عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
بازدید : 660
نویسنده : sina95

 از آن جا که قرآن کتاب هدایت و راهنمایی به راه سعادت و کمال است و هدایت هم جز از راه عقل و علم میسر نیست، از این جهت علم و دانش اهمیت و جایگاه بسزایی در قرآن کریم دارد. تا جایی که می بینیم آیات بسیار زیادی از قرآن کریم به ارزش و اهمیت علم و معرفت و ابزار و وسایل تحصیل آن؛ مانند تدبر، تأمل، تعقل و ... می پردازد. از این رو بی جهت نیست که می بینیم آیاتی که به نحوی در باب علم بحث می کند، حدود یک چهارم از قرآن را به خود اختصاص داده است. این مسئله عجیبی نیست؛ چراکه اولین آیاتی بر رسول خدا (ص) نازل شد در باب خواندن، علم و دانش، معرفت و شناخت بوده است: "بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید* همان کس که انسان را از خون بسته‏اى خلق کرد!*

 

بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است* همان کسى که بوسیله قلم تعلیم نمود* و به انسان آنچه را نمى‏دانست یاد داد!. فراتر از این اساسا خلقت انسان همراه علم و معرفت بوده است. چنان که قرآن کریم به آن اشاره می کند: "..سپس علم اسماء [علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات‏] را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏گویید، اسامى اینها را به من خبر دهید"!.

 

بنابراین، به راحتی نمی توان تمام این آیات را برشمرد. از این رو در حد توان به بعضی از اقسام این آیات اشاره می کنیم:

 

1. آیاتی که در باره علم الاهی است.

2. آیاتی که در باره علم پیامبر اسلام (ص) و سایر پیامبران (ع) است.

3. آیاتی که در تبیین اهمیت و ارزش علم و دانش است.

4. آیاتی که واژه علم به صراحت در آنها نیامده، اما مفهوم آنها در باره علم و دانش است و بر آن تطبیق می کند که در جواب تفصیلی به ذکر برخی از نمونه ها می پردازیم.

پاسخ تفصیلی

پیدایش علم و دانش با خلقت انسان برابری می کند و همواره بشر در صدد آن بوده که بفهمد و درک نماید، علم و دانش در زندگی انسان دارای جایگاه ویژه ای است. نقش علم در زندگی انسان این است که راه سعادت، تکامل و راه ساختن را به انسان می آموزد. علم انسان را توانا می کند که آینده را همان گونه که می خواهد بسازد. علم مانند ابزاری در اختیار خواست انسان قرار می گیرد و طبیعت را آن چنان که انسان بخواهد و فرمان دهد می سازد.

 

پیامبر اکرم (ص) پیروانش را به فراگیری علم و دانش تشویق می کرد. کودکان اصحابش را وادار کرد که سواد بیاموزند، برخی از یارانش را فرمان داد زبان سریانی بیاموزند. این تأکید و تشویق ها در باره علم سبب شد که مسلمانان با همت و سرعت بی نظیری به جست و جوی علم در همه جهان پرداختند، آثار علمی را هر کجا یافتند به دست آوردند و ترجمه کردند و خود به تحقیق پرداخته و از این راه علاوه بر این که حلقه ارتباطی شدند میان تمدن های قدیم یونانی و رومی و ایرانی و مصری و هندی و غیره، و تمدن جدید اروپایی، خود یکی ازشکوهمندترین تمدن ها و فرهنگ های تاریخ بشریت را آفریدند که به نام تمدن و فرهنگ اسلامی شناخته شده و می شود.

 

خداوند در قرآن می فرماید: "قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون، انما یتذکر اولوا الالباب"؛ بگو آیا دانایان با نادانان مساوی اند؟ جز این نیست که تنها خردمندان یادآور می شوند".[1] اهمیت علم در اسلام آن قدر زیاد است که طلب آن را بر هر مسلمانی واجب دانسته است. پیامبر اکرم می فرماید: "طلب العلم فریضة علی کل مسلم"؛ یعنی جست و جو و تحصیل علم بر هر مسلمانی فرض و واجب است.[2]  معنای حدیث این است: یکی از فرایض و واجبات اسلامی، در ردیف سایر واجب ها، تحصیل علم است. در کتاب های روایی همیشه یک باب مخصوص تحت عنوان "باب وجوب طلب العلم" و یا عنوانی نظیر این عنوان وجود دارد. می فرماید جست و جو و طلب علم بر هر مسلمان واجب است، هیچ استثنایی ندارد، حتی از لحاظ زن و مرد هم استثنایی ندارد. این حدیث می فرماید فریضه علم یک فریضه عمومی است، اختصاص به طبقه ای یا صنفی یا جنسی ندارد.

 

با بیان این مقدمه در اهمیت و جایگاه علم و دانش در مکتب اسلام ، بدیهی است که قرآن به عنوان کتاب آسمانی این مکتب که برای راهنمایی و سعادت دو جهانی بشر آمده و خود حاوی و سرشار از علوم مختلف است به این موضوع اهمیت ویژه داده است و در جای جای این کتاب الاهی به تناسب موضوع علم را مطرح نموده است.

 

تبیین مسئله علم و معرفت در قرآن کریم، نیاز به بحث های مفصل و تدوین کتاب های فراوان دارد. با اندک تأمل در آیات قرآن مشاهده می شود که واژه علم با تمام مفرداتش، همچنین وسایل تحصیل علم و معرفت؛ مانند قلوب، عقول، تعقل، تدبر، خرد، و... دارای اهمیت ویژه است. گزاف نگفتیم اگر بگوییم حدود یک چهارم قرآن در باره علم و دانش است. بدین جهت عجیب نیست که اولین آیاتی که بر رسول خدا (ص) نازل شد در باب علم، خواندن، معرفت و شناخت بوده است: "بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید* همان کس که انسان را از خون بسته‏اى خلق کرد!* بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است* همان کسى که بوسیله قلم تعلیم نمود* و به انسان آنچه را نمى‏دانست یاد داد!".[3] فراتر از این اساسا خلقت انسان همراه علم و معرفت بوده است، چنان که قرآن به آن اشاره می کند: "سپس علم اسماء [علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات‏] را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏گویید، اسامى اینها را به من خبر دهید!".[4]

 

بنابراین، به راحتی نمی توان تمام این آیات را برشمرد. از این رو به بعضی از اقسام این آیات اشاره می کنیم. آیات قرآن را که در باره علم و دانش بحث می کنند در مجموع می توان به چهار دسته به شرح زیر تقسیم نمود:

 

1. آیاتی که درباره علم الاهی است.

2. آیاتی که در باره علم پیامبر اسلام (ص) و سایر پیامبران (ع) است.

3. آیاتی که در تبیین اهمیت و ارزش علم و دانش است.

4. آیاتی که واژه علم به صراحت در آنها نیامده اما مفهوما در باب علم است و بر آن تطبیق می کند.

 

دسته اول آیاتی که در باره علم خداوند متعال است: روشن است که یکی از صفات حق تعالی صفت علیم است. در قرآن کریم آیات زیادی به این موضوع اختصاص دارد. همچنین آیات دیگر به نمونه های از علم الاهی در باره افعال و کارهای روزمره بشر می پردازد. جالب است بدانیم که تنها صفت علیم در قرآن در آیات متعدد به مناسبت های مختلف 32 بار تکرار شده است. به عنوانه نمونه، آیات: 32، 127و 187و 235 سوره بقره، 35 آل عمران، 76 مائده، 13، 96، 80 و 115 انعام، 61 و 23 انفال، 34 و 83 یوسف، 65 یونس، 22 و 109 کهف، 187 اعراف و... در این باره است.

 

دسته دوم آیاتی است که به علم و دانش پیامبر اسلام (ص) و دیگر پیامبران الاهی (ع) می پردازد و بیان می دارد که خداوند علم های گوناگون را به آنها آموخت. آیات: 5 سوره نجم، 22، 62، و 68 یوسف، 74، 79و 80 انبیاء، 62 اعراف و 75 انعام، نمونه هایی از آیات قرآن کریم در باره علم پیامبران است.

 

دسته سوم آیاتی است که در بیان ارزش و جایگاه خود علم است. در قرآن کریم آیات فراوانی وجود دارد که به ارزش و جایگاه علم و دانش و نقش آن در زندگی انسان و ثمرات و نتایج آن در جنبه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی مردم و جامعه می پردازد که در این مقال به گوشه هایی از آن اشاره می شود:

 

1. برخی از آیات به این مسئله می پردازند که علم و دانش یکی از معیارها و ملاک های انتخاب و گزینش افراد برای منصب ها است. آیات 247 سوره بقره و 9 زمر به همین موضوع اشاره دارد: "خداوند او را بر شما برگزیده و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است. خداوند ملکش را به هرکس بخواهد می بخشد....". "آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند..".

 

2. رابطه تنگاتنگ و ناگسستنی علم با ایمان و دریافت مفاهیم و اسرار قرآنی. آیه 7 آل عمران و 162 سوره نساء ، 107 اسراء، 54 حج، 49 عنکبوت، 6 سبأ، نمونه هایی است که از آنها این حقیقت استفاده می شود.

 

3. ترس از خداوند محصول دانش است: " از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می ترسند".[5]

 

4. علم مقدمه ای است برای اثبات حق: "ر گاه بعد از علم و دانشى که (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم".[6]

 

5. علم حجت را بر انسان تمام می کند: " و اگر از هوی و هوس های آنان پیروی کنی، بعد از آن که آگاه شده ای هیچ سر پرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود".[7]

 

6. علم زمینه ساز عوامل نجات انسان از عذاب قیامت است: "خداوند کسانی را که ایمان آورده اند و کسانی را که علم به آنان داده شده درجات عظیمی می بخشد...". "... (در این هنگام ) کسانی که به آنها علم داده شده می گویند: "رسوایی و بدبختی امروز بر کافران است" و ... .[8]

 

7. هم قرین بودن گواهی و شهادت عالمان و دانشمندان با شهادت خدا و ملائکه: "گواهی می دهد که معبودی جز او معبودی نیست و فرشتگان و صاحبان دانش (هر کدام به گونه ای بر این مطلب) گواهی می دهند...".[9]

 

8. صاحبان دانش به پیروی سزاورترند: "ای پدر دانشی بر من آمده که برای تو نیامده است، بنابر این از من پیروی کن، تا تو را به راه راست هدایت کنم".[10]

 

9. علم و دانش مایه بصیرت و بینایی است: "اما کسانی که علم و دانش به آنهاداده شده بود گفتند: وای بر شما ثواب الاهی برای کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام می دهند بهتر است، اما جز صابران آن را دریافت نمی کنند".[11]

 

10. خلاصه آن که علم و دانش دارای چنان اهمیتی است که پیامبر اولوالعزم مشقت های یک سفر سخت و پر مخاطره را به جان می خرد. تا بتواند به آگاهی و دانش بیشتری دست یابد. این داستان در سوره کهف از آیه 65 تا 76 در قصه حضرت موسی و خضر (ع) آمده است: "آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی".[12]

 

دسته چهارم از آیات علم و دانش آیاتی است که واژه علم به صراحت در آنها نیامده، اما مفهوما در باب علم است و برعلم و دانش تطبیق می کند؛ مانند آیات میثاق؛ کسانی که خداوند به آنها کتاب داده (پیامبران) از آنان میثاق گرفته تا حتما آن را به مردم ابلاغ کنند و ... . در این مقال به همین مقدار اکتفا نموده و جهت آگاهی بیشتر در این باره شما را به معجم المفهرس الفاظ قرآن، اثر محمد فؤاد عبد الباقی آدرس می دهیم.

 



[1] سوره زمر، آیه 9.

[2] اصول کافی، ج 1، ص 30.

[3] علق، 1- 5.

[4] بقره، 31.

[5] فاطر، 28.

[6] آل عمران، 61.

[7] بقره، 120.

[8] مجادله، 11؛ نحل، 27.

[9] آل عمران، 18.

[10] مریم، 43.

[11] قصص، 80.

[12] بدیهی است که این آیات در بیان ارزش و جایگاه علم و معلم و حقوق متعلم است. همان گونه که در مقام بیان لیاقت هایی است که باید در جویندگان دانش باشد. برای آگاهی بیشتر در این زمینه می توانید به سوره لقمان و تفاسیر این سوره مراجعه کنید.


تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
بازدید : 602
نویسنده : sina95

 بر طبق آمارهای یکی از شرکت های بیمه ، ازبین عوامل خرابی و ایجاد مشکل در بین کامپیوترهای قابل حمل ریختن مایعات بر روی آنها رتبه چهارم را دارد. از لحظه ای که این اتفاق شروع به رخ دادن میکند و مایع در حال سرازیر شدن بر روی دستگاه است  تا وقتی که روی آن فرود آید تنها چند لحظه فرصت دارید تا باتری را از لپ تاپ خارج نمایید و همچنین آداپتور دستگاه را از برق بکشید. هرچه سریعتر این کار را انجام دهید شانس بیشتری برای سالم نگه داشتن لپ تاپ خود خواهید داشت.

 

 

۱- خشک کردن با هوا

اگر فقط چند قطره ار مایعی تمیز بر روی اپ تاپ ریخته است معقولانه ترین راه این است که لپ تاپ را به حال خود در هوای آزاد رها کنید تا به طور طبیعی خشک شود. لپ تاپ را برعکس کرده و درب آنرا باز بگذارید و به حالت عدد هشت روی سطحی قرار دهید تا هوا بتواند به راحتی بین دکمه های کیبورد جریان داشته باشد. همچنین میتوانید لپ تاپ را روبروی یک فن هم قرارا دهید. از هوای گرم به هیچ وجه استفاده نکنید چراکه امکان آب شدن قطعات پلاستیکی درون لپ تاپ وجود دارد و همچنین ممکن است که به سی پی یو فشار وارد شود. پس از اینکه لپ تاپ را به مدت دو روز به همین حالت گذاشتید حال با لمس کردن اطراف محل ریخته شدن آن مایع مطمئن شوید که خیسی از بین رفته باشد.

 

۲- خشک کردن با یک ماده رطوبت گیر

اگر مایع بطور عمقی وارد لپ تاپ شد میتوانید آنرا با استفاده از یک مکنده رطوبت بیرون بکشید.(مثل ژل سیلیکا یا برنج) به یک جعبه برای قرار دادن لپ تاپ درون آن یا یک پلاستیک درب دار نیاز داریم تا بتوانیم لپ تاپ را به همراه آن ماده خشک کننده درون آن قرار دهیم و با بستن درب آن از محیط بیرون جدا سازیم. پس از پر کردن آن جعبه با مقدار کافی برنج حال باید لپ تاپ را درون آن قرار دهیم و درب جعبه یا پلاستیک را بطور کامل ببندیم تا هیچ هوایی نتواند وارد شود. تا ۲ روز جعبه را به این حالت رها کنید. پس از باز کردن جعبه ، به کمک یک پارچه نرم برنجها و خرده های آن را از روی لپ تاپ پاک کنید و لپ تاپ را روشن کنید.

 

۳- کیبورد را دربیاورید

کیبورد لپ تاپ یکی از راحت ترین و سریعترین مدخل ها برای ورود مایعات به درون لپ تاپ میباشد. گاهی اوقات برای خشک کردن تمامی مایعات نفوذ کرده در سیستم مجبور به بیرون آوردن تک تک دکمه های کیبورد هستیم. ابتدا تمام مایعی که روی بدنه لپ تاپ قابل رویت است را با یک پارچه نرم پاک کنید. پس از برداشتن کیبورد طبق آنچه در دفترچه راهنمای لپ تاپ یا سایت آن نوشته شده است ، باید یک پارچه نرم و تمیز را با استفاده از یک تمیز کننده که چرب نباشد نمدار کنید و روی قطعات لپ تاپ بکشید تا اثر آن مایع از بین برود.

 

۴- الکل

اگر لپ تاپ شما بطور کامل درون مایعی فرو رفت، تنها تمیز کردن و خشک کردن قطعات آن کافی نیست و مطمئنا هنوز مقداری مایع درون برخی قسمت های آن باقی مانده است. از یک تمیزکننده خالص با درصدخلوص ۹۹ درصد مثل الکل ایزوپروپیل برای از بین بردن مایع ریخته شده استفاده کنید. اگر از الکل با درصد کمتری استفاده کنید امکان اینکه پس از تبخیر الکل هنوز مقداری از آن مایع مانده باشد وجود دارد. یک جعبه به اندازه کافی بزرگ را پر از این الکل کنید و لپ تاپ را برای چند دقیقه درون آن قرار داده و بچرخانید بطوریکه الکل به تمام قسمت های درونی آن نفوذ پیدا کند. پس از انجام این کار و خارج کردن لپ تاپ، آن را ۲ روز به حال خود رها کنید تا الکل موجود تبخیر شود.

 

۵- قطعات دستگاه خود را جدا کنید

اگر هیچکدام از روش های بالا کارامد نبود و شما به توانایی خود در جدا کردن قطعات لپ تاپ از یکدیگر ایمان دارید میتوانید قطعات را از یکدیگر جدا کرده و یکی یکی تمیز کنید. این روش میتواند خطرناک باشد پس بهتر است دقیقا طبق آنچه بر روی سایت شرکت سازنده لپ تاپ نوشته شده است شروع به جدا کردن قطعات کنید. پس از جدا کردن قطعات هر فطعه را با یک پارچه کتان آغشته به الکلی که در مرحله ۴ گفتیم تمیز کنید. این قطعات باید برای ۴۸ ساعت پس از تمیزکاری به حال خود رها شوند و سپس دوباره سرهم شده و کامپیوتر را روشن نمائید.


تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
بازدید : 676
نویسنده : sina95

 تلفن‌های همراه روز به روز، هوشمند تر و پیشرفته تر می‌شوند؛ از منشی صوتی اپل گرفته تا ویژگی‌های بسیار جذابی همانند نیشگون گرفتن از صفحه نمایش! اما هربار که به سوی اسمارت فون عزیزتان می‌روید، با خطایی به نام "کمبود شارژ” روبه‌رو می‌شوید. بنابراین در این مطلب، به شما خواهیم آموخت، چگونه با در پیش گرفتن راه‌هایی به افزایش باتری گوشی همراه خود، کمک کرده و هوشمند بودن آن‌هارا، پررنگ تر کنید.
 
1- امکانات ارتباطی تلفن همراه‌ خود را غیر فعال نگه دارید!
فعال نگه‌داشتن بلوتوث و جی پی اس، یکی از عواملی است که باتری تلفن همراهتان به راحتی شارژ از دست می‌دهد و اگر از آن‌ها استفاده نمی‌کنید، همواره سعی کنید چنین گزینه‌هایی را برروی گوشی هوشمندتان، خاموش نگه دارید. همچنین به دلیل تغذیه بسیار بالایی که این امکانات، از منابع انرژی گوشی شما دارند، باتری اسمارت فونتان به زودی عمر می‌بازد!
 
2- تصاویر پس زمینه را به رنگ سیاه و سفید، درآورید!
همواره سعی کنید، میزان روشنایی صفحه نمایش را به حداقل برسانید. اگر صفحه نمایش گوشی شما از نوع سوپر آمولد است، مطمئن شوید میزان روشنایی در حداقل میزان ممکن قرار داشته باشد و یا می‌توانید با فعال کردن گزینه ” روشنایی خودکار” در جهت افزایش طول عمر باتری گوشی خود، قدم مثبتی بردارید.
 
همچنین انتخاب تصاویر پس زمینه سیاه رنگ، در جهت افزایش عمر باتری گوشی کمک خواهد کرد. در صفحه نمایش سوپر آمولد، با به سیاه درآوردن تصویر پس زمینه، پیکسل‌ها خاموش شده و عمر باتری زیادتر می‌شود.
 
3- بر روی برنامه‌ها، مدیریت کامل داشته باشید!
مدیریت برنامه‌ها، در تلفن‌های هوشمند یکی از حائز اهمیت‌ترین مواردیست، که می‌تواند در جهت افزایش عمر باتری گوشی مفید واقع شود. هنگامی که از برنامه‌ای خارج می‌شوید، به کمک برنامه‌ی جانبی و یا تسک منیجر موجود برروی سیستم عامل، آن‌ها را بسته نگه دارید. این عامل، سبب می‌شود تا پردازنده گوشی، شما یک نفس راحت بکشد و از طرفی، با کم‌کردن برنامه‌های در حال پردازش، عمر گوشی‌تان به چند برابر برسد.
 
4- مراقب دمای بالای تلفن همراه‌تان باشید!
گرما و حرارت بالای گوشی، یکی از نشانه‌های فعالیت بسیار بالای پردازنده اسمارت فون هاست. اگرهم شما در یک منطقه با درجه حرارت بالا مانند: نانوایی کار می‌کنید، گوشی خود را برای مدتی هرچند اندک، در بین کف دستانتان نگه دارید یا برای چند ثانیه، به یخچال هدایتش نمایید.
 
اگر با رعایت تمام نکات بالا به نتیجه‌ای نرسیدید، پس اکنون وقت خرید یک باتری نو برای تلفن همراه‌تان، رسیده است. از خرید باتری‌های تقلبی خودداری کنید چراکه نتیجه چنین خریدی، به جزء پشیمانی نخواهد بود!


تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
بازدید : 660
نویسنده : sina95

 

hair-fall-out

پاییز بسیاری از مردم را به یاد رنگ‌های متنوع و دلچسب و پیاده روی های عاشقانه می‌اندازد، ولی متاسفانه برای من آمدن پاییز بیعنی آغاز مشکلات  گوناگون مو است. تغییر در دما و  بارندگی ها می‌تواند تاثیر بدی به روی موهای شما داشته و سبب  مشکلاتی مثل خشکی، شوره سر، الکتریسیته ساکن مو و بسیاری مشکلات دیگر شود. علاوه بر این، در پاییز تاثیر مخرب نور خورشید تابستانی به روی موها آشکار می‌شود و به همین دلیل به نظر من پاییز فصل از مراقبت شدید از مو است.  اگرچه مراقبت از موها در پاییز بسیار راحت‌تر از تابستان است، برخی نکات هست که  باید بدانید. این مطلب را دنبال کنید تا بیشتر درباره مراقبت‌ از مو در فصل سرما بدانیم.

موها را کمی کوتاه کنید

من همیشه در پاییز نوک موها را کمی قیچی می‌کنم تا در صورت وجود موخوره آن را از بین ببرم. ممکن است در اثر تابش نور خورشید تابستانی، نوک موهای شما زبر شده و موخوره گرفته باشد. این مشکل مو قابل درمان نیست. بهتر است برای پیشگیری از آسیب دیدن نوک موها و سوخته به نظر رسیدن آن‌ها، هر دو ماه یک بار آن‌ها را کمی کوتاه کنیم. به این ترتیب همیشه موهایی سالم و زیبا خواهید داشت.

از روغن‌ها و مواد طبیعی استفاده کنید

مراقبت از موها با استفاده از روغن‌های طبیعی فقط مخصوص فصل سرما نیست، اما در این فصل موهای شما بیشتر از همیشه به تغذیه شدن نیاز دارد. آفتاب شدید تابستان، آب استخر و اسپری‌های ضد آفتاب همه و همه باعث ضعیف شدن موها می‌شوند. من برای پیشگیری از خشک شدن موها و پوست سر، چند قطره روغن نارگیل به شامپوی موهایم اضافه می‌کنم. می‌توانید پس از حمام نیز انتهای موهای نم دار خود را با روغن‌های طبیعی ماساژ دهید.

از محصولات مراقبت در برابر حرارت استفاده کنید

در تابستان همیشه موهای ما مدل‌های ساده‌تری دارند: یک دم اسبی ساده یا یک بافت به راحتی با لباس‌های تابستانی ما ست می‌شوند. اما در پاییز و زمستان ما بیشتر از سشوار و اتوهای مو استفاده می‌کنیم. دقت کنید برای حفظ سلامت موها از اسپری موی محافظ کننده در برابر حرارت استفاده کنید. نه تنها در حین سشوار کردن یا اتو کشیدن موهای شما سالم‌تر خواهند ماند بلکه مدل موها نیز برای ساعات بیشتری حفظ خواهد شد.

موها را رطوبت رسانی کنید

با فکر کردن به فصل سرما به یاد خشک شدن و خارش پوست می‌افتیم، اما باید بدانیم موهای ما نیز در مقابل سرما همین واکنش را نشان می‌دهند. در پاییز و زمستان موهای شما به روطوبت بیشتری نیاز دارد تا بتواند خود را با تغییرات دما سازگار کند. رطوبت رسانی به موها از الکتریسیته ساکن موها نیز می‌کاهد. یکی از مشکلات من در فصل سرما همین است که موهایم در اطراف پراکنده می‌شوند. از ماسک‌های مو و نرم کننده‌های حاوی روغن جوجوبا استفاده کنید که علاوه بر رطوبت رسانی کافی به موها از شوره زدن سر نیز پیشگیری می‌کند.

موها را ماساژ دهید

شاید کمی عجیب به نظر برسد، اما ماساژ پوست سر در پاییز و زمستان به شما کمک می‌کند تا جریان خون بهتری در این ناحیه داشته باشید، رشد موها بهبود یابد و در کل موی سالم‌تری داشته باشید. من در حین ماساژ از روغن‌های گیاهی برای تقویت هرچه بیشتر موها استفاده می‌کنم. ۱۰ دقیقه ماساژ پوست سر قبل از رفتن به رختخواب علاوه بر کمک به حفظ سلامت موها باعث می‌شود ریلکس شده و راحت‌تر به خواب روید.


تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
بازدید : 694
نویسنده : sina95

 

مجردها,مجردها بخوانند,خانه های مجردی

با زیاد شدن طلاق و زندگی های ناموفق خیلی از جوان ها ترس از شروع زندگی مشترک دارند. شاید فکر کنند الان برای آن خیلی زود است یا اصلا تجرد بهتر از تحمل دردسرهای تاهل است.

چه خطراتی جوانان مجرد و به خصوص افرادی را که در خانه های مجردی زندگی می کنند، تهدید می کند؟

 مجردها چه کسانی هستند؟ آیا آنها عده ای آدم عجیب و غریب با احتمال بالای ارتکاب جرم و جنایت هستند؟! نه! این طور نیست که اگر این باشد بالغ بر ۲۴میلیون نفر از جمعیت کشور زیر سؤالند!

مشکل از آنجا آغاز می شود که عده زیادی از مردم دوران مجردی را به عنوان دوره ای که ناگزیر، تمام افراد جامعه باید از آن گذر کنند، نپذیرفته اند و نگاه نگران و قضاوتگر جامعه نسبت به دوران مجردی چنان نگاه تیز و برنده ای است که تقریبا غیرممکن است بتوانید بدون اینکه خراش بردارید از کنار آن بگذرید.

حالا سؤال اینجاست که باتوجه به این شرایط و زمینه های عرفی موجود، به طور کلی چه خطراتی جوانان مجرد و به خصوص مجردهایی که در خانه های مجردی زندگی می کنند را تهدید می کند؟ شاید با جواب دادن به این سؤالات ذهن جامعه هم نسبت به آنچه در زندگی مجردی جوانان در جریان است، روشن شود اما این مطلب با کمال احترام تقدیم می شود به جوانان مجردی که می خواهند بدانند چه خطرهایی در کمین این دوره از زندگی شان است.

بزرگ ترین خطر بی پولی است!

نرخ بیکاری درایران بالای ۲۵درصد است در این شرایط خیلی چیزهای بد هست مثلا کلافگی، نگرانی، اضطراب، ناامیدی و بسیاری از اختلالات روحی و روانی متنوع! بنابراین یکی از خطرات برای جوانان مجرد قرار گرفتن در موقعیت هایی است که پس اندازشان را بر باد می دهد.اقدام به ترک زندگی با خانواده بدون پیش بینی دقیق هزینه های زندگی مجردی هم خطر بزرگی است.

وقتی می خواهید به طور مستقل زندگی کنید باید شغل خوب و پس انداز خوب یا لااقل عادت به قناعت داشته باشید، در غیر این صورت از چاله به چاه خواهید افتاد و برای جبران بی پولی تان در بحران های بسیار بد و پیچیده گرفتار خواهید شد پس به طور کلی رفت وآمد با افرادی که به ولخرجی وادارتان می کنند یا برای تان هزینه می تراشند، خطری جدی است و به نظر می رسد که اگر دوستان کاملا مقتصد داشته باشید بی خطرتر است.

خطر! ممکن است یک روز هذیان اشتراکی بگویید!

می گویند در روانشناسی بیماری به نام هذیان اشتراکی هست، به این معنی که همنشینی مداوم با کسی که دارای اختلال جدی روحی و روانی است، می تواند شما را هم گرفتار کند و به هذیان بیندازد، بنابراین اگر جوانی از خانواده جدا شده تا برای خودش زندگی کند باید در انتخاب دوستان صمیمی و همراهانش دقیق و سختگیر باشد.

یک گروه از دوستانی که می توانند برای مجردها به طور جدی، خطر و دردسر درست کنند، آنهایی هستند که باورهای غلط بنیادین دارند به عنوان مثال در ارتباط با فرد غیرهمجنس، عده ای از افراد دارای این باور هستند که ازدواج علاقه شان را به فرد مقابل شان کم می کند برای همین از ابتدای برقراری رابطه با جوان مجرد، این تعهد را بین خودشان ایجاد می کنند که به هیچ عنوان ازدواج نکنند و این باور را طی زمان تقویت می کنند. همین می شود که بعد از گذشت سال ها از یک رابطه عاطفی هیچ اتفاقی در آن نمی افتد و منجر به تشکیل خانواده نمی شود که هیچ، ترس از ازدواج را هم ایجاد می کند که آسیب زاست.

بعضی افراد هم هویت فریبنده دارند و به صورت مرضی به شخص مقابل می چسبند و بسیار وابسته اند، باید از این افراد هم بدون هیچ تردیدی دوری کرد چون می توانند فرد مجرد را به صورت شبانه روزی درگیر خود کنند و او را به طور جدی از زندگی عقب بیندازند.

هر چیزی که ازدواج را به تاخیر بیندازد خطرناک است؟ا

آمار نشان می دهد اختلالات شخصیتی بین مردان متاهل از مردان مجرد کمتر دیده می شود و حتی خطر اقدام به خودکشی بین مردان مجرد بالاتر از مردان متاهل است پس اگر مرد هستید و مجرد هر مسئله ای که ازدواج را برای شما به تاخیر بیندازد یک جورهایی برای تان خطرناک است!

حالا چه چیزهایی ازدواج را به تاخیر می اندازند؟ به جز بی پولی و حواشی آن که همه می دانیم دوستی های اینترنتی و وقت گذرانی در دنیای مجازی که یک جورهایی نیاز به ارتباط رودررو با افراد را از بین می برد، می تواند جزء اولین و به روزترین موانع ازدواج باشد. پس اگر صبح تا شب از سر بیکاری یا بی پولی به جهان مجازی پناه برده اید، یادتان باشد در جریان واقعی زندگی خطری شما را تهدید می کند و آن دنیای پر و پیمان مجازی است که هرچند، وقت و تنهایی تان را پر می کند اما نیازهای واقعی شما را برطرف نمی کند.

مجردها,مجردها بخوانند,خانه های مجردی

دقت کن کجا می روی؟

رفت و آمد با همسایه ها و گرم گرفتن با آنها اگر درست مدیریت نشود جزحاشیه و کنجکاوی های آزاردهنده چیزی ندارد پس باید به مجردها توصیه کرد «تا حد ممکن از اعتماد به غریبه ها و راه دادن آنها به حریم خانه تان پرهیز کنید، این پرهیز هر چند دور و برتان را خالی می کند اما از آن طرف حرف و حدیثش هم کمتر است.

برای روزگار بیماری تان هم روی انسانیت راننده آژانسی که شما را به مرکز درمانی می رساند، حساب کنید.» مجردها می گویند از بیشتر همسایگان آزار و کنجکاوی و حاشیه های غیرقابل پیش بینی دیده اند تا کمک! و البته این جای بسی تاسف است که باید بگوییم گاهی همسایگان نامتعادل، حسود و کنجکاو، خطرناک ترین دشمنان افراد مجردی هستند که تنها زندگی می کنند.

لذت بردن های خطرناک!

روانشناسان می گویند: افرادی که به صورت آنی و لحظه ای تصمیم می گیرند و نمی توانند لذت بردن را به تاخیر بیندازند افراد خطرناکی هستند. همه ما می دانیم معمولا در دوران نوجوانی و جوانی افراد براساس واقعیت ها حرکت نمی کنند و بیشتر تحت تاثیر عواطف و نیازها هستند. دوستانی که دائم دنبال پیدا کردن راهی برای خوشگذرانی بیشتر هستند و جوان مجرد را برای آن تشویق می کنند خطراتی در کمین هستند! لذت گرایی می تواند منجر به اعتیاد یا روابط جنسی خطرناک شود پس افراد لذت گرا، بی بند و بار و خوشگذران به دلیل ایجاد زمینه های بی اخلاقی یا موقعیت های پیش بینی نشده، خطرناک هستند.

دوستان خطرناک نقش بولدوزر را بازی می کنند!

باتوجه به تاثیر زیاد و گریز ناپذیر دوستان بر جوانان مجرد چند دسته از خطرناک ترین دوستان برای این افراد را می شود این طور معرفی کرد: دوستان خودشیفته، بی بندوبار، دارای سوءظن یا بی ثباتی خلق وخو می توانند در تخریب روح و روان افراد مجرد نقش بولدوزر بازی کنند، چون بعد از جدا شدن از خانواده وضعیت روحی و روانی دوستان نزدیک فرد، بدون شک در وضعیت عاطفی و روانی اش بسیار موثر است.

نشست و برخاست با آدم های ناامید و افسرده هم می تواند مجردها را بعد از گذشت مدتی به درد آنها مبتلا کند به طوری که فرد مجرد گاهی از دوست یا همخانه بیمارش، بیمارتر می شود. و اما در پایان خطری در حد بمب اتم افرادی را که دوستان حسود دارند، تهدید می کند. برعکسش هم هست اگر کسی باشد که فرد مجرد نسبت به او حس حسادت دارد باید زودتر قید ارتباطش را بزند چون حسادت یک آسیب روانی است که می تواند در مدت زمان طولانی به جای انگیزه بخشی برای تلاش بیشتر، افراد را فلج کند و به حاشیه بکشد.

برداشت های اشتباه دیگران و یک دنیا خطر!

دکتر حامد محمدی کنگرانی روانپزشک به عنوان متخصصی که به طور مداوم با جوانان مجرد و آسیب های روانی که با آن درگیرند ارتباط دارد، می گوید:

«آنچه روی جوانان مجرد آثار تخریبی روحی و روانی دارد و به واقع خطرناک است بی پولی یا ناامنی از طرف دزدان و بزهکاران نیست بلکه تحمل فشار نگاه عیب جوی جامعه به طور مداوم است. بزرگترها باید بدانند هر کسی که به عنوان فرد مجرد و تنها زندگی می کند از سر خوشگذرانی و بیکاری این نوع زندگی را انتخاب نکرده است. بسیاری از زنان و مردان مجرد به دلیل طلاق یا فوت همسران، دانشجو بودن در شهرهایی غیر از محل سکونت خانواده شان یا جبر خانواده ای که نمی تواند به لحاظ مالی پذیرای شان باشد یا خودش نابهنجار است، به ناچار زندگی مجردی دارند. پس آن پیش فرض اشتباه که هرکس زندگی مجردی دارد لاابالی و خوشگذران است، قضاوت بسیار نادرستی است که صدمات زیادی برای افرادی که به صورت مجرد زندگی می کنند به همراه دارد.

آنچه برای جوانان مجرد یک تهدید روانی جدی است، در بسیاری از مواقع از دل جامعه و باورها و قضاوت های نادرستش بیرون می آید و گاهی این احساس عدم امنیت روانی از طرف همسایگان و حتی مغازه دارها و افرادی که در ارتباط مداوم با این قشر هستند، فشار مضاعفی را برای آنهایی که به ناچار یا خودخواسته از سیستم های حمایتی عاطفی و مالی خانواده محرومند به همراه دارد. حالا وقت آن رسیده که برای تصحیح این نگاه آسیب زا تلاش کنیم و با رویکرد حمایت گر نسبت به جوانان مجرد آنها را در برابر خطرات محافظت کنیم نه اینکه خودمان برای سلامت روانی شان «خطرجدی» باشیم.

تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
بازدید : 663
نویسنده : sina95

 

 
در زندگی با افرادی مواجهه شده‌اید که خود را غیرتی می‌دانند، به اصطلاح رگ غیرتشان می‌گیرد. یا بالعکس کسانی که بویی از غیرت نبرده‌اند آیا وجود این صفت در مردان خوب است یا بد؟
 
به گزارش شاخه طوبی غیرت یكى از صفات و ویژگى‌هاى طبیعى انسان است و هر كس به صورت غریزى و فطرى از آن برخوردار است. وجود این صفت باعث آن مى‌شود كه آدمى از آنچه كه دوست مى‌دارد و یا وظیفه محافظت از آن بدو سپرده شده است ، نگاهبانى نماید . غیرت، صفتی لازم برای حفظ و حراست از کیان خانواده است اسلام عزیز مدلی از روابط میان محرم و نامحرم را طراحی کرده که به صلاح زندگی است و آن را از آفات جدی حفاظت می‌کند لذا مومن باید غیور باشد و نسبت به این مرزها حساس باشد. به نظر می‌رسد یکی از دلایل ناهنجاری های امروز بی غیرتی مردان است. اما نباید فراموش کرد غیرت نیز حد و مرزی دارد.

 

در اهمیّت بحث غیرت در خانواده گفتنى است كه امام صادق (ع) در این زمینه مى‌فرمایند : « مرد براى اداره منزل وخانواده خود به سه خصلت نیاز دارد كه اگر هم به طور طبیعى آنها را نداشته باشد ، باید خود را به تكلّف در آنها وا دارد : خوش رفتارى ، گشاده دستىِ سنجیده ، وغیرت بر حفاظت از آنها » .(میزان الحكمه،ج 5 ،ص97 )

كلمه‌اى كه در تعریف غیرت مرد در خانواده مناسب به نظر مى‌رسد حساسیت است . به این معنا كه غیرت نوعى حساسیت است حساسیتى كه از مسۆولیت برخاسته است زیرا هر كس كه نسبت به چیزى مسۆولیت دارد باید نسبت به آن حساسیت هم داشته باشد . در نظام خانواده نیز مسۆولیت مرد نسبت به همسرش ، غیرتى است كه مرد نسبت به همسر خود دارد و زمانى این نوع غیرت ممدوح است كه با اعتدال همراه گردد . توضیح اینكه غیرت مرد نسبت به همسر و فرزندانش امرى فطرى ، ضرورى و در واقع برخاسته از ایمان و تعهد او بوده و مادامیكه حالت افراطى نداشته باشد جزء شاكله مسۆولیت مرد است .

خانمها نیز طالب غیرت مرد خویشند و مى‌خواهند همسرانشان نسبت به وضع آنها حساس باشند . اصولاً خانمها از مردى كه نسبت به وضع لباس و پوشش آنها بى تفاوت باشد ، ناراضى‌اند . ناگفته نماند این حساسیت مرد تا زمانى از جانب بانوان نوعى دوست داشتن ، محبّت و حمایت تلقى مى گردد كه در حد معقول باشد . اگر از راه اعتدال خارج شده و به سوى افراط و تفریط گرایش یابد ، مذموم خواهد بود و به بدگمانی منفی تبدیل می‌شود ، به گونه‌اى كه مى‌توان چنین گفت :

حد و حدود غیرت تا جایى است كه 1 - از روى بدگمانى ، 2 - همراه با سخت‌گیرى و 3 - براى كسانى كه خود اهل مراقبت‌اند ، نباشد است مگر آن كه به قراینى خلاف آن ثابت شود .  بسیارى از بانوان خود حریم خویش را رعایت مى كنند و در این صورت حساسیت نشان دادن بیشتر آثار منفى به دنبال خواهد داشت.

 امام علی (ع) در سفارش به فرزند خود امام حسن (ع) فرمود: «از غیرت نا به جا [نسبت به زنان] بپرهیز که آن، زن سالم را به بیماری و پاکدامن را به  بدگمانی( اندیشه گنهکاری)، می‌کشاند. (نهج البلاغه، نامه 31)


حال اگر غیرت مرد زیادتر از حد معمول شد چگونه با آن برخورد کنیم حجت الاسلام شهاب مرادی به زیبایی به بیان این امور پرداخته است:

1- زن می‌تواند یک بار وقتی حال هر دوشون خوب  بود و بیرون از منزل  با او در این باره گفتگو کند و محترمانه و بدور از هیجان از خودش دفاع کند در «هفت هشت کلمه یا نهایت دو سه جمله! نه یک سخنرانی انقلابی» در آن چند کلمه با ادبیات خودش  شبیه به این را بگوید:«من پاک و مومن و عفیفم. غیرت تو را می‌پسندم  و برخی کنترل ها را -اگر بدبینی اش غیرمستقیم است- و یا سوءظن های تو را -اگر واضح تهمت زده- را اهانت بزرگی به خودم تلقی می‌کنم. اما بروز خشم فقط حال ما را بدتر می‌کند و گره را پیچیده تر و محکم تر. تو را دوست دارم -این جمله حکمِ یک ترجیع بند را دارد. فراموشش نکنید- تو حق داری و می‌توانی از من در مورد برنامه هایم سوال کنی. اما انتظار دارم دقت کنی این پرسش ها، چک کردن و پلیس بازی نشود. من و تو هر دو محترمیم و همدیگر را دوست داریم و باید مراقب تصویرِ محبوب خود، در ذهن یکدیگر باشیم.»

2- مهم ترین عملکرد زن در این روند ایجاد حس حمایت، اطمینان و امنیت در همسرش است. عبادت هایت را مخفی نکند بگذارد  شوهر او را مکرر در حال نماز و دعا ببیند. این ریاء نیست، او غریبه نیست.

3- زن مراعات رفتار با نامحرم را بیش از پیش در دستور کار قرار دهد. ارتقاء نوع پوشش و حجاب و کنترل برخی از عادات و آداب و رسوم خانوادگی در هر حالی موثر است. پوشش ظاهری و طریقه ی آداب و معاشرتش با دیگران به ویژه آقایان را با دقت و بدون هیچ گونه سوء تعبیری انجام دهد.

4- داشتن صفحه در فیس بوک و چت و پیامک بازی در هر نوعش با هر کسی! مخرب این اطمینان است. از هر فعالیت اجتماعی‌ای، مهم تر؛ حفظ این زندگی است.

5- بدون اعلام وصول پیام بدبینیِ مرد، زن مخفی کاری نکند و در مسیر اطمینان سازی، شفاف سازی حرکت کند. او را در جریان کارهای عادی روزانه بگذارد، نه به عنوان گزارش دادن بلکه به عناوین مختلف از اینکه "چون میدونم نگرانم می‌شی" و "راستی میدونی که امروز باید برم دکتر..." و یا هماهنگی "من ظهر با مامان می‌خواهم بروم خونه خاله معصومه... شما می‌تونی عصر بیایی اونجا دنبالم؟" و مهم ترینش" اجازه گرفتن از شوهر".

6- دوری از بحث و جدل  و توجه  به موضوعات عاطفی و ... .

7- تمام این امور باید با آرامش و صبر و مهربانی انجام شود تا لایه های شک و تردید به مرور از ذهن همسر پاک شود.


تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
بازدید : 567
نویسنده : sina95

  تجربه نشان می‌دهد افرادی که از محبوبیت بی‌بهره هستند نگرانی‌شان از این بابت است که هرچه مسن‌تر می‌شوند شرایط بدتری به سراغشان بیاید در حالی که این موضوع در مورد تمام افراد صدق نخواهد کرد، چرا که برخی در تلاش هستند تا وضعیت را بهبود بخشند و با انجام رفتارهای مناسب بر میزان محبوبیت خود در بین افراد بیفزایند.
البته باید خاطرنشان کرد، اتفاقات خوب، خاطره انگیز و سازنده آینده، در سنین جوانی است که پایه‌گذاری می‌شود و هرچه سن رو به افزایش باشد تمام جوانب زندگی فرد تحت الشعاع قرار خواهد گرفت و ممکن است رنگ فرسودگی به خود بگیرد.
بر همین اساس باید گفت با پیر شدن کیفیت روابط نیز رنگ دیگری به خود می‌گیرند که این تغییر نگران کننده خواهد بود و هر چه در این خصوص دقت و توجه بیشتری به کار برده شود از میزان این نگرانی کاسته می‌شود.

سوگل بهشتی فرصتی برای دیدن
همواره باید به این نکته توجه داشت که با ایجاد تغییری هرچند جزئی در سبک زندگی می‌توان در نظر سایرین محبوب‌تر جلوه کرد. به‌عنوان مثال ممکن است یک سالمند، سال‌ها قبل که روزهای جوانی یا میانسالی‌اش را می‌گذرانده است،هنگامی که پشت فرمان اتومبیل می‌نشسته تا فرزندش را به‌مدرسه برساند، اگر حین رانندگی از او سؤالی پرسیده می‌شد، بیشتر از آنکه به سؤال توجه داشته باشد، شش دانگ حواسش به رانندگی بوده تا مشکلی به وجود نیاید اما حالا شرایط تغییر کرده است و نه تنها به واسطه پا به سن گذاشتن نمی تواند رانندگی کند، بلکه ممکن است ناراحت باشد که دیگر اجازه یا فرصت رانندگی ندارد در حالی که نباید این گونه تصور کرد، چرا که باید از زاویه دیگری به موضوع نگاه کند و به نوعی خود را خشنود سازدکه درست است سالمندی مانع رانندگی کردن او شده اما فرصتی فراهم شده تا مدت زمان حضور در اتومبیل را به اطرافش توجه داشته باشد و تمام تغییرات محل زندگی و رفتارهای مردم را که برای به پایان رساندن روزشان در تکاپو هستند به نظاره بنشیند.
بیدارسازی ذهن
اگر هر یک از توانایی های خدادادی انسان مختل شود برای برقراری ارتباط دچار مشکل خواهد شد؛ فردی موفق است که بر این محدودیت‌ها غلبه کند و با وجود یک مشکل سعی داشته باشد روابط اجتماعی خوبی برقرار کند تا نه تنها خود از گردونه زندگی باز نماند، بلکه اطرافیان را نیز به دایره روابط اجتماعی خود میهمان کند.این موضوع با رسیدن به دوره سالمندی شکل دیگری به خود می‌گیرد. به‌این معنا که سالمندان به‌دلیل کهولت سن، معمولاً از برقراری ارتباط با اطرافیان آن هم به شکل سابق، باز می مانند اما نمی‌توان این محدودیت را دلیلی براین دانست که سالمندان از اطرافیان خود فاصله بگیرند و دایره ارتباطی‌شان را محدود کنند، بلکه لازم است در رفتارشان تجدید نظر کنند و حتی اگر ممکن است دیرتر از آن‌که باید فردی را که به دیدارشان می‌آید، بشناسند باز هم به گرمی از او استقبال کنند و با مهربانی مثال‌زدنی که مختص دوره سالمندی است برخورد داشته باشند تا در دوران پیری هم ارتباطی مؤثر داشته باشند.
حلقه های زنجیره دوستی
بدون شک داشتن زنجیره‌ای از دوستان یا افرادی که گوشه‌ای از ذهن ما را به‌خود اختصاص دهند و در مواقعی که به حضورشان احتیاج داریم یا آنها به بودن ما نیاز داشته باشند برای یکدیگر وقت بگذاریم جزو مواردی خواهد بود که محبوبیت آفرین هستند.
هرچه بتوان بر حلقه‌های این زنجیره و تعداد دوستان باوفا و فهیم افزود و در مقابل بتوانیم برای آنها نیز دوستی لایق باشیم بدیهی است که رگه‌های محبوبیت در ارتباط میان افراد دوانده می‌شود، از این رو برای حفظ محبوبیت و دریافت مزایای آن لازم است در حفظ و سامان دهی به ارتباطات دوستانه کوشا بود.این قضیه با پا به سن گذاشتن پررنگ‌تر و مهم‌تر خواهد شد، چرا که ممکن است همه سالمندان ساعات ابتدایی یا انتهایی روزشان را در اماکن عمومی مثل پارک‌ها سپری نکنند تا به این واسطه افراد جدیدی را وارد شبکه‌های دوستی‌شان کنند، به همین دلیل توصیه می‌شود دوستان قدیمی که به نوعی سرمایه‌هایی ارزشمند به حساب می‌آیند، حفظ شوند و در غیر این صورت با برقرار کردن ارتباط با آنها حتی به صورت تلفنی موجب شادی روحیه‌شان و البته انسجام‌بخشی به شبکه دوستان قدیمی شد.
موضوع مهمی که باید در همین راستا به آن اشاره شود، این است که معمولاً افراد بخصوص زن و شوهرها در زمان‌هایی که بیشتر از حد همیشگی با یکدیگر هستند و فرصت بودن در کنار یکدیگر را دارند، بیش از آنچه توقع داشته باشند، مشغول مشاجره خواهند شد که این موضوع به دلیل اصطکاک بیشتری است که رابطه آنها به خود می‌بینند و لازم است برای حفظ احترام و علاقه نسبت به یکدیگر، این زمان‌ها مورد توجه ویژه قرار گیرند. در همین خصوص می‌توان نگاه را به سالمندانی معطوف داشت که با رسیدن به دوره بازنشستگی زمان بیشتری در کنار یکدیگر سپری می‌کنند.
بهتر است آنها نیز به این نکته دقت داشته باشند که خوب است به جای دامن زدن به بحث و مشاجره‌ها به این فکر کنند فرصت موجود را بعد از سال‌ها شلوغی و دلنگرانی برای سر و سامان گرفتن فرزندان به دست آورده‌اند و اگر شرایط به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد و یکی از آنها تنها می‌ماند، در حسرت همین لحظات می‌بود، بنابراین فرصت را غنیمت بشمرند و با بهره گرفتن از عطوفت و خوش‌زبانی، بهترین لحظات دوران سالمندی را برای یکدیگر بسازند.
درک کردن جوانترها
درست است که گوشزد کردن اشتباهات یا اشکالات رفتاری به یک دوست، موجب بهبود رفتارهایش خواهد شد، اما منتقد بودن مستلزم این است که با زبانی نرم و البته تأثیرگذار بیان شود. حال تصور کنید قرار باشد فردی که پا به سن گذاشته، مدام از رفتار کوچکترها انتقاد کند، طبیعی است که در این صورت محبوبیت خود را از دست خواهد داد. بنابراین باید این مهم را به ذهن سپرد که سعی شود با وجود رسیدن به دوره سالمندی، جوانترها را به باد انتقاد نگرفت، چرا که آنها نیز باید بسیاری از اتفاقات را تجربه کنند تا بر‌اساس تجارب به دست آمده، صحیح‌ترین مسیر را انتخاب کنند و به این ترتیب محبوب بودن سالمندان و بزرگترها نیز حفظ شود.
وقت گذراندن با کودکان آنقدر شیرین است که افراد متوجه گذران زمان خود نخواهند شد. شیرین‌زبانی کودکان و رفتارهای دلنشین‌شان حسی زیبا را به وجود می‌آورد که اگر بتوان رفتاری پذیرفته شده با آنها داشت، بر علاقه کودکان از بودن در کنار فردی محبوب می‌افزاید. این موضوع با پای نهادن به دوره سالمندی رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرد. در واقع کودکان از بودن در کنار پدربزرگ و مادربزرگ‌های خوش‌زبانی که در هر جمله خود، کلماتی زیبا را جای می‌دهند و با تعریف کردن قصه‌های شیرین و آموزنده و مطرح کردن ضرب‌المثل یا معماهای قدیمی لحظات خوشی را برایشان می‌سازند، لذت می‌برند.پس به جای اینکه از برخی رفتارهای خارق‌العاده کودکان نسل جدید تعجب کنید سعی داشته باشید با آنها همراه شوید و با سحر و جادویی که در کلام شیوا و گنجینه دانسته‌های قدیمی‌تان نهان است، برایشان پدربزرگ یا مادربزرگی نمونه و دوست‌داشتنی باشید.


تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
بازدید : 607
نویسنده : sina95

 داشتن رفتار اجتماعی درست، خیلی سخت نیست؛ اما بیشتر ما تصور می‌کنیم که این آداب و رفتارها دیگر قدیمی شده و در دنیای امروز جایی ندارند. اما این اصلاً درست نیست. اگر هر کدام از ما لحظاتی را به بازبینی اصول و قواعد آداب اجتماعی خوب صرف کنیم، متوجه می‌شویم که نه تنها در زندگی شخصی‌مان، بلکه در روابط کاری هم به دردمان خواهند خورد.

در زیر راه‌هایی برای ارتقای این آداب و رفتارها در خودتان اشاره می‌کنیم که مطمئناً کمک می‌کند تاثیر بهتری روی دیگران بگذارید.

آداب اولیه را رعایت کنید
نشان دادن ادب و احترام کار سختی نیست. به زبان آوردن «لطفاً»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و «عذر می‌خواهم» کار آسانی است. این عبارات نشان می‌دهد که برای دیگران احترام قائل هستید. حتی اگر فردی بی‌ادب باشد و اصلاً از او خوشتان نیاید، خیلی بهتر است که شما مودبانه رفتار کنید تا اینکه بخواهید به سطح تربیت او نزول کنید.

آقایان، در محیط‌های بسته کلاهتان را بردارید
این روزها خیلی از مردان جوان از این واقعیت آگاه نیستند که گذاشتن کلاه در محیط‌های بسته بی‌ادبانه است. آقایان عزیز، وقتی وارد ساختمانی می‌شوید کلاهتان را از سرتان بردارید!

در را نگه دارید
این قانون فقط مخصوص مردها نیست. بله، درست است که آقایان باید در را برای خانم‌ها نگه دارند و بگذارند که خانم‌ها زودتر از آنها وارد شده یا خارج شوند اما خانم‌ها هم باید همین کار را برای افراد سالخورده یا کسانیکه دستشان پر است انجام دهند.

وقت‌شناس باشید
هیچ چیز بدتر از منتظر نگه داشتن دیگران نیست. این کار واقعاً بی‌ادبانه است و نشان می‌دهد برای وقت دیگران ارزش قائل نیستید. اگر عادت دارید که همیشه دیر بر سر قرارهایتان می‌رسید، ساعتتان را ۱۰ تا ۱۵ دقیقه عقب بکشید تا سر ساعت برسید.

در انظار عمومی خودتان را آرایش نکنید
اگر نیاز است که روی صورتتان کاری انجام دهید، موهایتان را شانه بزنید و یا آرایش کنید، سعی کنید این کار را جلو چشم بقیه و در محیط عمومی انجام ندهید. به سرویس بهداشتی آن محل بروید و یا صبر کنید تا به خانه بروید. خانم‌ها، زدن سریع رژلب بدون آینه اشکالی ندارد اما درست نیست که کیف لوازم آرایشتان را در یک محیط عمومی بیرون بیاورید و با آینه جیبی شروع به آرایش کردن خودتان کنید. همچنین گرفتن ناخن‌ها یا لاک زدن هم در محیط‌های عمومی کار نادرستی است.

تا حد امکان در محیط‌های عمومی کمتر آدامس بجوید
اگر به دلیلی منطقی مثل خوشبو کردن دهان یا از بین بردن خشکی دهان، باید آدامس بجوید،  سعی کنید این کار را در ماشینتان و بین راه انجام دهید. اگر واقعاً لازم است که در یک محیط عمومی آدامس بجوید، سعی کنید این کار را آرام‌تر انجام دهید و از باد کردن آن یا ایجاد صدای بلند با آدامس خودداری کنید.

زنگ موبایلتان را در صورت لزوم خاموش کنید
اولین کاری که بعد از وارد شدن به یک محیط عمومی می‌کنید این است که زنگ موبایلتان را خاموش کنید. به خاطر داشته باشید که نیازی نیست به همه تماس‌هایی که با شما گرفته می‌شود همان لحظه پاسخ دهید. اگر می‌دانید که تماسی ضروری است، عذرخواهی کنید و به محیط یا اتاق دیگری رفته و آنجا با تلفن صحبت کنید. سعی کنید مکالمه‌تان پشت تلفن کوتاه باشد و از طرف مقابل بخواهید که در اولین فرصت با او تماس بگیرید.

مودبانه حرف بزنید
وقتی با کسی صحبت می‌کنید، چه سر کار باشد و چه در محیط اجتماعی‌تر، هیچوقت درمورد پول، مذهب و سیاست حرف نزنید. این موضوعات بسیار حساس هستند و می‌تواند موجب انفجار احساسی شما یا طرف‌مقابلتان شود و همین مسئله باعث شود صدایتان را بالا ببرید، حتی فریاد کشیده یا از الفاظ نادرست استفاده کنید.

رفتار خوب نشاندهنده این است که برای دیگران ارزش و احترام قائلید و از تربیت خوبی برخوردارید


تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
بازدید : 690
نویسنده : sina95

 


بسیاری از آن‌ها که اکنون روزشان به بگو مگو یا رفت و آمد در راهروهای دادگاههای خانواده می‌گذرد، روزگاری از عشق و علاقه به یکدیگر می‌گفتند و کلی آرزو پشت این جمله در سر می‌پروراندند. به نظر شما چه شد که کارشان به اینجا رسید؟ در صحبتهای بسیاری از آن‌ها اگر دقت کنید، چند رفتار بد را خواهید دید، شما بخوانید و آن‌ها را ترک کنید تا زندگی شما به این سمت و سو نرود.

نکاتی جالب برای تداوم عشق در زندگی

حواس پرتی و گیج بودن را دور بریزید: بیش از اندازه فعال بودن و تمرکز نداشتن، در مکالمه، کار‌ها یا در زندگی، رفته رفته صمیمیت و علاقه بین شما را از بین می‌برد و اگر جزو عاداتتان شود و نخواهید این عادت بد را ترک کنید، به شما اطمینان می‌دهیم بزودی همسرتان آن عشق و علاقه قبلی را به شما نخواهد داشت.

اگر جزو این دسته افرادید، دست بجنبانید و برای استحکام رابطه‌تان هم که شده از حواسپرتی و گیجی فاصله بگیرید.

هرگز از چیزهایی که ندارید، بیش از حد شکایت نکنید: مردم دو دسته‌اند: دسته اول همیشه شکایت می‌کنند (حتی از چیزهای نسبتا خوبی که دارند) و دسته دوم کسانی هستند که از کوچک‌ترین و جزئی‌ترین چیزها نیز استفاده می‌کنند تا خوشحال‌تر و خوشبخت‌تر باشند. شما باید سعی کنید جزء دسته دوم باشید. مسلما کسی که نگرش‌اش به زندگی اینگونه باشد، می‌تواند همیشه همسرش را شیفته خود نگاه دارد.

دست از سرزنش بردارید: بسیاری از خانم‌ها معروفند به جیغ جیغو! اما چه زن، چه مرد، با صدای بلند گله و شکایت کردن فقط برای مدت کوتاهی مفید است و در صورت تکرار یا تدوام، باعث نارضایتی و عصبانیت همسرتان می‌شود. ممکن است همسرتان در برابر رفتارتان حرفی نزد، اما این سرزنش‌ها بالاخره کار خودش را خواهد کرد.

از عیبجویی، انتقاد و مسخره کردن دوری کنید: این تکنیک‌ها، فردی که به او عشق ورزیدید را تحقیرمی کند. به جای آن، با او محترمانه برخورد کنید، و اجازه دهید با شما مثل یک فرشته برخورد کند، و مسئولیتهایی که هر دوی شما موظف به انجام آن هستید را برای داشتن زندگی شاد با هم تقسیم کنید.

عادات بد خود را كنار بگذارید: اگر عادات بدی در زندگی مشترك دارید، آنها را با انجام كارهای بهتر و پرفایده تر جایگزین كنید. ورزش و كارخانه را جایگزین عادات بد خود بكنید، تشخیص عادات بد همسر خود و عهد بستن دو نفره برای یك شروع مثبت و به كارگیری عادات مثبت به جای عادات منفی می تواند به جزیی از روال زندگی مشترك تان تبدیل بشود.


در مسائلی که به او و دیگران هم مربوط است، یکطرفه تصمیم گیری نکنید، یا اگر درباره‌اش حرف زدید، طوری رفتار نکنید که انگار تصمیم از پیش مشخص شده و فقط تاییدیه می‌خواهید!

مغرور نباشید: تکبر و غرور یکی از بدترین رفتارهایی است که در زندگی مشترک به چشم می خورد. تنها نیازهای خود را نبینید. نیازهای همسرتان را نیز درک کرده و تا حد امکان آن ها را برآورده کنید. اغلب جدایی ها، ابتدا با غرور و خودشیفتگی آغاز می شود. در دادن عشق و محبت بخشنده باشید و آن را از طرف مقابل دریغ نورزید. شما باید مانند یک روح در دو بدن باشید و برای پیشرفت و تکامل روحی همسرتان نیز تلاش کنید. آیا به راستی می توان با کبر و غرور به یک زندگی شاد و آرام دست یافت؟!

 قلدری نکنید: این کار هم زشت است هم ناکارآمد؛ زیرا صرفنظر از اینکه موقتاً به خواسته خود برسید یا نه، به همسر شما می‌فهماند که او در نظر شما هیچ ارزشی ندارد و شما هم جای حرف زدن از عشق و علاقه را با روی آوردن به قلدری عوض کرده‌اید.

تدافعی برخورد نکنیدک یکی از ضربه زننده‌ترین عادتهایی است که سرانجام قلب همسرتان را سیاه خواهد کرد! تدافعی برخورد کردن، صحبت‌ها و بحثهای سازنده‌تان را سرد می‌کند. اگر این گونه رفتار کنید، همسرتان دیگر حق صحبت کردن در مورد موضوع مورد بحث را ندارد و با کوتاه آمدنهای پیاپی، نهایتاً دلگیری و دلسردی را به گفت‌و‌گو و صحبت با شما و شنیدن حرف‌هایتان ترجیح خواهد داد.

یکجانبه تصمیم گیری نکنید: گاهی اوقات، شما می‌خواهید رنگ حمامتان را به سلیقه خودتان انتخاب کنید. این مانعی ندارد اما اگر بخواهید درمورد پول، زمان، بچه‌ها و زندگیتان به تنهایی تصمیم گیری کنید، به این معنی است که همسرتان را نادیده گرفته‌اید و یکطرفه و از جانب او هم تصمیم گیری کرده‌اید. در مسائلی که به او و دیگران هم مربوط است، یکطرفه تصمیمگیری نکنید، یا اگر درباره‌اش حرف زدید، طوری رفتار نکنید که انگار تصمیم از پیش مشخص شده و فقط تاییدیه می‌خواهید!

از وابستگی به همسر خود و کنترل او بپرهیزید: گاهی ما خود را بیش از حد گرفتار و یا نگران مشکل دیگران می‌کنیم و در مورد آنها دچار وسواس می‌شویم. درگیر شدن بیش از حد با مسائل دیگران می‌تواند ما و اطرافیانمان‌ را آشفته کند. اگر تمام نیروی خود را صرف مردم و حل مشکلات آنها کنید، برای حل مشکلات خود وقتی نخواهید داشت. اما وابستگی انواع مختلفی دارد. وابستگی شما به همسرتان باعث می‌شود تا بخواهید زندگی را تحت تسلط خود درآورید. و به این ترتیب زندگی را از روال طبیعی خارج می‌کنید. وقتی می‌خواهید بر همسرتان مسلط شوید، در واقع خود را تحت سلطه او در می‌آورید و با این کار افکار و احساسات و آزادی عمل خود را فدای رفتارتان می‌کنید و اراده‌تان را هم از دست می‌دهید. به این ترتیب خودتان بیشتر تحت تسلط در می‌آیید. هر چه بیشتر همسرتان را کنترل کنید، او بیشتر اصرار می‌کند کاری را که دوست دارد انجام دهد. طبیعی است که او در برابر تلاش‌های شما برای تغییر و تحت کنترل در آوردن ایستادگی کند. مشکل افراد وابسته این است که خود را دست کم می‌گیرند و به خود توجهی ندارند. آنها نسبت به خود احساس خوبی نداشته و خود را دوست ندارند؛ به همین علت به خود فرصت نمی‌دهند که به خود و اهداف‌شان برسند، زیرا فکر می‌کنند استحقاق آنها را ندارند.

به تفاوت‌های یکدیگر احترام بگذارید:تفاوت‌های افراد باعث جذب آنان به یکدیگر می‌شود. با افزایش درک و آگاهی می‌توان به تفاوت‌ها احترام گذاشت. وقتی که زوج‌ها تفاوت‌های یکدیگر را بپذیرند و سعی در تغییر یکدیگر نداشته باشند، شباهت‌ها و همانندی‌های بسیاری را نیز در یکدیگر پیدا می‌کنند. گرچه هر کدام از ما منحصر به فرد هستیم، ولی در بیشتر جنبه‌ها به هم شباهت داریم. شریک زندگی شما ترکیبی از تفاوت‌ها و تشابهات مکمل است. زن و شوهرهایی که واقعا به هم عشق می‌ورزند، مفهوم این ترکیب را بسیار خوب می‌دانند. بسیاری از زن و شوهرها دوست دارند همسرشان را تغییر دهند و خصوصیات و رفتار او را همانند ایده‌آل خود بسازند. انسان با تغییر اساسی رفتار و باورهایش صرفا برای ایجاد یک رابطه خوب با طرف مقابلش به تعادل نمی‌رسد و بالاخره این عدم تعادل در مواردی خود را نشان می‌دهد و در زندگی زناشویی تاثیر خود را خواهد گذاشت.

در مواقع سختی، آرامش خود را حفظ کنید: همه ما باید یاد بگیریم در مواقع سختی و مواجه با مشکلات چگونه آرامش خود را حفظ کنیم. برای این کار باید نقاط ضعف خود را شناسایی کرده و روی آن ها کار کنیم. شاید برای غلبه بر این مشکل نیاز باشد مدت زیادی وقت صرف کنیم و حتی از متخصصان در این امر کمک بگیریم. به هر حال باید هر کاری از دست تان بر می آید انجام دهید تا نقاط ضعف خود را از بین برده و بتوانیم راحت تر با مسایل و مشکلات روبه رو شویم.

تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
بازدید : 624
نویسنده : sina95

 


 

همسر خوب

 

شاید تعریف هر کسی از خوشبختی با دیگری فرق داشته باشد اما با این وجود همه باور داریم که آرامش توام با شادی عین خوشبختی است. و این خوشبختی حاصل نمی شود مگر در سایه همراهی که درونی آرام و ظاهری شاد داشته باشد. و هیچ کس در زندگی همراه تر از همسر نیست و نباید باشد.

همسری که آرام باشد و زندگی را با اضطراب های بیهوده، پر از غم و اندوه نکند... همسری که بتواند احساساتش را مدیریت کند و همیشه اسیر احساسات و هیجانات منفی نباشد.

چنین همسری شاید مومن هم نباشد شاید اصلا باور و اعتقاد دینی نداشته باشد اما چون آرام و شاد است زندگی را پر از آرامش و شادی کند. شاید به این دلیل که در خانواده ای آرام و شاد بزرگ شده وخوب تربیت شده است. بر همین اساس، آرام است و برخوردهایش با دیگران همیشه شاد کننده است.

آرامش روحی و روانی مسئله ای است که تاثیر بسیار زیادی در زندگی همسر و فرزندان فرد دارد. (البته گفتنی است فردی که اعتقادات دینی داشته باشد به دلیل همان اعتقادات باید آرام باشد چرا که بزرگترین ثمره ی توکل بر خداوند، آرامش است، اما گاهی افرادی به دلیل داشتن کودکی بد و تحمل اتفاقات ناگوار در زندگی به لحاظ جسمی و عصبی آسیبهایی می بینند که روی اخلاق و رفتارشان تاثیرهای زیادی می گذارد. اینها باید در دراز مدت با خودسازی و درمانهای علمی و اخلاقی برای تغییر و اصلاح خودشان همت کنند).

در هر حال بعضی آدمها همیشه مضطرب و مشوشند. اگر در حال رانندگی هستند دائما به دیگر راننده ها ایراد می گیرند و غر می زنند اگر مسئولیتی داشته باشند به زیر دستان سخت می گیرند و تحقیر می کنند اگر شوهر باشند، شوهری کنترل کننده و مستبد، یا ایراد گیر و ... اند، و اگر زن باشند زنی بدزبان و پیله کننده و... هستند. اینها اگر در حال حاضر هیچ مشکلی نداشته باشند مشکلاتی را برای آینده فرض می کنند و برای آن غصه می خورند...

زنهایی که دائما نا آرام و مضطربند، هر چه زیبا و خوش اندام هم باشند هرگز همراه خوبی در زندگی نیستند. اینها یاد گرفته اند چگونه هر لحظه را با یک غم جدید مخلوط کنند. چنان چه فعلا دلیلی بر خطای همسر نداشته باشند از این می ترسند که همسرشان در آینده تغییر کند تغییری که مقابله با آن در اختیار آنها نباشد. فرض می کنند که اگر همسرم وفادار نماند چه می شود... اگر بیمار شوم و نتوانم دیگر به وظایفم عمل کنم... اگر مهر و محبت همسرم را از دست بدهم و هزاران اگر دیگر که همه روی اخلاق و اعصاب آدم تاثیر می گذارد ...

زنهایی که دائما نا آرام و مضطربند، هر چه زیبا و خوش اندام هم باشند هرگز همراه خوبی در زندگی نیستند. اینها یاد گرفته اند چگونه هر لحظه را با یک غم جدید مخلوط کنند

بدیهی است که با وجود چنین اضطرابهایی نمی توان به دیگران محبت کرد یا خوش برخورد بود. این بی قراریها خود فرد را که از نفس می اندازند هیچ، شریک زندگی را نیز به تنگ می آروند.

همسری که هر گاه در کنارش بنشینی ناراحتت می کند... تا بحثی شروع شود به جای نگران کننده یا ناراحت کننده ای ختم می شود... حرف زدن با او نه تنها لطفی ندارد بلکه آغاز یک درگیری خواهد بود... چنین همسرانی هیچ گاه نمی توانند همراه خوبی برای زندگی باشند. اینها همیشه لبریز از انرژی منفی هستند. هرگاه دیداری حاصل شود نتیجه اش جز انتقال انرژی منفی و دلگیر شدن نخواهد بود در حدیثی گرانبها از حضرت علی بن موسی الرضا نقل شده است: هیچ کس فایده ای بدست نیاورده است که بهتر باشد از همسر شایسته ایی که چون به او بنگرد شاد گردد و چون از نزد او غایب شود عفت خویش و مال او را نگهدار باشد

امام رضا همسر شاد و شاد کننده را بیشترین سود و فایده ای می داند که یک فرد ممکن است در زندگی به دست آورد.

البته هر زنی می تواند چنین همسر و همراهی باشد کافی است یاد بگیرد چطور احساساتش را مدیریت کند. چطور خودش را از شر اضطرابهای بیهوده خلاص کند.

آینده هم وقتی برسد مثل اکنون است اگر مشکلی هم وجود داشته باشد به یاری خداوند آن را حل خواهیم کرد کافی است تصمیم بگیریم که در همه ی لحظه ها مهربان باشیم. و تنها وظیفه ی خومان بدانیم که چگونه با هم اوقات خوشی را سپری کنیم.

برای یک زن هیچ هنری بهتر از این نیست که یاد بگیرد چطور لحظات شاد و عاشقانه ای در زندگی خلق کند. غذای خوب و لذیذ ،لباس زیبا و دلربا، آرایش ... ، همه بهانه هایی هستند تا یک شب خوب سپری شود اما همه ی اینها فرع بر اخلاق هستند. اخلاق خوب و کلام نمکین و شوخ طبعانه اصل قضیه است.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید