عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : دوشنبه 30 اردیبهشت 1398
بازدید : 1267
نویسنده : sina95

 علت تمايل ما به بستني، شکلات، چيپس چيست؟

تغذيه و احساسات: اين شکم ماست که حرف مي‌زند !
آيا فقط احساسات ماست که باعث تمايل مان به اين خوراکي ها مي‌شود؟
تحقيقي که در بلژيک انجام شده است، نشان مي‌دهد که موضوع کمي پيچيده تر
از اين حرف هاست…

تأثير تغذي? چرب بر احساسات ما
براي مطالع? تأثير خوراکي هاي چرب بر مغز ما، تعدادي داوطلب به وسيل? ميل
هايي که حاوي محلول هاي شور و يا محلول هايي از اسيدهاي چرب بودند، به
برق وصل شدند. همزمان، شرکت کننده ها به يک موسيقي حزن انگيز و يا يک
موسيقي عادي گوش مي‌دادند. مي شد همين احساسات را در چهره هاي شان هم
ديد.

نتيجه:
افرادي که اسيدهاي چرب دريافت کرده بودند، نسبت به موسيقي حزن انگيز حساس
تر بودند. اين نتيجه توسط يک پرسش نامه (حالتي که فرد احساس کرده بود) و
البته توسط تصاوير MRI که از مغز تهيه شده بود (فعاليت هاي متفاوت مناطقي
که در افسردگي نقش دارند)، اعلام شد.

بنابراين، وقتي افسرده ام حق دارم که به سمت شکلات حمله ور شوم؟
منطقي باشد يا نه، بايد بگوييم که اين مسئله فقط بر سر پرخوري و شکمويي
نيست: چربي زماني که به سيستم گوارش ما مي‌رسد، خلق و خوي مان را بهتر
مي‌کند، يعني زماني که هنوز از پرزهاي اعضاي گوارشي عبور نکرده است.
دستگاه گوارش ما، با مغزمان در ارتباط مستقيم و تبادل اطلاعات است.

ارتباط بين چربي ها و احساسات را بفهميم
امروزه، اپيدمي چاقي همه گير شده و از همه مهم تر، بچه ها را نيز مبتلا
کرده است. اين در حالي است که مشکلات رفتاري تغذيه (گرسنگي بيشتر از حد
که با نام جوع شناخته مي‌شود و همچنين آنورکسيا يا بي اشتهايي)، نيز
بسيار رايج و گسترده هستند. بنابراين بهتر است که ارتباطات بين آنچه که
مي‌خوريم و احساسات مان را بفهميم


تاریخ : دوشنبه 30 اردیبهشت 1398
بازدید : 1232
نویسنده : sina95

 نمک دریایی

همه ما می‌دانیم که ۷۵ درصد از بدن انسان را آب تشکیل می‌دهد اما شاید از این امر آگاه نباشیم که این آب در تمام بافت‌ها، سلول‌ها و خون ما وجود دارد. محلول آب و نمکی که در بدن ما وجود دارد بسیار شبیه به آب دریا است
نمک از عناصر مهمی است که نه تنها در تنظیم محتوای آب بدن نقش دارد بلکه بسیاری از عملکردهای مهم بدن را نیز انجام می‌دهد اما از سوی دیگر برخی از متخصصان معتقدند که نمک دریایی به نمک معمولی برتری‌هایی دارد و توصیه می‌کنند که از این نمک بیش از پیش در تهیه غذاهایتان استفاده کنید تا به بهبود سلامتی شما کمک کند. برخی از مزایای نمک دریایی عبارتند از:
نمک دریایی یک آنتی هیستامین بسیار قوی است
نمک معمولی از درون معادن یا دریاها استخراج می‌شود و سپس با انجام فرآیندهای صنعتی، ناخالصیهای آن گرفته می‌شود در حالی که نمک دریایی از تبخیر آب دریا حاصل می‌شود
نمک دریایی برای خارج کردن اسید اضافی از داخل سلولها ویژه سلولهای مغزی حیاتی است.- نمک دریایی نسبت به نمک معمولی دارای مواد معدنی بیشتری بوده از این رو سالم تر از نمک معمولی است
نمک دریایی در تثبیت ضربان قلب بسیار موثر است
نمک دریایی در خود دارای موادمعدنی طبیعی است در حالی که به نمک معمولی ید و دیگر مواد افزودنی شیمیایی مانند یلیکوآلومینات سدیم، فسفات کلسیم، کربنات منیزیم اضافه می‌شود
نمک دریایی یک عنصر ضد استرس قوی برای بدن محسوب می‌شود
نمک دریایی به عنوان یک عنصر طبیعی برای تنظیم خواب نیز موثر است
با این حال توصیه می‌شود که از نمک دریایی نیز باید به اندازه نمک معمولی در روز استفاده کنید زیرا زیاده‌روی در مصرف این نمک نیز بیماریهای قلبی و سکته را به همراه خواهد داشت و طول عمر فرد را پایین خواهد آورد.مطالعات نشان داده است که استفاده از رژیم‌های غذایی که نمک فراوانی در آنها وجود دارد احتمال پوکی استخوان را به مراتب افزایش می‌دهد بنابراین استفاده افراطی از نمک دریایی نیز توصیه نمی‌شود.


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 1319
نویسنده : sina95

 کتاب‌های "ملاحم و فتن" دسته‌ای از منابع حدیثی است که به اوضاع آخرالزمان و ظهور امام عصر(عج) می‌پردازد. البته این مبحث در میان شیعه غالبا با عنوان ملاحم و در میان اهل سنت بیشتر با عنوان فتن تعبیر شده و هر دو فرقه کتاب‌های خود را به همین نام‌ها خوانده‌اند.


سید بن طاووس (م ۶۶۴) عالم شیعی با استفاده از کتاب‌های فتن اهل سنت کتاب "التشریف بالمنن" معروف به "الملاحم و الفتن" را جمع آوری کرده است. کتاب حاضر- که در نگاه نخست بخش عمده آن درباره آخرالزمان شناسی و نشانه‌های ظهور به نظر می‌آید- در دیدگاه محدثان و عالمان شیعه، پس از سید اهمیت فراوانی یافته است و از احادیث آن به مثابه روایاتی درباره علامت‌های ظهور بهره برده‌اند.


علامه مجلسی روایات الفتن را به نقل از ابن طاووس گزارش کرده و دیگر محدثان بعدی نیز چنین کرده‌اند. سید در این کتاب حدود ۴۲۵ تا ۴۵۰ روایت را نقل کرده است که از این روایت‌ها تنها حدود ۱۷۰ روایت به بحث مهدویت و نام و اوصاف مهدی(عج)، نشانه‌های ظهور، مدت زمان حکومت، اوصاف حکومت و یاران حضرت مهدی (عج) می‌پردازند.

در این مجال قسمت‌هایی از این کتاب گرانقدر مهدوی را متذکر می‌شویم.

ابن مسعود از حضرت محمد بن عبدالله(ص) روایت کرده که فرمود: وقتی که در ماه رمضانی «صیحه‌ای» یعنی صدای شدیدی بوجود آمد در ماه شوال صدای پهلوان‌ها در جنگ بلند می‌شود و جنگ و فتنه‌هائی بپا خواهد شد و در ذیقعده قبیله‌ها متفرق می‌شوند و در ماه ذیحجه و محرم خون‌ها ریخته می‌شود، آنگاه سه مرتبه فرمود: چه محرمی؟ هیهات، هیهات در آن موقع مردم کشته می‌شوند.


ابن مسعود گوید: از آن حضرت پرسیدیم: آن صیحه در چه وقتی خواهد بود؟

فرمود: آن صیحه در نیمه ماه رمضان در ظهر روز جمعه خواهد بود و این حادثه وقتی پیش می‌آید که شب (اول) ماه رمضان جمعه باشد، این فتنه است که شخص خواب را بیدار می‌کند و شخص ایستاده را به زانو در می‌آورد، در آن شب جمعه زنان عفیفه توالت کرده از خانه‌های خود خارج می‌شوند، پس موقعی که نماز صبح روز جمعه را خواندید وارد خانه‌های خود شوید و درهای خود را قفل کنید و پنجره (اطاق) خود را مسدود نمائید، و خود را بپوشانید و گوش‌های خود را ببندید، موقعی که آن صیحه را احساس کردید خدا را سجده کنید و بگوئید: «سبحان القدوس، ربنا القدوس» زیرا کسی که این دستور را انجام دهد نجات می‌یابد و کسی که این عمل را انجام ندهد هلاک خواهد شد.

ولید گوید: چند روزی از ماه رمضان گذشت و زلزله‌ای دچار اهل دمشق شد، و جمعیت زیادی از مردم در ماه رمضان سنه (137) هلاک شدند، چنین بلائی دیده نشده بود و آن همان زلزله‌ای بود که در قریه «خرستا» اتفاق افتاد و ستاره دنباله‌داری را در محرم سنه (145) از طرف مشرق دیدم و در همه آن محرم آن را در موقع فجر می‌دیدیم، بعد از آن مخفی شد، آنگاه آن را بعد از غروب آفتاب در حمره خورشید دیدیم و بعد آن را در مدت دو یا سه ماه در بین مشرق و مغرب دیدیم، آنگاه در مدت دو یا سه ماه مخفی شد، در مرتبه چهارم ستاره‌ای بود خفی در نزدیکی جدی (نام ستاره است) به چشم می‌خورد که در دو ماه جمادی و روزهای رجب با دوران فلک بدور جدی دور می‌زد، آن هم مخفی شد، پس از آن ستاره‌ای که صاف و روشن نبود از طرف راست قبله شام طلوع کرد که شعله آن از طرف قبله تا آجرهای ارمینه بود. من شرح آن ستاره را برای شیخ سال خورده و ضعیفی که در نزد ما بود نقل کردم او گفت: این ستاره منتظر نیست.

ولید گوید: در چند سال اخیری که از عمر ابوجعفر باقی بود ستاره‌ای را دیدم که در مدت یک ساعت از شب به طوری دو طرف آن بهم رسید که نظیر طوق شد.

کعب الاحبار گوید: علامت انقطاع خلافت بنی عباس آن قرمزی است که در وسط آسمان ظاهر می‌شود و آن ستاره‌ای که از طرف مشرق طلوع می‌کند و چون ماه شب چهارده نورانی خواهد بود و بعدا آن قرمزی برطرف می‌شود.

ولید گوید: از کعب به من رسیده که گفت: قحطی در مشرق و بلائی در مغرب و قرمزی در جو پیدا می‌شود و موتی از طرف قبله انتشار پیدا می‌کند.

جابر جعفی از ابو جعفر روایت کرده که گفت: موقعی که بنی عباس به خراسان برسند ستاره‌ای از مشرق در نزدیک «ذوشفا» طلوع می‌کند و آن اول ستاره‌ای بود که طلوع کرد و خدا به غرق و هلاکت قوم نوح امر کرد. و در آن وقتی که حضرت ابراهیم را در آتش انداختند آن ستاره نیز طلوع کرد و آن موقعی که خدا فرعون و یاران او را هلاک کرد آن ستاره نیز طالع شد. و یکی از مواقعی که آن ستاره طلوع کرد وقتی بود که حضرت یحیی بن زکریا(ع) را کشتند.

وقتی که آن ستاره را دیدید از شر فتنه‌ها به خدا پناه ببرید و طلوع آن ستاره موقع گرفتن آفتاب و ماه خواهد بود بعد از آن طولی نمی‌کشد که «ابقع» در مصر ظهور می‌کند.

ابن مسعود گوید: در ماه صفری علامتی خواهد بود که ابتدا ستاره دنباله‌داری پیدا شود.


مکحول از رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: دو شب که از ماه رمضانی گذشت در آسمان علامتی ظاهر می‌شود، در ماه شوال نجات یافتن بعید است، در ماه ذیقعده فتنه و جنگ‌هائی خواهد شد، در ماه ذی حجه حاجی‌ها را غارت می‌کنند و درماه محرم... چه محرمی؟


عبدالوهاب بن بحث گوید: از رسول خدا(ص) به من رسیده که فرمود: در ماه رمضانی در آسمان علامتی چون عمود درخشنده یافت می‌شود در ماه شوال بلا، در ماه ذیقعده جنگ و فتنه، در ماه ذی حجه حاجی‌ها را غارت می‌کنند و محرم چه محرمی؟


ابو هریره از رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: در ماه رمضانی علامتی پیدا می‌شود و در ماه شوال گروهی ظاهر می‌شوند آنگاه در ماه ذیقعده جنگ و فتنه‌هائی به وجود می‌آید، و در ماه ذی حجه حاجی‌ها را غارت می‌کنند، در ماه محرم حرام‌هائی حلال می‌شوند، در ماه صفر زد و خوردهائی خواهد شد، بعد از آن در دو ماه ربیع قبیله‌ها به نزاع می‌پردازند، بعد از آن «العجب کل العجب بین جمادی و رجب» آن‌موقع ناقه خفیفه‌ای بهتر است از قریه‌ای که صد هزار نفر در آن داخل شوند.


شهر بن حوشب می‌گوید: از پیغمبر خدا(ص) به من رسیده که فرمود: در ماه رمضانی صوت و صدائی به وجود می‌آید و در ماه شوال بلا و در ماه ذیقعده قبیله‌ها به جنگ خواهند پرداخت و در ماه ذی حجه حجاج را غارت می‌کنند و در ماه محرم منادی از آسمان ندا می‌کند: آگاه باشید که برگزیده خلق خدا فلانی است، پس (به حرف) او گوش دهید و او را اطاعت کنند.


خالد بن معدان می‌گوید: به زودی عمودی از آتش از طرف مشرق ظاهر می‌شود که اهل زمین آن را می‌بینند، کسی که آن را درک کرد باید غذای یک ساله اهل و عیال خود را تهیه نماید.


کثیر بن مره حضرمی می‌گوید: نشانی حادثه و سختی روزگار آن است که در رمضانی علامتی در آسمان پیدا می‌شود و بعد از آن، اختلاف در بین مردم شروع می‌شود، اگر آن زمان را درک کردی هر چه می‌توانی طعام و غذا تهیه کن.


زهری گوید: از زمان خروج و سلطنت سفیانی علامتی در آسمان دیده می‌شود. و کثیر بن مره می‌گوید: من هفتاد سال است منتظر حادثه‌ای هستم که در ماه رمضانی اتفاق بیفتد..


ولید می‌گوید: قبل از خروج مهدی(ع) ستاره دُم‌داری از مشرق طلوع می‌کند که مثل ماه شب چهارده برای مردم زمین نور می‌دهد ولید گوید: هیچکدام از آن قرمزی و ستاره‌هائی که ما دیدیم آن علامت نیستند، ستاره آن علامت‌ها آن ستاره‌ای است که در ماه صفر یا دو ماه ربیع یا ماه رجب در آفاق گردش می‌کند، و پادشاه آن زمان با ترک‌ها حرکت می‌کند و اشخاصی با بیرق‌ها و فولادها متابعت او خواهند کرد.


شریک می‌گوید: به من چنین رسیده که در ماه رمضان قبل از خروج مهدی(ع) آفتاب دو مرتبه خواهد رفت.


کعب می‌گوید: هلاکت بنی عباس در نزد شما با خوف و مصیبت واقع و ظاهر می‌شود، مابین بیست الی بیست و پنج ستاره است که آنها ستاره نورانی را که چون قمر است پرتاب می‌کنند، و آن ستاره‌ای که پرتاب می‌شود ستاره‌ای است که با صدای شدیدی از آسمان سقوط کرده در مشرق واقع می‌شود آنگاه مثل مار به نحوی به خود می‌پیچد که عنقریب دو طرف آن بهم می‌رسد و در یک شب دو زلزله نحس اتفاق می‌افتد و از آن به مردم بلا شدیدی می‌رسد.


ابو هریره می‌گوید: در رمضانی صدای شدیدی شنیده می‌شود که اشخاص خواب را بیدار و زنان عفیفه توالت کرده را از مسکن‌های خود خارج می‌کند و در ماه شوال نجات یافتن بعید؟ است، و در ماه ذیقعده بعضی از قبیله‌ها به سوی یکدیگر می‌روند و در ماه ذی حجه خون‌ها ریخته خواهد شد و سه مرتبه گفت: محرم چه محرمی؟ آن محرم وقت انقطاع خلافت آن گروه است.


عبدالله بن عمر از رسول خدا(ص) روایت کرده که فرمود: مردم در یک زمانی همیشه «دارای امنیت» خواهند بود تا اینکه (سر) کوبیده شود پس وقتی که سر یعنی شهر شام کوبیده شود مردم هلاک می‌شوند، از کعب پرسیدند: کوبیدن سر یعنی چه؟ گفت: یعنی خراب شدن شام.


سعید بن مسیب می‌گوید: در شام فتنه‌ای خواهد بود که از هر ناحیه‌ای آن را برطرف می‌کنند از ناحیه دیگری سر بلند می‌کند و آن فتنه انتها ندارد تا اینکه منادی از آسمان ندا می‌کند که امیر شما فلان خواهد بود.


مهاجر وصالی گوید: موقعی که فتنه مغرب به‌پا شد به سوی یمن حرکت کنید، چه آنکه هیچ زمینی غیر از آن، شما را نجات نمی‌دهد.


منبع: شبستان


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 1272
نویسنده : sina95

 نشانه‌های ظهور، از جذاب‌ترین و پرطرفدارترین و در عین حال از آسیب پذیرترین بخش‌های معارف مهدوی است. اختصاص بخش عمده‌ای از روایات مهدویت به این موضوع، بهترین گواه بر این مسئله است. این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مسئله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت می‌شود، اما از سوی دیگر، افزون بر ایجاد زمینه برای ورود خرافات، طمع شیادان و مدعیان دروغین را برای جعل و تحریف روایات، دو چندان می‌کند. از این‌رو، نظر به فقدان پژوهش‌های مستند در این زمینه، شایسته است با انجام تحقیقات مبتنی بر اصول و قواعد فهم حدیث و با جداسازی مطالب مستند از غیرمستند، علاوه بر پالایش معارف مهدویت از خرافات، زمینه‌های سوءاستفاده از این موضوع از میان برداشته شود. در این سلسه مقالات، کوشیده خواهد شد تا ابعاد مختلف قیام یمانی که از نشانه‌های حتمی ظهور امام مهدی است، به صورت مستند بررسی شود.

 
پرسش‌های فراوانی درباره شخصیت یمانی وجود دارد، از جمله این‌که:
 
  • اسم و نسب یمانی چیست؟ آیا از شیعیان حضرت علی علیه‌السلام است؟
  • زمان خروج یمانی، چه موقع است؟
  • مکان قیام یمانی، آیا واقعا از کشور یمن و صنعاء است؟
  • آیا یمانی، بعد از قیام، حاکم یمن میشود؟
  • رنگ پرچم یمانی، چیست؟ آیا واقعا، رنگ پرچم یمانی، سفید است؟ و آیا هر پرچم سفیدی از یمن، نشانه حق و هدایت است؟
  • اهداف قیام یمانی کدام است؟ و یمانی بر چه مناطقی سیطره پیدا خواهد کرد؟ 
  • آیا، یمانی بر کشور حجاز (عربستان) نیز مسلط خواهد شد؟
  • دین، مذهب و گرایش یمانی، چیست؟ آیا یمانی، از شیعیان زیدیه می باشد؟
  • سیر و مدت اقدمات یمانی چیست؟
  • فرجام قیام یمانی، به کجا خواهد انجامید؟
  • چرا پرچم یمانی، هدایت یافته‌ترین پرچم است؟
  • آیا تنها پرچم هدایت در عصر ظهور، پرچم یمانی است؟
  • آیا اطاعت یمانی، مثل اطاعت امام مهدی، واجب عمومی است؟
  • آیا یمانی، وزیر و نائب خاص امام مهدی است؟
  • وظیفه شیعه در برابر یمانی چیست؟ چرا در روایت، تصریح شده است که مخالفت با یمانی، حرام و دشمن وی در آتش است؟
  • در طول تاریخ اسلام، مدعیان دروغین یمانی، چه کسانی بودند؟
  • در عصر معاصر، چه کسانی ادعای یمانی کرده اند؟ و راه تشخیص مدعای آنها چیست؟
 
لازم به ذکر است، در این سلسه مقالات، با تکیه بر منهج علمی و فقه الحدیث، علاوه بر بررسی رجالی و سندی احادیث، سایر قرائن و روایات هم خانواده، سعی شده است به سوالات فوق، پاسخ علمی داده شود.
 
منهج علمی
 
ما، در این نوشتار و بررسی علمی و پژوهشی، بر مسیر و منهج علمی صحیح، پافشاری خواهیم کرد. از جمله:
 
1. باید توجه داشت، که گاهی روایات اهل بیت و معصومین، مفسر یکدیگر است. بگونه ایی که ابهام و اجمال در روایتی و تفسیر و تفصیل در روایت دیگری، است. بنابراین، روایات هم خانواده، در کنار یکدیگر، بررسی میشوند.
 
2. استشهاد  به روایات اهل سنت، فقط زمانی موجه و صحیح است که مضمون آن در روایات اهل بیت وجود داشته باشد. و استناد به احادیث اهل سنت، به عنوان موید روایات شیعه، اشکالی ندارد. پس اثبات موضوعی در روایات اهل سنت، بدون توجه به روایات اهل بیت، صحیح نیست.
 
3. در صحت روایت به مجموع قرائن، از جمله قرینه سند، باید توجه کرد. نه اینکه در بررسی روایت، تنها به سند آن توجه کنیم و بقیه قرائن، مورد فراموشی قرار گیرد.
 
4. اگر حدیثی از حیث سند ضعیف باشد، نه اینکه واقعا آن حدیث، کذب و دروغ است، خیر. بلکه ممکن است در واقع صحیح باشد و لکن به طریق موثق به دست ما نرسیده باشد. و یکی از راههای اثبات حدیث ضعیف، وقوع آن می باشد که نشان از صحت حدیث دارد.
 
5. برای اثبات موضوعی به عنوان علامت ظهور، جای تسامح در ادله سنن نیست، اما در تفصیلات و جزئیات، ممکن است.
 
6. مشخصا در مباحث مهدویت، باید به نکته مهمی توجه کرد و آن اینکه: احادیث مهدویت، بویژه نشانه های حتمی ظهور، قطعه های مختلف یک پازل واحد محسوب می شوند و جدا از هم نباید بررسی شوند. و اگر نشانه های حتمی ظهور را جدا از هم و مستقل از یکدیگر، بررسی کنیم به نتایج واقعی و مطلوب نخواهیم رسید. اگر به بررسی علمی تنها یک نشانه ظهور، بسنده کنیم، ممکن است به این نتیجه دست یابیم که این نشانه در گذشته و تاریخ واقع شده، و یا ممکن است شبیه آن، متعدد، تکرار شود. اما اگر مجموعه علامت ها و نشانه ها را به صورت میدانی و در کنار هم، توجه کنیم، به نتیجه ایی واقعی تر خواهیم رسید.
 
اهمیت فراوان و جایگاه ممتاز قیام یمانی
 
در روایت شیعه، تصریح شده است که مخالفت با یمانی، حرام و دشمن وی در آتش است. و شگفت انگیز تر اینکه، چنین تعبیری در مورد دیگر شخصیت های مثبت عصر ظهور، ذکر نشده است. توصیفات و تاکیدات در نصرت و یاری یمانی و دعوت وی به امام عصر، حاکی از اهمیت فراوان یمانی، می باشد. به راستی علت و حکمت آن، چیست؟
 
بنابراین، دلایل بسیاری به موضوع یمانی و کندوکاو دربارۀ ابعاد مختلف این شخصیت و زوایای زندگی و جنبش یمانی، اهمیت بخشیده است؛ از جمله:
 
‌1. تعداد زیادی از روایات در میان مجموعه احادیث علائم الظهور، فقط حدود پنج پدیده را به شکل مستقل، نشانه‌های ظهور برشمرده‌اند. بعضی از این پنج نشانه، در اندکی از روایات جای خود را به نشانه‌های دیگری می‌دهند، اما معمولاً در اصل پنج‌شماری آن نشانه‌ها، تغییری ایجاد نمی‌شود. تأکید پیشوایان معصوم بر این علایم که در برخی روایات از آن‌ها با عنوان علایم حتمی تعبیر شده و جداسازی آن‌ها از سایر نشانه‌های ظهور، دلیل بر اهمیت این نشانه‌هاست که توجه ویژه‌ای را می‌طلبد. یمانی یکی از این نشانه‌هاست که معمولاً در زمره پنج علامت یاد شده، به شمار می‌رود.
 
2. هم‌چنان‌که خواهد آمد، قیام یمانی، فضیلت‌محور و اصلاح‌گر است و روایات، بر وجوب کمک به او تأکید کرده‌اند. بی‌گمان جانب‌داری از این حرکتِ ارزشی و تقویت آن، زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که این شخصیت و جزئیات مربوط به جنبش او تا حد ممکن شناسایی شود.
 
وجود ویژگی‌های مثبت در شخصیت یمانی و تکریم و تجلیلی که در کلمات پیشوایان دین از او شده، می‌تواند انگیزه‌ای برای وسوسه شیادان و فرصت‌طلبانی باشد که برای جلب عواطف و احساسات مذهبی مردم، از آن استفاده کنند. لذا، این احتمال همواره وجود داشته است که افرادی خود را یمانی معرفی کنند و از این رهگذر، عواطف، احساسات و امکانات مردم را به سوی خود جلب کنند و چه‌بسا با این عنوان تا مرز تشکیل حکومت و قیام مسلحانه، نیز پیش بروند. از این‌رو، بجاست تا در حد ممکن جزئیات این حادثه براساس اصول علمی شناسایی شود تا بتوان در مقام تعیین مصداق، مدعیان دروغین را از یمانی واقعی شناسایی کرد. با جزئیات یاد شده اگر نتوان یمانی واقعی را شناسایی کرد، دست‌کم این معیارها، برای تشخیص مدعیان دروغین کفایت می‌کند، و همین مقدار، اهمیت کندوکاو پیرامون این موضوع را به خوبی می‌نماید.
 
4. از دیگر ثمرات این بحث اثبات آن است که امامان معصوم قیام‌های اصلاح‌طلبانه را در عصر غیبت تأیید کرده‌اند. هم‌چنان‌که خواهد آمد، پیشوایان معصوم از یمانی و جنبش او جانب‌داری کرده‌اند. بنابراین، می‌توان گفت که از نظر معصومان در عصر غیبت، قیام های تأیید شده نیز وجود دارند. بنابراین، دیدگاه معروفی که حرکت‌های اصلاحی را در عصر غیبت محکوم به شکست و بر خلاف میل و اراده پیشوایان دینی می‌داند، پذیرفتنی نیست، و در صورت وجود روایاتی که این اندیشه را تأیید می‌کنند، باید آن‌ها را به صورتی که با روایات یمانی و دیگر روایات، جمع‌پذیر باشد، تأویل کرد.
 
معرفی نشانه های حتمی ظهور و قیام امام عصر
 
در احادیث، از پنج نشانه حتمی ظهور (یمانی، سفیانی، ندای آسمانی، قتل نفس زکیه و خسف بیداء) به صورت ویژه و مستقل سخن به میان آمده است. اهمیت این پنج نشانه‌ را می‌توان هم از تعدد روایات مربوط به آن‌ها و هم از جداسازی و بیان این نشانه‌ها به شکل مستقل دریافت. صدوق در کتاب کمال الدین، با سلسه اسنادش از امام صادق علیه‌السلام در حدیث معتبر[1]  نقل کرده است:
 
قَبْلَ قِیامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْیمَانِی وَ السُّفْیانِی وَ الصَّیحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیدَاء. [2]
پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی است: یمانی، سفیانی، صحیه آسمانی، شهادت نفس زکیه و خسف بیداء.
 
و نیز  مرحوم کلینی در کتاب الکافی، در حدیث معتبر [3] ، از امام صادق نقل کرده است:
 
خَمسُ عَلاماتٍ قَبلَ قِیامِ القائمِ الصَّیحَةُ وَ السَّفیانِیُّ وَ الخَسفُ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکیَّة وَ الیَمانِیُّ ِ. [4]
پیش از قیام قائم پنج علامت وجود خواهد داشت: ندای آسمانی، سفیانی، خسف و فرو رفتن (لشکر سفیانی) در زمین، شهادت نفس زکیه و یمانی.
 
این دو حدیث معتبر و حدیث های مشابه دیگر، دلالت بر این دارد که ظهور امام مهدی علیه‌السلام، متوقف بر نشانه های حتمی است که باید به وقوع بپیوندد. طبق روایت، ندای آسمانی، برای اثبات اینکه امام مهدی، از طرف خداوند متعال، برگزیده و فرستاده شده است و خروج سفیانی به عنوان دشمن اصلی امام، به جنگ میان حق و باطل، اشاره دارد. خروج یمانی، به ضرورت وجود قوا و لشکر جبهه حق و نصرت در ظهور امام مهدی، اشاره دارد و شهادت نفس زکیه، به طغیان حکومت و نظام ناصبی و دشمن اهل بیت در کشور حجاز (عربستان)، اشاره می کند. و خسف بیداء و فرورفتن لشکر سفیانی در زمین در منطقه بیداء در بین مکه و مدینه، نشانگر صحت پیشگویی و صدق پیامبر و بیانگر این است که حکومت جهانی امام مهدی، ادامه حکومت رسول الله و اتمام رسالت پیامبر اسلام، می باشد. [5]
 
آیا یمانی، نشانه حتمی ظهور، است؟
 
احادیث و منابع حدیثی، قیام یمانی را، از نشانه ها و علائم حتمی ظهور امام مهدی، برشمرده‌اند، روایات یمانی در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت، حدود 15 حدیث، می باشد که در میان آنها، حداقل 8 حدیث در منابع حدیثی شیعه وجود دارد، که چند حدیث از نظر سند، نیز معتبر می باشد. [6] بنابراین، روایات یمانی، مستفیض، بلکه متواتر معنوی، است. اما برخی در حتمی بودن یمانی، تشکیک کردند که برداشتی کاملا ناصحیحی می باشد. 
 
توضیح بیشتر اینکه: یکی از تقسیمات معروف نشانه‌های حتمی ظهور که ریشه در احادیث و روایات دارد، تقسیم علائم، به حتمی و غیرحتمی است. نشانه‌های حتمی، حتماً پیش از ظهور تحقق می‌یابند، اما در نشانه‌های غیرحتمی، احتمال عدم تحقق نیز وجود دارد.
 
حال، آیا جنبش یمانی نیز از نشانه‌های حتمی ظهور است، یا غیرحتمی؟ در میان مجموعه احادیثی که نشانه‌های ظهور را به حتمی و غیر حتمی تقسیم کرده‌اند، در دو روایت به حتمی بودن قیام یمانی، تصریح شده است. 
 
مرحوم نعمانی، به سند خود و در کتاب الغیبة، از امام صادق علیه‌السلام، چنین نقل کرده است: 
 
النِّداءُ مِنَ المَحتومِ والسُّفیانیُّ مِنَ المَحتومِ وَالیَمانیُّ مِنَ المَحتومِ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکیَّةِ مِنَ المَحتومِ وَ کَفٌّ یَطلَعُ مِنَ السَّماءِ مِنَ المَحتُومِ؛ [7]
ندای آسمانی از نشانه‌های حتمی است. سفیانی، یمانی، کشته شدن نفس زکیه، کف دستی که از افق آسمان نمایان می‌شود؛ نیز از نشانه های حتمی هستند.
 
همچنین شیخ صدوق در کتاب کمال‌الدین از امام صادق علیه‌السلام، نقل کرده است:
 
قَبلَ قِیامِ القائمِ خَمسُ عَلاماتٍ مَحتُوماتٍ الیَمانِیُّ وَ السَّفیانِیُّ وَ الصَّیحَةُ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکیَّةِ وَ الخَسفُ بِالبَیداءِ. [8]
پیش از قیام قائم پنج علامت حتمی وجود خواهد داشت: یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی، کشته شدن نفس زکیه و فرورفتن در بیداء.
 
مشهور محققین، معتقدند، تاکید بر وقوع و حتمیت پنج علامت قبل از ظهور و قیام قائم و نیز ذکر شدن یمانی در کنار نشانه های حتمی متواتری همچون سفیانی و خسف بیداء بر حتمیت قیام یمانی، دلالت و تاکید دارد. شاهد بر اینکه، در حدیثی از کتاب الکافی مرحوم کلینی، روای حدیث از امام صادق، علیه‌السلام، می پرسد که اگر قبل از تحقق این نشانه ها، شخصی خروج کرد، با او همراهی کنیم، با پاسخ منفی امام معصوم، مواجه میشود. بنابراین پاسخ امام به پرسش راوی حدیث، دلالت بر حتمی بودن این پنج نشانه ظهور، دارد:
 
خَمْسُ عَلَامَاتٍ قَبْلَ قِیامِ الْقَائِمِ- الصَّیحَةُ وَ السُّفْیانِی وَ الْخَسْفُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیةِ وَ الْیمَانِی. فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنْ خَرَجَ أَحَدٌ مِنْ أَهْلِ بَیتِکَ قَبْلَ هَذِهِ الْعَلَامَاتِ أَ نَخْرُجُ مَعَهُ قَالَ: لا ... [9]
 
.... جانم به فدایت، اگر پیش از آنکه این نشانه ها، رخ دهد، یکی از اهل بیت شما، خروج کند، آیا ما نیز همراه او، قیام کنیم و او را یاری کنیم؟، حضرت در پاسخ میفرمایند: خیر ... .
 
توصیف بخشی از علائم ظهور به حتمیت، منشاء حدیثی، دارد
 
صرف نظر از این احادیث که ذکر شد، با نگاهی گذرا به روایاتِ علائم الظهور، به سادگی می‌توان دریافت که در بسیاری از این روایات، تعدادی از علائم، محتوم خوانده شده‌اند. برای نمونه امام صادق دراین‌باره فرموده‌اند:
 
مِنَ الأمرِ مَحتُومٌ وَ مِنهُ ما لیسَ بِمَحتُومٍ وَ مِنَ المَحتُومِ خُروجُ السُّفیانِیُّ فی رَجَبٍ. [10]
برخی از امور حتمی و برخی غیر حتمی‌اند و یکی از امور حتمی خروج سفیانی در ماه رجب است.
 
مسئله تقسیم نشانه‌های ظهور به حتمی و غیرحتمی، آن‌قدر مسلم بوده است که گاهی اصحاب ائمه، از حتمی یا غیرحتمی بودن برخی از نشانه‌ها سؤال می‌کردند. این سؤالات، نشان‌دهنده مسلم بودن اصل تقسیم نشانه‌ها، به حتمی و غیرحتمی است.
 
مثلاً ابوحمزه ثمالی می‌گوید: از امام باقر سؤال کردم: آیا خروج سفیانی از حتمیات است؟ فرمودند:
نَعَم وَ النِّداءُ مِنَ المَحتُومِ وَ طُلُوعُ الشَّمسِ مِن مَغرِبِها مَحتُومٌ وَ اختِلافُ بَنی‌العَباسِ فِی الدَّولَةِ مَحتُومٌ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّکیَّةِ مَحتُومٌ وَ خُرُوجُ القائِمِ مِن آل‌محمدٍ مَحتُومٌ. [11]
بله و ندای آسمانی حتمی است، طلوع خورشید از مغرب، حتمی است، اختلاف بنی‌عباس بر سر حکومت، حتمی است، کشته شدن نفس زکیه حتمی است و خروج قائم آل‌محمد، حتمی است.
 
از آن‌چه گذشت، روشن شد که توصیف بخشی از علائم ظهور به محتوم، در فرهنگ روایات و احادیث، متداول و شایع بوده و گاهی پنج نشانه به حتمیت، توصیف می‌شده‌اند، که یمانی، نیز از جمله نشانه های حتمی ظهور، می باشد.
 
بنابراین، سفیانی در ماه رجب خروج می‌کند و یمانی و خراسانی هم در این ماه قیام می‌کنند؛ بعد در ماه رمضان، ندای آسمانی شنیده می‌شود و در ماه ذی الحجۀ، قتل نفس زکیه اتفاق می‌افتد و در ماه محرم، واقعه شریف قیام (خروج) امام مهدی رخ می‌دهد. بنابراین از نظر زمانی، یمانی، تسامحا، دومین نشانه حتمی ظهور در ماه رجب خواهد بود. البته در جای خود، درباره زمان و ترتیب نشانه های حتمی ظهور و قیام امام مهدی، سخن خواهیم گفت.
 
فاصله قیام یمانی و ظهور امام مهدی
طبق نظر مشهور، سفیانی در ماه رجب خروج می‌کند، یمانی و خراسانی هم در این ماه قیام می‌کنند؛ بعد در ماه رمضان، ندای آسمانی شنیده می‌شود و در ماه ذی الحجۀ، قتل نفس زکیه اتفاق می‌افتد و در دهم ماه محرم، واقعه شریف ظهور امام مهدی علیه‌السلام رخ می‌دهد. بنابراین از نظر زمانی، سفیانی و یمانی، به ترتیب اولین و دومین نشانه حتمی ظهور در ماه رجب خواهد بود. امام جعفر صادق علیه‌السلام در روایت معتبر فرموده اند:
 
مِنَ الْأَمْرِ مَحْتُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَیسَ بِمَحْتُومٍ وَ مِنَ‏ الْمَحْتُومِ‏ خُرُوجُ‏ السُّفْیانِی‏ فِی‏ رَجَبٍ‏. [12]
خروج سفیانی از نشانه های حتمی و قطعی است و در ماه رجب روی خواهد داد.
 
از طرفی، طبق روایتی از امام باقر علیه‌السلام، سفیانی در سال ظهور امام مهدی، خروج می کند:
 
السُّفْیانِی وَ الْقَائِمُ فِی سَنَةٍ وَاحِدَة. [13]
سفیانی و قائم هر دو در یک سال، نمایان می‌شوند.
 
از طرف دیگر، طبق روایت ذیل، سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز، اعلام خروج می کنند. امام باقر علیه‌السلام در این‌باره فرموده اند:
 
خُرُوجُ الثَّلَاثَةِ السُّفْیانِی وَ الْخُرَاسَانِی وَ الْیمَانِی فِی سَنَةٍ وَاحِدَةٍ فِی شَهْرٍ وَاحِدٍ فِی یوْمٍ وَاحِدٍ وَ لَیسَ فِیهَا رَایةٌ أَهْدَى مِنْ رَایةِ الْیمَانِی لِأَنَّهُ یدْعُو إِلَى الْحَق. [14]
قیام سفیانی، یمانی و خراسانی، در یک سال، یک ماه و یک روز خواهد بود که هدایت یافته ترین پرچم، پرچم یمانی است زیرا که به حق دعوت می کند.
 
اقوال مختلف در زمان و فاصله بین قیام یمانی و ظهور امام عصر
 
از مجموع روایات فوق، چنین نتیجه میشود که: 
 
1. اگر بر این مبنا باشیم که بین ظهور و خروج (قیام) امام مهدی علیه‌السلام، تفاوتی وجود ندارد. نتیجه می گیریم 6 ماه قبل از ظهور و خروج (قیام) حضرت، سفیانی به عنوان اولین نشانه حتمی، در منطقه وادی یابس شام (سوریه)، شورش و قیام باطل خویش را آغار خواهد کرد. به عبارت دیگر، بین خروج سفیانی و ظهور و قیام امام مهدی علیه‌السلام، 6 ماه فاصله است. طبق این دیدگاه، بین ظهور و خروج (قیام) حضرت تفاوتی نیست.
 
2. البته نظری دیگری هم مطرح است که بین قیام یمانی و ظهور امام مهدی علیه‌السلام، بنابر قولی نزدیک 8 ماه و بنا بر قول دیگری 15 ماه، فاصله است، زیرا، بین ظهور حضرت و خروج (قیام) امام مهدی علیه‌السلام، تفاوت زمانی، وجود دارد. یعنی ظهور امام مهدی علیه‌السلام در ماه رمضان رخ می دهد و بعد خروج (قیام) ایشان در دهم ماه محرم، علنی خواهد شد. زیرا در روایات تصریح شده است که ظهور حضرت بقیۀ الله در شب جمعه 23 ماه رمضان آغاز میشود اما قیام جهانی حضرت در شنبه روز عاشورا ماه محرم، است. از جمله، در روایتی از امام رضا، چنین نقل شده است:
 
ان القائم ینادی باسمه لیلۀ ثلاث و عشرین من شهر رمضان و یقوم یوم عاشورا. [15]
قائم در شب 23 ماه رمضان به نامش ندا داده میشود و در روز عاشورا قیام می کنند.
 
همچنین از امام صادق نقل شده است که قیام امام عصر، در روز شنبه و دهم ماه محرم (عاشورا) خواهند بود:
 
... یقُومُ القائم فِی یوْمِ عَاشُورَاءَ وَ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الْحُسَینُ بْنُ عَلِی علیه‌السلام، لَکَأَنِّی بِهِ فِی‏ یوْمِ‏ السَّبْتِ‏ الْعَاشِرِ مِنَ‏ الْمُحَرَّمِ‏ قَائِماً بَینَ‏ الرُّکْنِ‏ وَ الْمَقَام‏ ... . [16]
... قائم (حضرت مهدى علیه‌السلام) در روز عاشورا که روز شهادت سید الشهدا علیه‌السلام است، قیام مى‏کنند. گوییا در آن شنبه‌‏اى که عاشورا در آن واقع شود، همراه او هستم. درحالى‌‏که بین رکن و مقام ایستاده ... .
 
بنابراین، بین ظهور و قیام امام عصر، تفاوت زمانی، وجود دارد.
 
وظایف شیعیان هنگام قیام یمانی
 
در احادیث، از یمانی ستایش شده، و تصریح شده است که در میان پرچم های عصر ظهور، پرچم یمانی، هدایت یافته تر است. امام باقر در این باره فرموده¬اند:
 
... و لیس فی الرایاتِ رایةٌ أهدی من رایةِ الیمانیِّ هی رایةٌ هُدًی ِلأنّه یدعو الی صاحبِکم؛ [17]
در میان پرچم‌ها پرچمی هدایت یافته‌تر از پرچم یمانی نیست. او پرچم هدایت است، زیرا به سوی صاحب شما دعوت می‌کند.
 
از امام صادق نیز در حدیث معتبری چنین روایت شده:
فلیس فیها رایةٌ بِأهدی من رایةِ الیمانیِّ تَهدی الی الحقِّ. [18]
در میان پرچم‌ها پرچمی هدایت یافته‌تر از پرچم یمانی نیست، او به حق دعوت می‌کند.
 
حتی در برخی روایات، مخالفت با وی حرام و دشمنان یمانی، در آتش خواهند بود. از امام باقر نقل شده است:
و إذا خرج الیمانیُّ فَانهَض إلیه فَإن رایتَه رایةٌ هُدًی ولایَحلُّ لمسلمٍ أن یلتوی علیه فَمَن فَعَل ذلک فهو مِن اهلِ النارِ لانه یدعو الی الحق و الی طریقٍ مستقیم. [19]
 
چون یمانی خروج کرد به سوی او بشتاب، زیرا پرچم او پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که با او مقابله نماید. پس هر کس چنین کند، او اهل آتش خواهد بود، زیرا او به حق و راه مستقیم فرا می‌خواند.
 
مطلب یادشده (مخالفت با یمانی، حرام است و دشمنان یمانی در آتش هستند) تنها در همین روایت آمده است،  از مجموع روایات فوق و روایات متعدد دیگری که بر شخصیت مثبت و اصلاح‌طلبانة جنبش او دلالت داشتند، لزوم همکاری و مساعدت یمانی، بر اساس موازین دینی، ثابت می‌شود.
 
البته توصیف پرچم یمانی، به عنوان پرچم هدایت تر (اهدی الرایات)، به این معنا نیست که یمانی، معصوم است و دارای مقام عصمت می باشد. و نیز الزما به معنای این نیست که وی هدایت یافته ترین شخص (اهدی الناس)، نیز باشد. هر چند وی، عبد صالح خدا و از معتمدین حضرت مهدی می باشد. زیرا علاوه بر یمانی، طبق روایات، پرچم خراسانی نیز به پرچم هدایت، توصیف شده است و به علت حضور یاران حضرت قائم در لشکر خراسانی از ایران، و نیز همراهی، همکاری و یاری رساندن خراسانی به یمانی در جنگ با سفیانی، پرچم خراسانی نیز، پرچم هدایت است. 
 
در روایت معتبری امام باقر پس از اشاره به قتل و غارت کوفیان توسط سپاه سفیانی، فرموده اند:
... فبینا هم کذلک اذ أقبَلت رایاتٌ مِن قِبَلِ خراسانَ و تَطوِی المنازلَ طیّاً حثیثاً و معهم نَفَرٌ من اصحابِ القائم. [20]
... در حالی که سپاه سفیانی مشغول قتل و غارت اهل کوفه است، به ناگاه پرچم ای از سوی خراسان روی می آورند
 
که به سرعت و شتابان منازل را می پیمایند. در میان آنان تعدادی از اصحاب امام مهدی نیز حضور دارند.
 
حضور اصحاب امام مهدی در میان سپاه خراسانی و ایرانیان زمینه ساز ظهور، خود بهترین دلیل بر فضیلت محور بودن و حقانیت و هدایت یافتگی، قیام خراسانی در کنار پرچم یمانی، است.
 
بنابراین، توصیف پرچم یمانی به هدایت یافته تر در مقابل پرچم سفیانی است تا مسلمین و شیعیان، دچار اشتباه نشوند و وظیفه خویش را تشخیص دهند. زیرا سفیانی با ادعای منجی گری امت اسلام، و ادعای اسلام واقعی، سرزمین های اسلامی و منطقه شام و سوریه، را تصرف می کند.
 
در مقالات آینده، به اوصاف شخصی یمانی، از جمله: نام یمانی، لقب و نسب یمانی، دین و مذهب وی، و معیارهای تشخیص یمانی، طبق احادیث و روایات، اشاره خواهیم کرد.
 
[1] مهدی پور، پژوهشی پیرامون علائم حتمی ظهور، ص 21-22.
[2] شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 650. 
[3] مهدی پور، پژوهشی پیرامون علائم حتمی ظهور، ص 48-49.
[4] شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج 2 ، ص 650، باب 57، ح 7.
[5] کورانی، الیمانیون قادمون، ص 115-116.
[6]  مهدی پور، پژوهشی پیرامون علائم حتمی ظهور، ص 21-22. و ص 48-49.
[7]  نعمانی، الغیبة، ص 357، باب 14، ح 11.
[8] شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج 2 ، ص 650، باب 57، ح 7.
[9]  کلینی، الکافی، ج 8، ص 310.، ح 483.
[10]  نعمانی، الغیبة، ص 417، باب 18، ح 2.
[11]  شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 371.
[12]  نعمانی، الغیبۀ، ص 300.
[13]  نعمانی، الغیبه، ص267.
[14]  شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 375. شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 446.
[15]  شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 452.
[16]  شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 379.
[17]  نعمانی، الغیبة، ص 361، باب 14، ح 13.
[18]  شیخ طوسی، الغیبة، ص446.
[19]  نعمانی، الغیبة، ص 361، باب 14، ح 13.
[20]  نعمانی،الغیبة، ص 392
 
منبع:
فرهنگ نیوز - مصطفی امیری

تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 8
نویسنده : sina95

 ماه ذی‌حجه سه علامت از علائم ظهور به وقوع می‌پیوندد:

کشتارهای سفیانی در کوفه و نجف،

آشوب‌های منا،

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور)

دوران ظهور حضرت قائم(عج) با حوادثی همراه خواهد بود که مجموعه این علائم را به دو دسته علائم حتمی ظهور و علائم غیر حتمی تقسیم کرده‌اند. از جمله این علائم علائمی است که در ماه ذیحجه ماه برگزاری اعمال و مناسک حج تمتع است. 

هر چه به زمان و مکان آن خورشید تابان نزدیک‌تر می‌شویم، احادیث جنبه واقعیت پیدا می‌کنند. به طوری که اکثر احادیث را می‌توان با حوادث کنونی تطبیق داد. 

بسیاری از روایات ماه ذیحجه را ماه خون و خونریزی یاد کرده‌اند. ابی بصیر ضمن حدیثی طولانی نقل می‌کند که از امام صادق (ع) پرسیدم:

و ذیحجه چطور ماهی است؟ فرمودند: ذاک شهر الدم(1) آن ماه خون (خونریزی) است. 

حضرت رسول(ص) هم در این باره فرموده‌اند:

و یسلب الحاج و تسک الدماء فی ذی الحجه (2) در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پا می‌گردد. 

دراین ماه حوادث مهمی -آنگونه که روایات برشمرده‌اند- رخ می‌دهد که یکی از آنها در زمره علائم حتمی می‌باشد و مجموعه این وقایع عبارت است: 
1- کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف 
2- آشوب‌های منا 
3- شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) (3)

کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف
از مهم ترین اتفاقات ماه ذیحجه کشتارهای دوم سفیانی در کوفه و نجف است. در روز شادی مردم در عید قربان (دهم ذیحجه) لشگریان سفیانی وارد کوفه و نجف شده و در آنجا نیز دست به کشتار بی مثل و مانندی می‌زنند. 

سفیانی سپاهی صدوسی هزار نفری به سوی کوفه ونجف گسیل می‌دارد. سی هزار از این سپاه که قصد حمله به نجف رادارند به سمت قبر هود در وادی السلامِ نجف اشرف حرکت کرده و روز عید غدیر از مسیر بابل به کوفه می رسند و سپس رو به نجف کرده و از این دو شهر هفتاد هزار دختر جوان را اسیر می‌کنند. 

سفیانی در کوفه کشت و کشتار وسیعی راه می‌اندازد و هر که را گمان برند از خاندان رسول خداست می کشند و اسیر می کنند.سپس اعلام می کند که هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم مژدگانی می گیرد. او جدا از اینکه این اعمال را در نجف نیز تکرار می کند، بارگاه و حرم حضرت علی را هم منهدم می کند. 

در کوفه جنبش‌های کوچک و ضعیف مردمی، علیه سفیانی شکل می‌گیرد، اما لشگریان وی رهبر این جنبش ها را در بین کوفه و حیره می‌کشند و آنان را سرکوب می‌کنند. علاوه بر اینکه هفتاد نفر از صالحان و عالمان دین را نیز می‌کشند. سپس جنگ را تا منطقه باب اصطخر (شیراز) در ایران می‌کشانند. 

در پی آن سیّد خراسانی نیز قیام کرده و سپاهی را که پیشاپیش آن شعیب بن صالح حرکت می‌کند برای مقابله با سفیانی آماده می‌کند. در دروازه اصطخر سپاه سید خراسانی (پرچم های سیاه) با سفیانی رو به رو شده و در طی جنگی عظیم، سفیانی بعد از آن همه پیروزی پی درپی شکست می‌خورد. 

پس از این حادثه سید یمانی که نامش حسن یا حسین است قیام می‌کند و خود را به کوفه می رساند و با سپاه سید خراسانی برخورد می کند و بر علیه سپاه سفیانی با سید خراسانی متحد شده، و سفیانی و لشگریانش را از نجف بیرون رانده و اسرا را آزاد می کنند. 

پس از کشتارهای خونین سفیانی در ماه ذیحجه در کوفه و نجف دو اتفاق دیگر چون آشوب در منا و دیگری کشته شدن نفس زکیه به وقوع می‌پیوندد. 

آشوب‌های منا 
از احادیث چنین بر می‌آید: مردم در آن زمان که در حال انجام مناسک حج هستند با هم دچار اختلاف شده و بلا فاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتی پیش از اتمام آن، طی انجام رمی جمرات، در منا که بخشی از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورش هایی شکل می گیرد وحاجیان غارت شده و پرده نوامیس مردم دریده می شود. 

از رسول اکرم نقل شده است که:

جنگی در منا به پا می شود و کشتار زیادی طی آن رخ می‌دهد و خون چنان جاری می شود که به جمره می رسد. 

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) 
پس از وقوع چنین حوادثی،حضرت مهدی فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها، مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. 

او جوانمردی است، هاشمی (محمد بن حسن که همان نفس زکیه است)، که در بیست و پنجم ماه ذیحجه وارد مسجد الحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می‌کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی وتهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری می کند. اما افراد نظامی حجاز او را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده است، شهید می کنند. 

از امام صادق نقل شده است:

که فاصله قیام حضرت مهدی و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب است و این حادثه از علائم حتمی ظهور است. 

چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه که نام خودش محمد و نام خواهرش(احتمالاً دوقلویش) فاطمه است، می آید و هر دو را در سر در مسجد النبی اعدام می کنند. 

حضرت مهدی به یاران خویش می فرمایند:

اهل مکه مرا نمی‌خواهند ولی برای آنکه حجت بر آنان تمام شود و خود به وظیفه‌ام عمل کرده باشم یکی از شما را به سوی آنها می‌فرستم. و وقتی این جوانمرد پیام را رساند بعد به سوی او می‌آیند و ما بین رکن و مقام او را سر می‌برند. 

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج52،ص272. بشاره الاسلام، ص142 

2- منتخب الاثر، ص451، یوم الخلاص، ص280 
3- شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا، ص144-141


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 8
نویسنده : sina95

 ماه ذی‌حجه سه علامت از علائم ظهور به وقوع می‌پیوندد:

کشتارهای سفیانی در کوفه و نجف،

آشوب‌های منا،

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور)

دوران ظهور حضرت قائم(عج) با حوادثی همراه خواهد بود که مجموعه این علائم را به دو دسته علائم حتمی ظهور و علائم غیر حتمی تقسیم کرده‌اند. از جمله این علائم علائمی است که در ماه ذیحجه ماه برگزاری اعمال و مناسک حج تمتع است. 

هر چه به زمان و مکان آن خورشید تابان نزدیک‌تر می‌شویم، احادیث جنبه واقعیت پیدا می‌کنند. به طوری که اکثر احادیث را می‌توان با حوادث کنونی تطبیق داد. 

بسیاری از روایات ماه ذیحجه را ماه خون و خونریزی یاد کرده‌اند. ابی بصیر ضمن حدیثی طولانی نقل می‌کند که از امام صادق (ع) پرسیدم:

و ذیحجه چطور ماهی است؟ فرمودند: ذاک شهر الدم(1) آن ماه خون (خونریزی) است. 

حضرت رسول(ص) هم در این باره فرموده‌اند:

و یسلب الحاج و تسک الدماء فی ذی الحجه (2) در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پا می‌گردد. 

دراین ماه حوادث مهمی -آنگونه که روایات برشمرده‌اند- رخ می‌دهد که یکی از آنها در زمره علائم حتمی می‌باشد و مجموعه این وقایع عبارت است: 
1- کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف 
2- آشوب‌های منا 
3- شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) (3)

کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف
از مهم ترین اتفاقات ماه ذیحجه کشتارهای دوم سفیانی در کوفه و نجف است. در روز شادی مردم در عید قربان (دهم ذیحجه) لشگریان سفیانی وارد کوفه و نجف شده و در آنجا نیز دست به کشتار بی مثل و مانندی می‌زنند. 

سفیانی سپاهی صدوسی هزار نفری به سوی کوفه ونجف گسیل می‌دارد. سی هزار از این سپاه که قصد حمله به نجف رادارند به سمت قبر هود در وادی السلامِ نجف اشرف حرکت کرده و روز عید غدیر از مسیر بابل به کوفه می رسند و سپس رو به نجف کرده و از این دو شهر هفتاد هزار دختر جوان را اسیر می‌کنند. 

سفیانی در کوفه کشت و کشتار وسیعی راه می‌اندازد و هر که را گمان برند از خاندان رسول خداست می کشند و اسیر می کنند.سپس اعلام می کند که هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم مژدگانی می گیرد. او جدا از اینکه این اعمال را در نجف نیز تکرار می کند، بارگاه و حرم حضرت علی را هم منهدم می کند. 

در کوفه جنبش‌های کوچک و ضعیف مردمی، علیه سفیانی شکل می‌گیرد، اما لشگریان وی رهبر این جنبش ها را در بین کوفه و حیره می‌کشند و آنان را سرکوب می‌کنند. علاوه بر اینکه هفتاد نفر از صالحان و عالمان دین را نیز می‌کشند. سپس جنگ را تا منطقه باب اصطخر (شیراز) در ایران می‌کشانند. 

در پی آن سیّد خراسانی نیز قیام کرده و سپاهی را که پیشاپیش آن شعیب بن صالح حرکت می‌کند برای مقابله با سفیانی آماده می‌کند. در دروازه اصطخر سپاه سید خراسانی (پرچم های سیاه) با سفیانی رو به رو شده و در طی جنگی عظیم، سفیانی بعد از آن همه پیروزی پی درپی شکست می‌خورد. 

پس از این حادثه سید یمانی که نامش حسن یا حسین است قیام می‌کند و خود را به کوفه می رساند و با سپاه سید خراسانی برخورد می کند و بر علیه سپاه سفیانی با سید خراسانی متحد شده، و سفیانی و لشگریانش را از نجف بیرون رانده و اسرا را آزاد می کنند. 

پس از کشتارهای خونین سفیانی در ماه ذیحجه در کوفه و نجف دو اتفاق دیگر چون آشوب در منا و دیگری کشته شدن نفس زکیه به وقوع می‌پیوندد. 

آشوب‌های منا 
از احادیث چنین بر می‌آید: مردم در آن زمان که در حال انجام مناسک حج هستند با هم دچار اختلاف شده و بلا فاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتی پیش از اتمام آن، طی انجام رمی جمرات، در منا که بخشی از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورش هایی شکل می گیرد وحاجیان غارت شده و پرده نوامیس مردم دریده می شود. 

از رسول اکرم نقل شده است که:

جنگی در منا به پا می شود و کشتار زیادی طی آن رخ می‌دهد و خون چنان جاری می شود که به جمره می رسد. 

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) 
پس از وقوع چنین حوادثی،حضرت مهدی فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها، مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. 

او جوانمردی است، هاشمی (محمد بن حسن که همان نفس زکیه است)، که در بیست و پنجم ماه ذیحجه وارد مسجد الحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می‌کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی وتهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری می کند. اما افراد نظامی حجاز او را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده است، شهید می کنند. 

از امام صادق نقل شده است:

که فاصله قیام حضرت مهدی و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب است و این حادثه از علائم حتمی ظهور است. 

چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه که نام خودش محمد و نام خواهرش(احتمالاً دوقلویش) فاطمه است، می آید و هر دو را در سر در مسجد النبی اعدام می کنند. 

حضرت مهدی به یاران خویش می فرمایند:

اهل مکه مرا نمی‌خواهند ولی برای آنکه حجت بر آنان تمام شود و خود به وظیفه‌ام عمل کرده باشم یکی از شما را به سوی آنها می‌فرستم. و وقتی این جوانمرد پیام را رساند بعد به سوی او می‌آیند و ما بین رکن و مقام او را سر می‌برند. 

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج52،ص272. بشاره الاسلام، ص142 

2- منتخب الاثر، ص451، یوم الخلاص، ص280 
3- شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا، ص144-141


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 7
نویسنده : sina95

 ماه ذی‌حجه سه علامت از علائم ظهور به وقوع می‌پیوندد:

کشتارهای سفیانی در کوفه و نجف،

آشوب‌های منا،

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور)

دوران ظهور حضرت قائم(عج) با حوادثی همراه خواهد بود که مجموعه این علائم را به دو دسته علائم حتمی ظهور و علائم غیر حتمی تقسیم کرده‌اند. از جمله این علائم علائمی است که در ماه ذیحجه ماه برگزاری اعمال و مناسک حج تمتع است. 

هر چه به زمان و مکان آن خورشید تابان نزدیک‌تر می‌شویم، احادیث جنبه واقعیت پیدا می‌کنند. به طوری که اکثر احادیث را می‌توان با حوادث کنونی تطبیق داد. 

بسیاری از روایات ماه ذیحجه را ماه خون و خونریزی یاد کرده‌اند. ابی بصیر ضمن حدیثی طولانی نقل می‌کند که از امام صادق (ع) پرسیدم:

و ذیحجه چطور ماهی است؟ فرمودند: ذاک شهر الدم(1) آن ماه خون (خونریزی) است. 

حضرت رسول(ص) هم در این باره فرموده‌اند:

و یسلب الحاج و تسک الدماء فی ذی الحجه (2) در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پا می‌گردد. 

دراین ماه حوادث مهمی -آنگونه که روایات برشمرده‌اند- رخ می‌دهد که یکی از آنها در زمره علائم حتمی می‌باشد و مجموعه این وقایع عبارت است: 
1- کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف 
2- آشوب‌های منا 
3- شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) (3)

کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف
از مهم ترین اتفاقات ماه ذیحجه کشتارهای دوم سفیانی در کوفه و نجف است. در روز شادی مردم در عید قربان (دهم ذیحجه) لشگریان سفیانی وارد کوفه و نجف شده و در آنجا نیز دست به کشتار بی مثل و مانندی می‌زنند. 

سفیانی سپاهی صدوسی هزار نفری به سوی کوفه ونجف گسیل می‌دارد. سی هزار از این سپاه که قصد حمله به نجف رادارند به سمت قبر هود در وادی السلامِ نجف اشرف حرکت کرده و روز عید غدیر از مسیر بابل به کوفه می رسند و سپس رو به نجف کرده و از این دو شهر هفتاد هزار دختر جوان را اسیر می‌کنند. 

سفیانی در کوفه کشت و کشتار وسیعی راه می‌اندازد و هر که را گمان برند از خاندان رسول خداست می کشند و اسیر می کنند.سپس اعلام می کند که هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم مژدگانی می گیرد. او جدا از اینکه این اعمال را در نجف نیز تکرار می کند، بارگاه و حرم حضرت علی را هم منهدم می کند. 

در کوفه جنبش‌های کوچک و ضعیف مردمی، علیه سفیانی شکل می‌گیرد، اما لشگریان وی رهبر این جنبش ها را در بین کوفه و حیره می‌کشند و آنان را سرکوب می‌کنند. علاوه بر اینکه هفتاد نفر از صالحان و عالمان دین را نیز می‌کشند. سپس جنگ را تا منطقه باب اصطخر (شیراز) در ایران می‌کشانند. 

در پی آن سیّد خراسانی نیز قیام کرده و سپاهی را که پیشاپیش آن شعیب بن صالح حرکت می‌کند برای مقابله با سفیانی آماده می‌کند. در دروازه اصطخر سپاه سید خراسانی (پرچم های سیاه) با سفیانی رو به رو شده و در طی جنگی عظیم، سفیانی بعد از آن همه پیروزی پی درپی شکست می‌خورد. 

پس از این حادثه سید یمانی که نامش حسن یا حسین است قیام می‌کند و خود را به کوفه می رساند و با سپاه سید خراسانی برخورد می کند و بر علیه سپاه سفیانی با سید خراسانی متحد شده، و سفیانی و لشگریانش را از نجف بیرون رانده و اسرا را آزاد می کنند. 

پس از کشتارهای خونین سفیانی در ماه ذیحجه در کوفه و نجف دو اتفاق دیگر چون آشوب در منا و دیگری کشته شدن نفس زکیه به وقوع می‌پیوندد. 

آشوب‌های منا 
از احادیث چنین بر می‌آید: مردم در آن زمان که در حال انجام مناسک حج هستند با هم دچار اختلاف شده و بلا فاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتی پیش از اتمام آن، طی انجام رمی جمرات، در منا که بخشی از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورش هایی شکل می گیرد وحاجیان غارت شده و پرده نوامیس مردم دریده می شود. 

از رسول اکرم نقل شده است که:

جنگی در منا به پا می شود و کشتار زیادی طی آن رخ می‌دهد و خون چنان جاری می شود که به جمره می رسد. 

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) 
پس از وقوع چنین حوادثی،حضرت مهدی فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها، مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. 

او جوانمردی است، هاشمی (محمد بن حسن که همان نفس زکیه است)، که در بیست و پنجم ماه ذیحجه وارد مسجد الحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می‌کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی وتهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری می کند. اما افراد نظامی حجاز او را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده است، شهید می کنند. 

از امام صادق نقل شده است:

که فاصله قیام حضرت مهدی و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب است و این حادثه از علائم حتمی ظهور است. 

چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه که نام خودش محمد و نام خواهرش(احتمالاً دوقلویش) فاطمه است، می آید و هر دو را در سر در مسجد النبی اعدام می کنند. 

حضرت مهدی به یاران خویش می فرمایند:

اهل مکه مرا نمی‌خواهند ولی برای آنکه حجت بر آنان تمام شود و خود به وظیفه‌ام عمل کرده باشم یکی از شما را به سوی آنها می‌فرستم. و وقتی این جوانمرد پیام را رساند بعد به سوی او می‌آیند و ما بین رکن و مقام او را سر می‌برند. 

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج52،ص272. بشاره الاسلام، ص142 

2- منتخب الاثر، ص451، یوم الخلاص، ص280 
3- شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا، ص144-141


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 8
نویسنده : sina95

 ماه ذی‌حجه سه علامت از علائم ظهور به وقوع می‌پیوندد:

کشتارهای سفیانی در کوفه و نجف،

آشوب‌های منا،

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور)

دوران ظهور حضرت قائم(عج) با حوادثی همراه خواهد بود که مجموعه این علائم را به دو دسته علائم حتمی ظهور و علائم غیر حتمی تقسیم کرده‌اند. از جمله این علائم علائمی است که در ماه ذیحجه ماه برگزاری اعمال و مناسک حج تمتع است. 

هر چه به زمان و مکان آن خورشید تابان نزدیک‌تر می‌شویم، احادیث جنبه واقعیت پیدا می‌کنند. به طوری که اکثر احادیث را می‌توان با حوادث کنونی تطبیق داد. 

بسیاری از روایات ماه ذیحجه را ماه خون و خونریزی یاد کرده‌اند. ابی بصیر ضمن حدیثی طولانی نقل می‌کند که از امام صادق (ع) پرسیدم:

و ذیحجه چطور ماهی است؟ فرمودند: ذاک شهر الدم(1) آن ماه خون (خونریزی) است. 

حضرت رسول(ص) هم در این باره فرموده‌اند:

و یسلب الحاج و تسک الدماء فی ذی الحجه (2) در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پا می‌گردد. 

دراین ماه حوادث مهمی -آنگونه که روایات برشمرده‌اند- رخ می‌دهد که یکی از آنها در زمره علائم حتمی می‌باشد و مجموعه این وقایع عبارت است: 
1- کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف 
2- آشوب‌های منا 
3- شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) (3)

کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف
از مهم ترین اتفاقات ماه ذیحجه کشتارهای دوم سفیانی در کوفه و نجف است. در روز شادی مردم در عید قربان (دهم ذیحجه) لشگریان سفیانی وارد کوفه و نجف شده و در آنجا نیز دست به کشتار بی مثل و مانندی می‌زنند. 

سفیانی سپاهی صدوسی هزار نفری به سوی کوفه ونجف گسیل می‌دارد. سی هزار از این سپاه که قصد حمله به نجف رادارند به سمت قبر هود در وادی السلامِ نجف اشرف حرکت کرده و روز عید غدیر از مسیر بابل به کوفه می رسند و سپس رو به نجف کرده و از این دو شهر هفتاد هزار دختر جوان را اسیر می‌کنند. 

سفیانی در کوفه کشت و کشتار وسیعی راه می‌اندازد و هر که را گمان برند از خاندان رسول خداست می کشند و اسیر می کنند.سپس اعلام می کند که هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم مژدگانی می گیرد. او جدا از اینکه این اعمال را در نجف نیز تکرار می کند، بارگاه و حرم حضرت علی را هم منهدم می کند. 

در کوفه جنبش‌های کوچک و ضعیف مردمی، علیه سفیانی شکل می‌گیرد، اما لشگریان وی رهبر این جنبش ها را در بین کوفه و حیره می‌کشند و آنان را سرکوب می‌کنند. علاوه بر اینکه هفتاد نفر از صالحان و عالمان دین را نیز می‌کشند. سپس جنگ را تا منطقه باب اصطخر (شیراز) در ایران می‌کشانند. 

در پی آن سیّد خراسانی نیز قیام کرده و سپاهی را که پیشاپیش آن شعیب بن صالح حرکت می‌کند برای مقابله با سفیانی آماده می‌کند. در دروازه اصطخر سپاه سید خراسانی (پرچم های سیاه) با سفیانی رو به رو شده و در طی جنگی عظیم، سفیانی بعد از آن همه پیروزی پی درپی شکست می‌خورد. 

پس از این حادثه سید یمانی که نامش حسن یا حسین است قیام می‌کند و خود را به کوفه می رساند و با سپاه سید خراسانی برخورد می کند و بر علیه سپاه سفیانی با سید خراسانی متحد شده، و سفیانی و لشگریانش را از نجف بیرون رانده و اسرا را آزاد می کنند. 

پس از کشتارهای خونین سفیانی در ماه ذیحجه در کوفه و نجف دو اتفاق دیگر چون آشوب در منا و دیگری کشته شدن نفس زکیه به وقوع می‌پیوندد. 

آشوب‌های منا 
از احادیث چنین بر می‌آید: مردم در آن زمان که در حال انجام مناسک حج هستند با هم دچار اختلاف شده و بلا فاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتی پیش از اتمام آن، طی انجام رمی جمرات، در منا که بخشی از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورش هایی شکل می گیرد وحاجیان غارت شده و پرده نوامیس مردم دریده می شود. 

از رسول اکرم نقل شده است که:

جنگی در منا به پا می شود و کشتار زیادی طی آن رخ می‌دهد و خون چنان جاری می شود که به جمره می رسد. 

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) 
پس از وقوع چنین حوادثی،حضرت مهدی فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها، مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. 

او جوانمردی است، هاشمی (محمد بن حسن که همان نفس زکیه است)، که در بیست و پنجم ماه ذیحجه وارد مسجد الحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می‌کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی وتهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری می کند. اما افراد نظامی حجاز او را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده است، شهید می کنند. 

از امام صادق نقل شده است:

که فاصله قیام حضرت مهدی و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب است و این حادثه از علائم حتمی ظهور است. 

چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه که نام خودش محمد و نام خواهرش(احتمالاً دوقلویش) فاطمه است، می آید و هر دو را در سر در مسجد النبی اعدام می کنند. 

حضرت مهدی به یاران خویش می فرمایند:

اهل مکه مرا نمی‌خواهند ولی برای آنکه حجت بر آنان تمام شود و خود به وظیفه‌ام عمل کرده باشم یکی از شما را به سوی آنها می‌فرستم. و وقتی این جوانمرد پیام را رساند بعد به سوی او می‌آیند و ما بین رکن و مقام او را سر می‌برند. 

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج52،ص272. بشاره الاسلام، ص142 

2- منتخب الاثر، ص451، یوم الخلاص، ص280 
3- شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا، ص144-141


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 5
نویسنده : sina95

 ماه ذی‌حجه سه علامت از علائم ظهور به وقوع می‌پیوندد:

کشتارهای سفیانی در کوفه و نجف،

آشوب‌های منا،

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور)

دوران ظهور حضرت قائم(عج) با حوادثی همراه خواهد بود که مجموعه این علائم را به دو دسته علائم حتمی ظهور و علائم غیر حتمی تقسیم کرده‌اند. از جمله این علائم علائمی است که در ماه ذیحجه ماه برگزاری اعمال و مناسک حج تمتع است. 

هر چه به زمان و مکان آن خورشید تابان نزدیک‌تر می‌شویم، احادیث جنبه واقعیت پیدا می‌کنند. به طوری که اکثر احادیث را می‌توان با حوادث کنونی تطبیق داد. 

بسیاری از روایات ماه ذیحجه را ماه خون و خونریزی یاد کرده‌اند. ابی بصیر ضمن حدیثی طولانی نقل می‌کند که از امام صادق (ع) پرسیدم:

و ذیحجه چطور ماهی است؟ فرمودند: ذاک شهر الدم(1) آن ماه خون (خونریزی) است. 

حضرت رسول(ص) هم در این باره فرموده‌اند:

و یسلب الحاج و تسک الدماء فی ذی الحجه (2) در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پا می‌گردد. 

دراین ماه حوادث مهمی -آنگونه که روایات برشمرده‌اند- رخ می‌دهد که یکی از آنها در زمره علائم حتمی می‌باشد و مجموعه این وقایع عبارت است: 
1- کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف 
2- آشوب‌های منا 
3- شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) (3)

کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف
از مهم ترین اتفاقات ماه ذیحجه کشتارهای دوم سفیانی در کوفه و نجف است. در روز شادی مردم در عید قربان (دهم ذیحجه) لشگریان سفیانی وارد کوفه و نجف شده و در آنجا نیز دست به کشتار بی مثل و مانندی می‌زنند. 

سفیانی سپاهی صدوسی هزار نفری به سوی کوفه ونجف گسیل می‌دارد. سی هزار از این سپاه که قصد حمله به نجف رادارند به سمت قبر هود در وادی السلامِ نجف اشرف حرکت کرده و روز عید غدیر از مسیر بابل به کوفه می رسند و سپس رو به نجف کرده و از این دو شهر هفتاد هزار دختر جوان را اسیر می‌کنند. 

سفیانی در کوفه کشت و کشتار وسیعی راه می‌اندازد و هر که را گمان برند از خاندان رسول خداست می کشند و اسیر می کنند.سپس اعلام می کند که هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم مژدگانی می گیرد. او جدا از اینکه این اعمال را در نجف نیز تکرار می کند، بارگاه و حرم حضرت علی را هم منهدم می کند. 

در کوفه جنبش‌های کوچک و ضعیف مردمی، علیه سفیانی شکل می‌گیرد، اما لشگریان وی رهبر این جنبش ها را در بین کوفه و حیره می‌کشند و آنان را سرکوب می‌کنند. علاوه بر اینکه هفتاد نفر از صالحان و عالمان دین را نیز می‌کشند. سپس جنگ را تا منطقه باب اصطخر (شیراز) در ایران می‌کشانند. 

در پی آن سیّد خراسانی نیز قیام کرده و سپاهی را که پیشاپیش آن شعیب بن صالح حرکت می‌کند برای مقابله با سفیانی آماده می‌کند. در دروازه اصطخر سپاه سید خراسانی (پرچم های سیاه) با سفیانی رو به رو شده و در طی جنگی عظیم، سفیانی بعد از آن همه پیروزی پی درپی شکست می‌خورد. 

پس از این حادثه سید یمانی که نامش حسن یا حسین است قیام می‌کند و خود را به کوفه می رساند و با سپاه سید خراسانی برخورد می کند و بر علیه سپاه سفیانی با سید خراسانی متحد شده، و سفیانی و لشگریانش را از نجف بیرون رانده و اسرا را آزاد می کنند. 

پس از کشتارهای خونین سفیانی در ماه ذیحجه در کوفه و نجف دو اتفاق دیگر چون آشوب در منا و دیگری کشته شدن نفس زکیه به وقوع می‌پیوندد. 

آشوب‌های منا 
از احادیث چنین بر می‌آید: مردم در آن زمان که در حال انجام مناسک حج هستند با هم دچار اختلاف شده و بلا فاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتی پیش از اتمام آن، طی انجام رمی جمرات، در منا که بخشی از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورش هایی شکل می گیرد وحاجیان غارت شده و پرده نوامیس مردم دریده می شود. 

از رسول اکرم نقل شده است که:

جنگی در منا به پا می شود و کشتار زیادی طی آن رخ می‌دهد و خون چنان جاری می شود که به جمره می رسد. 

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) 
پس از وقوع چنین حوادثی،حضرت مهدی فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها، مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. 

او جوانمردی است، هاشمی (محمد بن حسن که همان نفس زکیه است)، که در بیست و پنجم ماه ذیحجه وارد مسجد الحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می‌کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی وتهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری می کند. اما افراد نظامی حجاز او را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده است، شهید می کنند. 

از امام صادق نقل شده است:

که فاصله قیام حضرت مهدی و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب است و این حادثه از علائم حتمی ظهور است. 

چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه که نام خودش محمد و نام خواهرش(احتمالاً دوقلویش) فاطمه است، می آید و هر دو را در سر در مسجد النبی اعدام می کنند. 

حضرت مهدی به یاران خویش می فرمایند:

اهل مکه مرا نمی‌خواهند ولی برای آنکه حجت بر آنان تمام شود و خود به وظیفه‌ام عمل کرده باشم یکی از شما را به سوی آنها می‌فرستم. و وقتی این جوانمرد پیام را رساند بعد به سوی او می‌آیند و ما بین رکن و مقام او را سر می‌برند. 

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج52،ص272. بشاره الاسلام، ص142 

2- منتخب الاثر، ص451، یوم الخلاص، ص280 
3- شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا، ص144-141


تاریخ : دوشنبه 26 فروردین 1398
بازدید : 12
نویسنده : sina95

 ماه ذی‌حجه سه علامت از علائم ظهور به وقوع می‌پیوندد:

کشتارهای سفیانی در کوفه و نجف،

آشوب‌های منا،

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور)

دوران ظهور حضرت قائم(عج) با حوادثی همراه خواهد بود که مجموعه این علائم را به دو دسته علائم حتمی ظهور و علائم غیر حتمی تقسیم کرده‌اند. از جمله این علائم علائمی است که در ماه ذیحجه ماه برگزاری اعمال و مناسک حج تمتع است. 

هر چه به زمان و مکان آن خورشید تابان نزدیک‌تر می‌شویم، احادیث جنبه واقعیت پیدا می‌کنند. به طوری که اکثر احادیث را می‌توان با حوادث کنونی تطبیق داد. 

بسیاری از روایات ماه ذیحجه را ماه خون و خونریزی یاد کرده‌اند. ابی بصیر ضمن حدیثی طولانی نقل می‌کند که از امام صادق (ع) پرسیدم:

و ذیحجه چطور ماهی است؟ فرمودند: ذاک شهر الدم(1) آن ماه خون (خونریزی) است. 

حضرت رسول(ص) هم در این باره فرموده‌اند:

و یسلب الحاج و تسک الدماء فی ذی الحجه (2) در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پا می‌گردد. 

دراین ماه حوادث مهمی -آنگونه که روایات برشمرده‌اند- رخ می‌دهد که یکی از آنها در زمره علائم حتمی می‌باشد و مجموعه این وقایع عبارت است: 
1- کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف 
2- آشوب‌های منا 
3- شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) (3)

کشتارگاه دوم سفیانی: کوفه و نجف
از مهم ترین اتفاقات ماه ذیحجه کشتارهای دوم سفیانی در کوفه و نجف است. در روز شادی مردم در عید قربان (دهم ذیحجه) لشگریان سفیانی وارد کوفه و نجف شده و در آنجا نیز دست به کشتار بی مثل و مانندی می‌زنند. 

سفیانی سپاهی صدوسی هزار نفری به سوی کوفه ونجف گسیل می‌دارد. سی هزار از این سپاه که قصد حمله به نجف رادارند به سمت قبر هود در وادی السلامِ نجف اشرف حرکت کرده و روز عید غدیر از مسیر بابل به کوفه می رسند و سپس رو به نجف کرده و از این دو شهر هفتاد هزار دختر جوان را اسیر می‌کنند. 

سفیانی در کوفه کشت و کشتار وسیعی راه می‌اندازد و هر که را گمان برند از خاندان رسول خداست می کشند و اسیر می کنند.سپس اعلام می کند که هر کس سر یکی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم مژدگانی می گیرد. او جدا از اینکه این اعمال را در نجف نیز تکرار می کند، بارگاه و حرم حضرت علی را هم منهدم می کند. 

در کوفه جنبش‌های کوچک و ضعیف مردمی، علیه سفیانی شکل می‌گیرد، اما لشگریان وی رهبر این جنبش ها را در بین کوفه و حیره می‌کشند و آنان را سرکوب می‌کنند. علاوه بر اینکه هفتاد نفر از صالحان و عالمان دین را نیز می‌کشند. سپس جنگ را تا منطقه باب اصطخر (شیراز) در ایران می‌کشانند. 

در پی آن سیّد خراسانی نیز قیام کرده و سپاهی را که پیشاپیش آن شعیب بن صالح حرکت می‌کند برای مقابله با سفیانی آماده می‌کند. در دروازه اصطخر سپاه سید خراسانی (پرچم های سیاه) با سفیانی رو به رو شده و در طی جنگی عظیم، سفیانی بعد از آن همه پیروزی پی درپی شکست می‌خورد. 

پس از این حادثه سید یمانی که نامش حسن یا حسین است قیام می‌کند و خود را به کوفه می رساند و با سپاه سید خراسانی برخورد می کند و بر علیه سپاه سفیانی با سید خراسانی متحد شده، و سفیانی و لشگریانش را از نجف بیرون رانده و اسرا را آزاد می کنند. 

پس از کشتارهای خونین سفیانی در ماه ذیحجه در کوفه و نجف دو اتفاق دیگر چون آشوب در منا و دیگری کشته شدن نفس زکیه به وقوع می‌پیوندد. 

آشوب‌های منا 
از احادیث چنین بر می‌آید: مردم در آن زمان که در حال انجام مناسک حج هستند با هم دچار اختلاف شده و بلا فاصله پس از انجام مناسک حج و یا حتی پیش از اتمام آن، طی انجام رمی جمرات، در منا که بخشی از مناسک حج است، دسته دسته شده و شورش هایی شکل می گیرد وحاجیان غارت شده و پرده نوامیس مردم دریده می شود. 

از رسول اکرم نقل شده است که:

جنگی در منا به پا می شود و کشتار زیادی طی آن رخ می‌دهد و خون چنان جاری می شود که به جمره می رسد. 

شهادت نفس زکیّه (از علائم حتمی ظهور) 
پس از وقوع چنین حوادثی،حضرت مهدی فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها، مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. 

او جوانمردی است، هاشمی (محمد بن حسن که همان نفس زکیه است)، که در بیست و پنجم ماه ذیحجه وارد مسجد الحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می‌کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی وتهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری می کند. اما افراد نظامی حجاز او را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده است، شهید می کنند. 

از امام صادق نقل شده است:

که فاصله قیام حضرت مهدی و کشته شدن نفس زکیه تنها پانزده شب است و این حادثه از علائم حتمی ظهور است. 

چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه که نام خودش محمد و نام خواهرش(احتمالاً دوقلویش) فاطمه است، می آید و هر دو را در سر در مسجد النبی اعدام می کنند. 

حضرت مهدی به یاران خویش می فرمایند:

اهل مکه مرا نمی‌خواهند ولی برای آنکه حجت بر آنان تمام شود و خود به وظیفه‌ام عمل کرده باشم یکی از شما را به سوی آنها می‌فرستم. و وقتی این جوانمرد پیام را رساند بعد به سوی او می‌آیند و ما بین رکن و مقام او را سر می‌برند. 

پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج52،ص272. بشاره الاسلام، ص142 

2- منتخب الاثر، ص451، یوم الخلاص، ص280 
3- شش ماه پایانی، مجتبی الساده ترجمه محمود مطهری نیا، ص144-141


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران