عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
بازدید : 191
نویسنده : sina95

 سالها پیش درمانها مبتنی بر فرضیاتی غلط استوار بودند. اولین اشاره به این بیماری به سال ۱۳۰۰ میلادی برمیگردد. زمانیكه اعتقاد بر این بود كه اساسا این یك بیماری مذهبی است و مربوط به افرادی است كه گناه و معصیتی را نسبت به دیگران روا داشته اند همینطور اینكه بخشش و آمرزش نیز در این رهگذر معجزه محسوب میشد. 
در سال ۱۸۰۰ میلادی درمانهاییكه برای این بیماری بكار میرفت عبارت بودند از : زالو انداختن – مالیدن ضماد روی پوست. درمان بوسیله برق نیز گاهی داده میشد نسخه ها شامل گروهی از مواد غیر معمول (عجیب) و سمی بودند مثل جیوه – جوهر گنه گنه و استراكنین.
جین مارتین شاركو یك پزشك تجربی در پاریس در اواسط و اواخر صده ۱۸۰۰ میلادی اولین توضیح آسیب شناسی بیماری را به بیماران و پزشكان ارائه داد شاركو دارو سازی را در دانشگاه پاریس مطالعه كرد جایی كه توانست تجارب بیماران و پزشكان را ادغام كند توضیحات بوسیله كالبد شكافی الگوهای آسیب شناسی بیماری ارائه شدند.
بوسیله در كنار هم قرار دادن علوم بالینی (تجربی) با آسیب شناسی و بررسی بستگی بین آنها شاركو توانست پیشرفت زیادی در درك چندین بیماری حاد مثل ام اس داشته باشد در توضیح سال ۱۸۶۸ شاركو از ام اس او پلاك هایی كه میلین آنها تخریب شده اند را توضیح میدهد و نقش تخریب میلین در پیشرفت بیماری را پیشنهاد میكند شاركو همچنین كسی بود كه نام ام اس را روی این بیماری نهاد sclerose en plaque اگر چه پزشكان آنزمان با این بیماری آشنا بودند اما شاركو تعریفی روشن از بیماری را ارائه داد بنابر این سایر پزشكان ساده تر میتوانستند بیماری را تشخیص داده و درك روشنی نیز از وضعیت بیمار در زمان خودشان داشته باشند.
تا این زمان محققان پیشرفتهای برجسته ای در تبیین فرایندههایی كه مشخصا منجر به گسترش و وخیم تر شدن ام اس می شود داشته اند همراه با یافته های مهم كه تنها در دهه اخیر بدست آمده است. درمانهای جاری مبتنی بر تغییرات سلولی است كه تصور میشود در بدن بیمار مبتلا به ام اس رخ میدهد. و اگر چه بسیاری از جزئیات هنوز بصورت معما باقی مانده است اما محققان به یافتن علت بیماری و پیدا كردن درمان بیماری بسیار نزدیك شده اند.
تحریكات عصبی , آكسونها ( زایده بلند عصبی كه امواج عصبی را منتقل میكند) , و میلین تحریكات عصبی بعنوان پیام رسانان بین مغز و دیگر اعضا بدن عمل میكنند ( از طریق ساقه مغز و ستون فقرات) این تحریكات دستوراتی را برای چگونگی انجام كار ابلاغ میكنند. تحریكات عصبی در طول فیبرهای متصل به هم سفر میكنند این فیبر ها را آكسون می نامند كه برآمدگی نازكی از سلولهای عصب هستند. این برآمدگی یا رشته ها دارای طولهای متفاوت از یك سانت تا چند متر هستند.
آكسونها شبیه به سیمهای برق كه جریان الكتریكی در آنها جاری بوده و باعث بكار افتادن اشیا می شوند هستند. آكسونها به غلاف پوشاننده جهت محافظت از خود نیاز دارند درست مانند سیمهای برق در منزل كه دارای روپوش پلاستیكی هستند بدون چنین پوششی جریان الكتریكی دچار افت شده یا كوتاه و قطع میشوند بنابراین نخواهند توانست تا دستگاه مورد نظر پیش رفته آنرا بكار اندازند. 
آكسونها بوسیله لایه محافظی به نام میلین پوشیده میشوند. كه تركیبی است از چربی و پروتئین. میلین بعنوان غلاف برای آكسونها عمل میكند و كارش بهینه سازی و روان سازی جریان تحریكات اعصاب است. تحریكات بطور عادی با سرعت ۲۲۵ متر در ثانیه در طول آكسونها حركت میكنند.
ام اس روی سیستم مركزی اعصاب ( CNS ) كه شامل مغز و ستون فقرات است تاثیر میگذارد. این اختلال عصبی بطور سنتی یك بیماری تخریب میلین شناخته شده است. یعنی اینكه میلین محافظ فیبرهای عصبی تخریب یا از بین رفته اند.
بدون غلافی كه یك آكسون را پوشانده است جریان تحریك عصبی كاهش پیدا كرده آشفته شده یا كوتاهی مدار پیدا كرده و كلا قطع میشود. وقتی چنین اتفاقی رخ دهد پیامهای ارسالی از مغز دیر به مقصد میرسند یا درست به مقصد نمی رسند و یا اصلا به مقصد نمیرسند. در این حال فعالیتهایی كه قبلا بسادگی انجام می شدند حالا نیاز به زمان بیشتری برای انجام شدن دارند و انجامشان دشوار میشود یا حتی انجام شدنشان غیر ممكن میگردد. 
تا چند سال پیش تحقیقات ام اس در درجه اول روی از دست رفتن میلین متمركز بود. تحقیقات جدید نشان میدهند كه آكسونها نیز در ام اس دچار ضایعه میشوند. این یافته به محققین اجازه میدهد تا روی سایر رویكردها برای درمان ام اس كار كنند مثل استفاده از داروهایی كه میتوانند از مرگ سلول عصبی جلوگیری نمایند ( عوامل حفاظت عصبی ) یا فرایندهایی كه اعصاب تخریب شده را ترمیم میكنند. در ام اس از نوع عود كننده – فروكش كننده میلین و آكسونها بطور شدید و دائمی تخریب نمیشوند و زمانیكه تورم تخفیف پیدا میكند و عود بیماری پایان می یابد. علائم بطور عادی یا از بین میروند یا بشدت كاهش میابند 
تغییرات بارامی روی میلین یا آكسونها رخ میدهد كه منجر به آهسته شدن تحریكات عصبی میشود اما این تغییرات اغلب برای ایجاد علائم كافی نیستند. حركت تحریكات عصبی در طول آكسون دارای یك سرعت كاهش یابنده است اگر چه تصور بر این است كه در چنین حالتهایی بیمار ام اس دچار بی رمقی و خستگی میگردد. 
در نوع پیشرونده ام اس میلین و آكسونها دچار تخریب جدی میشوند. گمان نمی رود تورم در سیستم مركزی اعصاب عامل باشد ( آنجائیكه سلولها به دیگر سلولها حمله میكنند ) اما بجای آن سلولها بخودی خود میمیرند كه این پدیده را apoptosis مینامند.
گاهی اوقات ام آر آی پیشرفت مداوم در اختلالات آكسون و atrophy مغز را در مراحل اولیه MS نشان میدهد. این یافته ها این عقیده را كه درمان ام اس بزودی پیدا میشود تقویت میكند. شواهد نشان میدهد كه سلولها نیاز به بازسازی این آكسونها داشته و میلین احتمالا هنوز در نواحی خسارت دیده وجود دارند و درمانهایی برای فعال نمودن این سلولها پیدا می شود.
● ضایعات و سلولهای گلبول سفید
اگر چه محققان هنوز باید تایید كنند كه كدام عامل اولیه منجر به تخریب میلین و آكسون می باشد ولی عوامل بسیاری كه در این مورد درگیر هستند تعیین شده اند. یك عود بیماری ام اس وقتی شروع میشود كه میلین ملتهب و متورم میشود. به این ناحیه متورم شده Lesion یا ضایعه گفته میشود. مویی رگها در ناحیه, بزرگ شده و سلولهای گلبول سفید فعال به بافتهای مغز نشت میكنند. این سلولهای برانگیخته ماده شیمیایی بنام cytokines ترشح میكنند كه سلولهای خاصی بنام macrophages را فعال می كنند این سلولها میلین را تخریب می كنند.
گلبولهای سفید واحد اصلی سیستم ایمنی هستند و بوسیله بدن برای مبارزه با مواد خارجی تولید می شوند مواد خارجی كه میتوانند باعث عفونت و بیماری در انسان شود. اغلب محققان معتقد هستند كه ام اس یك بیماری خود ایمنی است بیماریی كه در آن گلبولهای سفید خون بطور اشتباه به سلولهای خودی حمله میكنند.
▪ Macrophages 
سلولهای گلبول سفید خون از thymus , spleen و گره های لنفاو تشكیل شده اند دو نوع از سلولهای گلبول سفید خون در ارتباط با ام اس هستند: سلولهای بزرگتر بنام macrophages و سلولهای كوچكتر بنام lymphocytes .
Macrophages همچنین به سلولهای لاشخور معروفند زیرا با محاصره و خوردن آشغالها باعث تمیزی نواحی می شوند اما برای بیماران ام اس آنها میلین ها را می خورند Macrophages ترشح كنندهproteases هستند كه عامل نابودی میلین ها می باشند. Macrophages همچنین تولید كننده prostaglandins هستند كه تا حدی باعث تورم بیشتر و اختلال در عملكرد سیستم ایمنی میشوند و حتی ممكن است باعث توقف مطلق این سیستم شوند. بعلاوه Macrophages ترشح كننده free oxygen radicals هستند كه تاثیر اساسی روی علكرد سیستم ایمنی بوسیله تخریب سلولها و افزایش نورم دارند. 
▪ Lymphocytes 
در میان انواع زیاد Lymphocytes دو نوع B-lymphocytes و T-lymphocytes در مغز و استخوان وجود دارند كه immunoglobulins را تولید میكنند ( gammaglobulins نیز نامیده میشوند) كه اغلب آنتی بادی هستند ( سلولهایی كه با بیماریها و عفونتها میجنگند). امروزه تصور میشود آنتی بادیها قادرند به میلین صدمه بزنند. 
درمانهایی برای این سلولهای B و آنتی بادی ها ممكن است محور دیگری برای داروهای آینده بر علیه این بیماری باشد.
بیشتر T-lymphocyte ها در غده thymus دوره بلوغ خود را میگذرانند. در یك بیمار ام اس كه دچار عود بیماری شده باشد شمار T-lymphocyte ها در مایع مغزی نخاعی ممكن است افزایش پیدا كنند. مایع مغزی نخاعی مایعی است كه در مغز گردش داشته و خوراك مغز و كانال مهره ستون فقرات را تامین میكند
از میان تعداد زیاد T-lymphocyte ها سه نوع آنها عبارتند از:
۱) سلولهای T-helper كه تعداد این سلولها در جریان تشدید ناگهانی علائم بیماری یا در زمان سامان بخشی پاسخ ایمنی در مایع مغزی نخاعی افزایش می یابد و بعنوان سلولهای T تنظیم كننده همراه با سلولهای T-suppressor در نظر گرفته میشوند.
۲) سلولهای T-suppressor محققین متوجه كاهش فعالیت این سلول در خون در اوائل تشدید جدید علائم بیماری شدند و همانگونه كه از اسمش پیداست ( suppressor یعنی مهار كننده) این سلولها باعث توقف پاسخ ایمنی هستند. فعالیت سلول مهار كننده T بعد از یك حمله ام اس به حالت عادی باز میگردد.
۳) سلولهای T-killer این سلولها برای حمله و نابودی هر چیزی كه سیستم ایمنی آنرا ماده ای خارجی تلقی كند فرستاده میشوند.
همراه با ماكروفوناژها لمفوسیتهای T وقتی با محركی مواجه می شوند فعال میگردند زمانی كه چنین شود لمفوسیتهای T از لحاظ زیست شناسی فعالیتشان بیشتر میگردد اندازه آنها بزرگتر شده و باعث پدید آمدن مواد شیمیایی بنام cytokine ها میشوند اینها مولكولهای پروتئین هستند كه ارتباط بین سلولها و عمل میانجی گری پاسخ ایمنی را تسهیل میكنند چنین فرایندی بوسیله تعامل با گیرنده های خاص سطح سلول ممكن میگردد. 
ـ چهار نوع سیتوكین عبارتند از:
۱) Interleukines 
۲) Lymphokines 
۳) Interferons 
۴) Tumor necrosis factor 
ـ عملكرد سیتوكینها عبارتند از
۱) افزایش تورم و ضایعه (pro-inflammatory ) یا 
۲) كاهش تورم (anti-inflammatory).
ـ سیتوكینهای pro-inflammatory بوسیله عوامل زیر كار میكنند:
۱) افزایش تعداد لیمفوسیتها
۲) فعال نمودن ماكروفاژها 
۳ افزایش گردش خون و edema ( بلع از مایع محتبس) از بافت
۴) آوردن سلولهای اضافی گلبول سفید
● سلولهای (T-helper ۱) 
این سلولها تولید كننده pro-inflammatory cytokines هستند. اینها سلولهایی هستند كه بیماری ام اس را بدتر كرده باعث ایجاد جراحت در میلین و آكسونها می شوند. كه شامل اینترفرن گاما (IFN-gamma ) فاكتور tumor necrosis (TNF-alpha ) interleukin۱۲ (IL-۱۲ ) , IL-۶ , IL-۲ و IL-۱ هستند. سلولهای Th-۱ تصور میشود در جریان یك حمله ام اس یا تشدید ناگهانی علایم افزایش پیدا میكنند.
سلولهای Th-۲ (T-helper ۲ ) این سلولها تولید كننده سیتوكینهای ضد ا لتهاب هستند و كاركردشان متوقف نمودن التهاب و ضایعه ( lesion ) در ام اس می باشد. كه شامل interleukin ۴ (IL-۴ ) , IL- ۱۰ و فاكتور رشد در حال تبدیل بتا) TGF-b ) . سلولهای Th-۲ در زمان عود و برگشت ام اس كاهش پیدا كرده و در پایان شعله وری بیماری میزان آن افزایش می یابد. درمانهایی كه باعث تغییر سلولهای T از Th-۱ به Th-۲ میشوند و روی ام اس موثرند داروهایی مثل كوپكسون كه نوعی اینترفرون بتا است می باشد.( این دارو به عللی در ایران توزیع نمی شود ).
● سلولهای پلاسما Plasma Cells
برخی از لیمفوسیتهای وارد شده به مغز سلول پلاسما میشوند كه تولید كننده مقدار زیادی ایمیونوگلوبلین ها ( آنتی بادی ها) هستند آنها همچنین پس از یك تشدید علائم بیماری یا شعله وری برای مدت طولانی در سیستم اعصاب مركز باقی می مانند.● سلولهای گلیال Glial Cells 
اینها سلولهای غیر نورونی مغز هستند كه یاری دهنده به اعصاب می باشند( نورونها سلولهای متفكر مغز هستند كه به سلولهای خاكستری نیز معروفند). یك نوع از سلول گلیال مربوط به ام اس oligodendrocyte (oligo) می باشد. Oligo ها سلولهای تولید كننده میلین عصبی هستند . گاهی اوقات نیز میلین ها بوسیله همین سلولها ترمیم می شوند فرایندی كه به آن remyelination گفته میشود. وقتی ترمیم میلین صورت بگیرد بیمار ام اس بهبود در علائم بیماری را حس میكند كه به این حالت remission گفته میشود. متاسفانه در بیشتر حالتهای ام اس oligo ها نهایتا كاهش یافته یا باتمام میرسند كه در نتیجه آن میلین از بین میرود و توانایی میلین سازی نیز از دست میرود.
میلین جدید بطور طبیعی بوسیله oligo های تازه یا جوان تولید میشوند این سلولهای تازه میلین طی مراحلی از نوعی سلول دیگر بنام سلول بنیادین بوجود میایند. همچنان كه سن انسان بالا میرود سلولهای بنیادین كمتر قادر به تبدیل به oligo ها هستند oligo های پیرتر خودشان را تقسیم و جایگزین نمیكنند. بدون oligo های جوان یا سلولهای بنیادین تولید میلین remyelination به آهستگی یا ناقص صورت می گیرد.
محققین در حال كار روی مكانیزم كشت oligo های جوان یا سلولهای بنیادین در بیماران ام اس برای كمك به ترمیم میلین در نواحی كه دچار ضایعه هستند می باشند. اگرچه این فرایند تاثیری روی خود بیماری ندارد اما بهبود بالقوه در عملكرد اعصاب در بیماران دچار معلولیت شده را به همراه دارد مانند كاربرد آن برای بیمارانی كه دچار ضایعه ستون فقرات هستند و یا دیگرانیكه از ضایعات عصبی در رنجند.
در مطالعه های گذشته سلولهای گلیال در سگهای دچار ضایعه میلین كشت شدند. این كشت منجر به ترمیم میلین در مقیاس زیاد شد و برای یكی از سگها ترمیم میلین تا ماهها ادامه داشت 
احتمال دیگر مربوط به زخمهای دور آكسونهای دچار ضایعه شده در بیماران ام اس می شود. همانگونه كه قبلا اشاره شد مطالعات اینطور نشان می دهند كه سلولها ممكن است هنوز قادر به ترمیم میلین در این نواحی باشند. و محققین شاید بتوانند راهی برای فعال كردن این سلولها بیابند. 
عایقبندی میلین در دو سیستم دیگر جدا از سیستم مركزی اعصاب یافت میشود سیستم اعصاب پیرامونی ( PNS ) كه اعصاب متصل كننده ستون فقرات به دستها و پاها را شامل میشود و سیستم اعصاب خودكار ( ANS )كه اعمال خود كار بدن مثل تنفس – تعرق – ضربان قلب ..... را كنترل میكند.
این سیستم ها بنظر میرسد تحت تاثیر ام اس قرار نمی گیرند در واقع بیماران ام اس بسیار كمی علائم مربوط به اختلالات ANS را تجربه می كنند. یك آزمایش در مرحله اول ساختار سلول میلین را از PNS ( كه به سلولهای شوان Schwann cells معروفند ) برداشته و در مغز یك بیمار ام اس كشت داده كه ببینند آیا این سلولها در سیستم مركزی اعصاب تولید میلین میكنند یا خیر برنامه ریزی برای تحقیقات بیشتر بستگی به این آزمایش اولیه دارد.
نوع دیگر سلول گلیال كه در ام اس نقش دارد astrocyte است سلولی كه بطور عادی از آكسونها حمایت می كند. Astrocyte ها وقتی وارد میلین تخریب شده میشوند هم تعدادشان و هم اندازه اشان بزرگ میشود احتمالا خودشان به آكسونها حمله میكند و جلوی ترمیم میلین را میگیرند. Gliosis آستروسیت بیش از حد بزرگ شده است كه باعث ایجاد زخم حول آكسون میشود.
● سد مغزی-خونی و چسبیدگی مولكولها
وظیفه آستروسیت تنظیم عبور مواد قابل حمل بین مجاری خون و دیگر سلولهای سیستم مركزی اعصاب است. برای دسترسی به بافت سیستم مركزی اعصاب سلولها باید از سد مغزی-خونی عبور كنند. تحت شرایط عادی توانایی مواد برای عبور از دیواره مجاری خون به سیستم مركزی اعصاب بسیار محدود است بدین معنی كه بسیاری از سلولها شامل آنهائیكه باعث ایجاد جراحت هستند بطور عادی قادر به عبور از دیواره مجاری و حمله به سلولهای سیستم مركزی اعصاب نیستند.
در ام اس سلولهای گلوبول سفید میتوانند از سد مغزی-خونی عبور كنند و میلین را جهت تخریب مورد حمله قرار دهند. تحقیقات نشان داده است كه سد مغزی – خونی باید در درجه اول برای جلوگیری از بوجود آمدن ام اس و سپس برای جلوگیری از تخریب میلین اصلاح گردد.
چسبندگی مولكولها ساختار پروتئینی داشته و باور بر این است كه به سلولهای گلوبول سفید سیستم ایمنی كمك میكند تا از سد خونی مغزی بگذرند این مولكولها روی سطح سلولهای گلوبول سفید قرار دارند مثل آستر سلولهای مجاری خون.
سلولهای گلوبول سفید ابتدا بایستی به مجاری خون بچسبند و آستری را بكمك مولكولهای چسبنده قبل از عبور از سد خونی مغزی و رسیدن به سیستم اعصاب مركزی بوجود آورند.
محققین در حال آزمایش عامل جدیدی هستند كه مولكولهای چسبنده را بلوك میكند تا از عبور سلولهای سیستم ایمنی از سد مغزی خونی و رسیدن آنها به میلین جلوگیری كند. فاكتورهایی كه تصور میشود احتمالا نفوذ پذیری سد مغزی خونی را افزایش میدهند عبارتند از عفونت ویروسی و واكسیناسیون.
● پلاكها
زمانیكه میلین ملتهب شده و خون به ناحیه نفوذ میكند ( خونی كه حامل ماكروفاژها و لنفوسیتهاست ) برخی تغییرات مهم رخ میدهند.
ـ سلولهای مهار كننده T كاهش می یابند. ( سلولهایی كه پاسخ ایمنی را مهار میكنند)
ـ سلولهای Th-۱ افزایش می یابند ( سلول هائیكه ابتدا پاسخ ایمنی را از طریق سیتوكینها بهتر میكنند)
ـ اینطور تصور می شود كه سلولهای كشنده T و آنتی بادی ها میلین را هدف قرار داده به میلین و آكسونها حمله میكنند به مانند اینكه آنها مواد خارجی هستند( در نتیجه این حمله ما دچار بیماری یا عفونت می شویم).
ـ ماكروفاژها عمل تمیز كردن را بوسیله مصرف و هضم میلین صدمه دیده انجام می دهند.
ـ اولیگوها سلولهایی كه میتوانند میلین جدید تولید كنند كم یا كلا ناپدید می شوند.
ـ استرو سایتها مقدار و اندازه اشان زیاد و بزرگ میشود كه تشكیل بافت ضخیم و متراكمی را با سلولهای دیگر در همان ناحیه میدهند . این فرایند منجر به ایجاد بافت قویی دور آكسونها میشود كه شبیه به زخم یا سوختگی است. این زخم به پلاك مشهور است این نواحی بافت ضخیم كه بوسیله آستروسایتها ایجاد شده اند در آزمایشهای MRI بصورت لكه های سفید در مغز نشان داده میشوند. 
تغییر در اندازه – تعداد و محل پلاكها تعیین كننده نوع و شدت علائم بیماری است همچنان كه نموداری دیداری برای پزشك برای اندازه گیری میزان پیشرفت بیماری است. پلاكها ممكن است یك آكسون یا چندین آكسون را در بر بگیرند. آنها در اندازه های متفاوت از سر یك سوزن تا یك اینچ طول اندازه دارند.
از آنجائیكه پلاكها انباشته یا تعدادشان افزایش می یابد كاركرد سیستم اعصاب مركزی به مرور بدتر می شود.
جالب اینكه پلاكها گاهی اوقات بطور گسترده ای در مغز و ستون فقرات پخش میشوند كه مشكل خاصی را بوجود نمی آورند دوكلمه multiple sclerosis نیز از همین جا اقتباس شده است در واقع ریشه در كشف پلاكها دارد. multiple یعنی متعدد و sclerosis یعنی زخم و جراحت.
بیاد داشته باشید كه تورم همیشه باعث ایجاد ضایعه در میلین و تشكیل پلاك نمی شود. برخی از آنها بدون ایجاد ضایعه ای بطور كامل بهبود می یابند. چه عاملی به سلولها دستور میدهد تشكیل پلاك بدهند هنوز ناشناخته است. چه چیزی مانع تشكیل پلاك در سایر موارد میشود نیز هنوز یك راز است. سلولهای Th-۲ ظاهر شده و از خود سیتوكینهای ضد تورم یا anti-inflammatory Cytokines را آزاد میكنند كه شاید یكی از دلایل توقف ضایعه و جراحت باشد.
نورم فقط در مراحل ابتدایی SPMS رخ میدهد و بعدا دژنراسیون (رو به انحطاط گذاردن) اولیه باعث تخریب میلین و آكسون میشود. در این زمان apoptosis رخ میدهد و سلولها بسادگی می‌میرند . مورد اخیر در خصوص یكی از انواع ام اس پیشرفته صدق میكند.
● علل احتمالی
علت هر بیماری در یك یا چند سطح از طبقات زیر قرار دارد
ـ toxic سمی
ـ vascular رگی آوندی(عروقی)
ـ metabolic مربوط به سوخت و ساز
ـ heredity وراثتی
ـ congenital مادر زادی
ـ degenerative بیماریهایی كه بمرور زمان ارگانهایی از بدن تخریب میشوند
ـ psychogenic بیماریهای روانی عقلانی
ـ tumors بیماریهای توده ای
ـ trauma بیماریهای ضربه ای
ـ infection عفونت
ـ allergy حساسیت شدید
بسیاری از طبقات فوق با بیماری ام اس نامربوط هستند و طبقاتی نیز به نظر میرسد در ابتلا به بیماری ام اس نقش داشته باشند اما بیشتر تحقیقات از این نظریه پشتیبانی میكنند كه در ابتلا به ام اس عوامل مركب دخیل هستند تا یك عامل مجرد.
▪ بیشترین احتمالات ابتلا به ام اس مربوط به بیماری های
ـ وراثتی ( مورد استعداد ژنتیكی )
ـ عفونت ( بخصوص عمل آهسته ویروسها یا باكتری كه ممكن است برای سالها در حال كمون بمانند )
ـ آلرژی ( خود ایمنی , وقتی كسی نسبت به بافتهای بدن خودش دچار حساسیت شود)
سایر عوامل محتمل عبارتند از:
ـ رگی ( مربوط به جریان گردش خون )
ـ تجمع سموم / سوخت و ساز موادی چون اكسید نیتریك
۱) وراثت
اگر چه وراثت عامل بیماری ام اس نیست یعنی ۵۰ درصد بیماران بچه هایشان ام اس نمی گیرند, ولی استعداد ژنتیكی ممكن است دخیل باشد. همانگونه كه قبلا اشاره شد داشتن ملیت خاص بیشتر از سایر عوامل میتواند دخیل باشد. به هر حال اگر كسی در خانواده اش یك ام اسی داشته باشد احتمال ابتلا به ام اس برای او بیشتر است. بعنوان مثال شانس یك آمریكایی برای ابتلا به ام اس یك به هزار است ( یك دهم یك درصد ) وقتی عضوی از خانواده ام اس داشته باشد ریسك ابتلا به ام اس تا سه و چهار درصد برای سایر اعضا خانواده افزایش می یابد.
بطور فنی برای اینكه یك بیماری وراثتی تلقی بشود باید بیست و پنج درصد یا بیشتر برادر یا خواهران بیمار و ۵۰ درصد یا بیشتر فرزندان او مبتلا به آن بیماری باشند. درحالی كه وراثتی بودن ام اس تایید نشده است تحقیقات نشان میدهند كه ۵ درصد افراد ام اس دارای برادر یا خواهر با همان بیماری هستند و ۱۵ درصد دارای نسبت نزدیك هستند. مطالعه روی دوقلوها نظریه استعداد ژنتیكی را تقویت میكند. شیوع بیماری ام اس در دوقلوهای برادر( غیر همسان ) به میزان ۵ درصد در مقایسه با دوقلوهای همسان به میزان ۳۱ درصد. بعلاوه كشف جراحتهای ام اس بدون وجود علائم در دوقلوهای سالم همسان در بیش از نیمی از سایر دوقلوهای تحت مطالعه.
محققان ژن پاسخ ایمنی را در كروموزوم ۶ تشخیص داده اند كه به HLA DR۲ موسوم است . آنچه در اروپای شمالی معمول است اینكه بیشتر بیماران ام اس رابطه نزدیكی با ژن مربوطه دارند یافتن یك آنتی ژن معمولی بنام HLAدر كلیه (تمام )بیماران ام اس و آنهاییكه بیشترین استعداد ابتلا به بیماری را دارند غیر محتمل است. تحقیقات بشدت روی عوامل ژنتیكی ام اس تاكید دارند.
۲) عفونت
برای بیش از یكصد سال عفونت ( یك ویروس یا باكتری ) بعنوان مضنون اصلی در ایجاد ام اس مطرح بوده است. یك ویروس دیر – عمل , ویروسی كه میتواند برای سالها خود را در حال كمون نگاه دارد تا زمانیكه ماشه بیماری كشیده شود پنهان می ماند. چنین ویروسی میتواند در این بیماری نقش داشته باشد زیرا سه یافته مهم از این ایده پشتیبانی میكند:
۱) اولین یافته مربوط به رابطه بین استعداد ابتلا به ام اس و محیط پیرامون است ( بخصوص فاصله با خط استوا ) در طول اولین پانزده سال عمر در معرض ویروس قرار گرفته سپس ویروس برای سالها بصورت پنهان باقی می ماند. سایر بیماریهای حاد مثل بیماری پاركینسون از چنین الگوی جغرافیایی مثل ام اس پیروی میكنند. انتقال به ناحیه كم خطر بنظر نمی رسد ریسك ابتلا به بیماری را كاهش دهد مگر اینكه این مهاجرت در زمان كودكی صورت گیرد. محلی كه شخص اولین ۱۵ سال عمر خود را در آن میگذراند بنظر میرسد تعیین كننده احتمالی تشخیص بیماری ام اس در آینده است.
▪ سایر تئوریهای مربوط به عرض جغرافیایی و افزایش تعداد بیماران عبارتند از:
ـ آب و هوا ( و رطوبت مربوطه , هوای خنك و كاهش اشعه امواج فرا بنفش )
ـ محیط پیرامون ( شامل رژیم غذایی و نحوه زندگی )
ـ نظافت
ـ مصونیت نژادیبیشترین میزان شیوع بیماری ام اس در كشورهایی دیده میشود كه از لحاظ استانداردهای بهداشتی در مقام اول قرار دارند. كشورهای فقیر تر كه از نظر بهداشتی در رتبه های بسیار پایین تری قرار دارند دارای كمترین میزان شیوع بیماری ام اس هستند. این وضعیت از این تئوری كه قرار گرفتن در معرض این باكتری یا ویروس در سنین بسیار كم سیستم ایمنی را بر علیه این بیماری آماده میكند تقویت میكند.
۲) دومین یافته مربوط به دنبال نمودن یك ویروس موجود است. بعنوان مثال سطوح غیر عادی آنتی بادیهای ویروسی كه همواره در بیماران ام اس پیدا شده است بمانند ذرات ویروسی مختلف و دیگر نشانه های عفونت ویروسی. اگر چه ویروس بخصوصی در ارتباط با ام اس شناخته نشده است , مطالعات انجام شده برای مدت بیش از ۵۰ سال بیش از ۱۰ نوع از آنتی بادیها را در مایع مغزی-نخاعی در بیماران ام اس نشان داده است.
بیشتر بیماران ام اس حداقل دارای یك نوع آنتی بادی ویروسی هستند (اگر بیشتر نباشد) توجه خاص روی سرخك , تبخال , لنفوم سلول T انسانی , و ویروسهای Epstein-Barr است. تصور دخیل بودن بیش از یك ویروس در كمك به ایجاد ام اس یا عامل اصلی ام اس نیز بسیار قوی است.
تحقیقات گذشته همبستگی جالبی را بین افزایش شدید ویروس هاری ( CDV ) در ناحیه ای كه جمعیت سگها بالا بود ( اشخاص زیادی به نگهداری سگ می پرداختند) و افزایش موارد بیماری ام اس در ۱۰ سال بعد پیدا كردند. این مورد, هم در آیسلند و هم در جزیره ای نزدیك انگلستان ثبت شده است.
محققان متفق القولند كه ام اس قابل انتقال نیست بعبارت دیگر مسری نیست بنابراین از یك فرد به فرد دیگر قابل سرایت نیست ( مگر ژنتیكی ) . همسران بیماران ام اس ریسكی را متحمل نمیشوند و انتقال بیماری در كودكان به فرزندی قبول شده در خانواده ای كه مادر یا پدر ام اس داشته مشاهده نشده است. 
محققان شواهدی از ویروس تبخال یافتند كه احتمالا در ایجاد بیماری ام اس موثر است. تجمعی از این ویروسها در لبه پلاكها در كالبد شكافی مغز بیماران ام اس یافت شد در حالیكه در كالبد شكافی مغز افراد بدون ام اس چنین تجمعی از ویروس مشاهده نشد. این ویروس human herpesvirus-۶ ( HHV-۶) ویروس تبخال انسانی – ۶ همان ویروسی است كه در كودكی باعث سرخك می شود. در یك تخمین ۹۰ درصد امریكائیها مبتلا به این بیماری شده اند كه عمدتا در كودكی افراد را مبتلا كرده و باعث تب خفیف میشود. 
در تحقیق اخیر سلولهای فعال مبتلا كننده HHV-۶ در بافت سیستم مركزی اعصاب ۷۳ درصد بیماران ام اس وجود داشته اند. ۹۰ درصد بخشهای بافت كه با demyelination فعال مواجه بودند دارای سلولهای مبتلا شده به HHV-۶ بودند. در مقایسه با بافتهای غیر فعال بیماری تنها ۱۳ درصد مبتلا به ویروس بودند. در بافت سیستم مركزی اعصاب از ۲۸ فرد بدون بیماری ام اس تنها دو مورد مبتلا به HHV-۶ بودند و هر دو به بیماری HHV-۶ Leukoencephalitis در آنها تشخیص داده شده بود ( بیماری ماده سفید مغز) .
همچنین در ۵۴ درصد از ۴۱ بیمار ام اس عفونتهای HHV-۶ فعال در نمونه آزمایش خون آنها مشاهده شد. اما در آزمایش خون كه از ۶۱ فرد سالم بعمل آمد وجود این عفونت منتفی بود.
مقایسه بیماران ام اس با عفونت HHV-۶ و بیماران بدون این عفونت تفاوتی در دوره های بیماری مشاهده نشد. اگر چه آنهایی كه آزمایششان مثبت بود در مقابل بیمارانی كه آزمایش آنها منفی بود بسیار جوان تر بودند و برای مدت زمان كمتری دچار بیماری ام اس شده بودند. كه احتمال تغییر آسیب شناسی ام اس را در طول زمان تقویت میكند. با این وجود یك پیوند علی بین ام اس و HHV-۶ برقرار شده است.
۳) ویروس (Epstein-Barr ) 
این ویروس در ارتباط با ام اس بوده است و برخی از دانشمندان بر نقش این ویروس در ایجاد و سبب شناسی بیماری ام اس تاكید دارند. این ویروس به خانواده تبخالها تعلق دارد و ابتدا بعنوان عامل اصلی تك هسته فزونی؟ بیماری منونوكلئوز ( mononucleosis) شناخته میشود.. EBV عامل بیماریهای دیگر چون سرطان و اختلالات عصبی است.
EBV بسیار شایع بوده و بیش از ۹۵% افراد تا ۴۰ سال در آمریكا آلوده به این ویروس هستند. نتایج دو تحقیق در دانشكده پرستاری دانشگاه هاروارد نشان داده است كه زنان با سطوح بالای آنتی بادی EBV در گلوبول سفید خونشان چهار برابر بیشتر در معرض ابتلا به ام اس هستند از طرف دیگر سایر تحقیقات نشان داده است كه افراد بدون آنتی بادی EBV بندرت دچار ام اس شده اند.
این یافته ها باعث نمی شود كه ویروسی بودن بیماری ام اس قطعی تلقی گردد درحالیكه اینها خبر از شواهد فزاینده در خصوص ویروسهای فعال یا آنتی بادیهای ویروسی در افراد مبتلا به ام اس در مقایسه با افراد بدون ام اس میدهند. محققین نمی دانند نتایج حاصله علت بیماری
ام اس است یا تاثیر آن. از آنجائیكه سیستم خود ایمنی بیماران ام اس بیش از حد فعال بنظر میرسد , یك بیمار ام اس واكنش بیشتری نسبت به ویروسهای خفته نشان میدهد تا افرادی كه سیستم ایمنی منظم تری دارند. در هر حال این یافته ها ما را بسوی آزمایشهای بیشتر در خصوص استفاده از دارو های ضد ویروسی برای درمان ام اس رهنمون میكند.
▪ سومین یافته حاصل از مطالعات نشان میدهد كه چگونه ویروسها میتوانند باعث حالت شبیه فروكش و عود بیماری ام اس و از بین رفتن میلین بعنوان یك بیماری در حیوانات شوند آزمایشهای اولیه اغلب در آزمایشگاه روی حیوانات آزمایشگاهی صورت گرفت كه آنها را به بیماریی موسوم به experimental allergic encephalomyelitis (EAE) مبتلا نمودند.
EAE یك بیماری خود ایمنی است كه با تزریق میلین یا پروتئین های خاص میلین به حیوانات سالم بوجود می آید این پروتئین ها حاوی ارگانیسم های سل كشته شده هستند. EAE شبیه ام اس عمل كرده و به محققین اجازه میدهد تا روی بسیاری از زمینه های تخریب میلین مطالعه كنند. البته به هر حال اختلاف زیادی بین دو بیماری وجود دارد و داروهایی كه روی بیماری EAE موثر بوده اند روی ام اس تاثیر كمی داشته اند.
مدل تجربی دیگر ام اس ویروس Theiler’s murine encephalomyelitis ) TMEV ( می باشد. بوسیله مایه كوبی درون مغزی موشهای مستعد میتوانند دچار این بیماری شوندكه حالت شبیه سازی تورم و تخریب میلین inflammation and demyelination كه در ام اس بوجود می آید را ایجاد میكند. 
این مدلهای تجربی MS به محققین بینشی در مورد فرایندهای سلولی كه در ام اس اتفاق میافتد میدهد. این مدلها همچنین برای یافتن درمانهای جدید قبل از آزمایش روی انسان حیاتی هستند زیرا محققین را قادر به مطالعه روی انواع مواد دارویی از جهات امن بودن – كارا بودن و پاسخ بدن به دارو میكند
۴) Allergy حساسیت
از نظر تكنیكی ام اس را میتوان بطور كامل یك نوع آلرژی دانست اما این نوع آلرژی با آلرژی كه ما بطور سنتی ناشی از مواد خارجی مثل گرده و غبار میدانیم متفاوت است بجای آن این نوع آلرژی ناشی از خود ایمنی است و زمانی رخ میدهد كه فرد نسبت به بافتهای بدن خودش حساس شود و آنتی بادیهایی را تولید كند كه به سلولهای سالم بدنش حمله كنند.
ام اس عامل بوجود آمدن آنتی بادی هایی است كه به میلین و آكسون حمله میكنند. سایر بیماریهای خود ایمنی مثل تب، درد مفاصل، آرتریت روماتوئید، لوپوس و میاستنیا گراویس است.
۵) ضربه یا زخم
ایده جراحت یا حتی حمله فشار روحی برای شروع ام اس یا برانگیخته شدن ام اس برای مدتهاست كه مورد بحث و مجادله بین محققین , پزشكان و بیماران است. تعداد زیادی مطالعه برای دستیابی به بینشی عمیق تر در خصوص این تئوری انجام گرفته است , در بیشتر موارد نتایج غیر قطعی بودند اگر چه بسیاری از بیماران ام اس به وجود traumatic یا واقعه تنش زا كه منجر به ایجاد یا وخیم تر شدن ام اس آنها شده است گواهی میدهند. 
۶) Vascular مربوط به رگ عروقی
در ارتباط با گردش خون یك عامل رگی یا عروقی برای ام اس تا همین اواخر نا مربوط تلقی میشد. یك مطالعه نشان داد حدود ۵۰ % بیماران ام اس سر درد های میگرنی را گزارش نموده اند در همین حال مطالعه دیگری یافته است كه سر درد های میگرن تا بیش از دو برابر در بین بیمارن ام اس نسبت به گروه های كنترل شایعتر است. بیش از یك سوم بیماران اعلام نمودند كه قبل از تشخیص بیماری ام اس در آنها دچار میگرن بوده اند و ۲۰ % نیز گزارش نمودند دارای سابقه خانوادگی در خصوص میگرن هستند در مقابل ۱۰ % گروه كنترل. 
این اطلاعات جدید احتمالا ما را بسوی یك ارتباط عروقی در زیر مجموعه ای از بیماران ام اس هدایت میكند. یك توضیح آن ممكن است این باشد كه عوامل ژنتیك ام اس عامل میگرن نیز هستند در هر حال پیوند تصادفی وجود ندارد.
● تئوریهای مركب
MS ممكن است بیماریی باشد كه ابتدا با یك ویروس آرام عمل كننده شروع شده و سپس منجر به اختلال سیستم خود ایمنی در افراد مستعد از نظر ژنتیكی شود. بخشی از حملات
ام اس تقریبا بلافاصله بعد از یك بیماری ویروسی رخ میدهد، بیماریهایی مانند سرماخوردگی یا آنفولانزا . در صورتی كه سیستم ایمنی در معرض یك ویروس آرام عمل كننده قرار گرفته باشد یك بیماری ویروسی احتمالا در ایجاد ام اس بدتر شونده نقش دارد.
یك تئوری این ایده را دنبال میكند كه سیستم ایمنی به اشتباه بخشی از میلینی را كه ساختارآن شبیه به یك ویروس است ( molecular mimicry ) اصلاح میكند سیستم ایمنی سپس به اشتباه میلین را نابود میكند. تنوری دیگر با ایجاد ضایعه در میلین ناشی از عفونت ویروسی شروع میشود سپس باعث رها شدن مقداری از میلین در جریان خون میگرددكه حاصل آن پاسخ سیستم خود ایمنی برای مبارزه با مواد خارجی است.
بعلاوه عفونتهای ویروسی T-lymphocytes را فعال میكند كه در نتیجه آن interferon-gamma (IFN-gamma) در بدن رها میشود IFN-gamma یك سیتوكین است كه سیستم ایمنی را برای مورد هدف قرار دادن و تخریب سلولها تحریك میكند. مطالعات بالینی نشان داده اند كه IFN-gamma ام اس بدتر شونده را درمان میكند.
Interferon-beta (IFN-beta) در بدن نیز تولید میشود و ام اس را بوسیله كاهش اهداف تشخیص داده , ترمیم BBB(سد خونی-مغزی) و كاهش تورم ناشی از سیتوكینها آرام می نماید. سه نوع داروهای IFN-BETA عبارتند ار بتاسرون – آونكس و ربیف كه همگی آنها برای درمان طولانی مدت بیماری ام اس از نوع عودكننده فروكش یابنده مورد تایید قرار گرفته اند


تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
بازدید : 173
نویسنده : sina95

 محققان دریافتند کودکان و نوزادانی که پیش از به دنیا آمدن در معرض دود سیگار قرار دارند، علاوه بر آسم دچار اگزما نیز می‌شوند.

دانشمندان براساس تحقیقاتی که بر روی هزاران بچه‌ای که دود سیگار و تنباکو را استنشاق کرده‌اند، انجام دادند، دریافتند: کودکان و نوزادانی که پیش از به دنیا آمدن در معرض دود سیگار قرار می‌گیرند، بیشتر از دیگر بچه‌ها امکان ابتلا به اگزما را در سال‌های بعد زندگی خود دارند.

درماتیت آتوپیک یا اگزما موجب خارش پوست، قرمزی، ترک خوردگی، بیرون آمدن مایع پس از خارش، پوسته پوسته شدن و یا دلمه بستن می‌شود. این حالت التهابی تا ۳۰ درصد مردم آمریکا را گرفتار خود کرده است.

پیش از این گفته می‌شد بیماری آسم یکی از بیماری‌های مرتبط با استنشاق دود سیگار از محیط اطراف است اما اکنون مطالعات انجام شده، اگزما را هم یکی دیگر از عوارض این وضعیت برشمرده‌اند.

تحقیقی با عنوان سلامت کودکان و مطالعه‌ محیطی، ۳ هزار و ۶۳۹ کودک سن ۷ و ۸ ساله را مورد بررسی قرار داد. مواجهه آن‌ها با دود سیگار در دوره قبل از تولد و ارتباط آن با اگزما موضوع پرسشنامه‌ای بود که باید توسط شرکت کنندگان پر می‌شد. همچنین نمونه‌های خون این افراد گرفته شد و آن‌ها تا دو سال تحت نظر قرار گرفتند.

یافته‌های دانشمندان حاکی از این است که استنشاق دود سیگار قبل از تولد و بعد از آن به صورت مداوم، برای بچه‌هایی که حامل انواع به خصوصی از ژنوم که TNF آلفا و TLR۴ – پروتئین‌هایی که سلول‌های ایمنی را تنظیم و آن را فعال می‌کند- را رمزگذاری می‌کند هستند، ریسک بروز درماتیت آتوپیک را افزایش می‌دهد.

اگر کودک حامل یکی از ژنوم‌های گفته شده باشد و به صورت غیرمستقیم نیز در معرض دود تنباکو قرار بگیرد، درماتیت آتوپیک یا اگزما ایجاد خواهد شد.

اگزما علاوه بر مشکلات ظاهری برای سلامت پوست بسیار آسیب‌رسان است و به مادران باردار توصیه می‌شود در دوران بارداری در معرض دود تنباکو قرار نگیرند.(نیکو)


تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
بازدید : 167
نویسنده : sina95

 خانمی ۴۵ ساله و دارای ۳ فرزند پسرم. شوهرم کارگر و خودم شاغلم. پسر بزرگم ۱۷ ساله است و چند سالی است که مخفیانه سیگار می‌کشد ولی ما بتازگی متوجه شده‌ایم. از کودکی‌اش تا حالا هر چه نیاز داشته، برایش فراهم کرده‌ایم. نمی‌دانم با این مشکل چه کار کنم. شوهرم فقط زبان دعوا و کتک زدن را بلد است.

پاسخ مشاور: در توجه به نیازهای فرزندان باید حالت اعتدال در پیش گرفت زیرا همان گونه که بی‌توجهی به تامین نیازهای ضروری آن‌ها به سلامت جسم و روانشان لطمه می‌زند، توجه بیش از حد و تامین همه خواسته‌های آن‌ها نیز آسیب‌های جبران ناپذیری به تربیت آن‌ها وارد می‌کند. با این حال، امیدوارم توصیه‌هایی که در ادامه مطرح می‌شود به شما برای حل مشکلتان کمک کند.


فرزندتان را مسئولیت پذیر کنید

در قدم اول باید حس مسئولیت پذیری را در فرزندتان تقویت کنید و کارهایی را متناسب با سن و سالش به او بسپارید و نتیجه را نیز از او بخواهید چراکه فرزندتان در کنار کسب علم و دانش باید در میدان عمل و زندگی نیز تلاش و فعالیت داشته باشد تا قدرت مقابله‌اش با مشکلات زندگی افزایش یابد بنابراین به خاطر ترحم و دلسوزی، او را بی‌مسئولیت بار نیاورید.


روابط عاطفیتان را تقویت کنید

به احتمال زیاد یکی از دلایل گرایش فرزندتان به سیگاری شدن در دوره نوجوانی، تلاش برای جلب توجه دیگران است. بنابراین با تعریف‌های بجا از او، اعتماد به نفس‌اش را بالا ببرید و از برخورد توام با خشونت و مجازات خودداری کنید چراکه به احتمال زیاد نتیجه نخواهد داد.

همچنین سعی کنید خودتان را از لحاظ عاطفی به او نزدیک کنید و با تقویت روابط عاطفی و روانی و برخورد محبت آمیز در او تاثیر مثبت بگذارید تا زمینه ترک این رفتار غلط در او فراهم شود.


آگاهی‌های فرزندتان را بیشتر کنید

با گفت‌و‌گو، از همسرتان بخواهید تا در روش تربیتی فرزندتان با شما هماهنگ شود و توجه داشته باشید که برخورد قهرآمیز با فرزندتان فقط او را از شما دور‌تر خواهد کرد و احتمال اصلاح او را کاهش خواهد داد.
همچنین اوقات فراغت و بلاتکلیفی فرزندتان را با کارهای فرهنگی، هنری، ورزشی و آموزش مهارت‌های شغلی مناسب پر کنید. دقایقی از شبانه روز را به همنشینی و گوش دادن به صحبت‌های فرزندتان بگذرانید و به هر شیوه‌ای که به شخصیت او توهین نشود، تلاش کنید تا او را آگاه کنید تا به اشتباهات خودش پی برده و برای اصلاح آن همت کند و به اهمیت کنترل رفتار خود پی ببرد. البته اینکه او مخفیانه سیگار می‌کشد، نشان می‌دهد که از نامناسب بودن رفتارش آگاه است بنابراین برای اصلاح رفتار اشتباه‌اش به او کمک کنید.
سعی کنید حتما دوستان فرزندتان را هم بیشتر بشناسید و در صورت لزوم رفت و آمد او با بعضی دوستانش را محدود کنید چراکه شاید یکی از دلایل سیگاری شدن او دوستان نامناسبش باشند. در پایان می‌توانید از مشاوران ومتخصصان در حوزه ترک سیگار هم کمک بگیرید. (عباسعلی براتی، کار‌شناس ارشد روان شناسی/خراسان)


تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
بازدید : 174
نویسنده : sina95

  بنابر اعلام محققان، تخمین‌زده شده است که ۴۰ درصد از ما انسان‌ها زمانی در زندگی‌مان دچار درد جانکاه تنهایی می‌شویم. با این حال تعداد کمی از ما می‌دانیم که این موضوع چه اثری روی ما می‌گذارد. بر این اساس درباره تنهایی چند حقیقت بیان شده است:

تنهایی ربطی به تعداد دوستان و روابط اجتماعی ندارد: تنهایی کاملا به کیفیت فردی در روابط انسان مربوط است. زیرا ممکن است او با افراد جامعه‌اش در ارتباط باشد، اما از نظر احساسی یا اجتماعی و تفکر از اطرافیان‌شان جدا بوده و بشدت احساس تنهایی کند.

بیش از 60 درصد از افرادی که احساس تنهایی می‌کنند، متاهل هستند: وقتی زوج‌ها از عمیق‌ترین احساسات، افکار و تجربه‌هایشان با دیگری صحبت نمی‌کنند، از نظر احساسی از یکدیگر جدا شده و گرفتار غم تنهایی می‌شوند. این افراد تصور می‌کنند که همسران‌شان نمی‌توانند احساسات عمیق آنها را درک کرده، بنابراین کمتربا یکدیگر صحبت می‌کنند.

تنهایی درک ما از روابط‌مان را منحرف می‌کند: مطالعات نشان داده است هر زمان از مردم بخواهید لحظاتی را که احساس تنهایی می‌کردند، به خاطر بیاورند کافی است تا دوباره احساس تنهایی کرده و روابط‌شان را با دیگران کم اهمیت تلقی کنند. در حقیقت بیشتر افرادی که احساس تنهایی می‌کنند، کمتر در ایجاد رابطه با دیگران پیشقدم می‌شوند و خود را در دام تنهایی عمیق‌تری گرفتار می‌کنند.

احساس تنهایی کردن مسری است: خیلی راحت می‌توان کسی را که گرفتار تنهایی و احساس مخرب آن است، شناسایی کرد و جالب است بدانید در تحقیقی مشخص شده افرادی که احساس تنهایی می‌کنند، می‌توانند این حس خود را به دوستان و اطرفیان‌شان نیز انتقال دهند.

تنهایی باعث احساس سرما می‌شود: در تحقیقی از داوطلبان خواسته شد خاطرات روزهای تنهایی‌شان را به یادآورند. شرکت‌کنندگان هنگام یادآوری این خاطرات به وضوح احساس سرما کردند و حتی دمای واقعی پوست بدن‌شان پایین آمد. در واقع بدن ما نسبت به تنهایی بشدت واکنش نشان می‌دهد.

تنهایی موجب می‌شود که سلامت‌مان به خطر بیفتد: تنهایی باعث می‌شود گرفتار فشار خون، کلسترول بالا و دیگر ناراحتی‌های جسمی شویم. در واقع با افزایش هورمون استرس ما را دچار مشکلات روانی و فیزیکی می‌کند. از طرفی، تنهایی مزمن احتمال حمله قلبی ـ عروقی را افزایش می‌دهد، زیرا وقتی فرد احساس تنهایی می‌کند، بدنش تحت فشار و تنش بسیاری است.

تنهایی به اندازه سیگار کشیدن خطرناک است: دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که تنهایی به اندازه سیگار کشیدن از عمر انسان کاسته و تا 14 درصد خطر مرگ زودرس را افزایش می‌دهد.


تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
بازدید : 361
نویسنده : sina95

 طبق یک مطالعه جدید افراد سیگاری سه برابر بیشتر در معرض خطر ابتلا به بیماری های روانی هستند.

اسکیزوفرنی یک اختلال روانی است که مشخصه آن از کارافتادگی فرایندهای فکری و پاسخگویی عاطفی ضعیف است. این بیماری در بین همه بیماری های عمده روانشناختی از همه وخیم تر است و معمولاً خود را به صورت توهم شنیداری، توهم‌های جنون آمیز یا عجیب و غریب، یا تکلم و تفکر آشفته نشان می‌دهد، و با اختلال در عملکرد اجتماعی یا شغلی قابل توجهی همراه است.

 

مطالعات جدید حاکی از آن است که بین سیگارکشیدن و روان پریشی رابطه وجود دارد. بر اساس این مطالعات، ۵۷ درصد افرادی که نشانه های جنون را از خود نشان دادند، سیگاری بودند. این آمار به این معناست که احتمال ابتلا به بیماری های روانی در افراد سیگاری، حدودا سه برابر افراد غیرسیگاری است.

 

محققان دانشکده کینگ لندن در این مطالعه، فرضیه ای را مطرح می کنند که به نقش سیستم دوپامین در مغز اشاره دارد. بر اساس این فرضیه، دوپامین بهترین توضیح بیولوژیکی برای بیماری های روانی مانند شیزوفرنی است. در معرض نیکوتین قرار گرفتن، باعث افزایش آزاد شدن دوپامین می شود و این موضوع منجر به بروز روان پریشی می گردد.(مهر)


تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
بازدید : 151
نویسنده : sina95

 

محققان دانشگاه میزوری آمریکا در یک مطالعه متوجه شدند که سیر می تواند به روش های بسیاری موجب سالم نگاه داشتن انسان ها شود. به گفته این محققان ماده موجود در سیر مانع از بروز بیماری های عصب شناختی مرتبط با سن از جمله آلزایمر و پارکینسون می شود.

در این مطالعه محققان محور توجه خود را بر روی یک کربوهیدرات مشتق از سیر موسوم به FruArg متمرکز کرده و نقش آن را در واکنش های محافظتی مورد بررسی قرار دادند.


محققان توانایی این ماده غذایی را بر مهار و حتی برعکس کردن آسیب سلول مغزی ناشی از استرس های محیطی بررسی نمودند. استرس های محیطی می تواند شامل روند پیری، سیگار کشیدن، آلودگی هوا، آسیب مغزی و یا مصرف بیش از حد الکل باشد.


نتایج این مطالعه نشان داد که سیر نه تنها روند پیری را کند می کند بلکه می تواند از ابتلا به بیماری های عصبی مرتبط با افزایش سن مانند آلزایمر و پارکینسون پیشگیری کند. محققان دانشگاه میزوری متوجه شدند که وجود این کربوهیدرات در سیر عامل این فواید است.


«زوزانگ گو»، استادیار پاتولوژی و آناتومی دانشکده پزشکی میزوری و سرپرست تیم مطالعه، در این باره می گوید: «سیر یکی از مکمل های غذایی پرمصرف است.»


بیشتر مردم سیر را به دلیل برخورداری از مولفه های محتوی سولفور که منبع خوبی از آنتی اکسیدان است، یک ماده غذایی مفید می دانند. محققان قصد دارند در آینده اثرات FruArg را بر سایر سلول های بدن که با ابتلا به بیماری هایی مانند بیماری قلبی، دیابت و سرطان مرتبط هستند، مطالعه کنند.(سلامت نیوز)


تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
بازدید : 133
نویسنده : sina95

 

 

زنها و مردها می دانند آنجا چه خبر است ؟!

اگر شما به تازگی ازدواج کرده اید و در شبکه های اجتماعی عضویت دارید، احتیاط بیشتری در این زمینه به خرج دهید و این مطلب را با دقت بخوانید؛ زیرا محققان براساس بررسی های خود متوجه شده اند این فعالیت های آنلاین می تواند بستری را برای متارکه فراهم آورد و زمینه لازم برای سوءظن را ایجاد کند.

 
 

شرکت حقوق و قضایی Slater and Gordon بریتانیا در مطالعه جدید خود به این نتیجه رسیده است که شبکه های رسانه ای منبع اصلی برای تنش های زناشویی محسوب می شوند و اگر به آنها توجه درست نشود، می توانند مشکلات عدیده ای به وجود آورند. مطالعه جدید روی بیش از دو هزار زوج بریتانیایی انجام شد و کارشناسان به این نتیجه رسیدند که تقریبا یک چهارم آنها در طول هفته یک مشاجره مرتبط به شبکه های اجتماعی دارند و 17 درصد زوجین هم اعلام کردند که به دلیل مشابه هر روز با همسر خود درگیری و جدل دارند.

شبکه های دردسرساز

اندرو نیوبری که مدیریت مرکز قضایی Slater and Gordon را برعهده دارد، توضیح داد که شبکه های رسانه ای ابزار مناسبی برای برقراری ارتباط با اعضای خانواده و دوستان محسوب می شوند و کاربردهای فراوانی برای کاربران هزاره سوم دارند. این سایت ها در حالت کلی به یک فضای کاربردی تبدیل شده اند و محیط پیرامون افراد را تشویق می کند تا در انواع مختلف آن حضور یابند و از فیس بوک گرفته تا ابزارهای پیام رسان مانند وایبر و واتس اپ هر روز خدمات جدید ارایه می دهند تا بر تعداد مخاطبان خود بیفزایند. اما باید توجه داشت که فضاهای مذکور به جز خدمات مفیدی که ارایه می دهند، مشکلاتی را هم به همراه دارند و در برخی مواقع می توانند زمینه ایجاد تفرقه میان افراد متاهل باشند.

او در این خصوص می گوید: «پنج سال قبل فیس بوک شهرت امروزی را نداشت و کمتر کسی برای حضور در این شبکه اجتماعی اصرار داشت. در آن زمان به ندرت دیده می شد که یکی از زوجین به خاطر فعالیت همسر خود در فیس بوک شکایتی داشته باشد و احساس نارضایتی کند. اما این روزها مشکل مذکور جدی شده است و هر روز اخبار مختلف در این زمینه به گوش می رسد که زن یا شوهر به دلیل حضور نادرست طرف مقابل در فیس بوک از او شکایت کرده اند و حتی رابطه آنها به متارکه کشیده است. این شرایط به گونه ای پیش رفته است که برخی مشاورها شبکه اجتماعی را عامل طلاق معرفی می کنند.»

البته باید توجه داشت که نوع رفتار افراد در شبکه های اجتماعی موجب بروز مشکل نمی شود. بررسی جدید این مساله را ثابت کرده که حتی مدت زمان حضور در فضاهایی مانند فیس بوک، اسکایپ، اسنپ چت، توییتر و واست اپ هم عاملی برای مشاجره میان زوجین بوده است.

یک پنجم کسانی که در این مطالعه حضور داشتند اعلام کردند که پس از اطلاع از حضور همسر خود در شبکه های اجتماعی بدون هر دلیلی احساس ناخوشایند داشته اند، 43 درصد در این زمینه با همسر خود مقابله کرده اند و 40 درصد هم به خود زمان داده اند تا بیشتر در این زمینه فکر کنند. نیوبوری اعلام کرد که مطالعه آنها یک توصیه کلی به همه همسران می کند و آن هم توجه بیشتر برای حضور در شبکه های اجتماعی است تا از این طریق خدشه ای به زندگی مشترک آنها وارد نشود.

سعودی های متارکه جو

مشکلات زن و شوهرها در شبکه های اجتماعی برای برخی جوامع جدی تر گزارش شده است. از این فضاهایی مانند فیس بوک و واتس اپ این روزها نقش عمده در متارکه میان ساکنان عربستان سعودی ایفا می کنند و رسانه های محلی اعلام کرده اند در این کشور پادشاهی در هر سال 30هزار نفر و در هر روز 82 نفر از هم جدا می شوند. وزارت دادگستری عربستان اعلام کرد تنها در سال 2014 میلادی 33954 زوج سعودی از هم جدا شدند و در شهرهای مکه و جده بیشترین آمار طلاق به ثبت رسید. اما فاضل العمانی، از محققان برجسته این کشور در بررسی جدید خود 10 عامل اصلی برای متارکه میان زوجین صعودی را مشخص کرد و در راس آنها گفته شد اینترنت و شبکه های اجتماعی مهم ترین عامل برای طلاق میان افرادی محسوب می شوند که به تازگی با یکدیگر ازدوج کرده اند.

این کارشناسان توضیح داده اند شبکه های اجتماعی دست کم 25 درصد طلاق های صورت گرفته در عربستان سعودی را موجب شده اند و پیش بینی می شود در سال های پیش رو این میزان افزوده شود. براساس بررسی جدید، 20درصد طلاق ها در عربستان به دنبال ارسال پیام یا تصویر خصوصی در شبکه های اجتماعی صورت می گیرد و این مساله همه را نگران کرده است.

دولت عربستان و مراکز مشاوره خانواده در آن آمار و ارقام مذکور را بسیار جدی گرفته اند و این روزها می کوشند زنان و مردان جوان را به حاضرنشدن در شبکه های اجتماعی تشویق کنند. در حال حاضر کلاس های آموزشی برای جوانان سعودی برگزار می شود تا با معایب حضور در شبکه های اجتماعی آشنا شوند. این کلاس ها مربوط به دوره پیش از ازدواج می شود و دولت سعودی به این نتیجه رسیده که از این طریق می تواند میزان طلاق را بین جوانان خود پایین بیاورد.

پیام رسانی برای طلاق

براساس قانون جدید که در آمریکا به تصویب رسیده است، زمانی که زوجین با یکدیگر به مشکل برخورده اند و قصد آنها برای جدایی قطعی شده است، اجازه دارند درخواست طلاق را از طریق پیام خصوصی در فیس بوک برای فرد مقابل ارسال کنند. این قانون پس از آن به تصویب رسید که الاتورا بایدو 26 ساله تصمیم گرفت از همسر خود جدا شود و وکیل او پس از دادخواست از دادگاه منطقه ای سرانجام این اجازه را دریافت کرد تا احضاریه طلاق را از طریق پیام خصوصی در فیس بوک به دست طرف مقابل برساند.

خانم بایدو سال 2009 میلادی با یک مرد غنایی به نام سنا دارکو، ازدواج کرد. پس از گذشت مدتی مشکلات فراوانی میان آن دو به وجود آمد. در سال 2011 میلادی پس از مشاجرات فراوان دراکو منزل خود را ترک کرد و طی چهار سال گذشته هیچ خبری از او نبود. سرانجام بایدو یک وکیل زبده در اختیار گرفت تا بتواند نشانی از این مرد پیدا کند که البته این اقدام هم به هیچ نتیجه ای نرسید. بایدو که تصمیمش برای متارکه جدی بود، به دادگاه عالی منهتن مراجعه کرد و از قاضی خواست هرچه سریع تر پرونده مربوط به جدایی آنها را بررسی کند.

تلاش ها در این زمینه هم بی نتیجه ماند و از آنجایی که دراکو آدرسی از خود به جا نگذاشته بود، امکان ارسال احضاریه وجود نداشت. وکیل خانم بایدو به قاضی پرونده پیشنهاد داد تا احضاریه از طریق پیام خصوصی در فیس بوک برای این مرد غنایی ارسال شود و از آنجایی که این اتفاق تا آن زمان در کشور آمریکا صورت نگرفته بود، با آن مخالفت شد. سرانجام دادگاه عالی منهتن جلسات فوق العاده تشکیل داد و پس از چند ماه بررسی قانونی را ارایه کرد تا به موجب آن در شرایط اضطراری دادخواست طلاق از طریق پیام خصوصی در شبکه های اجتماعی ارسال شود.

براساس این قانون، زوجین آمریکایی که هم اکنون قصد متارکه از یکدیگر را دارند و به طرف مقابل دسترسی ندارند، می توانند با ارسال پیام خصوصی احضاریه دادگاه را به دست آنها برسانند.

فیس بوک مشکل آفرین

اگرچه حضور زن و مرد در انواع مختلف شبکه های اجتماعی می تواند روی رابطه آنها تاثیر منفی برجا بگذارد، اما بررسی ها نشان داده که تاثیرات فیس بوک در این زمینه بیش از فضاهای مشابه است. کارشناسان بر این باورند که طی چند سال نخست ازدواج، فیس بوک یک تهدید جدی محسوب می شود و می تواند آثار جبران ناپذیری را روی رابطه دو طرف به جا بگذارد. مرکز Slater and Gordon در گزارش اخیر خود پنج روشی که فیس بوک طی آن رابطه میزان زن و شوهر را تهدید می کند و آنها را تا پای میز متارکه می برد، به قرار زیر معرفی کرده است:

1- فیس بوک موجب ایجاد سوءظن میان افراد می شود و برای زوج هایی که به تازگی ازدواج کرده اند، مشکلات فراوانی برجا می گذارد. نتایج حاصل از مطالعه جدید نشان داده است 58 درصد افراد رمز عبور فیس بوک همسر خود را دارند و این در حالی است که فرد مقابل نمی داند همسرش به رمز عبور او دسترسی دارد. با این اتفاق، هرگونه ارتباط فرد با اطرافیان می تواند عامل مشاجره جدید باشد و اگر این رمز عبور تغییر کند، سوءظن برای روابط مخفیانه بیشتر می شود و احتمال متارکه افزایش می یابد.

2- ابزار ارتباطی فیس بوک برای گفت و گوهای اینترنتی عاملی است که به این مشکل دامن می زند. در بهترین حالت تصور بر این است که زن یا مرد ابزارهای فیس بوک را برای برقراری ارتباط با اعضای خانواده یا نزدیکان خود مورد استفاده قرار می دهد. اما بررسی جدید نشان داد این ابزار در 14 درصد موارد برای دنبال کردن یک ارتباط مخفیانه مورد استفاده قرار می گیرد و پس از گذشت مدتی این اتفاق مشکلات فراوانی را به همراه می آورد.

3- برخی اتفاقات میان زن و شوهر ارزش مشاجره و کشمکش را دارد تا مشکل آنها برطرف شود. اما آیا ارزش فیس بوک هم تا این حد است؟ باید اعتراف کرد که بسیاری از زوجین چنین ارزشی را برای این شبکه اجتماعی درنظر می گیرند. بررسی جدید این مساله را نمایان کرده است که حدود 25 درصد از دو هزار زوجی که در نظرسنجی شرکت کردند، دست کم هفته ای یک مشاجره با همسر خود دارند و 17 درصد آنها این مشاجرات را هر روز تجربه می کنند. البته توجه داشته باشید که مشاجرات و دعواهای مذکور فقط با موضوع فیس بوک میان آنها انجام می شود.

4- ما در عصری زندگی می کنیم که حضور در فیس بوک و شبکه های اجتماعی مشابه اجتناب ناپذیر است و البته اعضای این قبیل سایت ها معمولا به آنچه می خوانند و می بینند اعتماد نمی کنند. در مطالعه جدید مشخص شده است 15درصد زوج ها بر این باورند که شبکه رسانه ای یک خطر جدی برای رابطه شان محسوب می شود. براساس این بررسی خطرناک ترین شبکه های اجتماعی از نگاه زوجین به ترتیب فیس بوک، واتس اپ، توییتر و اینستاگرام بوده اند.

5- کارشناسان معتقدند فیس بوک به تنهایی می تواند یک ازدواج موفق را از بین ببرد. ممکن است این نظریه چندان هم جدی تلقی نشود، اما مطالعه حاضر نشان داده است یکی از هر هفت نفری که تازه ازدواج کرده اند فقط به دلیل حضور همسر خود در فیس بوک، اسکایپ، اسنپ چت، توییتر و... طلاق گرفته اند.

با همه این توضیحات، کارشناسان توصیه می کنند که نقش شبکه های اجتماعی در کیفیت روابط عاطفی میان افراد و زوجین جدی گرفته شود و به خصوص کسانی که به تازگی ازدواج کرده اند این مساله را مدنظر قرار دهند که یک تهدید آنلاین رابطه آنها را زیرنظر گرفته است. البته توضیحات بالا به این معنی نیست که حضور در شبکه های اجتماعی صرفا به معنی متارکه میان زوجین باشد. اما اگر از شبکه های اجتماعی به درستی استفاده نشود، مشاهده چنین نتایجی چندان هم دور از ذهن نخواهدبود. ( عصر ارتباطات)


تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
بازدید : 162
نویسنده : sina95

 یکی از میوه‌های بوته‌ای با خواص درمانی منحصر بفرد می‌تواند تمامی لکه های ناشی از نوشیدنی‌ها، مواد غذایی و رنگی مختلف را از سطح دندان‌ها پاک کند و دندان‌هایی فوق درخشان با لثه‌هایی سالم برای فرد به وجود آورد.

کارشناسان به افراد توصیه می‌کنند برای داشتن دندا‌ن‌هایی سالم از میوه توت فرنگی به عنوان مسواک استفاده کنند و آن را به صورت عمودی از بالا به پایین و برعکس بر روی دندان‌های خود بکشند.

 

همچنین استفاده از جوش شیرین و شستشوی دهان با این ماده نیز می‌تواند سبب سفیدی و حفظ سلامت دندان‌ها شود.



گفتنی است، در عین حال کارشناسان هشدار می‌دهند افراد تنها از جویدن آدامس پس از مصرف غذا و تنها به مدت 10 دقیقه استفاده کنند زیرا جویدن آدامس در هنگام گرسنگی و یا جویدن بیش از 10 دقیقه می‌تواند به شدت بر سلامت دهان و دندان، فک و دستگاه گوارش اثر منفی بگذارد.

 

پشکان در عین حال به افراد توصیه می‌کنند از مسواک زدن سریع دندان‌های خود اجتناب کنند و در عوض مسواک را به صورت حرکت دایره‌ای و ملایم به دندان های خود کشیده و حتما لثه‌های خود را ماساژ دهند.

 

کارشناسان برای نتیجه بخشی بهتر مسواک زدن توصیه می‌کنند افراد محیط دهان و دندان خود را به 4 بخش تقسیم کنند و با در نظر گرفتن سطح بیرونی و داخلی دندان‌ها به نظافت آنها بپردازند.

 

کارشناسان مصرف بیش از حد آدامس را سبب ساخته شدن اسید در معده و در طول زمان بروز تحریک در دیواره معده و سرانجام ابتلا به زخم معده یا حتی سرطان در افراد می‌دانند.

 

تمیز کردن دندان توسط جوش شیرین می تواند از طریق آغشته کردن یک تکه پنیر به جوش شیرین محلول با آب و سایش آن به دندان‌ها صورت گیرد.

 

جوش شیرین می‌تواند سبب پاک کردن لکه‌های نوشیدنی هایی چون قهوه، چای و همینطور سیاهی ناشی از استعمال سیگار شود.

 

کارشناسان وجود اسید آسلوربیک اسید ملایم پاک کننده محیط دندان و ایجاد درخشندگی در دندان در توت فرنگی را اصلی‌ترین عامل برای مفید بودن خوردن توت فرنگی می‌دانند.

 

پزشکان همچنین به افراد توصیه می‌کنند به جای مسواک زدن پس از خوردن صبحانه قبل از خوردن صبحانه مسواک بزنند زیرا پس از خوردن صبحانه به دلیل وجود مواد اسیدی در مواد غذایی سطح مینای دندان استحکام خود را تا حد زیادی از دست می‌دهد و مسواک زدن می‌تواند سبب آسیب به دندان دراین حالت شود.

 

هنگام خوردن مواد قندی باکتری‌های زیاد در سطح دهان تولید می‌شوند که منجر به ساخت اسید بیشتر و تخریب مینای دندان می‌شود.

 

کارشناسان در نهایت به افراد توصیه می کنند، مسواک زدن باید آخرین اقدام آنها قبل از خواب باشد و نباید پس از مسواک شب دوباره مواد غذایی مصرف کنند زیرا در این حالت اثر محافظتی مسواک عملا بی‌اثر می‌شود.(سلامانه)


تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
بازدید : 283
نویسنده : sina95

 

دو نفر را تصور کنید که دستانشان در دست هم و در حال راه رفتن هستند، تا وقتی پابه‌پای هم پیش می‌روند، مشکلی رخ نمی‌دهد و می‌توانند به مسیر خود ادامه دهند اما وقتی یکی از آنها بر سرعت راه رفتن خود می‌افزاید و آن دیگری هنوز به سرعت قبل راه می‌رود، یا به زمین می‌خورند و یا باید دستان یکدیگر را رهامی‌کنند. ازدواج یک همراهی همیشگی است. می‌گویند زن و شوهر باید نه گامی جلوتر و نه گامی عقب‌تر، بلکه در کنار هم باشند. این همراهی و همقدمی از لحظه اول تا آخرین نفس لازم‌الاجراست.

یکی از مسائلی که می‌تواند به ایجاد تفاهم و سازگاری بین همسران کمک کند، هم‌کفو بودن (شبیه‌بودن) به لحاظ تحصیلی است. یعنی دختر و پسری که می‌خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، همخوانی تحصیلی داشته باشند اما گاهی در زمان انتخاب به این نکته توجه نمی‌کنیم و یکی از زوجین چند مقطع تحصیلی بالاتر است. گاهی هم دو نفر در یک مقطع هستند و بعد از ازدواج یکی تصمیم می‌گیرد ادامه تحصیل دهد و دیگری نه. در هر صورت نتیجه فرقی نمی‌کند؛ ما یک خانه داریم، یک زن، یک مرد و دو مدرک تحصیلی که با هم همخوانی ندارد. حال چه باید کرد؟

ارتباط معنادار یا بی‌معنی سواد و شعور

همین اول کار، تکلیفمان را با یک چیز روشن کنیم به نظر شما آیا سواد، شعور می‌آورد؟ این‌که بگوییم هر چه انسان باسواد‌تر باشد باشعورتر است، اشتباه خواهد بود؛ مگر فردی که هرچه علم می‌آموزد، تفکر کردن را نیز بیشتر تمرین کند. مساله فیثاغورث به خودی خود بر شعور زندگی فردی و اجتماعی نمی‌افزاید مگر کسی که حل این مساله را یاد می‌گیرد، حل مساله در زندگی را هم بیاموزد.

اما این یک واقعیت است که افراد تحصیلکرده، بیشتر اهل مطالعه و تفکر هستند. ولی این یک قانون کلی نیست.

از دیپلم ردی تا تخصص!

وقتی می‌گوییم دو نفر از نظر تحصیلی هم‌کفو نیستند، یعنی مقاطع تحصیلی آنها خیلی متفاوت است‌ وگرنه آقایی لیسانس دارد و جذب بازار کار شده است اما همسرش بعد از لیسانس، ادامه تحصیل داده است.

به نظر نمی‌رسد که این دو دچار مشکل شوند، اما وقتی چند مقطع تحصیلی بین‌شان تفاوت باشد مثلا یکی دیپلم هم نداشته باشد و دیگری کارشناس ارشد باشد، ممکن است با مشکلات زیر رو‌به‌رو شوند:

-‌ نفهمیدن حرف یکدیگر

-‌ متفاوت بودن علایق، دوستان، اهداف و لذت‌ها

-‌ از بین رفتن اعتماد به نفس همسری که مدرک پایین‌تر دارد و نارضایتی درونی

- حرف و حدیث دیگران

- بهانه‌گیری هرکدام از همسران به دلیل ناراحتی از این اختلاف سطح

زندگی بدون پیک سنجش

هرچند بحث هم‌کفو بودن در زمان انتخاب همسر پررنگ است اما وقتی همسرتان را انتخاب کردید و زیر یک سقف زندگی می‌کنید، دیگر باید به چگونه زندگی کردن فکر کنید. همین و بس!

سعی کنید با همسرتان همراه باشید. اگر او ادامه تحصیل داده است، شما هم رشته مورد علاقه‌تان را پیدا کرده و دست به کار شوید. اگر شما در مقطع بالاتر هستید، همسرتان را تشویق کنید ادامه تحصیل بدهد، اما مراقب باشید تا اصلا به عزت نفس او خدشه وارد نکنید. به گونه‌ای رفتار کنید که او بفهمد به خاطر خودش و زندگی‌تان دوست دارید همقدم یکدیگر باشید.

اگر علاقه‌ای به ادامه تحصیل ندارید ‌یا همسرتان علاقه‌ای ندارد، یار مهربان می‌تواند کمک‌کننده باشد. بله، کتاب! از معجزه کتاب خواندن غافل نشوید. بالابردن سطح معلومات می‌تواند خلأ تحصیلات را پر کند. این روزها هم اینترنت یک یار کمکی برای کتاب محسوب می‌شود البته به شرطی که استفاده علمی از آن داشته باشید نه فقط فیسبوک و چت روم.

من چند نمونه از افرادی را می‌شناسم که با داشتن اختلاف تحصیلی بسیار، خوشبخت هستند. یک نمونه خانمی از اساتید دانشگاه که همسرشان پارچه‌فروشی دارد و با وجود اختلاف تحصیلات (دکتری و دیپلم) بسیار به هم علاقه‌مندند.

نکته جالب‌تر این‌که خانم بعد از ازدواج تمامی مدارج تحصیلی خود را طی کرده بود. رمز موفقیت آنها این است که همیشه در طول زندگی همکلام هم هستند، محیط خانه برایشان محلی برای آرامش است و قدرتلاش‌های یکدیگر را می‌دانند.

اینکه همسران بهتر است مدارک تحصیلی نزدیک به هم داشته باشند یک قانون غیرقابل تغییر نیست، اگر شما و همسرتان اختلاف تحصیلات دارید، سعی کنید نزدیک به هم باقی بمانید و این خلأ را جور دیگر پر کنید.

نه گامی جلوتر، نه گامی عقب‌تر، همسرم درکنار من باش و با من گام بردار. این‌گونه طی کردن مسیر برایمان آسان‌تر است.


تاریخ : یکشنبه 21 تیر 1394
بازدید : 172
نویسنده : sina95

 

‏زندگی با آدم خشمگین و عصبانی

«زندگی با آدم خشمگین و عصبانی مثل این است که همیشه نزدیک یک کوه آتشفشان فعال باشید. همیشه چیزی وجود دارد که او را عصبانی کند و خشم‌اش را نثارتان کند.» این توصیف زنی است که سال‌ها با مردی عصبانی و همیشه خشمگین زندگی کرده است. خشم مهار نشده به نظر شباهت زیادی به آتش‌فشان دارد چون قدرت تخریب‌اش زیاد است اما این فقط یک شباهت ظاهری است چون در حالی که این خشم وجود دارد اما شما می‌توانید برای آن کاری انجام بدهید.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه اطلاعات، ابتدا از مهارت‌های کنترل و مدیریت خشم استفاده می‌کنید و در بدترین شرایط رابطه را ترک خواهید کرد. قدرت انتخاب، اراده و آزادی عمل باعث می‌شود بتوانید خیلی چیزها را در این رابطه تغییر بدهید حتی اگر این تغییر چیزی ناامیدکننده مثل ترک زندگی زناشویی باشد. ‏

مهم این است که دنبال راه‌‌حل مناسبی باشید که به کار هردوی شما بیاید در این صورت می‌توانید خیلی چیزها را تغییر بدهید. این تغییرات در هر صورت مثبت خواهند بود و زمینه‌ای هستند برای یک رابطه بدون ترس و وحشت از کسی که خشم و عصبانیتش نگرانتان می‌کند. ‏

یکی از چیزهایی که رابطه و ذهنیت شما را درباره همسرتان خراب می‌کند احساس ترس است. خشم از ناتوانی و قدرت کم ایجاد می‌شود. وقتی یکی نفر در کنترل و مدیریت یک شرایط احساس ناتوانی می‌کند خشمگین می‌شود. خشم آدم‌ها بیشتر از اینکه شبیه خشم و غرش یک شیر باشد؛ گریه یک بچه نوزاد است. ‏

خیلی وقت‌ها خشم یک عادت ناشی از کم تحملی و ناسازگاری با شرایط پیچیده است. این که همسرتان آدم کم تحملی است گناه و اشتباه شما نیست. شما مسئولیتی درباره رفتار و ناراحتی‌هایش ندارید چون اصلا این مساله مربوط به شما نیست. خشم همسرتان می‌تواند یک نوع خشونت به حساب بیاید اگر شما را بترساند، نگرانتان کند و دیگران بدون هیچ دلیلی شما را مقصر آن بدانند. خیلی وقت‌ها شاید دیگران به شما توصیه کنند «حالا تو رفتاری نکن که اون عصبانی بشه» یا «تو محیط رو آروم نگه دار» این توصیه‌ها دوستانه نیستند چون حق شما را در رابطه نادیده می‌گیرند و بی‌جهت از وضعیتی عادی که نباید از آن بترسید یا وحشت کنید برحذر می‌دارند. ‏

خیلی‌ها فکر می‌کنند باید خشم دیگران را کنترل کنند. اما این وظیفه‌ای تعریف نشده است. شما قرار نیست همسرتان را تغییر بدهید چون چنین توانایی‌ای ندارید. تنها کاری که از شما برمی‌آید این است که یاد بگیرید واکنش به جا و به موقع و درستی نشان بدهید. اگر نمی‌توانید جلوی خشم و عصبانیت او را بگیرید لااقل کاری کنید تا در آتش این خشم نسوزید. ‏

یادتان باشد‏

خشم و عصبانیت و تخلیه احساسات بر دیگری یک نوع خشونت است هرچند که فرد دیگر آزار از رفتارش احساس شرمندگی کند. مرد یا زن هر دو می‌توانند به یک اندازه شریک رابطه را با خشم غیر قابل کنترل خود آزار بدهند اما با توجه به کلیشه‌ها و باورهایی که مردها را نیرومند و صاحب قدرت شیر نشان می‌دهد معمولاً مردها پرخاشگری بیشتری نشان می‌دهند. هر چقدر هم این یک باور عرفی اشتباه رایج باشد بازهم نشان‌دهنده ضعف است. می‌گویند سگ قوی هرگز پارس نمی‌کند و آدم قوی و قابل قبول کمتر اسیر خشم و عصبانیت می‌شود. ‏

واکنش مناسب چیست؟

‏ـ رفتار خوشایند داروی خشم و عصبانیت است. به جای اینکه بترسید و وحشت کنید یا یک گوشه قایم شوید و مراقب رفتارتان باشید تا بهانه به دست همسرتان ندهید سعی کنید با خوش برخوردی و مهربانی شرایط عصبانیت را تغییر بدهید. در واقع شما باید خوراک این خشم را بگیرید و برایش جایگزین داشته باشید. سکوت نکنید و با توجه به شرایط موقعیت را به چیزی خوشایند تغییر بدهید. ‏

‏ـ خشم و عصبانیت یک رفتار تهدید‌آمیز اما موقتی است. گاهی هم لازم است او خشمگین باشد اما برای خودش. شما نباید توجه زیادی به این خشم نشان بدهید. حتی اگر او برای چند روز متوالی هم از چیزی عصبانی باشد خودش باید با آن کنار بیاید مگر اینکه از شما بخواهد تا راهی برای خروج از این موقعیت نشانش بدهید. به جز این اگر از او و واکنش‌هایش می‌ترسید بهتر است توجهی به آن نشان ندهید. ‏

‏ـ این خشم بالاخره فرو می‌نشیند. حالا بهترین موقع برای حرف زدن درباره آن است. شما این حق را دارید از همسرتان بپرسید چرا نمی‌تواند افسار احساسش را دست بگیرد و اینقدر سریع از کوره در می‌رود. خیلی خوب است که در شرایط عادی روش‌های کنترل خشم را با هم تمرین کنید و درباره‌اش حرف بزنید. ‏

‏ـ اشتباه شما این است که حد و مرز‌هایتان را در زندگی مشترکتان مشخص نکرده اید. هرگز به همسرتان نگفته‌اید که تحمل چه چیزهایی را دارید و تا کجا می‌توانید یک رفتار را تاب بیاورید. به جای اینکه با آزارهای همسرتان سازگار و هماهنگ شوید محدودیت‌های رفتاری لازم را ایجاد کنید. ‏

‏ـ همانقدر که سکوت، ترس و یا تحمل اشتباه است واکنش پرخاشگرانه نیز بد است. شاید در موقع خشم همسرتان حرف‌های زننده و بدی بزند و یا بخواهد به سوی شما حمله ور شود حتی در این شرایط هم نباید واکنش مشابه نشان بدهید. اگر می‌توانید موقعیت را ترک کنید و یا آرامشتان را حفظ کنید. بعد از اینکه این خشم گذر کرد درباره اتفاقی که افتاده است حرف بزنید. گفتگوی شما نباید از روی ضعف یا ترس باشد. درباره احساس توهین و تاثیر رفتار بد همسرتان روی رابطه حرف بزنید و مشخص کنید که تا چه زمانی حاضر هستید به همسرتان مهلت تغییر رفتار را بدهید. ‏

‏ـ حواستان باشد که آدم‌ها می‌توانند باعث خشم و عصبانیت یکدیگر بشوند. اگر شما کاری می‌کنید که باعث خشم و عصبانیت همسرتان می‌شود باید مسئولیت رفتارتان را بپذیرید. البته این به معنای این نیست که وقتی عصبانی می‌شویم باید افسار گسیخته رفتار کنیم اما اگر شرایط ناراحتی دیگران را فراهم می‌کنیم در هر صورت مسئول آن هستیم. اگر منشا عصبانیت ربطی به شما ندارد دلایل دیگر آن را جستجو کنید. چیزی که همسرتان را عصبی می‌کند پیدا کنید و با هم به دنبال راه‌حلی برای آن باشید. ‏

‏ـ اگر خودتان آدم مهربان و صبوری باشید می‌توانید به همسرتان یاد بدهید با کمی مهربانی و بالا بردن تحمل می‌تواند نتایج بهتری بگیرد. بردباری اکسیر ادامه رابطه است و فقط در این شرایط می‌تواند چیزی را برای خودش حفظ کند.

‏ـ در نهایت اگر راهی برای رابطه سالم با کسی که بلد نیست خشم و عصبانیت‌اش را مهار کند پیدا نمی‌کنید؛ شاید مجبور باشید تصمیم جدی‌تر و سخت تری برای زندگی‌تان بگیرید. اگر خشم همسرتان سلامت روانی و جسمی شما یا فرزندانتان را تهدید می‌کند این خشم دیگر یک غلیان ساده احساسات نیست و دیگرآزاری و خشونت عنوان مناسب‌تری برای آن است. اگر قرار است همسرتان افسار احساسش را به دست نگیرد و هر موقع که عصبانی شد شما و دیگران را بترساند, یا چیزی را به سمت شما نشانه بگیرد و یا آماج توهین و تحقیر قرار بدهد ادامه این رابطه در حالی که همسرتان تلاشی برای بهبود خودش نمی‌کند خوشایند، درست و منطقی نخواهد بود. ‏


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید