عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394
بازدید : 259
نویسنده : sina95

 

پژوهشگران به افراد علاقه‌مند به خوردن سالاد توصیه اکید می‌کند برای افزایش چند برابری خواص این میان و عده مفید به آن تخم مرغ پخته اضافه کنند.
 
گفتنی است،کارتنوئید موجود در گوجه‌فرنگی، کاهو و هویج در صورت ترکیب شدن با تخم مرغ می‌تواند اثری دو چندان برای محافظت از بدن در مقابل سرطان‌ها داشته باشد.
 
آنتی‌اکسیدان‌های موجود در این میوه ها می‌توانند مانع از ابتلا به انواع سرطان و بیماری‌های قلبی در افراد شوند.
 
این نتایج حاص تحقیقات پژوهشگران دانشگاه پوردو در ایندیانا پلیس است که بر روی  16داوطلب مرد سالم انواع سالاد به دو حالت با تخم مرغ و بدون تخم مرغ را ازمایش کرده و نتایج آن بر سلامت طولانی مدت آنها را مقایسه کرده‌اند.
 
کارشناسان لیکوپن رنگدانه قرمز موجود در گوجه‌فرنگی را برای جلوگیری از ابتلا به سرطان معده، ریه و پروستات بسیار مفید می‌دانند.
 

تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394
بازدید : 258
نویسنده : sina95

 پژوهشگران برای شناسایی ژن عامل ایجاد سرطان سینه در زنان در حال تولید یک دستگاه منحصر به فرد هستند.

 
گفتنی است، این دستگاه نوعی کیت آزمایشکاهی با قابلیت دریافت بزاق دهان زنان و بررسی جهش های ژنیتیکی موثر در ایجاد سرطان سینه است که حتی در خانه نیز می‌توان آن را انجام داد و هزینه‌ آن تنها 250 دلار است.
 
بررسی‌ها نشان می‌دهد، در حال حاضر انجام تست ژنتیکی تشخیص ژن‌های متعد سرطان سینه از طریق آزمایش خون صورت می‌گیرد و رقم بلایی در حدود 3 هزار دلار دارد.
 
این کیت آزمایشگاهی توسط یکی از کارکنان اسبق شرکت گوگل در منطقه سیلیکون در حال ساخت و راه‌اندازی است.
 
این کیت می‌تواند دو جهش ‌ژن‌های brca1,brca2 را نشان دهد که زنانی که دارای این جهش ژنیتیکی هستند با احتمال 80 درصد به سرطان سینه و با احتمال 50 درصد به سرطان سینه تخمدان مبتلا می‌شوند.
 
طراحان این کیت آزمایشگاهی هدف از آن را ارزان کردن هزینه انجام آزمایشات و دادن پیش‌آگاهی به زنان در معرض خطر عنوان کرده اند.
 
 با این حال منتقدان این طرح اعتقاد دارند ممکن است استفاده‌کنندگان ار آن به دلیل عدم داشتن دانش کافی و یا برداشت اشتباه از نتیجه دچار استرس شده و یا برعکس دچار نوعی خوش‌خیالی واهی می شوند و از مراجعه به پزشک برای پزشک برای معاینات دوره‌ای خودداری کنند.

تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394
بازدید : 351
نویسنده : sina95

 

 مصرف بالای استامینوفن یا پاراستامول که یک داروی ضد درد و ضد تب می‌باشد باعث آسیب رساندن به  کلیه و  کبد فرد می‌شود. 
 
 این دارو رایج‌ترین دارو برای از بین بردن تب است اما به دلیل عوارضی که دارد بیش از سه روز برای تب توصیه نمی‌شود. 
 
 پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مصرف بالای استامینوفن، عامل مهمی در بروز ‌آسیب‌های جدی در مرحله اول به  کبد و در مرحله دوم به کلیه است. 
 
 مصرف مقادیر بالای 4گرم استامینوفن در روز به ویژه در کودکان می‌تواند منجر به مسمومیت شود. 
 
 مهم‌ترین علائم مسمومیت ناشی از استامینوفن شامل تهوع، استفراغ، یرقان و در موارد شدید آسیب کبدی است. 
 
علائم  مسمومیت ناشی از مصرف بالای استامینوفن ممکن است از چند ساعت تا چند روز پس از مصرف دارو بروز کند. 
 

تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394
بازدید : 265
نویسنده : sina95

 

انتقاد سخت است آن هم در رابطه خصوصی چون رابطه زن و شوهری؛ به دیگر سخن، انتقاد از همسر از دشوارترین نوع انتقادهاست که اگر بدرستی مطرح نشود ممکن است به یک مساله بحرانی و کاملا لاینحل مبدل شده و دودمان یک زندگی را بر باد دهد.
 
پیش از بیان انتقاد، آن را وارسی کنید
به چه دلیل می‌خواهید انتقاد کنید؟ اصلی‌ترین دلایل از بیان آن چیست؟ صرفا می‌خواهید گله‌گذاری کنید یا این که هدف دیگری هم دارید؟ قصد اصلاح یا تغییر چه مطلبی را دارید؟ اگر این انتقاد مطرح نشود شما متحمل چه آسیب‌هایی خواهید شد و در صورت بیان از چه مسائل باارزشی ممکن است جدا بیفتید یا آن‌که چه چیز مفیدی را به‌دست آورید؟ واکنش‌های همسرتان را هنگام مواجهه با انتقاد، چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟ آیا آمادگی لازم را برای مواجهه با رفتارهای احیانا تکانشی و مقابله‌ای همسرتان دارید؟ در مقابل جبهه‌گیری او چگونه عمل خواهید کرد؟ آیا پیش از این در بیان انتقادات خود به همسر موفق بوده‌اید؟ علت موفقیت یا عدم موفقیت‌تان را چه می‌دانید؟ آیا همسرتان شرایط لازم برای شنیدن یا پذیرش انتقاد را دارد؟ چه زمانی را برای بیان انتقادتان در نظر گرفته‌اید؟ بهترین مکان برای بازگو کردن انتقادتان کجاست؟
 
با پاسخ‌گویی به سوالات فوق و ارزیابی شرایط و جوانب آن، قطعا از انتقادتان نتیجه‌ای را که مساعد حال خود و همسرتان است به‌دست می‌آورید.
 
صداقت، رکن اول در انتقاد
روراست بودن و صداقت، اصلی مهم در پذیرش انتقاد است. زمانی که زن و شوهر از تعلق خاطر و علاقه به یکدیگر اطمینان خاطر داشته باشند و به هر دویشان ثابت شده باشد که با همه وجود به زندگی مشترک‌شان پایبندند و برای حفظ و تحکیم آن از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند، و...؛ تنها در این صورت است که دریافت‌کننده انتقادهای جنسی، اخلاقی، شخصیتی، رفتاری و... هستند و دقیقا همان پیامی را دریافت می‌کنند که ارسال‌کننده پیام، مدنظرش بوده است. به دیگر سخن، این نوع انتقاد، از جانب هر دو نفر به معنای تلاش برای تفاهم و رضایت‌مندی بیشتر تعبیر می‌شود. از سوی دیگر، زن و شوهر نباید از بیان انتقادات خود، منظوری جز بهبود کیفیت زندگی مشترک و روابط زناشویی‌شان داشته باشند. انتقاد نباید هرگز به عنوان ابزاری برای انتقام‌جویی، سلطه‌طلبی یا به منظور باج‌گیری از همسر بیان شود.
 
انتقاد سازنده بر اساس رضایت‌مندی
انتقاد مفید و سازنده انتقادی است که رضایت‌مندی و خشنودی منتقد را در بر می‌گیرد. به هنگام انتقاد بهتر است به جای تمرکز بر آن چه که در همسرتان نمی‌پسندید یا آن که خواهان تغییر و اصلاح آن مورد هستید، بر رضایت خاطری که از بیان آن انتقاد عایدتان می‌شود، تاکید کنید. مثلا به جای آن که بگویید: دوست ندارم سر من داد بزنی و خشونت کنی بگویید زمانی که با مهربانی حرف‌هایت را به من می‌زنی، من هم راغب می‌شوم به تو بیشتر گوش دهم. وقتی به جای مطرح کردن خواسته‌تان، چیزی را بیان می‌کنید که از آن بدتان می‌آید، به این ترتیب به طور تلویحی، خود و همسرتان را مجبور می‌کنید که به جای تمرکز بر احساس و حالت‌های رفتاری، بر جزئیات انجام آن توجه کرده و متمرکز شود.
 
آسیب انتقادهای کلی و مبهم
حتی‌المقدور از انتقادهای کلی و مبهم خودداری کنید. بیان جملاتی چون احساس می‌کنم روابط ما کسالت بار شده است، من ناراضی‌ام، شدیدا دلخورم بسیار کلی و مبهم است و شنونده آن را در جهات متعددی به فکر وا می‌دارد که حتی گاه ممکن است فرسنگ‌ها با نظر گوینده آن (انتقادکننده) فاصله داشته باشد. این مدل انتقادات مناسب نیستند، به همین دلیل همسران باید سعی کنند مصداق مشکل یا موردی را که منجر به دلخوری و کدورت‌ شده است، به‌صورت بسیار ریز و جزئی بیان کنند؛ چون در این صورت است که فرد مقابل متوجه اصل موضوع شده و می‌فهمد چه چیزی را باید تغییر دهد یا اصلاح کند. مثلا به‌جای این که بگویید: «من ناراحت و دلخورم،» بگویید «من به‌خاطر این که از زحمات من تشکر و قدردانی نمی‌کنی، ناراحت و دلخورم.»

اجتناب از انتقادهای نامعقول
انتقاد بر پایه باورها و تصورات شخصی غلط، شنیده‌ها و دیده‌ها، فیلم‌های مستهجن و غیراخلاقی، تبلیغات ماهواره یا ادعاهای سودجویان مفید به فایده نیست. دیر به خونه میایی من فکر می‌کنم زیر سرت بلند شده، کاش مثل اون مانکن تبلیغات بودی، خیلی مقتصدانه برخورد می‌کنی، نکنه خسیسی و...، همسران باید سعی کنند بر پایه شناخت واقعی که از توانایی‌ها و استعدادهای یکدیگر به‌دست آورده‌اند و بر اساس حقیقت زندگی‌شان، نه آرزوها و خیالبافی‌های آرمانی‌شان، از هم توقع داشته باشند، تنها در این صورت است که می‌توان از زندگی مشترک احساس رضایت واقعی داشت و کم و کاستی‌های آن را اصلاح و برطرف کرد.
 
دوری ازانتقادهای آمرانه
در بیان انتقاد، هرگز از عبارات آمرانه یا جملاتی که با ضمیر دوم شخص مفرد شروع می‌شوند، استفاده نکنید. بیان جملاتی چون «تو باید بفهمی که»...، «تو همیشه می‌خوای، حرف خودت باشه»، «رفتارهای تو، همیشه این مدلیه» و... نه تنها منجر به اصلاح رفتار نمی‌شوند بلکه باعث دوری زوج از یکدیگر شده و اختلافات را تشدید می‌کند.بیان جملاتی که پیام‌های دلنشین‌تری داشته و کمتر آسیب زا هستند، بسیار مثمرثمر بوده و انتقاد را بهینه و سازنده می‌کند.
 
انتقادهای تحقیرکننده و تهدیدکننده، هرگز!
مواظب کلمات و جملات، لحن بیان و حالات چهره خود باشید. پیام‌های کلامی و یا غیر کلامی تحقیر کننده و تهدید کننده نه تنها مسیرهای احتمالی موفقیت را نابود می‌کند، بلکه می‌تواند باقیمانده تفاهم و دلایل بهبود روابط زناشویی را زیر سوال برده و خراب کند. مثلا از گفتن عباراتی چون «این هم زندگی است که ما داریم»، «تو دیگه هیچ وقت تغییر نمی‌کنی»، «زندگی ما به آخر خط رسیده»، «تو اصلا بی منطقی»، «تو اصلا زن‌/‌مرد نیستی»، و... بشدت پرهیز کنید یا از عبوس بودن، دهن کجی، چهره خموده، ابرو در هم کشیدن، شانه بالا انداختن، بی تفاوتی در نگاه و یا هر حالت بدنی طرد کننده و القاگر حس بد که شاید هزاران مرتبه از کلام تلخ دردناک تر است، امتناع کنید.

تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394
بازدید : 286
نویسنده : sina95

 

 برای اینکار، کافی است یک قاشق زردچوبه، یک قاشق زنجبیل، یک قاشق زیره که نوع آن فرقی نمی کند سیاه یا سبز باشدو یک قاشق دارچین را با هم در ظرفی کوچک مخلوط کنید .
 
در صورتیکه یبوست دارید یک قاشق پودر سنا هم به این مواد خشک اضافه کنید.حالا این مخلوط را با یک قاشق عسل به صورت یک خمیر آماده کنید و از آن به اندازه یک نخود برداشته ، در دست گرد کنید و به شکل قرص درست کرده و کنار بگذارید تا خشک شود.
 
حالا یک یا دو قرص را در روز مصرف کرده و تا رسیدن به وزن مطلوب ادامه دهید.
 
این قرص طبیعی، سوخت و ساز و متابولیسم بدن را افزایش داده و موجب کاهش وزن شما می شود.
 
انتهای پیام/

تاریخ : جمعه 11 اردیبهشت 1394
بازدید : 346
نویسنده : sina95

 تأثیر خنده در درمان بیماریها

از قدیم گفته اند: «خنده بر هر درد بی درمان دواست»، اما شاید باور نکنیم وقتی دانشمندان و پزشکان و متخصصان هنوز برای بعضی بیماریها درمانی پیدا نکرده اند، «خنده» خواص درمانی داشته باشد.

 

راستی شما چه فکر می کنید؟

آیا تا به حال به مشکلی برخورد کرده اید که غیر قابل حل باشد، اما با خنده از کنارش گذشته باشید و بعد خود به خود حل شده باشد؟

یا بر عکس با آدمهایی روبه رو شده اید که یک کار ساده را با گره های ابرو و عصبانیت و کج خلقی به یک معضل و مشکل غیر قابل حل تبدیل کرده اند؟

آیا هیچ وقت امتحان کرده اید، وقتی بخندید و با خوشرویی با دوست و همکار و همسر و فرزند و غیره برخورد کنید، همه دوستتان دارند و در نتیجه با هیچ در بسته ای مواجه نمی شوید و بر عکس، خشم و عصبانیت و اخم باعث شده درهای خوشبختی به روی شما بسته شود؟

تحقیقات نشان داده: خنده، شادمانی و امید می تواند حتی در درمان بیماریها از جمله سرطان مؤثر باشد.

در این خصوص متخصصان انکولوژی (سرطان شناسی) معتقدند: بیماران مبتلا به سرطان که تحت درمان قرار دارند، در صورتی که روحیه شاد و امیدوار داشته باشند، به درمان پاسخ بهتری می دهند و می توان به بهبود آنها امیدوار بود، در حالی که بیماران ناامید به درمانها پاسخ مثبت نمی دهند و با زندگی وداع می کنند.

اگر می خواهید درباره «خنده» و تأثیر آن بر سلامت جسم و روان بیشتر بدانید، گفتگوی ما را با دکتر «ایرج وثوق» روانپزشک، مشاور خانواده و عضو هیأت علمی دانشگاه بخوانید:

خنده چیست؟

* آقای دکتر وثوق، لطفاً خنده را تعریف کنید و بگویید خنده چیست؟

** خنده در واقع مؤلفه ای است که در چهره ظاهر می شود و یک نمود ظاهری از احساس درونی انسان است. تمام احساسات ما به شکل رفتار خودشان را نشان می دهند و یکی از احساسات خوشایند و خوبی که همان احساس شادمانی است، خودش را به صورت «خنده» نشان می دهد. به همین دلیل وقتی می خندیم در درونمان احساس خوبی را تجربه می کنیم.

* آیا همه خنده ها احساس شادمانی ایجاد می کند یا بر اساس شرایط، نوع و تأثیر آن متفاوت است؟

** اگر خنده واقعی باشد، احساس شادمانی را به وجود می آورد، اما بعضی وقتها خنده ها ظاهری است، یعنی فرد در درون خودش احساس خوشی ندارد و ظاهراً می خندد. به این نوع خنده متناقض یا «پارادوکس» می گویند، به این معنی که در درون یک احساس و در بیرون احساسی متفاوت وجود دارد.

معمولاً نوع خنده خیلی زود شناخته می شود، چون اثری که ما انتظار داریم در طرف مقابل ما ایجاد نمی کند. به همین دلیل گاهی واژه «زهرخند» یا «نیشخند» در کنار «لبخند» جای می گیرد. مثل افرادی که ظاهراً می خندند، اما در درونشان غوغایی برپاست و فقط تظاهر به خنده می کنند.

نقش واسطه های شیمیایی

* در اثر خنده چه فعل و انفعالاتی انجام می شود و به لحاظ علمی، آیا خندیدن برای انسان مفید است؟

** واسطه های شیمیایی مغز ما تحت تأثیر عوامل هیجانی دستخوش تغییر و تحول می شوند. مثلاً وقتی ما غمگین هستیم، تنظیم «سروتونین» که یک ناقل شیمیایی است، در مغز ما به هم می خورد.

در واقع وقتی افسرده و غمگین هستیم، سروتونین کاهش پیدا می کند، اما وقتی می خندیم «دوپامین» که به عنوان ناقل شیمیایی در موضوعاتی مثل لذت بردن از زندگی و… اثر دارد، افزایش پیدا می کند و با زیاد شدن دوپامین احساس خوشی و لذت در ما ایجاد می شود و احساس رضایتمندی از زندگی پیدا می کنیم. اثرات واسطه های شیمیایی بسیار شگفت انگیز است، به طوری که با آزاد شدن دوپامین در اثر خندیدن (اگر از ته دل باشد) آنقدر احساس رضایت از زندگی به ما دست می دهد که حتی اگر وضع اقتصادی خوبی هم نداشته باشیم، باز هم اززندگی راضی خواهیم بود، زیرا همین واسطه های شیمیایی میزان رضایت ما را از زندگی بالا می برند.

«خنده» علاوه بر احساس رضایت و خوشحالی در زندگی اگر از ته دل باشد و تظاهر نباشد باعث افزایش یادگیری نیز می شود. (دوپامین باعث افزایش یادگیری می شود(

افراد سالم می خندند

* چرا بعضی افراد خنده رو هستند و راحت می خندند، اما بعضی ها با خنده قهرند؟

** یکی از مکانیسمهای دفاعی در افرادی که سلامت روان دارند، شوخ طبعی است و با اینکه با مسایل و مشکلات و سختی ها روبه رو می شوند، توانایی به شوخی گرفتن بعضی مسایل را دارند و گاهی به مشکلات خودشان می خندند که به این افراد «هیومور» می گویند.

در واقع می توانیم بگوییم خنده مکانیسم بالغ است و افرادی که نمی خندند، دارای شخصیتهای ناپخته و نابالغ هستند و این افراد را حتی به زور نمی توانید بخندانید و به هیچ شیوه ای نمی توانید آنها را وادار به خندیدن کنید.

معمولاً این افراد دارای شخصیتهای بدبین، خسیس، افسرده و گوشه گیر هستند که به آنها «اسکیزوئید» می گویند، یعنی افرادی که راحت نمی خندند.

این افراد از چیزی لذت نمی برند. مثلاً در افرادی که دچار افسردگی می شوند، یکی از ویژگیهای آنها این است که طی مثلاً دو هفته از چیزی لذت نبردند و در ناحیه پیشانی آنها خطوط امگا دیده می شود.

انرژی مثبت کسب کنید

* همنشینی با این افراد چه پیامدهایی دارد؟

** تحقیقات دکتر «ایموتو» در سال 1990 تا سال 2000 طی 10 سال مطالعه روی کریستالهای آب خیلی جالباست، وقتی در این بررسی کریستالهای آب را می گرفتند و در مقابل آنها می خندیدند، شکل کریستالها زیبا می شده، اما وقتی گریه می کردند، کریستالها بسیار نازیبا بودند.

این موضوع روی بدن انسان نیز که سه چهارم آن آب است، صدق می کند و بر روح و روان ما اثر می گذارد.

ما همیشه در ارتباط هایمان باید دنبال کسی بگردیم که انرژی منفی به ما ندهد، چون معمولاً انرژیهای اطرافمان را جذب می کنیم و اگر با افراد بدبین و منفی همنشین باشیم، خواه ناخواه انرژی منفی به ما منتقل می شود، در حالی که اگر با آدمهای شاداب و خنده رو نشست و برخاست داشته باشیم، انرژی مثبت از آنها کسب می کنیم و روح و روان ما صدمه نمی بیند.

خنده زیاد ممنوع

* آیا خنده زیاد مفید است یا مضر؟ آیا زیاد خندیدن بیماری تلقی نمی شود؟

** هر چیزی حتی اگر بهترین و مفیدترین باشد، باید متعادل و نرمال باشد و از استاندارد خود تجاوز نکند. «خنده» هم از این قاعده مستثنا نیست و باید در حد تعادل باشد. ما در احادیث دینی هم داریم که خنده باید حد و اندازه داشته باشد.

اگر بی خود و بی جا بخندیم، ضرر دارد، اگر زیاد بخندیم، ضرر دارد. مثلاً افرادی که در هر شرایط و اتفاقی می خندند(مثل وقتی که در یک تصادف چند نفر کشته و مجروح شدند)، دچار مشکل روانی و بیماری هستند و نیاز بهدرمان دارند.

دوقطبی ها

معمولاً افرادی که دارای اختلالات خلقی دوقطبی هستند یکی از علایم آن شاد بودن بیش از حد آنهاست که باید تحت درمان قرار گیرند و اگر از اندازه خارج شود، نیاز به پیگیری جدی دارند.

کسانی که مسایل جدی زندگی را به شوخی می گیرند، دچار مشکل هستند و باید درمان شوند.

کجا و کی بخندیم؟

* اینکه می گویند، خنده بر هر درد بی درمان دواست، چقدر مورد تأیید است؟

** به طور کلی آدمها باید یاد بگیرند، یک زمانی به مشکلاتشان بخندند که بخواهند مشکل را کوچک کنند، اما نه اینکه به همه چیز و همه کس بخندند.. آدمهای لوده و کسانی که بی خودی می خندند، بیمارند و خنده آنها تأثیری در درمان دردشان ندارد و مشکلی را هم حل نمی کند، چه بسا به مشکلاتشان بیفزاید.

بر این اساس، خندیدن باید سنجیده و به موقع باشد. اگر به این صورت باشد، خب در بالا بردن سیستم دفاعی بدن مؤثر است و در افزایش قدرت یادگیری تأثیر دارد و… در نتیجه قدرت مقابله با بیماریها افزایش می یابد و فرد بهبیماریهای جسمی هم کمتر دچار می شود.

موانع را کنار بزنید

* برای دستیابی به این مهم، شاد بودن، خندیدن با اثرات مثبت و…. چه باید کرد؟

** با توجه به اینکه «خنده» تجلی یک احساس در درون ماست که همان احساس شادی است. هر کسی باید ببیند چه موانعی بر سر راه شاد بودنش قرار دارد و چطور می تواند این موانع را از سر راه بردارد.

به اعتقاد من، اگر هر کس به این موضوع توجه کند که «عمر چقدر کوتاه است» و چه عزیزانی بودند و رفتند اینکه خود ما قرار است چقدر عمر کنیم… از هر نفسی که می کشیم، لذت می بریم و شکر خدا را بجا می آوریم. از اینکه در کنار عزیزانمان هستیم، لذت می بریم و…. اگر این احساس را در خودمان بپرورانیم و آن را تقویت کنیم، همیشه شادمان خواهیم بود و این شادی را به دیگران هم منتقل خواهیم کرد.

در حالی که بعضی وقتها خودمان مانع ایجاد می کنیم. یکی از چیزهایی که مانع شادی می شود، وجود افکار منفی در ذهنمان است که باید سعی کنیم از آنها فاصله بگیریم و اگر هر کس بتواند موانع شادی را در زندگی اش تشخیص دهد و آنها را از سر راه بردارد و با آنها مقابله کند، قطعاً آدم شادی خواهد بود و زندگی شیرین و حتی طول عمر بیشتری خواهد داشت.

به قول یکی از استادان که می گفت، انسان باید همیشه دو تا حبه قند توی دلش آب کند، بعد از خانه بیرون برود. اگر این کار را بکند، تمام روزش شیرین خواهد شد. مصداق «بخند تا دنیا به رویت بخندد».


تاریخ : جمعه 11 اردیبهشت 1394
بازدید : 464
نویسنده : sina95

 

انواع خنده ,خندیدن ‏طبیعی,سلامت روان
 
سلامت روان ,انواع خنده و تاثیر آن بر سلامت روح و روان ،خنده انواع مختلف دارد برخی خنده ها مصنوع و سطحی و بدون احساس و برخی از ته دل و اعماق وجود هستند می خواهیم تاثیرات و تفاوتهای  هرکدام را بررسی کنیم.

یک روان‌شناس با اشاره به اینکه کودکان در طول شبانه روز ۳۰۰ تا ۴۰۰ بار می‌خندند ولی در بزرگسالی میزان ‏خندیدن به حدود ۱۵ تا ۱۸ بار در شبانه روز کاهش می‌یابد، گفت: براساس تحقیات، یک دقیقه خنده معادل ۴۰ بار ‏تنفس عمیق است.

محمود هندی‌پور روان‌شناس، مدرس و مشاور ‏خانواده اظهار داشت: اغلب افراد گمان می‌کنند برای خندیدن به شنیدن لطیفه یا دلیل خاصی نیاز دارند اما این در حالی ‏است که اگر رویکردی علمی به خنده داشته باشیم هیچ دلیل خاصی برای خندیدن نیاز نیست‎.‎

مغز تفاوت میان خنده مصنوعی و طبیعی را تشخیص نمی‌دهد,هندی‌پور افزود: مغز تفاوت میان خنده مصنوعی و طبیعی را تشخیص نمی‌دهد و تمام اتفاقاتی که در زمان خندیدن ‏طبیعی رخ می‌دهد در خندیدن‌های مصنوعی نیز صورت می‌پذیرد و فقط کافی است به یک نیش خند بسنده نکنیم‎.‎

هندی‌پور از خنده به عنوان زبانی جهانی یاد کرد و گفت: در تمام دنیا افراد از طریق خنده با یکدیگر ارتباط برقرار ‏می‌کنند‎.‎در هیچ‌گونه از حیوانات مانند مدل خنده انسان‌ها مشاهده نشده است

وی ادامه داد: در هیچ‌گونه از حیوانات مانند مدل خنده انسان‌ها مشاهده نشده است. برخی افراد به اشتباه تصور ‏می‌کنند شامپانزده‌ها نیز از قدرت خندیدن بهره‌مند هستند اما این‌گونه نیست، به طوریکه شامپانزده گاهی دهانش ‏را باز می‌کنند و صداهایی را از خودش بروز می‌دهد که به هیچ وقت خندیدن به شمار نمی‌رود. خندیدن هدیه خدا به ‏انسان‌ها است‎.‎

هندی پور به اثرات مهم خندیدن اشاره کرد و گفت: خندیدن سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند و افراد را در مقابل بسیاری ‏از بیماری‌ها ایمن می‌کند، به عبارت دیگر از دیدگاه علمی، خنده باعث ترشح بیشتر اندروفین یا‌‌ همان مسکن طبیعی ‏بدن می‌شود‎.‎

وی ادامه داد: خندیدن موجب ترشح اندروفین و انکفالین در بدن می‌شود که این دو هورمون به عنوان ‏هورمون‌های سرخوش کننده نامیده می‌شوند زیرا با آزاد شدن آن‌ها در بدن نوعی حالت سرخوشی به انسان دست ‏می‌دهد. همچنین موقعی که فرد به طور عمیق می‌خندد باعث می‌شود بدن قند بیشتری بسوزاند و بر روی چربی‌های ‏مضربدن نیز تاثیر می‌گذارد‎.‎

روان‌شناس، مدرس و مشاور خانواده عنوان کرد: محققان خندیدن را به طوفان مغزی تشبیه می‌کنند و اعتقادشان بر ‏اینست که خنده همانند یک شوک عصبی برای دستگاه اعصاب و روان بسیار مفید بوده و منجر به افزایش گردش ‏خون به خصوص در اندام‌های گوارشی و غدد لنفاوی می‌شود‎.‎ بسیاری از خلقیات انسان با هورمون‌ها در ارتباط است به طوریکه با افزایش ‏‏”اندروفین” در بدن قسمت‌های حسی فعال‌تر شده و حس مهربانی و عطوفت و همچنین احساس گذشت در افراد ‏افزایش می‌یابد‎.‎

هندی‌پور گفت: خندیدن بر روی بیماری‌هایی از جمله قلب و عروق، بیماری‌های تنفسی، زخم معده و روده، بیماری‌های ‏گوارشی، آلرژی، سرطان، بیماری‌های پوستی و روحی- روانی تاثیر مستقیم دارد. همچنین خندیدن از بروز حملات ‏قلبی نیز جلوگیری می‌کند.‏

وی تصریح کرد: بسیاری از افراد از خنده به عنوان نوعی روش درمانی یاد می‌کنند و اگر هم نتوان آن را نوعی درمان ‏به شمار آورد قطعاً در پیشگیری از بسیاری از بیماری‌ها نقش موثری دارد‎.‎

با افزایش سن میزان خندیدن افراد کاهش می‌یابد

وی گفت: کودکان در سنین پایین به راحتی و با یک اتفاق کوچک شروع به خندیدن می‌کنند به طوریکه تخمین زده ‏شده؛ کودکان در طول شبانه روز ۳۰۰ تا ۴۰۰ بار می‌خندند اما زمانی که افراد به سن بزرگسالی می‌رسند از میزان ‏خندیدن آنها کاسته می‌شود و به حدود ۱۵ تا ۱۸ بار در شبانه روز کاهش می‌یابد‎.‎

هندی‌پور ادامه داد: موقع خندیدن ۴۰۰ عضله بدن از جمله عضله پیشانی، عضله‌های چشمی، عضلات چین دهنده ‏ابرو، لب، شکم و شانه به جنبش در می‌آیند، همچنین در هنگام خندیدن غدد اشکی و دهان، حلق و ریه نیز فعال ‏می‌شوند‎.‎

این روان‌شناس در پایان خاطرنشان کرد: طبق تحقیات انجام شده توسط روان‌شناسان آمریکا؛ یک دقیقه خنده معادل ۴۰ بار ‏تنفس عمیق است. تنفس عمیق اکسیژن بیشتری به مغز و ریه‌ها هدایت می‌کند و هوای کهنه را از ریه‌ها خارج ‏می‌سازد‎.

منبع : hidoctor.ir

تاریخ : جمعه 11 اردیبهشت 1394
بازدید : 331
نویسنده : sina95

 محققان، اطلاعات کمی راجع به خندیدن و اثرات آن بر روی مغز دارند، اما چیزی که مشخص است، آن است که خنده اثراتی مثبت بر روح و جسم می گذارد.

خنده برای قلب، رگ های خونی، کاهش هورمون های استرس زا، گردش خون و عملکرد صحیح فعالیت های بدن بسیار مفید است و اثرات مثبت و محکمی را بر سلامت روان و تحکیم روابط فامیلی به جای می گذارد و احساسات منفی از قبیل: افسردگی و عصبانیت را از بین می برد.

مردی در حال خندیدن

تاثیر بر هورمون ها

خنده موجب کاهش هورمون های استرس زا مانند: کورتیزول، آدرنالین(اپی نفرین) ، دوپامین و هورمون رشد می شود. در اثر خندیدن، میزان هورمون کورتیزول، 39 درصد و میزان هورمون آدرنالین 70 درصد کاهش می یابد.

همچنین باعث افزایش مقدار هورمون های سلامتی از قبیل: آندورفین و نوروترانسمیتر می گردد.

آزادسازی احساسات

تا به حال برایتان پیش آمده که بگویید، دلم گرفته و نمی دانم باید گریه کنم یا بخندم؟ آیا بعد از خندیدن، این اتفاق برایتان رخ می دهد؟ به طور کلی، خنده باعث آزاد سازی احساسات می گردد. خندیدن، یک احساس آرامش را برقرار می کند. جالب است بدانید کسی که می خنداند، بیشتر از شنونده اثر مفید بر بدن خود به جای می گذارد.

کارکرد درونی بدن

وقتی می خندید، ورزش انجام می دهید. شکم شما شروع به حرکت می کند، شانه هایتان شروع به لرزش می کند و عضلات شما آرامش می یابد و بالاخره برای سلامت قلب بهترین و آسان ترین کار است.

از بین برنده گیجی و حواس پرتی

با خندیدن، عصبانیت، مجرم بودن، استرس و دیگر احساسات منفی را از خود دور می کنید.

اثرات اجتماعی خنده

خنده باعث ایجاد ارتباط اجتماعی بهتر و بیشتر با مردم می شود و مردم دوست دارند که با آن فرد رابطه داشته باشند. از همه مهم تر باعث کاهش درد دیگران می شود، پس اثر خوبی برای فردی که مردم را می خنداند، دارد. 

تاثیر خنده بر بیماری های جسمی

خنده، گنجایش ریه را بالا می برد و باعث می شود اکسیژن بیشتری وارد خون شود، بنابراین، بیماری های ریوی مثل برونشیت را از بین می برد.

خنده، میزان قند خون را کم می کند.

خنده، قاتل بیماری ها می باشد، بیماری هایی از قبیل: سرطان ، بیماری قلبی ، دیابت ، ورم مفاصل ، گرفتگی عضلانی ، بی خوابی ، میگرن ،آلرژی ، زخم معده و روده، روماتیسم و ... .

خنده موجب افزایش اکسیژن رسانی و ماد غذایی به سلول می شود.

اگر شما 1 دقیقه بخندید، آن خنده، 45 دقیقه باعث آرامش شما می شود، خطر بیماری قلبی را از شما می گیرد و محرکی برای اشتها و هضم مواد غذایی خورده شده می باشد.

خندیدن، موجب افزایش آنتی بادی ها(عوامل دفاع کننده از بدن در برابر عوامل بیماری زا) می گردد، یعنی باعث افزایش قدرت سیستم ایمنی بدن می گردد.

سایر اثرات مفید خنده

تقویت کننده روح و روان می باشد.

باعث ترقی و پیشرفت در زندگی می گردد.

کاهش دهنده گرسنگی است.

وقتی می خندیم، چه اتفاقی رخ می دهد؟

وقتی می خندیم، عضلات صورت و بدن را می کشیم. فشار خون بالا می رود. تندتر نفس می کشیم و اکسیژن بیشتری را به بافت ها می رسانیم.

اگر خندیدن و ورزش کردن را با هم انجام دهیم، سرعت ضربان قلب بالا رفته و موجب سلامتی می گردد. تحقیقات ثابت کرده که برای سلامت قلب 10 دقیقه راه بروید و یا 1 دقیقه بخندید.

در کودکی و جوانی، ورزش اثر مثبت بر قدرت عضلانی و استحکام بدن در مقابل بیماری ها دارد، ولی وقتی پیر می شوید از آنجا که انرژی کمتری می سوزانیم، برای تناسب اندام و جلوگیری از ضعف، بخندید. 10 تا 15 دقیقه خندیدن، باعث سوختن 50 کالری در بدن می گردد.

هرگاه بخندیم، یکی از بزرگ ترین و مهم ترین اندام بدنمان شروع به فعالیت می کند که کبد می باشد. کبد مواد زائد را دور می ریزد، مواد غذایی مازاد بر نیاز بدن را به شکل قند(گلیکوژن) در خود ذخیره می سازد تا وقتی بدن نیاز به انرژی داشت، قند را بسوزاند و تبدیل به انرژی کند و به خون تحویل دهد. همچنین کبد محل ذخیره پروتئین های خون، ویتامین ها و عناصر معدنی می باشد. ببینید خندیدن چقدر خوب است!

راه و روش هایی برای خندیدن

برای شما سخت است که بخندید؟ با عمل به روش هاس  زیر به راحتی می توانید خندان باشید:

1. از موقعیت های خندیدن آگاه شوید.

2. با افراد دیگر دور یک میز بنشینید و برای همدیگر وقایع خنده دار را بازگو کنید.

3. اگر یک واقعه خنده دار و یا یک طنز به دستتان می رسد، آن را برای دیگران بازگو کنید.

4. فیلم ها یا تئاترهای خنده دار ببینید.

5. کتاب ها یا مجلات خنده دار بخوانید.

6. یکدیگر را بخندانید.

7. به جای شکایت کردن از زندگی، به آن بخندید. فکر کنید چگونه می توانید واقعه ای را که برای شما اتفاق افتاده است، به دوستان تان بگویید که آن ها هم بخندند.

به هر موقعیت بدی که برمی خورید، آن را به شکلی خنده دار برای خود تعریف کنید. این روش سخت است، اما با سعی و کوشش بسیار آسان می شود. با این روش می توانید سختی ها را تحمل کنید و به آسانی از آنها عبور می کنید. خنده از بین برنده رفتارهای منفی، چه جسمی و چه روانی می باشد.

البته همیشه برای خندیدن و خنداندن دقت کنید:

هر حرفی را بیان نکنید، چون ممکن است باعث رنجش دیگران شود.

هیچگاه کسی یا چیزی را مسخره نکنید.

از بیان سخنان بی ارزش و به دور از ادب اجتماعی خودداری کنید. 

موقعیت خندیدن را در نظر داشته باشید، یعنی در هر مکانی و هر زمانی نخندید.


تاریخ : جمعه 11 اردیبهشت 1394
بازدید : 247
نویسنده : sina95

 دختران در کنار طنزها و پیامک‌های جنسیت زده‌ای که در موردشان ساخته و پخش می‌شود، بعضاً خود دست به تولید پیام‌هایی به‌صورت کلیپ و فیلم‌های کوتاه می‌زنند تا در ظاهر، پیام‌آور فاعلیت و تولیدکننده بودن دختران در فضای مجازی باشند، اما همین کلیپ‌ها که مشخص نیست دارای چه هدفی است و به ساده‌ترین و سطحی‌ترین مسائل و عبارات می‌پردازد، به‌سرعت دستمایه دیگری می‌شود برای ساخت کلیپ‌های مشابه پسرانه به شیوه‌ای تمسخرآمیز و تحقیرکننده.

«دختره زنگ‌زده برای بلیط کنسرت، گفت چنده؟: گفتم: 40 تومانی، 60 تومانی و 70 تومانی. گفت اینا چه فرقی داره؟ گفتم بستگی داره شما کجا بشینین؟ گفت ما عباس‌آباد می‌شینیم…. خدایا اینو اصلاً شفا نده بذار بهش بخندیم!»

پیام‌هایی از این دست روزمره‌ترین جوک‌هایی است که هر فردی که در یکی از گروه‌های وایبری عضو باشد، با آن مواجه می‌شود. سن، جنس، طبقه اجتماعی، قومیت و شغل و تحصیلات افراد تأثیری در میزان دریافت این پیام‌های طنز جنسیتی ندارد.؛ چرا که هر کس که به فراخور حال خویش در چند گروه وایبری عضو باشد، حداقل در یکی از گروه‌ها با این پیام‌ها رو‌به‌رو می‌شود. این روزها همه‌جا از جمع‌های دوستانه و اقوام گرفته تا پیامک‌های تلفنی و شبکه‌های اجتماعی، با انبوهی از این نوع جوک‌ها مواجه هستیم.

شوخی‌هایی که درباره آئین شوهر یابی و شوهرداری زنان، استفاده از واژه‌هایی چون «ترشیده»، اشاره به توجه زنان به حساب بانکی مردان هم‌چون مهم‌ترین معیار موفقیت در انتخاب شوهر و… همگی ازجمله سوژه‌هایی است ک در این پیام‌ها استفاده‌شده و به‌تحقیر زنان می‌پردازد.

واکنش گسترده به طنزهای جنسیت‌زده در ایران که به تازگی در شبکه‌های مجازی و اجتماعی بالا گرفته است، بار دیگر اهمیت بررسی این پدیده را هم‌چون نمادی از خشونت روانی علیه زنان برجسته کرده است.

در واقع از آن‌جاکه وایبر و دیگر شبکه‌های اندرویدی قسمتی از سیستم‌های فن‌آوری‌های اطلاعاتی مجازی هستند که مهم‌ترین کارکرد و هدف‌شان از میان بردن تبعیض و ایجاد برابری در دسترسی به اطلاعات برای گروه‌های حاشیه‌ای مانند زنان و قومیت‌ها بوده است، کاهش شکاف جنسیتی و خشونت علیه زنان از اصلی‌ترین امیدهای آنانی بود که به دنبال ایجاد دنیای بهتری برای زنان بودند.

دنیای مجازی البته که به واقع توانسته است میزانی از برابری در تولید و مصرف محتوا میان مخاطبین خود در سراسر جهان برقرار کند. دسترسی همه افراد با طبقات اجتماعی گوناگون را به اطلاعات مختلف آسان کرده و خصوصاً برای زنان موقعیتی ایجاد کرده است تا از آن طریق به خودابرازی دست بزنند.

اما در کنار این ‌همه، آن‌چه بیش از هر چیز دیگری امروزه از این رسانه‌های مجازی و خصوصاً انواع اندرویدی آن نصیب گشته، خشونت‌های مدرن اجتماعی علیه زنان است. برساخته‌کردن تبعیض و تقویت کلیشه‌های جنسیتی در قالب جوک‌هایی که به‌تحقیر و تمسخر دختران می‌پردازند، امروزه به اولین هدف شبکه‌های اجتماعی در تلفن‌های همراه بدل شده است.

در این پیام‌ها دختران موجوداتی در نظر گرفته می‌شوند که سطح هوش عمومی و اجتماعی‌شان پایین است، معنی اصطلاحات و گفتگوهای عمومی را درک نمی‌کنند، معانی مجازی حرف‌ها را در روابط روزمره نمی‌فهمند و درنهایت همان رسانه‌ای که صنعت مد و پیروی از الگوهای زیبایی را برایشان ترسیم می‌کند، به تمسخر و تحقیر پیروی آن‌ها از الگوهای خودساخته‌اش دست می‌زند.

از طرف دیگر دختران در کنار طنزها و پیامک‌های جنسیت زده‌ای که در موردشان ساخته و پخش می‌شود، بعضاً خود دست به تولید پیام‌هایی به‌صورت کلیپ و فیلم‌های کوتاه می‌زنند تا در ظاهر، پیام‌آور فاعلیت و تولیدکننده‌بودن دختران در فضای مجازی باشند، اما همین کلیپ‌ها که مشخص نیست دارای چه هدفی است و به ساده‌ترین و سطحی‌ترین مسائل و عبارات می‌پردازد، به‌سرعت دستمایه دیگری می‌شود برای ساخت کلیپ‌های مشابه پسرانه به شیوه‌ای تمسخرآمیز و تحقیرکننده.

مدافعان این‌گونه شوخی‌ها و طنزها اما، این‌گونه «حساسیت» را نسبت به یک «شوخی جنسی» زیاده‌روی فمینیستی خوانده و آن‌ها را به رفتار پلیسی در وادارکردن افراد به سانسور زبان و افکار خود متهم می‌سازند.

آن‌ها شوخی، متلک و جوک‌ها را فاقد آن بار ارزشی می‌دانند که بتواند نمادی از جنسیت‌زدگی در کلام و ادبیات باشد. این ادعا اما بسیار مسئله‌برانگیز است. شوخی، متلک، جوک و طنز، مستقل از ارزش ادبی و هنری و یا مبتذل‌بودن آن، بخشی از فرهنگ‌عامه در یک جامعه را به نمایش می‌گذارد.

شالوده نگاه‌های جنسیتی و تحقیرآمیز در پیامک‌ها

سکسیسم (جنسیت‌پرستی، جنسیت‌گرایی) شالوده اقتدار مردسالاری و ایدئولوژی مشروعیت بخشنده به روابطی است که در آن مردان موقعیتی فرادست و زنان موقعیتی فرودست می‌یابند. واژه سکسیسم که توسط جنبش زنان در دهه شصت و هفتاد میلادی از تبارشناسی واژه راسیسم (نژادگرایی و نژادپرستی) الهام گرفته‌ شده، تأکیدی است بر این‌که نظام نابرابر جنسیتی قدرت محصول فرآیندی «طبیعی» نبوده، بلکه محصول تبعیض ساختاری است.

به عبارت روشن‌تر سکسیسم همچون راسیسم بر نوعی جداسازی و تفکیک نقش‌های جنسیتی، دوانگاری، تحقیر و تبعیض سیستماتیک «دیگری» استوار است که فرادستی گروهی را همچون هنجار و فرودستی «دیگری» به‌مثابه گروهی «متفاوت» در نظام قدرت سامان می‌دهد.

علاوه بر آن، سکسیسم در فرهنگ، ادبیات و زبان روزمره، ضرب‌المثل‌ها، طنزها، جوک‌ها و جملات قصار نیز مورد نقد قرارگرفته است. گسترش آگاهی جنسیتی و ضدتبعیض که نقش مهمی در این‌گونه نقدها و «حساسیت‌ها» داشته، به‌نوبه خود مشروعیت این گفتمان را بیش‌ازپیش به زیر پرسش برده است.

ادبیات، واژه‌ها و مفاهیمی جنسیت‌زده که زنانگی را با جنس دوم، ابژه جنسی و موجودی «عجیب و متفاوت» توضیح داده و موضوع آن تحقیر، تمسخر و آزار جنسی و روانی زنان است، نوعی اعمال خشونت روانی است که به‌قصد تحکیم سلطه مردان اعمال می‌شود. زبان، کلام و ادبیات، پدیده‌ای منفعل و صرفاً «بازتابی» از روابط اجتماعی نیست، بلکه خود در بازتولید و مشروعیت بخشیدن به آن روابط نقش مهمی دارد. هم ازاین‌رو نقد زبان، ادبیات و واژه‌های سکسیستی بخشی از مبارزه علیه گفتمان‌هایی است که ظاهراً به طنز، قصد تحقیر و تمسخر زنان را دارند.

لذا جوک‌ها، متلک‌ها و شوخی‌هایی که به‌تحقیر زنان و اقلیت‌های قومی و دیگر گروه‌های فرودست در نظام نابرابر قدرت می‌پردازد، مستقل از این‌که شفاهی و یا کتبی‌اند، مبتذل و زمخت و یا ملیح و شیرین‌اند، جلوه‌ای از باورهایی هستند که نابرابری قدرت را با استفاده از مزاح و «لطافت زبانی» (لطیفه) مشروعیت بخشیده و به تبعیض و تحقیر گروهی، مهر تأیید می‌زنند.

فقر حرمت و خودارزشمندی در افراد؛ مهم‌ترین عامل ترویج این طنزها

 

مهم‌ترین نکته‌ای که در رابطه با دلایل افراد برای تولید و بازتولید این دست از پیام‌ها می‌توان در نظر گرفت، بحث عدم وجود عزت‌نفس و حرمت در شخصیت افراد و خصوصاً دختران است.

 

 

است که اگر نباشد، افراد هر تحقیر و تمسخری را در رابطه با «خود» پذیرفته و به آن می‌خندند. زمانی‌که افراد فاقد حس خود ارزشمندی باشند، نه‌تنها به انتقال و پخش پیامک‌هایی که ضدارزش‌های روحی و وجودی‌شان است، دست می‌زنند، بلکه می‌توانند تولیدکننده آن نیز باشند.

 در دو حوزه می‌توانیم از راهکارهایی برای حذف این فضا و ترویج پیامک‌های سخیف جنسیتی در شبکه‌های اجتماعی صحبت کنیم. یکی در حوزه خرد که مهم‌ترین راهکار همان تقویت عزت‌نفس و حس حرمت و خود ارزشمندی در دختران‌مان است و در حوزه کلان که به‌واقع احتیاج به فرهنگ‌سازی داریم. این فرهنگ‌سازی نباید در حد یک حرف و بیانیه کلی باشد، بلکه باید به شکل تلاش مداوم و برنامه‌ریزی‌شده یک گروه قوی باشد که تشکیل‌ شده تا آن‌قدر در حوزه‌های مجازی به اثرات مخرب و ویران‌گر این قبیل پیامک‌ها بر سبک زندگی روزمره زنان و دختران اشاره کند تا افراد و خصوصاً خود دختران دست از انتشار این قبیل مضامین به‌اصطلاح طنز بردارند.

واکنش افراد نسبت به هشدار به انتقال پیامک‌های تحقیرآمیز

گرچه شروع نگاه ضد زن در جامعه تقصیر اعضای فعلی جامعه نیست، ولی مسئولیت ادامه حیات آن با آن‌هاست. اعضای جامعه در رفتارهای اجتماعی خودآگاهانه و ناآگاهانه نگاه زن‌ستیز را تقویت می‌کنند. یکی از این رفتارها تولید و پخش و حتی خندیدن به جوک‌های جنسیتی است.

در این میان کسانی هستند که این روند را نمی‌پسندند و به هجوم بهمنی از جوک‌های جنسیتی در اجتماع نقد دارند. معترضین به این قبیل جوک‌ها معمولاً با چه برخورد و استدلال‌هایی از سمت طرفداران این نوع جوک مواجه می‌شوند؟ در ادامه به واکنش‌های افرادی که در مقابل اعتراض و انتقاد از این پیام‌ها نشان داده می‌شود، در یک دسته‌بندی کلی اشاره خواهیم کرد. انتقادهایی که از سوی یکی از اعضای گروه نسبت به طنزهای صدزن انجام‌شده و بازخوردهایی که در این میان از زنان یا مردان گرفته‌ شده است.

الف: کاسه داغ‌تر از آش نباش!

اولین واکنشی که گاه در بین بعضی از اعضای گروه سوژه جوک دیده می‌‌شود، پذیرفتن آن است. این نوع واکنش «سرکوب درونی‌شده» نامیده می‌‌شود. در این حالت شخص ویژگی‌هایی را که استریوتایپ‌ها برای او می‌سازند باور می‌‌کند و خود را درون آن کلیشه‌ها می‌گنجاند. مثلاً می‌‌پذیرد که به دلیل جنسیت‌اش دارای ویژگی‌‌هایی مثل کم‌هوشی، سطحی‌نگری، پیروی کورکورانه از صنعت مد، یا ناتوانی در حرفه‌های خاصی است و منفعل می‌‌شود. به همین دلیل وقتی در گروهی کسی به این پیام‌ها اعتراض می‌کند، برخی دختران در جواب او می‌گویند: «ما که مشکلی نداریم؛ کاسه داغ‌تر از آش نباش!» خصوصاً اگر گوینده انتقاد، یک مرد باشد.

انکار تأثیر جوک‌‌ها با درونی‌کردن آن‌ها از طرف اعضای گروه سوژه، دلیل قانع‌کننده‌ای برای رد مخرب‌بودن جوک‌های جنسیتی نیست. درواقع نه‌تنها اعضای گروه (جنسیتی)، بلکه دیگران هم حق‌دارند نسبت به خطرات جوک‌های سکسیستی اعتراض داشته باشند؛ زیرا همه گروه‌های مردم در جامعه باهم زندگی می‌کنند و آسیب‌های اجتماعی می‌تواند در درجات مختلف همه‌جامعه را تحت‌تأثیر قرار دهد.

ب: ضدحال نباش، فقط می‌خواهیم دورهم خوش باشیم!

یکی از کارکردهای جوک ایجاد احساس صمیمیت و همبستگی بین اعضای یک گروه است. جوک‌ها معمولاً زمینه‌ای تاریخی- اجتماعی دارند که دانستن آن برای گرفتن نکته خنده‌دار جوک لازم است. گفتنِ جوک نشان خوش‌مشربی‌ست و همبستگی گروهی را یادآوری و آزمایش می‌‌کند و خندیدن به جوک، پاسخ مثبتی است به نشان خوش‌مشربی متقابل، دانستن تاریخ جوک، و تحکیم همبستگی گروهی.

پس خندیدن به جوک صرفاً علامت شادی نیست، بلکه کارکردهای اجتماعی دیگری نیز دارد. اگر در یک جمع کسی به جوکی نخندد، به این حساب گذاشته می‌شود که یا با گروه در مورد زمینه جوک تاریخ مشترک ندارد و به همین دلیل به‌اصطلاح «جوک را نگرفته»  و یا این‌که به محتوای جوک اعتراض دارد. در هر دو حال نخندیدن به جوک نشان از افتادنِ فاصله در بین اعضای گروه دارد و از طرف اعضا پسندیده نمی‌‌شود. به همین دلیل خصوصاً در گروه‌های صمیمانه‌تر و یا فامیلی مشاهده می‌کنیم که اگر کسی از اعضا انتقادی به پیامک‌های ضد زن داشته باشد، در جواب می‌شنود: ضدحال نباش…جوگیر نشو… فلسفه نگو…بابا باکلاس… و خلاصه به‌نوعی از جمع طرد می‌شود.

در این موقعیت اعضای گروه اغلب برای حفظ همبستگی خود به‌جای نقد جوک، پیکان حمله را به‌سوی شخص معترض می‌گردانند. در مورد جوک‌های جنسیتی، او را متهم می‌کنند به کم‌ظرفیتی، ضدحالی، عقده‌ای‌بودن، زیادی حساس‌بودن و… . به همین دلیل اغلب آدم‌ها ترجیح می‌دهند که برای پرهیز از تنش و طردشدن از گروه، به روال عادی پیوسته و به جوک بخندند.

خندیدن گرچه ساده‌ترین و عادی‌ترین واکنش به جوک است و معمولاً ناخودآگاه اتفاق می‌افتد، یک عمل اجتماعی هدفمند و تأثیرگذار است. هدف آن تقویت ارتباط گروهی است و تأثیر آن تسریع پخش جوک و پیام آن. یافته‌های پژوهش‌‌های انسان‌‌شناسی مربوط به جوک‌های استریو تایپ‌ساز جنسیتی نشان می‌دهد که هم تولید و هم خندیدن به این‌گونه جوک‌ها در زیرمجموعه رفتار سکسیستی قرار می‌گیرد.

در این متون تولید و پخش جوک‌های جنسیتی، سکسیسم فعال(active)  و خندیدن به این جوک‌ها، سکسیسم منفعل(passive)  نامیده می‌شود. به‌این‌ترتیب تصمیم برای خندیدن یا نخندیدن به یک جوک، تصمیمی اجتماعی‌ست و معمولاً نخندیدن به آن آگاهی و عاملیت و شجاعت بیشتری می‌‌طلبد. کسی که در جمع به جوکی سکسیتی نمی‌‌خندد، نمی‌‌خواهد در تقویت و ادامه حیات نگاه ضد زن مشارکت کند. او با نخندیدن، با این نگاه مقابله می‌‌کند. قصد او نه سست‌کردن پیوند گروهی، بلکه رشد وجدان جمعی است.

ج: باور کن همین‌جوری‌اند؛ من خودم دیدم که می‌گم!

تبعیض و جوک‌های استریوتایپ‌‌ساز به دنبال یکدیگر درون یک دور باطل حرکت می‌کنند. این دو دائم از یکدیگر تغذیه می‌‌شوند و به رشد هم کمک می‌‌کنند. جوک‌های جنسیتی از طرفی خود بر اساس باورهای رایج، از ویژگی‌‌های یک گروه از مردم ساخته می‌‌شوند و از طرفی با بی‌اعتنایی به ریشه‌های شکل‌گیری آن باورها ،به‌جای نقد دلایل به وجود آمدنشان، آن‌ها را تقویت می‌کنند.

یکی از واکنش‌های رایج در دفاع از جوک‌های جنسیتی شاهدآوردن از مشاهدات شخصی و اظهاراتی از قبیل «من خودم دیده‌ام…» در تأیید صحت آن استریوتایپ‌هاست. شاهد و مثال می‌آورند که خودشان با فلان فرد از نزدیک زندگی کرده‌اند و به چشم خود دیده‌اند که این ویژگی‌‌ها (مثلاً کم‌هوشی) در مورد این گروه صدق می‌‌کند و یا حتی خودشان گاهی این رفتار (اهمیت شوهر یابی) را داشته‌اند.

اشکال این استدلال این است که این اشخاص یا مشاهدات موردی خود را به‌کل تعمیم می‌‌دهند و یا نگاهی سطحی به موضوع داشته و به ریشه‌های تبعیض‌آمیز آن‌چه مشاهده کرده‌اند، بی‌اعتنا هستند. در این روش، جوک محلی می‌شود برای بازتولید استریوتایپ‌هایی که شکل‌گیری آن ریشه در تعابیر نادرست از شرایط تبعیض‌آمیز زندگی گروه‌‌های سوژه دارد.

تأمل در ریشه‌های شکل‌گیری این استریوتایپ‌ها نشان می‌دهد که با سوژه خنده قراردادن یک ویژگی نامطلوب و ربط دادن آن با یک نشان جنسیتی (مثل کم‌هوش بودن دختران یا پیروی کورکورانه از صنعت مد) مسائلی ریشه‌ای مثل تبلیغات گسترده، محرومیت، تربیت جنسیتی، فقر، و دیگر شرایط تبعیض‌آمیزی که موجب بروز مشکلاتی (سطحی‌ماندن) می‌شوند، نادیده گرفته می‌‌شود. به عبارتی آن‌چه به آن خندیده می‌‌شود نه کم‌هوشی، بلکه محرومیت و خشونت است.

این جوک‌‌ها هم‌چون بادام‌‌های تلخ نمک‌سودشده‌ای هستند که اگر خوب جویده و درک شوند، تلخی ظلم نهفته در هسته آن دهان را می‌گزد و کام را تلخ می‌کند. به همین دلیل است که مصرف‌کنند‌گان آن معمولاً آن را نجویده به‌سرعت یکی بعد از دیگری قورت می‌‌دهند.

سخن آخر

جوک‌های جنسیتی نه‌تنها به دلیل اهانت‌آمیزبودنشان، بلکه ازآن‌جایی‌که استریوتایپ‌سازی می‌کنند و گروهی از مردم را در یک دسته با ویژگی‌های ثابت قرار می‌دهند، مخرب هستند. اثر مخرب این جوک‌‌ها برای همه، حتی خود اعضای گروه سوژه، به‌آسانی قابل ‌مشاهده نیست. تأثیر این جوک‌ها در زندگی اعضای این گروه‌‌ها می‌تواند غیرمستقیم و در بلندمدت باشد.

دختری که از کودکی تا بزگسالی از ترس مورد تمسخر واقع‌شدن از بعضی از فعالیت‌‌ها اجتناب کرده است، شاید هیچ‌وقت متوجه دلیل سرکوب استعدادهایش نشود. از طرفی میزان تأثیر مخرب این جوک‌ها بر همه اعضای یک گروه یکسان نیست. به همین خاطر بعضی از اعضای این گروه‌ها خود از این جوک‌ها استقبال می‌کنند و تأثیرش را در زندگی خود و هم‌گروهی‌هایشان انکار می‌کنند؛ چون یا خودشان شخصاً تأثیر این جوک‌‌ها را در زندگی‌شان تجربه نکرده‌اند و یا متوجه آن نبوده‌اند.

بی‌تردید شوخ‌طبعی و بذله‌گویی اگر به‌جا و مناسب باشند، خصوصیاتی مثبت هستند. جوک می‌‌تواند فضای اجتماعی را صمیمی و گرم کند و طنز سازنده، مشکلات اجتماعی و سیاسی را مطرح می‌‌کند و موجب بالا رفتن آگاهی اجتماعی می‌‌شود، ولی جوک‌هایی که گروهی از مردم را بر اساس قومیت یا جنسیت‌شان در کلیشه‌های ثابت و بسته قرار می‌‌دهد و به نقش خود در آسیب‌های اجتماعی بی‌اعتنا هستند، راه خوبی برای رسیدن به این اهداف نیستند.

منبع: مهرخانه


تاریخ : جمعه 11 اردیبهشت 1394
بازدید : 230
نویسنده : sina95

  گاهی برخی عادات متداول باعث تخریب آنها می گردد که در نهایت اقدام به درمان مشکلات کلیوی بسیار دیر خواهد بود. 

کلیه ها عضو شگفت انگیزی هستند که باعث تولید هورمون، فیلتر کردن خون، جذب مواد معدنی، تولید ادرار و حفظ تعادل محیط اسیدی و قلیایی بدن می شوند. 

برای آنکه کلیه ها روند سالمی را طی کنند، لازم است این عادات را از خود دور کنید: 
 
1)سیگار 
کشیدن سیگار یکی از مواردی است که باعث تنگ شدن رگ های خونی شده و در نتیجه عمل خون رسانی به اعضای حیاتی بدن من جمله کلیه را سخت می کند. مصرف دو عدد سیگار در روز، سلولهای اندوتلیال موجود در خون را به میزان دو برابر افزایش می دهد، که این نشانه ای از آسیب شریانی است. 
 
2)کم تحرکی 
فعالیت بدنی یکی دیگر از راه های حفاظت از کلیه هاست. طبق مطالعات به عمل آمده زنانی که ورزش می کنند نسبت به سایرین 31% کمتر در معرض خطر سنگ کلیه قرار دارند. لذا داشتن فعالیت بدنی و ورزش افراد را از ابتلا به سنگ کلیه محافظت می کند. 
 
3)مصرف بیش از حد سدیم 
گرچه نمک برای بدن مهم بوده، اما باید مصرف آن را محدود کرد. مصرف بیش از حد آن، فشار خون را بالا برده و به کلیه ها آسیب می زند. 
 
4)مصرف خودسرانه داروها را کنار بگذارید 
فشار خون بالا و دیابت نوع 2 مشکلات متداولی هستند که امروزه توسط سبک زندگی غلط و رژیم های غذایی ناسالم پدید می آیند. اگر شما نیز با این مشکلات سر و کار دارید، آگاه باشید که آنها به کلیه هایتان آسیب نزند. لذا با مصرف داروهای تجویز شده از اندام های ارزشمند خود محافظت کنید.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید