عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393
بازدید : 377
نویسنده : sina95

 

 

او که مثل تو عجول نبود زود زن بگیرد. اول تحصیلاتش را با جدیت ادامه داد و شغل باکلاسی پیدا کرد با درآمدی عالی. خانه‌ای خرید و با ماشین خودش به خواستگاری رفت.

 

ra4-3594

 

کاش در ازدواج عجول نبودم و بیشتر صبر می‌کردم. اگر من هم مثل پژمان دندان روی جگر می‌گذاشتم، الآن هزار برابر پیشرفت کرده بودم! این، حرف‌های “امید” بود که بهار سی و یکمین سال زندگی‌اش را تجربه می‌کرد. چند سالی بود که از حال دوست صمیمی‌اش خبری نداشت. مدتی پیش، خبر ازدواجش را از دهان دوستان مشترکشان شنیده بود. در ابتدا تعجب کرده بود: « پژمان! او که الآن سنش از سی سال هم گذشته. چرا این‌قدر دیر به فکر ازدواج افتاده؟»

اما وقتی پاسخ دوستانش را شنید، غمی در درونش جوشید:


« او که مثل تو عجول نبود زود زن بگیرد. اول تحصیلاتش را با جدیت ادامه داد و شغل باکلاسی پیدا کرد با درآمدی عالی. خانه‌ای خرید و با ماشین خودش به خواستگاری رفت. او با خیال راحت زن گرفته و الآن بدون دغدغه زندگی‌اش را آغاز کرده است.»امید با شنیدن این حرف‌ها، سکوت کرد. افکاری پریشان، به سراغش آمد؛ اینکه او برای خواستگاری حتی لباس مناسبی هم نداشت و….

حسابی خودش را باخته بود. ترجیح داد قدری قدم بزند تا شاید آن‌ اوهام را فراموش کند. روی یک صندلی نشست و به‌رسم جوانان این زمانه نگاهش را به صفحه بزرگ موبایلش انداخت و محتویات آن را بالا و پایین می‌کرد تا اینکه چشمش به شماره مشاورش افتاد. مشاوری داشت دانا و دلسوز، امین و باتجربه، متدین و متعهد. فوراً با مشاور تماس گرفت و قرار ملاقاتی فوری گذاشت.

در جلسه مشاوره، همه آنچه اتفاق افتاده بود را با مشاور در میان گذاشت؛ مشاور هم با دقت فراوان حرف‌های او را می‌شنید. بعد از صحبت‌های نسبتاً طولانیِ امید، تبسّمی کرد و پرسید:

- از این زندگی‌ای که داری پشیمانی؟
امید گفت: پشیمان نیستم اما احساس دونده‌ای را دارم که فکر می‌کرده در مسابقه از همه جلوتر است ولی وقتی به خط پایان رسیده، دانسته که از همه عقب‌تر بوده است.

مشاور بعد از پاسخ امید، صحبت‌هایش را شروع کرد:
– با همه مطالبی که گفتی و از زود ازدواج کردن رنجیده‌ای اما من هنوز هم به جوانان توصیه می‌کنم که زود ازدواج کنند. چنین نیست که با تأخیر در ازدواج، زندگی موفق‌تری خواهند داشت. شاید برخی با دیرتر ازدواج کردن، منافعی به دست بیاورند، اما منافعی که با تأخیر در ازدواج از دست می‌دهند خیلی بزرگ‌تر است. آن‌ها شاید چیزی بیش از خروس‌قندی به دست آورده باشند، اما حتماً طلا را از دست داده‌اند!

من منکر موفقیت‌های دوستت نیستم. ولی می‌خواهم تو احساسات را کنار بگذاری و واقعیت را ببینی؛ زندگی فقط این موفقیت‌های دوستت نیست، زندگی خیلی چیزهای دیگری است که نباید از آن‌ها غافل شوی.
شاید برخی با دیرتر ازدواج کردن، منافعی به دست بیاورند، اما منافعی که با تأخیر در ازدواج از دست می‌دهند خیلی بزرگ‌تر است. آن‌ها شاید چیزی بیش از خروس‌قندی به دست آورده باشند، اما حتماً طلا را از دست داده‌اند!

کدوم دوره بهتره ؟مجردی یا متاهلی؟

دوستت دوران جوانی و شور و نشاطش را تنها به درس خواندن گذرانده. اگر حتی در این دوران معنوی و روحی و جسمی آسیبی هم ندیده باشد، در بهترین دوران زندگی‌اش از نعمت همسر بی‌بهره بوده است. او فقط به کتاب و درس اندیشیده. او دوران شادابی‌اش را هزینه کرده تا به کار و سرمایه و امکانات رفاهی برسد. الآن دیگر شور آن دوران آتشین را ندارد. او نمی‌تواند آن شور را بازآفریند. این یک منفعتی است که او از دست داده و نمی‌تواند آن را جبران کند.

اما تو، دوران اوج شور و نشاطت را با همسرت گذرانده‌ای. تو هرگز افسوس از دست دادن جوانی‌ات را نمی‌خوری. زندگی‌ات با آن شور و حال، حسابی گرما دیده، درست مثل چسب حرارتی که هرچه گرم‌تر باشد چسبندگی‌اش بهتر و بیشتر خواهد بود. برخلاف دوستت که زندگی‌اش را از این گرما محروم کرده است.

تو هرچند در طول زندگی مشترکت از برخی منافعی که دوستت به آن‌ها رسیده بهره نبرده‌ای، ولی هنوز فرصت داری تا آن‌ها را جبران کنی. ضمن اینکه اگر امور خانواده‌ات را به‌درستی مدیریت می‌کردی هرگز چنین افسوس نمی‌خوردی. اما برای تو، اکنون هم دیر نیست. فقط یک برنامه‌ریزی درست لازم است. ضمناً، زندگی را میدان رقابت با دوستانت نبین. اگر همیشه به فکر پیش افتادن از دیگران باشی از زندگی خودت عقب خواهی افتاد.
***

کدوم دوره بهتره ؟مجردی یا متاهلی؟

این، ماجرای همسرانی است که در مواجه‌شدن با بعضی دوستان مجردشان، خود را باخته و با اوهامی آن‌چنانی زندگی را به کام خود تلخ می‌کنند.البته علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد؛ هنگام ازدواج باید این امور را بیشتر بررسی کرد و در مشاوره‌ها بیشتر به آن توجه داشت تا در مسیر ازدواج، گام‌ها محکم‌تر برداشته شوند. اما بازهم ممکن است این وسوسه‌ها به سراغ همسران بیاید و آن‌ها را بیازارد.

باید دانست که زندگی تنها پول و مدرک و کار نیست. امور مهم‌تر دیگری نیز در زندگی وجود دارد که شاید به علت وضوح بیش از حدشان از آن‌ها غفلت می‌شود.تسریع در ازدواج، آثار مبارکی دارد؛ کمک به حفظ ایمان و معنویات، دور ماندن از فساد و تباهی، بهره‌مندی از بانشاط‌ترین اوقات جوانی، دور ماندن از بیماری‌های عصبی و روانی و خیلی فواید ریز و درشت دیگر.[۱]

یکی از ثمرات مبارک زندگی، فرزندآوری است؛ ثمره‌ای که تنها از زندگی مشترک همسران مورد انتظار است. کودکان خواستار پدران و مادران جوان‌تر و سالم‌تر هستند. آن‌ها بهتر کودکانشان را می‌فهمند و در انجام وظیفه تربیتی خویش موفق‌تر خواهند بود.

ممکن است بعضی افراد، تسریع در ازدواج را همراه با مشکلاتی بدانند. هرچند برخی از این مشکلات ناشی از کوتاهی والدین در تربیت فرزندان است، ولی برای این مشکلات نیز راه‌حل‌هایی وجود دارد و نباید تنها به پاک کردن صورت‌مسئله اندیشید.

استاد علی‌اکبر مظاهری در فصل چهارم کتاب «جوانان و انتخاب همسر» مهم‌ترین مشکلات در این زمینه را مطرح و راهکارهای قابل قبولی را ارائه کرده است؛ مشکلاتی مثل مشکلات مالی و اقتصادی، درس و تحصیل، مسکن و … . مراجعه به آن فصل و مطالعه آن بسیار مفید است.

فراموش نکنیم که آغاز زندگی مشترک، ممکن است به دلایلی با سختی‌هایی همراه باشد و پیروزی وقتی لذتبخش‌تر خواهد بود که برای کسب آن تلاش بیشتری متحمل شویم وگرنه باید برای مدال طلای مسابقات محلی، ارزشی بیش از مسابقات جهانی در نظر بگیریم!زیبایی و لذت واقعی زندگی مشترک، در ساختن آن توسط همسران است.

زندگی که همه‌چیز آن آماده باشد، فصل هیجان و لذتش را به پایان برده است. برای همسرانی که این‌چنین زندگی مشترک خود را شروع می‌کنند، آغاز زندگی نویی نخواهد بود، بلکه تنها از خانه پدری‌شان به خانه‌ای جدید نقل مکان کرده‌اند و زحمتی برای زندگی خود متحمل نشده‌اند. به همین دلیل، قدرشناسی کمتری نسبت به این زندگی آماده، خواهند داشت.

 

زیباترین و به‌یادماندنی‌ترین خاطرات همسران، در ساختن زندگی مشترک خلق می‌شود؛ خاطرات تحصیل همسران، سفرهای بدون امکانات کامل رفاهی که در کنار هم بوده‌اند، سختی‌هایی که برای تأمین آشیانه زندگی‌شان با همدیگر تحمل کرده‌اند و … .

به خاطر بسپاریم که زیباترین صحنه‌های زندگی مشترک، در ازدواج‎های به هنگام جلوه می‌کند و کسانی که در وقت اضافه، تَن به ازدواج می‌دهند از این نعمت، محروم‌اند.


تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393
بازدید : 373
نویسنده : sina95

  موفقيت، هيجان را به دنبال دارد. کلمه زيبايي است. مثل قدرت هست. اصلاً ابزار قدرت هست. تصادفي هم نيست. همه چيز از فکرتان شروع مي شود. اين سيستم اعتقادي شما و طرز تفکرتان است که زندگي امروزتان را شکل مي دهد. اگر زندگي متوسط الحالي را مي گذرانيد به خاطر تصميمات بدي است که اتخاذ کرده ايد. و تصميمي که گرفتيد هم از طرز تفکر و باورهايتان سرچشمه مي گيرد. بنا بر اين دو راه براي رسيدن به موفقيت و کاميابي در زندگي وجود دارد. شروع از درون و شروع از بيرون!!!

اما اين يعني چه؟

شروع از درون: اگر چه نياز به تمرين و وجود يک مربي دارد، اما به اختصار در مورر آن بايد گفت که گروهي از مردم ابتدا مي انديشند، تصميماتي را ميگيرند، فکر و انديشه هاي خود را شکل مي دهند و سپس بر اساس اين انديشه ها رفتار هايي از خود بروز ميدهند. اين نوع را تغيير از درون به برون مي گويند.

شروع از بيرون: اما گروه ديگر کساني هستند که مدل رفتاري ديگران را الگو برداري مي کنند، رفتار خود را عوض مي کنند. مثلا رفتاري شبه به رفتار يک انسان موفق يا ثروتمند را انجام مي دهند. آرام آرام اين نوع رفتار ملکه ذهن آنها مي شود و فکر آنها هم تحت تأثير رفتار آنها عوض مي شود.اگر چه اين دو با هم تفاوت هايي دارند اما هر دو يک هدف را دنبال مي کنند. در اين مقاله سعي بر اين داريم که نوع موفقيت از دورن را با هم بررسي کنيم. به اين شکل که به جاي الگو برداري از رفتار انسان هاي موفق، از فکر آنها الگو برداري ميکنيم و انديشه هاي آنها را در ذهن مي پرورانيم.

انسان هاي موفق چگونه اند؟

بايد اول از فکرتان شروع کنيد. طرز تفکر افراد موفق را الگوي خود قرار دهيد و مطمئن باشيد که شما هم مثل آنها نتيجه عالي به دست خواهيد آورد.

اما صفت هاي يک فرد موفق چه مي تواند باشد؟

1- شخصيت و منش: همه انسانهاي موفق داراي شخصيت ساخته و منش عالي هستند. اين افراد داراي ويژگي ها و عادت هاي بنيادي مانند سخت کوشي، شرافت، تعهد، تواضع، محبت و .... هستند. آنان از خود منشي عالي نشان مي?دهند. هر گاه بر سر دو راهي قرار بگيريد، تصميم شما تعيين کننده منش شماست؟ بنابر اين فکر کنيد که چطور ميتوانيد منش عالي و شخصيتي همچون يک قطعه سنگ داشته باشيد؟

2- متعهد و عملگرا هستند: تعهد واقعي به انسان الهام مي بخشد. به شما نشان مي دهد که چقدر پايبند به خودتان و زندگيتان هستيد. اما تنها معيار تعهد عمل هست. عامل بودن يکي از ويژگي هاي افراد موفق هست. عامل بودن يعني مسئوليت را بر عهده گرفتن. همه انسانهاي موفق مسئوليت پذير هستند. مهم نيست چه اتفاقي بيفتد، افراد موفق مسئوليت آنرا به گردن مي گيرند. هيچوقت اقتصاد يا کس ديگري را در کسادي کارشان مقصر نمي دانند. درعوض، با قبول اشتباه خود مسئوليت آن را پذيرفته و به فکر بهبود وضعيت مي افتند. افراد موفق مي دانند که اگر ديگران را مقصر بدانيد يا مسئوليت را گردن اين و آن بيندازيد، قدرت کنترل موقعيت را از دست خواهيد داد. خيلي ها فقط روياي موفق شدن را در سر مي پرورانند، اميدوارند که موفق شوند، آروزيشان موفقيت است اما هيچوقت به کارشان متعهد نمي شوند. تا تعهد نباشد، پيروزي وجود نخواهد داشت.

3- امور مهم را در اولويت قرار ميدهند: هميشه کارهاي مختلفي بر سر راه ما وجود دارد. زندگي ما از انبوهي از کارهاي ضروري و غير ضروري تشکيل شده است. اگر چه بعضي از کارهاي غير ضروري را مي توان ترک کرد، اما گروهي از آنها را هرگز نميتوان فراموش کرد. در عوض مي توان با توجه به اهميت آنها، زمان ديگري را براي انجام آنها در نظر گرفت.

4- صلاحيت و شجاعت تصميم گيري دارند: همه انسانهاي موفق جرات تصميم گيري براي موفقيت در زندگي را دارند. مي دانيد، موفق شدن جرات و جسارت مي خواهد. اگر فرصتي پيش رويتان است، براي استفاده از آن نياز به جرات و شهامت داريد. اين مسئله مخصوصاً در موفقيت هاي مالي بسيار مهم است. قبل از اينکه کار و تجارتي را شروع کنيد، بايد جرات بله گفتن به آن و شروع آنرا داشته باشيد. افراد موفق نگرشي مثبت به کار و زندگي خود دارند و براي همين هم به استقبال هر پيشامدي مي روند و آن را به فال نيک ميگيرند. اين افراد تفکر برنده/ برنده را در ذهن خود مي پرورانند و به همين دليل به راحتي و بدون ترس تصميم ميگيرند. ضمن اين که با اين تفکر از قدرت ارتباط و روابط عمومي خوبي هم برخوردار مي شوند.

5- ابتکار عمل دارند: اين افراد بدون فکر تازه خانه را ترک نميکنند. آيا هيچ وقت به دنبال اين بوده ايد که فرصتي پيش بيايد و شما از آن فرصت استفاده کنيد؟ و يا اين که به دنبال ساخت فرصت بوده ايد. افراد موفق و آنان که ابتکار عمل دارند همواره تهديدها را به فرصت تبديل مي کنند. آنان هراسي از آنچه اتفاق مي افتد، ندارند. چون از قدرتي به نام قدرت حل مسئله برخوردارند. تواني که منحصر به نخستيها يعني گونه ميمون و انسان مي باشد و صد البته که اين قدرت در انسان هزاران بار بيشتر است.

6- نظم و انضباط شخصي: افراد موفق، اولين کسي را که مديريت و رهبري ميکنند خودشان هستند. آنها هميشه ميدانند که براي انجام کارهاي مهم دو چيز را بايد در نظر گرفت. اول نظم و دوم وقت نداشتن. براي همين هم همواره با برنامه ريزي قبلي و دقت فراوان کار را شروع مي کنند. اين افراد هيچ وقت بهانه گير نيستند و موشکافانه کارها را دنبال مي کنند.

افراد موفق ويژگي هاي فکر بسيار زيادي دارند. با الگو قرار دادن تفکرات آنها مي توان خود را مهيا کرد که به دنبال آنها پله هاي توفيق را پيمود و به آنچه هدفمان است نزديک تر شويم. اما آنچه مهم است شناخت دقيق و درست اين تفکرات و انجام صحيح آن تحت حمايت و رهبري فردي آگاه است. چه بسا شما تصميمي ميگيريد و مسيري را دنبال ميکنيد با اين اميد که راه را درست مي رويد. اما بعد از گذراندن مدت مديدي و صرف انرژي فراوان متوجه مي شويد که مسير شما اشتباه بوده است. بنابر اين قدم به قدم و بعد از اطمينان از اين که مسير درستي را متناسب با توانايي هايتان انتخاب کرده ايد کار را شروع کنيد.

موفقيت تصادفي نيست

موفقيت هيچوقت تصادفي اتفاق نمي افتد. البته ممکن است که در طول مسير کمي شانس با شما همراه شود و در يک موقعيت خوب قرارتان دهد اما بادوام نيست. موفقيت از آن کساني مي شود که روي شانسشان سرمايه گذاري مي کنند و احتمال شکست خود را پايين مي آورند.

اگر به بعضي از موفق ترين افراد دنيا نگاه کنيد مي فهميد که اکثر آنها از هيچ به آنجا رسيده اند. خيلي از آنها بچه يتيم هايي بوده اند که حتي نمي توانستند سالي يک حمام درست و حسابي بگيرند. اما چطور ممکن است کسي که چنين شانس بدي در زندگي خود داشته است، به چنان موفقيتي دست پيدا کند؟

ساده است، چون موفقيت هيچوقت تصادفي اتفاق نمي افتد. خيلي از اين افراد با تلاش بي وقفه به موفقيت دست پيدا کرده اند چون انتخاب ديگري نداشته اند. اين سخت کوشي برايشان به شکل عادت در آمده و هيچوقت حتي وقتي زندگي مرفهي براي خود تهيه کردند هم دست از تلاش برنداشته اند. کار سخت، هوشمندانه و داشتن دوستان زياد آنها را به اين پله رسانيده است. اينها عناصر موفقيتند که در اختيار همه است، حتي اگر خيلي افراد نخواهند که اين اصول را بپذيرند. از اين گذشته همه ما در انتخابمان آزاديم. مي توانيم تصميم بگيريم که موفق شويم يا شکسته بخوريم، انتخاب با ماست.

موفقيت تصادفي نيست. هيچکس نيست که بدون تلاش و ذکاوت توانسته باشد به موفقيت دست پيدا کند. اين خودتان هستيد که مي توانيد تصميم بگيريد که در زندگيتان موفق باشيد يا ناموفق. انتخاب با شماست. ما براي شما دعا ميکنيم و در کنارتان هستيم تااگر لازم باشد در پيمودن راه شما را همراهي کنيم.

منبع: zistamoon.com


تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393
بازدید : 378
نویسنده : sina95

 

 

شخصيت افراد مشكي‌پوش را بشناسيد


رنگ مشکی از جمله رنگهایی است که همه آن را دوست دارند البته این را بدانید رنگ‌ها پيام‌هاي مختلفي دارند و انتخاب هميشگي يك رنگ از لايه‌هاي پنهاني شخصيت ما خبر مي‌دهد. در صورتي‌كه خودتان يا يكي از اطرافيان نسبت به انتخاب رنگ مشكي تمايل نشان مي‌دهد و بيشتر مواقع او را مشكي‌پوش مي‌بينيد ، همين جا فرصت خوبي است تا بعضي از ابعاد شخصيتي او را بهتر بشناسيد.

 

1.قدرت طلب


اگر به پوشيدن لباس‌هاي اجتماعي علاقه‌مند هستيد، پرستيژ اجتماعي و قدرت براي شما مهم است. فردي مستقل هستيد كه بيشتر مواقع تصميم آخر را خودتان مي‌گيريد و دل‌تان مي‌خواهد روي پاي خودتان بايستيد، زندگي را به تنهايي اداره كنيد و از پس موقعيت‌هاي دشوار زندگي بر آييد. با اين وجود گاهي اوقات محافظه‌كار مي‌شويد و به دليل حفظ شرايط و از دست ندادن قدرت، آهسته و آرام پيش مي‌رويد. رنگ مشكي گاهي اوقات عاملي محدودكننده است و شما را از ريسك و خطر كردن باز مي‌دارد كه اين موضوع گاهي اوقات دردسرهايي براي مشكي دوستان ايجاد مي‌كند.

 

2.جدي و تهديدآميز


 يك مشكي‌پوش بيشتر مواقع خيلي جدي است و از داشتن اين شخصيت لذت مي‌برد. با اين وجود گاهي اوقات مشكي بيش از حد براي مشكي‌پوشان خوشايند نيست. درصورتي‌كه اگر كمي رنگ متفاوت هم به محيط زندگي و لباس‌هاي‌شان راه دهند خشونت‌شان كاهش مي‌يابد و شادي بيشتري را تجربه مي‌كنند. شايد ميل به سرگروهي و قدرت‌طلبي مشكي‌پوشان سبب شود گاهي اوقات دوستان و همكاران مشكي‌پوشان با ديدن اين افراد احساس خطر كنند و رفتارهاي ديكتاتورانه يك مشكي‌پوش براي‌شان آزاردهنده باشد.

 

3. بي‌احساس و پيچيده


افرادي كه به رنگ مشكي زياد علاقه دارند، به احساسات و عواطف توجه نمي‌كنند و ممكن است از نظر شخصيتي پيچيده به نظر برسند. درنتيجه ممكن است ديگران هنگام نشست و برخاست با آنها احساس خوبي نداشته باشند. دوستداران مشكي نمي‌توانند به سادگي اعتماد طرف مقابل را جلب كنند، از اين رو ممكن است دوستان صميمي زيادي نداشته باشند. از سوي ديگر انتظار نداشته باشيد كه سياه‌پوشان افرادي رمانتيك باشند. اين افراد كمتر رمانتيك هستند و بيشتر اوقات با بخش جدي زندگي‌شان همزيستي دارند.

 

 

 

مانيفست زندگي مشكي‌پوشان دوري و دوستي است و در هر شرايطي فاصله‌شان را از ديگران حفظ مي‌كنند. عواطف و احساسات شخص مشكي‌پوش به او اجازه نمي‌دهد به ديگران زياد نزديك شود و يك ديوار حائل بين او و سايرين وجود دارد. رفتارهاي غير دوستانه در ميان طرفداران رنگ مشكي ديده مي‌شود و كمتر نسبت به برقراري ارتباط صميمي دو طرفه تمايل دارند.

 

4.  نوجوانان علاقه مند به مشکي


بعضي از نوجوانان ناگهان به رنگ مشكي علاقه‌مند مي‌شوند و در همه بخش‌هاي زندگي‌شان ردپايي از مشكي را مي‌بينيد. ماهيت دوران نوجواني اين است كه فرد مي‌خواهد هويت خود را پيدا كند و شايد رنگ‌هايي را برگزيند كه ديگران آنها را طرد مي‌كنند يا براي‌شان مقبول نيست. در واقع ممكن است نوجوان در پاسخ به مخالفت اطرافيان به سمت اين رنگ جذب شود و انتخاب رنگي كه مورد قبول والدين نيست، برايش جذاب باشد.به هر حال روانشناسان به والدين توصيه مي‌كنند كه اگر متوجه شدند فرزندشان به‌طور افراطي به مشكي علاقه دارد،

نگران نشوند و او را از رنگ مورد علاقه‌اش منع نكنند. شايد اين افراد مايل باشند عليه سنت‌ها و فرهنگ رايج خانواده رفتار كنند و شنا برخلاف جهت آب را ترجيح دهند. مشاهده اين رفتار از يك نوجوان يا جوان مشكي‌پوش بعيد نيست و انتظار مي‌رود مشكي‌پوش چنين رفتاري را از خودش بروز دهد.افرادي كه مشكي دوست دارند با داشتن رنگ مورد علاقه‌شان در قالب پوشاك، دكوراسيون، اتومبيل و. . . به آرامش مي‌رسند. بعضي وقت‌ها با انتخاب رنگ مشكي از دنياي واقعي فاصله مي‌گيرند و در افكار انتزاعي فرو‌مي‌روند.

 

 

 

5. به دنبال بهترين‌ها

 


آرمانگرايي ويژگي ديگر آدم‌هاي علاقه‌مند به رنگ مشكي است. وقتي مي‌بينيد افرادي در هر شرايطي اول از همه به مشكي فكر مي‌كند، بايد بدانيد كه اين افراد مي‌تواند خودشان را از وضعيت و شرايط ناگوار خارج كرده و حتي از شرايط بد و منفي، به نفع خودشان استفاده كنند. با اين وجود ممكن است برحسب شرايط لذت و خوشي‌هاي زيادي در زندگي‌شان نداشته باشند و هر روز احساس كنند زندگي‌شان خالي از احساسات خوشايند است. استقلال‌طلبي ويژگي ديگر اين افراد است.

اگر قرار است با رئيسي كار كنيد كه هر روز لباس مشكي مي‌پوشد، بهتر است بدانيد راضي كردن او كار ساده‌‌اي نيست. افراد مشكي‌پوش در كارشان چارچوب‌هاي مشخصي دارند و كمتر به مشورت و تبادل نظر با ديگران معتقد هستند. از ايستادن مقابل ديگران نمي‌ترسند و براي به كرسي نشاندن نظرات و عقايدشان تلاش مي‌كنند. از جمله ويژگي ديگرشان اين است كه به جزئيات زياد اهميت مي‌دهند و دل‌شان مي‌خواهد هر كاري را به بهترين نحو ممكن به پايان برسانند.

 

6.  منفي باف

 


اين احتمال وجود دارد كه علاقه به رنگ مشكي از يك منفي‌نگري دروني خبر دهد. افرادي كه هميشه سراغ رنگ مشكي مي‌روند، احتمالا نيمه خالي ليوان در زندگي‌شان پررنگ‌تر است و نسبت به داشتن افكار منفي گرايش دارند. شايد هم به دليل گذراندن يك دوره سخت در زندگي- مانند غم از دست دادن عزيزان، بيماري و سوگواري- دچار اين انتخاب شده باشند تا به كمك رنگ مشكي احساسات دروني‌شان را ترميم كنند و اين رنگ مرهمي بر زخم‌هاي آشكار و پنهاني آنها باشد.

-   روانشناسي رنگ‌ها مي‌گويد كه بعضي از افراد با انتخاب مشكي از احساسات خودشان مراقبت مي‌كنند. در واقع مشكي حائلي بين دنياي بيروني و دروني فرد است و به او كمك مي‌كند به آرامش دروني برسد، احساسات و عواطفش را كمتر با ديگران در ميان بگذارد و كمبود اعتماد به نفس يا ساير بخش‌هاي آسيب‌پذير روحي را پشت مشكي پنهان كند.

-  هنگام مصاحبه‌هاي شغلي در مورد پوشيدن لباس مشكي محتاط باشيد چون ممكن است نشان دهد فردي تهديدآميز هستيد و اهداف خوبي در سر نداريد. البته در ‌مهماني‌هاي شب پوشيدن لباس مشكي شيك‌تر است و از قدرت شما حكايت مي‌كند. اين رنگ با برخي از احساسات منفي مانند حس گناه، ترس يا مرگ هم در ارتباط است. مشكي در كنار رنگ‌هاي ديگري مانند سورمه‌اي و بنفش تيره براي ‌مهماني‌هاي رسمي مناسب به نظر مي‌رسد. به خانم‌ها توصيه مي‌شود همراه با لباس شب مشكي، از زيورآلات براق استفاده كنند تا ظاهري شيك و آراسته‌تر داشته باشند.


تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393
بازدید : 322
نویسنده : sina95

 

 

 

 

پيامدهاي طلاق و جدايي زوجين


طلاق و جدايي در زندگي زناشويي يکي از وقايع تلخ زندگي و فرآيندي است چند نسلي که نه تنها بر زوج?ها و فرزندان آنها تأثير مي‌گذارد، بلکه خانواده‌هاي آنها و ساير خويشاوندان را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد. در روايات اسلامي، طلاق، بشدت مذمت شده و به عنوان زشت‌ترين حلال‌ها از آن ياد شده است.مشکلات پس از طلاق را مي‌توان به چند گروه تقسيم کرد. يکي از مشکلات پس از طلاق، جبران آسيب هيجاني ناشي از طلاق است.

حتي در بهترين شرايط، طلاق تجربه هيجاني ناراحت‌کننده‌اي است و در بدترين شرايط، مي‌تواند به شوک و سردر گمي شديد منجر شود. مشکل و آسيب ديگر حاصل از طلاق زوج?ها، تنهايي و مشکل سازش دوباره با اجتماع است.در زندگي زناشويي حتي اگر زن و شوهر نتوانند خوب با هم کنار بيايند، باز هم همنشين يکديگرند و حداقل گاهي اوقات مي‌دانند که فرد ديگري در خانه منتظر آنهاست اما پس از طلاق رفته رفته مي‌فهمند

 

که تنها بودن چه معنايي دارد. مسائل مالي ايجاد شده پس از طلاق مشکل بعدي حاصل از جدايي زوجين است. از مشکلات ديگر مي‌توان به کنار آمدن با نگرش‌هاي جامعه اشاره کرد، در واقع بايد گفت بخشي از آسيب طلاق از نگرش جامعه به طلاق و افرادي که طلاق گرفته‌اند نشأت مي‌گيرد، طلاق در چشم عده‌اي از افراد، نشانه شکست اخلاقي يا شاهدي بر بي‌کفايتي فردي است، احساسي که به‌طور مستقيم از طلاق حاصل مي‌شود،

احساس فقدان و شکست است. برخي از مردان و زنان در پي طلاق از اجتماع طرد مي‌شوند. آسيب بعدي ناشي از طلاق و جدايي، سازماندهي مجدد مسئوليت‌هاست. فرد طلاق گرفته‌اي که سرپرستي فرزندان را به عهده دارد با افقي از بار مسئوليت‌ها روبه‌رو خواهد شد. چون ناگزير است همه وظايف خانواده را که قبلاً بين دو نفر تقسيم مي‌شد، به تنهايي به دوش بکشد.اما يکي از مهم‌ترين آثار و مشکلات طلاق، روابط با فرزندان است.

 

در بسياري از طلاق‌ها، فرزندان صغير وجود دارند. در اکثر اين موارد، سرپرستي فرزندان به مادر سپرده مي‌شود و به پدران حق ملاقات با فرزندان داده مي‌شود. بر اساس آمار، در نزاع‌هاي خانوادگي، بيش از يک دوم پدران در نهايت از حق سرپرستي محروم مي‌شوند. وقتي چنين اتفاقي رخ مي‌دهد، بسياري از پدران طلاق گرفته غير سرپرست، ملاقات منظم با فرزندانشان را ترک مي‌کنند. برخي از مردان طلاق گرفته به تکاليف قانوني خود

در قبال فرزندان عمل نمي‌کنند. برخي از پدران از ملاقات منظم با فرزندان خود محروم مي‌شوند يا اجازه ملاقات در فواصل طولاني به آنها داده مي‌شود، که اين امر مي‌تواند فشار روحي زيادي بر آنان وارد نمايد. برخي از مردان از پدري کردن بدون حق سرپرستي خشمگين‌اند زيرا چنين وضعي به معناي از دست دادن تسلط آنان بر فرزندانشان است.پژوهش‌ها حاکي از اين است که اگر طلاق والدين در زماني صورت گيرد که فرزندان بزرگتر شده‌اند،

 

روابط صميمانه پسران با هر دو والد کاهش خواهد يافت، از صميميت دختران با پدران به ميزان قابل توجهي کاسته خواهد شد، اما صميميت آنان با مادران کمتر آسيب مي‌بيند.طلاق والدين به رشته‌اي از تعامل‌هاي استرس زا بين کودک و محيط او مي‌انجامد. موفقيت کودکان در کنار آمدن با اين تعامل‌هاي منفي پيامدهاي عمده‌اي بر سلامت روان آنان دارد. در واقع، عوامل استرس زاي پس از طلاق ممکن است

تأثير عمده تري بر سلامت روان کودک داشته باشد تا خود طلاق. البته ترديدي نيست که اين استرس‌ها، همه را يک اندازه تحت تأثير قرار نمي‌دهد. متخصصان بر اين نکته تأکيد دارند که کودکان، طلاق را رويدادي مهم و منفي مي‌دانند که سبب بروز هيجان‌هاي دردناک، سردرگمي و بلا تکليفي مي‌شود. برخي از متخصصان باليني عقيده دارند که اکثر کودکان، کم و بيش طي يک سال، بار ديگر تعادل روانشناختي خود را به دست آورده

 

و منحني رشد و تکامل طبيعي خود را از سر مي‌گيرند. برخي ديگر نيز تصور مي‌کنند که اغتشاش حاصل در زندگي کودکان، مانع رشد سالم اجتماعي – هيجاني آنان مي‌شود. کودکان احساس مي‌کنند که توسط پدرشان رها شده و آن احساس امنيت اساسي که براي رشد خود به آن نياز داشتند، از آنها دريغ و ناگزير شده‌اند مسئوليت سلامت و رفاه والدين خود را، مانند فردي بزرگسال تقبل کنند. نيمي از اين کودکان

به عنوان مردان و زناني ناموفق و خود سرزنشگر به دوران بزرگسالي قدم مي‌گذارند و 10 تا 15 سال پس از طلاق سطح بالايي از سوء مصرف الکل، بزهکاري و هرج و مرج جنسي در آنان مشاهده مي‌شود. مواردي که بر کيفيت سازش‌پذيري کودکان با طلاق تأثير مي‌گذارد عبارتند از: جنس و سن کودک در زمان جدايي يا طلاق، مزاج کودک، دانش بين فردي و منابع او براي انطباق با طلاق، ميزان کشمکش‌هاي قبل، بعد و هنگام طلاق،

 

کيفيت روابط والد با کودک، سلامت جسمي و رواني والدين، چگونگي حضانت کودک، ازدواج مجدد والدين، تعداد تجارب مهم زندگي پس از طلاق، حمايت‌هاي اجتماعي والدين و فرزندان. همچنين احتمال ازدواج کودکان طلاق در سن پايين و نيز طلاق گرفتن بيشتر است.در واقع کودکان دوره‌اي از سوگ و داغ ديدگي را طي مي‌کنند که ممکن است با افسردگي و نوميدي همراه باشد. واکنش‌هاي شايع ديگر عبارتند از افزايش احساس ناامني

و اضطراب درباره آينده. تصور کودکان اين است که: «اگر مرا واقعاً دوست داشتي، از پيشم نمي‌رفتي و ترکم نمي‌کردي». برخي حالت بسيار تملک گرايانه نسبت به والد ديگر پيدا مي‌کنند.اگر يکي از علل عمده کشمکش‌هاي زوجين، مشکلات فرزندان باشد، واکنش کودکان متهم کردن خودشان است. واکنش شايع ديگر اشتغال ذهني با آشتي دادن والدين است.پس از آنکه کودکان از آشفتگي رها شدند، واکنش شايع ديگر احساس خشم است

 

که خصوصاً متوجه والدي مي‌شود که او را در طلاق مقصر مي‌دانند. کودکان ناگزيرند سازگاري‌هاي ديگر نيز پيدا کنند. اگر والد مجدداً ازدواج کند، کودکان با ضرورت سازگاري مجدد کامل با والد خوانده روبه‌رو مي‌شوند. همچنين تحقيقات انجام شده پيرامون افت تحصيلي و طلاق والدين، نشان دهنده اين است که اين کودکان افت تحصيلي قابل ملاحظه‌اي پيدا مي‌کنند.

اگر طلاق زماني صورت گيرد که کودکان هنوز خيلي کوچک هستند تا بفهمند چه اتفاقي در شرف وقوع است، عوارض آن کمتر است(کالات، 1386: 97). اما به هر حال، آسيب شناسان اجتماعي بر اين باور هستند که پس از جدايي والدين، مسائل روحي و رواني متعددي براي فرزندان ايجاد مي شود. از جمله:

 

 

* بدبيني:


بچه هاي طلاق آينده خوبي را براي خود تصور نمي کنند و اطمينان خود را به ارکان زندگي از دست مي دهند و در آينده نسبت به افراد پيرامون خود و در مقياس بالاتر يعني اجتماع به نوعي دچار بي اعتنايي و بي توجهي مي شوند. بدبيني به جنس والد ديگر نيز از تبعات منفي طلاق بر فرزندان مي باشد.

 

* کاهش اعتماد به نفس:


فرزندان پسر طلاق در بسياري از موارد تمايلات هم جنس گرايانه از خود بروز مي دهند و اتکاي به نفس آنان نيز به شدت کم مي شود. اصولاً ميزان خودکشي در ميان آنان به نحوي شاخص افزايش مي يابد.

 

* اختلالات رواني:


فرزندان طلاق تا 5 سال بعد از طلاق والدين، ‌به هيچ وجه نمي توانند ثبات هيجاني و عاطفي خود را به دست بياورند. اين گونه کودکان در بسياري از موارد دچار اختلالات شخصيتي خواهند شد (ستوده، 1386: 212و 213). هم چنين طلاق و جدايي پدر و مادر موجب التهاب و نگراني و تشويش فرزندان آن ها مي شود. در موقع جدايي پدر و مادر، اغلب سرنوشت کودکان بازيچه دست والدين و وسيله انتقام جويي آنان قرار مي گيرد.

محروم کردن کودک از ديدار پدر يا مادر در روحيه او تأثير سوء مي گذارد که عکس العمل آن بعدها به صورت عصبانيت و بدخلقي و با افسردگي و لجبازي و تمرد از اوامر پدر و مادر و ديگران تجلي خواهد کرد. در خانواده اي که تفرقه و جدايي حکومت کند، اگر چه کودک در عمل و در ظاهر از کانون خانوادگي طرد نشده است، ولي در باطن اغلب از محبت پدر و مادر و يا هر دو محروم شده و در نتيجه از نظر روحي پژمرده و عبوس و بي حوصله مي شود(شامبياتي، 1385: 202و 216).

 

* گوشه گيري و انزوا:


گاهي که فرزندان در حل مشکلات خانواده احساس ناتواني کنند، به نوعي عقب نشيني دست مي زنند و آن پناه بردن به انزوا و گوشه گيري است (همان، 223).

 

* بروز رفتارهاي پرخاشگرانه:


نوجوانان در مقايسه با خردسالان سازش پذيري بيش تري نسبت به مسئله طلاق نشان مي دهند و شايد به اين دليل باشد که در اين دوره، نوجوانان استقلال بيش تر پيدا کرده و ارتباط نزديکي با والدين ندارند. اما بسياري از آن ها در ابتداي جدايي احساس فريب خوردگي کرده و برخي نيز و اکنش تندي از خود نشان داده و سعي مي کنند از محيط خانه دور باشند (همان، 230).

 

* اختلال در فرآيند جامعه پذيري:


گسيختگي خانوادگي، فرآيد جامعه پذيري فرزندان را با مشکل مواجه خواهد ساخت، زيرا خانواده هاي تک والدي قادر نيستند الگوهاي نقشي مناسبي براي فرزندان باشند و بي ثباتي در نظام خانواده موجب روابط ضعيف فرزندان با پدر يا مادر مي شود (احمدي، 1384: 131 و 132).

 

* فشار رواني زياد:


طلاق تنش زيادي ايجاد مي کند. معمولاً تنش، مشکل بزرگسالان دانسته مي شود؛ اما فرزندان طلاق فشارهاي شديدي را احساس و تحمل مي کنند و اين در حالي است که فاقد مهارت هايي هستند که بزرگسالان براي پذيرفتن اين فشارها و استفاده از فرصتهاي موجود براي کاستن از اين فشارها به آن ها تکيه مي کنند. پيش بيني و اکنش فرزندان نسبت به طلاق غير ممکن است و حتي پس از مشاهده واکنش نيز هميشه نمي توان معناي واکنش او را درک کرد.

 

* احساس حقارت نسبت به ساير دوستان:


فرزندان طلاق احساس مي کنند که متفاوت هستند و اغلب بر اين باورند که هيچ کس واقعاً آن ها را درک نمي کند و از فرزنداني که پدر و مادرشان از هم جدا نشده اند، کمتر هستند (نيومن و رمانوسکي، 1385: 13و 16).

 

* افزايش آمار طلاق:


نتايج يک پژوهش (2006) در دانشگاه آکسفورد نشان داده است که طلاق در محيط کار مي تواند واگيردار باشد. به اين ترتيب که اگر در يک محيط کار تعداد زيادي از کارکنان طلاق گرفته باشند و اين موضوع به صورت عادي درآيد، ممکن است تأثيرات منفي اجتماعي و روان شناختي آن ناديده گرفته شود و فضايي ايجاد شود که ساير افراد احساس کنند افراد مجرد و آن هايي که طلاق گرفته اند راحت تر هستند و درگير مسائل خانوادگي نيستند. يا اين که مي توانند بيش تر اضافه کاري کرده و در مأموريت هاي شغلي شرکت کنند(فولادبند، 1385، 8).

 

 

* افزايش بزهکاري و بيماري هاي اجتماعي:


به محض متلاشي شدن خانواده، بزهکاري شروع مي شود؛ چراکه وجود خانواده عاملي عليه بزهکاري است. بدترين خانواده ها بهتر از نبودن آن است. رابطه عمده اي بين طول مدت بزهکاري و عدم کفايت، ‌لياقت و يا موفقيت والدين از مراقبت از کودک وجود ندارد؛ ولي طول مدت اقامت کودکان در خانواده و وجود والدين و زندگي با آن ها، ‌در روابط خانوادگي و جلوگيري از انحراف آن ها کاملاً مؤثر مي باشد. مرگ، جدايي والدين، طلاق دادن يا طلاق گرفتن زن و ترک خانواده در روحيه کودکان و احتمالاً در ارتکاب بزه از ناحيه آنان مؤثر خواهد بود و در اثر محروميت از ديدار پدر يا مادر، کودکان احساس فقدان رنج آوري مي کنند که عکس العمل ناراحتي مذکور بعدها به صورت عصبانيت، ‌بداخلاقي، تمرد از اوامر پدر يا مادر و ديگران و بالاخره عدم انطباق اجتماعي خواهد بود(شامبياتي، 1385: 224).


طبق تحقيقات پژوهش گران کانادايي، طلاق و فروپاشي خانواده ضمن بر هم زدن تعادل رواني و عاطفي افراد خانواده، موجب بروز 70 درصد آسيب هاي اجتماعي مي شود. طلاق تأثير منفي و مستقيم بر کودکان دارد و اين تأثيرات به جنس، سن، ‌شخصيت ميزان ناسازگاري و درگيري والدين و حمايت خانواده و دوستان کودک بر مي گردد. جدايي پدر و مادر اثري آني و زودگذر نيست؛ بلکه در تمامي مراحل زندگي فرزندان آثار منفي و زيان باري را بر جاي خواهد گذاشت(هفته نامه سلامت، ش173).

 

بالبي(BOWLBY) به اين نتيجه رسيد که جدايي کودک از والدين، به خصوص از مادر باعث مي شود که در دوران بلوغ، او نتواند رابطه عاطفي سالم و صحيحي با ديگران داشته باشد. هوير(HEUYER) نيز پس از بررسي آماري 10 کشور اروپايي مدعي شد که 88 درصد کودکاني که مرتکب گناه مي شوند، ‌منسوب به خانواده هاي از هم پاشيده مي باشند(مجدفر، 1384، 144). هم چنين برخي تحقيقات نشان مي دهد ميزان بروز بيماري هاي رواني، ‌خودکشي و اعتياد در بين کودکان خانواده هاي تک والدي بيشتر است.

ضمن آن که احتمال طلاق، ازدواج مجدد و زايمان خارج از چارچوب ازدواج نيز در بين دختران خانواده هاي تک والدي به ويژه خانواده هاي مادر سرپرست، بيشتر مي باشد(سالاري فر، 1385: 60). از طرفي، ‌در اغلب خانواده هاي طلاق فرزندان به ويژه دختران از منزل و مدرسه فرار مي کنند و جذب باندهاي انحراف شده و به ارتکاب جرائم مختلف از جمله اعتياد تن مي دهند(ضيغمي، 1387: 19). نتايج يک مطالعه حاکي از آن است که رابطه معناداري ميان فقدان پدر با انجام انحرافاتي نظير:

 

سرقت، ‌خودکشي، ترک خانه، ‌کشيدن سيگار و استفاده از مواد مخدر توسط کودکان وجود دارد(مهدوي و مير ساردو، 1381: 211). اسمارت، ‌چيباکوس و دي دير(SMART,CHIBACOS & DIDER-1990) پي بردند که نوجوانان خانواده هاي تک والدي به طور چشمگيري نسبت به نوجوانان خانواده هاي دو والدي الکل و تنباکو مصرف مي کنند. ايزوهاني و همکاران (ISOHANNI ET AL -1994) نيز متوجه شدند که نوشيدن الکل در ميان نوجوانان 14 ساله اي که در خانواده تک والدي زندگي مي کنند از نوجوانان ديگر بيشتر است (واحديان، 1386: 60).

افزون بر اين، راجرز و پراير (RODGERS & PRYOR-1998) نشان دادند که خطر بزهکاري در فرزندان متعلق به خانواده هاي از هم گسسته در مقايسه با خانواده هاي سالم بيش از دو برابر است (نيکو گفتار، 1384: 176).گذشته از اين موارد، ‌جدائي والدين از يکديگر مي تواند براي کودکان عوارض و صدماتي مانند: استفراغ، بي اشتهايي، ‌شب ادراري‌، مکيدن انگشت، جويدن ناخن، سردرگمي و حيرت، شوک، ‌کم خوابي و بي خوابي و پريدن از خواب به همراه داشته باشد(قائمي، 1381: 308-307).طلاق مشکلاتي را نيز براي خود زن و شوهرها به وجود مي آورد. مشکلاتي مثل:

 

* انحرافات اخلاقي و رفتاري در زنان:


پژوهش ها نشان مي دهند که تعداد قابل توجهي از زنان بعد از طلاق نسبت به آينده نااميد بوده و احساس اضطراب و دلتنگي و اندوه مي کنند. اين واقعه، اثرات سوء ناگواري را به خصوص بر روي زن بر جاي مي گذارد به حدي که زن مطلقه براي رفع مشکلات روحي ناشي از طلاق ممکن است به اعتياد گرايش پيدا کند(ضيغمي، 1387: 19).

 

* بي تعهدي و عدم مسئوليت پذيري در مردان:


يکي از اثرات طلاق در مردان نيز اين است که آنان را افرادي غير متعهد بار مي آورد (معاونت اجتماعي و پيشگيري از وقوع جرم، 1383: 266). هم چنين زن و مردي که از هم طلاق مي گيرند با کشمکش هاي متعدد فردي و بين فردي رو به رو مي شوند. در اين فرآيند، هويت مغشوش، فقدان اميد، ‌تغيير در سبک زندگي و مشکلات جدي در شبکه اجتماعي و شغلي بخشي از پي آمدهاي طلاق محسوب مي شود(ماه نامه سپيده دانايي، ش 23: 15و 16).

 

 مجله اینترنتی دلگرم


تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393
بازدید : 356
نویسنده : sina95

 

آيا تو هم جزو افرادي هستي که از لحاظ قدرت اراده خودت را دست کم گرفته اي و احساس مي کني بي اراده اي ؟ اگر چنينفکري مي کني , موفقيت خودت را دست کم گرفته اي . همه به طور ذاتي اراده دارند و مساله مهم اين است که چطور آن را کشف و از آن بهره برداري کنند . پس گام اول اين است که قدرت اراده ات را قبول داشته باشي . به آن اندازه کهزندگي داري , اراده هم داري .

اگر کسي بسته اي بسيار سنگين را مقابلت بگذارد و از تو خواهش کند آن را بلند کني و تو ميداني که نميتواني آن را بلند کني , آيا مي گويي : ” من قدرت ندارم ؟” يا اينکه ” آنقدر زور ندارم که چنين بسته اي را بلند کنم ” . پس وقتي مي گويي آنقدرها زور و قدرت براي بلند کردن اين بسته سنگين را ندارم منظور تو اين است که زور و قدرت در وجودت هست ولي براي بسته اي به اين سنگيني کافي نيست .

در مورد اراده هم همينطور است . وقتي يک تکه کيک شکلاتي به تو تعارف مي شود , مي پذيري نه به خاطر اينکه فاقد ارادههستي , بلکه در ان لحظه دلت نخواسته اراده ات را به کار ببري .

مرحله اول براي ايجاد اراده , اين است که بپذيري اراده در وجودت هست و درست مثل ماهيچه بازوانت واقعيت دارد , حتي اگر اين ماهيچه ان چنان هم قوي نباشد , ولي به هر حال وجود دارد .

در مرحله دوم بايد اراده ايت را تقويت کنيتا از منافع آن بهره مند شوي . نکته مهم اين است که وقتي تصميم به انجام کاري مي گيري , روي آن تامل کن و منافع آن را در نظر بياور , سپس با فعاليتو ثبات قدم آن را عملي ساز . وقتي هدف تو عاقلانه و الهي باشد , امکان ندارد از انجام آن دست بکشي , بلکه با عزمي راسخ سعي مي کني مشکلات و موانعسر راه را کنار بزني و با تلاش و کوشش و اراده اي قوي پيش بروي .

راه هاي تقويت اراده

 
  براي تقويت اراده راهکار هاي زير پيشنهاد مي شوند :

1 – هدفت را دقيق و شفاف مشخص کن

هدفي که مطابق با امکانات و استعدادهايت باشد نه جاه طلبانه , و خارج از توانايي هاي شخصي . در غير اين صورت در مواجهه با موانع سر راه نا اميد شده و از دنبال کردن هدفت انصراف مي دهي , چون در اين مرحله خود را بي اراده و ناتوان تلقي مي کني .

2 – توانايي هايت را بشناس و ان ها را به کار بگير

خودت بهتر از هرکس ديگري از استعدادها و توانايي هايت خبر داري , پس براي رسيدن به هدفت , اين نيرو ها را بشناس و آن ها را به کار گير .

3 – برنامه ريزي منظم براي اجراي اهداف

جدولي تهيه کن و هر نوع فعاليتي را که براي رسيدن به هدفت نياز داري , در ان يادداشت کن . هر روز صبح به جدول نگاهي بيانداز و موارد اجرايي را عملي کن و شب هم قبل از خواب همان جدول رامورد ارزيابي قرار بده و همه  فعاليت هاي روزانه ايت را که با موفقيت انجام دادي بررسي کن . سپس در صورت موفقيت خودت را تشويق کن و در صورت سهل انگاري که ناشي از دلسردي و عدم اراده است خود را تنبيه کن .

4 – به گفتار و حرف هايت توجه کن

گفتن يعني باور داشتن . وقتي مي گويي : “من آدم بدشانس و بي اراده اي هستم” يا “من بي استعدادم” در واقع با همين جملات منفي و کوبنده , حکم محکوميت خود را صادر مي کني . چون طرز تفکر , گفتار و کلام توست که شالوده و اساس زندگي ات را مي سازد . وقتي نگرش خود را عوض کني , مطمئنا اتفاقي زيبا در زندگي ات رخ مي دهد . با تغيير فکر , کلام و نگاه است که ايده آل ها و اهداف هاي مفيد زندگي تو شکل مي گيرد و باتلاش پيگير و اراده ي قوي , انتخاب هاي عالي ات جواب مي دهد  . يادت باشد فقط 10 درصد از تغييرات مثبت يا منفي زندگي به وقايع بيروني مربوط مي شود و90 درصد آن به نوع نگرش و انديشه خودت نسبت به رويداد هاي زندگي وابسته است . پس از تغيير نگرش ميتواني هر روز عبارات تاکيدي مثبت را تکرار کني :

  • 1 – من نيروي اراده قوي دارم
  • 2 – اراده ام را تقويت مي کنم و امورم را با موفقيت انجام ميدهم
  • 3 – با اراده قوي خودم به تمامي اهدافم مي رسم .

خودت هم ميتواني عبارات تاکيدي مثبتي در مورد اراده بنويسي و هر روز تکرار کني .

قدرتعظيم اراده در وجودت نهفته است , کافي است به آن تلنگري بزني . با ايمان به توانايي هاي الهي خود , ميتواني هرکاري را که اراده کني با موفقيت به انجام برساني .


تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393
بازدید : 548
نویسنده : sina95

 

بغل کردن، در آغوش گرفتن، لمس و تماس فیزیکی همچون دست دادنِ عاشقانه است. رفتار ساده در آغوش گرفتن به هر دو طرف انرژی بسیار خوبی را منتقل می کند و تاثیرات مثبت آن به لحاظ علمی کاملا اثبات شده است و بخشی حیاتی از تکامل بشر است.

*۸ بار در آغوش گرفتن در طول روز می تواند معجزه کند

۱٫ قلب سالم می خواهید؟ یکدیگر را در آغوش بگیرید.

در آغوش گرفتن موجب فعال شدن هورمون اکسی توسین می شود که احساس گرما و صمیمیت را به ما منتقل می کند. طی آزمایشی در دانشگاه کارولینای شمالی مشخص شد ضربان قلب افرادی که یکدیگر را در آغوش می گرفتند ضربان قلبشان دو برابر افرادی بود که در طول آزمایش تنها بودند.

بغل کردن عاشقانه چه فوایدی دارد؟

*با کمی در آغوش گرفتن قلبتان را تقویت کنید.

۲٫ در آغوش گرفتن بطور طبیعی استرس را کاهش می دهد.

اگر کمی احساس بی حالی می کنید و یا به لحاظ روحی تحت فشار هستید کسی را پیدا کنید که برایتان اهمیت بخصوصی دارد و کمی او را در آغوش بگیرید این شخص می تواند مادر، همسر و یا دوست شما باشد. تحقیقات نشان می دهد که در آغوش گرفتن میزان کورتیزول (هورمون استرس) را در بدن کاهش می دهد؛ تنش را از ما دور می کند و پیام آرامش را به مغز منتقل می کند.

بغل کردن عاشقانه چه فوایدی دارد؟

*با در آغوش گرفتن، استرس را به سرعت کاهش دهید.

۳٫ در آغوش گرفتن کودکان به آن ها کمک می کند در بزرگسالی به افرادی با ثبات تبدیل شوند.

تماس فیزیکی و لمس برای یک نوزاد یک مسئله حیاتی است. این امر بخصوص در مراحل اولیه زندگی به او کمک می کند در بزرگسالی رابطه بهتری با دیگر افراد برقرار کند.

بغل کردن عاشقانه چه فوایدی دارد؟

*در آغوش گرفتن و نشان دادن احساسات در رشد کودک نقشی قابل توجه دارد.

۴٫ در آغوش گرفتن برای بزرگسالان نیز ضروری است.

تماس فیزیکی و بغل کردن تاثیر قابل توجهی در دور کردن احساس تنهایی از بزرگسال دارد.

بغل کردن عاشقانه چه فوایدی دارد؟

*سالمندان می توانند سلامت خود را با صمیمانه در آغوش کشیدن صمیمانه بهبود بخشند.

۵٫ در آغوش گرفتن، ماهیچه ها را تقویت می کند.

موش های آزمایشگاهی که به آن ها هورمون اکسی توسین تزریق شد، در مقایسه با سایر موش ها ماهیچه هایی قوی تر داشتند. بنابراین در آغوش گرفتن و آزاد شدن هورمون اکسی توسین تاثیری همچون ورزش کردن به دنبال دارد.

۶٫ در آغوش گرفتن شما را هشیارتر می کند

با در آغوش گرفتن هشیاری را در خود تقویت کنید و از زندگی کردن در حال لذت ببرید. تحقیقات نشان می دهد در زمان حال بودن شادی را افزایش می دهد و انجام این امر با ترشح هورمون اکسی توسین یکی از بهترین شیوه ها برای توجه کردن و زندگی در زمان حال است.

۷٫ در آغوش گرفتن، ترس و ناامنی را از شما دور می کند

مطالعات در مورد ترس و عزت نفس، رابطه میان تماس انسانی و کاهش ترس از مرگ را نشان می دهد. شرکت کنندگان در این بررسی ها با در آغوش گرفتن شی بی جان (مانند خرس پارچه ای)، نگرانی کمتری نسبت به مرگ در آن ها نشان داده می شد.

بغل کردن عاشقانه چه فوایدی دارد؟

*در آغوش گرفتن ترس را از شما دور می کند.

۸٫ در آغوش گرفتن طولانی مدت برای جسم مفید تر است.

زمانی که افراد به مدت ۲۰ ثانیه یا بیشتر یکدیگر را در آغوش می گیرند، هورمون نشاط بخش اکسی توسین آزاد می شود که پیوستگی و رابطه قوی تری بین دو طرف ایجاد می کند. اکسی توسین سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند و استرس را کاهش می دهد.

منبع: برترینها


تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393
بازدید : 333
نویسنده : sina95

 

نوازش در زندگی زناشویی چقدر تاثیر دارد؟
 

اهمیت نوازش و محبت در روابط همسران
افراد به شدت نیاز به تماس انسانی مخصوصاً لمسی دارند ، این افراد در آستانه ازدواج و یا متاهل هستند ، پژوهشهای زیادی وجود دارد که نشان میدهد کارهای ساده ای نظیر گرفتن دست یکدیگر یا ماساژ پشت میتواند اضطراب را کاهش داده و یا حتی اضطراب های مربوط به اختلالات بدنی را نیز کم کند.

زن و شوهر ها معمولاً بعد از مدتی از آغاز زندگی مشترک از یکدیگر دور میشوند و فراموش میکنند که موقع سلام یا خداحافظی یکدیگر را ببوسند یا دست در دست یکدیگر بگذارند.

از زن و شوهرهایی که به من مراجعه میکنند میپرسم که چقدر با یکدیگر تماس بدنی دارند و به این نتیجه رسیده ام که در زندگی همسرانی که روابط زناشویی آنها در حالت بحرانی است ، تماسهای ساده روزمره که برای دوام زندگی زناشویی ضروری است وجود ندارد.

لطفاً به این مساله توجه کنید که من در مورد روابط ج نسی صحبت نمیکنم بلکه موضوع در مورد نوازش های ساده بین دو نفر میباشد.

وقتی که فرد در معرض محبت های ساده انسانی به شکل نوازش قرار میگیرد ، تغییرات قابل توجهی در اخلاق و رفتار و حتی سلامت فرد ایجاد میشود.

افراد مختلف نظرات متفاوتی در مورد ابراز محبت به همسر در برابر دیگران دارند و این نظرات از خانواده و محیط و احساس افراد در مورد بدنشان سرچشمه میگیرد ، من توصیه نمیکنم که شما با ابراز محبت به همسر خود در برابر دیگران خود را در وضعیتی که دوست ندارید قرار دهید بلکه توصیه من این است که متوجه احساسی که از دست در دست همسر گرفتن و یا به آغوش کشیدن او دارید باشید.

ما انسانها از لحظه تولد نیازمند لمس شدن توسط فردی دیگر هستیم ، بدین صورت عزت نفس در ما ایجاد میشود و احساس دلبستگی را حس میکنیم.

بچه ها دوست دارند تا کسی آنها را بغل کند زیرا این کار به آنها آرامش و احساس امنیت میدهد و خواهند دانست که دیگران آنها را دوست دارند.

حتی عزت نفس افراد بزرگسال هم وقتی که در معرض تماس فیزیکی مداوم با فرد مورد اطمینان دیگری قرار میگیرند نیز افزایش میابد ، باز هم تاکید میکنم که در این مقاله در مورد تماس غیر ج نسی صحبت میکنیم ، نوازش کردن راهی برای افزایش صمیمیت است و میتواند بسیار آرامش بخش باشد.

سعی کنید علایق و رفتارهای خود در مورد تماس فیزیکی و نوازش کردن را دریابید و با همسرتان در این مورد صحبت کنید و اگر احساس میکنید که زندگی تان در این مورد دچار کاستی است تلاش کنید تا آنرا تغییر دهید.

بدون برنامه ریزی قبلی دست همسرتان را در دستان خود بگیرید و بیش از زمان معمول او را در آغوش خود نگه دارید و سعی کنید هر روز با همسرتان به نحوی انواع تماسهای فیزیکی را داشته باشید ، ممکن است از نتایجی که این کار برایتان به ارمغان می آورد شگفت زده شوید.


تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393
بازدید : 478
نویسنده : sina95

 با چه دختری ازدواج کنیم تا ازدواج موفق داشته باشیم؟ با چه پسری ازدواج کنیم تا خوشبخت شویم؟ این ها سوالاتی است که برای بسیاری از جوانان امروزی وجود دارد ، در ازدواج بیش از همیشه شناخت از شخصیت به کار می آید. این که من چه شخصیتی دارم و با شخصیتی می توانم زندگی مشترک داشته باشم.

با چه دختر و پسری باید و نباید ازدواج کنیم؟


«شخصیت» یعنی چه؟
شخصیت مجموعه خصوصیات اخلاقی فردی است که با شناخت آنها فرد قابل‌پیش‌بینی می‌شود؛ از خصوصیات فردی گرفته تا خصوصیات اجتماعی و نحوه تعامل فرد با خود و دنیای اطراف برای دستیابی به اهدافش. مثلا وقتی ناکامی پیش می‌آید، بعضی‌ها سعی می‌کنند نقاط ضعفشان را جبران و از آن به‌عنوان پله استفاده کنند اما در مقابل بعضی‌های دیگر سرخورده و بدبین می‌شوند و حتی ممکن است روابطشان را با اطرافیان قطع کنند و… همه این انتخاب‌ها به شخصیت افراد بستگی دارد.

مسلما افراد با شخصیت‌های متفاوت بر اطرافیان خود هم تاثیر می‌گذارند و این موضوع در امر ازدواج بسیار پررنگ است چراکه ۲ نفر وقتی برای زندگی با یکدیگر اقدام می‌کنند، ارتباط عمیق‌تری با هم خواهند داشت بنابراین باید سلیقه‌ها و خواسته‌هایشان به هم نزدیک باشد. پس موقع انتخاب همسر، بیشتر از آنکه به تفاوت‌ها توجه کنید، باید به تشابه‌هایتان اهمیت بدهید تا راحت‌تر با همسر آینده‌تان کنار بیایید و از زندگی‌تان لذت بیشتری ببرید.

 

با چه دختر یا پسری باید و نباید ازدواج کنیم ؟

خصوصیات و ویژگی های یک ازدواج موفق

پیش از ازدواج باید..
غیر از سطح اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و… دو خانواده که باید به هم نزدیک باشد، یکی از اولین موضوع‌هایی که باید به آن دقت کنید، نوع روابط اجتماعی همسر احتمالی‌تان است. مثلا اگر فردی روابط اجتماعی محدودی دارد، علاقه‌ای به مهمانی رفتن ندارد، از زندگی فردی لذت بیشتری می‌برد و… ممکن است با ازدواج مشکل پیدا کند چراکه در مرحله اول، ازدواج یک زندگی اجتماعی است و در مرحله بعد وقتی با فردی ازدواج کند که اهل روابط اجتماعی وسیع باشد، قطعا هم خود و هم همسرش اذیت می‌شود. یکی دیگر از مسائلی که باید برای فرد قبل از ازدواج مشخص باشد، هدفش است. مثلا اگر فردی کمال‌گرا باشد تا به ایده‌آل‌هایش نرسد، از زندگی راضی نخواهد بود و وقت بیشتری را به شغلش اختصاص می‌دهد اما فردی که سقف آرزوهایش کوتاه‌تر است، خواسته‌های کمتری دارد و آن همه تلاش و کار برایش آزاردهنده است! بنابراین به این نکته هم توجه داشته باشید و ببینید در این زمینه چقدر به همسرتان نزدیک هستید.

خصوصیاتی که به اختلال تبدیل می‌شوند
وقتی صحبت از اختلال می‌شود، منظور این است که صفات و خصوصیاتی که گفته شد، شکل برجسته‌تر و پررنگ‌تری به خود می‌گیرند و به یک اختلال شخصیتی تبدیل می‌شوند. در ادامه به شناخت انواع اختلال‌ها می‌پردازیم اما پیش از آن یادتان باشد اگر خودتان یا فردی که قصد دارید زندگی‌تان را با او قسمت کنید، دچار هر کدام از این اختلال‌ها هستید، حتما پیش از ازدواج نسبت به درمانش اقدام کنید. اولین اختلالی که باید به آن پرداخت، اختلال شخصیت وابسته است. دقت کنید فرد انتخابی‌تان در روابط، تصمیم‌گیری‌ها و مسئولیت‌هایش بتواند بدون حمایت و وابستگی به دیگران زندگی کند. آنها گاهی سلطه دیگران را هم می‌پذیرند تا حمایتشان را از دست ندهند و در مقابل رفتارهای آزاردهنده دیگران سکوت می‌کنند تا مقبول بمانند.

اختلال شخصیت اجتنابی، نوع دیگری از اختلال است که فرد با وجودی که از لحاظ اجتماعی از ارتباط برقرار کردن با دیگران لذت می‌برد، از برقراری ارتباط با دیگران هراس دارد. ترس از مسخره شدن، خرابکاری در جمع و… و در نهایت طرد شدن مانع از برقراری ارتباط این افراد با دیگران می‌شود. اگر این اختلال شدت داشته باشد و حالت بیمارگونه پیدا کند، قطعا برای فرد و همسرش مشکل‌ساز خواهد شد. بعضی افراد هم به اختلال شخصیت وسواسی اجباری مبتلا هستند. این افراد معمولا بسیار کمال‌طلب هستند و انتقادپذیری‌شان در این زمینه بسیار کم است. آنها دوست دارند دیگران را کنترل کنند و کمال‌گرایی در همه جنبه‌های زندگی‌شان دیده می‌شود. این افراد معمولا روابط اجتماعی و تفریحشان را هم فدای کمال‌گرایی‌شان می‌کنند و بیش از حد برای شغلشان وقت می‌گذارند. بیش از حد منظم، جزئی‌نگر و بسیار انعطاف‌ناپذیرند و حتی ممکن است افراد خسیس و لجبازی هم باشند.

از خودشیفته تا ضد‌اجتماعی
گروه دیگری از اختلال‌های شخصیتی به ۴ اختلال خودشیفته، نمایشی، مرزی و ضداجتماعی تقسیم می‌شوند. خودشیفته‌ها افرادی خودخواه و خودپسندند و احساس می‌کنند دنیا حول محور آنها می‌چرخد. همیشه از بالا به بقیه نگاه می‌کنند و به همین دلیل احساس همدلی کمتری با دیگران دارند. زندگی با این افراد سخت است چراکه سعی می‌کنند دیگران را تحقیر کنند و خود را بالا ببرند. پس موقع انتخاب خوب چشم‌هایتان را باز کنید! مبتلایان به اختلال شخصیت نمایشی هم معمولا با ادا و اطوارهای خاص صحبت می‌کنند، لباس و مدل مو و… آنها با دیگران بسیار متفاوت است و تمایل زیادی به جلب توجه دیگران دارند رفتارهای این افراد هیجانی است و معمولا ارتباطشان با دیگران بسیار سطحی است؛ پس ازدواج با این افراد ریسک بزرگی محسوب می‌شود.

اما آن گروه از افرادی که در زندگی ثبات‌قدم ندارند و دائم در تلاطم هستند، مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی هستند. این افراد در رفتار و کردار و زندگی هیچ‌وقت پایدار نیستند و با کوچک‌ترین اتفاقی تغییر نظر می‌دهند چون احساسشان در مورد خودشان هم بسیار ناپایدار است. احساس پوچی و اقدام به خودکشی، ضعف در کنترل خشم و بی‌ثباتی در الگوهای رفتاری از دیگر نشانه‌های این اختلال است و افرادی که مدام شغل عوض می‌کنند، در همین گروه قرار دارند. اختلال ضداجتماعی گونه‌ای دیگر از اختلال شخصیت است که حادترین حالتش را می‌توان در جنایتکاران و افراد مجرم دید! این افراد نمی‌توانند خود را با قانون تطابق دهند، بدون عذاب وجدان دروغ می‌گویند، به حریم دیگران احترام نمی‌گذارند و به حقوق دیگران تجاوز می‌کنند و همسرشان هم از این قاعده مستثنی نیست! زندگی با این افراد نه‌تنها سخت بلکه خطرناک است.

 کسانی که به ندرت از دواج می‌کنند
اختلال شخصیت پارانوئید که به‌عنوان بدبین و شکاک یا بددل معروف است، باعث می‌شود فرد خیلی سخت به دیگران اعتماد کند. این افراد اصولا به همه، حتی همسرشان سوءظن دارند و با کوچک‌ترین اشتباهی اعتمادشان را از دست می‌دهند. مدام فکر می‌کنند دیگران می‌خواهند از آنها سوءاستفاده کنند بنابراین همیشه در حال انجام کارهایی هستند که دیگران نتوانند از آنها سوءاستفاده کنند. بسیار کینه‌ای هستند و به محض اینکه اشتباهی از اطرافیانشان ببینند، سریع ارتباطشان را قطع می‌کنند و روابط اجتماعی‌‌شان را بر هم می‌زنند. این افراد معمولا اهل روابط اجتماعی نیستند و زندگی با آنها طاقت‌فرساست. در میان اختلال‌های شخصیت، مبتلایان به اختلال اسکیزوتایپال یا گسیخته‌گون و اختلال اسکیزوئید کمتر سراغ ازدواج و عشق و عاشقی می‌روند چون اساسا افراد اجتماعی‌ای نیستند اما ممکن است بنا به دلایلی عاشق شوند و سراغ زندگی مشترک هم بروند اما با رفتارهایی که دارند، اغلب همان زندگی انفرادی را ادامه می‌دهند.
مبتلایان به اختلال اسکیزوتایپال عجیب و غیرعادی با اعتقاداتی ماورائی هستند و به سحر و جادو و خرافه اعتقاد زیادی دارند؛ افرادی که برای هر کاری سرکتاب باز می‌کنند و دعا می‌گیرند و… برای دفع شر و خیر و… دنبال سحر و جادو هستند، در این گروه‌اند. درک این افراد از واقعیت می‌تواند با اشتباه‌های بزرگی همراه باشد و به خاطر اعتقادات عجیب و خرافی‌شان ممکن است دچار بدگمانی و سوءظن‌های پارانوئیدی شوند.
اما اختلال شخصیت اسکیزوئید به مراتب پیچیده‌تر از تمام اختلال‌هاست. افراد اسکیزوئید زندگی کاملا فردی دارند و معمولا نمی‌توانند کسی را به دنیای خود راه دهند. این افراد در روابط با دیگران شرکت نمی‌کنند، بسیار منزوی و گوشه‌گیر هستند و از ارتباط اجتماعی و رابطه با دیگران اصلا لذت نمی‌برند بنابراین معمولا از لحاظ جنسی هم افراد سردی هستند. پس تمایل کمتری به ازدواج دارند اما ممکن است به دلایل خاص عاشق فردی شوند و برای به دست آوردن عشقشان هر کاری بکنند اما بعد از ازدواج دوباره به دنیای خود بر می‌گردند و علاقه سطحی و ناگهانی پیش‌آمده را پس می‌زنند و به زندگی سرد، تغییرناپذیر و انفرادی خود باز می‌گردند.


تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393
بازدید : 403
نویسنده : sina95

 اینکه یاد بگیریم چطور در زمان حال و زمان فعلی خود زندگی کنیم به ما این اجازه را می دهد که بتوانیم از تمامی قابلیت های خود در زمان خود استفاده کنیم ، اما وقتی ذهن ما درگیر آینده و یا گذشته باشد بطور واقعی حا و آینده خود را نیز از دست می دهیم . با ما همراه باشید تا روش های زندگی در زمان حال را بیاموزید .

ما در خاطرات لذت‌بخشمان و آنچه که مشتاقانه در انتظار هستیم دنبال شادی می‌گردیم غافل از اینکه هدیه‌های کوچک روزمره و ساده زندگی هستند که رضایت و خرسندی ما را تقویت می‌کنند اما آنچه که انتظار داریم برای ما خوشی بلندمدتی به ارمغان آورد، به‌ندرت چنین می‌کند؛ خواه کم کردن ۱۵کیلوگرم وزن باشد یا ارتقای شغلی. با دستیابی به چنین اهدافی البته خوشحال خواهیم شد اما بعد از مدتی دوباره به همان میزانی که قبلا در زندگی شاد بوده‌ایم، برمی‌گردیم.

زندگی در زمان حال

روان‌شناسان به این باور رسیده‌اند که حال خوب ما و شادی‌مان با تغییر نگرش ما درباره انتظارات، خاطرات و لحظه حال تغییر می‌کند. تمرکز روی زمان حال کمک می‌کند دریابیم چگونه شاد باشیم. از طرف دیگر، هر چه سنمان بالاتر می‌رود، نگرشمان به شاد بودن رشد می‌کند. بالا رفتن سن کمک می‌کند جنبه‌های منفی را نادیده بگیریم و به وجه مثبت قضایا گرایش داشته باشیم. جوانان طبیعتا منفی‌گرا هستند. تحقیقی در دانشگاه استنفورد تاثیر سن را روی اهداف و انتظارات بررسی کرد و نشان داد جوانان سریع‌تر جذب جنبه‌های منفی می‌شوند، اما افراد مسن‌تر روی وجه مثبت تمرکز می‌کنند.

شاید این تغییر نگرش بخشی از فرایند رشد باشد. از سوی دیگر، با گذر زمان فرد روابط بهتر و بیشتری با اعضای خانواده و دوستان نزدیکش برقرار می‌کند و به همین ترتیب نسبت به دوران جوانی‌اش که تمایل داشت به تنهایی خطر عواقب فعالیت‌هایش را بپذیرد، شادتر خواهد بود. تحقیقی روی ۱۸۴ فرد ۱۸ تا ۹۴ ساله نشان داد افراد مسن‌تر شادی بیشتر و طولانی‌مدت‌تری را تجربه می‌کنند. خاطرات خوش همیشه در یاد آنهاست و غم و عصبانیت یادشان نمی‌آید. همچنین افراد مسن‌تر کمتر نگرانند که دیگران درباره‌شان چه فکر می‌کنند.

محققان فکر می‌کنند این تغییر نگرش به این علت است که با بالا رفتن سن فرد آگاه‌تر می‌شود و بهتر درک می‌کند که زمان با شتاب در حال گذر است. از این رو بیشتر به لذت بردن از لحظه‌های زندگی و شاد بودن حتی با کوچک‌ترین چیزها اهمیت می‌دهد و کمتر نگرانی به خود راه می‌دهد.

در حالی که جوانان درگیر مسائلی مانند کار پیدا کردن، تشکیل خانواده، خرید خانه و… هستند و همیشه درباره آینده نگرانند. فاصله بین آرزوها و دستاوردها اغلب اجازه نمی‌دهد جوانان از موارد کوچک و زیبای زندگی لذت ببرند و شاد شوند. آنها در پی شادی‌های خیلی بزرگ‌اند که اغلب به سادگی محقق نمی‌شود. همچنین جوانان کمتر به سلامت خود اهمیت می‌دهند، اغلب خواب کافی و تغذیه سالمی ندارند. در حالی‌که افراد مسن‌تر بیشتر از خود مراقبت می‌کنند و طبیعتا سلامت خود شادی‌آور است.

 

اگر بخواهیم در یک کلام نسخه‌ای برای شاد بودن بپیچیم باید روی زمان تمرکز کنیم. اگر می‌خواهید شادی همراه همیشگی زندگی‌تان باشد، از لحظه‌ها لذت ببرید. در زمان حال زندگی کنید و قدردان همه اتفاقات کوچک و بزرگ زندگی‌تان باشید. حتی اگر این شادی کوچک به موقع رسیدن به اتوبوس، خواندن یک لطیفه بامزه در روزنامه یا پیدا کردن کمی پول در جیب شلوار قدیمی‌تان باشد!


تاریخ : یکشنبه 24 اسفند 1393
بازدید : 323
نویسنده : sina95

 وقتی خود‌مان می‌خواهیم موهای‌مان را حالت د‌هیم معمولا زمان زیاد‌ی طول می‌کشد‌ و خیلی اوقات آن گونه هم نمی‌شود‌ که د‌وست د‌اریم ولی وقتی به آرایشگاه می‌رویم آرایشگر د‌ر مد‌ت بسیار کوتاهی موها را آرایش می‌د‌هد‌ و مد‌ل موها د‌قیقا همان می‌شود‌ که می‌خواهیم. آرایشگر فقط چند‌ د‌قیقه وقت صرف می‌کند‌ ولی حتی اگر موها خیلی به هم ریخته یا آسیب‌د‌ید‌ه هم باشند‌ به آن‌ها مد‌لی زیبا و خاص می‌د‌هد‌. د‌ر این مطلب قصد‌ د‌اریم از راز کارهای آرایشگر به شما بگوییم.

اگر فر د‌رشت  می‌‌خواهید‌

شما می‌توانید‌ با ۲ تکنیک ساد‌ه د‌ر موهای‌تان احساس سبکی و راحتی کنید‌، به این طریق که اول سرتان را برعکس به سمت زمین بگیرید‌ تا د‌سترسی بهتری به موهای‌تان د‌اشته باشید‌ بعد‌ به موها یک اسپری نگه‌د‌ارند‌ه سبک بزنید‌، حالا سرتان را بالا بیاورید‌ و با یک فر‌کنند‌ه مو، موها را تاب د‌هید‌، شما باید‌ کل موها را به ۶ تا ۱۰ بخش تقسیم کنید‌. اگر می‌خواهید‌ موهای‌تان پف بیشتری د‌اشته‌ باشد‌، فرموها را بعد‌ از این‌که خنک شد‌ند‌، به سمت بیرون سشوار کنید‌.

 

یک کمی تقلب کنید‌

معمولا آرایشگرهای خیلی حرفه‌ای شگرد‌ خاصی د‌ارند‌ که همیشه از آن استفاد‌ه می‌کنند‌؛ آن‌ها د‌قیقا روی چیزی تمرکز می‌کنند‌ که تعیین‌کنند‌ه ظاهر موهاست. مثلا برای صاف کرد‌ن موها، بیشتر از همه روی صاف کرد‌ن مناطقی تمرکز می‌کنند‌ که بیشتر از همه د‌ید‌ه ‌می‌شود‌ یعنی بیشترین وقت را صرف سشوار کرد‌ن روی موها و اطراف صورت می‌کنند‌، این کار باعث می‌شود‌ د‌یگران تصور کنند‌ تمام موها همان‌قد‌ر کامل و زیبا آرایش شد‌ه‌اند‌. باید‌ بد‌انید‌ آرایشگرها هیچگاه وقت چند‌انی را صرف موهای پشت و زیر نمی‌کنند‌، پس شما هم بیشتر روی آرایش موهای اطراف صورت تمرکز کنید‌.

 

به سمت بیرون اتو کنید‌

اگر می‌خواهید‌ موهای‌تان را صاف کنید‌ ولی خیلی وقت ند‌ارید‌ می‌توانید‌ سشوار نکشید‌ و به جای آن اول آب موها را خوب با حوله بگیرید‌ البته حواس‌تان باشد‌ موها را با حوله نکشید‌، بعد‌ اجازه د‌هید‌ موها کمی با جریان هوا خشک شود‌ البته وقتی رطوبت د‌ارد‌ برای وز نکرد‌ن می‌توانید‌ از سرم‌های ضد‌ وز استفاد‌ه کنید‌، حالا با یک اتو موی خیلی د‌اغ می‌توانید‌ آن‌ها را صاف کنید‌، کافی است موها را به ۶ بخش تقسیم کنید‌، ۲ بخش د‌ر کناره‌ها، یک بخش بالای سر و یک بخش پشت گرد‌ن. حال خیلی آرام و با د‌قت اتو بزنید‌، حواس‌تان باشد‌ که اگر با عجله موها را د‌ر چند‌ قسمت بزرگ اتو کنید‌، د‌ر نهایت موهای‌تان خشن و ناصاف به‌نظر خواهد‌ رسید‌.

بـا  وزها بجنگیـد

سریع‌ترین راهی که بتوانید‌ از شر وزها خلاص شوید‌ استفاد‌ه از سشوار است اما اگر بخواهید‌ این وزها را از بین ببرید‌ بعد‌ از حمام باید‌ اول موها را با حوله تا حد‌ ممکن خشک کرد‌ه و کمی صبر کنید‌ که موها تا حد‌ی با هوا خشک شوند‌، وقتی بیشتر موها خشک شد‌ه‌ بود‌ند‌ قسمت‌های کوچکی از موهای روی سر را د‌ور یک برس بزرگ گرد‌ بپیچید‌ و با حرارت بالا موها را سشوار کنید‌، بهتر است نازل سر سشوار بگذارید‌ تا حرارت به‌طور مستقیم به موها بخورد‌ و وز آن‌ها را از بین ببرد‌. اگر بعد‌ از این کار همچنان وز موها از بین نرفته ‌بود‌، مقد‌اری از یک سرم ضد‌ وز که حاوی سیلیکون باشد‌ را کف د‌ست‌ها بریزید‌ و آن را به موهای رویی که بیشترین وز را د‌ارند‌ بمالید‌ و سپس موها را اتو کنید‌ تا کاملا وزها از بین بروند‌.

چگونه موهای چرب را حالت د‌هید؟

گاهی پیش می‌آید‌ که خیلی عجله د‌ارید‌ و اصلا وقت حمام رفتن ند‌ارید‌ ولی موهای‌تان کثیف و به هم چسبید‌ه است و باید‌ به نوعی آن‌ها را پف د‌هید‌، د‌ر این مواقع چاره‌کار استفاد‌ه از شامپوی خشک است، د‌ر د‌اروخانه‌ها اسپری‌هایی به نام شامپوی خشک وجود‌ د‌ارد‌ که هنگامی که وقت ند‌ارید‌ می‌توانید‌ به موها اسپری کنید‌، د‌رون آن مواد‌ی وجود‌ د‌ارد‌ که چربی و کثیفی‌ها را جذب می‌کند‌ و د‌ر نتیجه موها تمیز به‌نظر می‌رسند‌، برای این کار باید‌ موها را از فرق سر باز کنید‌ و سپس به ریشه موها شامپوی خشک را اسپری کنید‌ و بعد‌ ریشه‌ها را ماساژ د‌هید‌، د‌ر نهایت با برس‌ گرد‌ موها را سشوار بکشید‌ تا هم شامپوها از بین بروند‌ و هم موها د‌وباره پف کنند‌ و حالت بگیرند‌.

آسیب‌د‌‌ید‌‌گی‌ها را بپوشانید‌‌

خیلی از خانم‌ها هستند‌‌ که به خاطر استفاد‌‌ه از رنگ و وسایل حالت‌د‌‌هند‌‌ه د‌‌اغ موهای‌شان شد‌‌ید‌‌ا آسیب د‌‌ید‌‌ه‌ است و همین آسیب‌د‌‌ید‌‌گی‌ها حالت د‌‌اد‌‌ن موها را سخت می‌کند‌‌. به همین خاطر اگر بخواهید‌‌ موهای‌تان خوب حالت بگیرد‌‌ باید‌‌ به نوعی این آسیب‌د‌‌ید‌‌گی‌ها را پنهان کنید‌‌، کرم‌هایی وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ که مخصوص موهای آسیب‌د‌‌ید‌‌ه است و توصیه می‌کنیم از آن‌ها به‌خصوص د‌‌رنوک موها استفاد‌‌ه کنید‌‌ چون این کرم‌ها آسیب‌د‌‌ید‌‌گی‌ها را می‌پوشانند‌‌ و د‌‌ر نتیجه موها هم راحت‌تر حالت می‌گیرند‌‌ و هم د‌‌یگر نوک موها وز کرد‌‌ه به‌نظر نخواهد‌‌ رسید‌‌. اگر هم موهای‌تان خیلی ظریف و نازک است و کرم روی آن سنگینی می‌کند‌‌ می‌توانید‌‌ به نوک موها اسپری‌های مو بزنید‌‌ و بعد‌‌ موها را اتو کنید‌‌. این کار خیلی سریع‌تر از سشوارکشید‌‌ن کل موهاست و همه آسیب‌د‌‌ید‌‌گی‌ها را نیز می‌پوشاند‌‌.

چگونه چتری‌ها را حالت د‌‌هید‌‌؟

اگر چتری‌های‌تان خیلی خوب حالت نگرفته‌است، ریشه آن‌ها را مرطوب کنید‌‌‌ سپس د‌‌ور انگشت‌های‌تان بپیچید‌‌، بکشید‌‌ و سشوار کنید‌‌. حرکت د‌‌ست‌تان باید‌‌ اول از راست به چپ باشد‌‌ و بعد‌‌ از چپ به راست بکشید‌‌، اگر بعضی ‌از قسمت‌های موها خوب حالت نمی‌گیرند‌‌ و به جهت‌های مختلف متمایل می‌شوند‌‌، باید‌‌ روی ریشه آن‌ها تمرکز کنید‌‌ یعنی باید‌‌ به گونه‌ای سشوار بکشید‌‌ که ریشه آن‌ها به همان جهت د‌‌لخواه شما خشک شود‌‌ و بعد‌‌ پایین و نوک موها را با یک برس گرد‌‌ کوچک خشک کنید‌‌ و حالت د‌‌هید‌‌. البته حواس‌تان باشد‌‌ که سر سشوار باید‌‌ به سمت پایین باشد‌‌ تا موها به‌طور ناخوشایند‌‌ی فر نخورند‌‌.

معجزه اسپری آب

همیشه روی میز آرایش‌تان یک اسپری آب بگذارید‌‌، آرایشگرها برای این‌که اثر مواد‌‌ حالت‌د‌‌هند‌‌ه مو را بیشتر کنند‌‌، معمولا روی موها آب اسپری می‌کنند‌‌، همچنین وقتی تمام موها را با آب مرطوب کنید‌‌ د‌‌یگر کمتر احساس ناراحتی می‌کنید‌‌، اسپری‌کرد‌‌ن مقد‌‌ار کمی آب روی موها حالت‌د‌‌هی آن‌ها را خیلی راحت‌تر می‌کند‌‌. البته می‌توانید‌‌ د‌‌ور موها را با یک حوله مرطوب بپوشانید‌‌ تا همان اثر را د‌‌اشته باشد‌‌.

موها را د‌یسپانسر کنید‌

اگر موهای‌تان کم پشت و صاف است می‌توانید‌ آن‌ها را فر د‌هید‌ تا هم زیباتر شود‌ و هم پرپشت‌تر به‌نظر برسد‌، برای این کار نم موها باید‌ به صورتی باشد‌ که نه خیلی خیس باشد‌ که از آن آب بچکد‌ و نه این‌که خیلی خشک باشد‌.

از بالای گوش راست تا گوش چپ، موها را به حالت نیم د‌ایره جد‌ا کنید‌ و د‌ر بالای سر ببند‌ید‌، تا بتوانید‌ با موهای پائینی راحت‌تر کار کنید‌ و همه موها فر شوند‌، به موها موس زد‌ه، (ژل هم می‌توان استفاد‌ه کرد‌ ولی ژل موها را سفت می‌کند‌) و آن را د‌ر لابه‌لای موها پخش کنید‌.

سشوار را روشن کنید‌، اول روی حرارت زیاد‌ بگذارید‌ تا سشوار زود‌تر گرم شود‌ ، بعد‌ حرارت را کم کنید‌ و با صبر وحوصله موها را خشک کنید‌. سرتان را کاملا به سمت پایین خم کرد‌ه؛ موها را به صورت حلقه‌ای د‌اخل سری د‌یسپانسر گذاشته و به حالت د‌ورانی روی قسمت به قسمت سرتان بچرخانید‌. برای موهای بالای سر هم این کار را تکرار کنید‌. می‌توان برای تثبیت کرد‌ن موها، د‌ر آخرین مرحله از تافت هم استفاد‌ه کرد‌.

مثل حرفه‌ای‌ها براشینگ کنید‌

موها را تقسیم بند‌ی کنید‌، د‌ر قسمت پایین سر به اند‌ازه‌ای که تسلط د‌اشته و می‌توانید‌ مو را د‌ر کنترل خود‌ د‌اشته باشید‌، آن‌ها را رها کنید‌، موها را به طرف بالا نگه د‌اشته تا ناحیه گرد‌ن و صورت از صد‌مه ناشی از گرمای د‌ستگاه سشوار محافظت شود‌. از موهای ناحیه پشت گرد‌ن و ۲ طرف صورت شروع کنید‌، سپس موها را به د‌ور برس بپیچید‌ و د‌رحالی‌که موها را با برس می‌کشید‌ آن را صاف کنید‌. تا قسمت‌های مرکز سر را با زاویه ۹۰ د‌رجه سشوار کنید‌. اگر صورت گرد‌ باشد‌ قسمت بالای سر باید‌ بیشتر پف د‌اشته باشد‌ و اگر صورت باریک باشد‌ قسمت‌های بغل باید‌ بیشترین پف را د‌اشته باشد‌. مرکز سر نیز با زاویه ۹۰ د‌رجه به بالا براشینگ می‌شود‌. سشوار همزمان با برس حرکت می‌کند‌. بعد‌ سشوار را د‌ور کرد‌ه، د‌وباره حرکت چرخشی را اد‌امه د‌هید‌ تا این‌که موها سرد‌ شود‌. بعد‌ آهسته برس را به حالت چرخشی از موها آزاد‌ کنید‌. البته جریان هوای خنک سشوار، می‌تواند‌ مد‌ل د‌لخواه را روی موی شما تثبیت کند‌.

چگونه موها را بپیچید

بعضی از خانم‌ها هستند‌ که هنوز بیگود‌ی بستن را به سشوار یا هرحالت‌د‌هند‌ه د‌یگری ترجیح می‌د‌هند‌ چون اعتقاد‌ د‌ارند‌ بهترین حالت را به موها می‌د‌هد‌، برای پیچید‌ن ساد‌ه موها، از بین ۲ شکستگی ابرو یک قسمت برد‌ارید‌ (با توجه به اند‌ازه و نوع بیگود‌ی ) به این قسمت جد‌ا شد‌ه تاج سر گفته می‌شود‌. تمام قسمت تاج سر به زیر پیچید‌ه می‌شود‌، معمولا ۵ تا ۶ بیگود‌ی کافی است. د‌و عد‌د‌ بیگود‌ی طرف راست به زیر و ۲‌عد‌د‌ بیگود‌ی به‌طرف چپ را به زیر بپیچید‌. تمام بیگود‌ی‌های پیچید‌ه شد‌ه باید‌ تشکیل یک نیم د‌ایره د‌هد‌. به همین ترتیب تا پایین سر اد‌امه می‌د‌هیم باید‌ توجه د‌اشت که هر بیگود‌ی مابین بیگود‌ی د‌یگر قرار گیرد‌ تا بین موها خط نیفتد‌.

چگونه برس مناسب را انتخاب کنید‌

موقع سشوار کشید‌ن، استفاد‌ه از برس برای خشک کرد‌ن و حالت د‌اد‌ن به موها وقت کمتری از شما خواهد‌ گرفت و د‌ر نهایت موهای‌‌تان بهتر مرتب می‌‌شوند‌ و فرم می‌گیرند‌. اگر نخواستید‌ از برس برای خشک کرد‌ن موهای‌‌تان استفاد‌ه کنید‌، انتخاب د‌یگر این است که فقط با استفاد‌ه از د‌ست‌‌تان موهای‌‌تان را جابه‌جا کنید‌ و جلوی سشوار آن‌ها را خشک کنید‌. بهترین برس، برسی بزرگ و گرد‌ است. این برس پس از سشوار کشید‌ن بهترین حجم و حالت را به موهای‌ شما خواهد‌ بخشید‌. برس‌های فلزی برای سشوار کشید‌ن مناسب‌ترین هستند‌ و بهترین شکل را به موهای‌‌تان خواهند‌ د‌اد‌. شما می‌توانید‌ از برس‌های کم ‌قطرتر برای مرتب‌کرد‌ن و سشوار کشید‌ن موهای چتری‌‌تان استفاد‌ه کنید‌. برس‌های پارویی برای پرد‌اخت نهایی موهای بلند‌، پس از سشوار کشید‌ن مناسب‌ هستند‌. موهای برس‌‌های چوبی، ترکیبی از موهای طبیعی و مصنوعی است، بنابراین به‌گرفتن بهتر موها د‌رون‌‌شان کمک می‌کنند‌.

چگونه به موهای‌تان حجم د‌هید‌

۴ راه برای افزایش موقتی اصطکاک مو وجود‌ د‌ارد‌:

۱٫ تمیز کرد‌ن موها: مو حاوی روغن‌های طبیعی یا سبوم است که می‌تواند‌ سنگینی، لیزی، کاهش اصطکاک و د‌ر نتیجه نرمی مو را به همراه د‌اشته باشد‌. بنابر این با پاک کرد‌ن این روغن‌ها با استفاد‌ه از یک شامپوی حجم د‌هند‌ه، می‌توان موها را به حالت طبیعی خود‌ با اصطکاک اولیه‌اش د‌ر آورد‌ه و این بهترین کار برای ایجاد‌ حجم خواهد‌ بود‌.

۲٫ استفاد‌ه از حالت‌د‌هند‌ه‌ها: استایلرهای اساسی مانند‌ موس و ژل اصطکاک مو‌ها را به‌طور موقتی افزایش د‌اد‌ه و کمک می‌کنند‌ تا حالت واقعی برای مد‌ت بیشتری ثابت بماند‌. آن‌ها مانند‌ یک فیلم نرم روی موها نشسته و پس از مد‌تی که نیمه خشک شد‌ند‌، چسبند‌ه شد‌ه و موها را به هم می‌چسبانند‌ و حین خشک شد‌ن کامل، به موها فرم می‌د‌هند‌.

۳٫ شانه کرد‌ن معکوس: شانه کرد‌ن معکوس از نوک به ریشه به راحتی اصطکاک موها را افزایش می‌د‌هد‌ و باعث می‌شود‌ حجم موها نیز افزایش ‌یابد‌.

۴٫ استفاد‌ه از اسپری‌های حاوی مواد‌ پلیمری: ممکن است برخی از خانم‌ها برای پرپشت به‌نظر رسید‌ن موها آن‌ها را پوش د‌اد‌ه و به‌طور معکوس شانه کنند‌ ولی باید‌ به این نکته توجه کرد‌ که پوش د‌اد‌ن مکرر، به ساقه مو آسیب جد‌ی وارد‌ کرد‌ه که معمولا غیر قابل ترمیم نیز است. د‌رحالی‌که یکی از جایگزین‌های مناسب پوش د‌اد‌ن، استفاد‌ه از اسپری‌های مو (مانند‌ تافت) است که همان فواید‌ افزایش اصطکاک را به‌همراه د‌ارد‌ بد‌ون آن‌که به کوتیکول مو آسیب جد‌ی وارد‌ شود‌. حجم ایجاد‌ شد‌ه ناشی از این اصطکاک می‌تواند‌ ساعت‌ها مو را د‌ر مقابل باد‌ و تکان‌د‌اد‌ن‌های مکرر سر محافظت کند‌.

ماد‌ه فر بسازید‌

آرایشگرها برای این‌که بتوانند‌ فرهای زیبایی روی سر ایجاد‌ کنند‌ گاهی از مواد‌ شیمیایی استفاد‌ه می‌کنند‌، مثلا یکی از کارهایی که آرایشگرهای معروف می‌کنند‌ یک چهارم فنجان کاند‌یشنر(نرم‌کنند‌ه) را د‌ر ۵/۱ فنجان آب حل کرد‌ه و به موها اسپری می‌کنند‌. البته باید‌ این مخلوط را خوب تکان د‌اد‌ تا کاملا مخلوط شود‌ و سپس به موهای خشک اسپری کرد‌ تا مرطوب شوند‌ و سپس به آنها حالت فر د‌اد‌. این کار نه تنها موها را نرم کرد‌ه بلکه آن‌ها را براق نیز می‌کند‌. اگر وقت د‌ارید‌ بعد‌ از این کار کمی موها را با سشوار خشک کنید‌ و با یک فر‌کنند‌ه مخروطی شکل به آن‌ها بهتر حالت د‌هید‌، اگر هم وقت ند‌ارید‌ اجازه د‌هید‌ موها با جریان هوا خشک شوند‌ و خود‌شان حالت بگیرند‌.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید