عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : دوشنبه 08 آذر 1395
بازدید : 191
نویسنده : sina95

 به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) بر اساس گزارشی که وزارت اطلاعات آن را منتشر کرده است، شاید بتوان به جرأت گفت که سلاح‏‌های هسته‌یی دیگر یک خطر بالفعل نیستند و تنها یک قدرت بازدارنده بالقوه محسوب می‌شوند. کشورهای صاحب این سلاح‏‌های هرگز نخواهند توانست به راحتی از آن‏‌ها بر علیه دشمنان خود استفاده نمایند؛ زیرا تبعات بکارگیری چنین سلاح‏‌هایی آن‏‌چنان گسترده است که قسمت بزرگی از جهان را در بر خواهد گرفت.

 

اشعه‌های رادیواکتیو، گردوغبار اتمی، طوفان اتمی و اشعه‌های یونیزان در قالب مرزهای جغرافیایی نخواهند گنجید و حوزه وسیعی را آلوده خواهند کرد. طبعاً در این موقع کشور بکار برنده این سلاح‌ها باید پاسخ‏گوی کشورهای همسایه نیز باشد. مثلاً اگر هند علیه پاکستان از بمب اتم استفاده نماید، بسته به محل انفجار اتمی، باید پاسخ‏گوی بخش وسیعی از خاورمیانه نیز باشد؛ لذا شاید همین ملاحظه بود که باعث شد در جنگ جهانی دوم ژاپن برای امتحان بمب‏‌های اتمی امریکا انتخاب شود. کشور دور دست در دریا که همسایه‌ای نزدیک هم ندارد. در حالی‏‌که به نظر می‌رسد اگر بنا بود جنگ را به نوعی خاتمه دهند، می‌بایست این بمب‏‌ها بر سر برلین تخلیه می‌شد که مبداء جنگ بود.

 

از سوی دیگر سلاح‏‌های شیمیایی نیز چندان گزینه مناسبی برای فعالیت‏‌های تروریستی نیستند. مشکلات حمل نگهداری و بکارگیری، نیمه عمر کوتاه، خطر نشت، تأثیر محدود و قابلیت ردیابی عامل ترور کننده باعث شده چندان مورد اقبال نباشد؛ اگرچه در میدان جنگ گزینه موفقی نشان داده است ولی از آن‏‌جا که از سال 1935 کنوانسیون ممنوعیت بکارگیری آن‏‌ها در ژنو به امضای اکثر کشورهای جهان رسیده کشورهای متخاصم با احتیاط زیادی اقدام به بکارگیری آن می‌کنند، که البته آن نیز به اشاره ابرقدرت‏‌ها خواهد بود ولی باز هم از سوی افکار عمومی جهان تحت فشار شدید قرار خواهد گرفت.

 

از این رو سلاح‏‌های میکروبی، چه در عرصه جنگی و چه در عرصه تروریستی، وسیله‌ای بسیار مطلوب برای دشمنان شده است. توان تولید بالا، نگهداری راحت، قابلیت انتشار، قابلیت مصون‌سازی نیروی خودی، قابلیت تکثیر برای عوامل میکروبی زنده، دشواری بسیار در ردیابی فرد یا افراد متخاصم، گستردگی عمل‏کرد از انسان تا دام و محصولات کشاورزی و بسیار محسنات دیگر، موجب شده تشکل‏های تروریستی به این فن‏آوری جدید بشدت کشش یابند بدون آن‏که بتوان گناهی را متوجه آن‏‌ها نمود.

 

سلاح‏‌های میکروبی به‏ خصوص در عرصه تروریسم دولتی و علیه ساختارهای صنعتی کشاورزی در سالیان اخیر بسیار به‏ کار رفته است. اگرچه کشور هدف هرگز نتوانسته ادعا خود را علیه دشمنش به اثبات برساند. اروپا شیوع جنون گاوی را متوجه سازمان‏‌های جاسوسی امریکا و استرالیا می‌داند که با هدف ضربه اقتصادی به صادرات گوشت اروپا انجام شده. چین در شیوع سارس امریکا را مقصر می‌داند که باعث شد چین در آستانه شکوفایی اقتصادی، سال‏‌ها از گردونه رقابت تولید ارزان قیمت به‏ واسطه تعطیلی کارخانه‏‌هایش عقب بیفتد. کره شمالی شیوع وبا در پیونگ یانگ را در اواخر دهه 80 نتیجه فعالیت جاسوس‏‌های امریکایی می‌داند که با هدف مجبور کردن این کشور به پذیرش شرایط دول اروپایی امریکایی، برای قطع آزمایشات هسته‌یی انجام شده است. تمامی این اتهامات در حد اتهامی باقی می‌ماند. ولی آن‏‌چه مسلم است آن است که هر روز بسیاری از مناطق جهان در معرض خطر یک حمله بیوتروریستی هستند. بدیهی است که نیروهای نظامی، تنها جمعیت در معرض خطر برای حملات بیولوژیک نیستند بلکه اقشار مختلف در معرض خطر بوده و به منظور دفاع در مقابل اثرات ناتوان کننده بالقوه یک حمله، نیازمند کسب آگاهی نسبت به اصول اساسی همه گیرشناسی عوامل مورد استفاده در جنگ بیولوژیک می‏‌باشند. طبق نظر کارشناسان سازمان بهداشت جهانی ( W.H.O) در حال حاضر 17 کشور جهان قابلیت تولید چنین موادی را دارند. تولید مواد بیولوژیک بالنسبه ارزان بوده، به طوری که به عنوان بمب اتمی فقرا The Poor Man,s Atom Bomb یا PMAB نامیده شده است. تولید، استفاده و انتشار یک سلاح بیولوژیکی بسیار ارزان‏تر از بمب اتم بوده و کم‏تر احساسات جهانیان را برمی‌انگیزد. و البته استفاده از این سلاح‏‌ها تا حدودی برای تروریست‏‌ها بی‌خطر می‏‌باشد. معمولا مشاهده پاتوژن‏‌ها و مقابله بر علیه آن‏‌ها مشکل است به عنوان مثال در صورت انتشار عامل اسهال در آب یک منطقه تا دوره کمون سپری شود و علائم بیماری ظاهر شود چند روز طول می‏‌کشد که فرصت مناسبی برای تروریست‏‌هاست تا به اهداف خود برسند. انتقال عوامل هم از کشوری به کشور دیگر به وسیله مسافرهای معمولی آسان به نظر می‏‌رسد به عنوان مثال قرار دادن پودر میکروب سیاه زخم در داخل کپسول به عنوان دارو و حمل آن به مناطق مورد نظر.

این عوامل بیماری‌زا از راه‏‌های مختلفی در جوامع هدف مورد استفاده قرار می‏‌گیرند. انتشار عوامل بیماری‌زا در هوا، آب، مواد غذایی‌، انواع مواد کنسرو شده، اسباب‌بازی، پاکت نامه، هدایا پستی، حشرات ناقل، خون و.... سابقه داشته است. استفاده از عامل بیوتروریسم بر اساس اهداف تروریست‏‌ها تعیین می‏‌گردد. در صورتی که تروریسم قصد گسترش وسیع بیماری را داشته باشد از عواملی نظیر آبله انسانی استفاده می‏‌کند که به راحتی از فردی به فرد دیگر منتقل می‏‌شود و باعث آلودگی وسیع می‏‌شود و در صورتی که قصد آن مورد هدف قرار دادن شخص خاصی باشد از عواملی نظیر انتراکس (عامل سیاه زخم ) استفاده می‏‌کند.

 

تعاریف:

 

برای ترور و تروریسم تعاریف مختلفی ارائه شده که با گذشت زمان توسعه داده شده‌اند. در ابتدای بحث به چند تعریف و تعاریف مرتبط با آن اشاره می‏‌گردد.

 

ترور چیست؟

 

«ترور» در کلمه به معنی «ترساندن» است و در فرهنگ سیاسی جهان عبارتست از هرگونه اقدام خصمانه و مخفیانه علیه فرد یا افرادی در حوزه‌ای محدود یا گسترده، با اهداف اقتصادی کشاورزی صنعتی، با هدف ایجاد ارعاب یا باج‌خواهی.

 

در فرهنگ سیاسی، ترور از ریشه لاتین terror به معنای ترس و وحشت گرفته شده و به رفتار و اعمال فرد یا گروهی اطلاق می‌شود که از راه ایجاد ترس، وحشت و استفاده از زور می‏‌خواهد به هدف سیاسی خود برسد. در زبان فارسی هم ترور به معنای ترس زیاد، بیم و هراس و خوف و وحشت است و تروریست به عامل ترور، طرفدار ترور، آدم کش یا کسی که برای رسیدن به هدف خود کسی را به طور غافلگیرانه بکشد یا ایجاد وحشت و هراس کند، گفته می‏‌شود.

 

در لغتنامه روابط بین‌الملل ذیل کلمه terrorism آمده است: ترور و تروریسم به فعالیت‏‌های بازیگران دولتی و غیردولتی اطلاق می‏‌شود که شیوه و تمهیدات خشن را در اعمال خود برای رسیدن به اهداف سیاسی به کار می‏‌برند.

 

بیوتروریسم چیست؟

 

بر اساس تعریف پلیس بین الملل درسال 2007 بیوتروریسم عبارت است از منتشر کردن عوامل بیولوژیکی یا سمی با هدف کشتن یا آسیب رساندن به انسان‏‌ها، حیوانات و گیاهان با قصد و نیت قبلی و به منظور وحشت‌آفرینی، تهدید و وادار ساختن یک دولت یا گروهی از مردم به انجام عملی یا برآورده کردن خواسته‏ای سیاسی یا اجتماعی.

 

حمله بیوتروریستی چیست؟

 

عبارت است از پخش کردن ویروس، باکتری، میکروب یا دیگر عوامل بیماریزا و سمی که موجب بروز بیماری و مرگ در میان انسان‏‌ها، حیوانات و گیاهان می‏‌شود.

 

کشف و شناسایی یک حمله بیولوژیکی سخت و دشوار به شمار می‏‌آید. تاثیرات یک حمله بیولوئژیکی به چهار دسته تقسیم می‏‌شوند.

 

-1 فیزیکی:بروز بیماری 2 - روانی:بروز ترس و وحشت ، 3- اقتصادی:محدودیت سفر و جابه‏جایی، متوقف شدن فعالیت‏‌های اقتصادی و کسب و کار4- زیست محیطی:آسیب دیدن انسان‏‌ها، حیوانات، گیاهان، آلوده شدن منابع طبیعی مثل منابع آب

 

بیوتروریسم‏‌ها چه کسانی هستند؟

 

معمولا گروه‏‌ها و جنبش‏‌ها سیاسی و فرقه‏‌های مذهبی یا اشخاصی هستند که توانایی تولید و به کارگیری سلاح‏‌های بیولوژیک را دارند. به طور مثال جنبش استقلال‌طلب قبیله مائومائو در کنیا که از سم برای کشتن ماموران حکومت استعماری بریتانیا استفاده کردند. فرقه مذهبی راجنیشی در سال 1984 با آلوده کردن ظروف سالاد یازده رستوران در آمریکا با باکتری (تایفیموریوم سالامونا) موجب مسمومیت 750 نفر شدند. در سال 1993 فرقه مذهبی آئوشینریکوی باسیل سیاه زخم را در ناحیه کامیرو در متروی توکیو منتشر کرد.

 

جنگ‏‌های میکروبی ( بیولوژیک )

 

تاریخچه

 

استفاده کردن از مواد تولید شده توسط جانوران، گیاهان، باکتری‏‌ها، قارچ‏‌ها و ویروس‏‌ها بر علیه نیروهای انسانی و منابع غذایی سابقه‌ای هزاران ساله دارد. استفاده از سموم جانوری یا گیاهی برای سمی کردن سر تیرهای جنگی، استفاده از لاشه حیوانات مرده از طاعون برای شکستن مقاومت داخل قلعه‏‌ها، مسموم‌سازی فضای داخلی مقابر فرعون‏‌ها با هاگِ قارچی کشنده و آلوده کردن منابع آبی شهرها از نمونه‌های باستانی به کارگیری سلاح‏‌های نامتعارف بیولوژیک است. در جهان متمدن نیز این رویه ادامه یافت و البته پیچیده‏‌تر شد. آن‏‌گونه که ساخت و بکارگیری این سلاح‏‌ها طی کنوانسیون‏‌های بین‌المللی به شدت ممنوع شد. با این وجود قدرت‏‌های استکباری همواره در اندیشه ساخت سلاح‏‌های بیولوژیک و زیستی هستند تا با وارد ساختن کم‏ترین زیان اقتصادی به صنایع و با بیش‏ترین کشتار بتوانند به منابع حریف دست یابند. کشتار فراوان، وحشت گسترده، ایجاد هراس در عقب جبهه، فلج ساختن خط مقدم، بردن جنگ به داخل خانه‌های مردم غیرنظامی و درگیر نمودن شهرها، عدم امکان اثبات دقیق در بکارگیری آن‏‌ها و نهایتاً تخریب اندک از محسنات خاص سلاح‏‌های میکروبی هستند. محسناتی که از نگاه نظریه پردازان جنگی به هیچ وجه قابل چشم‌پوشی نیستند.

 

جنگ‏‌های بیولوژیک را می‌توان به 3 دوره تقسیم کرد:

 

1) دوران اولیه: 200 سال قبل از میلاد مسیح و تا آغاز قرن بیستم

2) دوران نوین

3) دوران کنونی

 

دوران اولیه

 

اولین اسناد ثبت شده از کاربرد میکرو ارگانیسم‏‌ها به عنوان یک سلاح بیولوژیکی، به رومیان مربوط می‏‌شود که از اجساد حیوانات مرده برای آلوده کردن چاه‏‌ها و منابع آب دشمنان استفاده می‏‌کردند.

 

در متون قدیمی آمده است که هانیبال کوزه‏‌های پر از مار و عقرب را با منجنیق به سوی کشتی دشمنان پرتاب می‏‌کرد، که با شکسته شدن کوزه‏‌ها، این جانوران در کشتی پخش و باعث به هم ریختگی اوضاع می‏‌شدند. پس از آن، طی یک حمله برق‌آسا کشتی تسخیر می‏‌شد.

 

در کتاب ذخیره خوارزمشاهی که اولین دائره المعارف پزشکی به زبان فارسی محسوب می‏‌شود و توسط دانشمند ایرانی، سیداسماعیل جرجانی در قرن ششم هجری شمسی، تالیف گردیده است آمده است که: "بعضی از ملوک، کنیزکان را به زهر، بپرورند چنان‏که خوردن آن ایشان را عادت شود و زیان ندارد. این از بهر آن کنند تا آن کنیزک را به تحفه (هدیه) یا به حیله دیگر به خصمی که ایشان را بُوَد برسانند تا به مباشرت آن کنیزک، هلاک شوند ابن سینا نیز در اوائل هزاره دوم میلادی در دائره المعارف " قانون در طب" همین مطلب را بیان نموده، دکتر الگود در کتاب تاریخ پزشکی ایران و سرزمین‌های خلافت شرقی، سم مزبور را " هند گیاه البیش" نامیده که نوعی سم بیولوژیک به حساب می‏‌آید.

 

جرجانی در کتاب ذخیره خوارزمشاهی و خُفِ عَلائی رهنمودهای جالب توجهی را در رابطه با پیش‏گیری از بیوتروریسم گوارشی که در آن زمان رایج‏‌ترین راه ارعاب و هلاکت مخفیانه شخصیت‏‌ها و رقبا بوده است ارائه داده، متذکر می‏‌شود " کسانی را که از این کار، اندیشه باشد احتیاط آنست که طعامی که طعم آن قوی باشد نخورند مثلا طعامی که سخت‌ترش یا سخت شیرین یا سخت شور یا سخت تیز (تند) باشد نخورند، از بهر آن‌که کسانی‏‌که خواهند کسی را چیزهای زیان‏کار دهند، به چنین طعام‌هائی مزه آن بپوشند؛ لذا آن‌جا که تهمت این‏کار باشد هیچ نباید خورد و اگر ضرورت افتاد چنان جای گرسنه و تشنه حاضر نباید شد.

 

مهم‏ترین حادثه‏‌ای که در تاریخ از این نوع به وقوع پیوست مربوط می‏‌شود به قوم تاتار که در سال 1346 میلادی در شهر کافا که هم اینک Feodissia نام دارد با پرتاب کردن اجساد مردگان ناشی از طاعون، توانستند مقاومت شهر را از بین ببرند. برخی از مورخان، علت پیدایش اپیدمی مشهور طاعون در اروپا را که حدود 25 تا 40 میلیون کشته به جای گذاشت ، همین اقدام قوم تاتار می‏‌دانند.

 

در سال 1710 میلادی نیز روس‏‌ها از همین روش ( روش قوم تاتار ) در حمله به سوئد استفاده کردند.

 

در سال 1767 میلادی در مبارزات بین نیروهای فرانسوی و بومیان آمریکا (سرخپوستان)، نیروهای انگلیسی به فرماندهی جفری امرست با فریب دادن سرخپوستان آمریکایی و تحت پوشش اقدام‏‌های صلح‌جویانه و مسالمت‌آمیز، با دستان خود پتو و البسه و سایر ضروریات زندگی را به آن‏‌ها هدیه دادند، اما در حقیقت آن پتو‏ها و وسایل از بیمارستانی که از مبتلایان به آبله نگهداری می‏‌کرد ارسال شده بود؛ و در نهایت باعث ایجاد اپیدمی آبله در بین سرخپوستان گردید که نسبت به آن حساس بودند و سرانجام بیش از 90درصد آن‌ها کشته شدند و نیروهای فرانسوی که در حقیقت از طرف اروپا به این جنگ فرستاده شده بودند، بر سرخپوستان آمریکایی غلبه یافتند. (نکته مهم در این طرح این بود که نیروهای انگلیسی از مصون بودن خود نسبت به این بیماری مهلک (به علت مایه کوبی نیروهای اروپا ) و حساس بودن سرخپوستان به آن ، نهایت استفاده را کردند.)

 

دوران نوین

 

این دوران از سال 1918 میلادی آغاز می‏‌شود. از اولین اقدام‏‌هایی که در دوران نوین کاربرد این سلاح‏‌ها انجام شد، تشکیل واحد 731 در ارتش ژاپن به عنوان متولی امر تحقیق در مورد این سلاح‏‌ها و یافتن نمونه قدرتمند برای ارتش ژاپن بود. در سال 1931 میلادی ژاپن برنامه‏‌های بیولوژیکی خود را گسترش بیش‏تری داد. به همین منظور، واحد 731 در منچوری یک پایگاه مخفی برای آزمایش مستقیم بر روی انسان (اسیران جنگی) تشکیل داد که فقط برخی از آزمایش‏‌های بیولوژیکی این گروه یا در واقع جنایت‏‌های آن‌ها در تاریخ ثبت شده است. حداقل 10000 زندانی در نتیجه این آزمایش‏‌ها جان سپردند.

 

در شروع جنگ جهانی دوم، در سال 1941 هواپیماهای ژاپنی، کک‏‌های آلوده به طاعون را در قسمت‏‌هایی از چین پراکنده ساختند. هواپیماهای ژاپنی در هر مرحله 15 میلیون کک را بر روی 11 شهر چین اسپری نموده و اپیدمی طاعون بوقوع پیوست که بین سال‏‌های 1937 و 1947 با بیش از 2000 حمله، مرگ94000 نفر بوقوع پیوست.

 

بر اساس شواهد تاریخی ، واحد 731 ارتش ژاپن حدود 400 کیلوگرم عامل آنتراکس(سیاه زخم) را به صورت بمب‏‌های ویژه آماده استفاده داشت.

 

دولت آمریکا در پایان جنگ جهانی دوم و در جنگی کاملاً تبلیغاتی به افشاگری اعمال این گروه و محکوم کردن دولت ژاپن پرداخت ولی در مقابل طی یک محاکمه نمادین، علاوه بر بخشش و عفو دانشمندان این گروه، حاضر به فراهم کردن امنیت آن‏‌ها شد به این شرط که تمامی اطلاعات و تجربیات به دست آمده توسط این گروه، در خدمت برنامه‏‌های بیولوژیکی دولت آمریکا قرار گیرد.

 

دوران کنونی

 

پس از جنگ جهانی دوم، دنیا وارد مرحله جدیدی به نام جنگ سرد شد. در این مرحله انگلستان نیز با جدیت سرگرم اجرای پروژه‌های متعددی در زمینه سلاح‌های بیولوژیک بود. آن‏‌ها به خصوص بر روی اسپورهای آنتراکس(سیاه زخم ) و میزان تخریب و گسترش آن به وسیله بمب‏‌های انفجاری کار می‏‌کردند.

 

واقعه‏‌ای که توجه جهانیان را به این فعالیت‏‌ها بیش از پیش جلب نمود، اجرای آزمایش پخش اسپور آنتراکس به وسیله بمب‏‌های انفجاری در جزیره غیرمسکونی گرینارد در غرب اسکاتلند بودو تا سال 2000 میلادی در خاک این جزیره اسپورهای آنتراکس پیدا می‏‌شد. برنامه‏‌های بیولوژیک آمریکا نیز از سال 1941 شتاب گرفت. در سال 1943 در پی برنامه‏‌های آلمان‏‌ها و ژاپنی‏‌ها، سردمداران دولت آمریکا با شدت بیش‏تری به پیگیری این تحقیقات پرداختند. این کشور برنامه‏‌های خود را در کمپ دتریک که امروزه فورت دتریک نامیده می‏‌شود، متمرکز کرد. آمریکا آزمایش‏‌های مخفیانه‏‌ای بر روی مناطق پرجمعیت با عوامل کم‌خطر یا بی‌خطر مثل باسیلوس گلوبیجی، سراشیا مارسنس و ذرات خنثی انجام می‏‌داد.

 

یکی از بزرگ‏ترین آزمایش‏‌های مخفیانه ارتش آمریکا، پخش سراشیا مارسنس در شهر سانفرانسیسکو به صورت 5000 ذره در دقیقه بود که در نتیجه آن ، یکنفر فوت نمود و 10 نفر دیگر در بیمارستان بستری شدند.

 

در سال 1966 ، در ادامه این تحقیقات، در سیستم متروی شهر نیویورک اسپورهای باسیلوس سابتیلیس پخش شد تا سیستم مترو از نظر امنیت ارزیابی شود. نتایج نشان داد که تمامی تونل‏‌های مترو تنها با آلوده کردن یک ایستگاه می‏‌تواند آلوده بشود.

 

در سال 1979، ساکنان شهر سوردلوسک در شوروی سابق، شاهد یک انفجار بزرگ در تاسیسات نظامی شماره 19 ارتش شوروی بودند. چندین روز بعد در بین مردم این شهر تب و مشکلات تنفسی منتشر گردید تا این‏‌که تعداد مرگ و میر افراد به حدود 40 نفر رسید. دولت شوروی علت مرگ ساکنان شهر را مصرف گوشت آلوده گاو اعلام کرد. در نهایت تعداد کل تلفات به یک‏هزار نفر رسید. در سال 1992 رییس‌جمهور وقت روسیه، بوریس یلتسین، در یک کنفرانس مطبوعاتی اعتراف کرد که ارتش سرخ در آن واحد نظامی به صورت مخفیانه یک برنامه گسترده بیولوژیکی انجام می‏‌داده است.

 

در بین سال‌های 1980 تا 990 ، کاربرد سلاح‌های بیوتروریستی به صورت پراکنده بود که از آن‏‌ها می‏‌توان به استفاده شوروی از سم مهلک ترایکوتسن تی‌دو (باران زرد) علیه مجاهدین افغانی، استفاده آمریکا از عامل میکروبی تب خوک علیه انقلابیون کوبا، استفاده رژیم اشغالگر قدس از عامل بیولوژیکی علیه دختران خردسال فلسطینی در سال 1982 میلادی نام برد.

 

مهم‏ترین رویداد بیوتروریسم در هزاره جدید، پخش نامه‏‌های حاوی اسپور آنتراکس(عامل مولد سیاه زخم ) در آمریکا بود: در روز 18 سپتامبر سال 2001 اولین نمونه آنتراکس پوستی به علت نامه پستی حاوی اسپور آنتراکس مشاهده شد که بیمار با مصرف آنتی بیوتیک بهبود یافت. از این زمان تعداد مبتلایان به آنتراکس پوستی افزایش یافت تا این‌که در دوم اکتبر ، 2 مورد آنتراکس تنفسی به عنوان اولین نمونه‏‌های آنتراکس تنفسی سال‏‌های اخیر آمریکا گزارش شد و در پی آن روبرت استیونس نتوانست در مقابل این بیماری مهلک دوام بیاورد و اولین قربانی بیوتروریسم در هزاره جدید نام گرفت.

 

از این تاریخ به بعد تعداد نامه‏‌های ارسالی آلوده به قسمت‏‌های مختلف آمریکا، از جمله به مجلس سنای آن کشور نیز افزایش یافت و تعداد قربانیان نیز رو به افزایش گذاشت. در اواسط ماه اکتبر باز هم 2 کارمند اداره پست به علت آنتراکس تنفسی جان باختند و تقریبا بسیاری از اداره‏‌های فدرال برای مدت نامعلومی تعطیل شدند. وزارت بهداشت آمریکا در اواخر ماه اکتبر شروع به تجویز آنتی بیوتیک سیپروفلوکسوساسین در یک دوره 10 روزه به بیش از 2200 نفر از کارمندان پست کرد و از طرفی در بین ارتش و نیروهای نظامی نیز تجویز واکسن آغاز شد.

 

این وحشت و فاجعه در بین کارکنان اداره پست و سایر شهروندان عادی به حدی بالا گرفت که شرکت سازنده داروی سیپروفلکسوساسین حاضر شد 100 ملیون قرص را تقریبا به نصف قیمت اولیه در اختیار دولت قرار دهد؛ یعنی چیزی معادل 100 ملیون دلار تنها برای پیش‏گیری دارویی در مقابل این حمله بیوتروریستی‏!

 

پس از پیش آمدن این برنامه طراحی شده، دولت نومحافظه‌کاران با بهانه قرار دادن این اتفاق سیلی از بودجه‌های دولتی را برای مقابله با تهدیدات بیولوژیک گروه‌های تروریستی همچون القاعده به مراکز تحقیقاتی مختلف ارائه داد تا به ظاهر راه‌کارهایی برای مقابله با این حملات فراهم کنند. برای برخورداری از این سیل پولی، بسیاری از سازمان‌هایی که بر روی بیماری‌های واگیردار و عفونی کار می‌کردند کار خود را به نوعی با بیوتروریسم ارتباط داده و دست به انجام تحقیقات و آزمایش‌های گسترده‌ای زدند که یقینا در آینده‌ای نه چندان دور نتایج آن همچون نتایج پژوهش‌های دهه‌های قبل بر همگان ظاهر خواهد شد.

 

در سیستم درجه بندی امنیت بیولوژیک آمریکا درجه 4 به خطرناک‌ترین آزمایش‌ها و آزمایشگاه‌ها داده می‌شود. پیش از یازده سپتامبر تنها پنج آزمایشگاه وجود داشت که در بالاترین درجه امنیت بیولوژیک، یعنی درجه 4، قرار داشتند و به طور فعال در زمینه مطالعه عوامل بیولوژیک مرگ‌زا کار می‌کردند. در حالی که در سال 2009 این تعداد به پانزده مورد رسید و روند افزایشی همچنان ادامه داشته و تعدادی نیز در حال ساخت هستند.

در مجموع هم اکنون بیش از 400 مرکز تحقیقاتی در درجات امنیت بیولوژیک 3 و 4 در آمریکا فعال هستند که توانایی تولید عواملی همچون باکتری سیاه زخم و فراورده‌های آن را دارند و بیش از چهارده هزار نفر بر روی تولید چنین عوامل خطرناکی کار می‌کنند که اکثر آن‌ها مربوط به بخش غیردولتی بوده و برای کسب بودجه مجبورند پروژه‌های مد نظر سیاست‌مداران را هرچه که باشد بپذیرند.

 

ویژگی‌های عوامل میکروبی

 

1 - توانایی ایجاد تلفات زیاد؛ در بین انواع سلاح‏‌های نوین، میکروب‏‌ها و فرآورده‌های میکروبی رقمی بهت آور از مرگ و میر را در پی‌ خواهند داشت. مثلاً 15 گرم از سم تولید شده توسط باکتری کلستریدیوم بوتولینوم می‌تواند تمام مردم جهان را به کام مرگ بکشد! یا به‏ طور مثال اگر در شهری 12 میلیون نفری یک موشک اسکاد با کلاهک محتوی 300 کیلوگرم گاز اعصاب سارین منفجر شود بین 60 تا 100 هزار نفر را خواهد کشت. اگر همین کلاهک حاوی یک بمب 12 کیلوتنی هسته‌یی باشد 23 تا 80 هزار نفر را از بین می‌برد. اما اگر چنین کلاهکی با تنها 100 کیلو اسپور سیاه زخم بار شود بسته به شرایط جوی بین 42 هزار نفر تا 3 میلیون نفر را خواهد کشت.

 

2- توانایی در ایجاد بیماری و عوارض طولانی مدت و نیاز به مراقبت‏های گسترده

 

3- توانایی برخی عوامل در انتشار از طریق ناقل یا فرد آلوده؛ این امر باعث می‌شود تا آلودگی از فردی به فرد دیگر منتقل شود و همین امر کمک می‌کند تا با حجم اندکی از میکروب بتوان شهری را از پای درآورد.

 

4- عدم وجود فن‏آوری کافی و سیستم‏‌های شناسایی کارآمد؛ تقریباً اکثر کشورهای جهان که مورد این تهدیدات هستند از فن‏آوری نوین تشخیص بی‏‌بهره‏‌اند. گذشته از سطح پایین علمی این کشورها، عدم فروش تجهیزات پیش‏رفته از سوی کشورهای توسعه یافته باعث شده تشخیص سریع یک حمله بیوتروریستی با تأخیر صورت پذیرد.

 

5 -کاهش نقش خودامدادی و دگر امدادی و افزایش حس ناامیدی در مردم.

 

6- وجود یک دوره نهفته بیماری که باعث می‌شود درمان و پیش‏گیری از انتقال بیماری با تأخیر انجام شود‏؛ معمولاً در خوشبینانه‏‌ترین حالت، وقتی کادر دفاعی از بروز یک تهاجم میکروبی آگاه می‌شوند که یک اپیدمی رخ داده است. طبعاً در این حالت کمک‌رسانی و مهار بیماری بسیار دشوار و با بروز استرس‏‌های اجتماعی همراه است.

 

7 - توانایی در ایجاد علائم عمومی و غیراختصاصی و اصولاً مشکل بودن تشخیص؛ تقریباً تمام بیماری‏‌های عفونی در شروع علائم بالینی یک‏سانی نشان می‌دهند. مثلاً سیاه زخم در آغاز علائمی همچون یک زکام عادی را بروز می‌دهد. بعد از یک دوره یکی دو روزه که فرد حساس بهبودی می‌کند، ناگهان با شتابی فراوان تمام بدن را دربر می‌گیرد و فرد را می‌کشد. در این‏جا مهارت کادر درمانی در تشخیص افتراقی بیماری‏‌ها بسیار تعیین کننده خواهد بود.

 

8- امکان تولید میکروب‏‌های نوپدید یا انتشار عوامل بازپدید؛ میکروب‏‌های نوپدید به میکروارگانیسم‏‌هایی گفته می‌شود که در آزمایشگاه‌های بیوتکنولوژیک، از تغییر گونه‌های وحشی به‏ دست می‌آیند. با کمک مهندسی ژنتیک می‌توان باکتری یا ویروسی را تولید نمود که در حکم یک‌گونه یا زیرگونه جدید باشد. ایدز، سارس، ابولا و‌.. از این دسته‏‌اند. اما میکروب‏‌ها بازپدید به آن گروهی گفته می‌شود که ریشه کن شده یا تقریباً بطور کامل مهار شده‏‌اند ولی توسط گروه‏‌هایی که به بانک‏‌های میکروبی جهان دسترسی دارند، دوباره منتشر می‌شوند. مثلاً آبله در جهان ریشه‌کن شده. با این وجود چند کشور از جمله ایالات متحده هنوز مقداری از این ویروس را در بانک میکروبی خود نگهداری می‌کند. نشت یا انتشار عمدی آن در جهانی که نزدیک به 40 سال است واکسن آبله را دریافت نکرده فاجعه بار خواهد بود.

 

9 - موجب تخریت صنایع و تجهیزات نمی‏‌شوند.

 

پیچیدگی‌های برخورد با عوامل میکروبی

 

1 مقادیر اولیه عامل اندک است و در نتیجه در لحظات اولیه هجوم قابل ردیابی نیست. اما در مدت کوتاهی اگر میکروب زنده باشد تکثیر می‌شود و حوزه گسترده‌ای را خواهد پوشاند.

 

2 آثارشان دیر ظاهر می‌شود. معمولاً بیماری یک دوره نهفته دارد که از لحظه آلوده شدن تا بروز علائم را شامل می‌گردد. همین زمان، تشخیص را به تأخیر انداخته و در عین حال باعث انتشار بیماری خواهد شد. طبعاً هر چه زمان کمون ( زمان نهفتگی ) بیماری بیش‏تر باشد، خطر بروز همه‏‌گیری بیش‏تر خواهد بود.

 

3 مهار آن مشکل است. افراد آلوده به‏ صورت بیمار یا ناقل بدون آن‏که بتوان ایشان را تحت کنترل قرار داد در منطقه جابه‏‌جا می‌شوند ویا به عقب خط باز می‌گردند. با این کار باعث گسترش شدید عامل می‌شوند.

 

4 عموماً قابل انتقال و سرایت از یک فرد به فرد دیگر هستند.

 

5 غیرقابل تشخیص با حواس پنجگانه هستند. یعنی رنگ و بو ندارند.

 

راه‌های انتشار عوامل بیولوژیک در یک حمله تروریسی

 

این عوامل از طریق جنگ‌افزارهای گوناگون منتشر می‌شوند. از جمله بسته‌های مراسلاتی، هواپیماهای سبک سمپاش یا بدون سرنشین مخزن‏دار، اشیا و وسایل مصرفی - بهداشتی و آرایشی، آفات نباتی، حشرات و جوندگان ناقل و تنقلات مانند شکلات‏‌ها.

 

اصولاً جاسوسان و عوامل خود فروخته داخلی می‌توانند با هر وسیله‌ای به انتشار میکروب‏‌ها یا فرآورده‌های کشنده آن‏‌ها مبادرت نمایند. از این بین مراسلات پستی، لوازم آرایشی، البسه‌های دست دوم، بسته بندی‏های صادراتی، سیگار و تنقلات گزینه‌های مورد توجه هستند. می‌توان حجم معینی از اسپور باکتری‏ای مانند باسیلوس آنتراسیس را در پاکت نامه‌ای ریخت و به مقصد هدف پست کرد. در ترکیب مواد سازنده شکلات‏‌ها و تنقلات مواد مضر با تأثیر دراز مدت را قرار داد یا به همراه علوفه دامی، حشرات ناقل بیماری‏‌های دام و طیور را به کشوری فرستاد تا صنایع آن کشور را فلج نمایند.

 

نشانه‌های یک تهاجم بیولوژیک

 

گفته شده که امکان تشخیص سریع عوامل میکروبی بسیار محدود و در صورت وجود نیز کار با آن‏‌ها بسیار پیچیده و دقیق است؛ لذا مشاهدات کادر پزشکی و نیروهای بهداشتی - درمانی بسیار کمک کننده خواهد بود. نشانه‌های زیر می‌تواند دلیل بر یک تهاجم بیوتروریستی باشد:

 

1 - ازدیاد حشرات بطور غیرعادی در منطقه. به‏ خصوص حشراتی که قبلاً در منطقه دیده نشده‏‌اند.

 

2 - وجود اجساد حیوانات مرده به‏ صورت غیرعادی در منطقه. یا حیوانات غیربودمی مرده و زنده در اطراف مراکز مسکونی و پادگانی.

 

3 - احساس تغییر طعم و مزه آب و مواد غذایی.

 

4 - خشک شدن ناگهانی گیاهان.

 

5 - مردن احشام و دام‏‌ها در منطقه.

 

6 - بیمار شدن ناگهانی افراد.

 

7 - مشاهده افراد مبتلا به بیماری با علائم مشترک و به تعداد زیاد.

 

مدیریت بحران و اصول مبارزه با بیوتروریسم

 

مدیران نظامی و انتظامی کشور بایستی در قبال تهدیدات بیوتروریستی به چهار پرسش اصلی پاسخ دهند: چه کسی، چه وقت، چطور و کجا اقدام به چنین حمله‌ای می‌کند. دانستن پاسخ این چهار پرسش کادر دفاعی را پیشاپیش در برابر تهدیدات آماده می‌سازد و کمک می‌کند تا منافذ نفوذ بسته شوند. در اینجا اصول پنجگانه‌ای را می‌توان برای چنین مبارزه‌ای تعریف نمود:

 

1 - آگاهی: دانش و آگاهی از روند پدیده بیوتروریسم، شناخت تهدیدات، منافذ خطر و کلاً یافتن پاسخ چهار سوال کلیدی فوق گام نخست چنین مبارزه‌ای است.

 

2- آمادگی: رسیدن به سطح مطلوبی از توانایی دفاعی با تمرینات و رزمایش‏‌ها، دست‏یابی به علوم جدید، دست‏یابی به فن‏آوری نوین تشخیص و دفاع و درمان، تهیه لوازم و ملزومات چنین جنگ مخفی و ساکتی، دومین گام مبارزه و دفاع خواهد بود.

 

3 - مهارت: اعتماد به نفس، غلبه بر ترس و مهارت در هدایت بحران به سمت عادی‌سازی شرایط، سومین و مهم‏ترین گام چنین مبارزه‌ای است.

 

4- شک: متولیان دفاعی کشوری که همواره در پنهان و آشکار مورد تهدیدات اجانب است، بایستی به هر پدیده‌ای حتی پدیده‌ای که در نگاه اول طبیعی جلوه می‌کند با نگاه شک بنگرند. چنین نگاه شک آلودی باعث می‌شود بسیاری از منافذ ورود دشمن باز شناخته شود و اصول ایمنی هرچه بیش‏تر رعایت گردد. دیگر نباید از کنار هر اپیدمی کوچک و بزرگی به سهولت گذشت.

 

5- کتمان و رازداری: وقتی نخستین هدف دشمن از حمله تروریستی ایجاد ترس در مردم عادی است، مهم‏ترین عمل کادر دفاعی آن خواهد بود که از انتشار خبر حمله و شایعه‌سازی در پیرامون آن خودداری نمایند. به‏ خصوص کادر درمانی که با مصدومین چنین حمله‌ای روبرو هستند. از انتشار خبر حمله، بیان تعداد مصدومین، نوع بیماری، بزرگ‏نمایی واقعه نزد مردم عادی و بیان تشخیص‏‌ها و علائم بالینی و درمان‏‌ها در جراید ( در بیش‏تر موارد دشمن از طریق جراید نتایج حمله خود را ارزیابی می‌کند. به‏ خصوص که خواسته باشد سلاحی جدید را بر مردم بیازماید ) جداً باید پرهیز نمود.

 

بیوتروریسم با اهداف اقتصادی:

 

در این نوع از بیوتروریسم هدف نابود کردن پایه‏‌های اقتصادی کشور یا منطقه‏‌ای می‏‌باشد. در بعضی از کشورهای در حال توسعه که غذای اصلی مردم را محصولات کشاورزی نظیر برنج تشکیل می‏‌دهد ممکن است با ایده‏‌های تروریستی، به آسیب بیولوژیک غلات و از بین بردن آن‏‌ها بپردازند و مسبب قحطی، سوءتغذیه، کاهش ایمنی و عفونت‏‌های مکرر گردند. در کشوری مانند ایران مزارع گندم و برنج به عنوان اساس تغذیه مردم می‏‌تواند مورد حملات بیوتروریستی قرار گیرد. بیماری تب برفکی در جمعیت حساس کشوری که این بیماری را ندارد سبب ضربه سنگین اقتصادی می‌شود چنان‏که در سال‏‌های 2000 الی 2007 انگلستان مورد حمله قرار گرفت و میلیاردها دلار خسارت مالی دید. در این سال‏‌ها انگلستان برای جلوگیری از انتشار بیماری مجبور شد بیش از یک میلیون راس گاو را معدوم نماید.

 

سرویس‏‌های اطلاعاتی غرب، متهم اصلی بیوتروریسم:

 

علی‏‌رغم این‏‌که کشورهای غربی به ویژه آمریکا از هر استدلالی برای اتهام‌زنی به گروه‏‌های باصطلاح تندرو استفاده می‏‌کنند، اما یکی از جالب‏ترین نکات این است که بزرگ‏ترین استفاده کنندگان از مواد شیمیایی میکروارگانیسم‏‌ها و تروریسم بیولوژیکی علیه جان انسان‏‌ها، سازمان‏‌های اطلاعاتی کشورهای قدرتمند غربی و رژیم صهیونیستی هستند که از این راه برای حذف بی سر وصدا و بدون ردپای رقبا و مخالفانشان بهره می‏‌برند.

 

مرگ مرموز مامور سابق ک.گ.ب. در لندن:

 

مرگ الکساندر لیتویننکو (Alexander Litvinenko) جاسوس سابق اداره امنیت فدرال روسیه در انگلیس در سال 2007، یکی از پر سروصداترین جریان‌های خبری به شمار می‌رود. الکساندر والتروویچ لیتویننکو جاسوس سابق اداره امنیت روسیه بود که پس از 23 روز جدال با مسمومیتی که ناشی از «پلوتونیوم210» گزارش شد در گذشت. از آن‏‌جا که لیتویننکو جاسوس سابق روسیه، از منتقدان صریح دولت روسیه بود، رسانه‏‌های غربی انگشت اتهام را به سوی مقامات روسی نشانه گرفتند گرچه دولت روسیه هیچ‏گاه این موضوع را نپذیرفت و به شدت آن‏ را رد کرد.

 

به گزارش آسوشیتدپرس، تیم پزشکی الکساندر در توجیه علت وخامت اوضاع جسمانی وی اعلام کردند که لیتویننکوی 43 ساله با حمله قلبی روبرو شد و پلیس لندن نیز اعلام کرد علت مرگو لیتویننکو نامعلوم است. بر اساس این گزارش این جاسوس سابق شوروی اعلام کرده بود که در تاریخ اول نوامبر حین انجام تحقیقات در خصوص مرگ 'آنا پولیتکوفسکایا' روزنامه‌نگار فقید روس و از دیگر منتقدان کرملین مسموم شده بود. به گفته وی پس از این اتفاق، موهای سر و بدنش به تدریج شروع به ریختن کرد، گلویش متورم و سیستم اعصاب و روانش به شدت آسیب دید. وی هم چنین در گفت‏‌وگو با مجله تایمز گفت که کرملین مستقیما در مسمومیتش دست داشته است. پس از این حادثه سرویس اطلاعات خارجی روسیه (SVR) طی بیانیه‏‌ای هرگونه دست داشتن در مرگ مخالفانش را رد کرد.

 

شکست های پی در پی سی. آی. ای. در ترور کاسترو:

 

کوبا یکی از کشورهایی قاره آمریکاست که به علت نوع دیدگاه سیاسی و نزدیکی جغرافیایی با آمریکا و به ویژه روابط نزدیک با شوروی در دوران جنگ سرد، جایگاه ویژه‏ای پیدا کرد. ایالات متحده آمریکا نیز تمام تلاش خود را برای ساقط کردن دولت مستقل این کشور و ترور یا سرنگونی رهبران ضدآمریکایی کوبا به کار برد تا جایی که این تقابل و ایستادگی در برابر زورگویی‏‌های آمریکا در دهه 1960 میلادی، جهان را تا مرز یک جنگ هسته‏‌ای و تقابل دو قطب شرق و غرب یعنی آمریکا و شوروی پیش برد. یکی از عمده‏‌ترین دلایل تقابل دو کشور کوبا و آمریکا را باید در روی‏کرد منحصر به فرد و استعمارستیز 'فیدل کاسترو' بنیان‏گذار انقلاب کوبا جست‏وجو کرد. فیدل کاسترو متولد سال 1926 میلادی است و در سال 2008 رسما خود را بازنشسته کرد و از نظر طول مدت زمامداری دارای جایگاه سوم در بین رهبران و مقامات کشورهای جهان است. مدتی قبل اخباری جالب منتشر شد که در آن عنوان شد؛ فیدل کاسترو تاکنون 638 بار مورد حمله تروریستی قرار گرفته و از آن جان سالم به در برده است که البته عمده آن‏‌ها به وسیله سرویس اطلاعاتی آمریکا برنامه‌ریزی شد. در میان روش‏‌های اتخاذ شده برای ترور کاسترو؛ سمی کردن سیگار، اعطای سیگار و هدایای قابل انفجار، آلوده کردن لباس‏‌های شنا و جاسازی مواد منفجره در کفش، و توپ بیس بال و انداختن قرص بوتولینوم در نوشیدنی وی... دیده می‌شود.

 

رویترز نوشت؛ حتی در یکی از این اقدامات تروریستی تلاش شد تا با استفاده از یک پودر سمی، ریش‏‌های بلند کاسترو را آلوده کنند تا با ریزش ریش‏‌های وی از مجبوبیت کاسترو در کوبا و دیگر کشورهای جهان کاسته شود. سایت خبری رسمی کوبا 'آنسا' نیز گزارش داد که رهبر انقلابی 85 ساله کوبا در زندگی سیاسی خود یعنی از سال 1959 تا سال 2006 در مجموع از 638 سوءقصد جان سالم به در برده است و به نقل از روزنامه دیلی تلگراف، بخشی از این اقدامات تروریستی در قالب یک سریال 8 قسمتی با عنوان 'او که باید زندگی کند'-He Who Must Live- ساخته شده است.

 

موساد، ترورهای بیولوژیک و مرگ‏‌های آرام رهبران فلسطینی:

 

منابع خبری اعتقاد دارند که استفاده از سموم مرگ‌آور و خطرناک که با تاثیر منفی بر روی ارگان‌های مختلف بدن که مرگی تدریجی و بی سر وصدا را به همراه دارد، در موساد و شبکه‌های اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی رواج دارد. مرگ مشکوک 'ودیع حداد' بنیان‏گذار جنبش ملی‌گرایان عرب و از مهم‏ترین مبارزان فلسطینی در دهه‌های 70 و 80 میلادی، 'خالد مشعل' از فرماندهان حماس و رییس دفتر سیاسی این حزب که ناکام ماند و 'محمود المبحوح' از رهبران حماس ازجمله افرادی هستند که گفته می‌شود همگی قربانی ترورهای خاموش سازمان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی شده‌اند. یاسر عرفات، رهبر جنبش آزادیبخش فلسطین نیز ازجمله کسانی است که گمان می‌رود موساد در ماجرای مرگ وی نقش داشته است.

 

بیوتروریسم ابزار چه گروهی است:

 

حال با تمام این توضیحات، این پرسش پیش می‏‌آید که کدام‏یک متهم‏‌ترند؟ گروه‏‌های تروریستی که به فرض درست بودن ادعاها در گذشته تنها قادر شدند در سراسر جهان با روش‏های بیولوژیکی کم‏تر از 50 نفر را قربانی خواسته‏‌های غیرمشروع خود کنند، یا سازمان‏‌های تروریستی وابسته به قدرت‏‌ها که به‏ راحتی افراد مخالف خود را حذف می‏‌کنند و با استفاده از سکوت رسانه‏‌ای بر اطلاعات مربوط به مرگ انسان‏ه‌ای بی‏گناه و مقامات سرپوش گذاشته و به اقدامات خود ادامه می‌دهند!؟


تاریخ : چهارشنبه 03 آذر 1395
بازدید : 183
نویسنده : sina95

 گوشی های هوشمند امروزی با افزایش قابلیت و امکانات به یک باتری بسیار قدرتمند احتیاج دارند و برای شارژ این باتری ها مسلما نیاز به ولتاژ و آمپر بالاتر دارند که بتوانند در کمترین زمان ممکن شارژ شوند. اما در بعضی اوقات افراد به طور ناگهانی نیاز به شارژ سریع باتری دارند و نمی توانند چند ساعت منتظر شارژ شدن کامل باتری بمانند و یا گوشی را از دسترس خارج کنند به همین علت امروز نحوه سریع شارژ شدن باتری تلفن همراهتان را به شما آموزش می دهیم.

 
 
 
 
قدم اول: زمانی که به شارژ سریع نیاز دارید ابتدا گوشی را خاموش کرده و باتری را به مدت 15 ثانیه از گوشی خارج کنید و مجدد باتری را داخل تلفن همراه گذاشته و آن را روشن کنید. با این کار نرم افزار های در حال اجرا بسته می شوند و دیگر از باتری استفاده نمی کنند. 

نکته:
 در صورتیکه امکان خارج کردن باتری از تلفن همراهتان را ندارید می توانید دکمه پاور را به مدت 10 ثانیه نگه دارید.

قدم دوم: برای شارژ کردن موبایلتان آن را به کامپیوتر یا تلویزیون متصل نکنید زیرا مقدار ولتاژ کمتری به باتری می رسد پس سعی کنید از شارژر اصلی موبایل، آداپتور و پریز برق استفاده کنید.
 
 
 
قدم سوم: نور صفحه نمایش موبایل را تا حد ممکن کم کنید و اینترنت، وای فای یا قابلیت هایی مانند جی پی اس که شارژ شما را مصرف می کنند را سریعا خاموش کنید.
 
قدم چهارم: اکثر گوشی های هوشمند یک قابلیت به نام POWER SAVER دارند و هنگامی که شارژ باتری شما کمتر از 15 درصد می رسد این قابلیت فعال می شود. شما زمانی که تلفن همراهتان را به شارژ زده اید می توانید این گزینه را فعال کنید. 
 
 
 
قدم پنجم: از یک آداپتور با آمپر بالاتر مانند آداپتور تبلت استفاده کنید با این کار تلفن همراه شما سریع تر شارژ می شود؛ البته نگران نباشید هیچ مشکلی به وجود نمی آید و گوشی شما منفجر نمی شود.
 
 

قدم آخر: شما می توانید با نصب نرم افزار Faster Charger Battery و nitrocharger روی تلفن همراهتان در موافع ضروری از این گونه نرم افزارها استفاده کنید. این دو نرم افزار تا حد ممکن عملکر پردازنده گوشی شما را هنگامی که در حال شارژ است به کمترین حالت ممکن می رساند.
 
 
 
حال باید صفحه نمایش گوشی را خاموش کنید و منتظر بمانید گوشی شما شارژ شود.

تاریخ : چهارشنبه 03 آذر 1395
بازدید : 175
نویسنده : sina95

 مدیتیشن چیست و چگونه مدیتیشن کنیم

مدیتیشن از بی ذهنی است.حالتی است از آگاهی بی اندازه خالص.در حالت عادی آگاهی مملو از زباله است,درست مانند آينه ای که با غبار پوشيده شده باشد.ذهن همواره پر است از هياهوی افکار در حال گذر, آرزوها,خاطره ها,هيجان ها همگی در حال عبور هستند,واقعاً که يک هياهوی دائمی در ذهن وجود دارد.


حتی در زمانی که شما در خواب هستيد مغز در حال فعاليت است,به همين دليل است که شما خواب می بينيد.ذهن هنوز در حال فکر کردن است.هنوز اسير نگرانی ها و دل مشغولی هاست.در حال آماده شدن برای فرداست.يک آمادگی پنهانی و مخفيانه برای فردا در حال رخ دادن است.

در صورتی که مديتيشن نکنيد اين حالت در شما اتفاق می افتد که درست نقطهء مقابل مديتيشن است.زمانی که افکار و آرزوها به ذهنتان هجوم نياورند,هيچ فکری به وجود نيايد و هيچ آرزويی شکل نگيرد آنگاه شما واقعاً آرام هستيد و آين آرامش همان مديتيشن است.تنها در آين آرامش است که مراقبه شناخته می شود در غير اين صورت شما هرگز نمی توانيد با ذهنی مغشوش به مديتيشن دست پيدا کنيد,چون ذهن همواره در تلاش است تا به تنهايی وجود داشته باشد.با کنار گذاشتن افکار,آرام بودن,بی اعتنايی به ذهن,با مشاهدهء افکاری که با آنها هويت می گيريد و رها کردن اين انديشه که چه هستيد می توانيد مرا درک کنيد.مديتيشن پی بردن به اين مطلب است که من ذهن نيستم.وقتی که اين آگاهی آرام آرام در وجودتان عميق و عميق تر گردد,آنگاه لحظات بزرگی در زندگيتان به وجود می آيند.لحظات سکوت,لحظات فضای خالص,لحظات وضوح,لحظاتی که هيچ چيز در درونتان در تلاتم نيست و همه چيز آرام است.در آن لحظات آرم شما قادر به درک کيستی خودتان هستيد و راز هستی را درمی يابيد.هر وقت که مديتيشن حالت طبيعی و هميشگی شما بشود روزی شگفت انگيز به وجود می آيد,روزی پر از نعمتهای بزرگ.
ذهن چيزی غير معمول است که هرگز حالت طبيعی شما نيست,اما مديتيشن حالتی طبيعی است که هم اينک در شما وجود ندارد.بهشتی گم شده است که می توانيد دوباره آنرا بيابيد.
به چشمان کودکان نگاه کنيد,آرامش و معصوميت فوق العاده ای را خواهيد ديد ولی او بايد به جامعه ملحق شود,بايد ياد بگيرد که چگونه فکر کند,چگونه حسابگری باشد,چگونه دليل بياورد و چگونه بحث کند.او مجبور است لغات,زبان و مفاهيم را ياد بگيرد و آرام آرام ارتباط خود را با آن معصوميت درونی از دست می دهد.حالا ديگر جامعه او را آلوده کرده است.او جزء موثری از اين مکانيسم شده ولی ديگر يک انسان نيست.
همء چيزی که به آن احتياج داريم اين است که يک بار ديگر آن فضا را بدست آوريم.شما قبلاً هم آنرا تجربه کرده بوديد به همين دليل هنگامی که برای اولين بار با مديتيشن آشنا می شويد شگفت زده خواهيد شد چون احساس عجيبی در وجودتان برانگيخته می شود.گويی که قبلاً هم آنرا می شناختيد,تنها آنرا فراموش کرده بوديد,ولی اگر بتوانيد مجدداً آنرا بيابيد متعلق به شما خواهد شد.
در حقيقت نمی شود آنرا گم کرد فقط می توان آنرا به فراموشی سپرد.در ابتدا ما به صورتی مراقبه وار به دنيا می آييم و سپس فکر کردن را می آموزيم,ولی ذات حقيقی ما جايی در عمق وجودمان مخفی باقی می ماند.کافی است هر روز مقداری بکنيم تا به سرچشمه برسيم.چشمهء زلال آب.برترين موفقيت در زندگی يافتن اين سرچشمه است. درمديتيشنهاي پزشکي از دسته اي حرکات ويژه استفاده مي کنند

که شامل خواص منحصر به فرد زير است:
۱-تنفس هاي مخصوص
۲- حـرکات و ژست هاي ويژه که دست ها و انگشتان بايد
وضعيت مشخصي داشته باشند.
۳- سرودهاي مخصوصي که از صداهايي واضح و ارتعاشي
تشکيل شده است.
۴-   تمرکز فکري
اين خصوصيات متفاوت فکر و جسم فرد را کاملاً درگير مي کند. مجموعه کامل اين خصوصيات با همکاري همديگر بر فرد تاثير مي گذارند و بسيار با مديتيشن هاي معمولي که فقط براي آسوده کردن و استراحت فکر هستند متفاوت است.
 به علت وجود انواع مختلفي از متغير در هر مديتيشن پزشکي، با توجه به وضعيت ها و بيماري هاي مختلف انواع متفاوتي از اين مديتيشن ها وجود دارد. هر مديتيشن پزشکي، با انرژي دادن به اعضاء، سيستم ها و همچنين قسمت هاي مختلف بدن، مشکل بخصوص و مشخصي را برطرف مي کند.
حرکت ساده که يکي از متداول ترين ژست ها در مديتيشن پزشکي است را ياد بگيريد تا با آن:

عادت ماهيانه تان تنظيم شود.
سيستم دفاعي بدنتان ايمن شود.
از افسردگی  رها شويد.

سه نوع مختلف از ساده ترين و متداول ترين انواع حرکات در مديتيشن پزشکي، بصورت زير است:
۱-چهار زانو نشسته، و هر پا را زير زانوي مخالفش جـمع کنـيـد. سـتون فــقراتتان را صاف نگه داشتـه و
مهره هاي پائينيتان را کمي بـسمت جلو خم کنيد.
۲-  نشـسته و پـاها را صاف به سمت بيرون بگذاريـد. يعني يک پا را زير ران مخالفش گذاشته و پاي ديـگـر
را روي قوزک پاي اول قرار دهيد. با اين کار پا درحالت استراحت قرار ميگيرد. ستون فقراتتان را صاف کنيد.
اين نيمي از حرکت لوتوس است.
۳-  اين نوع هم شبيه بنوع اول است اما پاي بالايي روي ماهيچه ساق پاي ديگر قرار  مي گيرد بــه جاي
اينکه زير ران گذاشته شود. حتماً دراين حرکت مهره هاي پائينيتان را به جلو متمايل کنيد.
                                                                                           
انواع حرکت ساده بسيار ساده تر از حرکت لوتوس هستند و به انعطاف پذيري کمتري نياز دارند. تنها قسمت سخت آن متمايل کردن مهره هاي پائيني به سمت جلو است تا مهره هاي بالايي بتواند کاملاً صاف بماند. اگر نمي توانيد چارزانو روي زمين بنشينيد، مستقيم روي صندلي بنشينيد.
اين مديتيشن پزشکي کمک مي کند که بعد از قطع استفاده از قرص هاي ضد بارداري عادت ماهيانه تان تنظيم شود. تعادل فکري نيز به شما مي دهد.
سعـي کنيد با سه مرتبه تکرار سرود هايي مثل “اُنگ نامو، گورو دِو نامو” که به معـنـي “من در برابر روح بلند خود زانو مي زنم” است فکرتان را متمرکز کنيد.
 ژست: به سـبک حرکت سـاده يـا روي صنــدلـــي طوري که ستون فقراتتان صاف باشد قـرار گـيـريـد.
دست هايتان را راحت روي زانوهايتان بگذاريد.

تمرکز:  بـه ايـن حالت مديتيشن  شکل ميـگويند. با خواندن هر کلمه، جريان انرژي را دربالاي سرتان
تجسم کنيد. چشمانتان را ببنديد.
                                                                                                    
تنفس:  در حيـن خـوانـدن آواز، تنـفسي غير ارادي خواهيد داشت.
سرود:  ” سا تا نا ما ”

مفهوم سرود:   اين سرود نمايانگر چرخه آفرينش است. “سا” به معناي ازل، “تا” به معناي زنـدگـي، “نا” به معناي مرگ و  “ما” به معناي تجديد حـيــات است.

مودرا ( حرکت دست و انگشتان ):  

در حين گفتن “سا” با انگشت اشاره تان روي شستتان را لمس کنيد. با گفتن “تا” با انگشت وسطي شست را لمس کنيد. در حين اداي “نا”  با انگشت انگشتري شست را لمس کنيد. با گفتن “ما” با انگشت کوچک شست را لمس  کنيد. هر مرتبه فشار کمي روي شست بياوريد. اين حرکات را در طي تمرين حتي موقع سکوت هم تکرار کنيد.
زمان:  زمان کل ۳۰ دقيقه است. با صدايي عادي به مدت ۵ دقيقه بخوانيد، بعد به مدت ۵ دقيقه زمزمه کنيد و بعد از آن در دل خودتان به مدت ۱۰ دقيقه به خواندن ادامه دهيد. دوباره ۵ دقيقه به حالت زمزمه برگرديد و در آخر ۵ دقيقه با صدايي عادي بخوانيد.
خاتمه:  نفس را کاملاً به داخل ريه ها کشيده و بعد همه آن را بيرون دهيد. دستهايتان را تا آنجا که مي توانيد بالا برده و چند نفس عميق بکشيد.

سيستم دفاعي بدن با سلسله اعصاب، غدد و حواس  در ارتباط است. براي مقابله با مشکلات زندگي به ما قدرت داده شده است. ما قدرت هاي معنوي، فکري، احساسي و جسمي داريم. همه اين توانايي ها با هم در ارتباط اند. زماني که با احساساتي مثل عصبانيت و شکست مواجه مي شويم، سعي مي کنيم که جلوي آن را بگيريم. براي بالا بردن سيستم دفاعي بدن بايد بر اين موانع غلبه کنيم.
نيمکره راست مغزمان مقدار زيادي احساسات منفي در خود دارد که ما را به سمت افسردگي مي کشاند و سيستم دفاعي بدنمان را ضعيف تر مي کند. اين مديتيشن پزشکي به تنظيم عصب سمپاتيک و نيمکره راست مغز کمک مي کند.
با سه مرتبه خواندن ” اُنگ نامو، گورو نامو ” متمرکز شويد.
ژست:در حالت حرکت ساده يا روي صندلي بنشينيد و ستون فقراتتان را صاف نگه داريد.
تمرکز:  چشم ها را ببنديد.
تنفس:  نفسي محکم و قوي بکشيد.
مــودرا ( حرکت دسـت و انگشـتـان ):  

دسـت چـپتان روي شانه قرار گيرد. بـازوي چپ خم شده و ساعد چپ بـصـورت عمودي رو به پائين باشد. نوك انـگشت انگشتري را با نوک انگشت شست لمس کـنيـد. دسـت راستتان را مشت کنيد در حالتي که فقـط انگشت اشاره تان بـاز بـاشـد. سـوراخ بـيـني سمت راستتان را با انگشت اشاره راست ببـنديد.
زمان: ۳ دقيقه خاتمه: 

نفس را داخل کشيده و نگه داريد. در آن حالت دست ها را به هم گره کرده و کف دست هايتان را جلوي غده تيموس کمي پائين تر از گلو بگيريد. سعي کنيد که انگشتانتان را از هم جدا کنيد. در برابر آن مقاومت کنيد و آن را کشش دهيد. وقتي ديگر نتوانستيد نفستان را نگه داريد، آن را بيرون دهيد. دوباره نفس عميقي کشيده، آن را نگه داشته و اين اعمال را ۳ مرتبه تکرار کنيد.
اين مديتيشن پزشکي مي تواند به شما کمک کند که بفهميد چه اندازه مثبت يا منفي هستيد. شما را شادتر و سرزنده تر هم خواهد کرد. حالت تنفس شما بسيار مهم است. در ضمير ناخودآگاه شما، تنفس و زندگي يکسان است.
با ۳ مرتبه خواندن ” اُنگ نامو، گورو دِو نامو “  متمرکز شويد.
ژست:در حالت حرکت ساده يا روي صندلي بنشينيد و ستون فقراتتان را صاف نگه داريد.
تمرکز: چشمانتان را باز کرده و به افق خيره شويد. سعي کنيد چشمانتان در طي تمرين ثابت باقي بمانند.
تنفس:  تنفستان را با حرکات و سرود هماهنگ کنيد. تنفس کاملاً از طريق بيني انجام مي شود.سـرود:  همان طـور کـه با داخـل کشيـدن نـفـس دسـتـانتان هم  خارج ميـشـود، در فکرتان “سا” را ادا کنيـد. وقتي دسـتـها بـه حالت اوليه بر ميگردند “تا” را در ذهنـتـان ادا کنيد. براي تـکرار دوم هـمـين حرکت، دوباره نفس را داخل کرده و در ذهنتان “نا” را ادا کنيد، نفس را بيرون داده و “ما” را در ذهنتان ادا کنيد.

مفهوم سرود:    اين سرود نمايانگر چرخه  آفرينش است. “سا” به معناي ازل، “تا” به معناي زندگي، “نا” به معناي مرگ و  “ما” به معناي تجديد حيات است.
مودرا ( حرکت دست و انگشتان ): 
۱-   با انگشت اشاره انگشت شست را لمس کنيد. دست ها را تا جلوي چشم ها بالا آورده طوري که انگشت سبابه و شست يکديگر را لمس کنند. ساير انگشتان صاف و در حالت استراحت هستند. بازوهايتان با زمين موازي است.

۲-  نفس را داخل کشيده و دست ها را به اندازه ي ۳۶ تا ۴۵ اينچ از هم جدا کنيد. نفس را خارج کرده و به حالت اوليه برگرديد. ممکن است آرنجتان کمي حرکت کند اما بايد در حالت آرام باشند.

زمان:  با حرکتي آرام شروع کنيد که هر چرخه تنفس حدود ۴ ثانيه وقت بگيرد. بعد از ۲ يا ۳ دقيقه سرعت را بالاتر برده و به هر چرخه ۱ ثانيه وقت بدهيد که براي هر دفعه تکرار سرود زمان کل ۴ ثانيه شود. اين کار را براي ۳ دقيقه ديگر ادامه دهيد.
خاتمه:  در حالت خوابيده به پشت با دست هايتان در کنار بدن نفس را به داخل کشيده و رها کنيد. دست ها و شانه هايتان بايد کاملاً آزاد باشند. همه انرژي خود را براي ۱۵ دقيقه صرف استراحت کنيد.

توجه:  با انجام چنين مديتيشني افسردگي شما به کلي از بين خواهد رفت. اگر اين کارها را به درستي انجام دهيد، فشار زيادي روي غدد لنفاوي در زير بغلتان احساس خواهيد کرد.
چرا مديتيشن مي کنيم؟
مديتيشن مثل بازگشت به خانه است

مديتيشن مي کنيم تا بخشي از وجودمان را که بطور محو و ناشناخته و نادانسته از دست داده ايم بازيابيم مي توانيم آنرا  راهي براي دست يافتن به استعدادهاي بيشتر نزديکتر شدن به خود و واقعيت
يافتن ظرفيت بيشتري براي دوست داشتن ذوق و احساس رسيدن به اين شناخت که ما نيز جزيي از تماميت هستي بوده و هرگز جدا و بيگانه با آن نيستيم بدانيم
مديتيشن ديد و عمل موثرتري را پديد مي آورد هنگام مديتيشن کردن در مي يابيم که هريک از عبارات فوق مفهمومي مشخص و يکسان مي يابند آنچه از دست داده و در جستجوي کشف آن هستيم
مديتيشن شما را به جايي مي رساند که رفتارتان مشابه کسي مي گردد که در تلاش به يادآوردن چيزي است که زماني طولاني آنرا فراموش کرده است
شخص با مديتيشن با خودش و محيط اطرافش راحتتر بوده و کارهايي را که به عهده دارد به شکل موثرتري انجام مي دهد به ديگران نزديک شده احساس خصومت و نگراني کمتري خواهد داشت در اين راه هرگز به پايان نمي رسيم زيرا پاياني براي رشد توانايي انسان وجود ندارد
يک برنامه خوب مديتيشن در بسياري موارد کاملا شبيه يک برنامه خوب ورزشي است
هر دو نوع اين برنامه ها تنها در صورتي مفيد اند که متناسب با شرايط روحي و جسمي شخص باشند
براي مديتيشن محدوديت سني وجود ندارد
هدف اوليه انواع مختلف مدتيشن هماهنگي و تعليم ذهن است اين عمل باعث افزايش کارايي فرد در امور روزمره مي شود
مديتيشن انواع زيادي دارد اين انواع طرق يا مسيرها در چهار دسته کلي عقل احساس جسم عمل مي گنجند که همه روشها به يکجا ختم مي شوند
مسير عقل:
در اين روش ما بطور مداوم افکارمان را دنبال مي کنيم تا انديشه هاي خويش را متحول نماييم
مسير احساس بر اين اصل استوار است که هرچه انسان آزاده تر باشد کاملتر است به قول مولانا
عشق اسطراب اسرار خداست
در اينگونه روش ها برخي بر عشق به خود برخي بر عشق به ديگران و برخي بر عشق به خدا تاکيد دارند
در نهايت هر سه شيوه به يک نقطه مي رسد عشق به خود ديگران و خدا
مسير جسم:
در اين روش فرد مي آموزد از جسم و حرکات بدني خود آگاه شده و از طريق تمرين اين آگاهي را افزايش دهد همچون رقص و سماع صوفيان و هاتايوگا داي چي
مسير عمل:
اين روش شامل آموزش نحوه بودن در جهان و درک وارتباط با آن در حين انجام نوع بخصوصي از مهارت است در يکي از روشن ترين نمونه هاي اين روش تمام وظايف معمولي روزانه با اين آگاهي انجام مي گيرد که گويا هرکدام بخشي از هماهنگي جهان و کائنات است هر کاري با عشق و تمرکز کامل انجام مي شود و مهمترين چيز هنگام انجام آن توجه کامل و مطلق به همان کار در آن لحظه است
همچنين مي توان مديتيشن ها را به دو دسته کلي اصولي و غير اصولي تقسيم کرد
مديتيشن اصولي داراي دستورات دقيق و ظريفي است که چگونگي فعاليت دروني فرد را بطور منظم تعيين مي کند
هدف از مديتيشن غير اصولي رهايي و آزاد سازي ساختمان شخصيتي فرد بخصوص در زمينه هاي شايستگي آگاهي و پذيرش توانايي مهرورزي در خود مي باشد

مدتيشن هاي اصولي را به سه دسته خارجي مياني دروني تقسيم مي کنيم:
اگر روي هر سه روش بطور مداوم پي گيري شود به يک نتيجه منجر مي شود اما هرکدام تاثير بخصوصي در طول مسير در شخصيت شما بجاي مي گذارند
روش بيروني
باعث تقويت حس شايستگي توانايي سازش با جهان اعتماد به نفس توانايي سريع و دقيق مي شود
روش مياني
توانايي آرام ماندن را در فرد افزايش داده و او را در برابر حوادث خارجي ضربه ناپذير مي سازد در ضمن ادعاهاي فرد را درباره اينکه مسايل چگونه بايد باشند کاهش مي دهد و واکنش وي را در برابر مسايل مختلف تعديل مي کند
روش دروني
آگاهي از زندگي احساسي و پذيرش آنرا افزايش داده و بيان احساسات را آسانتر مي سازد بنابراين اگر در مرحله اي از رشد دچار چنين مشکلاتي باشيد بهتر است در برنامه خود از مديتيشن هاي دروني هم استفاده کنيد
برخي از دستورات و روشهاي مديتيشن ترکيبي از انواع مختلف است تا مدتها نبايد انتظار داشت

مديتيشن را به خوبي و با تمرکز کامل انجام دهيد
انچه بيشتر اهميت دارد تمرينات مداوم است نه بخوبي انجام دادن تمرينات پس از گذشت زمان طولاني مي توان انتظار داشت که مديتيشن واقعي باشد
هرچند براي کسي که به اين حد مي رسد زماني کوتاه جلوه مي کند
تمرينات بلندمدت شما را به اهدافي همچون ثبات شخصيت افزايش توانايي پذيرش و بيان احساسات مي رساند
تاثير دوم مديتيشن يافتن راهي جديد براي بودن در جهان است

روشهاي مديتيشن:
۱- مديتيشن تعمق مديتيشن اصولي از نوع خارجي:
اين تمرين در اصل يادگيري نگريستن به چيزي بگونه اي فعال ديناميک هوشيارانه اما بدون استفاده از واژه ها مي باشد شيي را براي کار خود انتخاب نموده و در فاصله اي قرار دهيد که بتوانيد براحتي آنرا ببينيد بهتر است شيي طبيعي باشد مانند يک تکه صدف دريايي يک قطعه سنگ يا شاخه کوچک بهتر است شاخه گل نباشد استفاده از صليب يا شعله آتش هم باعث کندي پيشرفت مي شود از چيزهايي که خاطراتي دارند و ارزش سمبوليک دارند استفاده نکنيد
به ان طوري بنگريد که گويا آنرا حس مي کنيد بهتر است اول آنرا با لحظاتي با دست لمس کنيد سپس به آن بنگريد
هر بار که متوجه شديد به مسئله ديگري مي انديشيد دوباره برگرديد و به نگريستن ادامه دهيد بگونه اي فعال ديناميک و هوشيارانه بدون استفاده از واژه ها همانطور که حس لامسه در موقع لمس اشيا بدون واژه آنها را درک مي کند اما حس بينايي در موقع رويت اجسام تمايل دارد با زبان و کلمات آنرا بيان کند
اين روش بستن چرخ ذهن به يک نقطه است و در موقع تمرين متوجه مي شويم چقدر ذهن ما بي اختيار است و پيوسته در معرض توهماتي قرار دارد
براي دو هفته اول روزي دوبار هر بار ده دقيقه تمرين کنيد يا حداقل هفته اي پنج بار
پس از دو يا سه هفته مدت تمرين را به پانزده دقيقه و پس از يک ماه به بيست دقيقه افزايش دهيد
پس از آن در صورت تمايل آنرا به مدت نيم ساعت انجام دهيد يا بطور کلي از برنامه تان حذف کنيد
بايد انتظار داشت که مديتيشن هر بار با دفعه قبلي تفاوت داشته باشد يک تمرين خوب دليلي براي پيشگويي خوبي مديتيشن بعدي نمي باشد جلسات شما مي تواند خوب خسته کننده و يا حتي گاهي نااميدکننده باشد بطور کلي پس از تمرين مداوم متوجه مي شويد تمرين هاي خوب بسيار خوب و تمريناتي که خوب نيستند خسته کننده و کسالت آورند
اين نوع مديتيشن گاهي بسيار خشک و مشکل و گاهي بسيار عالي است

۲- مديتيشن شمارش نفس ها از نوع خارجي است:
هدف انجام کاري در زماني مشخص است يعني تنها کاري که انجام مي دهيد شمارش تعداد بازدم هاست در اين تمرين تلاش اين است حتي الامکان و بطور کامل فقط به تنفس توجه داشته باشيد و در صورت پراکنده شدن افکارتان به آرامي باز به اين فعاليت بازگرديد تا وقتي افکار و ادراک شما آگاهانه باشد به اين معني است که از دستورات اصلي اين تمرين منحرف شده ايد از اينرو بهتر است شمارش را تا عدد چهار ادامه داده سپس از يک شروع کنيد وقتي احساس مي کنيد به شمارش يا هر چيز ديگر مي انديشيد از مسير اصلي منحرف شده ايد سعي کنيد به آرامي به شمارش بازگرديد اگر احساس کرديد که تنفستان تغيير کرده اين هم ميتواند يک فرار ذهني باشد

۳- مديتيشن حباب مديتيشن اصولي از نوع دروني است:
تصور کنيد بسيار آرام و راحت د رکف درياچه اي با آبي زلال نشسته ايد مي دانيد که حبابهاي بزرگ چقدر آرام تاسطح آب بالا مي آيند انديشه احساس و درک خود را چون حبابي در فضاي دريا تصور کنيد که از اين فضا عبور کرده و از آن خارج مي شود براي کامل کردن اين مرحله از پنج تا هفت يا هشت ثانيه وقت لازم است وقتي فکر يا احساسي در شما پديد مي آيد در همين مدت بسادگي آنرا مي بينيد تا وقتي از آب گذشته و از فضاي ديد شما خارج شود سپس تصور حباب دوم را شروع کنيد و در همان مدت آنرا دنبال نماييد در پي کشف دنبال کردن يا همراهي با يک حباب نباشيد تنها آنرا با اين فکر ببينيد که اين چيزيست که من مي انديشم و احساس مي کنم اگر همان حباب چندين بار بالا آمد مديتيشن را قطع نکنيد با ادامه تمرين اين مسئله برطرف مي شود
اگر نمي توانيد ارتباط بين حبابها يا منشا افکار خود را ببينيد نگران نشويد
با ادامه دادن اين اصول ذهني اين مسايل بر طرف مي شود
اگر به نظرتان رسيد که ذهنتان کاملا خالي شده بدانيد اين احساس خود حبابي بسيار خوب است
بجاي تصور نشستن در کف درياچه و حباب هوا
مي توانيد تصور کنيد در چمنزاري نشسته ايد و دودهايي که از اردوگاهي بر مي خيزد را مي نگريد
همچنين مي توانيد تصور کنيد کنار رودخانه اي نشسته ايد و گاهي الواري روي آب شناور مي شوند
پس از آزمايش يکي از آنها را انتخاب و براي دو هفته اول ده دقيقه در روز کافي است بعد از دو هفته آنرا به روزي بيست دقيقه افزايش داده و پس ازيک ماه اگر آنرا مفيد ديديد آنرا به نيم ساعت برسانيد و در پايان اين دوره تصميم بگيريد که اين روش را چگونه در برنامه مديتيشن خود بگنجانيد

۴- مديتيشن تراودا اين مدتيشن اصولي ترکيبي از روشهاي دروني و خارجي است:
اساس اين روش تعمق و تامل بر حرکات موزوني است که خود به خود در جسم ايجاد مي شوند
مکان يا وضعيتي راحت را يافته دستهاي خود را روي سينه يا شکم قرار دهيد بسياري از افراد ترجيح مي دهند اين تمرين را به حال نشسته روي زمين انجام دهند اما نشستن روي يک صندلي راحت نيز مطلوب است انگشتان خود را کاملا باز کنيد بطوري که يکديگر را لمس نکنند دستهاي خود را هم باز کنيد حرکات سينه و شکم را که زير انگشتان اتفاق مي افتد بايد کاملا حس کنيد فعالانه مشاهده و با قدرت بررسي کنيد هرگاه حس کرديد در حال تفسير ادراک خود با استفاده از کلماتيد متوجه باشيد از اصول مديتيشن منحرف شده و بايد به آرامي دوباره خود را به جاي اصلي بازگردانيد همچنين اگر تغييري در حرکات تنفسي خود احساس کرديد يا انديشه شما به اتفاقاتي که در درونتان مي گذرد کاملا متمرکز شد فورا به جاي اوليه برگرديد اصولا تمام موارد شبيه به مدتيشن هاي قبل است با اين تفاوت که به جاي چشم از انگشتان و بجاي شي طبيعي از حرکات منظم جسم خود استفاده مي کنيد
دو هفته اول را با پانزده دقيقه در هر جلسه آغاز کنيد پس از پايان اين مدت در صورتي که حس کنيد برايتان مناسب نيست آنرا بکلي قطع کرده و در عير اين صورت زمان آن را براي هفته سوم و چهارم به بيست و پنج دقيقه افزايش دهيد پس از يک ماه مي توانيد تصميم گرفته و در صورت مفيد بودن اين روش آنرا در برنامه مديتيشن خود مورد استفاده قرار دهيد

۵- مديتيشن نيلوفر هزار برگ مديتشن اصولي از نوع خارجي:
در اين تمرين شما به عنوان مرکز نيلوفر کلمه ايده يا تصويري را انتخاب مي کنيد
بهتر است براي اولين جلسه تمرين به مدت ده يا پانزده دقيقه واژههايي چون گل عشق آرامش نور رنگ سبزه درخت خانه را انتخاب کنيد تا احساس خوبي در شما ايجاد شود پس از تمرينات زياد از واژههايي مانند عصباني فرياد غم ضربه درد استفاده کنيد در اين صورت احتمال نا خوشايند بودن آنها به مراتب کمتر از اين است که از ابتدا با چنين کلماتي تمرين کنيد زيرا در استفاده از اين کلمات گاهي احساس ترس و وحشت و نگراني بوجود مي آيد کلماتي مانند پوچ بيهوده هيچ حداقل تا بعد از بيست جلسه نبايد مورد استفاده قرار گيرد تا دچار افسردگي و حالات ناخوشايند نشويد وقتي با اين روش بخوبي اشنا شديد مي توانيد هر واژه تصور يا ايده اي را به عنوان مرکز اين گل انتخاب کنيد
هرگاه واژه اي را بعنوان مرکز گل انتخاب کرديد در مکاني آرام و راحت قرار گرفته و روي آن تامل کرده و منتظر بمانيد در آن لحظه اولين کلمه در ذهن شما تداعي مي شود اکنون به دو کلمه اي که با اولين گلبرگ با هم ارتباط يافته اند سه يا چهار ثانيه بينديشيد يا متوجه دليل اين تداعي مي شويد يا خير در هر دو مورد کاري جز توجه مجدد به مرکز اصلي نداريد مسير گلبرگ تداعي سه يا چهار ثانيه تفکر روي آن و رابطه آن در مرحله بعدي مي باشد دوباره به کلمه اصلي برگرديد و منتظر تداعي بعد شويد و به اين روش ادامه دهيد اين تمرين تداعي آزاد نيست چون هميشه شما به کلمه اصلي به عنوان مرکز نيلوفر باز مي گرديد و باز از همان جا شروع مي کنيد اينجا اين مديتيشن را با يک سري تداعي هاي کوتاه نشان مي دهيم به عنوان مرکز گل کلمه نور را انتخاب مي کنم اولين تداعي من خورشيد است به مدت سه يا چهار ثانيه به رابطه نور و خورشيد و رابطه بين اين دو واژه مي انديشم مفهموم اين ارتباط را فهميده دوباره به کلمه نور بازمي گردم دومين تداعي قرمز است به اين دو کلمه سه يا چهار ثانيه فکر مي کنم مفهوم ارتباط را درک و دوباره به کلمه نور باز مي گردم تداعي بعدي تاريکي است آنرا فهميده و پس از سه يا چهار ثانيه دوباره به کلمه نور مي انديشم تداعي بعدي چتر است ارتباط بين نور و چتر را درک نمي کنم پس از سه يا چهار ثانيه به واژه نور برمي گردم تداعي بعدي لامپ است اين تداعي قابل درک است پس از سه يا چهار ثانيه به کلمه نور برگشته و تمرين را به اين ترتيب ادامه مي دهم
اگر به يک سري کلمات غير قابل درک برخورديد بازهم پس از مدت کوتاهي مکث دوباره به واژه اصلي بازگرديد مطمئنا اين بار کلمات روشن تر و داراي ارتباط بيشتري خواهند بود در صورتيکه اين مديتيشن را ادامه دهيد مشاهده مي کنيد بينش شگفت آوري از زندگي دروني خود بدست آورده ايد هرچند اين بصيرت بسيار خوب و مفيد است اما نباد هدف اصلي مديتيشن قرار بگيرد
پس از اينکه حداقل ده تا پانزده بار اين تمرين را انجام داديد گاه حس مي کنيد که اين بينش بدست آمده و در حل مسائل خاصي بسيار مفيد است پس از کسب تجربه کافي مي توانيد از اين روش براي حل مسئله اي که با آن درگيريم استفاده کنيم براي اينکار کافي است همان مسئله را به عنوان مرکز گل انتخاب کنيم
اين تمرين را با ده دقيقه در روز به مدت دو هفته شروع کنيد براي هفته سوم و ماه اول آنرا به بيست دقيقه تا نيم ساعت افزايش دهيد پس از پايان اين مدت در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه مديتيشن خود تصميم بگيريد
۶- مدتيشن مانترا( ذکر):
اين مدتيشن بيشتر از انواع ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد
در اين روش کلمه عبارت يا جمله اي که مانترا ناميم بصورت ذکر بارها خوانده مي شود
مثل مانتراي شرقي اوم
جمله مسيحي خدايا کمکم کن
و عبارت صوفيانه ياهو
هدف اصلي انجام تمرين انجام فقط يک کار در زماني مشخص است
اگر کسي مدعي شد مي تواند مانترايي را که خاص شماست به شما بدهد يا بفروشد بدانيد قصد فريبتان را دارد
مانترا يا کلمه ذکر به اين دليل مفيد است که شما آنرا بکار مي بريد با هر کلمه اي که راحتيد شروع کنيد
بهتر است بي معني باشد تامشغوليت ذهني در حين تکرار ايجاد نکند
يک جاي آرام بيابيد که بدنتان راحت باشد و بتوانيد به راحتي تنفس کنيد و شروع به ذکر نماييد
در صورت امکان با صداي بلندبخوانيد البته تا آن حد بلند که باعث ايجاد تنفس شديد و عميق نشود
و در غير اين صورت به آرامي مانترا را بخوانيد
در وقت تمرين فقط ذکر بخوانيد و کار ديگري انجام ندهيد در صورتي که فکر ديگري به ذهنتان رسيد آنرا از ذهنتان خارج کنيد آهنگي براي مانتراي خود يافته و با همان ريتم تمرين کنيد
اين تمرين را ابتدا با پانزده دقيقه در هر جلسه شروع کنيد پس از دوهفته آنرا به بيست دقيقه و در صورتي که احساس خوبي از اين مديتيشن بدست مي آوريد به مدت نيم ساعت افزايش دهيد پس از يک ماه مي توانيد در مورد برنامه ريزي خود با اين روش تصميم بگيريد

۷- مديتيشن من کيستم؟ مديتيشن اصولي از نوع دروني:
ما با درک عادي مي توانيم تنها به کيفيات چيزها پي برده و تازماني که با اين ديد و توهم باقي بمانيم اشيا را هميشه با همان استانداردها مي بينيم و چيزهاي ديگر را هم با مقايسه با اين معيارها مي سنجيم در حاليکه براي درک بينش و ديدن واقعي اشيا مقايسه اي نبايد انجام گيرد
اين مديتيشن روش مستقيم يا تحقيق از خود براي درک و شناخت جهان است
اين مديتيشن از روشهاي ديگر مشکل تر است يعني حداقل پس از چند ماه تمرين مداوم روزانه با مديتيشن هاي اصولي قادر به انجام اين روش مي شويد
در اين تمرين از خود مي پرسيم من کيستم؟ و مرتب و سازمان يافته به هر سوال پاسخ مي دهيم اگر پاسخ نام شماست بايد به خود بگوييد نه اين نامي است که خود داده ام کسي که اين اسم را دارد کيست؟ اگر پاسخ شما احساس يا درکي است مثلا در جواب من کيستم؟ بگوئيد آدمي که احساس خستگي مي کند پاسخ به خود چنين است نه احساسي است که من دارم حال کسي که چنين احساسي دارد کيست؟ اگر پاسخ شما يادآور خاطره ايست مثلا بگوييد من کسي هستم که يکبار پاسخ اين است نه اين خاطره ايست که من دارم حالا کسي که اين خاطره را دارد کيست؟ اگر پاسخ تصور يا تصويري است که از خود در ذهن داريد نه اين تصويري است که از خود دارم کسي که اين تصوير را دارد کيست؟ اگر بنظرتان شخص يا تيپي به ذهنتان رسيد به عنوان پاسخ پرسش مي گوييد نه اين تفسير از ايده اي يا خاطره اي است که دارم ولي مفسر کيست؟ هر جوابي که بنظرتان مي رسد بايد بدين ترتيب پاسخ داده شود پس از هر پاسخ جستجويي پويا و فعالانه براي رد آن در ذهن شما آغاز مي شود در اين مدتيشن استراحتي وجود ندارد اين تمرين بايد بطور مداوم و با خشونتي متوالي براي يافتن پاسخ و رد آن انجام شود و پس از آن جستجوي بعدي و رد آن پاسخ ادامه يابد اصول اين روش بايد با دقت و جزئيات دقيق دنبال شود پاسخ ها و پرسش ها به روش فوق و در زمان حال بيان مي شوند اين جستجو براي پيدا کردن ريشه اصلي و واقعي خود است که در پشت بسياري خودهاي دروغين و کاذب نهفته است و ما اين چهره کاذب را به عنوان خود واقعي مي شناسيم
وقتي براي تمرين آماده شديد ابتدا با روزي نيم ساعت و به مدت يک يا دو هفته آنرا انجام دهيد در پايان اين دوره در مورد تنظيم برنامه خود با اين روش تصميم بگيريد
گاه ضمن تمرين پاسخي مي يابيد که برايتان قابل قبول است در اين صورت اين تمرين را متوقف کرده و تامدتي از روش هاي ديگر مديتيشن استفاده کنيد

۸- مديتيشن حرکتي صوفيانه:
براي انجام اين حرکت به گروهي پنج الي پانزده نفري نياز مي باشد اين تمرين شامل حرکت و خواندن ذکر است
گنجاندن اين روش در برنامه مديتيشن خود باعث ايجاد تنوع مي شود و جسم را هماهنگ و موزون مي سازد
در اين مديتيشن شما و افراد گروه دايره اي را با دستهاي قلاب شده در هم تشکيل مي دهيد بين هر دونفر بايد فاصله اي باشد اما نه تاحدي که باعث کشيده شدن دستها شود
پاهاي خود را به راحتي طوري قرار دهيد که سنگيني شما روي زمين باشد به آرامي به پشت تکيه داده چهره خود را رو به آسمان بلند کرده دستها را بالا بگيريد و وقتي حس کرديد در وضع راحتي نشسته ايد با صدايي آهنگين بگوييد يا حق اکنون تنه و سر و دستها را پايين آورده بطوريکه صورتتان مستقيما به سمت پايين و در وضعيتي راحت بوده با همان صدا بگوييد يا هو حالا به طرف دستها و صورت را بطرف بالا بگيريد و بگوييد يا حق و به همين ترتيب ادامه دهيد اين حرکات را ادامه دهيد تا زماني که سرعت و ريتم حرکت شما با ديگران يکسان شود
بسياري از گروه ها اين کار را بين ده تا پانزده مرتبه در هر دقيقه تکرار مي کنند اين بستگي به پيشرفت کار گروهي شما دارد وقتي حرکات شمت متناسب با حرکت گروه شد آنرا ادامه دهيد هدف آگاهي کامل از حرکت و ذکر است اگراين حرکات منظم باشد گروه مانند گلي در حال باز و بسته شدن بنظر مي رسد
در اين تمرين بايد از وضعيت جسماني خود آگاه باشيد اگر کسي احساس مي کند در جايي که نبايد باشد قرار گرفته به آرامي دست دو نفري را که در کنارش نشسته اند به هم نزديک مي کند دايره را مرتب مي کند و خارج مي شود هرکس بايد براي خارج شدن از گروه در صورت لزوم احساس آزادي کند در غير اين صورت تمرين نادرست است
اين تمرين را ده تا پانزده دقيقه در حدود ده مرتبه انجام دهيد تا جايي که احساس کنيد گروه به انجام آن عادت کرده و هيچکس از اين تمرين احساس ناراحتي و خستگي نمي کند اگر همه چيز خوب پيش رود مي توانيد مدت آنرا تا نيم ساعت افزايش دهيد آنچه در اين تمرين اهميت دارد اين است که شما بتوانيد هنگام خستگي از گروه جدا شويد پس از مدتي قادر مي شويد در اين تمرين گروهي تنها به حرکت و ذکر بينديشيد و آگاهي از خود و جهان را با هماهنگي بين حرکات و صداي شما پيدا مي شود اگر از اين تمرين احساس خوبي داريد اين راه بودن را نيز آموخته ايد و از اين پس مي توانيد بدون احساس خستگي آنرا ادامه دهيد و در مورد استفاده از آن در برنامه روزانه خود تصميم بگيريد
۹- مديتيشن آگاهي حسي:
اين مديتيشن هم همراه با حرکت است
براي شروع تمرين حتي الامکان در جاي راحتي قرار بگيريد بهتر است روي زمين و به پشت دراز بکشيد البته روي يک قاليچه يا فرش نرم راحت تر مي باشيد پاهاي خود را دراز کرده و درصورتي که احساس ناراحتي در قسمت پشت يا کمرتان مي کنيد زانوها را خم و پاها را بطرف نشيمن جمع کنيد چشم ها را بسته و به مدت چند دقيقه بگذاريد هر بخش از جسمتان عميقا در زمين فرو رود از پاها شروع کرده و تا ماهيچه ساق پا زانوها لگن خاصره شکم قفسه سينه دستها بازوها آرنج گردن و بالاخره سر ادامه مي دهيد سعي کنيد به سه بعدي بودن تمام اجزاء بدن خود قسمت بالاي بدن بخشي که روي زمين قرار دارد و رو سمت جانبي جسم خود آگاهي کامل داشته باشيد حالا فقط روي نفس خود هنگام بازدم تمرکز کنيد احساس کنيد تمام بدنتان بطور کامل و عميق در زمين فرو مي رود بهتر است اين روش مقدم برهمه تمرينات ديگر انجام شود اگر واقعا ده تا بيست دقيقه براي تمرين اختصاص دهيد در مي يابيد قدرت درک و پذيرش و آرامش دروني شما به ميزان زيادي افزايش يافته است همچنين در گشودن گره ها و تنش هاي دروني عضلات که عميقا در وراي آگاهي معمولي نهفته است مفيد مي باشد
اگر وقت کافي داشته و بخواهيد در اين زمينه پيشرفت بيشتري کنيد دستهاي خود را روي ديافراگم بين سينه و کمر قرار داده بطوري که وزن آنها روي ديافراگم به خوبي حس شود بگذاريد دستها همراه با تنفستان به حرکت درآيند پس از مدت کوتاهي وقتي احساس کرديد حرکت دستانتان با تنفس هماهنگ شده يا حس کرديد اين وابستگي دو جانبه است دستها را به آرامي برداشته و بالاتر از ديافراگم نگاه داريد نيازي نيست اين فاصله زياد باشد دقت کنيد بازو و آرنجتان روي زمين باشد بگذاريد حرکت به همان سادگي حتي الامکان آرام و کند باشد در اين تمرين سعي کنيد هر لحظه از تنفس خود آگاه بوده به محض اينکه دوباره دستتان روي ديافراگم قرار گرفت مدتي وقت دهيد تا وزن دستها بطور کامل روي آن احساس شود بار ديگر حرکت دستها را باتنفس خود هماهنگ کنيد اين تمرين را چندين بار انجام داده و بتدريج فاصله دستها را از بدن زيادتر نماييد تا جايي که بالاخره دستها روي زمين قرار گيرند حالا فاصله بين دو استراحت را تغيير دهيد مسر اين حرکت مانند قوسي کوچک از ديافراگم به زمين و از زمين به ديافراگم است پس از مدت کوتاهي احتمالا احساس مي کنيد تنفس و حرکت دستها آنچنان بهم پيوسته که گويي همه چيز بخودي خود و بدون سعي و دخالت شما اتفاق مي افتد در اين زمان حس مي کنيد واقعا در اين تمرين محو شده و حالتي از استراحت وآرامش عميق در شما ايجاد مي شود
در صورتي که پس از چندين بار تمرين بطور همزمان از حرکت و تنفس خود آگاه نشديد دلسرد نشويد چون مانند تمام مديتيشن هاي ديگر با تکرار و گذشت زمان مهارت کافي بدست مي آيد
در صورت تمايل به انجام دقيق اين تمرين شرح مراحل را روي نوار ضبط کنيد نوار حدود بيست دقيقه تا نيم ساعت باشد هنگام ضبط مراحل مختلف اين مديتيشن بين جملات و پس از هر پاراگراف فاصله زماني کافي را رعايت کنيد اين تمرين را به مدت دو هفته و روزي يکبار انجام دهيد پس از پايان اين مدت مي توانيد در مورد ادامه آن تصميم بگيريد

۱۰- مديتيشن پناهگاه امن:
اين نوع مديتيشن با انواع ارائه شده که بطور کلي نياز به راهنمايي و هدايت دقيق دارند متفاوت بوده و از جنبه هدايت کمتري برخوردار است يعني راهنمايي بدون استفاده از واژه ها مي تواند ايجاد نظم ذهني کند دستورات اين روش متفاوت با انواع ديگر مديتشن هاست چنين روشهايي نزد برخي از استادان تصوف رايج بوده
در يک مکان راحت قرار گيريد اجازه دهيد آگاهي شما در درونتان شناور شود تصور کنيد اين آگاهي در هر جهتي مي تواند جريان يابد فرض کنيد جايي که هستيد مکاني امن وپناهگاهي ايمن است که در آن احساس کاملي از راحتي امنيت ايمني راستي و کمال را بدست مي آوريد سعي کنيد در درون خود جهتي را که بايد آگاهي خود را در آن شناور کنيد احساس نماييد در مورد اين جهت و هدف نبايد هيچ پيش فرضي داشته باشيد راه احساس علايم جهت و بعد را در درون خود احساس کرده و سعي کنيد آگاهي خود را بدون دادن عنوان به اين علايم در درونتان شناور سازيد حداقل تامدتي طولاني نام نهادن و برچسب زدن به درک و احساستان نادرست است
براي بسياري از افراد البته نه در مورد همه آنها بهتر است اين تمرين از درون سينه شروع شود تصور نکنيد
در اين مرحله از واژه ها و عقل خود استفاده نکنيد چون اين تمرين عقلاني نبوده و بيشتر جنبه احساسي دارد
هدف رسيدن به مکاني امن يافتن راهي براي بودن چيزي که شما درست مي پنداريد يا جائيکه در آن احساس راحتي ايمني و درستي مي کنيد مي باشد
اصطلاح پناهگاه امن از اينرو بکار مي رود که پناهگاه نيز همين خصوصيات را دارد اما اين پناهگاه منطقه اي محدود نيست يعني همانگونه که براي استراحت و امنيت وارد اين پناهگاه شده ايد مي توانيد با تمرکز و آرامش از آن خارج شويد اين تمرين مديتيشني بسيار آرام است و نياز به تلاش کمتري دارد بگذاريد علايم ضعيف جهات را براي شناور ساختن آگاهي خود احساس کنيد بگذاريد آگاهي تان در همان جهت شناور باشد تصورات قبلي را از آنچه که ممکن است بيابيد کنار بگذاريد آنچه در اين مديتيشن بدست مي آوريم فردي خصوصي و يگانه است و پناه امن من متفاوت با پناه امن شماست دانستن اينکه ديگران چگونه به آن مي رسند و اين مرحله را طي مي کنند باعث مي شود در يافتن پاسخ هاي مربوط به پناهگاه امن خود دچار مشکلات بيشتري شويد
ابتدا اين تمرين را روزي يکبار انجام و به مدت دوهفته انجام دهيد در اين دوره اگر از آن احساس خوبي داشتيد مي توانيد زمان آنرا به نيم ساعت افزايش داده و پس از پايان هفته سوم در مورد انجام آن تصميم بگيريد بهتر است اين مديتيشن را پس از دوماه تمرين جدي روش هاي ديگر از قبيل شمارش نفس ها و تعمق آغاز کنيد
مديتيشن هاي غير اصولي يا غير رسمي
در اين نوع مديتيشن ها يک تصوير تصور ارتباط يا مشکلي را درنظر گرفته و درباره آن فکر مي کنيد البته اين نيز تداعي آزاد نيست چون شما تا آخر تمرين در محدوده موضوع و مفهوم مطلب و چگونگي احساس خود باقي مي مانيد اين يک مرحله فعال ذهني است که در آن دچار روياهاي گيج کننده نشده و با حالتي فعال در مورد مسئله بررسي و کار مي کنيد موضوعات متنوعي هست که فرد براي مديتيشن مي تواند انتخاب کند شما مي توانيد موضوعي را درمورد رشد و تکامل دروني يا مطلبي که با تمام وجود شما در آميخته است انتخاب کنيد موضوعات عادي و پيش پاافتاده به عنوان موضوع تمرکز مورد توجه قرار نمي گيرند انتخاب موضوعاتي چون عشق زيبايي شکوه خداوند عشق به مسيح تلاش براي دوست داشتن و مورد علاقه قرار گرفتن براي اين تمرين مناسب است
وقتي مديتيشن غير اصولي انتخاب مي کنيد آنرا به آساني تغيير نداده بلکه آنرا روزي ده تا پانزده دقيقه به مدت يک هفته ادامه دهيد پس از يک هفته اگر احساس کرديد براي شما مناسب و سازگار است اين مدت را براي هفته آينده به بيست دقيقه تا نيم ساعت افزايش دهيد در پايان اين مدت نه قبل از آن مي توانيد در مورد ادامه تمرين و پيشرفت خود تصميم بگيريد
گاه در طول مديتيشن غير اصولي نتيجه مي گيريد که در مورد اين موضوع خاص به پاسخ واقعي رسيده ايد در اين صورت چند لحظه با اين درک خود خلوت کنيد ديگر تلاشي براي جستجوي بيشتر نکنيد بلکه پاسخ واقعي را جذب کرده و آنرا بفهميد اکنون تمرين را قطع کرده و مثل پايان مديتيشن هاي ديگر چند لحظه آرام و بدون برنامه استراحت کنيد و روز بعد تفکر را در مورد موضوعي ديگر با همين روش اجام دهيد

 در پايان اين مرحله در مورد چگونگي انجام اين تمرين و ادامه آن تصميم بگيريد
سوالات ذيل نمونه هايي براي موضوع انتخابي شماست
اگر آدمي که دوست داشتم بودم چگونه انساني مي شدم؟
اگر از تمامي ظرفيت ها و توانايي هاي خود استفاده کنم چگونه آدمي خواهم بود؟
در اين مورد چه احساسي دارم؟ %


تاریخ : چهارشنبه 03 آذر 1395
بازدید : 168
نویسنده : sina95

 

 

مدیتیشن چیست؟ مدیتیشن به معنای متمرکز کردن ذهن است. این تمرکز میتواند بر روی یک صدا، عبارت یا دعا، شئ، تصویر، آگاهی از خویشتن، نحوه تنفس، فرائض دینی و... صورت گیرد. هدف از این کار آگاهی از لحظه حال، رسیدن به آرامش، و کاهش استرس است. مدیتیشن موجب ارتقای شخصیت و رشد روحانی و معنوی می شود.

 

هدف از مدیتیشن:

مدیتیشن می تواند به آرامش افراد در استرس، به حفظ سلامتی و به بهبودی بیماران کمک کند .کسانی که مدیتیشن را به صورت مرتب انجام می دهند، هم کمتر دچار اضطراب و افسردگی می شوند و هم شادمانی و رضایت بیشتری از زندگی دارند. مدیتیشن آرامش عمیقی ایجاد می کند که در آن احساس توازن و تعادل فکری خواهید کرد. دستاورد این تعادل فکری افزایش بصیرت، ارتقای افکار، و خونسردی در برخورد با مشکلات است. آرامش و خود شناسی بیشتر و پذیرش بهتر دیگران روابط اجتماعی را نیز دگرگون می کند. مدیتیشن با ایجاد شرایط رهایی از استرس می تواند به کاهش علائم بسیاری از بیماریها کمک کند.

 

فواید مدیتیشن:

١- بر اساس یافته های بالینی مدیتیشن منظم می تواند در درمان حمله اضطراب، اختلال اضطرابی فراگیر، زخمهای گوارشی، التهاب روده بزرگ، پسوریازیس، وبرخی اختلالات افسردگی مانند دیس تایمی موثر باشد.

٢- مدیتیشن می تواند به عنوان مکمل درمان در فشار خون بالا، پیشگیری از سکته قلبی،سخت شدن دیواره عروق، التهاب مفاصل، دردهای عضلانی، سرطان، بی خوابی، میگرن، و سکته مغزی به کار رود.

٣- مدیتیشن می تواند درمان مکملی برای آلرژیهای خفیف تا متوسط وآسم باشد، چون کاهش استرس در این بیماریها نقش پیشگیری کننده دارد.

٤- مدیتیشن موجب کاهش علائم و بهبود عملکرد در بیماریهای عصبی مانند پارکینسون، ام اس، و صرع می شود.

 

احتیاطها در مدیتیشن:

مدیتیشن برای بیشتر افراد بی خطر است. اما به نظر می رسد دوره های عزلت نشینی طولانی در برخی از انواع مدیتیشن برای افراد مبتلا به اختلالات روانی، اختلال افسردگی اساسی، و اختلالات شدید شخصیتی، نامناسب است. برخی تحقیقات بیان می کنند که حالت آرامش و خلسه مانند مدیتیشن مشابه هیپنوتیزم است.

 

نتایج مدیتیشن:

مطالعات علمی که از سال1960 تا به حال صورت گرفته اند، نشان می دهند که مدیتیشن متابولیسم و سوخت و ساز بدن، سیستم غدد درون ریز، سیستم عصبی مرکزی، و سیستم اعصاب خودکار را تحت تاثیر قرار می دهد. تعداد تنفس، ضربان قلب و فشار خون کاهش یافته و امواج مغزی آلفا افزایش می یابد. اینها موجب کاهش اضطراب و درد می شوند. نیاز به مصرف مسکنها نیز کم می شود.

 

تاریخچه مدیتیشن:

مدیتیشن سالهای سال است که انجام می شود. مذاهب مختلف در سر تا سر جهان روشهای متنوعی از تمرینات مدیتیشن را ارائه داده اند. از جمله مراسم مذهبی مسیحی، تمرینات نشسته بودایی، حرکات چرخشی صوفیان، و....

گذشته از مراسمهای مذهبی متداول و زمینه های فرهنگی، مدیتیشن را می توان به صورت فردی برای غلبه بر استرس و درد به کار برد.

 

انواع مدیتیشن:

به طور کلی دو نوع مدیتیشن وجود دارد.

١- مدیتیشن از طریق تمرکز

٢- مدیتیشن از طریق تفکر

در مدیتیشن از طریق تمرکز فرد توجه خود را بر روی تنفس، تصویر واقعی یا خیالی، یک صدا، کلمه یا عبارتی که به آرامی یا با صدای بلند تکرار می شود (مانترا)، و یا بر حرکات مشخص مانند حرکات تای چی، یوگا ، چی کونگ متمرکز می کند. به دنبال تمرکز، نگرانی و اضطراب محو شده احساس آرامش جای آن را می گیرد. این آرامش اثرات فیزیولوژیک مفیدی بر بدن دارد.

در مدیتیشن از طریق تفکر، فرد از تمامی توجه خود برای آگاهی استفاده می کند. تفکر درحالت آرامش و به منظور شناخت خویشتن صورت می گیرد و آگاهی از افکار ، احساسات طبیعی، قوه ادراک و احساس به دست می آید. از این طریق سکون و آرامش ذهن ، تسلط بر خویشتن و خونسردی حاصل می شود.

 

روشهای مختلف مدیتیشن آمیزه ای از فرهنگها و مذاهب هستند ولی اساس همه آنها را این دو روش تشکیل می دهد. برای مثال می توانید ازیکی از روشهای ساده مدیتیشن پنج دقیقه ای روزانه نوشته سلن ییگر selen yeager استفاده نمائید.

 

در این روش ساده، فقط کافیست شما مکانی آرام وبدون مزاحمت پیدا کنید وبنشینید فراموش نکنید که پشت شما باید مستقیم وبدون خمیدگی(قوز)باشد دستان خود را به حالتی کاملا آرام و راحت در کنار خود قرار دهید، اجازه دهید تا چشمان شما به طرف پایین نگاه کند البته از خیره شدن به زمین خودداری نمایید وبسیار آرام وعمیق ومنظم نفس بکشید، با تمرکزو احساس سرشاراز شکر گزاری ازآفریدگار یا قدرت بی انتها ادامه دهید.اگر کمی افکارشما شناور است اشکالی ندارد،اگر احساس سنگینی چشم داشتید چشمان خود را ببندید، بسیار آرام باشید واین تمرین را هر روز ادامه دهید اگر دو بار در روز این تمرین را انجام دهید و زمان آنرا به بیست دقیقه برسانید بسیار موثرتر خواهد بود.نگران نباشید به راحتی آنرا انجام خواهید داد و تاثیر شگفت انگیز آنرا خواهید دید.

منبع: سایت پرداد


تاریخ : چهارشنبه 03 آذر 1395
بازدید : 134
نویسنده : sina95

 «عدم تمركز حواس»، موضوعى است كه بسيارى از جوانان، به دلايل مختلفى، از آن رنج مى‏برند. تمركز حواس در هر كارى از جمله مطالعه و درس خواندن - از ضروريات است. تمركز حواس، حالتى ذهنى و روانى است كه در آن تمام قواى حسى، روانى و فكرى انسان، روى موضوع خاصى متمركز مى‏شود و تضمين كننده امر يادگيرى و انجام دادن صحيح كارها و رهايى از خطرات احتمالى است. در يك جمع‏بندى كلى، بيشتر افراد به دلايل زير، با عدم تمركز فكر و حواس‏پرتى روبه‏رو مى‏شوند: 1. كسانى كه خود را به انجام دادن كار يا مطالعه درسى مجبور مى‏كنند؛ در حالى كه تمايل درونى چندانى به آن ندارند. در اين صورت قواى ذهنى و روانى‏شان، به طور خودكار از آن موضوع دور شد، و دچار حواس‏پرتى مى‏گردند. اينان ممكن است مدت‏ها با بى‏علاقگى، كارهايى را انجام دهند و يا به دنبال درس و رشته تحصيلى خاصى، تلاش‏هايى كنند و به عبارت ديگر خود را مجبور به انجام دادن آن كار يا مطالعه ببينند! 2. فشارهاى روانى، از عوامل عمده پراكندگى فكرى است. بيشتر افراد در مواجهه با موضوعى، اگر معتقد باشند زمان كافى براى حل آن ندارند و يا توانايى حل مسئله و كسب توفيق را در خود نبينند، دچار نگرانى و اضطراب مى‏شوند و در نتيجه اين ترس از شكست، افكار منفى، عدم اعتماد به نفس و خيال‏بافى‏هاى منفى‏گرايانه، توان عمل و ابتكار و خلاقيت را از آنان سلب مى‏كند و به جاى اينكه روى موضوع خاص متمركز شوند، بر ترس و احتمال شكست خود تمركز مى‏كنند و يأس و نااميدى بر آنها چيره و موجب حواس‏پرتى مى‏گردد. 3. گاه بعضى از حوادث و اتفاقات، فضاى روانى فرد را دچار اختلال مى‏كند. مسائلى نظير آنچه در زندگى شخصى، تحصيلى، خانوادگى، اجتماعى، اقتصادى و ... رخ مى‏دهد، تمركز حواس را از بين مى‏برد. 4. گاهى عدم رعايت بهداشت مطالعه و اصول و قوانين آن و بهره نگرفتن از روش مناسب، باعث خستگى جسمى و روانى شده و آمادگى روانى لازم براى مطالعه و درس را از بين مى‏برد. در نتيجه احساس بى‏علاقگى و به دنبال آن عدم تمركز حواس، بر شخص مستولى مى‏شود. 5. گوناگونى فعاليت‏هاى فرد - به خصوص اگر در توان او نباشد - باعث عدم تمركز حواس مى‏شود. راه‏هاى مقابله با عوامل حواس‏پرتى‏ براى مقابله با هر يك از عوامل ياد شده، بايد به راه‏كار خاص و مناسب آن توجه كرد. نكات زير مى‏تواند به عنوان راه‏كارهاى كلى، مؤثر واقع شود: 1. در ابتدا و قبل از هر چيز، براى تمام فعاليت‏هاى درسى و غيردرسى، برنامه‏ريزى كنيد. اوقات شبانه‏روز را در يك جدول زمان‏بندى شده - از هنگام بيدارى تا موقع خواب - يادداشت و براى هر كارى، زمان خاص و مناسب معين كنيد. بكوشيد طبق همان برنامه تنظيم شده، به فعاليت‏هاى مشخص (كلاس، مطالعه، استراحت، عبادت، ورزش و ...) بپردازيد. زمان معينى را در طول روز، براى انديشيدن درباره موضوعات مختلف با تخيلات و افكار مزاحم، اختصاص دهيد. اين كار حداقل دو فايده مهم دارد: نظم و انضباط در تمام فعاليت‏ها - حتى در انديشه‏ها و افكارتان - راه پيدا مى‏كند كه خود بسيار ارزشمند است و نيز اگر افكار مزاحم در غير زمان معين، به سراغتان آمد و باعث حواس‏پرتى شما شد، مى‏توانيد به خود وعده بدهيد كه زمان انديشيدن در اين باره، فلان زمان خاص و معين است. پس براى هر كار و فعاليتى وقتى، مشخص كنيد و در آن زمان به هيچ امرى، غير از آن نپردازيد. 2. اصول و قوانين لازم براى يك مطالعه سودمند را بشناسيد و آن را به دقت رعايت كنيد. در اينجا به چند مورد اشاره مى‏شود: الف. با تبيين هدف خويش از مطالعه و درس خواندن، احساس نياز و انگيزه براى مطالعه را در خود افزايش دهيد. ب. به هنگام مطالعه يا حضور در كلاس، از افكار يأس آفرين، كسل كننده و غيرمنطقى بپرهيزيد و همواره اميد، قدرت و توانايى را در ذهن خود حفظ كنيد. ج. هنگام مطالعه يا سر كلاس، كاغذ و قلمى داشته باشيد و يادداشت برداريد يا مطالب را خلاصه كنيد تا در فضاى روانى درس و مطالعه قرار داشته باشيد؛ نه اينكه به دنبال افكار و ذهنيات خود باشيد. د. با پيش مطالعه وارد كلاس شويد و پرسش‏هايى كه درباره درس به ذهنتان مى‏رسد، بلافاصله از استاد بپرسيد. به خود اجازه ندهيد سؤال مطرح شده، ذهنتان را به خود مشغول دارد و به تدريج از فضاى روانى كلاس خارج شويد. با اين روش ساده، مى‏توانيد فرايند تدريجى و محتواى درسى كلاس را پى‏گيرى كنيد و خود را در فضاى درسى يا مطالعه قرار دهيد. ه . زمان و مكان مطالعه، بايد از نظر فيزيكى و روانى، از شرايط مناسب برخوردار باشد و عامل حواس پرتى (نظير سر و صداها، سرما و گرما و نور كم يا خيلى شديد) از محيط مطالعه حذف شود. 3. در صورتى كه گوناگونى كارها و فعاليت‏هاى غيردرسى، باعث عدم تمركز مى‏شود، آنها را به حداقل ممكن برسانيد و به خود بگوييد: در اين دوره و زمان، مهم‏ترين وظيفه و كار من، مطالعه و درس‏خواندن و ارتقاى سطح علمى است و فعاليت‏هاى جانبى متعدد، مزاحم وظيفه اصلى من است. 4. اگر مشكلات شخصى، اجتماعى، خانوادگى و ... باعث عدم تمركز حواستان مى‏شود؛ بدانيد كه: الف. زندگى فردى هيچ‏كس، خالى از مشكل و ذهن هيچ فردى، به طور كامل خالى نيست. از طرف ديگر با صِرف فكر كردن و مشغوليت ذهنى درباره چنين مشكلاتى، هيچ دردى دوا نخواهد شد. پس به خود تلقين كنيد كه هنگام درس يا مطالعه، ذهن خود را از آن مسائل برهانيد. ب. به هنگام مزاحمت آن افكار، به خود قول بدهيد: در اين باره خواهم انديشيد (و زمانى را براى اين كار در شبانه‏روز اختصاص دهيد). ج. در صورت امكان به اتفاق يكى از دوستان خود، مطالعه يا مباحثه كنيد. 5. در صورتى كه موضوع يا موضوعات خاص و محدودى، باعث حواس‏پرتى شما مى‏شود، به دنبال راه حل مناسب آن باشيد؛ چرا كه اين در حكم علت عدم تمركز حواس شما است. پس براى مقابله با آن، ابتدا علت و عامل اصلى را شناسايى كنيد و در پى حذف يا تقليل آن برآييد؛ ولى اگر موضوعات مختلف، باعث حواس‏پرتى شما مى‏شود؛ به نكات چهارگانه بالا حتماً توجه كنيد. تمركز حواس چيست؟ يكى از مهم‏ترين عوامل يادگيرى و ياد سپارى و باز يافت اطلاعات، تمركز حواس است. اساس تمركز حواس هماهنگى ذهنى است، يعنى اراده معطوف به هدف؛ و به زبان ساده‏تر، به خود ياد آورى كنيم چه كار يا هدفى را پى مى‏گيريم. پاسخگو خود به ياد دارد اين مسأله در عبادت و نيايش بارها برايش اتّفاق افتاده است. هرگز فراموش نمى‏كنم، حدود 22 سال پيش وقتى نوجوان بودم، عدم حضور قلب در نماز يا نداشتن حواس متمركز بر عبادت نگرانم مى‏ساخت. اين مشكل را با بزرگى كه مدرّس قرآن بود، در ميان گذاشتم. فرمود: قبل از نيت و تكبيرة الاحرام، به خود تلقين كن در اين لحظات در برابر مهم‏ترين كار قراردارى و بايد آن را در مدّت معيّن و شرايط خاص به نحو احسن انجام دهى. در وسط عبادت و نماز هم چند بار به خودياد آورى كن. بعد از مدتى اين رفتار يا تلقين درونى مى‏گردد. سپس تمرين دوم را انجام بده و آن تامل بر كلمات و عبارات نماز يا دعا است. بنده سال‏ها است از اين تجربه گرانبها استفاده مى‏كنم و لذّت مى‏برم. نتيجه بحث تا اين‏جا چنين است: اگر ما حواس خود را براى انجام كارى هماهنگ كرده، به آن كار معطوف كنيم، تمركز حواس ايجاد كرده‏ايم و هر چه تمركز بيش‏تر باشد، يادگيرى دقيق‏تر و كامل‏تر و ماندگارتر خواهد بود. تمركز كم به گسستگى مطالب و بى‏نظمى ذهنى و آشفتگى روانى و فراموشى مى‏انجامد. عوامل ايجاد تمركز حواس‏ 1. قصد تا انگيزه و نياز به چيزى نباشد، تمركز حواس و توجّه به آن امر دقيق نخواهد بود. براى آن كه به چيزى توجّه پيدا كنيم، بايد انگيزه‏اى نسبت به آن در ما پديد آيد. در خصوص امور درسى و تحصيلى مقاصدى چون پيشرفت، موفقيت، رقابت سالم، اتمام تحصيل، يافتن شغل، مقام و منزلت اجتماعى، رفع نيازهاى مادّى زندگى، ازدواج و... مى‏تواند موجب تمركز حواس گردد. 2. زمان و مكان و شرايط مطالعه‏ مطالعه منظم در زمان‏هاى تعيين شده در مكان ويژه اين كار، به شرط تداوم، در ايجاد تمركز تأثير به سزا خواهد داشت. وقتى در مكان تعيين شده يا مثلاً پشت ميز كار خود قرار گرفتيم، به آرامى تمركز در ما شكل مى‏گيرد. البتّه اگر شرطهاى زير رعايت شود: الف) لَم ندهيم. ب) از شل شدن بيش از حد عضلات جلوگيرى كنيم. ج) از لباس خواب و راحتى بهره نگيريم. د) ارتباط خود را با دنياى خارج قطع كنيم. ه) گرماى مكان مطالعه را طبيعى و متوسط نگهداريم. و) از سر و صدا دورى كنيم. ز) از برنامه‏هاى تلويزيونى دور بمانيم. 3. پرهيز از خيالبافى‏ خيالبافى، غرق شدن در خاطرات گذشته و ياد كرد مشكلات از عوامل مُخلّ تمركز است و سراغ مطالعه گرانى مى‏آيد كه مجال لازم را به آن‏ها مى‏دهند. عبادت ارجمند و مطالعه هدفمند اجازه خيال بافى نمى‏دهد. 4. تعارض انگيزه‏ها براى نداشتن تمركز حواس، بايد به بلا تكليفى خود پايان دهيم؛ از ميان انگيزه‏هاى مختلف و متنوعى كه ما را احاطه كرده‏اند، با انتخاب درست، يكى را برگزينيم و بقيه را به حاشيه ذهن برانيم. 5. مرور ذهنى‏ مرور فعاليت قبل از انجام آن كه اصطلاحاً نقشه ذهنى خوانده مى‏شود، تمركز زا است؛ چنان كه آغاز كار با اضطراب و بدون برنامه و مقدمه تمركز زدا است. وقتى سير فعاليت علمى را در ذهن به سرعت مرور مى‏كنيم، آموخته‏ها و اطلاعاتِ نهفته در حافظه دراز مدّت به صفحه هشيار حافظه حاضر مى‏شوند و در نتيجه براى تمركز حواس در يادگيرى، آمادگى فزون‏تر به دست مى‏آوريم. تمرينات تقويت حافظه و تمركز بسيار سومند است. اين تمرينات بارها در كارگاه‏هاى فراوان به فراگيران آموزش داده شده و به رضايت بسيار آن‏ها انجاميده است. مطالعه آن مى‏تواند خوانندگان را در موفقيت بيش‏تر تحصيلى يارى دهد. در اين نوشتار ياد كرد نكات زير كافى مى‏نمايد: الف) متخصصان فراروان (Meracognation) معتقدند بهترين روش، براى يادگيرى بهتر و دقّت بيشتر، برخورد سؤالى با موضوع، متن يا محتواى مورد مطالعه است. ب) تمركز، تابع مستقيم نوع حافظ است. . ج) مطالعه چند كتاب در اين زمينه سودمند است؛ از جمله كتاب مديريت زمان، اثر لوتار جى سى ورت (ترجمه توكلى نيا) و كتاب 57 راه براى تقويت حافظه


تاریخ : چهارشنبه 03 آذر 1395
بازدید : 177
نویسنده : sina95

 

 

تمرکز حواس

 

همه ما توانایی متمركز شدن را داریم. نوشتن یك داستان، نواختن پیانو یا مجذوب یك فیلم سینمایی شدن، همگی به تمركز نیاز دارند. ولی گاهی اوقات افكار شما پراكنده است و ذهنتان از موضوعی به موضوع دیگر كشیده می شود. در چنین مواقعی است كه نیاز دارید یاد بگیرید چگونه حافظه خود را تقویت كنید.

تقویت حافظه عبارت است از یادگیری های منظم ذهنی و مرتب كردن عواملی كه یكباره به ذهن ما خطورمی كنند.

 

 

 

● پرورش ذهن آشفته

 

 

 

پرورش تمركز، یك مهارت است. پرتاب توپ بسكتبال به طرف حلقه، تایپ كردن و یا مطالعه ، نیاز به مهارت دارند. یادگیری یك مهارت نیز نیاز به تمرین و ممارست دارد. همانطور كه وقتی دارویی را مصرف می كنید ، در بدن بدون كمك شما عمل می كند و با كارهای شما تداخل پیدا نمی كند، در مورد یك موضوع هم همین طور است و نباید با ورود افكار دیگر بر هم بریزد.

 

عمل تمركز، به تمرین احتیاج دارد. شاید در هنگام شروع تمرینات ، ابتدا تغییرات كمی را حس كنید، ولی پس از ۴ تا۶ هفته كه از پرورش ذهن و یادگیری مهارت ها گذشت، متوجه پیشرفت های قابل توجهی خواهید شد و پس از مدت كوتاهی درمی یابید كه چه سال هایی را برای تقویت حافظه و تمركز ذهن خود هدر داده اید.

 

 

 

▪ برای شروع تمرینات ازاین تكنیك ها استفاده كنید:

 

حواست را جمع كن.

 

روش عنكبوتی.

 

فرصتی برای افكار مزاحم.

 

سعی كنید از تكنیك هایی كه مفید و مؤثر به نظر می رسند، استفاده كنید و حداقل به مدت۳ روز آنها را به طور صحیح به كار ببندید. اگر متوجه تغییرات كمی شدید، پیشنهاد می شود تمرینات خود را ادامه دهید، چون در تمركز ذهن شما مؤثر خواهد بود.همچنین می توانید در محیط اطرافتان نیز تغییراتی بدهید كه ممكن است برای شما مفید باشند.

 

 

 

▪ حواست را جمع كن

 

 

 

این شیوه ممكن است ظاهراً ساده به نظر بیاید، ولی در عین حال بسیار مؤثر است. هنگامی كه حواستان پرت می شود و ذهنتان سرگردان است، مرتب به خودتان هشدار دهید كه " حواست را جمع كن". این روش كم كم سبب می شود كه توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب شود.

 

برای مثال، هنگامی كه در كلاس هستید و ذهن شما را كنفرانس كلاسی، تكالیفی كه دارید، تاریخ، ساعت صرف غذا و یا هر چیز دیگری پر كرده، به خودتان بگویید:" حواست را جمع كن و به كنفرانس توجه كن". به هر حال تا حدی كه ممكن است اجازه ندهید تمركزتان به هم بریزد. و دوباره این هشدار را پیش خودتان تكرار كنید:" حواست را جمع كن".

 

هنگامی كه افكار مزاحم خود را پیدا كردید، كم كم با تكنیك " حواست را جمع كن" به حال بر می گردید. اگر یك شخص معمولی باشید، ممكن است این عمل را صدها بار در هفته انجام دهید. ولی طی روزهای آینده مدت زمانی كه افكار خاصی درذهن شما می ماند، طولانی تر می شود، یا به عبارت دیگر تمركزتان در مورد موضوعی خاص بالا می رود. بنابر این باید صبور باشید تا شاهد پیشرفت های خود در این زمینه باشید.

 

 

 

 

▪ روش عنكبوتی

 

 

 

این روش نیز یكی دیگر از تكنیك هایی است كه پایه و اساس تمركز است و به شما كمك می كند تا تمركز داشته باشید و از حواس پرتی جلوگیری كنید.

 

اگر تار عنكبوتی را تحریك كنید، تار تكان می خورد و عنكبوت نسبت به جنبش تار، از خود واكنش نشان داده و می خواهد علت حركت را بیابد، ولی وقتی چندین بار این عمل را تكرار كنید، خواهید دید كه عنكبوت ، دیگر نسبت به حركت تار هیچ عكس العملی از خود نشان نمی دهد و متوجه می شود كه حشره ای به دام او نیامده است.

 

این روش را یاد گرفته و ذهن خود را پرورش دهید و در برابر حواس پرتی تسلیم نشوید. وقتی كسی داخل اتاق می شود یا وقتی در با صدای بلند به هم می خورد، نباید به خودتان اجازه دهید كه حواستان پرت شود. شما باید تمركزتان را برای هدفی كه در ذهن دارید، حفظ كنید.

 

مثلاً در یك كنفرانس كلاسی اجازه دهید كه دیگران جلوی شما حركت كنند و سرفه كنند، بدون اینكه به آنها نگاه كنید فقط بین خودتان و كنفرانس، تونل ارتباطی ویژه ای ایجاد كنید و بگذارید دیگران از این تونل خارج باشند. و یا وقتی كه با كسی صحبت می كنید، حواستان فقط به او باشد و به صورتش نگاه كنید و از حرف هایی كه می زند یادداشت بردارید. بگذارید همه چیز از ذهنتان خارج شود و به هیچ چیز جز او توجه نكنید.

 

 

تمرکز حواس

 

 

▪ فرصتی برای افكار مزاحم

 

 

 

در طول روز ، زمان ویژه ای را به فكر كردن درباره مسائلی كه به ذهن شما خطور می كنند و تمركزتان را به هم می زنند اختصاص دهید. به طور مثال ساعت ۳۰/ ۴ تا ۵ بعد از ظهر زمانی است كه شما می توانید به این افكار بپردازید. هنگامی كه این افكار مزاحم در طول روز به ذهن شما خطور كرد و باعث نگرانی شما شد، به یاد آورید كه زمان ویژه ای را برای آنها در نظر گرفته اید و اجازه دهید كه از ذهن شما خارج شوند. كسانی كه از این روش استفاده كرده اند، توانسته اند ۳۵ درصد از افكار مزاحم را در طول ۴ هفته در خود كاهش دهند. این تغییر بزرگی است.

 

 

 

ـ گام های اساسی این روش عبارت اند از:

 

زمان ویژه ای را هر روز به این افكار اختصاص دهید.

 

وقتی افكار مزاحم وارد ذهن شما شدند، بدانید كه زمان خاصی را برای فكر كردن به آنها گذاشته اید.

 

با تكنیك" حواست را جمع كن" هم می توانید این افكار را از ذهن خارج كنید .

 

به خودتان اطمینان بدهید كه در زمان مخصوصی حتماً به این افكار مزاحم كه تمركز شما را بر هم می زنند، فكر خواهید كرد.

 

 

 

 

● روش های ذهنی دیگر

 

 

 

۱) چوب خط زدن برای افكار مزاحم:

 

كارت های كوچكی درست كنید و آنها را به ۳ قسمت مساوی تقسیم كنید . یك قسمت را به صبح، یك قسمت را به بعدازظهر و قسمت سوم را به شب اختصاص دهید. هربار كه تمركزتان به هم ریخت و حواستان پرت شد، یك خط در قسمت مخصوص به آن بكشید. برای هر روز یك كارت برای خود تهیه كنید.

 

وقتی به اندازه كافی ماهر شدید خواهید دید كه تعداد خط ها روز به روز كاهش می یابد و این واقعاً جالب و هیجان انگیز است.

 

 

۲) زمان استراحت: استراحت كوتاهی برای خودتان در نظر بگیرید.

 

هنگامی كه استراحت می كنید، اكسیژن بیشتری به مغزتان می رسد. بلند شوید و برای چند دقیقه در اتاق قدم بزنید. وقتی ما برای مدت طولانی می نشینیم، خون بدن ما به دلیل نیروی جاذبه، به طرف پایین ترین نقطه بدنمان، یعنی پاها كشیده می شود.

 

ماهیچه های ما همانند یك پمپ عمل می كنند و هنگامی كه ما راه می رویم، خون را به طور یكنواخت به سرتاسر بدن ما می رسانند. در نتیجه، اكسیژن بیشتری به مغز می رسد و باعث احساس شادابی و نشاط در بدن می شود.

 

 

۳) عوض كردن موضوع:

 

بسیاری از دانش آموزان به وسیله تغییردادن موضوع مطالعه، به تمركز شان كمك می كنند. شما هم می توانید موضوعات متفاوتی را در نظر گرفته و با عوض كردن عنوان درسهایی كه باید مطالعه نمایید، آنها را منظم كنید.

 

 

۴) جایزه و پاداش:

 

هنگامی كه كاری را به طور كامل انجام دادید، به خودتان پاداش دهید. كار شما ممكن است خیلی كوچك باشد و یا شاید یك مسئولیت بزرگ، كه شما باید آن را به پایان برسانید. پاداشی كه برای خودتان در نظر می گیرید، ممكن است قدم زدن در اطراف ساختمان، یك لیوان آب و یا خواندن یك مطلب جالب و خنده دار در روزنامه باشد.

 

برای پروژه های مخصوص ، مانند پروژه پایان ترم یا دوره كردن یك كتاب حجیم، پاداش و جایزه ویژه ای در نظر بگیرید كه اگر آنها را انجام دادید برای خودتان مثلاً یك پیتزای مخصو ص بخرید، به سینما بروید و یا بعد ازظهر را تلویزیون تماشا كنید. بعضی از جایزه ها می توانند خیلی بزرگ باشند. از این جوایز برای تكالیف سخت یا پروژه های طولانی استفاده كنید. وقتی كار بزرگی را انجام دادید، از پاداش های معمولی استفاده نكنید.

 

 

 

 

● افزایش فعالیت ها

 

 

 

اگر یك مطلب را سرسری بخوانید، تمركز شما به راحتی برهم می ریزد. در عوض برای هر قسمت، سرتان را تكان دهید و به دنبال پرسش بگردید. برای این مرحله باید بگویید" چگونه می توانم سطح فعالیتم را در حین مطالعه بالا ببرم؟" سپس مطالعه كنید تا جواب این پرسش را پیدا كنید. این كار ساده را انجام دهید. پرسش هایی كه برای هر قسمت طرح می كنید مركزیتی به افكار شما می دهند و باعث می شوند كه روی مطلب مورد مطالعه مسلط شوید. همچنین هنگامی كه درس می خوانید می توانید لیستی از پرسش ها را تهیه كنید و برای پیدا كردن جواب پرسش ها، به درس گوش دهید. هر از گاهی، مكان خود را تغییر دهید. در جایی كه خیلی سرد است، ننشینید. جا به جا شدن، به حركت خون در بدن كمك می كند و باعث می شود كه اكسیژن بیشتری به مغز شما برسد و شاداب و سرحال باشید.


تاریخ : چهارشنبه 03 آذر 1395
بازدید : 203
نویسنده : sina95

 مدتی پیش تحقیقی انجام شد که در آن شکر از وعده های غذایی تعدادی از بچه های چاق حذف شد. با توجه به نتایج این تحقیق، تنها بعد از ۱۰ روز وضعیت فشار خون، میزان کلسترول و دیگر فاکتورهای سلامت  این کودکان بهتر شده بود. «خود شکر برای سلامت فرزندان‌مان مضر است یا اضافه وزنی که در اثر مصرف خوراکی های شیرین به وجود می آید باعث بیماری می شود؟» این سؤال مدت هاست ذهن دانشمندان را درگیر کرده است و شاید این تحقیق حقیقت را برای شان روشن کند.در این تحقیق که مؤسسه ی ملی سلامت آمریکا بودجه اش را تامین کرده و در مجله ی «دیابت و چاقی» منتشر شده است، دانشمندان برای پاسخ دادن به این پرسش یک آزمایش بالینی طراحی کردند. آنها غذاهای حاوی قند افزوده (شیرین‌کننده های غذایی‌ای که در کارخانه ها برای تولید محصولات استفاده می شود، نه قندی که به طور طبیعی، مثلا در میوه ها، وجود دارد) را از رژیم غذایی تعدادی از بچه ها حذف کردند و این خوراکی ها را با انواع دیگر کربوهیدرات ها جایگزین کردند. به این ترتیب وزن و میزان کالری مصرف شده توسط سوژه ها ثابت می‌ماند.

بعد از ۱۰ روز بچه ها پیشرفت زیادی نشان دادند، با این وجود در بعضی موارد کمی کاهش وزن یا عدم کاهش وزن مشاهده شد. دکتر رابرت لوستیگ به عنوان رهبر تیم تحقیقاتی و متخصص غدد کودکان در بیمارستان بنیوف کالیفرنیا می‌گوید: «این تحقیق نشان داد انواع مختلف کالری تأثیر یکسانی ندارند. احتمالا کالری هایی که منشاء قندی دارند، در ابتلا به دیابت نوع ۲ و بیماری های متابولیسمی دیگر در کودکان که این روزها در حال افزایش است، تأثیر بیشتری دارند.»

مصرف شکر افزوده - کودکان چاق

«این مقاله نشان می‌دهد که می توانیم سلامت متابولیسم کودکان را تنها در ۱۰ روز بدون تغییر کالری و وزن و تنها با حذف شکر افزوده تغییر بدهیم: هم از نظر بالینی و هم از نظر سلامت و این بسیار ارزشمند است.»

شکر افزوده، موضوعی است که این روزها بیشتر در موردش بحث می شود. مدتی قبل کمیته ی شورای دستورالعمل های غذایی دولت فدرال ایالات متحده پیشنهاد داد که مصرف قندهای افزوده‌ی آمریکایی ها نباید بیش تر از ۱۰ درصد کالری های روزانه شان باشد.

در سال ۲۰۱۴، اداره‌ی کل غذا و داروی آمریکا (FDA) از کارخانه های مواد غذایی درخواست کرد تا به برچسب لیستی که ارزش غذایی مواد تشکیل‌دهنده ی محصول شان را در آن می نویسند، مقدار شکر افزوده را هم اضافه کنند.

بعد از اینکه کمیته‌ی دستورالعمل‌های غذایی گزارش خود را منتشر کرد، آژانس درخواست قبلی اش را گسترش داد و گفت که شرکت ها باید لیست «مقدار درصد روزانه» برای قند افزوده را در برچسب های شان اضافه کنند و مقدار ۱۰ درصد را به مشتری ها توصیه کنند.

اما صنایع تولید غذا این تغییرات را غیرعلمی می دانستند و با آن مخالف بودند. اتحادیه ی شکر به عنوان یک گروه تجاری گفت که FDA ادعاهایی کرده که مدرک علمی مناسبی برای آن ندارد. اتحادیه ی تولیدکنندگان خواروبار هم گفت که انتشار مقدار روزانه درست نیست و از استانداردهای آژانس انتقاد کرد.

تحقیقات جدید انجام شده تا حدودی به موقع بود، چون صنایع تولید کننده غذا مقدار قند مصرفی بچه ها را تا ۱۰ درصد کالری روزانه کاهش داد، تقریبا همان مقداری بود که توسط کمیته‌ی دستورالعمل های غذایی پیشنهاد شده بود. در این تحقیق، دانشمندان ۴۳ کودک و نوجوان بین ۹ تا ۱۸ سال را مورد بررسی قرار دارند. در این بچه ها احتمال ابتلا به دیابت و اختلالات مربوط به آن زیاد بود.


مقاله مرتبط: آیا خوراکی‌های ارگانیک واقعا مغذی‌تر و سالم‌تر هستند؟

همه‌ی سوژه ها سیاه‌پوست یا اسپانیایی زبان و البته چاق بودند و حداقل یک یا چند مورد از نشانه‌ها ی سندرم متابولیک (سوخت‌وساز بدن) را داشتند. سندروم متابولیسم یک دسته فاکتورهای خطر است که شامل فشار خون، قند خون بالا، کلسترول غیرعادی و چربی اضافی دور کمر می‌شود.

به طور میانگین، سوژه‌‌های مورد بررسی ۲۷ درصد از کالری روزانه شان را از شکر می گرفتند. این عدد برای آمریکایی ها به طور متوسط ۱۵ درصد است اما بچه ها چون طرفدارِ پر و پا قرصِ نوشابه های شیرین‌شده با شکر هستند، خیلی بیشتر از مقدار میانگین قند مصرف می کنند.

پایه گذاران این تحقیق اول برای هر سوژه یک متخصص تغذیه در نظر گرفتند. سپس غذاهای حاوی شکری که در رژیم شان وجود داشت را با غذاهای دیگری که از مغازه های خواروبارفروشیِ محلی خریداری شده بود جایگزین کردند. هدف آنها حذف کربوهیدرات ها نبود، بلکه می خواستند غذاهای شیرین شده با شکر را کم و آنها را با مواد حاوی نشاسته جایگزین کنند و در عین حال وزن فرد و میزان کالری مصرفی کاهش پیدا نکند.

دکتر لوستیگ می گوید: «هر غذایی که در رژیم آنها وجود داشت و حاوی قند افزوده بود را با نمونه ی بدون قند افزوده جایگزین کردیم.» پس بچه ها به جای خامه ی شیرین شده با شکر، نان بِیگل -نان حلقه ای شکل و سفت که خمیر آن را پیش از پختن آب‌پز کرده اند- می‌خوردند، به جای کماج، به آنها چیپس سیب زمینی خانگی می دادند. برای ناهار هم به جای تری‌یاکی مرغ (chicken teriyaki) -خوراک ژاپنی حاوی مرغ بریان شده که معمولا شکر زیادی دارد- هات‌داگ بوقلمون یا همبرگر می خوردند. قند باقی‌مانده در رژیم غذایی  این کودکان غالبا از میوه های تازه به دست می آمد.

چون دانشمندان می خواستند بودجه ی تحقیق کم باشد، این تغییر رژیم را تنها برای ۹ روز می توانستند اجرا کنند. اما در همین زمان کوتاه هم تغییرات قابل توجهی را مشاهده کردند.

خلاصه‌ای از نتایج این تحقیق

فاکتورهای سلامت

به طور میانگین، LDA سوژه ها (یا همان کلسترول مضر خون که به بیماری های قلبی منجر می شود) ۱۰ واحد کم شد. فشار خون بالای آنها هم ۵ واحد کاهش یافت. تری‌گلیسیریدشان (یک نوع چربی که در خون حرکت می کند و به بیماری های قلبی منجر می شود) ۳۳ واحد کم شد. سطح قند و انسولین خون شان -نشان  دهنده ی خطر ابتلا به دیابت- نیز به شکل قابل توجهی بهبود یافت.


مقاله مرتبط: چربی‌های مفید برای مغز کدامند؟

دکتر فرانک از دانشکده ی بهداشت عمومی دانشگاه هاروارد (Harvard T.H. Chan School of Public Health) که در این طرح مشارکت نداشت می گوید: «پیش از این مدارکی در مورد رابطه ی بین مصرف شکر افزوده و بیماری های متابولیک وجود داشت که این تحقیق آنها را تقویت کرد.» او می گوید: «انجام این نوع تحقیقات بسیار مشکل است، اما ثابت می کند که کاهش مصرف شکر افزوده برای مردمی که خطرهای زیادی سلامت شان را تهدید می‌کند، مزایای متابولیکی زیادی دارد.»

دکتر سونیا کاپریو، متخصص غدد کودکان و استاد بیماری های مربوط به اطفال در دانشکده ی پزشکی ییل می گوید: «با اینکه تحقیق کوتاه بود اما یک مسیر درست را برای حل مسئله طی کرد و تلاش کرد اثر شکر را روی سندروم های متابولیک و پایداری انسولین به تنهایی بررسی کند.»

همچنین او می‌گوید: «این یک حوزه ی مطالعاتی مهم است که شاید بتواند تعدادی از مسائل متابولیکی بچه ها که مخصوصا در سن بلوغ با آنها مواجه هستیم را توضیح بدهد. این تحقیق را باید جدی گرفت و تحقیقات بیشتری در همین زمینه انجام داد.»

 

برگرفته از: nytimes


تاریخ : چهارشنبه 03 آذر 1395
بازدید : 184
نویسنده : sina95

 افرادی که از روحیه‌ بالایی برخوردارند، عادت‌های خوبی در زندگی خواهند داشت. آنها احساسات، افکار و رفتارشان را طوری مدیریت می‌کنند که آنها را برای موفقیت در زندگی آماده می‌کند. افرادی که ذهن قدرتمندی دارند رفتارهای اشاره شده در ادامه مقاله را هرگز انجام نمی‌دهند. شما هم سعی کنید با خودداری از آنها به یکی از این افراد تبدیل شوید.

 

۱. وقت‌شان را با تأسف خوردن به حال خودشان تلف نمی‌کنند

افرادی که روحیه‌ قوی دارند هرگز برای تأسف به خاطر اتفاقاتی که برای‌شان می‌افتد یا رفتاری که دیگران با آنها دارند وقتی صرف نمی‌کنند. در عوض، مسئولیت نقشی که در زندگی دارند را بر عهده می‌گیرند و درک می‌کنند که زندگی همیشه آسان یا عادلانه نیست.

۲. قدرت‌شان را به دیگران واگذار نمی‌کنند

این افراد به دیگران اجازه‌ نمی‌دهند که آنها را تحت کنترل بگیرند و بر آنها اعمال قدرت کنند. هرگز حرفی مثل این که «رئیسم حال من را بد می‌کند.» به زبان نمی‌آورند چون آنها می‌دانند که کنترل احساس‌شان به دست خودشان است و نسبت به واکنش خودشان حق انتخاب دارند.

۳. از تغییر فرار نمی‌کنند

روحیه مواجهه با تغییر

افرادی که ذهن قدرتمند دارند از تغییر خودداری نمی‌کنند‌. آنها انعطاف‌پذیرند و از تغییرات مثبت استقبال می‌کنند. آنها می‌دانند که تغییر اجتناب‌ناپذیر است و به توانایی خودشان در انطباق با شرایط، ایمان دارند.

۴. انرژی‌شان را با تلاش برای تغییر چیزهایی که نمی‌توانند کنترل کنند هدر نمی‌دهند

شما هیچ‌وقت نمی‌بینید کسی که روحیه‌ بالایی دارد از ترافیک سنگین یا گم شدن چمدانش شکایت کند. به جای آن بر مواردی که می‌توانند کنترل کنند تمرکز دارند. آنها می‌فهمند که گاهی ممکن است تنها چیزی که توانایی کنترل آن را دارند دیدگاه‌شان باشد. پس به جای تلاش بیهوده برای تغییر چیزی که نمی‌توانند آن را عوض کنند دیدگاه خودشان را نسبت به آن تغییر می‌دهند‌.

۵. به دنبال راضی‌ نگه داشتن همه نیستند

افرادی با روحیه‌ قوی می‌دانند که لازم نیست همیشه همه را راضی نگه دارند. همچنین از نه گفتن یا مخالفت کردن نمی‌ترسند. آنها سعی می‌کنند مهربان و عادل باشند، ولی اگر قادر به شاد کردن دیگران نیستند لااقل موجب ناراحتی آنان نمی‌شوند.

۶. از ریسک کردن حساب‌شده نمی‌ترسند

روحیه ریسک پذیری

آنها از ریسک‌های احمقانه و بی‌گدار به آب زدن بدشان می‌آید، ولی با ریسک‌های حساب‌شده مشکلی ندارند. افرادی که ذهن قدرتمند دارند قبل از اتخاذ تصمیم مهم، برای بررسی ریسک‌ها و منافع آن کار، وقت می‌گذارند، در عین حال پیش از اینکه دست به عمل بزنند از شکست‌هایی که ممکن است رخ بدهد کاملا آگاهند.

۷. در گذشته زندگی نمی‌کنند

افرادی که روحیه‌ قوی دارند وقت‌شان را صرف فکر کردن به گذشته و آرزوی متفاوت بودن آن نمی‌کنند. آنها گذشته را تصدیق می‌کنند و می‌دانند که چه چیزی از آن یاد گرفته‌اند. همچنین تجربه‌های بد را مدام به خودشان یادآوری نکرده یا دائما درباره‌ی موفقیت‌های گذشته خیال‌بافی نمی‌کنند. آنها در حال زندگی کرده و آینده را می‌سازند.

۸. اشتباهات‌شان را تکرار نمی‌کنند

افرادی که روحیه‌ بالایی دارند مسئولیت کارهای‌شان را بر عهده می‌گیرند و از اشتباهات گذشته درس می‌آموزند. در نتیجه آنها این اشتباهات را دوباره تکرار نمی‌کنند، در عوض رو به جلو حرکت کرده و در آینده تصمیمات بهتری می‌گیرند.

۹. موفقیت دیگران آنها را ناراحت نمی‌کند

کسی که روحیه‌ قوی داشته باشد می‌تواند از موفقیت دیگران خوشحال شود و آن را تحسین کند. این افراد وقتی دیگران از آنها جلو می‌افتند، احساس حسادت یا فریب خوردن نمی‌کنند. آنها یاد می‌گیرند که لازمه موفقیت انجام کار زیاد است و تصمیم می‌گیرند که برای موفقیت خودشان سخت کار کنند.

۱۰. با یک بار شکست ناامید نمی‌شوند

حفظ روحیه هنگام شکست

افرادی که از روحیه‌ قدرتمندی برخوردارند شکست را دلیلی برای ناامیدی نمی‌بینند. در عوض از شکست به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت استفاده می‌کنند. آنها آن‌قدر تلاش می‌کنند تا بالاخره موفق شوند‌.

۱۱. از زمان تنهایی نمی‌ترسند

افراد با روحیه‌ بالا می‌توانند تنهایی را تحمل کرده و از سکوت نترسند. آنها از تنها ماندن با افکارشان، ترسی ندارند و از زمان استراحت و تنهایی برای افزایش بهره‌وری استفاده می‌کنند. همچنین از بودن با خودشان لذت برده و همیشه برای سرگرمی به همراهی دیگران نیازمند نیستند و می‌توانند تنها هم خوشحال باشند.

۱۲. احساس نمی‌کنند که از دنیا طلب‌کار هستند

افرادی که ذهن قدرتمندی دارند دنیا را بدهکار خودشان نمی‌دانند. آنها با این تصور که دیگران از آنها مواظبت می‌کنند یا دنیا باید چیزی به آنها بدهد زندگی نمی‌کنند؛ در عوض با توجه به شایستگی‌ها و استعدادهای خودشان به دنبال فرصت‌ها می‌روند.

۱۳. انتظار نتیجه‌ی فوری ندارند

فردی که دارای روحیه‌ قدرتمند است چه در حال تلاش برای بازیافتن سلامتی‌اش باشد و چه در حال راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید، در هر صورت انتظار به نتیجه رسیدن فوری را ندارد. در عوض زمان و مهارت‌هایش را به بهترین نحوی که می‌تواند به کار گرفته و خوب می‌داند که به وجود آوردن یک تغییر واقعی، زمان‌بر خواهد بود.

برگرفته از: lifehack


تاریخ : چهارشنبه 03 آذر 1395
بازدید : 175
نویسنده : sina95

 زبان، این جانور زندانی‌شده در قفس دهان، اگر رام شده باشد می‌تواند با یک کلمه، انسانی را به عرش ببرد و اگر رام نشده باشد با یک کلمه، انسانی را به خاک ذلت می‌کشاند. اگر این عضو عضلانی نیرومند، نسنجیده در دهان بچرخد و واژگان را به هم ببافد و نثار شنونده کند، چه خواهد شد؟

پائولو کوئیلو می‌گوید: «از میان تمام سلاح‌هایی که بشر ساخته است، وحشتناک‌ترین و قدرتمندترین آنها «کلمات» بوده‌اند. خنجرها و نیزه‌ها، ردّ خون به جای می‌گذارند، تیرِ کمان‌ها را می‌توان از فاصله‌ی دور دید، ردّ پای سموم را می‌توان شناسایی کرد و آنها را زدود، اما این کلمات هستند که نابود می‌کنند و در ظاهر هیچ اثری به جای نمی‌گذارند.»

برای همین در این مقاله می‌خواهیم به شرح جملات خطرناکی بپردازیم که افراد باهوش هرگز در محل کار استفاده نمی‌کنند.

 

جملاتی که افراد باهوش در محل کار بکار نمی برند

حرف‌هایی هست که شما هرگز نباید در محل کار، آنها را به زبان بیاورید.

حرف‌هایی که می‌خواهیم درباره‌شان صحبت کنیم، قدرت خاصی دارند. این توانایی خارق‌العاده را دارند که شما را بد جلوه دهند، حتی وقتی حرف‌های شما عین واقعیت است.

بدتر از همه، وقتی آنها را به زبان بیاورید، دیگر نمی‌شود کاری کرد و به اصطلاح، آب رفته به جوی باز نمی‌گردد.

من از لغزش‌های زبانی تکان‌دهنده، شوخی‌های مبتذل یا آبروریزی‌های سیاسی صحبت نمی‌کنم. اینها تنها موقعیت‌هایی نیستند که شما را بد جلوه می‌دهند.

اظهارنظرهای جزئی، اغلب بیشترین آسیب را به ما می‌زنند، اظهارنظرهایی که ما را در چشم دیگران، نالایق و بدون اعتماد به نفس نشان می‌دهند.

فرقی نمی‌کند چقدر بااستعداد باشید و چه موفقیت‌هایی را کسب کرده باشید، جملات خاصی وجود دارند که اگر آنها را به زبان بیاورید، نگاه دیگران به شما فورا تغییر می‌کند و ممکن است برای همیشه به دید منفی به شما نگاه کنند. این جملات آنقدر بار منفی دارند که در کوتاه مدت روی کار افراد هم اثر منفی‌ می‌گذارند.

روال کار همیشه همین بوده!

تغییرات فناوری آنقدر سریع رخ می‌دهند که حتی یک فرایند شش ماهه هم می‌تواند قدیمی به حساب بیاید. گفتن این جمله که «روال کار همیشه همین بوده» نه تنها باعث می‌شود شما تنبل و تغییرناپذیر به نظر برسید، بلکه باعث می‌شود رئیس شما به این فکر بیفتد که چرا شما از جانب خودتان به فکر بهبود روال کار نبوده‌اید. اگر واقعا کاری را طبق روال همیشگی آن انجام می‌دهید، پس قطعا راه‌های بهتری برای انجام آن کار وجود دارد، اما این شما هستید که در برابر تغییر مقاومت نشان می‌دهید.

تقصیر من نیست!

هرگز ایده‌ی خوبی نیست که تقصیر را گردن دیگران بیندازید. شما باید مسئول باشید. اگر در هر کاری که درست پیش نرفته است، کوچک‌ترین نقشی داشته‌اید، مسئولیت آن را به عهده بگیرید. اگر هم نقشی نداشته‌اید، توضیح «بی‌طرفانه‌ای» از وقایع، ارائه کنید. به حقایق تکیه کنید و اجازه دهید رئیس و همکاران شما نتیجه‌گیری‌های خودشان را درباره‌ی اینکه چه کسی مقصر است، داشته باشند. لحظه‌ای که انگشت اتهام به سوی کسی دراز می‌کنید، لحظه‌ای است که دیگران درمی‌یابند شما فردی هستید که مسئولیت کارهایش را به عهده نمی‌گیرد. این رفتار شما، دیگران را عصبانی می‌کند. بعضی‌ از افراد کلا از کار کردن با شما منصرف می‌شوند و دیگران، وقتی اشتباهی رخ داد، اول از همه، شما را مقصر خواهند دانست.


مقاله مرتبط: ۷ راهکار برای محبوبیت در محیط کاری

نمی‌تونم!

جملاتی که افراد باهوش در محل کار بکار نمی‌برند - به جای گفتن کاری که نمی‌توانید انجام دهید، کاری که از دست‌تان برمی‌آید را انجام دهید.

می‌توان گفت «نمی‌توانم» مترادف عبارت «تقصیر من نیست» است. مردم دوست ندارند «من نمی‌توانم» را بشنوند، چون از نظر آنها معادل «من انجام نخواهم داد» است. گفتن «نمی‌توانم» حاکی از آن است که شما تمایل ندارید مسئولیت‌هایی را به عهده‌ بگیرید که لازمه‌ی به اتمام رساندن کاری است. اگر واقعا نمی‌توانید کاری را انجام دهید بخاطر اینکه مهارت‌های لازم برای انجام آن کار را ندارید، بهتر است لااقل یک راه‌حل جایگزین پیشنهاد کنید. به جای گفتن کاری که «نمی‌توانید» انجام دهید، از کاری که «می‌توانید» انجام دهید بگویید. برای نمونه، به جای «من امشب نمی‌تونم تا دیروقت بمونم»، بگویید: «فردا صبح زود می‌تونم بیام. خوبه؟»، به جای «من نمی‌تونم این محاسبات رو انجام بدم» بگویید: «من هنوز نمی‌دونم چجوری این نوع محاسبه رو انجام بدم. کسی هست به من یاد بده تا دفعه‌ی بعد خودم بتونم انجامش بدم؟»

منصفانه نیست!

همه می‌دانند زندگی منصفانه نیست. گفتنِ «منصفانه نیست» یعنی شما فکر می‌کنید زندگی قرار است منصفانه باشد و نیست و این گفته، شما را خام و بی‌تجربه جلوه می‌دهد. اگر نمی‌خواهید تصویر بدی از شما در ذهن دیگران شکل بگیرد، به حقایق اتکا کنید، فرد مفیدی باشید و پای تعبیر و تفسیرهای خودتان را وسط نکشید. برای نمونه، می‌توانید بگویید: «من متوجه شدم که شما اون پروژه‌ی بزرگ رو به (فلان همکار) محول کردین که من دوست داشتم انجامش بدم. میشه دلیل این انتخاب شما رو بدونم؟ دوست دارم بدونم از نظر شما، چرا من مناسب نبودم اون پروژه رو انجام بدم تا فرصتی برای بهتر کردن مهارت‌هام داشته باشم.»

این در شرح وظایف کاری من نیست!

این سخن طعنه‌آمیز باعث می‌شود شما به گونه‌ای جلوه کنید که انگار فقط برای دریافت چک حقوق ماهانه‌‌‌تان، وظایف‌تان را انجام می‌دهید، نه بیشتر و نه کمتر. اگر امنیت شغلی برای‌تان مهم باشد، این طرز تفکر اصلا خوب نیست. اگر رئیس‌تان از شما می‌خواهد کاری را انجام دهید که احساس می‌کنید مناسب موقعیت شما نیست (در صورتیکه با اخلاقیات مغایرت نداشته باشد)، بهترین واکنش این است که ابتدا وظیفه‌ی محول‌شده را با اشتیاق انجام دهید، اما پس از اتمام کار، با رئیس خود درباره‌ی نقش‌تان در شرکت و اینکه آیا وظایف کاری شما نسبت به گذشته، تغییر کرده یا نه، صحبت کنید. این حرکت تضمین می‌کند که شما خرده‌پا و بی‌اهمیت در نظر گرفته نمی‌شوید. همچنین این امکان را به شما و رئیس‌تان می‌دهد که شرح بایدها و نبایدهای وظایف‌ کاری‌تان را به‌روز کنید و در این مورد به درک متقابل برسید.

شاید این ایده احمقانه باشه/ می‌خوام یک سؤال احمقانه بپرسم

این جملات خالی از اراده، فورا اعتبار شما را از بین می‌برند. حتی اگر بعد از گفتن این عبارات، یک ایده‌ی عالی را مطرح کنید، باز هم نشان داده‌اید که اعتماد به نفس ندارید و این باعث می‌شود شنونده هم اعتمادش را به شما از دست بدهد. سعی نکنید بدترین منتقد خود باشید. اگر به گفته‌های‌ خودتان اعتماد نداشته باشید، پس دیگران هم به شما اعتماد نخواهند کرد. اگر واقعا از موضوعی اطلاعی ندارید، بگویید: «من الان اطلاعات لازم رو ندارم، اما اجازه بدید این اطلاعات رو به‌دست بیارم و بعد با شما صحبت کنم.»

سعی می‌کنم!

«سعی کردن» هم درست مانند «فکر کردن»، آزمایشی به نظر می‌رسد و حاکی از آن است که شما به توانایی‌تان برای انجام کاری، اعتماد ندارید. مالکیت کامل توانایی‌های‌تان را در دست بگیرید. اگر از شما خواسته‌اند کاری را انجام بدهید، یا متعهد به انجام آن کار بشوید یا چاره‌ای پیشنهاد کنید، اما نگویید سعی می‌کنم انجامش بدهم، چون با گفتن این حرف، اینطور به نظر می‌رسد که انگار خیلی هم تلاش نخواهید کرد.

فقط یک دقیقه طول می‌کشه!

گفتن این حرف که انجام کاری فقط یک دقیقه طول می‌کشد، مهارت‌های شما را تخریب می‌کند و اینطور به نظر می‌رسد که شما با عجله و شتاب، کارهای‌تان را پیش می‌برید. اگر واقعا احساس می‌کنید که می‌توانید کاری را ظرف ۶۰ ثانیه تمام کنید، پس راحت باشید و بگویید که انجامش زمان زیادی نمی‌برد، اما جوری نگویید که به نظر برسد آن کار می‌تواند زودتر از زمان مورد انتظار انجام شود.

از این کار متنفرم!

جملاتی که افراد باهوش در محل کار بکار نمی‌برند - هرگز در محل کار نگویید از کارم متنفرم

آخرین چیزی که انتظار می‌رود در محل کار از کسی شنیده شود این است که بگوید چقدر از کارش متنفر است. با این کار، برچسب یک آدم منفی را به شما می‌زنند و شما باعث می‌شوید روحیه‌ی جمعی پایین بیاید. چشمان تیزبین رؤسا همیشه مراقب این آدم‌های منفی‌بافی است که روحیه‌ی دیگران را خراب می‌کنند. ناگفته نماند این رؤسا به خوبی می‌دانند که همیشه جایگزین‌های مشتاق و قدردانی هستند که جای این افراد را بگیرند.


مقاله مرتبط: چرا از کار خود نفرت دارید؟

اون تنبله/ نالایقه/ احمقه!

اظهارنظرهای توهین‌آمیز درباره‌ی همکاران هیچ جنبه‌ی مثبتی ندارد. اگر نظر شما درست باشد، پس دیگران هم مثل شما این را می‌دانند و نیاز نیست شما آن را به زبان بیاورید. اگر نظر شما نادرست باشد، این خود شما هستید که در آخر، احمق به نظر می‌رسید. این مسلم است که همیشه در محل کار چنین آدم‌های نالایق یا تنبلی باشند و این احتمال وجود دارد که همه، این افراد را بشناسند. اگر شما قدرت اصلاح یا اخراج این افراد را ندارید، پس با پچ‌پچ کردن درباره‌ی بدی‌های آنها چیزی عاید شما نمی‌شود. صحبت کردن از بی‌عرضگی همکاران‌تان نشان‌دهنده‌ی تلاش مفتضحانه‌ی شما برای خوب جلوه‌ دادن خودتان است. این رفتار شما، در نهایت گریبان خودتان را خواهد گرفت. چگونه؟ دیگران هم از نالایقی شما در گوش هم می‌گویند.

جمع‌بندی

پیامد به‌کار بردن این جملات، شما را غافلگیر خواهد کرد، پس همیشه حواس‌تان به گفته‌های‌تان باشد.


تاریخ : چهارشنبه 03 آذر 1395
بازدید : 186
نویسنده : sina95

 وقتی به غذاهایی با خاصیت زیباکننده و سلامتی‌بخش فکر می‌کنیم، معمولا زنجبیل آخرین چیزی است که به ذهن می‌آید. ظاهر زنجبیل زشت و حتی کمی عجیب و غریب است؛ اما خب، نباید از روی ظاهر قضاوت کرد! اصولا زنجبیل زیر آن ظاهر عجیب و غریب، به قول معروف «قلبی از طلا دارد»! بیایید ۱۰ مورد از خواص زنجبیل برای سلامت و زیبایی را با هم مرور کنیم.

 

۱. لکه‌گیر

067-min

آنتی‌اکسیدان فوق‌العاده نیرومند زنجبیل بهترین چیز برای از بین بردن آسیب‌های پوستی، جای زخم و لکه‌های ناشی از افزایش سن است. کمی زنجبیل تازه‌ی رنده شده را با یخ خُرد شده مخلوط کرده و یک بار در هفته روی پوست‌تان بگذارید.

۲. ضدالتهاب

زنجبیل یک ضدالتهاب طبیعی است که به آرام شدن پوست آسیب‌دیده یا پوستی که کمی ملتهب است کمک می‌کند. همزمان گردش خون را هم بهبود می‌دهد. کسانی که آسم دارند توجه کنند: یکی دو قطره عصاره‌ی زنجبیل به همراه ماده‌ای مثل روغن زیتون حسابی آرامش‌بخش است.

۳. ضدشوره

065-min

آن شامپوهای موضعی شیمیایی را دیگر لازم ندارید چون خواص ضدعفونی‌کننده‌ی زنجبیل برای مبارزه با قارچی که باعث شوره می‌شود عالی است. کمی زنجبیل رنده شده را با آب مخلوط کرده و در یک بطری اسپری بریزید. مخلوط را مستقیم روی کف سر اسپری کنید.

۴. لایه‌بردار

066

خیلی راحت می‌توانید برای خودتان در خانه اسکراب صورت و بدن تهیه کنید. بافت دانه دانه‌ی زنجبیل شما را از سلول‌های مُرده‌ی پوست خلاص می‌کند. آن را با عسل موم‌دار مخلوط کنید و از بوی فوق‌العاده‌اش لذت ببرید.

۵. خرمن زنجبیلی

068-2

مگر کسی هم هست که رشد بیشتر (و سریع‌تر) برای موهایش نخواهد؟ زنجبیل معمولا به خاطر ترکیب فعال روغن‌های فرّار و آنتی‌اکسیدانی که دارد یکی از مهم‌ترین اجزاء محصولات تجاری مربوط به بهداشت مو است. اگر آن را به همان شکل که در قسمت «ضدشوره» گفتم استفاده کنید، گردش خون را در فولیکول‌های مو سرعت بخشیده و باعث رشد بیشتر می‌شود.

صبر کنید، هنوز تمام نشده! به جز اینها، زنجبیل مزایای فوق‌العاده‌ای هم برای سلامت دارد:

۶. بهبود سرماخوردگی و آنفولانزا

070-min

سرماخوردگی چیز مزخرفی است اما از دست آن ویروس لعنتی هم نمی‌شود فرار کرد. اما می‌شود به زنجبیل پناه برد! زنجبیل منبع اصلی دکونژستان (ماده‌ی ضد احتقان) است. موقع سرماخوردگی لذتی بالاتر از این نیست که با یک فنجان چای داغ زنجبیل زیر پتو بخزید. بهترین کار این است که ترکیبی از زنجبیل خُرد شده با آب داغ، آبلیمو و عسل را به بدن بزنید.

۷. آنتی‌هیستامین طبیعی

آلرژی دارید؟ می‌دانم چه می‌کشید! اما غصه نخورید: چه به بوی گل حساسیت داشته باشید و چه به موی گربه، زنجبیل جایگزینی طبیعی برای انواع داروهای پزشکی است. ثابت شده است که چند فنجان چای زنجبیل در روز می‌تواند عطسه‌ها و آب‌ریزش بینی همراه با آلرژی را کاهش دهد.

۸. اکسیر جوانی

چند پژوهش روی حیوانات نشان داده است که زنجبیل روی کاهش زوال عقلِ ناشی از افزایش سن که مقدمه‌ای بر آلزایمر است تأثیر دارد. در زنان مسن‌تر هم، آزمایش‌ها نشان از بهبود قابل توجه قدرت حافظه و زمان واکنش داشته‌اند.

۹. برطرف کننده‌ی درد عضلات

دفعه‌ی بعد که عضله‌تان کشیده شد یا موقع خواب سرتان بد افتاد و گردن‌تان خشک شد چند قطره روغن زنجبیل به آب داخل وان اضافه کنید. حتی می‌توانید کمی خمیر زنجبیل گرم شده را مستقیما به ناحیه‌ی دردناک بمالید. خوردن یک قاشق پودر زنجبیل در روز اول عادت ماهانه هم می‌تواند به کم شدن دردهای شکمی کمک کند.

۱۰. ضد تهوع

هر نوع حالت تهوعی که داشته باشید- تهوع صبحگاهی بارداری، تهوع ناشی از حرکت یا هر نوع دیگری از تهوع- زنجبیل چاره‌ی کار شماست. ثابت شده است که ریشه‌ی زنجبیل، هم شدت و هم دفعات بالا آوردن را کاهش می‌دهد و خب، بهتر از همه اینکه یک ضدتهوع طبیعی است.

خلاصه اینکه وقتی یک ماده‌ی طبیعی در دسترس داریم که همه‌ی این مشکلات را برطرف می‌کند، چرا باید سراغ مواد شیمیایی برویم؟ پس همین امروز زنجبیل را دریابید!


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران