عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 04 مرداد 1394
بازدید : 201
نویسنده : sina95

 اگر عاشق سلفی هستید، بخوانید

اگر از مردانی هستید که مدام عکس‌های سلفی خود را در شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و فیس‌بوک به اشتراک می‌گذارید، ممکن است دارای شخصیتی خودمحور و ضداجتماعی باشید.

نتایج مطالعه‌ای جدید که جسی فاکس، دانشیار علوم ارتباطات در دانشگاه ایالتی اوهایو و مارگارت رونی، دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه اوهایو انجام داده‌اند، نشان می‌دهد مردان مورد مطالعه که عکس‌های سلفی بیشتری را از خود به‌صورت آنلاین منتشر کرده‌اند، امتیاز بیشتری از نظر خودشیفتگی (نارسیسیسم) و جامعه‌ستیزی گرفته‌اند. به‌علاوه، مردانی که تمایل دارند سلفی‌های خود را قبل از انتشار ویرایش کنند، امتیاز بیشتری از نظر خودشیفتگی و عینیت‌بخشی به خود دارند که نشان می‌دهد این افراد تا چه حد به ظاهر خود اولویت می‌دهند. به گفته جسی فاکس، شگفت‌انگیز نیست که مردانی که عکس‌های سلفی زیادی از خود منتشر و زمان زیادی را صرف ویرایش آن‌ می‌کنند، خودشیفته باشند ولی این اولین‌بار است که این مساله عملا تایید شده است.

جالب‌تر اینکه این افراد بیشتر شخصیت ضداجتماعی دارند. خودشیفتگی عبارت است اینکه شخص باور داشته باشد بهترین افراد است. البته این حالت با مقداری كمبود اعتماد به نفس هم همراه است. جامعه‌ستیزی نیز با فقدان همدردی و توجه به دیگران مشخص می‌شود. عینیت‌بخشی به خود نیز عبارت است از سنجیدن ارزش خود بر اساس خصوصیات ظاهری. این مساله در مردان کمتر مطالعه شده است. فاکس می‌گوید: «عینیت‌بخشی باعث بروز مشكلات حادی مثل افسردگی و اختلالات تغذیه‌ای در زنان می‌شود. با گسترش شبکه‌های اجتماعی، افراد بیشتر نگران ظاهر خود می‌شوند و این یعنی اینکه عینیت‌بخشی علاوه بر زنان، برای مردان نیز به مشکل بزرگی تبدیل خواهد شد.»

فاکس تاکید کرد: «نتایج این مطالعه حاکی از این نیست که مردانی که سلفی‌های بیشتری را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند عملا خودشیفته و جامعه‌ستیز هستند. همه مردان در این مطالعه نمره‌ای در محدوده طبیعی داشتند، فقط نمره آنها از میانگین جامعه بیشتر است.»

مطالعه‌ای دیگر که همین مساله را در زنان بررسی می‌کند در حال انجام است و نشان می‌دهد این مساله در مورد زنان نیز صادق است. نهایتا این مطالعات نشان می‌دهند خصوصیات شخصیتی ما چگونه می‌تواند بر رفتارمان در شبکه‌های اجتماعی تاثیر بگذارد.

 هفته نامه سلامت


تاریخ : یکشنبه 04 مرداد 1394
بازدید : 183
نویسنده : sina95

 زیبایی چقدر در عشق نقش دارد

زیبایی یا پسندیدن چهره طرف مقابل، یک معیار نسبی است. مصداق بارزش می شود این مثل: «علف باید به دهان بزی شیرین بیاید» اما خیلی ها معیارهای زیبایی و پسند ظاهر را با معیارهای دیگران هماهنگ می کنند. یعنی فکر می کنند که: آیا کسی که به عنوان همسر انتخاب می کنم آنقدر زیبا هست که تحسین همه را برانگیزد؟ (طبیعتاً اشتباه)


زیبایی یک انسان «تا حدی» از معیارهای زیبایی شناختی مایه می‌گیرد. درست است که چشمان درشت، چهره کودکانه، بزرگی گونه‌ها و تقارن و تناسب اعضای چهره و اندام، نشانه‌های شناخته‌شده و جهانشمول زیبایی هستند اما زیبایی یک انسان از این معیارهای زیبایی‌شناختی فراتر است.


واقعیت روان انسان این است که یک ویژگی گاهی می‌تواند تمام معادلات روان‌شناختی را به هم بزند. انسان‌ها وقتی عاشقمی‌شوند، به معیارهای جهانشمول زیبایی‌شناسی فکر نمی‌کنند. آنها خط‌کش دستشان نمی‌گیرند تا تناسب اعضای چهره معشوق را اندازه بگیرند. چه بسا یک نقص در یک فرد او را زیباتر کند (با تاکید اینکه تعداد این موارد کم نیست).


گاهی یک انحنا در بینی یا کک و مک روی گونه‌ها یا بیرون‌زدگی فک بالایی زیبایی منحصربفردی به یک چهره می‌دهد که با هیچ‌کدام از فرمول‌های زیبایی‌شناختی هماهنگی ندارد. همه ما انسانیم و جذب زیبایی‌های طبیعی و انسانی می‌شویم. همان‌طور که نقص‌های کوچکی که در صنایع دستی وجود دارد، آنها را زیباتر می‌کند و ظاهری دلنشین‌تر و متفاوت از تولیدات صنعتی به آنها می‌دهد، به همان شکل ظاهر تراشیده و بی‌عیب و مجسمه‌مانند یک انسان «احساس زیبایی» و «احساس دوست‌داشتنی» در ما برنمی‌انگیزد.

متاسفانه یکی از معضلات دوران اخیر، مقایسه با هنرپیشگان و ستاره‌های سینماست. خطاهای شناختی رایج این است که «من باید شبیه ستارگان سینما باشم تا زیبا باشم.» یا «من باید بسیار زیبا باشم تا دوست‌داشتنی باشم.» زیبایی یک مجموعه است. با اینکه بخشی از آن با معیارهای زیبایی‌شناختی قابل تبیین است اما بخش قابل‌توجه آن درونی است. انرژی روانی درونی، اعتماد به‌نفس، ویژگی‌های شخصیتی، صلابت درونی، مهربانی و انسان‌دوستی، توانایی همدلی، خوش‌مشربی و طنازی همه ویژگی‌هایی هستند که در چهره و حرکات و زبان بدن نمایان می‌شوند و یک زیبایی منحصربفرد به انسان می‌دهند. ما گاهی شیفته نقص‌های همدیگر می‌شویم. انسان‌ها دنبال یافتن همدمی هستند که برایش عقده دل بگشایند و همان‌طور که هستند، از حضور او لذت ببرند. در یک عشق صادقانه، کسی دنبال معشوق تصنعی که شبیه عروسک یا یک مجسمه تراشیده باشد، نیست.


نتیجه فراگیر شدن عمل‌های جراحی زیبایی برای رسیدن به معیارهای ثابت زیبایی‌شناختی این است که جوان‌ها روز به روز بیشتر شبیه همدیگر شده‌اند. این اتفاق نامبارک یک تهدید جدی برای رابطه‌های عاشقانه است.

نقش زیبایی در ازدواج

هیچگاه نمی توانیم منکر نقش زیبایی در ازدواج شویم

 

تحقیقات چه می گویند؟
روانشناسان می گویند که طی تاریخ و فرایند تکاملی بشر خانم ها هنگام انتخاب همسر کمتر به ظاهر او توجه می کردند و در عوض قدرت باروری همسرشان برایشان در اولویت بود اما مردها اینگونه نبودند آنها به دنبال همسری می گشتند که بتوانند در او جوانی، سلامت و زیبایی را بیابند تا فرزندانشان سالم تر و زیباتر شوند.


تحقیقات دانشمندان انگلیسی هم نشان می دهد که انسان های با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم ازدواج می کنند، زندگی خانوادگیشان بسیار عالی خواهد شد اما از آنجا که این تحقیقات بیشتر روی زوج های جوان انجام شده است می تواند نشان دهنده این باشد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش زیبایی ظاهری در دوام بیشتر ازدواج و در سنین پیری قطعی نیست.


یکی از محققان این تحقیق می گوید که زن ها معمولا درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می کنند را به خود او منعکس میکنند. مردی که ظاهر پایین تری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین دلیل همه تلاشش را می کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد. مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارند، ممکن است تعهد کمتری داشته باشند و این ممکن است باعث کمتر بودن عمر ازدواج آنها شود.


تاریخ : یکشنبه 04 مرداد 1394
بازدید : 139
نویسنده : sina95

 زیاد موسیقی گوش کردن افسردگی را 8 برابر می‌كند

نتایج یک پژوهش جدید در ایالات متحده حاکی از آن است که زیاد موسیقی گوش کردن احتمال ابتلا به افسردگی را 8 برابر می‌كند و ممكن است این موضوع عامل افسردگی در بزرگسالان باشد.

 محققان دانشکده پزشکی دانشگاه پیتزبرگ دریافته‌اند که احتمال ابتلای افراد بزرگسال به بیماری افسردگیبین آنهایی  که وقت بیشتری را صرف موسیقی گوش کردن می‌کنند، بیشتر است، در حالی كه احتمال افسردگی جوانانی که بیشتر کتاب می‌خوانند به مراتب کمتر است.

 براساس گزارش «موسسه ملی سلامت روان ایالات متحده»، از هر 12نوجوان، یک نوجوان به افسردگی جدی مبتلاست.

 یافته‌های این پژوهش، بخشی از تحقیقات گسترده و روز افزونی است که به ارتباط بین سلامت روانی افراد با میزان بهره‌گیری از رسانه‌ها می‌پردازند.

 
دکتر برایان پریمک، پژوهشگر ارشد این تحقیق گفته است: «مشخص نیست که افراد افسرده برای رهایی از این بیماری بیشتر موسیقی گوش می‌دهند و یا گوش کردن موسیقی برای ساعات طولانی به افسردگیمنتهی می‌شود و یا هر دو عامل موثری در این زمینه هستند. به هر حال، ممکن است این یافته‌ها به والدین و پزشکان کمک کند تا ارتباط بین رسانه‌ها و افسردگی را دریابند.»


محققان دریافته‌اند که احتمال بروز افسردگی در جوانانی که بیشتر وقت خود را صرف گوش دادن به موسیقی می‌کنند 3/8بار بیشتر از افرادی است که زمان اندکی را صرف موسیقی می‌کنند و این احتمال در افرادی که بیشتر اوقات کتاب می‌خوانند، یک دهم است.


106 فرد بزرگسال که 46 نفر از آنها افسردگی جدی داشتند، در این تحقیق شرکت کردند.


تفاوت این تحقیق با بیشتر پژوهش‌هایی که در این زمینه انجام شده‌اند، این بود که پژوهشگران از شیوه‌ای به نام «زندگی واقعی» استفاده کردند. آنها در این روش بیش از 60 بار در یک دوره متمادی در 5 آخر هفته با شرکت کنندگان تماس می‌گرفتند تا دریابند در حال استفاده از چه نوع رسانه‌ای هستند.


تاریخ : یکشنبه 04 مرداد 1394
بازدید : 184
نویسنده : sina95

 جمله های معجزه آسا که زنتان را عاشق شما می کند

جمله های معجزه آسا

آقایان محترم شاید ندانید که یک جمله ساده چقدر می تواند روی زندگی مشترک تان تاثیر بگذارد و اعتماد همسرتان به شما و زندگی مشترک تان را بیشتر کند. اگر از آن دسته مردهایی هستید که فکر می کنند، جملات اهمیتی ندارد و تنها چیزی که مهم است درون شماست، کاملا در اشتباهید.
تا زمانی که با این احساسات درونی تان جمله ای نسازید و همسرتان را از آن ها با خبر نکنید، هیچ اتفاق خوبی در زندگی مشترک تان نخواهد افتاد.
اگر هم از اهمیت این جملات باخبرید اما نمی دانید چه بگویید و از کجا شروع کنید، بهتر است از این توصیه ها کمک بگیرید و با دنیای زنان آشنا تر شوید.
باید باور کنید که دنیای ذهنی زنان و مردان تفاوت زیادی دارد و اگر می خواهید همسرتان را خوشحال کنید باید به دنیایش وارد شوید و او را به شیوه خودش آرام و شاد کنید.

● چقدر زیبایی ، چقدر قشنگی
برخی از مردها می گویند اگر بگوییم چقدر زیبایی زنمان خودش را می گیرد یا زنمان خودش می داند که اصلا آنقدر ها هم زیبا نیست که از قشنگی اش تعریف کنیم ! و …
شوهران عزیز اشتباه نکنید ! زن ها دوست دارند ظاهرشان را ستایش کنید و گاهی به آن ها بگویید که چه چهره زیبا یی دارند.
حتی اگر همسر شما واقعا به این زیبایی نباشد از این که گمان کند در نظر شما این طور به نظر می رسد، احساس غرور خواهد کرد.
البته بی گدار به آب نزنید و بدون آن که برای حرف تان دلیلی داشته باشید او را ستایش نکنید. چون درست در زمانی که به همسرتان می گویید، چقدر زیبا هستی…
او دلیل شما را خواهد پرسید و خواهد گفت از چه نظر ؟ پس سعی کنید برای این ادعای تان جزئیاتی را هم مطرح کنید و به این فکر کنید، چه چیز در او زیباتر است و بعد سراغ تعریف کردن بروید.

● تو خیلی خاصی
این که همسر شما بشنود که او فردی بی همتاست و هیچ زن دیگری نمی توانسته شما را به این اندازه خوشبخت کند، یک حس فوق العاده به او می دهد. زن ها دوست دارند،
بدانند که با تمامی گزینه های دیگری که شاید همسرشان به آن ها برای ازدواج درنظر داشته فرق می کنند ( و تمام گزینه ها رو زیر میز گذاشته ! اوباما یادش به خیر !) آن ها ویژگی هایی دارند که از نظر شوهرشان در هیچ کدام از زن های دور بر هم وجود ندارد.
شما باید این خاص بودن را به او گوشزد کنید و بگویید که کدام یک از ویژگی های همسرتان بیش از دیگر ویژگی ها، شما را تحت تاثیر قرار داده.
این موضوع نه تنها حس خوب مورد توجه قرار گرفتن و قدردانی شما را به او می دهد بلکه باعث می شود که او تمرکز بیشتری روی ویژگی های مثبتش داشته باشد و برای پررنگ کردن شان تلاش کند.
زن ها دوست دارند از شوهرشان بشنوند که پر از صفات مثبت هستند و این که همسرشان به دلیل همین صفات به آن ها افتخار می کند.
در ضمن شوخی هم نکنید مثلا نگویید که تو خیلی خاصی وقتی که زنتان پرسید از چه نظر شماهم سریع بگویید از نظر شلختگی !

● با تو بودن بی نظیر است…
زن ها دوست دارند، همسرشان به رابطه ای که دارد افتخار کند و به دلیل آرامشی که در این رابطه دارد هم از آن ها قدردانی کند.
این قدردانی ممکن است به شکل های مختلفی صورت بگیرد. مثلا وقتی مردی زودتر از سر کار می آید و به همسرش می گوید،
دوست داشتم امروز بیشتر کنار تو باشم یا این که دوست دارم وقتم را بیشتر با تو بگذرانم و باقی مانده کارهایم را هم کنار تو انجام دهم می تواند یک حس فوق العاده را در زنان ایجاد کند.
با شنیدن این قدردانی ها زن برای بیشتر درک کردن همسرش تلاش خواهد کرد و برای این که همسرش در ساعات بیشتری که در خانه است آرامش داشته باشد و این اتفاق را تکرار کند، مصمم تر خواهد شد.
آن ها از این تصور که مردشان دوست دارد ساعتی از روز را تنها کنار او و تنها برای استفاده از وقت ۲نفره شان مشخص می کند بیش از هر چیزی خوشحال می شوند.

● دوستت دارم
اگر می خواهید همسرتان از این که دوستش دارید مطمئن شود چاره ای جز گفتن این حرف ندارید اما مهم تر از گفتن این حرف ها عملکرد شماست.
زن ها دوست دارند عشق تان را با کارهای تان نشان دهید. دادن یک شاخه گل، یک هدیه بی مناسبت، پیامک های احوال پرسی طول روز
و خیلی کارهای ساده دیگر می تواند تاثیر خاصی روی رابطه شما بگذارد و این زندگی را در چشم همسرتان افتخار آمیزتر کند
اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود، شما باید مراقب تمام حرف هایی که میان تان رد و بدل می شود باشید و فکر نکنید کلمات تاثیر چندانی ندارند.
مهم تر از همه این که باید مراقب قول هایی که به همسرتان می دهید باشید. گرچه پاسخ مثبت شما به خواسته های همسرتان می تواند او را خوشحال کند اما عمل نکردن به وعده های کوچک و بزرگ تان مشکل را چند برابر خواهد کرد و تاثیری منفی روی نگاه همسرتان به شما و رابطه خواهد گذاشت.

● متاسفم
برای زن ها مهم ترین اتفاقی که می تواند بعد از یک دعوا یا دلخوری پیش بیاید، شنیدن عذرخواهی مردشان است. آن ها دوست دارند تاسف واقعی شما را ببینند و بعد از این دلخوری ها مورد دلجویی قرار گیرند.
غرورتان را کنار بگذارید و اگر اشتباه کرده اید قبل از توضیح دادن دلایل تان از او عذر خواهی کنید. این که شما بدون گفتن این که پشیمانید شروع به توضیح دادن و دلیل تراشی کنید می تواند ناراحت کننده ترین واکنش بعد از دعوا برای یک زن باشد.
پس اگر نمی خواهید اوضاع را از این که هست خراب تر کنید با یک جمله ای که از ته دل می گویید همه چیز را رو به راه کنید؛ بگویید: ببخشید و متاسفم!
البته از طبع ظریف خانم ها هم سوء استفاده نکنید و هی او را اذیت کنید بعد هم با یک ببخشید بخواهید کار تمام شود یادتان باشد یک بار جستی مردک دو بار جستی مردک سومین بار بمردی مردک !

● همه چیز را درست می کنم
حتی اگر یک سوپرمن نباشید باید بتوانید به همسرتان اطمینان دهید که همه چیز تحت کنترل است و تا زمانی که در کنارش هستید نمی گذارید زندگی تان را چیزی تهدید کند.
گرچه شما با رفتارهای تان باید این اطمینان را در او ایجاد کنید اما در لحظاتی که او از ته دل غمگین است و احساس اضطراب می کند باید این جمله جادویی را به کار ببرید و به او آرامش دهید.
اگر فکر می کنید فراهم کردن امکانات زندگی برای شاد کردن همسرتان کافی است اشتباه می کنید. ایجاد احساس آرامش و اطمینان و گاهی بیان کردن این جملات او را بسیار آرام تر و اعتمادش به زندگی مشترک تان را هم بیشتر خواهد کرد.

● بیا صحبت کنیم
اگر همسرتان مدتی است که ناراحت یا پریشان است اما توضیحی در این مورد به شما نمی دهد، باید خودتان پیش قدم شوید.
شاید او مشکل بزرگی دارد که گفتنش برایش آسان نیست و شاید هم منتظر جرقه ای از طرف شماست. یادتان نرود که هیچ ناراحتی بی دلیل نیست و این که شما از کنار این پریشانی ها بگذرید و آن ها را جدی نگیرید، می تواند همسرتان را ناراحت تر از آنچه هست کند و حتی گاهی زندگی مشترک تان را هم زیر سوال ببرد.
پس بعد از هر دلخوری که بین تان پیش می آید یا حتی زمانی که می بینید رفتار همسرتان تغییر کرده اما دلیلش را نمی دانید، به او پیشنهاد گفت وگو دهید و حتی اگر از این گفت وگو طفره رفت برایش توضیح دهید که شنیدن حرف ها و احساساتش چقدر برای شما اهمیت دارد و چقدر برای بهتر کردن زندگی مشترک تان اشتیاق دارید.


تاریخ : یکشنبه 04 مرداد 1394
بازدید : 149
نویسنده : sina95

 یکی از مهمترین نکاتی که والدین در روند ترتیب فرزندانشان باید همواره به خاطر داشته باشند این است که هر روز از سوی کودکانشان به دقت تحت نظر هستند.

البته کودکان نه تنها تک‌ تک رفتارهای والدین را زیر نظر دارند بلکه به تمام حرف‌هایی که پدر و مادرشان می‌زنند و جملاتی که به زبان می‌آورند نیز به دقت گوش می‌دهند.

توجه به این نکته مهم که تمام رفتارهایمان به عنوان پدر و مادر زیر نگاه دقیق کودکمان است، سرنخی مهمی را در زمینه تربیت آنها به دستمان می‌دهد. هر تصمیمی که ما بزرگترها می‌گیریم، هر لغتی که به زبان می‌آوریم و هر عملی که انجام می‌دهیم به دقت مورد توجه فرزندمان است و در واقع کودکان، در هر لحظه از رفتارهای ما بزرگترها الگو برمی‌دارند و دانستن این واقعیت، مسئولیت سنگینی را به دوش والدین می‌گذارد.

کودکان از ما می‌آموزند و این یک واقعیت انکارناپذیر است. آنها رفتار ما را کپی می‌زنند؛ چه مثبت باشد و چه منفی و این الگوبرداری‌ها در نهایت به آنها شخصیتی صادق و باثبات یا آسیب‌پذیر و ناقص می‌دهد.

به گزارش سرویس اجتماعی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سایت «گود مِن پروجکت» به نقل از پدرانی که برخی از تجارب خود از بزرگ کردن فرزندانشان را با مخاطبان این سایت به اشتراک گذاشته‌اند دراین‌باره به هفت رفتاری که کودکان مشخصا از والدین کپی می‌زنند، اشاره کرده که به شرح زیر است:

1. کودکان به دقت به نحوه رفتار شما بزرگترها با والدین خودتان توجه می‌کنند و از شما الگو می‌گیرند و در نهایت شبیه همان رفتار را به شما باز‌می‌گردانند.

2. کودکان توجه می‌کنند که شما چگونه پول و مسائل مالی خود را مدیریت می‌کنید.

3. آنها در عین حال رفتار شما را با دیگر افراد تحت نظر دارند و اگر با افرادی که با شما در تماس هستند رفتار نامناسبی داشته باشید، شک نکنید که فرزندتان نیز با دیگران همان رفتار را خواهد داشت.

4. کودکان همواره تحت نظر دارند که والدین‌شان با افراد مسئول و بالادست به لحاظ موقعیت اجتماعی مانند مامور پلیس یا رئیس شرکت چگونه رفتار می‌کنند و چه اندازه به این افراد احترام می‌گذارند و در صحبت کردن درباره این اشخاص، چقدر ادب را رعایت می‌کنند. اگر شما این موضوع را رعایت نکنید فرزندتان نیز در طول زندگی‌اش هرگز به مقامات و اولیای امور که البته خود شما را نیز شامل می‌شوند، احترام نخواهد گذاشت.

5. کودکان به عمق شخصیت و صداقتی که شما در زندگی به نمایش می‌گذارید، دقت می‌کنند. اگر تقلب کنید و اگر حرفتان با عمل‌تان یکی نباشد و قصد فریب آدم‌های اطرافتان را داشته باشید و هرچند نامحسوس این کار را انجام دهید باز هم کودکان درک می‌کنند و متاسفانه از این رفتار سوء، الگو می‌گیرند.

6. کودکان با دقت به درجه نظم و انضباطی که شما به عنوان پدر و مادر او در جنبه‌های مختلف زندگی دارید، توجه دارند. بنابراین اگر پرخوری کنید، زیاد بخوابید، صورت حساب‌هایتان را به موقع پرداخت نکنید و به نظم در کارهایتان اهمیت ندهید، انتظار نداشته باشید که فرزندتان خلاف این رفتار کند و فرد منظمی شود. مگر اینکه رویه خود را تغییر دهید تا کودکتان نیز الگوی بهتر و سالم‌تری را مقابل چشمانش داشته باشد و با آن الگو، بزرگ شود.

7. کودکان از سخاوتمندی و بخشندگی شما نیز الگو می‌گیرند. پس از کمک کردن به مردم با رضایت قلبی غافل نشوید تا فرزندتان نیز از نعمت زندگی کردن با قلبی سرشار از عشق و بخشندگی نسبت به انسان‌ها و کمک به دیگران بهره‌مند شود.


تاریخ : یکشنبه 04 مرداد 1394
بازدید : 140
نویسنده : sina95

 

خشونت، معضلی است که در هر جامعه انواع مختلف آن را با شدت کمتر و بیشتر می‌توان شاهد بود و می‌توان گفت این معضل وابسته به مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و برای کاهش آن باید مسائل دخیل در آن را شناسایی و زیرساخت‌های مناسب آن را آماده کرد.

یکی از انواع خشونت‌ها، خشونت‌خانگی است. به خشونتی، خشونت خانگی یا خانوادگی گفته می‌شود که در یک رابطه خانوادگی بین‌طرفین دعوا وجود داشته باشد. به‌عنوان مثال درگیری بین دو برادر برای ارث و میراث. البته این امکان نیز وجود دارد که این دو برادر در دو خانه جدا زندگی کنند. به این نوع از خشونت، خشونت خانوادگی می‌گویند.

خشونت خانگی بیشتر اختلاف بین زن و شوهر و فرزندان است. به‌نظر می‌رسد درگیری بین همسران بیش از سایر مسائل درگیری خانگی را شامل می‌شوند و بعد از آن اختلاف بین برادران و اختلاف بین خواهرها و خواهر و برادران و پدر و مادر با فرزندان در رتبه‌های پایین‌تر قرار دارند. موضوعاتی‌که بیشتر همسران روی آن اختلاف پیدا می‌کنند مربوط به کشمکش‌های خانوادگی، خیانت، اعتیاد و مشکلاتی که مربوط به پرخاشگری افراد است مانند مشکلات اقتصادی و معیشتی، انتظارات خانوادگی، مشکلات مربوط به مسکن، مسائل مربوط به اعصاب و روان، بیماری‌ها و ناتوانی افراد در برطرف‌کردن این مسائل.

در روابط بین برادرها مسائلی از قبیل اعتیاد، ارث و میراث و سایر تعهدات شفاهی - مشکلات مالی- است که ایجاد اختلاف می‌کند. ما امروزه در میان خانواده‌ها شاهد طلاق عاطفی بین زوجین هستیم. امروزه در خانواده‌ها زن و شوهر هر یک مشغول کارها و مسائل مربوط به خود هستند و فشارهای کاری و بحران‌های روانی بر آنها غلبه می‌کند و بعد فضای مجازی به آنها کمک می‌کند که سرگرم زندگی دیگری شوند و نتیجه این می‌شود که زوجین از هم غافل شده و بین آنها فاصله ایجاد می‌شود و درنهایت رابطه عاطفی بین آنها گسسته شده و مجموع اینها زمینه‌ساز مشکلات پیش از طلاق می‌شود. زمانی‌که طلاق نیز اتفاق می‌افتد مشکلات مهریه باری مضاعف بر مشکلات و کشمکش‌های قبلی می‌شود. متاسفانه حقوق زن و مرد نسبت به هم حقوق کاملا مشخصی نیست. حقوقی که قانون مشخص می‌کند برخی در توان افراد نیست و بعضی‌ها در عرف و هنجار جایی ندارند. به‌عنوان مثال حقوق زنان در روابط زناشویی به درستی دیده نمی‌شود. درواقع حق حیات در خانواده‌ها دچار تزلزل است. به‌عنوان مثال دیگر ویژگی‌های قومی، بومی و فرهنگی در قانون تجلی پیدا نمی‌کند. متاسفانه مردان و زنان شیوه‌های استیفای حقوق خود را نمی‌دانند و از آنجایی‌که شیوه‌های بازگرداندن این حقوق مشخص نیست مشکلات عدیده‌ای را برای جامعه ایجاد می‌کند که هریک از آنها نیز خود زمینه‌ساز معضلات و گاهی آسیب‌هایی می‌شوند.

یکی دیگر از معضلاتی که وجود دارد این است که شیوه‌های استیفای حقوق در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است که با قانون مغایرت دارند. آمارهای مربوط خشونت‌های خانوادگی حاکی از این هستند که با افزایش تحصیلات، خشونت خانوادگی کاهش می‌یابد، بنابراین نقش تربیت و آموزش اهمیت دارد. البته در مورد خشونت‌ها و جرایم بزرگ اینچنین نیست و گاه ارتباطش با تحصیلات معکوس می‌شود. یعنی جرایم بزرگ و سنگین، جنایت‌های علیه بشریت، اختلاس در حجم بالا، کلاهبرداری‌های ملی و... بیشتر توسط افراد تحصیلکرده انجام می‌شوند. درواقع نمی‌توان میزان تحصیلات را معیار مناسبی برای سنجش این مقوله درنظر گرفت. حال این پرسش مطرح می‌شود که برای مقابله با خشونت خانوادگی چه باید کرد؟ برای مقابله با خشونت باید ریشه‌ای عمل کرد چون خشونت‌ها ریشه در مسائل اجتماعی دارند.

از یک منظر دیگر نیز می‌توان گفت بحران‌های اقتصادی به این خشونت‌ها دامن می‌زنند؛ خشونت را به وضوح می‌توان در میان افرادی که در تأمین معاش خود ناتوان هستند، دید. می‌توان گفت خشونت ریشه در بی‌قانونی یا عدم‌حاکمیت قانون دارد. مسائل فرهنگی نیز از عوامل تاثیرگذار بر خشم هستند. یکی از معضلات جدی ما از بین رفتن اخلاقیات در میان خانواده‌هاست. در باب معضل اعتیاد هم که همگان با بازتاب‌هایش در جامعه آشنا هستند. متاسفانه ما درحال حاضر بزرگترین مصرف‌کننده موادمخدر در دنیا هستیم باید این نکته را مدنظر قرار دهیم که خشونت یکی از کوچکترین متولدین این بحران است. یکی از راهکارهای اصلی مقابله با خشونت در جامعه این است که در وهله‌اول مشکلات اقتصادی رفع شوند چون بسیاری از فشارهای عصبی که منجر به خشونت می‌شوند ریشه در مسائل و مشکلات اقتصادی دارند. کنترل انواع خیانت‌ها مانند خیانت در خانواده و خیانت‌های اقتصادی می‌تواند در کاهش خشم موثر باشد و برای نیل به تک‌تک اینها ما نیاز به فرهنگ‌سازی، آموزش و تربیت داریم.

تازمانی‌که زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی اصلاح نشوند نمی‌توان انتظار داشت تنها با آموزش کنترل خشم، سطح خشونت در جامعه کنترل شود. این عمل مانند این است که فردی از گرسنگی درحال مرگ است و ما به او آموزش آداب غذاخوردن می‌دهیم. شناسایی و کنترل افرادی که دچار اختلالات روانی هستند یکی دیگر از راهکارهای کاهش خشم است. آموزش مهارت‌های زندگی نیز در کاهش میزان خشم در خانواده‌ها موثر است.

منبع:سلامت نیوز

تاریخ : یکشنبه 04 مرداد 1394
بازدید : 147
نویسنده : sina95

 چگونه از حالات و حرکات فرد به شخصیت درونی او پی ببریم

 شخصیت شناسی از روی رفتار و حرکات

ما در اینجا برخی از رایج ترین رفتارها را که معیاری برای قضاوت شما می توانند باشد، برایتان آورده ایم.

حالت دست

شما می توانید از طریق حالت دست طرف مقابل، شخصیت او را تشخیص دهید. افرادی که حرکات دست زیادی دارند، معمولا افرادی قدرتمند با اعتماد به نفس بالا هستند که دوست دارند خودشان را در مقابل دیگران بیان کنند در حالی که آنهایی که زیاد هنگام صحبت کردن دست خود را تکان نمی دهند، افرادی کم رو و بدون اعتماد به نفس هستند که به دنبال ساده ترین راه برای انجام کارهایشان می گردند.

وقت شناسی

آیا دیر سر قرارتان رسده اید؟ این رفتار شما بر شخصی که منتظر شما مانده است، تاثیر منفی خواهد گذاشت. افرادی که وقت شناس هستند، افراد با انگیزه ای هستند که ساختار ذهنی منظمی دارند و برای لحظه به لحظه زندگی خود ارزش قائلند در صورتی که افراد وقت نشناس، افراد بی ملاحظه ای هستند که همیشه در حال دویدن به این طرف و آن طرف اند و تمام کارهای خود را در دقیقه 90 انجام می دهند.

طرز برخورد با کارکنان رستوران

سعی کنید هیچگاه با فردی که با کارمندان رستوران بد برخورد می کند، قرار ملاقات نگذارید. شما از طرز برخورد افراد با گارسن های رستوران، کارمندان هتل و نگبانان می توانید تشخیص دهید که آیا طرف مقابل تان فرد مودبی است یا خیر. افرادی که شغل دیگران را معیار احترام گذاشتن به آنها قرار می دهند، افراد قابل اعتمادی نیستند.

طرز نگاه هنگام نوشیدن

تحقیقیات نشان داده افرادی که هنگام نوشیدن قهوه یا چای، به داخل فنجان نگاه می کنند، افرادی درونگرا، ایده آلیسم، آگاه و متمرکز هستند. اما فردی که به لبه های فنجان نگاه می کند، فردی است که بسیار تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد و نسبت به اتفاقات اطراف خود آگاه است. بی خیالی، برونگرایی و قابل اعتماد نیز از دیگر خصوصیات این دسته است. آنهایی که هنگام نوشیدن نیز چشمان خود را می بندند، افرادی هستند که در زندگی درد و رنج کشیده اند اما سعی می کنند خودشان را با خوشی ها سرگرم کنند.

جویدن ناخن ها

بله، این یک نشانه است. تحقیقات نشان داده افرادی که ناخن های خود را می جوند یا با موهای خود بازی می کنند یا حتی پوست تن خود را می خارانند، تمایل به کمال گرایی دارند و نمی توانند آرامش خود را به طور کامل حفظ کنند.

دست خط

فرقی نمی کند که شما یک نامه عاشقانه بنویسید یا یک لیست خرید روزانه، دست خط شما می تواند شخصیت شما را لو دهد.

افرادی که هنگام نوشتن فشار زیادی به خودکار می آورند افرادی لجوج هستند که از اعتماد به نفس بالایی نیز برخوردارند. اگر کلمه های نوشته شده درشت و بزرگ باشند، شما فردی مردم محور هستید در حالی که دست خط ریز و کوچک نشان از درون گرایی شما دارد.

اگر دست خط شما به سمت راست شیب داشته باشد، شما فردی احساساتی و مهربان هستید اما اگر شیب آن به سمت چپ باشد، درونگرایی از خصوصیان اخلاقی شما است. دست خط های صاف نیز نشانه عملگرایی می باشد.

چک کردن گوشی

چک کردن گوشی و این که چه زمان و مکانی گوشی خود را از جیب یا کیف تان در می آورید، می تواند شخصیت شما را آشکار کند. اگر فردی هستید که مدام شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک یا ایمیل خود را چک می کنید، نشان می دهد که شما در مورد مسائل عاطفی ثبات ندارید و مدام حال و هوایتان تغییر می کند.

تماس چشمی

برقرار نکردن تماس چشمی نشان دهنده عدم اعتماد به نفس است و این که فرد بر رفتارهای خود کنترل نداشته و همیشه برای انجام کارهایش نیاز به یک تلنگر از سوی اطرافیان دارد. اینگونه افراد اراده ای ضعیف دارند.

اما از طرف دیگر افرادی که اعتماد به نفس زیادی دارند، از برقرار کردن تماس چشمی واهمه ای ندارند و هنگام صحبت با دیگران به مدت طولانی تری به چشم های طرف مقابل خیره می شوند. اینگونه افراد در برقراری روابط اجتماعی با دیگران موفق تر هستند.

برترینها


تاریخ : سه‌شنبه 30 تیر 1394
بازدید : 305
نویسنده : sina95

  رعشه شایعترین حرکت غیر عادی بدن است و ممکن است در دست‌ها، بازو، چشم، صورت، سر، طناب‌های صوتی، تنه و ساق پا دیده شود. 

 
رعشه ممکن است در هر سنی بروز کند ولی در افراد میانسال و سالمندان متغیر است اما در مواردی که لرزش در سنین پایین‌تر شروع شود باید جدی گرفته شود چرا که در بیماری‌های تحلیل برنده‌ی مغز مثل ام‌اس یا بیماری‌های مخچه‌ای یا پارکینسون این نوع لرزشها دیده می‌شود.
 
عواملی که دست دوستی برای این لرزش دراز می‌کنند
رعشه در درجات مختلف در تمام افراد وجود دارد برای مثال وقتی دستها به صورت کشیده نگه داشته شود دستها اندکی لرزش پیدا می‌کنند اما عواملی هستند که این لرزش راتشدید می‌کنند از جمله استرس و اضطراب‌، خستگی و فعالیت فیزیکی شدید، مصرف الکل، پرکاری غده‌ی تیروئید و مصرف کافئین و سایر محرک‌ها. 
 
رابطه‌ی علت و معلولی حاکم بر درمان بیماری با توجه به عوامل ایجاد کننده این لرزش نوع درمانها متفاوت است یعنی علت لرزش که مشخص شد درمان خاص برای آن صورت می‌گیرد. 
 
دکتر محمد رضا معتمد متخصص مغز و اعصاب در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان بیان کرد: بسته به نوع علت این لرزش درمانهای مختلفی برای آن وجود دارد. 
 
وی افزود: اگر لرزش بر اثر استرس و اضطراب یا مصرف کافئین باشد با برخی درمانهای دارویی که پزشک تجویز می‌کند این لرزش فروکش خواهد کرد. 
 
وی ادامه داد: گاهی اوقات پرکاری تیروئید سبب لرزش بدن می‌شود که این وضعیت پرکاری باید بررسی شود و نسبت به درمان‌ این پر کاری اقدام شود. 
 
معتمد تصریح کرد: از عوارض استفاده از داروهای بیماری‌های ریوی نیز ایجاد لرزش در بدن است که با کم کردن دارو این لرزش نیز کاهش پیدا می‌کند. 
 
این متخصص مغز و اعصاب گفت: نوعی از لرزش به دلیل بیماری پارکینسون اتفاق می‌افتد که با بقیه فرق می‌کند و با استراحت فرد لرزش بوجود می‌آید که در این مورد توصیه می‌شود افراد با انجام فعالیت بدنی لرزش را کاهش دهند. 
 
معتمد خاطر نشان کرد: گاهی لرزش علت خاصی ندارد و ناشی از کهولت سن است که اگرچه با تجویز دارو کاهش پیدا می‌کند اما درمان قطعی ندارد. 
 
وقتی طبیعت به کمک این لرزش می‌آید
همیشه درمان بیماری‌ها به داروهای شیمیایی معطوف نمی‌شود و گاهی گیاهان اثر بخشی مناسبی بر درمان دارند. 
 
دکتر تیرنگ نیستانی متخصص تغذیه در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان بیان کرد: برای پیشگیری از این عارضه باید از نظر تغذیه به مصرف سبزیها و میوه‌ها به طور مناسب توجه کرد.
 
وی افزود: از مصرف چای و قهوه به صورت بی‌رویه باید خودداری کرد زیرا که موجب افزایش لرزش در افراد می‌شود. 
 
نیستانی خاطر نشان کرد: توصیه می‌کنیم افراد از برگ‌های کلم به دلیل داشتن ویتامینB که برای رشد مفید است استفاده کنند و همچنین از مصرف اسفناج، سیب‌زمینی، انجیر و لبو نیز برای کاهش این لرزش غافل نشوند. 
 
همانطور که گفته شد نوع تغذیه و فعالیت فیزیکی در درمان یا افزایش این بیماری بسیار موثر است. تغذیه یا تحرکات فیزیکی می‌تواند برای افراد مضر واقع شود.

تاریخ : دوشنبه 29 تیر 1394
بازدید : 386
نویسنده : sina95

 

موفقیت

 


هر پیشرفت و موفقیتی مقدمات و پیش نیازهایی دارد که اطلاع داشتن از آن ها برای ما ضروری است، برای موفقیت در خداگونه شدن هم باید از رموزی آگاهی داشته باشیم که در این مقاله به طور اختصار به چند مورد اشاره می کنیم .


 

1- قبل از تصمیم و اقدام در هر زمینه و زمانه ای چهار محور کلیدی را فراموش نکنیم:

الف - مطالعه، یعنی جمع آوری اطلاعات در مورد هر آنچه در پیش داریم: ازدواج – خرید مسکن – انتخاب شغل – استفاده از رسانه های مدرن و ...

ب- مشاوره: بهره گیری از تخصص و تجربه ی اهل فن در آن رشته و موضوع تصمیم

ج- مشاهده: مشاهده ی خوبان و بدان – ادب از که آموختی از بی ادبان- ادب از که آموختی از با ادبان – بنابه فرموده امیر مومنان علی (علیه السلام) از آنچه در دیگران می بینی و نمی پسندی دوری کن و از آنچه در دیگران می بینی و می پسندی پیروی کن.

د- مجاهده: تلاش و پی گیری عملی با عزمی راسخ و استوار.
2- خوشبختی و موفقیت تنها یک راه دارد:

حسرت گذشته را نخوردن و حرص آینده را نزدن و حال را در یافتن و از آنچه (مادی و معنوی) داریم بهره گرفتن.

بخش مهمی از ناکامی ها، نا امیدی ها، غم ها و غصه ها یا به جهت افسوس و افسردگی برای گذشته است و یا غصه برای رسیدن به آینده و آنچه نداریم .

با خوبان معاشرت کنیم تا عطر معرفت و معنویتشان در جان و جوهرمان تزریق شود در آیات و روایات متعددی بر این مهم تأکید شده است که انسان با آئین و کیش دوستان خود زندگی می کند برای شناخت افراد کافیست دوستان و معاشرانش را بشناسیم رمز موفقیت و خودسازی آمد و شد با پاکان و نیکان است

3- به همه دهن ها غذا بدهیم: 

ما تنها یک دهان نداریم ده ها، دهان داریم به هر یک غذا ندهیم افسرده، پژمرده و بیمار می شویم دهانی که محتاج علم است دهانی که به دعا نیاز دارد، دهانی که از محبت و عشق تغذیه می شود ، دهانی که با خدمت کردن به دیگران سیراب می شود. اگر خود را از هر یک محروم کنیم بیمار و ناکام خواهیم شد.
4- کلنگ را یکجا بزن :

برای رسیدن به آب که مایه حیات است باید تنها به یک نقطه کلنگ زد. (مثلا) اگر به جای 5 هزار مرتبه کلنگ به ده جا و ده نقطه از زمین بزنیم و به آب نرسیم و خسته و ناامید شویم شش هزار مرتبه کلنگ به یک نقطه از زمین بزنیم به آب می رسیم  پی گیری و مداومت در هر زمینه ای یک اصل اساسی است. همه دانشمندان تمرکز و پی گیری را اصلی ترین پیش نیاز موفقیت خود می دانستند.
5- با چرا زندگی کنیم: 

کسی که با چرا زندگی نکند به چراگاه برده شده و چرانده می شود، چرا این فیلم را ببینم؟ چرا درس بخوانم؟ چرا ازدواج کنم؟ چرا با او دوستی کنم؟ چرا صاحب فرزند شوم؟ و.... اگر پاسخ مثبت بود، یعنی محصول اقدام مفید بود انجام  بدهیم وگرنه ممنوع.

6- ضمیر ناخودآگاه خود را مدیریت کنیم :

شخصیت، تربیت و عملکرد محصول رویکرد و ضمیر ناخودآگاه است. به عبارت ساده تر هر آنچه را بدون اختیار و از روی عادت و به راحتی انجام می دهیم خروجی ضمیر ناخودآگاه ماست و مثلا به انگشتان یک تایپیست توجه کنید به رانندگی یک راننده نگاه کنید متوجه خواهید شد که با سرعت و بدون سختی عمل مربوط را انجام می دهند. 
بنابراین اگر دیده ها و شنیده ها (ورودی ها) را کنترل کنیم آنچه را که به ظاهر فراموش می کنیم در ضمیر ناخودآگاه بایگانی شده در برخورد با حوادث و پدیده ها و رویدادها عکس العمل خاصی را بروز می دهیم برای برخورد مطلوب ، باید ورودی ها کنترل شود اینها را کنترل کنیم .

حسرت گذشته را نخوردن و حرص آینده را نزدن و حال را در یافتن و از آنچه (مادی و معنوی) داریم بهره گرفتن. بخش مهمی از ناکامی ها، نا امیدی ها، غم ها و غصه ها یا به جهت افسوس و افسردگی برای گذشته است و یا غصه برای رسیدن به آینده و آنچه نداریم

7- عقیده محور باشیم نه غریزه محور: 

وجه تمایز انسان و حیوان در همین یک جمله است. انسان نه براساس میل که براساس معیار، عمل می کند و حیوان برمبنای میل و غریزه، زندگی می کند. همانطور که در همه حوزه های زندگی به کارشناس مراجعه و از نظراتش تبعیت می کنیم (پزشک، مهندس، وکیل و...) در امور دینی و مهارت های زندگی نیز به کارشناس دین و زندگی مراجعه کنیم و بعد از دریافت احکام و قواعد دینی بر همان محور عمل کنیم تا به قله های موفقیت و شادابی و دینداری برسیم. 
8- با سختی ها خود را بسازیم: 

از کاخ نشینی ، انسان های آسمانی و موفق و مبارز بیرون نمی آید. مگر اینکه انسان های قرآنی، کاخ نشینان را با خدا  آشتی دهند و آلوده را پاک نمایند، بیایم این آیه نورانی را آویزه گوش کنیم که فرمود: « إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا » (سوره الشرح آیه 6) ؛‌به راستی که و بطور قطع با سختی (نه بعد از سختی) آسانی هست.
9- قبل از ورود به هر مجلس و محفلی چه گفتن، چگونه بودن را مرور کنیم و بر همان اساس عمل کنیم، هیجان زده و جو زده نباشیم.
10- با خوبان معاشرت کنیم:

تا عطر معرفت و معنویتشان در جان و جوهرمان تزریق شود در آیات و روایات متعددی بر این مهم تأکید شده است که انسان با آئین و کیش دوستان خود زندگی می کند برای شناخت افراد کافیست دوستان و معاشرانش  را بشناسیم رمز موفقیت و خودسازی، آمد و شد با پاکان و نیکان است.

در کتاب عین‌الیقین مرحوم فیض کاشانی آمده است: بنده‌ای در قیامت بدی‌هایش بر خوبی هایش بچربد. او را به سوی دوزخ برند. از جانب حق به جبرئیل خطاب رسد: بنده‌ام را دریاب و از او بپرس در دنیا آیا با علما نشسته تا به شفاعت آنان، او را بیامرزم؟ گناهکار گوید: نه. آیا سر یک سفره با عالمی نشسته؟ گوید: نه. آیا درجایی که عالمی نشسته بود نشسته؟ گوید: نه. آیا با عالمی همنام است؟ گوید: نه. آیا دوست کسی بوده که عالم دوست بوده باشد؟ گوید: آری. خطاب می‌رسد: ای جبرئیل، او را به لطف خویش بخشیدیم، مورد نوازشش قرارده و به بهشت درآور. (عبرت‌آموز ص 157)

                   گر تو سنگ صخره و مرمر شوی                                             چون به صاحبدل رسی، گوهر شوی

مهر پاکان در میان جان نشان                                            دل مده الا به مهر دلخوشان

 


تاریخ : دوشنبه 29 تیر 1394
بازدید : 141
نویسنده : sina95

 

عمل، شعار

 

 


از عمل ، کار برآید برخی به خصوص هنگامی که بر مسندی تکیه می زنند بیش از آنکه کار کنند، حرف می زنند شعار می دهند و در تلاشند که در پوشش همین سخنان دل فریب، از خود چهره ای کار آمد نشان دهند؛ ولی زمانی که به کارنامه عملی آنها نگریسته شود جز رکود و کم کاری و وعده های عمل نشده چیزی مشاهده نمی شود.


 

 

امیرمۆمنان علی علیه السلام در وصف خود و یارانش سخنی دارد که نشان می دهد سیره آن حضرت «اول کار بعد شعار» بوده است و بیان می دارد که رویه ی دشمن اول شعار و هیاهیو است. آن حضرت در جریان جنگ جمل[1] در توصیف آنها می فرماید:

«وَ قَدْ أَرْعَدُوا وَ أَبْرَقُوا وَ مَعَ هَذَیْنِ الْأَمْرَیْنِ الْفَشَلُ» : چون برق درخشیدند و چون تندر خروشیدند؛ با این همه كارى نكردند و وا پس خزیدند.

این همان شعار بی عمل است که دیروز نشان اصحاب جمل بود و امروز نشان دشمنان ما که چون رسانه دارند و توان هیاهو مدام می درخشند و می خروشند و حرف می زنند و شعار می دهند که همه گزینه ها روی میز است. اما نتیجه همان است که اصحاب جمل در آن فرو رفتند.

در این سو که امیرمۆمنان علیه السلام و یارانش قرار دارند آن حضرت خود و سپاهش را اینگونه توصیف می کند:

«وَ لَسْنَا نُرْعِدُ حَتَّى نُوقِعَ وَ لَا نُسِیلُ حَتَّى نُمْطِر»[2] : ولی ما تا بر دشمن نتازیم هیاهو به راه نمی اندازیم و تا نباریم، سیل روان نمى سازیم.

و این همان شعار بعد از عمل است که رمز پیروزی مردان الهی است که با تکیه بر خدا گام در عرصه عمل می نهند بی شعار و هیاهو با تمام قوا کار می کنند تا به هدف برسند. هستند کسانی که چون مولایشان علی علیه السلام بیش از آنکه مرد شعار باشند مرد عملند. جا دارد یاد کنیم از شهید «تهرانی مقدم» که به حق، رادمردی از این تبار بود.

و چه بسیارند کسانی که دلخوش به شعارهایی هستند که مدام سر می دهند و خود و دیگران را با آن سرگرم می کنند حال آن که در عمل هیچ و یا چندان خبری نیست.

نقش نیت در پاداش در پایان جنگ جمل، زمانی که لشگر امام علیه السلام  پیروز شد و یاران حضرت غرق در شادى شدند یكى از یاران امام علیه السلام كه علاقه فراوانی به برادرش داشت جاى او را در این صحنه خالى دید و آرزو كرد كه اى كاش برادرش بود و در این شادى شركت مى كرد و آثار عظمت الهى را در این پیروزى می دید. برای همین به امام علیه السلام  عرض کرد:

دوست داشتم برادرم در این صحنه بود و مى دید چگونه خداوند تو را در برابر دشمنانت یارى داد.

به خدا سوگند اگر آن املاک [که به ناحق از بیت المال جدا شده] را بیابم قاطعانه به بیت المال مسلمانان بر مى گردانم اگر چه مهریه زنان شده باشد یا با آن كنیزها خریده باشند

امام علیه السلام  از او پرسید:

«أَ هَوَى أَخِیكَ مَعَنَا؟» : آیا دل برادرت با ما است؟

وقتی او پاسخ مثبت داد امام علیه السلام  فرمود:

«فَقَدْ شَهِدَنَا وَ لَقَدْ شَهِدَنَا فِی عَسْكَرِنَا هَذَا أَقْوَامٌ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ سَیَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُ وَ یَقْوَى بِهِمُ الْإِیمَان‏»[3] : پس او نیز در این نبرد با ما بوده و حضور داشته است‏. (نه تنها او؛ بلكه) مردمی در این لشگر در کنار ما بوده اند که هم اکنون در صلب مردان و رحم زنان هستند. آنان در آینده متولد می شوند و دین و ایمان به وسیله آنها نیرومند خواهد شد.

با این بیان لطیف و عمیق، امام علیه السلام حضور معنوى برادر آن رزمنده كه همدل و هم عقیده با ایشان بود را جمع سپاه امیرالمۆمنین علیه السلام  اعلام فرمود.

به تعبیر دیگر، امام على(علیه السلام) با این بیان، تمام كسانى كه آن روز در مناطق دور و نزدیک جهان می زیستند و با عذر موجهی در رکاب حضرت حضور نداشتند، امّا با امام و یارانش همدل و هم عقیده بودند و همچنین كسانى كه روزگاران بعد قدم به عرصه جهان مى‏نهند و با ایشان همدل و هم عقیده اند را حاضر در آن میدان و میادین مشابه نبرد حق و باطل دانسته و تمام آنها را در بركات و حسنات آن شریک می داند؛ زیرا از دیدگاه اسلام در میان پیوندهاى گوناگونى كه در بین انسانها دیده مى شود (پیوند نژاد، زبان، تفكّر سیاسى و منافع اقتصادى و ...) برترین و والاترین پیوند، همان پیوند مكتبى است كه در این خطبه به آن اشاره شده است.[4]

عدالت

 

نقش عدالت در رفاه اجتماعی

همه مورّخان در این مسأله هم نظرند كه عثمان خلیفه سوّم، حاتم بخشى‏هاى عجیبى از بیت المال كرد و مبالغ سرسام آوری از آن را به دوستان و بستگان خود واگذار کرد. او بر خلافت سنّت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و حتّى بر خلاف روش دو خلیفه پیشین بی عدالتی های فراوانی را بر بیت المال مسلمین روا داشت و همین سبب شد كه مردم بر ضدّ او قیام کرده سرانجام او را به قتل برسانند.

پس از او زمانی که امیرمۆمنان علیه السلام به حکومت رسید در سخنرانی روز دوم خود[5] به این جنبه حکومت؛ یعنی عدالت در تمام عرصه ها به ویژه در عرصه اقتصادی پرداخت و با قاطعیت تمام اعلام کرد:

«وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ» : به خدا سوگند اگر آن املاک [که به ناحق از بیت المال جدا شده] را بیابم قاطعانه به بیت المال مسلمانان بر مى گردانم اگر چه مهریه زنان شده باشد یا با آن كنیزها خریده باشند؛ یعنی اگر آن را در موارد حسّاس و خاصّى كه مربوط به زندگى شخصی افراد است نیز صرف شده باشد، باز هم باید به بیت المال برگردد تا مردم بدانند آنچه قبلا عمل شده قانون اسلام نبوده و الگو و سرمشقى براى آیندگان نگردد و من اجازه نمى دهم بى عدالتى گذشته در جهان اسلام ادامه یابد.

این همان شعار بی عمل است که دیروز نشان اصحاب جمل بود و امروز نشان دشمنان ما که چون رسانه دارند و توان هیاهو مدام می درخشند و می خروشند و حرف می زنند و شعار می دهند که همه گزینه ها روی میز است. اما نتیجه همان است که اصحاب جمل در آن فرو رفتند

آنگاه به یکی از آثار و برکات این کار (عدالت اقتصادی) اشاره کرده و می فرماید:

«فَإنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَةً» : چرا که در عدالت، گشایش است.

یعنی این کار، مصداق روشن عدالت است؛ عدالتی كه مایه شكوفایى جامعه و رضایت عموم مردم و خاموش شدن آتش فتنه هاست.

از آنجا که عزم بر اجرای قاطعانه عدالت و ندید گرفتن روابط و مناسبات برای آنان که بی عدالتی جیب هایشان را پر کرده همیشه ناخوشایند است امام علیه السلام  برای اصلاح و هدایت این عده می فرماید:

«مَنْ ضَاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ أَضْیَق‏»[6] : کسی که عدالت بر او دشوار آید ستم برایش دشوارتر خواهد بود.

چرا كه عدالت اموال حلال او را به او مى دهد و تنها اموال نامشروعش را مى گیرد؛ ولى اگر تن به عدالت ندهند و ظلم حاکم شود، تمام اموالشان به خطر مى افتد؛ هم حلالشان و هم حرامشان!

در تفسیر سخن امام علیه السلام  این را نیز می توان گفت که: هر گاه به حکم عادلانه چیزى را از انسان بگیرند ممکن است بر او سخت آید؛ امّا اگر همان را به ستم از او بگیرند به مراتب برایش دشوار تر خواهد بود.

 

پی نوشت ها :

1.جنگی که به سرکردگی طلحه و زبیر و نقش آفرینی عایشه در سال 36 هجری ق. بر علی علیه السلام تحمیل شد و نتیجه آن شکست ذلت بار اصحاب جمل بود.

2.نهج البلاغه خطبه 9

3.نهج البلاغه، خطبه 12

4.پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج‏1، ص 498

5.شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید، ج‏1، ص 269

6.نهج البلاغه، خطبه 15

 

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید