عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 29 فروردین 1393
بازدید : 791
نویسنده : sina95

 در حقيقت، هيچ گاه نمي توان گفت فلسفه چيست؛ يعني هيچ گاه نمي توان گفت: فلسفه اين است و جز اين نيست؛ زيرا فلسفه، آزاد ترين نوع فعاليت آدمي است و نمي توان آن را محدود به امري خاص كرد. عمر فلسفه به اندازه عمر انسان بر روي زمين است و در طول تاريخ تغييرات فراواني كرده و هر زمان به گونه اي متفاوت با ديگر دوره ها بوده است.براي اين مطلب كافي است به تعاريف مختلفي كه از آن شده نگاهي بيندازيد. در اين باره نگاه كنيد به: تعاريف مختلف درباره فلسفه با اين حال مي كوشيم تا جايي كه بتوانيم، فلسفه را معرفي كنيم. 

واژه فلسفه 

واژه فلسفهphilosophy يا فيلوسوفيا كه كلمه اي يوناني است، از دو بخش تشكيل شده است: 

فيلو به معني دوستداري و سوفيا به معني دانايي. 

اولين كسي كه اين كلمه را به كار برد، فيثاغورس بود. وقتي از او سئوال كردند كه: آيا تو فرد دانايي هستي؟ جواب داد:نه، اما دوستدار داناييفيلوسوفر هستم. 

بنابراين فلسفه از اولين روز پيدايش به معني عشق ورزيدن به دانايي، تفكر و فرزانگي بوده است. تعريف فلسفه فلسفه تفكر است. تفكر درباره كلي ترين و اساسي ترين موضوعاتي كه در جهان و در زندگي با آن ها روبه رو هستيم. فلسفه وقتي پديدار مي شود كه سوالهايي بنيادين درباره خود و جهان مي پرسيم. سوالاتي مانند:زيبائي چيست؟ قبل از تولد كجا بوده ايم؟ حقيقت زمان چيست؟ 

آيا عالم هدفي دارد؟ اگر زندگي معنايي دارد، چگونه آن را بفهميم؟ 

آيا ممكن است كه چيزي باشد و علتي نداشته باشد؟ ما جهان را واقعيت مي دانيم، اما واقعيت به چه معناست؟سرنوشت انسان به دست خود اوست و يا از بيرون تعيين مي شود؟ 

چنانچه در اين سئوالات مي بينيم، پرسش ها و مسائل فلسفي از سنخ امور خاصي هستند و در هيچ علمي به اين چنين موضوعات، پرداخته نمي شود.مثلا هيچ علمي نمي تواند به اين سئوال كه واقعيت يا حقيقت چيست؟ و يا اين كه عدالت چيست؟ پاسخ گويد. اين امر به دليل ويژگي خاص اين مسائل است. 

يك ويژگي عمده موضوعات فلسفي، ابدي و هميشگي بودنشان است. 

هميشه وجود داشته و هميشه وجود خواهند داشت و در هر دوره اي، بر حسب شرايط آن عصر و پيشرفت علوم مختلف، پاسخ هاي جديدي به اين مسائل ارائه مي گردد. 

فلسفه مطالعه واقعيت است، اما نه آن جنبه اي از واقعيت كه علوم گوناگون بدان پرداخته اند. 

به عنوان نمونه، علم فيزيك درباره اجسام مادي از آن جنبه كه حركت و سكون دارند و علم زيست شناسي درباره موجودات از آن حيث كه حيات دارند، به پژوهش و بررسي مي پردازد. 

ولي در فلسفه كلي ترين امري كه بتوان با آن سر و كار داشت، يعني وجود موضوع تفكر قرار مي گيرد؛ به عبارت ديگر، در فلسفه، اصل وجود به طور مطلق و فارغ از هر گونه قيد و شرطي مطرح مي گردد. به همين دليل ارسطو در تعريف فلسفه مي گويد:'فلسفه علم به احوال موجودات است ، از آن حيث كه وجود دارند.يكي از معاني فلسفه، اطلاق آن به استعداد هاي عقلي و فكريي است كه انسان را قادر مي سازد تا اشيا، حوادث و امور مختلف را از ديدگاهي بالا و گسترده مورد مطالعه قرار دهد و به اين ترتيب، حوادث روزگار را با اعتماد و اطمينان و آرامش بپذيرد.فلسفه در اين معنا مترادف حكمت است. فلسفه در پي دستيابي به بنيادي ترين حقايق عالم است. چنانكه ابن سينا آن را اين گونه تعريف مي كند: 

فلسفه، آگاهي بر حقايق تمام اشيا است به قدري كه براي انسان ممكن است. 

فلسفه همواره از روزهاي آغازين حيات خود، علمي مقدس و فرا بشري تلقي مي شد و آن را علمي الهي مي دانستند. اين طرز نظر، حتي در ميان فلاسفه مسيحي و اسلامي رواج داشت؛ چنانكه جرجاني مي گويد:فلسفه عبارت است از شبيه شدن به خدا به اندازه توان انسان و براي تحصيل سعادت ابدي. همان طور كه گفته شد، اساسا فلسفه از اولين روز پيدايش، به معني عشق به دانايي و خرد و فرزانگي بوده و به علمي اطلاق مي شد كه در جستجوي دستيابي به حقايق جهان و عمل كردن به آنچه بهتر است،يعني زندگاني درست بود. فلسفه در آغاز حيات خود شامل تمام علوم بود و اين ويژگي را قرن ها حفظ كرد؛ چنانكه يك فيلسوف را جامع همه دانش ها مي دانستند. اما به تدريج دانشها و علوم مختلف از آن جدا گشتند.در قديم، اين فلسفه كه جامع تمام دانشها بود، بر دو قسم بود: فلسفه نظري و فلسفه عملي. 

فلسفه نظري به علم الهيات، رياضيات و طيبعيات تقسيم مي گشت كه به ترتيب، علم اعلي، علم وسط و علم اسفلپايين تر ناميده مي شد. فلسفه عملي نيز از سه قسمت تشكيل مي شد: اخلاق، تدبير منزل و سياست مد ر ن اولي در رابطه با تدبير امور شخصي انسان بود. دومي در رابطه با تدبير امور خانواده و سومي تدبير امور مملكت بود. 

مسائل فلسفه 

مسائل فلسفه، اساسي ترين سوالاتي است كه بشر مي تواند بپرسد. ويژگي اين سوالات، اين است كه هميشه وجود داشته و خواهند داشت و هيچ علمي نمي تواند به آنها پاسخ دهد. هر انساني با اين سؤالات بنيادين كه به زندگي معنا مي بخشند، روبروست. سؤالاتي مانند:زيبايي چيست؟ آيا عالم هدفي دارد؟ علم ما واقعي است يا اينكه همه چيز يك نمايش است؟ و سئوالاتي مانند آن. هر علمي موجودات را از جنبه اي خاص بررسي مي كند. مثلا هندسه هر چيز را از حيث اندازه و بعد و شيمي از جنبه خواص شيميايي بررسي مي كند. اما فلسفه در وجود موجودات، شناخت ما به آنها و چيستي حقيقي آنها سئوال مي پرسد. به طور كلي اگر نتوان پرسشي را به طور تجربي و با استفاده از حواس يا با انجام آزمايش، پاسخ گفت، آن پرسش، يك پرسش فلسفي است. به اين ترتيب، مي توان مسائل فلسفي را در پنج دسته اصلي قرار داد. اين دسته ها شاخه هاي اصلي فلسفه محسوب مي شوند و ما براي نمونه چند پرسش از مسائلي را كه در هر كدام از اين شاخه ها مطرح است، ذكر مي كنيم. 

فلسفه منطق 

معناي استدلال و نتيجه گيري از يك سري مقدمات چيست؟ فرق استدلال هاي معتبر با استدلال هاي نامعتبر چيست؟ اصولا چرا به استدلال نياز داريم؟ فرق استدلالهاي قياسي و استقرايي چيست؟ 

معرفت شناسي 

آيا اساسا شناخت چيزي ممكن است؟ اگر چيزي را مي شناسيم از كجا بدانيم كه آنرا مي شناسيم و از كجا بدانيم كه آنرا همانطور كه واقعا هست مي شناسيم؟ آيا يقين به چيزي ممكن است و يا اينكه همه شناختهاي ما چيزي بيش از حدس و گمان نيست؟ چگونه مي توان به شناخت صحيح رسيد؟ آيا عقل همه چيز را مي تواند درك كند و يا اينكه بعضي چيزها هستند كه خارج از دسترس عقل مي باشند؟ 

مابعدالطبيعه 

بودن يعني چه؟ آيا عدم وجود دارد؟ آياهستي منحصر به موجودات مادي است؟ آيا جهان نامتناهي است؟ جسم و ذهن و يا بدن و روح چه رابطه اي با هم دارند؟ وحدت و كثرت يعني چه و در جهان چه نسبتي با هم دارند؟ يعني جهان تا كجا وحدت و اين هماني دارد وتا كجا كثرت و اختلاف؟ آيا خدا وجود دارد؟ 

فلسفه اخلاق 

اخلاق چيست؟ ارزش به چه معناست؟ عمل نيك چه ملاكي دارد؟ آيا ارزشهاي اخلاقي هميشگي اند و يا نسبي؟ آيا در انسان چيزي به نام وجدان اخلاقي وجود دارد؟ آيا عمل بد در هر اوضاع و شرايطي بد است؟ 

زيبايي شناسي 

ما به چه چيزي زيبا مي گوييم و ملاكمان براي زيبا ناميد ن يك چيز چيست؟ آيا زيباي امري عيني و واقعي است؛ يعني واقعا چيزي به نام زيبايي در اشيا وموجودات وجود دارد يا اينكه امري ذهني است و به هر شخص مربوط مي گردد و ممكن است كسي چيزي را زيبا بداند و كسي ديگر زيبا نداند؟ آيا زيبايي انواع مختلفي دارد؟ قوه اي كه در انسان زيبايي را درك مي كند، چيست؟ كاركرد هنر چيست؟ اين سئوالات، تنها نمونه هايي است از سئوالاتي كه در مسائل و شاخه هاي عمده فلسفي مطرح مي گردد. سئوالات فلسفي در هر يك از اين شاخه ها بسيار است و هر فيلسوفي نيز جواب هايي متفاوت از ديگر فلاسفه به اين سئوالات داده است. فايده فلسفه آيا اساسا فلسفه فايده اي هم دارد و لازم است كه به آن بپردازيم؟ و يا اين كه صرفا انباشته اي از آرا و سخنان عده اي در گذشته است و هيچ گونه فايده اي براي ما ندارد؟ 

ما در اينجا تنها چند فايده از فوائدي را كه ذاتا بر فلسفه مترتب است، ذكر مي كنيم و قضاوت را بر عهده شما مي گذاريم: دانش فلسفه، مانند هر دانش ديگري، غريزه كنجكاوي انسان را در زمينه سوالات و پرسشهاي مختلف ارضاء مي كند؛ با اين تفاوت كه سوالات و مسائلي كه فلسفه در پي حل آن ها است اساسي ترين و بنيادي ترين نوع مسائلي است كه بشر با آن ها سر و كار داشته و دارد. 

اساسا در فلسفه لذتي وجود دارد كه از نياز ما به خود فلسفه؛ يعني نياز به دانستن و فهم جريانات عالم هستي بر مي خيزد و گواه اين مطلب، معناي خود واژه فلسفه يعني عشق به دانايي و خرد است. 

لئوناردو داوينچي مي گويد: 

عالي ترين لذت، لذت درك و معرفت است. 

فلسفه ما را بسوي اين لذت متعالي راهنمايي مي كند. 

اغلب ما انسان ها، جدا از لذات جسماني، همواره به دنبال حقيقتي هستيم. در جستجوي فهم معنا و مقصود جهان و حوادث آنيم؛ گر چه هميشه به اين نياز دروني و فطري خود آگاه نباشيم. فلسفه به دليل طبيعتي كه دارد، به اين نياز ما پاسخ مي دهد. و براي همين نيز از اولين روز حيات آدمي بر روي كره زمين، وجود داشته است. 

اگر كمي تامل كنيم، مي بينيم بدون گزاره هاي فلسفي نمي توان زيست. 

به عنوان مثال، يك رويداد ساده و روزمره را در نظر مي گيريم: 

فرض كنيد در منزل هستيد و تلفن در اتاق بغلي زنگ مي زند. شما به سمت تلفن رفته و آنرا بر مي داريد. تحليل همين رويداد ساده نشان مي دهد كه كار شما بدون فرض و قبول تعدادي گزاره فلسفي امكان پذير نيست و توجيهي هم ندارد. مثلا براي اين كه حركت شما و رفتن به سمت تلفن معنا داشته باشد، بايد مفاهيم علت و معلول، هستي و نيستي، زمان و مكان، ذات يا جوهركه در اين جا مقصود از آن همان تلفن است و غيره... را كه هيچ يك توسط حواس به ما داده نمي شوند؛ بلكه همه عقلي اند، مفروض بگيريم. 

براي توضيح بيشتر مطلب مي گوييم كه بايد گزاره هاي فلسفي زير را صادق فرض كرده و آن ها را قبول كرده باشيد تا پس از زنگ زدن تلفن به سمت آن رفته و گوشي را برداريد: 

1- چيزي كه آثاري دارد، حتما هست. صداي زنگ تلفن مي آيد، پس حتما تلفني هست كه دارد زنگ مي زند. 

2- هر معلولي، علتي مي خواهد. اگر تلفن زنگ مي زند معلول، پس حتما علتي دارد.كسي كه زنگ زده است. 

3- هر جسمي مكاني دارد. اگر تلفن زنگ مي زند، پس حتما جايي دارد. بنابراين بايد به آن جا بروم. در حقيقت رفتن شما به اتاق بغلي مبتني بر اين گزاره عقلي است. 

4- چيزهايي را كه حس مي كنيم، موهوم و خيالي نيستند. بدون فرض اين گزاره، شما به تلفن جواب نمي دهيد، زيرا آن را موهوم و در خواب و رويا مي دانيد. 

5- اجتماع و ارتفاع نقيصين محال است.كه معناي آن در اين رابطه اين است كه تلفن نمي تواند هم باشد و هم نباشد. اگر دارد زنگ مي زند، حتما هست و نمي شود كه نباشد. 

با تامل بيشتر، به گزاره ها و پيش فرض هاي فلسفي بيشتري نيز خواهيم رسيد و اين گزاره ها فقط چند نمونه بودند. اگر در ساير امور نيز دقت كنيم، متوجه مي شويم كه از گزاره هاي فلسفي بسيار زياد ديگري نيز بهره مي بريم. مانند: قانون ضرورت علي معلولي، قانون عليت، امتناع تضاد، امتناع تناقص، امتناع دور، امتناع تسلسل و غيره ... . اين گزاره هاي فلسفي در ذهن همه ما انسان ها موجودند؛ به آنها باور داريم و دائما آن ها را به كار مي گيريم، بي آنكه توجهي به آن ها داشته باشيم. 

نقش بنيادين گزاره هاي فلسفي در امور در زندگي روزمره هنگامي بخوبي درك مي شود كه فرض كنيم همه آن ها از ذهن همه انسان ها پاك شود. در اين صورت همه مي دانيم كه زندگي به كلي مختل خواهد شد. البته چنان كه اشاره شد، تمامي انسان ها بي آنكه نياز به آموختن دانش فلسفه داشته باشند، چنين گزاره هايي را به طور نا خود آگاه به كار مي گيرند. در حالي كه فلاسفه آن ها را به طور دقيق استخراج كرده؛ مفاهيم دروني و حدودشان را روشن ساخته و به اشكالات وارده بر آن ها پاسخ مي گويند. 

براي درك اين مطلب، به مثال قبلي توجه كنيد. پيش از تحليل اين اتفاق، همگي فكر مي كرديم كه رويدادي كاملا حسي است و همه چيز توسط حواس ساز و كار يافته است. اما پس از تحليل مذكور، پي به اشتباه خود برديم. اين تحليل، نوعي تحليل فلسفي است. 

يكي از فوايد فلسفه اين است كه به انسان مي آموزد كه در زندگي بشر، نقش حس بسي كمتر و نقش عقل بسيار بيشتر از آن است كه گمان مي رود. به عبارت ديگر، آموختن فلسفه انسان را از حس گرايي و توجه تنها به حس و جسم خود كه به اقتضاي زندگي طبيعي همه بدان دچارند، مي رهاند. 

موضوع فلسفه، برخلاف موضوع ديگر دانش ها، عام و فراگير است و به همين دليل، جستجوي فلسفي فقط شامل بخش خاصي از جهان نيست؛ بر خلاف ساير دانش ها كه هر يك تنها بخش خاصي از جهان را مورد بررسي قرار مي دهند. اين ويژگي باعث شده كه فلسفه، بر خلاف ساير دانش ها كل نگر بوده و تصويري از كل عالم هستي به دست دهد. اساسا تصويري كه از فلسفه حاصل مي شود، به مراتب دقيق تر و كامل تر از تصوير حاصل از باورهاي عقل عرفي ميان انسان ها است. 

ژرف نگري غالبا عموم مردم به پديده ها و اشيا موجود در جهان به ديده سطحي مي نگرند. آن ها اشيا و پديده هاي بسياري را مي بينند كه به ظاهر گوناگون و پراكنده اند؛ مانند سقوط اجسام بر روي زمين، گردش ماه به دور زمين؛ جزر و مد درياها و پديد آمدن فصول در پي يكديگر. عموم مردم از اين پديده ها پي به هيچ چيزي نمي برند و حوادثي كه در جهات اتفاق مي افتد، هيچ جذابيتي برايشان ندارد. 

دانشمندان با ديده عميق تري مي نگرند. آن ها بر اساس تعدادي پيش فرض هاي فلسفي و غير فلسفي و با تجربه و تفكر به عمق پديده ها پي مي برند و نشان مي دهند كه اين پديده ها قوانيني دارند. اما اين ژرف نگري دانشمندان تا كجا ادامه مي يابد؟ تا جايي كه به پيش فرض هاي عام كه همه امور و قوانين علمي را تحت قوانين عام ديگري در مي آورند، برسند. همين كه به اين نقطه برسند، متوقف مي شوند. اما درست از همين نقطه حركت فلسفي آغاز و تحقيق فلسفي شروع مي شود. فلسفه با تحليل و اثبات و توضيح پيش فرضهاي فلسفي علوم به تعمق بيشتري در جريان ها و حوادث جهان پرداخته و پديده ها و اشيا را تا بنيادين ترين پايه هاي آن ريشه يابي مي كند . 

بنابراين، در سير از سطح پديده ها به عمق آن ها فلسفه از همان نقطه اي آغاز مي كند كه ساير دانش ها در آن متوقف مي شوند. به طور كلي مباحث فلسفي ماهيتا عميق و ديدگاه ها و آراي فلسفي ذاتا ژرف اند و به همين جهت، فلسفه ژرف نگرتر از ساير دانش هاست و در اين زمينه با هيچ يك، قابل مقايسه نيست. همان طور كه گفته شد، همه دانش ها داراي پيش فرض هاي فلسفي هستند كه بدون اين پيش فرضها، بي معنا و غير ممكن مي شوند. پيش فرضهايي مانند اصل امتناع تناقض، اصل امكان شناخت، اصل عليت، اصل ضرورت علي معلولي، اصل معيت علي معلولي، امتناع دور، امتناع تسلسل و... . 

پس فلسفه، تنها علمي است كه پيش فرض هاي ساير دانش ها را تدارك مي كند. به همين دليل است كه فلسفه را نقطه اتكاي ساير دانش ها و مادر همه علوم مي نامند. همان طور كه هر دانشي بر پيش فرضي فلسفي استوار است، هر جنبش اجتماعي و هر مكتب انساني نيز بر فلسفه اي استوار مي باشد. يعني زير ساخت هر جنبش و سيستم در همه زمينه ها مكتبي فلسفي است. براي مثال جنبش هاي بزرگي همچون نازيسم بر فلسفه نازيسم استوار بوده اند. جنبشهاي كوچك مانند جنبش هيپي ها، پانك ها و رپ ها نيز از اين قاعده مستثني نيستند و بر مباني جهان شناختي و فلسفي ديگري استوارند. به طور كلي تمام نظامهاي سياسي و اجتماعي كه در طول تاريخ در جهان به وجود آمده اند يا مي آيند، از فلسفه متاثر هستند. همچنين هر نظام انساني مانند نظام اخلاقي، سياسي، حقوقي، اقتصادي، آموزشي و غيره... بر مباني و پيش فرضهايي استوار است كه بسياري از آنها ماهيتا فلسفي بوده و رد و اثبات آن ها بر عهده فلسفه است. در يك كلام هر جنبش و مكتب اجتماعي و هر نظام انساني، درست يا نا درست، بر فلسفه اي درست يا نادرست استوار است. فيلسوفان يك جامعه به طور مستقيم با اين فلسفه ها سر و كار دارند؛ اما ساير اقشار جامعه هم از اين فلسفه ها بي بهره نيستند و به طور غير مستقيم، از طريق انتشار افكار فلاسفه و بازنمود اين افكار در مظاهر زندگي اجتماعي از آن ها متاثرند. به سبب همين تاثير و تاثرات، غالبا فلسفه اي خاص در يك جامعه مقبوليت عام پيدا مي كند. آشكار است كه در اين صورت، اين جامعه تنها آن نوع جنبش ها و نظام هايي را پذيرا است كه با فلسفه مورد قبولش نا سازگار نباشد. بنابراين هر جنبشي و هر نظامي در هر جامعه اي با هر فلسفه اي قابل پديد آمدن يا دوام يافتن نيست. از اين جا مي توان نقش پنهان فلسفه را در زندگي فردي و اجتماعي انسان ها درك كرد. 

بنابراين، به مقتضاي اين ويژگي، فلسفه نقشي پنهان در زندگي فردي و اجتماعي بشر دارد؛ به طوري كه فقدان يك فلسفه درست به اختلال زندگي فردي يا اجتماعي و چه بسا نابودي اجتماع منجر شود. گواه اين مطلب خسارتهاي فردي و اجتماعي جبران ناپذيري است كه نازيسم و فاشيسم به جامعه بشري وارد آورده اند. چنانكه جنبش نازيسم كه بر اساس فلسفه اي نادرست بنا شده بود، باعث بروز جنگ جهاني دوم و كشته شدن ميليون ها انسان گرديد. پس به موجب اين معيار، ترديدي نيست كه براي پيشگيري يا دفع اين نوع خسارت ها كه جامعه بشدي هيچ گاه از آن ها مصون نيست، وجود فلسفه اي صحيح ضروري است و براي داشتن فلسفه صحيح بايد فلسفه آموخت. همه ما كساني را ديده ايم يا شنيده ايم كه هيچ گونه كاميابي و نعمت دنيوي نداشته اند و انواع مصيبت ها و بلاهاي مادي و معنوي را تجربه كرده اند و در عين حال افرادي شاد و قوي و محكم بوده اند؛ و در مقابل، افرادي را سراغ داريم كه مصائبي كوچك آن ها را از پاي در آورده است. اين فرق ناشي از چيست؟ بايد گفت: نوع زندگي انسان ناشي از نوع نگرش وي به هستي، به خودش، به آينده، به دنيا و ماجراهاي آن و به طور خلاصه، ناشي از نگرش او به جهان و موقعيت انسان در جهان است كه مجموع اين ها را جهان بيني مي نامند. اغراق نيست اگر بگوييم كه هيچ جنبه اي از انسان مهم تر از جهان بيني او نيست؛ زيرا جهان بيني فرد در تمام حركات و سكنات او و در تمام زندگي وي، نقش اصلي را دارد. بنابراين داشتن جهان بيني درست براي هر انساني ضروري است. اما اين جهان بيني چگونه به وجود مي آيد؟ 

در جواب مي گوييم كه: مسائل اساسي جهان بيني، مسائلي فلسفي اند؛ يعني باورهاي فلسفي هستند كه به انسان نوع نگرش يا همان جهان بيني را مي بخشند و چون داشتن جهان بيني درست براي هر كسي ضروري است، داشتن باورهاي فلسفي درست هم براي هر كسي ضروري است. 

فلسفه با پايه ريزي مبناهاي زندگي انسان، او را در نحوه زندگي و طريقه سلوك در اجتماع راهنايي مي كند. اساسا از زمان قديم، فلسفه به دو بخش نظري و عملي تقسيم مي شد. بخش عملي آن مربوط به اخلاق امور شخصي انسان، تدبير منزلامور خانوادگي انسان و سياست مدنامور مملكت داري و حكومت بود. به عبارت ديگر، اين بخش از فلسفه، مستقيما انسان را در زندگي و امور عملي خود راهنمايي مي كرد و به او مي گفت كه در شرايط خاص، چه چيزي بد و چه چيزي خوب است. چنانكه ذكر شد، فلسفه هميشه به طور مستقيم و غير مستقيم، تاثير بسيار مهمي بر زندگي كساني كه حتي چيزي درباره آن نمي دانسته اند، داشته و از طريق ارتباطاترسانه ها فكر اجتماع را تحت تاثير خود قرار داده است. حتي آنچه امروزه به نام مسيحيت و يا اسلام شناخته مي شود، تا حدود زيادي تحت تاثير فلسفه تكوين يافته است. اين تاثير خصوصا در حوزه سياست مهم بوده است و هر حكومتي بر اساس فلسفه اي خاص بنا شده است. براي مثال قانون اساسي آمريكا تا حدود زيادي يكي از موارد اعمال و پياده نمودن انديشه هاي يك فيلسوف، يعني جان لاك است. فلسفه به دليل ماهيتي كه دارد و با برهان سرو كار دارد، از جانبداري هاي احساساتي و نتيجه گيري هاي عجولانه به دور است. اساسا تفاوت فلسفه با اموري همچون عرفان، در همين است؛ يعني فلسفه با استدلالي كردن مطالب خود، آن ها را براي همگان قابل پذيرش مي سازد؛ در حالي كه عرفان به دليل ماهيت خاص خود، براي اشخاص ديگر قابل درك نيست و بايد به مقام عارف رسيد تا بتوان مطالب او را درك كرد. 

فيلسوف 

فيلسوف كسي است كه به فلسفه و فلسفه ورزيدن مي پردازد؛ يعني دانشمند فلسفه است. گذشتگان، فيلسوف را حكيم مي ناميدند و مقصودشان از اين كلمه اين بود كه حكيم كسي است كه بر علوم مختلف، از علم طب گرفته تا علم رياضيات تسلط دارد و همچنين حكمت فلسفه را نيز كه به معناي علم به احوال موجودات است، آموخته است. فيثاغورس اولين كسي بود كه خود را فيلسوف، يعني دوستدار حكمت ناميد؛ زيرا در نظر او، صفت حكيم فقط به خداوند اختصاص داشت. 

وي زندگي را به ميدان هاي مسابقه تشبيه مي كرد و مي گفت: 

كساني كه در اين ميدان ها حضور مي يابند، سه گروهند: 

يكي كساني كه براي شركت در بازي حاضر شده اند. دوم كساني كه براي خريد و فروش بليط به آن جا آمده اند و سوم كساني كه براي تماشا آمده اند. در ميدان زندگي، گروه سوم فلاسفه اند. فلاسفه جهان را از بالا همانند تماشاچياننگاه مي كنند و در مورد آن قضاوت مي كنند. فيلسوف همواره به ملاحظه مسائل و مشكلاتي مي پردازد كه براي همه ما داراي اهميت است. وي با مطالعه انتقادي صحيح مي كوشد تا عقايد و شناخت ما را درباره جهان و انسان ارزشيابي كند. وي مي كوشد تصويري كلي و منظم و منطقي در مورد آنچه مي دانيم و آنچه مي انديشيم، پيدا و مطرح نمايد. شخص معمولي در پرتو پژوهش فيلسوف و با نظر به طرح جامعي كه وي فراهم آورده است، مي تواند تصور خود را در مورد جهان و امور انساني متناسب با آن طرح كلي اصلاح كرده و اعمال و رفتار خود را با آن بسنجد. از همان آغاز پيدايش فلسفه، عقيده متفكراني كه به اين نوع پژوهش ها سرگرم بودند، اين بود كه نظرياتي را كه درباره خود و جهان قبول مي كنيم، بايد مورد رسيدگي دقيق قرار دهيم تا ببينيم آيا عقلا پذيرفتني هست يا نه.همه ما عقايد و معلوماتي درباره جهان و انسان حاصل كرده ايم؛ اما فقط معدودي از ما تامل و فكر كرده ايم كه آيا اين معلومات و عقايد قابل اعتماد و معتبر است يا خير. 

فيلسوف اصرار دارد كه اين همه را در معرض مطالعه و بررسي دقيق قرار دهد تا دريابد كه آيا اين نظريات و عقايد مبتني بر دليل و مدرك كافي هست يا خير. 

سقراط دليل توجه خود را به فلسفه چنين ياد كرده است: 

زندگي بدون تفكر و تامل، زندگي نيست و ارزش ندارد. 

وي دريافت كه همه مردم اطرافش، زندگي خود را در نيل به هدفهاي گوناگون مانند لذت و ثروت صرف مي كنند؛ بدون آن كه از خود بپرسند كه آيا اين امور مهم و قابل اعتماد هست يا خير. و چون چنين سوالي را از خود نمي پرسند و در طلب جواب هم نيستند، نمي توانند بدانند كه آيا درست عمل مي كنند يا نه و سراسر حياتشان در طلب اغراض بي فايده و مضر تلف مي شود. به همين دلايل، فلاسفه به طور كلي همه بر آن بوده اند كه مطالعه و بررسي و نقد و تحليل نظريات و عقايد و افكار و دلايل آن ها، مهم و با ارزش است. اساسا فيلسوف به كسي گفته مي شود كه خصوصياتي را كه بر گرفته از خصوصيات روح فلسفي است، در خود داشته باشد. برخي از اين ويژگي ها عبارتند از: 1- فيلسوف، كسي است كه به ارزش عقل ايمان دارد و در علم و عمل خود مقيد به احكام عقل است. در اين زمينه وي برخلاف كسي است كه در علم و عمل خود، معتقد به وحي و الهام يا متكي به خرافات است. 2- فيلسوف، كسي است كه درباره علل بنيادين امور و حوادث تحقيق مي كند. به عبارت ديگر، او متفكري است كه در مورد حوادث به تفسير عقلي پرداخته و به جستجوي علل آن ها مي پردازد. 3- فيلسوف در پي يافتن معناي جهان و چيستي آن است. به اشيا از جنبه هايي كه علوم ديگر به آن ها مي پردازند، كاري ندارد. بلكه با هستي اشيا و بودن آنها سر و كار دارد و مي خواهد قوانين بودن را بيابد. 4- فيلسوف جزئي نگر نيست؛ بلكه همه امور را در يك كل واحد مي بيند؛ يعني همه ديدگاه ها و نظرات درباره زندگي و جهان را در يك كل واحد كنار هم قرار داده و سازماندهي مي كند و سپس به نقد و بررسي آن ها مي پردازد. 5- فيلسوف هيچ چيزي را بدون دليل و برهان و استدلال نمي پذيرد؛ بلكه قبل از هر چيز مطلب مورد نظر را مورد بازرسي و مداقه قرار مي دهد تا مبادا عنصري غير عقلي وارد در دستگاه فلسفي گردد. 6- فيلسوف بدون توجه به اغراض، هدف ها و يا حرفه اي كه بدان اشتغال دارد، مي خواهد افكار و نظريات در باره جهان و زندگي را مطالعه ونقد كند. وي مي خواهد دريابد كه ما انسان ها در مسائل اساسي كه با آن ها روبروييم، چگونه مي انديشيم، شناخت ما مبتني بر چه چيزي است و براي نيل به احكام و داوريهاي صحيح، چه ملاك ها و موازيني را بايد برگزينيم. 7- فيلسوف به روشن كردن عقايد ما و نظريه هايي كه درباره جهان و انسان و ارزشهاي انساني داريم، اصرار مي ورزد. او پيش از آنكه صرفا داراي مجموعه اي از عقايد باشد، احساس مي كند كه اين عقايد را بايد مورد بازرسي دقيق قرار دهد و در نظامي از افكار كه داراي ارتباط منطقي باشتد، مرتب و منظم سازد. 8- فيلسوف هميشه دنبال درك حقايق است و غير از حقيقت، به چيز ديگري وابسته نيست. 

روش فلسفه 

هر علمي براي خود روشي دارد كه اين روش، طريقه رسيدن علم به اهداف خود را مهيا مي سازد. مثلا روش علم شيمي روش آزمايش و مشاهده يعني روش تجربي است؛ چرا كه هدف اين علم، پيدا كردن خواص شيميائي اشيا به منظور استفاده از آن است و براي نيل به اين مقصود، هيچ روشي جز روش تجربي نمي تواند كارساز باشد. و يا مثلا هدف علم رياضيات، كشف روابط ميان اعداد است و چون عدد، موضوعي عقلي و انتزاعي است و مابه ازائي در خارج ندارد، روش اين علم نيز متناسب با هدف و موضوع آن، روش عقلاني و محاسبه و تفكر است. 

روش علم فلسفه بنابر آنچه گفته شد، مي توان مجموع راه ها و قواعدي را كه در فلسفه براي رسيدن به هدف اين علم، يعني طرح و اثبات مسائل فلسفي و پاسخ به پرسشهاي اساسي آن وجود دارد را، روش فلسفه بناميم. روشهاي فلسفه از بنياد با روشهاي علوم ديگر متفاوت است. همانطور كه گفته شد، علوم ديگر بجز رياضيات، از روش تجربي استفاده مي كنند؛ در حالي كه روش تجربي در فلسفه كاربرد اندكي دارد. از طرف ديگر، فلسفه از جهاتي با رياضيات نيز فرق دارد و به همين دليل نمي توان روشهاي علم رياضيات را تماما در فلسفه به كار برد. 

بنگريد به فلسفه و رياضيات 

بنابراين، نمي توان بين روشهاي فلسفه و روشهاي ساير علوم به مشابهت كاملي دست پيدا كرد. نكته اي كه بايد بدان توجه داشت، اين است كه فلسفه تنها يك روش ندارد بلكه به تناسب موضوعات خود، داراي روشهاي متفاوت است. در واقع اين طور بايد گفت كه اساساً فلسفه، مستلزم روشهاي بسيار گوناگوني است؛ زيرا بايد تمام انواع تجارب انساني را معرض شرح و تفسير خود قرار دهد.بر اين اساس، معيار فلسفه در انتخاب روش خود دو چيز است: 

هماهنگي ميان كليه تجارب انساني 

جامعيت تصوير برگرفته از كليه تجارب انساني 

يك فيلسوف بايد ارائه تصويري جامع و هماهنگ از تجربه انسان از زندگي خويش و جهان را هدف خود قرار دهد و به همين دليل، روش او نيز بايد به گونه اي باشد كه زمينه را براي نيل به اين هدف مهيا سازد. چنانچه گفته شد، بر اساس مكاتب مختلف فلسفي و هدف هر مكتب و يا هدف هر فيلسوف، روشي متفاوت با روش ديگر فلاسفه و يا مكاتب فلسفي به وجود آمده كه متناسب با اصولي است كه آن فيلسوف يا آن مكتب فلسفي پذيرفته است.مثلا اگر عقيده يك فيلسوف اين باشد كه فقط با تعقل محض مي توان به حقيقت رسيد، روش او فقط شامل استدلال عقلاني خواهد بود؛ اما اگر در كنار تعقل، به اشراق و نوعي شهود و مكاشفه دروني نيز ايمان داشته باشد و آن را نيز براي نيل به خقيقت عالم لازم بداند، روشش ديگر فقط استدلال عقلي نخواهد بود.ما در اين جا برخي از روش هاي اساسي فلسفه را ذكر مي كنيم: روش استدلالي يا قياسي روشي است كه عمدتا در فلسفه به كار مي رود و هر گاه صحبت از روش اصلي فلسفه مي شود، همين روش مد نظر است. اساسا استدلال به فرآيندي ذهني گفته مي شود كه بر پايه قواعد و قوانين منطقي بنا شده است و استدلال درست، استدلالي است كه قياسي باشد. بنابراين، روش معتبر در فلسفه، روش استدلال- قياسي است و منظور از قياس نيز اين است كه با ترتيب دادن مقدمات معلوم، به كشف مجهول برسيم. در اين روش به دو چيز تكيه مي شود: 

استدلال و برهان عقلي 

شهود دروني كه با مجاهده و تصفيه نفس حاصل مي شود. 

بر حسب اين روش، تنها با نيروي استدلال و برهان عقلي نمي توان به حقائق جهان نائل آمد؛ بلكه با تزكيه نفس و مشاهدات دروني است كه مي توان به باطن جهان كه همان حقيقت آن است، رسيد. 

همان طور كه ذكر شده، بايد توجه داشت كه در روش اشراقي استدلال و برهان عقلاني كنار گذاشته نمي شود؛ بلكه اتكاي تنها به برهان و عقل مورد سرزنش قرار مي

تاریخ : جمعه 29 فروردین 1393
بازدید : 717
نویسنده : sina95

 با پيشرفت تكنولوژي، روز به روز استفاده از كامپيوتر، لپ تاپ و تبلت افزايش مي‌يابد. با افزايش استفاده از اين دست وسايل، ويروس‌ها و بدافزارها نيز به همان اندازه زياد شده‌اند. كافي است كمي بي‌احتياطي به خرج دهيد تا در يك چشم به‌هم زدن اطلاعات مهم وضروري‌تان به سرقت برود. كامپيوترها اين روزها در معرض هجوم انواع و اقسام ويروس‌ها قرار دارند. 

پس اگر مي‌خواهيد دچار مشكلات ناشي از هجوم ويروس‌ها و بدافزارها نشويد بايد مواردي را مراعات كنيد، چند نرم افراز را روي كامپيوترهايتان نصب كنيد و از چند روش براي بهينه و ايمن‌سازي آنها استفاده كنيد. برخي از نرم‌افزارها به صورت رايگان ارائه مي‌شوند اما بهترين كيفيت و خدمات را به كاربران ارائه مي‌دهند. 

با چند روش ساده و استفاده از چند نرم‌افزار رايگان اما به شدت كاربردي مي‌توانيد با خيال راحت در دنياي مجازي گردش كنيد. در اين مطلب با هشت نرم‌افزار و روش براي ايمن‌سازي كامپيوتر‌ها آشنا مي‌شويد.

آنتي‌ويروس

همه با كاركرد آنتي‌ويروس‌ها آشنا هستند. كامپيوتر شما بايد حتما مجهز به يك بسته ايمني ضدبدافزارها باش. آنتي‌ويروس‌ها يكي از اجزاي اين بسته‌اند. اين برنامه‌ها ورودي‌ها و خروجي‌هاي كامپيوتر شما را زيرنظر دارند و به صورت خودكار – در صورت اتصال به اينترنت – خود را به روز مي‌كنند. نسخه‌هاي رايگان آنتي‌ويروس‌هاي مختلف مانند AVG، Comodo،Avira، Avast و... نياز كاربران خانگي را برطرف مي‌كنند.

فايروال

«ديوار آتشين» يا «فايروال» جزو ديگري از بسته ايمني كامپيوترها يا شبكه‌هاي كامپيوتري است. با فايروال مي‌توان دسترسي به شبكه‌ها يا خدمات مختلف را مديريت كرد. اين نرم‌افزار ترافيك داده بين كامپيوتر شما و شبكه (مثلا اينترنت) را كنترل مي‌كند و بر اساس تنظيمات قبلي تصميم مي‌گيرد كدام بسته اجازه گذر از ديوار آتشي را دارد و كدام نه. از جمله محبوب‌ترين فايروال‌ها مي‌توان به ZoneAlarm اشاره كرد.

برنامه‌هاي ضدجاسوسي

دسته‌اي ديگر از فايل‌هاي فوق‌العاده خطرناك، جاسوس‌افزارها هستند. آنها همانطور كه از نامشان پيداست در پي جمع‌آوري اطلاعات از كامپيوتر قرباني و همچنين رصدكردن فعاليت‌هاي او در هنگام كار با كامپيوتر هستند. مثلا اين جاسوس‌افزارها ممكن است خود را در قالب يك بازي محبوب مخفي كنند. برنامه‌هاي رايگان مختلفي در اينترنت براي مقابله با اين بدافزارها وجود دارد. spybot search and destroy يكي از آنهاست.

آنتي‌اسپم‌ها

از اسپم‌ها هم غافل نشويد. اسپم‌ها منتظر فرصتي هستند تا سيستم شما را زيرو رو كنند. ارائه‌كنندگان خدمات ايميل مانند ياهويا گوگل اين سرويس را به كاربران خود ارائه مي‌كنند. با برنامه‌هايي مانندSPAMfighter هم مي‌توان با اسپم‌ها يا حملات فيشينگ درOutlook، Outlook Express، Windowsmail مقابله كرد. در حملات فيشينگ كاربر با لينك آلوده به صفحه‌اي جعلي هدايت مي‌شود كه بدافزارها و هكرها در آن به كمين نشسته‌اند.

مقابله با باج‌گيرها

با خيال راحت درحال كاركردن با سيستم‌تان هستيد كه ناگهان همه چيز قفل مي‌شود. هرچه تلاش كنيد اتفاقي نمي‌افتد. شما ديگر نه با يك لپ تاپ يا كامپيوتر كه با يك تكه سنگ طرف هستيد! داستان چيست؟ پاي يك «باج‌افزار» در ميان است. باج‌افزارها گروه ديگري از بدافزارها هستند كه كامپيوتر قرباني را قفل و از صاحب آن در مقابل آزادكردن سيستم، پول تقاضا مي‌كنند. Kaspersky WindowsUnlocker برنامه‌اي رايگان براي پاك‌كردن اين بدافزارهاست.

حلقه نجات

همه راه‌ و روش‌هايي كه در بالا ذكر شد كمك بسيار زيادي به امن ماندن و ايمن بودن ارتباط‌ها و سيستم‌هاي شما در فضاي مجازي مي‌كند اما اگر با وجود همه مراقبت‌ها و به‌روزرساني‌ها كامپيوترتان اسير بدافزارها شد، بسته به نوع آلودگي مثلا مي‌توانيد ازMcAfee Labs Stinger براي رهايي استفاده كنيد. باHijackThis هم مي‌توانيد در اسرع وقت به تنظيمات تغييريافته در كامپيوتر خود پي ببريد و آنها را به حالت اوليه برگردانيد.

حذف بدافزارها

برنامه‌هايي مانند Malwarebytes AntiMalwareبدافزارهاي احتمالي موجود روي كامپيوتر شما را تشخيص مي‌دهند حتي اگر بدافزارها از روش‌هاي نوين و پيچيده استفاده كنند. اين نرم‌افزار برنامه‌ها و پروسه‌هاي كامپيوتر شما را دائم زيرنظر دارد و به محض مشاهده فرايندي مشكوك، زنگ خطر را به صدا در مي‌آورد. برخي از بدافزارها به مرور زمان كامپيوتر شما را از درون خورده و نابود مي‌كنند. آنها درست مثل يك غده سرطاني رشد مي‌كنند.

 نسخه پشتيباني

با همه اين تفاصيل بهترين كار اين است كه يك نسخه پشتيبان از كامپيوتر خود تهيه كنيد. تهيه نسخه پشتيبان از داده‌هاي كامپيوتري ساده‌ترين و مطمئن‌ترين راه براي احياي اطلاعات از دست رفته است.Paragon Backup & Recovery يكي از بسته‌هاي نرم‌افزاري رايگان و كارآمد براي تهيه نسخه بك‌آپ است. اين نرم‌افزار تمام اطلاعات شخصي و تنظيمات سيستم عامل را از يك هاردديسك به هاردديسك ديگر منتقل مي‌كند. 


تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393
بازدید : 657
نویسنده : sina95

 برای رسیدن به خوشبختی و شاد بودن

تصور کن که بتونی در همه اوقات شاد باشی. اونوقت زندگیت چقدرتغییر می کرد ؟!

همه ما می خواهیم شاد باشیم. در حقیقت در بیشتر نظرسنجی ها مردم میگن که اونها صلح و آرامش و شادی را بیشتر از هرچیز دیگه تو دنیا میخوان.

اما مشکل اینجاست که بیشتر ما در جاهای نادرستی دنبالش می گردیم!

اما این موضوع اخیرا توسط یک تیم متشکل از 6 متخصص بریتانیایی از رشته های متنوعی از روانشناس و روان درمان گرفته تا اقتصاددان که یک آزمایش اجتماعی غیر معمول را آغاز کردند نشان داده شده .

 و حالا ... چالش غیرمعمول ای که اونها باهاش روبرو هستند چیه ؟

اینکه :

چه چیزی ساکنان یک شهر رو خوشحال میکنه؟

 آنها در خلال این آزمایش در اسلو، یک شهر کمربندی در بیست مایلی مرکز لندن، 10 بذر شادی رو کشف کردن!

ده چیز هستش  که اگه شما اونها رو به طور منظم در زندگیتون انجام بدید نه تنها به بهبود زندگی خودتون در جامعه کمک کردید بلکه شما را شاد و راضی نگه خواهد داشت.

 

اونها چه هستند؟

1-      گیاهی را بکار و پرورشش بده! وقتی بهش آب میدی و تغذیه اش میکنی اون رشد میکنه. به همین ترتیب وقتی علایقت رو تغذیه کنی میبینی که اونها رشد میکنن!

2-      در پایان هر روز توقف کن و به اینکه چقدر خوش شانسی بیندیش. به 5 تا چیز که میتونی بخاطرشون شکرگزار باشی فکر کن.

3-      زمانی را به صحبت کردن با کسی که دوستش داری صرف کن. توی هر هفته حداقل یک ساعت رو بدون جواب دادن به هیچ تماس تلفنی یا تماشای تلویزیون یا گوش دادن به موسیقی، فقط برای حرف زدن با او بگذرون.

4-      تماس های تلفنی ای داشته باش گه برات امیدبخش و انرژی بخش باشه.  با دوستی که مدتهاست باهاش تماسی نداشتی تماس بگیر.

5-      به خودت برس! هر روز زمانی رو به اینکه فقط به خودت برسی و از زندگیت لذت ببری اختصاص بده. با خودت خوب باش. اینکار بهت اعتمادبنفس و شادی میبخشه.

6-      هر روز حداقل یکبار بخاطر یه چیزی حسابی بخند. خنده سیستم ایمنی بدن رو تحریک میکنه.  تحقیقات نشون داده که خنده ریسک حمله قلبی مجدد رو در افرادی که یکبار حمله قلب داشتن از بین میبره و فشار خون رو تعدیل میکنه .

7-      ورزش کن. سعی کن هر روز ورزشی مثل پیاده روی، شنا، دو ، یا هر ورزشی دیگه حداقل نیم ساعت سه بار در هفته داشته باشی. این به کم کردن استرس روزانه ات کمک میکنه و بهت احساس خوبی میبخشه.

8-      هر روز لبخند بزن و به یک غریبه سلام کن. لبخند نه تنها به شخص مقابل بلکه به خودشخص هم احساس خیلی خوبی میده.

9-      چه مدت رو صرف تماشای تلویزیون میکنی؟ تحقیقات نشون داده که تماشای زیاد تلویزیون باعث ناخشنودی میشه . تلاش کن زمان مشاهده تلویزیون رو به نصف کاهش بدی.

10-   هر روز سعی کن برای یک نفر مفید باشی.

... حداقل 3 تا از این 10 بذر شادی رو به مدت 2 ماه توی زندگیت بکار . مطمئن باش که نتیجه متفاوتش رو توی زندگیت خواهی دید .


تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393
بازدید : 1017
نویسنده : sina95

 

نامه‌ای به خدایک روز کارمند پستی که به نامه‌هائی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه‌ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا. با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند، در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم، بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که زندگی با حقوق ناچیز بازنشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بوده دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یک شنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌آم. اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ‌کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی، به من کمک کن.
کارمند اداره پست خیلی تحت تأثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه‌ این شد که همه آنها جیب خود را جست‌وجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان ۹۶ دلار جمع شد که آن را در پاکتی گذاشته و برای پیرزن فرستادند.
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند، خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از آن ماجرا گذشت. تا اینکه نامه دیگری از آن پیررن به اداره پست رسید. که روی آن نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا.
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:
خدای عزیزم، چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند!

تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393
بازدید : 988
نویسنده : sina95

 رمز خوشبختیبیش تر آدم ها فکر می کنند، آنچه خیلی مهم و سخت است به دست آوردن خوشبختی و سعادت است، در حالی که من مطمئنم آنچه خیلی سخت تر است حفظ سعادت است و نگهداری خوشبختی. خود خوشبختی ممکن است با مساعدت الهی یا شانس یا تقدیر و یا..... به دست بیاید ولی آنچه مسلم است حفظ آن بدون عقل و تدبیر میسر نیست.
ولی کجا آدم قدر نعمتی را که دارد می داند؟! خصلت آدمیزاد این است، به دنبال آنچه ندارد می دود و آنچه دارد اصلا نمی بیند و به داشتنش مثل یک حق طبیعی عادت می کند: مثل دستش، مثل نفس کشیدن، مثل چشم هایش و مثل همه ی واقعیت های حیاتی زندگی که چون همراه آدمند برایش عادی می شوند و بی ارزش، مگر این که از دستشان بدهد !


تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393
بازدید : 665
نویسنده : sina95

 خوشبختی در یک کلام● این ماجرا را در ذهن‌تان مجسم کنید:
طی هفته‌های اول دبستان، در کلاس ریاضی نشسته‌اید و به پنجره خیره شده‌اید. ناگهان معلم از شما می‌پرسد: ”جواب این سؤال چیست؟“
چه جوابی؟! شما حتی سؤال را نمی‌دانید. نی‌توانید حرف بزنید. قرمز می‌شوید. حتی گریه می‌کنید. در همین زمان به خودتان می‌گوئید، ”از ریاضیات، متنفرم“. همان شب مادرتان می‌پرسد: ”مدرسه، چه‌طور بود؟“ می‌گوئید: ”نمی‌توانم سؤال‌های ریاضی را جواب بدهم“. و مادرتان می‌گوید: ”نگران نباش، عزیزم ما خانوادگی، ریاضی بلد نیستیم“. ناگهان نفس عمیقی می‌کشید و با خیال راحت می‌گوئید: ”البته که من از ریاضی متنفرم؛ این مربوط به ژن من است“.
کم‌کم به همهٔ دوستان‌تان هم می‌گوئید: ”من از ریاضی، متنفرم. هیچ یک از خانوادهٔ من با اعداد، میانهٔ خوبی ندارند“. به خودتان می‌گوئید: ”چرا تلاش کنم؟ من که هرگز موفق نخواهم شد“.
اما در واقع چه اتفاقی افتاده؟
شما شروع بدی داشتید و به همین دلیل، عقب افتادید.
شاید این داستان ریاضیات، برای شما اتفاق نیفتاده است؛ 
اما هر کدام از ما، ماجراهای مشابهی را داریم. راجع به آوازخواندن، نقاشی کشیدن، سخنرانی در جمع و...
بد شروع می‌کنیم و عقب می‌افتیم. هیچ کس هم همراه ما نیست تا ما را تشویق کند. بعد از یک تجربهٔ تلخ، کم‌کم متقاعد می‌شویم که ”نمی‌توانیم“.
● در یک کلام
وقتی عقیده‌های ثابتی در مورد کارهائی که ”می‌توانیم“ و ”نمی‌توانیم“ انجام بدهیم داریم؛ بهتر است از خودمان بپرسیم: ”این عقیده را از کجا پیدا کرده‌ام؟ آیا این موضوع واقعیت دارد؟“
وقتی به خودمان شانش دیگری بدهیم و از دیگری کمک بگیریم، خیلی وقت‌ها خواهیم دید که ”می‌توانیم“.


تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393
بازدید : 729
نویسنده : sina95

 توصیه‌هایی برای شاد زیستن● چطور خوشحال باشیم؟
شادی و خوشحالی مانند اشعه های خورشید به ما انرژی می دهد و باعث درخشش ما خواهد شد. اگر تصور می كنید شادی واژه ای است كه هرگز در دایره لغات شما وجود ندارد، در این باره بیشتر بیندیشید. توجه به نكات زیر به شما نشان می دهد كه چطور می توانید جرقه های شادی را در زندگی خود وارد كنید.
لبخند بزنید
یك لبخند در روز همه احساسات نامطبوع را از شما دور می كند. این عادت تكراری افراد خوشحال است كه شما هم می توانید آن را امتحان كنید. لبخند شما به دیگران نشان می دهد كه فردی مثبت و شاد هستید و به نوعی طراوت و شادابی را برایتان به ارمغان می آورد. به علاوه باعث نزدیكی بیشتر شما به سایرین خواهد شد.
● مثبت بیندیشید
اگر همواره فردی محزون و افسرده هستید كه افكار ناراحت كننده ای در سر دارید و تصورتان بر این است كه از بدو تولد، انسان ناكامی بودید، برای داشتن احساس شادی و نشاط لازم است كه مثبت بیندیشید؛ یعنی تمام افكار منفی و بدبینی را از خود برانید.
با دوستان خود صحبت كنید
آیا امروز، روز كاری بدی داشته اید؟ می توانید راجع به آن با دوستان نزدیك خود صحبت كنید. تحقیقات نشان می دهد افرادی كه از غم و اندوه و سوگ خود با دیگران حرف می زنند، نسبت به افرادی كه احساسات خود را مهار می كنند احساس بهتری دارند. استرس بیش از حد به شما آسیب می رساند و خوشحالی را از بین می برد. بنابراین دفعه بعد كه احساس كردید دنیا روی سرتان خراب شده، برای یك گپ صمیمانه نزد یكی از دوستان خود بروید.
● كاری را انجام دهید كه دوست دارید
آیا از انجام كاری كه آن را دوست ندارید، لذت می برید؟ مسلماً خیر. همه ما این شانس را نداریم كه شغل دلخواه خود را داشته باشیم، ولی شما می توانید فعالیت مورد علاقه تان را در اوقات فراغت خود انجام دهید. در حقیقت كارهای مورد علاقه افراد قلمرویی است كه در آنجا می توانند احساس خوشحالی بیشتری داشته باشند.
این موارد را نیز در نظر داشته باشید، چون باعث تقویت احساس شادی شما خواهد شد:
- سعی كنید بیش از واقعیت خود را شاد نشان دهید.
- به ازای هر گونه مهربانی و كمك دیگران، به شخص دیگری كمك كنید.
- زمانی در روز را به تفكر و عبادت بپردازید.
- به افراد نیازمند یاری برسانید.
- ورزش منظم را در برنامه خود جای دهید.
- نوزادی را كه تازه متولد شده بغل كنید و ورود او را به جهان خوشامد بگویید.
- در زمان حال زندگی كنید. آینده را به آینده واگذارید.
به هر حال همه ما می توانیم شاد باشیم، اگر سعی كنیم و در این زمینه سخت بكوشیم. بنابراین هرگز نگویید كه شادی تنها یك واژه دور و دست نیافتنی است. خوش باشید و آن طور كه دوست دارید زندگی كنید


تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393
بازدید : 689
نویسنده : sina95

 راه‌های رسیدن به خوشبختی و سعادتمتخصص‌های انگلیسی بعد از تحقیق‌ها و بررسی‌ها راه‌های اصلی سعادت را به‌طور ساده در ده ماده خلاصه می‌کنند و عقیده دارند رسیدن به اوج سعادت و خوشبختی، کار مشکلی نبوده و با انجام نکته‌های سادهٔ زیر می‌شود صاحب زندگی دلپذیر و شیرینی شد: 
۱) به طبیعت علاقه‌مند باشید. گیاهانی را کاشته و با مراقبت و علاقه آنها را پرورش دهید. 
۲) در پایان هر روز چند کار خوب خود را به خاطر بیاورید و با آنها احساس غرور و شادی کنید. 
۳) با دوستان و نزدیکانی که مورد علاقهٔ شما می‌باشند، صحبت کنید.
۴) دوستان دورهٔ کودکی و قدیمی که با شما هم‌فکر می‌باشند و خاطره‌های شیرینی با شما دارند را دست‌کم ماهی یک بار ملاقات کنید. 
۵) تا می‌توانید شاد باشید و در هر فرصت، خنده و شادی را فراموش نکنید. 
۶) از سیگار دور باشید. آب‌میوه، سبزی و حبوبات زیاد استفاده کنید.
۷) در هوای تمیز، راهپیمائی و یا ورزش کنید.
۸) با همسایه‌ها، همکاران و دوستان خود همیشه خوش‌رو و مهربان باشید.
۹) کمتر تلویزیون تماشا کرده و به‌جای آن با افراد خانواده و دوستان، صحبت کنید و در کارها با یکدیگر کمک کنید. 
۱۰) برای دوری از استرس و خستگی‌های روزانه، کاری که مورد علاقه‌تان می‌باشد را انجام دهید.
● تعهد 
پس از اینکه هدف خود را مشخص کردید، عاملی که در رویاروئی با مانع‌ها به شما کمک می‌‌کند. تعهد نسبت به کاری است که خواهان انجامش هستید. با تعهدی نیرومند، می‌توانید بر هر چیزی غلبه کنید. بدون آن، محکوم به شکست هستید. 
یکی از دوست‌هایم، کارش را رها کرده و شروع به جارت شخصی کرد. وقتی شروع به کار کرد، از او پرسیدم ”دربارهٔ مسئله‌ها و مشکل‌های جدید چه احساسی داری؟“ گفت: ”شش ماه به خودم فرصت می‌دهم و اگر در این مدت، تلاش‌های من نتیجه‌ای نداد، شغل دیگری انتخاب می‌کنم“. همان‌طور که ممکن است حدس زده باشید، او پس از گذشت چهار ماه کارش را رها کرد. خوشبختانه داستان پایان خوشی دارد. به تازگی او و همسرش کار جدیدی را شروع کرده‌اند. این بار وقتی از او پرسیدم: ”چه احساسی داری؟“ گفت: ”عالی“ او گفت: ”ما همهٔ امکانات را در نظر گرفته‌ایم و تا رسیدن به هدف و موفقیت ادامه می‌دهیم“. تعهد او نسبت به کار دومش، او را قادر کرده تا جسارت پیدا کند. 
وقتی کارها به شیوه‌ای که می‌خواهید، پیش می‌رود و به‌طور یقین این اتفاق می‌افتد، سطح تعهدتان مورد سنجش قرار می‌گیرد، اگر تعهدتان قوی باشد، با آنچه در جریان است، پیش می‌روید. اگر می‌خواهید ارتباطی جدید یا کاری جدید را شروع کنید نیز این مطلب مهم است. یعنی شما باید به‌طور کامل تعهد بدهید.
برای لحظه‌ای تصور کنید که می‌خواهید کسب و کار جدیدی را شروع کنید. در ابتدا باید تعهد بدهید که موفق می‌شوید، ”ناپلئون هیل“ در کتاب ”تفکر و ثروتمند شدن“ می‌گوید: ”باید همهٔ پل‌هایتان را خراب کنید“ دلیل او برای این پیشنهاد این است که اگر بدانید هیچ انتخاب دیگری ندارید، همهٔ تلاش خود را برای انجام آنچه می‌خواهید، به‌کار می‌برید. از دام دخالت‌ها آگاه باشید؛ چون موجب سقوط اغلب افراد باانگیزه می‌شود. البته باید این عمل را هوشمندانه و دقیق انجام دهید. در حقیقت، این عقیدهٔ خوبی است که ”هرگز به هنگام وارد شدن مردم، در را نبندید“ اگرچه ارتباط با سایر افراد می‌تواند باارزش‌ترین منبع باشد، با تمام وجود به آنچه انجام می‌دهید، متعهد باشید و برای رسیدن به موفقیت، تلاش کنید داستان دوست من را به یاد بیاورید. 
در نهایت زمانی‌که به‌صورت جدی متعهد شد، موفق شد. آنچه موجب افزایش سطح تعهدتان می‌شود، این است که از خود بپرسید: ”چرا این تغییر را در اولویت قرار داده‌اید؟ از آنچه به‌دست می‌آورید و از عدم آن، چه ضررهائی را متحمل می‌شوید؟“


تاریخ : سه‌شنبه 19 فروردین 1393
بازدید : 724
نویسنده : sina95

 شب عروسی (زفاف) اولین شب شروع زندگی مشترک و یکی از شب های بسیار مبارک است . مبارکی آن از این جهت است که در روایت آمده مؤمن با ازدواج و عروسی کردن نیمی از ایمانش تکمیل می شود. به همین جهت در منابع اسلامی آداب فراوانی برای آن ذکر شده است. در این شب دعا مستجاب است و فرشتگان رحمت خدا را برای عروس و داماد نازل می کنند.

از آموزه های دینی به دست می آید، همبستر شدن زن و شوهر و ارضای غریزه جنسی از این راه عبادت محسوب می شود و حتی در روایتی آمده است اگر کسی عمل نزدیکی با همسرش را همراه با آداب و رسوم آن زود به زود انجام دهد ، به یکی از سنت های پیامبران(ص) عمل کرده است.
نکاتی که در این جا باید بر آن تأکید کرد این است که :
1- در انسان برخلاف سایر جانداران، کیفیت همبستر شدن و انجام رفتار جنسی با همسر غریزی نیست ، بلکه آموختنی است و باید روش صحیح آن را یاد گرفت، گرچه اصل وجود غریزه جنسی غریزی و فطری است. به همین دلیل یکی از ضروریات برای هر پسر و دختر جوان که تصمیم بر ازدواج دارند، این است که دانستنی های لازم برای این کار را یاد بگیرند. این دانستنی ها شامل: مقدمات همبستر شدن، شناخت نیازهای عاطفی یکدیگر در هنگام آمیزش و رعایت آن، شناخت راه های مختلف همبستر شدن، آگاهی از راه های جلوگیری از بارداری، تنظیم خانواده، آگاهی از احکام شرعی آن اعم از زمان و مکان آمیزش و مسائل دیگر آن مثل غسل و امثال آن، رعایت بهداشت ظاهری مثل مسواک زدن، خوشبو بودن و امثال آن، آگاهی از نکات بهداشتی آمیزش و رعایت آن، آگاهی ضمنی از اختلال های جنسی که در صورت وقوع، سریعا برای معالجه اقدام کنند و صدها نکته ریز و درشت که بیان آنها در این جا مقدرو نیست و برای فراگیری آن لازم است به کتاب های مفیدی که در این زمینه تألیف شده مراجعه شود.

2- رسیدن زن و شوهر به اوج لذت جنسی (ارگاسم) ، یکی از علائم انجام شدن موفقیت آمیز آمیزش جنسی است. اما با تأسف باید بگوییم بسیاری از همسران به دلایل مختلف که مهمترین آن عدم آگاهی است، از انجام رضایت بخش این عمل ناتوانند و به همین جهت به مشکلات زیادی اعم از جسمی و روانی مبتلا می شوند. حتی طبق آماری که روان شناسان و کارشناسان امور خانواده ارائه کرده اند بیش از 75 درصد از عوامل اختلاف های خانوادگی ریشه در این موضوع دارد. حتی شیخ اجل سعدی در گلستان در ضمن داستانی می گوید:
زن کز بر مرد بی رضا برخیزد
زان خانه و زان سرا بلا برخیزد

3- در رسیدن به اوج لذت جنسی، که علامت آن انزال در زن و مرد است، بین زن و مرد تفاوت وجود دارد و معمولا مرد بسیار زودتر از زن به این مرحله می رسد. به همین خاطر بسیاری از مردان وقتی به ارگاسم می رسند ، دست از کار می کشند؛ در حالی که هنوز همسرشان به ارگاسم نرسیده است. رها کردن زن دراین حالت باعث می شود مشکلات جسمی زیادی از جمله ایجاد درد در ناحیه کمر و شکم برایش به وجود آید. پس لازم است مرد به این نکته توجه کند و قبل از آمیزش، همسرش را با تحریک نقاط حساس زن ، او را برای این کار آماده کند.
در روایات فراوانی این موضوع مهم بیان شده و تصریح می کند یکی از آداب همبستر شدن با همسر ، ملاعبه یعنی تحریک زن از طریق لمس و مالش بدن و در آغوش گرفتن و ... است . حتی در حدیثی آمده است مردی که قبل از نزدیکی با همسرش ملاعبه کند، مورد نظر و لطف و رحمت ویژه خدا قرار می گیرد.

آداب روابط زناشویی زن و مرد دو قسم است:

الف - آداب شب زفاف که عبارت است از :
1- ابتدا عروس و داماد وضو بگیرند.
2- تکبیر گفتن در این شب ؛
برخلاف مراسم جاهلیت - که متأسفانه عده‏ای در عصر ما به بعضی از آنها گرفتاراند و شب زفاف را به بی عفتی و بی غیرتی و گناه تبدیل میگذرانند - در اسلام ، نخستین حرکت سازنده زندگی مشترک ، با شعار «تکبیر» آغاز می گردد .
3- خواندن دو رکعت نماز ؛
خواندن این نماز با حال خضوع و خشوع و دعای ذیل در سرنوشت عروس و داماد بسیار مؤثر است: «اللهم ارزقنی الفتها و ودّها و رضاها بی و ارضنی بها و اجمع بیننا باحسن اجتماعٍ و انفس ائتلاف فانّک تحب الحلال و تکره الحرام؛ خدایا الفت و مودت و رضایت زن را نسبت به من و رضایت مرا نسبت به او، بر من ارزانی دار و میان ما را به بهترین وجه مجتمع نما و نیکوترین الفت را به ما عطا کن، همانا تو حلال را دوست می داری و حرام را زشت می شماری».
4- خواندن دعا و نیایش، که بعد از خواندن نماز زفاف صورت می گیرد.
5- دست گذاشتن داماد بر پیشانی عروس ؛
پس از ورود عروس به حجله ، داماد در حالی که رو به قبله می ایستد، دست خویش را بر پیشانی عروس بگذارد و برای خود و عروس و اولاد آینده‏شان ، چنین دعا کن: «اللهم بامانتک اخذتها و بکلماتک استحللت فرجها، فان قضیت لی منها ولدا فاجعله مسلما سویّا ولا تجعله شرک شیطان؛ خدایا این زن را به امانت از تو گرفتم و با کلمات تو او را حلال کردم، اگر از این زن فرزندی برای من مقرر فرمودی او را پربرکت و پارسا قرار ده و برای شیطان در او بهره‏ای قرار مده».

ب - آداب عمومی ( مستحبات) زناشویی:
1- گرفتن وضو
2- گفتن بسم اللّه‏
3- در هنگام جماع تعجیل نکند و زن را برای آن آماده کند تا او هم کاملاً لذت ببرد.
4- جماع در شب‏های دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه یا جمعه باشد.
5- هنگام جماع با زن ملاعبه و بازی کند تا او کاملاً آماده شود.
6- جماع را وقتی انجام دهد که زن میل دارد.
7- بهتر است نزدیکی در اول شب نباشد ، بلکه ساعاتی بعد از خوردن شام باشد ، زیرا معده پر است و نزدیکی موجب قولنج و فلج و چکیدن بول و فتق و ضعف بینایی و برخی بیماری های دیگر می شود.
امام رضا(ع) فرمود این عمل را در آخر شب انجام دهید. زیرا برای بدن صالح تر و مایه امید بیش تر و ذکاوت بیش تر برای فرزند کهبه دنیا می آید ، می باشد. (سفینه البحار ، ج 1، ص 181)

منبع:سایت پاسخگو


تاریخ : سه‌شنبه 19 فروردین 1393
بازدید : 692
نویسنده : sina95

 درت باروری همیشه موضوع داغ محافل علمی بوده،‌گاه و بیگاه محققانی عوامل محیطی موثر بر باروری و سلامت بدن را مورد بحث قرار می‌دهند. چنان که در یکی از تحقیقات اخیر تاکید شده پوشیدن شلوارهای فاق کوتاه و چسبان، جریان خون دستگاه تناسلی را مختل می‌کند.


همین یک جمله کافی بود تا باعث شود نظر یکی از بر‌ترین متخصصان نازایی را در این زمینه و مسائل مشابه آن جویا شویم تا حقیقت و شایعه از هم جدا شود.

شلوارهای تنگ عفونت‌ها را تشدید می‌کند

یکی از مشکلات شایعی که شلوارهای تنگ برای خانم‌ها ایجاد می‌کند عفونت‌های قارچی است. این شلوار‌ها مانع از تبخیر می‌شوند و وقتی ناحیه تناسلی مرطوب باشد احتمال بروز عفونت‌های قارچی از قبیل «کاندیدیاز» بیشتر می‌شود. علاوه براین، عفونت‌های میکروبی ناحیه مقعد در محیط مرطوب راحت‌تر می‌توانند به قسمت جلو بیایند و تکثیر پیدا کنند.
از طرف دیگر این شلوار‌ها به علت سایشی که با ریشه مو‌ها دارند بخصوص موهایی که قبلا اپیلاسیون شده‌اند و کوتاه هستند، ممکن است باعث ایجاد عفونت در ریشه مو‌ها شوند. این عفونت «فولیکولیت» نام دارد و به صورت جوش چرکی دردناک خود را نشان می‌دهد.

لباس زیر تنگ هم نپوشید

لباس زیرهای تنگ و آنهایی که از جنس شیمیایی هستند معمولا ظاهر قشنگتری دارند اما تنگ بودن و عدم امکان بخار شدن رطوبت و جنس‌های شیمیایی به کار رفته در آن‌ها می‌توانند شما را به دردسر بیندازند. الیاف طبیعی مانند پنبه معمولا خلل و فرج کوچکی دارند که اجازه می‌دهند رطوبت تبخیر شود اما این خلل و فرج در الیاف شیمیایی یا کم هستند یا اصلا وجود ندارند بنابراین عفونت‌ها تشدید می‌شوند.
علاوه براین مواد شیمیایی به کار رفته در آن‌ها ممکن است حساسیت‌زا باشند. درکل لباس زیرهای تنگ می‌توانند فولیکولیت یا‌‌ همان عفونت ریشه مو و سایر عفونت‌ها را تشدید کنند.

شستن لباس زیر راه و رسم مخصوص دارد

هر بار که لباس زیر یا هر لباس جدید دیگری خریداری می‌کنید باید آن را قبل از استفاده بشویید. اگر جنس لباس از نخ باشد می‌توانید آن را با درجه حرارت بالا حدود ۸۰ تا ۹۰ سانتی‌گراد بشویید اما بیشتر الیاف شیمیایی در این دما فرم اولیه و حالت کش دارشان را از دست می‌دهند بنابراین این لباس‌ها را بهتر است برای اولین بار در دمای ۴۰ تا ۵۰ درجه شست‌وشو دهید.

نکته دیگر اینکه لباس‌های زیر را قبل از شست‌وشو از سایر لباس‌ها جدا کنید و لباس زیر هر گروه سنی و جنسی را جدا از هم داخل ماشین لباسشویی بیندازید. پس از شست‌وشو نیز بهتر است آن‌ها را جلوی آفتاب خشک کنید. در صورت امکان قسمت وسط آن‌ها را نیز اتو بکشید.

هر یک ساعت از جای خود بلند شوید

نشستن‌های طولانی مدت و بی‌حرکت می‌تواند احتمال ایجاد عفونت‌های قارچی را در خانم‌ها بیشتر کند، به همین دلیل توصیه می‌شود خانم‌هایی که شغل‌های پشت می‌زی دارند و مجبورند ساعت‌های طولانی در یک مکان بنشینند همیشه همراه با خود محلول شست‌وشو بانوان داشته باشند و یک یا دوبار در روز از آن استفاده کنند یا اینکه اگر ممکن است در هر ساعت یک بار حداقل از جای خود بلند شوند و برای ۵ دقیقه راه بروند. این راه رفتن خود باعث تهویه و کاهش احتمال عفونت می‌شود.

گرمای زیاد، واریس و بواسیر را تشدید می‌کند

گرما به اندازه‌ای که برای آقایان مضر است برای خانم‌ها خطر ندارد. برخلاف تخمدان‌ها در خانم‌ها، بیضه‌ها در آقایان خارج از بدن قرار دارد و دمایشان باید کمتر از ۳۷ سانتی‌گراد باشد. با این حال استفاده از درجه حرارت بالا برای خانم‌ها نیز توصیه نمی‌شود. از این لحاظ که بالا رفتن درجه حرارت معمولا باعث می‌شود رگ‌های پا نیز درجه حرارتشان بالا رود و درنتیجه هم در ناحیه تناسلی و هم در سطح پا‌ها احتمال ایجاد واریس افزایش می‌یابد.

این واریس‌ها حتی ممکن است در بارداری با خونریزی همراه باشند. استفاده از صندلی‌های گرمکن‌دار اتومبیل نیز اگر مکرر و طولانی باشد می‌تواند واریس و بواسیر را در خانم‌ها تشدید کند بنابراین بهتر است گرمکن همیشه روشن نباشد و به مدت زیاد استفاده نشود. درمقابل گرما، سرما بتنهایی مشکلی برای ناحیه تناسلی خانم‌ها ایجاد نمی‌کند.



به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید