عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 09 اسفند 1392
بازدید : 749
نویسنده : sina95

ra4 1853 دنیای متفــــاوت زنان و مردان

با توجه به آمار روزافزون طلاق در کشور که به شکل مرضی درآمده و پیامدهای ناخواسته آن که به‌صورت آسیب‌های فردی و اجتماعی برجامعه تحمیل می‌شود بجاست یکی از عوامل ماهوی اختلافات خانوادگی که کمتر به آن پرداخته شده و به شکل «نداشتن تفاهم اخلاقی» نمود پیدا می‌کند را مرور کنیم و آن هم مقایسه شیوه نگرش زنان و مردان در مورد واقعیت‌های یگانه است،بدیهی است زن و مرد با هم متفاوتند نه بهتر و نه بدتر بلکه متفاوت، آن دو در دنیایی با ارزش‌ها و قواعد متفاوت زندگی می‌کنند و اکثر این تفاوت‌ها از نوع و شیوه اجتماعی شدنشان بر‌می‌خیزد اما بعضی از مردها و زن‌ها حاضر به پذیرش آن نیستند و این تفاوت‌ها را ضعف شخصیتی همسرانشان تلقی می‌کنند بنابراین اگر قبول کنیم که زن و مرد همان‌گونه که از لحاظ جسمی تفاوت‌هایی دارند، از لحاظ کنش‌های اجتماعی و ساختار نگرشی نیز با هم متفاوتند، خواهیم توانست مدیریت مناسبی در زندگی داشته باشیم.

 

به عبارتی نه تنها شیوه نگرش او را ضعف تلقی نمی‌کنیم بلکه نقاط مثبت او را برجسته و تاکید می‌کنیم.

 

خانم‌ها جزء نگر هستند و به جزئیات توجه زیادی دارند ولی مردان افرادی کل نگر هستند. به طور مثال اگر از زن و مردی خواسته شود که مکان مشخصی را توصیف کنند در می‌یابیم که زنان تمامی جزئیات را به دقت بیان می‌کنند ولی مردان وضعیت ظاهری آن مکان را توصیف می‌کنند. پس از یک مهمانی خانم‌ها می‌توانند از همه جزئیات آن حرف بزنند چه کسی چه چیزی گفته و به چه کسی گفته، حالِ هر کس چطور بود، چه کسی چه پوشیده بود اگر از آقایان درباره همان مهمانی بپرسید مِن و مِن کنان خواهد گفت …اِ…بد نبود.

 

فعالیت اجتماعی مردان بیشتر از زنان است اما خانم‌ها از هوش اجتماعی بالاتری برخوردارند و به وقایع اجتماعی با دقت بالایی توجه نشان می‌دهند. مردان کمتر می‌توانند چند کار را به طور همزمان و منظم انجام دهند اما خانم‌ها به راحتی می‌توانند چند کار را با هم انجام دهند به طور مثال یک خانم می‌تواند با تلفن همراه حرف بزند و همزمان غذایی را بپزد و تلویزیون تماشا کند ولی اگر با مردی که از روی کتاب آشپزی غذا می‌پزد صحبت کنید عصبانی می‌شود چون نمی‌تواند هم از روی کتاب بخواند و هم گوش کند و یا اگر با مردی که در حال اصلاح صورتش است صحبت کنید صورتش را می‌برد.اگر در لحظه‌ای که دارد چکش می‌زند زنگ در به صدا درآید چکش را به انگشتش می‌کوبد.

خانم‌ها از هدیه گرفتن و خرید کردن بسیار خوشحال می‌شوند اما این‌گونه امور مردان را به اندازه خانم‌ها مسرور نمی‌کند.جهت‌یابی مرد از زن قوی‌تر است مثلاً اگر زن و شوهری به مهمانی بروند مرد کوچه‌ها و خیابان‌ها را به ذهن می‌سپارد اما زن ممکن است آن‌ها را فراموش کند ولی در عین حال زنان جزئیات بیشتری از منطقه را به خاطر می‌آورند مثل پمپ بنزین یا بانک سر کوچه و…

 

مردها به علت شیوه اجتماعی شدنشان،در رشته‌های فنی موفق ترند و خانم‌ها در اموری که با محفوظات بیشتری سروکار دارند موفق ترند.خانم‌ها از لحاظ شخصیتی نسبت به آقایان شادترند ولی آقایان جدی‌تر به نظر می‌رسند.در یک مجلس مهمانی مردها به آرامی صحبت می‌کنند در حالی که صدای خنده زنان به گوش می‌رسد.

 

میزان اعتماد به نفس زنان با احساس اطمینان آن‌ها از «دوست داشته شدن و متمایز دیده شدن» رابطه مستقیمی دارد در حالی که مردان زمانی از اعتماد به نفس کافی برخوردارند که بتوانند درخواست‌های همسر خود را برآورده کنند.

 

زنان دوست دارند برای حل یک موضوع درباره آن صحبت کنند حتی اگر وقت زیادی صرف آن نمایند در حالی که مردان این عمل زنان را پرحرفی تلقی می‌کنند. به عبارتی یکی از روش‌های رهایی از نگرانی‌ها برای خانم‌ها حرف زدن درباره آن‌ها و دریافت همدردی از طرف مخاطب است بنابراین وقتی خانم‌ها در پایان روزکاری حرف می‌زنند در اکثر مواقع منظورشان بیرون ریختن مشکلات است نه نتیجه‌گیری و ارائه راه‌حل عملی. بطور مثال اگر خانمی می‌گوید سرم درد می‌کند فوراً شوهرش به او پیشنهاد می‌کند که قرص بخورد در صورتی که همسرش در این لحظه احتیاج به گوش شنوا و همدلی مشترک دارد اما مرد تک تک واژه‌های زن را بطور دقیق معنی می‌کند و آن را واقعی به حساب می‌آورد و جواب‌هایش را بر آن مبنا می‌دهد.


تاریخ : جمعه 09 اسفند 1392
بازدید : 718
نویسنده : sina95

ra4 1859 دیداری، شنیداری یا لمسی هستید؟

اگر قصد دارید ازدواج کنید و حتما هم در ازدواج‌تان موفق باشید یا اگر ازدواج کرده‌اید ولی اختلافات جزئی در ارتباط با همسرتان دارید و نتوانسته‌اید به آن رابطه ایده‌آل برسید این مطلب را از دست ندهید.

 

در بسیاری از خانواده‌ها مشکل ارتباط ناموفق وجود دارد و بیشتر آن هم به دلیل نادیده گرفتن کیفیت‌های حسی درروابط خانوادگی است مثلا زنی که دیداری است و از همسرش می‌خواهد برایش فلان لباس را بخرد و او را فلان جا ببرد و اینگونه محبتش راثابت کند اما همسرش که شنیداری است برای ابراز علاقه فقط به او می‌گوید که «دوستت دارم».

 

اگر ازمرد هم در مورد همسرش بپرسیم می‌گوید: هروقت که به خانه می‌آیم به گرمی به او سلام می‌کنم اما او خیلی خشک جواب می‌دهد گاهی هم هیچ چیز نمی‌گوید، یکبار نشد که بنشیند و به حرفم گوش دهد، فقط برای تولدم هدیه می‌گیرد. این هدیه به چه درد من می‌خورد؟ در حالی که تا به حال به من نگفته که «دوستم دارد »؛ در این مطلب ما می‌خواهیم شما را با کیفیت‌های حسی افراد مختلف آشنا کنیم و به شما یاد بدهیم چگونه بهترین ارتباط را با اطرافیان برقرار کنید چرا که با هر تیپی از افراد باید مثل خودشان و براساس کیفیت حسی خودشان رفتار کرد. این به معنای خلاف میل خود عمل کردن نیست، بلکه برای تاثیرگذاری بیشتر است.

 

اگر لازم است از رئیس خود چیزی بخواهید، فرزندتان را در مورد موضوعی نصیحت کنید یا همسر خود را راهنمایی کنید با دانستن اینکه   با هر کسی با کیفیت حسی متفاوت چگونه رفتار کنید، بهتر می‌توانید ارتباط برقرار کنید و اطلاعات لازم را انتقال دهید.

 

چگونه کیفیت حس افراد را شناسایی کنید

خوشبختانه این مسئله ساده است. کافی است تا به صحبت های فرد موردنظر توجه کنید. البته بهتر است که از او بخواهید برای تان خاطره شیرینی را تعریف کند. سپس به سخنان او کاملا توجه کنید و ببینید که از چه ویژگی‌هایی صحبت می‌کند. دقت کنید که در مورد کدام یک از دیده‌ها و شنیده‌هایش بیشتر حرف می‌زند.

 

آدم‌ها در ارتباط چند دسته‌اند؟

۱٫ کسانی که ارتباطاتشان در جنبه‌های دیداری خیلی قوی‌تر است. (آدم های دیداری).

۲٫ کسانی که ارتباطات‌شان در جنبه شنیداری خیلی قوی‌تر است (آدم های شنیداری).

۳٫ کسانی که ارتباطات‌شان در جنبه‌های احساسی و لامسه خیلی قوی‌تر است (آدم‌های لمسی).

۴٫ کسانی که هر سه را با درجات مختلف دارند (بیشتر ما جزو این دسته هستیم اما باید بدانیم‌، خودمان و دیگران در کدام جنبه قوی‌تر هستیم.)

دیداری ها:

 

ظاهر آنها چه نشان می‌دهد

۱٫ دست‌شان را هنگام صحبت کردن تکان می‌دهند

۲٫ در جزوات‌شان معمولا نقاشی می‌کشند

۳٫ همچنین از رنگ‌های زیادی استفاده می‌کنند

۴٫ دست خطی تمیز دارند

۵٫ عاشق رنگ هستند و رنگارنگ می‌پوشند

۶٫ عاشق عکس و تصویر هستند

۷٫ برای مثال: سنگ یا صدف جمع می‌کنند!

 

رفتار آنها چگونه است

۱٫ بیشتر به کیفیت‌های دیداری توجه دارند یعنی تصاویر برایشان بیشتر جلب نظر می‌کند.

۲٫ از آنچه دیده‌اند بیشتر صحبت می‌کنند.

۳٫ هیجانی‌ترند و سریع‌تر صحبت می‌کنند.

۴٫ از حرکات دست بسیار استفاده می‌کنند و می‌کوشند سخنان خود را با حرکات به تصویر بکشند.

۵٫ چون سرعت کلام شان با سرعت تصاویر متحرک ذهنی‌شان برابر نیست، معمولا برای بیان اندیشه های خود شتاب دارند، برخی کلمات را حذف می‌کنند و آنچه می‌گویند به گونه‌ای است که مخاطب تصویر آن را در ذهن خود ببیند.

 

آنها به چه چیز توجه می‌کنند

۱٫ این افراد به رفتار ما، به ظاهر ما و هر آنچه به چشم می‌آید، بیشتر توجه می‌کنند مثلا اینکه رفتار ما چقدر محترمانه است یا آیا به احترام‌شان بلند می‌شویم؟ یا آیا لباس‌های مان تمیز است و ظاهری آراسته داریم.

۲٫ به اینکه از دید دیگران چگونه‌اند خیلی اهمیت می‌دهند.

۳٫ آرامش افراطی و شل بودن ، دیداری ها را کلافه می‌کند.

۴٫ با آنها باید پر شورتر و پرهیجان‌تر بود.

 

چگونه با آنها رفتار کنید

۱٫ وقت آنها را نگیرید. مقصود خود را زود اعلام کنید. توضیح و تفسیر زیاد، حوصله آنها را سر می‌برد.

۲٫ صدا زود حواس آنها را پرت می‌کند پس هنگام صحبت جدی با آنها صداهای مزاحم را حذف کنید.

۳٫ علاقه‌مند به شنیدن بازخورد حرف‌های خودت از جانب دیگران هستند.

۴٫ اگر همسرتان جزو افراد دیداری است یادتان نرود که به هدایا و سفر رفتن علاقه زیادی دارد.

 

ویژگی‌های منحصر به فرد آنها

سریعا عاشق می‌شوند سپس ول می‌کنند، دعوایشان یک لحظه است، یک لحظه کاری می‌کنند و سپس پشیمان می‌شوند، کینه به دل راه نمی‌دهند. افراد دیداری اگر از کسی ناراحت شوند نگاهش نمی‌کنند و روی خود را برمی‌گردانند و اگر کسی را دوست داشته باشند به او زیاد نگاه می‌کنند.

 

لغاتی که بیشتر از آنها می‌شنوید

دیدن. نگاه کردن. خیره شدن. چشم‌انداز. در نظر گرفتن. هدف. دوراندیشی و درخشان.

 

با چه کسانی ازدواج کنند

در مرتبه اول بهتر است که با دیداری‌ها ازدواج کنند و بعد شنیداری‌ها ولی ازدواج با لمسی ها را چندان به آنها توصیه نمی‌کنیم.

شنیداری ها:

 

ظاهر آنها چه نشان می‌دهد

۱٫ وقتی به تنهایی مشغول به کاری هستند، زیر لب زمزمه می‌کنند و هرچه تند تر بخوانند تندتر کار می‌کنند و برعکس.

۲٫ اگر در طبیعت باشند، به دنبال منبع صدا می‌روند (مثل صدای پرنده‌ها)

۳٫ علاقه به بازی‌های پر سرو صدا ولی کم‌تحرک دارند.

 

رفتار آنها چگونه است

۱٫ این افراد بیشتر به کیفیت‌های شنیداری توجه دارند یعنی از آنچه شنیده‌اند بیشتر صحبت می‌کنند.

۲٫ کلام و طنین و آهنگ را به خاطر می‌سپارند.

۳٫ آهسته صحبت می‌کنند و سعی می‌کنند که بیان شان شیوا و رسا باشد و به گفتار خود توجه خاصی نشان می‌دهند.

۴٫ از طریق تکرار حرف یا شنیدن مطلب می‌آموزند و از شنیدن حرف‌ها لذت می‌برند.

۵٫ از جملات شنیداری مثل: من شنیده ام که… استفاده می‌کنند.

 

آنها به چه چیز توجه می‌کنند

۱٫ به گفتار شما توجه خاصی دارند یعنی کاملا حواس شان به تحسین‌ها ، تقدیرها، تشکر ها و به آنچه پشت سرشان گفته شده هست.

۲٫ برای آنها احترام کلامی مهم‌تر از احترام رفتاری است.

۳٫ آنها تند صحبت کردن را بی‌ادبی تلقی می‌کنند علاوه بر آنکه آن را نشانه اضطراب و نبود آرامش می‌دانند.

 

چگونه با آنها رفتار کنید

۱٫ کمی آرام تر از دیداری‌ها صحبت کنید اما مراقب باشید که خیلی هم آرام نشوید.

۲٫ به گفتار شنیداری‌ها بیشتر از بقیه گوش دهید، چرا که شنیداری‌ها به احترام کلامی نسبت به بقیه مسائل بیشتر اهمیت می‌دهند.

۳٫ یک دوستت دارم برای یک سمعی هزاربار بیشتر از یک شاخه گل می‌ارزد.

۴٫ صحبت‌های تان را خلاصه نکنید اما شرح و تفسیر فراوان هم ندهید

۵٫ تشویق‌های تان بیشتر کلامی باشد مثلا یک (آفرین) برای این افراد هزار مرتبه بیشتر ازیک شاخه گل می‌ارزد .

 

لغاتی که بیشتر از آنها می‌شنوید

شنیدن. گوش دادن. فریاد کشیدن .بحث کردن. اطلاع دادن. تحسین کردن .گفت و شنود کردن. بیان کردن. اعلام کردن.

 

ویژگی‌های منحصربه‌فرد آنها

افراد شنیداری به ۲دسته شنیداری متمایل به دیداری و شنیداری کاملا منطقی تقسیم می‌شوند. افراد شنیداری کاملا منطقی طبق آمار و ارقام و اعداد و محاسبه جهان را درک می‌کنند. اینان افراد دیداری را افراد ساده‌دل و احساساتی محسوب می‌کنند. افراد دیداری عاشق افراد خوش قیافه می‌شوند ولی افراد شنیداری عاشق افراد خوش‌کلام و خوش‌برخورد و خوش‌صدا می‌شوند.

 

با چه کسانی ازدواج کنند

بهتر است اول سعی کنند به سراغ افرادی از گروه خودشان بروند یعنی شنیداری‌ها ولی در مرتبه دوم احتمالا با افراد دیداری هم خوشبخت خواهند شد.

لمسی ها:

 

چگونه با آنها رفتار کنید

۱٫ باید دستان‌شان را به گرمی فشرد و حتی هنگام تحسین نیز با ضربه زدن به پشت‌شان آنها را دلگرم کرد.

۲٫ آنقدر می‌توان محبت را به لمسی‌ها ابراز کرد با هدیه دادن و گفتن (دوستت دارم) نمی‌توان.

۳٫ به پاداش‌های فیزیکی بسیار علاقه‌مندند

۴٫ در جریان مکالمه دوست دارند نزدیک فرد مقابل باشند.

 

ظاهر آنها چه نشان می‌دهد

۱٫ بدنشان کمی شل است و مقداری به جلو خم هستند.

۲٫ خیلی نزدیک به تلویزیون می‌نشینند.

۳٫ خیلی آرام و با احساس شعر می‌خوانند.

۴٫ در کلاس جلو می‌نشینند.

۵٫ در طبیعت خودشان را با حس‌شان درگیر طبیعت می‌کنند، مدام گل‌ها را بو می‌کنند و ناز می‌کنند.

 

رفتار آنها چگونه است

۱٫ بیشتر به کیفیت‌های لمسی توجه می‌کنند.

۲٫ هیجان شان خیلی کم است. خیلی آرام‌اند. حتی شاید یک نوع رخوت و سستی را می‌توان درآنها دید.

۳٫ احساس آنها از دیگران عمیق تر است و در ملایمت آنها متانت نیز هست.

۴٫ یک حمام آب گرم بیش از هر چیز دیگر آنها را در خلوت شان شاد می‌کند.

۵٫ از جملات حسی مثل احساس می‌کنم تو … استفاده می‌کنند.

 

ویژگی‌های منحصربه‌فرد آنها

در جملات این افراد مفاهیم احساسی غالب است ، هنگام اندیشیدن به پایین و طرف راست خود نگاه می‌کنند، صدای شان عمیق است و کلمات شمرده از دهان شان خارج می‌شود حرکات دست، تغییرات چهره و اعمال جسمانی آنها زیاد است، معمولا دست شان را پایین نگاه می‌دارند و خود را به کرات لمس می‌کنند، تنفس این عده عمیق است و از تمام قفسه سینه برای تنفس استفاده می‌کنند.

 

لغاتی که بیشتر از آنها می‌شنوید

احساس، لمس کردن، اتصال، لغزیدن، تعادل، اصابت و احساساتی.

 

با چه کسانی ازدواج کنند

این افراد تنها گروهی هستند که توصیه می‌کنیم فقط و فقط با هم گروهی‌های خودشان ازدواج کنند تا زندگی بهتری داشته ‌باشند.


تاریخ : جمعه 09 اسفند 1392
بازدید : 758
نویسنده : sina95

ba1677 تشویق نکردن بهترین تنبیه کودک

تنبیه به طور کلی مردود نیست، تنبیه در کنار تشویق اگر به موقع استفاده شود، باعث سوق دادن رفتار کودک یا نوجوان به مسیر صحیح، منطقی و جامعه‌پسند خواهد شد.
در تربیت فرزندان، تنبیه باید در کنار تشویق انجام شود به این معنی که وقتی کودک کار خوبی انجام می‌دهد باید تشویق شود تا آن رفتار خوب را تکرار کند و تشویق تقویت‌کننده یک حالت مثبت است در مقابل تنبیه از یک فعالیت یا رفتار بد بازدارندگی ایجاد می‌کند. متأسفانه در فرهنگ ما و در ذهن والدین نخستین چیزی که شکل می‌گیرد داد زدن بر سر کودک یا تنبیه بدنی است در حالی که این تنبیه به هیچ عنوان مورد تأیید نیست. این رفتار والدین به عنوان بازدارنده کارایی نخواهد داشت. چرا که هر رفتاری از سوی والدین که باعث ترس و نگرانی کودک شود مانند چشم‌غره یا کتک باعث ناهنجاری رفتاری در آینده می‌شود.
بهترین تنبیه کودک، تشویق نکردن اوست. به عبارتی باید کودک را از فعالیت‌ها و کاری که مطابق میل و خواسته اوست به طور موقت محروم کرد. مثلاً اگر کودک درس نخواند، خواهر یا برادر خود را اذیت کرد یا بی‌انضباطی کرد می‌توان در مقابل او را از رفتن به سینما یا مهمانی موقتاً منع کرد. متأسفانه والدین در مواجهه با کار بد کودکان می‌خندند یا به او باج می‌دهند.
تنبیه به طور کلی مردود نیست، تنبیه در کنار تشویق اگر به موقع استفاده شود، باعث سوق دادن رفتار کودک یا نوجوان به مسیر صحیح، منطقی و جامعه‌پسند خواهد شد.
برای تنبیه سن خاصی مطرح نیست و حتی برای کودکان ۳-۲ ساله در صورت انجام رفتار بد، باید تنبیه یا رفتار بازدارنده اعمال شود.
برخی والدین اگر چه تنبیه بدنی را برای کودکان خود به کار نمی‌گیرند اما با «چشم‌غره» سعی در تربیت فرزندان خود دارند و معتقد هستند «یک نگاه برای بازداشتن کودک کافی است» غافل از اینکه این نگاه از ۱۰۰بار کتک زدن بدتر است. زیرا کودک برای مقابله با پدر و مادر مبادرت به تکرار آن رفتار ناپسند می‌کند.
همچنین تنبیه بدنی هم  عواقب جبران ناپذیری دارد. این امر باعث برانگیختن نفرت و احساس خشم کودک نسبت به والدین می‌شود.
شاید این طور به نظر برسد که کودک بعد از چند دقیقه کتک را فراموش می‌کند و به بازی ادامه می‌دهد اما در واقع این تنبیه در ناخودآگاه او می‌ماند و نوعی عقده حقارت، ناراحتی و خشم نسبت به والدین پیدا می‌کند چرا که ضعف و قوانین اجتماعی مانع مقابله به مثل می‌شود. کودک در مقابل پدر یا مادر کوتاه می‌آید و همین مسئله احساس سرخوردگی را در او ایجاد می‌کند.
تنبیه‌های مکرر در بزرگسالی به افسردگی و اضطراب منجر می‌شود. به طور مثال کودکی که پدر یا مادر عصبی دارد، با انجام هر کار بد دائم دچار اضطراب و نگرانی ناشی از ترس تنبیه بدنی و کتک می‌شود.
به گفته وی، کودکانی که زیاد تنبیه می‌شوند در زندگی اجتماعی موفق نخواهند بود. والدین باید این واقعیت را بپذیرند که تنبیه بدنی کودکان مشکلات زیادی برای آحاد جامعه به وجود می‌آورد.
افرادی که از تنبیه‌‌ بدنی به عنوان ابزار استفاده می‌کنند به نوعی بیمار و نیازمند روان درمانی هستند چون نتوانسته‌اند تحمل کنند و آستانه تحمل‌پذیری پایین دارند. افرادی که تنبیه می‌شوند نیز در آینده نیاز به درمان پیدا می‌کنند و اغلب در بزرگسالی به دلیل افسردگی به پزشک مراجعه می‌کنند.
رفتارهایی از جمله تحقیر، تمسخر یا مقایسه با همسالان هم از دیگر رفتارهای غلط والدین است. این رفتار، تنبیه همراه با تبعیض است که علاوه بر ایجاد نفرت نسبت به والدین، نفرت و ناراحتی نسبت به خواهر، برادر یا دیگر همسالان را نیز به دنبال دارد.
منبع: akairan.com


تاریخ : جمعه 09 اسفند 1392
بازدید : 739
نویسنده : sina95

 

ازدواج با مرد ازدواج با مرد جا افتاده یا جوان ، کدام بهتر است ؟


شما به‌عنوان یک خانم فکر می‌کنید ازدواج و زندگی با یک مرد جوان‌تر بهتر است یا مردی جاافتاده و با‌تجربه. اصلا به نظر شما چه اختلاف سنی میان زن و شوهر مناسب است؟ بعضی‌ها معتقدند که شوهر حتما باید از زنش مسن‌تر باشد، اما عده‌ای نظر عکس دارند و برخی هم ممکن است همسر همسن و سال خود را ترجیح بدهند. اما آیا واقعا اختلاف سنی در زندگی مشترک مهم است؟باید بگوییم بله، اختلاف سنی در زندگی فاکتور بسیار تاثیرگذاری است اما تعیین‌کننده خوشبختی نیست؛ اما دانستن این اثرات می‌‌تواند به تصمیم‌گیری کمک کند.

 

زندگی با شوهر جوان چگونه است؟

نکات مثبت

آماده زندگی پر هیجان باشید

هرقدر فاصله و اختلاف سنی بین زن و مرد کمتر باشد جنس دغدغه‌های‌شان به هم نزدیک‌تر است و آنها به درک بهتری از یکدیگر می‌رسند و در نتیجه احتمال تفاهم بیشتر است.
افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربه‌ها و خاطره‌های یکسان و پیش‌زمینه فرهنگی مشابهی برای صحبت و وقت‌گذرانی با هم دارند.
وقتی که ۲ جوان با یکدیگر زندگی می‌کنند، به دلیل جوانی، قابلیت انعطاف بیشتری دارند و در نتیجه راحت‌تر خود را با عادت‌های یکدیگر وفق می‌دهند، حال آنکه با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می‌یابد.
زن و شوهر جوان با هم رشد می‌کنند و می‌توانند همراه هم تازگی‌ها و زیبایی‌های دنیا را کشف کنند و از اینکه در این فرآیند کنار هم هستند لذت می‌برند.
توانایی‌های بدنی ۲ نفر شباهت زیادی به هم دارد؛ می‌‌توانند در روزهای جوانی هیجان را تجربه کنند و در روزگار پیری همراه هم استراحت کنند.
با هم رفتن به دنبال فعالیت‌‌های هیجان‌انگیز می‌تواند سرزندگی و نشاط بی‌حدی به زندگی تزریق کند.

نکات منفی

بی‌تجربگی‌هایش باعث دردسر است

گاهــی تحمل خامی و بی‌تجربگی‌اش را نداشته باشید و از اینکه در مورد برخی از مسائل زندگی به اندازه شما نمی‌داند و به سرعت شما برخی چیزها را یاد نمی‌گیرد، آزرده شوید.
زن دوست دارد با مردی زندگی کند که برای او تکیه‌گاه باشد و بتواند از او حمایت کند. به مرد جوان‌تر کمتر از جا افتاده می‌توان تکیه کرد.
همـــان‌قـــدر کــــه خوشگذرانی‌های زیادی در این زندگی وجود دارد ممکن است مشکلات و ناخوشی‌های شدیدی هم به وجود بیاد.
مرد گاهی آنگونه که زن انتظار دارد منطقی فکر نمی‌کند و حتی ممکن است زن احساس کند مرد زندگی را کمتر جدی می‌‌گیرد.
از نظر مالی و اقتصادی تقریبا اول راه است و خیلی نمی‌توان به تجارب او اطمینان کرد.
هر دو به دلیل کم‌تجربگی سر همه چیز لج می‌کنند و همین می‌تواند اختلافاتی را به وجود آورد.
زن همیشه نگران است مبادا بعد از چندین سال زندگی ظاهرش پیر شود و مرد که حالا جاافتاده شده سراغ فردی دیگر برود.

زندگی با شوهر جا‌افتاده چگونه است؟

نکات مثبت

نگران مسائل مالی نیستید

می‌توان با کمک مرد از دیدگاهی متفاوت به دنیا نظر کرد و مسائل و مشکلات را با نگاهی عمیق‌تر حل کرد.
روبه‌رو شدن با مردی که از نظر مالی به موفقیت و ثبات رسیده، برای بیشتر زن‌ها خوشایند است چراکه مردی که پا به میانسالی گذاشته، احتمالا شرایط مالی بهتری دارد.
دخترانی که رابطه عاطفی محکمی با پدرشان نداشته‌اند برای‌شان ازدواج با مردی مسن‌تر  جذاب است چراکه به دنبال مردی هستند که آنها را زیر پر و بال خود بگیرد و ترس‌های‌شان را دور ‌کند.
مردهایی که اختلاف سنی زیادی با همسرشان دارند، دوست دارند به هر طریقی شریک زندگی‌شان را از خود راضی نگه دارند تا مبادا همسرشان به دلیل اختلاف سنی دچار مشکل شود.
مردانی که همسران کم سن دارند، نگران از دست دادن آنها هستند. مثلاً نگران آن هستند که مبادا همسرشان روزی از آنان طلاق بگیرد و زندگی آنان را متلاشی کند و در نتیجه محبت بیشتری به همسرشان می‌کنند.
مرد با تجربه بسیاری از مشکلات را مدیریت می‌کند و نمی‌گذارد به این راحتی‌ها بحرانی در زندگی ایجاد شود و در نتیجه زندگی حالت یکنواخت‌تری دارد.
مرد با بیشتر چشیدن خوب و بدی‌‌های دنیا قدر زن و زندگی‌اش را بیشتر می‌داند.

نکات منفی

کمتر عمر می‌کنید

وجود فاصله سنی زیاد باعث می‌شود که زن و شوهر نتوانند به خوبی یکدیگر را درک کنند و دنیای‌شان فاصله زیادی با هم دارد.
وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هر‌یک در دوره‌ای از زندگانی به سر می‌برند که به لحاظ قوت و توان  بدنی متفاوت با دیگری است مثلاً زنی که ۳۵ سال دارد، در دوران جوانی و سرزندگی به سر می‌برد و همسر او که در ۶۰ سالگی است به مرز پیری رسیده ‌است.
اگر زن بخواهد گاهی جوانی کند یا کمی سراغ تفریحات شاد و پرهیجان  برود ممکن است همسرش خیلی همراه نباشد و ترجیح دهد در خانه بماند.
ممکن است بعداز مدتی حوصله نداشته ‌باشد شاهد بزرگ ‌شدن زن باشد یا آزمون و خطاهای زن  برای به دست آوردن شغل، جایگاه اجتماعی، حل مشکلات شخصی و ارتباطی‌‌اش را نتواند تحمل کند.
گاه وجود فاصله‌های سنی زیاد باعث می‌شود که برخی از مردان، سوءظن‌هایی نسبت به همسر خود پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای اینگونه افکار خود بیاورند.
فرد کوچک‌تر دچار نوعی رودربایستی رنج‌آور است و نمی‌تواند به راحتی مشکلات کوچک و گاه بچگانه‌اش  را با همسر خویش در میان بگذارد، لذا حرف‌های ناگفته بسیاری دارد.
جاافتاده بودن سن مرد می‌تواند او را به همسری کنترلگر تبدیل کند که مدام برای همسرش تعیین تکلیف می‌کند.
گروهی از کارشناسان موسســـه تحقیقــات جمعیت‌شناسی ماکس پلانک طی بررسی‌های خود متوجه شده‌اند وجود اختلاف سن بین زنان و شوهران تاثیر منفی بر عمر زنان دارد.
ممکن است گاهی به دلیل اختلاف سنی زیاد زن حجالت بکشد شوهرش را در جمع‌ جوانان ببرد یا به دوستان و اقوام جوانش معرفی کند.

بالطبع ازدواج در سن طبیعی بهتر است. پسران جوان در سن ۲۱ تا ۲۶ سالگی و دختران از سن ۱۸ تا ۲۴ سالگی محدوده سنی ایده آل است. ازدواج در جوانی و با مرد جوان از همه نظر بهتر است.

نظر خوانندگان

به چند خواننده زنگ زدیم و نظرشان را در این مورد پرسیدیم.

سارا ابطحی

نمی‌دانم کدام یک درست هست ولی چیزهایی که من مشاهده کردم و احساس کردم این است که دختران و پسران تا وقتی جوان هستند هردو بیشتر تمایل و گرایش به بزرگ‌تر از خودشان نشان می‌دهند اما وقتی به ۴۰ سالگی می‌رسند گرایش‌شان برعکس می‌شود.

فرامرز قاسمی

اختلاف سنی مشخصی به نظر من وجود ندارد. بستگی به این دارد که در چه سنی باشیم. معمولا اگر در سن زیر ۳۰ تصمیم به ازدواج گرفته شود همسر هم باید در همان محدوده سنی باشد. یعنی ۸-۷ سال ولی وقتی به سن ۴۰ برسیم دیگر انتخاب مشکل می‌شود. اینجا می‌توان از فرمول سن مرد تقسیم بر ۲ به علاوه‌۷ استفاده کرد. برای مرد ۴۰ ساله با این فرمول زن ۲۷ ساله به بالا مناسب است.

مینا- ف

شوهرم ۱۵ سال از من بزرگ‌تر است ولی بدون مشورت با من کاری نمی‌کند البته ناخواسته من تصمیم‌گیر اصلی شده‌ام که نمی‌خواهم اینطور باشد. هدف اصلی من از این انتخاب‌ این بود که گمان می‌کردم سن بالاتر یعنی پختگی بیشتر اما نتیجه صد درصد متفاوت بود. البته مشکلی نداریم ولی الان معتقدم پختگی به سن نیست به خصوصیات شخصی بستگی دارد.


تاریخ : جمعه 09 اسفند 1392
بازدید : 751
نویسنده : sina95

08 28 2013 10 43 15 ب علت شلختگی نوجوانان

علت شلختگی نوجوانان:
چرا نوجوانان شلخته‌اند؟یک اتاق برای یک نوجوان یعنی همه‌چیز. مکانی ایده‌آل برای تماشای تلویزیون، استفاده از رایانه، تلفن‌ زدن، خواندن کتاب، گوش کردن به موسیقی، انجام تکلیف درسی و البته تنهایی! …
نوجوانان ۱۱ تا ۱۸ ساله می‌کوشند قوانین خانوادگی و جامعه را زیر پا بگذارند و همه‌چیز ابتدا از اتاقشان شروع می‌شود. شاید آنها تا قبل از این سن، هر روز جمعه اتاق را مرتب می‌کردند اما از این به بعد شما رنگ یک اتاق مرتب را نخواهید دید.

جوراب‌ها لنگه به لنگه و زیر تخت پیدا می‌شوند. لباس‌ها روی تخت، صندلی همیشه نامرتب است و شما نمی‌توانید به نوجوان حرفی بزنید چون به شما پرخاش می‌کنند و با تندی می‌گویند: «اتاق خودم است.»
● چاردیواری، اختیاری
اتاق یک نوجوان تصویر قابل لمسی از آن چیزی است که در ذهن او می‌گذرد. به هم‌ریختگی‌ها و آشفتگی‌ها به هیچ وجه چیز عجیبی نیست.
اتاق یک نوجوان جزیره‌ای گم شده در میان اقیانوسی دورافتاده نیست بلکه فضایی در میان خانه است. نوجوان در سنی قرار دارد که تنهایی را به بودن در میان خانواده ترجیح می‌دهد. سپس اتاقش را به هم می‌ریزد تا آن را تبدیل به قلمروی خود کند تا بتواند در آن تنها باشد و دیگران از او گریزان شوند. او به گوشه‌نشینی در مکانی مخصوص به خود نیز دارد.
اتاق نوجوان فضایی است که والدین حق ورود ندارند و کاملا برعکس پاتوق همیشگی دوستان است. همین امر والدین را نگران می‌کند. این اتاق شبیه استودیویی است که نوجوان در آن می‌خورد، می‌خوابد، کار می‌کند و…

فرد در دوران نوجوانی با آشفتگی جسمی و روحی مواجه است. نوجوان تلاش می‌کند خود را از زیر فرمان والدین خلاص و به طور مستقل زندگی کند. مرتب نکردن اتاق یکی از راه‌هایی است که به او کمک می‌کند قلمرو‌اش را در خانه مشخص کند و به اطرافیان اثبات کند که جایی برای خود دارد و کسی حق وارد شدن یا تمیز کردن آن را ندارد.
بسیار پیش می‌آید که نوجوانان همان فضایی را که در دوران کودکی در آن بزرگ شده‌اند، بازسازی کنند. در صورتی که او در کودکی در محیطی آشفته بزرگ شده باشد، همان روند را در نوجوانی پیش می‌گیرد و شما نیز نمی‌توانید به او حرفی بزنید چون خود شما عامل این عادت هستید.
● چه باید بکنیم؟
▪ بیش از حد برای او قانون تعیین نکنید.
اتاق یک نوجوان، دنیای شخصی اوست. در صورتی که شما نمی‌توانید این به هم ریختگی را تحمل کنید، دلایل را برای نوجوان توضیح دهید اما قوانین سخت وضع نکنید. گاهی وضع یک قانون، قانون قبلی را زیر سوال می‌برد و همین ابهام باعث می‌شود نوجوان بدتر شود.
▪ به جای او اتاقش را مرتب نکنید
وقتی یک نوجوان در دنیای شخصی‌اش احساس امنیت نکند، به دنبال یافتن هویت در دنیای خارج می‌رود. بیش از حد وارد حوزه شخصی او نشوید. جمع کردن اتاق او وظیفه شما نیست. وظایف را به خود او یادآوری کنید اما خیلی فشار نیاورید. مهم این است که ریخت و پاش‌ها از در اتاقش فراتر نیاید.
▪ برای او قوانینی درباره دیگر اتاق‌ها وضع کنید.
به نوجوان بفهمانید که در خانه تنها نیست. همان طور که شما به او احترام می‌گذارید، او نیز باید به شما احترام بگذارد.
▪ پیش از وارد شدن به اتاقش، در بزنید و منتظر جواب بمانید.
برخلاف کودکان، نوجوانان دوست ندارند با دیگران ارتباط برقرار کنند، به همین دلیل در اتاق‌شان را می‌بندند. در صورتی که هنگام ورود به اتاق او در نزنید، نوجوان این حس را پیدا می‌کند که مورد هجوم قرار گرفته و با به هم ریختگی‌های بیشتر تلاش می‌کند از خود در برابر این هجوم محافظت کند.
▪ عصبانی نشوید.
پافشاری بیش از حد روی یک موضوع یا عصبانی شدن از اینکه چرا نوجوان از دستورات شما پیروی نمی‌کند، باعث می‌شود قدرت شما در نگاه نوجوان بیشتر مورد تردید قرار بگیرد.
▪ بحث نکنید.
وقتی موضوعی چندان اهمیت ندارد، بی‌جهت درباره آن بحث نکنید. گمان نکنید اگر نوجوان از فرمان شما سرپیچی می‌کند، پس به این معنی است که شما را دوست ندارد. او تنها می‌خواهد مقاومت شما در برابر عصبانی شدن را امتحان کند و به نوعی از حیطه فرمانبرداری از شما بگریزد.


تاریخ : جمعه 09 اسفند 1392
بازدید : 1076
نویسنده : sina95

09 11 2013 12 09 39 ق دروغ و دروغگو را چگونه تشخیص دهیم؟

درست است که در کودکی همه ما، ترس از دراز شدن دماغ وادارمان می کرد دروغ هایمان را لو بدهیم و دماغ?مان را حفظ کنیم، اما حالا دیگر می دانیم دماغ هیچ دروغگویی شبیه پینوکیو دراز نمی شود و راه های دیگری برای کشف دروغ وجود دارد، راه هایی که بعضی کاملا به شناخت ما از افراد مقابل?مان ربط دارد و بعضی های دیگر، مثل همین راهنمایی که می خوانید، علمی و کارشناسی شده، توسط متخصصان علم روان شناسی و زبان بدن، کشف شده است…

دروغگو لبخند می زند

شاید فکر کنید لبخند، تنها راه انتقال حس های درست است، اما اصلا این طور نیست و گاهی دروغگوها لبخند می زنند تا حواس شما را از اصل قصه پرت کنند و حرف خودشان را به کرسی بنشانند، اما متخصصان دروغ سنجی معتقدند حتی دروغگوهای لبخندزن هم نمی توانند برای مدت طولانی به صورت تان نگاه کنند و معمولا سر را بیش از اندازه تکان می دهند و حواس?تان را به اطراف پرت می کنند. قرمزی گونه ها، گشادی پره های بینی، تنفس سریع و پلک زدن مداوم، علایمی است که می تواند یک دروغگوی حرفه ای را لو بدهد و نشان دهد طرف مقابل بیش از اندازه مغزش را درگیر کرده است.

چطور حرف می زند؟

این یک راه حل ساده برای تشخیص دروغگویی افراد نزدیک است. تن صدای افراد دروغگو، معمولا عوض می شود و حتی ممکن است بعضی از واژه ها را بکشد یا روی آنها تاکید کند. به لب ها هم نگاه کنید. معمولا دروغگوها بعد از پایان هرجمله، لب ها را به هم فشرده می کنند یا به سمت پایین می کشند.

لبخند دروغی افسانه نیست

این را همه ما در فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی دیده ایم؛ اینکه آدم بد داستان، یک جایی یک لبخند بدجنسانه می زند و دستش رو می شود. شکل عامیانه روایت این راه حل همین است؛ به لبخندها توجه کنید و با توجه به شناخت از طرف مقابل تشخیص دهید این لبخند چقدر با واقعیت سازگار است یا نیست.

چطور حرف می زند؟

این یک راه حل ساده برای تشخیص دروغگویی افراد نزدیک است. تن صدای افراد دروغگو، معمولا عوض می شود و حتی ممکن است بعضی از واژه ها را بکشد یا روی آنها تاکید کند. به لب ها هم نگاه کنید. معمولا دروغگوها بعد از پایان هرجمله، لب ها را به هم فشرده می کنند یا به سمت پایین می کشند.

صداقت یکپارچه است

دروغگوها معمولا پشت تلفن یا در متن یک ایمیل راحت تر دروغ می گویند چون کنترل بدن برای گفتن حقیقتی که وجود ندارد سخت است. اگر یک نفر داستانی برای شما تعریف می کند و به آن مشکوکید، به حرکت های دست و بدنش دقت کنید. اگر صداقت در زبان نباشد، بدن هم همراهی نمی کند. دست ها بی ربط به داستان تکان می خورند، حرکت های شانه مصنوعی است و پاها معمولا دچار نشانگان بیقراری می شوند. به همین دلیل است که خیلی از دروغگوها دست هایشان را به هم گره می زنند و پایین تر از سطح دید قرار می دهند یا اصلا آنها را پشت سرشان مخفی می کنند.

واژه ها مهم اند

دروغگوها از واژه هایی مثل اما، به جز، در غیر این صورت و… استفاده نمی کنند چون یک چرای ساده و ناگهانی شما ممکن است حسابی آنها را به دردسر بیندازد. من، خودم و… هم در جملات دروغی کمتر استفاده می شود چون از نظر روان شناسی آنها در ناخودآگاه خود، می خواهند شریف باشند و این حرف ها را به خودشان نسبت ندهند.

سوال های ساده جواب ساده دارند

وقتی سوال سختی می پرسید، خیلی طبیعی است طرف مقابلتان برای جواب دادن به دوردست ها خیره شود، مکث کند و بعد حرف بزند، اما وقتی سوال های ساده شما تمام این عکس العمل ها را نشان می دهد، حق دارید شک کنید و بین تمام آن من و من کردن های طرف مقابل به این فکر کنید از چه فرار می کند.

از واژگان کلیدی استفاده کنید

اولین نکته ای که برای مصاحبه به روزنامه نگارها یاد می دهند، پرسیدن سوال هایی است که با «چ» شروع می شود؛ چرا، چطور، چگونه و…این یعنی از طرف مقابلت جزییات را بپرس تا به اصل جواب برسی. دروغگوها، معمولا داستانی کلی تعریف می کنند، پس حوصله کنید و جزییات را دانه به دانه با پرسیدن این سوال ها بپرسید. دروغ ها هیچ وقت جزییات ندارند.


تاریخ : جمعه 09 اسفند 1392
بازدید : 762
نویسنده : sina95

ra4 2209 چگونه عادت ولخرجی را ترک کنیم؟

ولخرجی مصرف گرایانه در واقع استفاده بیش از حد از کالاها و اجناسی است که ما در خانه داریم که می توان آن را با اسراف یکی دانست.

ولخرجی را خیلی ها خرج کردن پول های زیاد، پای هر چیزی پول دادن، جنس بنجل را گران خریدن و تعاریفی از این دست می دانند، حال آنکه ولخرجی تنها خرج پول های زیاد نیست و مصرف زیاد از هر نوع هم می تواند ولخرجی باشد.

ولخرجی مصرف گرایانه در واقع استفاده بیش از حد از کالاها و اجناسی است که ما در خانه داریم که می توان آن را با اسراف یکی دانست.

ولخرجی از این نوع آنقدرها محسوس نیست که به یکباره زندگی ما را تحت تاثیر قرار دهد اما در واقع دزدی است که به سادگی و بدون ترس از پلیس پول ما را خروار خروار می برد.

حال چه کنیم که عادت ولخرجی از سرمان بیفتد؟! راهکارها همین جاست. بخوانید:

۱ – غیر ضروری ممنوع
باور کنید بسیاری از چیزهایی که می خرید ضرورتی برای استفاده شان وجود ندارد. کالای خریداری شده چه از سر چشم و هم چشمی باشد، چه به خاطر وسوسه شخصی و چه تفریحی! پولتان را به باد می دهد و تنها خاصیتش گوشه خانه خاک خوردن است. پس همت عالی برای ترک غیر ضروری ها را فراموش نکنید.

۲ – فروشگاه و دالان های چشمک زن
فروشگاه های بزرگ یک خوبی دارند و چند بدی. خوبیشان این است که یکجا هرآنچه می خواهید بخرید، وجود دارد. اما از بدی هایشان همین بس که دالان های مواد غذاییش خیلی بیخود و بی جهت جیبتان را خالی می کند. یا به این دالان ها نروید یا چشمتان را ببنید!

۳ – مواد شوینده را کمتر استفاده کنید
بسیاری از ماها فکر می کنیم هرچه پودر بیشتری در ماشین ظرفشویی بریزیم یا هر چه مقدار ضدعفونی کننده ها و جرم گیرها بیشتر باشد، لباس ها و خانه مان تمیزتر می شود. حال آنکه نتیجه برعکس است. نه تنها برای تمیز شدن به آب بیشتری احتیاج است، بلکه میزان بیشتری هم شوینده مصرف کرده ایم. یعنی هم شوینده ها زودتر تمام می شوند و  هم پول قبض آب بیشتر می شود.

۴ – کیف پول با خود نبرید
اگر قرار است به تفریح بروید یا برای کار مشخصی بیرون از خانه بروید، مقدار پول مشخصی را با خود حمل کنید و مثلا کارت بانکی تان را با خود نبرید. وجود کارت بانکی یا کیف پر از پول یعنی وسوسه خرج کردن یا همان ولخرجی.

۵ – پولتان را تبدیل کنید
هر ماه مقداری از پولتان را به خرید یک وسیله باارزش مثل سکه، هر چندکه کم عیار باشد، اختصاص دهید. به این ترتیب پول نقد کمتری دستتان است که خرجش کنید.

این ۵ راهکار را امتحان کنید، مطمئن باشید راهکارهای بهتری هم به ذهن خودتان می رسد.

 


تاریخ : جمعه 09 اسفند 1392
بازدید : 832
نویسنده : sina95

279814986 takmehr ir چرا زنان شاد نیستند؟

 

“به نظر می رسد میزان شادی در  زنان نسبت به مردان کمتر است ، به نظر شما علت اصلی آن چیست ؟ دلایل زیادی شامل مسایل اجتماعی، خانوادگی ، فرهنگی و…دراین امر دخیل هستند  ،اما ما به بررسی برخی علل فردی شاد نبودن بانوان می پردازیم ، البته توجه داشته باشید که این مسئله درمورد همه خانم ها صدق نمی کند ولی باید این مشکل را بپذیریم تا برای حل آن راهکارهای درستی اتخاذ کنیم ”

بر اساس نوشته هایِ دکتر الیزابت لومباردو نویسنده کتاب “یک تو یِ شاد : نسخه نهایی برای شاد بودن” هیچ دلیلی وجود ندارد که نا راحتی را به عنوان یک مسئله عادی بپذیریم. او شایع ترین موانع خوش بینی زنان را به همراه راهکارهای داشتن یک قلب شاد نام می برد .

موانع خوشحالی
دکتر لومباردو معتقد است که شادی خصلتی ذاتی نیست که مردم با آن به دنیا آمده باشند بلکه خوشحال بودن یک مهارت است.” برخی مردم توانایی های ذاتی بیشتری نسبت به بقیه دارند، مثلا بازی گلفِ یک کسی بهتر از دیگری است” او در ادامه توضیح می دهد :” اما اگر آموزش و تمرین به درستی انجام شود هر کسی می تواند مثلا در بازی گلف خود پیشرفت کند. در مورد توانایی خوشحال بودن هم این مسئله صدق می کند.”

مشکل بسیاری از خانم ها این است که آنها در دایره ای از افکار منفی گیر افتاد ه اند و هرگز این فرصت را نداشته اند که خوشحال بودن را تمرین کنند.از نظر دکتر لومباردو شایع ترین موانع خوشحال بودن خانم ها عبارت است از :

• سندرم ِ ” اگه فقط….”
خانم هایی که فکر می کنند “اکر فقط” این اتفاق افتاده بود آنها خوشحال بودند به دنبال یک عامل خارجی برای شاد بودن می گردند.” بساری از خانم ها این احساس را دارند که “اگه فقط من میتونستم—- اونموقع می تونستم خوشحال باشم.” جای خالی می تواند با “کم کردن وزن”،”بچه دار شدن”، “ترفیع گرفتن” و یا هر چیز دیگری پر شود. کارشناس خشنودی در ادامه می گوید ” اما خوشحال بودن یک امر درونی است و اگر ما برای خوشحال بودن به اتفاقات بیرونی وابسته باشیم ، تا زمان به دست آوردن آنها ناراحتیم و زمانی که آنها را به دست می آوریم تنها به مدت کوتاهی می توانیم شاد باشیم.” او همین طور یاد آور می شود که هر گاه این منبع خارجی خوشحالی به دست آمد ، زنان به دنبال “مورد” بعدی برای یافتن خوشحالی می گردند.

• مقایسه های غیر منصفانه:
بسیاری از زنان احساس رضایت از خود نمی کنند در نتیجه همیشه غمگین هستند برای اینکه خود را با دیگران مقایسه می کنند. دکتر لومباردو اضافه میکند “وقتی خودت را با شخص دیگری مقایسه میکنی از خودت نا امید می شوی چرا که به اندازه کافی باهوش،لاغر (قلمی)، پولدار، یا هر چیز دیگری…نیستی و در نتیجه هیچ وقت احساس خوبی نسبت به خودت نداری.”

• استفاده از کلمه “باید…”
دکتر لومباردو می گوید : چرخه دیگری از افکارمنفی زنان زمانیست که با خودشان فکر می کنند “باید ” خودشان یا دیگران این طور یا آن طور می بودند. زنانی که مدام به این فکر می کنند که بهتر بود فلان کار را می کردم…احساس گناهکار بودن و شکست خوردگی می کنند.علاوه برآن فکر کردن به اینکه بقیه باید این کار را انجام دهند یا این طور باشند (مثلا شوهرم باید بیشتر به من کمک می کرد) آنها را عصبی و دلخور می کند. کارشناس خوشحالی می گوید راه حل خیلی ساده است : ” کلمه “باید…” را از دایره لغات خود پاک کنید آن وقت می بینید که احساس بهتری خواهید داشت.”دلیل شاد نبود زنان

غلبه بر موانعِ خوش بینی:
از خوشحالی خود در برابر تنش ها محافظت کنید ، شکی در این نیست که استرس می تواند خوشحالی شما را مختل کند اما برای دکتر لومباردو استرس توجیه خوبی برای خوشحال نبودن نیست. موارد زیر را مدنظرداشته باشید :

• حواستان به نیازهایتان باشد
اگر از خواب و خوراک کافی بهره مند شوید و ورزش کنید با بهترین شرایط فیزیکی آماده اید که استرس های خانه و کار را به خوبی مدیریت کنید.

• برنامه ای برای تفریح در نظر بگیرید
ناخن های خود را مانیکور کنید . به سالن ماساژ بروید.برای شام با همسر یا دوستِ خود بیرون بروید و هر کاری که باعث می شود به شما خوش بگذرد انجام دهید. یک برنامه منظم بچینید و آن را دنبال کنید. اگر بدانید که یک برنامه ِ تفریحی در آینده ای نزدیک دارید به شما کمک می کند تا شرایط استرس زا را به راحتی پشت سربگذارید.

• از کمال گرایی بپرهیزید ( وسواس را کنار بگذارید )
خودتان را در مضیقه قرار ندهید که حتما بهترین لباس ها را بپوشید ، بهترین ظروف را داشته باشید، و یا بهترین وسایل مدرسه را برای کودک خود بخرید. به جای فکر کردن به اینکه چه کاستی هایی دارید ، روی نقاط قوت خود و چیزهای زیبایی که دارید تمرکز کنید .

• برنامه های اضافی را کاهش دهید
لازم نیست که خود را وادار به انجام کاری کنید که به آن علا قه ای ندارید. روی فعالیت هایی که از انجامش لذت می برید تمرکز کنید و داشتن یک برنامه هفتگی را برای بهبود کیفیت خانواده در اولویت قرار بدهید.به زودی احساس درماندگی کمتری خواهید داشت و همان طور که با خانواده خود بیشتر رابطه برقرار می کنید میزان شادی خود را افزایش می دهید.

سر مشق شادی برای بچه های خود باشید
بدیهی است که کودکان آنچه را از والدین می بینند می آموزند. هر چقدر شما شادتر باشید بچه های شما هم می توانند خوشحال تر و سر حال تر باشند. دکتر لومباردو می گوید اینکه به کودکان خود بگویید که شاد باشند به تنهایی کفایت نمی کند شما باید خودتان شادی را برای آنها الگو سازی کنید. به آنها بیاموزید که چگونه اعتماد به نفس داشته باشند و آنها در قالب آنچه که هستند شاد خواهند بود. به آنها بیاموزید که چطور انعطاف پذیرو خوشبین باشند بدین صورت آنها می توانند از هر موقعیتی-حتی اگر اوضاع به خوبی پیش نرود- بهترینش را خلق کنند. مهم تر از همه اینکه سپاسگذاری را به آنها بیاموزید تا آنها روی بعد مثبت زندگی تمرکز کنند.

 


تاریخ : جمعه 09 اسفند 1392
بازدید : 708
نویسنده : sina95

1289970784 takmehr ir چگونه یک ازدواج موفق و خوب داشته باشیم؟ازدواج برای همه است. این زیباست وقتی دونفر متحد می گردند. ازدواج هدیه ای برای پایان دوران تجرد شماست.. اگر شما از نسل آدم و حوا هستند، خدا فرد ویژه ای را برای شما خلق کرده است ! سوال این است که آیا شما برای حضور آن فرد خاص آماده هستید؟

روابط زن و مرد امروزه به سمت ازدواج پیشرفت نمی کند زیرا ما نمی دانیم چطور یک ازدواج موفق به شکست می انجامد .و چطور می توان یک ازدواج موفق داشت.

ازدواج دشوار است زیرا نیاز به آموزش دارد.
آن نیاز به آموزش دارد زیرا ما چیزی از مهارت های قبل از ازدواج نمی دانیم. در حالی که در طول زندگی ما باید با توسعه و افزایش مهارت هایی که لازمه ازدواج موفق هستند، حمایت شویم. .
ازدواج چیز فراتر از دوستیابی است اما اکثر ما اغلب آن را با دوستیابی مقایسه می کنیم در حالی که اینکار اشتباه است.
آنها را مقایسه نکنید . .
ازدواج سخت تر است ، اما زمانی که موفق شوید بسیار شاد می شوید . مزایای آن شامل همسر شاد ، همسر خوشحال ، اعتماد، احترام ، ثبات، حمایت ، عشق بی قید و شرط ، رابطه جنسی عاری از گناه ،همدم زندگی طولانی ، دانشی است که بدون سایه یک شک ، وقتی هر کاری کی منید و نمی شود فردی وجود دارد که پشت شماست .
برای ازدواج ما ۱۰ مهارت های عملی به شما ارائه می دهیم که به منظور موفقیت در ازدواج مورد نیاز شماست.
ساختن، رشد دادن ، قرض گرفتن آنها را ازدست ندهید. شما باید هرکاری برای بدست آوردن این مهارت ها قبل از ازدواج انجام دهید.اگر شما در حال حاضر ازدواج کرده ، باید برخی از این مهارت ها را توسعه دهید.

۱٫ مهارت های حل مساله
مهارت حل مشکل مهم ترین مهارت در این فهرست است اول به آن اشاره می کنیم زیرا اگر این مهارت را نداشته باشید مهارت های دیگر به کارتان نمی آید.
با مهارت حل مسئله مشکلی نخواهید داشت ، ۲ سال اول ازدواج سالهای سختی است. در طول دو سال اول ازدواج شما و همسرتان رویکرد های خودتان را برای حل مشکلات دارید . شما برای پیدا کردن راه حل مشکلتان با همسر فقط نصف زمان را فرصت دارید . مهارت حل مسأله به شما زمان مناسب برای دعوا کردن، تسلیم شدن، دادن و بخشیدن را آموزش می دهد .

۲٫  مقدم دانستن همسرتان
- خب، او اولین نفر است پس از خدا ، او را قبل از بچه ها و یا کار خود و یا مامان ، بابا شما یا دوستان و یا ایکس باکس ، پلی استیشن یا هر چیز دیگری که شما می توانید فکرش را کنید قرار دهید .
خدا – اول . همسر – دوم . کودکان و نوجوانان – سوم . به یاد روزهای سخت گذشته باشید که او کنار شما بود.او صدر جدول کار های مهم شما باید قرار گیرد زیرا شما می خواهید او همیشه اولین باشد.

۳٫ مهارتهای زندگی

این مهم است که هر یک از همسران نه تنها برای امروز خود بلکه برای فردا و همسرشان برنامه ریزی داشته باشند.” امروز باید چگونه باشم تا در آینده مرد یا همسر خوبی باشم ؟” ” چه کاری می توانم انجام دهم که ۵ سال دیگه هم همینقدر برای همسرم جذاب باشم ؟ ” ” باید به دانشگاه بروم ؟” ” باید شروع کنم رونق کسب و کارم؟ ” ” چگونه به همسرم نشام دهم که می خواهم از او حمایت کنم ؟ برنامه ریزی مالی ، صرفه جویی ، مسئولیت رسیدگی به کسب و کار ، سبک زندگی سال نیاز به یک شریک دارد.چگونه یک ازدواج موفق داشته باشیم؟

۴٫ مهارت عفو و بخشش
در طول زندگی، شما مجبور نیستید ببخشید اما می توانید انتخاب کنید که فراموش کنید. به منظور موفقیت در ازدواج ، نه تنها شما باید قادر به ببخشیدن اتفاقات گذشته باشید ، بلکه باید قادر به بخشیدن در همان لحظه باشید ! کار اشتباه خود و همسرتان را بپذیرید و عذر خواهی کنید و پذیرای عذر خواهی باشید.نه شما کاملید نه او.زمانی که شما نتوانید ببخشید رابطه شما متوقف میشود. شما نمی توانید کاری را انجام دهید بدون بخشش. اگر نتوانید ببخشید تنها می مانید.

۵٫ مهارت های خلاقیت
این ازدواج است ، ما با هم زندگی می کنند.
ما همدیگر را هر روز می بینیم، پس می توانیم به راحتی برای هم یکنواخت شویم . گهگاه، در ایام هفته خودتان را به چالش بکشید و سرگرم کنید حتی برای چند دقیقه به پیاده روی بروید ، فوتبال بازی کنید، بازی های متفاوت جنسیتی داشته باشید و …به همسرتان در هنگام بازی نگاه کنید.از مشارکت همدیگر لذت ببرید.

۶٫ مهارت تمرکز
یاد بگیرید بر روی ویژگی های مثبت همسر خود تمرکز کنید. برخی از صفات در او وجود دارد که شما به آنها عشق می ورزید. برخی از ویژگی ها ممکن ایت در او باشد که شما از آنها نفرت دارید، اما خوبی ها بیشتر از بدی هاست .بنابراین تمرکز بر روی چیزهایی که شما دو نفر با هم به ارمغان آورد یک کار لذت بخش است. مهارت تمرکز داشتن یعنی دیدن نیمه پر لیوان. مراقب باشید وقتی با یک انگشت به همسرتان اشاره می کنید چهار انگشتتان به سمت خودتان است.

۷٫ مهارت اعتماد به نفس
شما این باور را دارید که ازدواجتان هرگز شکست نخواهد خورد و طلاق یک گزینه نیست . شما باید اعتماد به نفس داشته باشید که همسرتان شما را همانقدر که شما او را دوست دارید دوست دارد . گاهی اوقات آنها ممکن است آن را نشان ندهند ، بنابراین شما باید آن را بدانند ، شما باید به آن اعتقاد داشته باشید ، اعتماد به نفستان باید فراتر از احساس شک باشد و مطمدن باشید او در حال احقق قول های اولیه است . عدم اعتماد شما مانند مانع دست انداز های زندگی را بیشتر می کند در حالی که اعتماد مانند ماله تمام دست انداز های زندگی را برای همسر هموار می کند. .

۸٫ مهارت های یادگیری
در برخی از مراحل زندگی ما فکر می کنیم همسرمان را می شناسیم اما او تغیر کرده است. او همان زن ۲۸ ساله نیست. او همان مردی که ۷ سال پیش بود نیست. این دلیلی برای گرفتن طلاق نیست. شما همیشه باید مایل به دوباره یادگیری همسر خود باشد. هر چیز دیگری در زندگی تغییر و تکامل می یابد، چرا همسرتان تغییر نکند ؟ اگر شما مایل به دوباره یادگیری همسرتان نیستید نباید ازدواج می کردید.

۹٫ مهارت های ادراک
در اینجا منظور خودتان نیستید منظور ادراکتان از محیط اطراف و جهان است که بعد از ازدواج تغییر میکند. ادراک این است که من باور دارم مرد خوشبختی در ازدواجم هستم . برای من مهم این است که دید خوبی از زندگی به همسرم بدهم . برای من مهم این است که همسرم باعث شود دید مثبتی بدست آورم. البته منظور این نیست که به صورت غیر واقعی خودتان را خوشحال نشان دهید. . در ارتباط بین زن و شوهر، نوع ادراک یا تفکر هر یک، بر رفتار و درک متقابل تأثیرگذار است. درک درست از نیازهای خودتان و همسرتان و انتقال آن به یکدیگر یکی از مهارت های مهم در ازدواج موفق است.

۱۰٫ مهارت مبارزه
زمانی که شروع به مبارزه می کنید باید مبارزه ای عادلانه داشته باشید.مبارزه با هدفتان. مبارزه تان نباید طولانی شود و ساعت ها به طول بی انجامد زیرا همسرتان را آزرده می کند. . به همسرتان اطمینان دهید که کاری که انجام می دهید با عث خوشحالی اوست.مبارزه با اهداف شما را از رکود خارج می کند و باعث افزایش امید به زندگی مشترک می شود. اگر در رسیدن به اهدافتان دچار اشتباه شدید دوباره انجام دهید.موفق می شوید.
اگر شما هنوز ازدواج نکرده ،این لیست را ارزیابی کنید.آیا شما برای ازدواج آماده هستید؟
منبع:‌ سایت روان


تاریخ : جمعه 09 اسفند 1392
بازدید : 729
نویسنده : sina95

اختلالات سازگاری

هنگامی که یک شخص قادر به مقابله با یک منبع خاص از عوامل استرس، مانند یک تغییر عمده در زندگی، از دست دادن فردی عزیز و… نباشد معمولا، نشانه هایی از افسردگی، احساس ناامیدی و از دست دادن علاقه به کار و یا فعالیت، ظاهر می شوند. در مقاله پیش رو به علائم,علل و شیوع این اختلال پرداخته می شود.

تعریف:
عبارت است از «علائم هیجانی یا رفتاری شدید بالینی که در پاسخ به عامل یا عوامل استرس زای قابل شناسایی روانی- اجتماعی» بوجود می آیند.

انوع استرس هایی که می تواند موجب اختلال سازگاری شود بسته به فرد متفاوت است، اما می تواند شامل موارد زیرباشد:
• پایان دادن به رابطه یا ازدواج
• از دست دادن و یا تغییر شغل.
• مرگ یک دوست
• در حال توسعه یک بیماری جدی (از خودتان یا فرد مورد علاقه).
• در حال قربانی یک جرم
• داشتن یک تصادف
• تحت یک تغییر عمده در زندگی (مانند ازدواج، بچه دار شدن، یا بازنشستگی از کار).
• زندگی از طریق یک فاجعه، مانند آتش سوزی، سیل، طوفان یا طوفان.

علائم اختلال سازگاری چه چیزهایی هستند؟
می تواند طیف گسترده ای از علائم را داشته باشدکه ممکن است شامل:
• احساس ناامیدی
• غم
• گریه مکرر.
• اضطراب (عصبانیت).
• سردرد یا درد معده.
• تپش قلب (احساس ناخوشایند از ضرب و شتم قوی یا نامنظم قلب).
• انزوا از مردم و فعالیتهای اجتماعی.
• غیبت از محل کار یا مدرسه.
• رفتار خطرناک یا مخرب، مانند جنگ، رانندگی بی پروا، و خرابکاری.
• تغییر در اشتها یا از دست دادن اشتها، یا پرخوری.
• مشکلات خواب.
• احساس خستگی و یا بدون انرژی
• افزایش در استفاده از الکل یا مواد مخدر دیگر.
• علائم در کودکان و نوجوانان ممکن است تمایل به رفتارهایی از قبیل پرخاشگری, عدم علاقه به مدرسه.

تشخیص
ناراحتی شدید در واکنش به عامل استرس زا رخ می دهد. در این اختلالات واکنش انجام شده با عامل استرس زا تناسب نداشته و یا اختلالات آشکار در عملکرد اجتماعی یا شغلی رخ می دهند. عوامل استرس زا در محدوده تجارب عادی زندگی قرار دارند( نظیر تولد یک نوزاد، رفتن به مدرسه، ازدواج، از دست دادن شغل، طلاق، و بیماری) وعلائم معمولا در عرض سه ماه از این رویداد و به ندرت بیش از شش ماه پس از حادثه یا وضعیت آغاز خواهد شد.

• معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلالات سازگاری
- ایجاد علائم هیجانی یا رفتاری در پاسخ به عامل (یا عوامل) مشخص استرس زا، که ظرف مدت ۳ ماه پس از بروز این عامل(یا عوامل )رخ داده باشند.
- این علائم یا رفتارها از نظر بالینی قابل ملاحظه بوده و با هر یک از حالات زیر مشخص می شوند.
- ناراحتی قابل ملاحظه، بیش از حدی که بعلت مواجهه با عامل استرس زا انتظار می رود.
- اختلال قابل ملاحظه عملکردهای اجتماعی یاشغلی(تحصیلی)
- اختلال مرتبط با فشار روانی یا معیارهای سایر اختلالات محورI مطابقت نمی کند و صرفاً ناشی از تشدید یک اختلال قبلی محور I با محور III نیست.
- علائم این اختلال نمایانگر سوگواری نیستند.
- پس از ختم عامل استرس زا (یا پی آمدهای آن)، علائم اختلال بیش از ۶ ماه پایدار نمی مانند.

حالتهای خاص:
حاد: در صورتی که اختلال کمتر از ۶ ماه طول بکشد.
مزمن: در صورتی که اختلال ۶ ماه یا بیشتر طول بکشد.
اختلالات سازگاری براساس زیر گونه های آن کدگذاری می شوند که با توجه به علائم بارز آنها انتخاب می گردند. عوامل اختصاصی مولدفشار روانی را می توان در محور IV مشخص کرد.
همراه با خلق افسرده
همراه با اضطراب
شکل مخلوط همراه با اضطراب و خلق افسرده
همراه با آشفتگی سلوک
شکل مخلوط همراه با آشفتگی هیجانات و سلوک
شکل غیر اختصاصی

• تشخیص افتراقی
۱٫ اختلال فشار روانی پس از سانحه (PTSD) و اختلال فشار روانی حاد.
کیفیت عامل مولد فشار روانی- اجتماعی، به تشخیص افتراقی کمک می کند. در این اختلالات ، فشار روانی خارج از حد تجارب هنجار انسانی است(نظیر جنگ، تجاوز به عنف، بلایا و فجایع عظیم، سیل، و گروگان گرفته شدن).

• همه گیر شناسی.
در نوجوانان شایعتراست، ولی ممکن است در هر سنی رخ دهد. حدوداً در ۲ تا ۸ درصد جمعیت عمومی مشاهده می شود.

• سبب شناسی
۱٫ عوامل ژنتیکی. مزاجهای پراضطراب، استعداد بیشتری برای واکنش مفرط به وقایع مولد فشار روانی و بروز اختلال سازگاری ناشی از آنها را دارند.

۲٫ عوامل زیست شناختی
افرادی که سابقه ناتوانی با بیماری شدید طبی دارند، بیشتر در معرض ابتلا به این اختلالات هستند.

۳٫ عوامل روانی-اجتماعی
افرادی که یکی از والدین خود را در دوران نوزادی از دست داده اند و تجارب کمی از ارتباط با مادر خود دارند، مستعدتر هستند. توانایی تحمل ناکامی در دوران بزرگسالی، با ارضاء نیازهای اولیه دوران نوزادی ارتباط دارد.

• درمان
روان درمانی (مشاوره)، رایج ترین درمان برای اختلال سازگاری محسوب شده است. درمان کمک می کند تا فرد درک کاملی از عامل استرس زا به دست آورد. همچنین به فرد کمک می کند تا مهارت های مقابله ای را بیاموزد گروه های پشتیبانی نیز می تواند با دادن اجازه به شخص برای ابراز و بحث در مورد نگرانی ها و احساساتش با افرادی که مانند خود او هستند احساس بهتری به دست بیاورد.. در برخی از موارد، دارو ممکن است برای کمک به کنترل علایم اضطراب یا مشکل خواب مورد استفاده قرار گیرد.

• آیا اختلال سازگاری قابل پیشگیری است؟
هیچ راه شناخته شده برای جلوگیری از اختلال سازگاری وجود ندارد. با این حال، خانواده و پشتیبانی اجتماعی قوی می تواند شخص را از طریق حمایت در یک وضعیت پر تنش یا رویداد کمک کند. بهترین پیشگیری از اختلال درمان به موقع است که می تواند شدت و طول مدت علائم را کاهش دهد آموزش مهارت های جدید مقابله با استرس است


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران