برند.»

امیرالمونین (ع) فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که مقرّب نباشد جز به سخن چینی، و جالب شمرده نشود جز فاجر بودن، و تحقیر نشوند جز افراد با انصاف، در آن زمان دستگیری مستمندان زیان بشمار آید و صله رحم لطف و بزرگواری بشمار آید.» (نهج‌البلاغه، حکمت 102).

امام سجاد(ع) فرمود: «چون خداوند می دانست در آخرالزمان اهل فکر دقیق النظر خواهند آمد، از این جهت قل هوالله و احد و آیاتی از سوره حدید نازل کرد.» (بحارالانوار، ج 60، ص 18)

بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید

امام صادق(ع) فرمود: «چون قائم ما قیام کند خداوند آن‌چنان نیرویی به چشم و گوش پیروانش داده که به پیک و پیام اور نیازی نداشته باشند و به هر کجای جهان که باشند امام خود را ببینند و سخنش را بشنوند.» (بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۴۵)

پیامبر (ص) فرمود: «این دین مدام برپا خواهد ماند و گروهی از مسلمانان از آن دفاع کنند و در کنار ان بجنگند تا قیامت بپا شود» و فرمود «در هر عصر و زمانی گروهی از امتم مدافع احکام خدا باشند و از مخالفان باکی نداشته باشند.» (کنزالاعمال، ح 34499 و34500)

در جای دیگری فرمودند: «چون در آخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون گردد، بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید که به دل‌هایشان دیندارند و دین انها از الایش به افکار مصون ماند.»  (بحارالانوار، ج 52، ص111)


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 665
نویسنده : sina95

 در سالی‌ که‌ بناست‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) ظهور کنند قحطی‌ به‌ طور جدی‌ شیوع‌ یافته‌ و در بیستم‌ ماه‌ جمادی‌الاول‌ چنان‌ بارانی‌ می‌بارد که‌ از زمان‌ منزل‌ گرفتن‌ حضرت‌ آدم‌ در زمین‌ بی‌سابقه‌ است‌ که‌ این‌ باران‌ تا دهم‌ ماه‌ رجب‌ ادامه‌ می‌یابد.

از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ که‌ فرمودند: وقتی‌ قیام‌ قائم‌(ع‌) نزدیک‌ شود در ماه‌ جمادی‌الثانی‌ و ده‌ روز از رجب‌ بر مردم‌ بارانی‌ می‌بارد که‌ خلائق‌ همانند آن‌ را ندیده‌ باشند. (1)

و شیخ‌ مفید در الارشاد چنین‌ آورده‌ است‌ که‌: سپس‌ به‌ بیست‌ و چهار باران‌ ختم‌ می‌شود که‌ زمین‌ را پس‌ از مرگش‌ زنده‌ می‌کند و برکاتش‌ نمایان‌ می‌شود. (2)

همان‌گونه‌ که‌ از این‌ روایات‌ برمی‌آید از علایم‌ قریب‌الوقوع‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌(ع‌) نزول‌ باران‌های‌ شدید و آب‌های‌ فراوان‌ آسمانی‌ است‌ که‌ به‌ نوعی‌ برای‌ [ عصر ] ظهور زمینه‌‌چینی‌ شود تا زمین‌ها برای‌ زراعت‌ و کشاورزی‌ پربار و بابرکت‌، پس‌ از این‌ حالت‌ فقر و خشکسالی‌ که‌ داشته‌اند آماده‌ شود.

بارش‌ باران‌ عادی‌ چیز عجیب‌ و خارق‌العاده‌ای‌ نیست‌ جز اینکه‌ مدت‌ یا میزان‌ آن‌ بارش‌ غریب‌ باشد که‌ بنابر روایات‌ موجود، تأکید بر این‌ باران‌ها به‌ جهت‌ بیان‌ و ابراز اعجازگونه‌ بودن‌ آنهاست‌. با توجه‌ به‌ آنچه‌ گفته‌ شد حقیقت‌ صحبت‌ امیرالمؤمنین‌(ع‌) را می‌فهمیم‌ که‌ فرمودند: شدیداً از آنچه‌ میان‌ ماه‌ جمادی‌ و رجب‌ واقع‌ می‌شود در عجبم‌.(3)

نظریات‌ مختلفی‌ درباره‌ مدت‌ این‌ باران‌ها بیان‌ شده‌ است‌.

حجة‌الاسلام‌ علی‌ کورانی‌ در کتاب‌ خود می‌نویسند:
بعید نیست‌ که‌ این‌ بارانی‌ که‌ از جمادی‌ تا رجب‌ ادامه‌ دارد پس‌ از ظهور حضرت‌ نازل‌ شود؛ چرا که‌ تعدادی‌ از علایم‌ ظهور از باب‌ توسع‌ و گستردگی‌ محدوده‌ [عصر ظهور] به‌ این‌ عنوان‌ نامگذاری‌ شده‌ است‌ (4) .

لکن‌ نظر آیت‌الله‌ سید محمد صادق‌ صدر که‌ آن‌ را از نشانه‌های‌ ظهور برمی‌شمرند قابل‌ قبول‌تر به‌ نظر می‌رسد. ایشان‌ چنین‌ می‌گویند: با توجه‌ به‌ فراوانی‌ آب‌ و باران‌ نازل‌ شده‌ بهتر است‌ آن‌ را پیش‌ از ظهور بدانیم‌؛ چرا که‌ اگر پس‌ از ظهور واقع‌ شود مانع‌ برخی‌ از فعالیت‌ها و وعده‌هایی‌ می‌گردد که‌ بناست‌ حضرت‌ آنها را انجام‌ دهند و بدان‌ها جامة‌ عمل‌ بپوشانند، پس‌ مقدم‌ دانستن‌ آن‌ بر ظهور هم‌ فایده‌های‌ متعارف‌ باران‌ را در بر خواهد داشت‌ و هم‌ با دیگر فواید اثری‌ دو چندان‌ می‌توان‌ برای‌ آن‌ تصور کرد.(5)

البته‌ این‌ نکته‌ را هم‌ متذکر شویم‌ که‌ احادیث‌ و روایات‌ به‌ مکان‌ و کیفیت‌ بارش‌ این‌ باران‌ها اشاره‌ای‌ نکرده‌اند اما آنچه‌ مهم‌ است‌ این‌ است‌ که‌ این‌ باران‌ها را به‌ عنوان‌ نشانه‌ و علامتی‌ برای‌ نزدیک‌ شدن‌ زمان‌ ظهور در نظر بگیریم‌ حال‌ چه‌ نحوة‌ باریدن‌ آن‌ با بقیه‌ باران‌ها متفاوت‌ باشد، چه‌ مقدار و یا مکان‌ آن‌.

 

 

((إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدا وَ نَرَاهُ قَرِیبا))

 


پی‌نوشت‌ها:
1- بحارالانوار، ج‌52، ص‌337؛ الزام‌الناصب‌ ج‌2، ص‌159؛ تاریخ‌ مابعدالظهور ص‌137.
2- الارشاد،شیخ‌مفید،ج‌2،ص‌370؛تاریخ‌ مابعدالظهور ، ص‌137.
3- العجب‌ کل‌ العجب‌ مابین‌ جمادی‌ و رجب‌ .
4- الممهدون‌ للمهدی‌(ع‌)، ص‌40.
5- تاریخ‌ مابعدالظهور، ص‌137.

 

بر گرفته از: http://eslamabad1.persianblog.ir/page/11


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 1219
نویسنده : sina95

 غربت اسلام

ابن فضال از حضرت امام رضا (ع) و ایشان از پدرانشان از رسول خدا (ص) روایت کرده‌اند که فرمودند:

«اسلام در ابتدای ظهورش غریب بود، بعد از این هم به همان حال بر می‌گردد و غریب می‌شود، پس طوبی (خوشا به حال) به غربای اسلام.» (1)


شیخ صدوق در توضیح این حدیث می‌گوید:

در ابتدای ظهور اسلام به جهت قلت تعداد مسلمانان، اسلام غریب بود در آخرالزمان هم مسلمانان تعدادشان اندک است و آنها در اقلیت و غربت خواهند بود و بهشت و شجره مبارک طوبی در انتظار این مسلمانان است. زیرا همان گونه که مسلمین صدر اسلام بر آزار مشرکان صبر کردند، مسلمانان آخرالزمان هم در برابر کفر جهانی و ظلم و ستم آنان صبر کرده و دین خود را از دست نمی‌دهند.

 

محور دوستی‌ها و جدائی دلها

امام رضا (ع):

«فتنه‌ای کور (خیلی مبهم و پیچده) در راه است و ناگزیر فرا می‌رسد که هر خودی و دوست نزدیکی را سرنگون می‌کند. این فتنه زمانی است که شیعیان، سومین امام از نسل فرزندانم را گم کنند.» (2)

فتنه: یعنی امتحان سختی که انسان را می‌فریبد و ممکن است هر کسی در مقابل آن به لغزش درآید.

این امتحان آن چنان سخت است که دوستان و خواص را هم در معرض سقوط و انحراف قرار می‌دهد.

 

اندوه از بدعت‌ها

امام رضا (ع) به نقل از رسول خدا می‌فرمایند:

«زمانی بر می‌آید که دل مؤمن در درونش آب می‌شود چنان که سرب و آتش ذوب می‌گردد. و این بدان جهت است که گرفتاری‌ها و بدعت‌هایی در دینشان می‌بینند ولی قدرت دگرگونی آن را ندارند.» (3)

 

فتنه انگیزی در لباس دوستی

عالم آل محمد (ع) می‌فرمایند:

«برخی از کسانی که مودت و دوستی ما اهل‌بیت را دستاویز ساخته‌اند، زیان و فتنه انگیزیشان بر شیعیان، از دجال بیشتر است.»

از خدمتشان پرسیدند: ای فرزند رسول خدا ! چرا فتنه‌شان از دجال بیشتر است؟

فرمودند: «زیرا با دشمنان ما مهر و مودت می‌ورزند و نسبت به دوستان ما دشمنی و عداوت می‌نمایند. هرگاه چنین شد، حق و باطل به هم می‌آمیزد و حقیقت مشتبه گردیده در نتیجه انسان مؤمن از منافق باز شناخته نمی‌شود.» (4)

 

منکران ولایت

امام رضا فرمودند:

«هرگاه پسر امام جواد (ع) از دنیا بروند، بعد از ایشان چراغی ظاهر خواهند شد سپس مخفی خواهند شد ( یعنی امام عسکری) پس وای بر شک کننده بعد از ایشان.» (5)

تا اینکه فرمودند: چه حسرتی بزرگتر از این که افراد بسیاری به جهت شک و ضعف یقین و کمی ثبات از امر ولایت بیرون روند مگر اندکی از آنان.


امام صادق (ع) در ضمن سخنان خویش می‌فرمایند:

«وای بر شما ! امروز صبح کتاب جفر را مطالعه می‌کردم درباره مولودی تأمل می‌کردم که از دیده‌ها غایب می‌شوند و غیبت ایشان طولانی می‌شود و عمرشان دراز می‌گردد و در این زمان، مؤمنان آزمایش می‌شوند و به خاطر طولانی شدن غیبتشان، دچار تردید می‌گردند و بسیاری از آنها مرتد می‌شوند و ریسمان اسلام را از گردن خود باز می‌کنند که خداوند عزوجل در این باره فرمود: ما مقدرات هر انسانی را چون طوقی بر گردن او می‌نهیم یعنی ریسمان ولایت را از گردن باز می‌کنند. پس تأمّل در اوضاع و احوال اینان باعث ناراحتی و غصّه من شده است.» (6)

 

دل‌های بی قرار

امیر المؤمنین (ع) فرمودند: «اگر طالب خلافت کشته شود و صاحب عصر روی گردان شوند (غایب) و قلب‌ها در بی‌قراری بماند در آن حال دل‌های پر برکت و دل‌های بی‌برکت هویدا می‌شوند، آرزو کنندگان هلاک می‌شوند و پراکنده شوندگان و مؤمنان چقدر کم هستند، گروهی همراه با آنان جهاد می‌کنند که همراه با رسول خدا (ص) در روز بدر جهاد کردند، نه کشته می‌شوند و نه از دنیا می‌روند.» (7)


منظور از قلوب بی‌قرار، همان دل‌های شیعیان است که از این غیبت بی‌قرار و در حیرت هستند، بنابراین دلهایی که بر حق ثابت هستند، پر برکت می‌شوند و دل‌هایی که از آن سر پیچی کنند، به گمراهی و پوچی می‌گرایند که بی‌برکت هستند.


امام رضا (ع) به نقل از رسول خدا (ص) می‌فرمایند:

«سوگند به خداوندی که مرا به حق بر انگیخت فرزندم قائم با عهد و پیمانی که خدا با من بسته است غیبت می‌کنند تا جایی که اکثر مردم می‌گویند خداوند نیازی به آل محمد ندارد و گروهی نیز در ولادت ایشان شک می‌کنند.» (8)

 

اندوه و حرمان

قال الرضا (ع):

 « کَمْ مَنْ حَری مُؤمِنَه وَ کَمْ مِنْ مُؤمِنٍ مُتَأسِفٍ حَیْرانَ حَزینٍ عِنْدَ فِقْدانِ الماءِ المَعین » (9)

 چه بسیارند زن‌ها و مردهای مؤمن که در گم کردن «ماء معین»، دلسوخته و اندوهناک و سرگردان و ناراحت هستند.

 

حزن و اندوه آن‌ها ، به خاطر محرومیت از آب گوارا است، آن جا که باید از این سرچشمه فیاض بهره گیرند و عطش عشق خود را فرو نشاند، آتش هست در وجود آن‌ها شعله می‌دواند، که چرا ایشان غایب هستند.

آخر الزمان، دوره‌ای است که شیعیان، از فقدان امام خود غمگین و افسرده‌اند خوشی از میان آنها رخت بر بسته و تلخی با زندگی آنها عجین شده است.

 

امام علی بن موسی در این باره چنین می‌فرمایند:

« یَبْکی عَلَیْهِ اَهْلِ السَّماءِ وَ اَهْلِ الأَرْضِ وَ کُلُّ حَرّی وَ حَرّانَ وَ کُلُّ حَزینٍ لهفان » (10)

 اهل آسمان و زمین و هر زن و مرد دلسوخته و هر غمگین و اندوهناکی بر او می‌گرید.

 

ثابت قدمان در آخرالزمان

حضرت رسول(ص) می‌فرمایند:

«بالاترین مردم از لحاظ یقین، کسانی هستند که در آخرالزمان، پیامبری را ندیده‌اند و حجت خداوند از چشم آنها مخفی هستند و فقط به نوشته‌ای بر روی کاغذ ایمان آورده‌اند.» (11)


سپس حضرت در ضمن روایتی دیگر مؤمنان منتظر را چنین توصیف می‌کنند:

«فقط کسانی بر اعتقاد به ایشان (حضرت ولی عصر) ثابت قدم می‌مانند که خداوند، دلهای آن‌ها را بر ایمان آزموده است.» (12)


حضرت رضا (ع) در رابطه با ایمان این افراد چنین می‌فرمایند:

«پس از غیبت و حیرتی که جز مخلصین کسی در آن استوار نمی‌ماند، کسانی که مباشر روح الیقین هستند و خداوند پیمان ولایت ما را از آنها گرفته و ایمان را در قلوبشان نگاشته و آنان را به واسطه روحی از جانب خود مؤید داشته است.» (13)

 

امام رضا(ع) می‌فرمایند:

«افرادی که در علوم آل محمد رسوخ یافته و مراد از آن را دریافته‌اند، خداوند آنان را به ثبات نعمت داده و به یقین گرامی داشته است.» (14)


نابسامانی‌های اجتماعی

امام رضا (ع):
«هنگامی که فقر و نیازها بسیار شوند و مردم، همدیگر را انکار کنند و کسی برای حاجتی نزد برادرش برود، پس او را به غیر از ظاهری که قبلاً ملاقات کرده بود، ملاقات می‌کند و به غیر از کلامی که قبلاً از او شنیده بود، می‌شنود.» (15)

فتنه‌های بسیار سختی در نزدیکی ظهور اتفاق می‌افتد که از جمله آنها قطع رحم و بریدن خویشاوندان از یکدیگر است و باعث از بین رفتن حرمتها در بین دوستان می‌شود.


علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می‌فرماید:

«مردمان را فتنه‌ای کوبنده و آشوبی کمرشکن فرا می‌گیرد که پرده‌ها برداشته و دوستی‌ها و خویشاوندی‌های از بین می‌رود و این هنگامی است که سومین امام از نسل فرزندم از دیده‌ها ناپدید شود. » (16)

اجرا نکردن احکام و حدود الهی

حضرت رضا (ع) فرمود:
«هنگامی که قائم (عج) قیام کند به سه چیز داوری کند که احدی پیش از او داوری نکرده است:
1ـ پیرمرد زانی را می‌کشد.
2ـ مانع الزکوة را می‌کشد.
3ـ برادر از برادر اظله ارث می‌دهد.» (17)

مضمون این حدیث بیانگر این مسئله است که در آخرالزمان احکام الهی تعطیل شده و احدی جرات اجرا کردن حدود الهی را ندارد.

علی (ع) می‌فرماید:
«فقهاء آخرالزمان طبق آنچه دلشان خواهد فتوی می‌دهند و قضات به چیزی که نمی‌دانند حکم می‌کنند و بیشتر آنها به دروغ شهادت می‌دهند کسی که پول دارد، در نزد مردم عزیز و محترم است ولی شخصی که بی‌پول باشد در نزد آنها زبون و حقیر است.» (18)

دشواری حفظ دین

در آن دوران پر مخاطره با امتحانات دشوار، مؤمنان حقیقی از افراد سست ایمان باز شناخته می‌شوند.
به تعبیر زیبای علی بن موسی (ع) که می‌فرمایند:
«یُفْتَنُون کمّا یُفْتَنُ الذَهَب، یُخْلَصُونَ کَما یُخِلُ الذَهَبْ» (19)
آزمایشی، همچون آزمایش طلا ، خالص شدنی مانند خالص شدن طلا.

بنا به گفته حضرتش (ع)، مؤمنان با تحمل سختی‌ها، چون طلا گداخته شده و مانند طلای ناب از ناخالصی‌ها پاک می‌گردند.

دشواری این امتحان به حدّی است که حتّی معتقدان به ولایت و امامت نیز ممکن است از لغزش مصون نباشند.
بر این اساس، امام رضا (ع) سفارش به صبر می‌نمایند.
«اِنَّ اللهَ ـ جَلَّ ذِکْرُه ـ اَخَذَ میثاقَ اَوْلِیائِنا بِالصَّبْر» (20)
خداوند متعال، از اولیای ما برای شکیبایی بر حکومت‌های باطل، پیمان گرفته است. تو نیز در برابر حکم پروردگارت شکیبایی پیشه کن.

مشتبه شدن حق و باطل

امام رضا (ع):
«در این دوران، برخی در لباس دوستی اهل‌بیت، به فتنه انگیزی پرداخته که زیان آن از فتنه انگیزی کار دجال بیشتر است، چرا که با دوستی با دشمنان ما و عداوت نسبت به دوستان ما رفتار می‌کنند. هرگاه چنین کنند، حق و باطل به هم می‌آمیزد و حقیقت مشتبه گردید و در نتیجه انسان مؤمن از منافق باز شناخته نمی‌شود.» (21)

تباهی علم و دانش

عالم آل محمد (ع) فرمود:

«هنگامی که دانش از میان شما رخت بر بندد، از زیر پای خود فرج را انتظار بکشید» (22) (این امر ناگهانی فرا خواهد رسید)

طلب پناهگاه

ثامن الحج(ع) فرمود:

«گویا با چشم خود شیعیانم را می‌بینم که هنگام رحلت سومین فرزندم در طلب پناهگاهی هستند ولی آن را نمی‌یابند.
پرسیدند: علت آن امر چیست؟ فرمود: چون امامشان از دیده‌ها پنهان است.» (23)


کشتار دائمی

علی بن موسی (ع) فرمود:

«پیش از قیام قائم کشتاری خواهد بود که لحظه‌ای قطع نمی‌شود. پرسیدند کشتار قطع نشدنی چیست؟
حضرت فرمود: کشتار مداومی که سرد نشود و از حِدَّت و شدت آن کاسته نشود. » (24)

مدعیان دروغین

امام رضا (ع): 
«از نشانه‌های ظهور آن حضرت ویرانی شام به هنگام برخورد سه لشگر از زیر پرچمهای سفیانی، اصحاب و ابقع است.» (25)

این حدیث به افرادی تکرو، کج‌رو و فرصت طلب اشاره دارد که از جهت نسبت به اهل‌بیت (ع) منسوب هستند ولی برای به دست آوردن قدرت و حکومت به ادعاهای دروغین متوسل می‌شوند تا به این وسیله افراد مذهبی و تندرو را به طرف خود جذب کنند.


پی نوشت:

 

1- کمال الدین و تمام النعمة (اسلامیه) ، ج 1 ، صفحه 66

 

وَ قَالَ اَلنَّبِیُّ ص إِنَّ اَلْإِسْلاَمَ بَدَأَ غَرِیباً وَ سَیَعُودُ غَرِیباً فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ. 

 

2-  بحارالانوار، ج51، ص152، ح2 ؛ «کتاب الغیبة» ، نعمانى، ص180؛ «کمال الدین و تمام النعمه»، ج2، ص370

لابُدَّ مِنْ فِتْنَةٍ صَمّاءَ صَیْلَمٍ، تَسْقُطُ فیها کُلُّ بِطانَةٍ وَوَلیجَةٍ، وذلکَ عِنْدَ فِقْدانِ الشّیعة الثالثَ مِنْ وُلْدِی ؛ یَبْکی عَلَیهِ أهلُ السَّمَاءِ وَأهْلُ الأرْضِ وَکُلُّ حَرِیٍّ وَحَرّان، وکُلُّ حَزِینٍ لَهْفَان.

 

3- وسایل الشیعه، ج16، باب 5، ص140.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص : یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ یَذُوبُ فِیهِ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ فِی جَوْفِهِ کَمَا یَذُوبُ الْآنُکُ فِی النَّارِ یَعْنِی الرَّصَاصَ وَ مَا ذَاکَ إِلاَّ لِمَا یَرَى مِنَ الْبَلاَءِ وَ الْأَحْدَاثِ فِی دِینِهِمْ وَ لاَ یَسْتَطِیعُونَ لَهُ غَیْراً.

 

4- وسائل الشیعه؛ ج ۱۶؛ ص ۱۷۹

إِنَّ مِمَّنْ یَنْتَحِلُ مَوَدَّتَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ -مَنْ هُوَ أَشَدُّ فِتْنَةً عَلَى شِیعَتِنَا مِنَ اَلدَّجَّالِ -فَقُلْتُ بِمَا ذَا قَالَ بِمُوَالاَةِ أَعْدَائِنَا وَ مُعَادَاةِ أَوْلِیَائِنَا إِنَّهُ إِذَا کَانَ کَذَلِکَ اخْتَلَطَ الْحَقُّ بِالْبَاطِلِ وَ اشْتَبَهَ الْأَمْرُ فَلَمْ یُعْرَفْ مُؤْمِنٌ مِنْ مُنَافِقٍ .

 

5- غیبت نعمانی، ص 186 ؛ بحارالانوار، ج 51 ، ص 157

إِذَا مَاتَ ابْنِی عَلِیٌّ بَدَا سِرَاجٌ بَعْدَهُ ثُمَّ خَفِیَ فَوَیْلٌ لِلْمُرْتَابِ وَ طُوبَى لِلْعَرَبِ الْفَارِّ بِدِینِهِ...

 

6- الغیبه طوسی، ص 168 ؛ منتخب الاثر، ص 251 ؛ بحارالانوار، ج51 ، ص 219

 

7- بشارة الاسلام فی علامات المهدی، ص 79 ؛ معجم احادیث الام المهدی، ج4 ، ص150 ؛ الغیبة نعمانی، ص 195 ؛ بحارالانوار، ج 52، ص 137 ؛ روزگار رهایی، ج1، ص 410

«إِذَا هَلَکَ الْخَاطِبُ وَ زَاغَ صَاحِبُ الْعَصْرِ وَ بَقِیَتْ قُلُوبٌ تَتَقَلَّبُ فَمِنْ مُخْصِبٍ وَ مُجْدِبٍ، هَلَکَ الْمُتَمَنُّونَ وَ اضْمَحَلَّ الْمُضْمَحِلُّونَ، وَ بَقِیَ الْمُؤْمِنُونَ وَ قَلِیلٌ مَا یَکُونُونَ ثَلاَثُمِائَةٍ أَوْ یَزِیدُونَ تُجَاهِدُ مَعَهُمْ عِصَابَةٌ جَاهَدَتْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص یَوْمَ بَدْرٍ لَمْ تُقْتَلْ وَ لَمْ تَمُتْ .»

 

8- کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص 51؛ بحارالانوار، ج51، ص68 ؛ روزگار رهایی، ج1، ص318

«وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ بَشِیراً لَیَغِیبَنَّ اَلْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی بِعَهْدٍ مَعْهُودٍ إِلَیْهِ مِنِّی حَتَّى یَقُولَ أَکْثَرُ النَّاسِ مَا لِلَّهِ فِی آلِ مُحَمَّدٍ حَاجَةٌ وَ یَشُکُّ آخَرُونَ فِی وِلاَدَتِهِ...»

 

9- عیون اخبار الرضا، ج2، ص7 ؛ اثبات الهداة ، ج5 ، ص70 ؛ بحارالانوار، ج51 ، ص152

 

10- همان

 

11- بحارالانوار، ج52، ص125 ؛ الزام ناصب، ج1، ص 415

« أَنَّ أَعْظَمَ النَّاسِ یَقِیناً قَوْمٌ یَکُونُونَ فِی آخِرِ الزَّمَانِ لَمْ یَلْحَقُوا اَلنَّبِیَّ وَ حُجِبَ عَنْهُمُ اَلْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوَادٍ فِی بَیَاضٍ.»


12- الزام الناصب، ج1، ص 186 ؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص253 ؛ بحالارانوار، ج 36، ص250 ؛ ینابیع المودة، ج3، ص 238 و ص399

«ذاک الّذی یغیب عن شیعته و أولیائه غیبة لا یثبت فیها على القول بإمامته إلاّ من امتحن اللّه قلبه للإیمان»

 


13- کمال الدین و تمام النعمة، ج1 ، ص304 ؛ بشارة الاسلام، ص 78 ؛ اثبات الهداة، ج5، ص79 ؛ بحارالانوار، ج51 ، ص110

«بَعْدَ غَیْبَةٍ وَ حَیْرَةٍ فَلاَ یَثْبُتُ فِیهَا عَلَى دِینِهِ إِلاَّ الْمُخْلِصُونَ الْمُبَاشِرُونَ لِرَوْحِ الْیَقِینِ الَّذِینَ أَخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِیثَاقَهُمْ بِوَلاَیَتِنَا وَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ»

 


14- الغیبة نعمانی، ص 186

«... و الراسخون فی علم آل محمد ع الراوون لأحادیثهم هذه العالمون بمرادهم فیها الدارون لما أشاروا إلیه فی معانیها الذین أنعم الله علیهم بالثبات و أکرمهم بالیقین»

15-  بشاره الاسلام، ص 146 و ص150 ؛ بحارالانوار ج 52، ص 185 ؛ الکافی، ج12، ص281

«إِذَا اشْتَدَّتِ الْحَاجَةُ وَ الْفَاقَةُ وَ أَنْکَرَ النَّاسُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَعِنْدَ ذَلِکَ تَوَقَّعُوا هَذَا الْأَمْرَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ الْحَاجَةُ وَ الْفَاقَةُ قَدْ عَرَفْنَاهَا فَمَا إِنْکَارُ النَّاسِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً قَالَ یَأْتِی الرَّجُلُ أَخَاهُ فِی حَاجَةٍ فَیَلْقَاهُ بِغَیْرِ الْوَجْهِ الَّذِی کَانَ یَلْقَاهُ فِیهِ وَ یُکَلِّمُهُ بِغَیْرِ الْکَلاَمِ الَّذِی کَانَ یُکَلِّمُهُ»


16- روزگار رهایی، ج1 ، ص343

17- بحارالانوار، ج52، ص309 ؛ اثبات الهداة، ج5، ص113 ؛ بشارة الاسلام، ص330

«لَوْ قَدْ قَامَ اَلْقَائِمُ لَحَکَمَ بِثَلاَثٍ لَمْ یَحْکُمْ بِهَا أَحَدٌ قَبْلَهُ یَقْتُلُ الشَّیْخَ الزَّانِیَ وَ یَقْتُلُ مَانِعَ الزَّکَاةِ وَ یُوَرِّثُ الْأَخَ أَخَاهُ فِی الْأَظِلَّةِ»


18- الزام الناصب، ج2، ص154 ؛ بشارة الاسلام، ص108

«و فقهاؤهم یفتون بما یشتهون، و قضاتهم یقولون ما لا یعلمون، و أکثرهم بالزوّر یشهدون! . من کان عنده دراهم کان موقّرا مرفوعا، و إن کان مقلاّ فهو عندهم موضوع»


19- الغیبة نعمانی، ص202 ؛ کافی، ج6 ، ص322 ؛ بحارالانوار، ج52 ، ص115


20- روزگار رهایی، ج1 ، ص390 ؛ بحارالانوار، ج53 ، ص89 ؛ الزام ناصب، ج2 ، ص290 ؛ الکافی، ج12 ، ص324 ؛ مسند الامام الرضا، ج1 ، ص244


21- بحارالانوار، ج72 ، ص391 ؛ مسند الامام الرضا، ج1 ، ص102 ؛ وسائل الشیعة، ج16 ، ص179

«إنّ ممّن ینتحلُ مودّتنا أهلَ البیت، من هو أشدُّ فتنةً علی شیعتِنا من الدّجّال.

فقلتُ: بماذا؟

قال: بموالاتِ أعدائِنا و معاداةِ أولیائِنا. إنّه إذا کان کذلک، اختلطَ الحقُّ بالباطل و اشتبهَ الأمرُ فلم یُعرَف مؤمنٌ من منافقٍ»


22- بحارالانوار جلد 51 صفحه 155 ؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج2، ص381 ؛ بشارة الاسلام، ص228 ؛ الکافی، ج6 ، ص247 ؛ الغیبة نعمانی، 187

 «إِذَا رُفِعَ عَلَمُکُمْ مِنْ بَیْنِ أَظْهُرِکُمْ فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ مِنْ تَحْتِ أَقْدَامِکُمْ»


23- کمال الدین و تمام النعمة، ج2 ، ص480 ؛ بحار الانوار، ج51 ، ص152 ؛ علل الشرایع، ج1 ، ص245 ؛ عیون اخبار الرضا، ج1 ، ص273 ؛ اثبات الهداة، ج5، ص69 ؛ منتخب الاثر، ج2 ، ص266

«کَأَنِّی بِالشِّیعَةِ عِنْدَ فَقْدِهِمُ اَلثَّالِثَ مِنْ وُلْدِی کَالنَّعَمِ یَطْلُبُونَ اَلْمَرْعَى فَلاَ یَجِدُونَهُ قُلْتُ لَهُ وَ لِمَ ذَاکَ یَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ لِأَنَّ إِمَامَهُمْ یَغِیبُ عَنْهُمْ فَقُلْتُ وَ لِمَ قَالَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إِذَا قَامَ بِالسَّیْفِ»


24- بحارالانوار، ج52، ص182 ؛ الغیبة نعمانی، ص271 ؛ بشارة الاسلام، ص222 ؛ منتخب الاثر، ج3 ، ص84 ؛ مسند الامام الرضا، ج1 ، ص336 ؛

«قُدَّامَ هَذَا الْأَمْرِ قَتْلٌ بُیُوحٌ، قُلْتُ وَ مَا الْبُیُوحُ؟ قَالَ دَائِمٌ لاَ یَفْتُرُ.»


25- روزگار رهایی، ج2، ص993

«من علاماته أن یکون خراب الشّام حین التقاء الرّایات الثّلاث فیها: الأبقع، و الأصهب، و السّفیانىّ»


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 1153
نویسنده : sina95

 امامت نعمتی بزرگ است که خداوند به شیعیان ارزانی داشته است. نعمتی بزرگ که خداوند در قیامت از این نعمت سئوال خواهد کرد «یسئل یومئذ عن النعیم». در امت پیامبر همه آزمایش‌های الهی درباره این نعمت الهی است. هرکس توانست در اعتقاد به امامت راسخ بماند و وظایف خویش را نسبت به امام زمانش انجام دهد اهل نجات خواهد بود و در غیر این صورت هلاک خواهد شد در زیارت شریف جامعه کبیره خطاب به امام معصوم این چنین می‌خوانیم:

«و الباب المبتلی به الناس من اتاکم نجی و من لم یاتکم هلک»

شما اهل بیت بابی هستید که به وسیله شما مردم آزمایش می‌شوند هرکسی که به در خان شما پناهنده شد نجات یافته است و هرکس که به سمت شما نیامد هلاک شد.


توجه به حضرت مهدی ضرورت زمان غیبت

حضرت مهدی علیه السلام آخرین حجت و ذخیره خداوند است. طبق زیارت جامعه کبیره ایشان نیز باب ابتلا و آزمایش می‌باشد هرکس به سمت ایشان برود و حرکت کند اهل نجات خواهد بود و هرکس که سلوک و حرکت به سمت آن امام غائب نداشته باشد اهل هلاکت خواهد بود. این قاعده کلی درباره همه ائمه طاهرین است چه حاضر و چه غائب باشند. اگر امام حاضر باشد باید به سمت امام رفت در صورت غیبت نیز باید به سمت امام حرکت کرد و به ایشان توجه داشت.

در زمان غیبت نیز این قاعده موجود است با این تفاوت که در زمان غیبت این قاعده مهم‌تر است؛ چرا که مردم امام غائب را نمی‌بینند و شیطان نیز باعث غفلت مردم از امام زمان می‌شود و غفلت از امام زمان باعث هلاکت است. از این رو برای نجات از فتنه‌هایی که در آخر الزمان دامن‌گیر مؤمنین می‌شود باید به حضرت مهدی توجه و حرکت داشت. برای رهایی از فتنه‌هایی که بسیاری از کسانی را که بر دین و اعتقاد حق هستند را به گرداب هلاکت و کفر خواهد کشید.


غربال شدن شیعیان در زمان غیبت

امام صادق علیه السلام در باره شدت این فتنه‌ها می‌فرماید:

«وَ اللَّهِ لَتُمَحَّصُنَّ وَ اللَّهِ لَتُمَیَّزُنَّ وَ اللَّهِ لَتُغَرْبَلُنَّ حَتَّى لَا یَبْقَى مِنْکُمْ إِلَّا الْأَنْدَر»(1)

به خدا سوگند شما خالص می شوید به خدا سوگند شما از یکدیگر جدا می‌شوید به خدا سوگند شما غربال خواهید شد تا اینکه از شما شیعیان باقی نمی‌ماند جز گروه بسیار کم و نادر.

در این روایت شریفه امام علیه السلام هشدار می‌دهد که خداوند شیعیان را در زمان غیبت دچار آزمایش بسیار سختی خواهد کرد و بسیاری از اشخاصی که منتسب به شیعه هستند غربال می‌شوند و خالص می‌شوند و از این میان گروه بسیار اندکی از شیعیان باقی می‌مانند در این میان کسانی نجات خواهند یافت که خود را در زمان غیبت به امام زمان نزدیک و نزدیک تر کنند.


امام زمان علیه السلام می‌فرماید:

«هر یک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک سازد و از آنچه خوشایند ما نیست و باعث کراهت و خشم ماست دوری گزیند.»

و به راستی اگر کاری کردیم که باعث جلب رضایت خدا و محبت ائمه علیهم السلام به ویژه امام عصر روحی فداه شود و خشم و غضب آن‌ها را دور سازد خود امام بر ما منت نهاده و لطف و عنایت خود را شامل حالمان می‌فرماید.


عبادت راهی که به نزدیکی به امام زمان می‌انجامد

عبادت راه رسیدن به خداست. راه رشد و کمال و ترقی مخلوقات در پیمودن این طریق است و خداوند عالم هدف آفرینش را عبادت اعلام می‌دارد: «و ما خلقت الجنّ والأنس الاّ لیعبدون»؛ و جن و انس را نیافریدیم جز برای آنکه مرا بپرستند. عبادالرحمن کسانی هستند که همه چیز را در راه خدا و برای خدا و از خدا می‌دانند به همین سبب، اعمال، افکار و رفتار آن‌ها رنگ و جلوه عبادت به خود می‌گیرد و زندگی و تلاش آن‌ها برای رسیدن به معبود است.


بی شک یکی از مهم‌ترین اعمالی که باعث می‌شود انسان از زمره مهدی یاوران باقی بماند اهتمام و توجه به انجام واجبات و دوری از محرمات الهی است، اما باید توجه داشت که این تنها عامل برای نجات از فتنه‌هایی که هلاکت انسان در آن است نخواهد بود؛ چرا که گرداب فتنه‌های آخر الزمان اعتقادات منتظران حضرت مهدی را مورد هدف قرار می‌دهد و با ایجاد اعتقادات باطل باعث هلاکت ایشان می‌شود.


دعا باعث نجات از فتنه‌ها

یکی از مهم‌ترین وظایفی که شیعیان نسبت به امام زمان دارند دعا برای تعجیل فرج آن بزرگوار است. دعا برای تعجیل فرج توفیقی است که از جانب خداوند شامل حال شیعیان می‌شود و هر کسی را توفیق این امر مهم را پیدا نمی‌کند. بی شک یکی از مهم‌ترین آثار دعا تعجیل در فرج آن امام غائب است، اما علاوه بر آثار مختلفی که دعا برای تعجیل در ظهور امام زمان دارد؛ اثر بسیار مهم دیگر آن، عدم هلاکت در زمان غیبت است.


دعا برای تعجیل فرج امام زمان سپری است که شیعیان را از انحرافات و کژی‌های آخر الزمان محفوظ و مصون می‌دارد، از این رو امام حسن عسکری علیه السلام به احمد بن اسحاق می‌فرماید:

«و الله لیغیبن غیبة لا ینجو فیها من الهلکة إلا من ثبته الله عز و جل على القول بإمامته و وفقه فیها للدعاء بتعجیل فرجه‏»(2)؛

به خدا سوگند برای او غیبتی رخ خواهد داد که کسی در آن غیبت نجات نخواهد یافت مگر کسی که خداوند او را در اعتقاد به امامت حضرت مهدی ثابت قدم بدارد و خداوند به او توفیق دعا برای تعجیل در فرج حضرت مهدی را عنایت فرماید.

با توجه به این روایت شریف دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی علیه السلام یکی از مهم‌ترین وظایفی است که هر شیعه ای دارد وظیفه ای بسیار ساده اما در عین حال بسیار مهم که همه شیعیان حضرت مهدی باید نسبت به انجام آن اهتمام داشته باشند و به فرزندان خویش نیز این وظیفه مهم مهدوی را آموزش دهند تا نسل آینده نیز تربیتی مهدوی داشته باشد و اعتقاد و توجه به امام زمان همیشه و در همه زمان‌ها در جوامع شیعی جاری و ساری باشد.


سرّ دعا برای امام زمان چیست؟

ممکن است سرّ این که بسیار در روایات و توقیعات شریف حضرت مهدی علیه السلام تاکید بر دعا برای ظهور آن حضرت شده است و یا در روایات دیگر تاکید بسیار بر دعا برای سلامتی حضرت مهدی علیه السلام شده است این باشد که دعا کردن باعث زنده بودن نام و یاد حضرت مهدی علیه السلام خواهد شد و زیاد دعا کردن برای آن حضرت باعث می‌شود که شیطان نتواند از غیبت امام عصر سوء استفاده نماید و مردم را دچار غفلت و کوتاهی کند.


دعا برای تعجیل فرج باعث این می‌شود که آرمان دعا کننده زندگی و حیات در دولت و حکومت حضرت مهدی علیه السلام شود. چنین شخصی همواره از شرایط موجود تبری خواهد داشت و آن موقع که انسان از شرایط موجود بیزار بود و تبری داشت؛ مصداق منتظر واقعی حضرت مهدی علیه السلام خواهد بود و همواره زمزمه می‌کند که:

«اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه ،تعز بها الالسلام اهله و تذل بها النفاق و اهله»

و کسی که آرزویش عبادت خداوند در دولت کریمه اهل بیت باشد که در آن دولت کریمه اسلام و اهلش عزیز هستند و نفاق و اهلش خوار و ذلیل به راحتی می‌تواند از فتن آخر الزمان رهایی یابد و چنین شخصی که آرمانش ذلت و خواری نفاق است خود نیز اعمالش، اعمال منافقین نخواهد بود و زندگی خویش را بر اساس رضایت حضرت مهدی علیه السلام تنظیم می‌کند.


عدم قبول مال حرام

مرحوم کلینی نقل می‌کند که امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف اموالی را که برخی از شیعیان برای ایشان فرستاده بودند قبول ننموده و اموال را به ایشان مسترد می‌نماید؛ زیرا این اموال از راه مشروع به دست نیامده بود و در توقیع شریف به خط مبارک خویش می‌نویسد:

«... و أمّا أموالکم فما نقبلها إلاّ لتطهّروا فمن شاء فلیصل و من شاء فلیقطع فما آتانا الله خیرٌ ممّا آتاکم»؛ امّا اموال شما را ما هرگز قبول نمی‌کنیم، مگر این را از مال حرام پاک کرده و خالص کنید. از این پس هرکس خواست و مایل بود با این شرایط برایِ ما هدیه‌ای بفرستد، که خوب است و اگر نخواست نفرستد. به هر حال آن چه را که خداوند به ما عنایت کرده است، بهتر است از آن چه که شما برای ما بفرستید.


بی شک کسی که همواره زمزمه لبش دعا برای تعجیل فرج است، از همه محرمات به خصوص مال حرام به شدت پرهیز می‌کند تا بتواند از منتظران و معتقدان به آن حضرت باقی بماند.


پی نوشت‌ها:

1. بحارالأنوار ج 5 ص 216 باب 8- التمحیص و الاستدراج و .....
2. کمال‏الدین ج 2 ص 384


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 1270
نویسنده : sina95

 


اهداف و سیر حرکت قیام یمانی

در مقاله اول، بعد از ذکر نشانه‌های حتمی ظهور، به معرفی یمانی، اقوال مختلف در فاصله بین قیام یمانی و ظهور امام عصر، و وظایف شیعیان هنگام قیام یمانی، پرداخته شد. در مقاله دوم، به نام، نسب، مذهب یمانی اشاره شد. درمقاله سوم از سلسله مقالات معرفی نشانه‌های حتمی ظهور، به زمان قیام یمانی، و معنای همزمانی خروج یمانی و سفیانی، پرداخته شد. در مقاله چهارم، به مکان قیام یمانی و بیان دیدگاه مشهور، پرداخته شد. در مقاله پنجم، به اهداف و سیر حرکت قیام یمانی، پرداخته خواهد شد.


دعوت رسمی یمانی به مذهب شیعه

از مهترین اهداف یمانی، دعوت و فراخوان یمانی به سوی مذهب حقّه اهل‌بیت و دین اسلام شیعه، می‌باشد که در روایات متعدد، تصریح شده است. از جمله در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند:

و إذا خرج الیمانیُّ فَانهَض إلیه فَإن رایتَه رایةٌ هُدًی ولایَحلُّ لمسلمٍ أن یلتوی علیه فَمَن فَعَل ذلک فهو مِن اهلِ النارِ لانه یدعو الی الحق و الی طریقٍ مستقیمٍ؛ [1]

چون یمانی خروج کرد به سوی او بشتابید، زیرا پرچم او، پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که با او مقابله نماید. پس هر کس چنین کند، از اهل آتش خواهد بود، زیرا یمانی، به حق و صراط مستقیم، فرا می­خواند.

منظور از دعوت به حق و صراط مستقیم، در احادیث اهل بیت، دعوت به امامت و ولایت امیرالمومنین و امامان معصوم و مذهب شیعه، می‌باشد.


دعوت یمانی به بیعت با امام عصر

درباره یمانی به عنوان نشانه حتمی ظهور، صریح ترین و ممتازترین تعبیر در میان پرچم های عصر ظهور، برای پرچم یمانی، به کار رفته است. امام باقر (ع) در این باره فرموده ­اند:

... و لیس فی الرایاتِ رایةٌ أهدی من رایةِ الیمانیِّ هی رایةٌ هُدًی ِلأنّه یدعو الی صاحبِکم. [2]

در میان پرچم­ها پرچمی هدایت یافته‌­تر از پرچم یمانی نیست. او پرچم هدایت است، زیرا به سوی صاحب شما دعوت می‌کند.

دریافت مدال لیاقت دعوت به امام عصر (عج)، و هدایت یافته ترین پرچم عصر ظهور، مخصوص یمانی، قرار گرفته است.


هم‌پیمانی یمانی و ایرانیان در جنگ سوریه

در روایات مربوطه به قیام یمانی، به هم‌پیمان شدن یمانی با خراسانی در برابر جریان سفیانی، اشاراتی رفته است. در بیان امیرمؤمنان (ع)، درباره خصوصیات مشترک یمانی و خراسانی در جنگ دمشق و آزادسازی آن از سیطره جریان سفیانی، چنین آمده است:

و یعمل عمل الجبابرة الاولى (یعنی السفیانی) فیغضب الله من السماء على عمله، فیبعث علیه فتى من المشرق یدعو الى اهل بیت النبی صلّى اللّه علیه و سلّم هم اصحاب الرایات السود المستضعفون، فیعزهم الله و ینزل علیهم النصر، فلا یقاتلهم احد الا هزموه و یسیر الجیش القحطانی .. و فتى الیمن فی نحر حماز الجزیرة، حتى ینزلوا دمشق فیفتحوها اسرع من التماع البحر. [3]


و [سفیانی] به روش ستمکاران نخستین عمل میکند و خداوند از آسمان بر عملش خشم می‌گیرد،آنگاه جوانمردی (خراسانی) از مشرق که به اهل بیت پیامبر(ص) (مذهب شیعه) فرامی‌خواند، علیه سفیانی، برمی‌انگیزاند. مشرقیان، اصحاب پرچم‌های سیاه هستند. خداوند به ایشان، عزت اعطا و پیروزی را برایشان نازل می‌فرماید، پس احدی با ایشان (ایرانیان) به نبرد نمی‌پردازد، مگر اینکه او را شکست می‌دهند و انگاه سپاه قحطانی [یمنی] به حرکت درمی‌آید... و جوان یمنی (یمانی)، در پی نابود کردن حمّاز جزیره[سفیانی] است تا آنکه در دمشق فرود می‌آیند و آن را [در مدّت زمانی] سریع‌تر از دریا فتح می‌کنند.


از این رو سفیانی، "حماز الجزیرۀ"، لقب گرفته است که چون، بزرگترین مانع و دشمن اصلی در منطقه کشورهای عربی در برابر امام عصر، جریان سفیانی، می باشد.

این حدیث در مقام توصیف رویارویی نظامی بین خراسانی و سفیانی، در سوریه است که سپاه یمانی، برای یاری رساندن به لشکر خراسانی و ایرانیان، وارد میدان نبرد با جریان سفیانی، می‌شوند.


همچنین اصبغ بن نباته از اصحاب خاص امام علی (ع) نیز از ایشان در خصوص همکاری نظامی یمانی و خراسانی، چنین نقل می­‌کند:

... َ إِذْ أَقْبَلَتْ خَیلُ الْیمَانِی وَ الْخُرَاسَانِی یسْتَبِقَانِ کَأَنَّهُمَا فَرَسَی رِهَانٍ شُعْثٌ غُبْرٌ جُرْدٌ أَصْلَابُ نَوَاطِی وَ أَقْدَاحٍ إِذَا نَظَرْتَ أَحَدَهُمْ بِرِجْلِهِ بَاطِنِهِ فَیقُولُ لَا خَیرَ فِی مَجْلِسِنَا بَعْدَ یوْمِنَا هَذَا اللَّهُمَّ فَإِنَّا التَّائِبُونَ وَ هُمُ الْأَبْدَالُ الَّذِینَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ الْعَزِیزِ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یحِبُّ الْمُتَطَهِّرِین‏؛ [4]


... در این هنگام سپاه یمانی و خراسانی نمایان می­‌شوند. آنها سوار بر اسب تیرهایی محکم به دست در حالی که ژولیده موی، غبارآلود و قوی دل­اند، مانند دو اسب مسابقه، بر یک‌دیگر پیشی می­گیرند. چون به پاهای خود نگاه کنند، می­گویند بعد از امروز، خیری در نشستن ما نیست. بار خدایا ما به درگاه تو توبه می­‌کنیم و اینها همان ابدالی هستند که خداوند در کتاب عزیزش آنها را چنین توصیف کرده است: «خداوند توبه‌کاران و پاکیزگان را دوست می­‌دارد».


همچنین در منابع حدیثی اهل سنت، نقل شده است که ایرانیان و یمنی‌ها، در زمره یاوران و اطاعت کنندگان امام عصر (عج)، قرا خواهند گرفت.

و یفتح الله عز و جل له (أی للمهدی) خراسان و تطیعه اهل الیمن‏. [5]

و خداوند عزّوجلّ برای او (یعنی امام مهدی) خراسان (ایران) را می‌گشاید و اهل یمن نیز از او اطاعت می‌کنند.

طبق این حدیث از مناتع اهل سنت، منطقه ایران و یمن، در عصر ظهور و در آخرالزمان، در زمره پیروان و یاوران حضرت مهدی، قرار می‌گیرند.


البته در احادیث، سیر حرکت و قیام یمانی، محدوده و منطقه فعالیت­‌های یمانی، به صورت دقیق، منعکس نشده است. گاهی سخن از "یمن" به میان آمده است و گاهی سخن از فعالیت نظامی لشکر یمانی در "سوریه" و دمشق. البته بنظر می‌رسد که یمانی، علاوه بر حضور فعال در جبهه دمشق و سوریه برای مبارزه با جریان سفیانی و دشمن اهل بیت، در ادامه رهبری جبهه یمن را نیز بر عهده خواهدگرفت. البته اگر مبهم بودن روایات، از نپرداختن پیشوایان دینی به آن سرچشمه می‌گیرد، احتمالاً این پنهان­کاری، عمدی و به منظور پیش‌گیری از برنامه­‌ریزی قبلی دشمنان برای مقابله با جنبش یمانی بوده است. از این­‌رو، پیشوایان معصوم کوشیده‌­اند تا علاوه بر بیان اصل حادثه قیام یمانیی که کارکردهایی چون دلالت بر نزدیک بودن ظهور، ایجاد آمادگی در مؤمنان برای همراهی با یمانی و ... دارد، از بیان جزئیات دقیق این رخداد مهم، خودداری نمایند تا موجب سوء استفاده دشمنان و مدعیان دروغین قرار گیرد.


جنگ یمانی با سفیانی

نباید فراموش کرد که جبهه‌های درگیری میان حق و باطل، منطقه شام (سوریه) و یمن هستند. و در ادامه و بعد از ظهور، به عراق و عربستان، نیز گسترش خواهد یافت. منطقه شام و سوریه، طبق احادیث، محلّ تجمع گروه‌های تندرو و ضدّ اهلبیت به رهبری جریان سفیانی، است. جدا از این که، یهودیان نیز نزدیک منطقه شام هستند و در تحرکات جریان سفیانی، بی‌تأثیر نیستند. و از طرفی منطقه یمن، نیز به عنوان ذخیره الهی، دور از مناطق و تجمع پر تراکم دشمنان اهل بیت، محلی برای پیشروی نیروهای شیعه برای رسیدن به مکه و یاری امام عصر (عج)، می‌باشد.


عبید بن زراره می­گوید، در محضر امام صادق (ع) از سفیانی سخن به میان آمد، آن حضرت فرمودند:

أنّی یخرج ذلک ولمّایخرج کاسِرُ عَینَیه بصنعاء. [6]

کجا و چگونه خروج کرده است سفیانی در صورتی که آن کس که چشم سفیانی را از کاسه در می‌­آورد، هنوز از صنعاء یمن قیام نکرده است.


همچنین از امام صادق (ع)، در روایتی، چنین نقل شده است:

... فَیَنهضُ الیمانیُّ لدفع شرِّه فینهزم السفیانیُّ بعد محارباتٍ عدیدةٍ و مُقاتلاتٍ شدیدةٍ فیتبعه الیمانیُّ فتکثر الحروبُ و هزیمةُ السفیانی ... . [7]

... پس یمانی، برای دفع شر سفیانی بپا خیزد و پس از جنگ‌های فراوان و درگیری‌های سخت، سفیانی می‌گریزد. یمانی او را دنبال می‌کند و جنگ‌ها و گریختن سفیانی بسیار شود. پس یمانی، سفیانی را شکست می دهد ... .


همانطور که ملاحظه فرمودید، احادیث شیعه در کتاب الغیبة نعمانی و مختصر اثبات الرجعةفضل بن شاذان در کارزار و نبرد میان یمانی و سفیانی، یمانی را پیروز میدان و جنگ، معرفی کرده‌اند، اما در مقابل، ابن حماد از مولفین اهل سنت، نیز از امام باقر علیه‌السلام، روایت متفاوتی را نقل کرده است:

اذا ظهرَ السفیانیُّ علی الابقعِ والمنصورِ الیمانیِّ...؛ [8]

چون سفیانی بر ابقع و منصور یمانی پیروز شد ... .


همچنین، وی در حدیث دیگری از آن حضرت چنین نقل می­‌کند:

ثم یسیرُ الیهم منصورُ الیمانیُّ من صنعاءَ بجنوده ... فَیَلتقی هو و الأخوص ... فیکون بینهما قتالٌ شدیدٌ ثم یظهر الأخوص السفیانی علیه. [9]

سپس منصور یمانی همراه با سپاهش از صنعا به سوی آنها روانه می‌­شود ... او با اخوص (سفیانی) ملاقات می­‌کند ... پس میانشان جنگ شدیدی رخ می­‌دهد و اخوص سفیانی بر وی پیروز می‌شود.


این دو حدیث که در منابع اهل سنت و از کتاب الفتن ابن حماد نقل شده‌­اند، سفیانی را به عنوان نیروی غالب و پیروز بر یمانی، یاد کرده‌­اند. اما به دلیل تعارض گزارش حدیثی اهل سنت با منابع شیعه، نمی توان به مضمون این دو حدیث از منابع اهل سنت، اعتماد کرد. علاوه بر این، در مجموعه روایات اهل بیت و منابع حدیثی شیعه، خبری مبنی بر شکست یمانی، به ما نرسیده است. و حتی از فحوی و مضمون برخی روایات شیعی، استفاده می‌شود که پرچم یمانی، شکست ناپذیر است و نصر، نصرت و پیروزی به همراه پرچم یمانی، می‌باشد. بنابراین، طبق منهج علمی، هرگاه بین احادیث شیعه و اهل سنت، تعارضی حاصل شد، قول اهل بیت و احادیث شیعه، مقدم می‌شود. بنابراین در کارزار و جنگ بین یمانی و سفیانی، طبق احادیث شیعه، یمانی، پیروز میدان جنگ است و قول صحیح نیز همین است.


به هر تقدیر، یمانی، مانعی جدی در برابر زیاده خواهی­‌های جریان سفیانی است و با توجه به تقابل شدیدی که میان این دو شخصیت یمانی و سفیانی، وجود دارد، به اندازه‌­ای که هر یک از آنها درصدد شکست دادن جریانی است که دیگری برای حمایت از آن شکل گرفته است، و از سوی دیگر، با توجه به نزدیکی مناطق تحت نفوذ آنها، وجود درگیری میان این دو، طبیعی و انکارناپذیر است؛ گرچه جزئیات آن اثبات‌پذیر نیست.


لازم به ذکر است در منابع حدیثی اهل سنت، برای یمانی، جنگ های دیگری نیز ذکر شده است [10] به عنوان مثال، برای یمانی، از فتح روم،سخن به میان آمده است؛ که البته چون فقط در منابع اهل سنت نقل شده است و مضمون آنها در منابع حدیثی شیعه نیز ذکر نشده است،اما چون این روایات از معصوم، نقل نشده است، نمی­‌توان به آنها اعتماد کرد [11]و بر فرض صحت، شاید گزارش کننده فعالیت­‌های یمانی پس از ظهور امام مهدی (عج)، باشند.


البته باید توجه داشت که از مجموعه روایات مربوط به یمانی و به قرینه اهتمام و تأکید پیشوایان دینی بر وجوب نصرت یمانی و حرمت مخالف با یمانی،  میتوان دریافت که قیام یمانی، جنبشی ضعیف و محدود نیست، هرچند کشور یمن، محل قیام یمانی است لکن  شعاع فعالیت یمانی، بسیاری از مناطق و جغرافیای ظهور، و دوستان و دشمنان اهل بیت و شیعه را در برخواهد گرفت و در ایجاد فضای مناسبی برای ظهور و فعالیت­های آغازین امام مهدی، نقش تعیین کننده­ای خواهد داشت.


در مقاله آینده و پایانی، به مهمترین سوالات حول قیام یمانی، اشاره خواهیم کرد.آنگاه، بعد از اتمام بررسی قیام یمانی، به عنوان نشانه حتمی ظهور امام عصر، به نقد "جریان مدعی یمانی در عصر معاصر"، جریان احمد الحسن بصری، خواهیم پرداخت. البته اگر چه با مطالعه سلسله مقالات گذشته، و معرفی ویژگی‌ها و مختصات واقعی قیام یمانی، خودبخود و به طور طبیعی، بطلان دعوت جریان احمد الحسن بصری، آشکار می‌شود، لکن نقد و اثبات بطلان مبانی جریان یمانی دروغین،ضروری است و از طرفی شباهت ادله دعوت این جریان با فرقه های استعماری همچون فرقه قادیانی و بهائیت، برای مخاطبان، موجب شگفتی خواهد بود.

 


[1]. نعمانی، الغیبة، ص 361.

[2]. نعمانی، الغیبة، ص 361.

[3]. فتلاوی، رایات الهدی و الضلال فی عصر الظهور، ص 103.

[4]. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 274.

[5]. مقدسی شافعی، عقد الدرر، ص 134.

[6]. نعمانی، الغیبة، ص 388، باب 14، ح 60.

[7]. فضل ین شاذان، تراثنا، سال دوم، شماره چهارم، ص455.

[8]. کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 275.

[9]. کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 276.

[10]. مهدی پور، پژوهشی پیرامون علائم حتمی ظهور، ص 68-69.

[11]. کورانی، المعجم الموضوعی لاحادیث الامام المهدی، ص 605-616.


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 1213
نویسنده : sina95

 در روایات متعددی ، موضوع تسلط یهود بر سرزمین‌های اسلامی و حوادث پس از آن پیشگویی شده است که در اینجا به مناسبت حوادث جاری در منطقه به دو مورد از آنها اشاره می‌کنیم:

در روایتی که از امیرمؤمنان(ع) نقل شده است در این زمینه چنین آمده است:

یهود برای تشکیل دولت خود در فلسطین، از غرب [به منطقه عربی خاور میانه] خواهند آمد.
عرضه داشتند: یا اباالحسن! پس عرب‌ها در آن موقع کجا خواهند بود؟
فرمود: در آن زمان عرب‌ها نیروهایشان از هم پاشیده و ارتباط آنها از هم گسیخته، و متّحد و هماهنگ نیستند.

از آن حضرت سؤال شد: آیا این بلا و گرفتاری طولانی خواهد بود؟
فرمود: نه، تا زمانی که عرب‌ها زمام امور خودشان را از نفوذ دیگران رها ساخته و تصمیم‌های جدّی آنان دوباره تجدید شود آنگاه سرزمین فلسطین به دست آنها فتح خواهد شد، و عرب‌ها پیروز و متّحد خواهند گردید، و نیروهای کمکی از [طریق] سرزمین عراق به آنان خواهد رسید که بر روی پرچم‌هایشان نوشته شده است: «القوّة»1. عرب‌ها و سایر مسلمانان همگی مشترکاً برای نجات فلسطین قیام خواهند کرد [و با یهودیان خواهند جنگید] و چه جنگ بسیار سختی که در وقت مقابله با یکدیگر در بخش عظیمی از دریا روی خواهد داد که در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روی اجساد کشته‌ها عبور کنند.
آنگاه فرمود:
و عرب‌ها سه بار با یهود می‌جنگند، و در مرحلة چهارم که خداوند ثبات قدم و ایمان و صداقت آنها را دانست همای پیروزی بر سرشان سایه می‌افکند.
بعد از آن فرمود:
به خدای بزرگ سوگند که یهودیان مانند گوسفند کشته می‌شوند تا جایی که حتّی یک نفر یهودی هم در فلسطین باقی نخواهد ماند.2
* * *

آن حضرت در روایتی دیگر که «عبایه اسدی» آن را نقل کرده است، می‌فرماید:
من در آینده در مصر منبری روشنی‌بخش بنیان خواهم نمود ...، و یهود و نصاری را از سرزمین های عرب بیرون خواهم راند، و عرب را با این عصای خود [به طرف حق] سوق خواهم داد.
عبایه می‌گوید: من عرض کردم: یا امیر المؤمنین! گویی شما خبر می‌دهید که بعد از مردن بار دیگر زنده می‌شوید و این کارها را انجام می‌دهید!
فرمود:
هیهات ای عبایه! مقصود من از این سخنان آن گونه که تو خیال کردی نیست؛ مردی از دودمان من اینها را انجام خواهد داد.3

با امید به آنکه به زودی با ظهور امام مهدی(ع) شاهد نابودی صهیونیسم متجاوز و آزادی کامل سرزمین فلسطین و قدس شریف باشیم.

پی‌نوشت‌ها:
1 .ظاهرا اشاره به آیه «و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّه» (سورة انفال(8)، آیة 60) باشد.
2. عقائد الامامیه، ج1 ، ص270؛ به نقل از هاشمی شهیدی، سیداسداله، ظهور حضرت مهدی(ع) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، ص .
3. بحارالانوار، ج53، ص59؛ معانی الاخبار، ص407؛ به نقل از همان، ص .


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 1252
نویسنده : sina95

 

داعش و جریان مدعی یمانی، دو روی یک سکه

 


نشانه‌های ظهور، از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین و درعین‌حال از آسیب‌پذیرترین بخش‌های معارف مهدوی است. اختصاص بخش عمده‌ای از روایات مهدویت به این موضوع، بهترین گواه بر این مسئله است.
این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مسئله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت می‌شود، اما از سوی دیگر، افزون بر ایجاد زمینه برای ورود خرافات، طمع شیادان و مدعیان دروغین را برای جعل و تحریف روایات، دو چندان می‌کند.
از این‌رو، نظر به فقدان پژوهش‌های مستند در این زمینه، شایسته است با انجام تحقیقات مبتنی بر اصول و قواعد فهم حدیث و با جداسازی مطالب مستند از غیر مستند، علاوه بر پالایش معارف مهدویت از خرافات، زمینه‌های سوءاستفاده از این موضوع از میان برداشته شود.
در این سلسله مقالات، کوشیده خواهد شد تا ابعاد مختلف قیام یمانی که از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است، به‌صورت مستند، بررسی شود.
 
جریان مدعی مهدویت و انتخاب کشور عراق؟
با وجود گذشت بیش از 10 سال از ادعای احمد الحسن بصری مبنی بر قیام یمانی و نادیده گرفتن روایاتی که قیام یمانی و خراسانی و نیز خروج سفیانی را در سال واحدی می‌داند، سر در آوردن یمانی دروغین از شهر بصره و متولد شدن او در کشور عراق، مطلب دیگری است که شخص به اصطلاح (!) امام سیزدهم شیعیان، منجی و احیاناً اربابان پشت پرده او، بدان نیندیشیده بودند و یا اینکه مصلحت را بر انتخاب کشور عراق برای شروع این کار می‌دانستند.
تا بتوانند در زمان مناسب، از سویی کشور عراق را کانون حوادث، آشوب و فتنه جدید، قرار دهند و به تقابل با فرهنگ غالب شیعی و مراجع عظام تقلید شیعه و قدرت معنوی آنها برآیند و از سویی دیگر همسایگی این کشور با کشورهایی که اکثریت جمعیّت آن را شیعیان دوازده امامی تشکیل می‌دهند، باعث می‌شود تا به نوعی آنها را جذب خود نموده و با انشعاب گروهی از شیعیان، روند فرقه سازی اجانب و استعمارگران در خاورمیانه، تداوم پیدا کند و به نوعی پازل تکفیر در اسلام، با تشکیل داعش در اهل سنت و تشکیل جریان مدعی یمانی در شیعه، تکمیل شود.
 
مشترکات فرق انحرافی مهدویت با جریان مدعی یمانی
فرق انحرافی، به ویژه آنان که به نوعی مدعی بابیت و مهدویت هستند، مشترکات فراوانی دارند که از جمله به چند مورد از آنها اشاره می‌شود:
 
۱. پنهان بودن سرکرده فرقه از دید عموم مردم
معمولاً سران فرق مدعی مهدویت، از دید عموم مردم، پنهان‌اند، چون اگر در انظار عمومی باشند، نقاط ضعفشان بر همگان روشن می‌شود.
نمونه آشکار این بحث، علی محمد باب شیرازی است که مدعی بابیت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود. او در ابتدای توسط حاکم شیراز، دستگیر شد و به انظار عمومی آمد و در حبس خانگی قرار گرفت تا در میان مردم باشد. مردم رفتار وی را دیدند و گفتارش را شنیدند و بررسی کردند و در مدت کوتاهی، همه به کذب ادعای او پی بردند؛ لیکن با مرگ حاکم شیراز، فرار کرد و به اصفهان آمد، و مجددا از دید مردم مخفی شد. پیروان و انصار او، چنان برای وی، تبلیغ کردند که هر آن کس او را نمی‌شناخت، گمان میکرد، امام زمان، ظهور کرده است، از این‌رو به سویش آمدند و در راهش جان دادند.
جالب است، بدانید پس از اعدام باب، سفیر روس با یک نقاش سر جنازه او حاضر شد و از جسد بی‌جان او تصویری تهیه کرد و به گونه ای وانمود شد که او مهدی موعود بوده و شهیدی مقدس است.
 
۲. تقطیع و تحریف، از شیوه‌های مشترک در استناد به آیات و روایات
همه فِرقی که از اسلام منشعب شدند، در استناد به آیات و روایات یا در پی تحریف لفظی یا معنویند، از این‌رو دست خود را به تقطیع، تأویل و باطن‌گرایی، می‌آلایند؛ یعنی با کم و زیاد لفظی یا معنوی، یا آیه و روایت را تکه تکه می‌کنند و قسمتی را به قسمت دیگر می‌چسبانند تا معنای دیگری به‌دست آید، یا تأویل و باطن را به میان می‌کشند و می‌گویند معنای ظاهری، مراد نیست و معنای حقیقی نزد ماست. برای این مورد نیز نمونه‌های فراوانی از فِرق مختلف وجود دارد که می‌توان در مواردی چون: «شیوه استناد بابیت و بهائیت به حدیث سنه ستین» یا «شیوه استناد بهائیان به حدیث لوح» و … مشاهده کرد.

در غیر آیات و روایات، نیز نمونه‌هایی هست، برای نمونه اسماعیلیه به حدی باطن‌گراست که معنای ظاهری را به کلی نفی می‌کند و وضو را به معنای امام و تیمم را به معنای نائب امام، معرفی می‌کند. و همین سیر و خط، در جریان احمد الحسن بصری، مدعی یمانی، نیز دنبال میشود؛ هرچند مصادیق آن، متفاوت است.
 
۳. ادعاهای پلکانی و صعودی در عقاید
معمولاً سران فرق انحرافی به یک عنوان، بسنده نمی‌کنند؛ برای نمونه علی محمد باب از ادعای ذکریت به بابیت و از بابیت به مهدویت و نبوت و الوهیت، رسید. او در سال‌های ۱۲۶۰ تا ۱۲۶۴ تنها ادعای ذکریت و بابیت دارد، لیکن از سال ۱۲۶۴ تا ۱۲۶۶ که به چهریق و ماکو، منتقل می‌شود، از امامت و نبوت و الوهیت، دم می‌زند.
این وجه اشتراک در مدعیان امروز نیز وجود دارد که دم از یمانی بودن و فرزند امام زمانی می‌زنند و سپس ناگهان و به یکباره جانشینی امام عصر، را برای خویش، مصادر می کنند و بعد تمام صفات و ویژگی های امام عصر را برای خویش، مصادره کرده و گویی اینکه، مهدی می‌شوند و از قائم آل محمد و منجی موعود بودن خود سخن می‌گویند.
 
۴. عقل‌گرایی افراطی یا نفی عقل
مدعیان دروغین بسته به نوع ادعای خود، یا عقل‌گرای افراطی هستند مثل اسماعیلیه، بابیت و بهائیت یا عقل را به کلی نفی می‌کنند و می‌گویند عقل بشر، ناقص است و توان فهم ندارد و اخباری می‌شوند، مثل جریانی مدعی یمانی.
 
۵. زیر سؤال بردن رسالت فقهاء و علما در عصر غیبت
جریان‌های مدعی مهدویت، از ابتدا به ویژه از عصر غیبت با علما که نائبان عام حضرت حجت هستند، دچار مشکل بودند، زیرا علما، مانع دستیابی سران فرق به اهدافشان بوده‌اند. به ویژه از عصر قاجار به این طرف که بسیاری از فرق با رسالت رودررویی با علما و جایگزین علما، ساخته و پرداخته شدند.
روس و انگلیس بابیت و بهائیت را به عنوان مهدی موعود و امام زمان شیعه پروش دادند و در کشورهای شیعی، مستقر کردند تا سکان هدایت مردم را از دست علما بگیرد و امروزه نیز مدعیانی ظهور کرده‌اند که با نفی جایگاه علما در پی تخریب جایگاه آنان‌اند تا به رسالت خود، یعنی نابودی مذهب با به کارگیری مذهب، دست یابند.
 
تبلیغ آزادانه جریان یمانی در کشور عراق در ایام اربعین حسینی
 
شباهت جریان یمانی دروغین با فرقه های استعماری
استعمار و جبهه باطل، تلاش فراوانی را از 10 سال پیش و با شتاب دادن مصنوعی و کاریکاتوری به حوادث آخرالزمانی، داشته و با فرقه سازی و تشکیل مدعیان دروغین مهدویت در اسلام شیعی و اهل سنت، سعی کردند که تحولات و وقایع نزدیک به فرایند ظهور منجی آخرالزمان، را مدیریت کنند. اما هرچند در مجموع و به دلیل تلاش های جبهه حق، در میان شیعیان، هنوز به موفقیت چشمگیری، دست نیافته اند. اما متاسفانه در میان اهل سنت، به علت عدم وجود رهبری واحد و مقتدر، با ادعای تشکیل خلافت اسلامی داعش، استعمار، توانسته است، تا حدودی، به موفقیت هایی نسبی دست یابد. 
 
بعد از ذکر این مقدمه، به شباهت ها و اشتراکات جریان یمانی دروغین با فرق استعماری، اشاره خواهد شد:
 
شباهت با فرقه قادیانی
جریان احمد الحسن، شباهت فراوانی با فرقه قادیانی (احمدیه) دارد. احمد الحسن بصری، مدعی مهدویت در عصر معاصر از رؤیت امام عصر در خواب به رؤیت امام در بیداری و از آن به بابیت امام که نوعی دیگر از یمانی بودن است، رسیده است. و به تازگی مبلغان این جریان چهره‌ای از احمد الحسن معرفی می کنند که کاملا مطابق با امام زمان و حضرت قائم است. یعنی به مرور مطابق فرقه قادیانی، در حال انتقال کارکردهای امام زمان (عج) به احمد الحسن، هستند. مشابه همان مسیری که فرقه قادیانی، در جذب افراد ساده لوح، پیمود.
 
شباهت با فرقه وهابیت
وجوه اشتراکی بین جریان احمد الحسن و وهابیت نیز وجود دارد که حداقل آن دشمنی آنان با مرجعیت شیعی، فقهاء و عالمان دینی شیعه، می باشد. بویژه با مرجع نستوه و مبارز عالیقدر شیعه، آیه الله سیستانی، بیشترین دشمنی را ابراز می کنند. و هرکسی با عقاید و آراء این جریان، مخالف باشد، او را تکفیر کرده و از اقسام ترفند و حیل، حتی گاهی سحر و جادو، سعی در اشاعه و ترویج جریان باطل خویش، دارند.
 
شباهت با فرقه بهائیت
مهم‌ترین ابزار تبلیغی جریان مدعی یمانی، همچون بهائیت، استفاده از فضای وب و اینترنت و سوء استفاده از احساسات پاک جوانان، است. زیرا عموما جوانان مذهبی، وارد سایت ها و تالارهای گفت‌و‌گوی مذهبی به اسم امام زمان (عج) می‌شوند در حالیکه برخی از این سایت ها و تالارها، متعلق به جریان احمد الحسن و پیروان وی می باشد. شاید هیچ وقت حرفی از احمد الحسن در سردر این تالار‌ها نیز نباشد. از طرفی، اطلاعات جوانان نیز در بحث مهدویت، اطلاعات تخصصی نیست و از سر شوق و اشتیاق، گاهی جذب شده و فریب می خورند. جریان مدعی یمانی، با رعایت یک سری اصول اخلاقی همچون جریان بهائیت و مسیحیت تبشیری، و بدین وسیله، جوانان را جذب و پس از آن ادعاهای واهی خود را مطرح می‌کنند.
 
استفاده از نماد صهیونیسم در جریان یمانی دروغین
 
شباهت با فرقه داعش
کارشناسان امر، معتقدند، داعش و جریان احمد الحسن بصری یمانی دروغین، آخرین نسخه به روز رسانی شده مطالعات مستشرقین غربی، در جهان اسلام هستند که دقیقا در برخی مفاهیم، با یکدیگر هم پوشانی، نیز دارند. و به دنبال سوء استفاده از گزاره های آخرالزمانی در جهت اهداف خویش، می باشند.
رنگ پرچم داعش در اهل سنت، سیاه و رنگ پرچم احمد الحسن مدعی مهدویت در شیعه، سفید؛ عبارت روی پرچم داعش به عنوان نماد آخرالزمانی اهل سنت، شهادتین (لا اله الا الله و محمد رسول الله) است و عبارت پرچم یمانی مدعی مهدویت دروغین به عنوان نماد آخرالزمانی شیعی، "البیعۀ لله" است.
استعمار و جریان باطل، به عنوان دو مذهب بزرگ اسلامی، سعی در به انحراف کشاندن مساله مهدویت و منجی آخرالزمان در دو مذهب بزرگ اسلامی شیعه و اهل سنت، در جهت اهداف شیطانی خویش می‌باشند. در حالیکه همگان می‌دانند که استفاده از معیارهای همچون رنگ پرچم، انتخاب شعار و ... به علت تشابه سازی از طرف مدعیان دروغین در طول تاریخ اسلام، به هیچ وجه قابل اعتماد و اعتناء، نیست.
 
پرچم یمانی دروغین، مدعی مهدویت در شیعه
 
پرچم جریان داعش، مدعی مهدویت در اهل سنت
 
جمع بندی
اکنون و در عصر معاصر، دنیای غرب سعی در منجی سازی بدلی و دروغین در جهان اسلام را دارند، تا در پیشبرد اهداف استعماری خویش، با تمام توان از میان مسلمین بر علیه خود مسلمین، کمک بگیرند. همان اتفاقاتی که اکنون توسط پرچم های سیاه داعش در منطقه شام و سوریه، در جریان است و در ادامه ممکن است توسط حکومت‌های مرتجع و دست نشانده آمریکا و دنیای غرب و هم پیمانان منطقه‌ای شان، علیه جریان مقاومت و مسلیمن، ابعاد دیگری و تازه‌ای، پیدا کند.
 
هرچند استعمار و جبهه باطل، تلاش فروانی را از 10 سال پیش و با شتاب دادن مصنوعی و کاریکاتوری به حوادث آخرالزمانی، داشته و با فرقه سازی و تشکیل مدعیان دروغین مهدویت در اسلام شیعی و اهل سنت، سعی کردند که تحولات و وقایع نزدیک به فرایند ظهور منجی آخرالزمان، را مدیریت کنند. اما در مجموع و به دلیل تلاش های جبهه حق، بویژه در میان شیعیان، هنوز به موفقیت چشمگیری، دست نیافته اند. اما در میان اهل سنت، به علت عدم وجود رهبری واحد و مقتدر، با ادعای تشکیل خلافت اسلامی داعش، توانسته است، تا حدودی، به موفقیت‌هایی دست یابد.
 
برای مشاهده در اندازه اصلی بر روی تصویر کلیک کنید
 
 
برای مشاهده در اندازه اصلی بر روی تصویر کلیک کنید
 
جریان احمد الحسن بصری یمانی دروغین و مدعی مهدویت، در عراق و جریان داعش در سوریه، دو روی یک سکه، هستند. اما به علت وجود فاکتورها و گزاره های متفاوت در منابع حدیثی و تاریخی در اهل سنت و شیعه، کارکردها و بازتاب ها نیز، متفاوت عرضه شده اند. 
داعش به علت وجود احادیث فضائل منطقه شام و رایات السود (پرچم های سیاه) و جنگ با رومیان در اعماق و منطقه دابق (منطقه ایی در شهر حلب سوریه) ...، در سرزمین شام، به تبلیغ چهره آخرالزمانی خشن از اسلام، مشغول هستند، اما درست در نقطه مقابل، به علت وجود فراوان احادیث درباره نشانه های حتمی ظهور و شخصیت های مثبت عصر ظهور در منابع حدیثی شیعه، بیشتر تمرکز استعمار، بر ساخت و جریان سازی فرقه های مدعی مهدویت و منجی گرای شیعی، در عراق و ایران، می باشد. 
 
از اینرو، کارشناسان امر، معتقدند که داعش و جریان احمد الحسن بصری یمانی دروغین، آخرین نسخه به روز رسانی شده مطالعات مستشرقین غربی، در جهان اسلام هستند که دقیقا در برخی مفاهیم، با یکدیگر هم پوشانی، نیز دارند. رنگ پرچم داعش، سیاه و رنگ پرچم احمد الحسن، سفید و عبارت روی پرچم داعش به عنوان نماد آخرالزمانی در اهل سنت، شهادتین (لا اله الا الله و محمد رسول الله) است در حالیکه عبارت پرچم یمانی دروغین به عنوان نماد آخرالزمانی شیعی، "البیعۀ لله" است.
 
مطالعه نمونه‌های مدعیان دروغین مهدویت و همین مهندسی‌های معکوس در احادیث نشانه‌های ظهور در میان شیعه و اهل سنت، که به شکل یمانی دروغین در شیعه و داعش در اهل سنت، تبلور یافته است، نشان می‌دهد که این فریب کاری‌ها و حرکت های بدلی و ظهور انواع مدعیان دروغین در بستر ناآگاهی‌های آحاد مردم، راجع به اصل مهدویت و نشانه‌های ظهور، شکل می‌گیرد و طبیعتا اگر برخی از شیعیان، می‌دانستند که قیام یمانی، در روایات چه ویژگی ها و معیارهایی، دارد، و یا برخی از اهل سنت، می‌دانستند که داعش، با اسلام اصیل و واقعی، تفاوت ماهوی دارد، قطعا اسیر فتنه های آخرالزمانی داعش و یمانی های دروغین، نمیشدند و از همان ابتدا، تحرکاتشان ناکام می‌ماند.
 
در عصر معاصر، گروه مدعی مهدویت در میان شیعه و پیروان احمد الحسن بصری، در اصل جریانی در مهدویت شیعی، است که خاستگاه آن بحث خروج و قیام یمانی است که با آگاهی و شناساندن و معرفی نشانه‌های حتمی ظهور، چهره واقعی این جریان، برملا شده و این جریان تکفیری و مدعی یمانی در شیعه برخلاف فرقه داعش در اهل سنت، در نطفه، خفه خواهد شد.

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران