عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
بازدید : 777
نویسنده : sina95

 


لابد گاهی از خود پرسیده‌اید که چه چیز باعث می‌شود تا زنان بخواهند مرتب درباره وقایع زندگی روزمره‌شان با همه صحبت کنند، در حالی که مردان عمدتا درون‌گراهستند و حال و حوصله صحبت در مورد اتفاقات زندگی روزمره‌شان را ندارند؟...

عشق مردانه,عشق چیز مردانه ای است,ابراز عشق مردانه,[categoriy]

 

 چرا مردان عمدتا وقت آزاد خود را صرف کار کردن با کامپیوتر و یا خواندن مجلات ورزشی می‌کنند در حالی که زنان بیشتر ترجیح می‌دهند به اخبار رسیده از این و آن بپردازند و یا سعی کنند روابطشان با دیگران برازنده و معقول به‌نظر برسد؟ چرا مردان و زنان از روابطشان با یکدیگر چیزهای متفاوتی را طلب می‌کنند؟ شاید علت، تفاوت‌های بنیادین در مغز مردان و زنان باشد. در بررسی نمونه‌ای از تفاوت‌های رفتاری، محققان دانشگاه باث‌ متوجه شدند احساس درد در زنان و مردان متفاوت است. مردان در مواجهه با درد بیشتر به این فکر می‌کنند که چگونه از شر آن در کوتاه‌ترین زمان ممکن خلاص شوند اما در مقابل، زنان بیشتر درگیر پاسخ احساسی‌شان نسبت به آسیب هستند که این خود ممکن است باعث شود تا آنها درد را شدیدتر احساس کنند. برای مقابله با ناراحتی ناشی از طلاق نیز تفاوت دو جنس به خوبی مشهود است. زنان توانایی بیشتری برای تطابق با موضوع دارند. تحقیقی که در یورکشایر انجام شد نشان داد زنان در مقابله با تمامی مراحل مختلف قطع رابطه از مردان قوی‌تر هستند. ۶۱ درصد از زنان اظهار داشتند که در طی ۲ سال اول بعد از طلاق، آنها بسیار خوشحال‌تر از موقعی بودند که هنوز در حال زندگی مشترک بودند در حالی که فقط ۵۱ درصد از مردان نظر مشابهی را داشتند.

دکتر فرانک تالیس روان‌شناس بالینی معتقد است یافته‌های فوق را می‌توان به وسیله تفاوت‌های مشخصی که در مغز دو جنس وجود دارد، توجیه کرد. در سیر تکاملی، زنان بیشتر اهل معاشرت و رفتارهای اجتماعی هستند، چرا که به هر حال این زنان هستند که بچه‌ها را بزرگ کرده و آنان را برای رویارویی با اجتماع آماده می‌کنند. آنها دارای مهارت‌های برقراری ارتباط‌اجتماعی هستند که مردان فاقد آن هستند و این‌ مهارت‌ها به آنها اجازه می‌دهد تا از طریق احساساتشان صحبت کرده و با دوستان و خانواده‌شان راحت‌تر ارتباط برقرار کنند در حالی که مردان کمتر قادر به برقراری رابطه اجتماعی مناسب حتی با دوستانشان هستند و در هنگام ناراحتی‌های احساسی، به‌جای مواجهه با مورد ناراحت‌کننده، بیشتر سعی می‌کنند آن را از هر طریق ممکن و لو اینکه در درون خود بریزند، به حداقل برسانند. شاید یک دلیل علمی برای این موضوع این باشد که مغز مردان طوری تنظیم شده که به‌صورت سیستماتیک و تحلیلی عمل کند، در حالی که مغز زنان بیشتر در مورد احساسات تنظیم شده است.

در تحقیق یورکشایر این‌طور به‌نظر رسید که مزیت‌های ذاتی فوق، نقش مهمی در زندگی جنس موِنث داشته باشند؛ در طی چند سال اول پس از طلاق، زنان روابط بیشتری با دوستانشان برقرار و وقت بیشتری صرف خانواده‌‌شان کردند و به‌دنبال مشاوره‌ها و درمان ناراحتی‌هایشان بودند در حالی که مردان غالبا به‌دنبال لذت‌های موقتی بودند. عمدتا پس از به هم خوردن یک رابطه زناشویی، مردان برای حفظ اعتماد به نفسشان به‌دنبال رابطه جدید هستند به‌جای آنکه فکر کنند چرا ازدواجشان با شکست مواجه شده است. علاوه بر این، برخلاف عقیده عمومی، در یک رابطه دوطرفه، مردان بیشتر از زنان درگیر عشق می‌شوند چرا که براساس بررسی‌ها مردان بیشتر از زنان تمایل دارند تا غریزه‌شان را برای رسیدن به فردی که او را جذاب و دلربا می‌دانند، ارضا کنند. از طرف دیگر، زنان بیشتر از طریق برنامه‌ریزی‌شده‌تری عاشق می‌شوند که تحت تاثیر سیر تکاملی‌شان است. آنها بیشتر به‌دنبال شریکی هستند که مراقب آنها بوده و قادر باشد خانواده‌شان را هم ازنظر مالی و هم ازنظر عاطفی تامین کند. زنان در رابطه‌شان با طرف مقابل علاوه بر جذابیت‌های فیزیکی، به‌دنبال مهربانی و سخاوت نیز هستند.

البته دکتر تایس خاطر نشان می‌کند فشارهایی نیز در اجتماع وجود دارند که باعث می‌شوند مردان و زنان به سوی شیوه‌های رفتاری برنامه‌ریزی‌شده‌شان هل داده شوند. در اجتماع، مردان بیشتر تشویق می‌شوند تا احساسات خود را کنترل کرده و تابع آن نباشند. شاید کنترل‌ احساسات در قرون گذشته و به‌ویژه در جنگ‌ها برای مردان خوب بوده باشد، اما در کل کنترل کردن احساسات برای شکل‌دهی یک رابطه زناشویی کار جالب و مفیدی نیست.

در سمت مقابل، زنان در اجتماع غالبا به سوی شیوه رفتاری رانده می‌شوند که در طی آن از زنان بیشتر انتظار می‌رود ملایم‌‌تر و مهربان‌تر باشند که این خود موجب می‌شود برقراری ارتباط با سایر افراد جامعه برایشان آسان‌تر باشد.به همین دلیل زنان بیشتر از مردان به اطمینان کلامی اهمیت می‌دهند.

در تمام موارد ذکر شده سعی شده کارهای پیچیده مغزی تا حد بسیار زیادی ساده شوند. البته باید توجه داشت هیچ زن و مردی تمام خصوصیاتی که محققان در مورد مغز زن و مرد می‌گویند را ندارد. اغلب مردم مغزهای متعادلی دارند که دارای مقادیر مساوی از خصوصیات مردانه و زنانه است. حتی برخی از افراد دارای مغزهایی هستند که رفتاری خلاف جنس آنها دارد. دکتر تایس معتقد است تفاوت دو جنس هم در روابط سالم و هم در روابط شکست خورده کاملا مشهود بوده و باید به‌دقت بررسی شود.موارد اختلاف زیادی بین دو جنس وجود دارند اما اگر موردی به‌طور عمده و در میان تعداد زیادی از افراد صحیح بود، می‌تواند کمک‌کننده باشد، به‌ویژه به این دلیل که شما بفهمید و بدانید آن موضوع، یک رفتار عمومی است و یک مورد ناخوشایند و یا شخصی نیست و شما نباید احساس بدی در این مورد داشته باشید. به‌عنوان مثال، ممکن است در اختلاف زناشویی، مرد آرام و ساکت باشد ولی این بدان معنا نیست که وی عصبانی شده است، بلکه معنای عمده آن این است که مغز آن مرد بهتر می‌تواند مسئله را درون خود و با آرامش حل و فصل کند. به‌طور مشابه، چنانچه زنی برای صحبت‌کردن و مباحثه پافشاری می‌کند، نباید فکر کرد علت آن بهره‌برداری از نق‌زدن‌های مداوم است، بلکه این غریزه وی است که از او می‌خواهد تا برای برقراری ارتباط و نشان دادن احساسش صحبت کند. اگر شما این تفاوت‌ها را قبل از اینکه موردی پیش بیاید درنظر بگیرید، حتما رابطه راحت‌تر و درک بهتری از طرف مقابل خواهید داشت و متوجه خواهید شد که کار مغزهای متفاوت زن و مرد به کمک یکدیگر کامل می‌شود.‌ 

 چرا مردان عمدتا وقت آزاد خود را صرف کار کردن با کامپیوتر و یا خواندن مجلات ورزشی می‌کنند در حالی که زنان بیشتر ترجیح می‌دهند به اخبار رسیده از این و آن بپردازند و یا سعی کنند روابطشان با دیگران برازنده و معقول به‌نظر برسد؟ چرا مردان و زنان از روابطشان با یکدیگر چیزهای متفاوتی را طلب می‌کنند؟ شاید علت، تفاوت‌های بنیادین در مغز مردان و زنان باشد. 
در بررسی نمونه‌ای از تفاوت‌های رفتاری، محققان دانشگاه باث‌ متوجه شدند احساس درد در زنان و مردان متفاوت است. مردان در مواجهه با درد بیشتر به این فکر می‌کنند که چگونه از شر آن در کوتاه‌ترین زمان ممکن خلاص شوند اما در مقابل، زنان بیشتر درگیر پاسخ احساسی‌شان نسبت به آسیب هستند که این خود ممکن است باعث شود تا آنها درد را شدیدتر احساس کنند. 
برای مقابله با ناراحتی ناشی از طلاق نیز تفاوت دو جنس به خوبی مشهود است. زنان توانایی بیشتری برای تطابق با موضوع دارند. تحقیقی که در یورکشایر انجام شد نشان داد زنان در مقابله با تمامی مراحل مختلف قطع رابطه از مردان قوی‌تر هستند. ۶۱ درصد از زنان اظهار داشتند که در طی ۲ سال اول بعد از طلاق، آنها بسیار خوشحال‌تر از موقعی بودند که هنوز در حال زندگی مشترک بودند در حالی که فقط ۵۱ درصد از مردان نظر مشابهی را داشتند. 
دکتر فرانک تالیس روان‌شناس بالینی معتقد است یافته‌های فوق را می‌توان به وسیله تفاوت‌های مشخصی که در مغز دو جنس وجود دارد، توجیه کرد. در سیر تکاملی، زنان بیشتر اهل معاشرت و رفتارهای اجتماعی هستند، چرا که به هر حال این زنان هستند که بچه‌ها را بزرگ کرده و آنان را برای رویارویی با اجتماع آماده می‌کنند. آنها دارای مهارت‌های برقراری ارتباط‌اجتماعی هستند که مردان فاقد آن هستند و این‌ مهارت‌ها به آنها اجازه می‌دهد تا از طریق احساساتشان صحبت کرده و با دوستان و خانواده‌شان راحت‌تر ارتباط برقرار کنند در حالی که مردان کمتر قادر به برقراری رابطه اجتماعی مناسب حتی با دوستانشان هستند و در هنگام ناراحتی‌های احساسی، به‌جای مواجهه با مورد ناراحت‌کننده، بیشتر سعی می‌کنند آن را از هر طریق ممکن و لو اینکه در درون خود بریزند، به حداقل برسانند. شاید یک دلیل علمی برای این موضوع این باشد که مغز مردان طوری تنظیم شده که به‌صورت سیستماتیک و تحلیلی عمل کند، در حالی که مغز زنان بیشتر در مورد احساسات تنظیم شده است. 
در تحقیق یورکشایر این‌طور به‌نظر رسید که مزیت‌های ذاتی فوق، نقش مهمی در زندگی جنس موِنث داشته باشند؛ در طی چند سال اول پس از طلاق، زنان روابط بیشتری با دوستانشان برقرار و وقت بیشتری صرف خانواده‌‌شان کردند و به‌دنبال مشاوره‌ها و درمان ناراحتی‌هایشان بودند در حالی که مردان غالبا به‌دنبال لذت‌های موقتی بودند. عمدتا پس از به هم خوردن یک رابطه زناشویی، مردان برای حفظ اعتماد به نفسشان به‌دنبال رابطه جدید هستند به‌جای آنکه فکر کنند چرا ازدواجشان با شکست مواجه شده است. 
علاوه بر این، برخلاف عقیده عمومی، در یک رابطه دوطرفه، مردان بیشتر از زنان درگیر عشق می‌شوند چرا که براساس بررسی‌ها مردان بیشتر از زنان تمایل دارند تا غریزه‌شان را برای رسیدن به فردی که او را جذاب و دلربا می‌دانند، ارضا کنند. از طرف دیگر، زنان بیشتر از طریق برنامه‌ریزی‌شده‌تری عاشق می‌شوند که تحت تاثیر سیر تکاملی‌شان است. آنها بیشتر به‌دنبال شریکی هستند که مراقب آنها بوده و قادر باشد خانواده‌شان را هم ازنظر مالی و هم ازنظر عاطفی تامین کند. زنان در رابطه‌شان با طرف مقابل علاوه بر جذابیت‌های فیزیکی، به‌دنبال مهربانی و سخاوت نیز هستند. 
البته دکتر تایس خاطر نشان می‌کند فشارهایی نیز در اجتماع وجود دارند که باعث می‌شوند مردان و زنان به سوی شیوه‌های رفتاری برنامه‌ریزی‌شده‌شان هل داده شوند. در اجتماع، مردان بیشتر تشویق می‌شوند تا احساسات خود را کنترل کرده و تابع آن نباشند. شاید کنترل‌ احساسات در قرون گذشته و به‌ویژه در جنگ‌ها برای مردان خوب بوده باشد، اما در کل کنترل کردن احساسات برای شکل‌دهی یک رابطه زناشویی کار جالب و مفیدی نیست. 
در سمت مقابل، زنان در اجتماع غالبا به سوی شیوه رفتاری رانده می‌شوند که در طی آن از زنان بیشتر انتظار می‌رود ملایم‌‌تر و مهربان‌تر باشند که این خود موجب می‌شود برقراری ارتباط با سایر افراد جامعه برایشان آسان‌تر باشد.به همین دلیل زنان بیشتر از مردان به اطمینان کلامی اهمیت می‌دهند. 
در تمام موارد ذکر شده سعی شده کارهای پیچیده مغزی تا حد بسیار زیادی ساده شوند. البته باید توجه داشت هیچ زن و مردی تمام خصوصیاتی که محققان در مورد مغز زن و مرد می‌گویند را ندارد. اغلب مردم مغزهای متعادلی دارند که دارای مقادیر مساوی از خصوصیات مردانه و زنانه است. حتی برخی از افراد دارای مغزهایی هستند که رفتاری خلاف جنس آنها دارد. 
دکتر تایس معتقد است تفاوت دو جنس هم در روابط سالم و هم در روابط شکست خورده کاملا مشهود بوده و باید به‌دقت بررسی شود.
موارد اختلاف زیادی بین دو جنس وجود دارند اما اگر موردی به‌طور عمده و در میان تعداد زیادی از افراد صحیح بود، می‌تواند کمک‌کننده باشد، به‌ویژه به این دلیل که شما بفهمید و بدانید آن موضوع، یک رفتار عمومی است و یک مورد ناخوشایند و یا شخصی نیست و شما نباید احساس بدی در این مورد داشته باشید. به‌عنوان مثال، ممکن است در اختلاف زناشویی، مرد آرام و ساکت باشد ولی این بدان معنا نیست که وی عصبانی شده است، بلکه معنای عمده آن این است که مغز آن مرد بهتر می‌تواند مسئله را درون خود و با آرامش حل و فصل کند. 
به‌طور مشابه، چنانچه زنی برای صحبت‌کردن و مباحثه پافشاری می‌کند، نباید فکر کرد علت آن بهره‌برداری از نق‌زدن‌های مداوم است، بلکه این غریزه وی است که از او می‌خواهد تا برای برقراری ارتباط و نشان دادن احساسش صحبت کند. اگر شما این تفاوت‌ها را قبل از اینکه موردی پیش بیاید درنظر بگیرید، حتما رابطه راحت‌تر و درک بهتری از طرف مقابل خواهید داشت و متوجه خواهید شد که کار مغزهای متفاوت زن و مرد به کمک یکدیگر کامل می‌شود.‌  


تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
بازدید : 658
نویسنده : sina95

 

دانستنی های جالب درباره روان شناسی زنان

یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد . به زبان آوردن دوستت دارم موجب می شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند .


یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل ، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار ، عشق می ورزد .


زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می دارد ، به آن زن اجازه می دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است .


وقتی زنی عاشق می شود ، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می رسد .


نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می بخشاید .


یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود .


پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد ، به احساس عشق ، نوازش و ملاطفت نیاز دارد .


زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می کنند و بعد به کیمیای جسم پی می برند .


لحظاتی که مرد ، دستهای زنی را در دست می گیرد و او را لمس می کند ، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می ورزد .


هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی ، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت ، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است .

هنگامی که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد ، در عرش سیر خواهد کرد .

 

یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی کند ، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد ، تمامی مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می آورند .

 

یک زن هنگامی سکوت می کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید .

 

وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می سپارد و از ارائه راه حل می پرهیزد ، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می کند .

 

مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند . دراینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می باشد ، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد .

 

هنگامی که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می گردد ، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می کند .

به جرات می توان گفت به جز در موارد انگشت شماری ، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی رساند .

 

زن درست مثل یک موج است ، به هنگامی که عشق در قلبش به ظهور می نشیند ، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می رسد .

 

هنگامی که موج احساسات یک زن به اوج می رسد ، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی بیند .

 

مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید ، احساس آسایش و آرامش بیشتری می کند .

 

این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد ، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی گیرد .

 

وقتی زنی از موضوعی می رنجد ، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است ، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند .

 

دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان ، عدم پذیرش ، قضاوت نادرست و ترک شدن است ، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که لیاقتشان بیش از این نیست .

 

ماهیت یک زن ، درخواست تایید امور است .

 

در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد ، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می کند ، اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی دهد . ولی در این زمان احساس می کند که مرد به او احترام نمی گذارد .

 

بسیاری از زنان به این علت که نمی خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند ، نیازهایشان را انکار می کنند .

 

حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد ، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی ، اشتباه بزرگی است .

 

یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .

 

امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می ورزند ، اما در عوض چیزی دریافت نمی کنند ، رنج می کشند ، آنان به دنبال وقفه ای می گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند .

 

یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند .

 

یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است .اما وقتی آن زن لبخند می زند ، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد .

 

همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند . بخشش می کنند و در این زمان به خاطر می آورند هنگامی که آنان به بخشش نیاز داشتند ، تا حدودی کمتر از این اندازه ، به ایشان بخشیده شده است.

 

اغلب زنان با آنچه همسرشان می خواهد به راحتی موافقت می کنند ، اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می خواهند .

 

یک زن ، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی دهد ، بلکه شوهرش را آزاد می گذارد و تصور می کند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است .

 

وقتی زنی به ثبت امتیازات می پردازد ، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید . پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.

 

یک احساس پنهان در درون زن به او می گوید نمی خواهم خواسته هایم را برایش بگویم ، اگر عشق او به من واقعی باشد ، خودش از نیازهایم مطلع می گردد .

 

مردان و زنان باید به خاطر داشته باشند که همسرشان به هیچ عنوان خود بخود از نیازهایشان ، مطلع نیست .

 

زنان نمی پسندند که شوهرانشان ، برآورده ساختن نیازهایشان را به دست فراموشی بسپارند . به همین علت ، دست از نق زدن بر می دارند و به حمایت شوهرانشان می پردازند .

 

یک زن باید احساس کند که مورد احترام قرار گرفته و به بهترین وجه در خاطرها می ماند . در این صورت نادیده گرفته شدن برایش همچون امری است که دربخش انتهایی فهرست شخصیتش قرار می گیرد .


تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
بازدید : 686
نویسنده : sina95

 

حرف زدن

 

 تفاوت هایی درساختارمغز، حرف زدن وگوش کردن، تجسم فضایی، احساسات وادراک، بیوشیمی بدن ونهایتا ، تفاوت درنوع عاشق شدن وازدواج. درهربخش ، راه حلهایی برای رویارویی با این تفاوت هانیز پیشنهاد شده است.از آنجا که چگونگی ارتباط با جنس مخالف وتشکیل خانواده ، ازدغدغه های اصلی نسل جوان محسوب می شود ،  امیدوارم که این چند مقاله ، بتواند اطلاعات مفیدی را دراختیار شما عزیزان  قرار دهد.

در مقاله ی قبل ، با ضرورت شناخت تفاوت ها بین زن و مرد آشنا شدیم.

 

حال بخش دوم را با این سوال شروع می نمائیم:

چرا زنان، درک سریعتری نسبت به شرایط دارند؟

علم ثابت کرده است که ارتباط بین دونیم کره مغز ، درزنان بهتر صورت می گیرد .نیم کره چپ وراست مغز توسط رشته های عصبی به یکدیگر متصل گشته اند که به نام جسم پینه ای یا رشته پیوندی دونیم کره شناخته می شوند. این رشته پیوندی، امکان ارتباط وتبادل اطلاعات را بین دو نیم کره ی مغز ایجاد می کند.

راجر کروسکی، عصب شناس دانشگاه کالیفرنیا در مطالعات خود تایید کرد که : " جسم پینه ای درمغز زنان ، نسبت به مغز مردان ضخیم تر است " و به این خاطر است  که درمغز زنان ، ارتباط بین دو نیم کره 30 درصد بیشتر از مردان برقرار می شود. او همچنین نشان داد که در زنان ومردانی که به فعالیت های مشابهی مشغولند، بخش های متفاوتی از مغز فعال می شوند.

مطالعات نشان می دهند که فرد، زمانی به قدرت بیان دست می یابد که پیوند بیشتری بین دو نیم کره مغزش برقرار گردد. همچنین تعداد این پیوندها توانایی زنان را در انجام همزمان فعالیتهای غیرمرتبط توجیه می کند. به علاوه موجب روشن شدن قضیه درک سریع زنانه می شود.

زن نسبت به مرد ، از سنسورهای قوی تری برخورداراست وبا توجه به تعداد زیاد رشته های پیوندی بین دونیم کره مغز برای تبادل سریع اطلاعات، می تواند در مرحله درک شرایط درعرض یک ثانیه ،  قضاوتهای بی شمار- وصحیحی- را نسبت به انسان ها وموقعیت های آنان ارایه دهد.

مغزیک مرد ، برای اینکه کارها را یکی پس از دیگری انجام دهد، برنامه ریزی شده است، نه اینکه کارهای مختلفی را همزمان انجام دهد، زیرا رشته های پیوندی کمتری بین دونیم کره چپ وراست مغز او وجود دارد . علی رغم اینکه مغز او نسبت به مغز زنان دارای قسمت بندی های بیشتری است. اسکن مغز مردی که درحال مطالعه است، نشان می دهد که درآن لحظه او درست مثل یک فرد ناشنواست

چرا مردان فقط می‌توانند روی یک کار تمرکز کنند؟

تمامی تحقیقات به یک نتیجه رسیده اند :  مغز مردان ، بسیار تخصصی رشد کرده وکشو وقفسه های کوچک زیادی دارد. مغز مردانه طوری برنامه ریزی شده است که به طور کامل تنها برروی یک فعالیت تمرکز می کند. اکثر مردان می گویند، دریک زمان فقط می توانند به یک کار بپردازند.وقتی یک مرد خودرو را متوقف می کند تا خیابانی را از روی نقشه بیابد، ابتدا چه می کند؟ صدای رادیو را کم می کند . در حالیکه کمتر زنی می فهمد که چرا او این کار را می کند.

زن می تواند درحالی که گوش می کند، صحبت  کند و مطالعه  کند. پس چرا مرد نمی تواند؟ چرا وقتی تلفن زنگ می زند، مرد می خواهد که صدای تلویزیون را کم کند؟ اینگونه شکایت ها را در تمام جهان از زنان می شنویم. پاسخ این است : مغزیک مرد ، برای اینکه کارها را یکی پس از دیگری انجام دهد، برنامه ریزی شده است، نه اینکه کارهای مختلفی را همزمان انجام دهد، زیرا رشته های پیوندی کمتری بین دونیم کره چپ وراست مغز او وجود دارد . علی رغم اینکه مغز او نسبت به مغز زنان دارای قسمت بندی های بیشتری است. اسکن مغز مردی که درحال مطالعه است، نشان می دهد که درآن لحظه او درست مثل یک فرد ناشنواست.

مغزیک زن چندمنظوره برنامه ریزی شده است. او می تواند کارهای مختلف ومتعددی را به طور همزمان انجام دهد.مغز او هیچ گاه بیکارنیست؛  بلکه همیشه فعال است. او می تواند، درحالی که آشپزی می کند به تلویزیون نگاه کند و همزمان با تلفن صحبت کند. او همچنین می تواند همزمان رانندگی کند، وبه رادیو گوش کند. اما اگر یک مرد درحال پخت غذای تازه ای باشد وبا او صحبت کنند به احتمال بسیار زیاد عصبانی میشود، زیرا نمی تواند هم دستور پخت را بخواند وهم به حرف کسی گوش کند.

از آنجا که هردو نیم کره مغز زنان فعال است، برای بسیاری ازآنان سخت است که دست چپ وراست را از یکدیگر تشخیص دهند. حدود 50 درصد از زنان نمی توانند بدون اینکه به دنبال یک حلقه یا یک خال بگردند، بدون معطلی بگویند کدام دست چپ وکدام دست راست است.درحالی که مردان ازآنجا که یا نیم کره راست ویا چپ فعال است، مشکل بسیار کمتری در تشخیص چپ وراست دارند.

مرد رویایی من

 

چرا زنان از حرف‌زدن دست نمی‌کشند؟

مغز مردان به بخش های جداگانه ای تقسیم بندی شده  ومی تواند اطلاعات را تفکیک وذخیره نماید. درپایان یک روز پردردسر، مغز مرد تمام مشکلات را به راحتی درکشوهای مغزش قرار می دهد.درحالی که مغز زنان ، نمی تواند اطلاعات را به همین روش نگه داری کند.ناچارا مشکلات مرتبا در سرزن می چرخند.

تنها روشی که یک زن می تواند مشکلاتش راحل نماید، این است که با صحبت در مورد آنها، وجود مشکلات را درک کند.اگر زنی درپایان روز صحبت کند، به دنبال راه حل نیست ونمی خواهد نتیجه گیری کند، او تنها می خواهد در مورد مشکلات روحی اش صحبت کند.

 

چرا زنان و مردان از هم جدا می‌شوند؟

انگیزه بیولوژیکی یک مرد دراین است که زنی را تامین کند واگر زن ، قدر زحماتش را بداند، موفقیت اش تایید می شود. وقتی که زن احساس خوشبختی می کند، مرد مطمئن می شود که وظیفه اش را به خوبی انجام داده است. وقتی زن احساس خوشبختی نکند، مرد احساس عجز وناتوانی می کند، زیرا گمان می کند که او زن را درست ویا به اندازه کافی تامین نکرده است.

مرتبا می شنویم که مردان به دوستانشان می گویند: "نمی تونم اون رو خوشبخت کنم" واین می تواند برای مرد انگیزه کافی ایجاد کند که به جدایی فکر کند .

در مقابل ، زنان ، هیچگاه همسرشان  را به این دلیل ترک نمی کنند که با آنچه او برایش فراهم کرده است، احساس خوشبختی نمی کند ،  بلکه به این خاطر او را ترک می کند که از نظر احساسی تامین نمی شود.زن به عشق، چیزهای رمانتیک ویک هم صحبت صبور احتیاج دارد.

 برای یک مرد ، مهم این است که زن به او بگوید، کاری که انجام داده است فوق العاده است وآنچه که مرد برای او می تواند فراهم کند، کفایت می کند. اما مرد باید رمانتیک باشد وبه خصوص بتواند وقتی زن با او حرف می زند، بدون آنکه راه حلی ارایه دهد، گوش کند.

مرد باید بفهمد که زن قصد ندارد به او نشان دهد که هرکاری را اشتباه انجام می دهد.زن دراکثر مواقع واقعا می خواهد به او کمک کند ومرد نباید دقیقا همه چیز را به خودش بگیرد. زن می خواهد به مردی که دوستش دارد کمک کند تا انسان بهتری شود اما مرد اغلب چنین برداشت می کند که به اندازه ی کافی برای زن خوب نیست

چرا مردان از اینکه حق با آنان نباشد ناراحت می‌شوند؟

وقتی می خواهید بفهمید چرا مردان اینقدر ناراحت می شوند که حق با انان نباشد، باید نگاهی به تاریخ بشر بیندازید. صحنه زیر را پیش خود تصور کنید:

خانواده ای غارنشین دور آتش چمباتمه زده اند. مرد جلوی ورودی غار نشسته وبه بیرون نگاه می کند. او در افق ودر اطراف در جستجوی تکان خوردن چیزی است. زن و فرزندانش روزهاست چیزی نخورده اند و او می داند .پس از آنکه هوا خوب شد به شکار خواهد رفت وتازه هنگامی برخواهد گشت که شکار کرده باشد. این وظیفه اوست زیرا خانواده اش به او وابسته اند. آنان گرسنه هستند، اما به توانایی اوایمان دارند. او با چهره ای بی حرکت آنجا نشسته است ونظاره می کند. حق ندارد ترس خود را به خانواده اش نشان دهد، چون از او ناامید خواهند شد. او باید قوی باشد.

وقتی یک مرد برحق نباشد، احساس ناتوانی می کند، چون او قادر نبوده وظیفه اش را به خوبی انجام دهد.

به نظر می رسد میلیون ها سال ترس از ناتوان بودن ، به سختی درمغز یک مرد امروزی لنگر انداخته است.تنها تعداد اندکی از زنان می دانند که وقتی مردی به تنهایی سفر می کند به احتمال زیاد می ایستد وراه را می پرسد. اما وقتی یک زن کنار دست او نشسته باشد، این کار برای او به معنای ناتوانی است، چرا که نمی تواند زن را بدون کمک دیگری به مقصد برساند.

وقتی زنی می گوید: "خب نگه دار، راه را بپرس" مرد چنین احساسی می کند : "تو بی عرضه ای، حتی نمی توانی راهت رو پیدا کنی" به همین دلیل برای مردان سخت است که بگویند : "متاسفم" گفتن این جمله برای مردان،  اعتراف به اشتباه است واگر حق با آنان نباشد انگار ناتوانند.

یک زن به خصوص باید مراقب باشد که وقتی با مردی راجع به مساله ای حرف می زند، ناخواسته او را سرزنش نکند.

مرد باید بفهمد که زن قصد ندارد به او نشان دهد که هرکاری را اشتباه انجام می دهد.زن دراکثر مواقع واقعا می خواهد به او کمک کند ومرد نباید دقیقا همه چیز را به خودش بگیرد. زن می خواهد به مردی که دوستش دارد کمک کند تا انسان بهتری شود اما مرد اغلب چنین برداشت می کند که به اندازه ی کافی برای زن خوب نیست. یک مرد به هیچ اشتباهی اعتراف نمی کند، زیرا می ترسد که زن دیگر او را دوست نداشته باشد.

جالب این جاست که بدانیم : وقتی مردی به اشتباه خود اعتراف می کند ، زن بسیار بیشتراز قبل او را دوست دارد. واقعا که دنیای عجیبی است !!


تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
بازدید : 606
نویسنده : sina95

 

حلقه

 

این حلقه چیست که اینقدر مهم‌است و چرا اینقدر زوج‌های جوان به آن اهمیت می‌دهند؟آیا واقعا در خوشبختی یک زوج نقشی هم دارد؟اصلا چه شد که حلقه تبدیل به نماد عشق و تعهد شد؟ چرا زن‌ها بیشتر از مردها به این حلقه اهمیت می‌دهند؟

 

همه اینها سۆالاتی است که شاید در ذهن خیلی از ما وجود داشته‌باشد، در اینجا می‌خواهیم به همه آنها پاسخ بدهیم.

 

سابقه تاریخی زنان

استفاده مردان از حلقه نسبتا جدید است. تا میانه قرن 20 بیشتر زنان بودند كه حلقه در دست می‌كردند كه این شاید یادآور روزهایی بود كه زنان جزئی از املاك و دارایی‌های همسرشان بودند. بعد از جنگ جهانی دوم، بسیاری از مردان با جدایی‌های طولانی‌مدت از همسران خود مواجه شدند و از آن زمان آنها نیز شروع به استفاده از حلقه به عنوان نشانه‌ای از تاهل خود كردند که آنچه موجب می‌شود همواره به یاد همسران خود باشند.

 

چرا باید حلقه در انگشت چهارم باشد؟

شاید برای بسیاری این سۆال پیش بیاید که چرا حلقه ازدواج را در انگشت چهارم دست چپ می‌اندازند؟ تحقیقات نشان داده است یونانیان قدیم عقیده داشتند رگ مخصوصی از این انگشت می‌گذرد و مستقیما به قلب وارد می‌شود و برخی‌ها نیز به این معتقدند که چون این انگشت را کمتر از سایر انگشتان دست خود مورد استفاده قرار می‌دهیم حلقه در آن قرار می‌گیرد و به طور کلی برای به دست کردن یک وسیله زینتی مناسب‌تر از سایر انگشتان دست است.

 

اولین مردمی که حلقه به دست کردند

اولین مردمی که در تاریخ، حلقه ازدواج را به کار بردند مصریان بوده‌اند. گویا در نوشته‌های هیروگلیف که نوشته‌های تصویری مصریان است حلقه، علامت ابدیت بود، یعنی حلقه ازدواج به انگشت زوجین کردن به نوعی رمز زناشویی پایدار و ابدی بوده است و پس از مصریان، مسیح یان نیز حدود سال 900 میلادی شروع به دست کردن و استفاده انگشتر و حلقه در مراسم ازدواج خود كردند.

بعضی از مردها اصلا با زیور‌آلات مختلف مثل انگشتر و گردنبند و... راحت نیستند و برخی مشخصا با انگشتر در انگشت‌شان احساس خوب و راحتی ندارند

به خاطر بچه‌هایتان حلقه ازدواج را فراموش نکنید

یك حلقه شما را یاد چه می‌اندازد؟ ازدواج، عشق و شاید بشود گفت وفاداری. امروزه در اكثر كشورهای دنیا این حلقه- البته اگر در انگشت دست چپ باشد- نماد ازدواج و به دست داشتن آن نشانی از دوام این رابطه است. اما برخی از متاهل‌ها به دلایل مختلف این نماد را همیشه همراه ندارند.

اگر قبلا فقط همسرتان حق داشت از شما بخواهد حلقه‌تان را دست كنید، حالا یك دلیل محكم وجود دارد كه شما به خاطر بچه‌هایتان باید این حلقه را به انگشت بیندازید! یك روانشناس اجتماعی از دانشگاه آلبرتای كانادا، ادعا می‌كند كسانی كه حلقه ازدواجشان را به دست نمی‌كنند در مقایسه با كسانی كه آن را همیشه به دست می‌كنند، بیشتر بچه‌هایشان را فراموش می‌كنند. دكتر اندرو هارل همچنین می‌گوید: «افرادی كه این عادت را دارند، فراموشكارترین والدین برای فرزندانشان هستند.»

 

شغل‌های پرخطر دارند

بسیاری از آقایان در مشاغل سخت و پرخطر فعالیت می‌کنند که نمی‌توانند كارشان را با به همراه داشتن جواهر و زینت‌آلات به خوبی انجام دهند. مکانیک‌های اتومبیل، کارگران ساختمانی یا خلبانان نظامی از جمله کسانی هستند که همراه داشتن حلقه ازدواج برایشان میسر نیست.

 

حساسیت دارند

مردان بسیاری به مواد سازنده حلقه حساسیت دارند به طوری که با دست کردن آن احساس آرامش ندارند. یکی دیگر از دلایل اجتناب از دست کردن حلقه، ورم روماتیسمی مفاصل است که در این بیماری،‌ مفاصل انگشتان دچار ورم می‌شود و استفاده از حلقه انگشتری را بسیار دشوار می‌کند.

حلقه

 

یادشان می‌رود

بسیاری از آقایان هم اصلا به دلیل فراموشکاری به یاد نمی‌آورند که باید حلقه خود را به دست کنند یا حتی هراس دارند که جایی مجبور شوند آن را از دست خارج کنند، آن وقت ممكن است آن را گم کنند. بسیاری از آنها هم به دلیل قیمت بالای حلقه‌ها از گم شدن آن هراس دارند.

 

زیورآلات دوست ندارند

شاید این دلیل هم چندان موجه به نظر نرسد‌ اما بعضی از مردها اصلا با زیور‌آلات مختلف مثل انگشتر و گردنبند و... راحت نیستند و برخی مشخصا با انگشتر در انگشت‌شان احساس خوب و راحتی ندارند.

 

از سر بی‌لطفی

بعضی از مردان هم از کم‌لطفی حلقه‌شان را دست نمی‌کنند هرچند بدون تردید همسران خود را دوست دارند اما خیلی دوست ندارند که همه متوجه متاهل بودنشان شوند.

در هر صورت دست کردن حلقه ی ازدواج یک نوع نشان دادن محبت و وفاداری به همسر است.

 


تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
بازدید : 680
نویسنده : sina95

 

حرف زدن

 

ما زن‌ها نیاز داریم تا با همسرمان صحبت كنیم، از كمبود جا در خانه و مشكلات درسی بچه‌ها گرفته تا دل‌تنگی‌های بی دلیل. گاهی دوست داریم، درد دل كنیم و بدون آنكه قصدی داشته باشیم، برای خالی شدن از دل‌شوره ها و دغدغه ها، حرف بزنیم. اما گاهی اوقات می‌خواهیم كسی به كمك مان بیاید، تغییری در رفتارش و نحوه‌ تعاملش ایجاد كند و یا راه چاره ای به ما پیشنهاد دهد. نیاز به داشتن یك همدم و هم صحبت، مختص همه‌ انسان‌هاست اما ما خانم‌ها كمی بیشتر! دوستان، خواهر، مادر و هم صحبت‌های همجنس مان خیلی از مواقع به رفع این نیاز كمك می‌كنند، ولی آنچه در حقیقت به آن محتاجیم اما شاید خودمان هم نمی‌دانیم این است كه به مرد زندگی‌مان به بهانه‌ هم صحبت شدن، نزدیك‌تر شویم. برای رسیدن به این خواسته، لازم است بیاموزیم چگونه با همسرمان صحبت كنیم و هر حرفی را در چه شرایطی و با چه ادبیاتی بیان كنیم. در غیر این صورت همان قصه‌ تكراری می‌شود كه در خیلی از زندگی‌ها اتفاق می‌افتد.

 

در یک زمان مناسب گفتگو کنید

خانم‌هایی كه از آشپزخانه، پشت سر هم صحبت می‌كنند و می‌خواهند همه‌ موضوعات را كنار هم و به صورت معجونی به خورد همسرشان دهند و مردانی كه مقابل بازی فوتبال یا اخبار تلویزیون، ذهنشان جای دیگری است و چند وقت یك‌بار تنها سری تكان می‌دهند و خیلی زود هر دو از این شرایط خسته می‌شوند.

نتیجه این خواهد بود كه خانم به این نتیجه می‌رسد كه شوهرش شنونده‌ خوبی برای حرف‌های او نیست و به این ترتیب دیگر سعی نمی‌كند با او حرف بزند یا همیشه به جای گفتگو كارشان به دعوا می‌كشد و گله و شكایت كه : تو به حرف‌های من گوش نمی‌دهی و جواب كه : تو خیلی حرف می‌زنی. من خسته از سر كار می‌آیم و تازه باید اخبار تو را گوش دهم.

یادتان باشد وقتى مرد از شما فاصله مى‏گیرد، وقت خوبى براى گفتگوى با او براى نزدیك‏تر شدن به وى نیست.بگذارید كناره بگیرد. بعد از مدتى بر مى‏گردد. او باز هم عاشقانه و دلسوز خواهد بود و به گونه ‏اى عمل خواهد كرد كه گویى هیچ اتفاقى نیفتاده است. آن گاه وقت گفتگو با او خواهد بود.

 

پیشقدم گفتگو شوید

اگر زن منتظر بماند تا همسرش آغازگر گفتگو باشد ممكن است هرگز شانسى براى حرف ‏زدن بدست نیاورد زیرا مردان، خودبه ‏خود حرف زیادى براى گفتن ندارند. قوانین ناگفته مردان مى‏گوید: اگر حرفى براى گفتن دارى آن را بگو. آنها نمى‏دانند كه باید منتظر بمانند تا از آنها سۆال شود، اگر بخواهد حرف بزند، می زند.

لذا، وقتى زن مى‏خواهد صحبت كند یا براى نزدیك شدن به همسر احساس نیاز مى‏كند، باید حرف بزند و انتظار نداشته باشد كه مرد گفتگو را آغاز كند براى آغاز گفتگو ابتدا زن باید احساساتش را در میان بگذارد حتى اگر شریكش حرف زیادى براى زدن نداشته باشد.

ما زن‌ها هم باید بیاموزیم با لحنی دلنشین، جذاب و دوست داشتنی با همسرمان گفتگو كنیم و مدام گله و شكایت نداشته باشیم در غیر این صورت كنترل ذهن همسرمان خیلی سریع كانال را عوض می‌كند و دیگر حرف‌هایمان را نمی‌شنود

دلیلی برای حرف زدن با مریخی‌ها پیدا کنید

مرد براى گفتگو با زن مى‏تواند خیلى باز رفتار كند اما در ابتدا حرفى براى گفتن ندارد. چیزى كه زنان درباره مریخى ‏ها نمى ‏دانند، این است كه آنها باید دلیلى براى صحبت داشته باشند. آنها صرفا براى در میان گذاشتن احساساتشان صحبت نمى ‏كنند.اگر زن كمى حرف بزند، مرد كم كم درباره ارتباطش با او صحبت مى‏كند.مثلا اگر زن درباره بعضى از مشكلاتى كه در طول روز داشته، صحبت كند، مرد نیز ممكن است در این باره گفتگو كند و بنابراین آنها مى‏توانند یكدیگر را درك كنند. اگر زن درباره احساسش درباره بچه‏ ها حرف بزند، مرد نیز ممكن است در این مورد شروع به صحبت كند. اگر مرد هنگام صحبت كردن زن، احساس سرزش یا فشار نكند، به تدریج شروع به صحبت خواهد كرد.

 

با زبان مخصوص یکدیگر، صحبت کنید

درست است كه زن و شوهر باید با هم حرف بزنند اما با زبان مخصوص یكدیگر. ما زن‌ها می‌توانیم با یكدیگر در یك ساعت راجع به 10 موضوع كاملاً نامربوط حرف بزنیم و لذت ببریم اما مردها این‌گونه نیستند. آن‌ها از این شاخه به آن شاخه پریدن و طول و تفسیر زیاد راجع به یك موضوع را دوست ندارند. باید طرز حرف زدنمان را تغییر دهیم تا همسرمان قدم قدم بیاموزد به احساسات ما گوش دهد.

 

گوینده‌ای خوب، شنونده‌ای خوب دارد!

حتماً شما هم شنیده‌اید كه ما را محكوم به غر زدن می‌كنند ، اما اگر به همسرمان توضیح دهیم كه به حمایت و گوش شنوایش چقدر نیاز داریم و تا چه حد می‌تواند برای ما آرامش بخش باشد، در این صورت شاید او داوطلبانه شنونده‌ ما باشد .

البته انصاف هم چیز خوبی است. اینكه همسرمان بداند گوش دادن به حرف‌های ما، می‌تواند كمك بزرگی به رابطه مان كند، كافی نیست. ما باید گوینده‌ خوبی هم باشیم. حتی یك گوینده‌ خبر هم اگر هر روز اخبار بد و منفی بگوید و با قیافه‌ ناراحت یا عصبانی و لحن نامناسب حرف بزند باعث می‌شود مخاطبانش خسته شوند و كنترل را به دست بگیرند و كانال دیگری را انتخاب كنند.

صحبت کردن

 

گله و شکایت ممنوع!

ما زن‌ها هم باید بیاموزیم با لحنی دلنشین، جذاب و دوست داشتنی با همسرمان گفتگو كنیم و مدام گله و شكایت نداشته باشیم در غیر این صورت كنترل ذهن همسرمان خیلی سریع كانال را عوض می‌كند و دیگر حرف‌هایمان را نمی‌شنود حتی اگر سرش را به علامت تایید تكان دهد.

 

قدردانی کنید

وقتى زن پیشاپیش حس مى‏كند كه مرد قصد گوش‏كردن ندارد، مى‏تواند از روش‏هاى جدیدى استفاده كند، آنقدر كه مرد به راحتى مى‏تواند از گوش‏ دادن طفره برود و كناره‏گیرى كند.

 

 

مثلا، به همسرتان بگوئید، «ممنون كه اینجا به من كمك كردى، واقعا از تلاش تو براى طفره ‏رفتن از گوش‏ كردن به حرفهایم سپاسگزارى مى‏كنم. مى‏دانم كه گوش‏دادن باید كار سختى باشد.» این یك روش مهارتى كاملاً پیشرفته مى‏باشد، زیرا اكثر مواقع هنگامیكه از مرد براى انجام‏دادن كار سخت، تشكر مى‏شود او از پذیرفتن آن كار خوشحال مى‏شود.

بنابراین، وقتى زن به روشى متفاوت از مرد تشكر مى‏كند (مثل همان تشكر براى طفره‏رفتن) در نتیجه مرد براى انجام كارهایى كه باعث گوش‏دادن مى‏شود رغبت بیشترى پیدا مى‏كند. از سوی دیگر، وقتى زن از مرد براى گوش دادن به حرفهایش قدردانى مى‏كند به تدریج مرد نیز حرف بیشترى براى زدن خواهد داشت.


تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
بازدید : 631
نویسنده : sina95

 

زن و مرد

 

 غیرت یكى از صفات و ویژگى‌هاى طبیعى انسان است و هر كس به صورت غریزى و فطرى از آن برخوردار است. وجود این صفت باعث آن مى‌شود كه آدمى از آنچه كه دوست مى‌دارد و یا وظیفه محافظت از آن بدو سپرده شده است ، نگاهبانى نماید . غیرت، صفتی لازم برای حفظ و حراست از کیان خانواده است اسلام عزیز مدلی از روابط میان محرم و نامحرم را طراحی کرده که به صلاح زندگی است و آن را از آفات جدی حفاظت می‌کند لذا مومن باید غیور باشد و نسبت به این مرزها حساس باشد. به نظر می‌رسد یکی از دلایل ناهنجاری های امروز بی غیرتی مردان است. اما نباید فراموش کرد غیرت نیز حد و مرزی دارد.

در اهمیّت بحث غیرت در خانواده گفتنى است كه امام صادق (ع) در این زمینه مى‌فرمایند : « مرد براى اداره منزل وخانواده خود به سه خصلت نیاز دارد كه اگر هم به طور طبیعى آنها را نداشته باشد ، باید خود را به تكلّف در آنها وا دارد : خوش رفتارى ، گشاده دستىِ سنجیده ، وغیرت بر حفاظت از آنها » .(میزان الحكمه،ج 5 ،ص97 )

كلمه‌اى كه در تعریف غیرت مرد در خانواده مناسب به نظر مى‌رسد حساسیت است . به این معنا كه غیرت نوعى حساسیت است حساسیتى كه از مسۆولیت برخاسته است زیرا هر كس كه نسبت به چیزى مسۆولیت دارد باید نسبت به آن حساسیت هم داشته باشد . در نظام خانواده نیز مسۆولیت مرد نسبت به همسرش ، غیرتى است كه مرد نسبت به همسر خود دارد و زمانى این نوع غیرت ممدوح است كه با اعتدال همراه گردد . توضیح اینكه غیرت مرد نسبت به همسر و فرزندانش امرى فطرى ، ضرورى و در واقع برخاسته از ایمان و تعهد او بوده و مادامیكه حالت افراطى نداشته باشد جزء شاكله مسۆولیت مرد است .

خانمها نیز طالب غیرت مرد خویشند و مى‌خواهند همسرانشان نسبت به وضع آنها حساس باشند . اصولاً خانمها از مردى كه نسبت به وضع لباس و پوشش آنها بى تفاوت باشد ، ناراضى‌اند . ناگفته نماند این حساسیت مرد تا زمانى از جانب بانوان نوعى دوست داشتن ، محبّت و حمایت تلقى مى گردد كه در حد معقول باشد . اگر از راه اعتدال خارج شده و به سوى افراط و تفریط گرایش یابد ، مذموم خواهد بود و به بدگمانی منفی تبدیل می‌شود ، به گونه‌اى كه مى‌توان چنین گفت :

 حد و حدود غیرت تا جایى است كه 1 - از روى بدگمانى ، 2 - همراه با سخت‌گیرى و 3 - براى كسانى كه خود اهل مراقبت‌اند ، نباشد است مگر آن كه به قراینى خلاف آن ثابت شود .  بسیارى از بانوان خود حریم خویش را رعایت مى كنند و در این صورت حساسیت نشان دادن بیشتر آثار منفى به دنبال خواهد داشت.

 امام علی (ع) در سفارش به فرزند خود امام حسن (ع) فرمود: «از غیرت نا به جا [نسبت به زنان] بپرهیز که آن، زن سالم را به بیماری و پاکدامن را به بدگمانی (اندیشه گنهکاری)، می‌کشاند. (نهج البلاغه، نامه 31)

در اهمیّت بحث غیرت در خانواده گفتنى است كه امام صادق (ع) در این زمینه مى‌فرمایند : « مرد براى اداره منزل وخانواده خود به سه خصلت نیاز دارد كه اگر هم به طور طبیعى آنها را نداشته باشد ، باید خود را به تكلّف در آنها وا دارد : خوش رفتارى ، گشاده دستىِ سنجیده ، وغیرت بر حفاظت از آنها

حال اگر غیرت مرد زیادتر از حد معمول شد چگونه با آن برخورد کنیم حجت الاسلام شهاب مرادی به زیبایی به بیان این امور پرداخته است:

1- زن می‌تواند یک بار وقتی حال هر دوشون خوب  بود و بیرون از منزل  با او در این باره گفتگو کند و محترمانه و بدور از هیجان از خودش دفاع کند در «هفت هشت کلمه یا نهایت دو سه جمله! نه یک سخنرانی انقلابی» در آن چند کلمه با ادبیات خودش  شبیه به این را بگوید:«من پاک و مومن و عفیفم. غیرت تو را می‌پسندم  و برخی کنترل ها را -اگر بدبینی اش غیرمستقیم است- و یا سوءظن های تو را -اگر واضح تهمت زده- را اهانت بزرگی به خودم تلقی می‌کنم. اما بروز خشم فقط حال ما را بدتر می‌کند و گره را پیچیده تر و محکم تر. تو را دوست دارم -این جمله حکمِ یک ترجیع بند را دارد. فراموشش نکنید- تو حق داری و می‌توانی از من در مورد برنامه هایم سوال کنی. اما انتظار دارم دقت کنی این پرسش ها، چک کردن و پلیس بازی نشود. من و تو هر دو محترمیم و همدیگر را دوست داریم و باید مراقب تصویرِ محبوب خود، در ذهن یکدیگر باشیم.»

 

2- مهم ترین عملکرد زن در این روند ایجاد حس حمایت، اطمینان و امنیت در همسرش است. عبادت هایت را مخفی نکند بگذارد  شوهر او را مکرر در حال نماز و دعا ببیند. این ریاء نیست، او غریبه نیست.

 

3- زن مراعات رفتار با نامحرم را بیش از پیش در دستور کار قرار دهد. ارتقاء نوع پوشش و حجاب و کنترل برخی از عادات و آداب و رسوم خانوادگی در هر حالی موثر است. پوشش ظاهری و طریقه ی آداب و معاشرتش با دیگران به ویژه آقایان را با دقت و بدون هیچ گونه سوء تعبیری انجام دهد. 

 

4- داشتن صفحه در فیس بوک و چت و پیامک بازی در هر نوعش با هر کسی! مخرب این اطمینان است. از هر فعالیت اجتماعی‌ای، مهم تر؛ حفظ این زندگی است.

 

5- بدون اعلام وصول پیام بدبینیِ مرد، زن مخفی کاری نکند و در مسیر اطمینان سازی، شفاف سازی حرکت کند. او را در جریان کارهای عادی روزانه بگذارد، نه به عنوان گزارش دادن بلکه به عناوین مختلف از اینکه "چون میدونم نگرانم می‌شی" و "راستی میدونی که امروز باید برم دکتر..." و یا هماهنگی "من ظهر با مامان می‌خواهم بروم خونه خاله معصومه... شما می‌تونی عصر بیایی اونجا دنبالم؟" و مهم ترینش" اجازه گرفتن از شوهر".

 

6- دوری از بحث و جدل  و توجه  به موضوعات عاطفی و ... .

 

7- تمام این امور باید با آرامش و صبر و مهربانی انجام شود تا لایه های شک و تردید به مرور از ذهن همسر پاک شود.


تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
بازدید : 702
نویسنده : sina95

 

زن

 

بسیاری از خواسته های خانم ها شبیه مردهاست و مشترک است. آن ها نیز طالب موفقیت، قدرت، موقعیت اجتماعی خوب، پول، محبت، ازدواج، بچه داشتن و شادی و خوشبختی هستند. در عین حال خواسته هایی زنانه هم دارند.

 

 

محبت واقعی: آن ها خواهان صداقت و محبت هستند.زن هایی که برای عشق واقعی ارزش قائل هستند به هدایای پرقیمت توجه ندارند. هدایایی که خانم ها را خوشحال می کند آن هایی است که با در نظر گرفتن سلیقه و خواسته های آن ها انتخاب شده و نشان دهنده توجه و علاقه به تمایلات آن هاست.

 

علاقه به زیبایی: عده کمی از خانم ها معتقدند که زیبا یا خیلی زیبا هستند. به عنوان مثال ممکن است زنی که ازدواج کرده به عکس دوران جوانی و زمانی که دارای اندامی زیبا و صورتی جذاب و جوان بوده نگاه کند و در آینه چند چروک در صورت خود ببیند و چند کیلو اضافه وزن پیدا کرده باشد، در عین حال که هنوز هم از زیبایی برخوردار است از این جهت رضایت نداشته باشد.زیبا بودن از علایق طبیعی خانم هاست. مایلند به آن ها گفته شود که خوشگل و دلربا هستند. تنها گفتن آن که از زیبایی بهره مند هستند برایشان کافی نیست بلکه باید با دقت و توجه زیاد این مسئله را به آن ها گوشزد کرد. مثلاً گفتن این که فرم موهای شما قشنگ است یا این پیراهن خیلی شما را زیباتر جلوه می دهد و تعریف از جزئیات قیافه و اندام آن ها به آنان اعتماد بیشتری می دهد، در روحیه آن ها اثر مطلوب می گذارد و از این که مورد توجه هستند خوشحال می شوند.

 

ارزش کار: خانم ها به کار خود و نتیجه آن علاقه داشته و در این مورد حساس هستند. نباید کار آن ها را با بی اعتنایی بدون اهمیت تلقی کرد. بلکه بهتر است به آن ارزش داد. این مسئله ای است که در روابط زن و شوهر اثرات زیادی دارد.

زن ها بر خلاف مردها به آسانی عاشق نمی شوند. مردها زودتر تحت تأثیر احساسات قرار گرفته و دل می بندند. ولی خانم ها در این مورد خودداری بیشتری دارند و در انتخاب همسر احتیاط و دقت می کنند

مصاحبت و گفتگو: زن ها به هم صحبت و کسانی که به گفته ها و درد دل آن ها گوش بدهند احتیاج دارند. از نظر کلی گفتگوها  و صحبت های مردها با خانم ها تفاوت دارد.معمولاً گفت و شنود مردها مربوط به روشن کردن یک مسئله و اظهار نظر درباره یک روش یا پیدا کردن راه حل مناسب برای یک مشکل است. بدین جهت ممکن است با سوالات خود گفته های طرف صحبت خود را قطع کنند و برای اثبات عقیده خود به مشاجره بپردازند. اما خانم ها علاقه دارند که احساسات و تمایلات خود را برای شنونده بیان کنند. گاهی از این طریق خود را تسکین می دهند. به این جهت به شنونده ای که با سکوت حرف های آن ها را بشنود بیشتر احتیاج دارند. بنابراین مردها به جای بحث درباره مسائل، اگر با دقت به گفته های آن ها گوش بدهند، رضایت آن ها را به دست می آورند. زن و شوهر ها بهتر است همه گفتگوهای خود را به بحث درباره امور خانه و بچه ها و ... منحصر نسازند  بلکه اوقاتی را برای  بیان احساسات و تمایلات خود اختصاص دهند و از این طریق حسن تفاهم بیشتری بین خود به وجود آورند.

 

انتخاب همسر: زن ها بر خلاف مردها به آسانی عاشق نمی شوند. مردها زودتر تحت تأثیر احساسات قرار گرفته و دل می بندند. ولی خانم ها در این مورد خودداری بیشتری دارند و در انتخاب همسر احتیاط و دقت می کنند. آن ها به صفات اخلاقی مردها زیاد توجه میکنند و آینده نگری از خود نشان می دهند و با تفکر خود احساسات را کنترل می کنند. ممکن است به مردی علاقه زیادی پیدا کنند ولی باز هم این سوال را از خود می کنند که آیا می توانم به این مرد اعتماد کنم؟ بنابراین به آسانی در این باره تصمیم نمی گیرند.

زن

 

آزادی شخصی: برخی از مردها خواهان آن هستند که همسرشان پیوسته در کنار آن ها باشد و از تنهایی ناراحت می شوند، همسران خود را تحت کنترل قرار داده و آزادی آن ها را محدود می کنند. در حالی که خانم ها نیز به اوقات فراغت نیاز دارند تا گاهی کتاب بخوانند، به امور شخصی بپردازند و احساس آرامش کنند.

 

روابط محبت آمیز: زنانی که از کارهای سنگین خانه و نگهداری از بچه ها خسته می شوند به اندازه کافی فرصت و حوصله آن را ندارند که با شوهر خود روابط عاشقانه و محبت آمیز داشته باشند.برخی از مردها به این مسئله توجه ندارند که کمک به همسر در خانه و نگهداری از بچه ها تا چه حد به ازدیاد محبت بین زن و شوهر کمک می کند.

 

رفاقت صمیمانه: زن مایل است دوست صمیمی شوهر خود باشد. کمتر زنی است که به این قانع باشد که مادر بچه ها بوده و امور خانه را اداره کند. بلکه با گذشت زمان و اینکه تمایلات و هیجانات عاشقانه رو به تسکین می گذارد عشق به خانواده جایگزین آن می شود و احتیاج به آن دارد که شریک زندگیش با او رفاقتی صمیمانه داشته و به خواسته های او توجه کند و محیطی آمیخته با صفا و صمیمیت وجود داشته باشد.


تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
بازدید : 773
نویسنده : sina95

 


 

مرد

 

نوبتی هم باشد حالا دیگر نوبت آقایان است که بروند زیر ذره بین و در مورد ویژگی های روانشناختی آنها برای خانم ها بگوییم. معمولا خانم ها می گویند ما یک سرزمین ناشناخته ایم که آقایان در مورد ما چیزی نمی دانند اما احتمالا با خواندن این مطلب متوجه می شوید سرزمین ذهن آقایان هم چندان برای تان شناخته شده نبوده است.

یادتان باشد دانستن این تفاوت های جنسیتی مانع خیلی از دعواهای بی مورد میان همسران می شود و به آنان کمک می کند اختلاف های شان را بهتر مدیریت کنند. پس این شما و این بعضی چیزهایی که می خواستید در مورد مردان بدانید اما روی آن را نداشتید از خودشان بپرسید.

 

اقتدارطلبی مردان

روانشناس ها می گویند اگر یک چیز مردها را از زن ها متفاوت کند، آن ویژگی رقابت جویی و اقتدارطلبی مردهاست. مردها از اول بچگی یاد می گیرند رقابت طلب باشند تا موفق شوند. حتما شما هم پسربچه هایی را دیده اید که در بازی همدیگر را هتل می دهند و به هم دستور می دهند. حتما هم می دانید تفنگ، ماشین و البته بازی های رایانه ای رقابتی محبوب ترین وسایل بازی پسربچه ها هستند؛ چیزهایی که آنها را برای نشان دادن اقتدارشان و پیروزی بر رقیب آماده می کند. از طرف دیگر هورمون تستستورون یا هورمون مردانه هم آنان را برای این رقابت جویی که گاهی به پرخاشگری تبدیل می شود، آماده می کند.

 

نصیحت پذیر نبودن مردها

مردها به خاطر ویژگی اقتدارطلبی شان با هر چیزی که نشاندهنده این باشد که توانایی شان زیر سوال رفته است، مقابله می کنند. یکی از چیزهایی که به نظر مردان نشان دهنده زیر سوال رفتن اقتدار است، نصیحت کردن همسرانشان خواهد بود. حتما شما هم تجربه این را داشته اید که اگر روی چیزی بیش از حد اصرار کنید، شوهرتان آن را انجام نمی دهد یا با نق زدن و نارضایتی انجامش می دهد. هدف مردها در این مواقع این نیست که شما را ناراحت کنند یا با حرفتان موافق نباشند، مسئله این است که لحن نصیحت گرانه شما باعث موضع گیری او شده است. کافی است لحن تان را جوری عوض کنید انگار که دارید در زمین او بازی می  کنید.

گواه عاطفی بودن آنها این همه دیوان شعر که توسط مردها سروده شده است. البته این به معنای این نیست که مردها هرگز در بحث ها احساسی نمی شوند.

آنان هر وقت احساس کنند قلمروشان زیر سوال رفته است احساساتی و معمولا عصبانی می شوند

اهل عمل بودن مردان

برخی مردها ترجیح می دهند به جای اینکه احساساتشان را از طریق کلمات بیان کنند با کارهایشان بیان کنند. به عبارت دیگر، مردها با کارهایشان و به طور کلی هرچیزی که دنیای شما را مکان بهتری برای زندگی می کند، بگوید که "دوستت دارم".

 

راه حل سریع مردها

وقتی برای مردها مشکلی را تعریف می کنید، بیشتر از هر چیزی در سرشان به فکر راه حل آن مشکل هستند. برای شما به عنوان یک زن احتمالا از همه مهمتر این است که شوهرتان مشکل شما را بشنود و با شما همدردی کند اما برای آنان مهم این است که به عنوان کمک، راه حل مشکل شما را بگویند، ضمن اینکه پیدا کردن راه حل نشاندهنده توانایی آنهاست. به هر حال راه حل دادن سریع اصلا به معنای نادیده گرفتن حس شما و حوصله نداشتن حرف های شما نیست. آنان فکر می کنند شما به این خاطر مشکلتان را تعریف کرده اید تا راه حلی پیدا کنید. گاهی سکوت مردها هم به همین معناست. سکوت می کنند چون راه حلی ندارند!

 

فراموشی های سریع السیر مردانه

مردان سریع تر از زنان تجربیات بد را فراموش می کنند .زنان تمایل دارند تجربیات منفی را برای مدت طولانی تری نگه دارند. برای همین ممکن است استرس داشته باشند، عصبی و غمگین باشند. برعکس، احتمال اینکه مردان در رخدادهای ناخوشایند بمانند خیلی کمتر است و تمایل دارند خیلی سریع از آن ها بگذرند.

مرد

 

خونسردی مردان

«مردها اصلا عاطفه حالی شان نمی شود.» این اتهامی است که خیلی از خانم ها به آقایان می زنند اما روان شناسان حرف دیگری دارند. آنها می گویند چیزی که خانم ها و آقایان را در این مورد از هم متفاوت می کند این است که آقایان می توانند جنبه های عاطفی و عقلانی یک موضوع را از هم جدا کنند اما برای خانم ها تقریبا همه چیز می تواند عاطفی باشد. به این معنا که خانم ها احساساتشان را در خیلی از چیزها دخیل می کنند اما آقایان می توانند خیلی جاها احساساتشان را کنترل کنند.

عصب شناس ها می گویند دلیل این قضیه این است که مرکز عاطفه در مردها فقط در نیمکره راست مغز است اما در خانم ها مراکز عاطفه در هر دو بخش چپ و راست مغز پراکنده اند. مرکز صحبت کردن و تفکر منطقی سمت چپ مغز است برای همین تفکر منطقی خانم ها با عواطف شان در هم آمیخته است اما مردها می توانند این دو را از هم جدا کنند. این تفاوت جنسیتی، در دعواهای بین خانم ها و آقایان خیلی خوب خودش را نشان می دهد.

وقتی خانم ها وسط بحث با شوهرشان داغ می کنند یا عصبانی می شوند یا گریه می کنند یا هر دو، معمولا همزمان بهت می کنند چطور شوهرشان همچنان خونسرد ایستاده و منطقی بحث را پیش می برد. در واقع آقایان غیرعاطفی نیستند. گواه عاطفی بودن آنها این همه دیوان شعر که توسط مردها سروده شده است. البته این به معنای این نیست که مردها هرگز در بحث ها احساسی نمی شوند. آنان هر وقت احساس کنند قلمروشان زیر سوال رفته است احساساتی و معمولا عصبانی می شوند.

 

سکوت مردان

مردها کم حرف تر از زن ها هستند. این را هم عامه مردم قبول دارند و هم تحقیق های روانشناس ها آن را ثابت کرده است. روانشناس ها می گویند زن ها روزانه 6 هزار تا 8 هزار لغت به کار می برند اما مردها یک سوم این تعداد کلمات را می گویند. دلیل این پدیده آن جور که عصب شناس ها می گویند این است که مرکز تکلم در مردها فقط در سمت چپ مغزشان واقع شده است اما مرکز تکلم در زن ها هم در سمت راست و هم در سمت چپ مغز وجود دارد. البته روانشناس های تکاملی می گویند مردها در طول هزاران سال یاد گرفته اند کم حرف باشند. آنها می گویند هزاران سال پیش مردها برای شکار باید ساکت کمین می کردند وگرنه شکار در می رفت و بقای خانواده به خطر می افتاد.

از آن طرف زن ها باید با همگروهی های خانم خودشان حرف می زدند و از بچه های شان مراقبت می کردند. بقای آنها به همین رابطه داشتن بر می گشت. مردها در طول رشد هم دیرتر زبان باز می کنند و مهارت های کلامی شان از زن ها کمتر است. در ادامه به این شکل های متفاوت حرف زدن مردان و زنان می پردازیم.

اگر مردی از جمله های امری زیادی استفاده می کند به این معنا نیست که صبح تا شب دستور می دهد و قصدش ریاست کردن است، فقط طبق طبیعت مردانه اش رفتار می کند

تیتروار حرف زدن مردها

اگر صحبت کردن د ر مورد مسائل روزمره را به دو شیوه گزارش توصیفی وگزارش علمی تقسیم کنیم، زن ها به شیوه توصیفی و مردها به شیوه علمی حرف می زنند. در واقع خانم ها، بیشتر در مورد جزئیات حرف می زنند اما حرف زدن مردها بیشتر منطقی و علمی است. آنها آن چیزی که فکر می کنند گفتنش لازم است را می گویند. برای همین به نظر می رسد مردها فقط تیتر اتفاق ها را می گویند و نه شرح آنها را. این اصلا به این معنا نیست که شوهرتان نمی خواهد شما از اتفاقات روزمره خبردار شوید، یا شما را لایق دانستن آنها نمی داند. مردها به طبیعت خودشان رفتار می کنند و شما نباید با دید زنانه خودتان حرف های آنها را تفسیر کنید.

 

صراحت مردان

زن ها معمولا غیرمستقیم حرف خودشان را می زنند و گلایه دارند چرا مردها حرف های شان را نمی فهمند. مثلا ممکن است شما به همسرتان بگویید چایی نمی خوری و منظورتان این باشد که بای با هم چایی بخوریم اما مردها معمولا به درون خودشان مراجعه می کنند و اگر چایی میل نداشته باشند با صراحت این را می گویند. این صراحت نشانه بی ادبی یا بی توجهی همسرتان نسبت به شما نیست. او فقط طبق طبیعت مردانه اش به شما گوش می دهد.

مرد

 

دستور دادن مردان

مردها از بچگی به امری حرف زدن عادت می کنند و دخترها به پیشنهادی حرف زدن. پسرها در بازی های شان می گویند: «توپ را بنداز برای من!» اما دخترها می گویند: «می یاین با هم خاله بازی کنیم؟» هم دخترها و هم پسرها به خاطر شیوه خاص حرف زدن خودشان تشویق می شوند و این نوع حرف زدن در آنها نهادینه می شود. اگر مردی از جمله های امری زیادی استفاده می کند به این معنا نیست که صبح تا شب دستور می دهد و قصدش ریاست کردن است، فقط طبق طبیعت مردانه اش رفتار می کند. اینکه در دنیای زنانه و ظریف خودتان که همه جمله ها را ترجیحا به صورت پیشنهاد می گویید تا به صورت امر، جملات مردانه را تفسیر کنید چیزی را حل نمی کند.

 

کج بودن دوزاری مردان

زن ها راحت تر می توانند ذهن دیگران را بخوانند. مردها در این مورد خیلی ضعیف تر عمل می کنند. آنها کمتر از زن ها از روی چهره به قصد یا احساس پشت آن پی می برند. شما به عنوان یک زن احتمالا از این ناتوانی مردها خیلی شاکی هستید و آن را به پای بی توجهی می گذارید اما واقعا این شم زنانه شما را ندارند و بهتر است احساسات تان را به زبان بیاورید تا آنها متوجه شوند.


تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
بازدید : 681
نویسنده : sina95

 


 

شناخت مردان

 

تا به حال چند بار در زندگی شما سوءتفاهم رخ داده است؟ چند بار درگیر توضیح جمله‌ نامفهومی که بدون هیچ قصدی بیان کرده‌بودید، شده‌اید؟ آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که حرفی به همسرتان بزنید و بعد احساس کنید بحث بدتر بالا گرفته است؟ شاید باورتان نشود اگر بگویم که تمام این‌ها در یک زندگی کاملاً طبیعی است و قطعاً رخ خواهد داد! اما دلیل این سوءتفاهمها چیست؟ بی‌شک در لفافه صحبت کردن بزرگ‌ترین عامل سوءتفاهم‌های میان زوجین است.

 

من یک مَردم!

مردها قوانین و قواعد خاص خودشان را برای زندگی دارند. خیلی صریح هستند و بدون تأمل ممکن است با شنیدن یک جمله صدای‌شان به آسمان بلند شود. مردها صبر کمتری در مقابل زنان دارند و همین قواعد خاص مردهاست که باعث می‌شود زنان نیاز بیشتری احساس کنند تا جنس مردان را بشناسند و از بروز مشکلات بسیاری در روابط خود و همسرشان جلوگیری کنند.

شاید در کتاب‌های روانشناسی بسیاری راجع به مردها و خصوصیات رفتاری و اخلاقی آن‌ها مطلب خوانده باشید؛ شاید هم برنامه‌های روانشناسی زیادی از صدا و سیما دیده باشید که به بیان شناخت خصوصیات مردها و نوع رفتار زنان و مردان پرداخته باشد، اما باور کنید در یک جمله می‌توان برای اکثر سوءتفاهم‌های زناشویی یک نسخه پیچید! آن هم اینکه نباید با یک مرد در لفافه صحبت کرد.

 

با شوهرتان چگونه صحبت کنید؟

طبیعی است که هر مردی خصوصیات خاص خودش را دارد، اما این را مطمئنم که تمام مردها از پیچیده صحبت کردن بیزارند. باید با آن‌ها صریح و رک و بدون پرده صحبت کرد و این اصلاً به معنای رکیک حرف زدن و بد صحبت کردن نیست.

اگر می‌خواهید بدانید همسرتان خسته است یا نه، باید از او خیلی واضح بپرسید که خسته هستی؟ به جای پرسیدن این سوال قطعاً هر چیز دیگری بپرسید او متوجه منظور شما نخواهد شد و ممکن است جواب‌هایی بدهد که مد نظر شما نیست. مثلاً اگر از همسرتان بپرسید روز کاری خوبی داشتی؟ او بی‌شک برایتان از کارش خواهد گفت؛ البته به اندازه‌ جملات مردانه. شاید یک جمله و شاید چند جمله نه بیشتر، اما اگر از او بپرسید چه خبر قطعاً او خواهد گفت هیچ! پس سعی کنید در تعاملات خود با همسرتان درست سوال مورد نظر را طراحی کرده و بپرسید وگرنه اگر پاسخ قانع‌کننده‌ای دریافت نکردید به حساب بد قلقی شوهرتان نگذارید.

اغلب آقایان از اینکه ندانند گوینده به چه منظوری در حال صحبت کردن است، عصبی می‌شوند. با همسر خود صریح و روشن صحبت کنید؛ چون همسر شما یک مرد است و آقایان از صریح صحبت کردن و عدم پیچیدگی در کلام لذت می‌برند و در تمام طول مدت صحبت خود با دیگر آقایان و حتی با خانم‌ها این انتظار را دارند که هیچ حرفی را در حالت کنایه و اشاره نشنوند و این دقیقاً برخلاف روش خانم‌هاست که در صحبت کردن معمولاً از اشارات استفاده می‌کنند. این جمله لازم به تکرار است که با شوهر خود در لفافه صحبت نکنید!

می‌توان برای اکثر سوءتفاهم‌های زناشویی یک نسخه پیچید! آن هم اینکه نباید با یک مرد در لفافه صحبت کرد

سعی کنید بار جمله‌هایتان مثبت باشد

مردها به جمله‌ها و واژه‌ها حساس نیستند؛ درست برعکس خانم‌ها. اما بار منفی یا مثبت جملات، ناخود آگاه بر روی آن‌ها تأثیر خواهد گذاشت. یعنی بار هر جمله‌ای بر روی هر شنونده‌ای اثرات خاص خود را دارد؛ اگر شما قصد دارید با همسرتان مصاحبت‌های کلامی شیرینی داشته باشید، باید سعی کنید جملات ساده با بار کلامی مثبت به کار ببرید. به شکل ساده‌تر باید بگویم که جملاتتان را با افعال منفی و نمی نمی نمی نمی‌ها صرف نکنید؛ نمی‌روی؟ نمی‌شنوی؟نمی‌گیری؟ نمی‌خری؟ نمی‌گویی؟ نمی‌خواهی؟ و ….

بهتر است برای هر یک از این جملات یک مترادف با بار مثبت پیدا کنید. به عنوان مثال: به‌جای اینکه به همسرتان بگوییم خسته نباشی؛ بگوییم خدا قوت. به‌جای بد نیستم؛ بگوییم:‌ خوب هستم؛ به‌جای فراموش نکنی؛ بگوییم: یادت باشه؛ به‌جای پدرم درآمد؛ بگوییم: خیلی راحت نبود؛ به جای دستت درد نکنه؛ بگوییم: ممنون از محبتت، سلامت باشی؛ به‌جای گرفتارم؛ بگوییم: ‌در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود؛ به‌جای دروغ نگو؛ بگوییم: راست می‌گی؟ راستی؟؛ به‌جای قابل نداره؛ بگوییم: هدیه برای شما؛ به جای بدرد من نمی‌خورد؛ بگوییم: مناسب من نیست؛ به جای مشکل دارم؛ بگوییم: مسئله دارم؛ به‌جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم: چندان هم راحت نبود؛ به‌جای مسئله ربطی به تو ندارد؛ بگوییم: مسئله را خودم حل می‌کنم؛ به جای من مریض و غمگین نیستم؛‌ بگوییم:‌ من سالم و بانشاط هستم؛ به‌جای زشت است؛ بگوییم:‌ قشنگ نیست؛ به‌جای متنفرم؛ بگوییم: دوست ندارم؛ به‌جای دشوار است؛ بگوییم: آسان نیست و…

به جای جملاتی از جمله چقدر چاق شدی؟ چقدر لاغر شدی؟ چقدر خسته به نظر می‌آیی؟ چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟ چرا ریشت را بلند کردی؟ چرا رنگت پریده؟ چرا تلفن نکردی؟ چرا حال مرا نپرسیدی؟؛ بگوییم: سلام به روی ماهت، چ:/.(در خوشحال شدم تو را دیدم، همیشه در قلب من هستی.

 

دلیلی برای حرف زدن با مریخی‌ها پیدا کنید

مرد براى گفتگو با زن مى‏تواند خیلى باز رفتار كند اما در ابتدا حرفى براى گفتن ندارد. چیزى كه زنان درباره مریخى ‏ها نمى ‏دانند، این است كه آنها باید دلیلى براى صحبت داشته باشند.آنها صرفا براى در میان گذاشتن احساساتشان صحبت نمى ‏كنند. اگر زن كمى حرف بزند، مرد كم كم درباره ارتباطش با او صحبت مى‏كند. مثلا اگر زن درباره بعضى از مشكلاتى كه در طول روز داشته، صحبت كند، مرد نیز ممكن است در این باره گفتگو كند و بنابراین آنها مى‏توانند یكدیگر را درك كنند. اگر زن درباره احساسش درباره بچه‏ ها حرف بزند، مرد نیز ممكن است در این مورد شروع به صحبت كند. اگر مرد هنگام صحبت كردن زن، احساس سرزنش یا فشار نكند، به تدریج شروع به صحبت خواهد كرد.


تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
بازدید : 843
نویسنده : sina95

 

ذهن زنان را بشناسید

زنان و مردان با هم تفاوت های اساسی دارند. این جمله دیگر آنقدر تکراری شده که برای درک آن نیاز به توضیح بیشتری نیست. زن و مرد از دو جنس مختلف با روحیات متفاوت هستند و برای آن که بتوانید با موجودی که تا این حد با شما متفاوت است زندگی خوبی داشته باشید باید او را بشناسید.

 

ذهن زنان,روانشناسی زناشویی

 

 

این ویژگی های زنانه را بشناسید تا بیشتر پی به خصوصیات زنان ببرید:

 

1.پیوندجویی

روان‌شناس‌ها می‌گویند اگر فقط یک فرق بین زن‌ها و مردها باشد این است که برای زن‌ها ارتباط برقرار کردن با دیگران مهم‌ترین چیز است و برای مردها استقلال و اقتدار. این‌که زن‌ها خیلی بیشتر به ارتباط با دیگران اهمیت می‌دهند، از همان کودکی شروع می‌شود. حتماً همه‌ی شما دیده‌اید دخترها عروسک را به‌عنوان اسباب‌بازی اصلی انتخاب و با آن ارتباط برقرار می‌کنند. ‌روان‌شناس‌ها به این ویژگی زنانه «پیوندجویی» می‌گویند.

پیوند با خانواده‌ی پدری

زن‌ها از مردها پیوندجوتر هستند و برای رابطه با دیگران اهمیت بیشتری از مردان قائل‌اند. یکی از مهم‌ترین کسانی که زن‌ها برای رابطه با آنها انرژی می‌گذارند، خانواده‌ی پدری‌شان است. از خواهر، مادر، برادر و پدر گرفته تا بچه‌های خواهر‌ و برادرها و دایی و عمو و عمه و خاله همه و همه می‌توانند در دایره‌ی دغدغه‌های یک زن قرار بگیرند و از همه‌ی آنها خبر بگیرند. معمولاً مردها این رفتار همسران‌شان را در تقابل با قدرت خودشان می‌دانند و برای همین از زن‌ها می‌خواهند بین خانواده و شوهرشان به یکی اولویت بدهد. معلوم است می‌خواهند آن یکی هم خودشان باشد. در صورتی که رابطه با خانواده‌ی پدری، فقط به خاطر ویژگی پیوندجویی خانم‌هاست. همان ویژگی که آنها را به شوهران‌شان هم وصل کرده است!

رازداری نکردن

یکی از مسائلی که بین مردها و زن‌ها همیشه اختلاف است مرز بین چیزی است که باید بیرون از خانه گفته شود و چیزهایی که نباید گفته شود. زن‌ها به خاطر ویژگی پیوندجویی معمولاً هم‌ مرزها را بازتر می‌گیرند و هم تعداد آدم‌هایی که می‌توان چیزهایی را که در ذهن مردها خصوصی است به آنها گفت. یک زن ممکن است در اتوبوس بین شهری سر درددل را به یک کنار دستی غریبه باز کند و خصوصی‌ترین چیزهای زندگی‌اش را به او بگوید. اتفاقی که در مورد مردان تقریباً غیرممکن است.

 

2. عاطفی بودن

زن‌ها عاطفی‌تر از مردها هستند. این یک باور عمومی است که اتفاقاً پایه‌های علمی هم دارد. البته روان‌شناس‌ها کمی جزئی‌تر در این مورد اظهار نظر می‌کنند. آنها می‌گویند مردها می‌توانند جنبه‌های عقلانی و احساسی یک ماجرا را از هم جدا کنند، اما زن‌ها حتی در یک بحث منطقی زود احساساتی می‌شوند. عصب‌شناس‌ها می‌گویند دلیل این قضیه می‌تواند این باشد که مرکز عاطفه در مرد‌ها فقط در نیکره‌ی راست مغز آنهاست در صورتی که مراکز عاطفه در زن‌ها هم در سمت چپ و هم در سمت راست مغز پراکنده است. حتماً می‌دانید سمت چپ مغز مسئول تکلم و تفکر منطقی است. برای همین احتمالاً خیلی از مردها تعجب می‌کنند چرا وقتی یک بحث منطقی را با زنان‌شان پیش می‌برند، آنها ناگهان احساساتی می‌شوند. البته در مقابل خانم‌ها هم از این‌که مرد‌ها حتی در یک بحث احساسی می‌توانند خونسردی خودشان را حفظ کنند و با منطق خودشان پیش بروند تعجب می‌کنند.

اگر بخواهیم کلی‌تر نگاه کنیم، مخصوصاً مردهایی که زنان موفقی دارند، ممکن است به این اشتباه بیفتند که چون همسرشان در جمع آدم‌هایی است که خیلی خوب از پس خودشان و کارهای‌شان برمی‌آیند دیگر نیازی به حمایت عاطفی ندارد. اما روان‌شناسی زنان دقیقاً بر عکس این را می‌گوید. حتی زنانی که اسطوره‌ی اعتماد به نفس هستند در مقابل شما دوست دارند زنانه رفتار کنند و از حمایت عاطفی‌تان برخوردار شوند. دعوای همیشگی زنان و مردان در به جمله آوردن جمله «دوستت دارم» توسط مردها ریشه در همین تفاوت جنسیتی دارد.

زن‌ها به خاطر عاطفی بودن‌شان بیشتر از مبالغه در جمله‌های‌شان استفاده می‌کنند. وقتی آنها می‌گویند هیچ وقت، همیشه، بهترین، بدترین، همه یا هیچ واقعاً منظورشان دقیقا آن جمله‌ها نیست. اما شما به‌عنوان یک مرد احتمالاً منطقی فکر می‌کنید و می‌بینید واقعاً آن‌طور که همسرتان گفته نیست و وارد یک جدل بی‌حاصل منطقی با او می‌شوید

شناخت ذهن زنان

3. خوش‌صحبتی

مردان معمولاً از این شکایت دارند که همسران‌شان خیلی حرف می‌زنند. برای همین در مورد زیاد حرف زدن زنان هم تا دل‌تان بخواهد لطیفه و پیامک درست شده است. روان‌شناسان هم موافق‌اند زن‌ها و مردها هم در میزان صحبت کردن و هم در شیوه‌ی صحبت کردن با هم فرق دارند.

عصب‌شناس‌ها می‌گویند مردان برای حرف زدن فقط از نیمکره‌ی چپشان استفاده می‌کنند اما زن‌ها از هر دو نیمکره. روان‌شناسان رشد می‌گویند تجهیزات سخن گفتن (مثلاً تارهای صوتی) در زن‌ها زودتر از مردان رشد می‌کند.

روان‌شناس‌های تکاملی هم می‌گویند، در طول قرن‌ها مردها یاد گرفته‌اند ساکت‌تر باشند و زن‌ها یاد گرفته‌اند که بیشتر حرف بزنند. آنها می‌گویند هزاران سال پیش زنان به صورت گروهی با زنان دیگر حرکت می‌کردند و در حالی‌که بچه‌های‌شان را در بغل داشتند پا را از محدوده‌ی غار فراتر نمی‌گذاشتند. اگر آنها با همدیگر رابطه برقرار می‌کردند احتمال بقای‌شان بیشتر بود. اما مردها باید خاموش در بالای تپه به انتظار شکار می‌نشستند. اگر آنها حرف می‌زدند شکار فرار می‌کرد و بقای‌شان به خطر می‌افتاد.

گذشته از میزان حرف زدن مشکلاتی که تفاوت در ‌نحوه‌ی حرف زدن خانم‌ها و آقایان ایجاد می‌کند خودش را به شکل‌های متفاوتی در محیط خانواده نشان می‌دهد که در ادامه‌ی فصل با ذکر مثال آن‌ها را توضیح می‌دهیم.

گزارش توصیفی خانم‌ها

روان‌شناس‌ها می‌گویند اگر دو دسته‌بندی کلی در مورد گزارش روزمره باشد یکی گزارش توصیفی و یکی گزارش علمی است. زن‌ها معمولاً از حرف زدن‌شان گزارش توصیفی و با جزئیات، اما مردها از گزارش علمی و منطقی استفاده می‌کنند. این تفاوت از همان بچگی هم در مورد دختر‌ها و پسر‌ها وجود دارد. حتماً یادتان هست خواهرتان چه‌طور با آب‌وتاب در مورد اتفاق‌های مدرسه برای مادرتان حرف می‌زد اما شما به عنوان یک پسر حس می‌کردید اتفاق خاصی در مدرسه نیفتاده است که قابل تعریف کردن باشد. در واقع نه گزارش توصیفی زن‌ها نشانه‌ی پرحرفی آنهاست و نه تیتروار ردیف کردن وقایع روزانه‌ی مردها، نشانه‌ی‌ بی‌توجهی‌شان. بهترین راهکار برای مردها این است که بگذارند زن‌ها طبق طبیعت‌شان رفتار کنند و حرف خودشان را بزنند و آنها گوش بدهند. همین! مخصوصاً زن‌های خانه‌دار، که بیشتر تنها هستند، بیشتر به گوش دادن مردها نیاز دارند. گاهی همین گوش ندادن آن‌قدر برای خانم‌ها مسئله می‌شود که آنها را به وادی طلاق می‌کشاند.

ضمن این‌که زن‌ها حرف می‌زنند تا صرفاً حرف زده باشند، مردها همیشه دنبال راه‌حل می‌گردند و برای همین حرف زن‌ها را قطع می‌کنند تا راه حل دهند و مکالمه را تمام کنند و این همیشه زن‌ها را عصبانی می‌کند.

غیر مستقیم حرف‌زدن خانم‌ها

سبک بیان زن‌ها و مردها با هم فرق می‌کنند. مردها حرف‌شان را شفاف و مستقیم می‌زنند، اما زن‌ها غیرمستقیم می‌خواهند منظورشان را برسانند. یونگ، روان‌شناس مشهور در یکی از کتاب‌هایش زن‌ها را به عنکبوت تشبیه می‌کند. می‌گوید آنها برای رسیدن به مقصودشان آن‌قدر نقطه‌های مختلف را با تارهای‌شان به هم وصل می‌کنند که گاهی خودشان در تار خودشان گیر می‌افتند. البته‌ شیوه‌ی حرف زدن زن‌ها خیلی هوشمندانه است. وقتی همسر شما غیرمستقیم حرف بزند، حتی اگر شما با او مخالفت کنید، رابطه موقتاً به هم نمی‌خورد. همه‌ی اینها به همان پیوندجویی و عاطفی بودن زن‌ها مربوط است که در فصل‌های قبل هم به آنها اشاره شد. در واقع مردها نباید فکر کنند که حرف‌های زن‌ها کلمه به کلمه همان است که می‌گویند. آنها باید با توجه به فضای عاطفی و اتفاق‌های قبلی حرف زن‌ها را رمزگشایی کنند. ممکن است معنای حرف همسر شما دقیقاً عکس آن چیزی باشد که می‌گوید یا می‌خواهد. معمولاً باید پشت حرف‌های او دنبال «جلب حمایت عاطفی» و «شرح وظایف خودتان به عنوان یک شوهر» باشید!

مبالغه‌ی زنان

زن‌ها به خاطر عاطفی بودن‌شان بیشتر از مبالغه در جمله‌های‌شان استفاده می‌کنند. وقتی آنها می‌گویند هیچ وقت، همیشه، بهترین، بدترین، همه یا هیچ واقعاً منظورشان دقیقا آن جمله‌ها نیست. اما شما به‌عنوان یک مرد احتمالاً منطقی فکر می‌کنید و می‌بینید واقعاً آن‌طور که همسرتان گفته نیست و وارد یک جدل بی‌حاصل منطقی با او می‌شوید. این جدل به جای این‌که چیزی را حل کند زن‌ها را غمگین‌تر یا عصبانی‌تر می‌کند. بهتر است به حرفش گوش دهید و بگذارید حرفش را بزند تا آرام شود.

 

4.شم زنانه

زن‌ها و مردها زبان بدن متفاوتی دارند. زن‌ها لبخند بیشتری می‌زنند. فضای شخصی کمتری لازم دارند و معمولاً نزدیک‌تر به هم می‌ایستند. زن‌ها حالت بدنی متفاوتی می‌گیرند و معمولاً دست‌های‌شان را به حالت مۆدبی به هم قفل می‌کنند یا حالت دست به سینه می‌گیرند و پاهای‌شان را هم به هم نزدیک‌تر می‌کنند و موقع نشستن آنها را به یک طرف می‌گیرند.

اما از همه‌ی اینها مهم‌تر این است که زن‌ها توانایی کشف نشانه‌های زبان بدن دیگران را دارند. چیزی که روان‌شناس‌ها به آن می‌گویند «رمزگشایی». زن‌ها بیشتر از شما می‌توانند از حالت صورت و بدن‌تان بفهمند چه منظور یا احساسی دارید. بنابراین سعی نکنید به آنها دروغ بگویید! ضمن این‌که چون توانایی شما در این مورد کمتر است سعی کنید ذره ذره زبان بدن همسرتان را یاد بگیرید تا بتوانید ذهن او را بخوانید. حالا که توانایی طبیعی‌تان در این مورد کمتر است، لااقل خودتان، خودتان را تربیت کنید!

 

5.حسادت زنانه

زنان دوست دارند آخرین کسی باشند که به قلب شوهرشان وارد می‌شوند. بعد از آن هم به وسیله‌های مختلفی می‌خواهند در را پشت سرشان ببندند و نگذارند کسی وارد شود. برای زن‌ها حتی از اولین لحظه‌ی آشنایی مهم این است آیا این مرد تا آخر عمر به من وفادار خواهد ماند یا نه.

عصب‌شناس‌ها می‌گویند «احساس خاص بودن» و این‌که «من تنها زنی هستم که در زندگی شوهرم وجود دارد» تأثیر فوق‌‌العاده‌ای روی شیمی و مغز زنان می‌گذارد.

روان‌‌شناس‌های تکاملی می‌گویند نیاز به تعهد مردها در طول سالیان دراز ایجاد شده است. زن‌ها برای منتقل‌کردن ژن‌ها به بچه‌های‌شان باید مردی را انتخاب می‌کردند که در دوره‌ی بارداری و شیر دادن به بچه از او مراقبت کند. مردان متعهد با احتمال بیشتری این کار را انجام می‌دهند.

انحصارطلبی زن‌ها آن‌قدر قوی است که حتی می‌تواند باعث یک اضطراب دائمی و ترس از خیانت شوهرشان شود. زن‌ها از ابزارهای زیادی برای بسته ماندن در پشت سرشان استفاده می‌کنند. بعضی از آنها شوهرشان را امتحان می‌کنند، بعضی از آنها مرتب در مورد زن‌های دیگر از شوهرشان می‌پرسند، بعضی از آن‌ها شوهرشان را بازخواست می‌کنند، بعضی مرتب وسایل شخصی مثل موبایل همسرشان را چک می‌کنند، بعضی از آنها محدودش می‌کنند و بعضی حتی شوهرشان را مجبور می‌کنند محیطی را که «شهری است پر کرشمه و خوبان ز شش جهت» را عوض کنند.

اگر خیانت جنسی زن برای مردان یک فاجعه باشد، خیانت عاطفی مردها برای زن‌ها فاجعه است، بنابراین حسادت زن‌ها هم بیشتر از نوع عاطفی است تا جنسی. بهترین راه برای شما به عنوان یک مرد یک جمله است: «همسرتان را حساس نکنید.»

تنوع سلول‌های مخروطی در چشم زن‌ها باعث می‌شود آنها رنگ‌های بیشتر و دقیق‌تری را درک کنند. یک زن بیشتر احتمال دارد رنگ فیروزه‌ای و لاجوردی را از هم تشخیص دهد، مردها به هر دو می‌گویند آبی

 

6.تنوع‌طلبی زنانه

زن‌ها در بسیاری از موارد از مردها تنوع‌طلب‌ترند. از مبلمان منزل گرفته تا لباس و آرایش. عصب‌شناس‌ها می‌گویند این به جنسیت آنها برمی‌گردد. در مغز مردها برای هر چیزی تقریباً یک مرکز در یک نیمکره وجود دارد، اما مغز زن‌ها حالت عمومی‌تری دارد و برای هر کار چندین مرکز پراکنده در دو نیمکره وجود دارد. غیر از این جسم پینه‌ای که دو نیمکره را به‌هم متصل می‌کند در زن‌ها ضخیم‌تر‌ است. همین می‌تواند باعث تنوع‌طلبی آنها شود.

علاوه بر این، تنوع سلول‌های مخروطی در چشم زن‌ها باعث می‌شود آنها رنگ‌های بیشتر و دقیق‌تری را درک کنند. یک زن بیشتر احتمال دارد رنگ فیروزه‌ای و لاجوردی را از هم تشخیص دهد، مردها به هر دو می‌گویند آبی.

روان‌شناسان می‌گویند احساسات گسترده‌ی زنان و تفاوت‌های مغزی‌شان باعث می‌شود حسابی تنوع‌طلب باشند. تنوع‌طلبی خانم‌ها معمولاً خودش را در پوشش، آرایش، گرایش به مد، پاساژگردی و تغییر مبلمان نشان می‌دهد. چیزی که شما به‌عنوان یک مرد ممکن است حوصله‌اش را نداشته باشید. ممکن است شما این رفتارها را پای ولخرجی، بی‌ملاحظگی یا بیکاری همسرتان بگذارید اما در واقع آنها دارند طبق طبیعت تنوع‌طلب خودشان رفتار می‌کنند. اگر می‌خواهید آنها را درک کنید به عشق ماشین‌های همجنس خودتان نگاه کنید که دل‌شان می‌خواهد هر ماه ماشین یا وسایلش را عوض کنند.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید