عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 24 مهر 1395
بازدید : 231
نویسنده : sina95

 

سرطان خون بر توليد و عملکرد سلول هاي (گلبول هاي) خوني اثر مي گذارد.

بيشتر اين سرطان ها از مغز استخوان شروع مي شوند. مغز استخوان، جايي است که سلول هاي خوني در آنجا توليد مي گردند.

مغز استخوان، بافت اسفنجي در وسط استخوان مي باشد.

سلول هاي بنيادي در مغز استخوان رشد مي کنند و به سه نوع سلول (گلبول) خوني تبديل مي شوند: سلول هاي قرمز، سلول هاي سفيد و پلاکت ها

در بيشتر سرطان هاي خون، فرايند رشد سلول هاي خوني به شکل بي رويه و غيرقابل کنترل در مي‌آيد

اين سلول هاي خون غيرطبيعي (سلول هاي سرطاني) از عملکردهاي سلول هاي خون طبيعي جلوگيري مي کنند، از قبيل:

مبارزه با عفونت ها و پيشگيري از خونريزي هاي شديد

در حالي که تعداد مبتلايان به اين سرطان در حال افزايش است، اما تعداد مرگ و ميرها رو به کاهش است

 انواع سرطان خون

سه نوع اصلي سرطان خون عبارت است از: لوسمي، لنفوم و ميلوم

لوسمي (Leukemia)

لوسمي به علت توليد بيش از حد سلول هاي سفيد خون غيرطبيعي بوجود مي آيد

اين سلول هاي غيرطبيعي قادر به مبارزه با عفونت ها نيستند

همچنين موجب عدم توانايي مغز استخوان براي ساخت سلول هاي قرمز و پلاکت ها مي شود

دو نوع مهم لوسمي عبارت است

لوسمي لنفوسيت: سلول هاي سفيد خوني از نوع لنفوسيت ها زياد مي شوند

لوسمي ميلوئيد: سلول هاي سفيد خوني از نوع گرانولوسيت ها زياد مي شوند

لوسمي مي تواند مزمن و يا حاد باشد. نوع حاد آن، به سرعت رشد مي کند، در حالي که نوع مزمن آن، به کندي رشد مي کند

 عوامل خطر لوسمي

افرادي که با بنزن کار مي کنند. بنزن موجود در سيگار، خطر ابتلا به لوسمي ميلوئيد را زياد مي کند

– افرادي که در معرض مقدار زيادي اشعه قرار مي گيرند

شيمي درماني

سندرم داون

سابقه خانوادگي ابتلا به لوسمي

علائم لوسمي

تب، لرز، تعريق شبانه و ديگر علائم سرماخوردگي

ضعف و خستگي

ورم و يا خونريزي از لثه ها

سردرد

بزرگ شدن کبد و طحال

متورم شدن لوزه ها

درد استخواني

رنگ پريديگي

نقاط قرمز رنگ روي پوست

کاهش وزن

راه هاي تشخيص لوسمي

آزمايش خون و شمارش کامل خون

اگر اين آزمايش نشان دهد که شما مبتلا به سرطان خون هستيد، بيوپسي (نمونه برداري) از مغز استخوان مرحله ي بعدي است

درمان لوسمي

درمان، بستگي به سن، وضعيت سلامت فرد و نوع سرطان خون دارد

ممکن است پزشک چند روش درماني را با هم تجويز کند و شامل:

شيمي درماني، درمان بيولوژيکي، پرتودرماني و پيوند سلول هاي بنيادي باشد بيماران سرطاني از نوع حاد، تحت شيمي درماني قرار مي گيرند، زيرا اين نوع درمان به سرعت اثر مي کند بسياري از بيماران سرطاني حاد، به درمان به خوبي پاسخ مي دهند بيماران سرطاني مزمن، تحت درمان هاي کنداثر قرار مي گيرند.


تاریخ : شنبه 24 مهر 1395
بازدید : 182
نویسنده : sina95

 

 یکی از دانه‌های آجیل به قدری از مواد آلی و شیمیایی مفید غنی است که لقب جدول تناوبی عناصر بین خشکبار‌ها را از آن خود کرده است.

متخصصان تغذیه به افراد توصیه می‌کنند از خشکبار بادام به عنوان یک میان وعده مناسب برای سلامت قلب استفاده نمایند.

گفتنی است، بر اساس تحقیقات انجام شده بادام دارای خواص درمانی متعدد برای انسان‌ها است، بویژه افرادی که دچار بیماری‌های قلبی و دیابت می‌باشند.

بررسی‌ها نشان می‌دهند، آجیل‌ها دارای پروتئین‌ بالا و همین‌طور مواد مغذی فراوان هستند که می‌توانند سبب از بین بردن لخته‌های خونی شوند.

در میان دانه‌های آجیل، بادام بویژه می‌تواند نقش یک میان وعده سبک با خواص درمانی متعدد را ایفا نماید.

بادام سرشار از چربی اشباع شده و ویتامین D می‌باشد که می‌تواند از بدن در مقابل اشعه‌های UV مضر خورشید و همینطور ابتلا به آلزایمر محافظت نماید.

بادام همچنین دارای عنصر منگنز می‌باشد که سبب تقویت فرم استخوانی بدن می‌شود.

پژوهشگران خواص دیگری مانند دارا بودن خاصیت کاهش کلسترول خون، چربی خون، غلظت قند خون و همینطور جلوگیری از افزایش وزن را در دانه‌ بادام کشف نموده‌اند.

این نتایج با تحقیق بر روی ۲۴ هزار و ۸۰۸ فرد داوطلب بزرگسالان و بررسی اثرات مصرف بادام درختی بر سلامت آنها بدست آمده است.


تاریخ : شنبه 24 مهر 1395
بازدید : 197
نویسنده : sina95

 

 

فشار خون ، يکي از بيماري هايي به حساب مي آيد که قابل پيش گيري است اين بيماري اگرچه علايمي ندارد اما در صورت کنترل نشدن خطر بروز بيماري هاي کشنده اي مانند حمله قلبي، سکته و از کارافتادگي کليه را افزايش مي دهد.

بسياري از افراد مبتلا به فشار خون بالا، از بيماري خود بي خبرند، بنابراين بهتر است به پزشک مراجعه کنيد.

خوشبختانه در بيشتر موارد مي توان بدون استفاده از دارو فشار خون را کاهش داد.

البته ابتدا لازم است خود را به وزن سالم برسانيد و سپس راهکارهاي عنوان شده در اين مطلب را از «Readers digest» در برنامه روزانه خود بگنجانيد.

*پياده روي تند

بيماران فشار خون بالا که پياده روي تند مي کنند موفق مي شوند فشار خون خود را کاهش دهند. ورزش به قلب کمک مي کند تا از اکسيژن به طور موثري استفاده کند بدون اين که به پمپاژ شديد خون نياز باشد. ورزش هاي سنگين حداقل روزي ۳۰ دقيقه در روز که ضربان قلب را بالا ببرد انجام دهيد. سعي کنيد به سرعت و يا مسافت پياده روي خود اضافه کنيد تا از قلب تان کار بکشيد.

*تنفس عميق

در تکنيک« تنفس آرام »هورمون هاي استرس کاهش مي يابد.هورمون هاي استرس نوعي آنزيم به نام «رنين» موجود در کليه ها را که باعث بالا رفتن فشار خون مي شود ، افزايش مي دهد.سعي کنيد به مدت ۵ دقيقه در اول صبح و آخر شب نفس عميق بکشيد و سپس با خارج کردن نفس تمامي تنش ها را از بدن خارج کنيد.

*مواد غذايي غني از پتاسيم انتخاب کنيد

گنجاندن ميوه و سبزي غني از پتاسيم نقش مهمي در کاهش فشار خون دارد. سعي کنيد روزي ۲ تا ۴ هزار ميلي گرم پتاسيم مصرف کنيد. منابع عالي پتاسيم شامل گوجه فرنگي، آب پرتقال، سيب زميني، موز، لوبيا قرمز، نخودسبز، طالبي، ميوه هاي خشک مانند کشمش و  آلو است.

* مراقب مصرف ميزان سديم باشيد

افراد مسن و کساني که سابقه بيماري فشار خون بالا در خانواده دارند نسبت به بقيه بيشتر در معرض خطر فشار خون بالا مرتبط با نمک قرار دارند.و از آن جا که تشخيص و ارتباط فشار خون بالا با نمک امري ناممکن است، بهتر است همه افراد خانواده در مصرف نمک احتياط کنند. مصرف حدود نصف قاشق مرباخوري نمک در روز مجاز است.

* شکلات تلخ مصرف کنيد

اين نوع شکلات حاي فلاوونو ئيداست که باعث انعطاف پذيري بيشتر رگ هاي خوني مي شود. در بررسي انجام گرفته، مشخص شد ۱۸ درصد بيماراني که به طور روزانه شکلات تلخ مصرف مي کردند، شاهد کاهش فشار خون خود بودند. مصرف ۱۲ گرم شکلات حاوي ۷۰ درصد کاکائو توصيه شده است.

* چاي مصرف کنيد

داوطلباني که روزي ۳ فنجان چاي گل باميه مي خوردند طي ۶ هفته نسبت به ديگران کاهش فشار خون پيدا کردند. مواد شيميايي موجود در اين گل نقش زيادي در کاهش فشار خون دارد.

* حجم کارتان را پايين بياوريد

ساعت کاري بيش از ۴۱ ساعت در هفته خطر فشار خون را ۱۵ درصد افزايش مي دهد. اضافه کاري هم چنين ورزش کردن و سالم خوردن را نيز سخت مي کند. اگر صبح زود منزل را ترک مي کنيد، سعي کنيد به موقع به منزل برگرديد تا فرصتي براي ورزش و تهيه غذايي سالم داشته باشيد.

* به موسيقي آرام گوش دهيد

علاوه بر مصرف دارو و تغيير دادن شيوه زندگي، گوش دادن موسيقي در کاهش فشار خون نقش دارد. محققان از ۲۸ داوطلب بزرگسال که داروي فشار خون مصرف مي کردند خواستند به مدت ۳۰ دقيقه به شنيدن موسيقي آرام در حالي که به آرامي نفس مي کشند بپردازند. پس از گذشت يک هفته فشار خون داوطلبان کاهش يافت.

* خروپف را درمان کنيد

خروپف هاي بلند و پيوسته يکي از عمده ترين علايم آپنه (اختلال خواب به علت قطع شدن تنفس) است. محققان آمريکايي دريافتند که اغلب مبتلايان به آپنه داراي الدوسترون (Aldosterone) نوعي هورمون که فشار خون را افزايش مي دهد هستند در واقع نيمي از بيماران مبتلا به آپنه از فشار خون رنج مي برند. علاوه بر آپنه، خستگي مفرط طي طول روز و سردرد صبحگاهي نيز مي تواند از علايمفشار خون بالا باشد.


تاریخ : شنبه 24 مهر 1395
بازدید : 210
نویسنده : sina95

 

654

بسیاری از کمر درد ها به این علت ایجاد میشوند که ما نمیدانیم چطور از کمر خود مراقبت کنیم. کلید پیشگیری در اکثر کمردرد ها اینست که از فشار زیاد به کمر خود جلوگیری کنیم. معنای این جمله این نیست که هیچ کاری نکنیم بلکه باید یاد بگیریم فعالیت های روزمره خود را چگونه انجام دهیم تا کمر تحت فشار بیش از تحملش قرار نگیرد.

 

در پیشگیری از کمردرد مهم ترین اصل جلوگیری از افزایش قوس کمر است. افرایش قوس کمری میتواند موجب افزایش فشار به ستون مهره و کمردرد شود. قوس ستون فقرات در ناحیه کمر بصورتی است که به سمت جلو تحدب دارد. افزایش این تحدب که معمولاً به علت ضعف عضلات شکم و عضلات ستون مهره ایجاد میشود لوردوز Lordosis نام دارد. افزایش لوردوز موجب بروز کمردرد میشود.

مهمترین توصیه های عمومی برای کاهش احتمال ابتلا به کمردرد باید رعایت شوند عبارتند از

  • هر چه وزن شما بیشتر باشد فشار بیشتری روی ستون مهره وارد شده و احتمال کمردرد بیشتر میشود. پس وزن خود را کم کنید
  • در مجاورت باد مستقیم پنکه و کولر قرار نگیرید و بخصوص در تابستان زیر کولر نخوابید.
  • کشیدن سیگار موجب افزایش درد کمر شما میشود. از آن اجتناب کنید
  • قبل از انجام هر ورزشی ابتدا بدن خود را با انجام نرمش های کششی گرم کرده و سپس ورزش کنید. شروع ناگهانی ورزش بدون آمادگی موجب آسیب عضلات و لیگامان ها و بروز کمر درد میشود.
  • استفاده از کمربند طبی فقط در مواردی که کمردرد حاد وجود دارد آنهم برای چند روز اشکالی ندارد ولی استفاده بلند مدت از این کمربند ها مضر است. استفاده دائمی از کمربندهای طبی موجب میشود فرد برای مستقیم نگه داشتن ستون فقرات به کمربند تکیه کرده و عضلات کمر و شکم خود را رها کنید. نتیجه اینست که در بلند مدت عضلات شکم و ستون مهره ضعیف شده و این ضعف موجب افزایش شدت کمردرد میشود. پس به یاد داشته باشید که استفاده از کمربند طبی باید به مدت کوتاهی باشد.
  • بهترین راه مقابله با کمردرد تقویت کردن عضلات کمر با انجام نرمش های مخصوص طبی است

چگونه درست بایستیم تا دچار کمردرد نشویم

یکی از علل کمردرد بد ایستادن است. مهمترین مواردی که در هنگام ایستادن برای کاهش احتمال ابتلا به کمردرد باید رعایت شوند عبارتند از

  •  افزایش قوس کمر بصورت لوردوز همیشه با چرخش لگن همراه است و با افزایش این قوس، شکم بیمار به جلو آمده و باسن به عقب میرود. در هنگام ایستادن باید سعی کنیم مستقیم ایستاده و کمر خود را تا حد امکان صاف و مستقیم نگه داریم. شکم خود را به جلو و باسن را به عقب ندهیم. صاف و کشیده بایستیم مانند اینکه میخواهیم سر خود را به سقف آسمان بچسبانیم.

197 1

  • شکم بزرگ موجب افزایش لوردوز کمر میشود که آنهم به نوبه خود موجب فشار بیشتر به ستون مهره و کمردرد میشود. اگر شکم بزرگی دارید آنرا کوچک کنید. در خانم های باردارد که در ماه های آخر بارداری شکم خیلی بزری پیدا میکنند میتوان با بستن کمربند های خاصی به زیر شکم قوس کمر را کاهش داد.
  • پوشیدن کفش های پاشنه بلند میتواند با افزایش قوس کمری موجب کمردرد شود از پوشیدن این کفش ها پرهیز کنید.
  • ایستادن به مدت طولانی هم برای کمر مضر است. اگر مجبورید برای مدت طولانی بایستید باید مرتب وضعیت ایستادن خود را عوض کنید و هر چند وقت یک بار این پا و آن پا کنید به عبارت دیگر مدتی وزن خود را روی پای راست و مدتی روی پای چپ بیندازید.
  • راه دیگر اینست که یک پا را روی یک چهار پایه که حدود ۲۰ سانتیمتر بلند است بگذاریم و هرچند وقت یکبار جای پاها را عوض کنیم. این کار بخصوص برای خانم هاییکه مجبورند مدت زیادی در جلوی ظرفشویی یا اطو بایستند و کار کنند و یا در کسانی که مدت زیادی در یک صف می ایستند یا معلم ها که مدت زیادی جلوی تخته سیاه می ایستند مفید است.
  •  

تاریخ : شنبه 24 مهر 1395
بازدید : 240
نویسنده : sina95

 

1

تقریبا تمامی اکسیژنی که در خون حمل می‌گردد، به هموگلوبین موجود در گلبولهای قرمز خون متصل می‌باشد.

گلبولهای قرمز طبیعی انسان ، دیسکهای مقعرالطرفین کوچک با قطر ۹ – ۶ میکرومتر می‌باشند.

این سلولها از سلولهای بنیادی پیش ساز به نام هموسیتوبلاستها در مغز استخوان ساخته می‌شوند. در طی فرایند بالغ شدن گلبولها ، سلولهای بنیادی تولید سلولهای دختری می‌نمایند که مقادیر زیادی هموگلوبین ساخته و سپس اندامکهای داخل سلولی مانند هسته ، میتوکندری و … را از دست می‌دهند. فعالیت اصلی گلبول قرمز ، حمل هموگلوبین است که با غلظت بالا به صورت محلول در سیتوزول وجود دارد.

اهمیت زیاد توالی اسید آمینه‌ای در تعیین ساختمانهای دوم ، سوم و چهارم پروتئینهای کروی و بنابراین اعمال بیولوژیک آنها به خوبی در بسیاری از بیماریهای خونی مانند کم خونی داسی شکل در انسان قابل شرح می‌باشد.

از لحاظ ژنتیکی ، بیش از ۳۰۰ نوع هموگلوبین شناخته شده در جمعیتهای انسانی وجود دارد. بیشتر این انواع ناشی از تفاوتهایی در یک ریشه اسید آمینه می‌باشند. در اغلب موارد این اثرات بر روی ساختمان و عملکرد جزئی بوده، ولی گاهی می‌تواند وخیم بوده و به بیماریهای خونی و کم خونی منجر شود.

کم خونی یا آنمی (Anemia) به معنی کمبود تعداد گویچه‌های قرمز خون است. کم خونیدارای انواع مختلف است که می‌تواند به علت عدم سنتز هموگلوبین ، کمبود آهن در ساختار هموگلوبین ، دفع بسیار سریع یا تولید بسیار آهسته گلبولهای قرمز باشد.

تاریخچه

اولین قدم در درک ژنتیک امراض هموگلوبین در سال ۱۹۴۹ بوسیله “نیل” (Neel) برداشته شد. او نشان داد مبتلایان به اختلالات خونی که به مرض سلولهای داسی شکل معروف است نسبت به یک ژن که همین اختلال با شدت کمتر را در هر دو والد هتروزیگوس بوجود می‌آورد، به صورت هموزیگوس هستند.

چند سال بعد (Pauling) و همکارانش مرض سلولهای داسی شکل را به عنوان نخستین بیماری مولکولی که در آن هموگلوبین غیر طبیعی باعث نقص می‌شد، تشخیص دادند. سپس اینگرام (Ingram) متوجه شد نقص هموگلوبین در مرض سلول داسی شکل در اثر جایگزینی فقط یکی از ۲۸۷ اسید آمینه مولکول هموگلوبین است.

ساختمان و عمل هموگلوبین

هموگلوبین ناقل تنفسی در گلبولهای قرمز مهره‌داران و در برخی از بی‌مهره‌گان و در گره‌های ریشه خانواده نخود یافت می‌شود. مولکول دارای ۴ قسمت است. هر واحد دارای ۲ قسمت است:

یک زنجیره پلی‌پپتید به نام گلوبین و یک گروه پروستتیک (غیر پروتئینی) به نام “هم” (Heme) که یک رنگدانه حاوی آهن است که با اکسیژن ترکیب شده و به مولکول قدرت انتقال اکسیژن می‌دهد.

در تمام هموگلوبین‌ها قسمت “هم” یکسان است و تغییرات ژنتیکی فقط محدود به قسمت گلوبین می‌گردد.

در هموگلوبین افراد بالغ قسمت پروتئینی مولکول از دو نوع زنجیره پلی‌پپتیدی ساخته شده: زنجیره آلفا دارای ۱۴۱ اسید آمینه که ژن آن روی کروموزوم ۱۶ قرار دارد و زنجیره بتا دارای ۱۴۶ اسیدآمینه که ژن آن روی کروموزوم ۱۱ قرار دارد. از نظر انتخاب طبیعی ، تعداد جایگزینیهای اسیدهای آمینه در ساختار هموگلوبین محدود است.

فقط آن گروه از جایگزینی‌هایی که به عمل مولکول آسیبی نمی‌‌رسانند می‌توانند باقی بمانند. موضع اتصال آهن در انواع زنجیره‌های گلوبین انسان و دیگر گونه‌های مهره داران ثابت است. بیشتر هموگلوبین‌های غیر طبیعی در اثر جهشهای نقطه‌ای در ژنهای ساختمانی که ترتیب آمینو اسید را در یکی از زنجیره‌ها کد می‌کند اتفاق می‌افتد و بعضی دیگر در اثر مکانیزمهای مولکولی دیگر بوجود می‌آیند.

آنمی ناشی از دفع خون

بعد از خونریزی سریع ، بدن پلاسما را در ظرف ۳ – ۱ روز جایگزین می‌کند اما این امر یک غلظت پایین گویچه‌های سرخ خون را به جای می‌گذارد. اگر خونریزی دومی بوجود نیاید، غلظت گویچه‌های سرخ خون معمولا در ظرف ۶ – ۳ هفته به حد طبیعی باز می‌گردد.

در خونریزی مزمن ، شخص بکرات نمی‌تواند مقدار کافی آهن از روده جذب کند تا هموگلوبین را به همان سرعتی که از دست می‌دهد، تشکیل دهد. در این حال گویچه‌های سرخ با هموگلوبین بسیار کم در داخلشان تولید می‌شوند و منجر به بروز آنمی هیپوکرومیک میکروسیتی می‌شوند.

آنمی آپلاستیک

آپلازی مغز استخوان به آن معنی است که مغز استخوان فاقد عمل طبیعی خود است. به عنوان مثال ، شخصی که در معرض تشعشع گاما از یک انفجار هسته‌ای قرار می‌گیرد ممکن است دچار تخریب کامل مغز استخوان و متعاقب آن در ظرف چند هفته مبتلا به آنمی کشنده شود. به همین ترتیب درمان بیش از حد با اشعه ایکس ، بعضی مواد شیمیایی صنعتی و حتی داروهایی که شخص ممکن است نسبت به آنها حساس باشد می‌توانند همین اثر را ایجاد کنند.

آنمی مگالوبلاستی

فقدان ویتامین B12، اسید فولیک و فاکتور داخلی مخاط معده می‌توانند منجر به تولید مثل بسیار آهسته اریتروبلاستها شوند. در نتیجه ، این سلولها بسیار بزرگ شده و شکلهای غیر عادی پیدا می‌کنند و مگالوبلاست نامیده می‌شوند.

آتروفی مخاط معده یا در فقدان معده در نتیجه برداشتن کامل آن با عمل جراحی ایجاد می‌شود می‌تواند منجر به آنمی مگابلاستی شود. همچنین بیماران مبتلا به “اسپیروی معده” (Sprue) که در آن اسید فولیک ، ویتامین B12 و سایر ترکیبات ویتامین B به خوبی جذب نمی‌شوند غالبا دچار آنمی مگالوبلاستی می‌گردند. این گویچه‌ها دارای غشای شکننده هستند و به آسانی پاره شده و شخص را دچار کمبود تعداد کافی گویچه سرخ می‌سازند.

آنمی همولیتیک

بسیاری از ناهنجاریهای مختلف گویچه‌های سرخ که بیشترشان ارثی هستند، گویچه‌های سرخ را شکننده می‌سازند، بطوریکه هنگام عبور از مویرگها و به خصوص هنگام عبور از طحال به آسانی پاره می‌شوند و منجر به آنمی شدید می‌شوند. برخی از انواع این کم خونیبه قرار زیر است.

اسفروسیتوز ارثی

در این بیماری گویچه‌های سرخ کوچک بوده و به جای اینکه به شکل صفحات مقعرالطرفین باشند، کروی هستند. این گویچه‌ها نمی‌توانند فشرده شوند، زیرا فاقد ساختمان کیسه‌ای شکل سست غشای گویچه‌های طبیعی هستند. این گویچه‌ها هنگام عبور از طحال حتی با یک فشار مختصر ، به آسانی پاره می‌شوند.

آنمی داسی شکل

این نوع کم خونی در حدود ۰٫۳ درصد تا یک درصد در سیاه پوستان غرب آفریقا و آمریکا وجود دارد. گویچه‌ها محتوی یک نوع غیر طبیعی هموگلوبین به نام هموگلوبین S هستند که به علت زنجیره‌های بتای غیر طبیعی هموگلوبین ایجاد می‌شود. هنگامی که این هموگلوبین در معرض فشارهای کم اکسیژن قرار می‌گیرد، به صورت بلورهای درازی در داخل گویچه سرخ رسوب می‌کند. هموگلوبین رسوب کرده به شکل داس ، به غشا گویچه آسیب می‌رساند و غشا شکننده شده و آنمی شدید ایجاد می‌گردد.

اریتروبلاستوز جنینی

در این نوع کم خونی گویچه‌های سرخ RH مثبت جنینی مورد حمله آنتی‌ کورهای مادر RH منفی قرار می‌گیرند. این آنتی کورها ، گویچه‌ها را شکننده و منجر به پارگی شدید آنها می‌شوند و موجب می‌شوند که نوزاد با کم خونی شدید به دنیا بیاید. تشکیل فوق‌العاده سریع گویچه‌های سرخ جدید برای جبران گویچه‌های خراب شده که در اریتروبلاستوز جنینی بوجود می‌آید. موجب می‌شود که تعداد زیادی از انواع بلاستهای اولیه گویچه‌های سرخ به داخل خون آزاد شوند.

تالاسمی

تالاسمیها یک گروه متجانس از اختلالات سنتز هموگلوبین هستند که نقص پایه‌ای آنها در ساختمان مولکول نبوده بلکه کاهش در سنتز زنجیره‌های آلفا یا بتا می‌باشد. این اختلال باعث بهم خوردن توازن سنتز زنجیره گلوبین شده، و لذا زنجیره‌های گلوبین اضافی ته نشین می‌شوند، نتیجتا رشد و بقای گلبولهای قرمز به خطر می‌افتد. دو گروه اصلی تالاسمی شناخته شده است: تالاسمی آلفا که در آن سنتز زنجیره آلفا کاهش یا قطع می‌شود و تالاسمی بتا که در آن سنتز زنجیره بتا با مشکل رو به رو می‌شود.

اثرات کم خونی بر روی سیستم گردش خون

ویسکوزیته خون تقریبا بستگی کامل به غلظت گویچه‌های سرخ خون دارد. در آنمی شدید ویسکوزیته ممکن است به جای رقم طبیعی حدود ۳ برابر به یک و نیم برابر ویسکوزیته آب سقوط کند.

این امر مقاومت در برابر جریان خون را در رگهای محیطی کاهش می‌دهد و لذا مقدار بسیار زیادتری خون نسبت به حالت طبیعی در بافتها جریان پیدا کرده و به قلب باز می‌گردد. هیپوکسی ناشی از کاهش انتقال اکسیژن توسط خون موجب می‌شود که رگهای بافتی گشاد شوند و اجازه دهند که خون باز هم بیشتری به طرف قلب باز گردد و برون‌ده قلبی را افزایش دهد. یکی از اثرات کم خونی شدید ، افزایش شدید بار کاری قلب است.

افزایش برون‌ده قلبی را افزایش دهد. یکی از اثرات کم خونی شدید ، افزایش شدید بار کاری قلب است.افزایش برون‌ده قلبی در آنمی تا حدود بسیاری از علایم آنمی را خنثی می‌سازد زیرا اگر چه یک واحد خون فقط بسیار کمی اکسیژن حمل می‌کند، سرعت جریان خون ممکن است به اندازه کافی افزایش یابد بطوری که تقریبا مقادیر طبیعی اکسیژن به بافتها رسانده شوند.

اما هنگامی که شخص مبتلا به آنمی شروع به انجام فعالیت عضلانی کند قلب قادر به تلمبه زدن خون بیشتر نخواهد بود.در نتیجه هنگام فعالیت عضلانی که نیاز بافتها به اکسیژن را فوق‌العاده افزایش می‌دهد، هیپوکسی فوق‌العاده شدید بافتی بوجود آمده و غالبا نارسایی قلبی حاد به دنبال آن پیش می‌آید.

درمان کم خونی

مهمترین داروی کم خونی آهن و ترکیبات آهن است. آهن از طریق معده و روده جذب بدن شده و در کبد ذخیره می‌شود تا در ساختمان هموگلوبین بکار رود. آهن و ترکیبات آن مغز استخوان را وادار به ساختن گلبول سرخ می‌کند. داروی عصاره دیگر جگر توام با ویتامین B12 نیز برای کم خونی بسیار مفید است، به خصوص در کم خونیهای شدید.

درمان کم خونی با خوراکی گیاهی

•عسل: با خوردن عسل در مدت بسیار کمی به تعداد گلبولهای قرمز ۲۵ – ۸ درصد افزوده می‌شود.
•پسته: پسته موجب افزایش خون می‌شود.
•فندق: فندق خون افزای خوبی است و رنگ چهره را می‌گشاید.
•دمکرده برگ با پوست سبز گردو ، موجب افزایش تعداد گلبولهای قرمز می‌شود.
•عدس: یکی از مواد خوراکی افزایش دهنده گلبولهای قرمز خون است.
•از مواد خوراکی دیگر می‌توان به این موارد اشاره کرد: نخود سبز ، زرد آلو ، گردو ، خرما‌ ، شلغم ، کلم و خوراک جو.


تاریخ : شنبه 24 مهر 1395
بازدید : 157
نویسنده : sina95

 

هندوانه میوه ای شیرین و آبدار است که نه تنها باعث رفع تشنگی در هوای گرم تابستان می شود بلکه اثرات بسیار مفید دیگری نیز دارد که برای ما نا شناخته است.

هندوانه حاوی ماده ای است که به پایین آوردن فشار خون کمک می کند.

هندوانه غنی ترین منبع طبیعی خوراکی L-citrulline است که ارتباط نزدیکی با L-arginine دارد. این آمینو اسید برای تشکیل اکسید نیتریک که برای تنظیم تون عروقی و فشار خون سالم ضروری می باشد لازم است.

L-citrulline در بدن به L-arginine تبدیل می شود.

هندوانه حاوی آمینو اسید L-citrulline/L-arginine است که عملکرد شریان ها را تقویت می کند و می تواند به کاهش فشار خون آئورت کمک کند.
با این حال مصرف L-arginine به عنوان یک مکمل غذایی توصیه نمی شود زیرا می تواند باعث تهوع، ناراحتی دستگاه گوارش و اسهال شود.

در این مطالعهای  ، ۹ بزرگسال ۵۱ تا ۵۷ ساله که شامل چهار مرد و پنج زن می شدند به مدت شش هفته هر روز دوزهای درمانی هندوانه مصرف می کردند.

در این مطالعه دیده شد که مصرف هندوانه موجب تقویت عملکرد شریان می شد و فشار خون آئورت را در تمام این افراد کاهش می داد.

هندوانه یا عصاره هندوانه بهترین منبع طبیعی برای L-citrulline است با این وجود این ماده به شکل مصنوعی در قرص ها نیز در دسترس است.

هندوانه میوه ای شیرین و آبدار است که نه تنها باعث رفع تشنگی در هوای گرم تابستان می شود بلکه اثرات بسیار مفید دیگری نیز دارد که برای ما نا شناخته است. به همین دلیل سعی کرده ایم طی این مطلب، فواید بی شمار آن را برای شما بیان کنیم .

هندوانه منبع غنی ویتامینA( به شکل بتاکاروتن ) و ویتامینC می باشد. این میوه پرفایده التهاباتی را که در بیماری هایی مثل آسم، تصلب شرائین، سرطان روده و التهاب مفاصل وجود دارد، از بین می برد.

همچنین منبع خیلی خوبی از آنتی اکسیدان کاروتنوئیدی بنام لیکوپن می باشد. لیکوپن یک رنگدانه شیمیایی است که باعث ایجاد رنگ قرمز در هندوانه می شود و اثرات ضد اکسیدانی قوی دارد. این آنتی اکسیدان به تمامی نقاط بدن رفته و رادیکال های آزاد را خنثی می کند.

رادیکال های آزاد مولکول هایی هستند که باعث تخریب بسیاری از بافت های بدن می شوند.

هندوانه از ۹۲ درصد آب و ۸ درصد قند طبیعی تشکیل شده است و فاقد چربی است ولی سرشار از ویتامین‌های A، B، C، پروتئین، منیزیم، آهن، کلسیم، فسفر، پتاسیم، سدیم و لیکوپن می‌باشد.


تاریخ : جمعه 23 مهر 1395
بازدید : 296
نویسنده : sina95

  یکی از اولین نکاتی که افراد در مواجهه با همدیگر به آن توجه می کنند لبخند و فرم دندان ها است، دندان های کثیف، پوسیده و از همه بدتر زردرنگ باعث کم شدن میزان جذابیت افراد می شود.

 
این روزها در سراسر جهان، سفید کردن دندان ها با انواع روش ها بسیار رواج پیدا کرده، از جمله این روش ها، سفید کردن با اشعه، مواد شیمیایی، کامپوزیت، روکش و تراشیدن لایه خارجی دندان است که تمامی این شیوه ها برای مدت زمان محدودی کارایی دارند و در عین حال عوارض جانبی ناخواسته ای بر سلامت دندان های شما می گذارند.
 
کارشناسان برای حفظ زیبایی و سفیدی دندان ها به افراد توصیه می کنند علاوه بر مسواک زدن به طور صحیح و منظم، در انتخاب مواد غذایی و شیوه خوردن آنها نیز نکاتی را رعایت کنند.
 
هر ماده غذایی که با ریخته شدن بر روی لباس ایجاد لکه کند می تواند دندان های شما را رنگی کند و مسواک زدن بلافاصله پس از خوردن غذا تنها می تواند 50 درصد از رنگ آن را از روی دندان ها پاک کند.
 
از جمله خوراکی‌هایی که باعث تیره شدن رنگ دندان ها می شود می توان قهوه، چای، شکلات، رب گوجه فرنگی، سرکه بالزامیک، سس سویا، بستنی های میوه ای، تمشک، شاه توت، توت فرنگی، انگور، انار و خرمالو را نام برد.
 
برای جلوگیری از زرد شدن رنگ دندان ها می توانید نوشیدنی ها را با نی مصرف کنید زیرا باعث می شود تماس مایع با دندان ها کمتر شود و دندان ها تغییر رنگ ندهند، همینطور نوشیدن آب پس از خوردن مواد غذایی رنگی و مسواک دقیق می تواند از میزان اثر گذاری مواد رنگی بر دندان ها بکاهد.
 
برخی از میوه ها مانند موز و سیب باعث سفیدی و درخشندگی دندان ها می شوند و خوردن آنها در طول روز برای حفظ سلامت دندان ها توصیه می شود.
 
کارشناسان توصیه می کنند برای زیبایی و حفظ سلامت دندان ها سعی کنید بیشتر مواد غذایی قلیایی مانند انواع میوه ها و سبزیجات را مصرف کنید، زیرا مواد غذایی پروتئینی مانند گوشت قرمز خاصیت اسیدی دارند که باعث نابودی مینای دندان، خرابی لثه ها و زرد شدن دندان ها می شوند.
 
منبع: Dailymail

تاریخ : جمعه 23 مهر 1395
بازدید : 169
نویسنده : sina95

  کارشناسان به تازگی دریافتند که مصرف قهوه می تواند در جلوگیری از بروز بیماری آلزایمر موثر باشد.

 
گفتنی است، تنها نوشیدن دو فنجان قهوه در روز می تواند تا 36 درصد خطر ابتلا به آلزایمر را در افراد کاهش دهد، متخصصان دانشگاه ویسکانسین میلواکی این نتایج را با بررسی نوشیدن 261 میلی لیتر قهوه در روز و مشاهده اثرمثبت آن بر تقویت حافظه بیش از 6هزار و 467 زن بالای 65 سال بدست آورده اند.
 
همه قهوه را تنها یک نوشیدنی انرژی بخش، نشاط آور و برطرف کننده احساس خواب آلودگی می دانند و این نوشیدنی خوش عطر این روزها در جهان طرفداران زیادی بدست آورده، در صورتی که خواص درمانی قهوه بسیار ارزشمندتر از عطر و طعم آن است و می تواند باعث درمان و پیشگیری ازمشکلات کبدی، تقویت قلب، مو و پوست، جلوگیری از پیری سلول های بدن و نیز مقابله با بروز بیماری آلزایمر در سالمندان شود.
 
کارشناسان هنوز به درستی نمی دانند که چگونه قهوه به سلامت مغز کمک می کند ، براساس یک نظریه پزشکی، کافئین موجود در قهوه به گیرنده هایی در سلول های مغزمتصل می شود که سبب افزایش سطح هوشیاری وبالا رفتن درک شهودی و شناختی در افراد بویژه سالمندان می شود و به این ترتیب از مغزآنها در مقابل ابتلا به آلزایمر محافظت می کند.
 
برای جلوگیری ازابتلای خود و دیگر اعضای خانواده به بیماری مرگبار آلزایمر، روزانه دوفنجان قهوه مصرف کنید، همینطور در کنار مصرف قهوه ، انجام ورزش منظم ، خودداری از مصرف دخانیات، پرهیز از خوردن غذاهای پرچرب و شیرین، انجام بازی های فکری از جمله پازل و جدول را فراموش نکنید.
 
در اثر بیماری آلزایمر فرد دچار فراموشی و ضعف در حافظه کوتاه مدت خود می شود و به تدریج مانند یک فرد معلول نیازبه مراقبت دائم دارد، مبتلایان به آلزایمر معمولاً به دلیل پریشانی رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان می دهند و معمولاً در اثر عوارض جانبی بیماری چون سکته یا ازکار افتادگی از دنیا می روند.
 
براساس آمارها در طول 50 سال آینده بیماری آلزایمر باعث مرگ میلیون ها نفر در سراسر جهان می شود و این بیماری به صورت یک مشکل جهانی فراگیر بیشتر کشورها را درگیر می کند، کشورهای زیادی در سراسر جهان اکنون  در معرض ابتلای سالمندان و میانسال های خود به آلزایمر قراردارند.
 
منبع:Dailymail
 

تاریخ : جمعه 23 مهر 1395
بازدید : 179
نویسنده : sina95

  اگر شما هم در مواقع ابتلا به آکنه وسوسه می شوید که با کندن جوش ها مثلاً زودتر باعث خلاصی از دستشان می شوید، بدانید که خطری بسیار جدی را متوجه پوست و سلامت بدن خود می کنید.

 
براساس تحقیقات متخصصان پوست و مو، کندن جوش های صورت و دستکاری آنها بویژه در ناحیه مثلت خطر صورت که محدوده لب بالا، بینی و اطراف آن تا بین ابروها را شامل می شود، باعث ورود انواع عفونت ها به بدن و حتی بروز خطر مرگ می شود.
 
گفتی است، در این ناحیه تجمع رگ های خونی وجود دارد و عروق خونی بزرگی در آن جریان دارند و کندن جوش ها باعث ورود باکتری ها، ویروس ها و عوامل بیماری زا به درون جریان خون و مستقیم به مغز می شود.
 
در اثر ورود باکتری ها به مغز فرد و عدم درمان به موقع یا تشخیص ورود عفونت، ممکن است فرد با مشکلاتی مانند از دست دادن بینایی، فلج دائم، بروز آبسه و کیست مغزی، ابتلا به بیماری مننژیت، ایجاد لخته خونی و حتی مرگ مواجه شود.
 
آکنه و جوش صورت در بیش از 80 درصد نوجوانان و جوانان وجود دارد و به خاطر تجمع چربی در اطراف فولیکول مو به وجود می آید، علاوه برچربی، باکتری ها نیز در محل جوش وجود دارند و دستکاری آن می تواند زمینه را برای گسترش باکتری ها و نفوذ آنها به بدن را هموار کند.
 
اگر شما هم دارای جوش بر روی صورت خود هستید به جای دستکاری آن که باعث سرایت آلودگی به اطراف جوش و ایجاد جوشگاه می شود، حتماً به متخصص پوست و مو مراجعه کنید تا اقدامات درمانی موثر برای توقف و درمان جوش ها انجام شود.
 
در کنار درمان های دارویی و پمادهای موضعی برای جلوگیری از بروز جوش، سعی کنید یک رژیم غذایی حاوی انواع میوه و سبزیجات داشته باشید، همینطور از خوردن مواد غذایی چرب و شیرین خودداری کنید زیرا بالا رفتن قند خون یکی از علل بروز آکنه است.
 
نداشتن استرس، حفظ نظافت شخصی، استفاده از کرم ضد آفتاب و محصولات آرایشی بدون چربی، انجام ورزش و نیز مصرف کم لبنیات به ویژه شیر از دیگر راه های جلوگیری از بروز این مهمان های ناخوانده بر روی صورت شما است.
 
در صورت بروز آکنه، صبر و حوصله برای اثر گذاری درمان ها، عدم دستکاری و مثبت اندیشی می تواند به سرعت آنها را خوب کند و پوستی صاف وشفاف داشته باشید.
 
منبع:Dailymail

تاریخ : چهارشنبه 14 مهر 1395
بازدید : 306
نویسنده : sina95

 

آفتاب - علی زمانیان: یکی از ویژگی های جامعه ایرانی که واجد نتایج منفی در عرصه های فردی و جمعی است، میزان بسیار پایین مطالعه است. به واقع جامعه ی ایران را می توان جامعه ی بی مطالعه نام نهاد. جامعه ای که با کتاب قهر است . مردمی که ترجیح می دهند به جای خواندن، بشنوند. 

رئیس سازمان کتابخانه ملی ایران، در اردیبهشت 87 گفته است: هر شهروند ایرانی در شبانه‌روز تنها دو دقیقه از وقت خود را به خواندن کتاب اختصاص می‌دهد که این میزان در مقایسه با کشورهای توسعه یافته همانند ژاپن و یا انگلیس که سرانه مطالعه در حدود 90 دقیقه در روز است و یا در مقایسه با کشورهای در حال توسعه ای همانند ترکیه یا مالزی که این عدد نزدیک به 55 دقیقه در روز است، یک فاجعه است. آری، سرانه مطالعه در ایران چیزی در حد فاجعه است ! جامعه ی ایرانی با کتاب و خط قهر است ، این را آمارهای تایید شده و نشده گواهی می دهند. سهم هر ایرانی را از مطالعه از 3 تا 30 دقیقه برشمرده اند. مطالعه و نشر ، شرایط ناگوار و دل آزاری دارد ، این را از شمارگان کتاب می توان فهمید. کتاب هایی با هزار ، دوهزار و در نهایت سه هزار شمارگان، وضعیت نگران کننده ای را نشان می دهند. همین کتاب هایی که با شمارگان اندک چاپ می شوند ، سال ها طول می کشد تا به فروش برسند.. از این که بگذریم ، آیا کتاب های فروش رفته ، مطالعه می شوند؟ 

چرا مطالعه در ایران وضعیت ناامید کننده ای پیش رو دارد؟
 

در شرح وضعیت ناامید کننده، عللی را بیان کرده اند. از آن جمله : گران بودن کتاب، فقدان وقت کافی برای مطالعه، سرگرم شدن به مسایل جانبی و یا نبود کتاب مناسب برای سلیقه های مختلف. همه ی اینها هست اما مسئله، این ها نیست. بسیار جوانانی را در فضای عمومی می توان مشاهده کرد که ساعت ها سرگرم ارسال پیامک به این و آن هستند و فراوانند افرادی که وقتشان را به تماشای تلویزیون اختصاص داده اند. البته بطالت ، برای افراد وقتی نخواهد گذاشت. قیمت بالا ی کتاب یا کمبود وقت و یا سختی دسترسی به کتاب نمی تواند توضیح دهنده ی خوبی برای میزان پایین مطالعه در ایران باشد. حقیقتا دلایلی را که عموما برای وضع مطالعه در ایران برمی شمرند، نمی توان دلیل محسوب کرد بلکه بیشتر خرده گیری و بهانه جویی است. 

عوامل متعددی برای توصیف و تشریح وضعیت اسفبار مطالعه در ایران می توان برشمرد، مجموعه ی عوامل در هم پیچیده و غامض و پنهان شده در هزار توی فرهنگ ایرانی، که تحلیل را سخت و شناخت را با مانع رویرو می کند. باید علل واقعی را جستجو کرد و آنها را در کنار هم نشاند، روابطشان را معلوم کرد و تاثیر هر یک را مشخص نمود. در این نوشته ی کوتاه تلاش خواهد شد عللی را که عموما مورد غفلت بوده است، به بحث گذاشته شود. 

1- کتاب نمی خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی کنیم. 

مطالعه و خواندن ، در پی برآوردن نیازی و یافتن پاسخ برای پرسشی است که ذهن را به خود مشغول کرده و خواب را در ربوده است. چونان تشنه ای که جویای آب است و یک دم، یاد و نام آب او را ترک نمی کند و تا یافتن جرعه ای از پای نخواهد نشست. اگر تشنگی نباشد ، آب خواهی و آب خواری چه معنایی دارد؟ از این رو مولانا توصیه می کند: 

آب کم جوتشنگی آور بدست تابجوشدآبت از بالاوپست 

جستن آب را عطش نیاز است و خواستن ، مقدمه ی طلبیدن است. آن چه نیاز شد دیگر به توصیه و هشدار، نیازی نیست. آدم که عاشق شد، دوان دوان به سوی محبوب و معشوق خویش می دود و کسی را توان سنگ اندازی و ممانعت نیست. نیازی به کتاب نداریم، چون درون بی پرسش داریم. 

پرسش گشودگی درون به سوی معرفت است. انسان بی پرسش، گویی از ویژگی ذاتی انسان، کم گذاشته است، انسانی است که درونش را به سوی هستی و رازها بسته است. انسان بی سئوال، ظاهرا آرام است اما آرامشش از جنس جهل است. معطل گذاشتن خرد و اندیشه ای است که وجه ممیزه آدمی از سایر موجودات است. آدمی با پرسش هایش معنا می شود و هر انسانی به دغدغه های فکری و اندیشه هایش سنجیده می شود. پرسیدن، خواندن و کاوش های معرفتی، همگی نشانه ی ذهن بیدار و حساس در برابر هستی است. 

ملتی که تشنه ی معرفت و آگاهی است، مردمی که "دانستن" را لازمه ی زندگی و بودن خود می داند، البته تمهید مقدمه می کند. اما ملتی که در خود نیازی به آگاهی نمی بیند و هیچشش تشنه ی معرفت و آگاهی نیست، از در و دیوار هم کتاب ببارد لختی چشم بر کتاب نخواهد دوخت. هر کاری باید کرد تا تشنگی در کام اشباع شده اما کاذب این ملت بیدار شود. اما چرا ما تشنه نیستیم. واکاوی این پرسش می تواند بخشی از واقعیت را روشن کند. 

مهمترین علت این که چرا ما تشنه ی نیستم ، در این است که درون ما از پرسش و سئوال خالی است. مقدمه ی دانستن و شوق رسیدن به آگاهی، همانا وجود پرسش ها یی است که روح و جان را بی تاب می کند و یک دم آدمی را رها نمی کند . قرار نمی یابند و خود را به در و دیوار ذهن و ضمیر می زنند تا پاسخی بیابند وآرام گیرند. شاخک های معرفت آدمی هنگامی حساس می شود که پرسش را حق خود و بلکه مولفه ی وجودی خویش تلقی کند. آنان که صندوق خانه ی ذهن خود را در برابر هر سئوالی بسته اند و شک و پرسش را شبهه و تردید در دینداری تصور می کنند ، هیچ نیازی به جستجو و کاوش در خود احساس نمی کنند. و باز این که چرا درون ما خالی از سئوال است؟ 

چرا طلب و خواهشی در ما شکل نمی گیرد و نمی دانیم که نمی دانیم؟ 

2 - کتاب نمی خوانیم زیرا دچار خود شیفتگی فرهنگی شده ایم. 

خود شیفتگی فرهنگی و قومی سبب شده است نوعی احساس سیری و اشباع شدگی کاذب درون ما را فرا بگیرد. ما از همه برتریم . این را تاریخ و انقلاب مان به ما حقنه کرده است. شکوه تاریخی پارتیان و هخامنشیان ما را به وجد می آورد تا به خود بگوییم : هنر نزد ایرانیان است و بس. وقتی علم و هنر نزد ما است ، دیگر چه جای خواندن مکتوبات دیگران و توجه کردن به آثار و هنرهای سایر ملل است . شکوه تمدن اسلامی قرن سوم به بعد چنان افتخاری در ما ایجاد می کند که سرفرازانه و البته با تفاخر دیگران را می نگریم و جهان را ریزه خواران خود می دانیم. کم نیستند کسانی که معتقدند کشورهای پیشرفته ، علوم جدید را همگی از مسلمین و تمدن اسلامی به عاریت گرفته اند. وقتی چنین است دیگر چه جای روی آوردن به علوم دیار غرب. دانستن و خواندن از آن کسانی است که هنوز خود را محتاج می دانند. ما که ابن سینا و فارابی و رازی و ملاصدرا و ... داریم دیگر نیازی به پژوهش و مطالعه و تحقیق و تامل علمی نداریم . به تعبیری دیگر آن چه خوبان همه دارند ما یکجا داریم. 

وقتی گلی را گم کرده باشیم، به هر گل که برسیم آن را می بوییم. اما آن هنگام که بوستان حقیقت جملگی در اختیار ما باشد، جستن و بوییدن و پرسش کردن و بی تابی و خود را به در و دیوار زدن ، دیگر معنایی ندارد. کسی در جستجوی "آواز حقیقت " می دود که آن را نیافته باشد. اما واصلین به سرزمین آرامش ، سر بر زمین می گذارند و خواب چشمانشان را می رباید، گویی در آرامش ابدی فرو رفته اند. یا به تعبیری دیگر سرخوشانه تعطیلات تاریخی شان را شادمانه می گذارند. 

3- کتاب نمی خوانیم زیرا از شک کردن در پایه های نظری مان می ترسیم. 

ترس از شک وپرسش در ما ریشه دوانده است. چنین می اندیشیم که شک می تواند ایمانمان را برباید. ما نمی پرسیم و طلب درونی نداریم زیرا آموزش ندیده ایم باورهای مان را با رویکردهای انتقادی بررسی کنیم. از پرسش فرار می کنیم زیرا می ترسیم پذیرش هر سئوالی مجموعه ی اعتقاداتمان را در هم ریزد و نظم سنتی و گذشته مان را از هم بپاشد. می ترسیم هندسی معرفتی و چهارچوب باورهای مان شکسته شود. ما از تغییرات هراسانیم به ویزه اگر با خواندن کتاب مجبور به تغییرات درونی شویم. مطالعه هم برای پاسخ یافتن است و هم شروع پرسش های جدید . 

4 - کتاب نمی خوانیم زیرا احساس می کنیم به قله های یقین رسیده ایم 

کسانی که به یقین معرفتی رسیده اند، محتاج جستجو و خواندن و مطالعه نیستند. به خورشید رسیدگان حقیقت و به یقین واصل شدگان معرفت – البته چیزی برای دانستن نمی یابند و سخن ناخوانده ای برای خواندن نمی بینند. روحیه ی حقیقت طلبی با احساس سیری معرفتی از دست می رود. در این میان، نگرش دینی نقش اسای بازی می کند. دیندارانی که معتقدند هر آن چه لازم بوده است توسط دین به آنها داده شده است و باقی همه علم نیست و بلکه "لاشه ی علم" است ، دروازه معرفتی شان را به روی دیگر علوم و معارف می بندند و به تاریک خانه ی ذهنشان و دارایی های خاک گرفته شان افتخار می کنند. آموختن برای رسیدن به یقین است و کسی که به خورشید حقیقت رسیده است و غبار از آسمان ذهنش رخت بر بسته است، نیاز و طلبی در خود احساس نمی کند. 

درون به آرامش رسیده راه به پرسش نخواهد داد. وقتی احساس می کنیم ، حقیقت مطلق، درتملک و تصاحب ما است. هنگامی که دچار همه چیزدانی شده ایم، هر اتفاقی که بیفتد گو بیفتد، کاخ (به ظاهر ) مستحکم اعتقادات و باورهای سخت ما تکان نمی خورد و بر او هیچ اثر نمی نهد. 

5- کتاب نمی خوانیم زیرا فکر می کنیم مسئله ی مبهمی وجود ندارد. 

پاسخ همه ی آن چیزهایی که می خواستیم بدانیم، اکنون می دانیم. پرسش های ما تماما به فرجام پاسخ رسیده اند و به این ترتیب محتاج کاوش عقلی و جستجوی معرفتی نیستیم. "دنیل کلاک و ریمون مارتین" نوشته اند:" در دوران کودکی یکپارچه سئوال بودیم و جهان ، شگفتی ما را بر می انگیخت. بعد که بزرگ شدیم، تمام کنجکاوی کودکانه مان را دور ریختیم و زندان پاسخ هایی گرفتار شدیم که پرسش های اساسی ما را سرکوب کرد. حالا دیگر این پرسش ها نمی تواند در ما انگیزه ای ایجاد کنند. ما پاسخ ها را یافتیم، اما در عوض راز را از دست داده ایم". زندانی پاسخ های کلیشه ای شدن و در بند چهارچوب های منجمد تاریخی گشتن، با ما کاری کرده است که " آگاهی" را به حاشیه ی بودن مان رانده ایم و راه های نفوذ پرسش را به اندیشه مان سد کرده ایم. پاسخ، مرگ تفکر است. مهر پایان زدن بر اندیشه و پژوهش های عقلانی است. یرای ما پاسخ مهمتر از پرسش است از این رو" خود را متقاعد می کنیم که دیدگاه ما ، تنها دریچه ی مطمئن به روی واقعیت راستین است". به این جهت است که "دگر اندیشی" ، اتهام و گناه نابخشودنی تلقی می شود، زیرا در مقابل پاسخ های عرفی و جاافتاده ای که همه عمر را با آنها سرکرده ایم، سرکشی می کند و آنها را به مبارزه می طلبد. 

6 - کتاب نمی خوانیم چون کتاب خواندن کار سختی است. 

مطالعه کاری است دشوار( برخلاف برداشت عمومی) . حروف در کنار هم قرار می گیرد تا واژه ساخته شود . سپس کلمه و آنگاه جمله. و... خواندن مستلزم صبر و شکیبایی در برابر جملاتی است که به راحتی تن به فهم شدن نمی دهند. تنبلی ذهنی و بی حوصله گی های ناشی از حجم کار و مشغله های کثیری که برای گذران زندگی روزمره ، بدان مشغولیم ، سبب می شود مطالعه را وقت گیر و حتی بیهوده تلقی کنیم. چشم های ما به حروف عادت ندارند. به راحتی ساعت ها و ساعت ها حرف می زنیم و فیلم می بینیم و در کنار یکدیگر تخمه می شکنیم، اما دقایقی مطالعه، ما را خسته می کند. مطالعه، کار دشواری است ،به ویژه برای فرهنگ ایرانی که هنوز در زمانه ی فرهنگ شفاهی به سر می برد. با کتاب بیگانه ایم اما با بیگانگانی که همه ی وقتمان را می ربایند در صلح و دوستی هستیم. جامعه ی ایرانی جامعه ی شفاهی است . برای آنان که تحمل تامل ،اندیشه ، تفکر و مطالعه ندارند ، خواندن چه عذاب آور است. 

7 - کتاب نمی خوانیم چون دچار تنبلی و بی حالی شده ایم . 

تنبلی تاریخی، ما را به " امتناع در اندیشه " کشانده است. ما دچار کرختی شده ایم. بی حالی و تن آسایی در همه ی منافذ زندگی ما جریان یافته است. تنبلی و راحت طلبی باعث شده است اقتصاد و سامان اجتماعی مان با انواع آسیب ها روبرو شود. کافی است میانگین کار سودمند ایران را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم تا این ادعا ثابت شود. وضع اداری و نظام بورکراسی بیمارگون، نشان می دهد که میزان کار مفید به شدت پایین است. جایی که سخت کوشی در افواه عمومی کار خوشایندی نیست. 

گفت بر خود گیر آسان کارها کز روی طبع 
سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش 

لابد همه ی ما زمان دانش آموزی و دانشجویی مان رابه یاد داریم ، و به یاد داریم کسانی را که درس خواندن را جدی می گرفتند و تمام سعی و تلاششان را در خواندن می گذاشتند، به چه القابی شناخته می شدند. 

8 - کتاب نمی خوانیم زیرا بیش از حد ساده انگاریم و ذهن بسیط داریم. 

"جنبش ساده سازی" امور چون خوره همه ی ساحت های زندگی فکری و عملی مان را از درون پوسانده است. فقط کافی است به سیاست ورزی ، دینداری و سایر عرصه های زندگی ایرانی، نظری بیفکنید. گویی در چشم ما ایرانیان همه چیز بیش از اندازه ساده شده است. سیاست به سخنرانی ، دینداری به ریش و شله و پیراهن سیاه و علم به برخی حفظیات تقلیل یافته است. ذهن بسیط، همه چیز را ساده می کند تا بتواند آن را فهم کند زیرا اساسا قادر به درک پیچیدگی ها نیست، از این رو است که از " اهل تحلیل" به تمسخر یاد می شود و روشنفکران به منزله ی برهم زنندگان نظم ساده ی زندگی و مزاحم هایی شناخته می شوند. آنان که خواب ها را می ربایند و تشویش و اضطراب را بر جان آدمی می نشانند؛ از این رو مستحق طعن و لعن و برخوردهای شدید هستند. یکی از متهمان اصلی بیان کننده ی پیچیدگی ها ، کتاب است. کتاب ، تفکر و اندیشه را به کشمکش و آشوب می کشاند و جهان ساده شده را پیچیده می کند. کتاب، آموخته ها و دارایی های ذهنی را به جدال و پیکار می کشاند.
 
9- کتاب نمی خوانیم زیرا هیچ چیز برای ما جدی نیست. 

"جنبش غیر جدی سازی" نیز به نحو تاریخی بنیان سست اندیشی های ما را فراهم کرده است. گویی در این دنیا هیچ چیز آن قدر جدی نیست که بخاطر آن خود را به تعب و سختی بیفکنیم. جهانی غیر جدی که باید بر لب جوی آن بنشینیم و گذر عمر را ببینیم. زیرا جهان سخت گیرد بر کسانی که زندگی را سخت می گیرند. این نیز بگذرد، پس خوش باش و دم غنیمیت شمار . روحیه ی غیر جدی گرفتن امور ، زهرتلخ و کشنده ای بود که صوفیان بر دهان فرهنگ ایرانی چکاندند و آن را چنان مسموم کردند که دیگر هیچش چاره نیست. نشانه ای از این واضح تر که جدی ترین مسایل و حتی مقدس ترین باورهای مان را به مسلخ شوخی و لودگی می کشانیم. و معلوم است که امور غیر جدی سزاوار پرسش و تحقیق نیستند و تفکر و تعمق در مسایل غیر جدی روا نیست. 

کتاب هنگامی بر صدر می نشیند و قدر می بیند که همه چیز به قدر کافی جدی قلمداد شود. آن چنان جدی که ذهن را به تامل و پرسش وا دارد و تفکر را به فهمش فراخواند. کتاب از آن فرهنگی است که برخوردی فعال و کاملا جدی با جهان دارد و خود را نیازمند شناخت آن می داند. 

10- کتاب نمی خوانیم زیرا به تدریج ،پیمانه ی معرفتی مان ظرفیت خود را از دست داده است. 

پیمانه ی معرفتی ما چندان کوچک شده است که با خواندن چند سطر از یک کتاب، احساس می کنیم مملو از علم شده ایم، می پنداریم قله های علم را فتح کرده ایم. با نوشیدن یک جرعه می، بد مستی می کنیم و به اندک شرری جانمان را می سوزانیم. نقل می کنند طلبه ای تازه وارد به حوزه ی علمیه ، پس از چند ماه تلاش، صرف افعال را حفظ کرده بود. روزی جلوی آیینه ایستاده بود و می خواند: ضرب، ضربا، ضربوا..... سپس با حالت اعجاب برانگیر و بهت آور به خود اشاره می نمود و زمزمه می کرد : یک سینه و این همه علم؟ 

11- کتاب نمی خوانیم زیرا به تناقضات درونی مان آگاه نیستیم. 

به تناقضات درونی مان آگاه نیستیم و یا حل این تعارضات برای ما اهمیتی ندارد. هر یک از ما اگر لحظه ای به خود بیندیشیم خواهیم دید که سرزمین باورها و اعتقاداتمان مملو از تناقضات و ناسازگاری هاست. پاره هایی از باورها با پاره های دیگر نمی خوانند و هم دیگر را طرد و نفی می کنند . اما ما به همه ی آنها هم چنان پایبندیم و گاه حاضریم حتی جان خود و جان دیگران را در پای این تناقضات، قربانی کنیم. عموما نمی دانیم چرا واجد باورهای ناسازگار هستیم و به این جهت است که فاقد تکاپوی لازم معرفتی برای بسامان کردن ناسازه ها درونی مان هستیم. کتاب نمی خوانیم زیرا می ترسیم با کنار زدن رویه به ظاهر آرام اعتقاداتمان، گندآبها و ناسازگاری ها و آشوب های زیرین و پنهان شده، عیان شود و به سطح آگاهی کشانده شوند.
 
12- کتاب نمی خوانیم زیرا ملتی توده وار هستیم . 

مشی و مرام ملت توده وار، پیروی و تبعیت و تقلید از دیگران است. از این رو کمتر می شود مسئولیت باورها و پنداشت های مان را بر دوش بگیریم. مسئولیت گریزی (و به تعبیر اریک فروم)، گریز از آزادی، نشانه ی روشن جامعه ی توده وار است. انسان توده وار از خود می گریزد ، فردیتش را قربانی می کند تا امنیت به دست آورد. انسان توده وار عقلانیت خویش را فرو می نهد و (به تعبیر اریک هوفر) مرید راستین رهبرانش می شود. مسلم است که برای پیروی و تقلید، نیازی به تامل، تفکر، اندیشه، خردورزی و جستجوهای عقلانی نیست. و درست برعکس، این دسته از فعالیت های خردورزانه مخل پیروی و مریدی است. کتاب، آدمی را از پیروی باز می دارد و اندیشه ی انتقادی را بر جای آن می نشاند. انسان توده وار از کتاب گریزان است زیرا او را به اندیشه و ارزیابی فرا می خواند. پذیرش کتاب، به معنای پایان یافتن دنباله روی توده ها از رهبران است. کتاب، مسئولیت فهمیدن را به شخص خواننده کتاب وا می نهد. در حالی که پیش از این ، ادراک و فهم خویش را به دیگری واگذار کرده بود. نتیجه آن که کتاب، پیش نیاز آزادی است . ملتی که با کتاب قهر باشند گریز و گزیری از اسارت ندارند.
 
13- و بالاخره کتاب نمی خوانیم زیرا ارزش دانایی و آگاهی را نمی دانیم. 

کتاب نمی خوانیم زیرا دانایی و آگاهی را کالایی فانتزی و غیر ضرور می دانیم. کمی توجه به مناسبات اجتماعی ، این نکته را یادآوری می کند که عنصر دانایی مولفه ی قدرتمندی محسوب نمی شود. گویی برای تنظیم روابط و مناسبات و حل منازعات ، به اندک دانایی قناعت کرده ایم و به کاربرد آن در زندگی باور نداریم. 

شاید هم زندگی را آن گونه سامان داده ایم که دیگر نیازی به دانایی و آگاهی نداریم.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید