عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : سه‌شنبه 13 اسفند 1392
بازدید : 774
نویسنده : sina95

هیچ‌چیز بیشتر از رایحه خوب، روح انسان را جلا نمی‌دهد. برای داشتن این امتیاز باید هزینه آن را هم بپردازید، ولی مراقب باشید که در دام عطرهای ارزان‌قیمت نیفتید. این عطرها اگرچه در ابتدا رایحه خوشی دارند، اما پس از گذشت مدتی از استفاده، بدبو می‌شوند.

 

اگر عطر شما تقلبی باشد می‌تواند علاوه بر پوست به ریه‌ها نیز آسیب بزند. علایمی مثل خارش گلو و بینی، عطسه، آبریزش بینی و سرفه می‌تواند نشان‌دهنده مشکل‌داربودن عطرتان باشد.

 

از طرف دیگر افرادی که آلرژی دارند، یا به بیماری‌ها و مشکلات تنفسی مثل آسم دچار هستند، باید بسیار مراقب خودشان باشند. این عطرها اگرچه در ابتدا رایحه خوشی دارد، اما پس از گذشت مدتی از استفاده، بدبو می‌شوند.

 

چطور می‌توان عطر تقلبی را تشخیص داد؟

حروف درج‌شده روی شیشه و جعبه این عطرها معمولا برجسته نیست و با کمی دقت، تفاوت بین فونت‌ها قابل تشخیص است. شیشه این عطرها نیز کیفیت بسیار پایینی دارد و معمولا پلاستیکی است و اگر ناخن خود را روی آن بکشید رنگ آن می‌ریزد.

بررسی ها نشان می دهند اسپری و عطرها حاوی ترکیبات شیمیایی هستند که از طریق پوست به بافت های بدن نفوذ می کنند و مواد سمی آن را در زیر پوست مخفی می کنند

 

 

شیشه این عطرها هم کیفیت و شفافیت عطر اصل را ندارند و اگر آنها را در نور نگاه کنید به‌راحتی رگه‌های آن قابل مشاهده است. از بوی عطر هم می‌توان به تقلبی بودن آن پی برد. عطرهای تقلبی غالبا بوی الکل می‌دهند.

 

‌

مگر در سایر عطرها الکل استفاده نمی‌شود؟

عطرها از 78 تا 95 درصد الکل طبیعی به‌علاوه اسانس‌های روغنی ساخته می‌شوند. اینکه در هر عطری چه میزانی اسانس روغنی به‌کار رفته چقدر باشد، اسامی مختلفی به عطرها می‌دهد، ولی در عطر اسانس غالب، الکل است.

 

عطر

 

چرا مادران باردار نباید عطر و اسپری بزنند؟

یافته‌های جدید دانشمندان نشان می‌دهد جنین امکان تشخیص برخی بوها را دارد، اما مادرانی که در دوران بارداری عطر و اسپری می‌زنند، باعث کاهش حس بویایی در فرزندشان می‌شوند.

 

جنین هنگامی که در شکم مادر قرار دارد، قادر است تمام بوها را حس کند. از این رو مادران حتما باید استفاده از این لوازم آرایشی را ترک کنند.

 

بررسی ها نشان می دهند اسپری و عطرها حاوی ترکیبات شیمیایی هستند که از طریق پوست به بافت های بدن نفوذ می کنند و مواد سمی آن را در زیر پوست مخفی می کنند.

 

نتایج مطالعات همچنین نشان می دهند دانشمندان با انجام آزمایشاتی روی 1800 جنین دریافتند جنین هایی که مادران آنها از عطر و اسپری خوشبوکننده های بهداشتی استفاده می کنند، 70 درصد بیشتر دچار آلرژی های پوستی و مشکلات تنفسی می شوند و حس بویایی آنها به مراتب کمتر از سایر نوزدان است.

 

نوشته‌های روی شیشه عطر چه می‌گوید؟

عطر‌ها از مواد معطر، الکل و آب تشکیل می‌شوند که متناسب با مقدار درصد هر کدام از این مواد، به دسته‌های مختلف تقسیم می‌شوند.

 

اولین کلماتی که در انتهای شیشه‌های عطر می‌بینیم کلماتی مثل: perfume، Eau de perfume، Eau de toilette، Eau de cologne است.

 

Perfume یا پرفیوم برای عطرهایی استفاده می‌شود که مقدار مواد معطر آن‌ها 20 تا 40 درصد باشد و معمولا به آن‌ها عطر مرغوب یا خالص می‌گویند. در ابتدا باید این نکته را در نظر داشت که هر چه مقدار الکل عطر کمتر باشد، ماندگاری آن بیشتر است. در نتیجه برای اینکه عطر شما ماندگاری بیشتری داشته باشد، از perfume استفاده کنید.

 

در بیشتر موارد، یک عطر با مارک مشابه هم نوع perfume و هم Eau de toilette دارد که مدل پرفیوم آن مقداری قیمت بالا‌تر، ولی ماندگاری بیشتری دارد.

 

Eau de perfume مربوط به عطرهایی با 10 تا 20 درصد مواد معطر هستند که به آن‌ها ادو پرفیوم می‌گویند.

 

Eau de toilette دارای 5 تا 10 درصد مواد معطر است که ادوتوالت یا ادوتویلت گفته می‌شود.

 

اودوکلن یا ادکلن Eau de cologne هم شامل 2 تا 4 درصد مواد معطر است. معمولا به اودوتوالت هم ادکلن می‌گوییم چون فرق زیادی با هم ندارند.

 

اما رقیق‌ترین عطرها اصطلاحا ادوفرش نامیده می‌شوند که سه‌درصد اسانس روغنی دارند و به‌کار آنهایی می‌آید که دلشان می‌خواهد عطرشان بسیار ضعیف و ملایم باشد.

 

هر چقدر میزان اسانس روغنی یک عطر بیشتر باشد، قیمتش هم بیشتر و ماندگاری‌اش زیادتر خواهد بود.

 

معمولا برای میهمانی‌ها دسته اول و دوم گزینه‌های بسیار مناسبی هستند، به‌خصوص آنهایی که دوست ندارند عطرشان را به همراهشان ببرند و مجددا تجدیدش کنند.

 

برای استفاده‌های روزمره و محیط‌های کاری، از ادوتویلت‌ها و ادوفرش‌ها استفاده کنید که رایحه‌های رقیق و ملایمی دارند.

امروزه ادوپرفیوم‌ها و ادوتویلت‌ها، بیشترین تولید خودشان را دارند، چون آدم‌های امروزی بیشتر از هر چیزی خواستار ماندگاری هستند و هر دوی این موارد، ماندگاری نسبتا بالایی دارند.

 

نوشته بعدی که در انتهای شیشه عطر می‌بینیم، میزان عطر است که با معیار «میل» نوشته می‌شود و معمولا 25، 50، 75، 100، 125 و 2100 میلی لیتر هستند. در بیشتر مواقع خریدن عطری که هم 50 و هم 100 میل دارد، به صرفه است که 100 میل آن را بخریم چون مقدار آن دو برابر می‌شود، ولی قیمت آن دو برابر نمی‌شود.

 

کلمه دیگر که روی عطر درج شده است، FL. OZ است که در کنار آن عددی وجود دارد. این عدد نشان دهنده این است که عطر یا ادکلن در چه رده‌ای قرار دارد، ولی ربطی به کیفیت و مرغوبیت آن ندارد.

 

در انت‌ها هم مارک عطر و سپس نام کشور سازنده عطر نوشته می‌شود.


تاریخ : سه‌شنبه 13 اسفند 1392
بازدید : 737
نویسنده : sina95

 

مسواک زدن

 

با عمل به روش های زیر هم دندان های سالم تری خواهید داشت و نیازتان به دندانپزشک بسیار کمتر خواهد شد و هم از بوی بد دهان و جلوه دندان های کثیف رها خواهید شد.

 

1- تند مسواک می زنید

بیشتر مردم وقت کافی را برای مسواک زدن دندان های شان نمی گذارند. عجله کردن برای رفتن به سر کار یا رفتن به رختخواب باعث می شود تا آنها برای مسواک زدن وقت کافی نگذارند. اما دندانپزشکان توصیه می کنند طوری مسواک بزنید که مسواک زدن شما دو تا سه دقیقه طول بکشد.

 

اگر یک بار زمان گرفتید و دیدید کمتر از این مقدار وقت برای مسواک زدن صرف می کنید، دفعه بعد سعی کنید آرام تر مسواک بزنید و زمان آن را محاسبه کنید.

 

شما می توانید از مسواک های برقی تایمردار هم برای تنظیم وقت مسواک زدن استفاده کنید.

 

2- حواس تان نیست چه کار می کنید

موقع مسواک زدن باید به آینه نگاه کنید و ببینید برس مسواک را کجا می زنید. احتمال زیادی دارد که شما برخی از دندان ها را موقع مسواک زدن از قلم بیندازید. برای مثال خیلی از مردم محل وصل دندان به لثه را خوب مسواک نمی زنند، در حالی که این قسمت از مهم ترین بخش هایی است که باید خوب شسته شود تا از جرم گرفتن و التهاب لثه جلوگیری گردد. به پشت دندان ها و دندان های عقب دهان هم نگاه کنید و مطمئن شوید سر مسواک شما آن بخش ها را تمیز می کند.

استفاده از نخ دندان در کنار مسواک زدن، واجب و لازم است

 

 

3- در استفاده از نخ دندان شکست می خورید

 

نخ دندان می تواند لابلای دندان ها را که در حالت عادی مسواک به آن نمی رسد، تمیز کند. خیلی از حفره های روی دندان ها، در سطح تماس بین دو دندان ایجاد می شود. میکروب های دهان در این نواحی، از قند موادغذایی تغذیه می کنند و پلاک دندان را تشکیل می دهند و مواد شیمیایی را آزاد می کنند که می تواند مینای دندان را از بین ببرد و به پوسیدگی دندانمنجر شود. در واقع باید بدانید که استفاده از نخ دندان در کنار مسواک زدن، اجباری است و استفاده از آن بهترین راه برای محافظت از دندان های شماست.

 

نخ دندان را دور دو انگشت اشاره دست های خود بپیچید و با انگشت شست نگه دارید. به آرامی نخ را بین دو دندان خود ببرید. مراقب باشید نخ دندان را به آرامی عقب و جلو ببرید تا از لثه خون نیاید. دفعات اول ممکن است این کار سخت باشد، اما وقتی به آن عادت کنید، مثل مسواک زدن نمی توانید کنارش بگذارید.

خمیر دندان

 

 

4- از خمیر دندان بدی استفاده می کنید

خمیردندان های ضدجرم برای پاک کردن جرم های دندان مناسبند، زیرا در آنها از مواد ساینده استفاده می شود. اما به خاطر همین خاصیت ممکن است به دندان های شما آسیب برسانند. لذا خمیر دندان ضد جرم را فقط هفته ای یک بار استفاده کنید و در سایر روزها از خمیر دندان مرغوب و با کیفیت معمولی استفاده کنید.

 

5- محکم مسواک می زنید

این روش می تواند در نزدیکی خط لثه شکاف ایجاد کند و علاوه بر این مسواک زدن سخت می تواند به لثه های حساس آسیب بزند و باعث سوزش و خونریزی لثه شود.

 

6- از مسواک بدی استفاده می کنید

وقتی قرار است مسواک بخرید، فروشنده از شما درباره زبری و نرمی مسواکی که می خواهید سوال می کند. امکان شکستگی مینای دندان وقتی شما از مسواک خیلی سفت و زبر استفاده می کنید، زیاد می شود.

 

برای اینکه آسیب به دندان ها را به حداقل برسانید باید مسواکی نرم بخرید. هر چند که در صورت استفاده نادرست از مسواک نرم هم ممکن است به دندانتان آسیب برسانید.

 

اگر دندانپزشک شما مسواک خاصی برای ایمپلنت یا بریج دندان به شما داده است، از آن هم درکنار مسواک نرم استفاده کنید. نکته مهم تر این است که مسواک شما می تواند یک محل مناسب برای زندگی میکروب ها از جمله استرپتوکوک و استافیلوکوک باشد. شما باید مسواکتان را هر سه ماه یک بار عوض کنید. اگر برس های مسواک ساییده و خم شوند، باید آن را زودتر از سه ماه عوض کنید. برای جلوگیری از رشد میکروب ها در مسواکتان، باید بعد از مسواک زدن دندان ها، آن را با آب بشویید و جایی قرار دهید که کاملا خشک شود و خیس نماند.

 

7- روش مسواک زدن شما غلط است

مینای دندان از لایه نازک شیشه مانندی تشکیل شده که روی کل سطح دندان کشیده شده است. وقتی مسواک شما از یک سطح به سطح دیگر می پرد، ممکن است مینا ترک بخورد و دندان ها را ضعیف کند.

 

مسواک را با زاویه 45 درجه روی دندان هایتان نگه دارید و با حرکات دایره ای کوچک مسواک بزنید. روی چند دندان تمرکز کنید و سپس کمی مسواک را تکان دهید و مجموعه بعد را شروع کنید.

 

طرف دیگر دهان، بالا، پایین و پشت دندان ها را هم با این روش مسواک بزنید. شما می توانید روی سطح دندان ها را مستقیما برس بکشید. بعد از حرکات دایره ای روی تمام دندان ها، مسواک را از لثه به پایین بکشید تا تمام جرم ها و باکتری ها از روی دندان های شما پاک شوند.


تاریخ : سه‌شنبه 13 اسفند 1392
بازدید : 766
نویسنده : sina95

مطالبی را که می‏خوانید به نوعی نگاشته شده که برای رسیدن به خوشبختی، مسیر آسان‏تری را بپیمایید و از زندگی پرپیچ و خم عبور کنید، در نهایت این مطالب به شما کمک می‏کند که امید به زندگی را در خود هر چه بیشتر پرورش دهید.

 
 
 
اول:
 
گرچه بعضی وقت‏ها به پرخاشگری روی می‏آوری، اما دوستان می‏دانند که در اخلاص و صداقت شما تردیدی وجود ندارد به یاد داشته باشید که بی‏تفاوتی و بی‏توجهی، نه تنها مشکلی را حل نمی‏کند بلکه مسائل را پیچیده‏تر و دشوارتر خواهد کرد. باید بیاموزی که به جای از این شاخه به آن شاخه پریدن، ثبات و استمرار را تجربه کرده و به خداوند توکل داشته باشید.
 
 
دوم:
 
فضای خانوادگی خود را با هیچ کجای دنیا مقایسه نکنید که از این مقایسه کردن چیزی جز سردی نصیبتان نخواهد شد و دلزدگی شما را احاطه می‏کند. سرمایه خود را به کار اندازید. از دفن سرمایه هم چیزی عایدتان نخواهد شد، سرمایه خود را به حرکت وادارید تا سود مضاعفی نصیبتان شود و از خشم و عصبانیت بپرهیزید .
همیشه نعمت‏هایتان را بشمارید نه محرومیت‏هایتان را.

 

 
سوم:
 
بی‏‏تفاوتی و بی‏توجهی، نه تنها مشکلی را حل نمی‏کند. بلکه شاید پیچیده‏تر و دشوارتر کند. به برنامه‏ای که خودتان تنظیم کرده‏اید، وفادار باشید جاده، سعادت پر از دام‏های ریز و درشت است جز قناعت عشق و دوستی هیچ راهی پایان ندارد. فصل‏ها می‏آیند و می‏روند، قدر عمرتان را بدانید از نعمت‏های خداوند لذت ببرید تا همه ایام زندگی‏تان بهار باشد. همان باشید که هستید و ناشکری نکنید فریب دنیا را نخورید که جز اهل دل کسی به دادتان نخواهد رسید.
 
 
چهارم:
 
همیشه برداشتن اولین قدم در هر راهی سخت و دشوار است، اما اگر جرات و جسارت به خرج دهید، قدم‏های بعدی آسان‏تر برداشته شود زندگی بدون حزن هیچ‏گاه نبوده و نیست و کسی که در فکر جایی بدون دردسر باشد باید در خلاء زندگی کند .همیشه امیدواری خود را به زندگی حفظ کنید، یکی از بزرگ‏ترین نعمت‏های خداوند، امیدواری است که به بنده‏اش می‏دهد.
  

پنجم:

 
کسی که به امید شانس زنده است سال‏هاست که مرده و کسی که باد می‏کارد، توفان درو می‏کند. زندگی هیچ‏گاه خالی از دغدغه نیست، با صبر و حوصله این مشکلات را بر طرف کنید. اگر ذهن‏تان به آینده دور می‏رود و در رویاهایتان به تمامی آرزوها رسیده‏اید، سعی کنید در زمان حال زندگی کنید و از آن لذت ببرید.
 
 
ششم:
 
در سر چند راهی مانده ‏اید و نمی‏دانید که کدام راه را انتخاب کنید. انتخاب در زندگی سخت‏ترین کارهاست، به خصوص انتخابی که شما به وسیله آن سرنوشت خود را رقم خواهید زد هوش و استعداد سرشار شما، صلاحیت و توان کارهای معوقه را به شما خواهد داد. همیشه برداشتن اولین قدم سخت است و قدم‏های بعدی آسان‏تر می‏شود.
 
 
 
هفتم:
 
همه راه‏های موفقیت به تو نشان داده شده است، اما هنوز این پا و آن پا می‏کنید تردید و دو دلی جایز نیست با شجاعت از این حالت به در آیید. آنچه شما را با کار و کوشش آشتی می‏دهد، یک صبر جانانه است. ذهن‏تان را به آینده دور مشغول نکنید. از چنگال برخی تفکرات رومانتیک بیرون بیایید چون شما را از واقعیت دور می‏سازد. سعی کنید همیشه واقع‏بین و هوشیار باشید.

اشتباهات را این‏قدر بزرگ نکنید بلکه باید از آن عبرت بگیرید.

  

هشتم:

 
در کاری ناامید و ناکام می‏مانی، اما این شکست، دورانی گذرا خواهد داشت و به زودی خبرهای خوشحال کننده جای آنها را می‏گیرد. سعی کنیم در دوستی‏های خود دلی را نرنجانیم که دل شکستن دوست بسیار ناگوار است. کاملاً هوشیار باشید در هیچ کاری ناامید نباشید که ناامیدی از درگاه خداوند یاس از مهر و مهربانی اوست.
 
 
نهم:
 
در برخورد با دیگران و دوستان مراقب کلام و سخن خود باشید تا با کلمه‏ ای کسی را نرنجانده و دوستی‏ها را از دست ندهید هر چه دارید و هر چه هستید قانع باشید، از عجله و شتابزدگی دوری کنید. از صحبت بزرگ‏ترها دلگیر نشوید.

 

 
دهم :
 
به نظر می‏آید متوجه وفاداری و گذشت برخی از دوستان واقعی خود شده‏ اید و بالاخره همه چیز را در خود خواهید یافت. راهی را که به سوی اهداف خودتان گشوده ‏اید گرچه طولانی نیست، اما راهی اطمینان بخش است.
  

 یازدهم :

رفتار هوشمندانه و توام با احترام و وقار شما باعث می‏شود عده ‏ای که خیال ضربه زدن به شما را داشته ‏اند، این هدف خود را که آزار رساندن به شماست، رها کنند. اشتباهات را این‏قدر بزرگ نکنید بلکه باید از آن عبرت بگیرید.

 
 
دوازدهم:
 

 

از خوشبختی دیگران خوشحال شوید. با نفرت و حسد نسبت به دارایی دیگران نگاه نکنید، مراقب اندیشه‏ های خود باشید. از این نعمت که می‏توانید هر روز صبح بیدار شوید و روز تازه دیگری را تجربه کنید به وجد آیید و از اینکه سالم و سرحال هستید، شاد باشید. لازم نیست پول مسئله جدی زندگی شما باشد از دور به آن نگاه کنید.

 


تاریخ : سه‌شنبه 13 اسفند 1392
بازدید : 818
نویسنده : sina95

دستیابی به سعادتمندی، کامیابی و خوشبختی، عظمت بالایی دارد و حضرت علی(ع) از خداوند متعال آن را درخواست می کند. ایشان می فرماید: «نسأل ا... منازلَ الشُّهَداءِ و معایش السّعداء و مرافقه الانبیاء»: «از خداوند متعال درجات شهیدان و زندگی سعادتمندان و همنشینی با پیامبران را درخواست می کنیم.» (خطبه ۲۳ نهج البلاغه)...

 
 
توجه به عوامل خوشبختی و تصمیم به استفاده از یکایک آنها، یقینا پایانی جز آرامش و شادی و نشاط نخواهد داشت، گرچه در این مسیر دشواری هایی وجود دارد اما همراه با شادکامی خواهد بود. به همین دلیل لازم است به اسباب سعادت و خوشبختی در زندگی از دیدگاه دین اشاره کنیم.
 
اولین عامل خوشبختی از نگاه دین، آگاهی است. عمر طولانی، دارایی و تمام امکانات رویایی و غیررویایی، در صورتی زمینه ساز خوشبختی و سعادت خواهند بود که در راه روشن و انگیزه ای الهی به کار گرفته شوند. این مهم هم بدون بینش و بصیرت که همان آگاهی و بصیرت و شناخت است، میسر نخواهد بود. با این مشعل روشنگر معرفت و شناخت، تمام لحظه های انسان، روشن خواهد شد و همه نعمت ها، کیمیایی ارزشمند در راه رسیدن به خوشبختی و سعادت خواهد بود.
 
پیغمبر اکرم(ص) فرمودند: «۴ چیز از عوامل سعادت و خوشبختی است؛ همسر صالح، خانه وسیع، همسایه خوب و مرکب» بی شک با توجه به گفته رسول خدا(ص) هریک از این عوامل زمینه ساز خوشبختی هستند البته نه اینکه هر کس از این نعمت ها بی بهره باشد، بدبخت و شقاوتمند است؛ هرگز!
 
اگر کمی دقت کنید، متوجه خواهید شد که انگیزه، نیت، معرفت و شناخت از فرصت های طلایی و نعمت های در اختیار، سرعت انسان را در دستیابی به سعادت واقعی بیشتر فراهم می کند. به این ترتیب که همسر خوب، ما را به انواع خوبی ها تشویق می کند و خانه وسیع، عرصه حسنات جاری می شود و روح و روان انسان را آرامش می دهد. همسایه خوب، کمک کار ارزشمندی است و مرکب هم عامل استفاده از لحظه های عمر انسان.
 
داشتن این نعمت ها، بدون ویژگی های الهی و ارزشی، نه تنها زمینه ساز خوشبختی نیست بلکه وبال ما خواهد شد. دومین عامل خوشبختی، تعهد، توجه و توکل است. درواقع پس از راه روشن، بیداری و آگاهی و معرفت؛ تعهد، تلاش، توجه و جهت دهی به اعمال و پاک سازی آنها و توکل در تمام فراز و نشیب های زندگی، از گام های موثر دیگر برای رسیدن به خوشبختی هستند. این مولفه ها در عین حال، حقیقتی لبریز از پویندگی و بالندگی اند که حضرت علی(ع) همه شیفتگان را به آن دعوت کرده است. ایشان می فرماید: «به دانایی و آموخته های خود عمل کنید تا به سعادت برسید.» بدون تلاش و پایداری، دستیابی به نیکبختی و کامیابی، آرزویی دست نیافتنی است بلکه زمانی به خوشبختی خواهیم رسید که ملازم حق و حقیقت شویم. کسی که در راه صلاح و درستی، تلاش کند، سعادتمند است و کسی که در لذت ها و خوشی های باطل، گوهر وجود خود را رها کند، بدبخت و شقاوتمند.
 
حضرت علی(ع) می فرمایند: «خوشبخت و کامیاب نخواهد شد کسی که حدود الهی را برپا نداشت. شقاوت پیشگی فراهم نمی شود مگر با بی اهمیتی به خداوند. با طاعت پروردگار است که فرد به سعادت دست می یابد و با معصیت او به شقاوت.» در جایی دیگر نیز امیرالمومنین(ع) در مورد پاک بودن نیت و ناب بودن انگیزه برای پروردگار می فرماید: «سفیدبخت و شادکام، انسانی است که بدون توجه به گفتار اطرافیان، کارهای خود را برای رضای خدا انجام دهد تا ذخیره ای جاودان از لحظات زودگذر خود فراهم کند.» چنین انسانی هیچ گاه به آنچه فناپذیر و پوچ است، توجه نمی کند. چنین شخصی ارزش خود را می داند و زندگی خود را با زر و زیور معاوضه نمی کند. امام سجاد (ع) تمام سعادت و شادکامی را در همین توکل می داند و می فرماید: «من همه خوشبختی را در قطع طمع و دوری از آنچه مردم از آن برخوردارند، می دانم و تمام شادکامی را در حفظ صیانت نفس از هوا و هوس ها.» سومین عامل خوشبختی از دیدگاه آموزه های دینی، اخلاق نیکو، زبان ذاکر و قلب خاشع است.
 
درحقیقت میوه و ثمره آگاهی، تعهد و توکل، اخلاق نیک، زبانی شکرگزار و قلب خاشع است، زیرا تمام اعمال صالح، مانند عسل شیرینی است که اگر با تلخی اخلاق و زهر سخن و غرور قلب در هم آمیخته شود، مانند این است که سرکه ای بدبو در ظرف عسل، واژگون شود. رمز دستیابی به قله رفیع خوشبختی، این است که انسان در عرصه زندگی و مدار حق و بندگی، اخلاق شایسته ای پیدا کند و به دور از افراط و تفریط و شکستن حریم دین، گشاده رو و خوش برخورد باشد و با اخلاقی ملایم، سخنانی زیبا و مودبانه به زبان بیاورد. متاسفانه عده ای خودسازی را با تحمیل سلیقه های شخصی و به نام دین، مسلمانی را در بی حالی، بی نشاطی و بداخلاقی و سکوت بیجا می دانند. در حالی که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «کسی که اخلاق نیکو، زبان ذاکر و قلبی خاشع داشته باشد، خوشبختی دنیا و آخرت از آن اوست.»
 
شخصی از پیامبر اکرم(ص) روشی درخواست کرد تا با عمل به آن، محبت خدا، محبت خلق خدا و طولانی شدن عمر و محشور شدن با پیامبر که دستاوردی جز خوشبختی دنیا و آخرت ندارد، به دست بیاورد. حضرت فرمودند: «اگر محبت خداوند را می خواهی پرهیزگار و متقی باش، اگر در پی علاقه مردم هستی به آنها نیکی کن و از آنچه در دستشان می بینی روی برگردان و چنانچه افزایش دارایی خود را طلب می کنی آنها را پاک از حقوق الهی و مردم کن.» پس بیایید با هم عبارت های مثبت را جایگزین باورهای بسته و منفی و محدودکننده خود کنیم. چرا که با این کار، گام بلندی به سوی موفقیت برداشته و درحقیقت به سوی خوشبختی، پنجره ای بزرگ گشوده ایم: «من هرچه احساس گناه، ترس، خشم، غضب، نفرت و انزجار است، از خود دور می کنم.»
 
«من از موفقیت لبریزم، من خودم را موفق می دانم.»
 
«من تمام موانعی را که بر سر راه خوشبختی ام وجود دارد، برمی دارم.»
 
«من همه را می بخشم.»
 
«من از توفیق و خوبی و نیکی و توکل آکنده ام.»
 
«من خدا را به روشنی ستارگان، در دل زیبای شبانه آسمان احساس می کنم.»
 
«من با خدا هستم و خدا هم با من است پس موفقم و خوشبخت.»
 
«من کنترل زبانم را به دست خواهم گرفت، چراکه کلام نیروی خارق العاده ای دارد.»
 
«من تمام سختی ها، دردها و امتحانات الهی را با آغوش باز خواهم پذیرفت، زیرا داروهایی هستند که خداوند برای من تجویز کرده است.»
 

 

«من کلماتی مانند ناامیدی، غیرممکن و شکست را برای همیشه در گورستان دفن خواهم کرد.»

تاریخ : سه‌شنبه 13 اسفند 1392
بازدید : 889
نویسنده : sina95

آیا شما واقعا خوشحال هستید؟ اگر صادقانه بگوییم، بسیاری از ما حتی به خودمان وقت نمی دهیم که به این سوال پاسخ دهیم. خوشبختی اصلا چه هست؟ باید چه شکلی باشد؟ و مهم تر از همه چگونه می توانید آن را به دست آورید؟

 
 
حالا که دارید به سال جدید می رسید بیایید به آنچه پشت سر گذاشته اید نگاهی بیندازید و یک برنامه خوشبختی برای خود بریزید و تصمیم بگیرید سال ​93 خوشبخت تر از سال قبل باشید.
 
این که شما چند سال از عمرتان را گذرانده اید یا چند سال دیگر از آن باقی مانده است هیچ تاثیری در میزان خوشبختی شما ندارد، زیرا خوشبختی چیزی است که در هر لحظه می توانید آن را حس کنید.
 همه ما در جستجوی خوشبختی هستیم.گاهی فکر می کنیم می توانیم آن را با صرف مقداری پول یا کنار گذاشتن یک عادت بد یا کسب پول بیشتر به دست آوریم و همین طور هر سال وقتمان را با همین روش صرف می کنیم.
 اما خوشبختی واقعی وقتی خودش را به ما نشان می دهد که از آنچه هستید و آنچه دارید لذت ببرید و از ویژگی های منحصربه فرد خود تقدیر کنید. در واقع خوشبختی وقتی شروع می شود که خودتان را دوست داشته باشید.
 گرچه راه رسیدن به خوشبختی برای هر فرد متفاوت است، اما عشق به خود، به عنوان موجودی منحصر به فرد، که هرگز تکرار نخواهد شد، شاه کلید این گنجینه است.وقتی ما بتوانیم دست از شماتت خود به خاطر اشتباهاتمان برداریم و شروع به جشن گرفتن برای کارهای درستمان بکنیم بالاخره می توانیم خوشحال باشیم.
 باید تفکرمان را در مورد خودمان تغییر دهیم و این برای بعضی ها راه دشواری است و البته خوشبختانه میانبری هم دارد که بتوان زودتر به مقصد رسید.
 
آنچه می خوانید گزیده ای از میان نسخه های آزموده است.
 
● ورزش دوای جسم و روح
 
اگر ورزش نمی کنید همین حالا ورزش را شروع کنید. می دانید که ورزش شما را سلامت نگه می دارد و به کنترل وزنتان کمک می کند، اما آیا می دانید که ورزش خود یک داروی ضدافسردگی به شمار می رود؟
 می توانید تصمیم بگیرید که در سال نو ورزش، بخشی از شیوه زندگی شما باشد. حتی یک ورزش ۲۰ دقیقه ای می تواند خلق و خوی شما را بهتر کند و احترام به خویشتن را افزایش دهد. همسر و فرزندانتان می توانند شما را در این مسیر همراهی کنند و در همین مسیر خوشبختی را تجربه کنید.
 
● قدم های کوچک برای مقصدی بزرگ
 
میانبر دوم سخت نگرفتن زندگی است. گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می گیرد جهان بر مردمان سختکوش.
 
بسیاری از برنامه هایی که برای سال بعدمان در نظر می گیریم سختگیرانه تر از آن است که رغبتی به انجام آن پیدا کنیم. مثلا یک دفعه قرار می گذاریم ۲۰ کیلو، وزن کم کنیم چون از ظاهرمان خوشمان نمی آید.
 فلسفه این تصمیم مشکل دارد. اگر قرار است طرز فکر خود را عوض کنیم به خاطر این است که خودمان را دوست داریم و به سلامتی خود اهمیت می دهید. باید برنامه هوشمندانه تری برای کاهش وزن ترتیب می دهیم.
 
● خود را سرزنش نکنید
 
رقابت چیز خوبی است، اما وضع اقتصادی ما ایرانی ها گاهی ما را در چنان موقعیتی قرار می دهد که احساس کمبود می کنیم.
 
مثلا حسن کارمند بازنشسته ای است که ماهانه ۷۵۰ هزار تومان ثابت دریافت می کند و به طور متوسط در سال هشت میلیون تومان درآمد دارد، اما همچنان احساس ناخوشایندی از بی عرضگی او را اذیت می کند. او می گوید: اگر من هم مثل همکارم زمین زیادی خارج از تهران خریده بودم امروز که آن منطقه های بی ارزش، ارزش پیدا کرده مرا یک میلیارد می کرد، اما من بی فکر بودم.
 این نوع سرزنش کردن ها باعث می شود یک عمر احساس بدبختی کنیم. باز هم تکرار می کنم باید بتوانید خود را ببخشید و از آنچه دارید لذت ببرید.
 
● به استعدادهایتان پشت نکنید
 
توصیه دیگر این است که یکی از استعدادهای خود را پرورش دهید. اگر در کارتان این موضوع امکان پذیر نیست، راه دیگری بیابید البته اگر می توانید بهتر است کاری بیابید که متناسب با استعدادهای شما باشد.
 به بازی گرفتن نقاط قوت، شما را خوشبخت می کند مثلا اگر شما دبیری بازنشسته هستید، می توانید در یک آموزشگاه تدریس کنید یا به نویسندگی مشغول شوید.
 
● دوستانه ترین روابط
 
با کسانی که دوستشان دارید روابط خود را محکم تر کنید. آیا از این که ازدواجتان را به حال خودش رها کرده اید، راضی هستید ؟ بیشتر وقت تان را یا سر کار هستید یا دارید مطالعه می کنید؟ تماشاکردن سریال های پشت سر هم و خبر مشغولیت اصلی تان شده؟
 این با خوشبختی فاصله زیادی دارد. اگر قرار است یک روز به خاطر نادیده گرفتن عزیزانتان خود را شماتت کنید امروز آنان را دریابید تا خوشبختی دوچندانی را تجربه کنید. سال 93 را سال بهبود روابط قرار دهید و توجهی که دوست دارید دریافت کنید به عزیزانتان هدیه دهید.
 
● زمانی برای تولد عشق
 
توصیه بعدی در مورد ازدواج شماست. آیا هنوز سالگردهای ازدواجتان را جشن می گیرید و از ازدواجتان احساس خرسندی دارید؟ یا از ته دل از آن افسرده اید و به اصطلاح می سوزید و می سازید؟
 اگر چنین است در این هفته های پایانی سال به این فکر کنید که چطور سال آینده عشق را دوباره در زندگی خود متولد کنید و به بازسازی روابط با همسرتان بپردازید. زندگی با یک زوج خوب چیزی است که به انسان حس خوشبختی می دهد.
 گرچه راه رسیدن به خوشبختی برای هر فرد متفاوت است اما عشق به خود، به عنوان موجودی منحصر به فرد​ که هرگز تکرار نخواهد شد، شاه کلید این گنجینه استاگر به جایی رسیده اید که از ازدواج خود لذت نمی برید خودتان مسوول هستید و تنها کسی هستید که می توانید آن را تغییر دهید.
 با مهربانی و وضوح در مورد آن با همسرتان صحبت کنید. با هدایای کوچک و تصادفی یکدیگر را شاد کنید حتی اگر تهیه یک ناهار خوشمزه از بیرون و معاف کردن همسر خسته تان از ناهار پختن باشد، اما این کارها را از ته دل و برای خوشحالی و خوشبختی خودتان انجام دهید که فردا منتش را سر همسرتان نگذارید. خوبی، همیشه اثربخش است.
 
● قدرت قدردانی
 
توصیه بعدی این است که از دیگران قدردانی کنید. بله البته شما گاه به خانواده و دوستانتان می گویید که در موردشان چه فکری می کنید، اما در مورد همکارانتان چطور؟ آرایشگرتان، معلم فرزندتان، همسایه ای که وقتی به مسافرت می روید از خانه تان مراقبت می کند. بیشتر ما بیشتر به سر و صداهای اطراف اهمیت می دهیم تا آدم هایی که دوروبرمان زندگی مان را راحت تر می کنند.
 تا حالا کسی که راه پله هایتان را تمیز می کند یا رفتگر محل را برای عید مبارکی در آغوش گرفته اید؟ همسایه تان را چطور؟ با این کار خودتان بیش از او احساس وجد و شعف خواهید کرد و با هر بار دیدن اطرافیانتان انگار خوشبختی تان تکثیر می شود.
 مطالعه ای که توسط استاد روان شناسی دانشگاه کالیفرنیا انجام شد نشان می دهد که افراد سپاسگزار ۲۵ درصد شادتر از افراد ناسپاس هستند.
 
● بخشایش و گشایش
 
اگر هیچ وقت نمی توانستید مسائل گذشته را نادیده بگیرید الان وقت آن است. این دو سه هفته فرصت دارید خوب فکر کنید و ببینید چه کسانی در فهرست غضب شما قرار دارند. هرچه بیشتر بتوانید ستم ها و تبعیض هایی که در حق تان روا شده را ببخشید، بیشتر احساس خوشبختی می کنید. اگر اجازه دهید درد، رنج، نفرت و غضب در شما لانه کند هرگز احساس خوشبختی نخواهید کرد.
 تحقیقات دانشمندان نشان می دهد این افکار سمی علاوه بر استرس، باعث ایجاد انواع بیماری ها می شود. اگر کسی که از او ناراحتی دارید دیگر در دنیا نباشد هم به صورت نمادین می توانید نامه ای به او بنویسید و در کنار مزارش خاک کنید یا به نیت او به آب بسپارید یا بدون آدرس پست کنید یا هر چیز دیگری که به ذهنتان می رسد، خواهید دید که بسیار سبک و راحت می شوید.
 شادی تنها چیزی است که بخشش آن، شما را ثروتمندتر می کند. کمک کردن به یک خانواده نیازمند، نذر غذای گرم برای بیماران یا نیازمندان یا حتی رهگذارانی که هنگام غروب از مقابل منزل شما گذر می کنند، کمک در امور خیریه و بخشش از موهبت های خدادادی که دارید، شما را خوشبخت ترمی کند.
 
● تا ملاقات خدا
 
شما در هر سن و سالی که باشید هر چقدر که خود را به خدا نزدیک تر کنید و بارتان را از گناه سبک تر کنید خوشحال تر می شوید. اگر نماز یا روزه قضا شده دارید برای جبران آن برنامه ریزی کنید.
 در سال جدید دعایی را بر آنچه می دانستید اضافه کنید یا عبادات خود را بهبود بخشید مثلا نمازهایتان را سر وقت به جا آورید و هرگاه ناامیدی به شما روی آورد نعمت های خدا را بشمارید و بابت آنها سپاسگزار باشید.
 به قرآن مراجعه کنید و ببینید خداوند از مومنان چه خواسته است. سعی کنید هر ماه از سال آینده را برای انجام یکی از اعمال در نظر بگیرید؛ مثل دوری از دروغ، انجام انفاق و....
 
اتصال با قدرت برتر به شما آرامش و خوشبختی می دهد.

 شما مجبور نیستید برای رسیدن به خوشبختی همه این میانبر ها را سال 93 تجربه کنید، اما برداشتن هر یک از این گام ها می تواند شما را به خوشبختی نزدیک تر کند.


تاریخ : سه‌شنبه 13 اسفند 1392
بازدید : 783
نویسنده : sina95

«خوشبختی» واژه ای زیبا و دلپذیر است و در فرهنگ و تمدن آرمانی، ارزشمند و محبوب شمرده می شود. انسان ها با دو دیدگاه و دو نظریه به خوشبختی می نگرند؛ عده ای زندگی را دامنه ای سرسبز، باصفا و ساحلی دلپسند و دلربا می بینند که در آن باید خوب نوشید، خوب پوشید و خوب گشت...

 
 
آنها خوشبختی را در زیبایی، دارایی و توانایی و تن آسایی خلاصه و زندگی را فقط در خوشی و راحتی معنا می کنند اما برای عده ای دیگر که به دنیای آفرینش به دیده یک آموزشگاه شایسته برای آموزه های آسمانی می نگرند، زندگی مانند معبری حساس و سرنوشت ساز است که فقط فرصت یکبار حضور در آن فراهم می شود و جلوه هایی زیبا و فراتر از جلوه های ظاهری و دنیایی دارد. آنها با این دید، انسان را موجودی ارزشمند و خودشان را متعهد و مکلف و موظف به عمل به وظایف می دانند.
 
تفسیر «خوشبختی» نیز برای این دو دیدگاه متفاوت است؛ خوشبختی در دیدگاه اول مادی گرا، رویایی و دست نیافتنی است. در واقع مادی گرایان معتقدند که نمی توانند به خوشبختی برسند زیرا در جهان وجود ندارد.
 
آنها در دستیابی به جلوه ها و مصداق های مادی زودگذر و کاذب، ناکام هستند یا به همه آرزوهایشان نرسیده اند یا اگر رسیده اند، دست و پا شکسته رسیده اند، بنابراین اعتقادی به وجود خوشبختی و در نتیجه آرامش لذتبخش در سایه همین خوشبختی ندارند و زندگی پردردسر و پردغدغه ای را با بی قراری ها و دغدغه خاطر سپری می کنند. اما نگاه گروه دوم به زندگی زیباست زیرا با عینک حقیقت و دیدی منطقی به آن نگاه می کنند. آنها خوشبختی را خیالی، ماورایی و رویایی نمی بینند.
 

 

نگاهی زیباشناسانه و زیبابینانه دارند و معتقدند خوشبختی هم در این دنیا وجود دارد و هم در عالم دیگر. با این تفاوت که در این دنیا، گذراست و لحظه ای و در عالم دیگر جاودانه و همیشگی. گرچه خداوند انسان را برای زندگی در این جهان در رنج و زحمت آفریده است اما لحظه هایی وجود دارد که می تواند در آنها خوشبختی را به چشم ببیند، حس و لمس کند و حتی هنگام رنج کشیدن هم اگر سختی ها را لطف و عنایت از جانب خدا بداند، می تواند مزه خوشبختی را بچشد. انسان باید این حقیقت را بپذیرد که هر شرایطی و هر موقعیتی، خوشی های خاص خود را دارد. در سنین مختلف هم خوشی ها متفاوت و متغیر است. نباید خوشبختی را در دوردست ها جستجو کرد.

 


تاریخ : سه‌شنبه 13 اسفند 1392
بازدید : 832
نویسنده : sina95

خوشبختی چیز عجیبی است، درست مثل یک معجزه، وقتی می‌آید گام هایش آنقدر آرام است که شاید حتی صدای پایش را نشنوی اما وقتی نیست دردش را تا مغز استخوان حس می‌کنی. خوشبختی یک حس درونی است، هیچ‌کس غیر از خودمان نیز نمی‌تواند خوشبختمان کند، خوشبختی حاصل نوع نگاه ما به زندگی است، تعبیری متفاوت از بودن و برداشتی آزاد از زندگی.

 
 
برای خوشبخت بودن، خیلی چیزها باید دست به دست هم بدهند یعنی تکه‌های پازل زندگی باید با هم چفت شوند، بعضی‌ها هم می‌گویند باید کمی شانس بیاوری تا هندوانه دربسته زندگی ات خوش آب و رنگ از کار در بیاید. شاید هم یک اتفاق خوب لازم باشد؛ حادثه‌ای که مسیر زندگی را به سمت خوشبختی بگرداند.
 
به دنیا آمدن در خانواده‌ای مهربان و اهل علم، متولد شدن با استعدادی خدادادی، پیشرفت در تحصیل و کار، پیش آمدن موقعیت‌های استثنایی برای رشد، انتخاب کردن همسری ایده‌آل، تشکیل خانواده‌ای بی‌حاشیه و... احساسی سرشار از خوشبختی به ما تزریق می‌کند که شاید کمتر چیزی در این دنیا قادر به ساختنش باشد.
 
زندگی با آدم‌هایی که ما را همان‌گونه که‌هستیم دوست دارند و داشتن آدم‌هایی که به خاطر خوبی‌هایشان دوستشان داریم، اوج خوشبختی است. داشتن زندگی بی دغدغه، سرشار از احساس مثبت و اعتماد و عشقی که هر لحظه در مکان و زمان جاری است، نهایت سعادتمندی است. اینها را نمی‌شود با هیچ چیز دیگر دنیا عوض کرد اما بعضی وقت‌ها در زندگی چیزهایی پا پیش می‌گذارند و آنقدر اهمیت می‌یابند که نداشته‌هایمان را بزرگ و داشته‌هایمان را بی‌ارزش می‌کنند.
 
اگر بگوییم یکی از گزینه‌های اصلی، پول است اشتباه نکرده‌ایم. حالا شاید انگشت شمار باشند کسانی که پول را چرک کف دست می‌دانند، چون حتی سرسخت‌ترین آدم‌ها هم به اجبار آموخته‌اند که پول می‌تواند حلال بسیاری از مشکلات باشد.
 
با پول می‌شود خیلی کارها را انجام داد اما هرگز نمی‌شود محبت را با آن خرید. اصلا پول و عشق از یک جنس نیستند تا با هم معامله شوند ولی با پول می‌شود کسی را که دوستش داری خوشحال کنی یا گرهی از کارش باز کنی. پول خوشبختی هم نمی‌آورد اما اگر خوشبخت باشی پول به زندگی‌ات رنگ و لعابی بیشتر می‌دهد. پول سعادت نمی‌آورد همان‌طور که فقر قطعا بدبختی نمی‌آورد اما پول می‌تواند اسباب سعادتمندتر بودن را فراهم کند.
 
مهم نوع نگاه ما به زندگی است، این‌که از دنیا چه بخواهیم و دنبال چه باشیم، این‌که خوشبختی را در ثروتمند بودن جستجو کنیم یا کاسه و کوزه بدبختی را بر سر فقر بشکنیم، پس باید انتخاب کرد.
 
 شادی یعنی پول بعلاوه 60 چیز دیگر
 
این شعاری خسته‌کننده نیست، چون روان‌شناسان نیز تایید کرده‌اند که فقط با پول نمی‌توان خوشبخت بود. آنها ثابت کرده‌اند که عوامل زیادی در شادی نقش دارند و تاکنون 60 عامل اساسی را کشف کرده‌اند؛ عواملی مثل دوستی، احساس احترام، اعتماد به نفس، خدمت به دیگران، پایگاه اجتماعی مناسب و همسر دلخواه، هرچند به باور آنها پول هم در زمره این عوامل قرار دارد ولی هرگز رتبه‌ای بهتر از چهاردهم به دست نمی‌آورد.
 
روان‌شناسان می‌گویند، فقر و ناکامی افراد را افسرده و ناشاد می‌کند اما وقتی میزان درآمدشان بالا می‌رود، لزوما شادی و نشاطشان بیشتر نمی‌شود. این در حالی است که تحقیقی جدید نشان داده که پول می‌تواند به عنوان یک داروی ضدافسردگی عمل کند یعنی جلوی نگرانی، اندوه و استرس‌ها را بگیرد ولی این‌که پول به طور دائم شادی‌آفرین باشد، چیزی است که هرگز ثابت نشده است.
 
هر شادی‌ای قیمتی دارد
 
خوشبختی را در هیچ فروشگاهی نمی‌فروشند پس خودمان باید دست به کار تولیدش شویم اما اگر تا به‌حال فکر می‌کردیم که لزوما پول ما را به سمت خوشبختی می‌برد، حالا می‌دانیم که در اشتباه بوده‌ایم. شاید مرور نتایج یک تحقیق جدید در این رابطه نیز به ما کمک کند. چندی قبل دانیل کانمان، روان‌شناس دانشگاه پرینستون و برنده نوبل اقتصاد سال 2002 با اعلام نتایج تحقیقاتش نشان داد که پول نمی‌تواند برای ما عشق بخرد اما اگر درآمد بالایی نداشته باشیم، می‌تواند ما را شاد کند.
 
وی روی هزار آمریکایی مطالعه کرد و به این نتیجه رسید که میزان افزایش شادی با سطح درآمد افراد در خطی موازی قرار دارند، با این شرط که فرد سالی 75 هزار دلار درآمد داشته باشد. کانمان در این پژوهش از افراد خواست تا هر روز میزان شادی خود را براساس تجربه احساسات مختلف مثل رضایت، ناراحتی، نگرانی و لذت تعیین کنند و پس از آن براساس میزان رضایت خود از زندگی، امتیازی از صفر تا 10 به خود بدهند.
 
او به نتایج جالب توجهی رسید و دریافت میزان رضایت از زندگی به صورت ثابتی با افزایش درآمد افزایش پیدا می‌کند، شادی نیز با افزایش درآمد بیشتر می‌شود اما به شرطی که درآمد از سالی 75هزار دلار بیشتر یا کمتر نباشد. این در حالی است که برای افرادی که بیش از این مقدار درآمد دارند، میزان شاد بودن به عوامل دیگری بستگی دارد. کانمان سرانجام به نتیجه جالب دیگری نیز دست یافت و اعلام کرد که بحران‌های عاطفی ناشی از تجربیات منفی مثل طلاق یا ابتلا به بیماری در کنار فقر تشدید می‌شود. یعنی شاید پول نتواند شادی را برای فرد به ارمغان بیاورد اما بی‌پولی به‌طور قطع با دردها و بحران‌های عاطفی در ارتباط است.
 
 خوشبختی در کاسه سرمان است
 
آنهایی که می‌گویند با پول می‌شود تا حدی خوشحال بود، بیراه نمی‌گویند چون وقتی ثروت می‌تواند گرهی از کار ما باز کند، معلوم است که خوشحالی به دنبالش می‌آید. البته پول داشتن همه چیز نیست، چون اصولا هیچ چیز مطلقی در دنیا وجود ندارد ولی آنچه از همه مهم‌تر است، این است که بدانیم خوشبختی جایی نیست جز در کاسه سر ما.
 
دکتر غلامرضا علیزاده، جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه می‌گوید: آخرین مطالعاتی که در ایران انجام شده، نشان می‌دهد مردم روستایی احساس خوشبختی بیشتری نسبت به جمعیت شهرها دارند؛ این در حالی است که مردم شهرها و روستاها از نظر سطح درآمد و امکانات زندگی تفاوت زیادی با هم دارند. به باور وی، این مساله نشان می‌دهد که داشتن پول، شرط لازم برای خوشبختی است ولی شرط کافی به حساب نمی‌آید.
 
وی می‌گوید: خوشبختی باید درون کاسه سر ما باشد اما گاهی وقت‌ها احساس می‌کنیم که با فراهم کردن پول و امکانات زندگی به خوشبختی می‌رسیم؛ در حالی که خانه‌های بسیاری از ما امروز به محل تجمع اسباب و اثاثیه‌ای تبدیل شده که روزی فکر می‌کردیم باعث خوشحالی‌مان خواهند شد ولی حالا احساس خفگی و دلتنگی را در ما تشدید می‌کنند.
 
پولدارها خوشبختند؟
 
نگاه کردن از دور به خانواده‌ای که از پشت شیشه‌های بالا کشیده ماشینی آخرین مدل، خوشحال به نظر می‌رسند خیلی از بیننده‌ها را به آه کشیدن می‌دارد. وقتی پس از کلی روی پا ایستادن کنار خیابان حتی یک تاکسی قراضه هم برای رسیدن به مقصد گیرت نیامده و در آن لحظه هم همان ماشین آخرین مدل و سرنشینانش با سرعت بالایشان گرد و خاک را به چشم و گلویت می‌فرستند، دیگر ایمان می‌آوری که پول اگر نگهداری‌اش هم دردسر داشته باشد، لااقل این مزیت را دارد که دغدغه رفت و آمد را نداشته باشی.
 
گذشتن از کنار مغازه‌های لوکس با ویترین‌هایی که اجناس بسیار گران را به نمایش گذاشته‌اند ولی تو با دیدن قیمت‌ها کمی سبک و سنگین می‌کنی و می‌بینی که با حقوق یک ماهت شاید فقط بتوانی چند جنس کوچک تزئینی را بخری، دوباره ممکن است بغضت را بترکاند و آه حسرت را از گلویت بیرون بریزد.
 
دیدن آنهایی که به خاطر داشتن پول مدام رخت سفر به تن دارند یا با آدم‌هایی خاص رفت وآمد می‌کنند یا به خاطر احترامی که میان مردم دارند، کارهایشان سریع‌تر از بقیه راه می‌افتد هم می‌تواند احساساتی مشابه ایجاد کند. وقتی ما به خاطر دیدن داشته‌های دیگران و مقایسه آن با نداشته‌های خودمان بغض می‌کنیم و افسوس می‌خوریم، اولین حسی که دچارش می‌شویم، حس بدبختی است. البته شاید این حس کمی طبیعی باشد، چون به هر حال همه آدم‌ها با نسبت متفاوت ، زندگی در رفاه را دوست دارند. این نکته هم بسیار مهم است که برخلاف باور بعضی‌ها فقر و نداری نه تنها موجب فخر نیست اگر در کنار عوامل ناخوشایند دیگر قرار بگیرد، معنایی جز تشدید بدبختی ندارد.
 
اما تجربه ناخوشایند زندگی آدم‌هایی که در زندگی جز پول هیچ چیز دیگری ندارند و برخلاف نظر مردم خوشبخت نیستند، آدم را به فکر فرو می‌برد. چندی قبل آماری منتشر شد که نشان می‌داد 68 درصد ازدواج‌های انجام شده در یکی از تالارهای مشهور تهران منجر به طلاق شده است، یعنی از 100 زوجی که جشن ازدواجشان را در این تالار برگزار کرده‌اند، 68 موردشان کارشان به طلاق کشیده است. این در حالی است که عمر زندگی مشترک این عده به یک‌سال نیز نرسیده است، به طوری که وقتی مدیر تالار قصد داشته از کسانی که در یک سال گذشته مراسم خود را در این تالار برگزار کرده‌اند برای برگزاری جشن سالگرد ازدواجشان دعوت کند، 68 درصدشان اعلام کرده‌اند که ازدواجشان به طلاق انجامیده است.
 
این در شرایطی است که گفته می‌شود در برخی ازدواج‌های این تالار، میزان مهریه تعیین شده سکه بهار آزادی به ارتفاع قله‌های هیمالیا (8000 متر) و دماوند (نزدیک به 6000 متر) تعیین شده و در یکی از این جشن‌های عروسی ارزش تقریبی خودروهای میهمانان حاضر در تالار، نزدیک به 20 میلیارد تومان برآورد شده است.
 
این آمارها حد اعلای ثروت را نشان می‌دهند و ثابت می‌کنند که فقط با پول و امکانات نمی‌توان به خوشبختی رسید. شاید اگر این زوج‌های جوان تا این حد ثروتمند نبودند و برخی کاستی‌ها در زندگی‌شان آنها را به حرکت دو نفری وامی‌داشت، آن وقت شوق به دست آوردن چیزهایی که تاکنون نداشته‌اند، آنها را در کنار هم نگه می‌داشت.
 
شاید اگر این عروس و داماد‌ها بجز فکر کردن به شرکت در مسابقه تجملات، در اخلاق و روحیات یکدیگر دقیق می‌شدند و کسی را انتخاب می‌کردند که‌ غیر از پول، محسنات دیگری نیز داشت، آن‌وقت راحت‌تر با هم کنار می‌آمدند و به خاطر خوبی‌های یکدیگر به تعهدی که داده‌اند، پایبند می‌ماندند.
  
خوشبختی را تمرین کنیم
 
پس اگر پول فقط شرط لازم خوشبختی است و برای شاد بودن به تنهایی کفایت نمی‌کند، باید دنبال چیزهایی بود تا به ما یاد بدهند برای خوشبخت بودن باید دست به تکرار و تمرین زد. البته کسی در زندگی به خوشبختی می‌رسد که خودش دنبال آن باشد، چون کسی که فکرش گرد داشتن زندگی خوب نمی‌گردد، هیچ‌وقت به خوشبختی نمی‌رسد؛ چون هرگز شاد بودن و شاد کردن دیگران، گمشده‌اش نبوده‌اند.
 
ولی ساختن زندگی‌ای که خروجی‌اش چیزی جز احساس لذت و خوشبختی نیست، واقعا زیباست. چنین خانواده‌هایی نیز ویژگی‌هایی دارند که می‌توان با شاخص قرار دادن این ویژگی‌ها فهمید که آدم‌های اطراف ما و حتی خودمان تا چه حد خوشبخت هستیم.
 
علم روان‌شناسی می‌گوید، یکی از مهم‌ترین مشخصه‌های خانواده خوشبخت، خوش‌اخلاقی، خوش‌خلقی و خوش‌رفتاری در میان اعضای آن است؛ یعنی آدم‌هایی که در بدترین شرایط هم می‌توانند عصبانیت خود را کنترل کنند و اگر عصبانی شدند پا را از مرز احترام فراتر نگذارند. همکاری، همفکری و هماهنگی نیز رمز بقای خانواده خوشبخت است، بویژه آن‌که هنگام بروز مشکلات این هماهنگی بیشتر و با صبر و حوصله برطرف شود.
 
در میان اعضای خانواده خوشبخت الفاظ خودخواهانه نیز رد و بدل نمی‌شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی معتقدند و در قبال یکدیگر احساس مسوولیت می‌کنند. خانواده خوشبخت با هدف و برنامه‌ریزی پیش می‌رود، در حالی که اعضای آن به هم اعتماد دارند و از اعتماد هم سوءاستفاده نمی‌کنند.
 
آدم‌های خوشبخت همیشه همراه یکدیگرند و هرگز در مهمانی‌ها و کارهای مربوط به خانه تنها ظاهر نمی‌شوند، چون اعتقاد دارند که همدلی و همفکری شرط بقای خانواده است. آنها مرتب از اوضاع نیز شکایت نمی‌کنند و دیگران را نیز مقصر موفق نبودنشان نمی‌دانند، بلکه می‌کوشند برای آینده‌ای بهتر طرحی نو بریزند.
 
اعضای یک خانواده خوشبخت به سلامت جسم و روان یکدیگر نیز اهمیت می‌دهند و اگر مشکلی پیش آمد، در کنار هم می‌مانند. آنها چیزی را از یکدیگر پنهان نمی‌کنند و دیکتاتوری، زور و قدرت‌طلبی بر خانواده‌شان غلبه ندارد. زن و شوهر در چنین خانواده‌ای به خاطر همدیگر زندگی می‌کنند، یعنی اول خود و بعد دیگران، در حالی که زندگی آنها به خاطر فرزند، ترس از طلاق، حرف مردم، مهریه و... نیز ادامه پیدا نمی‌کند. چنین زوج‌هایی خود را رفیق هم می‌دانند نه رقیب هم، برای همین همیشه در کنار هم قرار می‌گیرند.
 

 

آدم‌هایی که عضوی از یک خانواده خوشبخت هستند، می‌دانند که خوشبخت کسی است که صبح با لبخند برمی‌خیزد و با لبخند سر بر بالین می‌گذارد و مرتب پیش خود این جمله را مرور می‌کند که ما در زندگی به آن چیزی می‌رسیم که همیشه به آن فکر می‌کنیم و آن چیزی را به دست می‌آوریم که همواره طلب کرده‌ایم. 

 


تاریخ : سه‌شنبه 13 اسفند 1392
بازدید : 734
نویسنده : sina95

در جامعه‌ی امروز معیارهای ازدواج به کلی با سابق فرق کرده است. در قدیم هرکسی قصد ازدواج داشت، اولین معیارش ایمان و نجابت فرد مقابل بود.

 
 
 
خانواده‌ی دختر در پی دامادی معتقد، اهل کار و کوشش و خانواده دوست بودند و به قول معروف دامادی می‌خواستند که وقتی شب به منزل بازمی‌گردد، دست‌هایش پر باشد از خوراکی برای اهل و عیالش. پدر و مادر پسر هم عروسی نجیب، باایمان و کدبانو می‌خواستند که محیط خانه را برای همسر و فرزندش سرشار از آرامش و راحتی کند.
 زندگی‌ها مثل آب زلال و روشن بود، و دل‌ها پاک و صمیمی و اختلافات کم بود. اگر هم مشکلی بود با ریش سفیدی بزرگترها حل می‌شد. مرد کار می‌کرد و زن با صرفه‌جویی برای آینده پس‌انداز می‌کرد. اخلاقیات بر مادیات حکومت می‌کرد و پول چرک کفدست همه بود. رفت‌وآمدها زیاد بود و مهربانی در سفره‌ی هر میزبان به جای تجملات و غذاهای رنگارنگ خودنمایی می‌کرد.

جایگزین‌های نادرست

اما امروزه وضعیت چگونه است؟ آیا شاخص‌های انتخاب همسر به همان سلامت سابق است؟ اولین سوال خانواده دختر از پسر اکثراً درباره‌ی مادیات است. ایمان یا در درجات آخر قرار می‌گیرد و یا اصلاً لحاظ نمی‌شود.

البته می‌دانیم که هنوز هم خانواده‌های متدینی هستند که اولین نگرانی‌شان ایمان و اعتقاد طرف مقابل است ولی متاسفانه بعضی از این خانواده‌ها نیز گرفتار چشم‌وهم‌چشمی شده‌اند. امروزه معیارهایی جایگزین معیارهای گذشته شده است که در آن ظواهر و تجملات در اولویت است. در سنجش دختران، زیبایی و اموال پدری و میزان درآمد بالای دختر جای سازگاری، نجابت و کدبانوگری را گرفته است.

درخواست مهریه‌های بالا، هزینه‌های کمرشکن عروسی، دوران طولانی عقد همراه با بردن هدیه‌های گران‌قیمت، مسافرت‌های خارجی و داخلی، داشتن منزل مسکونی، شغل پردرآمد، و اتومبیل آخرین مدل دست و پای جوانان را در تشکیل زندگی مشترک بسته است. متاسفانه امروزه فلسفه‌ی اصلی ازدواج که رسیدن به کمال معنوی و روحی دو طرف می‌باشد، از یاد رفته است. 

اکثر جوانان انتظار دارند توقعات و آرزوهای محال آن‌ها با ازدواج تامین شود. در صورتی‌که خانواده محیطی برای رشد شخصیتی طرفین، ایجاد پختگی و کسب تجربه می‌باشد.

متقاضیان ازدواج موفق به گوش باشند؛

کارشناسان ازدواج عقیده دارند با وجود آن‌‌که جوانان مشکلات اقتصادی را سد راه ازدواج می‌دانند ولی در واقعیت مشکلات فرهنگی مانع بزرگ‌تری است. بنابراین تجملات و توقعات نابه‌جاست که مشکلات اقتصادی را به وجود می‌آورد و بهتر است جوانان به جای خواسته‌های نادرست و غیرمنطقی به بررسی تناسبات فرهنگی بپردازند تا در آینده دچار مشکل نشود، علاوه بر این می‌توانند برای ایجاد موفقیت در زندگی از این راهکارها بهره برند؛

-داشتن زاویه‌دید نزدیک به یکدیگر در نگرش‌ها و رفتارها.
 
-دارا بودن دیدگاه مشترک اعتقادی و هم‌سویی دینی.
 
-داشتن فضیلت‌های اخلاقی همچون حسن خلق، حسن ظن، مهربانی، ازخودگذشتگی و ...
 
-دوری از صفاتی مثل بداخلاقی، سوءظن، خودخواهی، خساست، بی‌وفایی و...

شیرینی پیوند دو نفر در تلاش آن‌ها برای رسیدن به رفاه، سعادت و پرورش فضیلت‌هاست. دختران و پسران جامعه‌ی ما برای انتخاب درست باید با منطق واقع‌گرایی دست به انتخاب بزنند و معیارهایی در زندگی انتخاب کنند که در ایجاد خوشبختی واقعی و محبت موثر هستند

 
این صفات ناپسند نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در ایجاد مشکلات در زندگی مشترک خواهند داشت و جوانان می‌باید در این‌باره احساساتی عمل نکنند که یک عمر پشیمانی به دنبال خواهد داشت.

برای اثبات بیشتر به روایتی از امام رضا (ع) اشاره می‌شود؛

 
حسن بن بشار واسطی می‌گوید؛ نامه‌ای به امام هشتم (ع) نوشتم و از ایشان سوال کردم یکی از بستگانم برای خواستگاری دخترم نزد من آمده ولی بداخلاق است، چه کنم؟ ایشان در پاسخ فرمودند: «اگر بداخلاق است به او زن ندهید.» (وسائل الشیعه، ج20، ص18) این فرمایش بیان‌کننده میزان نقش خوش اخلاقی و صفات نیک روحی در زندگی مشترک است.
 
-دارا بودن استقلال نسبی اقتصادی و عاطفی و کوشش برای استقلال کامل زوجین و عدم تکیه بر خانواده‌ها
 
-تشابه در علایق و سلیقه‌های طرفین و داشتن دیدگاه‌های نزدیک به هم در مورد موضوعات و مسائل مختلف زندگی
 

 

-هم‌سانی و مشابهت در استفاده از ساعات فراغت، مثلاً اگر فردی که درونگرا و انزواطلب است و میل به تفریحات انفرادی دارد با شخصی که روحیه‌ی برون‌گرا و اجتماعی دارد و به تفریحات دستهجمعی علاقه‌مند است، ازدواج کند در آینده مشکلاتی برای آنها به خاطر کیفیت شخصیت و نیازهای مختلف‌شان به وجود می‌آید.

تاریخ : سه‌شنبه 13 اسفند 1392
بازدید : 916
نویسنده : sina95

برخی برخوردها با خانواده ی همسر هنگام دخالت از جانب ایشان جز این که وضعیت را بدتر می کند. هیچ تأثیری نخواهد داشت. یکی از بدترین انتخاب ها برخورد با خانواده ی همسر و جواب دادن به آنان است. این مقابله کردن تنها اثری که دارد از بین رفتن احترام بین افراد خواهد بود و در طولانی مدت به روابط همسران آسیب های جدی وارد می سازد. پیش از این که روابط بین شما مختل شود سعی کنید از روش های دیگر، که برخی از آن ها را در زیر معرفی می کنیم. استفاده کنید.

 
 
1- اندازه نگه دار!

ساده ترین راه برای کم کردن میزان دخالت ها تنظیم روابط به اندازه معقول است. اگر می بینید میزان دخالت ها بسیار زیاد است و از سویی امکانش را دارید، کمی از خانواده های پدری تان فاصله بگیرید. اما اگر امکان فاصله گرفتن را ندارید، سعی کنید. میزان زمان حضور در خانه ی آنان را کاهش دهید، البته نه این که لزوماً دفعات را کم کنید، بلکه فقط می توانید زمان هر بار حضور را کاهش دهید. مثلاً در عوض این که از ظهر تا شب در خانه ی آنان به سر ببرید، فقط یک یا دو ساعت آن جا بمانید. از طرفی سعی کنید زمانی که آنان نیز به خانه شما می آیند برنامه هایی برای شان ترتیب دهید تا مشغول باشند، مثلاً می توانید سی دی فیلم یا سریالی را بخرید و با آن ها تماشا کنید. با این راهکارهای ساده می توانید تا حدی از میزان دخالت ها کم کنید اما قطعاً این روش ها کافی نخواهد بود.

 
2- شروع از خود

گاهی اوقات، شاید احساس نکنیم اما زمانی که خود به خانه ی والدین مان می رویم، در مورد چیدمان خانه ی آن ها، برنامه های زندگی شان یا دیگر موضوعات نظر می دهیم و البته اسم این کار خود را دخالت نیز نمی گذاریم. اگر شما نیز اهل مشاوره دادن اجباری به خانواده خود هستید، بهتر است این کار را ترک کنید، چون در غیر این صورت باید منتظر مشاوره های اجباری آنان باشید. به صورت کلی هم بد نیست قبل از اظهار نظر در مورد موضوعات مرتبط با والدین خود یا همسرتان اول با خود فکر کنید که اگر آن ها در مورد موضوعات این چنینی در زندگی شما نظر بدهند از این کار استقبال خواهید کرد یا خیر.

 
3- صحبت اضافه ممنوع

این عادت را بسیاری از افراد دارند، زمانی که حرف برای گفتن کم می آورند شروع به صحبت از هر دری می کنند و در نتیجه ممکن است برنامه ریزی های آینده شان را نیز مطرح کنند یا آرزوهای شان را نیز با دیگران در میان بگذارند. این کار را انجام می دهید حتماً بهتر می دانید این کار می تواند در طرف مقابل این طور تفسیر شود که شما به دنبال مشورت گرفتن هستید. در جمع های دوستانه این عادت شاید چندان عارضه ای نداشته باشد،اما در مقابل بستگان همسر احتمالاً می تواند مشکلاتی را ایجاد کند، چرا که ما به صحبت های اقوام همسرمان به صورتی متفاوت از دوستان مان گوش می کنیم و ممکن است بسیار زود صحبت های آنان را به عنوان دخالت در نظر بگیریم. شاید بهتر این باشد تا زمانی که تصمیم قطعی در موضوعی نگرفته ایم کمتر درباره آن صحبت کنیم. اگر هم برای صحبت با خانواده ی همسرتان صحبت کم می آورید می توانید از کتاب مجله یا فیلم ها برای شروع گفتگو کمک بگیرید.

 
4- گفت وگو با خانواده

 

اگر دخالت های خانواده همسر شما ادامه پیدا کرده و به شدت باعث آزار شما شده است و راهکارهایی که تا به حال نیز انجام داده اید مثمر ثمر نبوده احتمالاً بهترین گزینه صحبت کردن همسرتان با خانواده اش در این مورد است. اگر شما یا همسرتان می خواهید با خانواده خود در چنین موردی صحبت کنید بهتر است به چند نکته در این زمینه توجه داشته باشید. اول این که در زمان عصبانیت این کار را انجام ندهید. در زمان صحبت حتماً به ویژگی های مثبت آنان اشاره کنید و نشان دهید قدردان زحمات شان هستید. توضیح دهید برخی برخوردهای آنان به رغم نیت خوب شان موجب سوء تفاهم شده است. این موارد را به صورت مشخص و با تعیین مواردی که به نظر شما دخالت بوده است؛ توضیح دهید. در زمان صحبت به هیچ عنوان آنان را تهدید به قطع رابطه یا برخوردهای دیگر نکنید و البته در هر شرایطی احترام شان را نگه دارید و در آخر، هیچ وقت از قول همسرتان و این که او ناراحت شده است با والدین خود صحبت نکنید بلکه موضوع را به عنوان مسئله ای مشترک بین شما و همسرتان مطرح و از ضمایر جمع مانند «ما» استفاده کنید.

 


تاریخ : سه‌شنبه 13 اسفند 1392
بازدید : 715
نویسنده : sina95

همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید. .....

 
 
 
 
1) همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.
 
۲) همسر خود را به چشم یک شی مسوول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.
 
۳) جنبه یا بخش هایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می شود مورد توجه و تحسین قرار دهید.
 
۴) برای این که همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید اگر حرف ها و گفته های او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی اعتمادی در زندگی خود می کارید.
 
۵) وقتی همسرتان با شما درد دل می کند و راز دلش را با شما در میان می گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بی رحمانه است.
 
۶) به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می شود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد.
 
۷) او را به درک نکردن، عدم صمیمیت و بی احساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان می دهد.
 
۸) نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمی افتد مگر اینکه همسرتان این نیازها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیازهایش از وی سوال کرده و دیدگاه های واقعی وی را نسبت به خود و زندگیتان دریابید و در نهایت جوابی را که شوهرتان می دهد بدون انتقاد و جبهه گیری بپذیرید.
 
۹) زمانی که همسرتان با شما صحبت می کند به دقت به حرف های او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفته های اوعدم علاقه شما را نشان می دهد.
 
۱۰) هیچ وقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام می دهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت می کند، آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوه خود ابراز محبت می کند.
 
۱۱) او را به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجود او نیز اهمیت بدهید. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج تان، هدیه ای به او می دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیه مورد علاقه اش اطلاعاتی به دست آورید.
 
۱۲) از همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح ها و ایده ها و افکار شما موافق باشد و آنها را تحسین کند. واقع بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نماید.
 
۱۳) اصرار زیادی برای جلب محبت همسرتان نداشته باشید و این نکته رازمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید. در بسیاری اوقات حالت روحی اوبرای ابراز محبت به شما مناسب نیست و اصرار زیاد شما منجر به مخالفت شدید او می شود.
 
۱۴) برای همسر خود نقش یک زن حساس و شکننده را بازی نکنید. زیرا این حالت شما باعث می شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجش تان می شود. بنابراین سعی می کند که ارتباط کلامی کمتری داشته باشد و همین امر باعث ناراحتی شما می گردد.
 
۱۵) سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را با عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنی که توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می زند. زیرا این مساله باعث می شود که وی خود را بخشنده تر و دوست داشتنی تر از شوهرش ببیند و فکر کند که همسرش بی نهایت خودخواه و ناسپاس است. مردها با زنی به عنوان همسر در ارتباط دایمی باقی خواهند ماند که هویت مستقل و قوی خود را حفظ کند.
 
۱۶) اگر احساس می کنید که در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می کنید. این مساله مشکل شماست شخصا روی آن کار کنید و در صورت لزوم از یک روان شناس کمک بخواهید.
 
۱۷) زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی تر کرده و از خود دور می کنید. زمانی که استرس او کم شود به حالت عادی خودش بر می گردد.
 
۱۸) در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خود را مسوول خوشبختی خود بدانید. زنی که مسوولیت خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می آورد.
 
۱۹) او را به دوست نداشتن وگریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید. زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می کنید که در موردش صدق نمی کند و این مساله موجب کدورت در روابط می شود.
 

 

۲۰) وقتی شما در می یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته اید و آن را به همسرتان بگویید عشق و محبت بار دیگر در زندگیتان شکوفا می شود. زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می آید.

 


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید