عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 02 آبان 1395
بازدید : 170
نویسنده : sina95

 

این روزها زندگی به شدت به گوشی‌های همراه وابسته شده است. هیچکس نمی‌تواند بدون گوشی موبایل خود از خانه بیرون برود و اگر آن را در خانه جا بگذارد، انگار بخش مهمی از خودش را جا گذاشته است.

تلفن‌ های همراه بخصوص تلفن‌های هوشمند به قسمتی از بدن انسان‌ها تبدیل شده است.

بگذارید از شما سوال کنیم، اگر عمداً تلفن موبایل‌تان را در خانه جا بگذارید چه می‌شود؟ مثلاً فقط برای چند ساعت؟

احساس بدی پیدا می‌کنید؟ استرس می‌گیرید؟ احساس ناامنی یا ناراحتی می‌کنید؟

اگر برای چند ساعت نبینید که دوستانتان در فیسبوک، اینستگرام یا سایر شبکه‌های اجتماعی چه نوشته‌اند چه اتفاقی می‌افتد؟

آیا مثل یک فرد سیگاری یا معتاد به موادمخدر که سیگار یا مواد به او نرسیده می‌شوید؟

جوان‌ها حتی نمی‌توانند تصور کنند که دنیا قبل از اختراع تلفن‌های همراه چطور بوده است. این وسیله‌ی کوچک چنان به قسمت جدانشدنی از زندگی‌هایمان تبدیل شده است که زندگی بدون آن متصور نیست. درواقع این فقط منحصر به قشر جوان جامعه نیست و مردم در همه سنین نمی‌توانند روزشان را بدون موبایلشان بگذرانند.

زندگی‌ قبل از تلفن‌های هوشمند چطور بود؟ آدمها زنده بودند و زندگی می‌کردند. نسبت به اتفاق‌هایی که اطرافشان می‌افتاد آگاه‌تر بودند، برخلاف آدم‌های امروزی که توجهشان را بین صفحه موبایل و دنیای اطرافشان تقسیم می‌کنند. همچنین در گذشته آدم‌ها رابطه‌های واقعی با همدیگر داشتند، نه رابطه‌های مجازی.

از شما می‌خواهیم یک آزمایش برای خودتان انجام دهید.

فقط برای یک روز وقتی از خانه به مقصد سرکار یا دانشگاه بیرون می‌روید، تلفن‌همراهتان را با خودتان نبرید. آن را در خانه بگذارید، می‌توانید اینکار را بکنید؟

می‌توانیم تصور کنیم که می‌گویید، «چی؟ من هیچوقت همچنین کاری نمی‌کنم. این غیرممکنه.» فقط فکر بودن بدون موبایلتان، حتی برای زمانی کوتاه، به شما استرس می‌دهد.

این سوال پیش می‌آید، «کی رئیسه؟ شما یا موبایلتان؟»

ممکن است دلایل مختلفی را برای اینکه چرا به موبایلتان نیاز دارید ارائه کنید:

– اگر همسرتان به شما نیاز داشته باشد چه؟
– اگه موقعیت اضطراری پیش بیاید و به یک تلفن نیاز پیدا کنید چه؟
– باید با دوستانتان در ارتباط باشید.
– باید اخبار را بخوانید.

اینها چند مورد از بهانه‌هایی است که احتمالاً به آن فکر می‌کنید.

تمان این دلایل منطقی هستند. ولی در گذشته مردم بدون موبایل زندگی می‌کردند، خیلی خوب هم زندگی می‌کردند.

هیچ اشکالی ندارد که برای چند ساعت کسی نداند شما کجا هستید. مطمئناً دنیا تمام نمی‌شود.

بدون تلفنتان شما از دنیای اطرافتان باخبر خواهید شد. حتی غذاها طعم دیگری برایتان خواهند داشت چون وقتی غذا می‌خورید فقط روی خوردنتان متمرکز می‌شوید نه اتفاقی که روی صفحه موبایلتان می‌افتد.

جا گذاشتن مویابل در خانه نیاز به قدرت درونی و اراده دارد و درنتیجه این تمرین بسیار خوبی برای رشد و پیشرفت این توانایی‌هاست. البته کار آسانی نیست و اگر اینکار را بکنید مطمئناً دستاورد بسیار بزرگی برایتان خواهد بود.

برایتان ساده‌ترش می‌کنیم. موبایلتان را با خودتان ببرید و آن را در کیف یا جیبتان بگذارید ولی تا وقتی به خانه برگردید آن را خاموش نگه دارید. این آن حس امنیت را برایتان تامین می‌کند. ولی باید تمام روز قدرت درونی‌تان را نشان دهید و برای روشن کردن موبایلتان وسوسه نشوید.

یک راه دیگر این است که هر از گاهی به مدت سی دقیقه موبایلتان را خاموش کنید. البته وقتی منتظر یک تماس مهم هستید نباید اینکار را بکنید.

شما حاضرید این آزمایش را برای خودتان انجام دهید؟


تاریخ : یکشنبه 02 آبان 1395
بازدید : 170
نویسنده : sina95

 

بااینکه در اکثر فرهنگ‌ها جا افتاده است که روش عشق ورزیدن مردها و زن‌ها با هم متفاوت است و زن‌ها در ابراز عشق و محبت در روابط عاشقانه بهتر عمل می‌کنند، روانشناسان اعتقاد دارند که تحقیقات چندان این ایده را تایید نمی‌کنند.

یک تحقیق جدید که به تازگی در ژورنال Personality and Social Psychology به چاپ رسیده است، مشخص می‌کند که با اینکه مردها به اندازه زن‌ها به ابراز علاقه متمایل هستند، محققان چند تفاوت جالب‌توجه بین زنان و مردان در نحوه ابراز احساساتشان را عنوان می‌کنند.

الیزابت شوئنفلد، محقق این تحقیق و پژوهشگر دانشگاه تگزاس دریافته است که مردها با شروع رابطه‌جنسی و یا انجام مشترک فعالیت‌ها عشق خود را نشان می‌دهند، زنان احساسات خود را با ادعای کمتر و سازگاری بیشتر نشان می‌دهند.

محققان با هر ۱۶۸ زوج شرکت‌کننده در این تحقیق که همه ازدواج اولشان بود، درمورد فعالیت‌ها و ارتباطاتشان با همدیگر طی دو ماه اول زندگی و بعد به صورت سالیانه طی ۱۳ سال بعد از شروع ازدواجشان، مصاحبه کردند.

تقریباً همه زوج‌ها سفیدپوست بودند و بیش از نیمی از آنها تحصیلات عالی داشتند.

برخلاف کلیشه‌های جنسیتی متداول، آخرین یافته‌ها نشان داده است که هرچه مردان همسرشان را بیشتر دوست داشته باشند، محبتشان بیشتر شده و محیطی ایجاد خواهند کرد که زوج می‌توانند انواع و اقسام فعالیت‌ها را در کنار هم انجام دهند، چه فعالیت‌های تفریحی و چه فعالیت‌های مربوط به کارهای خانه.

ولی، به نظر می‌رسد عشق هیچ تاثیری بر میزان مسئولیتی که مردها از کارهای خانه به گردن می‌گیرند ندارد و به نظر نمی‌رسد با عشق بیشتر تمایل آنها به سبک‌تر کردن کارهای همسرشان بیشتر شود.

ولی هرچه بیشتر همسرشان را دوست داشته باشند، احتمال اینکه شروع‌کننده رابطه‌جنسی با او باشند بیشتر خواهد بود ولی این مسئله درمورد خانم‌ها صادق نیست و آنها هرچقدر هم که شوهرانشان را دوست داشته باشند، احتمال اینکه اولین قدم را برای رابطه‌جنسی بردارند بسیار کم است.

یافته‌ها نشان می‌دهد که اگر زنی احساس کند شوهرش او را دوست ندارد، به جای اینکه علاقه خود را به او نشان دهد یا در فعالیت‌های مشترک بیشتری با او شرکت کند، خود را بیشتر با روحیات و خواسته‌های او تطبیق خواهد داد.

تحلیل‌های چندلایه در این تحقیق نشان داده است که برخلاف انتظارات تئوریک، هر دو جنسیت به یک اندازه به ابراز عشق و محبت خود تمایل دارند. ولی زن‌ها عشقشان را با انجام رفتارهای منفی و مخالف کمتر نشان می‌دهند و مردها با پیشقدم شدن برای رابطه‌جنسی، مشارکت در برنامه‌های تفریحی و همکاری با همسرشان در کارهای خانه عشقشان را ابراز می‌کنند.

کارشناسان دیگر عنوان می‌کنند که بر تفاوت‌های جنسیتی در ازدواج معمولاً بیش از اندازه تاکید می‌شود.

استیو یاپ، محقق دپارتمان روانشناسی دانشگاه ایالتی میشیگان می‌گوید، «تفاوت‌های جنسیتی خیلی زیادی بین مردها و زن‌ها به طور کل وجود ندارد. اگر به کل این تحقیق نگاه کنید، تفاوت‌های جنسیتی اصلاً به چشم نمی‌آیند.»

یاپ، که بر روی خوشبختی و ازدواج تحقیق می‌کند، دریافته است که بااینکه ازدواج باعث شادی و خوشبختی بیشتر نمی‌شود، ولی از آنها در برابر زوال شادی که در میانسالی اتفاق می‌افتد، محافظت می‌کند.

او می‌گوید، تعداد بسیار کمی از تفاوت‌های جنسیتی از نظر علمی به اثبات رسیده‌اند، مثل قوی‌تر بودن مردها از نظر فیزیکی، تمایلات جنسی قوی‌تر آنها و تمایل بیشترشان به خشونت. او همچنین متذکر می‌شود که حتی این سه خصوصیت با تجربه و ارتباطات اجتماعی قابل اصلاح است.


تاریخ : یکشنبه 02 آبان 1395
بازدید : 223
نویسنده : sina95

 

متاهل‌ها چطور از رابطه‎جنسی به عنوان سلاح استفاده می‌کنند؟ این اصلاً به چه معنی است؟ متخصصین می‌گویند این متداول‌ترین راه سوءاستفاده از رابطه‌جنسی به جای استفاده از آن برای صمیمیت بیشتر است. استفاده از رابطه‌جنسی بعنوان سلاح علت اصل مشکلات جنسی در ازدواج‌هاست و مردها و زن‌ها هر دو در این مشکل مقصرند. مشکلات جنسی در ازدواج اگر به درستی حل نشود، منجر به طلاق خواهد شد.

زن‌ها چطور از رابطه‎جنسی به عنوان سلاح در رابطه استفاده می‌کنند؟

در یک سوم از ازدواج‌ها، شکاف تمایل وجود دارد – یعنی یک طرف به رابطه‌جنسی بیشتر از آن دیگری تمایل دارد. معمولاً مردها تمایل بیشتری به رابطه‌جنسی دارند تا خانم‌ها. کسی که کمتر رابطه‌جنسی می‌خواهد، کنترل دست اوست و این همان روشی است که خانم‌ها برای کنترل آقایان از آن استفاده می‌کنند.

منظورمان از کنترل کردن این است که در ازای دادن چیزی که کسی می‌خواهد، او را مجبور به کاری کنید که خودتان می‌خواهید. مثلاً می‌گویند، اگر این را برایم بخری، من در ازای آن با تو رابطه جنسی انجام میدهم. این زبان در زندگی‌های زناشویی زبان متداولی است و البته اگر به جا استفاده شود می‌تواند بی‌ضرر باشد. اما این نوع معامله کردن به مرور زمان می‌تواند برای آن ازدواج مخرب باشد زیرا رابطه‌جنسی حکم پول را پیدا می‌کند. برای یک زوج رابطه‌جنسی باید به‌معنای محبت باشد – چیزی که تحت هیچ شرایطی قابل خرید و فروش نیست: وقتی شوهری نتواند هزینه آن را پرداخت کند چه می‌شود؟ این منجر به قسمت تاریک این کنترل می‌شود: تنبیه و مجازات.

مجازات جنسی کردن کسی یعنی طرد کردن او، آن هم عمداً. قصد فرد از این کار ناراحت کردن آن فرد، ضربه زدن و زخم زدن به او بخاطر چیزی است که دریافت نکرده‌اید. اینکار از خودخواهی تمام ناشی می‌شود و راهی است برای به دست آوردن قدرت. این دقیقاً همان کاری است که آدمها با سلاح انجام می‌دهند: ایجاد تخریب و درد. جایی شنیده‌ام که طرد کردن مردی از رابطه‌جنسی با خود مثل گرفتن اسپری تنفسی فرد مبتلا به آسم است – شکنجه‌آور است. زن‌ها معمولاً این را می‌دانند و بااینحال این کار را انجام می‌دهند. زن‌ها رابطه‌جنسی را دوست دارند ولی مردها به آن نیاز دارند. شوهر قسم می‌خورد که به همسر خود وفادار باشد و اگر زنی او را از خود طرد کند و نیازهای جنسی او را برآورده نکند و قسم‌هایش اجازه ندهد مرد به دنبال رابطه‌جنسی خارج از ازدواج برود، آنوقت زن چیزی جز یک ظالم نخواهد بود.

راه‌های مختلفی برای تنبیه جنسی مردها وجود دارد. مشخص‌ترین این راه‌ها «نه» گفتن مکرر است. یک راه کمتر مشخص آن این است که طوری شوهر را اذیت کنید و غر بزنید که میل او به رابطه‌جنسی کم شود. وقتی زنی دیگر با شوهر خود مثل یک معشوق رفتار نکند و رفتاری مثل یک کودک یا فردی دم‌دستی با او داشته باشد، شور جنسی آن مرد به مرور کاهش می‌یابد. یک راه دیگر هم این است که کمترین تلاشی برای «جذاب» به نظر آمدن نکنید. این هم می‌تواند یک نوع تنبیه جنسی برای مردها باشد. شاید به نظرتان کمی سطحی بیاید اما واقعیت این است: مردها موجوداتی بصری هستند. آنها اول جذب چیزی می‌شوند که می‌بینند. نادیده گرفتن این یعنی اهمیت ندادن به چیزی که همسرتان دوست دارد.

مردها چطور از رابطه‎جنسی به عنوان سلاح در رابطه استفاده می‌کنند؟

ازآنجاکه مردها معمولاً بیشتر از زن‌ها به رابطه‌جنسی کشش دارند، تاکتیک‌های آنها دقیقاً متضاد تاکتیک خانم‌هاست. آنها به دنبال این‌اند که با رابطه‌جنسی پاداش بگیرند، به همین دلیل باید راهی برای «خریدن» آن پیدا کنند. این هم نوعی کنترل کردن است – یا مجبور کردن کسی به انجام کاری که شما می‌خواهید. در ازدواج اینطور می‌شود: من تو را شام به یک رستوران خوب می‌برم و اجازه می‌دهم که تو انتخاب کنی چه فیلمی ببینیم و به تو حرف‌های محبت‌آمیز و عاشقانه می‌زنم و تو در ازای آن با من رابطه‌جنسی داشته باش. این هم زبان متداولی در زندگی‌های زناشویی است. کنترل کردن با پاداش کمتر موذیانه است اما باز هم فرد رابطه‌جنسی را به یک واحد پول و قابل خرید و فروش تبدیل کرده است. وقتی زنی نتواند هزینه آن را پرداخت کند چه می‌شود؟

وقتی دلیل زنی برای انجام ندادن رابطه‌جنسی بیولوژیک باشد، این کار عمدی نبوده و نباید اینطور به آن نگاه شود. خستگی می‌تواند یکی از دلایل آن باشد. هورمون‌های زن‌ها در روز ده برابر بیشتر از مردها نوسان دارد. این درکنار داشتن یک روز طولانی و سخت در محل‌کار یا کارهای بچه‌ها واقعاً می‌تواند خسته‌کننده باشد. نوسان هورمون‌ها نوسان روحیه و آسیب‌پذیری هم به دنبال دارد. می‌تواند باعث سردرد شود. همچنین باعث ورم، نفخ و یا حس‌های آزاردهنده دیگری که باعث می‌شود زن‌ها به آخرین چیزی که فکر کنند این است که برای شوهرشان جذاب باشند. یک شوهر خوب و متعهد باید متوجه این واقعیت‌ها باشد و همسرش را بخاطر عناصر جسمی که فراتر از حد کنترل خود اوست تنبیه نکند.

وقتی دلیل زنی برای انجام ندادن رابطه‌جنسی احساسی باشد هم باز عمدی نیست و نباید اینطور به آن نگاه کرد. احساسات بر میل جنسی خانم‌ها تاثیر می‌گذارد. خانم‌ها اول از نظر ذهنی تحریک می‌شوند و بعد جسمی. اگر در رابطه‌جنسی با شما احساس صمیمیت نکنند، از این رابطه با شما لذت نخواهند برد. خیلی مهم است که این را همیشه به خاطر داشته باشید. برای اینکه زنی رابطه‌جنسی بخواهد و از آن لذت ببرد باید به شوهر خود احساس نزدیکی کند و این از طریق حرف زدن حاصل می‌شود. به همین دلیل باید برای این کار وقت بگذارید. وادار کردن یک زن برای رابطه‌جنسی درست به همان اندازه وقتی که زنی از رابطه‌جنسی برای کنترل شوهرش استفاده می‌کند، مخرب و آسیب‌رسان است.

مردها هم خیلی وقت‌ها از رابطه‌جنسی برای تهدید کردن استفاده می‌کنند. تهدید کردن برای رفتن با زن‌های دیگر. تهدید برای ترک کردن زنشان. تهدید برای پناه بردن به پورنوگرافی. و زنشان را برای رفتارهای زشتشان متهم می‌کنند.

استفاده از رابطه‌جنسی بعنوان یک سلاح صمیمیت رابطه زناشویی را به میدان جنگ تبدیل می‌کند. سعی در کنترل کردن همسرتان فقط او را از شما دورتر خواهد کرد. رابطه‌جنسی بهترین هدیه یک ازدواج است. باید از آن لذت برد و به آن احترام گذاشت. این همان چیزی است که باعث خاص بودن رابطه شما می‌شود.

این جمله را همیشه به یاد داشته باشید: «زن صاحب بدن خود نیست، شوهرش صاحب آن است. شوهر هم به همین ترتیب صاحب بدن خودش نیست، صاحب آن زنش است. همدیگر را طرد نکنید.»

سعی کنید نیازهای همدیگر را برآورده کنید و از رابطه‌جنسی بعنوان یک سلاح در رابطه استفاده نکنید. با این روش این ارتباط درست همانطور که خالقتان می‌خواسته خواهد بود: استفاده از عمیق‌ترین احساسات به روشی انحصاری و زیبا.


تاریخ : یکشنبه 02 آبان 1395
بازدید : 154
نویسنده : sina95

 

چیزی وجود دارد که هر مردی لازم است درمورد همسرش از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهایی باعث خوشحالی او  میگردد. وقتی سخن از تعریف و تمجید بمیان می آید زنان  تـبـدیل به هیولای خـون آشـام گـرسـنـه ای می گـردند که  همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر طلب میکنند! و اگر شماخواسته شان را برآورده نمایید، در عـوض بـسیـار بـیـشتـر از طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهید گرفت و  آنها خوب می دانند که چطور این کار شما را جبران کنند.

چه ازدواج کرده باشید و چه در دوران نامزدی بسر میبرید،  این قانون را بیاد داشته باشید: برای آمـاده نـگاه داشـتـن یک زن جهت ابراز مهر و محبت به شما، کافی است نکات مثبت بسیاری از او را به وی یادآوری نمایید.

در ادامه به ۱۰ مطلبی که همسر شما عاشق شنیدن آنها است اشاره میکنیم:

شماره ۱۰

 “روز خوبی داشتی؟” 

هـنـگامیـکه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش میکنید، برداشت او این خواهدبود که شما انسان با فکری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات کاری خود را چگونه سپری کرده است. اما یـک هشـدار: ایـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد که چند ساعتی در مورد کوچکترین اتفاقاتی که برایش افتاده صحبت نمایـد. پس برای مدت زمانی طولانی آماده نشستن و شنیدن داستانهای او شوید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: زنها به آنچه که در فکر شما میگذرد، توجه زیادی دارند. پرسش در مورد چگونگی روز او نشان می دهد کـه شمـا پذیرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهای همسرتان هستید. با این عمل به او فرصتی می دهیـد تا خودش را خـالی نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگیرد. اگر چه ممکن است بیش از زمانی که انتظار دارید مجبور به شنیدن صحبتهایش شوید، اما وقتی تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد کرد.

شماره ۹

“نمی تونم بگم چقدر دلربا و زیبا هستی” 

 همانطور که مشخص است، این بـه او مـی رسـاند که شما وی برای شما جذاب بوده و فرد دیـگری بـه چشمتان نمی آید. از طرف دیگر باعث افزایش اعتماد بنفس در او خواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جمله بخصوص در روابط زناشویی بلند مدت مؤثر واقع می شود چرا که شما به همسر خود اطمینان میدهـید هنوز به او علاقه دارید. در عوض همسرتان نیز سعی خواهد کرد این زیبایی و دلربایی را با شما تقسیم نمایید. سؤالی هست؟ اینجوری فکر نمیکنید؟

شماره ۸

“در مورد ‌[ هر چیزی ] چه احساسی داری؟” 

 پـرسیدن این سؤال به همسرتان نشان می دهد که شما خالصانه برای احـساسـات او اهمیت قائل هستید. زنها عاشق بیان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوری می بـاشند. با این حـال بـدانید که خود را در دام گفـتگویـی طولانی و عمیق در مورد آن موضوع گرفتار خواهید کرد. بنابراین اگر شب تصمیم دیدن مسابقه فوتبالی را دارید، این سؤال را مطرح نکنید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این سؤال بیانگر جنبه مهربانی و دلسوزی یک فرد است. وقتی همسرتان در می یابد که شما توجهتان را به وی مبذول داشته اید، او نـیـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتی بسیار بیشتر، اهدا خواهد نمود. یعنی اگـر قـبـلا فـقـط فردی جذاب بشمار می آمدید، اکنون همانند جواهری در چشم او جلـوه خواهید کرد. متوجه منظورم می شوید؟

شماره ۷

“تو زیبا تر از دوستان دیگرت هستی”  

 قرار دادن او از بین همتاهایش بر سکوی نخست زیبایی باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وی شـده و سـبـب می گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروایی کند. این تحسین و تعریف بسیار مهمی در دنیای زنانه محسوب شده و امتیاز شما را در نزد همسرتان ارتقای چشمگیری خواهد داد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گذشته از اینکه باعث می گـردد او از لحاظ زیبایی ظاهری خود را برتر از اطرافیانش تصور کند، این جمله کوتاه به همسرتان تفهیم میکند که شما تا چه حد برای وی ارزش قائل هستید. بعلاوه زمانی که دوستانش پیش شـما هستند، کمتر احساس نگرانی خواهد کرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـی نموده و پاداش سلیقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اینحال یک احتمال جانبی بالقوه وجود دارد: یک همسر حسود این سخن را مدرکی برای متهم نمودن شما به اینکه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را دارید، بشمار خواهد آورد.

شماره ۶

” تو واقعا زرنگ و باهوشی” 

  با تـصـدیـق نـمودن هـوش و ذکـاوت وی، ایـن معـنی را می رسانید که علاوه بر محاسن ظاهری، متوجه ذهن و فکر توانمندش نیز شده اید. هـمـسر شـما بـا شنیدن این جمله در مورد همه جوانب زندگی خود احساس رضایت و خوشنودی خواهد نمود. این سخـن نشانه احترام از طرف شما برای همسرتان محسوب میگردد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همسرتان این مسئله را که شما فقـط بـه فـکر روابط جنسی نیستید و قادرید ماورای چنین موضوعات فکر کنید را تحسین خواهـد کرد. زنها عاشق مردان صـمـیمی و خـوش قـلب مـی بـاشند و هیچ چیزی بهتر از بیان و تشخیص هوش و ذکاوت آنها نمی تواند صفات آقا منشانه شما را آشکار نماید.

 شماره ۵

“در روابط زناشویی بسیار خوب هستی”  

   بیان این جمله باعث می گـردد هـمـسرتان احساس کند که یک الهه است. شنیدن این عبارت به همسر شـما تفهیم می کنـد کـه روابـط جنسی و زناشویی او به چشم شما بی عیب و نقص بوده و باعث می گردد که احساس نماید واقعا می داند کـه چگـونه باید مرد خود را راضی نگاه دارد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: تحسین و تمـجید از عملکرد او نشانگر این است که شما به روابط جنسی فقط به عنوان ابزاری برای ارضا نــمودن خود نگاه نکرده، بلکه همه جنبه های آنرا مورد ستایش قرار میدهید.

شماره ۴

“می خواهم همه عمرم را با تو سپری کنم” 

ایـن جمله ای سنگین است؛ معنی آن فاصله زیادی با دادن پیشنهاد برای ازدواج نـدارد. بنابراین پیش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشید. اما بخاطر داشته باشید که ریسک کردن اغلب پاداش و نتیجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگامیـکه این جـمله را بیان می دارید، او از لحاظ روانی بسیار سرکیف می گردد. جـمـلات دیـگـری کـه تقریبا همین نتیجه را داشته ولی تعهدآوری آنها کمتر می باشد، عبارتند از: ” فقط تو میتونی تا این حد منو خوشحال کنی” و ” من دوست ندارم با هیچ کس دیگری جز تو باشم.”

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همـه زنـها عاشق شنیدن جملاتی حاکی بر سرسپردگی دیرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشیـد کـه بـعد از گفتن این جمله سلامی همیشگی را از او خواهید شنید.

شماره ۳

“تو بهترین دوست منی” 

  به او می گویید که چگونه ماورا و فراسوی مسائل جنـسی می اندیشید و به این معنی اسـت که برای رابطه اتان ارزش قائل هستید و مایلید کارهایی را بـهـمراه او انجام دهید که مردان دیگر ممکن است رغبتی به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـیـدن ایـن جمله پیوستگی مقاومت ناپذیری با شما پیدا خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـملات شـما را در نـظر وی بـجای یـک فرد عادی که مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انسانی معنی دار و جذاب تـبـدیـل میکند. این شما را به ابتدای لیست خواسـتگـاران پرتاب میکند چراکه شما به مهمترین نکته اشاره کرده اید: دوستی و رفاقت.

شماره ۲

“تو یک مادر ایده آل خواهی شد”

اغلب زنها به دنبال این هستند که روزی بچه دار شونـد. هـمـچـنین اکـثـرا با خود کلنجار می روند که آیا در این راه مـوفـق خـواهد بـود یـا خـیر. بـا گفـتن این جمله به او اطمینان می دهید که حتما به هدفش خواهد رسید. به علاوه با ارضـای نیازهای درونی او باعث آرامش و تسکین وی می شوید. بیان این کلمات از زبان شما به عنوان یک همسر، او را تبدیل به خوشحال ترین انسان روی زمین خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: اینـگونه بطور غیر مستقیم به همسر خود می فهمانید که مایلید از او بچه دار شوید. واضح است که این نوایی بسیار خوشایند در گوش او می باشد. از این نقطه، همسرتان بیشتر پذیرای پیشرفت و ترقی شما خواهد شد.

شماره ۱

“تو زندگی منو کامل می کنی”  

این به او می گوید که تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند این جمله را از شوهرشان بشنوند. بـیـان ایـن عبـارت بـه مفهوم آن است که شما همسر خود را بصورت کامل پذیرفته ایـد و ایـنـکه او به صـورت موجودی اجتناب ناپذیر و همیشگی برای شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غیر قابل تصوری بوجو آمده و تا چندین روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـمـله اسـاسـا مـی گـوید که شما در زندگی به او نیاز داشته و نمیـتوانید بدون او به زندگی ادامه دهید. زنها از شنیدن چنین جملاتی بسیار مشعوف میگردند.

اشاره باشکوه

“دوستت دارم”  

    این جمله “دو کلمه ای” معروف و کوتاه کـه هـمگی ما برایـش اهـمیت بسیار زیادی قائل هستیم، می تواند تاثیر شگرفی به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج کرده اید خوب است هر روزه چندین بار برای همسرتان تکرارش نمایید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گفتن این عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله های آتشی می گردد که همیشه نیاز به برافروزی دارند. اگـر در بـین شما کسانی تـا حال این جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگی نمودید، تردید به خود راه نداده و آن را بیان کنید. هیچگاه از گفته خود پشیمان نخواهید شد وقتی که عکس العمل او را می بینید ( یا احساس می کنید ).

گفتگوی عشق

اکنون که آموختید که چگونه می توانید همسر خود را خوشنود کرده و صورتش را سـرخ نمایید، اینکار را انجام دهید! فقط به این نکته فکر کنید که او در جواب کار شما در آینده چطور جبران خواهد نمود.


تاریخ : یکشنبه 02 آبان 1395
بازدید : 170
نویسنده : sina95

 

۱۵ عملی که خانم های فهمیده در روابط خود انجام نمیدهند

فکر می‌کنید رفتار بالغی در رابطه‌تان دارید؟ هر رابطه‌ای چالش‌ها و مشکلات خاص خودش را دارد ولی یکسری رفتارهای نابالغ کلی وجود دارد که برای داشتن رابطه‌ای بهتر و شادتر باید از آنها اجتناب کنید.

۱. روابط دیگر خود را قربانی نمی‌کنند.

خیلی‌ها وقتی وارد یک رابطه احساسی می‌شوند، دوستانشان را کنار می‌گذارند. بااینکه این در طول «ماه‌عسل» منطقی به نظر می‌رسد ولی خیلی مهم است که یادتان باشد هیچوقت دوستان و خانواده‌تان که سال‌های سال کنارتان بوده‌اند نباید بخاطر ورود یک فرد جدید از زندگی‌تان بیرون شوند. زنان بالغ و فهمیده می‌توانند یک تعادل رضایت‌بخش بین همه عزیزانشان ایجاد کنند.

۲. فراموش نمی‌کنند از طرفشان تشکر کنند.

بعد از گذشتن زمانی از رابطه، ممکن است خیلی ساده فراموش کنید که بخاطر چیزهای کوچک از طرفتان تشکر کنید. زنان فهمیده درک می‌کنند که تقسیم زندگی با کسی یک نعمت و هدیه است، به همین دلیل یادشان نمی‌رود که به این خاطر از همسرشان متشکر باشند.

۳. دست از استقلال مالی‌شان برنمی‌دارند.

هرچقدر هم همسرتان وضع مال روبراهی داشته باشد، اینکه استقلال مالی‌تان را به طور کل کنار بگذارید، یعنی درواقع استقلال فردی‌تان را کنار گذاشته‌اید. زنان بالغ و فهمیده نیازی ندارند برای هر چیزی از شوهرشان پول بگیرند و اینکه می‌توانند از پس یکسری از هزینه‌های خودشان برآیند به آنها احساس غرور می‌دهد.

۴. روی خصوصیات بد طرفشان متمرکز نمی‌شوند.

زنان بالغ سعی می‌کنند به بهترین رفتارها و خصوصیات اخلاقی همسرشان توجه کنند به جای اینکه روی رفتارهای منفی آنها متمرکز شوند. حواسشان به کارهای خوبی است که طرفشان می‌کند و حرف‌های خوبی که می‌زند و سعی نمی‌کنند طرفشان را با اشتباهات و نواقصشان قضاوت کنند.

۵. دست از آرزوهایشان نمی‌کشند.

زنان بالغ و فهمیده درک می‌کنند که یک رابطه فوق‌العاده شما را پایین نمی‌برد، درمقابل باید بهترینِ شما را ظاهر کند. یک رابطه خوب شما را تشویق می‌کند که آرزوهایتان را دنبال کنید و یک زن فهمیده می‌داند اگر دست از ‌آرزوهایش بکشد، برای شاد بودن در رابطه‌ای دچار مشکل خواهد شد.

۶. تصور نمی‌کنند که نوع خوشبختی آنها تنها نوع موجود است.

زنان فهمیده درک می‌کنند که ایده هرکس از خوشبختی متفاوت است. اگر طرفشان از فضای شخصی لذت می‌برد، این فضا را به آنها می‌دهند و اگر از محبت کردن لذت می‌برد، به او محبت می‌کنند. از همه اینها مهمتر، درمورد اینکه چطور می‌توانند طرفشان را خوشحال کنند، حدس نمی‌زنند.

۷. احترام به خودشان را زیر پا نمی‌گذارند.

کمی تغییر کردن در طول رابطه طبیعی است ولی زنان فهمیده نمی‌گذارند رابطه احترامی که برای خودشان قائل هستند را از آنها بگیرد. آنها به همسرشان اجازه نمی‌دهند با لحنی منفی و غیرمحترمانه با آنها حرف بزند و از طرفشان توقع دارند که مثل همه آدمها با آنها رفتار کند.

۸. «دوستت دارم» را سبک نمی‌شمارند.

زنان فهمیده اهمیت این جمله را می‌دانند، به همین دلیل برای خاص نگه داشتن آن همه تلاششان را می‌کنند. در آخر هر صحبتی نمی‌گویند «دوستت دارم»، درعوض این جمله را درست درمواقع لازم و مناسب برای نشان دادن اهمیتی که واقعاً به طرفشان می‌دهند، بر زبان می‌آوند.

۹. خوشحالی و خوشبختی‌شان را نادیده نمی‌گیرند.

زنان فهمیده و بالع اهمیت شادی و خوشبختی‌ خودشان را می‌فهمند و می‌دانند اگر در ارتباطی خوشحال نیستند، نباید در آن ارتباط بمانند. آنها می‌داند که طرفشان بخشی از شادی و خوشبختی آنهاست و باید کسی باشد که وقتی ناراحتند بتواند خوشحالشان کند.

۱۰. احساس نمی‌کنند مدام باید با طرفشان در تماس باشند.

زنان فهمیده نیازی به تماس مداوم در ارتباطشان ندارند چون زندگی پرمشغله خودشان را دارند. آنها به اندازه کافی به طرفشان اعتماد دارند که وقتی پیششان نیست با ایمیل‌ها، تماس‌ها و اس‌ام‌اس‌های مداوم هم وقت خودشان را تلف و هم طرفشان را خسته کنند.

۱۱. اجازه نمی‌دهند همه تصمیم‌گیری‌ها بر عهده طرفشان باشد.

در یک رابطه بالغ هر دو طرف به تصمیمات همدیگر احترام می‌گذارند، از تصمیمات بزرگ مثل ازدواج و بچه‌دار شدن گرفته تا تصمیمات کوچکتر مثل در کدام رستوران غذا خوردن.  در هر حالت، طرفتان باید همیشه به نظرات شما احترام بگذارد و برعکس.

۱۲. جزییات رابطه‌شان با دنیا به اشتراک نمی‌گذارند.

زنان بالغ و فهمیده ارزش و اهمیت محرمانه نگه داشتن رابطه‌شان را می‌دانند. ازاینکه دنیا سر از کار آنها دربیاورد خوششان نمی‌آید به همین دلیل درمورد دعواهای خودشان مطلبی در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک نمی‌گذارند و درعوض سعی می‌کنند درمورد مشکلشان با طرف‌مقابل خود صحبت کنند.

۱۳. حریم شخصی‌شان را از بین نمی‌برند.

زنان بالغ و فهمیده می‌دانند که رابطه‌شان هرچقدر هم که عالی باشد، هرازگاهی به زمانی برای تنها بودن نیاز دارند. از رفتن به باشگاه ورزشی گرفته یا نشستن در خانه و خواندن کتاب، زنان فهمیده به زمان تنهایی خود ارزش گذاشته و هرازگاهی اوقاتی را برای تنها بودن در نظر می‌گیرند.

۱۴. به دستاوردهای طرف‌مقابلشان حسادت نمی‌کنند.

خانم‌های فهمیده درک می‌کنند که دوست داشتن یک نفر یعنی بخواهید او تا حد امکان خوشحال و خوشبخت باشد. آنها از شادی طرف‌مقابلشان شاد شده و بخاطر موفقیت‌ها و دستاوردهای او جشن می‌گیرند، نه اینکه بخاطر خودخواهی‌ها، او را تحقیر کنند.

۱۵. هویت خودشان را فراموش نمی‌کنند.

وقتی یک رابطه جدید را شروع می‌کنید، طبیعی است که جذب سرگرمی‌ها و علایق طرف‌مقابل خودتان شوید. به اشتراک گذاشتن علایق خیلی لذت‌بخش است ولی زنان بالغ و فهمیده به خودشان اجازه نمی‌دهند علایق و سرگرمی‌های خودشان را بخاطر یک نفر دیگر کنار بگذارند. درعوض، هم به علایق و سرگرمی‌های خود و هم طرفشان علاقه نشان می‌دهند.

شما رفتار دیگری که خانم‌های بالغ در روابط خود نشان نمی‌دهند سراغ دارید؟


تاریخ : یکشنبه 02 آبان 1395
بازدید : 208
نویسنده : sina95

 

لیستی از مردهایی تهیه کرده‌ایم که به هیچ عنوان نباید با آنها رابطه‌ای شروع کنید.

 

مردی که خود را آفتابی نمی‌کند

در شهری با هم آشنا می‌شوید که هیچکدام در آن زندگی نمی‌کنید. تماس‌های تلفنی و ایمیل‌ها ارتباط را برایتان شیرین می‌کند؛ دو ماه بعد از شما خواهش می‌کند همدیگر را دوباره ببینید و به شهر او سفر کنید. در مسیر رفت، در هواپیما، وقتی که می‌خواهید با بغل‌دستی‌تان کمی دردودل کنید، می‌گویید که تصور می‌کنید کسی که همیشه می‌خواستید را پیدا کرده‌اید. سی دقیقه بعد، وقتی هواپیما می‌نشیند و کسی برای استقبال از شما نیامده‌ است، بغل‌دستی‌تان با ترحم به شما نگاه می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که شما را تا مسیری برساند. این همان زمانی است که باید مستقیم به باجه فروش بلیط بروید و همان لحظه به شهر خودتان برگردید!

مرد حسود

اوایل وقتی گارسون رستوران کمی بیشتر از حالت متداول به شما توجه می‌کند، کوتاه می‌آید. اما بعدها وقتی مکالمه‌تان با یکی از همکاران مرد یا هم‌کلاسی‌هایتان طول می‌کشد، تحمل نکرده و از جا در می‌رود. وقتی می‌گوید که شما و برادرتان بیش از اندازه همدیگر را بغل می‌کنید یا حتی دوست دخترتان را به داشتن تمایل به جنس موافق متهم می‌کند و می‌گوید که به شما نظر دارد، زمان آن است که ترکش کنید. بااینکه این تعصبات و توجهات در ابتدای رابطه جالب و خوشایند می‌آید اما خیلی زود جذابیت خود را از دست داده و بیش از اندازه محدود‌کننده خواهند بود. و وقتی بالاخره رابطه‌تان با او را تمام می‌کنید، مطمئن باشید تا مدت‌ها به دنبال شما با نفر بعدی که با او وارد رابطه می‌شوید هم خواهد بود!

مردی که دست بزن دارد

این مردی است که شما را می‌نشاند، بازویتان را می‌گیرد، موهایتان را می‌کشد یا کتکتان می‌زند. بااینکه خودمان بهتر از هر کس دیگری می‌دانیم که بودن با چنین مردی عین دیوانگی است اما خیلی وقت‌ها به بهانه‌های مختلف خودمان را گول می‌زنیم. اما قبل از اینکه این خشونت‌ها مشکل جدی‌تری برایتان ایجاد کند، باید از رابطه بیرون بیایید.

مرد خیانت‌کار

بعد از اولین قرار ملاقاتتان، تظاهر به مریضی می‌کند و قرار نمی‌گذارد. سعی می‌کنید فراموش کنید که تولدتان است و شروع به پختن سوپ معروفتان می‌کنید و به در خانه‌اش می‌روید. دو روز بعد، هنوز مریض است اما دعوتتان می‌کند به خانه‌اش بروید. از او می‌پرسید دوست دارد برایش سوپ داغ کنید و با صدایی آرام می‌گوید، «عالی میشه اگه اینکارو بکنی.» قابلمه سوپ را از یخچال درمی‌آورید که روی گاز بگذارید و می‌بینید که داخل این سوپ قارچ هست درحالیکه سوپی که شما درست کرده بودید قارچ نداشت. خیلی راحت باید نتیجه بگیرید که این مرد یک منبع دیگری برای سوپ درست کردن دارد و تا زمانیکه شما به او اجازه دهید به شما خیانت خواهد کرد.

مرد متکی

ممکن است خیلی از شما اینطور باشید که با هر مردی که آشنا می‌شوید، می‌بینید کم‌کم کارش را رها می‌کند، ماشینش را می‌فروشد و حتی گاهی خانه‌اش را پس می‌دهد و سر شما سوار می‌شود. خیلی از مردها، بیشتر از همه موزیسین‌ها، نقاشان و هنرمندان همیشه به دنبال زن‌هایی قوی هستند که از آنها حمایت کند. این نوع از مردها به هیچ درد شما نمی‌خورند و باید سریعاً رهایشان کنید.

مرد خیانت‌دیده

ممکن است با مردی آشنا شوید که به تازگی از رابطه‌ای شکست‌خورده بیرون آمده باشد. این مردها کلاً بی هیچ دلیلی همیشه عصبانی هستند، هر چقدر هم که رابطه شما ادامه پیدا کند و تصور کنید که اعتماد او را جلب کرده‌اید، باز هم باید حتی قید خانواده و دوستان دخترتان را بخاطر او بزنید.

مرد خودشیفته

از لباستان خوشش نمی‌آید؟ آیا اصلاً لازم است درمورد این دسته از مردها صحبت کنیم؟ این مردها کسانی هستند که اگر بچه داشته باشید حتی به چشمان فرزندتان نگاه نمی‌کند، دوست ندارد خواهر یا مادرتان را ببیند و دفعه اولی که بخواهید با دوستانتان برنامه بگذارید داد و بیدادش بر‌خواهد خواست. وارد رابطه شدن با چنین مردهایی، بحث و جدل‌هایی را وارد زندگیتان می‌کند که خیلی زود خسته‌تان خواهد کرد.

مرد بخیل

به موانعی که سر راه موفق شدنتان می‌گذارد خوب دقت کنید. اگر ترفیع رتبه‌ای با افزایش حقوق بگیرید و او سعی کند آن را کوچک جلوه دهد، می‌تواند اولین تلنگر برایتان باشد. وقتی موقع حرف زدن درمورد شما همیشه از عبارات و اصطلاحات تحقیرآمیز استفاده می‌کند، دومین تلنگر خواهد بود. فقط به این دلیل که مردها برایشان سخت است که باور کنند زنی می‌تواند نان‌آور باشد، به این معنی نیست که باید خودتان را  قربانی کنید تا این را به او بفهمانید. خیلی از مردها اصلاً از پیشرفت زن زندگیشان خوشحال نمی‌شوند و دستاوردها و استعدادهای شما تاثیر مثبتی بر آنها ندارد.


مردی که شادترین کودکی ممکن را داشته است

مادر او بهترین بوده است؛ پدرش هیچوقت سیگار نمی‌کشیده، مشروب نمی‌خورده  و به مادرش خیانت نکرده است. از اینکه دوستانش والدینشان را برای همه چیز مقصر می‌دانند متنفر است درحالیکه او و هفت خواهر و برادرش همیشه سیراب از عشق و محبت خانواده بوده‌اند، شاید ابتدا تصور کنید که چقدر جالب است و اولین باری باشد که چنین چیزهایی را می‌شنوید اما خوب به صدای او توجه کنید، صدایی که ممکن است قصد توجیه کردن خودش را داشته باشد، صدایی که ممکن است شکننده و همراه با بغض باشد. زمانیکه این بغض بشکند، صدای آن همه جا را گرفته و مطمئن باشید که رابطه شما را هم با خود خواهد شکست.


تاریخ : یکشنبه 02 آبان 1395
بازدید : 217
نویسنده : sina95

 

دوستی های ناسالم - چرا ادامه میدهیم؟

شـــما هم دوستی ناسالم دارید؟ مطمئن نیستید؟ بعد از گـذراندن مـدت زمانی با فرد مورد نظر، این سؤال را از خود بپرسید:

“آیا احساسم بهتر از قبل است یا بدتر؟”

من این تست دوستی را یـک روز که در مـطب دندانپزشک منتظر بودم، در یک مجله کشف کردم. فکر کردم می تواند روش خوبی برای ارزیابی روابطم، چه دوستان پسر، چه دوستان دختر، چه خانواده و همکارانم، باشد.

از آن روز، هر وقت با کسی روبه رو میشوم، این سؤال را از خود می پرسم، ” آیا احساسم بهتر از قبل است یا بدتر؟” نیاز به هیچ توضیح و تفسیری نیست، فقط بله یا نه؟ ممکن است از پاسختان تعجب کنید.

تابه حال چند مرتبه با کسی همصحبت بوده اید که بعد از اتمام گفتگو احساس خستگی و بی حوصلگی شدید بهتان دست داده است؟ یا عضو یک سازمان هستید و شرکت در جلسات آن برایتان کسل کننده و وحشت آور است. سؤال اینجاست که علیرغم احساس بدی که پس از برقراری ارتباط با این آدم ها پیدا میکنیم، چرا باز به رابطه مان با آنها ادامه می دهیم، حتی وقتی می فهمیم که دوستی سالمی با آنها نداریم؟

این مسئله می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، که سعی کرده ام به نمونه هایی از آن در این مقاله اشاره کنم. وقتی فهمیدید چرا با وجودی که می دانید فلان دوستی، برایتان ناسالم است، باز به آن ادامه می دهید، شاید دست کشیدن از آن روابط برایتان ساده تر شود.

۱٫  می خواهید کمک کنید.

این جزء طبیعت انسانهاست که می خواهند درصورت توان به همدیگر کمک کنند. اما بین کمک کردن و وابسته بودن به دیگران تفاوت وجود دارد. مثلاً اگر دوستی داشته باشید که با شما در مورد سختی زندگی اش صحبت می کند و هیچوقت نمی خواهد بداند که زندگی شما چطور پیش می رود، این مطمئناً برای شما یک دوستی خسته کننده و ناسالم خواهد بود. و با وجودی که می خواهید کمک کنید، واقعاً قادر به کمک نیستید چون تنها کاری که می کنید توجه کردن به رفتارهای منفی آنهاست. اگر بتوانید راهنمایی هایی به آنها ارائه کنید و باعث شوید به حرفهایتان گوش کنند و برای تغییر زندگیشان تلاش کنند، آنوقت است که می توانید بعد از گفتگو با آنها احساس بهتری پیدا کنید چون به آنها کمک کرده اید. اما اگر فقط بیفکرانه به حرفهای یکنواخت آنها بارها و بارها گوش دهید، نه تنها به آنها کمک نمی کنید بلکه قوای فکری خودتان را هم ضعیف می کنید.

۲٫  احساس کنید که دیگران به شما نیاز دارند.

همه دوست دارند احساس کنند که برای دنیای اطرافشان ارزش دارند. اگر در دسترس دوستانمان باشیم و هر وقت به ما احتیاج داشتند دراختیارشان باشیم، این احساس را به ما میدهد که برایشان ارزشمندیم. از اینها گذشته، آنها به ما نیاز دارند، اینطور نیست؟ اما همانطور که در مورد قبلی ذکر شد، خیلی به آنها فایده نمی رسانیم. و اگر آن احساس نیازمند بودن دیگران به ما، قوای فکریمان را ضعیف کند، حتماً مشکل ایجاد خواهد شد. دوستی داشتم که در تهیه و تدارک ازدواجش بود. خیلی زود معلوم شد که این دوست فقط می خواست من کنارش باشم تا به او در کارهای مربوط به جشن کمک کنم چون ساقدوش هایش نمی توانستند کمکش کنند. این تنها چیزی بود که او به آن توجه نشان میداد و نمی خواست کاری جز برنامه های عروسی انجام دهد. و بعد از مراسم عروسی، من خیلی راحت کنار گذاشته شدم. خیی سخت بود وقتی فهمیدم که چطور کسی توانسته از من سوء استفاده کند که فکر می کردم دوستم است. مرز بین کمک کردن و مورد سوء استفاده قرار گرفتن مثل مو باریک است. و وقتی که بفهمید مورد سوء استفاده ی کسی قرار گرفته اید، برای اعتماد به نفستان واقعاً ویرانگر است. به خاطر همین است که باید دور هر رابطه ای که فکر میکنید در آن فقط مورد سوء استفاده ی طرفتان قرار گرفته اید و ادامه ی آن هیچ سودی برایتان نخواهد داشت را خط قرمز بکشید. حال این سوء استفاده از هر نوعی که باشد، چه مسائل مادی، چه وقتتان، یا حتی گوشهایتان که حرف های طرف را بشنود. شما شایسته ی رابطه ای هستید که در آن هر دو طرف به یک اندازه بدهند و بگیرند. اگر غیر از این باشد بهتر است هرچه زودتر از آن رابطه خارج شوید.

۳٫  ترس از اینکه دوست دیگری نداشته باشید و تنها بمانید.

بهتر است تنها بمانید تا اینکه با کسی دوستی کنید که برای عزت نفستان مخرب است. دوستی های ناسالم می توانند صدمات و زیانهای بسیار عظیمی بر اعتماد به نفستان داشته باشند، بدون اینکه حتی خودتان بفهمید. اما نگران نباشید. وقتی دوست های منفیتان را کنار گذاشتید، خواهید دید که تغییرات بسیار مثبتی بر رفتارتان حادث می شود و مدت زمان زیادی تنها نخواهید ماند، چون به فردی موفق و شادمان تبدیل می شوید که هر کس را به طرف خود جذب می کند. و به این طریق دوستانی پیدا خواهید کرد که فقط برای خودتان شما را بخواهند و برایشان ارزشمند باشید.

۴٫  پشیمانی

نگران این هستید که بعداً از کنار گذاشتن این رابطه پشیمان شوید. وقتی دوستی های ناسالم خود را دور بریزید، دیگر قادر به برگرداندن آنها نخواهید بود، درست است؟ اما اگر در آینده یکجا به آنها نیاز پیدا کردید چطور؟ شاید اوضاع تغییر کند و بعداً از اینکه آن دوستتان را کنار گذاشته اید پشیمان شوید. تابه حا شده چنین احساسی پیدا کنید؟ اما یادتان باشد، حفاظت از سلامت فکری و حتی وقتتان چیزی نیست که بخواهید بعدها از آن پشیمان شوید. اگر درمورد آن فکر کنید، ممکن است از این پشیمان شوید که چرا زودتر از شر آن دوستی ناسام خلاص نشده بودید.

۵٫  میل به دوست داشته شدن

می دانستید که مکتب هایی که می خواهند طرفدارانی برای خود جلب کنند، روی این میل بشر کار می کنند؟ آنها می دانند که این طبیعت انسان است که بخواهد دیگران دوستش داشته باشند، به خاطر همین هر کاری می کنند تا کسی به آنها علاقه مند شود، حتی اگر به معنای قربانی کردن عزت نفستان باشد. اما دوست داشته شدن از طرف کسی که ارزشی برای خودِ شما قائل نیست هیچ ارزشی ندارد. مهمترین کس برای دوست داشتن شما باید خودتان باشید و اگر با کسانی رابطه دارید که خوبِ شما ر ا نمی بینند، شما هم نخواهید توانست خودتان را دوست داشته باشید. دوستی های ناسالم به هیچ وجه باعث شادی و خرسندی شما که خصوصیتی است که دیگران را به طرف شما جذب می کند، نمی شوند.

۶٫  قطع رابطه با دوستان دشوار است.

قطع رابطه با دوستان، حتی اگر دوستی ناسالمی باشند، کار سختی است. آنها به شما زنگ می زنند، مجبور می شوید با آنها حرف بزنید، جایی دعوتتان  می کنند، فکر می کنید بی ادبانه است اگر دعوتشان را رد کنید و به هیمن ترتیب این رابطه همچنان ادامه پیدا می کند. شما یم دانید که این دوستی ناسالمی برایتان است اما فقط نمی دانید که چطور باید آن را تمام کنید. اولین نکته این است که قوی باشید و به خودتان اطمینان داشته باشید و بدانید که بهترین رابطه ها شایسته شماست. و قدم بعدی این است که وقتی به شما زنگ می زنند یاد بگیرید به آنها “نه” بگویید و خودتان هم به آنها زنگ نزنید. معمولاً هر رابطه ای، به خصوص اگر رابطه ای ناسالم باشد، با بی توجهی خیلی زود بر هم می خورد. اگر چند بار که زنگ زدند شما سرد برخورد کنید و خودتان هم با آنها تماس نگیرید، آنها کنار می روند. و اگر رابطه ای منفی باشد حتی دیگر دلتنگتان هم نخواهند شد. ناراحت کننده است اما حقیقت دارد. پس چرا وقتی آنها واقعاً توجهی به احساسات شما ندارند نگران این هستید که احساساتشان را جریحه دار نکنید ؟

۷٫  فکر می کنید از وفاداری به دور است

از زمان دبیرستان باهم دوست بوده اید. چطور می توانید با کسی که این همه مدت دوست بوده اید قطع رابطه کنید؟ یا ممکن است دوست برادرتان باشد و احساس تعهد کنید. مردم با گذشت زمان خیلی تغییر می کنند و به راه خودشان می روند. اگر تصمیم بگیرید که مثبت تر و معتمد به نفس تر شوید، و دوستانتان هنوز همان افکار سابق را داشته باشند، خودتان را درگیر نوع زندگی کرده اید که دیگر نمی خواهید. باید از خودتان بپرسید، چرا باید دوستانی را نگه دارید که کمکی برای رسیدن به هدفتان نمی کنند؟ برای اینکه تاحدی که در توان دارید بهترین باشید، باید بتوانید رابطه های ناسالم را کنار بگذارید.

چرا باید بدانید که با چه کسی  معاشرت می کنید

دوستان باید بتوانند از شما حمایت و پشتیبانی کنند و زندگیتان را پربارتر کنند. اگر میبینید دوستانتان شما را پایین تر می کشند، زمانش رسیده است که آنها را کنار بگذارید. افرادی که انتخاب می کنید دور و برتان باشند، باید این قدرت را داشته باشند که شما را تشویق کنند بهترین باشید.

اگر دوستان ناسالمی در زندگی خود دارید، از خودتان علتش را سؤال کنید و هر چه زودتر آنها را کنار بزنید. عمر کوتاه هست، پس نباید وقتتان را با کسانی بگذرانید که نه تنها فایده ای برایتان ندارند بلکه به شما آسیب می زنند.

راه حل این است که بدانید با چه کسانی معاشرت می کنید. اگر با افراد منفی رفت و آمد داشته باشید خیی زود طرز فکر خودتان هم مثل آنها خواهد شد. اگر با افراد سرزنده و مثبت ارتباط پیدا کنید روی شما نیز تاثیر خواهد گذاشت. دوستان منفی و ناسالم انرژی زیادی از شما می گیرند وواقعاً ارزشش را ندارد.


تاریخ : یکشنبه 02 آبان 1395
بازدید : 165
نویسنده : sina95

 

12 راه برای کنترل احساسات در محل کار

همه ی ما با افرادی روبه رو شده ایم که کنترل احساساتشان را سر کار از دست می دهند، درها را می کوبند، سر همکاران یا مشتریان فریاد می زنند و چیزهایی میگویند که خیلی زود پشیمان می شوند. اشخاصی را دیده ایم که در جلسات کاری نمیتوانند جلوی عصبانیت خود را بگیرند چون با عقاید و نظراتشات مخالفت شده است یا اینکه فرد دیگری را به جای آنها نشانده اند.

از وقتی بچه بودیم به ما می گفتند “مثل یک مرد رفتار کن” و جلوی فوران احساساتت را بگیر، حال می بینیم که بسیاری از همکارانمان سر کار به خاطر عدم توانایی در فرو نشاندن خشم و عصبانیت و احساساتشان دست به از بین بردن خود و اعتبارشان می زنند.

در اینجا می خواهیم به نکاتی اشاره کنیم که با کمک آنها می توانید جلوی احساسات منفی و عصبانیت هایتان را سر کار بگیرید و همچنان موفق سر کار خود باقی بمانید.

۱- کمی قدم بزنید تا عصبانیتتان فروکش کند

در طی یک جلسه کاری، وقتی کسی از سبک مدیریت یا بخش تحت اداره ی شما ایراد می گیرد، عصبانی نشوید. وقتی می بینید که در صدد خشمگین شدن هستید، خود را از آن محل دور کنید. بهانه ای بیاورید و از جلسه بیرون روید تا بتوانید عصبانیتتان را فروکش دهید. اگر برای فروکش کردن خشمتان به خود فرصت دهید می توانید کنترل احساساتتان را دوباره به دست آورید.

۲- قبل از نشان دادن هرگونه واکنش، توضیح بخواهید

با پرسیدن سوال های مختلف وقت را بگذرانید. می توانید از صحبت های دیگران استفاده کرده و سوالاتی از آنها بپرسید. با این کار به آن فرد زمان می دهید که اشتباه خود را تصحیح کند.

۳- از قانون ۱۰ ثانیه ای استفاده کنید

هیچ عکس العملی نشان ندهید. اگر می بینید که در یک جلسه ی کاری یا پشت تلفن می خواهید کنترل خشمتان را از دست بدهید، با خود تا ۱۰ بشمارید تا از عصبانی شدنتان جلوگیری شود. قبل از نشان دادن هرگونه واکنش، واقعیات را بررسی کنید.

۴- با کسی که می تواند آرامتان کند حرف بزنید

همیشه کسی را برای درد دل کردن و تکیه کردن داشته باشید، چه داخل و چه خارج از محل کار. در این مواقع سعی کنید که با او بیرون رفته و کمی صحبت کنید. درست نیست که همه ی احساساتتان را در خود نگاه داشته و بیرون نریزید. با این کار سلامتی خودتان به خطر خواهد افتاد. با دوستی صمیمی در مورد این مشکلات صحبت کنید تا او آرامتان کرده و کنترل خود را دوباره بازیابید.

۵- برای از بین بردن عصبانیتتان ورزش کنید

اجازه ندهید که تصویر کاریتان با عصبانی شدن و از دست رفتن کنترلتان مخدوش شود. در این مواقع ورزش کمک بسیار خوبی است. به باشگاه بروید و کمی ورزش کنید. مطمئناً همه چیز را فراموش خواهید کرد.

۶- ببینید چه چیز باعث عصبانیتتان می شود

آگاه باشید که در چه موقعیت هایی کنترل خود را از دست داده و عصبانی می شوید. وقتی فهمیدید که چه چیز منجر به عصبانیتتان می شود در صدد جلوگیری از ایجاد چنین موقعیت هایی برآیید. با اینکه یاد بگیرید که چطور با این موقعیت ها کنار بیایید تا موقعیت کاریتان خدشه دار نشود.

۷- همکارانتان را بشناسید

ببینید رفتار هر کدام از همکارانتان چه علائمی دارد. ممکن است خیلی از حرفهای آنها که برای شما مثل انتقاد می ماند، در واقع حکم شوخی داشته باشد. با شناختن شخصیت و رفتارهای همکارانتان، بهتر می توانید با انتقادات آنها کنار آمده و خشم خود را کنترل کنید.

۸- واکنش افراد دیگر را پیش بینی کنید

زمانی که می خواهید کار جدیدی را در اداره انجام دهید، واکنش و عکس العمل همکارانتان را پیش بینی کنید. با این کار می توانید بهتر با انتقادات و ایرادهای آنها پس از انجام کار کنار بیایید.

۹- خود را برای حفظ آرامش آماده کنید

زمانی که می خواهید سخنرانی انجام دهید، خود را برای هر نوع سؤال و انتقادی آماده کنید. با این کار می توانید حین ایراد انتقادات سایرین آرامش خود را حفظ کرده و به درستی پاسخ منتقدین را بدهید.

۱۰- قبل از نوشتن هر ایمیل نامحترمانه کمی صبر کنید

هیچگاه به دیگران بی احترامی نکنید، حتی اگر حق با شما باشد. آسان است که اجازه بدهیم ابرهای تیره جلوی قضاوتمان را بگیرد. قبل از ارسال هر ایمیل نامحترمانه در پاسخ به انتقادات سایرین یک روز صبر کنید. روز بعد دوباره آن را خوانده و تجدید نظر کنید.

۱۱- در پایان هر روز خشمتان را دور بیندازید

یاد بگیرید که با ترک اداره، عصبانیت های خود را نیز دور بریزید. بعد از کار به کارهایی بپردازید که به آن علاقه داشته و لذت می برید. با دوستانتان بیرون بروید، یا تلویزیون تماشا کنید، با این کار استرستان را از بین خواهید برد.

۱۲- برای طغیان های عصبی خود عذرخواهی کنید

با وجود اینکه قصد بدی نداشته اید، درست نیست که جلسات اداری را با عصبانیت ترک کنید. اگر در حین جلسه عصبانیتتان باعث شده که به کسی بی احترامی کنید، از او معذرت بخواهید. لزومی ندارد که برای عصبانیت خود توضیحی بیاورید، فقط گفتن “من رفتار بدی داشته ام و عذر می خواهم” کافی است تا همه ی سوء رفتارها را از بین ببرد.

مثل یک مرد رفتار کرده و جلو بروید

مدیران خوب با شخصیت های استوار، احساساتی قوی نیز دارند. این به این معنی نیست که می توانید اجازه بدهید احساساتتان بر شما غلبه کنند، قضاوت هایتان را تیره کرده و ایجاد مشکل کنند.

با شناسایی علائم عصبانیتتان، می توانید آسان تر بر آنها چیره شوید، حتی بدون اینکه کسی بفهمد. احساسات منفی خود را با اعتماد به نفس جایگزین کنید و تعادل احساساتتان را حفظ کنید. در این مسائل عجله نکنید. سالها طول می کشد تا آبرو و اعتبار جمع شود اما برای از بین رفتن آن فقط ثانیه ای کافی است.


تاریخ : یکشنبه 02 آبان 1395
بازدید : 161
نویسنده : sina95

 

شما می توانید در جایی که دیگران شکست می خورند، موفق شوید. می توانید عادت های تازه ای در خود ایجاد کنید و عادت های قدیمی را در خود از بین ببرید. میتوانید همین امروز زندگیتان را تغییر دهید. آیا می خواهید اعتیاد خود به موادمخدر را ترک کنید؟ آیا می خواهید وزنتان را پایین بیاورید؟ سیگار کشیدن را کنار بگذارید؟ اعتیاد به خوردن قهوه را؟ دعوا کردن و داد و بیداد با بچه هایتان را؟ آیا می خواهید در کار کمی فعال تر باشید؟ چه عادتی را می خواهید وارد زندگیتان کرده یا از آن خارج کنید؟ اکثر مردم وقتی می خواهند عادت جدیدی در خود ایجاد کنند، فراموش می کنند که این ۱۰ قدم را طی کنند. اگر حتی یکی از این مراحل نادیده گرفته شوند، ممکن است در کارتان موفق نشوید، اما اگر این مراحل را به طور کامل طی کنید، موفقیتتان تضمین خواهد شد. پس با برداشتن این ۱۰ قدم، واکنش های خود به زندگی و عادات خود را تغییر دهید.

۱٫  شناخت عادت: در تشخیص عادت خود دقیق باشید. مثلاً اگر می خواهید وزنتان را پایین بیاورید، مشخص کنید که در چه مدت و چه میزان از وزنتان را می خواهید کم کنید. تحقیقات خود را انجام دهید. مثلاً اگر می خواهید رژیم غذایی را امتحان کنید، باید ببینید از رژیم غذاییتان چه می خواهید. کم کردن یک تا دو پوند در هفته و در نتیجه ۳۰ پوند در شش ماه هدف معقولی است و به راحتی به دست می آید. چرا راحت به دست می آید؟ چون اگر از این مراحل پیروی کنید، موفقیتتان را تضمین کرده اید. هیچ جادو و جمبلی هم در کار نیست. همه چیز به خود شما بستگی دارد.

۲٫  میل به شروع یا شکستن آن عادت: برای پیمودن این راه، شما نیاز به میل و رغبت فراوان دارید که شما را به جلو هل بدهد و انگیزه ی لازم را برای شما فراهم کند. باید خودتان مشتاقانه بخواهید که طریقه ی زندگی کنونیتان را تغییر دهید. این تنها راه ایجاد تغییر است. اگر از وضع کنونی زندگیتان راضی باشید، در تغییر دادن آن موفق نخواهید شد. یا شاید هم چون دیگران به شما می گویند باید فلان عادتتان را تغییر دهید می خواهید دست به این کار بزنید. اما این برای انگیزه دادن به شما اصلاً کافی نیست. باید از آنها بپرسید چرا؟ آیا خودتان تاثیرات عادتتان را انکار می کنید؟ به حرف کسانی که دوستتان دارند گوش دهید، و بگذارید که حرفهایشان در شما اثر کند و میل به تغییر عاداتتان را در شما ایجاد کند. ببینید اگر این عادت جدید را در خود ایجاد نکنید چه چیزهایی را از دست می دهید یا اگر آن عادت قدیمی را در خود از بین ببرید چه چیز به دست می آورید. برای موفق شدن، باید اول بدانید که اصلاً برای چه می خواهید عادتتان را تغییر دهید. اگر برای موفق شدن برنامه ریزی کنید، حتماً موفق خواهید شد. اما اگر در برنامه ریزی کردن شکست بخورید، در واقع برای شکست برنامه ریزی کرده اید.

۳٫  ببینید چرا انجامش می دهید (یا نمی دهید): از وضعیت کنونی چه چیز نصیبتان می شود؟ ببینید کدام نیازهای شما را برآورده می کند؟ آیا این عادت به شما کمک می کند تا با موقعیت های مختلف کنار بیایید یا استرس و بیحالی را از زندگیتان رفع می کند. شما می توانید به طریقی مثبت و سالم هم استرس زندگیتان را کنترل کنید و با یک تغییر سالم، به خوشبختی واقعی برسید. آیا عادت شما واکنشی مشروط به اتفاقاتی است که برای ایجاد لذت و خوشی آنی در لحظات ناراحتی و خستگی انجام می گیرد؟ می توانید روشتان را تغییر دهید و جایگزین های سالمتری برای آن عادت ها ایجاد کنید. آیا می خواهید یک عادت جدید را شروع کنید؟ مثلاً اگر میخواهید برای خودتان یک برنامه ی ورزشی ایجاد کنید، می توانید وقت های اضافه در طول روزتان را صرف این عادت سالم کنید. به جای تماشای تلویزیون، ورزش کنید. فکر میکنید چرا زودتر این عادت را شروع نکرده اید؟ فکر میکنید به خاطر تنبلیتان بوده باشد و باید طرز فکرتان را تغییر دهید؟

اگر نیاز به دیدگاه فکری جدید دارید، با یکی از دوستانتان صحبت کنید. در این راه نیاز به تلاش فوق العاده دارید، پس شروع کنید.اگر دردها و مشکلاتی جدی دارید، برای رفع آن لازم است با کسی حرف بزنید. از بین بردن دردها و آسیب ها زمان می برد، اما شما باید واکنش هایتان را نسبت به این مشکلات تغییر دهید تا حالتان بهتر شود. برای تسکین یافتن باید عادت هایتان را عوض کنید. شیوه ی زندگی کنونیتان چه پیامی به شما می دهد و این چطور عادات منفی را در شما تقویت می کند؟

۴٫   پیامهای مثبت را جایگزین پیامهای منفی کنید: همیشه به یاد داشته باشید آن لحظه ای که یک عادت جدید را شروع کرده اید یا یک عادت قدیمی را کنار گذاشته اید، تغییر کرده اید. بگویید: “من وزنم را پایین می آورم، من سیگار را ترک کرده ام، من در کارم فعال تر شده ام و…” و هرچه که با هدفتان جور در می آید. اگر واقعاً باور داشته باشید که تغییر کرده اید، تغییر خواهید کرد. هیچوقت دوباره به عقب برنگردید. شما برای زندگی نیاز به یک شعار تازه دارید، شعاری که به شما حالی کند که “میتوانید!”  اگر باور نکنید که می توانید، هیچوقت نخواهید توانست. آیا باور دارید که در زندگی چه قصدی دارید؟ آیا قطار زندگیتان به سمت خاصی می رود؟ پیامهای جدیدی را جایگزین پیامهای قدیمی خود کنید. خودتان را دوست داشته باشید، از آن عادت قدیمی متنفر باشید و همانطور که خداوند می بخشدتان، شما هم خودتان را ببخشید! شما انسان باارزشی هستید. البته انجام این کارها برای خیلی از مردم دشوار است. از دوستان و نزدیکانتان کمک بگیرید. باور توانایی خود برای موفقیت، برای موفق شدنتان الزامی است!

۵٫  برنامه ای دقیق داشته باشید: برای موفقیت برنامه ریزی کنید. برای موفق شدن شما نیاز به جزئیات دارید. برای شروع یک برنامه ی ورزشی، تصمیم بگیرید که دقیقاً در چه روزها و چه ساعاتی میخواهید تمریناتتان را انجام دهید. آیا می خواهید با خرید تجهیزات لازم، تمریناتتان را در خانه دنبال کنید، یا می خواهید به باشگاه بروید؟ برای یک هفته ی کامل برنامه ریزی کنید و حواستان هم باشد که بیش از حد ورزش نکنید که به سلامتیتان لطمه وارد شود. درصورت نیاز می توانید با پزشکتان هم مشورت کنید. برای ترک سیگار هم باید یک برنامه ی دقیق و جزء به جزء داشته باشید. باید ابتدا ببینید که برای این منظور به چه لوازم و وسایلی نیاز دارید. برای کاهش وزن هم باید مراقب باشید که برنامه ای مضر و ناسالم را پیش نگیرید. بعضی از رژیم های غذایی علاوه بر اینکه پول زیادی از شما می گیرند، به متابولیسم بدنتان هم آسیب می رسانند. اگر به شما وعده داده اند که میزان زیادی وزن در یک مدت کوتاه کم خواهید کرد و این به نظرتان بیش از حد خوب است که واقعیت داشته باشد، مطمئن باشید که همینطور است. این رژیم ها فقط پول شما را هدر میدهند و وقتی یک میزان وزنتان کاهش یافت، با گذشت مدت کمی دوبرابر به آن اضافه خواهد شد. در این زمینه هم باید برنامه ای دقیق داشته باشید و لیستی دقیق از غذاهایی که باید بخورید و غذاهایی که باید از برنامه تان حذف شود فراهم کنید. یک برنامه ی دقیق برای یک هفته ی خود تنظیم کنید. ببینید برای شروع اولین هفته ی زندگی جدیدتان به چه جزئیاتی نیاز دارید!

۶٫  مسئولیت قبول کنید: اگر خودتان بخواهید می توانید همان آدمی شوید که همیشه می خواستید. این ده قدم موفقیت شما را تضمین خواهد کرد، اما فقط این شمائید که می توانید ضمانت کنید که این ده قدم را برمی دارید. کنترل همه ی امور دست شماست. چه نیاز باشد که با چسباندن یک تکه کاغذ یادداشت روی یخچال یادتان بیفتد، چه با زنگ زدن به دوستتان و یادآوری برنامه تان از طرف او، یا حتی نیاز به بستری شدن و درمان داشته باشید، انتخاب با شماست. این زندگیِ شماست. میتوانید با خودتان قرارداد ببندید که از همین امروز به طریقی متفاوت زندگی کنید.

ایوان پتروویچ پاولو، دانشمند روسی و برنده ی جایزه ی نوبل در اوایل دهه ی نود، مسئول آزمایش معروف “سگ پاولو” است. از این مثال معمولاً در گفتگو برای اشاره به فردی که به جای استفاده از تفکر انتقادی، فقط به موقعیت های مختلف واکنش می دهد استفاده می شود. در این آزمایشات، پاولو متوجه شد که سگ ها در واکنش به غذا، بزاق ترشح می کنند. سپس او با استفاده از تکنیک های مختلف که شامل سوت زدن، تکان دادن چنگال و محرک های بینایی خاص، این واکنش ها را تغییر داد. سگ، بعد از شنیدن صدا و مشاهده ی غذا با هم، حتی با شنیدن صدا به تنهایی هم شروع به ترشح بزاق می کرد. این روند آموزشی برای ایجاد یک الگوی واکنشی جدید و از میان برداشتن یک الگوی واکنشی قدیمی به کار می رفت. بدن شما هم تا حد زیادی به همین طریق کار می کند. با تغییر شرط ها، عادت هایتان هم تغییر خواهد کرد. درمورد عمل ها و عکس العمل هایتان هوشیار باشید و به جای واکنش دادن، جواب بدهید. رفتارهایتان را با توجه به عواقب و نتایج آن انتخاب کنید.

۷٫  رفتارتان را تقویت کنید:  شروع یا کنار گذاشتن یک عادت چه نتایج و عواقبی را برایتان در پیش خواهد داشت؟ این قسمتی از شرطی سازی دوباره در واکنش سگ پاولو است. باید بتوانید سیستم پاداش خود را تغییر دهید. اگر شرط را موفق شدن خود بگذارید، حتماً موفق خواهید شد. صبح که از خواب بیدار می شوید برای کسب پول از خانه بیرون می روید، درست است؟ چه چیز باعث می شود که صبح زود از خواب بیدار شده و از خانه بیرون بزنید؟ چون دوست ندارید برق خانه قطع شود و می خواهید که سقفی بالای سرتان و سوخت اتومبیلتان هم تامین باشد. برای شروع یا قطع یک عادت، باید همان سیستم شرطی/پاداشی را برای خود ایجاد کنید. اگر هدفتان پاین آوردن وزن یا ترک سیگار است، می توانید پولی را که همیشه صرف خرید تنقلات یا سیگار می کردید، در یک ظرف نگاه داشته و هر هفته جایزه ای به خود بدهید. برای خود لباس جدید بخرید، به سینما بروید، یا ان را صرف تفریحات دیگر بکنید. همچنین می توانید حساب پس اندازی باز کرده و شاهد رقم آن باشید که روز به روز بالا می رود.

علاوه بر بستن یک قرارداد با خودتان، که اگر برای حرف خودتان ارزش قائلید، باید آن را سفت و سخت بگیرید، فکر می کنید چه نتایج ملموس دیگری می توانید خلق کنید؟ نباید با خودتان خیلی بیرحم و سخت گیر باشید. راحت، اما محکم برخورد کنید. مثلاض۱ آیا مناسبتی هست که بخواهید در آن شرکت کنید؟ می توانید آن عادتتان را شرط لازم برای آن مناسبت قرار دهید. البته این مناسبت نباید چیزی مثل بازی کردن با فرزندتان باشد که درصدرت عمل نکردن به آن باعث ناراحتی کودکتان شود. چیزی باشد که مربوط به خودتان می شود و میل زیادی برای انجام آن دارید، مثل شرکت در فلان کنسرت، بیرون رفتن برای شام با دوستان، و از این قبیل…اگر در نتیجه ی عملتان پاداشی وجود داشته باشد، بیشتر روی انجام آن متمرکز خواهید شد.

۸٫  جوابگویی و سیستم پشتیبانی: هیچ بهانه ای قابل قبول نیست. برای خود مهلت تعیین کنید. باید برای خود یک پشتیبان هم انتخاب کنید تا نتایج کار خود را به او گزارش کنید. از تجارب کسانی که راه شما را پیموده اند استفاده کنید. وقتی محیط اطرافتان آرام و ساکت است با خود خود راز و نیاز کنید. به تصمیم خود پایبند باشید. برای جلوگیری از شکست، برای کارتان برنامه ریزی کنید.

۹٫  برای مواقع ناامیدی که احتمال دست کشیدن از کار در شما زیاد است، برنامه داشته باشید: این یکی از اصلی ترین مؤلفه ها در شروع یا ترک یک عادت است. باید در قراردادی که با خود بسته اید، متعهد باشید. لیستی از آیه های قرآن و جملات تشویق کننده ی دیگر تهیه کنید که در این مواقع بخوانید. اگر فشار وارد بر شما برای دست کشیدن از قدمی که برداشته اید ادامه پیدا کرد، با کسی در مورد آن صحبت کنید. هیچوقت خودتان را برای شکست توجیه نکنید. دوباره و دوباره این مطالب را بخوانید و فراموش نکنید که “شما می توانید!”

برای تغییر پیامهای قدیمی، پیامهای جدیدی برای خود بفرستید. مثلاً اگر هدفتان کاهش وزن بوده باشد و فکر می کنید با این روندی که پیش می روید جانتان گرفته خواهد شد، ببینید حقیقت چیست؟ آیا برنامه ای را که از جانب پزشکتان تایید شده دنبال می کنید؟ اگر می بینید که بدنتان گرسنه است، مطمئن باشید تا وعده ی غذایی بعدیتان زنده خواهید ماند. اما اگر از لحاظ روحی احساس گرسنگی می کنید: ببینید شاید احساس عصبانیت، تنهایی یا خستگی باشد؟ سعی کنید به جای خوردن غذا، این خلاء ها را پر کنید.

از همان ابتدا برای خود حد و حدود تعیین کنید. اگر هدفتان ترک مصرف مشروبات الکلی است، از رفتن به چنین مجامعی خودداری کنید. اگر به چنین مکانهایی رفتید، این برایتان یک چراق هشدار دهنده خواهد بود چون از مرزی عبور کرده اید که شما را دارد یک وادی خطرناک می کند. این نواحی خطر را باید از همان ابتدا برای خود مشخص کنید. سعی کنید هیچوقت وارد آن نشوید. بگذارید این محل آخرین مفرِ شما باشد. آیا اعصابتان ضعیف شده است؟ دلیل ندارد آن را سر دیگران یا خودتان خالی کنید، باید سعی کنید آن را تحت کنترل خود درآورید. و در چنین مواقعی به سمت همان برنامه ای بروید که گفتیم در مواقع دلسردی و ناامیدی باید برای خودتان تنظیم کنید.

وقتی احساس می کنید که رو به شکست می روید، تا ۱۰ بشمارید، یک نفس عمیق بکشید و به سمت همان برنامه تان بروید. باید این برنامه آنقدر طولانی باشد که حداقل ۱۰ دقیقه وقت شما را به خود اختصاص دهد. اگر بعد از این ۱۰ دقیقه هنوز هم می خواستید دست از کار بکشید، باز دوباره به سمت برنامه تان بروید. این برنامه را آنقدر تکرار کنید که احساس ناامیدی کاملاً در شما برطرف شود. نباید هیچ وقتِ آزادی داشته باشید که بتوانید به شکست فکر کنید. اگر قبلاً شکست خورده اید، خود را متهم نکنید. شاید آن موقع ابزارهای لازم برای موفقیت در اختیارتان نبوده است. مطمئن باشید که اینبار می توانید. با دنبال کردن این ۱۰ قدم، این بار نتیجه ی متفاوتی در انتظارتان خواهد بود.

۱۰٫  برای افسوس خوردن وقت بگذارید: تغییر در عادت هایتان چه آنقدر برایتان خوب و عالی باشد که چند دقیقه بیشتر به طول نینجامد، و چه هر چند وقت یکبار روی آن کار کنید، باز هم نیاز به افسوس خوردن خواهید داشت. ۲۰ تا ۳۰ روز اول، روزهای بحرانی موفقیت شما خواهند بود. یکی از دلایل آن این است که شما همینطور که تغییر می کنید، افسوس می خورید. اگر آن عادتتان از نوع بسیار جدی باشد، حتی ممکن است با گذشت یکسال هم باز غصه بخورید. برای هزینه هایی که برای شما داشته است، برای آسیب هایی که ممکن بوده به خودتان یا دیگران وارد کند، و بر انچه که از دست می دهید افسوس بخورید. ممکن است از دیدگاه بقیه کاری عجیب باشد. اما بعد از تغییر در عادت هایتان، زمانهایی خواهد رسید که دلتان برای عادت های قبلی تنگ می شود.

گاهی اوقات وقتی شکست می خورید به سراغ شما می آید، و دلتان برای روزهایی تنگ می شود که این شکست هایتان را گردن آن عادت قدیمی می انداختید. آیا فکر می کنید این عادتتان می تواند بهانه ای برای این باشد که باور کنید فردی شکست خورده هستید و هیچوقت برای موفقیت تلاش نکنید؟ آیا از این عادت برای احساس امنیت بیشتر استفاده می کنید؟ مثلاً در کار و تجارت، بعضی ها عادت دارند بقیه را برای همه چیز مقصر کنند و به خاطر ندیدن توانایی های لازم در خودشان، هیچوقت هیچ تقصیری را متوجه خود ندانند. اما باید بلند شوید و برای شکست ریسک کنید، این تنها راهی است که می توانید موفق شوید.

آیا آماده ی تغییر هستید؟ از همین امروز شروع کنید.


تاریخ : یکشنبه 02 آبان 1395
بازدید : 207
نویسنده : sina95

 

بوی بد دهان در صبح : علل و روش های درمان

بوی بد دهان در صبح وقتی از خواب بیدار می‌شوید، باعث می‌شود وقتی از کنار عزیزانتان رد می‌شوید، سریع جلو دهانتان را بگیرید. مسواک‌زدن، استفاده از نخ دندان یا شوینده‌های دهان در شب قبل به نظر هیچ تاثیری روی بوی دهانتان وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوید ندارد. البته این مسئله‌ای متداول است زیرا دهان در زمان خواب به حالت هضم و استراحت می‌رود.

بوی بد دهان در صبح و بزاق

طبق آمار آکادمی دندانپزشکی عمومی امریکا، ۸۰ میلیون نفر از بوی بد دهان بعد از بیدار شدن از خواب رنج می‌برند. افرادیکه بخاطر مصرف دارو دچار خشکی دهان می‌شوند بیشتر در معرض این مشکل قرار دارند. البته آنهایی که بهداشت دهان و دندان ضعیفی دارند هم بیشتر از کسانیکه بهداشت دهان و دندان خوبی دارند دچار این مشکل می‌شوند.

دلیل عمده این مشکل کمبود بزاق دهان است. دهان در طول روز مقدار قابل‌توجهی بزاق تولید می‌کند ولی وقتی خواب هستید، تولید بزاق در دهان کاهش می‌یابد.

بزاق برای بیرون کردن ذراتی که باقی ماندن آنها باعث جمع شدن باکتری در دهان می‌شود، بسیار مهم و ضروری است. کاهش تولید بزاق احتمال خشک شدن دهان را افزایش می‌دهد. این باعث می‌شود باکتری‌ها رشد کرده و ترکیبات سولفور تولید کنند که بوی بد دارند. باکتر‌ی‌ها از ترکیبات، پروتئین‌ها، اسیدهای آمینه و غذاهایی که در دهان و دندان‌ها باقی می‌مانند، تغذیه می‌کنند.

بوی بد دهان در صبح و نحوه خوابیدن

نحوه خوابیدن شما بر شدت و تکرار بوی بد دهان در صبح تاثیر می‌گذارد. خروپف کردن یا تنفس از دهان در طول شب احتمال بدبو شدن دهان را بالا می‌برد. بیشتر کسانی که از دهان تنفس می‌کنند، دهانشان را شب‌ها باز می‌گذارند و این باعث خشک شدن بیشتر دهان شده و باکتری‌های بیشتری هم رشد خواهند کرد. واقعیت این است که هر زمان بزاق داخل دهان کم شود، توانایی دهان برای مبارزه با باکتری‌هایی که موجب بوی بد می‌شوند هم کاهش پیدا می‌کند.

بوی بد دهان در صبح و سلامت شما

بااینکه بوی بد دهان هیچ ارتباطی با سن و سال ندارد، ولی باکتری‌هایی که موجب بدبو شدن تنفس می‌شوند مشکلات مختلفی برای سلامتی ایجاد می‌کنند. این مشکلات در کنار مشکلات مربوط به سلامت دندان‌ها هستند. اولین علت بوی بد دهان مسائل دوره‌ای مثل تورم لثه و پریودنتیت است که با بیماری‌های قلبی و سکته نیز در ارتباط است.

این نشان می‌دهد که سلامت دهان با سایر مشکلات سلامتی ارتباطی قوی دارد. سموم باکتری‌های دهان وارد جریان خون شده و می‌تواند در سایر قسمت‌های بدن ایجاد اختلال کند. ازجمله مهمترین این اختلالات، بیماری‌های قلبی-عروقی، سرطان دهان و آلزایمر می‌باشد.

پیشگیری از تنفس بدبوی صبحگاهی

بااینکه هیچ راهکار تضمین‌شده‌ای برای این مشکل وجود ندارد، کارهایی هست که برای کمتر کردن تاثیر آن می‌توانید انجام دهید. مسواک زدن، استفاده از نخ دندان و دهان‌شو و تمیز کردن زبان قبل از خواب به تمیز نگه داشتن دهان و خلاص شدن از ذرات غذایی که باکتری‌ها از آن تغذیه می‌کنند، کمک می‌کند.

آزمایش زبان

اولین قدم برای ارزیابی بد بو شدن دهانتان این است که بفهمید این مشکل را دارید یا نه. متخصصین توصیه می‌کنند که جلو آینه ایستاده و زبانتان را نگاه کنید. یک زبان صورتی و براق یعنی تنفستان تازه و خنک است ولی اگر یک لایه سفید رنگ روی زبانتان بسته شده باشد، احتمال این وجود دارد که تنفستان بدبو شده باشد.

یک روش دیگر این است که مچ دستتان را لیس بزنید. بگذارید برای چنر لحظه خشک شد و بعد آن را بو کنید. اگر بویی احساس کردید، نشانه این است که تنفستان بد بو شده است.

یک روش بسیار متداول استفاده از یک مسواک نرم، تمیزکننده زبان یا لبه قاشق برای تمیز کردن زبان است. با این کار باکتری روی زبان جمع نخواهد شد.

روش‌های بالا به هیچ عنوان جایگزینی برای رفتن نزد دندانپزشک نخواهد بود. می‌توانید از دندانپزشکتان بخواهید یک آزمایش ساده و سریع روی باکتری‌های دهانتان انجام دهد تا بفهمد دهانتان بدبو می‌شود یا خیر.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید