عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 14 دی 1397
بازدید : 885
نویسنده : sina95

  برخی خوراکی‌ها باعث می‌شود افراد از وزن متعادل خود خارج شوند و شکم بزرگی پیدا کنند.

برخی از مواد غذایی که باعث این امر می‌شوند به شرح زیر می‌باشد:

۱. نوشابه های گازدار و شکم بزرگ

این نوشابه‌های حاوی مقدار زیادی گاز هستند که بلافاصله پس از مصرف باعث تورم معده می شوند. همچنین از نظر ارزش غذایی مطلوب نیستند و مقدار زیادی شکر دارند. در مورد آب گازدار نیز باید گفت که معمولا سرشار از  نمک هستند که نفخ را تسهیل می کنند. از مصرف نوشابه های گازدار همراه با غذا پرهیز کنید و جرعه های کم میل نمایید.

۲. حبوبات و شکم بزرگ

حبوبات از جمله عدس و لوبیا بسیار مغذی هستند و معمولا پای ثابت رژیم غذایی متعادل محسوب می شوند. با این حال، به خاطر داشتن مقدار بالای فیبر و نشاسته سبب تحریک روده ها و ایجاد نفخ می شود. برای جلوگیری از این حالت نامطلوب، حبوبات را حداقل یک شب خیس کنید.

سپس آنها را صاف کرده و یک بار بگذارید در آب چند دقیقه بجوشد و مجددا آب را بیرون بریزید تا رنگ حبوبات روشن تر شود. پس از این مرحله بگذارید کاملا پخته شود. نکته طلایی اینکه هرگز هنگام پخت حبوبات نمک اضافه نکنید زیرا باعث سفت شدن پوست آنها می شود.

۳. میوه ها و سبزیجات خام شکم تان را بزرگ می کنند

میوه ها و سبزیجات برای کاهش وزن و حفظ سلامتی بسیار عالی هستند اما از آنجا که فیبر زیادی دارند، سبب ورم معده می شوند به خصوص اگر به آنها سیر یا پیاز خام اضافه شود. اگر تمایل به خوردن این خوراکی ها پس از غذا دارید، از سبزیجات پخته میل نمایید و به آرامی خوب آنها را بجویید.

۴. کلم ها باعث بزرگ شدن شکم تان می شوند

خانواده کلم ها مانند کلم بروکلی در معده حالت تخمیری پیدا می کنند و باعث نفخ می شوند. البته این سبزیجات کم کالری هستند و در برنامه بسیاری از رژیم های غذایی وجود دارند. راه برطرف کردن این مشکل، افزودن چند دانه زیره یا رازیانه هنگام پخت است که علاوه بر طعم و عطر دلپذیر، هضم مشکل را نیز کاهش می دهد.

۵. خوراکی های چرب شکم تان را بزرگ می کنند

همه خوراکی های چرب مانند چیپس، غذاهای سس دار و شیرینی های خامه ای باعث ایجاد نفخ می شوند. در نتیجه چنین خوراکی هایی نیز افزایش قطر شکم را به همراه دارند. این خوراکی ها را فقط در جشن ها و مهمانی ها میل کنید.

 

تاریخ : جمعه 14 دی 1397
بازدید : 873
نویسنده : sina95

 در طب سنتی، غذاهای خونساز از تنوع بسیار بالایی برخوردارند؛ هر غذای با طبع گرم و تری می‌تواند بالقوه خونساز باشد، چنین غذاهایی روی شخصیت افراد‌، رفتارها و حتی پندارهای افراد تأثیرگذارند.

به غذاهای خونساز در طب ایرانی، غذاهای دمساز نیز گفته می‌شود؛ از جمله غذاهای دمساز می‌توان "هوا"را نام برد.

هرچه هوا از لطافت و پاکی بیشتری برخوردار باشد (اکسیژن بیشتری داشته باشد) خون لطیف‌تری را تولید می‌کند؛ هوای آلوده (حاوی آلاینده‌های جوی) خون آلوده و ناپاک ایجاد می‌کند.

از غذای خونساز دیگر، می‌توان "عسل"را نام برد؛ این غذا در طب سنتی ایران جزء غذاهای "صالح الکیموس" متوسط الغذا است یعنی به‌محض ورود به کبد، تبدیل به خون می‌شود؛ این غذا، علاوه بر مغذی بودن، خاصیت دارویی نیز دارد.

از جمله غذاهای دیگری که از خاصیت خونسازی برخوردار است، می‌توان به "کنجد" اشاره کرد؛ توصیه می‌شود هر شب همراه شام یک تا دو قاشق غذاخوری از آن را کاملاً جویده و میل کنید؛ خوردن این دانه روغنی برای تقویت مو‌، چشم‌، تخمدان‌ها و بیضه‌ها بسیار مفید است.

شایان ذکر است هر غذایی که برای اعضای تناسلی مفید باشد برای چشم نیز مفید است چون این دو اندام، لطیف‌ترین جزء غذاهای مصرفی روزانه را به‌سمت خودشان جذب می‌کنند مثلاً هویج نه‌تنها برای چشم مفید است برای تقویت قوای جنسی نیز مفید است و فوق العاده خونسازی می‌کند اما توصیه می‌شود بعد از خوردن آب هویج چند دقیقه‌ای را بدوید یا قدم بزنید.

غذای دیگر "قاووت قوتوی" کرمان یا اردبیل است که ترکیبی از تخم گشنیز + زنجبیل +میخک + هل باد + شاه‌دانه + گندم + کنجد + عدس و غیره است؛ توصیه می‌شود یک تا دو قاشق غذاخوری از آن را در یک لیوان شیر مخلوط کرده و میل شود‌.

از جمله غذاهای دیگر خونساز می‌توان از "دیزی آبگوشت" با نخود فراوان یاد کرد؛ توصیه می‌شود که این غذا با شعله پایین تهیه و طبخ شود و هر لقمه آن را با جویدن کاملاً در دهان هضم کرد.

غذای بعدی "سوپ یا آب‌پزشده گوشت بلدرچین" است؛ این غذا از آهن زیادی برخوردار است حتی برای کسانی که سنگ یا شن کلیه دارند، مفید است؛ نام این پرنده در چند سوره قرآن کریم آمده است.

غذای خونساز دیگر "خوردن 21 عدد مویز صبح ناشتا" است که در روایات و احادیث نیز به آن اشاره شده و برای کاهش بلغم مغز و افزایش حافظه خوردن آن را فراموش نکنید؛ فوق‌العاده خونساز بوده و آهن فراوان دارد.

از جمله تدابیر دیگر برای دریافت غذاهای خونساز، خوردن هفت عدد "انجیر خشک" همراه صبحانه  و 9 تا 12 عدد "آلو بخارا" همراه وعده ناهار است.

خوردن ارده + شیره انگور در یکی از وعده‌های غذایی خاصیت خونسازی بالایی دارد.

برخی تدابیر برای رفع کم‌خونی

ــ پیاده‌روی روی سنگ‌ریزه‌ها یا قلوه‌سنگها روزانه 30 دقیقه به‌صورت پابرهنه 

ــ کوبیدن پاشنه پا به زمین روزانه 40 بار

ــ قرار دادن تکه آهنی که نه رنگ و نه زنگ داشته باشد داخل خورشت‌ها (حسوم)؛ توصیه می‌شود این کار را در 10 دقیقه پایانی طبخ غذاهای خورشتی انجام دهید.

ــ خواندن سوره "حدید و یس"

ــ طرز خوابیدن نیز در جهت شمال و جنوب جغرافیایی بی‌تأثیر نیست؛ تأکید می‌شود افرادی که کم‌خونی دارند از خوابیدن روی تخت‌خوابهای فرفوژه خودداری کنند، چه‌بسا کم‌خونی را در آنها تشدید می‌کند.

گیاهان و میوه‌های خونساز

ــ از جمله گیاهانی که خاصیت خونسازی دارند، می‌توان به یونجه‌، گزنه‌، شبدر‌، عناب‌، زرشک‌، آلبالو‌، انار و سیب اشاره داشت.

ــ می‌توان یونجه یا شبدر را با سالاد فصل مخلوط و میل کرد.

ــ در یک استکان عرق گزنه، دو قاشق غذاخوری شیره انگور مخلوط و میل شود.

ــ در یک استکان جوشانده گل بابونه، دو قاشق غذاخوری آب آلبالو ریخته و میل شود‌.

ــ یک قاشق غذاخوری آویشن و هفت عدد عناب را با  سه لیوان آب مخلوط کرده آن را جوشانده، صاف کرده و میل کنید.

ــ در یک لیوان جوشانده گل ختمی سه قاشق غذاخوری آب زرشک مخلوط کرده و میل شود.

ــ شب‌هنگام در یک سیب سرخ هفت عدد میخ طویله را وارد کرده و صبح‌هنگام میخ‌ها را خارج کرده و میل شود‌.

حمزه سام دلیری؛ محقق و مدرس طب سنتی و اسلامی


تاریخ : جمعه 14 دی 1397
بازدید : 275
نویسنده : sina95

 یکی از میوه‌‌های بسیار مفید فصل پاییز "به" است که در کتب طب سنتی تحت عنوان "سفرجل" یاد شده که حتی می‌توان این میوه را مفیدترین میوه فصل پاییز دانست؛ میوه و دانه و شکوفه آن دارای خواص بسیاری است.

میوه به دارای مقدار زیادی فیبر غذایی، پتاسیم‌، قند و ویتامین C و فاقد چربی است؛ بیشترین املاح موجود در به، پتاسیم و فسفر و کمترین آنها روی است؛ بیشترین ویتامین‌ها در به، ویتامین C و بعد از آن ویتامین A است.

از جمله خواص "به" می‌توان به این موارد اشاره داشت:

ــ تقویت‌کننده قلب، کبد و معده

ــ تجدید و احیای روحیه

ــ ازبین‌برنده افسردگی ناشی از انواع سردردها

ــ مفید برای زخم معده

ــ تحریک‌کننده اشتها

ــ نرم‌کننده سینه

ــ ادرارآور

ــ کمک به هضم غذا

ــ جلوگیری از التهاب پلک و استراحت چشمان خسته‌ (چند قاچ به تازه را روی محل درد قرار دهید)

ــ ازبین‌برنده بوی بد دهان

بیشتر بخوانید

ــ مفید برای کاهش وزن به‌دلیل دارا بودن مقدار زیادی فیبر

ــ ضد سرطان به‌علت دارا بودن آنتی‌اکسیدان

ــ کمک به پایین آوردن کلسترول خون

ــ کمک به پایین آوردن فشار خون، به‌خاطر دارا بودن پتاسیم

ــ کاهش خطرات بیماری‌های قلبی به‌خاطر دارا بودن انواع ویتامین‌ها.

می‌توان دانه‌های به را خشک کرد و به‌همراه مقدار کمی آب پخت یا در آب خیساند و این محلول رقیق به‌عنوانداروی سرفه کاربرد فراوان دارد همچنین از دیگر خواص دانه به می‌توان به این موارد اشاره داشت: برای درمان ذات الریه، گلودرد، صدای گرفته و خشن مفید است، ضد تب، مفید برای اسهال، لعاب به‌دانه برای ترمیم زخم‌ها و سوختگی پوست بر اثر آتش بسیار مفید است؛ جویدن به‌دانه برای رفع کندی دندان‌ها و برای تقویت نیروی جنسی در گرم‌مزاج‌ها مفید است.


تاریخ : جمعه 14 دی 1397
بازدید : 292
نویسنده : sina95

 پرخوری:خداوند متعال در قرآن می فرماید:

کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین؛ [1]

بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید، که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد.

تفسیر ارزشمند نمونه در این خصوص بحثی دارد، که از نظر گرامی تان می گذرد:

((امروز ثابت شده است که یکی از مهمترین دستورات بهداشتی همین است، زیرا تحقیقات دانشمندان به این نتیجه رسیده است که سرچشمه بسیاری از بیماری ها، غذاهای اضافی است که به صورت جذب نشده در بدن انسان باقی می ماند. این مواد اضافی، هم بار سنگینی است برای قلب و سایر دستگاه های بدن، و هم منبع آماده ای است برای انواع عفونت ها و بیماری ها؛ لذا برای درمان بسیاری از بیماری ها، نخستین گام همین است که این مواد مزاحم - که در حقیقت زباله های تن انسان هستند- سوخته شوند و پاک سازی جسم عملی گردد.

عامل اصلی تشکیل این مواد مزاحم، اسراف و زیاده روی در تغذیه و به اصطلاح ((پرخوری )) است، و راهی برای جلوگیری از آن جز رعایت اعتدال در غذا نیست؛ مخصوصا در عصر و زمان ما بیماری های گوناگون، مانند: بیماری قند، چربی خون، تصلب شرایین، نارسایی های کبد و انواع سکته ها، فراوان شده، افراط در تغذیه با توجه به عدم تحرک جسمانی کافی، یکی از عوامل اصلی محسوب می شود، و برای از بین بردن این گونه بیماری ها، راهی جز حرکت کافی و میانه روی در تغذیه نیست.

مفسر بزرگ ما، مرحوم ((طبرسی )) در مجمع البیان مطلب جالبی نقل می کند، که هارون الرشید، طبیبی مسیحی داشت که مهارت او در طب معروف بود. روزی این طبیب به یکی از دانشمندان اسلامی گفت: من در کتاب آسمانی شما چیزی از طب نمی یابم، در حالی که دانش مفید بر دو گونه است: علم ادیان و علم ابدان. او در پاسخش چنین گفت: خداوند همه دستورات طبی را در نصف آیه از کتاب خویش آورده است:

((کلوا و اشربوا و لا تسرفوا؛ بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید))؛ و پیامبر ما نیز طب را در این دستور خویش خلاصه کرده است:

المعده بیت الادواء الحمیه راس کل دواء و اعط کل بدن ما عودته؛

معده، خانه همه بیماری هاست، و امساک سر آمد همه داروهاست و آن چه بدنت را عادت داده ای (از عادات صحیح و مناسب ) آن را از او دریغ مدار.

طبیب مسیحی هنگامی که این سخن را شنید، گفت:

ما ترک کتابکم و لا نبیکم لجالینوس طبا؛

قرآن و پیامبرتان برای جالینوس (طبیب معروف ) طبی باقی نگذارده است. [2]

پی نوشت:

 

[1] اعراف (7) آیه 31-

[2] ج 1، ص 152-154-


تاریخ : جمعه 14 دی 1397
بازدید : 236
نویسنده : sina95

 از آن جا که به طور معمول ورزش کاران در اثر ورزش عرق می کنند و مواد زاید بدن آنها از این طریق دفع شده و بر روی پوست بدن آنها جمع می شود، و همچنین در بسیاری از ورزش ها که در فضای آزاد و روی زمین خاکی انجام می شوند، گرد و خاک قابل توجهی روی بدن و سرو صورت ورزش کاران می نشیند، و نیز در ورزش هایی از قبیل کشتی، که ورزش کاران تماس نزدیک بدنی با یکدیگر دارند، ممکن است میکروبها از بدنی به بدن دیگران سرایت کند، لازم است بعد از ورزش استحمام نمایند.

امروزه حمام رفتن از جهات دیگری نیز در ورزش نقش دارد، به عنوان مثال: ورزش کارانی که می خواهند وزن اضافی خود را کاهش داده و آن را تنظیم نمایند، از محیط گرم و مرطوب حمام استفاده می کنند، تا در اثر عرق کردن زیاد، وزن آنها کاهش یابد (که البته ممکن است این نحو وزن کم کردن، برای سلامتی ورزشکار، زیان آور باشد). اسلام نیز بر نظافت و استحمام تاءکید فراوان نموده و حتی آن را از بعد کاهش یا افزایش وزن نیز مورد نظر قرار داده است، که ما در این جا تنها به ذکر چند حدیث در این زمینه اکتفا می نماییم. در این حدیث، توصیه های مفیدی درباره آداب حمام رفتن وجود دارد، که از نظر علم روز نیز مورد تاءیید می باشند:

امام صادق علیه السلام فرمود:

لا تدخل الحمام الا وفی جوفک شیی ء یطفی ء به عنک و هج المعدة و هو اقوی للبدن، و لاتدخله وانت ممتلی من الطعام؛ [1]

((به حمام داخل مشو، مگر در حالی که در شکمت چیزی (غذایی ) که شدت حرارت معده را خاموش کند وجود داشته باشد، و این کار برای بدن، قوی تر (و مناسب تر) است، و در حالی که شکمت از غذا پر است نیز وارد حمام مشو. ))

بدیهی است وقتی انسان از محیط گرم حمام خارج می شود، باید خود را به ویژه از ناحیه سر، به خوبی بپوشاند تا مریض نشود.

عن محمدبن موسی، عن الباقر و الصادق علیه السلام، قال خرجا من الحمام متعممین شتاء کان او صیفا و کانا یقولان، هو امان من الصداع [2]

((امام باقر و امام صادق علیه السلام هرگاه از حمام خارج می شدند، عمامه بر سر داشتند، چه در زمستان و چه در تابستان، و می گفتند: این کار، امان از سردرد است. ))

امام صادق علیه السلام فرمود:

اغسلوا ارجلکم بعد خروجکم من الحمام فانه یذهب بالشقیقة و اذا خرجت فتعمم؛ [3]

((بعد از این که از حمام خارج شدید، پاهایتان را بشویید! این کار، درد نیمه سر را از بین می برد؛ و هرگاه از حمام خارج شدی، عمامه بر سرت ببند!))

البته شستن پاها بعد از استحمام واجب شرعی نیست، زیرا امر آن ارشادی بوده و جهت راهنمایی کردن به نجات از درد نصف سر است. بدین جهت در برخی از احادیث فرموده اند: اگر خواستی پایت را نشویی، نشوی. خود آن حضرات نیز گاهی پس از خروج از حمام، پای خود را نمی شستند.

عن زرارة قال: راءیت الباقر علیه السلام یخرج من الحمام فیمضی کما هو لا یغسل رجله حتی یصلی؛ [4]

((زراره می گوید: امام باقر علیه السلام را دیدم که از حمام خارج شده و همچنان به راه خود ادامه می دهد، پاهایش را نمی شوید، تا این که (همان طور) نماز می خواند. ))

با حمام رفتن می توان به تنظیم وزن پرداخت:

امام کاظم علیه السلام می فرماید:

الحمام یوم و یوم لا، یکثر اللحم، و ادمانه کل یوم یذیب شحم الکلیتین؛ [5]

((یک روز در میان حمام رفتن، گوشت بدن را زیاد می کند و هر روز ادامه دادن آن، پی (و چربی ) کلیه را آب می کند. ))

دراز کشیدن در حمام نیز چربی کلیه ها را آب می کند و زبان آور است:

لا یستلقین احدکم فی الحمام فانه یذیب شحم الکلیتین [6]

((هیچ یک از شما در حمام دراز نکشد، زیرا این کار، پی (و چربی ) کلیه را آب می کند (و به کلیه ها آسیب می رساند). ))

نظافت حمام باید رعایت شود، زیرا حمام جایی است که برای نظافت تدارک دیده شده و نباید خود آلوده باشد:

امام علی علیه السلام فرمود:

البول فی الحمام یورث الفقر[7]

((در حمام ادرار کردن، فقر و تنگدستی را به ارث می آورد. ))

 


[1] همان، ص 220-

[2] بحارالانوار، ج 76، ص 79-

[3] بحارالانوار، ج 76، ص 79-

[4] همان جا.

[5] همان، ص 78-

[6] همان، ص 78-

[7] وسائل الشیعه، ج 11، ص 276-


تاریخ : جمعه 14 دی 1397
بازدید : 259
نویسنده : sina95

 یکی از مباحثی که به طور معمول در ارتباط با ورزش و تربیت بدن مطرح می شود، ((تغذیه )) است. رابطه ورزش با تغذیه چندان مخفی نیست. یک ورزشکار زمانی می تواند بیشترین توفیق را در زمینه ورزش داشته باشد، که از تغذیه خوب و مناسب (نه زیاد) برخوردار باشد. البته تغذیه خوب و صحیح برای همه مردم لازم است و برای ورزش کاری که می خواهد در این وادی، پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته باشد، لازم تر.

اسلام هم برای صحت و سلامتی جسم - همانند صحت و سلامت روح - اهمیت ویژه ای قایل است، برای امر تغذیه اهمیت فوق العاده ای قایل شده است، تا آنجا که هر نوع خوراکی را که برای جسم انسان، زیان قابل توجهی داشته، حرام کرده و یا مکروه شمرده است، و از آن طرف، استفاده از همه خوراکیهایی را که به واقع برای بدن لازم بوده است، مباح یا مستحب دانسته است. حتی در مواردی که به واسطه عدم دسترسی به غذای حلال و سالم، جان انسان به خطر می افتد، استفاده از غذاهای ممنوع و حرام را نیز تجویز نموده، بلکه واجب دانسته است. در مواردی روزه گرفتن را - که برای سلامتی انسان بسیار مفید است - بر افراد بالغ واجب نموده، ولی در همین موارد نیز اگر روزه گرفتن برای روزه دار زیان جسمانی داشته باشد، آن را حرام می داند. امام رضا علیه السلام درباره خوردنی ها و نوشیدنی های حلال و حرام می فرماید:

ان الله تبارک و تعالی، لم یبح اکلا و لا شربا، الا ما فیه المنفعة و الصلاح، و لم یحرم الا ما فیه الضرر و التلف و الفساد، فکل نافع مقو للجسم فیه قوة للبدن، فهو حلال [1]

خداوند تبارک و تعالی هیچ خوردنی و یا نوشیدنی را مباح نکرده، مگر آن که در آن منفعت و صلاحی بوده، و هیچ خوردنی و یا نوشیدنی را حرام ننموده، مگر آنکه در آن تلف (نابودی ) و فساد و (زیانی ) بوده است. پس هر (خوردنی و نوشیدنی ) سودمند و مقوی برای جسم، که (باعث ) تقویت بدن است، حلال (شده ) است.

خداوند متعال به تغذیه بندگان خویش، آن قدر اهمیت می دهد که به آنان امر می فرماید، به غذای خویش نظر و توجه کنند؛ آنجا که می فرماید:

فلینظر الانسان الی طعامه

پس باید انسان به غذای خویش (نیک ) بنگرد (و به آن توجه نموده و اهمیت بدهد).

حتی در مواردی با لسان امر، بندگان خود را به استفاده از غذاهای پاکیزه و حلال فرا می خواند و می فرماید:

یا ایها الذین امنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم و اشکروا للّه [2]

ای اهل ایمان! از روزی (حلال و) پاکیزه ای که ما نصیب شما کرده ایم بخورید و شکر خدا را به جای آرید.

و کلوا مما رزقکم الله حلالا طیبا و اتقوا الله [3]

و هر چیز حلال و پاکیزه ای که خدا روزی شما کرده، از آن بخورید و تقوای از خدا پیشه سازید.

یا ایها الرسول کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا[4]

ای پیامبران! از غذاهای پاکیزه (و حلال ) تناول کنید و به نیکوکاری و اعمال صالح بپردازید.

با تاءمل در این آیات، به نکات بسیار زیبا و جالبی پی می بریم. در این آیات می فرماید: ((بخورید. . . و شکر کنید))، ((بخورید. . . و تقوا پیشه سازید))، ((بخورید. . . و کارهای شایسته انجام دهید)). شکر کردن، تقوا و عمل صالح انجام دادن، بر ((خوردن و تغذیه صحیح و حلال )) مترتب شده است، زیرا تغذیه، لازمه زندگی و باعث قوام بدن است. [5]

بنابراین، انجام هر کار نیک، خداپسندانه و مفید، زمانی میسر خواهد بود که تغذیه (خوبی ) در کار باشد. ورزش نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ از این رو، هر چه در جهت تغذیه سرمایه گذاری شود، تا آن جایی که برای بدن و جسم مفید باشد، به جا بوده و اسراف نخواهد بود؛ لذا در احادیث اهل بیت پیامبر (ص ) به این مساءله، کمال توجه شده است. به چند حدیث در این خصوص توجه فرمایید:

امام علی علیه السلام فرمود:

لیس فی الماءکول و المشروب سرف و ان کثر[6]

در خوردنی و نوشیدنی اسراف نیست، هر چند زیاد باشد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

ینبغی للمومن ان لایخرج من بیته حتی یطعم فانه اعز له؛ [7]

برای مؤ من، شایسته است که تا غذایی نخورده از خانه اش خارج نشود، زیرا این کار (تغذیه ) باعث نیرومند شدن (یا گرامی شدن ) اوست.

امام صادق علیه السلام فرمود:

ترک العشاء خراب البدن؛ [8]

شام نخوردن (موجب ) خراب شدن بدن است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

ترک العشاء مهرمه؛[9]

شام نخوردن (موجب ) به سال خوردگی رسیدن و شکست خوردن است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

من ترک العشاء نقصت عنه قوه و لاتعود الیه؛ [10]

کسی که شام خوردن را ترک کند، نیرویی از او کاسته شده و دیگر به او باز نخواهد گشت.

چنان که ملاحظه می شود، اسلام به ضرورت تغذیه، به ویژه شام تاءکید فراوان دارد. همچنین تغذیه خوب و کامل را برای سنین بالا بسیار لازم و ضروری می داند، که ما در این جا به ذکر یک جمله از دعاهای امام سجاد علیه السلام در این زمینه اشاره می کنیم:

آن حضرت در مناجات خود با خدای خویش، عرضه می دارد:

اللهم صلی علی محمد و آله، واجعل اوسع رزقک علی اذا کبرت، و اقوی قوتک فی اذا نصبت؛ [11]

بار خدایا! بر محمد و آل او درود فرست، و فراخ ترین روزی ات را بر من هنگام پیری، و قوی ترین توانایی ات را در هنگام که به رنج افتادم قرار ده!

در اسلام، که یک آیین جهانی و جامع الاطراف است، درباره علم طب و بهداشت تا آن جا توجه شده است که فرمایشات امام ششم علیه السلام و رسول خدا (ص ) در کتابهایی به نام طب الصادق علیه السلام و طب النبی (ص ) جمع آوری گردیده است. [12]

جالب این جاست که با دقت در این فرمایشات و دستورالعمل های طبی و بهداشتی، در می یابیم در اغلب موارد سعی شده، هم پیش گیری و هم درمان از طریق صحیح صورت گیرد. پیش گیری و درمان از این طریق، به طور معمول، عوارض زیان آور جنبی در بر ندارد. توجه شما را تنها به ذکر دو نمونه در این خصوص جلب می نمایم:

مردی به امام جعفر صادق علیه السلام عرض کرد: برای من فرزندی ضعیف و رنجور متولد شده است. امام فرمود:

ما یمنعک من السویق؟ فانه ینبت اللحم و یشد العظم؛ [13]

چرا به او سویق نمی دهی که هم گوشت را می رویاند و هم استخوان را محکم می کند؟

از پیامبر گرامی اسلام (ص ) نقل شده که فرمود:

کلوا الثوم فانه شفاء من سبعین داء؛ [14]

سیر بخورید که سیر شفای بیماری است.

البته فرد زمانی باید از سیر استفاده کند، که مجبور به شرکت در اماکن عمومی، چون مسجد و کلاس درس نباشد، زیرا بوی بد و زننده آن، دیگران را خواهد آزرد. بدین جهت، امام صادق علیه السلام می فرماید:

تداووا بالثوم ولکن لا تخرجوا الی المسجد؛ [15]

با سیر مداوا کنید، ولی به سوی مسجد نروید!

پی نوشت:

 

[1] الحیاة، ج 6، ص 126 (نقل از: مستدرک الوسائل، ج 3، ص 103).

[2] بقره (2) آیه 172-

[3] مائده (5) آیه 88-

[4] مؤ منون (23) آیه 51-

[5] الحیاة، ج 3، ص 221 و 222-

[6] بحارالانوار، ج 69، ص 261-

[7] همان، ج 66، ص 341-

[8] همان، ص 342-

[9] همان، ص 344-

[10] همان، ص 345-

[11] صحیفه سجادیه، ترجمه فیض الاسلام، ص 135 (دعای 20)

[12] مصطفی زمانی، اسلام و تمدن جدید، ص 108-

[13] محمد علی صفری (زرافشان )، تربیت کودک، ج 2، ص 48-

[14] طب الصادق (ع )، ترجمه نصیر الدین امیر صادقی تهرانی، ص 120-

[15] همان جا.


تاریخ : سه‌شنبه 27 آذر 1397
بازدید : 411
نویسنده : sina95

 سید خراسانی، محبوب ترین شخصیت عصر ظهور در نزد ائمه اطهار(ع)

تجلیل از خراسانی در روایات محکم شیعه:

۱-  هنگامي كه پرچم هاي سياه از خراسان به راه افتاد به سويش بشتابيد ولو با سينه خيز رفتن بر روي برفها باشد ، كه صاحبان آن پرچم ها  طرفداران حق هستند ، آنها حق را مطالبه مي كنند ولي به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند ، آنچه مي خواستند به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند آنچه مي خواستند به آنها داده مي شود ولي آنها ديگر نمي پذيرند ، گويي با چشم خود مي بينم كه شمشيرها را حمايل كرده اند ، و پيش مي تازند تا پرچم ها را به مهدي(ع) تسليم  كنند ، آگاه باش كه آنها ياران مهدي اند و زمينه سلطنت جهاني او را فراهم مي سازند ، دلهاي آنها چون قطعات آهن است ، هنگامي كه پرچم هاي سياه را مشاهده كرديد كه از سوي مشرق به حركت درآمده فارسيان را گرامي بداريد كه دولت ما در ميان آنها مي باشد. غيبت شيخ طوسي ص ۲۶۲

۲-رسول اللَّه(ص): اى جعفر آيا نمى‏خواهى تو را بشارت دهم؟ آيا تو را باخبر نسازم؟ عرض كرد: چرا يا رسول اللَّه، آن حضرت فرمود: چند لحظه پيش جبرئيل نزد من بود و به من خبر داد كسى كه آن پرچم را به قائم مى‏سپارد از نسل تو است، آيا مى‏دانى او كيست؟ عرض كرد: نه، فرمود: او همان كسى است كه صورتش چون دينار است و دندانهايش چون شانه منظم و شمشيرش چون شعله آتش است، با خوارى داخل كوه مى‏شود و با عزّت از آن بيرون مى‏آيد، و جبرئيل و ميكائيل او را در ميان مى‏گيرند.
غيبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص: ۳۵۰

۳- و خروج رجلٍ من ولد الحسين ابن علي

مردي از اولاد حسين پيش از ظهور حضرت مهدي قيام و انقلاب خواهد نمود
كمال الدين و اتمام النعمه، شيخ صدوق، با تحقيق علي اكبر غفاري، چ اسلامي، ج ۱، ص ۲۸۳٫

۴-فرمانده آنها مردي از تميم بنام شعيب بن صالح است ، بزرگ و كوچك شمشير به دست گرفته و وارد كارزار مي شوند ، سيد حسني (حسيني) كه صورتش چون ماه تابان است در اين نبرد شمشير مي زند. ، بحارالانوار ج ۵۳ ص ۱۵ و ۳۵

تجلیل از خراسانی  در روایات محکم اهل سنت:

۱-سفيانى دستور كشتار اهل كوفه و مدينه را مى دهد . در همين وقت پرچم هاى سياه از خراسان مى آيند . فرمانده كل ، جوانى(جوانمردي) از بنى هاشم است كه در دست راستش خالى دارد . خدا كار و راهش را آسان و هموار مى كند . در «تخوم» خراسان نبردى خواهد داشت . سيد هاشمى روانه رى مى شود و مردى از بنى تميم را براى جنگ با امويان به طرف اصطخر مى فرستد كه به او شعيب بن صالح مى گويند . سفيانى، مهدى و هاشمى در منطقه « بيضاى اصطخر » به هم مى رسند . چنان نبردى ميانشان رخ مى دهد كه خون تا ساق اسب ها مى رسد ! ابن حماد /۸۶

۲-اميرمؤمنان(ع) مي‌فرمايند: «سفياني و صاحبان پرچم‌هاي سياه با يكديگر روبرو مي‌شوند در حالي كه ميان آنان جواني(جوانمردي) از بني‌هاشم است كه در كف دست راستش، خال (خلل)است و در پيشاپيش لشكريان او، شخصي از قبيلة بني تميم به نام شعيب بن صالح قرار دارد».
ابن حماد، فتن، ص ۸۶٫

با توجه به این روایات که در مدح و تجلیل از سید خراسانی وجود دارد عجیب است که به راحتی چنین نسبتهایی داده میشود و این نشان از بی اطلاعی و کم اطلاعی منتقد محترم دارد

حتمی بودن قیام سفیانی

یکی دیگر از نقدها بر فيلم این بود که سفیانی بسیاری از روایاتش ضعیف هست و حتی امکان بداء در سفیانی نیز وجود دارد! و برای اثبات این امر خودشان به روایت ضعیف سندی از امام جواد(ع) درمورد احتمال بداء در نشانه سفیانی پرداختند! که قابل تامل هست

بعد از این توضیح مختصر، به تحقیق در نشانه حتمی ظهور، سفیانی می پردازیم.
در روایات به حتمی بودن خروج سفیانی اشاره شده است؛ این مطلب در روایات متعدد و معتبری با تعابیر مختلفی چون: «محتوم»، «لابدّ‌‌منه»، «حتم من الله»،«لابدّ ان یکون»، «لایکون قائم إلا بسفیانی» و «خمس قبل قیام القائم»… بیان شده است.
امام سجاد علیه‌السلام در حدیث معتبری فرموده¬اند:
«… إنّ أمر القائم حتم من الله و أمر السفیانی حتم من الله و لایکون قائم إلا بسفیانی»
… قیام قائم از ناحیۀ خداوند قطعی است و خروج سفیانی نیز قطعی است. هرگز قیام قائم بدون سفیانی نخواهد بود.

از جمله در روایتی از امام صادق ع نقل شده است:

السُّفْیَانِیُّ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُهُ فِی رَجَب‏.
سفیانی از علایم حتمی است و قیام او در ماه رجب خواهد بود.
و نیز امام باقر علیه‌السلام در تفسیر آیه ﴿ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده﴾ فرمودند:
«أنهما أجلان: أجل محتوم و اجل موقوف. فقال له حمران: ما المحتوم؟ قال: الذی لایکون غیره. قال: و ما الموقوف؟ قال: الذی لله فیه المشیۀ. قال حمران: انی لارجو أن یکون أجل السفیانی من الموقوف! فقال أبوجعفرعلیه‌السلام: لا والله أنه لمن المحتوم».
آنهادو اجل‌اند: اجل محتوم و تغییرناپذیر و اجل موقوف و مشروط. حمران پرسید: اجل محتوم چیست؟ فرمود: اجلی که جز آن نخواهد شد. حمران عرض کرد: اجل موقوف و مشروط چیست؟ فرمود: آنچه اراده خداوند در آن راه دارد و قابل تقدیم و تاخیر و برطرف شدن است. حمران عرض کرد: امیدوارم قیام سفیانی از علایم موقوف و مشروطی باشد که بدا در آن راه دارد! امام فرمودند: به خدا سوگند که چنین نیست، او از علایم حتمی است.
در این روایت، امام علیه‌السلام اجل مسمّا را به اجل محتوم تفسیر کرده اند، و سپس سفیانی را جزو محتوم ها دانسته‌اند.

و نیز در حدیث دیگری فرموده اند:
«إن من الامور أمورا موقوفة و ُامورا محتومة. و أن السفیانی من المحتوم الذی لابدّمنه»؛
برخی از امور موقوف و مشروط اند و برخی محتوم و تغییر ناپذیر، و سفیانی از علایم حتمی است که بی¬تردید رخ خواهد داد.
و در روایتی از امام صادق ع نقل شده است:

مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِی لَا بُدَّ أَنْ یَكُونَ مِنْ قَبْلِ قِیَامِ الْقَائِمِ خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ وَ خَسْفٌ بِالْبَیْدَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِیَّةِ وَ الْمُنَادِی مِنَ السَّمَاء.
از حتمیاتی که پیش از قیام قائم خواهند بود: شورش سفیانی، فرورفتن در بیداء، قتل نفس زکیه، و ندای آسمانی است.
و نیز در روایات، سفیانی در کنار نشانه های حتمی ظهور قائم قرار گرفته و منحصر شده است. از جمله در روایتی از امام صادق ع نقل شده است:
خَمْسٌ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ ع الْیَمَانِیُّ وَ السُّفْیَانِیُّ وَ الْمُنَادِی یُنَادِی مِنَ السَّمَاءِ وَ خَسْفٌ بِالْبَیْدَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِیَّة.
پیش از قیام قائم پنج نشانه است: خروج یمانی، سفیانی؛ نداء آسمانی، خسف بیداء، قتل نفس زکیه.
تنها اشکالی که به این نظریه است مستند به روایتی در الغیبه نعمانی می‌باشد که متن روایت چنین است:
«عن أبی هاشم داود بن القاسم الجعفری قال: کنا عند أبی جعفر محمد بن علی الرضا علیه‌السلام فجری ذکر السفیانی و ما جاء فی الروایۀ من أنَّ أمره من المحتوم. فقلت لأبی جعفر علیه‌السلام: هل یبدولله فی المحتوم؟ قال: نعم. قلنا له: فنخاف أن یبدولله فی القائم، فقال: أنّ القائم من المیعاد والله لایخلف المیعاد»؛
ابوهاشم می گوید: نزد امام جواد علیه‌السلام بودیم. از سفیانی و روایاتی که بر آن اساس قیام او حتمی خواهد بود، سخن به میان آمد. به حضرت عرض کردم: آیا خداوند در حتمی ها هم بدا روا می دارد؟ فرمود: آری. عرض کردیم: می ترسیم در ظهور قائم نیز بدا روا دارد! فرمود: قیام قائم علیه‌السلام از وعده های الهی است و خداوند خلف وعده نمی کند.

در پاسخ می‌توان گفت:
سند روایت یاد شده، ضعیف است. بنابراین، با روایات متعدد و معتبری که بر حتمی بودن و تغییر ناپذیری قیام سفیانی دلالت دارند، قدرت تعارض نخواهد داشت.
این روایت، خبر واحد است، و روایاتی که قیام سفیانی را از علایم حتمی می دانند، مستفیض و بلکه نزدیک به تواتر هستند.
و همانطور که گفته شد، از تقابل میان علایم موقوف و حتمی که در برخی از روایات آمده، برمی‌آید که سفیانی از دایره علایم موقوف، خارج است. بنابراین، حمل محتوم بر آنچه احتمال بدا در آن راه دارد، وارد کردن علایم محتوم به دایره علایم موقوف است كه بر خلاف ظاهر روایات است. بلکه نتیجه این سخن، لغو بودن تقسیم بندی علایم به حتمی و غیر حتمی است.

نبرد سفیانی با ایرانیان زمینه ساز ظهور

پس از كشتارهاى سپاه سفیانى در نجف و شهادت علما و صالحان و مؤمنان و خراب كردن مقبره شریف حضرت على(ع) و اسیر كردن زنان نجف و تاراج اموالشان، جنگ را تا منطقه اصطخر در ایران مى‏كشاند.
سید خراسانى از مؤمنان ایران براى نجات اهل عراق یارى مى‏طلبد. در پى آن سپاهى پر توان و مستعد جمع مى‏شوند كه پیشاپیش آنها شعیب ‏بن صالح حركت مى‏كند. در منطقه اصطخر ایران سپاه خراسانى (صاحبان پرچم سیاه) با سپاه سفیانى مقابله مى‏كند و جنگى عظیم رخ مى‏دهد. پرچمهاى سیاه پیروز گشته و سپاه سفیانى درهم مى‏شكند كه این اولین شكست سفیانى پس از آن همه پیروزى‏هاى پى درپى و سریعش درگذشته است. پس از آن مردم به حضرت مهدى(ع) دل بسته و چشم انتظار دیدارش گشته و به جست‏وجویش مى‏پردازند.

ارتباط شعیب با خراسانی

در مورد یکی دیگر از نقدها درمورد این که شعیب کلا وجود ندارد و دارای اسنادی ضعیف هست و با  خراسانی هم ارتباطی ندارد د مورد قابل ذکر است:

۱-     شعیب بن صالح یکی از نشانه های سید خراسانی در روایات هست که با عبارت (بین یدیه شعیب) آمده است و نشان از ارتباط آن هست

۲-     درمورد وجود کلی شعیب و اینکه شخصیتی مثبت هست به ذکر یک روایت قوی السند از عمار یاسر بسنده میکنیم:

عمار یاسر می گوید از معصوم شنیدم : شعیب بن صالح زیر لوای مهدی(عج) خواهد بود ( نسخه الفتن .صفحه ۳۶ مترجم: محمد جواد نجفی )

و در آخر خطاب به برخی محافل عرض میکنیم که حجم ۱۲۰۰ نشانه ظهور که در روایات ذکر شده است آیا صرفا باید پنهان بماند؟ پس طبق نظر منتقدین چه زمانی ؟ توسط چه کسانی؟ و توسط چه نهاد علمی؟ باید این نشانه های ظهور تفسیر بشود؟ آیا در هر عصر و زمانی وقتی هیچ کسی حق ورود به این مباحث را نداشته باشد پس تکلیف چیست؟

آیا طبق قاعده اصولی((مقدمات حکمت)) شارع مقدس اسلام ، امورات را مهمل و مجمل بیان کرده است یا حتی ریز ترین نشانه ی ظهور را هم تببین کرده است؟ برای چه کسی بیان شده است؟

پس لازم است افراد به خود بیایند و بیش از این ظهور حضرت صاحب(عج) را به عقب نیندازند

آیا واقعا بیش از هزار و اندی سال غیبت کبری دوران کمی هست که ما هنوز اندر خم یک کوچه هستیم؟ و اسیر واژه ها و هوس ها هستیم؟

قابل توجه هست وقتی که به آمار گوگل توجه میکنیم در بخش زبان فارسی تا اکنون حدود  ۹۴ هزار صفحه و همچنین حدود چند هزار صفحه اینترنتی به زبان لاتین و همچنین بیش از ۱۶۰۰ صفحه اینترنتی به زبان عربی اینترنتی به بحث و بررسی پیرامون سید خراسانی بودن آیت الله خامنه ای پرداخته اند.

آیا این حجم بالای ده ها هزار سایتی به زبان های مختلف گویای فهم مشترک کاربران و مخاطبان به طور یکسان نیست و همچنین ۱۳۰ هزار سیات عربی و فارسی وقتی واژه ( شعیب بن صالح) را وارد میکنیم یک فهم مشترک را می بينيم!

 

آیا این فهم مشترک را یک گروه و یا چند نفر ایجاد کرده است؟ یا الهام  الهی بوده است که به ذهن افراد خطور کرده است؟

آیا به راستی رهبر فرزانه انقلاب وقتی پرچم انقلاب اسلامی را به دست صاحب اصلی آن سپرد برخی شرمنده نخواهند شد؟


والعاقبه المتقین

حجت الاسلام والمسلمین محسن آشتیانی


تاریخ : سه‌شنبه 27 آذر 1397
بازدید : 344
نویسنده : sina95

 يکي از نشانه هايي که براي ظهور حضرت مهدي(ع) بيان مي شود، قيام فردي به نام يا عنوان خراساني است. اين نام در منابع معتبر چندان يافت نمي شود و آن چه هست سخن از خراسان و حرکت وی به سمت عراق است.

حجت الاسلام دکتر جواد جعفری، مدرس مرکز تخصصی مهدویت در این رابطه پاسخ می دهند؛

 

آیا امام زمان(ع) از احوالات ما با خبر هستند؟ منتظران واقعی چه کسانی می باشند؟

در رابطه با اینکه امامان از اعمال ما با خبر هستند، روایات بسیاری است که بر این موضوع دلالت می کنند. مبنی بر اینکه هر کاری که ما می کنیم ائمه از آن باخبرند و این با خبری با دو شکل انجام می گیرد اول اینکه خود امامان شاهد مستقیم اعمال ما هستند. بنابر روایات و آیات یکی از کارهایی که ائمه در قیامت انجام می دهند این است که به عنوان شاهد در محضر الهی حاضر می شوند و در حال حاضر امام عصر(ع) شاهد تمام اعمال است.

طبق روایات ملائکه مامور هستند، هر هفته یک یا دو بار و یا هر روز اعمال ما را به امامان بدهند و کسب تکلیف کنند یعنی علاوه بر شاهد بودن امامان، ملائکه نیز شاهد اعمال ما هستند علاوه بر این ادله امام زمان در یک حدیثی به این نکته تصریح کرده اند.

امام در نامه ای که به شیخ مفید نوشته است، فرموده اند؛ ما به اخبار شما احاطه علمی داریم و از آن باخبریم و هیچ چیزی از اخبار شما از ما در نمی گذرد و از تمامش باخبریم، علاوه بر اینکه امام از احوال ما،  افکاری که در ذهن داریم و تصمیماتمان در قلب با خبر هستند، بلکه سعی می کنند هر کمکی که می توانند انجام دهند.

در همان توقیع آمده که امام ادامه می دهند؛ ما هرگز رعایت حال شما را وا نمی گذاریم و شما را فراموش نمی کنیم که اگر فراموش می کردیم شدت زندگی به شما روی می آورد و دشمنان شما را ریشه کن می کردند بنابراین همین که شیعه می تواند به حیات خود ادامه دهد به خاطر رعایتی است که امام زمان برای حال شیعیان می کند.

درخصوص سوال دوم کسانی که در اعمال شان این انتظار مشاهده شود منتظر واقعی هستند، امام علی(ع) در خطبه 160 نهج البلاغه می فرمایند: یک عده خیال می کنند به خدا امید دارند ولی به خدای عظیم سوگند اینها دروغ می گویند که اگر راست می گویند چرا امیدشان در عملشان نیست چون هر کسی به چیزی که امید دارد، امیدش در عملش دیده می شود.

یکی از اعمالی که باید انجام دهیم تا از منتظران واقعی باشیم، این است که باید ببینیم چقدر می توانیم زمینه های عدالت پذیری و پذیرش عدالت را در خود و جامعه ایجاد کنیم.

 

سید خراسانی کیست و چه مدت حکومت می کند؟

در رابطه با بحث خراسانی دو نوع روایات داریم روایاتی که در منابع و کتب شیعه هستند و معتبرند و روایاتی که در کتب اهل سنت است و اعتبار لازم را ندارند، طبق روایات شیعه در رابطه با خراسانی یک روایت صحیح سند داریم و آن اینکه یکی از علائم ظهور خروج خراسانی است.

در کتاب غیبت شیخ طوسی از امام صادق(ع) نقل شده که می فرمایند: سه کس قبل از ظهور قیام خواهند کرد؛ خراسانی، سفیانی و یمانی و در یک سال، یک ماه و یک روز قیام می کنند و قیامشان هماهنگ است. در روایات است که خراسانی از شرق خروج می کند البته روایتش ضعیف است و برای از بین بردن بنی عباس به سمت کوفه حرکت می کند و یک روایت دیگری داریم در غیبت نعمانی که امام صادق(ع) می فرمایند: کمی پیش از ظهور امام زمان(ع) پنج نشانه است که یکی از نشانه ها خروج خراسانی است.

در غیبت نعمانی از امام باقر(ع) نقل شده وقتی خراسانی خروج می کند، ما باید به یمانی کمک کنیم. حدود 5 تا 6 حدیث وجود دارد که فقط به اصل خروج خراسانی اشاره کردند اما اینکه این خراسانی سید است، اشاره نشده و سید بودن ایشان حدیث شیعی ندارد و هیچ اشاره هم به حکومت خراسانی که حکومتش را به امام تقدیم می کند، در روایات نشده است.

در روایات فقط به قیام خراسانی اشاره شده که قبل از ظهور است و حکومت داشتن خراسانی مستند به روایات نیست و در رابطه با قیافه ظاهری خراسانی و اینکه چه حکومتی تشکیل می دهد نیز در روایات اشاره نشده است.

 

در روایات داریم هر کس که امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده، منظور از شناخت امام چیست؟

یکی از روایات معروف که از پیامبر نقل شده همین حدیث است مبنی بر اینکه کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی از دنیا رفته، اسلام و ایمان او پذیرفته نمی شود و مانند کسی است که در جاهلیت و بدون دین اسلام مرده است.

این حدیث اهمیت معرفت به امام را می رساند معرفت امام مراتبی دارد اولش شناخت شناسنامه است اینکه فرد بداند امام زمانش کیست که الان معتقدیم امام زمان فرزند امام یازدهم است در سال 255 به دنیا آمده و تا الان زنده هستند و منتظر فرمان الهی برای ظهور می باشند و اینکه ایشان امام واجب الطاعه هستند.

این مقدار به برکت جامعه شیعه برای همه فراهم است و یک نعمت خدادادی است. دومین مرحله شناخت مقام امام است که باید بپردازیم که امام چه جایگاهی در عالم خلقت دارند، خدا چه اختیاراتی به ایشان داده است و امام چه وظایفی در عالم دارند که در زیارت جامعه بسیاری از مقامات امام معصوم آمده و کتاب "ادب فنای مقربان" نوشته آیت الله جوادی آملی که شرح زیارت جامعه است توصیه می شود.


تاریخ : سه‌شنبه 27 آذر 1397
بازدید : 224
نویسنده : sina95

 

پرچم های سیاه نامی آشنا در منابع روایی شیعه و سنی و حقیقتی مسلم در تحولات عصر ظهور است نشانه ای که به شدت مورد توجه دوست و دشمن قرار دارد تا جایی که امروزه شاهد برافراشته شدن این پرچم ها در میان گروههای باصطلاح جهادی القاعده و تروریستهای سوریه با دیدگاه آخرالزمانی هستیم ، در حالی که اهل مطالعه در انتظار اهتزار پرچم های سیاه در میان انقلاب مشرق زمین و سپاه سیدخراسانی می باشند ، از سویی دیگر برخی روایات شریف از برافراشته شدن پرچمی اسرارآمیز در ابتدای حرکت سیدخراسانی خبر می دهند که رعب و وحشت یک ماه پیشاپیش آن حرکت می کند ، توصیف عجیبی که برای پرچم نهضت امام عصر در هنگام قیام نیز به چشم می خورد

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

نصرمن الله و فتح قريب و بشر المومنين

با سلام و درود بر همه عزيزان

یکی از نشانه ها و تحولات مهم عصر ظهور ، حرکت پرچم های سیاه می باشند  که به طور قابل ملاحظه ای مورد توجه محققین آخرالزمان و منتظران ظهور در جای جای سرزمین های اسلامی قرار دارد ، بیشتر توصیفات روایات در مورد این پرچم ها حالت تمجیدی و حمایتی داشته و مسلمانان عصر ظهور را به یاری این پرچم های فرا می خواند ، هرچند برخی روایات نیز به تقبیح آنها و لزوم کناره گیری و برحذر بودن از این پرچم ها فرمان می دهد.

در این مقاله در ابتدا با ذکر اکثر روایات وارده در باب پرچم های سیاه ، حقایقی که پیرامون آنها از لسان روایات وارد شده را مرور کرده و در ادامه احتمال ارتباط شگفت انگيز پرچمی که در آغاز حرکت سیدخراسانی برافراشته خواهد شد با پرچم اسرارآميز امام مهدي(عج) را خواهيم ديد. همچنين انواع پرچم هاي سياه ذكر شده در روايات شريف را مورد بررسي قرار داده و خواهيم ديد كه ائمه اطهار(ع) با احاديث شريف علاوه بر بشارت برافراشته شدن پرچم های سیاه سپاه سیدخراسانی از برافراشته شدن پرچم هاي القاعده و طالبان در افغانستان و عراق خبر داده و آن را مذمت كرده و لعن فرموده اند.

بخشی از روايات پرچم هاي سياه در  مجموعه روايات عصر ظهور :

 

1- وقتى كه ديديد از طرف مشرق بيرقهاى سياهى نمايان شد فارس را اكرام كنيد، زيرا كه دولت ما در ميان آنها است. ملاحم و الفتن ص 16

2- وقتى كه بيرقهاى سياه خارج شوند اول آنها فتنه و وسط آنها ضلالت و گمراهى و آخر آنها كفر خواهد بود.فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 47 ص: 21


3- وقتى كه بيرقهاى سياهى از طرف مشرق بيايد و بيرقهاى زردى از طرف مغرب بيايد تا در وسط شهر شام يعنى دمشق با يك ديگر ملاقات نمايند موقع بلاء خواهد بود.

ملاحم و الفتن ص 70


4- سفيانى داخل كوفه خواهد شد و سه روز اهل كوفه را اسير ميكند و شصت هزار از اهل كوفه را خواهد كشت و (18) شب در كوفه اقامت مينمايد كه اموال آنها را تقسيم كند، تا اينكه بيرقهاى سياهى (براى اخذ بيعت) بسوى مهدى عليه السّلام روانه ميكند فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 91 ص: 34


5-در آن وقت لشكرى با پرچم هدايت بيرون آمده لشكر سفيانى را دنبال ميكنند تا بآنها ميرسند و تمام آنها را بقتل ميرسانند. بطورى كه يك نفر از آنها را باقى نميگذارند كه خبرى از آنها ببرد! و اسيران و آنچه بغارت برده‏اند، از آنها ميگيرند.
مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 954


6-  بيرق سياهى از بنى عباس خروج ميكند آنگاه از خراسان بيرقهاى سياهى خروج ميكنند كه كلاه آنها سياه و لباسشان سفيد خواهد بود. جلو آنها مردى از (بنى) تميم است كه آن را شعيب بن صالح يا صالح بن شعيب ميگويند، اصحاب سفيانى را شكست ميدهد تا اينكه وارد بيت المقدس شود و سلطنت آن را براى مهدى عليه السّلام مسخر نمايد و سيصد نفر از شام بسوى او حاضر خواهند شد. بين خروج آن و بين اينكه تسليم امر مهدى عليه السّلام شود هفتاد و دو ماه خواهد بود.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 92 ص: 35

7- رسول خدا(ص) : ما اهل بيتى هستيم كه خدا آخرت را براى ما خواسته است و اين اهل بيت من بعد از من دچار بلاء شده و (از حقوق خود) محروم خواهند شد تا اينكه عده ‏اى كه بيرقهاى سياهى دارند از طرف مشرق می آيند و دو مرتبه يا سه مرتبه حق خود را طلب ميكنند و حق را بآنها نميدهند تا اينكه جنگ كنند و غالب شوند، آنگاه حق آن‏ها را بآنها ميدهند ولى قبول نميكنند و حق را بمردى از اهل بيت من رد ميكنند و او زمين را پر از عدل ميكند بعد از آنكه از ظلم پر شده باشد هر كدام از شما آن را درك كرديد بايد خود را بآن برسانيد و لو اينكه با دست و سينه خود از روى برف برويد زيرا كه او مهدى عليه السّلام است.

غیبت نعمانی ص 145 ، الحاوی للفتاوی ج 2 ص 127 ، الامام المهدی ص 67 و 296 و ...

8-  موقعى كه ديديد بيرق‏هاى سياه از طرف خراسان خارج شدند خود را بآنها برسانيد و لو اينكه با دست و سينه از روى برف برويد چون كه مهدى خليفه خدا در ميان آنها است.

بشارة الاسلام ص 290 ، الزام الناصب ص 253 ، منتخب الاثر ص 304 و ...

9-  رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ياد بلائى كرد كه دچار اهل بيتش می‏شود تا اينكه خدا مردى را با بيرق سياه از طرف مشرق بفرستد كسى كه آن بيرق را يارى كند خدا او را يارى ميكند و كسى كه نصرت آن را ترك كند خدا نصرتش را ترك ميكند، بعدا میآيند نزد مردى كه نامش نام من است و او را سرپرست خود ميكنند و خدا او را يارى و تأييد مينمايد 
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 100ص: 38


10- مرد كوسه یا کم ریش ، گندم گون و متوسط القامتى كه شعيب ابن صالح نام دارد و غلام بنى تميم است با چهار هزار نفر كه لباسشان سفيد، بيرقهاشان سياه است از شهر رى خروج ميكند، او مقدمه (خروج) مهدى عليه السّلام است، با كسى ملاقات نميكند مگر اينكه آن را خواهد كشت. 
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 95 - ص: 36

11- و پرچمهائى بدون علامت كه نه از پنبه و نه كتان و نه حرير است از مشرق زمين ميايند در سر نيزه‏ هاى آنها مهر سيد اكبر زده شده قائد آنها مردى از خاندان پيغمبر است آن پرچمها در شرق پديد می ‏آيد و بوى آن مانند مشك معطر بغرب ميرسد. ترس و رعب آنها يكماه پيش از آمدنشان همه جا در دل مردم قرار ميگيرد، آنگاه در كوفه‏ فرود ميايند و اولاد ابو طالب بخونخواهى پدران خود قيام ميكنند در آن گير و دار ناگهان لشكر يمنى و خراسانى مانند دو اسبى كه مسابقه ميدهند از راه ميرسند
مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 1060 
الزام الناصب – جلددوم- چاپ بیروت . الغصن الثامن - الآية الثانية عشرة - ص 120
بحار الأنوار، ج 52، ص 274، ب 25، ح 167.

12- وقتى كه مردى شهر شام را گرفت و مرد ديگرى مصر را مسخر كرد و با يك ديگر جنگ كردند و اهل شام، اهل مصر را اسير نمودند و مردى از طرف مشرق با بيرق‏هاى سياه كوچكى بسوى صاحب شام آمد آن مرد مطيع مهدى عليه السّلام خواهد شد فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 99 - ص: 36

13- جابر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود: جوانى از بنى هاشم كه خالى در كف دست راست خود دارد با بيرقهاى سياهى از طرف خراسان خروج ميكند كه شعيب بن صالح در جلو او خواهد بود و با اصحاب سفيانى جنگ كرده آن‏ها را شكست ميدهد

عقدالدرر ص 128 ، الحاوی ج 2 ص 68 ، ملاحم ابن طاووس ص 53
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 36


14- اميرمؤمنان(ع) مي‌فرمايند: «سفياني و صاحبان پرچم‌هاي سياه با يكديگر روبرو مي‌شوند در حالي كه ميان آنان جواني از بني‌هاشم است كه در كف دست راستش، خال سياهي است و در پيشاپيش لشكريان او، شخصي از قبيلة بني تميم به نام شعيب بن صالح قرار دارد».
ابن حماد، فتن، ص 86.

15- جابر از امام باقر (ع)روايت مي کند: جواني از بني هاشم از خراسان با پرچم های سياه قيام مي کند که در کف دست راست او خالی(خللی)است و پيشاپيش او مردی بنام شعيب بن صالح است که با لشکريان سفيانی می جنگد و آنها را شکست ميدهد. 
الملاحم و الفتن باب97 ص52
ابن حماد/84 
به نقل از آن ، عقد الدرر /128 ، الحاوى 2/68 و ملاحم ابن طاووس /53 .
به نقل از ابن حماد ، الحاوى 2/69 وجمع الجوامع 2/103 .
ابن حماد 1/314

16- هنگامي كه سپاه سفياني به سوي كوفه عزيمت مي كند ، سفياني گروهي را به جستجوي اهل خراسان مي فرستد ، كه براي ياري حضرت مهدي(عج) خروج كرده اند ، سپاه سفياني با سپاه سيد هاشمي(سيدخراساني) كه پرچم هاي سياهي دارند و پرچمدارش شعيب بن صالح است در دروازه اصطخر روبرو مي شود .... ابن حماد ص86، الملاحم و الفتن ص 51 ، بشاره الاسلام ص 184 و ...

17- پرچم هاي سياهي براي نبرد با سفياني به حركت درمي آيد كه در ميان آنها جواني از بني هاشم هست كه صورتش چون قرص قمر است و در دست راستش خالي(خللي) هست ، در پيشاپيش اين سپاه شعيب بن صالح تميمي است كه كلاههاي سپاهيانش سياه است و جامه هايشان سفيد. سپاه سفياني را شكست مي دهند و به سوي غرب پيش مي روند و زمينه را براي حضرت مهدي فراهم مي كنند ، فاصله بين خروج او تا تقديم امور به حضرت مهدي(عج) هفتاد و دو ماه مي باشد. الملاحم و الفتن ص 41 ، بشاره الاسلام ص 185

18- پرچمهاى سياه از مشرق بطرف حيره می ‏آيند. و شكافى در نهر فرات پديد می ‏آيد و آب آن كوچه‏ هاى كوفه را فرا ميگيرد
مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 991

19) - آنگاه اين مرد تميمي – كه خداوند بر سرزمينش باران رحمت فروريزد – با پرچم سياه مهدوي با نصرت الهي و دعوت حقه پيش مي تازد تا به محضر حضرت مهدي برسد و دست بيعت بدهد. 
الملاحم و الفتن ص 112 و 41

20)- هنگامي كه پرچم هاي سياه به حركت درآمدند ، بر زمين بچسبيد و دست و پاي خود را تكان مدهيد ، تا گروهي خروج كنند كه هيچ مورد اعتنا نيستند.
ملاحم و الفتن ص 28

21)-  پرچم هاى سياه از خراسان مى آيد و ياران مهدى به بيت المقدس وارد مى شوند القول المختصر 34

22)- پرچم هاي سياهي از خراسان به اهتزار درمي آيد كه چيزي نمي تواند از پيشروي آنها جلوگيري كند تا اينكه در ايلياء(بيت المقدس) فرود آيد و استقرار يابد.
الحاوي للفتاوي ج 2 ص 127 – الملاحم واللفتن ص 43

23)- براى ما اهل بيت بيرقهاى سياهى خواهد بود كه ردّ نميشوند تا اينكه از خراسان بيرقهاى سياهى چون شب تاريك خروج كنند و در اول آن بيرقها نصرت و در وسط آن‏ها لعنت و در آخر آنان كفر خواهد بود،
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 114- باب 38

24)- بنى اميّه هشتاد و هفت يا نه سال سلطنت ميكنند بعد از آن خدا سلطنت آن‏ها را بوسيله بيرقهائى سياه كه از طرف مشرق می ‏آيند ريشه كن ميكند، آنگاه آن بيرقهاى سياه بر قرارند تا اينكه بلاى آن‏ها بهر مؤمنى برسد، سپس خدا آن بلاء را بوسيله آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله بر طرف ميكند. فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 112 – باب 34

25)- ... و بيرق‏هاى سياه در كوفه وارد ميشوند و لشكرهائى براى بيعت با مهدى عليه السّلام باطراف عالم ميفرستند، فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 48 – باب 109

26 )-  سعيد بن مسيب از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده است كه فرمود:
بيرقهاى سياهى از طرف مشرق خروج ميكند و تا آن موقعى كه خدا بخواهد خواهند بود بعد از آن بيرقهاى كوچك سياهى از طرف مشرق خروج ميكنند و با مردى از فرزندان أبى سفيان و يارانش جنگ ميكنند و مطيع مهدى عليه السّلام ميشوند.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 38 – باب 102

27)- عمرو بن مرّه جهنى ميگويد: بيرق سياهى از خراسان خروج ميكند تا اينكه مال سوارى خود را باين درخت زيتونى كه مكان آن در زمين باير ما است ميبندد.
راوى گويد: گفتيم: ما درخت زيتونى در اينجا نميبينم؟ گفت:
تا موقعى كه افراد آن بيرق وارد اينجا شوند آن درخت بوجود می ‏آيد.
عبد الرحمن بن قار گويد: اهل دومين بيرق سياهى بر بيرق اول خروج ميكنند (مال سوارى خود را) بآن (درخت) ميبندند موقعى كه وارد شدند خارجى بآنها خروج ميكند، از اهل بيرق اول، كسى نيست مگر اينكه پنهان می ‏شود و آن‏ها را (اهل بيرق اول را) شكست ميدهد.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 37 – (باب 101)

28)- محمّد بن حنفيه ميگويد: بيرق سياهى از بنى عباس خروج ميكند آنگاه از خراسان بيرقهاى سياهى خروج ميكنند كه كلاه (صاحب) آنها سياه و لباسشان سفيد خواهد بود. جلو آنها مردى از (بنى) تميم است كه آن راشعيب بن صالح يا صالح بن شعيب ميگويند، اصحاب سفيانى را شكست ميدهد تا اينكه وارد بيت المقدس شود و سلطنت آن را براى مهدى عليه السّلام مسخر نمايد و سيصد نفر از شام بسوى او حاضر خواهند شد. بين خروج آن و بين اينكه تسليم امر مهدى عليه السّلام شود هفتاد و دو ماه خواهد بود. فتنه و آشوبهاى آخر الزمان،باب 92 ص: 35

29)- ......سفيانى سپاهى به كوفه گسيل دارد كه هفتاد هزار نفر شمار ايشان باشد پس ايشان مردم كوفه را بكشند و به دار آويزند و اسير كنند، در كشاكشى اين چنين كه بر ايشان واقع شده، ناگاه پرچمهائى از جانب خراسان پديدار شود و پرچمداران منزلها را با سرعت بسيار بپيمايند و با آنان چند تن از اصحاب قائم همراه باشند. غيبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص: 392

30)- هم در آن كتاب از فضيل بن يسار از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده كه بوى فرمود: گنجى در طالقان هست كه از طلا و نقره نيست، و پرچمى است كه از روزى كه آن را پيچيده‏ اند برافراشته نشده است و مردانى هستند كه دلهاى آنها مانند پاره ‏هاى آهن است شكى در ايمان بخدا در آن راه نيافته و در طريق ايمان از سنگ محكم‏تر است اگر آنها را وادارند كه كوه‏ها را از جاى بكنند، از جای              
كنده و از ميان برميدارند
مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 1117

31)- سعيد بن مسيب از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده است كه فرمود:
بيرقهاى سياهى از طرف مشرق خروج ميكند و تا آن موقعى كه خدا بخواهد خواهند بود بعد از آن بيرقهاى كوچك سياهى از طرف مشرق خروج ميكنند و با مردى از فرزندان أبى سفيان و يارانش جنگ ميكنند و مطيع مهدى عليه السّلام ميشوند. 
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 102ص: 38

32)- موقعى كه ديديد بيرق‏هاى سياه از طرف خراسان خارج شدند خود را بآنها برسانيد و لو اينكه با دست و سينه از روى برف برويد چون كه مهدى خليفه خدا در ميان آنها است.
ملاحم و الفتنه ص 42 ، كشف الغمه ج 3 ص 262 ، الزام الناصب ص 100

33)- پرچم قائم(عج) همان پرچم پيغمبر است‏
عبد اللَّه بن سنان روايت نموده كه امام محمد باقر عليه السّلام فرمود: پرچم قائم همان پرچم رسول خداست كه جبرئيل در روز جنگ بدر از آسمان آورد و آن را در ميدان جنگ باهتزاز درآورد.
آنگاه جبرئيل عرض كرد: اى محمد بخدا قسم؛ اين پرچم از پنبه و كتان و ابريشم و حرير نيست. عرض كردم: پس از چيست؟ گفت: برگ درخت بهشت است. پيغمبر در جنگ آن را برافراشت سپس پيچيد و بدست على عليه السّلام داد و پيوسته نزد آن حضرت بود تا اينكه در روز جنگ جمل حضرت آن را برافراشته نمود و خدا او را
پيروز گردانيد. آنگاه على عليه السّلام آن را پيچيد و هميشه نزد ما بوده و هست و ديگر هيچ كس آن را نمى‏گشايد تا اينكه قائم ما قيام كند.
وقتى قائم قيام نمود آن را باهتزاز در مى‏آورد و هر كس در شرق و غرب عالم باشد آن را مى‏بيند. رعب و ترس وى يكماه زودتر از پيش روى و چپ و راست او رفته در دلها جاى مى‏گيرد، آنگاه گفت: اى محمد! او بخونخواهى پدرانش قيام مى‏كند و سخت خشمگين است و از اينكه خداوند بر اين خلق غضب نموده متأسف مى‏باشد.
او پيراهن پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را كه در جنگ احد پوشيده بود به تن دارد و عمامه و زره پيغمبر را كه بقامت وى رساست می ‏پوشد، و ذو الفقار شمشير پيغمبر را هم در دست دارد، سپس شمشير می ‏كشد و هشت ماه از كشته بي دينان پشته‏ ها می ‏سازد.

مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 1128
34)- پرچم هاي سياه كوچكي به اهتزار درمي آيند ، كه با مردي از اولاد ابوسفيان نبرد مي كنند و براي اطاعت از مهدي زمينه سازي مي كنند ، در پيشاپيش اين پرچم ها ، مردي بنام " تميم بن صالح " حركت مي كند. بشاره الاسلام ص 212 و 184 ، المهدي ص 190

35)- هنگامي كه پرچم هاي سياه از خراسان به راه افتاد به سويش بشتابيد ، ولو با سينه خيز رفتن بر روي برفها باشد ، كه صاحبان آن پرچم ها طرفداران حق هستند ،آنها حق را مطالبه مي كنند ، به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند ، آنچه مي خواستند به آنها داده نمي شود ..... 
غيبت شيخ طوسي ص 262 ، الملاحم و الفتن ص 27 ، بشاره الاسلام ص 107

پرچم

پرچم يا درفش نماد يك گروه ،  سازمان يا كشور است كه بر روي پارچه يا كاغذ طراحي مي شود.

جنس پرچم علاوه بر پارچه مي تواند ، كاغذ نيز باشد - منبع ويكي پديا

پرچم، از قديم الايام سمبل اتحاد و تمایز در جنگها به شمار می رفته و همواره حائز اهمیت بوده است. پس از ظهور اسلام نیز، پرچم ماهیت خود را از دست نداد و ارزش و منزلت خود را حفظ کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام درباره پرچم و اهمیت حفظ آن توسط سربازان اسلام می فرماید: « هرگز پرچمتان را از جای خودش حرکت نداده و دور آن را خالی نکنید و آن را جز به دست شجاعانتان نسپارید»
پر واضح است که پرچم، به دلیل اینکه نماد همبستگی لشکر بوده ، یکی از اهداف دشمن برای از بین بردن پرچم دار و به زمین انداختن پرچم برای تضعیف روحیه جنگاوری لشکر مقابل به شمار می رفته است. از این رو ، امیرالمؤمنین علیه السلام دستور به محافظت بیشتر از آن فرموده اند. 
از سیره عملی بزرگان دین نیز فهمیده می شود که نسبت به پرچم و پرچم داری توجه فراوانی داشته اند. 
در عصر ظهور نيز روايات شريف از پرچم هاي زيادي صحبت كرده اند ، از پرچم سرخ رنگ سفياني تا پرچم زرد رنگ اهل مغرب و پرچم هاي سياه خراسان و مشرق زمين تا پرچم اسرارآميز امام مهدي(عج) ، بررسي روايات شريف از وجود رابطه و شباهتي عجيب ميان پرچم اسرارآميز امام زمان(عج) و پرچم هاي سياه خراسان دارد كه ما با توجه به احاديث شريف در اين زمينه ، سعي در كشف این حقيقت داريم.

انواع پرچم هاي سياه در روايات عصر ظهور

در مجموعه روايات حداقل 5 نوع پرچم سياه را می توان در نظر گرفت:

1- پرچم هاي سياه عمومي قيام مردم مشرق زمين(در ابتداي قيام)
2- پرچم هاي سياه اختصاصي قيام مردم مشرق زمين(در انتهاي قيام و هنگام حركت به سمت عراق)
3- پرچم هاي سياهی از مشرق زمین که مورد لعن قرار دارند 
4- پرچم هاي سياه بني عباس در اواخر حکومت امویان
5- پرچم هاي سياهي در سرزمین حجاز

در بررسي روايات عصر ظهور مرتبط با پرچم هاي سياه متوجه مي شويم كه تفاوتهايي در نوع نگاه و دستور اهل بيت(ع) در حمایت از آنها وجود دارد به طوري كه برخي از پرچم هاي سياه مورد لعن و نفرين اهل بيت(ع) بوده و برخي مورد تمجيد ، درباره برخي امر به ياري شده است و در مورد برخي ، عدم حركت و توجه ، همچنين در روايتي خبر از درگيري دو گروه از پرچم هاي سياه داده شده است كه نشان از متفاوت بودن آنها دارد.
مجموعه اين مسائل نشان مي دهد كه پرچم هاي سياه مختلفي در روايات عصر ظهور وجود دارد كه بايد هر يك را دقيقاً شناخت تا در زمان لازم ، موضع مناسبي در مورد آن اتخاذ كرد. 
هريك از اين پرچم های سیاه در روايات ، با اشاره روايت یا روایاتی از ديگر پرچم ها مشخص مي باشد كه ما در توضيح هر كدام رواياتي كه بدان پرچم ها اشاره مي كنند را نيز مطرح خواهيم كرد.
پرچم هاي سياه شماره 4 و 5 چون مهم نبوده و نقشي در ظهور ندارند لذا از توضيح درباره آنها خودداري كرده و به ذكر روايات آنها بسنده مي كنيم.

پرچم اسرار آميز امام مهدي(عج) و رابطه آن با پرچم هاي سياه سيد خراساني

قبل از اینکه با ذکر روایات انواع پرچم های سیاه را مورد بررسی قرار دهیم ، نگاهی به شباهت بسیار عجیب پرچم  سیاه سیدخراسانی با پرچم اسرارآمیز امام مهدی(عج) خواهیم داشت ، بنا بر روايات ، امام مهدي(عج)  وارث برخي مواريث پيامبر اكرم(ص) مانند زره ، شمشير ، براق ، سحاب ، پرچم و ميراثهاي ديگر است كه اين مواريث علاوه بر داشتن برخي اثرات ، بعد از ظهور  بعنوان سند و مدركي براي اثبات حقانيت و امامت امام عصر(عج) به كار مي روند. يكي از اين مواريث پرچم اسرارآميز حضرت رسول(ص) مي باشد ، كه در احاديث متعددي بدان اشاره شده است.
عبد اللَّه بن سنان روايت نموده كه امام محمد باقر عليه السّلام فرمود:

پرچم قائم همان پرچم رسول خداست كه جبرئيل در روز جنگ بدر از آسمان آورد و آن را در ميدان جنگ باهتزاز درآورد.
آنگاه جبرئيل عرض كرد: اى محمد بخدا قسم؛ اين پرچم از پنبه و كتان و ابريشم و حرير نيست. عرض كردم: پس از چيست؟ گفت: برگ درخت بهشت است. پيغمبر در جنگ آن را برافراشت سپس پيچيد و بدست على عليه السّلام داد و پيوسته نزد آن حضرت بود تا اينكه در روز جنگ جمل حضرت آن را برافراشته نمود و خدا او را پيروز گردانيد. آنگاه على عليه السّلام آن را پيچيد و هميشه نزد ما بوده و هست و ديگر هيچ كس آن را نمی گشايد تا اينكه قائم ما قيام كند.
وقتى قائم قيام نمود آن را باهتزاز در می ‏آورد و هر كس در شرق و غرب عالم باشد آن را می ‏بيند.رعب و ترس وى يكماه زودتر از پيش روى و چپ و راست او رفته در دلها جاى می ‏گيرد، آنگاه گفت: اى محمد! او بخونخواهى پدرانش قيام می ‏كند و سخت خشمگين است و از اينكه خداوند بر اين خلق غضب نموده متأسف می ‏باشد.
او پيراهن پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را كه در جنگ احد پوشيده بود بتن دارد و عمامه و زره پيغمبر را كه بقامت وى رساست می ‏پوشد، و ذو الفقار شمشير پيغمبر را هم در دست دارد، سپس شمشير می ‏كشد و هشت ماه از كشته بي دينان پشته‏ ها می ‏سازد.
 مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 1128

و در بحار الانوار از ابو بصیر آمده که گفت: حضرت ابوعبدالله صادق علیه‌السلام فرمود: هنگامی که امیر‌المؤمنین(ع) با اهل بصره برخورد کرد و پرچم برافراشت پرچم پیغمبر را گشود. لذا متزلزل شدند و هنوز شعاع خورشید زرد نگردیده بود که فریاد زدند: ای پسر ابی طالب ما را هلاک کردی. 
...و چون روز صفّين فرا رسيد ، نزديكان برافراشتن آن پرچم را از اميرالمومنين(ع) درخواست كردند آن حضرت نپذيرفت. پس حسن و حسين عليهما السّلام و عمّار ياسر رحمه اللَّه را نزد او واسطه ساختند، آن حضرت به حسن عليه السّلام فرمود: پسر جانم همانا اين مردم را مدّتى مقرّر شده است كه بدان برسند، و اين پرچم پرچمى است كه پس از من هيچ كس جز قائم صلوات اللَّه عليه آن را بر نخواهد افراشت»....
سپس فرمود: اى ابا محمّد به خدا قسم آن پرچم نه از پنبه است و نه از كتان و نه از ابريشم و نه از حرير، عرض كردم: پس از چه چيزى است؟ فرمود: از ورق (برگ)بهشتى است،
 غيبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص: 427

پرچم امام زمان (عج) پرچم اسرار آميزي است كه امام باقر (ع) درباره آن فرمود : « هنگامي كه قائم (ع) ظهور كند پرچم رسول خدا (ص) را به مردم نشان مي‌دهد» و امام صادق (ع) نيز در وصف آن چنين آورده است : « جبرئيل آن پرچم را روز بدر آورد و رسول خدا (ص) آن را در روز بدر برافراشت آنگاه آن را پيچيد و به علي (ع) داد. آن پرچم نزد علي (ع) بود تا اينكه آن را در جنگ جمل باز كرد و خداوند وي را با آن پرچم پيروز نمود .آنگاه آن پرچم را در هم پيچيد و هم اكنون نزد ماست .آن را كسي نمي‌گشايد تا آنكه قائم (ع)قيام كند . وقتي كه قيام نمود آن را باز مي‌كند » بر اساس روايات ، اين پرچم از برگ درخت بهشتي است كه آن را جبرئيل در جنگ بدر به اهتزاز درآورد اين پرچم به سوي هيچ قومي عزيمت نمي‌كند مگر اينكه خدا آنها را نابود مي‌كند و روي آن نوشته شده « البيعه لله» اين پرچم به هنگام ظهور به سخن مي‌آيد و مي‌گويد : اي ولي خدا برخيز و دشمنان خدا را بكش و چون حضرت آن را بگشايد در دل دشمنان ترس شديدي وارد مي‌شود و هر كس از آن پرچم پيروي كند و همراه با پرچم گام بردارد با ما اهل بيت (ع) بوده و نجات خواهد يافت و هر كس از آن جلو بيافتد و يا عقب بماند افراط يا تفريط كند نابود مي‌شود. در روايت ديگري امير المؤمنين علي (ع) فرمود : اين پرچم ديگر باز نمي‌شود مگر به دست مهدي (ع). و نيز در روايتي از امام زين العابدين (ع) چنين نقل شده است كه فرمود : « گوئي صاحب شما را با چشم خود مي‌بينم كه در پشت كوفه وارد نجف شده و ياران و پيروان پدرش همراه او در زير پرچم رسول اكرم (ص) است كه آن را برافراشته و به دست گرفته ...» با عنايت به روايات فوق اين پرچم با تمام اوصاف شگفت انگيزش به عنوان يكي از مواريث پيامبر (ص) در نزد حضرت مهدي (ع) مي‌باشد و در وقت معيّن به اذن الهي با آن پرچم ظهور خواهد كرد .

لينكهاي مرتبط :

http://www.hawzah.org/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=38356&SubjectID=78180

http://www.whc.ir/imamasr/imamasr.php?categoryid=369&isData=1

نكته بسيار مهم :

اكنون به اين احاديث شريف كه در وصف پرچم لشگر سيد خراساني و اهل مشرق زمین است ، دقت فرمائيد :

... و پرچمهائى بدون علامت كه نه از پنبه و نه كتان و نه حرير است از مشرق زمين ميايند در سر نيزه ‏هاى آنها مهر سيد اكبر زده شده قائد آنها مردى از خاندان پيغمبر است آن پرچمها در شرق پديد می ‏آيد و بوى آن مانند مشك معطر بغرب ميرسد. ترس و رعب آنها يكماه پيش از آمدنشان همه جا در دل مردم قرار ميگيرد، آنگاه در كوفه‏ فرود ميايند و اولاد ابو طالب بخونخواهى پدران خود قيام ميكنند ....
مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 1060 
الزام الناصب – جلددوم- چاپ بیروت . الغصن الثامن - الآية الثانية عشرة - ص 120
بحار الأنوار، ج 52، ص 274، ب 25، ح 167.

فضيل بن يسار از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده كه بوى فرمود: گنجى در طالقان هست كه از طلا و نقره نيست، و پرچمى است كه از روزى كه آن را پيچيده ‏اند برافراشته نشده است و مردانى هستند كه دلهاى آنها مانند پاره ‏هاى آهن است شكى در ايمان بخدا در آن راه نيافته و در طريق ايمان از سنگ محكم‏تر است اگر آنها را وا دارند كه كوه‏ها را از جاى بكنند، از جاى كنده و از ميان برميدارند.
مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 1117

اگر دقت كرده باشيد ميان پرچم اسرار آميز حضرت مهدي(عج) و پرچم هاي سياه خراسان شباهتهاي عجيبي وجود دارد :

1- در مورد جنس هر دو پرچم دقيقا اين عبارت ذكر شده است :

نه از پنبه و نه كتان و نه حرير است.


2- رعب و وحشت يك ماه جلوتر از اين پرچم امام زمان(عج) و سيد خراساني حركت مي كند

3- همه مردم از وجود آن آگاه مي شوند
در مورد پرچم حضرت مهدي(عج) داريم كه : 
هر كس در شرق و غرب عالم باشد آن را می ‏بيند و در مورد پرچم هاي سياه سيد خراساني داريم : 
و بوى آن مانند مشك معطر بغرب(تمام جهان) ميرسد
4- و پرچمى است كه از روزى كه آن را پيچيده ‏اند برافراشته نشده است
اين توصيف هم در توصيف پرچم اهل طالقان(ايرانیان) است و هم در مورد پرچم اسرار آميز امام زمان(عج)
5- وصف انتقام براي برافراشتن هر دو پرچم
...او بخونخواهى پدرانش قيام می ‏كند و سخت خشمگين است در مورد امام زمان(عج)
..... و اولاد ابو طالب بخونخواهى پدران خود قيام ميكنند .... در وصف لشگر سيد خراساني

اما حقيقت چيست ؟ اين شباهت عجيب ميان پرچم هاي سياه سيدخراساني و پرچم اسرار آميز امام زمان(عج) چگونه ممكن است وجود داشته باشد؟ منظور از اينكه پرچم هاي سياه سيدخراساني دقيقا مانند پرچم اسرارآميز امام زمان(عج)، از جنس پنبه و كتان و ابريشم و حرير نيستند ، چيست؟ چگونه ممكن است رعب و وحشت يك ماه قبل از پرچم سيدخراساني حركت كند ؟

آيا پرچم سيد خراساني نيز همچون پرچم امام زمان(عج) داراي اثرات اسرارآميز است؟! آيا پرچم برافراشته شده در سپاه سيدخراساني مي تواند همان پرچم شگفت انگيز امام زمان(عج) باشد كه امام مهدي(عج) براي ياري سردار بزرگ خويش آن را قبل از حركت سپاه سيدخراساني به سوي آنها مي فرستد تا در آن لشگر گشوده و برافراشته گردد و اثرات شگفت انگيز خود را بر جاي بگذارد؟!

البته بايد دقت كرد كه در وصف پرچم سيد خراساني  عبارت " رايات " آمده است يعني پرچم ها ، به عبارتي ديگر سيدخراساني صاحب پرچم هاي اسرار آميز است و در در حديثي ديگر داريم : " رايات صغار" يعني پرچم هايي كوچك ، پرچم هاي كوچكي كه از جنس كتان و پنبه و پارچه نيستند ، اين احتمال وجود دارد كه احتمالا پرچم هاي سيد خراساني نيز در صفت جنس مانند پرچم مانند پرچم امام زمان(عج) باشند يعني از برگ درخت به عبارتي ديگر از جنس كاغذ ، به زبان ساده تر پلاكاردهاي كاغذي يا مقوايي ، حال علت اسرار آميز بودن و داشتن قدرت فوق العاده اين پرچم هاي كوچك سيدخراساني چه مي تواند باشد همانگونه كه حديث شريف بيان مي فرمايد كه رعب و وحشت يك ماه زودتر از لشگر سيد خراساني حركت مي كند.

از مجموعه اين مباحث مي توان احتمالاتي را مطرح كرد :

آيا ممكن است پرچم اسرار آميز حضرت رسول اكرم(ص) كه در نزد امام زمان(عج) مي باشد قبل از آغاز حركت لشگر سيد خراساني توسط امام عصر(عج) به نزد سيدخراساني فرستاده شود تا اين پرچم شگفت كه نوعي معجزه و امداد الهي براي تضمين پيروزي جبهه حق مي باشد ، در هنگام حركت سپاه سيد خراساني افراشته شود ، همانگونه كه در وصف اهل طالقان(ايرانيان) فرموده اند : و پرچمى است كه از روزى كه آن را پيچيده ‏اند برافراشته نشده است ، و سپس براي بالاتر بردن قدرت و روحیه نيروهاي سيدخراساني به تعداد زيادي از اين پرچم بر روي پلاكاردهاي فوق الذكر تکثیر شود؟ والله اعلم

اما ممكن است كه پرچم هاي كوچك ذكر شده همگي از جنس مقوا و كاغذ بوده و ربطي به پرچم شگفت انگيز امام عصر(عج) نداشته باشند و فقط يك پرچم شگفت انگيز كه توسط ياران مخصوص امام عصر(عج) آورده شده است ، براي تضمين پيروزي سپاه سيدخراساني كه در واقع همان سپاه امام زمان(عج) مي باشد ، گشوده شود همچنانكه در تاييد اين فرضيات داريم " و در ميان آن لشگر(سيدخراساني) چند نفر از ياران خاص حضرت وجود دارد " و يا رواياتي بيان مي كنند كه به كمك سپاه سيدخراساني بشتابيد ، زيرا مهدي در ميان اين لشگر است كه شايد مراد همان پرچم اسرار آميز امام زمان(عج) باشد ، و يا روايتي كه بيان مي دارد آغاز كارش از مشرق خواهد بود ، مي تواند علاوه بر تطبيق آغاز انقلاب اسلامي ايران ، بر هنگام آغاز قيام لشگر سيدخراساني نيز صدق كند ، بدين معنا كه وقايعي مانند گشودن پرچم اسرارآميز امام عصر(عج) اين قيام تاريخي را به مثابه قيام خود حضرت قرار دهد.
نمي توان در اين موارد اظهار نظر قطعي نمود و فقط احتمالاتي مطرح است ، اما آنچه كه مسلم است اين است كه بنا بر روایات شباهتهاي بسيار پرچم سيدخراساني و پرچم شگفت امام زمان(عج) بسيار زياد است و لاجرم احتمالاتي را مطرح مي سازد ، مضاف بر اينكه روايتي كه در مورد اهل طالقان(ايرانيان) كه مي گويد : " و پرچمى است كه از روزى كه آن را پيچيده ‏اند برافراشته نشده است " نيز اين فرضيات را تقويت مي كند.

البته مروري بر برخي از وقايع چند سال گذشته مي تواند پذيرش اين مسئله را آسان كند :

توجه و اهتمام رهبران جبهه حق به امور غيبي و ماورايي

1- منقول است در اوائل حمله آمريكا به عراق در سال 82 و كامل شدن حلقه محاصره دشمنان ، عارفي بنام(كه شايد آيت الله بهجت بوده باشند ) به نزد مقام معظم رهبري(مدظله) مي روند(يا پيام مي فرستند) كه آقا خطر حمله دشمنان بسيار جدي است! آقا هم مي فرمايند خب چاره چيست؟ و اين عارف بزرگ مي گويند كه بايد براي دفع اين شر و خطر ، به تعداد زياد صلوات فرستاد و آقا هم مي فرمايند بنده كاري خواهم كرد كه روزانه ميليونها صلوات فرستاده شود و طي دستوري به صدا و سيما امر مي كنند كه آغاز اخبار با صلوات بر محمد و آل محمد(ص) باشد.( بنده از کانالهای مختلف اين نقل قول را شنيده ام )

نقل قولي در مورد چگونگي آغاز ختم صلوات در شبكه هاي مختلف صدا و سيما

البته خواص مختلفي براي درود بر آل رسول و توسل بر آنها ذكر شده است كه يكي محفوظ ماندن از خطر و دشمنان است :

معمربن راشد به نقل از امام صادق « عليه السلام » گفت که:  يهودي اي نزد پيامبر از او پرسيد ، تو برتري يا موسي که کليم خدا بود و تورات و عصا و ابر ، بر او سايه شد؟ پيامبر فرمود: خودستايي نکنم ولي جوابت گويم:

حضرت آدم « عليه السلام » وقتي از خطاي خود توبه کرد گفت: « اللهمّ إنّي أسئلک بحقّ محمّد  و آل محمّد لما غفرت لي ». حضرت نوح « عليه السلام » وقتي از غرق شدن دريا ترسيد گفت: « اللهم إنّي أسئلک بحقّ محمّد  و آل محمّد لما أنجيتني من الغرق ».  
حضرت ابراهيم « عليه السلام » از نجات در آتش گفت: « اللهم إنّي أسئلک بحقّ محمّد  و آل محمّد لما أنجيتني منها ».

حضرت موسي « عليه السلام » بعد از انداختن عصا احساس ترس کرد و گفت: « اللهم إنّي أسئلک بحقّ محمّد  و آل محمّد لما أنجيتني » که خدا فرمود  « لا تخف إنّک أنت الاعلي ».

http://www.tebyan-babol.ir/main.asp?id=27234

2- در جريان جنگ 33 روزه در لبنان كه واقعاً بفرموده امام خامنه اي معجزه اي كامل بود ، نيز مسئله اي اتفاق مي افتد كه توجه و اهتمام رهبران جبهه حق به امور غيبي و ماورايي را نشان مي دهد ، در نقل قولي موثق بنا به فرموده سيدحسن نصرالله ، مقام معظم رهبري(مدظله) كه بعنوان فرمانده بالاتر سيدحسن نصرالله محسوب مي شوند ، طي پيامي ، براي ياري سيدحسن و سپاهش از شر دشمنان صهيونيست ، از ايشان مي خواهد كه رزمندگان حزب الله براي در امان ماندن از شر دشمن  به كرات دعاي " جوشن صغير" را بخوانند.

توصيه امام خامنه اي به سيدحسن نصرالله در مورد قرائت هر روزه دعاي جوشن صغير توسط رزمندگان حزب الله در جريان جنگ 33 روزه شگفتي ساز

http://www.fardanews.com/fa/news/31818/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87

اين مسئله نشان مي دهد كه بزرگان حق علاوه بر توجه به مسائل مادي ، اهتمام ويژه اي نيز به مسائل معنوي و غيبي داشته و دارند.
آيا دور از ذهن است همانگونه كه امام خامنه ای(مدظله) براي ياري لشگريان خود در حزب الله ، پيامي مي فرستد و براي پيروزي آنها و محافظت از شر دشمن راهكار مي دهد ، همانگونه امام زمان(عج) در ابتداي حركت سپاه سيدخراساني(كه در واقع لشگر خود او به حساب مي آيند) با اهداء پرچم اسرارآميز  پيروزي اين لشگر را تضمين كنند؟!
همچنين سيدخراساني نيز با برافراشتن اين پرچم در ابتداي حركت خود ، دستور تهيه و تکثیر آن به تعداد زيادي را بدهند تا در ميان لشگريان باعث روحیه و قوت قلب و نيروي مضاعف باشد و شكست دشمنان را تضمين نمايد ، همانگونه كه روايات شريف در مورد لشگر سيدخراساني مي فرمايند كه رعب يك ماه پيشاپيش اين لشگر حركت مي كند.
والله اعلم ، اما وجود رواياتي گويا در اين زمينه و شباهتهاي فراوان ميان دو پرچم و همچنين سابقه توجه به اين مسائل معنوي در ميان سران جبهه حق ، احتمال صحت اين فرضيات را تقويت مي كند.

معناي " مهر سيد اكبر" در پرچم هاي سيد خراساني چيست؟

همانگونه كه در متن روايت ديده مي شود ، عبارت " بخاتم سيدالاكبر" در توصيف پرچم هاي سيد خراساني وجود دارد ، اما معني اين عبارت چه می تواند باشد ؟  
در متون ديني ما عبارت " سيد الاكبر" در مورد حضرت رسول اكرم(ص) و " سيد الاصغر" در مورد امام علي(ع) بكار مي رود ، نويسنده كتاب روزگار رهايي نيز چنين اعتقادي دارد ، كه عبارت " بخاتم سيدالاكبر" معني نام حضرت رسول اكرم(ص) را مي دهد.

روزگار سليماني/كامل سليمان/ مهديزاده/نشرآفاق/ص 1045

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى  مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ رَسُولِكَ السَّيِّدِ الْأَكْبَرِ، وَ صَلِّ عَلى أَبيهِ السَّيِّدِ الْأَصْغَرِ، وَ جَدَّتِهِ الصِّدّيقَةِ الْكُبْرى، فاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ، وَ عَلى مَنِ­اصْطَفَيْتَ مِنْ آبائِهِ الْبَرَرَةِ، وَ عَلَيْهِ أَفْضَلَ وَ أَكْمَلَ وَ أَتَمَّ وَ أَدْوَمَ وَ أَكْثَرَ وَ أَوْفَرَ ما صَلَّيْتَ

فرازي از دعاي ندبه- در اين فراز سيد الاكبر را حضرت رسول(ص) و سيد الاصغر را امام علي(ع) ميداند

و شايد وجود نام پيامبر گرامي اسلامي از دو جهت مناسب باشد :

1) براي ايجاد اتحاد با برادران اهل سنت و جذب آنها

2) بهره بردن از آثار صلوات كه يكي از آنها محافظت از شر دشمن و رهايي از غم و غصه است.


البته برخی اعتقاد دارند که معناي عبارت " بخاتم سيدالاكبر" اشاره به حضرت امام خميني(ره) داشته باشد که رهبر بزرگ انقلاب اسلامی ایران است ، و منظور مهر حضرت امام(ره) باشد مخصوصا كه اين سالها ماه رجب كه بنا بر روايات ماه قيام سيدخراساني و حركت سپاه او مي باشد در ماه خرداد و همزمان با ايام رحلت حضرت امام مي باشد و اين احتمال وجود دارد كه منظور از " بخاتم سيدالاكبر" ، مهر امام خميني(ره) باشد كه بر روي پلاكاردهاي كاغذي نقش مي بندد. والله اعلم

javascript:;

مهر حضرت امام خميني(ره) ، ممكن است منظور از مهر سيدالاكبر مهر امام خميني(ره) باشد

 

پرچم های سیاه پنج گانه در روایات شریف :

1- پرچم هاي سياه عمومي قيام مردم مشرق زمين(پرچم هاي عزاداري اهل بيت(ع))

يكي از وجوه پرچم هاي سياه جنبه مفهومي – حقيقي آن است به اين توضيح كه درست است كه مرحله آخر انقلاب موعود براي اهداء پرچم به امام زمان(عج) با قيام پرچم هاي سياه روي خواهد داد اما اين مسئله منافاتي با عجين بودن آغاز اين انقلاب با پرچم هاي سياه عزاداري براي اهل بيت(ع) ندارد ، همچنانكه رواياتي آغاز اين انقلاب (كه هنوز خبري از قيام آخر و اهداء پرچم به امام زمان(عج) نيست) از پرچم هاي سياه سخن گفته اند كه نشان مي دهد ، پرچم هاي سياه نه تنها در مرحله آخر انقلاب مشرق زمين ديده مي شود كه از ابتدا اين انقلاب با پرچم هاي سياه آغاز شده است.
به طور مثال در روايت زير که آغاز انقلاب مشرق زمین را به تصویر می کشد ، دقت فرماييد :
هنگامي كه پرچم هاي سياه از خراسان به راه افتاد به سويش بشتابيد ولو با سينه خيز رفتن بر روي برفها باشد ، كه صاحبان آن پرچم ها  طرفداران حق هستند ، آنها حق را مطالبه مي كنند ولي به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند ، آنچه مي خواستند به آنها داده نمي شود ، نبرد مي كنند و پيروز مي شوند آنچه مي خواستند به آنها داده مي شود ولي آنها ديگر نمي پذيرند ، گويي با چشم خود مي بينم كه شمشيرها را حمايل كرده اند ، و پيش مي تازند تا پرچم ها را به مهدي(ع) تسليم  كنند .... 
ملاحظه مي كنيد كه پرچم هاي سياه از آغاز انقلاب روايات ديده مي شود.

بررسي روايات نشان مي دهد علاوه بر پرچم هاي سياهي كه توسط لشكر سيدخراساني و شعيب به اهتزار درآمده و به سمت عراق حركت خواهد كرد ، پرچم هاي سياهي نيز در آغاز انقلاب مردم مشرق زمين ذكر گرديده اند كه مي تواند منطبق بر پرچم هاي سياه عزاداري اهل بيت(ع) باشد ، همچنانكه آغاز انقلاب در محرم 42 و روز بزرگ عاشورا رقم خورد و عده زيادي از انقلابيون در 15 خرداد 42 به خاك و خون كشيده شدند كه امام راحل اين روز بزرگ را براي هميش عزاي عمومي اعلام فرمودند.

نگاهي اجمالي به تاريخچه انقلاب نشان مي دهد كه اولا دقيقا آغاز انقلاب در زمان برافراشته بودن پرچم هاي سياه عزاي امام حسين(ع) در محرم خونبار تاريخي سال 42 شروع شدن و ثانيا عاشواري 42 به عنوان نقطه آغاز اين انقلاب با سخنراني تاريخي امام راحل(ره) به خوبي اين مفهوم را قابل درك و پذيرش مي نمايد.
همچنين به خاك و خون كشيده شدن هزاران تن از شيعيان پاكباخته در 15 خرداد 42 كه به حق قيام كرده و هيچ انگيزه اي جز حمايت از رهبر الهي خود نداشتند ، نيز مي تواند بعنوان نشانه و پرچمي از پرچم سیاه عزاداري تلقي شود همچنانكه امام راحل(ره) نيز اين روز بزرگ را براي هميشه عزاي عمومي اعلام فرمود.

مي بينيم كه وجه اول پرچم هاي سياه روایات بر آغاز انقلاب موعود روايات صادق است ، اما در ادامه علت سياه بودن پرچم هاي سياه اصلي كه توسط لشگر شعيب و سيد خراساني برافراشته خواهد شد ، مورد تحليل و بررسي قرار خواهد گرفت.

2- پرچم های سیاه کوچک و تحویل آنها به امام زمان(عج) در آخرین مرحله قیام مشرق زمین

(پرچم  سیاه لشگر سیدخراسانی به فرماندهی شعیب بن صالح)

همچنانکه دیدیم یکی از مصادیق پرچم های سیاه قیام مشرق زمین می تواند بر پرچم های سیاهی که در ابتدای این حرکت برافراشته شد ، باشد که آنها را می توان پرچم های سیاه عمومی قیام مشرق زمین در نظر گرفت ، اما روایات بر وجود پرچم های سیاهی دلایت دارند که اختصاصاً شامل حرکت خروجی سیدخراسانی و شعیب می باشد ، البته اين احتمال وجود دارد كه در مرحله آخر انقلاب ايرانيان كه متصل به ظهور خواهد بود و شامل قيام سيدخراساني و شعيب با پرچم هاي سياه است ، هر دو پرچم اختصاصي و عمومي وجود داشته باشد يعني هم پرچم هاي عزاداري اهل بيت(ع) و هم پرچم هاي اختصاصي كه از جنس كاغذ و مقوا بوده و رابطه اي با پرچم اسرار آميز امام مهدي(عج) دارد ، همچنانكه در اين روايتها مي بينيم كه ذكر شده است كه سپاه سيدخراساني براي خونخواهي اجدادشان قيام مي كنند ، يا در روايتي داريم كه شعار سپاه خراسان " يالثارات الحسين " است كه نشان مي دهد پرچم هاي سياه عزاداري اهل بيت(ع) نقش بسيار پررنگي در پرچم سيدخراساني دارد ، البته ممكن است اين امر به علت هتك حرمت اماكن متبركه عراق و نجف و سامرا و كاظمين توسط لشگر سفياني باشد ، كه باعث مي شود ، لشگر سيدخراساني با شعار انتقام وارد عراق شود ، همچنانكه كشته شدن يكي از بزرگان شیعه در شهر نجف توسط لشگر سفياني گزارش شده است كه برخي اعتقاد دارند ممكن است از مراجع عظام نجف باشد ، هرچند كشتار شديد شيعيان عراق براي برانگيخته شدن حس قيام و انتقام در سيدخراساني و سپاه او كفايت مي كند.

مقصد پرچم های سیاه در عصر ظهور بیت المقدس است



اين احتمال نيز وجود دارد كه در هنگام ظهور ، تهدید هتك حرمت مسجدالاقصي توسط صهيونيستهاي وحشي عملي شود همچنانكه از مدتي پيش نشانه هاي آن ديده مي شود و جزو آروزهاي بزرگان يهود است و مقدمات آن را كاملاً فراهم كرده اند و تخريب مسجدالاقصي را زمينه ساز ظهور منجي خود مي دانند و همين هتك حرمت و تخريب مسجد الاقصي انگيزه كافي براي قيام همه مسلمانان غيور من جمله سيدخراساني و يارانش را  آماده سازد ، همچنانكه رواياتي آنچنان هدف فتح قدس و رسيدن پرچم هاي سياه به آنجا را پررنگ كرده اند كه گويي مهم ترين هدف پرچم هاي سياه از ابتدا همان فتح قدس بوده است:

پرچم هاي سياهي از خراسان به اهتزار درمي آيد كه چيزي نمي تواند از پيشروي آنها جلوگيري كند تا اينكه در ايلياء(بيت المقدس) فرود آيد و استقرار يابد.
الحاوي للفتاوي ج 2 ص 127 – الملاحم واللفتن ص 43

اين احتمال نيز وجود دارد همانگونه كه برخي از بزرگان مانند آيت الله بهجت اعتقاد دارند كه ممكن است علامات حتيمه حتي همزمان با ظهور يا به فاصله بسيار اندكي از ظهور رخ دهد ، قيام سيدخراساني نيز در ماه محرم يعني چند روز قبل از عاشواري ظهور واقع گردد و در اين صورت نقش پرچم هاي سياه عمومي ايرانيان كه همان پرچم هاي عزاداري اهل بيت(ع) باشد ، قابل درك بوده و بسيار پررنگ خواهد بود.
البته در موارد بالا قطعيتي وجود ندارد ، و از كشف رابطه پرچم هاي سياه سيدخراساني با پرچم اسرارآميز امام زمان(عج) و باز شدن پرچم اسرار آميز امام زمان(عج) در آغاز حركت سپاه سيدخراساني تا طرح احتمالات مختلف در مورد علت سياه بودن پرچم هاي سپاه خراساني و هدف آنها ، بر پايه  احتمال مي باشد ، هرچند نشانه هاي روايي متعدد و دلايل عقلي نيز اين احتمالات را تاييد مي كند ولي هيچ كدام را نمي توان قطعي تلقي كرد.

3- پرچم های سیاه مورد لعن روایات ، پرچم سياه القاعده

يكي دیگر از پرچم هاي سياهي كه در روايات عصر ظهور بدان اشاره شده است ، پرچم سياه مبهمي است كه از خراسان يا مشرق برمي خيزد و در عراق و شام نیز دیده می شود ، روايات شريف ضمن لعن اين پرچم ، مسلمانان را به احتياط و بي حركتي در مقابل این پرچم دستور مي دهند.

پرچم سياه القاعده كه توسط متفكرين و برنامه ريزان سازمانهاي سيا و موساد طراحي شده است.


محمّد بن حنفيه ميگويد: بيرق سياهى از بنى عباس خروج ميكند آنگاه از خراسان بيرقهاى سياهى خروج ميكنند كه كلاه آنها سياه و لباسشان سفيد خواهد بود. جلو آنها مردى از (بنى) تميم است كه آن را شعيب بن صالح يا صالح بن شعيب ميگويند....

اگر دقت كنيد در اين روايت دو پرچم سياه ذكر شده است ، پرچم سياه اولي مربوط به بني عباس بوده و پرچم سياه دوم براي سيدخراساني است ، قرائن نشان مي دهد كه منظور از پرچم سياه اول همان پرچم القاعده است كه در اصل براي وهابيون عربستان مي باشد و در ابتدا از افغانستان برافراشته شد که در قدیم بخشی از مشرق یا خراسان بوده است.

منظور از بني فلان و بني عباس در روايات عصر ظهور آخرين خاندان حاكم بر عربستان يعني وهابي ها و آل سعود مي باشند

عصر ظهور / علامه كوراني / جلالي/ چاپ و نشر بين الملل / ص 296

سعيد بن مسيب از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده است كه فرمود:
بيرقهاى سياهى از طرف مشرق خروج ميكند و تا آن موقعى كه خدا بخواهد خواهند بود بعد از آن بيرقهاى كوچك سياهى از طرف مشرق خروج ميكنند و با مردى از فرزندان أبى سفيان و يارانش جنگ ميكنند و مطيع مهدى عليه السّلام ميشوند. 
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 102ص: 38

در اين روايت هم دو نوع پرچم سياه ديده مي شود ، پرچم سياه اول براي القاعده و پرچم سياه دوم كه با سفياني مي جنگد براي سيدخراساني می باشد ، جالب است كه در اين روايتها به دقت انتساب آن به بني الاعباس را هم ذكر مي كند ، همانطوريكه مي دانيم ، القاعده تشكيلاتي وهابي و عربستانی مي باشد كه به دلايلي كه عرض خواهيم كرد در افغانستان شروع به فتنه گري كرده اند.
روايات شريف زمان خروج پرچم هاي سياه القاعده را قبل از پرچم هاي سياه قيام سيدخراساني مي دانند.

هنگامي كه پرچم هاي سياه به حركت درآمدند ، بر زمين بچسبيد و دست و پاي خود را تكان مدهید ، تا گروهي خروج كنند كه هيچ مورد اعتنا نيستند. ملاحم و الفتن ص 28

در اين روايت به مسلمانان دستور داده مي شود كه هنگام خروج اين پرچم ها بدان توجه نكنند و براي ياري اش نروند ، در حالي كه در مورد پرچم هاي سياه سيدخراساني روايات متعددي مسلمانان را دستور به ياري كردن آن مي دهند.

براى ما اهل بيت بيرقهاى سياهى خواهد بود كه ردّ نميشوند تا اينكه از خراسان بيرقهاى سياهى چون شب تاريك خروج كنند و در اول آن بيرقها نصرت و در وسط آن‏ها لعنت و در آخر آنان كفر خواهد بود.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 38 ص: 114

در نگاه اهل بيت(ع) خراسان علاوه بر ايران شامل بخشي از افغانستان نيز ميشده است

وقتى كه بيرقهاى سياه خارج شوند اول آنها فتنه و وسط آنها ضلالت و گمراهى و آخر آنها كفر خواهد بود.فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 47 ص: 21
اين روايتها به خوبي بيان مي كند كه پرچم سياه فريب كه ما اعتقاد داريم منظور القاعده بوده است ، در ابتدا مورد نصرت و ياري مسلمانان قرار مي گيرد ، و در ادامه با روشن شدن باطن آنها مسلمانان از آن دوري مي گزينند و آن را لعن و نفرين مي كنند
كه دقيقا در مورد پرچم القاعده چنين چيزي وجود داشته است.

ارتباط 11 سپتامبر و پرچم هاي سياه القاعده

سناريوي صهيونيستي 11 سپتامبر براي اهداف مختلف از جمله تهاجم به خاورميانه و منجي نشان دادن جريان القاعده و بن لادن براي مسلمانان(مخصوصا اهل سنت)

همانگونه كه همه مي دانيم سناريوي 11 سپتامبر ، طراحی صهيونيستها و فراماسونها براي تسخير جهان اسلام بود ، جالب است كه تلاش شد با اين سناريو القاعده و بن لادن بعنوان قهرماناني بزرگ كه توانسته اند ضربه اي سهمگين به آمريكا بزنند در جهان اسلام مطرح شوند و از اين طريق علاوه بر بهانه لشگركشي به خاورميانه ، با ایجاد و تقويت جرياني انحرافي ، آزاديخواهان جهان اسلام را در دام القاعده گرفتار كنند ، و هرچند تا حدودي اين نقشه موثر بود اما با درخشش ايران و حزب الله و ناكام ماندن القاعده اين نقشه شيطاني به هدف مورد نظر نرسيد.
جالب است كه استكبار به شدت تلاش داشت و دارد كه بن لادن را به عنوان مهدي موعود مسلمانان (مخصوصا براي اهل سنت ) و پرچم سياه او را به عنوان پرچم هاي سياه موعود روايات كه بايد ياري شوند ، جا بيندازد و با تحریف عملی وقایع آخرالزمان ، تحولات را آنگونه که می خواهد پیش ببرد و ضمن نابود کردن ذخایر انسانی مسلمانان خط اصیل مقاومت در جبهه حق را با نیروی خود مسلمین از میان بردارد ، به اين خبر توجه كنيد:

بن لادن و ادعای مهدویت

بن لادن از ثروتمندان وهابي ساكن آمريكا و از شركاي تجاري خانواده بوش به ناگاه طي نقشه هاي پنهاني پشت پرده با پرچمي سياه آن هم در افغانستان جهاد بر عليه كفار را آغاز مي كند!

به گزارش بولتن G2، كارشناسان اطلاعات و امنيت ارتش ايالات متحده مشغول بررسى قطعه فيلم به دست آمده از اسامه بن لادن هستند كه در آن فيلم وى در كنار صحرايى ايستاده و تابلويى كه عبارت عربى " مهدى منتظر" !! بر روى آن نوشته شده است. دیده می شود.
سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا بن لادن خود را مهدی می‌داند و یا این‌که منتظر قیام کسی دیگر است. برخی از بازداشت‌شدگان زندان گوانتمانو به بازجویان گفته‌اند. که به این علت به تشکیلات القاعده پیوسته‌اند که تصور می‌کردند که بن لادن مهدی منتظر است از سوی دیگر نیروهای اطلاعاتی ارتش آمریکا مستقر در عراق گزارش کرده‌اند که برخی از تروریست‌هایی که حین ورود به عراق دستگیر شده‌اند در بازجویی‌ها اعتراف کرده‌اند که به دلیل اعتقادشان به پیشگویی‌های آخر الزمان اسلام به القاعده پیوسته‌اند. ـ در اواخر سال 2001 بن لادن ـ امضای اسامه بن محمد بن لادن را به جای امضای همیشگی خود اسامه بن لادن به کار می‌برد.

بن لادن مزدور سيا و موساد كه با داشتن چهره اي جذاب و شاخص هاي ديگر بعنوان مهدي موعود دروغين و صاحب پرچم هاي سياه ، به منظور طرح هاي آخرالزماني استكبار مامور به سفر به افغانستان شد. به پرچم سياه پشت سر بن لادن توجه فرماييد!



همانطور كه ديديم رهبر القاعده ، بن لادن ، كه مزدور استكبار است ، به شدت تلاش داشت كه خود را بعنوان مهدي موعود و پرچم سياه القاعده را همان پرچم هاي سياه موعود روايات ذكر نمايد و از اين طريق به نيات پليد و نقشه هاي شوم استكبار جامه عمل پوشانده شود.
http://mouood.org/content/view/255/25/

 

احتمال درگيري پرچم هاي سياه سيدخراساني

با پرچم هاي سياه القاعده در عراق در هنگام ظهور

عمرو بن مرّه جهنى ميگويد: بيرق سياهى از خراسان خروج ميكند تا اينكه مال سوارى خود را باين درخت زيتونى كه مكان آن در زمين باير ما است ميبندد.
راوى گويد: گفتيم: ما درخت زيتونى در اينجا نميبينم؟ گفت:
تا موقعى كه افراد آن بيرق وارد اينجا شوند آن درخت بوجود مى‏آيد.
عبد الرحمن بن قار گويد: اهل دومين بيرق سياهى بر بيرق اول خروج ميكنند (مال سوارى خود را) بآن (درخت) ميبندند موقعى كه وارد شدند خارجى بآنها خروج ميكند، از اهل بيرق اول، كسى نيست مگر اينكه پنهان می‏شود و آن‏ها را (اهل بيرق اول را) شكست ميدهد.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 37 – (باب 101)

در اين روايت دو پرچم سياه متفاوت ذكر گرديده است كه در نهايت با هم به جنگ خواهند پرداخت ، يكي حق و ديگري باطل ، چون ما اعتقاد داريم پرچم سياهي كه حق است از آن سپاه لشگر سيد خراساني است كه بنا بر روايات مقصد و سمت حركت آن بسوي عراق و كوفه است لذا مشخص مي شود كه محل درگيري اين دو پرچم سياه در عراق است ، و مي توان چنين نتيجه گرفت كه پرچم هاي سياه سيد خراساني در عراق با پرچم هاي سياه القاعده (شاخه عراق) درگير خواهند شد كه با شكست پرچم هاي سياه اول كه از آن القاعده است توسط پرچم هاي سياه دوم كه از آن سپاه سيد خراساني مي باشد ، پايان مي پذيرد . همانگونه مي دانيم پرچم هاي سياه القاعده زودتر از پرچم سپاه سيد خراساني قيام خواهند نمود به همين دلیل پرچم سياه القاعده بعنوان بيرق اول و پرچم سياه سيدخراساني بعنوان بيرق دوم ذكر گرديده است.

 

ابومصعب الزرقاوي رهبر القاعده شاخه عراق ، كه در درگيريهاي گذشته عراق كشته شد ، به لباس سياه او و همچنين جملات بالاي تصوير  دقت فرماييد ، تلاش براي القاي جهادی بودن القاعده و نشان دادن فتح بيت المقدس بعنوان مقصد اصلي ! همان چيزي كه لشگر مهدي موعود آن را محقق خواهد نمود!!

دخالت هاي آشكار دجالهاي وهابي در امور عراق ، تهييج و اغفال افراطيون و صدور احكام ضدشيعي براي تشديد عمليات انتحاري در عراق

حتي مي توان گفت فتنه عبدالمالك ريگي كه تحت تعاليم وهابي ها بود و گروه جندالشيطان كه مستقيما با پول و امكانات وهابيون عربستان ساپورت ميشد  و مدت چند سال جمهوري اسلامي را با انجام عمليات خرابكارانه تحت فشار گذاشته بود نيز جلوه اي از آغاز زودهنگام تقابل پرچم هاي سياه القاعده و سيدخراساني در هنگام ظهور باشد. به پرچم سياه در بالاي سر ريگي دقت كنيد! پرچم پائين مربوط به سازمان آزادي بخش بلوچ است كه ريگي سركرده آنها بود ، البته اكثر برادران عزیز بلوچ ما ، با رد اين مزدوران از وفاداران به اسلام و انقلاب و ايران هستند.

4- پرچم هاي سياه بني عباس در برابر امویان:

یکی دیگر از پرچم های سیاه مذکور در روایات ، پرچم سیاه بی عباس است ، البته این پرچم ها با پرچم القاعده که منسوب به بنی عباس بوده و در آستانه ظهور ظهور خواهند کرد ، تفاوت دارند ، تفاوت آنها در این است که روایات شریف صریحاً زمان ظهور این پرچم های سیاه را در اواخر حکومت امویان ذکر می نماید :

دستور امام صادق(ع) مبني بر عدم دخالت شيعيان در قيام پرچم هاي سياه بني عباس - بحارالانوار ج 53

بنى اميّه هشتاد و هفت يا نه سال سلطنت ميكنند بعد از آن خدا سلطنت آن‏ها را بوسيله بيرقهائى سياه كه از طرف مشرق می ‏آيند ريشه كن ميكند، آنگاه آن بيرقهاى سياه بر قرارند تا اينكه بلاى آن‏ها بهر مؤمنى برسد، سپس خدا آن بلاء را بوسيله آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله بر طرف ميكند

فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 112 – باب 34

قابل توجه است كه روايت مذكور اين پرچم را نيز مذمت كرده و مي فرمايد بلاي اين پرچم نيز به هر مومني خواهد رسيد و همانگونه كه مي دانيم بني عباس نيز با وجود سرنگوني بني اميه خود جاي آنها را در ظلم و ستم به اهل بيت(ع) و شيعيان گرفته و روي بني اميه را سفيد كردند!

5- پرچم سياه در حجاز :

ابو بصير ميگويد: سپس حضرت فرمود: زوال دولت بنى فلان مانند سركشيدن كوزه آب است كه بدست مردى باشد و ناگهان از دستش بيافتد و بشكند در حالى كه او توجه ندارد، و فقط موقعى كه از دستش می افتد تكانى ميخورد! نابودى دولت آنها نيز بهمين مثابه است عيش و نوشى كه دارند آنها را از نابودى ملك و سلطنت غافل ميكند. امير المؤمنين (ع) روى منبر كوفه فرمود: از جمله مقدرات الهى اينست كه بنى اميه بطور آشكار با شمشير نابود می‏گردند، و بنى فلان (عباس) ناگهان گرفتار ميشوند. و هم فرمود بشر ناچار از داشتن آسياست كه پيوسته بگردد وقتى كه آسياى سلطنت آنها بر قطب خود استوار گشت و بر پايه‏هاى خود قرار گرفت، خداوند بنده ستمگرى را بر آنان برمی ‏انگيزد كه پيروزى با اوست. اتباع او موى بلند دارند. آنها از مردم سيال «1» می ‏باشند. لباسهاشان سياه و داراى پرچمهاى سياه هستند. مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار، متن، ص: 1013

(1) سيال محلي واقع در حجاز

اين پرچم ها نيز همانگونه كه از متن روايت مشخص است ، پرچم هاي سياه ناحقي است كه ظاهراً در هنگام فروپاشي آخرين خاندان حجاز ، مدتي جولان خواهند داد و اين احتمال وجود دارد كه بعد از مرگ عبدالله عربستان در پريشان و نابسامان كردن اوضاع عربستان نقشي مهم داشته باشند ولي در نهايت چون ناحق مي باشند ، نابود خواهند شد.

همانگونه که دیدیم علی رغم تنوع پرچم های سیاه در روایات و دید مثبت یا منفی روایات به آنها ، اما پرچم های سیاهی که در هنگام قیام مردم مشرق زمین و در آستانه ی ظهور از این سرزمین برافراشته خواهد شد ، مورد تمجید و حمایت کامل اهل بیت(ع) قرار دارد ، پرچم های سیاهای که به رهبری سیدخراسانی و فرماندهی شعیب بن صالح از ایران حرکت کرده و پس از درگیریهای شدید با سفیانی در عراق و بیعت به امام عصر(عج) برای فتح بیت المقدس به این مکان مقدس گسیل خواهد شد ، همچنین دیدیم که بنابر روایات امام عصر(عج) در ابتدای قیام خود پرچم اسرار آمیز و بهشی حضرت رسول(ص) که دارای اثرات غیبی و امداد الهی است خواهد گشود همچنانکه روایاتی از گشوده شدن این پرچم مقدس که رعب و وحشت یکماهه را در دل دشمنان می افکند ، در هنگام حرکت سیدخراسانی خبر می دهد و اینگونه است که حرکت اشرار سفیانی که از حمایت کامل روم و یهود و گروههای منحرف جنایتکار برخوردار است شکست می خورد و با فتح بیت المقدس مجموعه متحد اسلامی به رهبری امام عصر(عج) در سرزمینهای اسلامی تشکیل می گردد و بفاصله اندکی دین مبین اسلام سراسر کره زمین را در برمی گیرد.

به اميد لحظات زيباي ظهور منجي عالم بشريت

............................

پ . ن :

- این مقاله که مدتی قبل نگاشته شده و در سایت منتشر گردیده بود ، با توجه با فراگیر ، بروز و پراهمیت بودن بحث

پرچم های سیاه در تحولات سیاسی منطقه ، بازنشر گردید.


تاریخ : پنج‌شنبه 12 مهر 1397
بازدید : 397
نویسنده : sina95

 

آيه يا حديثي كه به صورت اختصاصي حكم رابطه با مسلمان تارك الصلاه را بيان كرده باشد ما نيافته ايم، ولي با توجه به اصول و قواعدي عمومي كه از مجموع آيات و روايات استفاده مي شود بايد بگوييم كه شخص بي نماز كسي است كه مهمترين معروف دين خود كه ستون خيمه دين وي است (1)يعني نماز را رها كرده است همان نمازي كه در روايات آمده كه اولين عملي كه در روز قيامت حسابرسي مي گردد نماز است اگر قبول درگاه الهي واقع شود سراغ بقيه اعمال مي روند و اگر مقبول واقع نشود و نصاب قبولي را كسب نكند سراغ بقيه اعمال نمي روند (2)و لذا مي بينيم كه در برخي روايات شخص تارك الصلاه كافر دانسته شده است (3) البته نه بدين معنا كه همه آثار و احكام كافر را داشته باشد و همچون كافر نجس باشد يا ساير احكام كافر را داشته باشد، بلكه برخي عواقب كفر مشمول تارك الصلاه نيز مي گردد به عنوان نمونه چنانكه عاقبت كفر آتش جهنم است عاقبت ترك نماز هم آتش جهنم است. چنانكه خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد كه در روز قيامت وقتي بهشتيان از دوزخيان درباره علت جهنمي شدن آنها سؤال مي كنند اولين پاسخي كه مي دهند اين است كه: « قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ»(4) مي‏گويند: «ما از نمازگزاران نبوديم»رابطه با فرد بي نماز چطور بايد باشد؟ با بيان احاديث و آيات قرآن و منابع؟

با توجه به اين اوصاف وظيفه اي كه ما نسبت به تارك نماز داريم امر به معروف (نماز) و نهي از منكر (ترك نماز) وي است و روشن است كه امر به معروف و نهي از منكر براي همه افراد و همه اعصار و همه شرايط يكسان نيست. برخي با خنده رويي و روي خوش نشان دادن ترغيب به نماز مي شوند و برخي با قطع رابطه و ترشرويي و روشن است كه تا زماني كه مي توانيم با روي خوش افراد را امر به معروف كنيم نمي توانيم با قطع رابطه و امثال آن امر به معروف كنيم چنانكه خداوند متعال در خصوص پيامبر (ص) مي فرمايد:« فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك...»(5)  «به (بركت) رحمت الهي، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدي! و اگر خشن و سنگدل بودي، از اطراف تو، پراكنده مي‏شدند»

البته ناگفته نماند كه مسائل مذكور در خصوص افرادي است كه از روي سهل انگاري نماز را ترك كرده اند. اما اگر كسي اعتقاد داشته باشد كه نماز جزء دين نيست و عمدا با اين اعتقاد نماز نخواند چنانچه بداند نماز ضروري دين است و انكار نماز به انكار رسالت پيامبر (ص) برگردد، كافر و نجس است.(6)

البته در بين عموم افرادي كه تارك الصلاه هستند اين حالت به ندرت اتفاق مي افتد و لذا نبايد هر بي نمازي را اتهام كفر و نجاست بزنيم. چنانكه نبايد در قبال بي نمازي آنها بي تفاوت باشيم. زيرا اين بي تفاوتي ها به نوعي  تأييد ايشان در عدم التزام به امور ديني و تأييد گناه آنان است.

پي نوشت ها:

1. « الصَّلَاةُ عَمُودُ الدِّين‏» (برقي، احمد بن محمد بن خالد، محاسن، قم، دار الكتب الإسلامية، 1371ق، ج‏1، ص286)

2. « أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ عَلَي الصَّلَاةِ فَإِذَا قُبِلَتْ قُبِلَ مِنْهُ سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِذَا رُدَّتْ عَلَيْهِ رُدَّ عَلَيْهِ سَائِرُ عَمَلِهِ.» (شيخ صدوق‏، من لا يحضره الفقيه، قم، جامعه مدرسين، 1404ق، ج‏1، ص 208) « اولين چيزي كه بندگان بواسطه آن حسابرسي مي گردند نماز است. اگر نماز مقبول واقع شد ساير اعمال نيز مقبول واقع مي شود و اگر نماز قبول نشد ساير اعمال نيز قبول نمي شود»

3. ر.ك: كليني، محمد بن يعقوب، كافي، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1407 هق، ج‏2، ص 279.

4. مدثر(74) آيه 43.

5. آل عمران(3) آيه 159.

6. يزدي، سيد محمد كاظم، العروة الوثقي، بيروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، 1409 هق، ج، ص 67.

 


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران