عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : سه‌شنبه 18 آذر 1393
بازدید : 570
نویسنده : sina95

 

3 راز نخست بهبود خلاقیت

3 راز نخست بهبود خلاقیت
من خودم را به پیشرفت های شخصی عادت داده ام ، من برای بالا بردن خلاقیتم سخت کار کردم داشتم. و از این كه توانستم به خوبی خودم را تا حد زیادی اصلاح كنم خوشحالم...

 
من در انجام هدف هایم یك آماتور بودم. من برای سال ها مثل یك آدم بی اراده كه هیچ خلاقیتی از خود ندارد ,بودم. ولی  حالا خلاقیت من در بعضی چیز ها شکوفا شده است. به خلاقیت كه فكر می كنم یك تعریف از آن به دست می آورم " دارا بودن نمایش ابتكار و هنر یا عقل در اختراعات" چه كسی این وضعیت را می خواهد؟ 
من خودم را به پیشرفت های شخصی عادت داده ام ، من برای بالا بردن خلاقیتم كار سختی داشتم. و از این كه توانستم به خوبی خودم را تا حد زیادی اصلاح كنم خوشحالم. من به سختی به چیزی فكر نمی كنم. چگونه این كار را انجام می دهم؟ در این جا من بعضی از راز هایی را كه من برای كمك به شما آورده ام می آید..

1- ورزش منظم ماهیچه ی خلاق

مطالعات زیادی روی مغز انسان ها انجام شده است و از نتایج آن این گونه مشاهده شده كه مغز هایمان به ماهیچه ها شباهت زیادی دارند.، كه این معنی می دهد كه هرچه ما از آن بیشتر استفاده كنیم قوی تر می شود. زمانی كه شما فرصت هایی را برای استفاده ی این ماهیچه فراهم كنید، مخصوصا زمانی كه فقط برای خنده خلاقیتتان بالا می رود.
بعضی از كار هایی كه در این باره می توانید انجام دهید:
•
 انجام بازی های فكری مثل شطرنج
• گفتگو درباره ی مسائل به جای نوشتن آن ها در یك لیست و تلاش برای به كار بردن تصاوری و علائم
• درست كردن و كار روی پازل های سخت و اذیت كننده 
• به جای خواندن یك كتاب، از عروسك های بچه هایتان یكی را انتخاب كرده و در مورد آن ها هنگام خوابشان یك داستان تعریف كنید. 

2- شناخت خلاقیت هایتان در محیط اطراف و برنامه ریزی برای زمان

آیا شما می دانید كه در كجا بهترین فكر را دارید؟ بهترین عقیده های من در 3 محل ایجاد می شود: زمانی كه دوش می گیرم، در پیاده روی های طولانی و در ماشین. در این مكان ها تنهایی و استراحت كیفیت فعالیت های من را بالا می برد و ذهن من برای مشكلات راه حل بهتری پیدا می كند. بنابراین وظیفه ی شما این است كه هر كجا كه خلاقیت تان در محیط بهتر است زمان بندی كنید تا زمانی زیادی را در وقتتان را در آنجا بگذراید.
شما برای شناسای میط اطراف خود باید هوشیاری زیادی داشته باشد تا برای شما هی چیز ضایع نشود. به اطراف به صورت ویژه و مخصوص نگاه كنید، گویی كه برای این كار به شما جایزه می دهند. من به پیاده روی نیاز دارم چون به وسیله ی آن خلاقیتم بالا می رود. یاد بگیرید تا در استراحت هم خلاقیت داشته باشید.

3- در روش خود قبول كنید كه بیشتر شاد باشید

كتاب ها كمك زیادی به گسترش خلاقیت های من كرده است. " یك ضربه به پهلو"  نام یك كتاب خنده دار كوچك است ومن آن را به شما پیشنهاد می كنم. در آن درباره ی گفتن  "جواب درست" و "دومین جواب درست" و جواب بعدی درست بحث شده است. آن برپایه این نكته كه در زمانی ما مدرسه می رفتیم برای جواب هر تست یك جواب درست وجود داشت اما این دیدگاه در مسیر زندگی  متفاوت است.
یك جواب درست به بالا بردن خلاقیت ما كمك می كند، ما بار ها شده است كه یك جواب درست به یادمان می آید. بنابراین با دادن یك جواب هم راه پیشرفت را داریم و می توانید جواب های دیگر را نیز مطرح كنیم. آن روش كه فقط یك جوتاب درست وجود دارد ظالمانه است. بیشتر اختراعات مهم در قدم اول غیر ممكن و مضحك به نظر می آمدند.
زمانی كه شما در طوفان ذهنی هستید نمی توانید وضعیت را به خوبی درك كنید. و این باعث عقب افتادن شما می شود. زمانی كه شما از پیشنهاد های من استفاده كنید مطمئنا خلاقیتتان بهبود پیدا می كند. من در حال حاضر از خلاقیت هایم در كار ها لذت می برم. حالا من در برابر موانع و مشكلات راحت تصمیم می گیرم و با آن ها راحت تر برخورد می كنم.

تاریخ : سه‌شنبه 18 آذر 1393
بازدید : 620
نویسنده : sina95

 استفاده از كلمات قدرتمند – 101 كلمه ی قدرتمند

كلمات در درست كردن ، یا خراب كردن قدرت زیادی دارند. زمانی كه ما از كلمات استفاده می كنیم،‌به سادگی می توانیم به وسیله ی انتخاب كلمات حساسات را تغییر دهیم...


كلمات در درست كردن ، یا خراب كردن قدرت زیادی دارند. زمانی كه ما از كلمات استفاده می كنیم،‌به سادگی  می توانیم به وسیله ی انتخاب كلمات حساسات را تغییر دهیم. در زندگی ارتباط با دیگران یكی از هدف ها و خواسته های بزرگ ما است. به وسیله ی كلمات مثبت و قدرتمند می توانید در ارتباط با یگران مفید واقع شوید.

من تكنیك هایی را در این جا توضیح می دهم كه در آن با استفاده از كلمات قدرتمند و خنده دار تاثیر ارتباط خود را با دیگران افزایش دهید.

چند بار در روز از شما سؤال " آن چگونه پیشرفت؟" پرسیده می شود، و در پاسخ چند بار می گویید "خوب". یك راه آسان در این تبادل نظرات، استفاده از كلمات ساده است. استفاده از كلمات ساده در این وضعیت به تجربه نیاز دارد.

بنابراین زمانی كه یك شخص از شما می پرسید " آن چگونه پیشرفت؟ " شما باید به او چه بگویید؟
 شما می خواهید كه از پیش یك فكری برای آن آماده كنید تا در برخورد با آن نمایش خوبی داشته باشید. اگر جوابتان قوی باشد احساس عجیبی به شما می دهد. شما واقعا می خواهید جوابتان شبیه یك چیستان باشد، چون آن ها هرگز این نوع جواب را نشنیده اند، این اتفاق بسیار جالب است.

برای مثال من یك لیست از 101 كلمه قدرتمند درست كرده ام كه در پاسخ سؤال " چه كار می كنید؟
 " به كار می رود. این لیست یك لیست كامل كه شامل تمام جزئیات باشد نیست اما برای شروع خوب است. كلمات را قبل از گفتن از این لیست انتخاب كنید. من احساس خود را بیان می كنم (یا انجام می دهم ) ... ( و یك كلمه از آن لیست انتخاب می كنم). شما زمانی كه مطمئن هستید با شور و ذوق صحبت می كنید. برای مثال زمانی كه شما بیان می كنید احساس عجیبی دارید. این عبارت را با صدای بلند بیان كنید و تاثیر آن را بر احساسات خود ببینید.

شما در پاسخ هایتان می توانید از كلمات یا تركیبی از كلمات استفاده كنید
. برای مثال كلمه ی "مخصوص" را بیشتر مردم ( وخودتان) در پاسخ ها ممكن است مفهوم آن را به اشتباه برداشت كنید. با این حال اگر شما از تركیبی از این كلمات قدرتمندانه  استفاده می كنید باید از انواع ساده ی آن استفاده كید تا منظورتان را به خوبی به طرف مقابل برسانید. برای مثال كلمه ی "خارق العاده " درپاسخ كلمه ای واضح است. اگر شما می گویید " من احساس خارق العاده ای دارم " منظورتان كاملا واضح است.
در بین كلمات زیر جستجو كنید و آن ها را برای هر موقعیت بسنجید. 
101 كلمه ی قدرتمند
1-
 خارق العاده
2- شگفت انگیز
3- افسانه ای
4- با شكوه
5- خوب
6- بزرگ
7- بهترین
8- بهتر نسبت به همیشه
9- باور نكردنی
10- غیر قابل قبول
11- ترسناك
12- جالب
13- شگفت آور
14- حیرت آور
15- درخشان
16- عالی
17- هول ناك
18- ممتاز
19- قابل توجه
20- استثنایی
21- محسوس
22- غیر عادی
23- متحیر كننده
24- ترس آور
25- بسیار بزرگ
26- تابان
27- گیج كننده
28- بیرون از این دنیا
29- هنگفت
30- با جلال
31- مجلل
32- درجه عالی
33- جدی
34- بی همتا
35- غیر قابل لمس
36- شكست ناپذیر
37- بهترین نسبت به همیشه
38- عقب افتاده
39- بزرگ ترین
40- درجه یك
41- نخستین درجه
42- شاد
43- لذت بخش
44- سر سپرده
45- گیرا
46- بی كران
47- نا مشخص
48- بسیار
49- رو بالا ترین نقطه ی جهان
50- حیرت انگیز
51- با فكر پوف كرده
52- با فكر وحشت زده
53- مهیج
54- ترس امید بخش
55- تماشایی
56- درخشنده
57- بی نهایت
58- مخصوصا
59- خاص
60- متناوب
61- با وقار
62- بی مانند
63- بی نظیر
64- اعلی
65- بی شكست
66- تسلط نا پذیر
67- مستبدانه
68- سعادتمند
69- سربلند
70- جذبه ای
71- فرخنده
72- خوشحال
73- سیر در عرش
74- محفوظ
75- الهام شده
76- گرانبها
77- آن طرف ایمان
78- غیر قابل ادراك
79- بهت زده
80- غیر قابل تعمق
81- سر در گم
82- افروزنده
83- متحیر
84- طاقت فرسا
85- ولخرج
86- بشاش
87- پر تلالو
88- مشتاقانه
89- بنیانی
90- سخت باور كردنی
91- آن طرف برابر كردن
92- بی مانند
93- تمام و كمال
94- تكمیل
95- ایده آل
96- بی عیب
97- كامل
98- نهایی
99- فنا پذیر
100- مصمم
101- علاقه مند
در حالی كه در جستجو بین این 101 كلمه هستید بعضی از آن ها عجیب به نظر می رسند ؛ شاید این كلمات به تنهایی قدرتمند نباشند. اما تركیب آن ها با كلمات دیگر بسیار جالب می شود و در آن خلاقیت به كار رفته است. هر روزی را كه شروع می كنید به وسیله ی آن ها دیگران را از چگونگی وضع خود آگاه كنید. اگر شما بتوانید لبخند بزنید و آن ها را بروز دهید مسیر درست را رفته اید. به زودی شما احساس خواهید كرد خیلی ساده و قدرتمند به راه خود ادامه می دهید.
به یاد داشته باشید كه كلمات قدرتمند تر از آن اند كه مردم فكر می كنند. استفاده از كلمات قدرتمند شما را نسبت به دیگران برتر می كند چون بیشتر مردم خود را به تعداد كمی از واژگان محدود می كنند. اگر برای این تكنیك تلاش كنید برای شما فضای جدیدی در زندگی ایجاد می شود.
از حالا استفاده از كلمات قدرتمندانه را شروع كنید.

تاریخ : سه‌شنبه 18 آذر 1393
بازدید : 651
نویسنده : sina95

 محبوبیت در دل ها تنها با 8 قدم فاصله

انسان موجودی است که برای زندگی اجتماعی آفریده شده و هنگامی که احساس کند دوست داشتنی و مورد پذیرش نیست، احساس بدبختی و تیره روزی می‌کند.


انسان موجودی است که برای زندگی اجتماعی آفریده شده و هنگامی که احساس کند دوست داشتنی و مورد پذیرش نیست، احساس بدبختی و تیره روزی می‌کند.
 
واقعیتی که شامل من، تو و همه مردم دنیا می‌شود. برای ایجاد روابطی دوستانه و شادی بخش چه باید کرد؟ ما در دنیایی بزرگ با مردمی زندگی می‌کنیم که آرزومند گرمای دوستی، شادی، لبخند و همراهی ما هستند و هنگامی می‌توانیم این موهبت‌ها را به خود و دیگران هدیه دهیم که یک قانون طلایی را به کار ببندیم. حتما شنیده‌اید که باید با دیگران به گونه‌ای رفتار کرد که مورد پسند آنها است اما شاید این نکته کلیدی را نشینده باشید که هرگز نمی‌توان کسی را مجبور کرد همین کار را متقابلا در برابر شما انجام دهد.
 
این همان قانون طلایی است که سیاست شاد زیستن نامیده می‌شود.انجام این قانون به شخصیتی آماده و پرورش یافته و یکدلی و انتقال فکر نیاز دارد؛ به توانایی برای قرار گرفتن در جای دیگری و احساس کردن احساسات او.
 
تا همین اواخر مرسوم نبود که آدم‌ها رفتارهایشان را مورد بررسی و کند و کاو قرار دهند و آنها را با روش‌های علمی توصیه شده بسنجند. اما این کار می‌تواند کمک بزرگی باشد برای کشف اینکه مردم چه دوست دارند؛ چه می‌خواهند و به چه چیزهایی نیاز دارند؟

با این روش فرد می‌تواند دریابد که چگونه در مقابل دیگران ظاهر شود و به آنها واکنش نشان دهد. برای انجام این کار باید چشم‌تان را روی حقایق باز کنید. رفتارهایتان باید تغییرپذیر و توانایی‌هایتان قابل بسط و گسترش یافتن باشد. روان‌شناسان، رفتارهای اجتماعی متعددی را مورد بررسی قرار دادند تا دریابند چه ‌چیزهایی موجب ایجاد حس دوستی می‌شود و قابلیت دوست داشته شدن در جمع را برای فرد ایجاد می‌کند. این مطالعه عاداتی را در بر می‌گرفت که می‌توانند با اراده و تصمیم جدی فرد تغییر کنند. البته باید این نکته ضروری را مورد توجه قرار داد که پیش از آنکه شما بتوانید دوست خوبی برای دیگری باشید. باید خود را دوست بدارید و نیازهای خود را شناخته و در بر طرف کردن آنها بکوشید که از درون شما بجوشد و رفتاری که سرشار از اعتماد به نفس باشد بدون تردید به توانایی حضور مثبت‌تان در جمع می‌افزاید.
 
برای به حداقل رساندن اصطکاک خود با دیگران و افزایش میزان محبوبیت خود میان افراد توصیه های زیر را که تنها با 8 قدم طی می شود بکار ببندید:

1- راه کمک به دیگران را پیدا کنید :

نسبت به همه کس مهربان، همدل و سرشار از حس یاری و یاوری باشید چرا که ممکن است روزی سرنوشت شما در دستان آنها قرار گیرد و یا حداقل دوستی به حلقه دوستان‌تان اضافه شود.


2- به آنچه می‌گویید عمل کنید :

دوستان‌تان هنگامی به شما اعتماد خواهند کرد که ببینند شما آنچه را که می‌گویید انجام می‌دهید. آنها همچنین توقع دارند که شما آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهید. هیچ چیز نباید مهم‌تر از قولی که می‌دهید. باشد. وقتی شما به شکلی ذهنی و اخلاقی به قول‌هایی که می‌دهید پایبند باشید پلی ‌بین خودتان و موفقیت می‌زنید.


3- بردبار باشید و کم انتقاد کنید :

این واقعیتی است که همه اشخاص نکات قابل انتقادی دارند و ممکن است کارهایی انجام دهند که از نظر شما ناپسند باشد اما شما زمانی نسبت به دیگران موفق‌تر خواهید بود و دشمنان کمتری خواهید داشت که آن ها را آنطور که هستند بپذیرید.


4- سعی نکنید بر دیگران حکم فرمایی کنید :

هیچ‌کس دوست ندارد که به عنوان فردی ضعیف به حساب بیاید. توانایی‌هایش به هیچ گرفته شود و همیشه به او بگویند چه کاری را چگونه انجام دهد. اگر شما دایماً خواسته‌های خود را به دیگران تحمیل کنید، با به وجود آوردن حس برتری جویی و سلطه طلبی در منزل یا محیط کار دیگران را از خود دور می‌کنید.


5- معلوماتتان را به رخ نکشید :

هر فردی دوست دارد در دید دیگران مهم و ارزشمند به نظر بیاید. پس هنگامی که شما تلاش می‌کنید این احساس را به فردی تقدیم کنید. بهترین موقعیت را در روابط ایجاد و ادب و نزاکت خود را متجلی کرده‌اید، اما اگر تلاش کنید با فضل فروشی خود را فرد مهمی نشان دهید اگر چه ممکن است دیگران شما را به خاطر دانش‌تان تحسین کنند اما شما را دوست نخواهند داشت. بهتر است مورد علاقه باشید تا مورد تحسین. توجه کنید کسی که تلاش می‌کند تا اطلاعات و دانش‌اش را به رخ شما بکشد شاید دارد تلاش‌می‌کند احساس عمیق خود کم‌ بینی در سایر زمینه‌ها را مخفی کند، او به دلسوزی و همدلی شما نیاز دارد.


6- هرگز به گونه‌ای رفتار نکنید که گویی شما بالاتر و برتر از اطرافیان‌تان هستید :

اگر خداوند به شما توانایی‌های برتری بخشیده است. برای آن است که در رشد و ارتقای آن بکوشید و از مواهب آن بهره‌مند شوید. اگر تلاش می‌کنید تا این برتری‌ها را به رخ اطرافیان‌تان بکشید. متاسفانه یک جزیزه کوچک تنها خواهید شد و در جمع مجبورید مدام سر به این سو و آن سو بچرخانید تا شاید شنونده‌ای برای حرف‌هایتان پیدا کنید. این سرنوشت در انتظار همه کسانی است که دروغ می‌گویند و بدون وقفه مبالغه می‌کنند. مراقب باشید زمانی ممکن است شما هم فریاد بزنید و کسی به یاری‌تان نیاید.


7- با گوشه و کنایه و متلک صحبت نکنید :

اگر شما بتوانید شرایط حاکم بر جمع و حال و حوصله افراد دور و برتان را درک کنید. روابط شخصی شما مانند یک سفر دریایی نرم و آرام خواهد شد. زمانی ممکن است یک پاسخ کنایه‌آمیز بتواند توفانی از خنده به راه بیندازد. اما باید متوجه باشید این شادی زودگذر باعث دلخوری و دلتنگی فرد دیگری نشود.


8- هرگز مردم را مسخره نکنید :

اشتباه کردن جزء لاینفک رفتار بشری است و هیچ‌ چیزی به اندازه مسخره شدن به خاطر آن اشتباه فرد را مورد اذیت و آزار قرار نمی‌دهد. مسخره کردن سبب می‌شود فرد احساس حقارت کند. این کار اهانت بزرگی است به اندازه‌ای که گاهی وقت‌ها زمان زیادی طول می‌کشد تا شخص بتواند فرد مسخره کننده را ببخشد.

تاریخ : سه‌شنبه 18 آذر 1393
بازدید : 619
نویسنده : sina95

 گاهی لیوان را زمین بگذارید!

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟


استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:

به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند:
50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم
استاد گفت:
من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید:
خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.
حق با توست.. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.
اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است.. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.
زندگی همین است!

تاریخ : سه‌شنبه 18 آذر 1393
بازدید : 615
نویسنده : sina95

 

خودآگاهی

خودآگاهی ، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.

 همدلی

همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد  درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتوانند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجار رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

 ارتباط مؤثر

این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند کلامی و غیر کلامی و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعیت، خود را بیان کند بدین معنی که فرد بتواندنظرها ، عقاید ، خواسته ها ، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران ، در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.

 روابط بین فردی

این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و مؤثر فرد با انسانهای دیگر کمک می کند. یکی از این موارد ، توانایی ایجاد روابط دوستانه است.که در سلامت روانی و اجتماعی ، روابط گرم خانوادگی ، به عنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد.

 تصمیم گیری

این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو مؤثرتری در مورد مسائل تصمیم گیری نماید. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری کنند ، جوانب مختلف انتخاب را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند ، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت.

 حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل نماید . مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند ، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمی منجر می شود.

 تفکر خلاق

این نوع تفکر هم به مسأله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند . با استفاده از این نوع تفکر ، راه حلهای مختلف مسأله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی می شوند . این مهارت ، فرد را قادر می سازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم خود را دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست ، با سازگاری و انعطاف بیشتر به زندگی روزمره بپردازد.

 تفکر انتقادی

تفکر انتقادی ، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است . آموزش این مهارت ها ، نوجوانان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کنند و از آسیب های ناشی از آن در امان بمانند.

  توانایی حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد ، نحوه تأثیر هیجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد . اگر با حالات هیجانی ، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجان تأثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت پیامدهای منفی به دنبال خواهند داشت.

 توانایی مقابله با استرس

این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد است . شناسایی منابع استرس و نحوه تأثیر آن بر انسان ، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خود فشار و استرس را کاهش دهد.

 اجزای مهارتهای ده گانه زندگی

 خودآگاهی

·          آگاهی از نقاط قوت

·          آگاهی از نقاط ضعف

·          تصویر خود واقع بینانه

·          آگاهی از حقوق و مسئولیت ها

·          توضیح ارزشها

·          انگیزش برای شناخت

 مهارتهای ارتباطی

·          ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر

·          ابراز وجود

·          مذاکره

·          امتناع

·          غلبه بر خجالت

·          گوش دادن

 همدلی

·          علاقه داشتن به دیگران

·          تحمل افراد مختلف

·          رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر

·          دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی)

·          احترام قائل شدن برای دیگران

 مهارتهای بین فردی

·          همکاری و مشارکت

·          اعتماد به گروه

·          تشخیص مرزهای بین فردی مناسب

·          دوستیابی

·          شروع و خاتمه ارتباطات

 مهارتهای حل مسأله

·          تشخیص مشکلات علل و ارزیابی دقیق

·          درخواست کمک

·          مصالحه (برای حل تعارض)

·          آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات

·          تشخیص راه حل های مشترک برای جامعه

 مهارتهای تفکر خلاق

·          تفکر مثبت

·          یادگیری فعال ( جستجوی اطلاعات جدید )

·          ابراز خود

·          تشخیص حق انتخاب های دیگر ( برای تصمیم گیری )

·          تشخیص راه حل های جدید برای مشکلات

 مهارتهای مقابله با هیجانات

·          شناخت هیجان های خود و دیگران

·          ارتباط هیجان ها با احساسات ، تفکر و رفتار

·          مقابله با ناکامی ، خشم ، بی حوصلگی ، ترس و اضطراب

·          مقابله با هیجان های شدید دیگران

 مهارتهای تصمیم گیری

·          تصمیم گیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق کارهایی که می توان انجام داد که انتخاب را تحت تأثیر قرار دهد.

·          تصمیم گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت ها

·          تعیین اهداف واقع بینانه

·          برنامه ریزی و پذیرش مسئولیت اعمال خود

·          آمادگی برای تغییر دادن تصمیم ها برای انطباق با موقعیت های جدید

 مهارتهای تفکر انتقادی

·          ادراک تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها ، نگرشها و رفتار

·          آگاهی از نابرابری ، پیشداوری ها و بی عدالتی ها

·          واقف شدن به این مسئله که دیگران همیشه درست نمی گویند

·          آگاهی از نقش یک شهروند مسئول

 مهارتهای مقابله با استرس

·          مقابله با موقعیتهایی که قابل تغییر نیستند

·          استراتژی های مقابله ای برای موقعیت های دشوار ( فقدان ، طرد ، انتقاد)

·          مقابله با مشکلات بدون توسل به سوء مصرف مواد

·          آرام ماندن در شرایط فشار

·          تنظیم وقت


تاریخ : سه‌شنبه 18 آذر 1393
بازدید : 566
نویسنده : sina95

 آموزش مهارت‌های زندگی، راه‌کاری برای رسیدن به موفقیت !

زندگی، نیازمند هنرورزی است و همان‌گونه که هنرمند باید ماهر باشد تا هم موضوع هنر خود را خوب درک کند و هم در بیان اهداف هنری‌اش به دیگران، زبده و توانمند باشد،

 
زندگی، نیازمند هنرورزی است و همان‌گونه که هنرمند باید ماهر باشد تا هم موضوع هنر خود را خوب درک کند و هم در بیان اهداف هنری‌اش به دیگران، زبده و توانمند باشد، انسان در مقابل زندگی خود نیز باید چنین باشد. او باید به‌طور دقیق فلسفه‌ی حیات و زندگی خود را بداند و در این گذر، به شیوه‌ی استدلالی و منطقی، از ساختار زیستی خویش آگاه باشد.
 
 
آموزش مهارت‌های زندگی
در چرخه‌ی تقویت مهارت‌های زندگی، باید باانگیزه عمل کرد، عشق ورزید و سپاس‌گزار بود و هرگز نباید استعدادهای خود را با دیگران مقایسه نمود زیرا انسان‌ها، معادن متفاوتی هستند و همه‌ی آنان ارزشمندند. انسان‌ها باید با اعتمادبه‌نفس، برای ارزش‌های خود احترام قائل شده و بیش‌ترین استفاده را از آن بنمایند و از این‌که استعدادهای خود را شناسایی کرده و در راستای آن‌ها حرکت می‌کنند، رضایت‌خاطر داشته باشند. همه باید بدانند که در آرزو و حسرت دیگران بودن، نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌‌کند، بلکه استعدادهای موجود در فرد را نیز از بین می‌برد. البته این موضوع به‌معنی عدم استفاده از استعدادهای دیگران در قالب تجربیات آنان نیست. با هم بودن، هم‌فکری، مشاوره، همکاری، تعاون، تعامل و تبادل آموخته‌ها و بسیاری از گرایشات گروهی و اجتماعی، ازجمله ضوابط تسریع در پیشرفت امور می‌باشد.
 
 
کامیابی در زندگی
برای کامیابی در زندگی، عوامل زیر مؤثر می‌باشند:
- شناخت اهداف و فلسفه‌ی زندگی
- استوارساختن مبانی زندگی با نگرش زیبایی‌شناختی
- اقدام به یادگیری و بهره‌بردن از آموزه‌های دیگران
- داشتن اعتمادبه‌نفس و تکیه بر استعدادها و توانایی‌های شخصی همراه با پشتکار
- خوش‌بینی در مقابل تهدیدات و تبدیل آن‌ها به فرصت‌های جدید زندگی
- شناخت نقاط ضعف و قوت‌ فردی
 

«ایلین مالیگن» یکی از مربیان آموزش زندگی، در این رابطه می‌گوید: «آموزش زندگی، نه یک شیوه‌ی درمانی بلکه شیوه‌ی عملی و مبتنی بر اهداف است. در این شیوه ما به‌جای پرداختن به ریشه‌های مشکلات موجود در زندگی، سعی‌می‌کنیم به راه‌حل‌های آن‌ها بیندیشیم.» درحقیقت، آموزش زندگی را با ارائه‌ی راه‌حل‌های نوین و مؤثر فرد برای مقابله با مشکلات فرامی‌خواند و درنهایت می‌آموزد که هر فرد، چگونه آموزگار زندگی خود باشد.

همه‌ی ما انسان‌ها، اغلب در زندگی، با مسائل و مشکلاتی مواجه هستیم؛ مسائلی که گاه به‌دلیل دامنه، وسعت و شدت آن‌ها، به‌نظر پیچیده و غیرقابل حل می‌نمایند. باید بدانیم که همه‌ی مشکلات، با رعایت یک اصل مهم، به‌راحتی از بین خواهند رفت و آن اصل، چیزی نیست جز تعیین «بایدها و نبایدها».
 
 
در آموزش مهارت‌های زندگی باید به عوامل مؤثر زیر توجه شود:
- بیان اهداف: اهداف باید در قالب جملات مثبت بیان شود، بنابراین ضمن نگاه ویژه‌ به امور، همواره باید کارهایی که می‌خواهیم انجام دهیم، در بیان اهداف با شفافیت کامل منظور گردد. درواقع اهداف باید مثبت‌نگر و مبتنی بر عملیات باشد. اهداف نباید یک‌سویه برای دیگران تصمیم‌سازی نماید زیرا دیگران، حق خواهند داشت با آن مخالفت نمایند پس در این‌صورت، نه‌تنها مشکلی حل‌نمی‌شود، بلکه مشکلات دیگری را نیز به‌وجود می‌آورد.

- توانایی‌های فردی: اندیشیدن به توانایی‌ها، موجب انگیزه و انرژی گردیده و پیش‌برد اهداف را تسریع می‌بخشد و غلبه بر مشکلات و موانع را آسان می‌سازد. خصوصیات فردی مانند صبوربودن، پذیرش دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات دیگران و یا مسؤولیت‌پذیری در انجام کارها، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند.

- تضادهای درونی: از عواملی که موجب ناراحتی، آشفتگی و پریشانی می‌گردد، نباید عبور کرد بلکه باید آن‌ها را به زبان آورده و در مورد آن‌ها سخن گفت اما باید دقت کرد که این مسائل، جنبه‌ی شخصی داشته و دیگران را به مصاف نکشد چون در این‌صورت، خود مانعی در برابر حل مشکلات خواهد شد. تضادهای درونی در صورت انباشته‌شدن در درون انسان، به‌صورت عقده‌‌های درونی درآمده و پرورش می‌یابد و سدی در راه اهداف می‌گردد. نسبت به تضاد با دیگران نیز با خوش‌بینی برخورد نموده و رویکرد سازش منطقی را به‌جای جدل و خودخواهی برگزینید.

- مهارت‌های پرورشی: مهارت‌هایی هستند که می‌توانیم آن‌ها را پرورش داده و کیفیت‌شان را بهبود بخشیم بنابراین به مهارت‌هایی بیندیشید که شما را در رسیدن به هدف یاری می‌رسانند.

- دستاوردها: اقدامات مثبت و عملکردهای مفید خود را فراموش نکنید زیرا آن‌ها، دستاوردهای عملیات رفتاری هستند که نیازمند یادگیری و توجه می‌باشند. اهمیت‌ندادن به آن‌ها، ارزش‌های‌شان را می‌کاهد و انگیزه‌ی تکرار و یا عمل مشابه را نیز کاهش می‌دهد. پشتکار در حل مشکلات قبلی و گره‌گشایی از پیچیدگی زندگی، حاصل تلاش و کوشش شخصی شماست. عوامل پنج‌گانه‌ی بالا، شخصیت شما را متکی‌به‌‌نفس ساخته و اتکاء به خویشتن را در وجودتان می‌افزاید و شما را آماده‌ی مقابله با مشکلات زندگی می‌سازد.

آشنایی و آگاهی دیگران از چهارچوب‌های ذهنی شما، مشکلات‌تان را در آینده کاهش خواهد داد. همیشه حریم خود را حفظ کنید، آرزوهای‌تان را به دیگران تحمیل نکرده و سعی در تغییر اهداف و آرزوهای دیگران نداشته باشید. در حل مشکلات خود، همواره آماده‌ی پذیرش تبعات و پیامدهای آن باشید. در حل مشکلات بزرگ خود، تلاش کنید تا آن‌ها را به مشکلات کوچک تجزیه کنید. تا زمانی‌که از مشکلات خود رنج‌می‌برید، قادر به حل مشکلات دیگران نخواهید بود. باید هرچه زودتر با تلاش و کوشش، به مشکلات خود فائق آیید تا آماده‌ی کمک به دیگران شوید.
 
نتیجه
آموزش مهارت‌های زندگی، به‌معنی برخورداری از توانایی‌های لازم در حل مشکلات و جلوگیری از تبدیل‌شدن آن‌ها به بحران‌های فرسایشی می‌باشد.مهارت‌های زندگی، از طریق آموزش و تجربه قابل استفاده می‌باشد و فرآیندی است که موجب ثبات در شخصیت و عمق در هویت گردیده، توسعه‌ی فرهنگ فردی را سامان می‌بخشد و موجب رضایت و مقبولیت و موفقیت در زندگی می‌شود.

تاریخ : سه‌شنبه 18 آذر 1393
بازدید : 664
نویسنده : sina95

 


 

خجالت

 

وقتی عیبی که داریم چنان بد است که آن را پنهان می کنیم و خودمان را جور دیگری به همه نشان می دهیم ،یک من دروغین می سازیم. این کار کشتن روح است و مشکلات روانی متعددی به بار می آورد.

 

شرم، ارزیابی منفی ما از خودمان است.این شرم مسموم است چون ما را بی ارزش می داند و از طرف دیگر " شرم سالم" شرمی است که اشتباهات را گوشزد می کند. شرم سالم موجب فروتنی می شود ، سبب می شود با فکر باز دنبال آموختن باشیم، اما در این جا منظور ما شرم مسموم است. همه شرم را پنهان می کنند: سرشان را پایین می اندازند، رخ می گردانند یا قایم می شوند. یادتان باشد که این شرم با خجالتی بودن متفاوت است.

شرم مسموم ارثیه پدر و مادرهای مسموم است. حرف هایی به بچه ها می زنند که جرأت گفتنش را به بزرگ تر ها ندارند. تن پرور،ننر، خپل و... به عنوان وسیله ای برای تربیت بچه ها از آن استفاده می کنند: "خجالت بکش" " تو ما را سرافکنده کردی" " واقعا از تو ناامید شدم" مثلا به بچه هایشان می گویند: خدا خشم را دوست ندارد.( در صورتی که این حرف هیچ مبنایی ندارد) این بچه دیگر خشمگین نخواهد شد چون حتی اگر فکرش را هم بکند شرمسار خواهد شد. نهایتاً کار به جایی می رسد که او خشم را انکار می کند. بالاخره این آدم هم یک روز مثل بقیه ناراحت می شود، خشم هم که درون او پنهان شده است، پس به این ترتیب وضعیت پیچیده ای برایش به وجود می آید؛ عصبانی است ولی نمی خواهد نشان دهد، برای فرار از این وضعیت یک من دروغین خلق می کند که هرگز عصبانی نمی شود.

این من کاذب با من واقعی تفاوت دارد ولی همیشه هم مثبت نیست. من کاذب می تواند پاک و منزه یا گناهکار باشد، قهرمان خانواده یا بُز گرِ گله باشد و ... . یسیاری از معتادها دچار این شرم مسموم بوده اند.

شرم مسموم مولد انواع و اقسام اعتیاد و وسواس است، چون خودش را معیوب می داند پس به دنبال راهی می گردد تا خودش را بهتر ببیند و شرم را پنهان کند.این کارها در نهایت منجر به وسواس می شوند و اعتیاد به هر کاری یا چیزی می شود. مثلا مشروب خوردن سبب می شود آدم موقتاً موضوع را فراموش کند و کمی شجاع شود همچنین پرکاری حواسش را پرت می کند و اضطرابش را کاهش می دهد یا پرخوری وقتش را پر می کند.رابطه جنسی هم وقت پر می کند و مفرح است ، ولخرجی هم تا وقتی پول دارد کار جالبی است و... که به این ترتیب یک چرخه به وجود می آید:

الف) من مشکل دارم و هیچ کس دوستم ندارد.

ب) تا وقتی کسی دوستم ندارد باید جور دیگری باشم یا کاری بکنم که حالم بهتر بشود

ج) از این به بعد بی خیال می شود، پول خرج می کنم و هر کار دیگری که از یاد ببرم

د) درست فکر می کردم من واقعاً آدم ناجوری هستم ( عقب گرد به مرحله اول و از نو...)

 

تمرین برای درک و کاهش شرم

اگر به رفتار معتادان دقت کنید می بینید که مشکل شان فقط استفاده از ماده مخدر نیست. در حقیقت اعتیاد راهی است که برای حل یک مشکل در پیش گرفته اند. اعتیاد این ها را از دست خلأ درون شان نجات می دهد تا با ایرادشان مواجه نشوند. فرد معتاد مشکل را جزئی لاینفک از خودش می داند و راه حلی جز این سراغ ندارد.

در حقیقت پادزهر شرم مسموم، محبت و صمیمیت است. این آدم ها اگر توسط دیگران پذیرفته و دوست داشته شوند ، مشکل شان حل می شود

آیا این مشکل چاره ای هم دارد؟

تنها راه این است که هر چیز بدی را که فکر می کنید دارید با دیگران شریک شوید.مثلا نامه ای به پدر و مادرتان بنویسید که چه چیزهایی در کودکی آزارتان می داده و چه چیزهایی می خواسته اید که هرگز به آن ها نرسیده اید. با یادآوری کودکی خود ، با کودک درون تان هم آشنا می شوید.

یک روش موثر دیگر این است که در خیال به دوران کودکی خود بروید و مثل یک آدم بالغ مشکلات آن کودک را حل کنید. این کارها مقدمه پذیرش خود است. روش های دیگری هم وجود دارند. مثلا باید تمام احساسات، نیازها و خواسته هایی را که قبلا پس زده ایم بپذیریم. یک راه حل این است که به چند نفر که دوستشان ندارید فکر کنید.( این آدم ها نماینده اجزای خودتان هستند که دوستشان ندارید) اگر شما از آدم های خشن بدتان می آید یعنی دوست دارید مهربان و مودب باشید. پس قسمت هایی از خودتان را که خشن است ، نمی خواهید. شما با این قسمت ها جنگی پنهان راه انداخته اید . این جنگ انرژی زیادی تلف می کند ، پس از این به بعد نباید پنهانش کنید ، باید طریقه رفع آن را یاد بگیرید. باید این جزء منفی وجودتان را بپذیرید و با آن زندگی کنید. افزایش اعتماد به نفس ، قاطعیت ، مهارت های ارتباطی و حساسیت زدایی هم در رفع شرم موثر هستند.

نیمی از مردم دنیا بالاخره به یک چیزی معتاد هستند. بسیاری از آن ها دچار شرم مسموم هستند. این مشکل حل نخواهد شد مگر این که:

1. یک ارتباط عاطفی برقرار شود

2. مشکلات کهنه و پنهان ، آشکار شوند

3. کودک درون تحت حمایت قرار گیرد

4. افکار و باورهای غلط مورد بازنگری قرار گیرند

5. افکار مثبت جایگزین افکار غلط شوند

6. از کل مشکل آگاه شوند

بعضی ها می گویند این روش " پدر و مادری کردن برای خود" است. در حقیقت پادزهر شرم مسموم، محبت و صمیمیت است. این آدم ها اگر توسط دیگران پذیرفته و دوست داشته شوند ، مشکل شان حل می شود. کمک کردن به دیگران یکی از بهترین روش ها برای این افراد است.


تاریخ : سه‌شنبه 18 آذر 1393
بازدید : 677
نویسنده : sina95

 


 

 

دروغ

 

« من وقتی از خانه بیرون می روم حسابی آرایش می کنم، ولی وقتی خانه هستم نه. به نظرم ضرورتی ندارد. شوهرم من را همینجوری پسندیده، دلیلی ندارد بخواهم کلی هزینه روی دست خانواده ام بگذارم و وسایل آرایش چند ده هزار تومانی را داخل خانه تمام کنم. به علاوه می دانید به نظر من مهم است که غریبه ترها ظاهر برازنده تری از آدم ببینند، این آبروی شوهرم هم هست».

« خانم من حتی برای من هم سعی نمی کند زیباتر جلوه کند. یعنی وقتی برای این کارها ندارد از صبح سر کار است، البته محل کارمان یکی نیست، وقتی هم می رسد به خانه تا نیمه شب به خاطر شستن و پختن و کار خانه سر پاست. البته این یک استدلال خوش بینانه است. راستش من خیلی ناراحتم چون فکر می کنم او از زندگی با من راضی نیست».

نظر شما چیست؟ آیا دلیل رفتار و افکار این خانم و آقای محترم همین است که بیان کرده اند؟ این سوالی است که در هر زمان برای هر یک از ما نیز می تواند محلی از طرح داشته باشد. آیا علت انتخاب لباسهای مارک دار گران قیمت صرفاً زیبایی آنهاست؟ آیا علت به همسری برگزیدن یک زن یا مرد معتاد عشق است؟ اشتباه نشود. ما در این مقاله به دنبال قضاوت کردن درباره دیگران نیستیم. بلکه می-خواهیم با اندکی تأمل بیشتر در علت رفتارهای مان از خودمان، خود خود واقعی مان شناخت بیشتری پیدا کنیم. راحت بگویم، این مقاله فراخوانی عمومی به این موضوع است: «بیایید به خودمان دروغ نگوییم». عنوان این فراخوان نباید به کسی بر بخورد، چرا که ما انسانیم و می دانیم که انسان استاد خودفریبی است و به تجربه موقعیتهایی را در زندگی دریافته ایم که چیزهای غلط را برای خود درست نمایانده و از پذیرش چیزهای درست امتناع کرده ایم.

خود فریبی، دروغ گفتن به خود است و وقتی اتفاق می افتد که ما به جای یک دلیل واقعی یک دلیل دیگر را که در کوتاه مدت کمتر آسیب زاست برای رفتار خود در نظر می گیریم. این پدیده که در طولانی مدت ما را به سمت نابودی می کشاند به صورت ناهشیار اتفاق می افتد یعنی ما بدون اینکه آگاه باشیم به خودمان دروغ می گوییم. با توجه به این مسئله چطور می توانیم بفهمیم که برای مثال همین حالا در مورد یک مسئله ای با خودمان صادق هستیم یا خیر؟

بهترین راه برای تشخیص اینکه آیا داریم به خودمان دروغ می گوییم یا نه خود مشاهده گری است. این به آن معناست که بدون قضاوت، تمام توجه مان را به خودمان معطوف کنیم و با پرسیدن سوالاتی از خود، انگیزه ها و علل درونی رفتارهایمان را شناسایی کنیم. خود مشاهده گری سه حیطه را در بر می گیرد:

 

1. مشاهده هیجانهای خود

گاهی ما سریعاً به رفتارهای دیگران واکنش هیجانی نشان می دهیم آن هم به صورتی که با مختصات آن رفتار و همینطور ویژگیهای شخصیتی عامل آن رفتار تناسبی ندارد. برای مثال در یک مهمانی یکی از آشنایان را می بینیم که به عنوان فردی خوش معاشرت معروف است اما از ما به سادگی می گذرد. اما ما به همین سادگی از او نمی گذریم بلکه به سر وقتش می رویم و به بیانی تند (که نشانه هیجان خشم است) بی محلی او را تلافی می کنیم. شاید در آن موقع این طور فکر کرده ایم که او آدمی است که همیشه دوست داشته من را تحقیر کند. اما وقتی به کمیت و کیفیت هیجان خود توجه می کنیم می بینیم که این ما هستیم که همیشه وقتی او را می بینیم یا حتی وقتی که می شنویم او هم به مهمانی خواهد آمد احساس بدی پیدا می کنیم. و وقتی بیشتر به خودمان توجه می کنیم متوجه می شویم که او مثلاً شبیه کسی است که خاطره دردناکی را در گذشته برای مان ایجاد کرده است. به عبارت دیگر، می فهمیم که ریشه این احساس بد به خودمان و مسائل حل نشده ای که از گذشته با خود حمل می کنیم بر می گردد نه به آن فرد.

با توجه به این واقعیت وقتی ما نسبت به چیزی یا کسی واکنش هیجانی فوری و نامتناسب نشان می دهیم لازم است مکث کنیم و از خودمان بپرسیم: این هیجان چیست؟ آیا این هیجان واقعاً به موقعیت فعلی مربوط است یا اینکه موقعیت فعلی چیزی را در من زنده کرده است که از گذشته حل نشده باقی مانده است؟

ما رفتارمان هستیم نه آن چه که تصور یا ادعا می کنیم. اگر به خودمان قبولانده ایم که فرد خوش قولی هستیم اما هر وقت به همسر بیمارمان قول می دهیم که او را در معاینه ماهیانه-اش همراهی کنیم فراموش می کنیم یا دیر می رسیم باید بپذیریم که با خودمان صادق نبوده ایم

2. مشاهده افکار خود

ما می خواهیم باور کنیم که افکار ما بازتاب درستی از واقعیت هستند و در نتیجه درباره همه چیز حق با ماست. اما واقعیت برعکس است. متأسفانه بسیاری از افکار ما نادرست هستند. این افکار گاهی بسیار منفی می شوند مانند «من فکر می کنم که همسرم از زندگی با من راضی نیست چون همسر قبلی ام به همین دلیل از من جدا شد». گاهی هم به شکل افراطی مثبت می-شوند مانند «با اینکه معتاد است اما می تواند شگفت انگیزترین آدمی باشد که در تمام عمر دیده-ام». این افکار نادرست در واقع آینه واقعیتهای تلخی هستند که به طور ناهشیار می خواهیم آنها را ندید بگیریم.

با توجه به این واقعیت وقتی متوجه می شویم که تفکر ما افراطی یا غیر منطقی است، لازم است مکث کنیم و از خودمان بپرسیم: «من در مورد همسرم چطور فکر می کنم؟ بسیار خوب؟ یا بسیار بد؟ آیا افکار من افراطی یا تفریطی نیستند؟ آیا من برای توجیه افکار فعلی ام به تجربه های گذشته خود متوسل شده ام؟»

 

 

3. مشاهده رفتار خود

ما رفتارمان هستیم نه آن چه که تصور یا ادعا می کنیم. اگر به خودمان قبولانده ایم که فرد خوش قولی هستیم اما هر وقت به همسر بیمارمان قول می دهیم که او را در معاینه ماهیانه اش همراهی کنیم فراموش می کنیم یا دیر می رسیم باید بپذیریم که با خودمان صادق نبوده ایم.

بنابراین وقتی متوجه می شویم که رفتارمان با کسی که می خواهیم باشیم یا ادعا می کنیم هستیم سازگار نیست لازم است مکث کنیم و از خود بپرسیم: «چرا من اینطور رفتار می کنم؟ چه چیز رفتار مرا بر می انگیزد؟ من چه چیزی را درباره رفتارم نمی خواهم بپذیرم؟ و چرا؟ »

 

انتخاب صداقت

ما نمی توانیم با دیگران صادق باشیم مگر اینکه در وهله اول با خودمان صادق باشیم. لازمه صداقت داشتن با خود این است که هر روز به هیجانات، افکار و رفتارهای خود بیندیشیم و شجاعانه با برخی واقعیتهای تلخ در مورد خود مواجه شویم و بخواهیم تا بدانیم که واقعاً کیستیم. فقط در این صورت است که می توانیم به خودمان فرصت تغییر بدهیم.


تاریخ : سه‌شنبه 18 آذر 1393
بازدید : 608
نویسنده : sina95

 


 

شنونده خوب

 

همه نیاز دارند یک شنونده خوب به درد دل هایشان گوش دهد. شنونده خوب بودن هنر است. در حقیقت گوش کردن نسبت به حرف زدن دو برابر وقت و کوشش می خواهد. اما به هر حال امتیاز آن بسیار زیاد است. این گونه است که فرد حس می کند مورد احترام و درک قرار گرفته و دوستش دارند. تلاش برای پیشرفت در گوش‌دادن همدلانه می‌تواند از ما انسانی بسازد كه در روابط خانوادگی و اجتماعی خود موفق‌تر عمل كنیم و از احترام و مقبولیت بالاتری برخوردار شویم.

 

ایده های تمرینی ارائه شده به شما کمک خواهد کرد یک شنونده دلسوز شوید:

1. وقتی دارید به حرف کسی گوش می کنید، ارتباط چشمی خود را با او حفظ کنید. این به فرد مقابل این پیام را می رساند که شما به سخنان او اهمیت داده و کاملا به او توجه می کنید. وقتی که ناراحت هستید روی از او بر نگردانید . چشمتان را در هنگامی که لحظات کوتاهی به شما نگاه می کند نبندید. وقتی که دارید با هم صحبت می کنید بالای سر او را نگاه نکنید یا به کفش های او خیره نشوید.

 

2. هنگامی که به حرف کسی گوش می کنید، هیچ کار دیگری انجام ندهید. کاملاً توجه تان به فرد مقابل باشد. اگر تلویزیون تماشا می کنید، چیزی می خوانید یا کار دیگری دارید، وقتی که با دقت درگیر آن فعالیت ها هستید و نمی توانید بلافاصله به طرف او برگردید، حقیقت را بگویید که فعلاً مشغول کار دیگری هستید. روش مثبت می تواند این طور باشد که :" می دانم که می خواهی با من حرف بزنی و من خیلی علاقمند هستم ولی می خواهم کاملاً حواسم پیش تو باشد. حالا نمی توانم این کار را بکنم ، اما اگر کمی فرصت بدهی ، ده دقیقه دیگر کارم را تمام می کنم ، آن وقت می نشینم و کاملاً به حرف های تو گوش می دهم " . بیشتر مردم برای چنین تقاضایی احترام قائل می شوند.

 

3. به احساسات گوش بدهید؛ از خودتان بپرسید در حال حاضر عواطف این فرد چیست؟ وقتی که فکر می کنید جواب را می دانید از آن مطمئن شوید. مثلا این طوری فهمیدم " از این که من فراموش کردم احساس ناامیدی می کنی" این طوری به طرف مقابل این امکان را می دهید که احساساتش را واضح تر بگوید. همین طور این به گوینده می رساند که شما کاملاً و با دقت به حرف های او گوش می دهید.

توضیح دهید آن چه را فهمیده اید. افراد نیازمند آنند که حرف هایشان شنیده شده و درک شوند. آنچه فهمیدید و آنچه از احساس طرف مقابلتان متوجه شدید بیان کنید

4. زبان بدن گوینده را مشاهده کنید؛ جمع شدن چانه، لرزش دست ها، اشک ها، چین های پیشانی و حرکت چشم ها به شما سرنخ هایی می دهد که گوینده چه احساسی دارد. بعضی وقت ها زبان بدنی یک چیز می گوید اما حرف های شما چیز دیگری را می رساند. برای این که مطمئن شوید طرف واقعاً چطور فکر می کند و چه احساسی دارد از او سوال کنید. برای مثال ممکن است بگویید : متوجه شدم ، وقتی که گفتی امیدوارم هرگز برنگردد گریه کردی. این نشانه عدم تعادل در احساسات توست. یک بخش از تو می خواهد او را ببینی و بخش دیگر از وجودت می خواهد که هرگز دوباره او را نبینی؟

 

5. صحبت دیگران را قطع نکنید. تحقیقات نشان داده که افراد فقط 17 ثانیه به حرف دیگران گوش می کنند و بعد صحبت دیگران را قطع کرده ، شروع به بیان نظرات خود می کنند. چنین انقطاعی اغلب سبب توقف گفتگو می شود قبل از آن که آغاز شود. هدف از گوش دادن ، شناخت افکار، احساسات، و امیال فرد دیگر است.وقتی که خیلی زود حرف او را قطع می کنید ، هرگز نخواهید فهمید که واقعا منظور آن فرد از بیان مطالبی که می خواست بگوید چه بود.

 

6. سوالات انعکاسی بپرسید. وقتی که فکر می کنید فهمیده اید که مخاطب چه می گوید، با سوالات انعکاسی آن را بررسی کنید. مثلا برای درک بهتر صحبت فرد بپرسید: "چه می شنوم، یعنی می گویی که ....، این که شنیدم درسته؟ یا شما داری می گی که ..." گوش کردن انعکاسی کج فهمی ها را روشن می کند و به شما اجازه می دهد مطمئن شوید یا درک خود را از آن چه فرد می گوید تصحیح کنید.

 

7. بازگویی؛ توضیح دهید آن چه را فهمیده اید. افراد نیازمند آنند که حرف هایشان شنیده شده و درک شوند. آنچه فهمیدید و آنچه از احساس طرف مقابلتان متوجه شدید بیان کنید.

 

8. در مورد هر کاری که ممکن است کمک کننده باشد سوال کنید. متوجه باشید شما سوال می کنید نه این که به افراد بگویید که چه کار باید بکنند. مثلاً بپرسید : آیا می توانم برای کمک به تو کاری بکنم؟ ممکن است او فقط تقاضای حمایت و همدردی داشته باشد. اما اگر گفت: فکر می کنی چکار باید بکنم؟ آن وقت است که اجازه دارید فکرتان را بگویید. هرگز تا مطمئن نشدید که کسی تقاضای نصیحت دارد او را نصیحت نکنید. نصیحت کردن تا زمانی که کسی آن را تقاضا نکرده، نوعی اعمال کنترل بر دیگران است.

 

تاریخ : سه‌شنبه 18 آذر 1393
بازدید : 651
نویسنده : sina95

 


 

زن و شوهر

 

هدف اصلی زندگی همه آدم ها روی کره زمین، رسیدن به تعادل، آرامش و خوشبختی است، اما به دلیل تفاوت های فردی چه از نظر آموزش های عمومی مثل مدرسه و رسانه ها و آموزش های اکتسابی مثل کلاس های مختلف و مطالعه کتب و چه از منظر وضعیت هیجانی و عاطفی و روانی افراد و موقعیت های مختلف و تفاوت در فرهنگ، همه خانواده ها به یک درجه و میزان خوشبختی را تجربه نمی کنند و در این جریان نیز، خانواده های فراوانی هستند که به ندرت تعادل و نهایتاً خوشبختی را تجربه می کنند. لذا اینگونه خانواده ها باید قبل از پرداختن به آخرین راه حل که متاسفانه برای خیلی ها طلاق و جدایی اولین راه حل ، می باشد، بتوانند مهارت های اجتماعی و مهارت های مقابله با اختلافات زناشویی و تعارض و... را کسب کنند که در جهت اصلاح ساختار موجود از دانش، تجربه و تبحر بیشتری برخوردار گردند.

 

عمده ترین مهارت های مقابله با اختلافات در روابط زناشویی:

- مشخص کردن هدف در یک رابطه نزدیک صمیمی

- ارزیابی میزان رضایت از خود

- مسئولیت پذیری فعالانه

- ارزیابی انتظارات از خود و همسرتان

- حساس بودن نسبت به حوزه های مطلوب تغییر

- تمرین تحمل کردن (بردباری)

- ایجاد تعادل بین اعمال مثبت و منفی شریک زندگی خود

- شناخت حقوق خود برای تعیین نیازها

- غلبه بر حسادت

- ارتباط و مذاکره

- خوشبین بودن در قضاوت نسبت به دیگران

- اجتناب از سرزنش کردن و تفکر منفی

چنانچه به دلایل مختلف تعارضاتی بین زوجین یا افراد به وجود آید، باید در کوتاه ترین زمان ممکن نسبت به رفع آن اقدام کرد. در این رابطه یک گفتگوی صحیح که همه آداب و نکاتش رعایت شود، پیشنهاد می گردد

 

فن رفع تعارض و دلخوری در روابط زناشویی

شما از همسرتان دلگیر هستید، حرفی پیش آمده و یا اتفاقی افتاده، می توانید تا از در نیامده و لباس عوض نکرده و تا وقتی خسته از کار روزانه است، همه حرفهایی را که از صبح در ذهنتان مرور کردید را یک دفعه به شوهرتان شلیک کنید، او هم غافلگیر می شود و ماشاءا... کم هم نمی آورد و او هم با نامهربانی با شما برخورد می کند، تمام شد، هم حقتان را نگرفتید، هم دو تا خوردید و هم شب و احتمالا فردایتان هم خراب شد.

آقایان هم همینطور، وقتی که از خانمتان عصبانی هستید و می بینید که او خسته و یا مشغول انجام کاری است، چرا سر حرف را باز می کنید که یک هو عصبانی شود؟ اصلا چرا از محل کارتان به او زنگ می زنید و ناراحتیتان را مستقیما می گویید و بعد منتظر پاسخش نمی شوید و با بهانه این که کار دارید گوشی را قطع می کنید؟ فقط می خواستید آرامش او را تا بعد از ظهر که به منزل می روید به هم بزنید؟ نتیجه این سلب آرامش همسرتان ، سلب آرامش شما و فرزندان هم هست!

چنانچه به دلایل مختلف تعارضاتی بین زوجین یا افراد به وجود آید، باید در کوتاه ترین زمان ممکن نسبت به رفع آن اقدام کرد. در این رابطه یک گفتگوی صحیح که همه آداب و نکاتش رعایت شود، پیشنهاد می گردد.

 

مراحل مناسب حل اختلاف میان زوجین

- ابتدا محل و زمان گفتگو مهم است، هر دو شاد و آرام باشند، خسته نباشند، در حضور بچه ها و دیگر اعضای خانواده نباشد، کار به خصوصی نداشته باشند و ...

- پیش از طرح موضوع، ابتدا عین موضوع را روی کاغذ نوشته و سهم خود را در پیشامد مربوطه مشخص می کنیم، نوشتن ماجرا باعث آرامش روانی می شود و به فرد کمک می کند، موضوع را بهتر بشناسد.

- پیش از صحبت کردن، سعی کنید خود را به جای همسرتان (طرف مقابل) قرار دهید.

- پیش از صحبت کردن با همسر، هرگز موضوع را با دیگران مطرح نکنید، زیرا یا وارونه شده و یا شاخ و برگ می گیرد.

- در ابتدا تأکید کنید که مقصود از طرح موضوع اختلاف، رسیدن به تفاهم و رفع مشکل است.

- تأکید کنید شاید اصل ماجرا، یک سوء تفاهم باشد و قصد دارید آن را رفع کنید.

- سعی کنید از نکات مثبت کارهای اخیر او و یا آنچه از او پسندیده اید، ذکر کنید تا فضا صمیمی تر گردد.

- لحن دوستانه و مهربانانه داشته باشید و سعی کنید در طول گفتگو به هیچ وجه خشمگین نشوید و بر رفتار خود مسلط باشید.

- تأکید کنید ممکن است مقصر ماجرا خودتان باشید و تقصیرهای خود را نیز بر زبان بیاورید تا او به اشتباهاتش پی ببرد.

- سعی کنید از کنایه، زخم زبان، تحقیر و تمسخر استفاده نکنید. گفتگوی خوب، صحبتی بدون تهدید، ترس، وحشت و... می باشد.

- مقایسه نکردن همسر (طرف مقابل)، با دیگران و ذکر نکردن مزیت دیگران، مقایسه رفتار خوب با رفتار نامناسب او انجام شود یعنی مقایسه بین رفتارهای مثبت و منفی شخص باشد و نه رفتارهای او با دیگران.

- از دلخوری ها و رنجش های کوچک شروع کنید و از گذشته دور، یاد نکنید.

- به زمان حال و همین مکان توجه کنید (اینجا و اکنون).


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید