عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : چهارشنبه 27 خرداد 1394
بازدید : 219
نویسنده : sina95

 مگ سلیگ، روان کاو و نویسنده کتابِ مشهور 37 راز تغییر موفق : با پول می توانید شادی بخرید اما مشروط به شرایطی.

با خرید یک چیز تازه خوشحال تر می شوید؟ از نظر شما، حس خریدن «یک شیء» با حس پول خرج کردن برای کسب «تجربه» متفاوت است؟ محققان بین خریدن وسایل (گوشواره، گوشی تلفن و ماشین جدید) و خریدن «تجربیات زندگی» (شام بیرون از خانه، تماشای تئاتر و رفتن به کلاس موسیقی) تفاوت قائل شده و هر دو را بررسی کرده اند. نتیجه مطالعات مختلف نشان داده است که بیشتر افراد با خرید اشیا به شادی های موقتی دست می یابند اما اثر این شادی به سرعت از بین می رود. در مقابل، لذت کسب یک تجربه، شادی بیشتر و پایدارتری را در پی دارد. تحقیقات بسیاری این نتیجه را تایید می کنند. 

اما براساس سه تحقیق اخیر، که عادات خرید 675 نفر در آنها بررسی شد، مشخص شد که تقریبا یک سوم این افراد نه با خرید شیء و نه با کسب تجربه شاد نمی شوند. حتی احساس نزدیکی به دوستان و وابستگان به عنوان راهی برای به اشتراک گذاشتن این تجارب جدید نقشی در بیشتر شدن شادی آنها نداشت.

پرسش های پیش از خرید


چه چیز این اقلیت تیره بخت را از شاد بودن باز می دارد؟ دلایل زیادی وجود دارد که شاید موجب ناشادبودن مزمن می شود: افسردگی، اضطراب، و نگرانی از آینده. شما هم می توانید به این فهرست بیفزایید. (اگر من بودم، نداشتن پس انداز را هم به آن اضافه می کردم.) محققان موفق شده اند عامل ظریفی را که به طور اخص مربوط به مشکل خرید شادی است، شناسایی کنند.

کلید خرید شادی


محققان دریافته اند که گروه ناراضی همان «خریداران کالا» هستند؛ افرادی که ترجیح می دهند بیشتر جنس بخرند تا تجربه کسب کنند. آنها حس می کنند هنگام خرید تجربه هویت اصلی خود را آشکار نمی کنند. اما از آن سو شادی ناشی از خرید «شیء» هم عمر کوتاهی دارد. نتیجه آنکه از هر دو نوع این خریدها شادی اندکی نصیب خریدار می شود.

کلید شادبودن هنگام خرید این است که با چیزی که می خریم ابراز هویت کنیم. خریدن جنس خاص بیانگر شخصیت و ارزش های شماست؟ اگر چنین است، احتمالا بیشتر شاد خواهید بود. به بیان دیگر، برای شاد بودن «خودت را بشناس». سپس براساس این آگاهی عمل کن.

در برخی موارد، این بینش در کلام ساده تر از عمل است. ژیا وی ژانگ، مدیر این تحقیق، اشاره می کند که برخی افراد احتمالا به سراغ خرید تجربه می روند تا مثلا خود را بیشتر با فرد دیگر یا جمع هماهنگ کنند، نه اینکه هویت خود را ابراز کنند. اگر حس تعلق و وابستگی از اولویت های اصلی شماست، این کار می تواند تصمیم خوبی باشد. اما بر اثر این تعلق و وابستگی به دیگران گاهی خیلی زود تسلیم فشارهای اجتماعی می شویم و به قید و بندهای اجتماعی بیش از هر چیز دیگری ارج می نهیم و مدام ضمیر «ما» را نزد خود تکرا می کنیم. از آنجا که ما موجوداتی اجتماعی هستیم و به یکدیگر نیاز داریم، داشتن رابطه مناسب با دوستان و افراد خانواده از ابزارهای ارزشمند بقاست. اما گفتن «من» هم که بیانگر خود ژرف تر و حقیقی تر ماست برای ثبات روانی ما مهم است.

پرسش های پیش از خرید


سه راه برای شناختن احساس خود


اگر نتایج این مطالعه در مورد شما نیز صدق می کند، حتما از خود می پرسید چطور می توان شروع به خرید و اتخاذ تصمیماتی کرد که خود واقعی را تحقق بخشد و بروز دهد. پیشنهاد می کنیم این سه سوال را از خود بپرسید:

1- قبل از هر خرید یا گرفتن هر تصمیمی صبر کنید و از خود بپرسید: تصمیماتی از این دست در گذشته مرا خوشحال کرده است؟

2- از خود بپرسیدک من چه جور آدمی هستم؟ واقعا چه چیز برای من مهم است؟ آدمی مثل من در این موقعیت دوست دارد چکار کند؟

3- و بالاخره از خود بپرسید: دوست دارم چه جور آدمی شوم؟ چه جور تصمیماتی سبب شادی من در زندگی آتی ام خواهدشد؟

مطالعات نشان می دهد افرادی که آموخته اند «خودِ آتی» شان را بشناسند، قادرند تصمیماتی بگیرند که برایشان بهتر است. مثلا پس انداز برای بازنشستگی و یا در پیش گرفتن رفتارهای سالم.

این سه سوال، گذشته و حال و آینده شما را با هم در بر می گیرد و کمک می کند که در بیان ارزش ها و شخصیت تان موفق تر باشید. به مرور احساس پررنگ تری از خود فعلی و خود ایده آلتان خواهیدداشت.

یکی از دوستانم می گفت: «شاید یعنی اینکه بتوانم کسی را که هستم، ابراز و متجلی کنم.» بینش او در این تحقیقات ثابت شد. برای داشتن قدرت خرید واقعی، خودِ واقعی تان باشید.


تاریخ : چهارشنبه 27 خرداد 1394
بازدید : 271
نویسنده : sina95

 

How-to-Save-Money-on-Phone-Data-when-Traveling-Abroad
 
 
در این مطلب توصیه های جالبی برای افراد مجرد و غیر متاهل ها داریم که راه و روش زیستن سالم در این نوع زندگی را برایشان شرح می دهد.

 

با زیاد شدن طلاق و زندگی های ناموفق خیلی از جوان ها ترس از شروع زندگی مشترک دارند. شاید فکر کنند الان برای آن خیلی زود است یا اصلا تجرد بهتر از تحمل دردسرهای تاهل است.

چه خطراتی جوانان مجرد و به خصوص افرادی را که در خانه های مجردی زندگی می کنند، تهدید می کند؟

مجردها چه کسانی هستند؟ آیا آنها عده ای آدم عجیب و غریب با احتمال بالای ارتکاب جرم و جنایت هستند؟! نه! این طور نیست که اگر این باشد بالغ بر ۲۴میلیون نفر از جمعیت کشور زیر سؤالند!

مشکل از آنجا آغاز می شود که عده زیادی از مردم دوران مجردی را به عنوان دوره ای که ناگزیر، تمام افراد جامعه باید از آن گذر کنند، نپذیرفته اند و نگاه نگران و قضاوتگر جامعه نسبت به دوران مجردی چنان نگاه تیز و برنده ای است که تقریبا غیرممکن است بتوانید بدون اینکه خراش بردارید از کنار آن بگذرید.

حالا سؤال اینجاست که باتوجه به این شرایط و زمینه های عرفی موجود، به طور کلی چه خطراتی جوانان مجرد و به خصوص مجردهایی که در خانه های مجردی زندگی می کنند را تهدید می کند؟ شاید با جواب دادن به این سؤالات ذهن جامعه هم نسبت به آنچه در زندگی مجردی جوانان در جریان است، روشن شود اما این مطلب با کمال احترام تقدیم می شود به جوانان مجردی که می خواهند بدانند چه خطرهایی در کمین این دوره از زندگی شان است.

بزرگ ترین خطر بی پولی است!

نرخ بیکاری درایران بالای ۲۵درصد است در این شرایط خیلی چیزهای بد هست مثلا کلافگی، نگرانی، اضطراب، ناامیدی و بسیاری از اختلالات روحی و روانی متنوع! بنابراین یکی از خطرات برای جوانان مجرد قرار گرفتن در موقعیت هایی است که پس اندازشان را بر باد می دهد.اقدام به ترک زندگی با خانواده بدون پیش بینی دقیق هزینه های زندگی مجردی هم خطر بزرگی است.

وقتی می خواهید به طور مستقل زندگی کنید باید شغل خوب و پس انداز خوب یا لااقل عادت به قناعت داشته باشید، در غیر این صورت از چاله به چاه خواهید افتاد و برای جبران بی پولی تان در بحران های بسیار بد و پیچیده گرفتار خواهید شد پس به طور کلی رفت وآمد با افرادی که به ولخرجی وادارتان می کنند یا برای تان هزینه می تراشند، خطری جدی است و به نظر می رسد که اگر دوستان کاملا مقتصد داشته باشید بی خطرتر است.

خطر! ممکن است یک روز هذیان اشتراکی بگویید!

می گویند در روانشناسی بیماری به نام هذیان اشتراکی هست، به این معنی که همنشینی مداوم با کسی که دارای اختلال جدی روحی و روانی است، می تواند شما را هم گرفتار کند و به هذیان بیندازد، بنابراین اگر جوانی از خانواده جدا شده تا برای خودش زندگی کند باید در انتخاب دوستان صمیمی و همراهانش دقیق و سختگیر باشد.

یک گروه از دوستانی که می توانند برای مجردها به طور جدی، خطر و دردسر درست کنند، آنهایی هستند که باورهای غلط بنیادین دارند به عنوان مثال در ارتباط با فرد غیرهمجنس، عده ای از افراد دارای این باور هستند که ازدواج علاقه شان را به فرد مقابل شان کم می کند برای همین از ابتدای برقراری رابطه با جوان مجرد، این تعهد را بین خودشان ایجاد می کنند که به هیچ عنوان ازدواج نکنند و این باور را طی زمان تقویت می کنند. همین می شود که بعد از گذشت سال ها از یک رابطه عاطفی هیچ اتفاقی در آن نمی افتد و منجر به تشکیل خانواده نمی شود که هیچ، ترس از ازدواج را هم ایجاد می کند که آسیب زاست.

بعضی افراد هم هویت فریبنده دارند و به صورت مرضی به شخص مقابل می چسبند و بسیار وابسته اند، باید از این افراد هم بدون هیچ تردیدی دوری کرد چون می توانند فرد مجرد را به صورت شبانه روزی درگیر خود کنند و او را به طور جدی از زندگی عقب بیندازند.

هر چیزی که ازدواج را به تاخیر بیندازد خطرناک است؟

آمار نشان می دهد اختلالات شخصیتی بین مردان متاهل از مردان مجرد کمتر دیده می شود و حتی خطر اقدام به خودکشی بین مردان مجرد بالاتر از مردان متاهل است پس اگر مرد هستید و مجرد هر مسئله ای که ازدواج را برای شما به تاخیر بیندازد یک جورهایی برای تان خطرناک است!

حالا چه چیزهایی ازدواج را به تاخیر می اندازند؟ به جز بی پولی و حواشی آن که همه می دانیم دوستی های اینترنتی و وقت گذرانی در دنیای مجازی که یک جورهایی نیاز به ارتباط رودررو با افراد را از بین می برد، می تواند جزء اولین و به روزترین موانع ازدواج باشد. پس اگر صبح تا شب از سر بیکاری یا بی پولی به جهان مجازی پناه برده اید، یادتان باشد در جریان واقعی زندگی خطری شما را تهدید می کند و آن دنیای پر و پیمان مجازی است که هرچند، وقت و تنهایی تان را پر می کند اما نیازهای واقعی شما را برطرف نمی کند.

دقت کن کجا می روی؟

رفت و آمد با همسایه ها و گرم گرفتن با آنها اگر درست مدیریت نشود جزحاشیه و کنجکاوی های آزاردهنده چیزی ندارد پس باید به مجردها توصیه کرد «تا حد ممکن از اعتماد به غریبه ها و راه دادن آنها به حریم خانه تان پرهیز کنید، این پرهیز هر چند دور و برتان را خالی می کند اما از آن طرف حرف و حدیثش هم کمتر است.

برای روزگار بیماری تان هم روی انسانیت راننده آژانسی که شما را به مرکز درمانی می رساند، حساب کنید.» مجردها می گویند از بیشتر همسایگان آزار و کنجکاوی و حاشیه های غیرقابل پیش بینی دیده اند تا کمک! و البته این جای بسی تاسف است که باید بگوییم گاهی همسایگان نامتعادل، حسود و کنجکاو، خطرناک ترین دشمنان افراد مجردی هستند که تنها زندگی می کنند.

لذت بردن های خطرناک!

روانشناسان می گویند: افرادی که به صورت آنی و لحظه ای تصمیم می گیرند و نمی توانند لذت بردن را به تاخیر بیندازند افراد خطرناکی هستند. همه ما می دانیم معمولا در دوران نوجوانی و جوانی افراد براساس واقعیت ها حرکت نمی کنند و بیشتر تحت تاثیر عواطف و نیازها هستند. دوستانی که دائم دنبال پیدا کردن راهی برای خوشگذرانی بیشتر هستند و جوان مجرد را برای آن تشویق می کنند خطراتی در کمین هستند! لذت گرایی می تواند منجر به اعتیاد یا روابط جنسی خطرناک شود پس افراد لذت گرا، بی بند و بار و خوشگذران به دلیل ایجاد زمینه های بی اخلاقی یا موقعیت های پیش بینی نشده، خطرناک هستند.

دوستان خطرناک نقش بولدوزر را بازی می کنند!

باتوجه به تاثیر زیاد و گریز ناپذیر دوستان بر جوانان مجرد چند دسته از خطرناک ترین دوستان برای این افراد را می شود این طور معرفی کرد: دوستان خودشیفته، بی بندوبار، دارای سوءظن یا بی ثباتی خلق وخو می توانند در تخریب روح و روان افراد مجرد نقش بولدوزر بازی کنند، چون بعد از جدا شدن از خانواده وضعیت روحی و روانی دوستان نزدیک فرد، بدون شک در وضعیت عاطفی و روانی اش بسیار موثر است.

نشست و برخاست با آدم های ناامید و افسرده هم می تواند مجردها را بعد از گذشت مدتی به درد آنها مبتلا کند به طوری که فرد مجرد گاهی از دوست یا همخانه بیمارش، بیمارتر می شود. و اما در پایان خطری در حد بمب اتم افرادی را که دوستان حسود دارند، تهدید می کند. برعکسش هم هست اگر کسی باشد که فرد مجرد نسبت به او حس حسادت دارد باید زودتر قید ارتباطش را بزند چون حسادت یک آسیب روانی است که می تواند در مدت زمان طولانی به جای انگیزه بخشی برای تلاش بیشتر، افراد را فلج کند و به حاشیه بکشد.

برداشت های اشتباه دیگران و یک دنیا خطر!

دکتر حامد محمدی کنگرانی روانپزشک به عنوان متخصصی که به طور مداوم با جوانان مجرد و آسیب های روانی که با آن درگیرند ارتباط دارد، می گوید:

«آنچه روی جوانان مجرد آثار تخریبی روحی و روانی دارد و به واقع خطرناک است بی پولی یا ناامنی از طرف دزدان و بزهکاران نیست بلکه تحمل فشار نگاه عیب جوی جامعه به طور مداوم است. بزرگترها باید بدانند هر کسی که به عنوان فرد مجرد و تنها زندگی می کند از سر خوشگذرانی و بیکاری این نوع زندگی را انتخاب نکرده است. بسیاری از زنان و مردان مجرد به دلیل طلاق یا فوت همسران، دانشجو بودن در شهرهایی غیر از محل سکونت خانواده شان یا جبر خانواده ای که نمی تواند به لحاظ مالی پذیرای شان باشد یا خودش نابهنجار است، به ناچار زندگی مجردی دارند. پس آن پیش فرض اشتباه که هرکس زندگی مجردی دارد لاابالی و خوشگذران است، قضاوت بسیار نادرستی است که صدمات زیادی برای افرادی که به صورت مجرد زندگی می کنند به همراه دارد.

آنچه برای جوانان مجرد یک تهدید روانی جدی است، در بسیاری از مواقع از دل جامعه و باورها و قضاوت های نادرستش بیرون می آید و گاهی این احساس عدم امنیت روانی از طرف همسایگان و حتی مغازه دارها و افرادی که در ارتباط مداوم با این قشر هستند، فشار مضاعفی را برای آنهایی که به ناچار یا خودخواسته از سیستم های حمایتی عاطفی و مالی خانواده محرومند به همراه دارد. حالا وقت آن رسیده که برای تصحیح این نگاه آسیب زا تلاش کنیم و با رویکرد حمایت گر نسبت به جوانان مجرد آنها را در برابر خطرات محافظت کنیم نه اینکه خودمان برای سلامت روانی شان «خطرجدی» باشیم.


تاریخ : چهارشنبه 27 خرداد 1394
بازدید : 227
نویسنده : sina95

 

تفاوت های بین زنان و مردان

بعضی از رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان ، با هم تفاوت دارد

 

یکی از شگفتی های آفرینش، وجود تفاوت ها بین زنان و مردان است. بیولوژیست ها و پژوهش گران، پس از بررسی و تحقیق های متعدد، به این نتیجه دست یافتند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره ای از صفت های اصلی به صورت ذاتی، با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت، به گونه ای متفاوت از یکدیگر، عمل می کنند.

بخشی از تفاوت های مردان و زنان را به صورت زیر می توان عنوان نمود:
1- دیدگاه زنان و مردان نسبت به مسائل زناشویی کاملا متفاوت است
حتما شنیده اید که رابطه زناشویی در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی که در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیک دارد. این شاید مهم ترین تفاوت زن و مرد باشد که خیلی وقت ها در زندگی مشترک نادیده می ماند و دلخوری هایی را به وجود می آورد.

2 - زنان تشریفات را دوست دارند.
مردان کمتر تشریفاتی هستند.

3 - استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد
مردها می خواهند که در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل کنند. مخالفت همسر یا عدم توجه او به این نکته، می تواند مشکلات و موانعی در زندگی مشترک ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند که به احساس استقلالش، لطمه خورده است.

4 - زنان، رابطه گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیشتری برای بینش و شهود از خود نشان می دهند.

مردان، هدف گرا بوده و به عمل و آزمایش، بیشتر تمایل نشان داده و استعداد بیشتری برای ارائه دلیل و منطق دارند.

5 - زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند
اگر زن حس کند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می شود و واکنش های عاطفی شدید نشان می دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است که حس کنند همسرشان به آنان احترام می گذارد، بی وقفه به آنها توجه دارد و سلامت، شادابی، عقاید و حتی تغییرات او برایش مهم است.

6 - زنان نفوذ همسران خود را راحت تر می پذیرند.

مردان در مقابل نفوذ زنان از خود مقاومت نشان می دهند.

7 - مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است
تقریبا در تمام فرهنگ ها مرد به عنوان قدرت اول خانواده شناخته شده است. مردها می خواهند هسته و ستون اصلی خانواده باشند و در خانواده هایی که زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیم می گیرد، معمولاً مشکلات زیادی مشاهده می شود که سرکوب شدن اعتماد به نفس مرد را می توان یکی از این ناراحتی ها دانست. البته این که مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست که مرد، در یک نقش دیکتاتوری ظاهر شود بلکه منظور از این مسئله مدیریتی است که باید بر عهده مرد قرار بگیرد.

ویژگی های زنان و مردان

مهم ترین تفاوت زن و مرد تفاوت در دیدگاه آنها نسبت به مسائل زناشویی است

 

8 - ترس زنان بیشتر است تا خشم شان.

مردان بیشتر از این که بترسند، خشمگین می شوند.

9 - صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است
زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت کردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می کنند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درک و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترک خواهد کرد.

10- زنان تحمل بیشتری در برابر رنج بدنی نشان می دهند تا رنج روحی.مردان در برابر رنج روحی، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند.

11- نگاه مردان به مسائل، کلی تر است
مردها معمولاً وارد جزئیات و نکات ظریف نمی شوند، در حالی که زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولا این خصوصیات زن و مرد، موجب می شود زن تصور کند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند که همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت، درگیر و مشغول می کند.

12 - زنان سعی دارند فرزندانشان، همواره راضی و راحت باشند.
مردان، فرزندانشان را برای استقلال، مقابله با خطر و سختی ها آماده می سازند.۷ جذابیت های جسمی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد

13 - جذابیت های جسمی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد
مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی و آراستگی زن قرار می گیرند که این نیز یکی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.

14 - مادر، همه فرزندان خود را به طور تقریبی یکسان دوست دارد؛ مهر و محبت او مشروط به اطاعت و بروز استعداد نیست.
پدران، فرزندانی را که از آنان حرف شنوی داشته و در امر تحصیل، اجتماعی و حرفه اش موفق تر باشند، بیشتر دوست دارند.

15 - زن ها عاطفی تر از مردها هستند
یکی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است که زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی که همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مکان آشنایی و ... را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه کند، وقتی با شوهری روبه رو می شود که نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشکار است، پیش از هر چیز فکر می کند که همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است.

16 -  زنان در انتخاب همسر، مسایل بسیاری از جمله: وضع مالی، آینده، موقعیت اجتماعی، شغلی و ... را در نظر می گیرند.

مردان سریع تر و راحت تر از زنان، درصدد ازدواج با همسر مورد علاقه شان برمی آیند.

17 - در چهره زنان، هنگام گفت و گو حالت های ترس، خشم، تعجب، آرامش، اضطراب و لذت به خوبی قابل رویت است.
مردان در هنگام گوش دادن، خونسرد بوده و چهره شان دچار تغییرهای زیادی نمی شود.

18 - زنان هنگامی که اندیشه های غم انگیز و ناراحت کننده ای دارند، واکنش های هیجانی تر و احساسی تری را نسبت به مردان از خود بروز می دهند.
مردان در برخورد با افکار غم انگیز و رویدادهای ناراحت کننده، احساس های خود را بروز نداده یا کمتر بروز می دهند.

مقایسه خصوصیات زنان و مردان

وجود تفاوت ها در زن و مرد باعث کامل شدن آنها میشود

 

از مقایسه خصوصیات و ویژگی های زنان و مردان، می توان نتیجه های زیر را به دست آورد:
1 - زنان و مردان، مکمل یکدیگر هستند؛ ویژگی مردان، کمبودهای زنان و ویژگی های زنان، کمبودهای مردان را تکمیل می کند.

2 - وقتی زن و مرد تفاوت های یکدیگر را بدانند و آنها را بپذیرند، ارتباط قوی و موثری بین آنان برقرار می شود و عشق، فرصت شکوفایی پیدا می کند. 

3 - یکی از علت های اصلی ستیزه ها و کشمکش های دائمی، عذاب آور و جان فرسا بین زن و شوهرها، این است که مردان، زنان را با "ویژگی های خود" ارزیابی می کنند و زنان، مردان را با "مقیاس خود" می سنجند. سنجش مایعات با متر و منسوجات با لیتر، همان قدر صحیح است که مردان و زنان، خصوصیات خود را با یکدیگر مقایسه کرده و به سنجش و ارزیابی هم بپردازند. 

4 - زنان در برخورد با مسایل و مشکلات، به جزئیات، توجه بیشتری داشته و احساسی تر عمل می کنند، ولی مردان در مقابله با مشکلات و مسایل، کلی نگری کرده و منطقی تر عمل می کنند.

5 - در قیاس بین ویژگی های زنان و مردان، نبایستی فکر کنیم که خصوصیات مردان، از خصوصیات زنان بهتر است و یا برعکس.ممکن است هرکدام دریک ویژگی برتر باشد و در ویژگی دیگر اینطور نباشد.

گردآوری:بخش روانشناسی بیتوته


تاریخ : سه‌شنبه 26 خرداد 1394
بازدید : 291
نویسنده : sina95

 

 

تقلب در شیر

تقلب در شیر  نیز به شکل های مختلفی صورت می گیرد که مهم ترین آنها عبارتند از:

- مخلوط کردن شیر حیوانات مختلف:

شیر حیوانات مختلف در برخی از نقاط دنیا، دارای قیمت متفاوتی است. برای نمونه در مملکت ما شیر گوسفند مطلوب تر از شیر گاو است و به همین جهت متقلبین شیر گوسفند را با مقداری شیر بز یا گاو مخلوط می کنند و به فروش می رسانند.

- اضافه کردن آب به شیر:

چون با اضافه کردن آب، حالت و رنگ شیر تغییر چندانی نمی کند، لذا برخی از فروشندگان سودجو مقداری آب به شیر اضافه نموده و به بازار عرضه می کنند.

عده ای از متقلبین ابتدا مقداری از چربی شیر را می گیرند. در این صورت وزن مخصوص شیر افزایش می یابد. حال اگر مقداری آب افزوده شود، این دو تقلب با استفاده از وزن مخصوص شناخته نمی شود.

- اضافه کردن نشاسته به شیر:

برای این که شیر مخلوط شده با آب به سادگی تشخیص داده نشود، متقلبین مقداری نشاسته به شیر اضافه می کنند، به نحوی که غلظت آن در حد شیر طبیعی باشد.

 

- اضافه کردن جوش شیرین به شیر:

شیر در طی مراحل تولید، نگهداری و توزیع از راه های گوناگون آلوده می شود و چنانچه در شرایط نامساعد و غیر بهداشتی نگهداری شود به سرعت فاسد می گردد. شیر آلوده و فاسد در اثر حرارت لخته شده و به دو بخش مایع و دلمه تبدیل می گردد که این عمل به علت بالا رفتن مقدار اسیدهای آلی سنتز شده توسط میکروب های آلوده کننده ی شیر می باشد و بیان کننده ی این است که شیر فاسد بوده است.

برای پوشاندن عیب و فساد شیر، دام داران یا فروشندگان شیر متقلب، مقداری جوش شیرین به شیر فاسد می افزایند که موجب خنثی شدن اسیدهای سنتز شده توسط میکروب ها شده و به این ترتیب شیر در اثر حرارت، لخته و دلمه نمی شود و فساد آن مخفی می ماند. در حالی که سایر مواد مضر حاصل از میکروب ها ممکن است همچنان فعال باقی بماند و با مصرف شیر فاسد اختلالاتی در بدن به وجود آید.

- افزودن کرومات و بی کرومات پتاسیم در شیر:

عده ای از دامداری ها به جای جوش شیرین، مقداری کرومات و بیکرومات پتاسیم به شیر فاسد و ترش شده اضافه می کنند تا از لخته شدن آن طی فرآیند حرارتی جلوگیری شود.

 

 

تقلب در کره

- اضافه کردن آب به کره:

مقدار آب موجود روغن حیوانی حدود صفر در صفر و مقدار آب موجود در کره حدود 20 تا 25 درصد است. عده ای از متقلبین برای بالا بردن وزن کره، مقداری آب یا کازئین و آب به آن می افزایند. به این ترتیب که آب ولرم را با کره مالش می دهند یا آب را با کره در دستگاه های ویژه ای به صورت امولسیون در می آورند. در نتیجه مقدار آب کره از حدود 20 درصد، گاهی تا 40 درصد افزایش می یابد. برای سهولت جذب آب، مقداری کازئین، کازئینات سدیم یا مواد جاذب رطوبت دیگری مانند کلروسدیم به کره اضافه می کنند؛ بنابراین وزن آب و کازئین به وزن کره اضافه می شود و از مقدار چربی آن کاسته می گردد.

- اضافه کردن چربی های حیوانی یا نباتی (مانند مارگارین) به کره:

در این حالت نیز چون قیمت روغن ها و چربی ها از کره ارزان تر است، این عمل برای افراد متقلب مقرون به صرفه می باشد.

- اضافه کردن مواد رنگی به کره:

گاهی رنگ زرد کره، مطلوب و مورد توجه مصرف کنندگان است. به همین جهت تولید کنندگان کره آن را با مواد رنگی مخلوط می کنند که تعدادی از این مواد رنگی از دسته ی مواد افزودنی مجاز مانند ویتامین های A و B هستند و پاره ای دیگر ممکن است از مواد افزودنی غیر مجاز و خطرناک باشند.

- افزودن بی کرومات به کره:

در مواردی برای جلوگیری از بروز نشانه های تندی و ترشی کره، بی کرومات به آن افزوده می شود.

 

تقلب در کشک

برخی از متقلبین برای تهیه ی کشک ، آرد و روغن نباتی و اسانس را با یکدیگر مخلوط نموده و به نام کشک مرغوب به فروش می رسانند.

 

 

تقلب در انواع روغن

متقلبین، روغن حیوانی را با انواع روغن گیاهی  مانند روغن ذرت، روغن سویا، روغن پنبه دانه، روغن آفتابگردان، روغن مغزهای خوردنی مخلوط کرده و به فروش می رسانند و این کار با توجه به اینکه روغن های حیوانی در بسته های استاندارد به بازار عرضه نمی شوند، کار بسیار ساده ای است.

مورد دیگر تقلب در روغن، مخلوط کردن روغن دنبه و پیه به روغن های حیوانی و حتی روغن های گیاهی است.

 

 

تقلب در عسل

 عسل  طبیعی حاصل از زنبور دارای بهای بالایی است و برعکس موادی مانند گلوکز مایع که از کارخانه های نشاسته و گلوتن به دست می آید، به مراتب ارزان تر می باشد که این ماده دارای ویژگی های ظاهری کم و بیش شبیه عسل است. به همین جهت افراد سودجو گلوکز مایع را با مقداری اسانس عسل، موم و رنگ مخلوط کرده و به جای عسل به بازار عرضه می دارند.

تقلب در عسل ممکن است با اضافه کردن شکر و گلوکز مایع به مقداری عسل طبیعی انجام گیرد.

نوع دیگر تقلب در عسل به این ترتیب صورت می گیرد که زنبور داران در اطراف لانه ی زنبور، مقداری شکر، شیره ی خرما ، شیره ی انگور  یا شیره ی سایر میوه های شیرین را قرار می دهند.


تاریخ : سه‌شنبه 26 خرداد 1394
بازدید : 222
نویسنده : sina95

 .اما این بیماری در طب سنتی تعریف ساده ای دارد و به همین دلیل درمان هم دارد و حتی می توان گفت درمان بسیارساده ای هم دارد.

ام اس سردی بروز کرده در مغز و اعصاب است و باید با گرمی آن را درمان کرد،البته این تعریف ساده به معنی این نیست که طول درمان ام اس مثل یک سرما خوردگی است ولی در طول 4 تا 6 ماه درمان با این روش های ساده پیشرفت های چشمگیری در بیماران مشاهده می شود:
ساده ترین روش های درمان مصرف گرمی ها و به خصوص مواد زیر است:

1- انجیر؛ شبی هفت عدد انجیر خیس خورده دریک لیوان آب که هم آب هم انجیر خورده شود

2- زیتون؛ هفت عدد زیتون صبح ناشتا و هفت عدد زیتون شب دو ساعت بعد از شام (زیتون شور غیر کارخانه ای)

3- چرب کرد مواضعی که دچار ضعف حسی و حرکتی شده اند با روغن زیتون بودار

4- پرهیز از بوهای سرد و بوهای صنعتی به همراه داشتن عطر گل محمدی و استشمام مداوم آن بسیار سودمند است

5- استفاده از ملین ها و هضم کننده ها برای سالم نگه داشتن دستگاه گوارش

6- ،پژوهش های انجام شده در امریکا نشان میدهد که هفته ای یک قاشق مربا خوری زعفران می تواند به درمان بیماری ام اس کمک زیادی کند این، دانشمندان موفق به کشف ماده‌ای در زعفران شده‌اند که در درمان بیماریها، بویژه درمان بیماری ام اس و تصلب شرایین موثر است.ماده درمانگر زعفران که کروسین نام دارد در حفاظت از سلولهای مغزی نقش دارد و مانع آسیب به سلولهای مغزی می‌شود که چربی تولید می کنند.چربی تولیدی در سلولهای مغز، همانند عایق و روکش در اطراف اعصاب مغز عمل می کند. در بیماری ام اس، به دلیل تورم سلولهای مغزی این عایق محافظتی از بین می رود.بر‌ اساس یافته‌های محققان، مصرف زعفران که حاوی کروسین است، می‌تواند تورم و فشار سلولی را که منجر به از بین رفتن عایق و تصلب شرائین در مغز می‌شود را تا حد زیادی در بیماران مبتلا به ام اس را کاهش دهد.نتایج این پژوهش که در نشریه ایمونولوژی امریکا به چاپ رسید، که امیدهای تازه ای را در جهت تولید داروهای جدید برای درمان بیماری ام اس به همراه داشته است.

7-بر اساس مطالعات انجام شده توسط دانشمندان و متخصصان طب سنتی .سلامتی بیماران مبتلا به "ام اس” با گیاه جین سنگ .. قابل کاهش و درمان میباشد.ترکیبات شیمیایی: این گیاه دارای گلوکوزیدهای استروئیدی به نام پاناکیلون، یک ساپونین به نام پاناکسوزید یا پاناکسین، مواد صابونی، یک اسانس روغنی فرار به نام پاناسین و یک هورمون و ویتامین B و ویتامین D، ترکیبات استیلنی، استرول ها و سرانجام یک گلوکوزید به نام جینسینگ می باشد. علاوه بر این جینسنگ سرشار از ویتامین‌های A ، B6 و فلز روی است. که این گیاه در درمان و کاهش بیماری ام اس کمک شایانی میکند..

8-روزی یک مشت در روز گیاه خرفه در درمان ام اس: یکی دیگر از این درمان ها "گیاه خرفه” است. این گیاه به دلیل داشتن منیزیم به تنهایی بیماری MS را درمان می کند. چون مقدار منیزیم آن بسیار بالا است که 375 میلی گرم منیزیم دارد ، این کمپلکس های ایمنی دستگاه ایمنی بدن را تحریک کرده تا به بدن حمله کند که منجر به آسیب رساندن به بافت ها می شود.
9-یکی از گیاهان برای درمان "ام اس” که تا 90 درصد بهبودی را ایجاد کرده است، یک مشت در روز گیاه گزنه می باشد.خوردن گیاه خشک گزنه میتواند در درمان ام اس بسیار موثر باشد و هروز یک قاشق چایخوری در اب میوه بریزید و میل کنید.. ، و همچنین استفاده روزانه مبتلايان به ام . اس از گياه شاهدانه موجب كاهش لرزش هاي ناشي از اين بيماري مي شود و اثرات درماني نسبتا مفيدي دارد به بيماران توصيه میکنم كه اين گياه را بو نداده با آب مخلوط كرده و مصرف كنند شاهدانه مي تواند در كاهش لرزش های ناشی از این بیماری بسیار موثر باشد .

10-بیماری ام اس با کندر قابل درمان است، براساس آخرین تحقیقات انجام شده برروی گیاه کندر مشخص شد که روزی 5 عدد از این گیاه قابلیت درمان بیماری ناعلاج ام اس را دارد.هم اکنون درآلمان از این دارو برای درمان بیماری ام اس و همچنین درمان سرطان مغزو جلو گیری از خونریزی روده استفاده می کنند،با توجه به اینکه عوارض التهابی در سلول های مغز علت اصلی بیماری ام اس شناخته شد به گونه ای که باعث خونریزی و التهاب در مغز بیماران میشود، به همین دلیل از گیاه کندر برای مهار پروستو گرانیت ها لونکوترین التهابات مغز استفاده شود که به درمان بیماری ام اس کمک زیادی میکند،همانطور که میدانیم هم اکنون بیماران ام اس با داروهای اینترفرون درمان می شوند که به خاطر هزینه های سنگین آن بسیاری از بیماران در رنج هستند بنابراین میتوانیم از گیاه کندر درقالب کپسول در این بیماران استفاده شود.

11-گیاه‌درمانی در بیماری ام اس ..*یکی از میوه هایی موثر که در این زمینه توانسته درمان کننده خوبی باشد آناناس است. این میوه به خاطر داشتن آنزیم های پانکرناتین ملامین، مولکول های پروتئین را شکسته ونشان میدهد این آنزیم ها علاوه برخاصیت ضدالتهابی ، به کاهش میزان کمپلکس های ایمنی در گردش خون کمک می کند.بالا بودن میزان این کمپلکس ها در گردش خون در بیماریهای خودایمنی چون MS دیده میشود. آناناس با توجه به این آنزیم مانع این حمله میشود.
*بر اساس مطالعات انجام شده توسط متخصصان خارجي ..

راز سلامتی بیماران "ام اس” با سه گیاه شفادهنده :خرفه،گزنه،کندر.
1-گیاه معجزه گر خرفه در درمان ام اس: یکی دیگر از این درمان ها "گیاه خرفه” است. این گیاه به دلیل داشتن منیزیم به تنهایی بیماری MS را درمان می کند. چون مقدار منیزیم آن بسیار بالا است که 375 میلی گرم منیزیم دارد ، این کمپلکس های ایمنی دستگاه ایمنی بدن را تحریک کرده تا به بدن حمله کند که منجر به آسیب رساندن به بافت ها می شود.
2-یکی از گیاهان برای درمان "ام اس” که تا 90 درصد بهبودی را ایجاد کرده است، گیاه گزنه می باشد.خوردن گیاه خشک گزنه میتواند در درمان ام اس بسیار موثر باشد و هرروز یک قاشق چایخوری در اب میوه بریزید و میل کنید..
3- استفاده روزانه مبتلايان به ام . اس از گياه شاهدانه موجب كاهش لرزش هاي ناشي از اين بيماري مي شود و اثرات درماني نسبتا مفيدي دارد به بيماران توصيه میکنم ؛یک قاشق چایخوری از این گياه را بو نداده با آب مخلوط كرده و مصرف كنند شاهدانه ميتواند در كاهش لرزش های ناشی از این بیماری بسیار موثر باشد .
4*بیماری ام اس با کندر قابل درمان است، براساس آخرین تحقیقات انجام شده برروی گیاه کندر مشخص شد که این گیاه قابلیت درمان بیماری ناعلاج ام اس را دارد.هم اکنون درآلمان از این دارو برای درمان بیماری ام اس و همچنین درمان سرطان مغز و جلو گیری از خونریزی روده استفاده می کنند،با توجه به اینکه عوارض التهابی در سلول های مغز علت اصلی بیماری ام اس شناخته شد به گونه ای که باعث خونریزی و التهاب در مغز بیماران میشود، به همین دلیل از گیاه کندر برای مهار پروستو گرانیت ها لونکوترین التهابات مغزاستفاده شود که به درمان بیماری ام اس کمک زیادی میکند ،همانطور که میدانیم هم اکنون بیماران ام اس با داروهای اینترفرون درمان می شوند که به خاطر هزینه های سنگین آن بسیاری از بیماران در رنج هستند بنابراین میتوانیم از گیاه کندر درقالب کپسول در این بیماران استفاده شود.

غذاها مضر در این بیماران : پرهیز از تخم مرغ ها ، محصولات لبنی- بستنی- ترشی-تمر هندی-ماهی- فلفل- دارچین- زنجفیل- زیره- سرکه- چای- قهوه- سوسیس - کالباس نسکافه- کاکائو- بادمجان- فست فود- برنج سفید-مواد غذایی کنسرو شده- ترک سیگار –- گوشت گاو و شتر – غذاهای سرخ کرده. از غذاهای مزاج سرد استفاده نکند.

غذاهای مفید در این بیماران: مصرف آلو خشك ، آب زرشك ، تمشك، انجیر- زیتون- بادام- کنجد- گردو- پسته- فندق- انگور- کشمش آفتابی--به ،غذاهای آب پز،و دیگر گیاهان دارای منیزیم چون دانه خشخاش،لوبیا چشم بلبلی ،اسفناج. - عسل، سبزی های تازه، نخود، چغندر، حبوبات، آجیل خام، این مواد غذایی میتواند در درمان این بیماری موثر باشند وبرای تقویت مفاصل خوردن هفته ای 3 بار پاچه گوسفند براي بيماران ام . اس توصيه میشود

نکته: افراد زیادی مبتلا به این بیماری، در حال حاضر به لطف خدا و با همین روش ها گیاهی و توصیه های ذکر شده ،درمان و روی پای خودشان راه می روند و حتی از حالت فلجی نیز خارج شدند و بهبود پیدا کردند.دوستان عزیز، لطفا در مصرف موارد فوق زیاده رویی نکنید، میتوانید مقدار مصرف روزانه خود از این گیاهان را با پزشک مربوطه در میان بگذارید،


تاریخ : سه‌شنبه 26 خرداد 1394
بازدید : 188
نویسنده : sina95

 مکمل گیاهی در دو شکل شربت و سافت ژل برائ مصرف بیماران تهیه و ارائه خواهد شد. بیماران بە مدت ۶ ماه تحت درمان و ارزیابی‌های کلینیکی و پاراکلینیکی و شاخص‌های بین المللی قرار گرفتند کە نتایج بدست آمده موفقیت آمیز بود. اثرات ضد التهابی و درمانی این روش مداخله، می‌تواند خواص پیشگیرانه و شفابخش در بیماران مبتلا بە MS را داشته باشد. این مکمل گیاهی، خوراکی بوده و همراه با داروهای مرسوم استفاده می‌شود و بە مرور داروهای بیمار با صلاحدید پزشک می‌تواند تعدیل شود. این طرح برائ اولین بار درجهان بشماره ثبت اختراع ۷۶۷۴۵ بە ثبت رسیده است. این داروی گیاهی کاملاً بی‌خطر و فاقد هرگونه عوارض جانبی و مدیریت تجاری این طرح بعهده تعاونی خدمات دانش بنیان تجهیزات پزشکی پیوند علم وصنعت است کە راهی تازه برائ درمان ام‌.اس بە شمار می‌رود.

ام. اس چیست؟

اسکلروز منتشره یا مالتیپل اسکلرزیس (Multiple Sclerosis، MS)، یک بیماری نسبتاً شایع با سبب ناشناخته و بدون درمان قطعی است کە منجر بە ناتوانی جسمی در سنین جوانی و میانسالی می‌شود. بیماری‌ام. اس در اثر تخریب غلاف میلین ایجاد می‌شود. میلین غلافی است کە ‌فیبرهای عصبی را احاطه می‌کند و در انتقال سریع امواج عصبی نقش بسیار مهمی دارد. در حالت طبیعی با وجود این غلاف امواج عصبی بە سرعت منتقل شده و سبب توانایی بدن در ایجاد حرکات هماهنگ و موزون می‌شوند. در بیماری‌ام. اس این غلاف عصبی بە تدریج تخریب می‌شود و بدین ترتیب امواج عصبی از مغز بە خوبی منتقل نمی‌شود و علایم مختلف بیماری‌ام. اس ظاهر می‌شود. این بیماری مسری نبوده و از دسته بیماری‌های ارثی هم محسوب نمی‌شود، اما نقش ژنتیک در ایجاد آن تایید شده است. در حال حاضر هیچ درمان قطعی برائ این بیماری وجود ندارد اما شیوه‌های درمان موجود در تغییر سرعت روند بیماری مؤثر می باشند.

چهارعاملی کە‌ام. اس را تشدید می‌ کنند

متخصصان، عوامل مختلفی را در تشدید‌ام. اس موثر می‌دانند کە دکتر «رویا ابوالفضلی» متخصص بیماری‌های مغز و اعصاب (نورولوژی) در این باره چهار سبب مهم را در تشدید این بیماری موثر می‌داند:

 ۱- گرمای محیط بە خصوص اگر همراه با رطوبت باشد، می‌تواند بسیار آزار دهنده باشد. گرمای بسیار می‌تواند ضعف عضلانی شدید ایجاد کند، گرچه بعضی بیماران‌ام. اس بوسیله گرما اذیت نمی‌شوند و ممکن است از حمام گرم لذت ببرند. باید بدانیم کە حتی افزایش مختصر درجه حرارت مرکزی بدن می‌تواند توسط فرد تحمل نشود و او را دچار مشکل نماید. قبل از تماس با گرمای بسیار، تا وقتی نمی‌دانید کە چگونه واکنش نشان خواهید داد، بسیار مراقب خود باشید. وارد وان داغ یا سونا نشوید، مگر کسی نزدیک شما باشد کە در صورت نیاز شما را خارج بکشد. اگر متوجه بد‌تر شدن علایم و نشانه‌ها در اثر گرما شدید، تنها چند ساعت خنک شدن شما را بە حالت طبیعی برمی گرداند. شایع‌ترین علایم ایجاد شده در اثر گرما در بیماران مبتلا بە‌ام. اس، ضعف و تاری دید است. هر عاملی کە دمای مرکزی بدن را افزایش دهد، سبب تشدید علایم بیماری و یا ظاهر شدن علایم تازه می‌شود. سبب این امر، این است کە انتقال امواج عصبی، شدیدا نسبت بە افزایش درجه حرارت حساس است.

 ۲- استرس‌های روحی و جسمی، چه بە‌صورت مزمن و چه بە صورت حاد و ناگهانی می‌توانند سبب تشدید بیماری شوند. چنانچه مطالعات نشان می‌دهند، در زمان تحمل استرس وقوع حملات بیماری دو برابر بیشتر از شرایط معمول است. بە نظر می‌رسد استرس‌ها سبب آزاد شدن موادی در بدن می‌شوند کە این مواد از طریق تاثیر روی سیستم ایمنی می‌توانند بیماری را متاثر سازند.

 ۳- خستگی، هم علامتی از بیماری‌ام. اس است و هم عامل تشدید کننده آن و با خستگی معمولی تفاوت‌هایی دارد؛ بە طور مثال اینکه شدت این خستگی بیشتر از یک خستگی معمولی است. معمولا در اوایل روز (صبح) احساس می‌شود و بە تدریج در طول روز شدت می‌یابد و اغلب با یک استراحت کوتاه مدت ساده برطرف نمی‌شود. این خستگی بە سبب اثرات مخرب بیماری روی سلول‌های عصبی حرکتی و حسی ایجاد می‌شود و لذا منطقی است کە در نتیجه آن تمامی علایم بیماری تشدید یابند یا علامتی تازه ایجاد شود. شایع‌ترین عوامل ایجاد‌کننده خستگی عبارتند از: گرما و رطوبت، غذای سنگین، آلرژی غذایی، فعالیت بسیار، سیگار، گرسنگی و افت قند خون‌و استرس‌ها.

 ۴- مطابق آمار موجود ۱۰ تا ۱۵ درصد اشخاص مبتلا بە ‌ام‌‌.اس، آغاز بیماریشان را پس از ضربه بە مغز یا نخاع ذکر می‌کنند و ۵۰ درصد آنان شدت حملات را بە ضربه نسبت می‌دهند. بە نظر می‌رسد کە ضربه سبب ایجاد تغییراتی در نسج مغز یا نخاع می‌شود کە با توجه بە آسیب‌های قبلی ناشی از خود بیماری در این محل‌ها، علایم تازه ایجاد می‌شوند.

افزایش ۴۰ درصدی تعداد مبتلایان بە‌ام .اس

به گفته رئیس انجمن مغز و اعصاب ایران، آمار مبتلایان‌ام.اس از ۵۱. ۹ در ۱۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۰۹ میلادی بە ۷۳ در ۱۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۱۱ میلادی افزایش یافته است کە نشان‌دهنده افزایش ۴۰ درصدی مبتلایان بە این بیماری است. دکتر حسین پاکدامن با بیان اینکه باید استراتژی‌های درمان را در حوزه «ام اس» بەبود ببخشیم، افزود: بە گزارش وزارت بهداشت سالانه بیش از ۲۰۰ میلیون هزینه دارو‌ها و درمان این بیماری می‌شود و مسئله نگران کننده این است کە تنها بیش از نیمی از بیماران تحت درمان می باشند.

یکی دیگر از اهمیت‌های توجه بە این بیماری این است کە «ام. اس» شایع‌ترین سبب ناتوانی در جوانان است کە هم در زندگی فردی و هم زندگی اجتماعی آن‌ها تاثیرگذار است و تنها مشکل فرد نبوده و مشکل خانواده وی و اجتماع نیز هست. پاکدامن در ادامه با اشاره بە افزایش مبتلایان بە‌ام. اس در تمام جهان اظهار کرد: ‌ در سال قبل در آمریکا آمار ابتلا بە‌ام. اس ۵۴ تا ۸۴ در ۱۰۰ هزار بوده است کە نشان می‌دهد ۳۵۰ هزار نفر در این کشور مبتلا شده‌اند کە امسال این آمار بە ۱۱۷ در ۱۰۰ هزار نفر رسیده است.

رئیس انجمن مغز و اعصاب ایران با بیان اینکه این بیماری در حال حاضر تبدیل بە اپیدمی شده است، افزود: بیماری‌ام اس از ۱۵۰ سال پیش کە توسط یک پزشک فرانسوی کشف شد، بیماری نادری بوده، اما اکنون بعد از ۱۵۰ سال کە هنوز سبب و درمان قطعی آن مشخص نشده است، بە یک بیماری شایع در میان جوامع تبدیل شده است. در حال حاضر در ایران طی دو دهه اخیر نورولوژیست‌ها برائ بیماری ‌ام‌.اس اهمیت ویژه‌ای قائل شده و مقالات و کارهای تحقیقاتی بسیاری را ارائه کرده‌اند کە نشان می‌دهد سطح مقالات ما هم در منطقه و هم در جهان بسیار خوب است.


باز بازنشر: پرتال خبری ممتاز نیوز www.momtaznews.com


تاریخ : سه‌شنبه 26 خرداد 1394
بازدید : 302
نویسنده : sina95

 

گیاه‌درمانی,گیاه‌درمانی در ام اس

 

در این مقاله سعی بر آن داریم تا با معرفی چند گیاه دارویی بهبودگر در زمینه بیماری ام اس با آثار درمانی و نحوه مصرف آنها آشنا شویم.


با وجود اینکه در جهان مدرن و پیشرفته امروزی تاکنون دارو و ماده موثر‌ی جهت درمان کامل و قطعی بیماری ام اس کشف نشده است اماعلم پزشکی توانسته در شناخت و تولید داروها و مواد موثره مرتبط با کاهش روند پیشرفت این بیماری گامهای بلندی بردارد. اکثر روش‌های درمانی توانسته‌اند به کاهش علائم این بیماری کمک کنند و به جهت همین ناامیدی از درمان قطعی این بیماری است که آمارها نشان داده اند که اکثر افراد مبتلا به بیماری ام اس در سراسر جهان به طب مکمل و جایگزین رو آورده‌اند.

 

در این مقاله سعی بر آن داریم تا با معرفی چند گیاه دارویی بهبودگر در زمینه بیماری ام اس با آثار درمانی و نحوه مصرف آنها آشنا شویم. لازم به ذکر است که همیشه پیش از استعمال این سری گیاهان دارویی، قبل از قطع استفاده از دارو و یا اضافه کردن یک درمان جدید برای رژیم درمانی با پزشک خود مشورت کنید. برخی از گیاهان دارویی، مکمل‌ها و درمان‌های جایگزین هنگامی که در زمان و به روش صحیح مصرف نگردند و یا به تداخلات دارویی آنها توجهی نگردد می‌توانند عوارض شدید و غیر قابل برگشتی را به‌دنبال داشته باشند .


گیاه غافث
در حال حاضر از این گیاه جهت درمان طیف وسیعی از بیماریها استفاده می‌گردد اما باید به این نکته توجه شود که دارای گونه‌های مختلفی بوده که هر کدام دارای خواص درمانی مستقلی هستند. مطالعات و تحقیقات اخیر در مورد گیاه غافث منجر به کشف خواص ضدویروسی، آنتی‌اکسیدانی، خواص ضدالتهابی و افزایش سوخت و ساز بدن شده است. امروزه تحقیقات بشر در مورد این گیاه معطوف خواص درمانی مرتبط با بیماری MS شده است‌. هرچند که تحقیقات عملی بر روی انسانها امکان پذیر نبوده است اما نتایج کنونی تحقیقات انجام شده، گویای کاهش علائم و نشانه های MS در افراد مبتلا به این بیماری است.

مقدار و دستور مصرف: 3-6 گرم از گیاه را همراه با مقداری آب جوشانده و مصرف گردد. همچنین می توان از فرآورده های معادل این گیاه استفاده کرد.

احتیاط دارویی: در صورت مصرف مقادیر زیاد این گیاه به علت وجود ترکیبات تانن دار، باعث اختلالات گوارشی و یبوست می گردد.  مقادیر بالای استعمال این گیاه دارای تداخل مصرف با داروهای بالا یا پایین آورنده فشار خون و داروهای ضد انعقاد خون است. در دوران بارداری و شیردهی در مقادیر زیاد مصرف نشود.


بوزیدان
این گیاه دارویی به نامهای مختلفی شناخته می‌شود که از جمله رایج‌ترین این نامها می‌توان به جینسینگ هندی و آسانا اشاره کرد. نوع خاصی از گیاه توت می‌باشد. از ریشه و عصاره آن جهت درمان دردهای مزمن، رفع خستگی و التهاب‌، فرو نشاندن استرس و اضطراب استفاده می‌شود. تحقیقات اخیر در مورد این گیاه پیرامون درمان بیماران عصبی و کاهش علائم بیماری MS نتایج بسیار امیدوارکننده‌ای به همراه داشته است. مهمترین اثری را که برای آن برشمرده‌اند خاصیت ضدفراموشی این گیاه است.

 

طبع بوزیدان گرم و خشک است و باید حتماً زیرنظر پزشک مصرف شود.  در ایران به اشتباه به ریشه گیاه پنیرباد که در منطقه سیستان و بلوچستان می‌روید و از آن به عنوان مایه پنیر استفاده می‌کنند بوزیدان می‌گویند در حالیکه بوزیدان و پنیرباد دو گیاه کاملاً متفاوت و مستقل از یکدیگر می‌باشند.

مقدار و دستور مصرف: 5 گرم از ریشه خشک شده این گیاه را در یک لیوان آب جوشانده و همراه کمی عسل میل شود. داروهای فرآوری شده از این گیاه در بازار موجود می‌باشد که توصیه می‌شود جهت مصرف از آنها استفاده گردد.

احتیاط دارویی:  مصرف مداوم و زیاد ریشه این گیاه برای فعالیت بیضه‌ها مضر است. مصرف این گیاه در دوران بارداری و شیر دهی توصیه نمی‌گردد.

 

 گیاه‌درمانی,گیاه‌درمانی در ام اس

 ریشه و برگ گیاه قاصدک
در طب کره ای از قاصدک برای افزایش انرژی و حفظ سلامت عمومی بدن استفاده می‌کنند و این در حالی است که طب غربی، همچنین طب عربی از آن برای درمان اختلالات گوارشی و بیماریهای پوستی استفاده می‌کنند. این گیاه به‌طور وحشی در چمنزار‌ها، مزارع یونجه، اراضی مرطوب کنار نهرها مراتع و زمین‌های بایر در نواحی معتدل می‌روید. گیاه قاصدک گیاهی است بی‌بو، خیلی کوچک و کوتاه‌تر از 40 سانتی‌متر که شیرابه یا مایع سفیدی ترشح می‌نماید. گاهی از گیاه قاصدک به عنوان علف هرز مزارع، چمن‌زارها و دشت‌های اطراف شهرها یاد می‌شود.

 

ولی این شاید به معنی عدم‌ آگاهی بشر از خواص مهم آن باشد. گیاه قاصدک، یک غذای مغذی است. در بهار برگ‌های جوان آن را مانند سبزی چیده و استفاده می‌کنند چون برگ‌ها تلخ است باید با ترشی آب‌لیمو و یا سرکه در سالاد مصرف شود. برگ‌های این گیاه حاوی مقادیر قابل توجهی از ویتامین‌های A, C, D و گروه B، همچنین آهن، منیزیم، روی، پتاسیم، منگنز، مس، کولین، کلسیم، بور و سیلیکون است.

ریشه این گیاه را در اواخر زمستان یا اوایل بهار از خاک بیرون آورده و خشک کرده، مصرف می‌نمایند. ریشه گیاه حاوی اینولین و اسانس روغنی فرار و اسیدهای چرب (میریستیک اسید)، کاروتنوئیدها، ویتامینA، موسیلاژ و پکتین است. در سراسر دنیا قاصدک برای درمان انواعی از بیماری‌های کبدی و کیسه صفرا استفاده می‌شده است. از دیگر موارد مصرف سنتی ریشه و برگ گیاه، درمان بیماری‌های پستان، احتباس مایعات، اختلالات گوارشی، درد مفاصل، تب و بیماری‌های پوستی را می‌توان نام برد.

 

امروزه به دلیل محتوی بالای مواد مغذی، ‌برگ‌های گیاه به طور گسترده‌ای به عنوان مکمل غذایی برای خانم‌های باردار توصیه می‌شود. تحقیقات و آزمایشات اخیر بر روی این گیاه نشان داده‌اند که گیاه می‌تواند خستگی و ضعف بدنی را کاهش دهد و موجب بالا بردن سطح سیستم ایمنی بدن شود. این تحقیقات همچنین منجر به کشف خواص آنتی اکسیدانی و ضد التهابی این گیاه شده است. قاصدک توانسته امروزه نظر متخصصین را در مورد کشف داروهایی جهت درمان و کاهش علائم بیماری MS را به خود جلب کند که دلیل آن را طیف وسیعی از مواد موثر گیاهی موجود در آن دانسته اند.

مقدار و دستور مصرف: ریشه‏های گیاه قاصدک می‏توانند به عنوان قهوه بدون کافئین مورد استفاده قرار گیرند. برای این‏کار باید آنها را خشک کنید، سپس آنها را آسیاب کرده و مثل قهوه از آن استفاده کنید. 2 تا 8 گرم از ریشه خشک‌شده گیاه را سه بار در روز برای مدت 3 روز متوالی می توان استفاده و پس از آن یک هفته وقفه در مصرف این گیاه انداخته و مجداداً مصرف گردد. همچنین برگ‌های این گیاه  را می‌توان در سالاد و یا به صورت پخته شده استفاده کرد.

احتیاط دارویی: ریشه و برگ‌های قاصدک کاملا بی‌خطر بوده، بدون هیچ‌گونه اثرات جانبی یا خطرهای احتمالی به‌جز واکنش‌های آلرژیک که به ندرت بروز می‌کنند. به هر حال با توجه به اثر ریشه قاصدک بر ترشح صفرا، کمیسیون مصرف دارو آلمان  مصرف این گیاه دارویی توسط کسانی که به انسداد مجاری صفراوی یا دیگر بیماری‌های خطرناک کیسه صفرا مبتلا هستند را ممنوع کرده است و کسانی که سنگ کیسه صفرا دارند،‌ فقط تحت نظر پزشک می‌توانند از این گیاه استفاده کنند.

 

ریشه قاصدک می‌تواند باعث افزایش ترشح اسید و از این طریق تشدید درد ناشی از زخم گوارشی شود.  افراد با آلرژی شناخته شده به گیاهان خانواده کاسنی، مانند بابونه و بومادران باید این گیاه را با احتیاط مصرف کنند. تداخل دارویی شناخته شده‌ای با قاصدک وجود ندارد. اما بر اساس ‌آن‌چه ما درباره اثرات ریشه گیاه می‌دانیم ممکن است وقتی همراه با داروهای دیورتیک، انسولین یا داروهای خوراکی پایین‌آورنده قند خون استفاده شود، تا حدی خطرناک باشد.

 

به علاوه در کسانی‌که داروی لیتیوم می‌گیرند، باید دیورتیک‌های گیاهی مانند برگ قاصدک را فقط زیر نظر پزشک مصرف کنند، زیرا با مصرف این دارو دهیدراتاسیون احتمالی، ممکن است خطرناک باشد. بی‌خطری گیاه در بچه‌های کم‌سن و سال، خانم‌های حامله یا شیرده و کسانی‌که بیماری‌ شدید کبدی یا کلیوی دارند ثابت نشده است.


بابونه
بابونه گیاهی است که قرن ها از آن به صورت استعمال خارجی و خوراکی جهت درمان بیماریهای پوستی، بی‌خوابی و اضطراب، ناراحتی های معده، اسهال و... استفاده می‌شود. گیاه بابونه به عنوان یک گیاه آنتی‌اکسیدان و ضد‌باکتری و مطرح است. همچنین توانایی این گیاه در کند کردن رشد تومورهای سرطانی نیز در حال تحقیق و بررسی است.  در سالهای اخیر تحقیقات زیادی در مورد اثرات دارویی این گیاه برای درمان و کاهش علائم بیماری MS صورت گرفته است و نتایج امیدوارکننده‌ای نیز به همراه داشته است اما به هر حال باید پذیرفت از آنجا که انجام آزمایشات بالینی بر روی انسانها امکان پذیر نمی‌باشد روند این تحقیقات و آزمایشات زمانبر است.

مقدار و دستور مصرف: دم کرده این گیاه،2  تا 3 بار در هفته میل گردد.

احتیاط دارویی: از مصرف مداوم و زیاد دم‌کرده این گیاه پرهیز شود. قبل از مصرف حتماً با پزشک معالج مشورت گردد. مصرف این گیاه در دوران بارداری و شیردهی توصیه نمی‌گردد.


تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 363
نویسنده : sina95

 1. پیشگیری از سرطان: تحقیقات نشان می‌دهد که ترکیبات آنتی‌اکسیدان انبه از سرطان‌های روده، سینه، خون و پروستات پیشگیری می‌کند. این ترکیبات شامل کرستین، ایزوکرستین، استراگالین، فیستین، اسید گالیک و متیل‌گالات و همچنین آنزیم‌های مختلف می‌باشد. 

2. کاهش کلسترول: محتوی بالای فیبر، پکتین و ویتامین C در انبه به کاهش کلسترول کمک می‌کند. 

3. پاکسازی پوست: هم داخلی و هم خارجی برای پوست قابل استفاده است. انبه منافذ بسته شده پوست را باز کرده و جوش‌ها را از بین می‌برد. 

4. سلامت چشم: یک فنجان انبه خرد شده 25 درصد از میزان موردنیاز روزانه از ویتامین A را فراهم می‌کند که به بهبود بینایی کمک کرده و از شب‌کوری و خشکی چشم جلوگیری می‌کند. 

5. قلیایی کردن کل بدن: اسید تارتاریک، اسید مالیک و کمی اسید سیتریک موجود در این میوه به حفظ ذخیره قلیایی بدن کمک می‌کند. 

6. کمک به دیابتی‌ها: انبه به تنظیم سطح انسولین در خون کمک می‌کند. در یک داروی خانگی سنتی برگ‌های آن را در آب جوشانده، شب تا صبح در آب خوابانده و بعد جوشانده را صبح مصرف می‌کردند. انبه همچنین شاخص گلیسمی پایینی دارد (60-41) به همین علت مصرف متوسط از آن سطح قندخون را بالا نخواهد برد. 

7. افزایش قوای جنسی: انبه منبع بسیار خوبی از ویتامین E می‌باشد. بااین حال ارتباط خوب بین میل جنسی و ویتامین E ابتدا با یک کلیت‌بخشی اشتباه روی تحقیقات بر روی موش‌های آزمایشگاهی ایجاد شد و تحقیقات بیشتر نشان داده است که مقدار متعادل از آن در این زمینه مفید است. 

8. تقویت گوارش: پاپایا تنها میوه‌ای نیست که حاوی آنزیم‌هایی است که پروتئین را تجزیه می‌کنند. میوه‌های زیادی مثل انبه نیز هستند که این خاصیت مفید را دارند. فیبر موجود در انبه همچنین به هضم و دفع غذا کمک می‌کند. 

9. کمک به دفع گرما: گرفتن آب این میوه و مخلوط کردن آن با آب و شیرین‌کننده به خنک کردن بدن و جلوگیری از آسیب رسیدن به آن کمک می‌کند. 

10. تقویت سیستم ایمنی بدن: میزان بالای ویتامین C و A در انبه به اضافه انواع مختلف کاروتنوئیدها سیستم ایمنی بدن شما را سالم و قوی نگه خواهد داشت. 

واقعیات و جزئیات 

• نسبت به همه میوه‌ها در سراسر جهان، میزان مصرف انبه تازه از سایر میوه‌ها بیشتر است. 
• این میوه متعلق به 4000 سال پیش بوده است. 
• این میوه با گیاهان دیگری مثل پسته و بادام‌هندی هم‌خانواده است. 
• این میوه که بیشتر در هند رشد کرده و مصرف می‌شود، به "سافدا" (safeda) معروف است. 
• انبه 1000 نوع مختلف دارد. 

ارزش غذایی 

یک فنجان (حدود 225 گرم) انبه حاوی مواد زیر است: 
• 105 کالری 
• 76 درصد ویتامین C (آنتی‌اکسیدان و تقویت‌کننده سیستم ایمنی) 
• 25 درصد ویتامین A (آنتی‌اکسیدان و تقویت‌کننده بینایی) 
• 11 درصد ویتامین B6 به اضافه سایر ویتامین‌های B (کمک به عملکرد مغز و پیشگیری از بیماری‌های قلبی) 
• 9 درصد فیبر سالم پروبیوتیک 
• 9 درصد مس (مس یک کوفاکتور برای آنزیم‌های مهم جهت گلبول‌های قرمز خون می‌باشد) 
• 7 درصد پتاسیم (برای متوازن کردن مصرف بالای سدیم) 
• 4 درصد منیزیم 

احتیاطات 

• اگر به پلاستیک خام حساسیت داشته باشید، این احتمال وجود دارد که به انبه و به‌ویژه انبه کال هم حساسیت بدهید. این واکنش به خاطر وجود اسیدآناکاردیک است. 
• پوست و عصاره انبه حاوی اوروشیول است، ماده‌شیمیایی موجود در پیچک سمی امریکایی و سماق سمی که می‌تواند در برخی افراد ایجاد حساسیت کند. 
• برخی دلالان و فروشندگان برای رسیده کردن انبه از کاربید کلسیم استفاده می‌کنند که ممکن است مشکلات جدی برای سلامتی ایجاد کند، به همین دلیل بهتر است از انبه ارگانیک استفاده کنید. اگر انبه خریداری شده شما ارگانیک نیست، قبل از مصرف خیلی خوب آن را بشویید یا یک شب در آب خیس کنید. 


تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 367
نویسنده : sina95

 آیا می دانستید خوابیدن در طول روز موجب افزایش شدت گرفتگی صدایتان می شود و خوابیدن اوضاع شما را وخیم تر خواهد کرد؟

 

 یک کارشناس طب سنتی با بیان اینکه خواب روز گرفتگی صدا را تشدید می‌کند توصیه‌هایی برای رفع گرفتگی صدا عنوان کرد.

سید جواد علوی درباره تدابیر رفع گرفتگی صدا اظهار داشت: در رفع گرفتگی صدا افراد باید از مصرف گوشت گاو و گوساله, غذاهای تند, غلیظ, بسیار شور, بسیار ترش, چرب,و سرخ کرده پرهیز کنند.

وی گفت: مصرف نوشیدنی‌های گازدار و مواد غذایی که مولد بخار و گاز در بدن می‌کنند مانند شاهی, گردو, پنیر کهنه, سیر و پیاز خام, میوه‌های تر مانند هندوانه, آب یخ, قهوه, کاکائو و غذاهای آماده, بیات و مانده و غذاهای کارخانه‌ای برای انواع گرفتگی صدا مضر است.

خواب بیش از حد گرفتگی صدا را تشدید می‌کند

این کارشناس طب سنتی اضافه کرد: باید از پر خوری پرهیز شود همچنین این افراد از خوابیدن بیش از حد بپرهیزند به خصوص خواب روز؛ همچنین بلافاصله بعد از خواب نیز نخوابند چرا که همه این موارد در شدت گرفتگی صدا موثر است.

علوی افزود: این افراد نباید به پشت بخوابند و بهتر است که پیشانی آنها روی بالش قرار گیرد. اگر گرفتگی صدا همراه با تب باشد به حمام نروند.

ضرورت عدم مصرف آب سرد هنگام گرفتگی صدا

وی عنوان کرد: باید سر را از معرض هوای سرد دور نگه داشت, همچنین از مصرف آب سرد پرهیز کنند و در وقت تشنگی آب گرم و عسل مصرف کنند چرا که از آسیب رساندن به اعضای تنفسی جلوگیری می‌کند و آنها را نرم می‌کند.

پیاده روی آرام به رفع گرفتگی صدا کمک می‌کند

این کارشناس طب سنتی بیان داشت: پیاده روی آرام و نرمش‌هایی که پایین تنه را درگیر می‌کند مفید است چرا که ماده بیماری‌زا را از سمت سر به اندام‌های پایینی می‌کشاند.

علوی خاطرنشان کرد: چرب کردن کف دست‌ها با روغن گاو و گرم نگه داشتن آنها جلوی حرارت در هنگام ابتدای بیماری مفید است.


تاریخ : یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
بازدید : 272
نویسنده : sina95

 


 

به طور قطع یكى از امورى كه زمینه‏ساز سعادت و كمال انسان در دنیا و آخرت است، داشتن محیطى سالم و امن است، كه انسان بتواند در پناه آن، به تربیت جسم و جان خویش بپردازد و اصولاً یكى از وظائف مهم بشر كه حفظ جان است، جز با زیستن در محیط سالم و زیبا امكان‏پذیر نیست. بدین سبب شرط اولیه داشتن روحى سالم، جسم سالم است و جسم سالم نیز فقط زمانى حاصل مى‏شود كه انسان از محیط زیست طبیعى سالم و دلگشا بهره‏مند باشد. 
محیط زیست طبیعى سالم تأثیر شگرفى بر روح و روان آدمى دارد. محیط پاك و آراسته و خرّم، زندگى را شاداب و معطر مى‏سازد. شنیدن آواز روح‏بخش پرندگان، ترنم لطیف جویباران، آهنگ دلرباى چشمه‏ساران، صفاى سبز سبزه‏زاران، نسیم لطیف كوهستان، رقص دلنشین درختان و زیبایى شهر و دیار، همه و همه تأثیر اعجاب‏انگیزى بر زندگى و حیات انسان دارند. هر كسى از تماشاى چنین منظره‏هاى زیبایى احساس آرامش و نشاط كرده و امنیت و آسایش را در حیات خویش لمس مى‏كند. بر عكس، آسیب رساندن به محیط زیست و نابودى طبیعت باعث وارد آمدن صدمات و زیان‏هاى جبران‏ناپذیرى به بشریت مى‏شود. 
افسردگى و افزایش بیمارى‏هاى روحى و روانى انسان امروز بدون ارتباط به آسیب رساندن به محیط زیست نیست. هیچ كس نمى‏تواند منكر بشود كه تخریب محیط زیست تأثیر منفى بر شیوه رفتار آدمیان مى‏نهد، و اثرات ویرانگرى بر اخلاق فردى و جمعى جامعه بشرى بر جاى مى‏گذارد. 
آب و هوا، درختان و گیاهان، غذاها و میوه‏ها و به طور كلى طبیعت و محیط زیست نقش عظیمى در زندگى بشر دارند. 
سلامت محیط زیست بر هوش و استعداد و لیاقت‏هاى فردى اثر مى‏گذارد و میانه‏روى در اخلاق و منش متأثر از میانه‏روى در محیط زیست است. 
ساكنان مناطق معتدل كره زمین، داراى ویژگى‏ها و روحیه‏هاى خاص هستند كه مقایسه با جوامع ساكن در مناطق گرمسیر و سردسیر، از تفاوت بسیارى برخوردارند. 
محیط زیست افزون بر تأثیر در قد و قامت و چگونگى اندام ظاهرى، بر فكر و اندیشه و اعمال و رفتار انسان داراى تأثیر شگرف است.(1) 
قرآن‏كریم و روایات اسلامى فوائد بسیار آب، هوا، گیاهان و درختان را با تعبیرهاى بسیار دقیق و گاهى شگفت‏انگیز برشمرده‏اند و از تأثیر به سزاى آنها بر تن و روان آدمى سخن گفته‏اند. 
دانشمندان مسلمان و غیرمسلمان نیز با توجه به طبیعت، از تأثیر حیرت‏آور آن بر جسم و جان انسان سخن‏ها گفته و در مقایسه با جامعه‏هاى مختلف بشرى تأثیر فراوان طبیعت را بر اعمال و رفتار و فكر و اندیشه و نیز خصوصیات ظاهرى انسان، تبیین و تشریح كرده‏اند. از این‏رو، در این نوشتار برآنیم تا با ذكر برخى از آیات و روایات و گفتار دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان تأثیر محیط زیست طبیعى سالم بر انسان را مورد بررسى قرار دهیم. 

آثار روانى آب و هوا بر انسان از دیدگاه قرآن و روایات‏ 


در آموزه‏هاى اسلامى از تأثیر طبیعت در انسان به گونه‏هاى مختلف، سخن به میان آمده است، چنان‏كه قرآن‏كریم درباره اثر محیط زیست مى‏فرماید: «و البلد الطیب یخرج نباته باذن ربّه و الذى خبث لایخرج الاّ نكدا...؛(2) سرزمین پاكیزه، گیاهش به فرمان پروردگار مى‏روید؛ اما سرزمین‏هاى بدطینت و شوره‏زار، جز گیاه ناچیز و بى‏ارزش، از آن نمى‏روید.» 
از این آیه شریفه استفاده مى‏شود همان طور كه طبیعت و سرزمین پاك در رشد و پرورش بهینه گیاهان مؤثر است، در رشد و تكامل انسان نیز مؤثر مى‏باشد، و همان‏گونه كه از زمینهاى شوره زار، جز گیاهان بى ارزش نمى‏روید، محیط آلوده نیز تأثیر منفى و اثرات زیانبارى بر تربیت انسان دارد. 
براین اساس، امام على(ع) در مذمت اهل بصره مى‏فرماید: «اخلاق شما پست، پیمان‏هاى شما سست، سیره و روشتان دورویى و آب شهرتان شور(بدطعم) است.»(3) و در بیانى دیگر فرمود: خاك سرزمین شما بدبوترین خاكهاست؛ از همه جا به آب(سطح دریا) نزدیكتر و از آسمان دورتر است (منطقه پست و پایین) كه 9دهم بدیها در محیط شماست.(4) 
آب تأثیر شگرفى بر جسم و روح انسان دارد، به تعبیر قرآن‏كریم «مایه حیات» همه چیز آب است.(5) و به بیان امام صادق (ع) طعم آب، طعم زندگى است: از امام صادق (ع) در باره طعم آب پرسیدند، حضرت فرمود: «براى یادگرفتن بپرس، نه براى به دشوارى انداختن؛ طعم آب، طعم زندگى است.»(6) 
علامه مجلسى (ره) در تشریح این حدیث مى‏نویسد: «مراد از (طعم زندگى) این است كه طعم آب با سایر مزه‏ها قابل مقایسه نیست و از بالاترین وسایل براى ایجاد و بقاى حیات است؛ پس مزه آب، مزه حیات است.»(7) 
نگاه مسلمانان به آب، نگاهى سرشار از قداست و پاكیزگى و عظمت است، آب وسیله‏اى است كه زمینه ارتباط آنان با معبودشان را فراهم مى‏سازد. در شریعت اسلام هیچ‏كس نمى‏تواند به راز و نیاز با خدا بپردازد و در آستان مقدس او به نماز ایستد، مگر این كه با آب خود را شستشو دهد(8) و این شستشو با آب داراى خصوصیات ویژگى‏ه‏اى است كه اگر درست انجام شود، نام وضو و غسل به خود مى‏گیرد. 
هیچ مسلمانى نمى‏تواند به طواف خانه خدا بپردازد، جز آن كه زمینه آن را با آب فراهم آورده باشد و نیز تماس با خطوط قرآن‏كریم جایز نیست، مگر این كه قبلاً زلال آب تماس گرفته باشد. 
آب نه تنها جسم ظاهرى را شستشو مى‏دهد، بلكه حالتى روحى و روانى در انسان ایجاد مى‏كند و به او تقدس مى‏بخشد.(9) و زمینه‏ساز راه‏یافتن به حریم مقدسات دینى مى‏شود. 
قرآن كریم مى‏فرماید: «و انزلنا من السماء ماءً طهوراً؛(10) ما از آسمان، آبى طهور فرو فرستادیم.» 
مفسران در تشریح طهور گفته‏اند: طهور یعنى، بسیار پاكیزه كه خود به خود پاك است و غیر خود را پاكیزه مى‏كند، چرك را از جسم شستشو مى‏دهد و پلیدى‏هاى روحى را از روان مى‏زداید.»(11) 
در روایات اسلامى به مسلمانان توصیه شده است كه هرگاه براى تطهیر یا وضو نگاهشان به آب افتاد بگویند: «الحمدلله الذى جعل الماء طهوراً و لم یجعله نجساً؛(12) سپاس خداى را كه آب را (طهور) قرار داد (پاك و پاك كننده) و آن را پلید قرار نداده است.» بدین سان، آب با وصف پاك‏كنندگى، چهره‏اى مقدس به خود مى‏گیرد كه رفتن به حضور خالق یكتا بدون آن میسر نمى‏شود و (و آن‏گاه كه آب یافت نشود و یا به دلیلى براى شخص مضر باشد، باید به جاى آن بر خاك پاك تیمم كرد.)(13) و تماشاى آب، شكر و سپاس الهى را مى‏طلبد. افزون بر این، در روایات نگاه به آب جارى توصیه شده و آن را سبب جلاى چشم و افزودن روشنایى آن دانسته‏اند. چنان كه از امام صادق (ع) نقل شده است: «چهار چیز چهره را روشن و نورانى مى‏كند كه یكى از آنها نگاه كردن به آب جارى است.»(14)و نیز امام كاظم (ع) فرمود: نگاه به آب جارى چشم را جلا داده و به روشنایى آن مى‏افزاید.(15) بر اساس این روایات نگاه كردن به آب جارى، خود نقشى به سزا در شادى و انبساط روحى داشته و علاوه بر روشن كردن چشم دل و افزایش بصیرت انسان، داراى تأثیر قابل توجهى در تقویت نور چشم ظاهرى است. 
افزون براینها، برخى آبها، مانند آب باران، آب جوشیده، آب زمزم، آب فرات و ...مورد تمجید بیشترى قرار گرفته و از آثار شگرف آنان بر جسم و روح آدمى اشاره شده است. 

نقش تربیتى هوا 


هوا نیز همانند آب یكى از عوامل فوالعاده مهم حیاتى برای زندگى انسان است؛ عامل حیاتى كه بدون آن حتى لحظه‏اى زندگى امكان‏پذیر نیست. این عامل حیاتى اطراف زمین را فرا گرفته است و ما اكسیژن مورد نیاز خود را به وسیله تنفس از هوا مى‏گیریم. در هوا مقادیر زیادى اكسیژن وجود دارد و گیاهان نیز پیوسته این موجود را تجدید مى‏كنند و نمى‏گذارند این ماده حیاتى از اندازه لازم كسر شود. در بیانات معصومان (س) از تأپیر شگرف هوا بر جسم و جان سخن رفته و آثار مخصوص هواى هر فصل بیان شده است. 
در منابع روایى اسلام به منافع فراوان گرما و سرما در طول سال اشاره شده و نیز در قرآن و روایات «بادها» با اهمیت تلقى شده‏اند. پیداست كه باد چیزى جز هوا نیست و اگر هوا حالت وزش به خود گیرد، باد نامیده مى‏شود.(16) 
امام على (ع) درباره اثر هواى هر فصل بر انسان فرموده است: «از سرما در آغاز آن (فصل خزان) پرهیز كنید و در پایان آن (فصل بهار) به اسقبال آن بشتابید (در پاییز خود را بپوشانید و در آغاز بهار از لباس‏هاى خود كم كنید)؛ زیرا تأثیر سرما بر بدنها و درختان یكسان است. اوّل سرما درختان را مى‏سوزاند (باعث ریزش برگها و خشكاندن درختان مى‏شود و پایان آن مى‏رویاند درختان را به برگ و بار مى‏آورد).»(17) 
كلام امام درباره تأثیر طبیعت بر جسم و جان آدمى بسیار روشن و صریح است و همان‏گونه كه طبیعت بر جسم و بدن اثرگذار است، بر روح و روان بشر نیز اثرگذار مى‏باشد؛ حضرت در این بیان حكیمانه به مقایسه بین سرماى پاییز و سرماى بهار پرداخته‏اند گر چه به ظاهر، سرماى ابتداى پاییز و سرماى ابتداى بهار از جهت درجه برودت یكسان مى‏نماید و هر دو فصل را فصل اعتدال هوا به شمار مى‏آورند، ولى تأثیر این دو كاملاً متضاد بوده و اثرى مخالف یكدیگر دارند. 
ابن میثم بحرانى در شرح این مطلب مى‏نویسد: پرهیز از اول سرما كه ابتداى پاییز است به این دلیل است كه تابستان و پاییز هر دو از جهت خشكى (یبوست) مشترك هستند و بدن‏ها با حرارت تابستان خو كرده‏اند؛ از این رو، هنگامى كه با سرما مواجه شوند، به سرعت از آن متأثر شده و دو نیروى برودت و یبوست كه طبیعت ضعف و فناست در بدن قوى مى‏شود و به همین دلیل درختان خشك شده و برگ‏هاى آنها مى‏سوزد و بدن‏ها ضعیف و لاغر مى‏شود... امّا سرما در آخر زمستان و طلیعه بهار اثرى به عكس دارد؛ زیرا زمستان و بهار در طبیعت رطوبت، اشتراك دارند، ولى زمستان سرد است و بهار گرم و از این‏رو سرماى آخر زمستان با حرارت بهارى ممزوج شده و از شدت سرما كاسته مى‏شود و این اعتدال حرارت همراه با رطوبت زمینه مناسبى براى ایجاد طبیعت حیات و زندگى است و سبب رشد گیاهان و به برگ و بار آمدن درختان و تقویت بدن انسان‏ها مى‏شود.(18) ابن ابى الحدید نیز ضمن تأیید سخن بالا، مواجه شدن بدن را با سرماى ابتداى پاییز به انسانى تشبیه مى‏كند كه ناگهان از مكان بسیار گرم به خانه بسیار سرد وارد شود، ولى مواجهه با سرماى طلیعه بهار، موجب ضرر نیست؛ زیرا بدن با سرماى شدیدترى در زمستان خود گرفته است.(19) 
امام صادق (ع) در گفتگو با «مفضل بن عمر» به سودمندى بسیار در وجود سرما و گرما (در طول سال) اشاره فرموده و آن راسبب عبرت بشر و دلیل محكمى بر تدبیر حكیمانه الهى دانسته‏اند. 
«(اى مفضل) به گرما و سرما با دیده عبرت بنگر كه پیاپى بر این عالم وارد مى شوند؛ این دو دما، با فزونى و كاستى و تعادل باعث شده‏اند كه فصول و تنوع هوا در سال پدید آید و مصالح فراوان را در پى داشته باشند؛ این دو (گرما و سرما) بدن‏ها را دباغى كرده و باعث پایدارى و استحكام آنها مى‏گردند؛ تأمل كن كه چگونه یكى از آن دو به تدریج وارد دیگرى مى‏شود و آن دیگرى اندك اندك كم مى‏شود و دیگرى آرام آرام افزوده مى‏شود تا هر یك به منتهى درجه خود در فزونى و كاستى برسند؛ اگر یكى از آن دو، ناگهان وارد دیگرى مى‏شد، باعث بیمارى و زیان بدن‏ها مى‏شد....»(20) 
در قرآن و روایات اسلامى از تأپیر مهم بادها در زندگى انسان و نقش عظیم آن در عدم تعفن اشیاى روى زمین سخن به میان آمده است. خداوند متعال در سوره مباركه ذاریات، سوره را با سوگند به بادها آغاز مى‏كند: «و الذاریات ذرواً» كه همه مفسران قرآن مراد از آن را بادها دانسته‏اند(21) و دلیل آن را بیان پیامبر اكرم(ص)(22)و حدیث امام على (ع)(23) در پاسخ سوال ابن كوا و... دانسته‏اند. 
شیخ طوسى (ره) پس از بیان این كه شاید مراد قسم به پروردگار بادها باشد، مى‏گوید: اگر قسم به خود بادها باشد دلیل آن، عظمت مهمى است كه در سكون و وزش بادها، براى پراكندن ابرها و گردافشانى میوه‏ها و غذاها نهفته است.(24) مرحوم طبرسى دلیل قسم به بادها را دو چیز دانسته است: نخست سودمندى‏هاى فراوان در بادها براى بندگان؛ و دوم این كه بادها دلیلى بر وحدانیّت خداوند و نوآورى آفرینش اوست.(25) جالب این است كه خداوند پس از سوگند به بادها، به سه چیز دیگر سوگند خورده است: «فالحاملات وقراً فالجاریات یسراً فالمقسّمات أمراً»(26) گرچه مراد از آنها را ابرهاى حامل باران و كشتى‏ها و ملائكه دانسته‏اند، اما بعید نشمرده‏اند كه مراد از این سه نیز بادها باشند و فخر رازى این احتمال را نزدیكتر به واقع دانسته است؛ زیرا بادها افزون بر پراكنده كردن ابرها و گردافشانى غذاها، ابرها را حمل و جابجا كرده و در فضا به آسانى جریان داشته و ابرها را برای نقاط مختلف زمین تقسیم مى‏كند.(27) در هر صورت سوگند به بادها، نشان از نقش عظیم بادها بر زندگى بشر و تأثیر آن بر جسم و جان انسانهاست؛ روایات اسلامى این نكته را به روشنى بیان كرده و متذكر شده‏اند كه بادها باعث عدم تعفّن اشیاى روى زمین هستند و اگر بادها وجود نداشتند، تعفّن اشیا و آلودگى محیط زیست بشر، مشكلات بسیارى را براى انسان به وجود مى‏آورد. 
امام صادق(ع) در این‏باره فرمود: 
«اگر چند روز بادها حبس شده و نوزند، همه چیز تغییر پیدا كرده و فاسد مى‏شوند.»(28) 
علامه مجلسى در شرح این حدیث مى‏نویسد: بادها باعث دفع فساد از اشیاى روى زمین مى‏شوند و به منزله روح و بدن هستند كه هرگاه روح از بدن خارج شود، بدن متعفن مى‏شود، چنان‏كه اگر باد نوزد، فساد و تعفن روى زمین را فراخواهد گرفت.(29) 
امام صادق (ع) در گفتگو با مفضل، به تفصیل از سودمندى‏هاى باد سخن گفته كه هر یك با واسطه و یا بدون واسطه بر جسم و جان انسان اثر مى‏گذارند، حضرت مى‏فرماید: «باد باعث خوشبوئى اجسام بوده و ابرها را از جایى به جایى منتقل مى‏كند تا سود آن به عموم مردم برسد و نیز باعث برانگیختن و پدید آمدن ابرها و پراكنده كردن آنها و بارور شدن گیاهان و درختان(30) و حركت كشتى‏ها و سد شدن آب و خشك شده رطوبت‏ها و لطیف شدن غذاها و بر افروختن آتش و زنده شدن چیزهاى روى زمین مى‏شود.» 
«پس اگر باد نبود گیاهان خشك و شكسته و همه چیز فاسد شده و حیوانات مى‏مردند.(31) نمى‏نگرى (اى مفضل) كه هنگام خوابیدن و ركود باد چگونه مصیبت برپا مى‏شود و جان‏ها را در معرض هلاكت مى‏افكند، سالمان را بیمار و بیماران را ناكار و میوه‏ها را فاسد و سبزى‏ها را متعفن مى‏گرداند، و «وبا» را به دنبال دارد و غلات را نابود مى‏كند.»(32) 
ابن عباس باد را لشكر بزرگ خداوند دانسته است. از وى گزارش شده است كه آب و باد دو لشكر از لشكرهاى الهى‏اند و باد لشكر بزرگ خداست.(33) 

تأثیر محیط زیست بر انسان از دیدگاه اندیشمندان اسلامى و غیر اسلامى 


تأثیر محیط زیست در زندگى انسان را كسى نمى‏تواند نادیده انگارد. این موضوع از چنان اهمیتى برخوردار است كه دانش جدید به عنوان «اكولوژى» در كنار سایر دانش‏ها پدیدار گشته است. این دانش، عبارت است از: «مطالعه روابط میان موجودات و محیط زیست آنها» بنابراین، «اكولوژى انسانى» تحقیقى درباره تأثیر انسان بر روى محیط زیست و تأثیر محیط زیست بر انسان مى‏باشد. و محیط زیست به قول «راجرز» (متخصص دانش اكولوژى) نه فقط شامل وسائل مادى و فضاى محیط بر دنیاى انسان مى‏گردد، بلكه اشیاى غیر مادى (فرهنگ) را نیز در برمى‏گیرد، مى‏باشد.(34) و كه در واقع طیف گسترده‏اى از عوامل احاطه كننده، اعم از انسانى و غیر انسانى، ملموس و غیرملموس را «محیط» گویند.(35) 
انسان موجودى تأثیر پذیر است؛ محیط اطراف بر او اثر مى‏گذارند و شخصیت او در محیط زندگى او شكل مى‏یابد. 
دانشمندان مباحث تربیتى، محیط زندگى انسان را به دو نوع مهم تقسیم كرده‏اند: 
الف - محیط اجتماعى: منظور از محیط اجتماعى، انسان‏ها و روابط و پیوندهایى است كه افراد یك جامعه را احاطه نموده است. پیوندهاى فرهنگى كه به وسیله رسانه‏هاى جمعى و مجلات و نشریات و كتب و صدا و سیما صورت مى‏گیرد. و پیوندهاى اقتصادى كه به وسیله داد و ستد و ... و پیوندهاى سیاسى به وسیله حكومت، و پیوندهاى اخلاقى ... كه بین افراد حاكم است. و خلاصه عوامل تشكیل دهنده محیط اجتماعى، موضوعاتى است كه در دانش اجتماعى و علوم انسانى مورد بحث قرار مى‏گیرد. این نوع محیط در تكوّن شخصیت انسان نقش به سزایى دارد كه در مباحث تربیتى باید بحث شود. 
ب - محیط جغرافیایى (طبیعى): منظور از آن، همه عوامل در برگیرنده انسان است و آن عبارت از: آب و هوا، نور و حرارت، مسكن و خوراك، پوشاك و.... هر امر مادى كه انسان به آنها احاطه شده است، به مقدار قابل ملاحظه‏اى در تكون شخصیت او مؤثر است و هر انسانى تا حدى صفات و خلقیاتش متناسب با محیط زیست طبیعى اوست؛ چنان كه محیط زیست طبیعى در تشكیل صفات جسمانى، از سفیدى و سیاهى و رنگ مو، چاقى و لاغرى و بلندى و كوتاهى قد و مزاج و سایر صفات جسمانى تأثیر به سزایى دارد. 
متفكران و دانشمندان نیز از دیرباز به این نكته مهم توجه داشته و به مناسبت‏هایى آن را یادآور شده‏اند؛ آنان معتقدند كه شرایط زندگى و آب و هوا و شرایط جغرافیائى در زندگى انسان و در تكون شخصیت وى تأثیر به سزایى دارد. توجه به محیط جغرافیایى، ویژه تنها ژئوپولیتنها نیست، بلكه اندیشمندان، فلاسفه، سیاستمداران، نظامیان و علماى اجتماع از هردوت و ارسطو گرفته تا ابن‏سینا و منتسكیو و ابن خلدون، رابطه اقلیم را با رفتار انسانى مورد بررسى قرار داده‏اند. پیروان مكتب بقراط در قرن پنجم قبل از میلاد، تأثیر آب و هوا و شرایط جغرافیائى را در عادات و اخلاق و فیزیولوژى انسان مطرح ساختند. 
ارسطو، بر این باور بود كه: انسان و محیط زیست دو چیز جداناپذیر از یكدیگرند؛ به نظر وى، انسان هم از عوامل جغرافیایى (محیط طبیعى) و هم از نهادهاى سیاسى، تأثیر مى‏پذیرد.(36) 
فیلسوف مشهور، ابن سینا، پستى و بلندى‏هاى زمین را در چگونگى سامان‏یابى تن و روان آدمى مؤثر مى‏دانست. وى كوهستانى بودن منطقه سكونت انسان را سبب چالاكى و دلیرى دانسته و متقابلاً بر این باور بود كه پستى و خفگى منطقه سكونت، افسردگى و بیمارى را در پى‏دارد. وى دراین باره مى‏نویسد: 
«ساكنان مناطق مرتفع و كوهستانى، نیرومند، قوى‏بنیه، دلیر و چالاك‏اند و كسانى كه در مناطق خوش آب و هوا سكنى گزیده‏اند از نشاط و شادابى و سلامتى خاصى برخوردارند.(37) مردمان سرزمین‏هاى مرتفع، تندرست، نیرومند، چست و چالاك و داراى عمر زیاد هستند، و ساكنان مناطق سنگلاخى داراى تن سخت و در هم فشرده و مفاصل محكم‏اند، قوى‏بنیه و در جنگ‏ها دلیرند، در یاد گرفتن حرفه‏ها زیرك و اغلب كم خواب و بد اخلاق هستند.»(38) 
همان‏گونه كه پستى و بلندى سرزمین‏ها، بر ساكنان آنان تأثیر مى‏گذارد، بادها و نسیم‏هاى فصلى و نیز آب و هوا مناطق گوناگون بر جسم و جان انسان داراى تأثیرهاى متفاوتى هستند. باد پاییزى بدن را خشك و پژمرده مى‏كند و بر عكس نسیم دلنواز بهارى روح افزاست، دل را جلا مى‏دهد، خستگى را از تن مى‏زداید و آدمى از نشاط و شادابى زاید الوصفى برخوردار مى‏شود. 
ساكن مناطق گرمسیر، در مقایسه با مردم ناطق سردسیر، داراى تفاوت‏هاى بسیارى در جسم و جان و تن و روان هستند؛ آب و هواى مناطق مسكونى آنان نه تنها به رنگ پوست و زیبایى اندام تأثیر مى‏گذارد، بلكه حتى خلق و خوى آنان نیز، از آن متأثر مى‏شود. 
دانشمندان مسلمان همواره بدین نكته توجه داشته و بر آن تأكید كرده‏اند، از این روى به تعریف آب و هواى خوب و بد پرداخته‏اند. 
ابن سینا معتقد بود كه ساكنان مناطق سردسیر، نیرومند و از دل و جرأت بیشترى برخوردارند و اگر منطقه مسكونى آنان مرطوب نیز محسوب شود، مردمانش چاق و تر و تازه‏اند. 
وى همچنین مردم مناطق مرطوب را به زیبا رویى توصیف كرده و در عین حال بر این نكته توجه مى‏دهد كه آنان در ورزش زود خسته مى‏شوند. 
همچنین او متذكر مى‏شود كه روحیه و حالات و رفتار مردم مناطق خشك كاملاً برعكس حالات و رفتار مردم مناطق مرطوب است.(39) 
ابن سینا به طوركلى در معرفى هواى خوب و بد چنین مى‏گوید: «هواى خوب و مطلوب، هوایى است كه آزاد باشد و مواد خارجى از قبیل بخار و دود با آن نیامیخته باشد و نیز در بین دیوارها و سقف محبوس نباشد (و آن در صورتى است كه تباهى فراگیر بر هوا عارض نشده باشد و گرنه هواى جاهاى سرپوشیده سالم‏تر است) و بوى بد به دور باشد؛ هواى آزاد علاوه بر شرایط یادشده، لازم است از نسیم‏هاى مطبوع مدد گیرد. بدیهى است كه بادهاى سلامت‏بخش غالباً در بلندى‏ها و جلگه‏هاى هموار مى‏وزد.»(40) 
به طوركلى مى‏گوییم هوایى كه بعد از غروب خورشید زود سرد شودو هنگام طلوع خورشید زود گرم شود، هوایى لطیف است و در حالت عكس مخالف آن، بدترین هوا آن است كه دل را افسرده و نفس را تنگى بخشد.(41) 
ابن‏سینا در مورد هواى آلوده مى‏گوید: هواى آلوده، تنفس را تنگ و اخلاط را زیاد مى‏كند. وجود هواى آلوده را با دو علامت مى‏توان تشخیص داد: نخست این كه در چنین هوایى ستارهگان كوچك در آسمان به زحمت دیده مى‏شوند؛ دوم این كه درخشندگى ستارگان درخشان كاهش مى‏یابد و این اجرام مرتعش به نظر مى‏رسند.(42) 
منتسكیو در قرن هیجدهم به تفصیل از آثار شرایط جغرافیائى سخن گفت. منتسكیو عوامل جغرافیائى مانند، اقلیم، منابع طبیعى، كوهستانى بودن یا جزیره نشینى و صحرانشینى را بر خلق و خوى اقوام مؤثر مى‏داند. منتسكیو در اثر مشهور خود «روح القوانین» درباره طبیعت و آب و هوا بحث كرده و مى‏گوید: صفات روح و عواطف انسانى در اثر آب و هواهاى مختلف تفاوت دارند. او مى‏گوید كه هواى سرد منتهى‏الیه الیاف خارجى بدن ما را منقبض مى‏كند و این انقباض باعث افزایش فعالیت آنها شده، موجب برگشت خون از انتهاى بدن به طرف قلب شده و هواى سرد طول این الیاف را كمتر نموده و بر نیروى آنها مى‏افزاید. برعكس هواى گرم منتهى‏الیه الیاف را سست و دراز مى‏كند و از نیرو و قابلیت حركت آن مى‏كاهد. از نظر منتسكیو انسانى كه در اقالیم سردسیر پرورش مى یابد داراى قوت بیشتر، قلبى قوى‏تر، اعتماد به نفس، گذشت، عدم انتقام، صداقت و دورى از حیله و نیرنگ است.(43) همچنین وى مى‏نویسد: «در كشورهاى شمال، بدن شبیه به یك ماشینى است كه سالم و خوب شناخته شده باشد؛ اما زمخت است. چنین بدنى لذت خود را در چیزهایى مى‏داند كه بیشتر اعمال بدنى را تحریك كند و بنابراین از شكار و مسافرت و جنگ و شراب لذت مى‏برند. در كشورهاى شمالى ملتهایى خواهید یافت كه كمتر معایب دارند و به اندازه كافى صداقت و صراحت لهجه و تقوى در آنها یافت میشود؛ ولى به كشورهاى گرمسیر وقتى نزدیك مى‏شوید، گمان خواهید كرد كه از سرچشمه اخلاق دور مى‏شوید. عواطف شدید تولید جنایات بزرگ مى‏كند هر كس مى‏خواهد مزایاى تسكین امیال و عواطف را از دست دیگرى برباید و به خود تخصیص دهد.»(44) وى در همان اثر معروفش مى‏نویسد: «آب و هواى گرم، كم و بیش موجب سستى مى‏شود و برعكس در آب و هواى سرد اثرى است كه سكنه آن نقاط را كم و بیش نیرومند مى‏نماید و مى‏توانند زحمات سخت و طولانى را تحمل كنند؛ این موضوع نه تنها با مقایسه ملل و كشورهاى مختلف ثابت مى‏شود، بلكه هرگاه در یك كشور نیز سكنه نقاط گرمسیر و سردسیر آن را با هم مقایسه نمائید، این حقیقت به دست مى‏آید. مثلا جرئت و فعالیت ملل شمالى چین زیادتر از فعالیت ملل جنوبى آن كشور است و همین طور فعالیت سكنه كره‏شمالى از سكنه جنوبى آن بیشتر مى‏باشد.»(45) 
مورخ مشهور ابن خلدون نیز در مقدمه خویش تأكید فراوانى بر آب و هوا و نقش آن در امر عمران و آبادانى نموده است؛ وى معتقد است كه ساكنان مناطق معتدل (كه از حرارت سوزان جنوب و سرماى شمال كره زمین در امانند) از جهت خلق و خوى و صورت و سیرت در اعتدال قرار دارند و براى ایجاد تمدن و عمران، معاش و اقتصاد و هنر و دانش مناسب‏ترند. او مرز این بحث را تا مسئله نبوتها پیش برده و دلیل بعثت انبیاء در این مناطق را (چرا كه خبری از بعثت پیامبرى در مناطق قطب شمال یا جنوب به ما نرسیده است) در همین نكته دانسته و رشد علوم و صنایع و ... را در این مناطق در ارتباط با همین مطلب مى‏داند و متذكر مى‏شود كه دورى از اعتدال در آب و هوا، موجب دورى از دانش و دین و نیز دورى از رفتارهاى انسانى مى‏شود. 
ابن‏خلدون مى‏افزاید: «محیط زیست بر هوش و استعداد، درایت و كفایت فردى اثر مى‏گذارد و سلامتى عقل و روح و میانه‏روى در اعمال و رفتار در گرو سلامت محیط زیست است. ساكنان مناطق معتدل كره زمین، از نشاط و شادابى ویژه‏اى برخوردارند، روش آنان معتدل و منشى میانه دارند، افراط و تفریط در زندگى آنا كمتر و آبادانى و عمران در مناطق آنان بیشتر است. اعتدال بر جسم و رنگ پوست و اخلاق و عقاید آنان حاكم است، دوراندیشى و تعقل در امور و شیوه آنهاست و سبك‏سرى و شادى بیش از حد كمتر در بینشان رواج دارد، نوع قد و قامت، رنگ و چگونگى اندام ظاهرى و درونى و حتى فكر و اندیشه و اخلاق و منش هركس به طبیعت و محیط زیست وى بستگى دارد.»(46) 
همچنین مى‏گفت: «مردم سكن در كوهستان‏ها، یعنى مناطق سرد، بیشتر آینده‏نگر و اهل تفكر و سحر خیزند و همواره آذوقه سال آینده را فراهم مى‏آورند.»(47) 
ارسطو نیز بر این مسئله تأكید دارد كه: «مردم اروپا دلیرند، ولى كم هوش، لیكن مردم آسیا هوشمندند.»(48) 
از مطالب ذكر شده درمى‏یابیم كه پستى و بلندى سرزمین‏ها و نیز گرمسیر و سردسیر بودن آب و هواى مناطق (شرایط اقلیمى) مختلف بر جسم و روح آدمى تأثیر بسیار مهمى دارند؛ به طورى كه حتى شكل ظاهرى و رنگ پوست هركس با منطقه مسكونى او در ارتباط مستقیم است و علاوه بر آن، شرایط اقلیمى بر خلق و خوى و رفتار و منش انسان اثر قابل توجهى دارد. 
نكته شایان ذكر این كه، محیط جغرافیائى حتى بر سیاست، اجتماع، و اقتصاد، نیز تأثیر مى‏گذارد؛ به گونه‏اى عده‏اى از دانشمندان، عقب ماندگى و یا پیشرفت جوامع بشرى را مربوط به موقعیت جغرافیائى و اوضاع اقلیمى آن مى‏دانند. گروهى دیگر از دانشمندان دائره تأثیرگذارى موقعیتهاى جغرافیائى را آنقدر وسعت داده‏اند كه حتى موسیقى، سازها، نواها و رقص‏هاى اقوام مختلف را بازتاب اوضاع و احوال جغرافیائى و اقلیمى مختلف آنها مى‏دانند. گروهى از دانشمندان معتقدند كه عوامل ژئوپولیتیكى تأثیر مستقیمى در منازعات و بحرانهاى قومى داشته و طبیعت و ساختار جغرافیائى جوامع نقش بزرگى در ساختار روحى مردم نیز ایفا مى‏كند. آنها مى‏گویند: كوه‏هاى بلند و سر به فلك كشیده، معلمان بزرگى‏اند كه غرور و سركشى را بر ساكنان خود مى‏آموزند و زندگى در آغوش آنها روحیه انسان را سخت و مقاوم بار آورده و ساختار روانى او را به شكل كوه در مى‏آورد. طبیعت نقش مؤثرى در هویت ملتها و تمدنها داشته كه صفحات نخستین تاریخ بشر گواه روشنى بر آن است. 

تأثیر گیاهان در انسان از نظر اسلام‏ 


گیاهان و درختان، سهمى به سزا و نقشى بسیار مهم در زندگى بشر دارند. تلطیف هوا، تعادل دماى محیط، حفاظت از خاك و تأمین 
بخشى از مواد غذایى مورد نیاز انسان و سایر موجودات، بخشى از سودمندی‏های فراوان آنهاست. افزون بر اینها، گیاهان و به طوركلى فضاى سبز كه شامل مراتع و جنگلها و پاركها مى‏شود، تأثیر بسیار مثبتى بر روح و روان آدمى دارند. 
تماشاى گلبرگ‏هاى لطیف و خوش‏رنگ، غنچه‏هاى زیبا و بانشاط، شكوفه هاى دلربا و جذاب، گلهای رنگارنگ و باطراوت، تركیب موزون برگها، چشم‏انداز بهجت‏آور بوستان‏ها و جنگل‏ها، انسان را غرق در لذت و شادى مى‏كند. افسردگى‏ها و غمها را مى‏زداید و در وى تازگى سرورآمیز مى‏آفریند. 
تماشاى گیاهان خرم و سرسبز و نگاه به مناظر جذاب آنها، از مواردى است شریعت اسلام بدان دعوت نموده است، و تعبیرهاى پیشوایان معصوم (ع) نیز در بیان فوائد فراوان این نعمت‏هاى خدادادى (گیاهان)، بسار حیرت‏انگیز است. 
قرآن‏كریم در چندین آیه، گیاهان را «شادى‏آفرین» دانسته و آنها را به «بهجت‏انگیزى» توصیف مى‏كند كه به جهت اختصار به سه آیه شریفه اشاره مى‏كنیم: 
قرآن‏كریم مى‏فرماید: «و ترى الارض هامده، فإذا انزلنا علیها الماء اهتزّت و ربت و انبتت من كل زوج بهیج؛(49)زمین را مرده و فسرده مى‏بینى و چون آب باران بر آنها فرستیم، بجنبد و بر دمد و انواع گیاهان زیبا و شادى‏آفرین برویاند.» 
واژه «بهیج» از ماده «بهج و بهجه» است كه به معناى شادى، خوشحالى و سرورى است كه از نیكویى و زیبایى چیزى برخیزد. چنان كه مفسر بزرگ شیعه، شیخ طوسى (ره) مى‏فرماید: 
«بهجت، چشم‏انداز زیبایى است كه وقتى انسان بدان مى‏نگرد، غرق در شادى و سرور مى‏شود ...(50) و «بهیج» صورت زیبایى است كه تماشاى آن لذت‏آور و سرورآفرین است.»(51)این آیه شریفه مشعر بر این است كه در پرتو فرود آمدن باران، زمین جنبشى سرورآمیز را آغاز مى‏كند و در پى آن، اناع گوناگون گیاهان در آن مى‏روید و سبزى و خرمى آن چشم هر بیننده‏اى را مى‏نوازد و قلبش را سرشار از شادى و بهجت مى‏نماید. 
همچنین در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید: 
«و الارض مددناها و القینا فیها رواسى و انبتنا فیها من كل زوج بهیج؛(52) زمین را بگستردیم و در آن كوه‏هاى بلند و استوار نهادیم و از هرگونه گیاه زیبا و بهجت‏افزا در آن رویاندیم.» 
همچنین در این‏باره در آیه دیگر خداوند متعال وصف زیباى «ذات بهجه» را به درختان داده و مى‏فرماید: «و انزل لكم من السماء ماء فانبتنا به حدائق ذات‏بهجة؛(53)خداوند براى شما از آسمان آبى فرو فرستاد كه بدان بوستان‏هاى خرم و شادى‏آفرین رویاندیم.» این طراوت، نشاط و بهجت‏انگیزى گیاهان و درختان در انسان انگیزه‏اى ایجاد مى‏كند و او را به سمت عمران و آبادانى زمین و امیدوارى به زندگى سوق مى‏دهد. چنان كه علامه شعرانى (ره) در این باره مى‏نویسد: «خرمى گیاه سبز و درخت و گل و شكوفه كه در این آیات ذكر شده است، در انسان رغبت و نشاطى به وجود مى‏آورد كه زمین را آباد كند و كشت و زرع بسیار شود و روزى مردم فراح گردد.»(54) 
در سخنان گوهربار معصومان (ع) نیز از تأثیر بسیار مثبت گیاهان و درختان در جسم و روح آدمى، تعبیرهاى گونانى آمده‏است. 
در برخى از قبیل روایات، از تأثیر مناظر سرسبز بر تقویت دیده و بصیرت انسان و زودن افسردگى‏ها و از بین رفتن بیمارى‏ها روحى و روانى، سخن به میان آمده است، و در بعضى از رقابت لذت تماشاى گیاهان با لذت‏هاى دیگر بحث شده است، كه به جهت اختصار، به برخى از آنها اشاره مى‏كنیم: 
در روایتى از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود: «چهار چیز چهره را نورانى و روشن مى‏كند كه یكى از آنها تماشاى گیاهان خرّم و سرسبز است.»(55) 
از امام كاظم(ع) نیز روایت شده كه فرمود: «ثلاثة یجلین البصر، النظر الى الخضرة و النظر الى الماء الجارى و....؛(56) نگاه به گیاهان خرم و سرسبز، چشم را جلا مى‏دهد و بر روشنایى آن مى‏افزاید.» گاهى احتمال داده مى‏شود كه مراد از این‏گونه روایات این است كه نگاه كردن بر سبزى و خرمى گلها و گیاهان، بر بصیرت آدمى مى‏افزاید و چشم دل را روشن مى‏سازد؛ زیرا در برخى تعبیرها، این‏گونه آمده است: 
«نگاه به سبزى و نشستن روبه روى كعبه (و نگریستن بدان) .... و پاكیزه نگه داشتن محل سكونت، بر قوت دیده مى‏افزاید.»(57) 
اما با امعان نظر درمى‏یابیم كه ذكر موارد دیگرى در ردیف گیاهان سرسبز، همچون «آب جارى» و «سرمه كشیدن هنگام خواب»، شاهد بر این است كه موارد یاد شده در روایات، علاوه بر روشن كردن چشم دل و افزودن بر بصیرت آدمى، كه با نظاره و تأمل عمیق در تمام مخلوقات الهى به دست مى‏آید داراى تأثیر مهمى در تقویت نور چشم ظاهرى است. 
در روایتى از امام رضا (ع) نقل شده كه فرمود : «الطیب نشره و العسل نشره، و الركوب نشره و النظر الى الخضره نشره؛(58)بوى خوش، عسل، سواركارى و نگاه به مناظر سرسبز و خرم، باعث نشاط و شادى مى‏شود.» 
بر طبق این نقل، نگاه به مناظر جذاب و سرسبز گیاهان برخى از بیمارى‏ها را روحى و روانى را از بین مى‏برد و افسردگى‏ها و غمها را مى‏زداید. چنان كه تشریح منعاى واژه «نشره» مؤید آن است : «نشره چیزى است كه موجب آرامش وراحتى اعصاب. مى‏شود، پس از آن كه دچار بیمارى و افسردگى شده است.» 
از مجموع روایات یاد شده درمى‏یابیم كه تماشاى سرسبزى و خرمى گیاهان و درختان لذت بخش و شادى آفرین است؛ به گونه‏اى كه گاه شگفتى و حیرت انسان را برمى‏انگیزد و با دیگر لذتها و خوشى‏ها رقابتى پیروزمندانه مى‏كند. 
امام صادق (ع) به مفضلّ مى‏فرماید: «مع ما فى‏النبات من التلذذ بحسن منظره و نظاراتها التى لایعدلها شى‏ء من مناظر العام و ملاهیه.»(59) 
امام صادق (ع)، در ابتدا متذكر منافع فراوان گیاهان و درختان و استفاده بیشتر از آنها مى‏شود، و آن‏گاه مى‏فرماید: نگاه كن به گل‏هاى رنگارنگ، شكوفه‏هاى زیبا و درختان سرسبز و خرم، جنان لذتى به آدمى مى‏بخشد كه هیچ لذیى را با آن برابر، نمى‏توان كرد. 
در منابع روائى اسلام، بر این نكته تاكید شده كه «سفره‏هاى خویش را با سبزى آراسته كنید» و نهادن سبزى در سفره، در ردیف «بسم‏الله» ذكر شده است: 
«سفره‏هاى خود را با سبزی، سرسبز كنید؛ زیرا وجود سبزى در سفره همراه با بسم‏الله، دوركننده شیطان است؛ در روایتى دیگر آمده است: سفره‏هاى خود را با سبزى زینت دهید.»(60) 
در روایت دیگرى، «حنّان» گزارش مى‏كند كه: «من همراه امام صادق (ع) بر سر سفره بودیم، حضرت سبزى میل فرمود، ولى من به دلیلى سبزى مصرف نمى‏كردم، امام به من فرمود: مگر نمى‏دانى كه هیچ‏گاه براى امیرالمؤمنین، على (ع) غذا نمى‏آوردند، مگر این كه در كنار آن سبزى وجود داشت؟ گفتم چرا؟ حضرت فرمود: دلهاى مؤمنان سبز است و به سبزى اشتیاق دارد.»(61) 
بر اساس روایت دیگرى امام كاظم (ع) فرمود: «اما علمت انّى لا آكل على مائدة، لیس فیها خضرة؟؛(62) من از سفره‏اى غذا نمى‏خورم كه در آن سبزى نباشد.» 
روایات یاد شده، به روشنى بر اهمیت نظاره و مصرف سبزى‏ها دلالت دارد و تأكیدى است بر تأثیر سبزى‏ها بر جسم و روح آدمى. 
برخى از روایات تأثیر مثبت و شگرف استشمام گلها و یا درختان ویژه‏اى را در روان آدمى برشمرده است؛ چنان كه امر به استشمام گل سرخ و نرجس و... شده است و بوى عطرآگین ملائكه به بوى خوش گل تشبیه شده است. 
امام كاظم (ع) به نقل از پدران بزرگوارش (ع) از پیامبراكرم (ص) نقل مى‏كند كه حضرت فرمود: «بوى خوش فرشتگان الهى، بوى (دل‏انگیز) گل است...»(63)پیامبر اكرم (ص) در اهمیت استشمام گل سرخ فرمود: «هركس مى‏خواهد بوى عطرآگین مرا ببوید، گل سرخ را استشمام كند.»(64) 
درباره گل نرجس نیز از پیامبر اسلام (ص) نقل شده كه فرمود: «گل نرجس را حد اقل در هر روز یا در هر هفته یا در هر ماه یا در هر سال و یا در طول عمر یكبار ببوئید؛ زیرا در دل انسان مایه‏اى از جنون و جذام و برص وجود دارد كه استشمام گل نرجس آن را ریشه‏كن مى‏كند.»(65) 
از امام على (ع) نیز نقل شده كه فرمود: «گل نرجس را حد اقل در هر سال یك بار ببوئید؛ زیرا در دل انسان حالتى است كه تنها گل نرجس آن را مى‏زداید.»(66) 
در روایتى از امام رضا (ع) نیز نقل شده كه فرمود: «استشمام گل نرجس را به تأخیر نیندازید؛ همانا بوئیدن آن مانع از ابتلاء به زكام در زمستان است.»(67) 
بدیهى است، این‏گونه روایات، بیانگر اهمیت استشمام گل به ویژه گل سرخ و گل نرجس و بیان‏كننده تأثیر مهم و شگرف آن بر جسم و روان آدمى است. 
از آنچه گذشت درمى‏یابیم كه غنچه‏ها، شكوفه‏ها، درختان، جنگلها و مراتع از زیباى‏هاى طبیعت‏اند كه خداوند در زمین به ودیعت نهاده است. 
اساساً تأمل عمیق در مظاهر زیبای عظیم آفرینش در جسم و روح آدمى سه اثر بسیار بزرگ دارد: 
الف - تماشاى طبیعت سرسبز و اصولاً شگفتى‏هاى زیباى جهان هستى مى‏تواند انسان را به نظاره زیبایى‏هاى نامحسوس رهنمون كند؛ به گونه‏اى كه حقایقى چه به طور مستقیم و چه به طور غیرمستقیم براى انسان روشن خواهد گشت كه حتى در احساس عظمت ملكوت درونى و ملكوت بیرونى ظاهر خواهد گشت، ولى متأسفانه چه اندك‏اند افرادى كه قدرت گذشت از سطوح ظاهرى درون و بیرون به اعماق حقایق و به قول افلاطون از سایه‏ها به واقعیات را بوده و از این راه به معرفت‏هاى والاترى در قلمرو درون ذات و برون ذات موفق شوند. 
ب - غم‏ها را مى‏زداید، به انسان آرامش و آسودگى خاصى مى‏بخشد و او را شاد و خوشحال مى‏كند. 
ج - خداوند روح بشر به گونه‏اى آفرید كه استعداد بسیار گسترده‏اى دارد كه بدون ارتباط با زیبایى‏ها، راكد و خنثى مى‏گردد و در نتیجه روح تنها با كمیت و گسترش‏هاى مادى محض ارتباط پیدا مى‏كند و خود را در قفس مى‏بیند. 

پی‌نوشت: 


1. مقدمه ابن خلدون، ص 82. 
2. سوره اعراف، آیه 58. 
3. صبحى صالح، نهج البلاغه، خ‏13. 
4. همان. 
5. سوره انبیاء، آیه 30. 
6. بحارالانوار، ج‏66،ص‏447. 
7. همان. 
8. داشتن وضو یا غسل شرط تكالیف واجب است و براى انجام دعاها و تكلیف‏هاى مستحبى، مستحب است و اصولاً وضو داشتن در تمام حالات در اسلام امرى نیكوست. (ر.ك: عروة الوثقى، ج‏1،ص‏141وسائل الشیعه، ج‏1،ص‏258. 
9. وسائل الشیعه، ج‏1،ص‏276. 
10. سوره فرقان،آیه 48. 
11. ر.ك: تفسیرالمیزان، ج‏15،ص‏226،تفسیر مجمع البیان، ج‏7،ص‏301،تفسیر كشاف، ج‏3،ص‏284. 
12. وسائل الشیعه، ج‏1،ص‏110و 282. 
13. سوره نساء،آیه 43 ،سوره مائده،آیه 6. 
14. بحار الانوار، ج‏76،ص‏289. 
15. همان، ج‏10،ص‏246و ج‏59،ص‏144. 
16. در گفتگو بین امام صادق(ع) و مفضل نیز به این نكته اشاره شده است: «و منه ج‏الهواء( الریح الهابة». بحارالانوار، ج‏3،ص 120. 
17. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1146،حكمت ؛123 صبحى صالح، ص 491،حكمت 128. 
18. كمال الدین هیثم بن على بن میثم بحرانى، شرح نهج البلاغه، قم، انتشارات دفترتبلیغات، ج‏5،ص‏311. 
19. شرح نهج البلاغه، ج‏18،ص‏319. 
20. بحار الانوار، ج‏3،ص‏118. 
21. ر.ك :روح المعانى ، آلوسى، ج 27 - 28،ص‏2،مجمع البیان ، طبرسى، ج‏9،ص‏254،تبیان، طوسى، ج‏9،ص‏379،تفسیر شبر، ص‏486،تفسیر كشاف، زمخشرى، ج‏4،ص 394. 
22. روح المعانى، ج‏28-27،ص‏2. 
23. كشاف، ج‏4،ص‏394. 
24. التبیان، ج‏9،ص‏379. 
25. مجمع البیان، ج‏9،ص‏254. 
26. سوره ذاریات،آیه 4-2. 
27. تفسیر المیزان، ج‏18،ص‏369،كشاف، ج‏4،ص‏394. 
28. بحارالانوار، ج‏57،ص‏15. 
29. همان. 
30. بارور كردن گیاهان توسط بادها در قرآن نیز مطرح شده و ریاح لواقح نامیده شده اند، سوره حجر،آیه 22. 
31. بحارالانوار، ج‏57،ص 7و ج‏3،ص‏102. 
32. همان، ج‏3،ص‏119. 
33. همان، ج‏57،ص‏18. 
34. ادوارد، س، راجرز، اكولوژى انسانى و بهداشت، دیباچه مؤلف، ترجمه: دكتر سیاوش آگاه، چاپ اول، سال‏1348،مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعى. 
35. ر.ك: جمیز بابر و مایكل اسمیت، ماهیت سیاستگذارى خارجى، ترجمه دكتر سیف زاده، ص‏135،چاپ اول، سال‏1373،تهران، نشر قومس. 
36. همان، ص‏138-134. 
37. قانون، ابن سینا، كتاب اول، ترجمه عبدالرحمن شرفكندى (هه‏ژار)، چ: ششم، سروش، 1370،ص‏213. 
38. همان، ص‏213. 
39. همان. 
40. قانون در طب، كتاب اول، ص‏197. 
41. همان، ص‏214. 
42. همان، ص‏199. 
43. منتسكیو، روح القوانین، ص‏230. 
44. همان، ص‏233. 
45. همان، ص‏274. 
46. مقدمه ابن خلدون، ص‏86-82. 
47. همان، ص‏161. 
48. ر.ك: ارسطو، سیاست، ترجمه حمید عنایت، شركت سهامى كتابهاى جیبى، چاپ سوم، 1358،ص‏297. 
49. سوره حج،آیه 62. 
50. التبیان فى تفسیرالقرآن، ج‏8،ص‏108. 
51. همان، ص‏239. 
52. سوره ق،آیه 7. 
53. سوره نمل،آیه 60. 
54. نثر طوسى، ص‏97. 
55. بحارالانوار، ج‏76،ص‏289،و ج‏73،ص«:94اربع یضئن الوجه: النظر الى الوجه الحسن، و النظر الى الماء الجارى، و النظر الى الخضرة و الكحل عندالنوم». 
56. تحف العقول «ابن شعبه» مترجم عطایى؛ بحار ج‏10، ص‏246 و ج‏59، ص 144و ج‏75،ص‏291و ج‏101،ص 45و با تعبیر «یجلون البصر» در ج‏76،ص‏291،الشوكانى، الفواید المجموعه، ص‏241. 
57. قال الشافعى: «اربعه تقوى البصر: الجلوس تجاه الكعبه، الكحل عندالنوم و النظر الى الخضره و تنظیف المجلس.» 
58. بحارالانوار، ج‏76،ص‏289. 
59. بحارالانوار، ج‏3،ص‏129. 
60. مكارم الاخلاق، ص‏176. 
61. وسائل الشیعه، ج‏16،ص‏513. 
62. وسایل الشیعه، ج 16،ص‏531. 
63. بحارالانوار، ج‏66،ص‏177. 
64. همان، ج‏73،ص‏147و ج‏62،ص‏299 با اندكى اختلاف. 
65. بحارالانوار، ج‏62،ص‏99. 
66. تمام نهج البلاغه، تحقیق و تنسیق: صادق الموسوى، بیروت، الذار الاسلامیه، 1414،ص 547.با اندكى تفاوت در الفاظ: بحارالانوار، ج‏66، ص‏176. 
67. بحارالانوار، ج‏62،ص‏324. 


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید