عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393
بازدید : 418
نویسنده : sina95

 از مهمترین آیین های نوروزی، گستردن خوان نوروزی است که مشهورترین آن «سفره هفت سین» است. در این مطلب تاریخچه کاملی از عید نوروز از اعیاد باستانی ایرانیان را می خوانید.

یکی از جشن های باستانی ایرانی جشن عید نوروز می باشد که به همین مناسبت به تشریح تاریخچه ای از این عید باستانی در ادامه می پردازیم.

جشن همتای واژه (عید) در زبان های ایرانی (جشن) یا (یسن) است. از ریشه YAZ به معنای ستایش، نیایش و پرستش؛ (ایزد) به معنای ستایش شده و نیایش شده نیز از همین ریشه است. (جشن) واژه ای ایرانی، مذهبی و بسیار کهن است.

این واژه که باری گران از معناها و سنت های ویژه ایرانی را بر دوش دارد، در اصل عبارت بوده است از برپایی مراسم نیایش و سپاس به مناسبت رخداد یک پیروزی، یک واقعه اجتماعی یا یک معجره آسمانی که سودی برای اجتماع داشته باشد. مردم به هنگام برپایی بزرگداشت گردهم جمع می آمدند و خدای را با مراسم ویژه مذهبی نیایش می کردند، و این نیایش و سپاس همه ساله به عنوان قدرشناسی از موهبتی که از سوی خداوند ارزانی شده بود تکرار می گردید.

این مراسم با رقص های مذهبی و سرود و موسیقی نیز همراه بوده است. آن چنان توده هایی از آتش برپا می داشتند و در کنار آن صدها و هزارها اسب و گاو و گوسفند قربانی می کردند. آن گاه سهمی از قربانی به آتش داده می شد و باقیمانده آن میان مستمندان و نیایشگران پخش می گردید و با همین گوشت قربانی سور و مهمانی برگزار می شد. همین جشن ها در دوره های مختلف زندگانی اقوام ایرانی، آغاز سال را اعلام می کردند.

 جشن عید نوروز
این جشن از کهن ترین جشن های ایرانی است که پژوهشگران بنیاد آن را هند و ایرانی ندانسته اند، بلکه با قید احتمال آن را به اقوام بومی نجد ایران پیش از مهاجرت و آریاییان، منسوب می دانند. همچنین دو جشن مهرگان و نوروز از طریق سومریان به بین النهرین راه یافته و در آنجا دو جشن (ازدواج مقدس) و (اکیتو) را پدید آورده که بعدها در بین النهرین این هر دو جشن به صورت جشنی واحد در آغاز سال نو برگزار گردیده، ولی در نجد ایران همچنان تا دوره اسلامی به صورت دو جشن مستقل بر قرار مانده است. بنابراین سه جشن «نوروز»، «مهرگان» و «سده» بیشتر در زمره اعیاد ملی ایرانی قرار می گیرند تا جشن های مذهبی.
 

نوروز و فروهر
ماه فروردین به فـَرَوَهرها و یا فروشی ها تعلق دارد. جشن نوروز نیز نمادی از سالگرد بیداری طبیعت از خواب زمستانی است که به رستاخیز و حیات منتهی می شود. فروهر یکی از نیروهای غیر مادی در وجود انسان است و نوعی همزاد آدمیان که پیش از آفرینش مادی مردمان در جهان مینوی به وجود می اید و پس از مرگ آدمیان نیز دوباره به جای نخستین خویش باز می گردد. در عقاید باستانی تر، ایرانیان تنها قهرمانان را دارای فروهر می دانستند، اما بعدها پرهیزگاران نیز از این موهبت بهره مند می شوند. آنان سالی یکبار برای دیدار بازماندگانشان به خانه های خویش فرود می آیند و ورود آنان برکت را به همراه خواهد داشت، آن زمان که خانه را پاکیزه و درخشنده ببینند. ولی چنانچه آن را آشفته در هم و پاکیزه نشده بیابند برکت برای آن نخواسته ، آن را رها می کنند. حضور فروهرها از طلیعه فروردین و نوروز آغاز می شود و تا دهم فروردین و به روایتی تا نوزدهم آن ادامه می یابد از این جهت مراسم آتش افروزی بر بالای بام ها انجام می پذیرفته تا راه خانه ها را به فروهرها نشان دهند.

نوروز کوچک و نوروز بزرگ
عنوان نوروز در فرهنگ ایرانی به دو روز تعلق داشته است. یکی روز اول فروردین، که خورشید به برج حمل می رسد و به آن نوروز کوچک یا (عامه) می گویند و دیگری نوروز بزرگ یا (نوروز خاصه) است که روز خرداد از ماه فروردین است. گفته اند : نوروز سالروز آفرینش جهان و انسان است و نوروز بزرگ روزی است که در آن جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسم های نیکو گذاشت، و گفت خدای تعالی شما را خلق کرده است. باید که به آب های پاکیزه تن را بشویید و غسل کنید و به سجده و شکر خدا مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید.

نوروز و آب
همه نیکی ها چون از ابرکران (عالم اعلی) به گیتی آید، به خرداد روز آید. باشد که همه روز آید، اما آن روز بیش آید. پیداست اگر آن روز بر تن جامه ای نیکو بدارند. و بوی خوش بویند و مروای نیک تفأ ل کنند و... آن سال نیکویی بدیشان رسد و بدی را از ایشان دور می سازد. از آنجا که نوروز در آغاز فصل بارش باران های بهاری قرار دارد می توان ردپای اردویسور اناهید را نیز در آن یافت. اردویسور اناهید الهه آب است. اوست که به فرمان اورمزد از آسمان باران، برف و تگرگ را فرو می باراند. سبب این که ایرانیان در نوروز غسل می کنند آن است که این روز به الهه آب تعلق دارد. از این رو، مردم در این روز هنگام سپیده دم از خواب برمی خیزند و با آب قنات و حوض خود را می شویند و گاهی نیز آب جاری بر خود از راه تبرک و دفع آفات می ریزند. و در این روز مردم به یکدیگر آب می پاشند و درباره سبب این کار برخی گفته اند علت آن است که در کشور ایران دیرگاهی باران نبارید و سپس ناگهان سخت ببارید و مردم به آن باران تبرک جستند و از آن آب به یکدیگر پاشیدند و این کار همچنان در ایران مرسوم بماند.

نوروز پیروز
نوروز همچنین نمادی است از پیروزی نیکی بر بدی. از همین رو آیین نیایش رپیثون در نوروز برگزار می شود. (رپیثون ) سرور گرمای نیمروز و ماه های تابستان است. با یورش دیو زمستان به زمین رپیثون به زیر زمین فرو می رود تا با گرم نگاهداشتن آب های زیرزمینی، گیاهان و ریشه درختان را از مرگ نجات بخشد. بازگشت سالانه او در بهار نمادی است از پیروزی نهایی خیر بر شر، به همین مناسبت جشن و نیایشی ویژه در مراسم نوروزی به ایزد مذکور تعلق داشته است.

نوروز و سلیمان
در روایات ایرانی آمده است که چون سلیمان بن داوود انگشتر خویش را گم کرد سلطنت از دست او بیرون رفت. اما پس از چهل روز بار دیگر انگشتر خود را بازیافت و پادشاهی و فرماندهی به او بازگشت و مرغان به دور او گرد آمدند، و ایرانیان گفتند: نوروز آمد.

نوروز روز دین و روز پادشاهی
در ماه فروردین، روز خرداد، فریدون جهان را تقسیم کرد. روم را به «سلم»، ترکستان را به «تور» و ایرانشهر را به «ایرج» داد، کیخسرو و سیاوشان را به لهراسب سپرد، زردشت دین مزدیسنان را از اورمزد پذیرفت و کی گشتاسپ شاه دین را از زردشت و در این روز پشوتن رواج دین خواهد کرد. و نیز روایت شده است که کوروش پس از پیروزی بر بابل، پسر خود کمبوجیه را در جشن نوروز گموک بابلی به عنوان پادشاه بین النهرین معرفی کرد. 


تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393
بازدید : 367
نویسنده : sina95

 این راهنما به شما کمک می کند که چگونه خودتان یک چای فوق العاده تهیه کنید. در واقع این راهنما رازهای تهیه یک چای با بهترین کیفیت را به شما آموزش می دهد.

برگ های چای و نحوه دم کردن آن موارد بسیاری مهمی در میزان کیفیت چای دارند. به خاطر داشته باشید که زمان تولید چای و کارخانه تولید کننده چای نقش به سزایی در کیفیت آن دارد و باید به این نکات هنگام خرید چای دقت داشته باشید.

راز با کیفیت شدن چای شامل چهار مورد زیر می باشد:
۱-    آب
۲-    حرارت
۳-    میزان چای و آب
۴-    زمان

تهیه چای با کیفیت

۱٫    راز اول، آب
نیازی به گفتن این مطلب نیست که برگ چای در آب دم می کشد از این رو کیفیت آب مورد استفاده تاثیر بسزایی بر روی طعم چای دارد. چای بسیار به مزه آب و مواد معدنی موجود در آن حساس است.
مناسب ترین آب برای دم کردن چای، آب لوله کشی است اما اگر آب لوله کشی منزل شما کلریزه شده است یا از آب معدنی استفاده کنید (دقت کنید که از آب تقطیر شده برای این کار استفاده نکنید چون طعم چای را بی مزه می کند) یا از یک فیلتر کننده آب لوله کشی استفاده کنید.
همیشه سعی کنید ار آب تازه استفاده کنید زیرا آب تازه مقدار بسیار زیادی اکسیژن در خود دارد که باعث می شود چای طعم بسیار بهتری داشته باشد. پس برای طعمی بهتر به خاطر داشته باشید به هیچ عنوان آبی که در کتری باقی مانده است مخصوصا اگر این آب قبلا جوشیده شده باشد را استفاده نکنید. زیرا وقتی آب به مدت طولانی بجوشد بخش زیادی از اکسیژن خود از دست داده و طعم چای شما بی مزه می شود درست مثل وقتی که از آب تقطیر شده برای دم کردن چای استفاده کنید.

۲٫    راز دوم، میزان دمای آب
دمای آب یک مورد بسیار مهم در تهیه یک فنجان چای با کیفیت است. انواع مختلف چای نیاز به آب با دماهای مختلف دارند.
به عنوان مثال: برای چای سیاه، بهترین دمای آب، نقطه جوش (۱۰۰ درجه سانتی گراد یا ۲۱۲ درجه فارنهایت) است. چای اولانگ که یک نوع چای مابین چای سیاه و چای سبز است درجه حرارتی بین ۸۰ تا ۹۰ درجه سانتی گراد را نیاز دارد. یا برای برگ های ظریف تر چای مثل چای سفید یا چای سبز، آب خنک تر مناسب می باشد یعنی آبی که فقط از آن بخار بلند می شود و نمی جوشد آب در دمای حدودا ۸۰ درجه سانتی گراد (۱۷۵ درجه فارنهایت) به این دلیل که برگ های آنها نازک تر و ظریف تر و حساس تر بوده و اگر آب با درجه حرارت بالا بر روی آنها بریزیم برگ های چای به جای دم کشیدن و طعم خوب آزاد کردن سوخته و طعم تلخی به چای می دهند همچنین رنگ چای نیز کدر می شود.
برخی برگ های چای ظریف چینی ممکن است نیاز به آب با دمای کمتر حدود ۶۰ درجه سانتی گراد را داشته باشند. در واقع دمای آب برای دم کردن چای بستگی به نوع و ظرافت برگ چای دارد.

۳٫    راز سوم، میزان چای و آب
حالا که درجه آب مشخص شد وقت آن رسیده است که چای را داخل قوری بریزیم اما صبر کنید!! چه میزان آب و چه میزان چای؟
برای یک نفر، یک قاشق چای خوری سر پر (۱٫۷۵ گرم) چای و یک فنجان سرخالی (سه چهارم فنجان) آب لازم است این یک قاعده کلی برای میزان آب و چای می باشد که به روش اروپایی معروف است. (وقتی در دستور تهیه چای می نویسند یک فنجان آب نباید انتظار داشته باشید از این میزان آب دقیقا همین میزان چای را  بدست خواهید آورد زیرا مقداری از این آب هنگام جوشیدن تبخیر می شود)
نکته: اگر می خواهید چای غلیظ تری داشته باشید نباید مدت زمان دم کشیدن چای را بالاتر ببرید بلکه باید میزان چای را بیشتر کنید و زمان دم کشیدم چای همان زمان قبلی باقی بماند.

طرز تهیه چای

۴٫    راز چهارم، زمان مورد نیاز برای دم کشیدن
زمان دم کشیدن چای چهارمین راز برای بهتر شدن کیفیت چای است. در بسیاری ار کتاب ها و سایت ها طرز تهیه چای و زمان دم کشیدن آن نوشته شده است اما شاید خیلی از افراد همیشه نتیجه مطلوب را از این روشها نگیرند زیرا این دستورات تهیه چای بسیار کلی می باشند و در واقع با توجه به نوع چای، زمانبندی ها باید متفاوت باشد.
در حالت کلی وقتی برگ چای ضخیم تر باشد زمان بیشری برای دم کشیدن و وقتی برگ چای ظریف تر باشد زمان کمتری برای دم کشیدن نیاز دارد. همچنین زمانی که چای را درون صافی درون قوری قرار دهید مدت زمان بیشتری را برای دم کشیدن چای باید اختصاص دهید زیرا چای به صورت فشرده در جایی قرار می کیرد و دیرتر طعم و رنگ خود را آزاد می کند.
آخرین فاکتور مهم و تعیین کننده در کیفیت چای سلیقه شماست. توصیه می کنیم کمی قبل از زمان تعیین شده برای دم کشیدن کامل چای از آن بنوشید و ببینید آیا طعم دلخواه شما است یا چای بی مزه است و نیاز به مدت زمان بیشتری برای دم کشیدن دارد؟ دلیل این کار این است که گاهی به دلایلی که در بالا ذکر شد چای در مدت زمان تعیین شده بیش از اندازه دم کشیده و طعم تلخ نامطلوبی دارد. در واقع بعد از چند بار دم کردن چای، شما مدت زمان لازم برای دم کشیدن چای مورد استفاده تان را بدست خواهید آورد.

برای تهیه چای زمان بگذارید و در انجام این کار عجله نکنید. شما با ترکیب چهار توصیه بالا می توانید یک فنجان چای با کیفیت تر از قبل تهیه کنید و از نوشیدن آن لذت ببرید.


تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393
بازدید : 358
نویسنده : sina95

 بسیاری از ما بدون اینکه به خواسته واقعی خود از زندگی واقف باشیم، عمر خود را می گذرانیم. اغلب ما بر حسب عادت و یا آنچه از بچگی آموخته ایم به کارهایی مشغول هستیم بدون آنکه آن ها را مورد پرسش قرار دهیم و یا شک کنیم که این تصمیمات برای ما مناسب است یا خیر. به همین دلیل بسیاری از ما اینچنین زندگی نه چندان خوشایندی را پشت سر می گذاریم. فهمیدن خواسته واقعی ما از زندگی کار آسانی نیست، یک شبه صورت نمی گیرد و به زمان و تلاش زیادی نیاز دارد. در اینجا راهکار هایی را می خوانید که می تواند در این راستا به کارتان آید. 

 


1.    گذشته را رها کنید

پیش از فکر کردن در مورد خواسته های خود از زندگی، گذشته و افسوس را رها کنید. بپذیرید که هیچ معجزه ای نمی تواند اشتباهات گذشته را تغییر دهد. توجه خود را به «حال» و آینده نزدیک معطوف کنید و اینچنین زندگی خود را به پیش ببرید. 

2.    خواسته و نیاز واقعی خود را بشناسید. 

ببینید برای خوشحال بودن در زندگیتان به چه چیزی نیاز دارید. بله، این یک کار سخت است که زمان زیادی از شما می گیرد. فکر کنید چه چیزهایی برای شما اهمیت بیشتری دارند؟ عشق، خانواده، یا وضعیت مالی. زمانی که پاسخ این پرسش ها را فهمیدید، فهمیدن آنچه برای یک زندگی ایده آل لازم دارید آسان تر می شود. 

3.     چه چیزهایی باعث خوشحالیتان می شود 

آیا می دانید چه چیزهایی شما را از ته دل خوشحال می کند؟ روزانه چند دقیقه به این موضوع فکر کنید و به کارهایی که دوست می دارید و به شما انرژی می دهد. بعد از پی بردن به این موارد، فهمیدن خواسته های زندگی برایتان آسان تر است. اگر اندیشیدن به شغل، شما را ناراحت و نگران می کند، وقتش است در مورد شغل یا اهدافتان تجدید نظر کنید. 

4.    در 5 سال آینده چه وضعیتی خواهید داشت؟ 

آیا تابحال وضعیت 5 سال بعدتان را تجسم کرده اید؟ شاید تجسم خود در آینده دشوار باشد، اما به شما کمک می کند بفهمید از زندگی چه می خواهید. فکر کنید به چه هدف هایی می خواهید برسید و چه مهارتهایی را در خود تقویت کنید. هر گاه پاسخ این پرسش ها را دانستید برای دستیابی به اهدافتان برنامه ریزی کنید. 

5.    یک سرگرمی را دنبال کنید

یک شیوه ثمربخش برای فهمیدن خواسته های واقعی زندگی، تجربه و دنبال کردن سرگرمی های مختلف و جدید است. شاید از نتیجه آن شگفت زده شوید و چیزهایی ببینید که تابحال در مورد خود نمی دانستید، و  بدین طریق در مورد اولویت ها و اهدافتان تجدید نظر کنید.

6.    چه چیزهایی را واقعا دوست ندارید؟

فهمیدن آنچه شما را آزرده خاطر می کند و آنچه برای زندگی خود نمی خواهید و مجبور نیستید در زندگی تان انجام دهید. پیشنهاد می کنم فهرستی از چیزهایی که از آن بیزار هستید تهیه کنید.این لیست به شما کمک می کند تا بفهمید برای شادتر بودن چه باید بکنید. شاید شغل کنونی خود را دوست ندارید یا شاید بهترین دوستتان در واقعیت بهترین دوست شما نیست. در هر صورت تلاش در راستای بهبود زندگی خود را از امروز آغاز کنید. گذشته از تمام اینها، زندگی شما کوتاهتر از آن است که وقتتان را با چیزهایی که دوست ندارید بگذرانید. 

7.    مشورت و راهنمایی بگیرید

اگر از راهکارهای قبلی خسته شدید و باز هم نمی توانید خواسته های خود را شناسایی کنید، توصیه می کنیم با کسی صحبت کنید (یکی از والدین یا اعضای خانواده، دوست، یا شاید یک مشاور یا روانکاو). بد نیست هر از گاهی نصیحت و راهنمایی بگیریم. دوست شما شاید نکاتی را بگوید که شما هیچگاه به آن توجه نکرده اید و از آن طریق بتوانید با هدف های زندگی تان آشنا شوید. 

امیدواریم این راهنمایی ها به شما کمک کند تا اهداف و برنامه های زندگی خود را بشناسید. زندگی چندان آسان نیست و باید همیشه آماده باشید تا با چالش های جدید روبرو شده و موفق تر شوید. اگر راهکارهای دیگری به ذهنتان می رسد کامنت بگذارید.


تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393
بازدید : 405
نویسنده : sina95

  اگر نشانه‌هايي كه گفتيم را در رابطه‌تان ديده‌ايد اما ديرتر از آنكه بتوانيد كمكي به رابطه‌تان بكنيد متوجه خطرساز بودن‌شان شده‌ايد، براي‌تان متاسفيم. احتمالا اين روزها يك جدايي دردناك را تجربه كرده‌ايد و براي برگشتن به زندگي به كمك ما نيازمنديد. شايد نكته‌هايي كه در ادامه می‌آید بتواند به شما براي سر و سامان دادن به زندگي‌تان كمك كند. 

گريه كنيد

چيزي كه شما را نكشد، قوي‌ترتان مي‌كند و قطعا يك نامزدي از دست رفته هم شما را نخواهد كشت. پس حالا كه قرار است براي يك زندگي تازه آماده شويد، چند روزي را به سوگواري بگذرانيد. اشكالي ندارد، گريه كنيد، پرخاشگر شويد و ناسازا بگوييد. شما در اين چند روز سوگواري از هفت دولت آزاد خواهيد بود اما مراقب باشيد عزاداري‌تان براي رابطه از دست رفته بيش از اندازه طولاني نشود و زندگي‌تان را مختل نكند. 

نگران نباشيد جدايي نمي‌كشدتان!


حالا وقت آن است كه اتفاقي كه افتاده را يك‌بار ديگر بررسي كنيد. در رابطه ميان شما و نامزدتان چه گذشته بود؟ چرا از هم جدا شديد؟ سهم شما از آنچه اتفاق افتاده چقدر است و فكر مي‌كنيد اگر كجاي كار اشتباه نمي‌كرديد، اين اتفاق براي‌تان نمي‌افتاد؟ حالا وقت آن است كه معلم خوبي باشيد و از آنچه پيش آمده درس بگيريد. 

سرتان را شلوغ كنيد

به دوستاني كه مدت‌هاست از آنها خبر نداريد زنگ بزنيد، با همكلاسي‌هاي دانشگاه‌تان قرار بگذاريد، براي اضافه كاري در اداره‌تان بمانيد اما اجازه ندهيد فكر و خيال در مورد نامزد سابق‌تان به ذهن‌تان برگردد. اين فكر و خيال‌ها بايد محدود به همان قدم اولي كه بعد از جدايي برداشته‌ايد، يعني دوره سوگواري‌تان بماند. پس ماجرا را كش ندهيد

زندگي‌تان را از نو بسازيد

راهي براي معنا دادن به زندگي‌تان پيدا كنيد. ممكن است از دست رفتن رابطه‌اي كه چند سال از عمرتان را برايش خرج كرده‌ايد، به شما اين احساس را القا كند كه زندگي‌تان را بر باد داده‌ايد اما اگر از همين امروز براي بيشتر رشد كردن و رسيدن به اهدافي كه مدت‌ها معلق‌شان كرده‌ايد استفاده كنيد، مجالي براي فكر كردن به اين موضوعات براي‌تان نمي‌ماند. 

بدويد

دويدن هم به شما قدرت فرار از فكر‌هايي كه آزارتان مي‌دهد را خواهد داد و هم با ترشح بيشتر هورمون اوكسيتوزين در بدن‌تان به شما قدرت رواني بيشتري را هديه خواهد كرد. وقتي هر روز بيشتر از 40 دقيقه ورزش كنيد، نه‌تنها اجازه حمله كردن افسردگي به زندگي‌تان را نمي‌دهيد بلكه براي دوباره ساختن زندگي‌تان هم قدرت و نشاط بيشتري پيدا مي‌كنيد. 

نگران نباشيد جدايي نمي‌كشدتان!


بلافاصله عاشق نشويد

شايد تصور كنيد غم از دست دادن را با آمدن يك فرد تازه به زندگي‌تان راحت‌تر فراموش مي‌كنيد اما مراقب باشيد! اين يك فريب بزرگ است! بلافاصله وارد شدن به يك ارتباط ديگر، نه‌تنها در درازمدت كمكي به از بين رفتن احساسات منفي‌تان نمي‌كند بلكه باعث مي‌شود با چشم‌هاي بسته به رابطه ديگري وارد شويد و با اشتباهات خود، شرايط را براي يك شكست ديگر مهيا كنيد؛ شكستي كه اين بار سخت‌تر و ويران كننده‌تر خواهد بود. 

تنها نجنگيد

اگر احساس مي‌كنيد با وجود همه تلاش‌هاي‌تان نمي‌توانيد از دوره سوگواري بيرون بياييد و به خود كمكي كنيد، به يك تنه جنگيدن با غم‌هاي‌تان ادامه ندهيد. كافي است به يك روانشناس مراجعه كنيد و از او براي برگشتن به روزهاي عادي زندگي‌تان كمك بگيريد


تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393
بازدید : 393
نویسنده : sina95

 خودشیفتگی و خودمحوری یعنی چنان محو خودت باشی که توانایی همدلی با دیگران و درک احساسات آنها را پیدا نکنی. با تعریف ساده، فرد خودشیفته، آنچنان غرق در عشق خود است که نمی تواند عاشق دیگری شود. این آدم ها بسیارمغرور و خودمحور هستندو خود را بسیار کامل و بی نیاز از هر تغییری می بینند. آنها خود را بسیار مهم می پندارند و دیگران را حقیر، کوچک و بی ارزش می شمارند. شخصیتخودشیفته و خودمحور، برای اینکه بتواند به خواسته های خود برسد، از بقیه بهره کشی و آنها را استثمار می کند.

 

نارسیسیسم یا خودشیفتگی چیست؟

مثلا یک مرد خودمحور یا خودشیفته، سال ها بدون توجه به حقوق انسانی همسرش او را در شرایطی قرار می دهد که فقط از خودش اطاعت کند و بی چون و چرا تصمیم های او را بپذیرد بدون اینکه فکر کند در چنین شرایطی همسرش خوشحال است یا غمگین و ناراضی. وقتی هم همسر ابراز نارضایتی و ناراحتی کند، مرد خودشیفته او را به ناسپاسی، حق نشناسی و حتی بیماری متهم می کند چون اصلا نمی تواند درک کند که رفتارش ممکن است باعث اضطراب، خشم یا غم همسرش شده باشد.

 گفت و گو و مذاکره با آدم های خودمحور بسیار مشکل است. آنها دنیا و مسائل را فقط از دید خود نگاه می کنند و نمی توانند به مسائل از دریچه نگاه دیگران بنگرند. نمی توانند فکر و درک کنند که امکان دارد فرد مقابلشان نظری غیر از نظر آنها داشته باشد.

 خودشیفته ها کسانی که هم رای و هم نظرشان نباشند، یا دست کم می گیرند یا مسخره و تحقیر می کنند و اگر متوجه شوند که کسی با آنها موافق نیست یا از آنها انتقاد می کند، به شدت عصبانی می شوند یا امکان دارد حتی کینه اش را به دل بگیرند.

 نکته جالب این است که خودشیفته ها همیشه دعا می کنند پذیرای انتقاد دیگران هستند اما درواقع آنچه دوست دارند، به هیچ وجه انتقاد نیست. آنها دوست دارند مطمئن شوند کسی هیچ انتقادی نسبت به آنها ندارد، نه تنها هیچ انتقادی ندارد بلکه آنها را خیلی هم تحسین می کند.

 بنابراین وقتی می خواهند از آنها انتقاد شود و ادعا می کنند انتقاد را دوست دارند، کافی است طرف مقابل در این تله بیفتد و انتقادی کوچک بکند؛ در این صورت امکان دارد تا مدت ها کینه او را به دل بگیرند.

 از علل دیگر مختل شدن روابط بین فردی خودشیفته ها، این است که فقط با کسانی رابطه برقرار می کنند که از خودشان پایین تر باشند و شب و روز آنها را تحسین کنند. اگر با فرد برابر یا بالاتر از خود معاشرت کنند، این رابطه را دوست نخواهندداشت چون رابطه برابر برای آنها زجرآور است. آنها فقط رابطه ای را دوست دارند که در آن به شدت تحسین شوند.

بنابراین طبیعی است که بسیاری از دوستانشان را از دست می دهند. یک مثال دیگر روابط بین فردی خودشیفته ها این است که اینکه دیگران تحسینشان کنند. درحالی که طبیعی است که در روابط بین فردی عادی مان چنین چیزی وجود ندارد که شب و روز یک نفر فقط از ما تمجید کند. انتظاری که ما از دوستان و اطرافیانمان می توانیم داشته باشیم این است که دوستمان داشته باشند نه اینکه مداحمان باشند بنابراین وقتی برای خودشیفته ها احساس دوست داشتن طرف مقابل کافی نیست، شروع به طرد دوستانشان می کنند و آنها را از دست می دهند.

 

خودشیفته های عاشق ممکن است اسیدپاش شوند!

وقتی یک خودشیفته عاشق کسی می شود، اصلا نمی تواند درک کند که این عشق دوطرفه باشد و طرف مقابل هم از او خوشش بیاید. این افراد فکر می کنند وقتی طرف مقابل این افتخار را پیدا کرده که آنها عاشقشان بشوند، حتما باید آن را با جان و دل بپذیرد و این عشق هدیه بزرگی برای او است. به همین دلیل وقتی متوجه می شوند شخصی که به او ابراز عشق کرده اند، از آنها خوشش نمی آید، به شدت عصبانی می شوند و اصرار زیادی برای شروع رابطه می کنند. اگر به وصال نرسند هم کینه شدیدی به دل می گیرند و حتی ممکن است به اسم دوست داشتن و عشق! اقدام به آزار و اذیت طرف مقابل کنند.

 

نارسیسیسم یا خودشیفتگی چیست؟

متاسفانه موارد زیادی از اسیدپاشی در سال های اخیر دیده شده که در آنها مردهای خودمحور و خودشیفته از اینکه زنی به ابراز عشق آنها پاسخ نداده، آنقدر عصبانی شده اند و آتش خشم در دلشان آنچنان برافروخته شده که اقدام به اسیدپاشی به صورت او کرده اند. مفهوم این عمل این است که اگر تو برای من نباشی، بهتر است تا آخر عمر عذاب بکشی.

 به این عشق ها، عشق های نارسیستیک می گویند که در آنها عاشق فقط به آنچه خودش دوست دارد، فکر می کند. مگر می شود کسی را دوست داشت و به اسم عشق به صورتش اسید پاشید عشق واقعی یعنی علاقه توام با احترام.

 

خودشیفتگی حسادت می آورد

نکته مهم در مورد شخصیت های خودشیفته این است که روابط بین فردی آنها به شدت مختل است. آنها روابط خوبی با افراد خانواده، دوستان، افراد همجنس و غیرهمجنس، همکاران و… ندارند.

 معمولا افراد خانواده آنها را خودخواه توصیف می کنند؛ فردی که فقط در فکر چیزی است که خودش می خواهد به آن برسد و هیچ توجهی به امکانات و محدودیت های خانواده ندارد. مثلا پسری به 28-27 سالگی می رسد و در حالی که در خانه نشسته و کاری انجام نمی دهد، مرتب به پدر و مادر اعتراض و گله می کند که شما برای من مغازه نخریدید، به من پول کافی نمی دهید، برای من کار پیدا نمی کنید، به من توجه ندارید و… در حالی که با توجه به سنش به اندازه کافی بالغ و توانا هست که خودش بتواند این کارها را انجام بدهد.

 این افراد در روابط خانوادگی همیشه مدعی اند و بخش زیادی از انرژی خانواده را صرف خود می کنند و به حقوق خواهران و برادرانشان توجه ندارند. با وجود اینها، همیشه ناراضی اند که قدر آنها را نمی دانند.

 یک علت دیگر مختل شدن روابط بین فردی این افراد، حسادت بسیار شدید است. حسادت یک حس طبیعی است که در همه آدم ها کم و بیش وجود دارد اما حسادت این افراد، شدید، بیمارگونه و در بعضی مواقع فلج کننده است به نحوی که مثلا وقتی متوجه شوند شخصی مورد تحسین واقع شده یا به موقعیتی دست پیدا کرده، بدون اینکه بخواهند واکنش طبیعی بروز دهند و تلاش کنند که خودشان هم تحسین دیگران را به دست بیاورند و به مدارج علمی یا توانمندی مالی و… برسند، به شدت حسادت می کنند و…


تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393
بازدید : 409
نویسنده : sina95

 

زوجهای جوان پس از ازدواج و شروع زندگی مشتركشان وارد دنیای تازه ای می‌شوند . دنیایی که در آن اهداف و برنامه‌های مشتركی دارند . هر زن و شوهری آرزو دارد كه روابطشان عاشقانه ، صمیمی و پایدار باشد.

-فکر عوض کردن اخلاق همسر اشتباهی بزرگ است.
افراد بالغ به طرز چشم گیری تغییر نمی کنند. همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت هایی که با دیگران دارد، دوست بدارید.

 

- صبور و باگذشت باشید.
صبر و گذشت موجب می‌شود دوستی صمیمی برای همسرتان باشید.
 
- همسرتان را از وضعیت اقتصادی موجود، آگاه کنید.
از درآمد هم، مطلع باشید تا با هم‌فکری، برنامه‌ریزی بهتری انجام دهید.


- داشتن اعتماد به نفس 

داشتن اعتماد به نفس، سعی در شناخت طرف مقابل، حفظ آرامش و خونسردی در رابطه و صداقت را نام برد.

- به‌یاد خدا باشید و از او کمک بخواهید.
با یاد خدا، دل‌ها آرام می‌گیرد و مطمئن باشید خداوند به شما کمک خواهد کرد.

 

- عاشقانه زندگی کنید.
برای رسیدن به عشق، از انجام هیچ‌کاری کوتاهی نکنید.
 
- معناجو باشید.
حساسیت‌های رفتاری همسرتان را بشناسید تا موجب بروز اختلال در روابط‌تان نشود.

-انعطاف‌پذیری مناسب زوج در رابطه
یکی از شاخصه‌های هوش اجتماعی است که تطابق فرد با زندگی اجتماعی را بیشتر می‌کند و انعطاف‌ناپذیری باعث کوتاه شدن عمر زندگی مشترک می‌شود.

-زوج‌های موفق مسائل‌شان را مستقیم مطرح می‌کنند
زمانی که شما دوران پیش از ازدواج یا نامزدی را می‌گذرانید، انتظاراتی از همسر آینده‌تان دارید که با انتظارات‌تان در زیر یک سقف تفاوت دارد. مثلا ممکن است در دوران نامزدی شوهر دانشجو باشد، ولی حالا که زندگی مشترک شروع شده، همسرش انتظار دارد برای گذران زندگی‌شان درآمد کافی داشته باشد. زوج‌های موفق پیش از اینکه عروسی کنند و زیر یک سقف بروند، به صراحت درباره انتظارات‌شان از یکدیگر با هم گفت و گو می‌کنند. هرگز در این موقعیت رو دربایستی نکنید و همه خواسته‌ها و انتظارات‌تان را مطرح کنید. هرگز با این فکر که پس از ازدواج همسرتان مطابق میل شما رفتار خواهد کرد، ازدواج نکنید؛ چون در بسیاری مواقع این طور نیست. همین سهل‌انگاری می‌تواند بنای تنش و فشار عصبی را در زندگی بگذارد. گاهی اوقات هم یکی از همسران به خواسته دیگری تن می‌دهد؛ ولی این موافقت اجباری موجب احساس سرخوردگی در او می‌شود و حس می‌کند زیر سلطه همسرش قرار گرفته و مورد ظلم واقع شده است و همین باعث تیرگی روابط می‌شود

 

- به خلوت یکدیگر احترام بگذارید.
گاهی‌اوقات افراد نیاز دارند با خود خلوت و تفکر کنند؛ در این‌صورت، آرامش همسرتان را به‌هم نزنید.
 
- به‌ فکر ایجاد تغییرهای مثبت در خود و همسرتان باشید.
سعی‌کنید تغییر در حرکت به‌سمت تعالی و بالندگی باشد و پیش از تغییر، راه‌های درست ایجاد آن‌را بدانید.

-مراقب رابطه خود با خانواده همسرتان باشید.
هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر می شود، همسرتان است که احساس می کند بین شما گیر افتاده است. دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید.

توجه به موضوعات شخصیتی طرف مقابل، مهارت حل تعارض، رابطه زناشویی موفق، توجه به نیازهای جنسی طرف مقابل، برنامه ریزی اقتصادی، رسیدن به توافق در مورد تربیت فرزند،  تعامل در ارتباط با دوستان و آشنایان و نیز توجه به اعتقادات مذهبی طرف مقابل را نام برد.

زندگی مشترک موفق, شروع زندگی مشترک, زوج‌های موفق

- هدفی مشترک را در نظر بگیرید.
با هم‌فکری برای خود و همسرتان، هدف مشترکی داشته باشید و برای رسیدن به آن، یکدیگر را کمک کنید
.

- پیش از صحبت، تفکرکنید.
هرگاه حرفی می‌‌زنید، از قبل، به عواقب آن فکرکنید تا بعد، شرمنده و پشیمان نشوید. با توجه به شرایط روحی و جسمی همسرتان حرف بزنید و از پرحرفی بپرهیزید.
 
- تا جایی‌که می‌توانید، با یکدیگر غذا بخورید.
جمع‌شدن افراد خانواده دور میز یا سفره‌ی غذا، موجب افزایش روابط عاطفی و احساس نزدیکی بیش‌تر آنان خواهد شد.


-صداقت که باید دوطرفه باشد
یعنی هر یک از طرفین باید زمینه صداقت را فراهم کند و بعد انتظار رفتار صادقانه از طرف مقابل داشته باشد. صداقت و رفتار صادقانه یک «باید» است اما بی‌صداقتی معمولا ناشی از ترس و گاهی برای حفظ منافع است و در بحث ما، نداشتن صداقت ناشی از ترس است که دردسرساز می‌شود. خیلی از زوج‌ها یکدیگر را محدود یا تهدید می‌کنند و وقتی همسرشان آن رفتار را دور از چشمشان انجام داد، او را به نداشتن صداقت متهم می‌کنند.

-زوج‌های موفق استقلال فردی خود را حفظ می‌کنند
هر قدر هم که شما پیش از ازدواج مستقل بوده باشید، ازدواج، شما را به همسرتان وابسته می‌کند؛ چرا که زندگی‌تان از زندگی شخصی به زندگی مشترک تغییر کرده‌ است. این وابستگی به خصوص اگر شما صاحب فرزند شده باشید بیشتر هم خواهد شد. ولی زوج‌های موفق می‌دانند که هرقدر هم زوجی یکدیگر را دوست داشته باشند و به یکدیگر عشق بورزند، هرکدام برای خود حریم شخصی دارد و شرط دوام ازدواج این است که هرکدام به حریم و زندگی  شخصی دیگری احترام بگذارند. اگر زوج‌ها مدام بگویند ” ما‌” و برای خود  من” قائل نشوند، از سرگرمی‌ها و علایق ” من "، ناراحتی‌های ” من” و مشکلات ” من” صحبت نکنند، علاقه‌ای که بین آنها وابستگی ایجاد کرده است، به مرور زمان کمرنگ خواهد شد؛ چرا که حس می‌کنند مدام وقف خانواده و همسرشان هستند و خودشان نادیده گرفته شده مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند و موجودیت شخصی خود را از دست داده‌اند. همین احساس در درازمدت می‌تواند به سرد شدن روابط بین زوج‌ها بینجامد.

-از فریاد زدن پرهیز کنید
پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن زندگی تان را به مخاطره می اندازد. گفتگوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد.

- خودخواه و خودرأی نباشید

خودخواه و خودرأی نباشید تا بتوانید لذت‌های معنوی را درک کنید.

 

- به رشد یکدیگر کمک کنید.
زن و شوهر باید به‌منظور رسیدن به درجات معنوی والاتر، ادامه‌ی تحصیل، اشتغال و... شرایط رشد و پیشرفت یکدیگر را فراهم کنند.
 
- به یکدیگر هدیه دهید.
به همسرتان هدیه بدهید چون نشان‌می‌دهد به او توجه دارید.


-دیدگاه خود را به نحو صحیح بیان کنید
مساله بعدی است که بسیار برای زوج‌ها ضرورت دارد؛ آنها باید یاد بگیرند احساسشان را به نحوی سالم مطرح، دیدگاهشان را بیان و نظر مخالف یا موافقشان را به شیوه‌ای صحیح اعلام کنند.
معمولا زوج‌ها قبل از ازدواج برای جلب رضایت طرف مقابل، هر کاری انجام می‌دهند اما به محض ازدواج، همه آنها را کنار می‌گذارند!

-زوج‌های موفق یکدیگر را در اولویت قرار می‌دهند
پیش از ازدواج و در دوران نامزدی، همسران جوان مدام به یکدیگرتعارف می‌کنند. وقتی به رستوران می‌روند، یکی صندلی را برای دیگری بیرون می‌کشد، اول غذا را به او تعارف می‌کند، در اتومبیل را برایش باز می‌کند و به حرف‌هایش با دقت گوش می‌دهد؛ ولی پس از ازدواج، انگار این رفتارها فراموش می‌شود و مانند کار، بچه، اتومبیل و بر همسر اولویت پیدا می‌کنند. همسران موفق یکدیگر را در اولویت اول قرار می‌دهند. البته منظور ما این نیست که زن و شوهر رفتاری تمام رسمی با یکدیگر داشته باشند و یکی مدام برای دیگری در اتومبیل را باز کند! بلکه منظور این است که به حرف‌های همسرشان علاقه نشان می‌دهند، او را جدی می‌گیرند و در مقابل دیگران با کلمات احترام‌آمیز با او صحبت می‌کنند. به عبارت دیگر، آنها هیچ وقت یکدیگر را سرسری نمی‌گیرند و از کنار افکار، حرف‌ها، احساسات، علایق و مشکلات یکدیگر به سادگی نمی‌گذرند.

-برای عذر خواهی پیش قدم باشید
زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترک شان انجام نمی‏دهد. باید ملایم تر باشید و راهی پیدا کنید که مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393
بازدید : 343
نویسنده : sina95

  ماشینی پلاستیکی از نوع کامیون که نخ می‌بستند به قسمت جلویی‌اش و در حیاط یا کوچه می‌کشاندند دنبال خود به هر جایی که دلشان می‌خواست... .

پیچیده است خیلی، چشم بر مانیتور و انگشت بر چند کلید، ماشینی با سرعت بسیار تو را می‌‌کشاند به جایی که نمی‌دانی!

دختر بچه‌ها اما در گوشه‌ای از اتاق یا حیاط با چادر شب مادر دیوار خانه‌های فرضی خود را می‌ساختند و در آن با کمی میوه شروع می‌کردند به پذیرایی از مهمانان همسن خودشان. حتی اگر همبازی هم نبود عروسک‌های ساده و زیبایشان می‌شد همبازی و کودک آنها. کودک امروز عروسکی دارد به نام «پو» که در گوشی همراه خود هر روز به او غذا می‌دهد و آن را استحمام می‌کند...، اما او هیچ‌گاه نمی‌تواند اسباب‌بازی مجازی خود را در آغوش بفشارد جز در رویا... .

دعوایی بود همیشه شب‌هنگام سر جمع کردن عروسک، سماور، قابلمه، ماشین و تیله‌هایی که همه جای خانه پراکنده شده بودند. گفتن و نوشتن از این بازی و اسباب‌بازی‌ها برای نسل امروز چیزی شبیه لطیفه است. ما بزرگ شدیم، بزرگ و بزرگ‌تر، اسباب‌بازی‌هایمان نیز همراه ما بزرگ شدند. ماشین‌های پلاستیکی واقعی شدند و عروسک‌ها نیز بچه. اگر بچه‌های امروز بزرگ شوند اسباب‌بازی‌های مجازی آنها... .


کارکرد اسباب‌بازی در جامعه‌پذیری کودکان

بازی به باور متخصصان رشته‌‌های علوم انسانی، تجربه‌ای برای به دست آوردن مهارت‌های زندگی است. این وسایل بازی با توجه به اندازه رضایتی که در کودک به وجود می‌آورد ایجاد انگیزه خواهد کرد. کودکان خارج از قوانین سخت زندگی بیرونی خود زندگی را در دنیای خویش مهار و مدیریت می‌کنند. با وجود این، اسباب‌بازی فقط یک وسیله بازی صرف نیست، تمرین زندگی آینده است. خوب گوش کنید صدای دیروز همچنان گاهی شنیده می‌شود: «عروسک قشنگ من قرمز پوشیده‌/‌ تو رختخواب مخمل آبی خوابیده‌/‌ یه روز مامان رفته بازار اونو خریده‌/‌ قشنگ‌تر از عروسکم هیچ‌کس ندیده/‌ عروسک من‌/‌ چشماتو وا کن...»

عروسک یا اسباب‌بازی را چه کسی برای نخستین بار ساخت؟ واقعیت این است که تاریخ اسباب‌بازی به پیش از تاریخ برمی‌گردد در حفاری‌هایی که روزانه در جاهای مختلف انجام می‌شود عروسک‌هایی که بچه‌ها، حیوانات و سربازان را نشان می‌دهد به طور معمول کشف می‌شوند. در روزگاران دور، کودکان خود برای خویش اسباب‌بازی می‌ساختند، اما در دوره‌‌های بعد اسباب‌بازی‌های متنوع و پیشرفته توسط افراد دیگر ساخته و روانه بازار شد.

چرا بازی با اسباب‌بازی؟ بنا به اظهارات کارشناسان، بازی در رشد اجتماعی کودک دارای چنین نقش‌هایی است. موجب ارتباط کودک با محیط بیرون می‌شود و دنیای اجتماعی او را گسترش می‌دهد، موجب شکوفایی استعدادهای نهفته و بروز خلاقیت می‌شود، همکاری،همیاری و مشارکت کودک توسعه می‌یابد، با رعایت اصول و مقررات آشنا می‌شود، همانندسازی با بزرگسالان را می‌آموزد، با مفهوم سلسله مراتب آشنا شده و آن را رعایت می‌کند، رقابت را می‌آموزد و شکست را به طور واقعی تجربه می‌کند، قدرت ابراز وجود پیدا می‌‌کند و از ترس، کمرویی و خجالت بیهوده رها می‌شود و حمایت از افراد ضعیف را می‌آموزد. البته این تنها بخش‌هایی از کارکرد اسباب‌بازی‌های عینی و واقعی است.

 بازی همچنین بعد اجتماعی، شناختی (هوشی)، جنبه عاطفی، حرکتی و در پاره‌ای موارد بعد اخلاقی کودک را رشد می‌دهد. بنابراین به نسبتی که کودک در موقعیت بازی قرار می‌گیرد اسباب‌بازی‌ها زمینه رشد کودک را فراهم می‌کند. این روان‌شناس بر این باور است که در کشور ما از هر نوع وسیله‌ای برای بازی کودکان استفاده می‌شود که در بسیاری موارد به مشکلات جسمی در کودکان دامن می‌زند.

اسباب‌بازی فقط یک وسیله بازی نیست؛ شکل‌دهنده مغز و هوش و ذهن بچه‌هاست

2 نسل و بی‌نهایت تفاوت

تمام سخن و جان کلام درباره کودکانی است که با اسباب‌بازی سرگرم می‌شوند و زندگی آینده خود را تمرین می‌کنند، بچه‌هایی که با عروسک‌هایشان سخن می‌گویند، پسربچه‌هایی که تیله دوست دارند و از ماشین اسباب‌بازی خود همچون یک ماشین واقعی نگهداری می‌کنند و درباره تمام آنها که حتی بی‌اسباب‌بازی خوشند به یک قایم باشک و هفت سنگ و... «بازی‌های رایانه‌ای جدید نیز به دلیل علاقه‌مندی و استفاده کودکان نوع جدیدی از ارزش‌ها، باورها و نگاه به پدیده‌های پیرامونی را شکل داده است.» محمدمراد بیات، جامعه‌شناس این را می‌گوید. او نگرانی درباره محتوای بازی کودکان را بجا می‌داند و اظهار می‌کند: هر جامعه‌ای باید هویت، اصالت و باور فرهنگی خود را به کودکان منتقل کند. واقعیت است که درخصوص بازی‌های مجازی بویژه افراط در آنها هشدارهای بسیار داده شده و به همان اندازه البته شنیده هم نشده است.

فاصله نسل‌ها بسیار کوتاه شده است شاید حتی هر دو یا سه سال یک نسل را تشکیل می‌دهد و البته به همان سرعت شناخت ما از همدیگر کم و کمتر خواهد شد.


بزرگ‌ترها هم دلشان اسباب‌بازی می‌خواهد

حتما خیلی شنیده‌اید که باید کودک درون خود را زنده نگاه داشت، آن را پرورش داد و... اما همین کودک دلش بازی می‌خواهد، دوست دارد با اسباب‌بازی قواعد زندگی واقعی را همچون یک کودک در هم شکند. روان‌شناسان هم بازی را برای بزرگسالان تجویز کرده‌اند و حتی سفارش می‌کنند که با کودکان زبان کودکی بگشایید و بازی کنید.

بزرگی می گوید:«گاهی وقت‌ها در میانه‌های روز خودم را با بچه‌ها پرت می‌کنم روی رختخواب و تمام مشغله‌هایم را فراموش می‌کنم؛ این که چک‌های پرداخت نشده را چه کار کنم، ماشین‌ام احتیاج به تعمیر دارد، بیمه‌ام عقب افتاده، آرزوهایم به باد رفته و... فقط و فقط با بچه‌ها بازی می‌کنم.

روی تخت بالا پایین می‌پریم و بالش‌ها را به سر و صورت همدیگر می‌زنیم، البته من خودم را به شکست خوردن می‌زنم و اجازه می‌دهم بچه‌ها تا دلشان می‌خواهد مرا بزنند؛ هم خستگی‌ام در می‌رود، هم آنها تخلیه می‌شوند!»

بار دیگر باید اسباب‌بازی‌های دوران کودکی را از صندوقچه برکشید و به کودکان نیز با همین وسایل کوچک درس زندگی آموخت. بازی کنید بی‌بهانه... 

منبع: جام جم


تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393
بازدید : 327
نویسنده : sina95

 

متهم کردن دیگران و یا خودتان برای مشکلاتی که در زندگی‌تان اتفاق می‌افتد، باعث ناراحتی‌تان خواهد شد، چون در هر حال احساس خواهید کرد که هیچ کنترلی روی موقعیتتان ندارید.

به گزارش سلامت نیوز، سایت مردمان نوشت: آدم‌ها دو نوع‌اند: آنهایی که دیگران را برای مشکلاتشان مقصر می‌کنند و آنهایی که خودشان را. 

شاید ترک هر دو این عادت‌ها سخت باشد اما با آگاهی و تمرین روزانه، ممکن خواهد بود.

متهم کردن دیگران و یا خودتان برای مشکلاتی که در زندگی‌تان اتفاق می‌افتد، باعث ناراحتی‌تان خواهد شد، چون در هر حال احساس خواهید کرد که هیچ کنترلی روی موقعیتتان ندارید.

یک روش سالم‌تر این است که فراتر از این تقصیر را ببینید و به زندگی‌تان و موانع آن بعنوان فرصتی نگاه کنید که می‌توانید وارد عمل شوید.

وقتی از این تقصیر بگذرید، می‌توانید مسئولیت قبول کرده و گناه مربوط به آن را فراموش کنید.

اگر عادت دارید خودتان یا دیگران را بخاطر اشتباهی سرزنش کنید، این نکته‌‌ها می‌تواند کمکتان کند.

1. بایدهایتان را مرور کنید.

خیلی از ما به خودمان فشار می‌آوریم که کارهایی را انجام دهیم که دوست نداریم. "باید ورزش کنم"، "باید به او زنگ بزنم"، "باید استفاده بیشتری از روزم بکنم" و ... می‌بینیم که زندگیمان را پر از این بایدها کرده‌ایم. به جای اینکه بگویید "باید" بگویید "می‌توانم". "می‌توانم" کلمه‌ قدرت‌بخشی است و به شما اجازه می‌دهد از زندگی‌تان لذت بیشتری ببرید.

2. به تصویر بزرگ نگاه کنید.

هر موقعیتی که تجربه می‌کنیم بخشی از یک تصویر بزرگتر هستند. وقتی می‌توانید به شکست‌ها و فرصت‌های رشد نگاه کنید، زندگی ساده‌تر شده و فشاری که رویتان احساس می‌کنید کمتر خواهد شد. به خوبی‌هایی که در هر درس زندگی وجود دارد نگاه کنید. به جای اینکه خودتان را بخاطر موقعیتی سرزنش کنید، به دنبال درسی باشید که آن موقعیت برایتان دارد.

3. به خودتان اعتماد کنید.

خیلی افراد بخاطر پشیمانی یا انکار، بعد از هر مشکلی خودشان را مقصر می‌بینند. این به آن دلیل اتفاق می‌افتد که ما به خودمان اعتماد نداریم. بخاطر دلایل اشتباه در زندگی تصمیم‌گیری می‌کنیم. اما وقتی یاد بگیریم به خودمان اعتماد کنیم، اعتمادبه‌نفس‌مان بالاتر خواهد رفت. این شک و تردید نسبت به خودمان را از بین برده و با خود واقعی و خواسته‌های قلبی‌مان همگام خواهیم شد. این کمکمان می‌کند تجربه‌ای عالی به دست آورده و دیگر خودمان را بخاطر همه چیز مقصر نبینیم.


تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393
بازدید : 332
نویسنده : sina95

 

خیلی چیزها بدتر از تنها بودن است. اما معمولاً ده‌ها سال طول می‌کشد تا متوجه این مسئله بشویم. و بیشتر اوقات، وقتی این را فهمیدیم، دیگر خیلی دیر شده است. و هیچ چیز بدتر از خیلی دیر شدن نیست. ـــ چارلز بوکوفسکی

بله، خیلی چیزهای بدتر از تنهایی هم هست.
درواقع، سال‌های مجردی شما ازجمله مفیدترین و آزادترین سال‌های زندگی‌تان است. اما خیلی‌ها با اکراه مجرد بودن خودشان را به دیگران اعلام می‌کنند و احتمالاً شما هم دوست دارید به هر قیمتی که شده از چنین وضعیتی فرار کنید. احتمالاً خیلی‌ها را می‌شناسید که چطور برای فرار از این تنهایی هر روز و هر شب را در خیابان‌ها، کافی‌شاپ‌ها و رستوران‌ها به دنبال کسی برای آشنایی می‌گردند ــ هرکسی ــ که بتواند امنیت و آرامش یک رابطه را به آنها بدهد. و بعد به نظرشان دیگر همه چیز عالی خواهد شد، درست است؟
متاسفانه خیر.

واقعاً عجیب است که خیلی‌ها تصور می‌کنند دورانی که در یک رابطه هستند بهترین دوران زندگی‌شان است. مجرد بودن به شما این امکان را می‌دهد چیزهایی را تجربه کنید که باتوجه به فشارهای مالی و احساسی دوران متاهلی امکانپذیر نیست. از دوران مجردی باید برای رشدی فراتر از قلمرو انتظارات اجتماعی که دست و پایتان را می‌بندد، استفاده کنید.

مجرد بودن می‌تواند جادویی‌ترین و فوق‌العاده‌ترین دوران زندگی شما باشد. دلیل آن این است:

۱. می‌توانید خودتان را بشناسید.
همه ما ویژگی‌های ظاهری داریم که از آن باخبریم؛ قدمان، وزنمان و البته جنسیتمان که از همه آنها مشخص‌تر است. اما مجرد بودن یک امکان فوق‌العاده در اختیارتان می‌گذارد: می‌توانید خود واقعی‌تان را کشف کنید. ویژگی‌های خوب، بد، توانایی‌ها، ضعف‌ها و همه چیز درمورد خودتان را. این تنهایی را در آغوش کشیده و از آن برای کشف همه چیز درمورد خودتان استفاده کنید. خیلی از روابط عالی به این دلیل بر هم می‌خورند که خیلی مشکلات حل‌نشده را از روابط قبلی وارد روابط جدیدمان می‌کنیم. مجرد بودن یعنی ببینید که هستید و چرا کسی هستید که الان در آینه می‌بینید. بعد شروع به برطرف کردن مشکلاتتان کنید.

۲. می‌توانید ببینید که می‌خواهید در زندگیتان چکار کنید.
قبل‌ترها مجرد بودن به این معنی بود که کسی شما را نمی‌خواهد اما الان شما به اندازه کافی جذاب هستید و تصمیم گرفته‌اید ببینید چه زندگی می‌خواهید داشته باشید و آن را با چه کسی قسمت کنید. — سارا جسیکا پارکر

چند نفر را می‌شناسید که با وجود آرزوها و جاه‌طلبی‌هایی که داشته‌اند وارد روابط نادرست شده‌اند؟ شاید مجبور شده‌اند مسئولیت‌های جدیدی که هیچوقت نمی‌خواستند یا انتظارش را نداشتند بر عهده بگیرند؟ واقعاً جای تاسف دارد. اشتباه متوجه منظورمان نشوید، اینکه برای دیگران زندگی کنید و نیازهای آنها را بر خودتان مقدم بدانید هیچ اشکالی ندارد و خیلی وقت‌ها هم هست که لازم است اینطور زندگی کنید. اما آیا نمی‌خواهید فرزندانتان زندگی که دوست دارند را داشته باشند و به آرزوهایشان برسند؟ خودتان چه بهانه‌ای دارید؟ از این زمان برای دنبال کردن علایقتان استفاده کنید، چه برایتان بازده مالی داشته باشد و چه نداشته باشد. نگران عواقب راهی که پیش می‌گیرید نباشید، چون اگر کاری که دوست دارید را دنبال نکنید، هیچوقت احساس رضایت و خوشبختی نخواهید کرد.

۳. می‌توانید اعتماد‌به‌نفس پیدا کنید.
مجرد بودن به شما این امکان را می‌دهد که مهارت‌ها و استعدادهایی را در خودتان تقویت کنید که فراموششان کرده یا حتی از آن بی‌اطلاع بودید. به شما یاد می‌دهد چطور یاد بگیرید به تنهایی و به طور مستقل کارها را انجام دهید و با تغییر کنار بیایید. مجرد بودن و ساختن زندگی که می‌خواهید داشته باشید یک مسیر است و پاداشی که در انتهای این مسیر دریافت می‌کنید، اعتمادبه‌نفس و رضایتی است که به دست می‌آورید. انتخاب‌ها و آزادی‌های شما بی‌نهایت است. داشتن اعتمادبه‌نفس کافی برای استفاده از این فرصت‌ها به این معنی است که می‌توانید از زندگی که دوست دارید لذت ببرید.

۴. می‌توانید کسب دانش کنید.
سفر برای کشف خود نیازمند این است که بتوانید فرهنگ‌ها، اعتقادات و طرق مختلف زندگی را بشناسید. برای این منظور باید علم و دانش لازم را به دست آورید. وقتی فقط مسئولیت خودتان را داشته باشید، می‌توانید هر کجا که دلتان خواست بروید. عطش یادگیری و داشتن روحیه‌ای کنجکاو خیلی به کارتان خواهد آمد. کتاب‌های بزرگی را بخوانید که هیچوقت فرصتش را نداشتید. با ژانرهای متفاوتی از ادبیات، به افق دانسته‌هایتان وسعت دهید. به دورها سفر کنید و تجربیات تازه کسب کنید. بوها، صداها و تصاویر مختلف را جذب کرده و غذاهای مختلف  از کشورهای دیگر را بچشید. اگر بخواهید از هر لحظه از زندگی‌تان لذت ببرید، دوران مجردی بهترین دوران برایتان خواهد بود.

۵. می‌توانید سلامتی‌تان را بازیابید.
یک رابطه ناموفق نه تنها می‌تواند دلیل بسیاری از مشکلات برای سلامتی‌تان باشد، بلکه خیلی وقت‌ها برای از بین رفتن تناسب‌‌اندامتان هم مقصر است. چه بخاطر نشستن پای تلویزیون خوردن تنقلات چاق‌کننده باشد یا هر چیز دیگر، یک رابطه راحت و خوب به ندرت سلامت شما را به خطر می‌اندازد. این درحالی است که سلامت فیزیکی و احساسی شما با هم در ارتباط هستند. از این زمان برای تقویت جسمتان با موادغذایی  مفید و مغذی استفاده کنید و از اندورفینی که ورزش در بدنتان تولید می‌کند، لذت ببرید. اعتمادبه‌نفس و احساس رضایتی به دست می‌آورید که فقط یک بدن قوی و سالم آن را درک می‌کند.

۶. می‌توانید قوانین خودتان را پایه‌ریزی کنید.
وقتی در یک رابطه باشید، نیازهای طرفتان را بر خودتان مقدم می‌کنید. دیگر هیچوقت خودتان در اولویت نیستید. اما مجرد بودن یعنی به هزار و یک دلیل درست و منطقی می‌توانید خودخواه باشید. دوست دارید مسافرت بروید؟ سریع یک پرواز بگیرید. می‌خواهید صبحانه‌تان را در تختتان بخورید؟ یا صبح زود به پیاده‌روی بروید؟ دوست دارید شب‌ها تا دیروقت بیرون باشید؟ هیچ اشکالی ندارد می‌توانید همه این کارها را انجام دهید. هیچ تضمینی برای داشتن یک زندگی فوق‌العاده نیست. اما با مجرد بودن می‌توانید کارهایی را انجام دهید و زندگی‌تان را به جهتی هدایت کنید که دوست دارید. هیچ محدودیتی نخواهید داشت. هیچ‌چیز مانعتان نخواهد شد، البته به جز ترس‌های خودتان.

۷. می‌توانید خودتان را دوست داشته باشید.
همه همیشه می‌گویند قبل از اینکه بتوانید کسی را دوست داشته باشید، اول باید بتوانید خودتان را دوست داشته باشید. شاید هم اینطور نباشد. حتی در بدترین شرایط زندگی هم می‌توانید هنوز کسی را دوست داشته باشید. اما اگر اعتمادبه‌نفس نداشته یا احساس پشیمانی داشته باشید، نمی توانید آن عشق خالص و پاک را تجربه کنید. پیدا کردن خود حقیقی‌تان و رشد کردن و تبدیل شدن به کسی که باید باشید به این معنی است که کسانیکه وارد زندگی‌تان می‌شوند، از این تجربه لذت خواهند برد. آنوقت می‌توانید بدون هیچ نقابی، در زمان حال زندگی کنید. کسانیکه می‌توانند خودشان را دوست داشته باشند، زندگی‌هایی شاد و رضایت‌بخش را تجربه خواهند کرد.

آیا چنین زندگی اگر با یک شریک تقسیم شود، بهتر نخواهد بود؟ بستگی دارد. گاهی‌اوقات بله و گاهی هم نه. اگر هنوز از انتخاب‌های زندگی‌تان راضی نباشید و ندانید به کدام جهت در حال حرکتید، شاید بهتر باشد جستجو برای نیمه‌گمشده‌تان را کمی به تعویق بیندازید.
اول باید کمی زندگی کنید…


تاریخ : دوشنبه 25 اسفند 1393
بازدید : 390
نویسنده : sina95

 

شبکه اجتماعی با مغز ما چه می کند؟

نیمی از مردم جهان به صورت مستمر در اینترنت حضور دارند و پایان سال 2014 میلادی گفته شد که دوسوم جهانیان عضو شبکه های اجتماعی هستند. حضور در شبکه اجتماعی وس ر زدن به صفحات مختلف آن مانند خوردن غذا برای مردم عادی شده است. اما تاکنون فکر کرده اید که این پلتفرم های عمومی تا چه اندازه می توانند روی ما تاثیر بگذارند؟

انسان های امروزی را در حالی مشاهده می کنیم که هنگام قدم زدن، حضور در کنار اعضای خانواده، قرارهای ملاقات و حتی جلسات کاری تمام حواس خود را معطوف به گوشی هوشمند کرده اند و حین آنکه با شما صحبت می کنند، با دوستان خود در فیس بوک و توییتر ارتباط دارند. این مساله به یک روند عادی تبدیل شده است و تقریبا عموم شهرنشینان با چنین اتفاقی برخورد کرده اند. اما محققان در بررسی جدید خود به این نتیجه رسیده اند که این رفتارهای ساده و روزمره می تواند تاثیرات قابل ملاحظه ای روی مغز انسان برجا بگذارد.

برای نخستین بار مرکز TollFreeForwarding مطالعه در این زمینه را انجام داد تا دریابد که شبکه های اجتماعیچگونه می توانند بدن انسان را درگیر کنند و روی آن اثر بگذارند. در این بررسی مشخص شد بسیاری از ما نمی توانیم بدون چک کردن تلفن همراه بیش از پنج دقیقه دوام بیاوریم و بعضی از ما به گونه ای به شبکه های اجتماعی معتاد شده ایم که تمام شبانه روزمان با آن می گذرد.


محققان دریافته اند که براساس نشانه های مربوط به اعتیاد در شبکه های اجتماعی 10 دقیقه توییت کردن می تواند سطح اوکسیتوسین موجود در خون انسان را تا 13 درصد افزایش دهد و همین امر باعث می شود تا به مرور زمان به این قضا معتاد شویم و با هر بار حضور در توییتر حس خوبی به دست آوریم. همچنین مشخص شده است زمانی که بیش از پنج ساعت در اینترنت گشت و گذار می کنیم، نحوه محاسبه و پردازش اطلاعات در مغز انسان تغییر می کند و این مساله نشان می دهد که دنیای مجازی تا چه اندازه می تواند روی انسان ها تاثیرگذار باشد.

محققان در بخش دیگری از این بررسی به این نتیجه رسیدند زمانی که صفحه شخصی در شبکه های اجتماعی را ملاحظه می کنیم، میزان ترشح آدرنالین و برخی هورمون ها افزایش می یابد و همین مساله زمینه اعتیاد به این فضای اینترنتی عمومی را باعث می شود. میزان اثرگذاری شبکه اجتماعی روی سیستم هورمونی بدن بسیار گسترده تر از تاثیرات حضور در اینترنت است. در سال 2000 میلادی گفته شده بود که 12 ثانیه حضور در اینترنت می تواند باعث ترشح آدرنالین در بدن شود و این در حالی است که بررسی های سال 2014 میلادی نشان داد هشت ثانیه حضور در شبکه های اجتماعیمی تواند اثر مشابه را برجا بگذارد.

به هر حال، باید این مساله را پذیرفت که شبکه های اجتماعی کاربردی ترین ابزار ارتباطی در جهان محسوب می شود و محبوبیت فراوانی نزد کاربران دارد. مردم این روزها ترجیح می دهند، بخشی از زندگی خود را روی شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارند و با همین ابزار کاربردی متوجه شوند که در نقاط مختلف جهان چه اتفاقاتی رخ می دهد. اما در کنار این مزایا، این نکته را هم باید مدنظر قرار داد که این فضاها تاثیرات گسترده ای روی مغز انسان می گذارند که مهم به نظر می رسد. بررسی های مرکز TollFreeForwarding پنج تاثیر اصلی را که شبکه های اجتماعیبر مغز انسان می گذارند به قرار زیر بیان کرده است.

اعتیاد شدیدتر از مواد مخدر

تاکنون تاثیرات مختلف شبکه های اجتماعی بر دنیای فیزیکی بررسی شده است. اغلب کاربران این اخبار را شنیده اند که شبکه های اجتماعی باعث کاهش ارتباطات حضوری می شوند و انسان را در دنیای واقعی منزوی می کنند. اما این نخستین باری است که به صورت علمی نشان داده می شود که شبکه های اجتماعی مغز انسان را هم تحت تاثیر قرار می دهند. در مطالعه جدید مشخص شد 5 تا 10 درصد اعضای شبکه های اجتماعی از نظر فیزیکی قادر به کنترل و مدیریت زمان حضور در دنیای اینترنتی نیستند و به عبارت دیگر، یک دهم کسانی که در شبکه های اجتماعی حضور دارند، نمی توانند این مساله را کنترل کنند که چقدر از زمان خود را باید به ابن پلتفرم ها اختصاص دهند و چگونه باید به حضور آنلاین خود پایان دهند.


دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که اعتیاد به اینترنت از اعتیاد به مواد مخدر شدیدتر و گسترده تر صورت می گیرد و تاثیراتی که دنیای مجازی بر مغز انسان می گذارد باعث می شود تا قابلیت تصمیم گیری و مدیریت زمان از بین برود. در این فرایند مغز انسان مانند شرایطی که فرد مواد مخدر مصرف کرده است عکس العمل نشان می دهد و در راستای آن مرکز کنترل و پردازش اطلاعات مربوط به عواطف، توجه و تصمیم گیری در مغز دچار اختلال می شود. این اختلالت به صورت جدی و شدید صورت می گیرند و از آنجایی که آثار آنها بیشتر از زمان استفاده از مواد مخدر است، دانشمندان شبکه مجازی را اعتیادآورتر از مخدرها می دانند.

ناتوانی در جلوگیری از حواس پرتی

زمانی که شبکه های اجتماعی نخستین گام ها را برای حضور میان مردم بر می داشتند، این باور ایجاد شده بود که اعضای این قبیل پلتفرم ها به صورت ناخودآگاه مهارت انجام همزمان چند کار را کسب می کنند و مغز آنها قابلیت تفکیک کارهای مختلف را به خوبی یاد می گیرد. بررسی های جدید نشان داد که این باور کاملا غلط است و مغز افرادی که مدام در این قبیل فضاها حضور دارند به گونه دیگر عمل می کند.

در بررسی جدید مرکز TollFreeForwarding مشخص شد کسانی که به صورت دایم در شبکه های اجتماعی حضور دارند نسبت به کاربران معمولی اینترنت کمتر از مهارت یادشده بهره می برند و به عبارت دیگر، افرادی که معتاد به شبکه های اجتماعی نیستند مهارت بیشتری برای انجام چند کار به صورت همزمان دارند. مغز معتادان به شبکه های اجتماعی قادر نیست روی اختلالات صورت گرفته و حواس پرتی های ناشی از اطلاعات مختلفی که دریافت می کند، فیلتر بگذارد و همین مساله باعث می شود این افراد نتوانند چند کار را به صورت همزمان انجام دهند. این بررسی همچنین مشخص کرده است افرادی که حضور کمرنگ تری در اینترنت دارند، اطلاعات را با دقت و کیفیت بالاتر در حافظه خود ذخیره می کنند.

تغییر سیستم ایمنی بدن

برخی کارشناسان بر این باورند که خطرناک ترین و بدترین تاثیری که شبکه اجتماعی می تواند روی مغز انسان بر جای بگذارد همین مساله است. در مطالعه مرکز TollFreeForwarding مشخص شد افرادی که به صورت دایم در شبکه های اجتماعی حضور دارند و آنها را می توان در جمع معتادان به شبکه های اجتماعیقرار داد، در مقابل محرک های ساده به عنوان یک پدیده فیزیکی عکس العمل نشان می دهند. براساس یافته های جدید مشخص شده است که سیستم عصبی معتادان به شبکه های اجتماعی برای درک اتفاقات پیرامون تغییر می کند و داده هایی که از هر اتفاق به مغز این افراد می رسد، با واقعیت تفاوت دارد.


به عنوان مثال، زمانی که بخشی از بدن این افراد دچار خارش می شود، اطلاعات مربوط به آن به گونه ای در مغز پردازش می یابد که عکس العمل نهایی یک پدیده فیزیکی جدی تر را نشان می دهد و فرد نسبت به آن اتفاق حس بدتری دریافت می کند.

گرفتن پاسخ مثبت بعد از حضور مجازی

این بررسی نشان داده است که حضور در شبکه های اجتماعی می تواند میزان ترشح دوپامین را در بدن افزایش دهد. زمانی که فرد از طرف دوستان و اطرافیان خود لاک می گیرد یا آنکه کاربران برای مطالب منتشر شده از او کامنت می گذارند، سطح دوپامین در بدن افزایش می یابد. زمانی که 2 فرد در دنیای واقعی مقابل یکدیگر حضور دارند و با یکدیگر گفت و گو می کنند، اگر از طرف فرد مقابل مورد تایید قرار بگیرند احساس رضایت شخصی آنها 30 تا 40 درصد افزایش می باد و این اتفاق در جریان ترشح دوپامین در بدن صورت می گیرد.

اما زمانی که فر در دنیای مجازی حاضر می شود، پس از آنکه عکس وی مورد تایید بقیه قرار می گیرد یا کامنت هایی در جهت تایید او ارایه می شود این احساس رضایتمندی تا 80 درصد بیشتر می شود و فرد برای حضور در دنیای مجازی احساس بهتری دریافت می کند. هرچه میزان ترشح دوپامین افزایش یابد، بدن فرد پاداش بیشتری به او می دهد و احساس خودشیفتگی به یک هنجار تبدیل مکی شود. این مساله باعث می شود تا فرد از حضور طولانی در شبکه اجتماعی احساس رضایت کند و این رفتار را به صورت روزانه ادامه دهد.

تاثیرات مثبت در میزان علاقه مندی به افراد

محققان به این نتیجه رسیده اند که میزان علاقمندی افراد به یکدیگر در دنیای مجازی بیشتر از دنیای حقیقی است. به عبارت دیگر، افراد حاضر در شبکه های اجتماعی بیش از کسانی که در دنیای حقیقی طرف مقابل را دوست دارند، به او عشق می ورزند. با توجه به اینکه در شبکه های اجتماعی حضور افراد در کنار یکدیگر به صورت واقعی دنبال نمی شود، عکس العمل مغز در میزان علاقه مندی بین آنها شدیدتر جلوه می کند که به عقیده کارشناسان این نوع علاقه شدید مجازی کاذب است.


البته دانشمندان به جز پنج مورد یادشده مستندات دیگری در اختیار دارند که براساس آن با یقین کامل در مورد آثار منفی شبکه های اجتماعی روی مغز انسان صحبت می کنند. به عقیده آنها مغز به صورت پیش فرض دریافت اطلاعات را پیش بینی می کند و زمان که اطلاعات مطابق پیش بینی قبلی به آن می رسد، بخشی موسوم به «هسته آکومبنس» فعال می شود. این همان بخشی است که هنگام خوردن غذای مورد علاقه، دریافت پول، دیدن عزیزان و... باعث خوشحالی انسان می شود.

بررسی های جدید نشان داده است که حضور مستمر در شبکه های اجتماعی این بخش را به فعالیت وا می دارد و در نتیجه آن، آدرنالین بیشتری وارد خون می شود تا ما حس خوشایندتری از حضور در شبکه های اجتماعی داشته باشیم. بررسی ها حتی این مساله را ثابت کرده است که احساس خوشایند حضور در شبکه های اجتماعی برای افراد 18 تا 85 ساله بیشتر از حس سیگارکشیدن، نوشیدن مشروبات الکلی، پول خرج کردن و خوابیدن بوده است.

کارشناسان در این بررسی دریافتند که یک کاربر معمولی به طور میانگین 81 ساعت از یک سال را در فیس بوک حضور دارد، یک کارمند 30 تا 40 بار در هر ساعت پست الکترونیکی خود را بررسی می کند و هر فرد در طول یک ساعت 21 بار سراغ دستگاه الکترونیکی شخصی می رود. اما این آمارها چندان خوشایند نیست؛ زیرا افرادی که حضور دایمی در شبکه های اجتماعی دارند بیش از هشت ثانیه نمی توانند روی یک مساله تمرکز داشته باشند و در مقابل میانگین زمانی که ماهی قرمز به یک موضوع توجه می کند 9 ثانیه اعلام شده است.

در مجموع کارشناسان هشدار داده اند که اگر شبکه های اجتماعی بیش از اندازه مورد توجه قرار گیرند و حضور آنها در زندگی روزمره پررنگ شود، مهارت خواندن و نوشتن در انسان دچار اختلال می شود و به مرور زمان از توانایی مغز در یادآوری اطلاعات ذخیره شده در حافظه کاسته می شود.

هفته نامه عصر ارتباط


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید