عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : دوشنبه 24 آبان 1395
بازدید : 240
نویسنده : sina95

 موفقیت از آنچه تصورش را می‌کنید به شما نزدیک‌تر است. برای دست‌یابی به موفقیت باید مانند یک فردِ موفق عمل کنید. همان‌طور که پیش از این هم به گوش‌تان خورده‌است، کافی است نگرش‌تان را اصلاح کنید تا اعمال‌تان اصلاح شود. در این زمینه لازم است با افکاری که مقدمات موفقیت شما را فراهم می‌کند آشنا شوید. در این مقاله به مقوله تکرار جملات مثبت که برای رسیدن به موفقیت باید در زندگی روزمره خود اعمال کنید می‌پردازیم؛ به این امید که هر روز به موفقیت نزدیک‌تر شوید.

 

جملات مثبت که شما را برای رسیدن به موفقیت یاری می‌کنند

تفکر سرآغاز عمل است، به‌خصوص هنگامی که پای خوشبختی و موفقیت در میان باشد.

دستاوردهای ما به اعمال ما بستگی دارند، نه به افکارمان؛ با وجود این اعمال ما همواره تحت تأثیر افکارمان هستند. هر دستاورد بزرگی با یک ایده، چشم انداز، نظریه یا گرایش آغاز شده است.

در این مقاله برای شما از جملات مثبت که افراد موفق هر روز تکرار می‌کنند مثال‌هایی آورده‌ایم، تأثیری که این جملات بر اعمال آنها می‌گذارد آنان را به سوی موفقیت‌های بزرگتر هدایت می‌کند.

شاید امروز نتوانم هرچه می‌خواهم انجام بدهم، اما می‌توانم یک قدم کوچک بردارم

با تکرار جملات مثبت برای رسیدن به موفقیت قدم بردارید

اهمیتی ندارد که چه برنامه‌ها، اهداف و ایده‌های بزرگی داشته باشید، تا زمانی که دست به عمل نزنید هیچ چیز ندارید.

ما هرروز اجازه می‌دهیم شک و تردید ما را از عملی کردن ایده‌هایمان بازدارد. یک برنامه، هدف یا ایده را انتخاب کرده و شروع کنید؛ یک قدم کوچک بردارید. همیشه اولین قدم به سوی موفقیت سخت‌ترین قدم است، قدم‌هایی که در پی آن می‌آیند آسان‌تر هستند.

امروز یک کار متفاوت انجام می‌دهم

جملات مثبت - برای رسیدن به موفقیت متفاوت باشید

معمولا انجام دادن کارهایی که مردم از آن اجتناب می‌کنند آسان‌ترین راه برای متفاوت بودن است.

کاری را که مردم در حالت عادی انجام نمی‌دهند انتخاب کنید، مهم نیست که کوچک یا آسان باشد، انجامش دهید. در همان لحظه شما به یک فرد متفاوت تبدیل می‌شوید.

همین‌طور ادامه بدهید، هر روز به کاری بیندیشید که کسی انجام نمی‌دهد. در این صورت پس از یک هفته فردی متفاوت، پس از یک ماه فردی استثنایی و پس از یک سال یک اسطوره خواهیدبود، و به همین راحتی از مردم عادی متمایز می‌شوید.

در طول این فرآیند شما عزت‌نفس و اراده‌ی خود را به میزان قابل توجهی افزایش می‌دهید.


مقاله مرتبط: عزت نفس چیست؛ چرا باید عزت نفس داشته باشیم

امروز با یکی از ترس‌هایم مواجه می‌شوم

جملات مثبت - برای رسیدن به موفقیت با ترس‌هایان مواجه شوید

بازدارنده‌ترین ترس، ترس از ناشناخته‌هاست.

هیچ پدیده‌ای به آن اندازه که ما فکر می‌کنیم سخت و ترسناک نیست. به علاوه، بر ترس غلبه کردن بسیار هیجان‌انگیز است. ضمن ابراز جمله‌ی «باورنکردنیه، همین الان انجامش دادم!» هیجانی تجربه می‌کنید که مدت‌ها مانند آن را تجربه نکرده‌اید.

هر روز کاری انجام دهید که کمی ترسناک باشد، کاری که شما را از نظر جسمی یا احساسی به چالش بکشد. نگران چیزی نباشید، به شما اطمینان می‌دهم برای هر مشکلی که سر راه‌تان قرار بگیرد راه حلی پیدا می‌کنید.


مقاله مرتبط: چطور بر ترس‌هایمان غلبه کنیم؟

امروز از اطرافیانم قدردانی می‌کنم

جملات مثبت - برای رسیدن به موفقیت قدرشناس باشد

بعضی از کارها بیشتر از مهارت به تلاش نیاز دارند. تحویل دادن بسته‌های پستی، بسته‌بندی تنقلات، رسیدگی به مشتریان و…

این وظایف به خودی خود آسان هستند و معمولا زیاد به چشم نمی‌آیند، اما مانند هر کار دیگری برای انجام دادن آنها تلاش می‌شود. برای کسانی که بی‌توقع کار می‌کنند به گفتنِ یک تشکر خشک و خالی اکتفا نکنید، با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید و کلمه‌ی محبت‌آمیزی به ایشان بگویید.

در اطراف شما افرادی که به سختی کار می‌کنند بدون اینکه کسی ذره‌ای به آنها توجه کند بسیارند. به خودتان قول بدهید هر روز حداقل به یکی از آنها توجه کنید. با این کار احترامی واقعی به‌دست می‌آورید، احترامی که از ایجاد تغییری زودگذر اما خوش‌آیند در زندگیِ شخصی دیگر به‌وجود آمده‌است.

امروز ده برابر بیش از آنکه حرف بزنم گوش می‌دهم

جملات مثبت - برای رسیدن به موفقیت گوش دهید

من هم زمانی آدم پرحرفی بودم؛ تصور می‌کردم دانا، باهوش، شوخ‌طبع و جذاب هستم. اما در واقع به ندرت پیش می‌آمد این صفات برای من صادق باشند، اکثر اوقات هیچ‌ یک از آنها درمورد من صدق نمی‌کرد.

در اصل افراد بااعتمادبه‌نفس نیازی به حرف زدن احساس نمی‌کنند.

از این اتفاق متنفرم اما هنوز هم گاهی در حین گفت‌وگو متوجه می‌شوم مخاطبم علاقه‌ای به شنیدن حرف‌های من ندارد و تنها خودم مشتاق ادامه‌ی صحبت‌هایم هستم!

هیچ‌گاه تنها برای خوشنودی خودتان صحبت نکنید، هیچ‌کس از این رفتار شما خوشش نمی‌آید.


مقاله مرتبط: چطور یک شنونده‌ی سراپا گوش باشیم؟

امروز به افکار مردم اهمیت نمی‌دهم

جملات مثبت - رای رسیدن به موفقیت به افکار دیگران توجه نکنید

بیشتر اوقات لازم است به افکار دیگران توجه کنید، اما نه وقتی آن افکار مانع رسیدن به زندگی ایده‌آل‌تان باشد.

اگر می‌خواهید کسب‌وکاری راه‌ بیندازید که تنها چند ساعت زمان نیاز دارد و نگران این هستید که کارتان از نظر دیگران عاقلانه نباشد؛ کار خود را انجام دهید.

کاری را که صرفا به علت نگرانی از افکار و حرف‌های مردم کنار گذاشته‌اید انتخاب کنید و انجامش دهید. به یاد داشته باشید زندگی‌تان متعلق به شماست و شما این حق را دارید که به روش خودتان زندگی کنید.

امروز به سؤالاتِ غیرِ مستقیم پاسخ می‌دهم

جملات مثبت - برای رسیدن به موفقیت پرسش‌های اطرافیانتان را دریابید

گاهی اوقات تردید، ناامنی، خجالت و احساساتی از این قبیل مردم را وادار می‌کند سؤالاتِ غیرِ مستقیم بپرسند.

مثلا ممکن است کارمندتان درباره‌ی شرکت در دوره‌های آموزشی از شما نظر بخواهد، اما در واقع می‌خواهد بداند از نظر شما برای پیشرفت در مؤسسه توانایی‌های لازم را دارد یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت بدهید و دلایل‌تان را برای او بازگو کنید بسیار خوشحال خواهد شد.

ممکن است شوهرتان از شما بپرسد آیا در مهمانی خانم غریبه‌ای قصد داشته توجه او را جلب کند؟ او می‌خواهد با پرسیدن این سؤال بفهمد هنوز هم برای شما جذاب است یا خیر، امیدوار است همین‌طور باشد. او عاشق این است که این حرف را از زبان خودتان بشنود.

در پس بسیاری از سؤالات، سؤالی پرسیده نشده نهفته است. بیشتر توجه کنید تا بتوانید آنها را دریافته و پاسخ دهید؛ طرف مقابل‌تان به پاسخ آن نیاز دارد، هرچند مستقیما از شما نپرسیده باشد.

امروز توقع بهترین نتایج را ندارم

جملات مثبت - رای رسیدن به موفقیت توقع بهترین‌ها را نداشته باشید

درست است که برای تأثیرگذاری عمیق تنها یک بار فرصت دارید؛ درک می‌کنم که بهترین نتیجه را می‌خواهید.

متأسفانه واقعیت این است که هیچ کار یا محصولی کامل نیست، و تاکنون هیچ طرح یا ابتکاری بدون نقص برنامه ریزی و اجرا نشده‌ است. بیشتر اوقات توقع بهترین‌‌ها را داشتن بدترین دشمن شماست.

به‌سختی تلاش کنید، کارتان را خوب انجام دهید، بهترین کاری را که در توان‌تان است ارائه دهید، و در نهایت آن را رها کنید. مشتریان و همکاران‌تان به شما خواهند گفت چه چیزی نیازمند بهبود است، و شما باید برای بهبودی مسائلی تلاش کنید که واقعا برای مردم اهمیت دارد.

تا زمانی که اسیر سخت‌گیری‌های بیهوده باشید نمی‌توانید کاری انجام دهید. به خودتان سخت نگیرید و در عین حال برای جبران کمبودها نهایت تلاش‌تان را بکنید.

امروز تلاش می‌کنم بهتر از گذشته باشم

جملات مثبت - برای رسیدن به موفقیت بهتر از دیروز عمل کنید

همه‌ی ما در زندگی‌مان خراب‌کاری‌‌هایی کرده‌ایم. در زندگی همه‌ی ما کارهایی هست که می‌توانستیم بهتر انجام بدهیم. خیلی جاها از حرف‌ها، رفتارها، غفلت‌ها، کوتاهی‌ها، دخالت‌ها و حمایت‌های بی‌جا ضربه خورده‌ایم.

برای رسیدن به موفقیت لازم نیست انسان کاملی باشید، تنها لازم است بدانید همیشه می‌توانید بهتر باشید.

روز گذشته را به خاطر بیاورید، به اتفاقات خوبی که سپری شد فکر کنید. سپس به اتفاقاتی که ممکن بود بهتر پیش برود بیندیشید. تقصیرات‌تان را بپذیرید، مسئولیت کارهای‌تان را بر عهده بگیرید و به خودتان قول بدهید امروز بهتر عمل کنید.

امروز بیشتر کار می‌کنم

جملات مثبت - برای رسیدن به موفقیت سخت‌کوش باشید

به قول جیمی اسپیتیل، کاپیتان تیم قایقرانی اوراکل ایالات متحده، که برنده جام قهرمانی آمریکا شد: «به‌ندرت شرایطی دیده‌ام که در آن کمتر از دیگران کار کردن تدبیر خوبی باشد.»

ممکن است از تجربه، استعداد، امکانات و پارتی سهم زیادی نبرده باشید. اما همیشه می‌توانید درست فکر کنید، پشتکار داشته باشید و بیشتر از دیگران کار کنید.

مسیری که پیش روی‌تان قرار دارد به سرزمینی بکر، پهناور و خالی از سکنه منتهی می‌شود. همه درمورد آن صحبت می‌کنند اما افراد کمی به آن سو رهسپار می‌شوند.

تلاش و پافشاری می‌تواند ابزار پیشرفت شما باشد، اینها تنها ابزاری هستند که برای موفقیت نیاز دارید، حتی زمانی که به ظاهر همه چیز علیه شما قد علم کرده است.

امروز قدرِ داشته‌هایم را می‌دانم

جملات - برای رسیدن به موفقیت از داشته‌هایتان لذت ببرید

ممکن است برنامه‌ها و اهداف بزرگی داشته باشید اما خوشحال نباشید.

متأسفانه معمولا این مسئله نشان می‌دهد که شما خوشبخت نیستید، زیرا بیشتر به چیزهایی که به‌دست‌ نیاوردید، انجام ندادید و ندارید می‌اندیشید. راه حل این است که برای کارهایی که خوشحال‌تان می‌کند بیشتر وقت بگذارید.

لحظه‌ای به دارایی‌های فردی و حرفه‌ای‌تان بی‌اندیشید. ممکن است متوجه شوید بیشتر از آنچه زمانی رویایش را داشته‌اید به‌دست آورده‌اید.

برای موفقیت‌های بیشتر تلاش کنید، اما همواره به خودتان یادآوری کنید آنچه دارید، مخصوصا روابط عاطفی‌تان، از آنچه می‌خواهید به‌دست بیارید مهم‌تر است.

دارایی‌های‌تان برخلاف خواسته‌های‌تان آرزو، رویا و مجازی نیستند. آنچه در حال حاضر دارید واقعی و متعلق به شماست؛ قدر آن را بدانید.

برگرفته از: inc.com


تاریخ : جمعه 21 آبان 1395
بازدید : 221
نویسنده : sina95

  

داشتم در گوگل به دنبال یک کلیدواژه‌ای می‌گشتم، برخوردم به نتیجه‌ی عجیب و غریب!

پیش‌بینی یازده سپتامبر روی دلار آمریکا

اگر یک 
اسکناس ۲۰ دلار آمریکایی رو به درازا و از طرفی که عکس کاخ سفید هست تا بکنید:

پیش‌بینی یازده سپتامبر روی دلار آمریکا
و لبه های این اسکناس رو به طوری که انگار دارید هواپیما درست می‌کنید روی همدیگه بگذارید و بعد اون رو مثل شکل زیر عمودی دستتون بگیرید می‌تونید برج‌های دو قلوی مرکز تجارت جهانی رو ببینید که در آتش دارند می‌سوزند! مثل شکل زیر:

پیش‌بینی یازده سپتامبر روی دلار آمریکا

نه هنوز تموم نشده، حالا اسکناس رو برگردونید و پنتاگون رو خواهید دید که داره در آتش می‌سوزه:
پیش‌بینی یازده سپتامبر روی دلار آمریکا

از اینجا به بعدش را همه‌تان بلدید، به تا کردن کاغذ ادامه بدید و هواپیما بسازید، روی بال سمت راست هواپیمای کاغذی‌تان کلمه‌ی United خواهد افتاد و روی بال سمت راست کلمه‌ی America می‌افتد. نام دو شرکت هواپیمایی که هواپیما‌هایشان به برج‌های دو قلو برخورد کرد United و American بود. و صد البته اینکه: ۱۱+۹=۲۰$

این ماجرای ۲۰ دلاری رو که دیدم مطمئن بودم هیچی به جز توهم توطئه نیست و مشتی اتفاق هستش. همونطور که یادمه قدیم‌ها روی اسکناس ده تومنی مردم دنبال نقش روباه در ریش مدرس می‌گشتن یا اینکه فکر می‌کردن پشت اسکناس ۲۰ تومنی کلمه‌ی مرگ بر شاه نوشته شده…

اما وقتی یه خورده بیشتر گوگل کردم، دیدم که این قضیه فقط در ۲۰دلاری نیست و اسکناس‌های دلار از ریز به درشت یک داستان رو دارن روایت می‌کنن:

 

پنج دلاری: برج‌های دوقلو قبل از حمله

پیش‌بینی یازده سپتامبر روی دلار آمریکا

ده دلاری: اولین برج آتش گرفته است

پیش‌بینی یازده سپتامبر روی دلار آمریکا

بیست دلاری: که راجع بهش نوشتم، هر دو برج در آتش می‌سوزند

پنجاه دلاری: برج‌ها فرو می‌ریزند

پیش‌بینی یازده سپتامبر روی دلار آمریکا

کته اصلی اینجاست که این اسکناس‌ها ده‌ها سال قبل از اینکه برج‌های تجارت جهانی حتی ساخته بشن طراحی شده و بین مردم دست به دست می‌شدن. فارغ از توطئه بودن یا توهم بودن این ماجرا، اونی که اینها رو کشف کرده عجب بیکاری بوده و چه دقتی داشته…


تاریخ : جمعه 21 آبان 1395
بازدید : 177
نویسنده : sina95

 رازهای پنهان در دلار های آمریکا

بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

رازهای پنهان در دلار های آمریکا 

406339_187307238067250_704433073_n

بی شک باید سمبولیسم و نماد گرایی را جز لاینفک جریان فراماسونری دانست جریانی که موجودیت آن بیش از هر تمدن دیگری با پاگانیسم مصر باستان گره خورده است .
اصولا صحبت از نماد گرایی ماسونی نه در این مجال بلکه خود فرصتی مفصل می طلبد اما آنچه قصد دارم در این جستار به آن بپردازم صرفا نماد گرایی این جریان در دلار آمریکاست که به طرز شگفت انگیزی گویا مرامنامه و مانیفست یهودی– فراماسونری آنهاست تا وسیله ای برای داد و ستد.

ششم ژوئیه سال  ۱۷۸۵ کنگره آمریکا ( که در آن زمان، تنها یک مجلس بود) به اتفاق آراء دلار«« Dollar را واحد پول آن کشور قرار داد.
پیش از استقلال ایالات متحده یعنی در ۴ ژوئیه  ۱۷۷۶ ، پول انگلستان (لیره) در ۱۳ مهاجر نشین انگلیسی آمریکای شمالی رایج بود.
در جریان انقلاب، آمریکائیان سکه نقره ای اسپانیا به نام «دلار» را که در مکزیک رایج بود وسیله داد و ستد قرار داده دادند و به همین دلیل نام پول ملی خود را «دلار» گذاشتند.
سکه دلار نقره ای از قرن چهاردهم بیش از سه قرن به نام «تالرThaler، دالر، تلار و دلار» در اروپا رایج بود که اسپانیایی ها آن را حفظ کردند و به مستعمرات خود در قاره آمریکا منتقل ساختند.Dollar-Sign-2
اس با خط عمودی«  $ » که علامت بین المللی دلار است نیز از اسپانیایی ها اقتباس شده که پول خود را با علامت P (پی) مشخص می کردند و این «P» در آمریکای شمالی به تدریج و در جریان نوشتن به شکل «$» درآمد.
روند گنجاندن نمادهای یهودی – ماسونی در اسکناس ۱ دلاری ختم نگشت و تمامی اسکناسهای بعد از آن نیز از این امر مستثنا نبودند.
اما اسکناس ۱ دلاری به عنوان نخستین اسکناس و از طرفی دیگر به لحاظ تعدد نشانه های ماسونی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که کشف رمز از آن نیات پشت پرده و مخوف طراحان نظم نوین جهانی را آشکار می سازد. پیش از پرداختن به این مسئله توضیحی اجمالی راجع به برخی اعداد مقدس ماسونها را لازم می دانم .

 
256354_187357598062214_1342810702_o
 
برخی اعداد مقدس ماسونها در دلار هانخستین عدد ۹ است که به حلقه ۹ نفره زنجیره ماسونها ، تعداد استادانی که در جستجوی حیرام رفتند تعداد ضربه های درجه استادی و…(۳) اشاره دارد.دومین عدد ۱۱ است که آن نیز به دوستون بواز و جاکین که بنا بر اعتقاد ماسونها در ابتدای معبد سلیمان قرار داشتند، عرض حمایل استاد به سانتی متر (مجموع ستارگان ۵ و ۶ پر)، تنها عدد دورقمی که اکر برعکس شود تغییر نمی کند و …(۴) اشاره دارد.سومین عدد ۱۳ است که بی شک از مهمترین نشانه های تعلق فراماسونری به یهودیان و مصر باستان است که دلایلی از قبیل اتفاق موسوم به پوریم در ۱۳ فروردین در عهد خشایار شاه ، ۱۳ تکه از بدن اوزیریس که توسط ایسیس(خدایان مصر باستان) پیدا شد ، خیانت سیزدهمین نفر(یهودا اسکاریوتی) به حضرت مسیح (ع) و … مد نظر است.چهارمین عدد ۳۳ است که اشاره دارد به ۳۳ رتبه و درجه فراماسونری ، حاصل ضرب عدد مقدس ماسونها یعنی یازده در سه مرتبه شاگردی- ابزار یاری و استادی (۱۱* ۳=۳۳) ، سن حضرت مسیح هنگام کشته شدن(البته به نشان تمسخر مسیح توسط یهودیان) …
 
473791_187358308062143_541758357_o
مهر اعظم ایالات متحده امریکا :این مهر به شکل کنونی آن در زمان رزولت بر روی دلار قرار گرفت شما می توانید آنرا درسمت چپ دلار مشاهده فرمایید همانگونه که مستحضر هستید تصویر هرمی نامانوس به چشم می خورد که نماد هرم خئوپوس مقبره فرعون و نشان عالی انجمن های فراماسونری است.این هرم از ۱۳ ردیف سنگ چین تشکیل شده است و در مجموع ۷۲ خشت دارد که اشاره دارد به ۷۲ نیرو یا نام خدای کابالیستها. که البته کاربرد آن در موارد دیگری نیز دیده شده است مانند تعداد نفر های عضو در حلقه ” صاحب دلان”بر روی این هرم به لاتین عبارت ۱۳ حرفی ” ANNUIT COEPTIS ” به معنی خدا همیشه یاور ماست ، نقش بسته است که به گونه ای دیگر همان عبارت ” IN GOD WE TRUST ” است .البته عده ای از زبان شناسان غربی آنرا “announcing conception”به معنی “آشکار کردن رشد مخفی” معنی نموده اند چراکه conception”” در زبان انگلیسی ” لقاح‌ تخم‌ وشروع‌ رشد جنین‌ ” معنی می دهد که مفهوما به معنای آشکار کردن فعالیتهای شبکه مخفی فراماسونری در نظم نوین جهانی است.
در زیر این هرم عبارت ” NOVUS ORDO SECLORUM ” به زبان لاتین نوشته شده است.
که به معنای”NEW WORLD ORDER” یعنی “نظم نوین جهانی ” یا “حکم جدید برای جهان” است که شما بارها آنرا در سخنرانی های سردمداران امریکا علی الخصوص بوش پدر و پسر و اوباما شنیده
اید.
برخی نیز این عبارت لاتین را “new order of the secular” به معنی “نظم جدید سکولاریسم ” معنی نموده اند.
 
 473565_187358954728745_1339969052_o
 
اگر اندکی دقت فرمایید عقاب که نماد پرنده زئوس خدای یونان باستان است در پنجه راست خود شاخه زیتونی شامل ۱۳ برگ و ۱۳ میوه نگه داشته ، و در پنجه دیگر ۱۳ تیر .دم عقاب دارای ۹ پر است از سویی دیگر هر بال این عقاب ۳۳ پر دارد که قبلا راجع به این اعداد توضیح داده شد.
در منقار عقاب نواری قرار دارد که بر روی آن به زبان لاتین نوشته شده (E PLURIBUS UNUM) که به معنی “وحدت از کثرت” است (اشاره به ایالات متحده) اما نکته جالب تعداد حروف این جمله بوده که شامل۱۳ حرف است .بر روی سر عقاب ۱۳ ستاره قرار گرفته که در مجموع یک ستاره شش پر(ستاره داوود) را تشکیل میدهد.که نشان از تعلق امریکای ۲۲۷ سال پیش به یهودیان و مارانوس ها دارد .
بر سینه عقاب سپری قرار دارد که بر روی آن ۱۳ خط قرمز و سفید (پرچم امریکا) نقش بسته گفتنی است رنگ قرمز و سفید رنگ دو ستون معروف ماسونها یعنی بواز و جاکین بوده است .
البته در دلار به جهت سیاه سفید بودن، این رنگها مشخص نیست . و دیگر اینکه دلیل مذکور علت و تفکر پشت پرده طراحی پرچم امریکا نیز محسوب می شود.در مهر بزرگ صورت عقاب به سمت پنجه ای است که شاخه زیتون(به عبارتی شاخه درخت غار) را نگاه داشته است. صورت عقاب در مهر ریاست جمهوری در جهت مخالف یعنی به طرف پنجه ای بود که تیرها را نگاه می داشت تا این که در سال ۱۹۴۵ “هری ترومن” سی و سومین رییس جمهور امریکا دستور طراحی مجدد آن را به سمت شاخه زیتون صادر کرد.در واقع ترومن پس از حمله وحشیانه اتمی به ژاپن و به شهر هیروشیما و ناکازاکی در نزدیکی مدار ۳۳ درجه زمین !!! و معرفی کشورش به عنوان ابر قدرت جهان این دستور را داد تا با گرداندن سر عقاب از سمت تیر ها (نماد جنگ)به سمت شاخه زیتون (نماد صلح) چهره کریه و خون خوار امریکا را اندکی تطهیر کند و در لفافه آغاز نظم نوین جهانی را اعلام نماید.شایان ذکر است سال ۱۹۴۵ سال طلاییی ماسونها بود و آنها خود را از پیش برای آن مهیا کرده بودند چراکه اگر سال استقلال امریکا ۱۷۷۶ را از این سال(۱۹۴۵) کسر کنیم عدد حاصل یعنی ۱۶۹ حاصلضرب ۱۳ در خودش می شود (۱۳*۱۳ =۱۶۹).
 
 
 391216_187360134728627_488143078_n
 
ما به خدا اعتقاد داریم در وسط دلار عبارت ( IN GOD WE TRUST ) به معنی ما به خدا اعتقاد داریم نوشته شده است که ممکن است ما را قدری سردر گم و دچار پارادوکس گرداند ولی در حقیقت این عبارت برای اولین بار در سال ۱۹۵۷ و در اوج کشمکش های جنگ سرد با شوروی بر روی دلار نقش بست چراکه شوروی عملا کمونیسم و بی دینی را ترویج می نمود و آمریکا برای جلب نظر کشور های مسیحی و عموما دین مدار دست به این اقدام زد.
جالب اینجاست به محض پایان یافتن جنگ سرد طرحی برای حذف این عبارت از پشت دلار به کنگره رفت که به جهت فشار افکار عمومی تصویب نشد و لی ماسونها که در نهان هیچ گونه سنخیتی بین خود و خدا نمی دیدند ، در یک اقدام شیطنت آمیز در ماه مارس سال ۲۰۰۷ با حذف این عبارت ( IN GOD WE TRUST) از سکه های یک دلاری یادبود جرج واشنگتن ، اندکی از افکار شوم و دین ستیزانه خود را آشکار نمودند که در نهایت مجبور به عذر خواهی از مردم آمریکا شدند .
سوای تمامی دلایل مذکور چه دلیلی دارد که یک کشور بر روی اسکناس خود عبارت ما به خدا اعتقاد داریم را قرار دهد مگر دیگر کشور ها که چنین کاری نکرده اند به خدا اعتقاد ندارند! در واقع می بایست این اقدام سردمداران امریکایی را نوعی وانمود سازی دانست. شبیه فرد دروغ گویی که تکه کلامش “من از دروغ بدم می آید” است.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

تاریخ : جمعه 21 آبان 1395
بازدید : 209
نویسنده : sina95

 (بسم الله الرحمن الرحیم)

در ادامه ی بحث فراماسونری و با گفتن اهداف این سازمان مخفی و ارتباط نزدیک آن با اسرائیل اینبار به ارتباط آمریکا به فراماسونری رسیدیم.

 

در ادامه دلایل گوناگونی همراه با عکس بصورت مستند برای شما آورده ایم تا شاهد ارتباط و پیوند عمیق این دو "فراماسونری و آمریکا" باشید.

 

1 – برجسته ترین  افرادی  که  بیانیه ی  اعلان  استقلال  آمریکا  را  در  سال  1776 میلادی  امضا کردند، فراماسون بوده اند. اینان عبارتند از:

 

Benjamin Franklin-Thomas Jefferson-George Washington-John Adams(البته در مورد جان آدامز نظرها  متفاوت  است،  ولی  در  مورد  3  تن  دیگر،  در  ماسون بودنشان شکی وجود ندارد. نکته ی دیگر این که منظور از  John Adams در این جا، John Adams پدر است،  نه  John Quincy Adams یا John Adams پسر.)

 

امضا کنندگان بیانیه استقلال آمریکا

 

برجسته ترین امضا کنندگان بیانیه ی اعلان استقلال آمریکا در سال 1776. (همگی آنها ماسون بوده اند)

George Washington  که  اولین  رئیس جمهور  آمریکا  بود،  لقب  استاد  اعظم فراماسونری (بالاترین درجه و رتبه در فراماسونری ، و تقریباً همرده ی اسقف در مسیحیت  و  خاخام  در  یهودیت)  داشت. در تصویر،  جرج واشنگتن  در  یک  لژ فراماسونری دیده می شود، در این عکس علامت گونیا و پرگار روی پیشبند وی دیده می شود  و  در  بالای  سرش  علامت G  (=Goatبز)   نمایش  داده  شده  است.


جرج واشنگتن در لژ فراماسونری



مجسمه یادبود جرج واشنگتن در شهر واشنگتن. بسیاری از مردم آمریکا که از این مجسمه بازدید میکنند , از مشاهده مجسمه نیمه لخت اولین رییس جمهور خود تعجب می کنند . اما اگر این مجسمه را با تصویری که شیطان پرستان از شیطان (Bamphomet) متصورند مقایسه کنیم به مطالب مهمی پی خواهیم برد. به خصوص اگر به حالت دست ها توجه کنیم. (نکته دیگری که در شکل دیده میشود, عصایی است که در دامن (Bamphomet) وجود دارد و به دور آن دو مار پیچ خورده اند. امروزه این علامت سمبل تجارک بوده و Caduceus نام دارد. این علامت اصالتا" در مصر باستان وجود داشته است و با توجه به وجود تجار بزرگ در فراماسونری , به نظر میرسد که آنان تعمدا" از این علامت به عنوان سمبل تجارت استفاده کرده اند و متاسفانه کماکان این علامت در نقاط مختلف دنیا به عنوان نماد تجارت استفاده میشود.)


2 – طرح های اولیه ارائه شده  برای  پرچم  آمریکا،  به  وضوح  دارای  علامت ها و نمادهای فراماسونری بودند. از جمله چشم جهان بین  یا  چشم نورافشان،  که به نظر می رسد به دلیل نوپا بودن آمریکا در  آن  زمان،  مؤسسین  آمریکا  از ریسک در این زمینه اجتناب کردند، زیرا به دلیل وجود  جو مذهبی  در  مردم  آن زمان، ممکن بود علایم واضح ماسونی، مردم را از نیات  شیطانی سیاستمداران آگاه نماید و بدین ترتیب، حکومت نوپای ماسونی آمریکا سرنگون گردد.

طرخ اولیه پرچم آمریکا
طرح های اولیه پیشنهادی برای پرچم آمریکا(به چشم جهان بین توجه فرمایید.)

 3 – اکثر روسای جمهوری آمریکا در گروه های مخفی و ماسونی  شامل  Masonry، Freemasonry، Occult، Illuminati، Secret Society  و ...   عضو   بوده اند؛   به نحوی که 14 تن از آن ها تنها عضو فراماسونری بودند و قریب به همین تعداد نیز در گروه های Illuminati و ... عضویت داشته اند. به جرأت می توان گفت که بالغ بر 95 – 90 در صد آنها عضو این گروه ها بوده اند  و  در  این  زمینه  نیز اسناد  و مدارک  زیادی  به  دست  آمده است.  در این مورد هیچ تفاوتی بین جمهوریخواه ها و دموکرات ها وجود ندارد؛  حتی گهگاه ارتباط دموکراتها با لابی های صهیونیستی آمریکا مثل ایپک، قوی تر از جمهوریخواه ها بوده است.

تنها  چند  رئیس جمهور  آمریکا  قطعاً  غیر  ماسونی  یا  ضد  ماسونی  بوده اند  که مهمترین آن ها عبارتند از:1 – Abraham Lincoln  (ترور شد.)
2 – Ulysses S .Grant (جزء روسای جمهور قدیم است.)
3 – John F. Kennedy (ترور شد.)  « کندی،  تنها رییس جمهور کاتولیک  آمریکا بوده است. »چند مثال از روسای جمهور ماسونی:

رئیس جمهورهای ماسونی

جمهوریخواه: جرج بوش پدر, جرج بوش پسر

دموکرات : لیندون جانسون, بیل کلینتون

(هر دو عضو گروه اسکلت و جمجمه بوده اند.)

رونالد ریگان
رونالد ریگان رییس جمهور جمهوری خواه سابق آمریکا در مراسم کسب گواهینامه ماسونی یک فراماسونر در کاخ سفید

روسای جمهور ضد ماسونی:

     رئیس جمهورهای ضد ماسون




    آبراهام لینکلن                              اولیسس گرانت                            جان.اف.کندی
نکته ی مهم و بحث برانگیزی که جلب توجه می کند، این  است  که  چرا  از  بین  3 رئیس جمهور ضد ماسون ، 2 نفرشان ترور شدند در  حالی که از بین روسای جمهور ماسون، کسی ترور نشده است؟!4 – نحوه ی ساخت بناها و ساختمان های شهر واشنگتن (پایتخت آمریکا).این شهر در بین  مسیحی های  غیر اوانجلیکال  مثل  کاتولیک ها  و  فرقه های   دیگر  پروتستان،   به  دلیل   وجود  علامت ها  و  نمادهای   شیطانی  به  شهر  شیطان  ملقب شده است.* اولین ساختمان   مورد   بحث،   پنتاگون  (وزارت جنگ آمریکا)  است.  پنتاگون  به شکل 5 ضلعی ساخته شده، که اگر اقطار آن را به هم وصل  کنیم،  ستاره ی پنج گوش در وسط آن به  وجود  می آید  که  نسبت  به  کاخ سفید،  معکوس است و تشکیل Baphomet می دهد.
نمادهای ماسونی در ساختمان ها
عکس راست: نماد های مختلف از Pentagon, و موقعیت آن نسبت به کاخ سفید. همان گونه که ملاحظه می فرمایید ,اقطار Pentagon نسبت به کاخ سفید ,حالت ستاره 5 گوشه ی معکوس یا Baphomet دارد_ عکس چپ: تصویر فوق همان تصویر مجاور است که چرخانده شده تا حالت Baphomet اقطار پنتاگون نسبت به کاخ سفید , بهتر مشخص شود.

*  نحوه ی قرار گیری ساختمان های مهم دولتی و ماسونی از جمله  کاخ سفید و کنگره (کاپیتول) نسبت به یکدیگر:* اگر کاخ سفید و میدانهای اطرافش را به هم وصل کنیم، نسبت به کاخ سفید، شکل ستاره ی 5 پر معکوس یا Baphomet   به دست می آید. تصویر زیر که  مطلب  فوق را  نشان  می دهد،  توسط  برنامه ی  Google Earth  تهیه شده است.

میادین اطراف کاخ سفید
نحوه قرار گرفتن میادین اطراف کاخ سفید (تشکیل Baphomet )

    *  در این تصویر، نقشه ی  اولیه ی  واشنگتن  دیده  می شود.  با  دقت  در  این نقشه خواهیم دید که طراحی خیابانها و میادین  به  گونه ای  بوده  است  که نماد Baphomet  در گوشه ای از آن رؤیت شود.

              نقشه اولیه شهر واشنگتن



نقشه ی اولیه شهر واشنگتن. در داخل دایره قرمز , شما میتوانید Baphomet را به وضوح ببینید که فقط نصف یک ضلع آن ناقص است که این نقص در داخل بیضی آبی نشان داده شده است. به نظر میرسد که طراحان ماسونی شهر واشنگتن برای ممانعت از مخالفت جامعه ی آن زمان آمریکا(که به شدت مذهبی بود). قسمت کوچکی از Baphomet را طراحی نکرده اند تا از وضوح آن بکاهند.*  در این شکل، 3 ساختمان مهم آمریکا دیده می شود؛ اگر از  ساختمان  کنگره (کاپیتول) به کاخ سفید خطی رسم کنیم (البته این خط در امتداد خیابانی قرار  می گیرد  که  این 2 ساختمان را به هم وصل  کرده  است.)،  و  خطی  هم  از کنگره به بنای  یادبود جفرسون Jefferson Memorial   وصل  کنیم (جفرسون نیز ماسون بوده است)، علامت پرگار  به  وجود   می آید.   همچنین  اگر  دو  خط  عمود  بر  هم  از  بنای  یادبود لینکلن (Lincoln Memorial) به  کاخ سفید  و  بنای یادبود جفرسون وصل کنیم، علامت گونیا حاصل می شود. (لازم به ذکر  است که لینکلن ماسون  نبوده است،   اما  بنای یادبودش  را  نیز  خودش  نساخته است، بلکه یک رییس جمهور ماسون بنای مذکور را احداث کرده است.) تصویر زیر که مطلب فوق را نشان  می دهد،  توسط  برنامه ی  Google Earth  تهیه شده است.
ساختمان های ماسونی واشنگتن

وضعیت قرار گیری ساختمان دولتی و ماسونی شهر واشنگتن
    * همچنین زاویه ی به وجود آمده بین  2  خط  فرضی  که  یکی  از  بنای  یادبود جفرسون و کاخ سفید می گذرد و  دیگری  از  پنتاگون  به  کاخ سفید  کشیده می شود، 33 درجه می باشد. البته  این  نکته  را  باید  خاطر  نشان  کرد  که زاویه ی 33 درجه ی مذکور را تنها هنگامی که تصویر شهر واشنگتن با مقیاس واقعی تهیه شود، می بینیم. و در صورتی که مقیاس را رعایت نکنیم، زاویه ی مذکور را نمی بینیم.  تصویر زیر که مطلب فوق را نشان می دهد و نمای شهر  را با  مقیاس  واقعی  ارایه  می نماید،  توسط  برنامه ی  Google Earth  تهیه شده است.
ساختمان دولتی واشنگتن
وضعیت قرار گیری ساختمان دولتی و ماسونی شهر واشنگتن


تمام این نکات  گفته   شده،  نشان دهنده ی  توطئه ی  فراماسونها  است.  به نحوی که آنها حتی نمادهای خود را در طراحی شهرها به کار بسته اند.

5 - اولین  سنگ  بنای  کنگره  (کاپیتول)  که   حدود   200   سال   پیش   در   خاک گذاشته شد، دارای نقش پرگار و گونیای فراماسونری بود.
می توان گفت که حتی کنگره ی آمریکا هم با اهداف  ماسونی  پایه ریزی  شد. در تصاویر زیر مراسم نمادینی را می بینید که  به  مناسبت  دویستمین  سالگرد تأسیس   کنگره برگزار شد. این مراسم دقیقآً  مشابه  مراسم  واقعی  تأسیس کنگره در  200 سال پیش بود. (به علامت  پرگار و گونیای روی  سنگ  بنا  توجه فرمایید.)

مراسم نمادین تاسیس کنگره
مراسم نمادینی که به مناسبت دویستمین سالگرد تاسیس کنگره برگزار شد.(به علامت روی سنگ بنا توجه فرمایید.)

مراسم نمادین ماسون ها

مراسم نمادینی که به مناسبت دویستمین سالگرد تاسیس کنگره برگزار شد.(به علامت روی سنگ بنا توجه فرمایید.)

سنگ بنای تاسیس کنگره ماسون ها

سنگ بنایی که در سال 1932 به مناسبت صد و سی نهمین سالگرد تاسیس کنگره و در مراسمی مشابه مراسم بالا مورد استفاده قرار گرفت. این سنگ در حال حاظر در موزه نگه داری میشود.

داخل کنگره آمریکا کاپیتول

نمایی از داخل کنگره آمریکا( کاپیتول) . به دو تبر ضخیم در دو طرف پرچم آمریکا توجه فرمایید . این تبر ضخیم (Fasces) نام داشته و نماد لژیون های ارتش روم بوده است. موسولینی نیز که در جنگ جهانی دوم با ادعای احیای روم قدرت گرفته بود , در پرچم ایتالیا علامت (Fasces) را قرار داد . کلمه فاشیسم نیز از کلمه ی (Fasces) اقتباس شده است . نام کاپیتول نیز از نام گرگ ماده ی کاپیتول که نماد روم بوده , برداشته شده است.

توضیح یک نکته: با توجه به کنگره ی  آمریکا  متوجه  می شویم  که  پیش بینی تعدادی از روایات اسلامی در مورد  آخرالزمان  به  حقیقت  پیوسته اند.   زیرا  در روایات  ذکر  شده  است  که  در آخرالزمان،  روم  به  حیله ای  در  عراق  حاضر می شود.   بسیاری  از  علما  و  محققین نیز  آمریکا را   همان   روم   روایات می دانند. همان طور  که  در  تصاویر ملاحظه  کردید،  نام کنگره ی آمریکا (Capitol) از نام  گرگ  ماده ی  کاپیتول   که  نماد  روم  باستان  بوده،   اقتباس شده  است. به  علاوه،  تبرهای  ضخیم   کنگره ی   آمریکا (Fasces)  نیز  نماد لژیون های ارتش روم بوده است. این  موارد  در  کنار  نشانه های فراوان  دیگری که وجود دارند، نشان  می دهد  که  ساختار سیاسی  آمریکا  از   روم  باستان اقتباس شده است. بدین ترتیب پیش بینی روایات به حقیقت پیوسته است. ذکر این نکته ضروری است که ساختار فکری و  فلسفه ی  وجودی  کشور  آمریکا  از تعالیم  ماسونی  مصر  باستان  منشأ  گرفته   است،   اما   ساختار   سیاسی   آمریکا شباهت فراوانی با روم باستان دارد.6 – مهر رسمی ایالات متحده ی آمریکا که در  پشت  اسکناس  1 دلاری آمریکا  نیز وجود دارد، از شواهد مهم دیگر نشان دهنده ی  ارتباط   آمریکا   با  فراماسونری می باشد.

اسکناس یک دلاری آمریکا و نمادهای ماسونی

اسکناس یک دلاری آمریکا

علایم و شواهدی که بر روی دلار وجود دارند و ارتباط  فراماسونری  را  با  آمریکا نشان می دهند، عبارتند از:1) علایم ماسونی روی دلار: چهره ی جرج واشنگتن ، استاد اعظم  فراماسونری  و اولین رئیس جمهور آمریکا دیده می شود. در مهر سازمان خزانه داری  آمریکا بر روی دلار نیز، 13 عدد دایره ی سفید در شکل  ^    مانند  مشاهده  می گردد. (13 عدد مقدس یهودیان و عدد خوش یمن ماسون ها است و آمریکا نیز در  ابتدا 13 ایالت داشت.).

دلار آمریکا جرج واشنگتن

عکس جرج واشنگتن بر روی دلار                           مهر وزارت دارایی آمریکا


2) علایم ماسونی پشت دلار:  تصاویر مهر رسمی ایالات متحده ی آمریکا در پشت دلار، مهمترین علایم ماسونی هستند.  2 طرح اصلی در  مهر  آمریکا وجود دارد. در طرح اول، بر بالای سر عقاب،  ستاره ی  داوود یا  ستاره ی شش گوش دیده می شود که با  13 ستاره ی کوچک طراحی شده  است. همچنین در یک پای عقاب، 13 عدد تیر یا پیکان  قرار  گرفته است و در  پای دیگر نیز،  13 برگ زیتون و 13 دانه ی زیتون وجود دارد؛ در وسط مهر نیز، پرچم آمریکا با 7 خط سفید و 6 خط سیاه، مجموعاً 13خط طراحی شده است. (شکل زیر)
مهر رسمی آمریکا در یک دلاری
یکی از دو طرح مهر رسمی ایالات متحده ی آمریکا در پشت اسکناس 1 دلاریستاره 6گوش در مهرم رسمی امریکا
ستاره 6 گوش در مهر رسمی آمریکا و پشت دلار

نکته ی مهم: مهر رسمی آمریکا  در  حدود  دو  قرن  پیش  ساخته  شد.  وجود علامت  ستاره ی شش گوش   در  مهر  رسمی  ایالات  متحده ی  آمریکا  (که کشوری مسیحی است.) از 200 سال قبل از تاسیس اسراییل، نشان می دهد که طرح ایجاد اسراییل از  قرن ها  پیش  ریخته  شده  و هولوکاست، افسانه  و بهانه ای بیش نیست.در طرح  دوم  مهر  رسمی  آمریکا،  هرمی  وجود  دارد  که  در  رأس  آن،  تصویر مثلث نور افشان یا چشم جهان بین نقش بسته است.  تعداد پله های  هرم،  13 عدد  می باشد.  همچنین   عبارت « Novus Ordo Seclorum = نووس اوردو سکلوروم » (به زبان لاتین)، یا  New World Order(معادل آن در انگلیسی) در پایین مهر نوشته شده است. آنچه که امروزه دیده می شود، استفاده ی مکرر سردمداران آمریکا از جمله جرج بوش پسر،  از شعار  « فرمان جدید دنیا  یا  نظم نوین  جهانی » می باشد  که  این  شعار  مهمترین  برنامه ی  ماسونها  جهت تشکیل حکومت جهانی شیطانی است. نکته ی دیگر اینکه، اصرار در استفاده از عدد 13 و نمادهای مربوط به مصر باستان در دلار آمریکا،  نشان دهنده ی  ارتباط آمریکا با فراماسونری است و این تنها توجیه منطقی این قضیه است.

طرح مهر رسمی آمریکا

یکی دیگر از دو طرح مهر رسمی ایالات متحده آمریکا در پشت اسکناس 1 دلاری

در تصویر  زیر، ما  اگر  پرگار و گونیای  ماسونی  را  روی  هرم و چشم جهان بین منطبق کنیم، نوک پرگار، دو حرف M  وN  را قطع می کند و محل تلاقی  گونیا  با حروف،  3 حرف S و O و A  خواهد بود، از کنار هم گذاشتن این حروف، کلمه ی ماسون به دست می آید (MASON).

کلمه ی ماسون در مهر آمریکا
ایجاد کلمه ی (Mason) از قرار دادن علامت ماسونی پرگار و گونیا بر روی مهر رسمی آمریکا

یک توضیح در مورد دلار آمریکا:  از سال 1957 در  پشت  تمامی  اسکناس های  دلار آمریکا  عبارت « IN GOD WE TRUST » (ما به خدا ایمان داریم)  نقش  بست.  البته این عبارت در سال های قبل نیز هر از چند گاهی بر روی سکه های آمریکایی  نقش می بست و سپس ناپدید می شد.  اما  اسکناس های  آمریکا  از  سال  1957  این عبارت را در پشت خود داشتند.

عبارت in god we trust در دلار آمریکا
عبارت (in god we trust) در پشت دلارهای آمریکا

بنا به نظر عده ی زیادی از صاحبنظران، این حرکت آمریکا در سال 1957 (که فقط  12 سال از پایان جنگ جهانی دوم گذشته بود و آمریکا وارد دوران جنگ سرد  با  شوروی شده بود)،  تنها به منظور مقابله با حرکت کمونیسم  که  علناً  بی خدایی  را  ترویج می کرد، انجام شد. در واقع هدف آمریکا از  این  کار، جلب  حمایت  مردم  آمریکا  و بقیه ی کشورهای  مسیحی  بود.  به  طوری  که  در  سال های  بعد  از فروپاشی شوروی، زمزمه هایی مبنی بر حذف این عبارت از پشت  اسکناس ها  شکل  گرفت که حامیان این طرح، موفق به تصویب آن در کنگره  نشدند.   شکل  زیر  نیز  یکی  از تحلیل ها را در این رابطه نشان می دهد.
دلار آمریکا
تحلیل پیرامون علت قرار گرفتن عبارت (IN GOD WE TRUST) در پشت دلار های آمریکا

اتفاق دیگری که این تحلیل را تأیید می کند، حذف عبارت  « IN GOD WE TRUST » از  حاشیه ی  سکه ی  1 دلاری  یادبود  جرج واشنگتن  در  ماه  مارس  سال  2007   است.  البته وزارت دارایی آمریکا از این مسأله عذرخواهی کرده و آن را سهوی  و  غیرعمد دانسته است؛ اما وجود حداقل 50000 عدد از مسکوکات فاقد این عبارت در  آمریکا، پذیرش سهوی بودن این مسأله را بسیار مشکل می نماید. زیرا اشتباه  در ضرب این تعداد سکه، بعید است. لازم به ذکر است که  سکه های  یادبود،  به  طور کلی کمیابند و 50000 عدد سکه ی فاقد عبارت مذکور در بین این سکه های کمیاب، عدد قابل ملاحظه ای است.

حذف عبارت از دلار آمریکا
مطلبی از سایت YAHOO  پیرامون حذف عبارت (IN GOD WE TRUST) از سکه های یادبود 1 دلاری جرج واشنگتن در ماه مارس سال 2007

سکه یادبود جرج واشنگتن
سکه یاد بود 1 دلاری جرج واشنگتن در سال ۱۹۹۷ (قبل از ماه مارس) .به عبارت in god we trust  در حاشیه آن توجه فرمایید.

بنابراین به سهولت می توان دریافت که درج عبارت « IN GOD WE TRUST » بر روی اسکناس های آمریکایی از سال 1957 به بعد، به دلیل اعتقاد سردمداران  آمریکا  به خداوند متعال نبوده است؛  بلکه این سردمداران  لامذهب  و  حتی  ضد مذهب،  از عبارت مذکور به عنوان حربه ای برای مبارزه با  حکومت کمونیستی شوروی  (که  آن هم علناً بی خدایی را ترویج می نمود)،  استفاده می کردند.  به همین دلیل  عبارت « IN GOD WE TRUST » را می توان به عنوان وسیله ای برای فریب  افکار  عمومی توسط سیاستمداران آمریکایی قلمداد کرد.7 – شاهد دیگر ماسونی بودن حکومت آمریکا، پرچم کنونی این کشور  است  که  از 13 خط سفید و قرمز تشکیل  شده  است.   (13  عدد  خوش  یمن  ماسون ها است.)

13 خط سفید و قرمز در پرچم آمریکا
13 خط سفید و قرمز در پرچم آمریکا


8 – علامت دست شیطان در دست روسای جمهور آمریکا و همپیمانانشان.در تصاویر فراوانی، جرج بوش با علامت دست شیطان دیده می شود. وی این علامت را به کرات و در مکانهای مختلف استفاده  کرده  است.

علامت دست شیطان جرج بوش کلینتون و برلوسکونی
علامت دست شیطان در دست جرج بوش , بیل کلینتون و سیلویو برلوسکونی

 لازم به ذکر است که  همین مسأله برای جرج بوش و خانواده اش دردسر ساز  شد،  چرا که در روزنامه ها  و نشریات، انتقاد شدیدی از این رفتار گشت.  خانواده ی  جرج بوش  در توجیه این  مسأله گفتند  که:   « علت استفاده ی ما از  علامت  مذکور،  این  است  که  ما طرفدار تیم  تگزاس لانگهورنز  هستیم  و  این  علامت  نیز  علامت  طرفداران  تیم تگزاس لانگهورنز است. ».البته این توجیه  مطمئناً  دروغ  است.  مطالبی  که  این  توجیه  را  رد  می کنند عبارتند از:1) علامت تیم تگزاس لانگهورنز، عمدتاً با هر دو دست و با  پشت  دست  نشان  داده می شود، ولی علامت دست شیطان (که توسط خانواده ی بوش  مورد  استفاده قرار می گیرد)، با یک دست و با کف آن نمایش داده  می شود.(البته گهگاه ممکن است علامت  تگزاس لانگهورنز  با  یک  دست  نیز  نشان داده شود.)

جرج بوش و تیم تگراس لاگهورنز
جرج بوش و طرفدار تیم تگزاس لانگهورنز(به تفاوت علامت ها توجه فرمایید.)


2) جرج بوش   در  دانشگاه  « Yale »   تحصیل   کرده  و   هیچگاه  در  دانشگاه « Texas Longhorns » درس نخوانده است؛   بنابراین  طرفداری  وی  از  تیم تگزاس لانگهورنز   که  تیم   ورزشی   همان   دانشگاه   است،   عجیب   به  نظر می رسد!

3) استفاده ی مکرر بوش  از علامت  مذکور  در  مکان های  مختلف  و  جلسات گوناگون،  بیانگر این  مطلب  است  که  علامت  مورد  استفاده   توسط   او، نمی تواند علامت یک تیم ورزشی باشد. چرا که بوش حتی در جلساتی  که هیچ سنخیتی با ورزش ندارند نیز، از علامت Cornuto استفاده  کرده  است. برای مثال، وی این علامت را در  جلسات  سیاسی،  دیدار  با  سران کشور های دیگر (به خصوص سران کشور های غربی) و ... به کار برده است.  حال آن که سران کشور های دیگر،  تیم راگبی تگزاس لانگهورنز  را نمی شناسند و علامت این تیم برای آنان معنی ندارد. مگر این که علامت  مذکور  را  همان Cornuto یا  « دست شیطان »  فرض  کنیم که در  این  صورت،  می توانیم بگوییم  که  علامت  دست  جرج بوش  برای  آن ها  نیز  که عمدتاً  ماسون  هستند، معنا دار بوده و به صورت سلام ماسونی و شیطانی معنا می شود.
4) عضویت  جرج بوش  در  گروه  ماسونی  « Skull & Bones »   و   استفاده ی اعضای این گروه از Cornuto به عنوان  علامت « دست شیطان »،  خود دلیل دیگری است که نشان می دهد علامت  مذکور،  دقیقاً  به  معنای  « دست شیطان » است، نه چیز دیگر.

بنابراین همان گونه که ملاحظه فرمودید، توجیه خانواده ی بوش  در  استفاده از Cornuto بی اساس  بوده،  و  این  علامت،  معنای  دیگری   جز  « دست شیطان » نمی تواند داشته باشد.



4) عضویت  جرج بوش  در  گروه  ماسونی  « Skull & Bones »   و   استفاده ی اعضای این گروه از Cornuto به عنوان  علامت « دست شیطان »،  خود دلیل دیگری است که نشان می دهد علامت  مذکور،  دقیقاً  به  معنای  « دست شیطان » است، نه چیز دیگر.

بنابراین همان گونه که ملاحظه فرمودید، توجیه خانواده ی بوش  در  استفاده از Cornuto بی اساس  بوده،  و  این  علامت،  معنای  دیگری   جز  « دست شیطان » نمی تواند داشته باشد.

نکته ی مهم: علامت Cornuto  علامتی است که باید در تفسیر آن بسیار  محتاطانه عمل کرد. زیرا علاوه بر معنای « دست شیطان » که در غرب شناخته  شده  است، معانی دیگری نیز دارد. برای مثال در بین ناشنوایان، این علامت، مترادف I Love You است. در  مناطق  آذری  زبان  ایران  و  ترکیه  نیز  این علامت،  نماد  بوزقورت (گرگ خاکستری) می باشد که این نماد ، در بین آذری ها شناخته  شده  است . بنابراین Cornuto  هنگامی به معنای دست شیطان است که  یک  فرد  شنوای  اروپایی  یا آمریکایی در مکان های متعدد از این علامت استفاده می کند و از  سوی  دیگر،  این شخص با گروه های مخفی و مشکوک مرتبط است.  به عبارت  دیگر،  هر  گردی گردو نیست! برای اطلاق لفظ دست شیطان به علامت Cornuto  باید  هم  به  محل زندگی فرد ، موقعیت ، وضعیت جسمی ، ارتباط وی با  گروه های مشکوک  و  دلیل وی در استفاده از این علامت بررسی شود. در ضمن، استفاده از  Cornuto  در  کنار علایم دیگر شیطانی اهمیت دارد. در واقع این علامت،  تأیید  کننده  است  نه  اثبات کننده.


9 – عضویت هر دو رقیب انتخاباتی انتخابات ریاست جمهوری سال  2004  آمریکا  در گروه مخفی و ماسونی (Skull & Bones).(جرج بوش و جان کری دو رقیب از یک گروه)؛  این  مسأله  باعث  سر  و  صدای زیادی در روزنامه ها شد و از نظر آنها معنی نداشت که دو رقیب انتخاباتی، عضو یک گروه باشند؛ زیرا در این حالت، رقابت بین این دو بی معنی بود. (از همین جا می توان فهمید که احزاب مخالف و جناح بندی  در   آمریکا معنا ندارد  و  همه ی  احزاب آمریکا، جزء  شبکه های  ماسونی  هستند.)   گروه  استخوان و جمجمه  (Skull & Bones)،  محلی  برای  پرورش  نخبگان   سیاسی   آمریکا   است   تا گروه های ماسونی بتوانند توسط این  نخبگان،  اهداف  شیطانی  خود  را  پیش ببرند.گروه (Skull & Bones)  محلی  برای  انجام اعمال شیطانی و تصمیم گیری برای آینده ی آمریکا و کل جهان است.  در  مورد ماهیت  شیطانی  این  گروه،  اسناد فراوانی وجود دارند که چند تا از آن ها در زیر ارایه می شوند:A: فیلمی کوتاه و صامت از گروه (Skull & Bones).برای دانلود فیلم اینجا کلیک کنید:


کلیپ از گروه مخفی و ماسونی

B: تصویری از مراسم  شیطانی  گروه  (Skull & Bones) در کنار  قبرستان.

(این  مراسم  برای  عضویت  در  گروه  ضروری  است.  گفته   می شود   که جرج بوش  در بین اعضای این گروه،  در مراسم  مذکور  تبحر فراوانی  داشته و ملقب به Magog بوده است.).
مراسم شیطانی گروه های ماسونی

تصويري از مراسم شيطاني گروه مخفي و ماسوني (Skull & Bones)

علاوه بر مقالات فراوانی که درباره ی  عضویت جرج بوش  و  جان کری  در  گروه ماسونی (Skull & Bones) وجود دارد،  شواهد  تصویری  نیز  وجود  دارند  که  از حضور این دو سیاستمدار مشهور در  این  گروه،  پرده  برمی دارند.  این  شواهد عبارتند از:

A: تصویر جرج بوش در گروه (Skull & Bones):
عضویت جرج بوش در فراماسونری

 عضويت جرج بوش در گروه مخفي و ماسوني (Skull & Bones) در دانشگاه Yale

B: جرج بوش و جان کری در دو روز  مختلف،  در  یک  برنامه ی  تلویزیونی  حاضر شدند و به سوالات پاسخ دادند. در لا به لای  این  سوالات،  سوالی  هم  در رابطه با عضویت در گروه (Skull & Bone) پرسیده شد که هر دو نفر، عضویت در گروه (Skull & Bones)  را  رد  نکردند،  اما  از  توضیح دادن  در  این  زمینه  خودداری نمودند.

در برنامه ی مذکور،  مجری برنامه از جرج بوش سؤال می کند: « شما هر دو نفر(بوش و کری)، عضو گروه مخفی (Skull & Bones) هستید؛ بگویید که چه سری در این گروه وجود دارد؟ »

جرج بوش پاسخ می دهد: « موضوع به قدری  سری  است  که  نمی توانیم درباره ی آن صحبت کنیم. »

مجری می پرسد: « این حرف چه معنایی  برای  آمریکا  (مردم آمریکا)  دارد؟ نظریه های   توطئه   (درباره ی   توطئه آمیز   بودن   گروه   Skull & Bones)،  روز به روز بیشتر می شوند. »

جرج بوش می خندد و پاسخ می دهد: « بله مطمئناً  آن ها  (نظریات توطئه) وجود دارند. من نمی دانم. من هنوز صفحات اینترنتی را نخوانده ام. »

مجری می گوید: عدد 322 (کد رمزی گروه Skull & Bones) ...؟

جرج بوش در ادامه می خندد و موضوع بحث عوض می شود.

همان طور که گفته شد، جرج بوش در پاسخ به سؤال مجری، عضویت خود را در گروه مخفی (Skull & Bones) کتمان نمی کند؛ بلکه می گوید که  موضوع مورد نظر   سری   است.   همین  مسأله  شک  ما   را  به   شیطانی  بودن فعالیت های گروه مذکور بیشتر می کند.
در فیلم دیگر که مربوط به مصاحبه با جان کری است،  مجری سؤالات مشابه می پرسد و  جان کری  هم بسیار  شبیه  به  جرج بوش  به  سؤالات  پاسخ می دهد. به این نحو که، او نیز عضویت در گروه  (Skull & Bones)  را  کتمان نمی کند؛ ولی ابراز می دارد که هیچ چیزی  برای  گفتن  ندارد،  زیرا  موضوع بسیار سری است. جان کری سپس خندیده و بحث را عوض می کند.

برای دانلود فیلم مصاحبه ی جرج بوش، اینجا کلیک کنید
مصاحبه جرج بوش

 

10 – سخن دونالد رامسفلد(وزیر جنگ سابق آمریکا).

« انسان هیچ گاه مانند زمانی که در محراب فراماسونری زانو به زمین  می زند و دعا می کند، به خدا نزدیک نمی شود. » (مجله ی M.S.A. Magazine)

اشاره ی مستقیم و صریح رامسفلد  به فراماسونری، و تعریف و تمجید  از  آن، نشان می دهد که خود  وی  نیز  عضو  همین گروه هاست و از آنها حمایت می کند.  (البته خاطر نشان می شویم که اشاره ی او به  « خدا »،  دروغی بیش نیست. چرا که در ابتدای مقاله نیز به ماده گرایی ماسون ها و شیطان پرستان پرداختیم  و گفتیم که آن ها به خداوند و هیچ موجود  فرازمینی اعتقاد ندارند. مدارک فراوانی نیز در مورد این مسأله وجود دارد.)

 
Man is never closer  to  God  than  when  he  kneels,  spiritually naked, at the altar of Freemasonry.

Masonic Services Association

M.S.A. Magazine

Volume 19, page 14
دونالد رامسفلد

 دونالد رامسفلد (وزير جنگ سابق آمريکا)

11 – دجال (Antichrist) بودن جرج بوش از نظر پاپ قبلی (پاپ ژان پل دوم).

از نظر پاپ قبلی،  ماهیت  اعمال  جرج بوش شیطانی  بوده  و  او  ویژگی های Antichrist  را دارا است. دلایل پاپ در زمینه ی این ادعا، عبارتند از:  برابر  بودن اسم George Bush با عدد 666، توجیهات مذهبی بوش برای اعمال  شیطانی، عضویت   بوش   در   گروه   ماسونی (Skull & Bones)،    رابطه ی    بوش   با شیطان پرستان و علاقه ی بوش به جنگ و خونریزی.  البته  بیان این مطلب به این معنی نیست که ما هم قبول  کنیم  که  خود  شخص  جرج بوش  دجال  است؛ بلکه از نظر  ما  احتمالاً  خود  تشکیلات  فراماسونری،  دجال  آخرالزمان  است  که ان شا الله در پایان مقاله به این مطلب خواهیم پرداخت.
پاپ ژان پل دوم

پاپ ژان پل دوم (پاپ قبلي)

جرج بوش دجال

بخشي از خبري که در آن اشاره شده که پاپ ژان پل دوم ,جرج بوش پسر را دجال (Antichrist) ميداند.

12 – فتنه های  پیاپی  از  سوی  آمریکا  در  مدار   33  درجه ی   عرض   جغرافیایی جهان.

همان طور که گفته   شد،  33  در  فراماسونری  عددی  خوش  یمن  است   و  صاحب  درجه ی  33،  بیشترین   قدرت   را   داراست.  به   نظر  می رسد  که فراماسونرها این موضوع را به تمام فعالیتهایشان تعمیم داده و  تلاش  کرده اند تا  در حوالی مدار 33 درجه ی عرض جغرافیایی،  فعالیت های خاصی  را  انجام دهند. (منظور از حوالی 33 درجه،  مناطق بین  مدارهای  5/32  و  5/33  درجه است.).

بعضی از این فعالیت ها عبارتند از:

1)      ساخت   اولین   مجلس  اعلی  فراماسونری   طیف   « Scottish Rite »   و معروفترین لژ اسکاتلندی در آمریکا در شهر  چارلستون در مدار 33 درجه.

لژ مذکور، معروفترین و مهم ترین لژ  آمریکاست.   سؤال  اینجاست  که  چرا ماسون ها این لژ مهم را در شهرهای  معروف  و  بزرگ  آمریکا  نساختند،  و شهر  کوچک  چارلستون  (در مدار 33 درجه)  را   به   عنوان   محل  این  لژ برگزیدند!؟

2)      قتل جان. اف.کندی (رئیس جمهور کاتولیک  و  ضد  ماسون  آمریکا)  در  شهر دالاس در مدار 33 درجه.

فراماسونها قانونی دارند به نام (King Kill 33.)؛ اعتقاد دارند پادشاه  33  باید کشته  شود  و  ما  می بینیم  که   جان.اف.کندی  ضد ماسون  را  در   شهر دالاس در مدار 33 درجه ترور کردند؛  سؤال اینجاست که چرا این شهر  و چرا در مدار 33 درجه؟  آیا در شهر  دیگری  نمی توانستند این کار را بکنند!؟
شهر چالستون و دالاس

موقعيت شهرهاي چارلستون (دايره قرمز) و دالاس (بيضي قرمز) در نزديکي مدار 33 درجه (خط قرمز).

3)      انفجار اولین بمب های  اتمی در  هیروشیما و ناکازاکی  در نزدیکی  مدار  33  درجه، در سال جادوئی از  دیدگاه  ماسون ها  (9451).

البته لازم به ذکر است که هیروشیما در 34 درجه  و  ناکازاکی  دقیقاً  در  33  درجه قرار دارد.  سال 1945 از این جهت سال جادویی ماسون ها است  که اگر سال 1776 را که سال اعلان استقلال آمریکا  و  تشکیل  اولین  کشور  با ارکان  ماسونی  است،   از  1945  کم کنیم عدد 169   به  دست  می آید (169=1945-1776(. عدد 169 حاصلضرب  13  در  13  است و  همان طور که می دانیم 13 عدد خوش یمن ماسون هاست (169=13*13).
شهر ناکازاکی 33 درجه

موقعيت شهر ناگازاکي (داخل بيضي قرمز) در نزديکي مدار 33 درجه (خط قرمز).

4)  تهدید مداوم دمشق در نزدیکی مدار 33 درجه.
شهر دمشق 33 درجه

موقعيت شهر دمشق (داخل بيضي قرمز) در نزديکي مدار 33 درجه (خط قرمز).

5)      واقعه ی  طبس  (محل فرود هواپیماهای آمریکائی برای  آزادی  گروگان های این کشور)  در مدار 33 درجه.

هدف آمریکا در این تهاجم، حمله به  تهران  بوده  است،  سؤالی  که   مطرح می شود، این است که چرا به  جای  اینکه  آمریکایی ها  مثلاً  در  کویر های سمنان  (که آن جا هم  کویری  و  خالی از  سکنه  است،  اما  نزدیک  تهران می باشد)، فرود بیایند، در طبس که فاصله ی زیادی از تهران  دارد،  ولی  در مدار 33 درجه واقع شده است، فرود آمدند.
صحرای طبس 33 درجه

منطقه فرود آمريکايي ها در صحراي طبس(داخل دايره قرمز) در نزديکي مدار 33 درجه(خط قرمز).

6)      اشغال بابل (نزدیک بغداد در عراق) در مدار 33 درجه.

شهر بابل،  معروف به شهر شیطانی است. به نحوی که منطقه ی  بابل  در روایات اسلامی نیز نفرین شده است.   همچنین  فرضیه های  علمی  و تاریخی  وجود  دارند  که  ابراز می دارند  احتمالاً  مصریان  باستان،   تعالیم ماسونی خود را از بابلیان مهاجر آموخته اند.  این  شهر،  یکی  از  شهرهای  معروف  آخرالزمان نیز می باشد. چرا که به اعتقاد فراماسونها،  قبل از  ظهور  ضد مسیح  (رهبر بزرگ ماسون ها)  و  به حکومت رسیدنش، شهر بابل  باید فتح شود. علاوه بر این، حضور بابل در مدار 33 درجه، خود عامل دیگری است  که ماسون ها را به سمت تسخیر  آن  می کشاند. از سوی دیگر، گروه های   منحرف اوانجلیکال که ارتباطشان با فراماسونری در  ادامه ی  مقاله  بررسی  خواهد شد) نیز  ادعا می کنند که  قبل  از  ظهور  حضرت  مسیح (ع)،  شهر  بابل باید فتح  شود!   همین  گروه ها  از  اشغال  عراق  توسط  دولت  بوش،  حمایت فراوانی کردند؛   زیرا   این  حرکت   را   زمینه ساز  ظهور  مسیح (ع) می دانستند!

از  مجموعه ی  مطالب فوق می توان فهمید که  احتمالاً انگیزه ی ماسون ها   و همپیمانانشان از اشغال عراق، صرفاً تسلط بر منابع نفتی این کشور  نبوده است؛ بلکه آنان، هم به دلیل اهمیتی که برای بابل در آخرالزمان قایلند و هم با هدف تحقق اسراییل نیل تا فرات  (به عنوان  پیش زمینه ی  ساخت  معبد سلیمان)، دست به اشغال زده اند.
شهر بابل 33 درجه

موقعيت شهر بابل (داخل بيضي قرمز) در نزديکي مدار 33 درجه (خط قرمز).

اما نکته ی جالبی که در این رابطه می توان به آن اشاره کرد،  این  است که در آوریل سال 2006، خبر بسیار مهمی در  رسانه ها و سایت های  اینترنتی درج شد که تحلیل ما را پیرامون اشغال عراق تأیید می نماید.

در این خبر ذکر شده بود که ماهواره ی سرویس جاسوسی روسیه،   تصاویر ماهواره ای عجیبی از یک مراسم مذهبی در منطقه ی باستانی  بابل  عراق ارسال کرد که در این مراسم، تعداد زیادی  از  سربازان  و  فرماندهان  ارشد آمریکایی مستقر در  عراق،  حلقه ای  به  طول یک  کیلومتر  در  اطراف  یک منطقه ی باستانی در حال حفاری تشکیل دادند و با آداب و رسومی همچون آداب و رسوم اقوام جاهلی و بت پرست،  با حالتی  احترام آمیز، مجسمه ی یک موجود شیطانی بابل باستان با عنوان « مار بالدار » را از زیر  خاک  بیرون آوردند و با نهایت احترام در یک محموله ی بار هوایی  قرار دادند  تا  به  آمریکا منتقل کنند.

تاریخ : جمعه 21 آبان 1395
بازدید : 227
نویسنده : sina95

 پاییز که می‌شود زمان برای لذت بردن از میوه‌های پاییزی نیز فراهم می‌شود. یکی از این میوه‌های خوشمزه میوه‌ی شاه بلوط است.

 


این میوه باعث سیری می‌شود، سرشار از منیزیم و یک میوه‌ی ایده آل برای ورزشکاران است، میزان کلسترول خون را پایین می‌آورد و غیره. برای آشنایی بیشتر با این میوه مطالعه‌ی این مطلب را از دست ندهید.

 

 

شاه بلوط

 

میوه‌ی شاه بلوط باعث سیری می‌شود

اگر رژیم دارید و می‌خواهید کمتر غذا بخورید این میوه را دریابید. میوه‌ی شاه بلوط سرشار از فیبر است.

در واقع در هر 100 گرم از این میوه 6 گرم فیبر وجود دارد و به خوبی از عهده‌ی سیر کردن شما بر می‌آید. علاوه بر این فیبرهای موجود در آن به دفع راحت کمک می‌کند و برای همین احساس سنگینی و مشکلات گوارشی را برطرف می‌کند.

روش مصرف

بهترین روش، آب پز یا بخارپز کردن این میوه است. با این شیوه از دریافت چربی نیز خبری نیست.

 

میوه‌ی شاه بلوط سرشار از منیزیم است

میوه‌ی درخت شاه بلوط سرشار از منیزیم است. در واقع 100 گرم از این میوه 15 درصد نیازِ روزانه‌ی ما به منیزیم را تأمین می‌کند. منیزیم در بدن ما دست به کارهای شگفت انگیزی می‌زند: باعث تسکین عضلات می‌شود و در انتقال تکانه‌های عصبی به طرف مغز، عصب‌ها و نخاع شرکت دارد.

روش مصرف

بهتر است میوه را تازه به تازه میل کنید. با وجود این که این میوه مفید است اما روزانه نباید بیشتر از 200 گرم مصرف شود.

 

شاه بلوط

 

میوه‌ی شاه بلوط ؛ فاقد گلوتن

یک خبر خوب برای افرادی که به گلوتن حساسیت دارند! از این به بعد می‌توانید با خیال راحت این میوه را به غذاهای روزانه‌تان اضافه کنید به خاطر این که ردپایی از گلوتن در آن پیدا نمی‌شود.

روش مصرف

می‌توانید به طور مرتب میوه‌ی تازه‌ی شاه بلوط را به غذاهایتان اضافه کنید. می‌توانید آرد شاه بلوط را تهیه کنید و در تهیه کیک‌ها و شیرینی‌جات خانگی استفاده کنید. باز هم تاکید می‌کنیم میزان مصرف روزانه نباید بیش از 200 گرم باشد.

شاه بلوط

 

میوه‌ی شاه بلوط برای کاهش میزان کلسترول

میوه‌ی شاه بلوط فاقد کلسترول غذایی است و این یک نقطه‌ی قوت محسوب می‌شود.

جالب است بدانید نتایج پژوهش‌های متعدد نشان داده که مصرف یک مشت از این میوه در روز می‌تواند میزان کلسترول بد خون را 9 تا 19 درصد کاهش دهد. می‌پرسید چرا؟ به خاطر این که میوه‌ی شاه بلوط حاوی چربی‌های اشباع نشده است که با کلسترول بد مقابله می‌کند.

روش مصرف

بدون این که در مصرف این میوه زیاده‌روی کنید می‌توانید هر از گاهی آن را در برنامه‌ی غذایی‌تان بگنجانید و از خواص مفید آن بهره‌مند شوید.

 

میوه‌ی شاه بلوط ؛ منبع ویتامین B

میوه‌ی شاه بلوط منبع ویتامین‌های گروه B می‌باشد. یعنی این که سرشار از ویتامین B1، B6، B9 و غیره است. باید بدانیدویتامین B1 به بهبود عملکرد سیستم عصبی کمک می‌کند. ویتامین B6 نمی‌گذارد دچار کم خونی شوید و سیستم ایمنی و سیستم عصبی بدنتان را محافظت می‌کند.

به عقیده‌ی متخصصان خوردن چند عدد میوه‌ی شاه بلوط بعد از ورزش مفید

است. البته بهتر است از مصرف این میوه قبل از جلسات ورزشی خودداری

کنید. به خاطر این که فیبرهای موجود در آن ممکن است باعث نفخ شود

 

 

در نهایت این که ویتامین B9 ضد عفونی کننده است و از کم خونی جلوگیری می‌کند. این میوه برای خانم‌های باردار به خصوص در سه ماهه‌ی اول بارداری فوق‌العاده است به خاطر این که از خطر نقص عضو مادرزادی جنین پیشگیری می‌کند.

 

روش مصرف

می‌توانید این میوه را به صورت بوداده، آب پز یا بخار پز مصرف کنید. البته یادتان باشد زیاده‌روی را کنار بگذارید.

 

شاه بلوط

 

میوه‌ی شاه بلوط: ایده آل برای ورزشکاران

میوه‌ی شاه بلوط میوه ورزشکاران است. این میوه دو برابر بیشتر از موز تولید انرژی می‌کند، به خاطر این که سرشار از گلوسیدهاست. گرفتگی و کوفتگی عضلات در حین و بعد از ورزش یک امر رایج است اما این مشکل هم حل شدنی است. ورزشکاران عزیز بدانند که پتاسیم و منیزیم موجود در این میوه گرفتگی عضلات را برطرف می‌کند.

روش مصرف

به عقیده‌ی متخصصان خوردن چند عدد میوه‌ی شاه بلوط بعد از ورزش مفید است. البته بهتر است از مصرف این میوه قبل از جلسات ورزشی خودداری کنید. به خاطر این که فیبرهای موجود در آن ممکن است باعث نفخ شود. توجه داشته باشید که نباید روزانه بیش از 200 گرم از این میوه مصرف شود.


تاریخ : جمعه 21 آبان 1395
بازدید : 224
نویسنده : sina95

 بلوط را همچون فندق از پوست سبز رنگ جدا و پوسته قهوه‌ای مایل به قرمز آن را شکسته و به صورت خام، تفت داده شده و حتی آب‌پز میل می‌کنند.


 

بلوط

 

 

تا به حال میوه بلوط را دیده‌اید؟ این میوه ظاهری مشابه فندق دارد و درخت آن به صورت وحشی یا کشت شده در مناطق معتدلی چون مازندران، کردستان و لرستان رویش دارد و طرفداران پروپا قرص آن مردمان استان گیلان هستند. این میوه در بازار کمیاب است، اما در برخی میوه‌فروشی‌ها یا مغازه‌های مدرن به صورت بسته‌بندی شده یا فله‌ای به فروش می‌رسد.

 

بلوط از فندق درشت‌تر و هر یک یا چند عدد آن درون پیاله‌ای سبز رنگ و خاردار قرار گرفته است. بلوط را همچون فندق از پوست سبز رنگ جدا و پوسته قهوه‌ای مایل به قرمز آن را شکسته و به صورت خام، تفت داده شده و حتی آب‌پز میل می‌کنند.

مزه آن مانند فندق خوشایند و دلچسب نیست، اما به دلیل غنی بودن از املاح و ویتامین‌ها ارزش غذایی بالایی داشته و مانند اجزای آجیل مغذی است.

امروزه در صنعت از بلوط در کیک، بستنی و حتی از آرد آن به عنوان حجم دهنده در برخی از انواع نان‌ها استفاده می‌شود.

 

بعد از ورزش بلوط بخورید!

بلوط حاوی نشاسته، چربی، پروتئین، فیبر و املاحی چون آهن، کلسیم، منیزیم و ویتامین‌های گروه B است. میزان نشاسته بلوط در مقایسه با فندق بیشتر و چربی آن کمتر است. به دلیل فیبر بالایی که دارد خاصیت سیرکنندگی داشته و به دلیل دارا بودن اسیدهای چرب غیراشباع فاقد کلسترول بوده و پتاسیم آن ادرارآور است. ویتامین‌های گروه B آن باعث عملکرد بهتر سیستم عصبی می‌شود و به دلیل نداشتن گلوتن، برای مبتلایان به سلیاک محدودیت مصرف ندارد.

بلوط یکی از غنی‌ترین گیاهان از نظر میزان تانن بوده و به دلیل وجود این

ترکیب، منقبض کننده و ضداسهال است

 

 

این را هم بدانید شاه بلوط درشت‌تر، روغن‌دارتر و مغذی‌تر از بلوط است. این میوه تقویت‌کننده بدن و چاق‌کننده بوده و مصرف آن برای افراد ضعیف توصیه شده است. به گفته متخصصان مصرف بلوط بعد از فعالیت‌های ورزشی مفید است. چرا؟ به دلیل آن که منیزیم و کلسیم بالایی داشته و با تسکین عضلات از گرفتگی و کوفتگی آن‌ها می‌کاهد.

 

بلوط درمان‌کننده التهابات

بلوط یکی از غنی‌ترین گیاهان از نظر میزان تانن بوده و به دلیل وجود این ترکیب، منقبض کننده و ضداسهال است. به جهت دارا بودن ترکیبات فلاونوییدی خواص ضدالتهابی داشته و با کاهش تورم عروق انتهای روده منجر به کم شدن التهاب هموروئید (بواسیر) می‌شود. نتایج بررسی‌ها نشان داده است شاه‌بلوط و عصاره آن به عنوان درمان حمایتی در حفظ عملکرد غشای دیواره وریدها و بهبود جریان خون در نارسایی مزمن وریدی استفاده می‌شود. از التهاب عضلات و رگ‌های واریسی کاسته و موجب بهبود و بازگشت خون به قلب می‌شود.

 

موارد منع مصرف

* علاوه بر میوه بلوط پوست، برگ و ریشه درخت آن هم خواص درمانی دارد، اما باید بدانید مصرف زیاده از حد بلوط به دلیل تانن زیاد از میزان جذب آهن بدن می‌کاهد.

* همچنین با برخی داروها تداخل ایجاد کرده و ساپونین آن باعث تحریک لایه مخاطی معده و برگشت اسید می‌شود.

* مصرف بلوط در دوران شیردهی و بارداری باید تحت نظر پزشک باشد 

 

منبع: جام جم


تاریخ : شنبه 15 آبان 1395
بازدید : 274
نویسنده : sina95

 

موسیقی و معیار تشخیص خوبی یا بدی آن:

 

مسئله موسیقی بسیار فراگیره ، ما تقریبا کمتر آدمیو پیدا میکنیم که موسیقی گوش نکنه ، خیلی خیلی کم ، حالا این موسیقی یک بار برای یک نفر یک نوحه هست که یک نوع موسیقیه برای یک فرد قرآنه که یک نوع موسیقیه ، برای فرد دیگری موسیقیه داخلی ، برای فردی موسیقیه خارجیه، شاخص تعیین اینکه ما چه موسیقیی گوش بکنیم یا نکنیم چیه؟ بارها برای من و شما پیش اومده در تاکسی نشستیم  خودمون یا فردی گفته: آقا این ضبطو خاموش کن ،این صدا رو کم کن، راننده برگشته گفته آقا رادیو هست، وقتی میگه رادیو هست، یعنی چی؟ یعنی این مورد تایید نظام جمهوری اسلامیه ، دهنتو ببند، دقیقا معنیش همین میشه ، اما واقعاً نه نظام جمهوری اسلامی و نه هیچ کس دیگه ای نمیتونه برای موسیقی شاخص تعیین بکنه ، اینجا کسی که شاخص تعیین میکنه تک تک شماها هستین، خود فرده ، در عین اینکه یک موسیقی برای شما حلاله در عین همون حال برای من میتونه حرام باشه  ، این غلطه که میگن باید از بیخ و بن فاتحه موسیقی رو خوند باید ریششو کند انداخت دور، البته کسائی هم که این حرفو زدن به نوعی حق داشتن، حالا عرض خواهم کرد چرا. بینید دوستان، موسیقی ساحتش بسیار بسیار مقدس تر از اونیه که ما پا گذاشتیم توش ، هر کسی ته صدایی داشته و از مادرش قهر کرده و رفته توی زیر زمین شروع کرده خوندن ، خوب واقعا آیا به اساتید دیگه ای که هر شش پرده موسیقی رو میتونن ادا کنن هم باید گفت موسیقیدان و به این کسانی که مشکل خانوادگی داشتند هم باید گفت موسیقیدان ؟ ساحت موسیقی مقدس تر از اینه، هر موقع از شما پرسیدن موسیقی خوبه یا بده شما در پاسخ بگین استامینوفن خوبه یا بده؟ اکسپکتورانت خوبه یا بده؟ به جای استفاده از اون بستگی داره، اگر سرت درد بگیره استامینوفن خوبه ، ولی اگر بجایش نباشه  بده،موسیقی هم دقیقا یک دارو هست، ما اشتباه کردیم، ما ایرانیها همه چیز رو زیاد مصرف میکنیم، در دنیا رکورد داریم، جمهوری اسلامی ایران یک تنه به اندازه کل قاره اروپا گاز مصرف میکنه، خیلی جالبه ، جمهوری اسلامیه ایران یک تنه به اندازه کشور چین با یک میلیارد و نیم جمعیت سوخت مصرف میکنه ، به نمک که میرسه از همه بیشتر ، نوشابه از همه بیشتر، کلا پکیج هایی که انتخاب می کنیم سنگینه ، موسیقی هم همینطوره،  تو دارو هم همینطوره ، نمی دونم شاید این به لحاظ روانشناسی بر میگرده به تاریخمون و به خاطره اینه که سالها در دوره استعمار ما رو گشنه نگه داشتن ، هنوز این ولع در ژن ما مونده ، شکمها به قولی سیر شده ولی چشمها گشنه هست.

 

 حکم شرعی درباره موسیقی:

 

چون حکم مراجع برای ما بسیار مهمه، اول حکم شرعی و نظر چند تن از مراجع رو براتون می خونم تا حساب کار دستمون بیاد و بعد موضوع رو به بصورت مصداقی بررسی خواهیم کرد.

 

 رسول خدا(ص) می فرمایند :" گوش فرا دادن به صدای لهو گناه است و نشستن  در مجلس آن فسق و لذت بردن از آن کفر می باشد"  متوجهی دارم چی میگم؟ کفر! پیامبری که خودش دین آورده داره میگه کفر،   امام باقر (ع) می فرمایند: "غنا گناهیست که خدا به سبب آن وعده آتش داده است " ما می دونیم غیبت چی هست، دروغ چی هست، ولی مگر موسیقی چه چیزی داره که خدا اینقدر نسبت به این مسئله ناراحته ، جریان چیه ؟ فتوای مقام معظم رهبری در این باره : "موسیقی اگر انسان را به ابتذال و بی حالی و واخوردگی از واقعیت های زندگی بکشاند حرام است "

 

موسیقی اگر انسان را به گناه و شهوت رانی تشویق کنه این موسیقی حرام است، بنابراین مرز موسیقیه حرام و حلال ، ایرانی بودن سنتی بودن قدیمی بودن کلاسیک بودن غربی یا شرقی بودن نیست، تعیین جمهوری اسلامی ، نیست، مرز آن چیزیست که من گفتم، ابتذال!

 

شرطی سازی چیست ؟

 

برای اینکه این مسئله خوب جا بیوفته ، اول باید چند تا اصل روانشناسی رو براتون باز بکنم، مسئله ای در روانشناسی داریم تحت عنوانه شرطی سازی که بسیار مهمه، من وقتی روایات اسلامی و سیره پیامبر (ص) و ائمه (ع) را بررسی کردم ، دیدم که بسیار بسیار روی این مسئله تاکید داشتند، تا جایی که من فکر میکنم، کسی که شرطی سازی رو درست رعایت نکنه نتونسته درست دینشو بجا بیاره ، چطور؟ ببینید ، ما به عنوان انسان نسبت به بعضی از مسائل تمایلاتی داریم و از بعضی چیزها بدمون میاد ، اگر در کنار چیزی که از آن خوشمون میاد چیز دیگری هم وجود داشته باشه،  ما از اون مورد هم خوشمون خواهد اومد ، به عنوان مثال علت اینکه چرا ایرانی ها کتاب خوان نیستند، اینه که ما نسبت به کتاب شرطی شدیم، معلمان  ـ ساحت مقدس معلمان محفوظ ـ کتابی با دویست صفحه به ما دادند تا بخونیم در ورقه امتحانی بابت هر ” را "  که جا انداختی 0.25 از دست دادی، یعنی چی؟ یعنی شما باید بشینی این کتاب رو عینا و مو به مو حفظ کنی،  اگر به خود نویسنده بگی اینا رو از حفظ بخون ، نمیتونه، ولی تو بارها و بارها باید  جمله ها رو تکرار می کردی با دیدن کتاب یاد شب بیداری ها، یاد خستگی هات میوفتی ، بعد از تمام شدن درستون ، اگر بهت کتاب نشون بدنت می لرزه ، برای شکستن این شرطی سازی هم  می تونید از کتابایی که دوست دارید، شروع کنین، اگر بتونی پنج تا کتاب بخونی، ششمی رو دیگه با علاقه می خونی ،کار به جایی میرسه که، اگر روزی یک ساعت مطالعه نکنی انگار نمازت قضا شده .این مضوع مسئله ای هست که ما هر روز باهاش دم خوریم اما به آن بی توجهیم ، بارها شده که لواشک خوردیم و بارها لواشکو دیدیم ، لواشک روکه می بینی چه اتفاقی برات میوفته؟ انگار که می خوای بخوریش  دهانت  شروع میکنه به ترشح بزاق  چرا؟ چون بدنت فهمیده که هر دفعه لواشک میخوری باید بزاغ ترشح کنه این شرطی سازیه  مثبته، شرطی سازی منفی در مورد چیزهای هست که ما از اونها بدمون میاد به عنوان مثال ،یک  بچه همیشه از رنگ سفید لباس بیزاره چون هر دفعه این رنگه سفید رو دیده  یا یک پنی سیلین خورده یا مریض بوده و حالش بد ، و ذهن این لباس را به عنوان یک نشان ثابت شناخته ، اگر هر بار دکتر لباسشو عوض بکنه و بچه نتونه در لباس ، اون فاکتور اصلی رو پیدا بکنه،  میگرده دنبال یه چیز دیگه ، مثلا شکل مطب، اگر ساختمون ها هم فرق بکنه باز هم دنبال یک فاکتور ثابت دیگر میگرده و اگر نتونه پیدا بکنه، دو اتفاق میوفته یا شرطی نمیشه یا شرطی سازیه نوع ششم صورت میگیره ، یعنی چی؟ عرض میکنم، شش تا شرطی سازی داریم محول میکنم به خودتون تا برید بخونید که واقعا مبحث جالب و شیرینیه، این موضوع در کتاب روانشناسی هیلگارد توضیح داده شده توصیه می کنم این کتاب روانشناسی رو بخونید ، میتونید با بنیان های روانشناسی آشنا بشین.

 

 

شرطی سازی نوع ششم :

 

شرطی سازی نوع ششم اتفاق بدی هست ، در صورتی که فاکتور ثابتی در مورد انجام شدن کار خاصی رو پیدا نکنید ،شرطی سازیه نوع ششم رخ میده ،  مثالشم یه کبوتر بود، که دانشمند ها بهش یاد دادن که اگر دو تا نوک به این  کلید بزنی دو دانه گندم به عنوان جایزه دریافت می کنی ، این که شرطی سازیه نوع اوله سپس یک فاکتور سومی رو هم اضافه کردند و به کبوتر یاد دادند هر دفعه رنگ نارنجی دید و نوک زد  دو دانه گندم جایزه میگیره، رنگ نارنجی همون رنگ جلیقه نجات کسایی هست که دارن غرق میشن ، کبوتر زاویه دیدش از ما بیشتره ، اشتباه نکنم 270 درجه هست زیر هلیکوپتر نجات قفس کبوتر رو قرار میدادند کبوتر تا جلیقه نجاتی می دید دوتا نوک میزد به دکمه  و دو دانه گندم پایین می افتاد ،هنوز هم از این روش استفاده میشه ، مرغ عشقایی که فال میگیرن هم شرطی شدند ، خدمتتون عرض کنم که دانشمندان اومدن یه کبوتری رو غیر فرمولی شرطی کردن، یعنی یه بار نوک میزد دو تا گندم می دادن،  یه بار نمی دادن، یه بار یک کیلو گندم می ریختن جلوش ،ده بار اصلا بهش گندم نمی دادن ، این کبوتر بیچاره به دنبال فاکتور ثابتی برای دریافت دانه میگشت ، رنگ لباس دکترها عوض شد!  و این فاکتور ثابت رو نمی تونست پیدا کنه، میدونی چه بلایی سرش اومد؟ شرطی سازیه نوع ششم صورت گرفت، آن کبوتر تا آخر عمرش به دکمه نوک می زد تا لحظه ای که مرد، الله اکبر به این دین، به این مذهب ،واقعا شگفت آوره میدونید چرا قمار حرامه؟ چون شما رو دچار شرطی سازیه نوع ششم میکنه چون فرمول برنده شدنتو نمی تونی کشف کنی شانسیه، یه بار می بری سه بار میبازی، ده بار پشت سر هم میبری،یه ماه اصلا نمی بری ،  نتیجش چی میشه؟ کسائی که تو قمار میرن ، دائم نوک میزنن، دیگه نمیتونن قمار رو ول کنن ،شما شنیدید افرادی در جریان قمار خونه زندگیشون رو گذاشتن درسته؟ همون لحظه هم میخواد ادامه بده و ببره ، شطرنج بازی کردن ها رو دیدین؟ طرف تا میبازه میگه بشین آقا نمیذارم بری، چون باخت تلخه اینقدر اینرو تکرار میکنه تا شیرینی برد برسه ، طرف خونه زندگیشو گذاشت ، ماشینشو موتورشو ، مواردی بوده شما شنیدید طرف زن خودشو، ناموس خودشو سر قمار گذاشته حالا ببین قرآن چی میگه؟ میگه در قمار و شراب برای شما هم منافعیه هم مضراتیه اما بدانید ضرر هاش بیشتره ...درسته قمار سود هم داره قمار میکنی، هزار تومن میذاری ده هزار تومن میبری اما وقتی نگاه میکنی میبینی این بلا رو سر تو آورده که تو دیگه یک انسان آزاد نیستی مختار نیستی .

 

عوامل شرطی سازی:

 

خوب شرطی سازی ها رو یاد گرفتید چه چیزهایی مارو شرطی می کنند؟

 

1) غذا خصوصا خوردنی ها و در بین خوردنی ها ، شیرینی قند، چون در بدن سریع الجذبه و بدن شیرینی رو دوست شما کافیه غذایی رو بخورید و بهتون حالت تهوع دست بده دفعه بعد دیگه از اون غذا بدتون میاد چون بدن شرطی شد ، خیلی از کسایی که از میوه های خاص از غذاهای خاص بدشون میاد کسایین که در کودکی مسموم شدن و حال سختی رو گذروندن .

 

 2) حالات خوش مثل لبخند، دیدن کسی که انسان شادی هست بهتون انرژیه مثبت میده ، نا خود آگاه از این انسان خوشتون میاد ، بعضی ها ضد حال هستن یه لبخند هم نمیزنن،  پیامبر(ص) رو ببینید میفرمودن با لبخند احسان کنید ، میگن ما ندیدیم پیامبر لبخند از لبش بیوفته اینها اصول دین ماست عزیز من وقتی نگاه میکنی میبینی، چقدرجالبه و ریز به ریزِ این ها تاکید شده، ما مواردی رو داریم که به امام خمینی (ره) میگفتن، بیا بریم دعای کمیل میدونی چی میفرمودن؟ میگفتن "حوصله ندارم خسته ام نمیام" میدونی چرا اینکار رو نمی کرده؟ چون اگر در خستگی میرفت دعای کمیل رو میخوند فاتحه دعای کمیل کلا خونده میشد نسبت به اون شرطی میشد، بارها من به دوستان گفتم  گفتم کسایی که میخوان برن دعای ندبه شب زود بخوابن که تو حالت بی خوابی مجبور نباشه جلوی خودشو بگیره،  دست خودش نیست آروم  آروم از دعای ندبه بدش میاد.

 

3) کودکی ، شرطی سازی در کودکی خیلی سریعتر اثر می گذاره ، ما در کودکی از هر چی خوشمون اومده همین الانم خوشمون میاد از هر چی ترسیدیم همین الانم بدمون میاد من هر از چند گاهی که نشستم در بین دوستان  ، این آهنگ کارتون های قدیمی رو با گوشیم پخش میکنم همه با هم دیگه بر میگردن. این شرطی شدنه، چون کارتون دوست داشته .

 

4)موسیقی ، خوب مسئله بعدی  تاثیر موسیقی در شرطی سازیه، دوستان عزیزم در کمتر از یک ثانیه این اتفاق میوفته فقط کافیه در ایام فراق که البته شما نداشتین ! یک موسیقی گوش کرده باشی ده سال بعد که بشنوی ، یاد فراق و جدایی ها و... میوفتی. بله شرطی شدی،  جالب اینجاست که اگر یکبار به موسیقی گوش کنی هم کافیه و شرطی میشی. یه دوستی دارم ایشون جلسه خواستگاریشو داشت بصورت تلفونی انجام میداد . محرم بود یک روزی این دوستم اومده بود خونه ما ، من براش یه آهنگی" ذوالجناح  ز چه روی سوی خیام آمده ای" رو گذاشته بودم ، میگفت من نمیدونم چرا عاشق این آهنگم ، من یادم افتاد اون روزی  که داشت از تلفن خانه ما زنگ میزد ، همین پخش میشده ، یکبار فقط و فقط یکبار! اما کبوتر رو با یک بار دونه دادن نمیتونی شرطی کنی یا انسان رو با یک بار، نمیتونی شرطی کنی. شما هم میتونین شرطی سازیها رو انجام بدید ، آهنگ موبایلتونو عوض کنین ، آهنگ موبایلتو عوض میکنی در مترو یا BRT  یا در دانشگاه ، گوشی کس دیگری زنگ می خوره که آهنگش زنگ قبلی موبایل شماست ، فورا گوشیتو نگاه می کنی، لذا حتی اگر این آهنگ، شش دوره قبل آهنگه گوشیه شما بوده باشه باز هم دستت به موبایل میره، شرطی شدی، به نظر بنده تاثیر موسیقی در شرطی سازی، از خوردنی  بیشتره .

 

وجود موسیقی در متن زندگی

 

خدمتتون عرض کنم ، دوستان دیگه می خوایم وارد اصل بحث که بسیار مهمه بشیم ، موسیقی بذات در دل و جان انسان نفوذ داره یعنی اگر یه نفرو دیدی اومد کلا فاتحه موسیقی رو پیچید گذاشت کنار، بدونین آن انسان موسیقی رو نشناخته ، شما در هر کجا که باشید، موسیقی رو حس میکنید، استاد دانشگاه وقتی مطلب مینویسه ، جایی که کلمش تموم میشه گچ رو دوبار به تخته میکوبه، چون ریتم موسیقیایی برای نوشتنش گرفته ،یا به نانوایی علی الخصوص سنگکی تشریف میبرید و نانوا رو در حین انجام حرکات موزونی تحت عنوانه رقص بندری مشاهده می فرمایید ، بدون این حرکات نمیتونه نون درست کنه ، چون ریتمشه. اگر دقت کرده باشید ، بارها دیدین در خیابون، چند نفر که  با هم راه میرن ،با هم قدم بر میدارن و با هم قدمهاشون رو زمین می گذارن اینها ازاول هماهنگ نبودند کمی که با هم راه رفتن ، بعد هم قدم میشن. صحبت کردن ما موسیقی داره ، فرود و فراز داره ،اگر یک نفر رو موسیقی صحبت نکنه اعصابتون خورد میشه، همه ما معمولا اینو به صورت غریزی رعایت میکنیم ، بعضیا هستن پای صحبتشون میشینی خوابت میبره ، سر درد میگیری ، این کسیه که در صحبت کردن ، موسیقی رو رعایت نمیکنه ، دوستان عزیزم بسیاری از اعراب عصر جاهلیت به خاطر موسیقی قرآن بود که  به پیامبر ایمان آوردند، حداقل در مورد خلیفه دوم این مسئله در تاریخ آمده که با شنیدن صدای قرآن ایمان آورد ، قرآن موسیقیایی هست اذالشمس کورت و اذالنجوم کدرت و اذالجبال سیّرت و اذالبحار ... ببین همش موسیقیایی هست و سجع داره ، حالا میتونی تو از همچین چیزی موسیقیو بگیری؟ اولین کاری که کردی باید جلوی قرآن وایستی. لذا اون دسته از افرادی که موسیقیو درک نکردن و متحجرانه میخوان، کلا درشو تخته کنن ، دارن اشتباه میکنن اینها اصلا قرآن رو نفهمیدن.

 

آثار موسیقی بر روی سلامت :

 

موارد موسیقی بسیار زیاده، من فقط از آثار پزشکی موسیقی حرف میزنم،  از ایرانی جماعت هم حرف نمیارم، از مسلمون جماعت هم حرف نمیزنم ، فقط از این خارجی مارجیا که بر مبنای مدرنیته عاشقشونیم! اگر من بگم علامه جعفری در مورد اثر موسیقی ، نزدیک سی ، چهل! نوع مریضی ذکر کرده، شما گوش نمی کنین ، فقط کافیه بگم آقای چی چی  ازکدوم کشور دراروپا یا آمریکا، همچین گوشات تیز میشه که نگو، اصلا نسبت به مدرنیته شرطی شدی ، برو یه جایی یه مسافر از یک کشور اسلامی اومده یکی از کشور اروپایی اومده ، ببین بیشتر دوست داری با کدوم یکی حرف بزنی ؟ یا فکر کن رییس جمهور ما بره در یه کشور اروپایی یا یه کشور اسلامی حرف بزنه ، در اون اروپاییه بیشتر خوش خوشَکانمون میشه

 

اثر موسیقی بر اعصاب :

 

اعصاب ما دو دسته است سمپاتیک و پارا سمپاتیک  ارادی و غیر ارادی  هرکدوم مسئول بخشی از بدن هستن.  سمپاتیک تنگ کردن رگها ، اتساع عضلات ، افزایش فشار خون و گشاد کردن مردمک...کار دیگری دقیقا برعکس اینه، حالا میایم تاثیر موسیقیو روی اعصاب بررسی میکنیم، یک دانشمند غربی یک کار جالب انجام داد،  دستگاه فشار رو به خودش وصل کرد هدفون رادیو رو هم روی گوشش گذاشت... یه رادیو مثل رادیو پیام که پشت سر هم میخونه انتخاب کرد، اولین آهنگ شاد بود ، در کمتر از چند ثانیه دید فشار خونش رفت بالا ، بعد آهنگی مثل آهنگ شجریان پخش شد ، فشارش اومد پایین ... یک مسئله دیگر رو هم کشف کرد ، دید از هر آهنگی خوشش میاد فشارش میره بالا از هر آهنگی بدش میاد فشارش میاد پایین، تا جایی که ایشون در کتاب خودش نوشته : ” من از سلامت خودم ترسیدم و دستگاه رو از خودم جدا کردم " چه اتفاقی افتاده ؟ زمانی که شما آهنگای ریتمیک میشنوید سریع آدرنالین ترشح میشه کورتیزول ترشح میشه رگها تنگ و فشار خون زیاد و مردمکها گشاد میشه این بدن آماده میشه برای فعالیت، وقتی سگ دنبالت کرده چه حسی بهت دست میده ؟ دقیقا همون اتفاق برای شما میوفته، مثل این که یک ماجرای عجیب، معجزه ائمه (ع) یا پیامبر (ص) تعریف کردن،  مو به تن آدم سیخ میشه اون لحظه ایه که آدرنالینو با تمام وجود توی بدنتون داره ترشح میکنه حالا به لحاظ فیزیولوژیکی و بدنی شما آماده فعالیت هستین ، ولی نشسته تو ماشین فعالیتی نداره، میدونی چه بلایی داره سرش میاد؟ پدر بدنش داره در میاد ، دچار بیماری ضعف اعصاب میشه ،شنواییش کم میشه، قلبش آسیب میبینه، بیماریه پارانوا بوجود میاره، بیماری مانی که نوعی جنون هست ، میگیره والله به خدا اینارو دکترا دارن میگن ، بلافاصله رادیو پیام تصمیم میگیره یک آهنگ غمناک بگذاره ، حالا بدن چه دستوری میده ؟ دوباره بدن  دستور میده نوآدرنالین ترشح بشه ، رگها رو گشاد کن مردمکو تنگ کن اینجاست که آنزیمهای کبدی شما بهم میریزه و دچار بیماریه فشار خون میشید ، اثرش بسیار بسیار زیاده ، حد اقلش اینه که اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک بهم میریزه ، اولین عارضش بیماریه ضعف اعصابه، دارم کل موسیقی رو میگم نه این ور آبی یا اونور آبی ، عنایت داشته باشین " بتهوون " و "ریچارد واگنر" دو موسیقی دان معروف و مشهور بخاطر بیماریه ضعف اعصاب از خدا  طلب مرگ کردن!

 

اثر موسیقی بر شنوایی :

 

گوش سه قسمت داره  بیرونی ،میانی ،درونی ، صدا در حفره گوش بیرونی، میچرخه ، بعد از سه استخوان سندانی رکابی چکشی می گذره،  تا آخر به سلولهای عصبی میرسه ، زمانی که شما موسیقی های مختلف با زیر و بم های بسیار بالا گوش میکنین همون بلا ، سر گوش میاد ، در هر بار گوش کردن این نوع موسیقی ها تعداد بسیاری از میلیونها سلول شنوایی شما از بین میره، آروم  آروم انسان شنوایی اش رو از دست میده، آروم آروم کر یا کم شنوا میشه ، خصوصا اینها کسایین که موسیقی رو با صدای بلند گوش کردن ، که شما میدونید ” روبرت  شمان " و ” بتهوون " هر دو کر میشن و بعد میمیرن ، چرا این تیکه آخر عمر بتهوون رو به من و تو نمیگن؟ چرا " نیچه " که هم فیلسوف وهم موسیقی دان بود در آخر عمر جنون گرفت و دیوانه شد و میگفت من جن میبینم؟

 

اثر موسیقی بر قلب :

 

قلب شما در بیست و چهار ساعت نزدیک به صد هزار مرتبه میزنه ،به صورت متوسط در هردقیقه 70-75 بار،  تند نمودن و کند نمودن ضربان قلب ، طبق دستور اعصاب سمپاتیک و پارا سمپاتیک انجام میشه، یکی دستور تند کردن و دیگری دستور کند کردن ضربان رو میده، حالا فکر کن واسه این قلب بد بخت ، هی شل کن سفت کن راه بندازه ، یا در جایی که نشسته و آمادگی نداره ، فشار خون بیخود بره بالا یا بر عکسش ، وقتی که انسان می خواد بره ورزش ” نبسته ام به کس دل ..." گوش بکنه،  این آهنگ باعث پایین اومدن فشار خون میشه در حالیکه سلولهای بدن به اکسیژن  و غذا نیاز دارند، این باعث از بین رفتن سلولهای مغزی میشه... اینها آرام آرام بر سلامتی شما اثر میگذارن، یکی از دلایل اصلی کاهش عمر، همین موسیقیه،  امروزه پزشکی پیشرفت کرده، جلو بیماریهایی مثل وبا گرفته شد پس  چرا سکته اینقدر زیاد شده ؟ کتبی که متعلق به 400،500 ساله پیشه ، مواردی رو ذکر میکنه که شخصی 200 یا 300 سالش بوده ، ولی چرا ما دیگه عمرهای 120 ساله نمی بینیم؟

 

اثر موسیقی بر خرد و تفکر:

 

اولین مسئله حاکمیت شدید احساسات و قلیان احساساته،  یعنی وقتی موسیقی میشنوی شعور و فهم میره کجا ؟ تو انباری ، طرف نشسته یه آهنگ عاشقانه گوش میکنه و میره تو خیال "آخه دل من دل دیوونه من... " به خودش میگه : " عجب اشتباهی کردیم این دختره رو ولش کردیما، ولش کن حالا عیبی نداره با دو نفرم رفیق بوده، قول داده بعد ازدواج نباشه"  به خدا سوگند اینها رو دیدم!  تفکر میره کنار،هیجان بر تو غالب میشه و تصمیم هایی میگیری که بعدا بخاطرش پشیمون میشی، و فقط موسیقی اینکارو نمیکنه شعر هم همین تاثیرو میذاره شعر هم ریتمیکه درسته؟ چرا ما از شعر کلاسیک خوشمون میاد؟ برای اینکه ریتم و موسیقی داره حتی وقتی شعر نو میخونی ، دنبال این میگردی که یک جوری آهنگشو درست کنی. در همچین شرایطی وقتی اعصاب و سلولهای مغزی آسیب ببینن ، وقتی آنزیم ها بهم بریزن، آرام آرام نیروی خرد تضعیف شده و انسان دچار بیماری مانی میشه ، بیماری مانی 3 مرحله داره که مرحله آخرش ، جنون افراطی هست ، ” بتهوون ” شوبرت ” شو مان ” نیچه ، این 4 نفر، در اثر جنون و دیوانگی ، میمیرند ، بتهوون هم کر شد و هم جنون گرفت،  خیلی عجیبه ! دقیقا آثار موسیقی بر بدنش ظاهر شده،  ” شوبرت "  مندلس " و ” باخ "  بر اثر اغتشاشات روانی تا سر حد جنون پیش میرن، کسانی که با موسیقی آشنا هستند می دونند که،  اینها از بزرگترین اسطوره های موسیقی دنیا هستند.

 

 

اثر موسیقی بر تولید هیجان و التهابات :

 

هیجان اولین اثر موسیقیه وقتی یک آهنگ شاد گوش میکنی هیجان بر شما غالب میشه ، اگر آهنگ غمناک هم گوش بدی یک هیجان از نوع دیگری بر شما غالب میشه ببینید دکتر مونتاکو مولف کتاب اختلالات عصبی معده هست ، میگه: ” آنچه میخورید باعث زخم معده نمیشود بلکه آنچه شما را میخورد، یعنی هیجان و التهاب، باعث زخم معده می شود " بارها شنیدید که میگن زخم معده بر اثر اعصاب ایجاد میشه ، درسته؟ موسیقی هم باعث ایجاد هیجان و التهابه ، بنابراین موسیقی باعث ایجاد زخم معده هم میشه . در باغ وحش شهر گلاسکو یه گروه ارکست  اسکاتلندی  برنامه ای برای حیوان ها اجرا میکنه ، در آخر این برنامه بر خلاف روال عادی باغ وحش (یعنی در حالت عادی ، هیچوقت این اتفاق ها نمی افته ) سه شیر فرار کردند یکی از آنها دستش شکست ، زرافه ها از شدت هیجان تا چندین روز غذا نمی خوردند ، طوطی های سخنگو! طوطی های سخنگو شروع کردن به فحش دادن به مردم،  یعنی قبلا سلام هم میکرده ولی از اون به بعد دیگه فقط فحش میداده.

 

 

موسیقی عامل اصلی فشار  خون :

 

اینو قبل هم عرض کردم، پزشکی در اروپا ضمن تجسس در علل فشار خون که در دنیای جدید بسیار فراوان شده است بازوبند فشار خون را به بازو بسته و دکمه رادیو را باز و با گوش دادن به برنامه های مختلف موسیقی به نتایج زیر رسیده است :

 

آ) هرقدر موسیقی نامطبوع و زننده باشد، درجه فشار خون زیاد میشود  و این افزایش بقدری بود که پزشک مزبور را متوحش ساخت ، یعنی ترسید ، فکر کنید فشار خون ، بر 11 باشه، دید که همینجوری داره میره بالا.

 

ب) برخی از موسیقی ها که به ظاهر اثر آرام کننده دارند، فشار خون را از حد معمول پایین تر می آورد ، آرام آرام کم میشد تا  حدی که در آخر آن پزشک به خواب فرو میرود.

 

در آزمایشی دیگر که خیلی جالبه ، دکتر پاول مقداری از گلبولهای سفید و قرمز خون را درون یک لوله بلوری جای داد و در لوله را محکم بست و سپس آنرا در بین حوضچه ای پر از آب قرار داد و بوسیله برق امواجی در آب ایجاد کرد  - امواج موسیقیایی ، که آهنگهای ترس آوری از آن بر میخواست- در فاصله 10 دقیقه که این امواج با آوای مخوفش ادامه داشت، یک نیمه از گلبولها جان سپردند و یک نیمه دیگر در آستانه مرگ قرار داشتند در حالیکه، در حالت عادی 10 برابر عمر گلبولها بیشتر بوده! موسیقی چه اثری روی بدن انسان داره  میگذاره ،چه اثری داره این روی سلولهای مغزی شما می گذاره ، روی گلبولهای خون شما میذاره، واقعا اگر الان به شما چیزی بدم و بگم درونش یک میلیونیومِ درصد سیانور وجود داره ، به خدا کاریت نمیکنه، خیلی ضعیفه ، بیا بخور، میگی نمیخوام! چون خطرش برات آشکار شده، اما اگه من بهت بگم این موسیقی رو که داری پشت سر هم گوش میکنی پدرتو در میاره، گوش نمیدی.

 

در جای مناسب مصرف کردن دارویی به نام موسیقی :

 

میدونی شرطش چیه ؟ مگه نگفتم موسیقی داروهست ؟ اکسپرتورانته؟ مگه نگفتم موسیقی استامینوفنه؟ مثلا این غلطه که وقتی انگشت پات درد گرفته ، اسپکتورانت بخوری! اما اگر سینت درد میکنه، گلوت درد میکنه ، اسپکتورانت بخوری خوب کاری کردی، یعنی بلد باشی موسیقیو کجا استفاده کنی ، دارم میرم ورزش چی گوش میکنم؟ موسیقیه شاد ، به لحاظ پزشکی ایرادی نداره . شما فکر کردید برای چی وقتی یک نفر میمیره دورو بری هاش به طور طبیعی گریه میکنن؟ میدونی موسیقیه مورد علاقه این فرد چیه؟ همون گریه اطرافیان آرومش میکنه، تحقیقات اینو نشون داده،  نویسنده کتاب میگه : "من زنی رو دیدم که دچار بیماری "سیکلوتمی" شده بود و دلیل بیماری او این بود: بچه این میمیره ، بعد از مرگ بچش میبینن که این زن دو سه روزه داره پشت سر هم گریه میکنه ، میان براش آهنگ شاد میذارن که از این حالت غم درش بیارن بعد از چند روز که این اتفاق تکرار میشه ، میدونی چه بلایی سر طرف اومده بوده؟ یک دقیقه گریه میکرده یک دقیقه میخندیده ، به همچین کسی ما میگیم دیوانه، دچار بیماری سیکلوتمی شده ، ولی چرا؟ چون بدنش به اون گریه نیاز داشته، گریه بهش تسکین میداده ،ولی آهنگ میگه فشار خونو ببر بالا ، آهنگ میگه شاد باش بخند ، این آهنگِ ریتمیک تورو باید به خنده وادار بکنه ، و در نتیجه بدن قاطی کرده ، یک دقیقه گریه میکرده یک دقیقه میخندیده ، افرادی رو دیدین که دارن باتو صحبت میکنن میخندن  میخندن،  یهویی عصبی میشن بعد گریشون میگیره، احساساتی میشن، باز میخندن، اینا سیکلوتمی ضعیف گرفتن! برو ببین چه موسیقی هایی گوش میکرده ؟ ببین رعایت میکرده؟ احتمالا همینجوری بوده که در ایام غم موسیقی شاد گوش کرده و در ایام شادی موسیقی غمناک گوش کرده .

 

 

 

 

 

 

 

سایر آثار موسیقی بر بدن :   

 

من تا الان فقط هفده تا از چهل و خورده ای عوارض ناشی از موسیقی بر بدن رو براتون خوندم ، بقیش زیر شاخه های اینهاست که فقط نام می برم :

 

اضطرابات گوناگون ،عصبانیت، سستی، بی ارادگی ، سر گیجه، ، مالیخولیا ، نفخ معده، تحریکات قلبی، تپش قلب، بی نظمی آنژین، اختلالات غدد مترشحه داخلی مخصوصا تیروئید و تخمدان، اسپاسم لوله گوارش، آسم، مرض مانی ، پارانوآ و غیره ، اینهمه بیماری در اثر موسیقیه ، بهتره بگیم اینهمه بیماری در اثر اینه که ما دارو رو اشتباه خوریم.

 

فلسفه سینه زنی در اسلام :

 

عزیز من وقتی دارم میگم موسیقی، فکر نکن من از موسیقی خاصی حرف می زنم ، مثلا وقتی میری روضه ابا عبدالله ، اگر اون مدّاح برای تو آهنگ غمناک سنگین بخوانه و تورو به شور بیاره و تو سینه نزنی، فاتحت خونده هست، رک بهت بگم بیماری قلبی میاره ، اولین کسی که بیماری قلبی میگیره خود همین مداحان، هستند دقت فرمودین ؟ عموما در ابتدای جوانی 30،40 سالگی، بیماری قلبی میگیرن ، عزیز من این روضه ای که داری میخونی ، داری مقتل میخونی، انقدر درد آوره که ، من مو به تنم سیخ شده همینطور یباید بشینم؟ فلسفه سینه زدن در تشیع اینه! وقتی من میگم به این مذهب افتخار میکنم، به این دین افتخار میکنم ، دلیلش اینه عزیز من، یعنی وقتی تو ملتهب و مضطرب میشی، وقتی بهم میریزی و نیاز به تحرک داری، سینه زدن رو برات فراهم میکنه برات، آروم آروم تو رو پیش می بره اول سنگین میزنه ، بعد تندتر میکنه و نهایتا به شور می رسونه درسته؟ ما دیگه از حاج منصور ارضی بزرگتر داریم؟ شمس المدّاحینه ، ایشون یه حرف خیلی قشنگی داره میگه که: ” مداح طبیب مستمع است " میگه: ” اگر روضه سنگین خواندی بعدش سینه نزدی خیانت کردی " ، پس فرقی نمیکنه من دارم درباره کل موسیقی صحبت میکنم دسته بندی هم نمیکنم ، حتی قرآن ، پیامبر میفرمایند: ” قرآن با حزن و اندوه نازل شده آنرا با حزن و اندوه بخوانید " ، یعنی داره میگه موسیقی قرآن اینه ، شما میدونید که در مسابقه های قرائت قرآن ، دستگاه موسیقی باید متناسب با معنی آیه باشه ، فوق العاده هست والله قسم این دین فوق العاده هست، اصلا تعجب میکنی، شما وقتی به آیه های جهنم میرسی ترس بر شنونده حاکم میشه، باید دستگاه های سنگین بخونی، یا یه جاهایی هست که باید سوا بخونی دستگاه غمناک باید استفاده بکنی ، قاریان قرآن زیادی هستند که ما نمی شناسیم ، برید تلاوت محمد الّیثی گوش بکنید محمدالّیثی اینارو قشنگ رعایت میکنه ، وقتی گوش میکنی ،بخدا غرقت میکنه با موسیقیش، کیف میکنی، همین قرآن رو حالا ما باید در مجالس عزا قرائت کنیم .... در کلیساها اگر مجلس تدفین میگیرن عروسیشونم همونجا برگزار می کنن، ما چی؟ دختر خاله من از مسجد بدش میاد از سوره ” اذا شمس و کورت " عبد الباسط  بدش میاد، برا چی؟ وقتی پدرش فوت شد، دائم این تو گوشش بوده ،الان هم که میشنوه حالش بد میشه، چون شرطی شده،  آیا ما در عروسی هامون ،زمانی که شادیم، قرآن گذاشتیم؟ مگه چه ایرادی داره ؟ مگر سفارش نشده در مراسم عقد ، عروس و داماد سوره نور رو بخونن؟ اگر کسی رو ندارین که با یک صوت بسیار زیبا بخونه ، نوارش رو بذارید! بخدا تا آخر عمرشون اون صدای نیک رو فراموش  نخواهند کرد ، ما داریم به قرآن خیانت میکنیم، همیشه در قبرستان ها! با صدایی بسیار بد و قرائت های غلط ... از این موارد بسیار بسیار زیاده ،  یه نکته ای درباره شرطی سازی،  شما جوجه های رنگی رو دیدین؟ هر دفعه میخواین بهش غذا بدین بشکن بزنین، سه بار، چهار بار که تکرار کنید شرطی میشه از اونور سالن بشکن بزنین ، میدوه میاد سمتتون،  یکبار که اومد 3 بار 4 بار بزن سرش، دیگه نمیاد! شرطی سازی  منتفی شد ، یا وقتی میاد یه بار بزن تو کلش یه بار بهش غذا بده،  یه بار بزن تو کلش، این دیگه اصلا شرطی نمیشه ،متوجهید؟ در مورد قرآن هم همینطوره،  یعنی اگر در مجلس ختم استفاده میکنی یک بار هم در عروسی استفاده بکن، دیگه شرطی نمیشی،  اما نکته جالبش اینه که، در انسان اثر شادی بیشتره و انسان بیشتر شادی یادش میمونه . خوب دکتر رابرت متخصص روانشناسی کودک اثبات کرد که اطفال در رحم مادر تحت تاثیر بسیار زیاده موسیقی قرار میگیرن ، اگر برای کودکی که بعد از تولد مادرش کنارش نیست و خوابش نمیبره ، صدای ضبط  شده قلب مادرش رو بذارید، سریع خوابش میبره ، چون این صدا مدت های مدید در گوشش بوده و با این صدا آرامش داره ، گفتن موسیقی اثر بسیار زیادی در تعداد ضربان قلب کودک در رحم مادر داره، و اون رو زیاد میکنه ، در حالیکه کودک به این ضربان بسیار زیاده قلب نیازی نداره ، این بچه مستعد بیماری های قلبی عروقی خواهد بود ،این یکی ازعوامل ازدیاد بیماری های قلبی عروقی در این زمانه است. موسیقی و این ریتم فقط آوا نیست،  موسیقی رفتار داریم موسیقی بنّایی داریم موسیقیه معماری داریم ، زمانی که شما میرین توی جنگل چی میبینین؟ کلبه ی؟ جنسش چیه؟ چوبی ، چرا؟ چون با محیط همخوانی داره، وقتی نگاه میکنی ، لذت میبری، ولی اگر در جنگل یک کلبه سنگی ببینی ،بدت میاد، یا درکوه خونه ها سنگیه، وقتی نگاه میکنی خوشت میاد، چقدر جالب! میری توی یزد ،آماده ای که بناهای خشتی ببینی حالا در تهران ، به خدا من میگم توی شهرها و خیابونهای ما راه رفتن ، عمرو کم میکنه، یدونه آجر سه سانت میبینی، میری جلوتر سنگ سفید کرده،  اون یکی سیمان سفید کرده ، اون یکی گرانیت کرده، اون یکی اصلا نما کار نکرده ، داغون میشی . میری میدان نقش جهان ،وقتی به این دو مسجد ،مسجد امام و مسجد دیگر، نگاه میکنی ، بخدا قسم روحت جلا میگیره ،چرا؟ چون اینقدر قشنگ رنگ آبی با آبیه آسمان پشت سرش همخوانی داره که کیف میکنی، بماند که معمارش گفته بود ((دونه دونه آجرهایی که می گذاشتیم ، می گفتیم ” سبحان الله " )) توی اون مسجد نماز خوندن لذت داره ، چون مسجد داره با تو میگه ” سبحان الله " ، مسجد های جدید رو نگاه بکن، الان اصلا معماری حالیشون نمیشه ، مساجد ما بلا استثنا هشت ضلعی بودند ، گنبد داشتن، میدونی از نظر انرژی چکارت میکنه؟

 

نقدی بر رادیو :

 

اولا من موسیقیو رد نکردم میگم خوبه ولی درست استفاده کن! می خوای بری جنگ ؟ طبل بکوبن در قدیم عربها طبل و سنج می کوبیدن، هیجانی میشد دوبرابر بهتر جنگ میکرد درسته؟ حالا فکر کن تو خونه نشستی، یکدفعه عصار پخش میشه ، وطن یعنی همه.... این موها سیخ میشه، تنت میلرزه،  آقا من آماده ام برا حماسه ، غوغا میکنه ،ولی همینجوری نشسته سر جاش! مثل این معلول ها آدم میوفته رو زمین، آقا من بعضا با خودم میگم ، میگم اگر می خوای یه نفر فاتحه خودش رو  بخونه قصد خودکشی داره ولی غیر عمدی باشه ، این رادیو جوان یا رادیو پیام  رو پشت سرهم گوش بکنه، تمومه عزیزم فاتحش خوندس ، فقط  پشت سر هم گوش کنه ، چون رعایت نمیکنن ، چون کسایی که دارن اونجا کار میکنن موسیقی نمی فهمن، نمی فهمن به خدا ، یه آهنگ شاد میذاره  یدونه غمناک ، یه کردی میذاره یه لری میره، یه ترکی میاد پشت سرش ، اصلا این اعصابه ما به هم ریخته ، این مغز قاطی کرده دیگه ، داره دستور ترشح فلان هورمون رو میده ، یکدفعه از اینور آهنگ دیگه ای میاد .

 

 

نمونه هایی از تاثیر موسیقی در تاریخ :

 

نمونه هایی از تاثیر موسیقی که در تاریخ اومده رو براتون می خونم: گویند روزی فارابی عودی با خود داشت به لباس ترکها به مجلس صیف الدوله رفت وی عود خود را آماده ساخت تارهایش را چید ، تنظیم نمود و آهنگی نواخت و همه را به خنده وادار کرد ، سپس به شکل دیگری تارها را تنظیم کرد و بازهم آهنگی دیگر نواخت همه اهل مجلس را گریانید ، و باز هم تارها را تنظیم کرد وآهنگ سوم را نواخت و همه را به خواب برد و خود مجلس را ترک کرد،  موسیقی این توانایی رو  داشته که بلافاصله پشت سر هم این تاثیرها رو بذاره ، فارابی یک دانشمند بزرگه شما میدونید ، کسی هست که برای اولین بار تونسته شعاع کره زمین رو حساب بکنه و بسیار کارای عجیب غریبی میکرده فارابی، ساز قانون هم کار خودشه نزدیک هم تونسته حساب کنه. اصلا چون ریاضی رو خوب میدوسته ، موسیقی رو خوب می فهمیده کسی که روی زمین نشسته ، به ستاره ها نگاه کرده شعاع کره زمین رو حساب کرده ، با روابط سینوسی ، خیلی کارش درست بود، بعد میان میگن ، گالیله اولین کسی بود فهمید کره زمین گرد است و ... جمع کن بابا ،دانشمندان مسلمان خجالت میکشیدن بگن کره زمین به قولی کروی هست  ، گرده ، اون که اظهر من الشمسه ، مشخصه چی بیایم بگیم؟  انگار من بیام بگم پارچ رو میبینی ؟ درش قرمزه ها ! میخندید به من ، شما بیاید صحبت های دانشمندان ما رو نگاه بکنید، براشون اصلا واضح بوده، اما چون غرب باید تورو بدبخت بار بیاره ، تو همیشه چشم به غرب داشته باشی میگه: تمامی علوم مال ما بوده، شیمی اصلا امامت رو بذاریم کنار، اصلا ما فکر کنیم نعوذ بالله امامان معصوم نیستن، شما بیا به من بگو ببینم اولین کسی که در تاریخ ، به ما گفت که خورشید دور زمین نمی چرخه و زمین دور خورشید می چرخه کیه؟ امام صادق(ع)  اصلا امامت رو کار نداریم، اولین کسی که در تاریخ ، 1200 و خورده ای سال پیش این حرف رو زده! لذا ما رو غرب زده بار آوردن ، باید از اونور خوشمون بیاد دست خودمون نیست. لاو وازیه ! بابا جابر بن حیان! این اول این چیزها رو گفت! جنون خلیفه بر اثر گوش دادن به موسیقی ، این خیلی جالبه ، مسعودی در تاریخ خودش میاره : در زمان عبد الملک یا یکی دیگه از خلفای  بنی امیّه که لهو و موسیقی خیلی رایج شده بود به خلیفه خبر دادند که فلان کس خواننده است و کنیز زیبایی دارد که او هم خواننده است و تمام جوانان مدینه را فاسد کرده و اگر جلوی او را نگیرید ، این زن تمام مدینه را فاسد می کند خلیفه دستور داد غل به گردن آن مرد انداختند و- بردنشون پیش خلیفه تا مثلا باباشون رو همونجا بسوزونه - وقتی به حضور خلیفه نشستند ، آن مرد (نوازنده) گفت معلوم نیست آنچه او (زن) می خواند موسیقی باشد ، از خلیفه خواست که خودش امتحان کند ، خلیفه پذیرفت ، فلذا دستور داد که کنیز بخواند ، او شروع به خواندن کرد و مرد هم شروع کرد به نواختن ، کمی که خواند ، دیدند سر خلیفه تکان می خورد - آروم آروم ریتم گرفت ، هد میزده - کم کم کار به جایی رسید که خود خلیفه شروع کرد به چهار دست و پا راه رفتن و میگفت ، بیا جانم بر این مرکب خود سوار شو ، به اون کنیز   می گفته، اون زرنگ بوده ها ، گفته اول گوش بکن ببین این مصداق موسیقی هست یا نه؟ من مطمئن نیستم. در بعضی زندان های روسیه شکنجه ای مرسومه به نام  قوم اوپاتیک ، که اینطوره که توی این زندان مثل زندان اولدستا ، بر می دارن برای اون کسانی که ملیت روس رو قبول ندارند موسیقی های وطنی پخش می کنند ، یک محکوم سیاسی را ، برای اینکه میهن پرستی مورد نظر خود کامگان را بیاموزد به مدت 6 ماه ، در معرض شنیدن موسیقی و نواهایی قرار دادند که سرود ملی روس را می نواخت، 6 ماه! اما آن بیچاره پس از 5 ماه دچار جنون افراطی شد ،کاملا دیوانه میشه ، کاملا ! در ملبورن 50 هزار نفر بعد از شنیدن یک کنسرت موسیقی چنان به هیجان آمدند چنان به هیجان آمدند، که ناگهان به هم ریختند و همدیگر را زخمی و مصدوم کردند ، تا پلیس خود را رساند چند نفر به ضرب چاقو از پای در آمدند به چندین دختر تجاوز شد و تعداد زیادی مجروح شدند. بدون هیچ دلیلی، یعنی نه تشنج سیاسی بوده ،نه هیچی ، همینطوری. در یک کنسرت موسیقی به دسته ای از جوانان برای اولین بار ، هیستریک که یک نوع بیماری اجتماعی هست، دست داد آنها پس از برنامه به خیابان ها ریختند اتومبیل ها را آتش زدند شیشه های مغازه را شکستند و مغازه ها را غارت کردند تعداد 315 نفر از آنها ، از فرط هیجان غش کرده به بیمارستان فرستاده شدند ، ببین او پدر سوخته چی خونده بوده، چه موسیقیی براشون اجرا کرده بوده. در جریان کنسرت موسیقی پر شر و شرور گروه موزیک ” بلینک استونز “ مردی از شدت هیجان برهنه شد و با حالت جنون آمیزی بر سر و کول انواع خلایق به راه افتاد که توسط پلیس دستگیر شد ، یهویی لباساشو در میاره، تعداد جمعیت زیاده ، رو سرو کله مردم میدوه خودشو برسونه به جلوی سن چندی پیش "براون" خواننده انگلیسی ، ضمن اجرای برنامه ای در فستیوال پاپ ، تمام لباس هایش را از تن بیرون آورد و در برابر جمعیت بیش از پانزده هزار نفر به صورتی کاملا برهنه برنامه اجرا کرد ، ابتدا پیراهنش را در آورد و چون تماشاگران به هیجان آمدند ، وی هنگام خواندن آواز به کلی لخت و عریان شد و به خواندن و رقصیدن پرداخت در این موقع افراد پلیس خود را به صحنه رساندند و خواننده عریان را دستگیر کردند ، اینکه دارم از روی نوشته عینا براتون نقل می کنم ، به خاطر استناد این مطالب هستش .

 

در ایالت ریتل جمعی حدود صد و پنجاه هزار نفر در یکی از میدان های پاریس برای شنیدن موسیقی گرد هم آمده بودند پس از اجرای یک کنسرت ، آنان چنان به هیجان آمدند که ویترین ها را شکستند و مغازه ها را ویران کردند و عده بسیاری زخمی و مجروح شدند ، اینا چیزایی هستن که خود کشور های غربی در مورد آثار موسیقی ثبت کردند ، اینکارها  تا جایی پیش میره که طرح ملغی شدن تمامی کنسرت ها در ایالات متحده، به کنگره میره، میفهمی چی دارم میگم؟  تو ایالات متحده طرحی رو ببرن به مجلسشون که کلا موسیقی رو جمع کنن، تو آمریکا ها!

 

 

سخن چند تن از بزرگان درباره موسیقی :

 

الان سخن چند تا از بزرگان درباره موسیقی رو براتون میخونم ، ویکتور هوگو خوبه؟  نویسنده مشهور فرانسوی میگوید،علت اینکه ما از موسیقی خوشمان می آید این است که در عالم خیالها و رویاها و وهمیات فرو میرویم ،میری تو خلسه، میری تو یه عالم بی سرو ته  و چرت و پرتی که نه به درد دنیات میخوره نه به درد آخرتت ، زندگیت رو از دست میدی ، تصمیم هایی رو در اون لحظه میگیری که اصلا و ابدا به نفع زندگیت نیست، بعدها شش دنگ پشیمان میشی ، شش دنگ پشیمان میشی!

 

لئون تولستوی ، نویسنده مشهور روسی : موسیقی مسئول تحریک احساسات و هدف احوال نفسانی و عواطف انسانیست ، هیچ جایی از تفکر و تأمل در موسیقی وجود نداره .

 

آرام کتلند: موسیقی انسان را از عالم اصوات بیرون میبرد و به یک دنیای خیالی و رویایی می راند

 

هگل، فیلسوف مشهور آلمانی ، تورو خدا گوش کن ببین چی میگه،  یارو غربیه داره در مورد تو میگه آقای مدرنیته زده شده! : ذکر و عبادت مسلمانان در مساجد بی آلایش خود ، فکر می آورد ، فکر! می آورد ، تو مسجدی نشستی که هیچی نداره ، خودش باعث چی میشه؟ باعث تفکر میشه، چقدر عالی هست این دین ، یارو مسیحی داره به شما میگه : ذکر و عبادت مسلمانان در مساجد بی آلایش خود فکر می آورد و دعای مسیحیان در کلیسا با عربده ناقوس و صدای پیانو و نقش و نگار در و دیوار، تشویش خاطر و انصراف ناظر می آورد.

 

کانت، فیلسوف  مشهور آلمانی : موسیقی اگر از همه هنر ها مطبوع تر باشد، ولی چون به بشر چیزی نمی آموزد از تمام هنر ها پست تر است. هیچی بهت یاد نمیده ، آهنگو گوش میکنیچی بدست میاری؟ هیچی ، الا اینکه آسیب جسمی می بینی ، آسیب روحی می بینی ، آسیب فکری می بینی ، عقلانیت رو کنار گذاشتی، چرا شراب حرامه عزیز من ؟ یکی از دلایلش اینه که عقلانیت رو کن


تاریخ : شنبه 15 آبان 1395
بازدید : 211
نویسنده : sina95

  پدیده های مختلف آب و هوایی در گوشه گوشه ی جهان در حال رخ دادن است در حالی که بخشی از کره زمین و حتی در کشور خودمان، درگیر خشکسالی و کمبود شدید باران شده است در گوشه دیگر از جهان و کشورمان باران ها و سیلاب های گسترده جان انسان ها را می گیرند. روند سریع بیانی شدن سرزمین های نیمه سبز و مراتع در اقصی نقاط جهان و خشک شدن دریاچه ها و کمبود منابع آبی به مشکلات بسیاری برای انسان در سال ها و دهه های پیش رو به همراه خواهند آورد.

بسیاری اعتقاد دارند یکی از منابع ناامنی و حتی رخداد جنگ های بزرگ در آینده ای نه چندان دور موضوع آب و منابع آبی خواهد. حتی اکنون نیز گوشه ای از این منازعات را در منطقه خود شاهدیم و در شرق کشورمان دریاچه هامون به علت رویه های مقام های افغانستان به صورت مقطعی دچار مشکلات زیست محیطی می شود. آیا همه این مشکلات دلیلی غیر دست اندازی بشر بر محیط زیست و تلاش برای کنترل همه جانبه زمین و زمان دارد؟

مطالب زیادی در زمینه جنگ بر سر آب و هوا منتشر شده است اما کتاب "زمین؛ جنگ ها بر سر اقلیم" بلایای طبیعی به ویژه در زمینه آب و هوا را از جمله مشکلات بشریت و کلیه جانداران روی زمین می داند، ریزش یخچال های طبیعی به درون دریاها، افسردگی و تغییر رفتار خرس های قطبی و بسیاری از اتفاقات درحالی رخ می دهند که هنوز هم دودکش های منازل و کارخانه های ساخته درست بشر هوا را آلوده می کنند و حتی هواپیماها نیز حتی این آلودگی را بر فراز آسمان و نقطه ای که در دسترس انسان به طور طبیعی نیست انتقال می دهند.

کتاب فوق در دوره ی معاصر، مراحل نابودی آب و هوا به وسیله انسان را بر می شمرد که نخستین مورد آن در بارش باران های اسیدی در دهه 1970 میلادی مطرح شد که برای اولین بار آب و هوا به موضوع سیاسی مهمی تبدیل شده بود و دانشمندان هشدارهای ابتدایی را در این زمینه و به خصوص اثرات گرم شدن زمین صادر کردند. دومین دوره از این نگرانی ها در دهه 1990 میلادی رخ داد و اجلاس "ریودوژانیرو" مهمترین رخدادی بود که برنامه اقدامی برای موضوع تصویب شد اما چندان به طول نینجامید. اخیرا نیز پدیده های آب و هوایی مطرح شده اند نه تنها به علت پدیده گرم شدن که خود موضوعی بسیار پراهمیت است و تقریبا همه کشورها در مورد آن مسئول و به نوعی مقصر هستند، بلکه پدیده دستکاری در طبیعت به یک موضوع داغ سیاسی و به نوعی جنگ کشورهای صاحب قدرت و به ویژه آمریکا علیه بقیه جهان تبدیل شده است.

در سال 2010 وبسایت رادیو آزاد اروپا به نقل از دانشمندان روسی هشدار داد که ایالات متحده اروپا از ابزار آب و هوا به عنوان یک سلاح سری استفاده کرده و می کند. گرمای بی سابقه مسکو و دیگر کشورهای همسایه روسیه در آسیای مرکزی در تابستان آن سال باعث شد که دانشمندان روسی به چنین نظریه پردازی روی بیاورند.

"آندری آریشف" معاون بنیاد فرهنگ استراتژیک عنوان داشت سلاح های آب و هوایی به گونه ای هستند که می توانند به اهداف خود برسند و باعث قحطی شدید، نابودی غلات و بسیاری از پدیده های دیگر در کشورهای هدف شوند.

گرچه این دانشمند بعد از این مقاله آن را فرضیه ای عنوان کرد که می توان در وقوع آن تردید داشت اما دلیل چنین سخنانی گرمای حدود 39 درجه ای مسکو بود که برای این کشور کاملا بی سابقه بوده است. شاید هوای بسیاری از کشورها هم گرم تر شده بود اما اینکه کشوری در بخش های بالایی نیمکره شمالی به چنین مشکلی دچار شود جای سوال دارد.

آریشف در مقاله خود به پدیده "هارپ" نیز اشاره کرده و این گونه اقدامات را در مورد دستکاری در آب و هوا به آمریکا نسبت داده است حال آنکه اتحاد جماهیر شوروی در زمان گذشته و روسیه فعلی نیز در این زمینه بیکار نبوده اند.

پدیده هارپ مخفف برنامه تحقیقاتی با عنوان انگلیسسی High Frequency Active Auroral Research Program است که به معنای لغوی برنامه تحقیقاتی فرکانس های بالای فعال شفقی می باشد. به طور کلی این برنامه عبارت است از تلاش هایی برای ایجاد تغییرات در یونوسفر که دورترین و ناشناخته‌ ترین بخش جو در فاصله بین 50 تا 100 کیلیومتری زمین است. هارپ این کار را با امواج رادیویی فرکانس بالا که توسط رادارهای خود منتشر می‌کند انجام می‌دهد. بخشی از این امواج در ارتفاع ۱۰۰ تا ۳۵۰ کیلومتری از سطح زمین جذب شده و باعث افزایش شتاب الکترون‌ها در آن منطقه و در نتیجه گرم شدن یونوسفر می‌شوند. امواج آنتن ها پس از اصابت به يونوسفير و بازگشت به زمين قادر می شوند نه تنها به عمق دريا بروند بلکه فراتر رفته و به اعماق زمين نيز وارد شوند.

در واقع در واکنش به ارسال امواج از زمین، یونوسفر واکنش نشان می دهد و فرکانس های فوق کوتاهی توليد می کند که پس از اصابت به زمين به داخل آن نفوذ کرده و می تواند انواع پدیده های زیست محیطی را ایجاد کنند و حتی با استفاده از اين فرکانس های فوق کوتاه و نيرومند، زمين زلزله و خرابی را باعث شوند. علاوه بر استفاده های تحقیقاتی در مورد شناخت اعماق زمین و معادن و کانی های موجود در آن، این دانش علمی می تواند باعث ايجاد سونامی، خشکسالی، آتشفشان، سيل های عظیم و طوفان هاي بزرگ شود.

گرچه موضوع هارپ و دیگر پدیده های شبیه به آن همیشه با یک پاسخ نفی کننده یعنی تئوری توطئه به حاشیه رانده می شوند اما این دانشمند روسی و بسیاری از متخصصان اعتقاد دارند که آفرینش چنین اسلحه های نوینی که می توانند به صورت ناشناخته باعث مرگ هزاران انسان و یا نابودی یک سرزمین و محیط زیست شوند امری غیر قابل باور نیست. وی فضاپیمای X-37B آمریکا را که در آوریل 2010 به فضا پرتاب شد نیز یکی از اسلحه های مخفی امریکا در همین نوع دستکاری ها می داند که با استفاده از تسلیحات لیزری، زاردخانه ای از تغییرات آب و هوایی را برای پنتاگون در دشمنی با دیگر کشورها در اختیار این کشور قرار می دهد.

 

 

البته هارپ به پژوهش های سال های دهه 1940 مربوط است و حتی گفته می شود این سلاح در جنگ ویتنام و ایجاد بارش های شدید و یا تولید ابر برای پوشش استفاده می شد.

وبسایت 21st Century Wire نیز چند ماه قبل در مقاله ای کنترل آب وهوا، تغییرات آن و دیگر موضوع های مربوط را از نگرانی های نوین جهان بر می شمرد و اعتقاد دارد که زمستان سخت در بسیاری از مناطق جهان از جمله در آمریکا ممکن است نشان از قدرت هایی باشند که آب و هوای جهان را از طریق روش های مختلف در کنترل خود گرفته اند. اکنون برخی وقایع همچون باران های سیل آسا، سونامی، طوفان، قحطی و کم آبی و حتی زلزله را با پدیده هارپ مربوط می دانند، ممکن است حتی پدیده ها و توانایی های دیگری در اختیار برخی کشورها باشد که فاش نشده اند و دلایل برای دستکاری بشر در آب و هوا را اثبات کنند.

در سال 1987 دو دانشمند آمریکایی با نام های "برنارد ایستلوند" و "سایمون راموس" عنوان داشتند که می توان از امواج مغناطیسی پرقدرت، تشعشعات الکترومغناطیسی را شبیه به هارپ ایجاد کرد.

اخیرا جان کری وزیر امور خارجه آمریکا در دیدار با دانشجویان در جاکارتای اندونزی اعترافی تلویحی انجام داد و گفت تغییرات آب و هوایی ترسناک ترین تسلیحات کشتار جمعی جهان هستند. وی در سخنانش به طوفان های بزرگ همچون طوفانی که فیلیپین رخ داد اشاره کرد. البته برخی دانشمندان اعتقاد دارند طوفان در فیلیپین حاصل طوفان امواج مایکروویوی بود که نتایج سیاسی را نیز برای این کشور به همراه داشت.

مایکل شوسودووسکی نیز در مقاله ای با عنوان مراقب آزمایش های آمریکا با تسلیحات آب و هوایی باشید بیان می دارد که تسلیحات آب و هوایی از تغییرات آب و هوایی جدا فرض می شوند. آمریکا آزمایش های زیادی را با هارپ انجام می دهد و در تلاش است تا خطوط ارتباطات رادیویی را بشکند و به وسیله راکت ها و تاسیسات فضایی در شبکه های برق اختلال شدید ایجاد کند و بر سلامت روانی مردم یک منطقه تاثیر بگذارد.

به نظر یک کارشناس نیروی هوایی آمریکا، دستکاری در اقلیم هر منطقه می تواند آمریکا را بر آن منطقه مسلط کند در واقع این ها سلاح هایی برای تسخیر زود هنگام منطقه با بی ثبات سازی اقتصادی، کشاورزی و زیست محیطی هستند.

اعتراف مهم دیگری که دولتمردان آمریکایی در این زمینه انجام دادند در سال آوریل سال 1997 به وسیله "ویلیام کوهن" وزیر دفاع ایالات متحده انجام شد. خلاصه گزارشی که در بولتن این وزارتخانه منتشر شد به نقل از وی آورده است: دیگران مشغول تروریسم از نوع زیست محیطی (eco- type of terrorism) هستند تا بتوانند آب و هوا را تغییر دهند و با استفاده از امواج الکترومغناطیسی باعث زمین لرزه و آتشفشان شوند." جالب اینجاست که برخی از سازمان های پیش بینی آب و هوا که بسیار دقیق عمل می کنند نیز از این دانش استفاده می کنند.

در سال 2013 سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) مبلغ 630 هزار دلار را در آکادمی ملی علوم بر روی برنامه تکنیک های تغییر محیط زیست سرمایه گذاری کرد.

وبسایت گلوبال ریسرچ نیز حدود یک سال قبل در مقاله ای به استفاده از تسلیحات الکترومغناطیسی به عنوان اسلحه ای سری برای تغییر و یا بازسازی آب و هوا اشاره دارد و می گوید، "این یک نظریه بر اساس تئوری توطئه نیست حتی این تسلیحات و از جمله آن ها هارپ باعث نگرانی اتحادیه اروپا نیز شده است زیرا باعث آسیب های جدی به سلامت جامعه و محیط زیست می شود." این نقل قول حتی در تلویزیون سی.بی.سی. کانادا نیز پخش شد و دو فیلم مستند 15 و 45 دقیقه ای نیز در شبکه فوق و شبکه تاریخ در کانادا به هارپ و استفاده و اثرات آن پرداختند.

این مقاله می افزاید برخی از برنامه های مختلف دولت ها به دلایل امنیت ملی سری نگاه داشته می شوند اما اکنون شکی وجود ندارد که سلاح های الکترومغناطیسی تولید می شوند و حتی با گذشت بیش از 60 سال از مطرح شدن موضوع هارپ، هنوز هم بر روی این پدیده پژوهش هایی انجام می شود تا علاوه بر استفاده ارتباطی در حوزه های صلح آمیز و حتی دفاعی نیز از این دانش استفاده شود.

این مقاله بمب سونامی در پروژه سیل (Project Seal ) را با بمب اتمی در پروژه منهتن که باعث تولید اولین بمب اتمی و استفاده از آن در جنگ جهانی دوم علیه ژاپن شد مقایسه می کند و به نقل از روزنامه نیوزلند هرالد می نویسد، برخی از مقام های ارشد نظامی آمریکا اعتراف کردند که اگر زودتر در زمان جنگ (جهانی دوم) این توانایی کشف می شد و می توانست همچون بمب اتم تاثیرگذار باشد. این مقامات از آن به عنوان بمب سونامی نام بردند.

با همه برچسب هایی که به این اظهارات هراس انگیز زده می شود هنوز هم بسیاری از اندیشمندان در سراسر جهان اعتقاد دارند زلزله در هاییتی، سونامی در اندونزی و طوفان کاترینا در آمریکا از یک منشا و آن هم امواج الکترومغناطیسی و هارپ ( به صورت برنامه ریزی شده و یا حتی ناتوانی از کنترل یک عملیات سری) سرچشمه می گیرند. حال آیا نمی توان وقایعی همچون خشکسالی و بی آبی در کشورمان و طوفان های شن و ذرات معلق مضر در هوای شهرهای بزرگ و کوچکمان را به عوامل انسانی مربوط دانست. حال نباید شک کرد که چرا زلزله های خفیف متعددی در حاشیه شمالی خلیج فارس و به ویژه شهرهای اطراف نیروگاه اتمی بوشهر - که بسیاری از کشورهای غربی و غیر غربی چشم دیدن آن را ندارند – رخ می دهند؟ چرا خاورمیانه از زمان حضور آمریکایی ها در منطقه درگیر خشکسالی، کم آبی و گرد و غبار بی سابقه شده است؟


تاریخ : شنبه 15 آبان 1395
بازدید : 254
نویسنده : sina95

  انستيتو تحقيقات استراتژيك كالج جنگ ارتش آمريكا داراي نشريه‌اي داخلي با نام"انقلاب در امور نظامي" است. به عنوان مقدمه‌اي بر اين گزارش بخشي از يكي از مقالات اين نشريه بسنده خواهد بود:

"چيزهايي كه براي ما اهميت دارند به مرور زمان تغيير مي‌كنند و تكنولوژي با پيشرفت خود به افق‌هاي جديدي مي‌رسد. در زمان جنگ سرد، تسليحات و پروژه‌هاي رواني، مراحل ابتدايي خود را مي‌گذراندند. اما در زمان كنوني كه علوم الكترونيك و بيوالكترونيك را در دسترس داريم، لازم خواهد بود در قراردادهاي اخلاقي و حد و حدود ذهني خود كه از به كارگيري تكنولوژي‌هاي به بازي گيرنده روح و روان دشمن ممانعت مي‌كند؛ تجديد نظر كنيم.

در صورت فراهم شدن اين بازنگري، شركت هاي خصوصي و نيمه خصوصي را تشويق خواهيم كرد كه به بهره‌ برداري و توسعه تكنولوژي‌هاي متناسب با اين اهداف بپردازند. در نتيجه خواهيم توانست با به كارگيري انواع تسليحات جديد مانند ميكروبي، رواني و ساير تكنولوژي‌هاي پيشرفته وارد عمل شده و به اهداف خود برسيم."


هارپ سلاحي براي بي ثبات كردن كشورها

"هارپ" به صورت يك فرستنده امواج الكترومغناطيسي عمل مي‌كند كه هدف آن تاثير گذاري بر آسمان و الكترون هاي آزاد لايه يونوسفر است. اين سيستم، الكترون‌هاي اين لايه را در ارتفاع تقريبا 275 كيلومتري به جنبش وامي‌دارد. در حالت عادي اين لايه داراي دمايي معادل 1400 درجه سانتيگراد است كه در اثر اين تحريك انرژي فراواني در آن به وجود آمده و در نتيجه دما تا 20درصد افزايش مي‌يابد و اين ناحيه به حالت انبساطي در مي‌آيد.

 


 

تاثير گذاري بر آسمان و الكترون هاي آزاد لايه يونوسفر


"زبيگنيو برژينسکي"، مشاور "جيمي کارتر" رئيس جمهوري سابق آمريكا و مشاور کنوني "اوباما" معتقد است كه "هارپ" سلاحي براي بي‌ثبات کردن کشورهايي است كه با واشنگتن اتحاد و همسويي ندارند. به گفته او "با استفاده از تکنولوژي‌هاي جديد و روش هايي كه اين تكنولوژي‌ها در اختيار کشورهاي بزرگ قرار مي‌دهند؛ اين كشورها مي‌توانند حتي بدون آنکه نيروهاي امنيتي خود را در جريان قرار دهند جنگ‌هايي سريع و غافلگيرکننده به راه بياندازند."




برژينسکي اضافه مي کند: "اكنون تكنولوژي‌هايي در اختيار ماست که به کمک آنها مي‌توانيم تغييراتي در آب وهوا ايجاد كرده و شرايطي مانند خشکسالي و طوفان به وجود آوريم كه اين امر مي تواند توانايي هاي دشمنان احتمالي ما را تضعيف كرده و آنها را به پذيرش شرايط ما مجبور كند.»


ممنوعيت تحقيقات نظامي در فضا

 

بر اساس مصوبات سازمان ملل متحد استفاده از تسليحات الكترو مغناطيسی و نيز استفاده از فضا براي انجام هرگونه تحقيقات و عمليات نظامي ممنوع مي باشد، اما دولت‌هاي خودكامه اي مانند دولت آمريكا همانگونه كه بسياري قطعنامه هاي ديگر سازمان ملل و شوراي امنيت را نقض مي كنند؛ در اين زمينه نيز تعهدي نداشته و در نهان فعاليت هاي گسترده اي انجام مي‌دهند. هارپ را مي‌توان يكي از ده‌ها پروژه مخفي و مخرب دانست كه از طرف سياستمداران آمریکایی حمايت شده و روز به روز به گسترش فعاليت‌ها و نيز توان تخريبي آن افزوده مي‌شود.


 


 

حفره معروف به حفره هارپ كه گاهي در آسمان نقاط مختلف ديده مي شود.


شدت حوادث كنوني با طبيعت ناهمخوان است

 

بشر در طول هزاران سال با حوادث و بلایای طبیعی بسياري دست به گريبان بوده است و همواره اين حوادث را جزئي طبيعي از رندگي خود بر روي كره زمين دانسته است. اما در دهه های اخیر اتفاقاتي روي داده که با حافظه تاريخي او در مورد طبيعي بودن این حوادث ناسازگار است. بدون شك، فجايع طبيعي در هر دوراني همراه با خساراتي بوده است. اما، آنچه كه امروز اتفاق مي افتد نسبت به گذشته شدت بي سابقه اي دارد.

اين درحالي است كه بي نظمي هاي بزرگ جوي و حوادثي مانند سيل، توفان، زلزله و فعاليت‌هاي آتشفشاني همگي عموماً به تأثيرات گازهاي گلخانه اي ربط داده مي شود. ذوب شدن يخ‌هاي قطبي و دوره هاي گرمايي و سرمايي كاملا بي سابقه و شديد در نقاط مختلف زمين نيز به پديده گرم شدن كره زميناحاله مي گردد. اما به اعتقاد برخي از متخصصين و حتي سياستمداران ردپاي تکنولوژی های پیشرفته در تولید و هدايت اين حوادث با اهداف سياسي و استعماري كاملا معلوم بوده و نشانه‌هاي فراواني از دخالت‌هاي بشري در آن ديده مي شود.

 

اتفاقات عجيب

 

اتفاقات عجيب فراواني در سال هاي اخير روي داده است كه به باور دانشمندان غير از دخالت يك عامل الكترومغناطيسي هدايت شونده چيز ديگري نمي‌تواند مسبب آنها باشد. براي مثال خشک سالی‌هاي بزرگ، آتش فشان‌ها، زلزله‌ها و سونامي‌هاي ويرانگر سال‌هاي اخير، وقوع سيل ها و توفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان و طوفان گانو در عمان، مرگ عجیب هزاران ماهي ساردین در سواحل شيلي، سقوطجنازه های سوخته کلاغ ها از آسمان سوئد، مرگ صدها هزار ماهی در آرکانزاس، بارش جسد هزاران پرندهسیاه بال قرمز مرده در لوئیزانا و کنتاکی، مرگ دسته جمعي میلیون‌ها ماهي در خلیج "چزاپیک" آمریکا، مرگ صدها تن ماهی در سواحل برزیل و ده ها هزار خرچنگ در انگلیس، مرگ ماهي ها و  دلفين هاي سوخته خليج فارس، مرگ دسته جمعي نهنگ‌ها در استراليا هيچ كدام حالت طبيعي نداشته و احتمال مي‌رود در اثر آزمايش‌ها و حمله هايي در اثر امواج هدايت شونده روي داده باشند.

 

 

مرگ دسته جمعي هزاران ماهي در سواحل شيلي دلفين هاي سوخته خليج فارس


 


 

جنازه های سوخته کلاغ ها در سوئد مرگ دسته جمعي دلفين ها

 

 

 



بارش جسد هزاران پرنده سیاه بال قرمز 

 

 

 

منشا مشكوك اين حوادث

 

در اين ميان اما گزارش هاي مفصلي منتشر مي شود كه منشا اين اتفاقات را طبيعي ندانسته و در نتيجه دخالت هدفمند سيستم‌ها و تكنولوژي هاي پيشرفته اي مانند "هارپ" مي دانند. تكنولو‍ژي هايي كه به استناد گفته‌هاي برژينسكي، مشاور اوباما، مي توانند توانايي‌هاي ملت‌هايي را كه آمريكا دشمن خود مي‌داند تضعيف كرده و آنها را به پذيرش سياست‌هاي توسعه طلبانه آمريكايي مجبور كند.

 

نيروي تزريقي به يونوسفر توسط هارپ، نوسانات موجي فراواني در اين لايه ايجاد مي‌كند به طوريكه امواجي با طول موج هاي خاص و فركانس هاي پايين كه بازه‌اي از 40 هرتز تا يك هزارم هرتز را شامل مي‌شود؛ به وجود مي‌آيند. اين فركانس‌هاي پايين داراي برد عميقي تا هزاران كيلومتر بوده و قادرند بر روي زمين به اهداف وسيعي از بدن انسان گرفته تا اعماق درياها نفوذ كنند.

 

اين پروژه تا كنون مورد توجه افراد فراواني بوده و اقدامات افشاگرانه‌ي نيز انجام شده است. از جمله مي توان به دكتر" نيك بگيش" يكي از دو مولف كتاب "فرشتگان اين هارپ را نمي نوازند" اشاره كرد كه در 1997 طي مقاله اي در روزنامه واشنگتن پست اشاره مي كند كه 40 درصد بودجه تجهيزات نيروي هوايي آمريكا مربوط به پروژه هاي مخفي است. اين نويسنده مدعي شد كه اين پروژه ها تا جايي امنيتي هستند كه حتي كنگره آمريكا نيز از ابعاد و زواياي كامل آن بي خبر است. در اين كتاب به زواياي پنهان هارپ به عنوان يك اسلحه پرداخته شده است.

 

 




دكتر بگيش هارپ را يك سلاح معرفي مي كند  

 

 

 

نگراني هاي بين المللي

 

در اين ميان هارپ نگراني برخي از سياست‌ مداران و كارشناسان تسليحاتي كشورهاي ديگر را نيز باعث شده است. براي مثال نمايندگان پارلمان اروپا در اين مورد تحقيقاتي را آغاز كرده‌ و يك كارشناس انرژي به نام "گراتان هيلي" را براي مشاورت در اين مورد به كار گرفته‌اند. هيلي هم اكنون درحال جمع آوري اسناد و مداركي است تا به كمك آنها بتواند راهي براي افشا و درنتيجه خاتمه دادن به اين طرح پيدا كند. "مگوا هالووت" كه رئيس گروه سبزهاي پارلمان اروپاست، مسئوليت پيگيري اين پرونده را به عهده دارد. او در حال پيگيري درخواست سبزها براي وادار ساختن پارلمان اروپا به اعمال فشار بر ناتو است تا از دولت آمريكا در مورد هارپ توضيح بخواهد. به نظر هالووت اين نوع تسليحات علاوه بر پيامدهاي خطرناك زيست محيطي، آزادي هاي فردي و دموكراسي را نيز به خطر مي‌اندازد.


هارپ يك سلاح است

 

از نظر تاريخي " هارپ " پروژه اي است كه در ۱۹۹۳ در ظاهر جهت بررسی و پژوهش درباره لایه یونوسفرجو زمين با استفاده از امواج رادیویی شروع به كار كرد. اما تاريخ شروع تحقيقات بر روي امواج براي بررسي امكان استفاده از آنها به عنوان سلاح‌هاي مرگبار به دهه هاي قبل برمي‌گردد. 

به بياني مي‌توان گفت كه سيستم هارپ، نتيجه تلاش‌ها و پژوهش‌هاي حداقل پنجاه ساله ارتش آمريكاست كه كاركرد آن تنها محدود به بررسی و پژوهش درباره لایه یونوسفر نبوده و قادر است برايشناسايي پايگاه هاي مخفي اعماق زمين را جستجو كند، تمامي ارتباطات رادیویی و موجي را متوقف سازد، بر رفتارها و حالت رواني انسان‌ها تأثير بگذارد، جريانات جوي را تغيير دهد، با متمركز ساختن امواج بر روياهداف هوايي مانند هواپيماها و دسته‌هاي بزرگ پرندگان آن‌ها در آسمان بسوزاند و برشته کند، لرزش‌هاي شديدي در لايه‌هاي مختلف كره زمين ايجاد كرده و زلزله توليد كند و يا انفجارهايي به قدرت بمب‌هاي هسته‌اي ايجاد كند.

 

 


 

امواج هارپ بر حالت رواني افراد تاثير منفي دارد

 

با اين توصيف مي‌توان هارپ را يك اسلحه عظيم نوين دانست كه هزینه های آن به طور مشترك از طرفنیروی هوایی و دریایی ارتش آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا تامين مي‌شود. در واقع "هارپ" يك سلاح تمام عيار آب و هوايي است که با ارسال يک انرژي عظيم به لايه فوقاني اتمسفر، مولکول هاي تشكيل دهنده آن را به جنبش درآورده و به بازتاب قوي انرژي حاصل از اين جنبش وادار مي‌كند كه اين انرژي پس از هدايت شدن توسط سيستم هارپ مي تواند اختلالات گسترده‌اي مانند خشکسالي، بارش برف و باران، سرماي شديد، سونامي، توفان، زلزله و... در نقطه معيني از كره زمين به وجود آورد.

هارپ شامل ده ها برج آنتن آلومنیومی بر روی زمیني به مساحت 23 هزار متر مربع در آلاسکا ‌است كه امواج مافوق کوتاه تولید کرده و به یونوسفر می‌فرستند. هريك از اين آنتن ها به فرستنده اي به قدرت يك ميليون وات متصل است. قدرت نهايي اين آنتن‌ها با توسعه بيشتر به يك ميليارد وات افزايش يافت كه از360 آنتن به دست مي‌آيد. فرستنده ها توسط 6 توربين به قدرت هريك 3600 اسب بخار تغذيه مي شوند و به ازاي هر روز 95 تن مازوت مصرف مي‌كنند.

 


آنتن هاي هارپ

 

احتمال بزرگنمايي هدف دار 

 

اما نگاه ديگري نيز وجود دارد كه تمامي گفته‌ها در مورد هارپ را يك بزرگنمايي و پروپاگانداي تبليغاتي از طرف خود آمريكا مي‌داند و معتقد است كه نه هارپ و نه هيچ تكنولوژي بشري ديگري حداقل با توجه به محدوديت هاي دانش كنوني نمي‌تواند چنين قدرتي داشته باشد و كارهايي با اين وسعت انجام دهد. ديدگاه مذكور اين تبليغات را در راستاي ترساندن ديگر ملت ها از آمريكا و به انقياد و انفعال كشيدن آنها دانسته و باوري به كارايي هارپ در ايجاد خشكسالي، زلزله، توفان و ديگر اتفاقاتي كه به طور مثال ذكر شد ندارد.

 

براي مثال دكتر ناصر حافظي مقدس، زمين شناس، مهندس زلزله شناسي و استاد دانشگاه در گفتگو با كيهان درباره پديده هارپ مي گويد: "پروژه مطالعاتي هارپ درخصوص مطالعه اصول فيزيكي كنترل كننده يونوسفر است كه علاوه بر آمريكا چند كشور ديگر نيز در آن مشاركت دارند. هدف اصلي اين پروژه بهبود ارتباطات راديويي بوده است اگرچه ارتش آمريكا در اين پروژه بدنبال كنترل و نظارت بر ارتباطات راديويي مي باشد.

دكتر حافظي مقدس مي‌افزايد: "مطرح شده كه آمريكا در ادامه پروژه جنگ ستارگان بدنبال نوعي سلاح الكترومغناطيسي جديد است كه با فشرده سازي بخشي از يونسفر و انعكاس آن امواج الكترومغناطيسي با فركانس بالا كه قدرت حرارتي زياد دارند را به مناطق مورد نظر در سطح كره زمين وارد كند. اين مطلب فرضيه هايي است كه مشخص نيست قابليت اجرايي داشته باشد." اين مهندس زلزله شناسي به ارتباط هارپ و زلزله اشاره مي كند و مي گويد: "منشأ شايعاتي كه درخصوص ارتباط زلزله با پروژه هارپ وجود دارد شايد از اين طريق مي باشد كه زلزله هاي بزرگ همراه با تغييرات وسيع در اتمسفر بالاي منطقه كانوني مي باشند و اغتشاشاتي را در كره يونسفر ايجاد مي كنند. تلاش هايي جهت استفاده از اين پديده براي پيش بيني زلزله نيز در حال انجام است. اما اينكه با هدايت امواج الكترومغناطيس بتوان در يك منطقه زلزله ايجاد نمود توجيه علمي ندارد.
 
 

 

دكتر محمدعلي رحماني نيا، زمين شناس، كارشناس زلزله شناسي و استاد دانشگاه نيز در تحليل موضوع هارپ مي گويد: "در وهله اول بايد اشاره كنم كه "هارپ" پروژه اي است توسط چند كشور جهان از جمله آمريكا، روسيه، ژاپن، كانادا و... دنبال مي شود و هدف آنها نيز شناخت لايه آيونوسفر و مطالعه آن است و در واقع پروژه هارپ فقط مختص آمريكا يا يك كشور خاصي نيست، از طرفي هم ارتش آمريكا در بخش نيروهاي دريايي و هوايي پروژه اي را درباره جنگ ستارگان دنبال مي كنند و هدفشان اين است كه بتوانند امواج الكترومغناطيسي را بر روي زمين برگردانند، كه اگر بتوانند اين كار را انجام دهند خواهند توانست حرارت زيادي را در نقطه اي از زمين ايجاد كنند."

دكتر رحماني نيا در ادامه تصريح كرد: "اگر زلزله طبيعي اتفاق بيافتد در لايه يونوسفر اختلالاتي ايجاد مي‌شود و از اين اختلالات ايجاد شده در واقع مي‌توان وقوع برخي زلزله ها را پيش بيني كرد، از همين موضوع آمريكاييان بحث هارپ را پيش كشيده اند و در واقع با اين اقدام مي خواهند اذهان عمومي مردم جهان را فريب داده و به نفع خود از آن بهره برداري كنند."

 

 


با توجه به سابقه نظام آمريكا در سوءاستفاده‌هاي گسترده و غير انساني از علوم و دانش‌هاي گوناگون بايد گفت كه به نظر مي‌رسد "هارپ" كه به معناي ساز "چنگ" است؛ اين بار توسط جانيان آمريكايي درسمفوني به ويراني كشيدن كره زمين و تهديد زيستن انسان در آن نواخته مي‌شود.


تاریخ : پنج‌شنبه 13 آبان 1395
بازدید : 225
نویسنده : sina95

 درباره علائمی که دست فرد دروغگو را رو می کند، بیان کرد: راه ها و ترفند های بسیاری برای شناسایی افراد دروغگو وجود دارد ولی هیچکدام از آنها قطعی نیستند و نمی توان افراد را به دلیل داشتن این نشانه ها متهم کرد، ولی به طور کلی می توان تردید، اضطراب، دستپاچگی، پریشانی و بی قراری را از نشانه های اصلی افراد در هنگام دروغ گفتن دانست.

 
 افراد دروغگو معمولا هنگام مواجه شدن با پرسشی که دست آنها را رو می کند، دستپاچه می شوند، نگاهشان را می دزدند و مردمک چشمشان بزرگ می شود.
 
برای شناسایی فرد دروغگو دو دسته علائم زبانی و غیر زبانی وجود دارد که از جمله نشانه های غیر زبانی آن می توان به علائمی نظیر پلک زدن سریع، نفس عمیق کشیدن، گاز گرفتن لب و جمع کردن دست ها به داخل اشاره کرد.
 
 افرادی که دروغ می گویند معمولا لبخند مصنوعی بر لب دارند و در خصوص تفاوت لبخند مصنوعی و واقعی این نکته لازم به ذکر است که در خندیدن واقعی تمام اجزای صورت و ماهیچه ها درگیر می شوند در حالی که در لبخند مصنوعی فقط لب افراد تکان می خورد و بقیه اجزای صورت بی حرکت است.
 
 افرادی که دروغ می گویند کمتر از واژه «من» استفاده می کنند و بیشتر در جمله هایشان از ضمیر دوم و سوم شخص استفاده می کنند.
 
 کمبود اعتماد به نفس و احساس کهتری مهمترین دلیل دروغگویی افرادی است که قصد فریب دیگران را ندارند و به جهت جلب توجه دیگران و بزرگ نشان دادن خودشان دروغ می گویند.
 
 در دنیای امروز و با به وجود آمدن شبکه های مجازی و وسایل ارتباط جمعی جدید احتمال دروغگویی افراد بسیار بالا رفته است، چرا که افراد در برخورد مستقیم و رو در رو کمتر دروغ می گویند.

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید